2019 December 12 - پنج شنبه 21 آذر 1398
مهدويت
کد مطلب: ٥٤٥٧ تاریخ انتشار: ٢٤ بهمن ١٣٨٩ تعداد بازدید: 4331
سخنراني ها » بررسی شبهات مهدویت
مهدويت

احادیث مهدویت، شبهه فرزند نداشتن امام عسکری، نزول حضرت عیسی، شبهه ظهور از سرداب مقدس
حبل المتين 89/11/24

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 24 / 11 / 89

آقاي محسني

آيا در كتب أهل سنت، آيه اي از قرآن وجود دارد كه در تفسيرش گفته باشند اين آيه در شأن حضرت مهدي (عليه السلام) نازل شده است؟

استاد حسيني قزويني

يكي از اساسي ترين اختلافات ميان شيعه و أهل سنت و وهابيت، بحث مهدويت است. إن شاء الله اگر فرصت شد، بحث مهدويت نوعي و مهدويت شخصي را مطرح خواهم كرد. حتي وهابيت هم اصل مهدويت را منكر نيستند، مگر چند نفر كه در طول تاريخ بودند و منكر مهدويت بودند و خود آقايان أهل سنت و وهابيت هم به آنها پاسخ هاي محكم و دندان شكني دادند.

اصل مهدويت اصل قطعي و مسلّم ميان مذاهب اسلامي است. ولي اين كه آيا اين مهدويت، مهدويت نوعي است يا مهدويت شخصي، اختلاف ميان ما و أهل سنت و وهابيت است.

اما در رابطه با آيه قرآن، در نرم افزار شميم نرگس كه دوستان مان در مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به اشراف ما توليد كردند، حدود 250 آيه از قرآن را ما سند ذكر كرده ايم كه در شأن حضرت مهدي (عليه السلام) نازل شده است و توسط نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) تفسير و تأويل شده است بر وجود مقدس امام زمان (عليه السلام). از جمله اين آيات، آيه 33 سوره توبه و آيه 9 سوره صف است:

هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَي وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ

خداوند به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بشارت مي دهد كه دين اسلام، دين جهاني خواهد بود. اين سؤال براي همه پيش مي آيد كه در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، دين اسلام از جزيرة العرب بيرون نرفت، پس اين آيه چه مي شود؟

آقاي سدي از بزرگان أهل سنت مي گويد:

ذاك عند خروج المهدي، لا يبقي أحد إلا دخل في الاسلام أو أدي الخراج.

اين كه دين اسلام بر تمام اديان غالب مي شود، هنگام ظهور مهدي است. أحدي در كره زمين نمي ماند، مگر اين كه وارد اسلام مي شود يا جزيه مي دهد.

تفسير الرازي، ج 16، ص 40 ـ تفسير القرطبي، ج 8، ص 121 ـ تفسير البحر المحيط لأبي حيان الأندلسي، ج 5، ص 34 ـ زاد المسير لإبن الجوزي، ج 3، ص 290 ـ تفسير الثعلبي، ج 5، ص 35 ـ تفسير مجمع البيان للشيخ الطبرسي، ج 5، ص 45

هم چنين در كتاب هاي ديگري مانند تفسير روح المعاني آقاي آلوسي وهابي آمده است:

وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ

سوره أنفال / آيه 39

و سيتحقق مضمونها إذا ظهر المهدي، فإنه لا يبقي علي ظهر الأرض مشرك أصلا.

مضمون اين آيه در زمان ظهور مهدي محقق مي شود و در آن زمان، هيچ مشركي در كره زمين نمي ماند.

تفسير الآلوسي، ج 9، ص 207

* * * * * * *

آقاي محسني

تعداد رواياتي كه در كتاب هاي شيعه و سني در رابطه با حضرت مهدي (عليه السلام) آمده است، چقدر است؟ آيا به حد تواتر رسيده است؟

استاد حسيني قزويني

تعداد تأليفاتي كه ما توانستيم تا سال 1384 جمع آوري كنيم، 1145 عنوان كتاب در شيعه و سني در رابطه با حضرت مهدي (عليه السلام) نوشته شده است. بينندگان عزيز توجه داشته باشند كه تعدادي از اين كتاب ها، قبل از ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) نوشته شده است. اگر كتاب رجال نجاشي (ره) و فهرست شيخ طوسي (ره) و معجم المؤلفين عمر رضا كحاله و الذريعة مرحوم شيخ آقا بزرگ تهراني (ره) را ببينيد، متوجه مي شويد كه تعدادي از كتاب هايي كه در رابطه با غيبت و امامت نوشته شده است، مربوط به قبل از ولادت آقا حضرت [ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) است. تعدادي از أصحاب امام سجاد (عليه السلام) اين كتاب ها را نوشته اند؛ يعني قبل از سال 116 هجري اين كتاب ها نوشته شده است. عمده اين كتاب ها، مانند كتابي كه هشام و حسن بن محبوب نوشته اند در رابطه با غيبت، مربوط به قبل از سال 150 هجري يا قبل از سال 200 هجري است. اين رواياتي كه ما داريم، همه اش مربوط به قبل از ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) است. در كدام يك از حوزه هاي علمي سراغ داريد كه اين همه كتاب تأليف شده باشد؟

در مورد آمار روايات، ما 2 كتاب منتخب الأثر حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني و كتاب معجم أحاديث الإمام المهدي (عليه السلام) حضرت آيت الله كوراني را بررسي كرديم و رواياتي كه ما توانستيم در منابع شيعه و سني آمار بگيريم، 2666 روايت بود. در كدام يك از مسائل اين همه روايات آمده است؟ در فقه، اخلاق، سياست و ... . اينها نشان مي دهد كه بحث مهدويت، يك بحث اساسي از ديدگاه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه اطهار (عليهم السلام) و از ديدگاه خود علماء بوده است.

إن شاء الله اگر فرصت شود، در رابطه با آفت هاي مهدويت بحث خواهيم كرد و موارد متعددي وجود دارد كه افرادي كه قبل از ولادت آقا امام زمان (عليه السلام) ادعاي مهدويت داشتند، به خاطر روايات و أحاديث متعددي بود كه از رسول الله (صلي الله عليه و آله) شنيده بودند و همه در انتظار اين بودند كه يك جهان پر از عدل و صلح و صفا را ببينند و عجله داشتند. حتي بعضي ها نسبت به امام باقر (عليه السلام) و امام صادق (عليه السلام) مدعي مهدويت شده اند؛ مانند كيساني ها و ناووسي ها. برخي هم مانند واقفي ها نسبت به امام كاظم (عليه السلام) مدعي مهدويت شده اند. اين نشان مي دهد كه حتي خود شيعيان هم براي ديدن جهان پر از عدل عجله داشتند و ره به بيراهه زدند.

من نمونه هايي از اين روايات را عرض مي كنم:

91 روايت در كتب شيعه و سني وجود دارد كه ائمه (عليهم السلام) 12 نفر هستند و اول شان حضرت علي (عليه السلام) و آخرشان حضرت مهدي (عليه السلام) است.

94 روايت وجود دارد كه ائمه (عليهم السلام) 12 نفر هستند و آخرشان حضرت مهدي (عليه السلام) است.

107 روايت وجود دارد كه ائمه (عليهم السلام) 12 نفر هستند و نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام)، حضرت مهدي (عليه السلام) است.

50 روايت وجود دارد كه أسماء ائمه (عليهم السلام) از حضرت علي (عليه السلام) تا حضرت مهدي (عليه السلام) ذكر شده است.

148 روايت روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام) است.

99 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، ششمين فرزند امام صادق (عليه السلام) است.

98 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، پنجمين فرزند امام كاظم (عليه السلام) است.

95 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، چهارمين فرزند امام رضا (عليه السلام) است.

90 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، سومين فرزند امام جواد (عليه السلام) است.

90 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، دومين فرزند امام هادي (عليه السلام) است.

146 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، فرزند امام عسگري (عليه السلام) است.

90 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام)، دوازدهمين امام و آخرين امام است.

91 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) داراي غيبت طولاني است.

318 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) داراي عمر طولاني است.

44 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) ولادتش مخفي است.

123 روايت وجود دارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) جهان را پر از عدل و داد مي كند.

118 روايت وجود دارد كه عده اي در زمان امام عسگري (عليه السلام)، حضرت مهدي (عليه السلام) را ديده اند و در زمان غيبت صغري مشرف به محضر آن حضرت شده اند.

اينها خلاصه اي بود از نمونه اي از رواياتي كه فوق حدّ تواتر است. يعني وقتي 2666 روايت در يك موضوع داريم، نامش را تواتر نمي گذارند، بلكه بالاتر از تواتر است و آقايان مؤسسين علم درايه، بايد واژه اي را بياورند كه فراتر از تواتر باشد تا ما هم آن واژه را در رابطه با أحاديث مهدويت به كار ببريم.

* * * * * * *

آقاي محسني

ما با أكثر علماء أهل سنت اختلافي در مهدويت نداريم و عمده اختلاف ما با وهابيت است و اين اختلاف بر اين است كه آنها مي گويند حضرت مهدي (عليه السلام) به دنيا نيامده است. پيرامون اين مسئله هم مطالبي را بيان بفرماييد تا بينندگان عزيز هم در جريان كار قرار بگيرند.

استاد حسيني قزويني

اين بحث هم مفصل است. شبهه عدم تولد حضرت مهدي (عليه السلام)، يكي از مباحث اختلافي اساسي ميان شيعه و سني است و وهابيت هم همين بحث را مطرح مي كنند و در كتاب هايي كه توسط وهابي ها مطرح شده توسط إبن تيميه و احسان إلهي ظهير و ديگران، مشكلاتي مطرح شده است و ما موظف هستيم كه به اين شبهات به نحو أحسن جواب بدهيم.

بيان شبهه: عدم تولد حضرت مهدي (عليه السلام)

بحث شبهه عدم تولد حضرت مهدي (عليه السلام)، عمدتاً توسط وهابيت و إبن تيميه حرّاني، بزرگ نظريه پرداز وهابيت مطرح شده است. إبن تيميه حرّاني اين تعبير را دارد:

قد ذكر محمد بن جرير الطبري و عبد الباقي إبن قانع و غيرهما من أهل العلم بالأنساب و التواريخ: إن الحسن بن علي العسكري لم يكن له نسل و لا عقب و الإمامية الذين يزعمون أنه كان له ولد يدعون أنه دخل السرداب بسامراء و هو صغير. منهم من قال: عمره سنتان و منهم من قال: ثلاث و منهم من قال: خمس سنين.

محمد إبن جرير طبري و عبد الباقي إبن قانع و ديگران از أهل علم انساب و تاريخ مي گويند: حسن بن علي عسگري فرزندي نداشت و نسلي از خودش باقي نگذاشت. شيعيان هم كه مدعي هستند او فرزندي دارد، ادعا مي كنند كه آن فرزند در داخل سرداب سامرا شده است و كوچك است. برخي مي گويند كه او 2 سال داشت و برخي مي گويند 3 سال داشت و برخي مي گويند 5 سال داشت.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج 4، ص 87

بعد از إبن تيميه هم دكتر ناصر الدين قِفاري كه از ليدرهاي وهابيت است و كتاب اصول مذهب الشيعة الإثني عشري را نوشته است، در اين زمينه مطالبي را آورده اند و در جلد 2، صفحه 1004 اين كتاب نوشته است:

بعد از وفات امام عسگري (عليه السلام)، چون ايشان فرزندي نداشت، اموالش را بين وراث تقسيم كردند.

آقاي احسان إلهي ظهير هم همين روش را در كتاب الشيعة و أهل البيت، صفحه 244 به كار مي برد.

اينها همه از همديگر گرفته اند و اصرار دارند كه ما دليلي بر اين كه امام عسگري (عليه السلام) فرزندي داشته باشد، نداريم و طبق نظر آقاي طبري، امام عسگري (عليه السلام) فرزندش نداشته است و آثاري از خود باقي نگذاشته است.

جواب شبهه:

نكته اول:

ايشان مي گويد كه طبري گفته است: «امام عسگري (عليه السلام) نسلي ندارد».

بينندگان عزيز بروند كتاب طبري را بخوانند و اين روشن و واضح است و تمام آثار آقاي طبري در سايت ها و نرم افزار هاي مختلف آمده است. هر كدام از اين وهابي ها بتوانند از كتاب تاريخ الطبري اين مطلب إبن تيميه را كه به نقل از طبري گفته است را پيدا كنند، بنده همين جا اعلام مي كنم كه 100 هزار تومان به او جايزه مي دهم. اگر هم نتوانستند بياورند، بدانند كه إبن تيميه از 100 مورد ادعايي كه در كتاب منهاج السنة دارد، 90 موردش مانند همين است و إفتراء و تهمت است و هيچ يك از أهل علم و تاريخ هم چنين چيزي را نديده اند و نقل نكرده اند و نه در روايت ضعيف وجود دارد و نه در روايت صحيح. مثلاً در مورد اين حديث:

علي مع الحق و الحق مع علي.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج 7، ص 235 ـ تاريخ البغداد للخطيب البغدادي، ج 14، ص 322 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 20، ص 361 و ج 42، ص 449 ـ مناقب علي بن أبي طالب (ع) لإبن مردويه الأصفهاني، ص 113 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج 2، ص 297 ـ الامامة و السياسة لإبن قتيبة الدينوري ، تحقيق الزيني، ج 1، ص 73

مي گويد هيچ كدام از علماء ما اين حديث را نقل نكرده اند و در روايت ضعيفي هم نيامده است. عمده ادعاهاي إبن تيميه مبتني بر إفتراء است. لذا وقتي علامه حلي (ره) منهاج السنة را خواند، فرمود:

اگر مي دانستم إبن تيميه حرف مرا مي فهمد، جوابش را مي دادم. ولي يقين دارم كه إبن تيميه حرف مرا نمي فهمد.

جالب اينجاست كه جناب محمد رشاد سالم كه از محققان توانمند أهل سنت است، كتاب منهاج السنة را تحقيق كرده است و ما انتظار داشتيم كه حدأقل ايشان در پاورقي اشاره كند كه اين عبارت ايشان دروغ و إفتراء است؛ ولي اين شهامت را نداشت. نه تنها ايشان، بلكه هيچ كدام از كساني كه فعلاً در خدمت وهابي ها هستند، هم چنين شهامتي ندارند.

ايشان مي گويد اين سخن در تاريخ الطبري نيست، بلكه در صلة تاريخ الطبري است كه براي آقاي عريب بن سعد قرطبي است. شما برويد همين كتاب صلة تاريخ الطبري را كه چاپ شده است را نگاه كنيد كه آيا هم چنين تعبيري در اين كتاب آمده است يا خير؟ باز هم اگر پيدا كنيد، من 100 هزار تومان جايزه مي دهم. در كتاب صلة تاريخ الطبري، چاپ مؤسسه اعلمي بيروت، صفحه 33 مي گويد:

اين قضيه مربوط به نوه امام رضا است به نام محمد بن حسن بن علي بن موسي الرضا و مربوط به سال 302 هجري است در زمان مقتدر عباسي. ايشان ادعا مي كند كه من فرزند علي بن أبي طالب هستم و از آن زمان در قيد حيات هستم و با آقاي خليفه يك حرف ناگفتني دارم كه اگر دستم به خليفه نرسد، وقت مي گذرد و براي خليفه مشكلاتي درست مي شود و خطر جدي در كار است. وزراء و ديگران اصرار كردند كه قضيه چيست و به ما بگو تا به خليفه بگوييم، ولي ايشان مي گفت كه خودم شخصاً بايد به خليفه بگويم. تا اين كه اين شخص را آوردند و مطالبي گفته شد و گفتند بايد تحقيق كنيم كه آيا فرزند علي بن أبي طالب است يا نه و رفتند عالمين به أنساب را جمع كردند و معلوم شد كه اين آقا ادعاي دروغ كرده و فرزند علي بن أبي طالب نبوده و فرزند محمد بن حسن است كه از نواده هاي امام رضا است.

پس ارتباطي به قضيه مهدويت ندارد. بعد از اين قضيه هم هاشمي ها و اولاد أمير المؤمنين (عليه السلام) جمع شدند و از خليفه خواستند كه اين شخص بايد در ميان مردم مفتضح شود تا كسي هم چنين ادعايي نكند. يك اسب يا الاغي آوردند و اين شخص را وارونه سوار كردند و در كوچه ها گرداندند كه اين شخص ادعاي دروغ مي كرد كه فرزند علي بن أبي طالب (عليه السلام) است.

اين قضيه اي كه در كتاب صلة تاريخ الطبري است و صاحب كتاب مي گويد كه اين حسن بن علي:

لم يكن له نسل.

هيچ نسلي ندارد.

اين عبارت براي آقاي حسن بن علي از فرزندان امام رضا (عليه السلام) به كار رفته است، ولي آقاي إبن تيميه اين عبارت را به فرزندان امام عسگري (عليه السلام) تطبيق داده و هيچ ارتباطي به قضيه مهدويت ندارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

قصد إبن تيميه از اين بيانش چيست؟ نظر شما در مورد اين عبارت إبن تيميه چيست؟ چرا اين إفترائات را گفته است؟

استاد حسيني قزويني

كلاً آقاي إبن تيميه يك روحيه ضد شيعي داشته و هدفش إحياء همان سنت هاي بني أميه بود. اگر كسي آثار إبن تيميه را منصفانه و بدون تعصب شيعي و سني و وهابي بخواند و عينك بي طرفي بگذارد و بعد هم فرهنگ بني أميه، اين شجره ملعونه در قرآن را ملاحظه كند، مي بيند كه دقيقاً اين هدف إبن تيميه تطبيق مي كند با إحياء فرهنگ بني أميه. فرهنگ بني أميه هم كلاً مشخص است كه خاموش كردن نور اسلام و مبارزه با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است. يكي از بزرگان اينها هم مي گويد:

لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحي نزل

و پدرش هم مي گويد:

تأسف مي خورم كه نام پيامبر (صلي الله عليه و سلم) از مأذنه ها شنيده مي شود.

اين پسر عبد الله، همتش عالي بود و به كمتر از اين قانع نشد كه نامش در كنار نام خدا بيايد.

شما تاريخ أبو سفيان و بني أميه و معاويه و يزيد و مروان را مطالعه بفرماييد و سپس عصاره اي از اين فرهنگ درست كنيد و روي ميز بگذاريد و بعد هم اگر كتاب هاي إبن تيميه را مطالعه كنيد، مي بينيد كه با هم مطابقت مي كند و فتوكپي برابر اصل است.

وهابيت امروز واقعاً بي حدّ و حساب جولان مي دهند. شبكه ما چون سياسي نيست، بنا نداريم وارد مسائل سياسي شويم و دخالت كنيم. ولي با اين نهضت بيداري اسلامي كه در كشورهاي عربي ايجاد شده، مانند مصر و تونس و كشورهاي ديگر، وهابيت طوفان به پا كرده اند و تعداد زيادي از مبلغين وهابي سرازير تونس شده اند. در مساجد و مراكز فرهنگي و ديگر مراكز، وهابيت را تبليغ مي كنند. إن شاء الله اگر بخش عربي شبكه مان آغاز شد، در آنجا اعلام خواهيم كرد كه اين يك خطر جدي است و اگر در تونس و مصر و بحرين و جاهاي ديگر كه مردم به دنبال اين هستند كه از ظلم و استبداد خلاص شوند، مراقب باشند كه از چاله درنيايند و در چاه بيفتند! فريب وهابيت را نخورند. وهابيت بنيان گزار استبداد هستند. كشتارها و جناياتي كه در زمان خود محمد بن عبد الوهاب نسبت به أهل سنت بود، در ساير زمان ها نبود. فتوايي كه خود محمد بن عبد الوهاب و إبن تيميه عليه أهل سنت دادند، تا به حال در اين تاريخ و در اين 15 قرن سابقه نداشت. ما تقاضاي مان از عزيزان أهل سنت اين است كه يقين كنند وهابيت براي آنها، جز فتنه و بدترين استبدادها، چيز ديگري ندارد. فراتر از اين اين كه وهابيت، امروز چهره اسلام را در سطح بين المللي مخدوش كرده اند. بنده خودم به بعضي از كشورهاي اروپايي كه رفته ام، برخي وقتي اسم اسلام را مي شنيدند، مي گفتند اسلام يعني ترور و تروريست و آدم كشي. لذا در سخنراني هايي كه در آنجا داشتيم، مي گفتيم كه همت خودشان را روي اين قضيه بسيج كنند كه اسلام دين رأفت و محبت و صلح و صفا است. 99٪ برنامه هاي اسلام مبتني بر رأفت است و 1٪ هم خشونت دارد در برابر كسي كه واقعاً ظالم است و إفساد مي كند و امنيت جامعه را به خطر مي اندازد و آزادي ديگران را به خطر مي اندازد. مثلاً كسي كه مي خواهد شراب بخورد و به خيابان بيايد و عربده بكشد و مزاحم ناموس مردم شود، بايد با او برخورد شود و ربطي به اسلام هم ندارد. حتي در خود آمريكا هم اگر كسي شراب بخورد و مست كند و به خيابان بيايد، با او برخورد مي كنند. إن شاء الله اگر فرصت شود، يكي از موضوعاتي كه جايش خالي است ـ و اين همه هجمه اي كه توسط مسيحيان متوجه جهان اسلام مي شود و وهابيت با اين كج انديشي خود اسلام را وارونه معرفي مي كنند، ـ بعضي از آياتي است كه در رابطه با حدود و ديات و جهاد است و بايد مقداري روي اينها كار شود و توضيح داده شود. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در طول اين 23 سال، جز رأفت و جز رحمت، چيز ديگري نداشت و اين جنگ ها و اين غزواتي كه داشت، 100٪ دفاعي بود، نه جنگ هاي ابتدائي و هجومي. بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم خلفاء كارهايي را انجام دادند و چهره اسلام را مخدوش كردند. چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وصيت نكرده بود به كشورگشايي و لشكركشي به كشورهاي ديگر. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دعوت نامه مي فرستاد و مردم را دعوت مي كرد و اگر با مشكلي مواجه مي شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور به لشكركشي نمي داد. وقتي دشمنان لشكركشي كردند به داخل كشورهاي اسلامي، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم در جنگ تبوك دفاع كرد. دفاع، يك عمل عادي است و هر انساني احساس خطر كند، موظف است از خودش دفاع كند و دفاع كردن هم ارتباطي به اسلام ندارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا در ميان علماء أهل سنت، كساني هستند كه إقرار و إذعان داشته اند به ولادت حضرت مهدي (عليه السلام)؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با علماء أهل سنتي كه صراحت دارند بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام)، جناب فقيه ايماني از علماء و فرزانگان اصفهان است كه تاكنون ناشناخته مانده است، در كتاب الإصالة المهدوية في الإسلام، صفحه 81 نام 112 نفر از علماء أهل سنت را مي آورد كه اعتراف كرده اند بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام).

هم چنين پژوهشگر توانا، جناب آقاي دكتر سامر عميدي كه از دوستان بنده هستند، در كتاب دفاع عن الكافي، جلد 1، صفحه 568 نام 128 نفر از علماء و بزرگان أهل سنت را مي آورد كه اعتراف كرده اند بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام).

علماء أهل سنت كه اعتراف بر ولادت حضرت مهدي (عليه السلام) دارند:

من نمونه اي از اعترافات دانشمندان أهل سنت را به صورت گذرا خدمت بينندگان عزيز عرض مي كنم:

1. ذهبي

شمس الدين ذهبي (متوفاي 748 هجري) در اتفاقات سال 256 مي گويد:

ولد محمد بن الحسن العسكري.

محمد بن حسن عسكري به دنيا آمد.

العبر في خبر من غبر، ج 2، ص 37 ـ تاريخ الإسلام للذهبي، ج 19، ص 113

2. فخر رازي

جناب آقاي فخر الدين رازي (متوفاي 606 يا 630 هجري) همين تعبير را دارد كه امام عسكري (عليه السلام) داراي 2 پسر و 2 دختر بود و يكي از پسرانش، حضرت مهدي (عليه السلام) است.

الشجرة المباركة في انساب الطالبية، ص 78

3. إبن حجر هيثمي

آقاي إبن حجر هيثمي (متوفاي 973 يا 974 هجري) در كتاب الصواعق المحرقة، جلد 2، صفحه 601 مي گويد كه وقتي امام عسكري (عليه السلام) از دنيا مي رود، حضرت مهدي (عليه السلام) 5 ساله بود.

4. إبن أثير

آقاي إبن أثير جزري (متوفاي 630 هجري) در كتاب الكامل في التاريخ، جلد 7، صفحه 274 صراحت دارد:

أبو محمد العلوي العسكري و هو أحد الأئمة الاثني عشر علي مذهب الامامية و هو والد محمد الذي يعتقدونه المنتظر بسرداب سامرا.

امام عسكري يكي از ائمه دوازده گانه شيعه است و پدر همان محمد است كه شيعيان معتقد هستند او همان مهدي منتظر است ... .

5. إبن خلّكان

آقاي إبن خلّكان (متوفاي 681 هجري) مي گويد:

كانت ولادته يوم الجمعة منتصف شعبان سنة خمس و خمسين و مائتين.

ولادتش در روز جمعه نيمه شعبان سال 255 هجري بود.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج 4، ص 176

6. صفدي

آقاي صفدي (متوفاي 764 هجري) مي گويد:

ولد نصف شعبان سنة خمس و خمسين و مأتين.

الوافي بالوفيات للصفدي، ج 2، ص 249

7. سبط إبن جوزي

آقاي سبط إبن جوزي (متوفاي 654 هجري) در تذكرة الخواص همين تعبير را دارد.

8. زِرِكْلي

آقاي خير الدين زركلي وهابي (متوفاي 1410 هجري) هم اين تعبير را دارد:

ولد في سامراء و مات أبوه و له من العمر نحو خمس سنين.

او در سامراء به دنيا آمد و وقتي پدرش از دنيا رفت، 5 ساله بود.

الأعلام لخير الدين الزركلي، ج 6، ص 80

* * * * * * *

آقاي محسني

قضيه نماز خواندن حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر امام زمان (عليه السلام)، يكي از مباحثي است بعد از ظهور اتفاق مي افتد و بحث مفصلي دارد. آيا اين قضيه در كتب أهل سنت آمده است؟

استاد حسيني قزويني

بعضي ها شبهه وارد مي كنند كه قضيه نماز خواندن حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر حضرت مهدي (عليه السلام) مدركي ندارد. من تعجب مي كنم كه يا اين بزرگواران مطالعه ندارند يا مطالعه شان ناقص است يا چيزي را شنيده اند و مطرح مي كنند كه صحت ندارد. وقتي هم اين مطالب روي آنتن مي رود، براي خيلي از شيعيان هم شبهه مي شود.

حضرت مهدي (عليه السلام)، مقتداي حضرت عيسي (عليه السلام)

الف: كتب أهل سنت

در اين كه حضرت مهدي (عليه السلام)، مقتداي حضرت عيسي (عليه السلام) است، شك و شبهه اي نيست و در كتب شيعه و در صحيح بخاري و صحيح مسلم هم آمده است.

روايت اول:

در صحيح بخاري و صحيح مسلم نقل شده است:

كيف أنتم إذا نزل إبن مريم فيكم و إمامكم منكم.

حال شما چگونه است روزي كه حضرت عيسي (عليه السلام) مي آيد و امام جماعت هم از ميان شما مسلمان است؟

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج 4، ص 143 ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج 1، ص 94

شرّاح صحيح بخاري و صحيح مسلم در ذيل همين روايت صراحت دارند كه اين حديث مربوط به حضرت مهدي (عليه السلام) است.

1. إبن حجر عسقلاني

إبن حجر عسقلاني هم صراحت دارد:

تواترت الأخبار بأن المهدي من هذه الأمة و أن عيسي يصلي خلفه.

روايات متواتري وجود دارد كه مهدي از امت اسلامي است و حضرت عيسي (عليه السلام) هم پشت سر او نماز مي خواند.

فتح الباري في شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج 6، ص 358

مي گويند:

در خانه كس است، يك حرف بس است.

من گمان مي كنم همين عبارت إبن حجر عسقلاني كفايت مي كند.

2. كشميري ديوبندي

جناب آقاي كشميري ديوبندي كه از علماء بزرگ أهل سنت است، مي گويد:

فهذا صريح في أن مصداق الإمام في الأحاديث هو المهدي.

روايات متعددي مي آورد و مي گويد:

اين روايات صراحت دارد كه مراد از كلمه امام در صحيح بخاري و صحيح مسلم، همان مهدي است.

فيض الباري علي صحيح البخاري، ج 4، ص 44

3. علامه عيني

آقاي بدر الدين عيني هم مي گويد:

و في صلاة عيسي عليه الصلاة و السلام خلف رجل من هذه الأمة مع كونه في آخر الزمان و قرب قيام الساعة، دلالة للصحيح من الأقوال أنه الأرض لا تخلو عن قائم لله بحجة.

نماز خواندن حضرت عيسي (عليه الصلاة و السلام) در آخر الزمان پشت سر مردي از اين أمت، دلالت بر اين است كه اين زمين خالي از حجت نيست.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج 16، ص 40

4. عبد المحسن عباد

عبد المحسن عباد كه از اساتيد دانشگاه اسلامي مدينه منوره و از وهابي هاست، صراحت دارد كه اين دو روايتي كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده، نشان گر اين است كه مراد از جمله «إمامكم منكم»، حضرت مهدي (عليه السلام) است.

عقيدة أهل السنة و الأثر، ص 178، مجلة رسالة الثقلين، شماره 25

روايت دوم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

منا الذي يصلي عيسي بن مريم خلفه.

آن مردي كه حضرت عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي خواند، از ماست.

الحاوي للفتاوي للسيوطي، ج 2، ص 65 ـ الجامع الصغير للسيوطي، ج 2، ص 546 ـ أبو نعيم الإصفهاني، ج ، ص ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج 6 ص 23 ـ ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج 14، ص 266

اين روايت در كتب شيعه هم آمده است.

كشف الغمة لإبن أبي الفتح الإربلي، ج 3، ص 274 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج 51، ص 84

روايت سوم:

آقاي إبن شيبه هم اين تعبير را دارد:

المهدي من هذه الأمة و هو الذي يؤم عيسي إبن مريم.

مهدي از أمت اسلامي است و كسي است كه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر او نماز مي خواند.

المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج 8، ص 679، ح 195

روايت چهارم:

آقاي سيوطي مي گويد:

هذا من أعجب العجب، فإن صلاة عيسي خلف المهدي ثابتة في عدة أحاديث صحيحة بإخبار الرسول صلي الله عليه و سلم.

اين از أعجب عجائب است. نماز خواندن عيسي پشت سر مهدي، در تعدادي از أحاديث صحيحه كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) خبر داده، ثابت شده است.

الحاوي للفتاوي للسيوطي، ج 2، ص 167

روايت پنجم:

در صحيح بخاري آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

و الذي نفسي بيده! ليوشكن أن ينزل فيكم إبن مريم حكما مقسطا فيكسر الصليب و يقتل الخنزير و يضع الجزية.

قسم به خدايي كه جان من در دست اوست! در آينده اي نزديك حضرت عيسي (عليه السلام) مي آيد و در ميان شما قضاوت مي كند به عدالت و صليب و بت ها را مي شكند و خوك ها را نابود مي كند و جزيه را ساقط مي كند.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج 3، ص 40، ح 2222 ـ صحيح مسلم لمسلم بن حجاج النيشابوري، ج 1، ص 93، ح 281

همين روايت كافي است كه به خيلي از مباحث اختلافي ميان شيعه و سني و وهابيت پايان دهد.

1. عيني

علامه بدر الدين عيني مي گويد:

مشروعية الجزية مقيدة بنزول عيسي عليه الصلاة و السلام و قد قلنا أن عيسي عليه الصلاة و السلام لا يقبل إلا الإسلام.

مشروعيت جزيه مقيد است به نزول حضرت عيسي (عليه السلام)، با اين كه حضرت عيسي (عليه السلام) جز اسلام، دين ديگري را قبول نمي كند.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج 16، ص 39

2. آلوسي

آلوسي هم مي گويد:

و إنما يحكم بما يتلقي عن نبينا عليه الصلاة و السلام.

آنچه را كه حضرت عيسي (عليه السلام) از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرا مي گيرد، در ميان مسلمانان حكم به عدالت مي كند.

تفسير الآلوسي، ج 22، ص 35

إن شاء الله در سر فرصت عرض خواهيم كرد كه روايات متعددي وجود دارد كه حضرت عيسي (عليه السلام) كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي آيد و از محضر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و از كنار قبر ايشان، مباحث اسلامي را فرا مي گيرد.

اشاره شد كه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر حضرت مهدي (عليه السلام) نماز مي خواند و اين دليل بر أفضليت حضرت مهدي (عليه السلام) بر حضرت عيسي (عليه السلام) است. چون آقايان أهل سنت قاطعانه مي گويند امام جماعت بايد أفضل از مأموم باشد. در صحيح مسلم، جلد 2، صفحه 133، صحيح 1417 از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كنند:

كسي كه قرائتش از همه بهتر است و به سنت بيشتر آگاهي دارد و هجرتش زودتر از بقيه بود و بزرگ تر است و علمش بيشتر است، بايد به عنوان امام جماعت انتخاب شود.

مادامي كه أفضل باشد، غير أفضل نمي تواند امام جماعت باشد و اين اجماع در تمام مذاهب أهل سنت است.

جالب اين است كه جناب گنجي صراحت دارد:

اين كه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر مهدي نماز مي خواند، دليل قطعي است بر اين كه حضرت عيسي (عليه السلام) خودش مي داند مهدي از او أفضل است و مهدي هم مي داند كه از حضرت عيسي (عليه السلام) أفضل است. وگرنه نه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر مهدي نماز مي خواند و نه مهدي به خودش اجازه مي دهد جلوتر از حضرت عيسي (عليه السلام) نماز بخواند.

البيان في أخبار صاحب الزمان، ص 21

جناب سبط إبن جوزي هم همين تعبير را دارد.

* * * * * * *

آقاي محسني

پس طبق اين أحاديث، امام ما از أنبياء بني اسرائيل (عليهم السلام) هم بالاتر است.

استاد حسيني قزويني

بله، حضرت عيسي (عليه السلام) هم جزء أنبياء اولوا العزم (عليهم السلام) است. أمير المؤمنين (عليه السلام) كه نفس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم از همه أنبياء (عليهم السلام) أفضل است، پس أمير المؤمنين (عليه السلام) از تمام أنبياء (عليهم السلام) أفضل است و تمام مقاماتي كه أمير المؤمنين (عليه السلام) دارد، خداوند بر ديگر ائمه (عليهم السلام) تفويض كرده است.

ب: كتب شيعه

روايت اول:

در كتاب كمال الدين و تمام النعمة شيخ صدوق (ره) كه يكي از كتاب هاي معتبر شيعه است و در حد كتاب هاي كافي و تهذيب الأحكام است و به أمر خود امام زمان (عليه السلام) نوشته شده است، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

و الذي بعثني بالحق نبيا! لو لم يبق من الدنيا إلا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم، حتي يخرج فيه ولدي المهدي، فينزل روح الله عيسي بن مريم، فيصلي خلفه و تشرق الأرض بنوره و يبلغ سلطانه المشرق و المغرب.

قسم به خدايي كه مرا به حق مبعوث كرد! اگر از دنيا فقط يك روز مانده باشد، خداوند آن روز را به قدري طولاني مي كند تا فرزندم مهدي بيايد و روح الله عيسي بن مريم هم مي آيد و پشت سر او نماز مي خواهند و خداوند هم در آن زمان، زمين را به نور خودش روشن مي كند و حكومت مهدي سراسر شرق و غرب عالم را فرا مي گيرد.

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص 280 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج 51، ص 71

روايت دوم:

در كتاب الغيبة نعماني كه از كتاب هاي معتبر شيعه است، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ائمه (عليهم السلام) را توصيف مي كند و مي فرمايد:

آخرهم يصلي عيسي بن مريم (عليه السلام) خلفه.

آخرين ائمه كسي است كه عيسي بن مريم (عليه السلام) پشت سر او نماز مي خواند.

كتاب الغيبة لمحمد بن إبراهيم النعماني، ص 65

روايت سوم:

شيخ صدوق (ره) در كمال الدين و إتمام النعمة، صفحه 78 از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند:

إن الذي يصلي عيسي بن مريم خلفه هو الثاني العشر من العترة التاسع من ولد الحسين بن علي عليهما السلام.

كسي كه عيسي بن مريم پشت سرش نماز مي خواند، دوازدهمين امام است و نهمين فرزند حسين بن علي (عليه السلام) است.

روايت چهارم:

شيخ صدوق (ره) از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند:

يقتله الله عز وجل ... علي يد من يصلي المسيح عيسي بن مريم عليهما السلام خلفه.

كسي كه دجال به دست او كشته مي شود، همان كسي است كه عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي خواند.

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص 527

روايت پنجم:

امام حسن (عليه السلام) مي فرمايد:

أما علمتم أنه ما منا أحد إلا و يقع في عنقه بيعة لطاغية زمانه إلا القائم الذي يصلي روح الله عيسي بن مريم عليه السلام خلفه؟

آيا نمي دانيد كه هيچ يك از ما ائمّه نيست جز آن كه بيعت سركش زمانش بر گردن اوست، مگر قائمي كه روح اللَّه عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي خواند؟

كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص 316

روايت ششم:

امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

ألا تري أن عيسي يصلي خلفنا و هو نبي إلا و نحن أفضل منه؟

آيا نمي بينيد كه حضرت عيسي (عليه السلام) كه نبي است، پشت سر ما نماز مي خواند و اين دليل بر اين است كه ما أفضل از او هستيم؟

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج 14، ص 348

روايت هفتم:

امام باقر (عليه السلام) مي فرمايد:

دوازدهمين فردي كه حضرت عيسي (عليه السلام) پشت سر او نماز مي خواند، از ما است.

اينها خلاصه اي بود از بحث ما.

* * * * * * *

آقاي محسني

يكي از إفترائاتي كه وهابيت بيان مي كنند، اين است كه مي گويند شيعه عقيده دارد:

امام زمان (عليه السلام) در سرداب غائب شده است و هر روز هم منتظر آمدن او هستند و مي روند جلوي درب سرداب مي ايستند و منتظر او هستند.

در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

بله، يكي از إفترائاتي كه اينها از هزار سال قبل مطرح كرده اند، همين مطلب است و الآن هم متأسفانه بعضي از اين آقايان وهابي ها، أمثال آقايان حيدري ها و ديگران در شبكه وهابي نور و صفا و وصال، اين مباحث را مطرح مي كنند و تصور مي كنند كه فتح الفتوح مي كنند. حال آنكه غير از اين كه خودشان و مخاطبين را به سخره بگيرند، چيز ديگري ندارند.

وهابيت و تهمت ظهور از سرداب

1. إبن تيميه

إبن تيميه به عنوان ليدر وهابيت و به عنوان فردي كه آقايان به او شيخ الإسلام مي گويند، اين تعبير را دارد:

أنهم يجعلون للمنتظر عدة مشاهد ينتظرونه فيها كالسرداب الذي بسامراء الذي يزعمون أنه غاب فيه و مشاهد أخر و قد يقيمون هناك دابة ـ إما بغلة و إما فرسا و إما غير ذلك ـ ليركبها إذا خرج و يقيمون هناك إما في طرفي النهار و إما في أوقات أخر من ينادي عليه بالخروج: «يا مولانا أخرج! يا مولانا أخرج!» و يشهرون السلاح و لا أحد هناك يقاتلهم.

يكي از حماقت هاي شيعيان اين است كه براي مهدي منتظر، مشاهد متعددي مانند سرداب را معين كرده اند و در آنجا منتظر او هستند و معتقدند كه مهدي در آنجا غائب شده است. شيعيان به سرداب مي روند و با خود يك حيوان يا اسب و قاطري مي برند و نگه مي دارند تا وقتي مهدي از سرداب خروج كرد، سوار اين حيوان شود. شيعيان به سرداب مي روند و در اول و آخر روز شعار مي دهند: «اي مولا! قيام كن، اي مولا! قيام كن». شيعيان با خودشان شمشير مي برند و بيرون مي كشند، بدون اين كه كسي در آنجا باشد تا با او بجنگند.

منهاج السنة لإبن تيمية، ج 1، ص 44

بينندگان عزيز خودشان قضاوت كنند. من قبل از اين كه جواب بدهم، يقين دارم كه بينندگان عزيز به ريش إبن تيميه و همه طرفداران إبن تيميه مي خندند؛ مخصوصاً آن دسته از عزيزاني كه در شهرها و روستاها با شيعيان زندگي مي كنند و از فرهنگ شيعه آگاهي دارند و مي دانند كه اين حرف إبن تيميه، چقدر مسخره و خنده آور است!

جالب اين است كه إبن تيميه در همان جلد و صفحه مي گويد:

و فيهم من يقوم في أوقات الصلاة دائما لا يصلي خشية أن يخرج و هو في الصلاة فيشتغل بها عن خروجه و خدمته و هم في أماكن بعيدة عن مشهدة، كمدينة النبي صلي الله عليه و سلم، إما في العشر الأواخر من رمضان و إما في غير ذلك، يتوجهون إلي المشرق و ينادونه بأصوات عالية يطلبون خروجه.

برخي از شيعياني كه به سرداب مي روند و منتظر ظهور مهدي هستند، نماز نمي خوانند. چون مي ترسند كه مهدي ظهور كند و اينها هم مشغول نماز باشند و نتوانند در خدمت او باشند. ... و شيعياني كه در مدينه يا ديگر شهرها هستند، رو به مشرق مي كنند و با صداي بلند، قيام و خروج مهدي را طلب مي كنند.

اين به عنوان بزرگ نظريه پرداز وهابيت است كه به اين شكل بيان مي كند.

من از بينندگان عزيز، از آن سني هايي كه در ميان شيعه زندگي مي كنند، چه در ايران و چه در افغانستان و پاكستان و عربستان سعودي (كه حدود 33٪ آنها شيعه هستند) و بحرين (كه حدود 70٪ شيعه هستند) و كشورهاي ديگر، آيا تا به حال شنيده اند يا در تاريخ خوانده اند يا از آباء و اجدادشان شنيده اند كه شيعيان به سرداب سامراء مي روند و حيوان و اسب و قاطر مي برند تا امام زمان (عليه السلام) ظهور كند و سوار بر آنها شود؟ يا شنيده اند كه شيعيان نماز نمي خوانند و نمازشان را به تأخير مي اندازند از ترس اين كه اگر مشغول نماز شوند و امام زمان (عليه السلام) بيايد، نمي توانند به امام زمان (عليه السلام) خدمت كنند؟! اين مسخره بازي هايي كه إبن تيميه به عنوان شيخ الإسلام مطرح مي كند، انسان خجالت مي كشد كه مطرح كند. به نظر من اگر عزيزان روحاني يا جوانان شيعه كه مي خواهند با وهابيت مبارزه علمي كنند، لازم نيست پاسخ شبهات را بدهند، بلكه همين ها را مطرح كنند و اين حرف ها، آنها را مفتضح مي كند. آقاي إبن تيميه حدود 95٪ حرف هايش به اين شكل است. يعني يك إفتراء مي بندد بدون اين كه هيچ دليل و مدركي داشته باشد. اين حرف هايي كه إبن تيميه مي زند، در كدام كتاب آمده است و چه كسي ديده است و به كدام مدرك استناد مي كند؟ اگر اين طور باشد، كسي هم اينجا مي نشيند و ده ها إفتراء به شما مي بندد. آيا شما خوش تان مي آيد؟

2. محمد بن عبد الوهاب

آقاي محمد بن عبد الوهاب هم كمتر از امام و رهبرش نيست. در كتاب رسالة في الرد علي الرافضة، جلد 1، صفحه 33 همين بحث را دارد. محمد بن عبد الوهاب مي گويد:

اين كه شيعيان، نماز ظهر را با نماز عصر و نماز مغرب را با نماز عشاء با هم مي خوانند، به اين دليل است كه اينها وحشت دارند مهدي ناگهان ظهور كند و اينها عقب بمانند. لذا نماز ظهر را تا نزديك غروب به تأخير مي اندازند و به صورت فرادي و بدون جماعت و بدون خشوع و طمأنينه، نمازشان را جمع مي خوانند تا از غافله مهدي عقب نمانند.

3. إبن خلدون

آقاي إبن خلدون هم كه قبل از اينها بود، در كتاب تاريخش، جلد 1، صفحه 199 همين حرف را مي زند.

ما نمي دانيم كه در برابر اين حضرات، انسان بخندد يا گريه كند؟!

* * * * * * *

آقاي محسني

تحليل شما از اين نظر إبن تيميه چيست؟

استاد حسيني قزويني

هيچ شيعه اي در طول تاريخ، منتظر ظهور حضرت مهدي (عليه السلام) از سرداب نبوده است. ما اين را قاطعانه اعلام مي كنيم. هيچ شيعه اي نماز ظهر و عصرش را به خاطر اين قضيه به تأخير نمي اندازد. إبن خلدون مي گويد كه سرداب مقدس در حلّه بوده است. اين آقا از نظر جغرافيايي قاطي كرده است. حال آن كه امام زمان (عليه السلام) از مكه ظهور مي كند، نه از سامراء.

نكته جالب اين است كه تمام اين بحث هايي كه اين آقايان آورده اند، ساخته و پرداخته آقايان أهل سنت است و افسانه سرداب در كتاب هاي شيعه به چشم نمي خورد.

افسانه سرداب در كتاب هاي أهل سنت

1. إبن خلكان

آقاي إبن خلّكان (متوفاي 681 هجري) مي گويد:

هو والد المنتظر صاحب السرداب.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلكان، ج 2، ص 94 و ج 4، ص 176

در كدام يك از كتاب هاي شيعه آمده است كه امام زمان (عليه السلام)، صاحب سرداب است؟!

2. إبن خلدون

آقاي إبن خلدون (متوفاي 808 هجري) مي گويد:

و يلقبونه المهدي، دخل في سرداب بدارهم في الحلة ... .

... مهدي وارد سرداب در حله شد و آنجا ماند ... .

تاريخ إبن خلدون، ج 1، ص 199

3. إبن حجر هيثمي

آقاي إبن حجر هيثمي مي گويد:

الإمام المنتظر و هو صاحب السرداب عندهم.

الصواعق المحرقة لإبن حجر الهيثمي، چاپ مصر، ص 100

4. سويدي

آقاي سويدي كه از مورخان بنام أهل سنت است، مي گويد:

تزعم الشيعه أنه غاب في السرداب بسر من رأي و الحرس عليه.

سبائك الذهب، ص 78

تمام اين بحث هايي كه اين حضرات آورده اند، مربوط به افسانه سازي هاي آقايان أهل سنت است.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا علماء بزرگ در اين زمينه پاسخي داشته اند؟

استاد حسيني قزويني

بله، علماء شيعه جواب داده اند.

جواب علماء شيعه از تهمت افسانه سرداب

1. علامه اميني (ره)

علامه اميني (ره) بزرگ مدافع شيعه در طول تاريخ مي فرمايد:

و فرية السرداب أشنع لكنه زاد في الطمور نغمات بضم الحمير إلي الخيول و ادعائه اطراد العادة في كل ليلة و اتصالها منذ أكثر من ألف عام و الشيعة لا تري أن غيبة الإمام في السرداب و لا هم غيبوه فيه و لا إنه يظهر منه.

ايشان يك عبارتي را از قصيمي وهابي نقل مي كند و مي فرمايد:

وقيح ترين و شنيع ترين إفترائات، إفتراء سرداب است. ... و در طول اين هزار سال إفتراء بسته اند و شيعه هم چنين عقيده اي ندارد كه حضرت مهدي (عليه السلام) در سرداب است و از آنجا ظهور مي كند.

الغدير للشيخ الأميني، ج 3، ص 308

جالب اين كه علامه اميني (ره) مي فرمايد:

و ليت هؤلاء المتقولون في أمر السرداب اتفقوا علي رأي واحد في الأكذوبة حتي لا تلوح عليها لوائح الإفتعال فتفضحهم.

اي كاش اين آقاياني كه إفتراء سرداب را بسته اند، حرف شان يكي بود. ولي حرف هاي ضد و نقيض زيادي دارند.

الغدير للشيخ الأميني، ج 3، ص 309

مثلاً إبن بطوطه در كتاب رحلة خود مي گويد سرداب در شهر حلّه است. إبن خلدون هم مي گويد سرداب در شهر حلّه است. آقاي قرماني در أخبار الدول مي گويد سرداب در بغداد است. برخي هم مي گويند كه در سامراء است.

2. باقر شريف قرشي

هم چنين جناب باقر شريف قرشي كه از علماء بزرگ شيعه در نجف است، مي فرمايد:

إن هذا المكان الشريف كان مصلي لأئمة ثلاثة من أئمة أهل البيت: الإمام الهادي و إبنه الحسن العسكري و إبنه الحجة المنتظر عليهم السلام.

اين مكان، مكاني شريف است به خاطر اين كه اين سرداب، محل نماز 3 تن از ائمه (عليهم السلام) بوده است؛ امام هادي (عليه السلام) و امام عسكري (عليه السلام) و حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) كه در طول اين سال ها در آنجا نماز خوانده اند.

حياة الإمام مهدي (عليه السلام) لباقر شريف القرشي، ص 119

3. محدث نوري (ره)

هم چنين جناب باقر شريف قرشي از كشف الأستار محدث نوري (ره) نقل مي كند كه مي فرمايد:

نحن كلما راجعنا و تفحصنا لم نجد لما ذكروه أثرا، بل ليس في الأحاديث ذكر للسرداب أصلا.

ما هر چقدر كتاب هاي شيعه را گشتيم، اثري نيافتيم از اين كه قضيه سرداب را پيوند بدهد به حضرت مهدي (عليه السلام) كه در آنجا زندگي مي كند و از آنجا ظهور مي كند،

4. علامه صدر الدين

هم چنين از علامه صدر الدين صدر (ره) نقل مي كند:

ما نسبه إلينا ـ من غيابه في السرداب ـ كثير من خواص أهل السنة، فلا أعرف له مدركا و لم أجد له مستندا.

آنچه كه بسياري از بزرگان أهل سنت در مورد سرداب به ما شيعيان إفتراء بسته اند، نه مدركي پيدا كردم و نه مستندي يافتم.

المهدي، ص 155

4. إربلي

مرحوم إربلي (ره) مي فرمايد:

و الذين يقولون بوجوده لا يقولون إنه في سرداب، بل يقولون إنه حي موجودة يحل و يرتحل و يطوف في الأرض.

كساني كه معتقد به وجود حضرت مهدي (عليه السلام) هستند، معتقد نيستند كه ايشان در سرداب زندگي مي كند، بلكه معتقدند كه او زنده است و در ميان مردم زندگي مي كند و ... .

كشف الغمة لإبن أبي الفتح الإربلي، ج 3، ص 296

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال 1 :

شما در رابطه با جنگ اعراب با ايران [بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)] صحبت كرديد. لطفا نظر شرعي و فقهي خودتان را درباره جايز بودن يا نبودن اين جنگ بيان بفرماييد.

جواب 1 :

ما معتقديم اين جنگي كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) توسط خلفاء صورت گرفت، شرعي نبوده است و نه دليل قرآني داشته اند و نه دليلي از سنت داشته اند و نه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وصيت كرده بود. دليل ما هم اين است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) كه در طول 23 سال نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه به تعبير خليفه دوم:

لو لا سيف علي لما قام عمود الإسلام.

اگر شمشير علي نبود، پرچم اسلام برافراشته نمي شد.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج 12، ص 82

أمير المؤمنين (عليه السلام) كوچك ترين كمكي در اين جنگ ها نكردند. اين بهترين دليل بر عدم مشروعيت اين جنگ هاست از ديدگاه ما.

ما در سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com در مورد اين مطالب مقاله نوشته ايم. مقاله اي در مجله أفق حوزه كه براي دفتر تبليغات اسلامي است، چاپ شده است در جواب آقاي واعظ زاده خراساني كه گفته بود: «از بني أميه تجليل شده بود و اسلام هماني است كه بني أميه ترويج داده است». جناب حضرت آيت الله حسيني بوشهري، رئيس حوزه علميه قم در آن زمان هم به من زنگ زد و گفت: «در اين ميدان، شما بايد وارد شويد و جواب بدهيد تا ما در مجله أفق حوزه چاپ كنيم». بنده 3 شماره مقاله نوشتم و در رابطه با جنگ هايي كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) انجام شد و جناياتي كه در اين جنگ ها صورت گرفت و چهره اسلام را مخدوش كرد، از كتاب هاي معتبر أهل سنت بيان كرده ام.

إن شاء الله در آينده هم درباره حمله عرب به ايران و كيفيت مسلمان شده ايراني ها صحبت مي كنيم. اين را هم بارها گفته ايم كه مسلمان شدن ايراني ها ارتباطي به حمله عرب در زمان عمر بن خطاب نداشت و در زمان خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، يمن مسلمان شد به دست حضرت علي (عليه السلام) و يمن در آن زمان، جزء ايران بود و حاكم يمن را پادشاه ايران معين كرده بود و يمن يكي از استان هاي ايران بود. حتي نامه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه به ايران آمد، پادشاه ايران به حاكم يمن نوشت: «يك فردي را بفرست تا ـ نستجير بالله ـ سر كسي را كه ادعاي پيامبري كرده است ببرد و همراه جواب نامه براي من بفرست». يعني اسلام از طريق خود يمن و رفت و آمدهايي كه به داخل ايران بود، مسلمان شدند و در زمان خود رسول الله (صلي الله عليه و آله)، مردم ايران با مباني اسلامي آشنا شدند.

* * * * * * *

سؤال 2 :

1. در شبكه ظلمت، آقاي حيدري مي گفت:

بپرسيد از اين آقايان كه چرا نسل امامت بعد از امام حسن (عليه السلام) ادامه پيدا نكرد؟

2. آقاي هاشمي در همين شبكه ظلمت، قضيه ظهور امام زمان (عليه السلام) و انتظار امام زمان (عليه السلام) را افسانه مي دانستند. سپس قضيه دجال را مطرح كرد و فكر مي كنم بيشتر به افسانه شبيه بود تا به اعتقاد ما شيعيان.

جواب 2 :

1. أولاً:

بر فرض اگر از نسل امام حسن (عليه السلام) بود، اينها مي گفتند كه چرا از نسل امام حسين (عليه السلام) نبود. بالأخره بايد امامت از يك نسلي ادامه پيدا مي كرد. مانند اين است كه بگويند چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از نسل حضرت عبد الله (عليه السلام) بود و از نسل كسي ديگر نبود.

ثانياً:

هم چنين عرض كرديم كه به خاطر جانبازي هاي حضرت سيد الشهداء (عليه السلام) و مسائل كربلاء كه امام حسين (عليه السلام) از روز ألست قبول كرد، خداوند هم به خاطر آن، امامت را از نسل امام حسين (عليه السلام) قرار داد.

ثالثاً:

امام حسن (عليه السلام) امام اول بود و امام حسين (عليه السلام) هم امام بعد از او بود و بنا نبود كه بعد از امام حسين (عليه السلام)، اين نسل برگردد به امام قبلي.

رابعاً:

ما صدها روايت داريم از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه فرمودند:

حضرت مهدي (عليه السلام) نهمين فرزند از فرزندان امام حسين (عليه السلام) است.

خامساً:

بعد از امام باقر (عليه السلام)، نسل امامت از ناحيه پدر و مادر، متصل شد به امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام).

2. إن شاء الله اگر روزي قرار شد به شبهه افسانه بودن ظهور امام زمان (عليه السلام) جواب بدهيم، خيلي از معقتدات آقايان أهل سنت زير سؤال مي رود. حتي در نسب خيلي از مقدسين اين آقايان حرف زياد داريم. جالب اين است كه خود بن باز مفتي اعظم سابق عربستان سعودي، وقتي به مسئله مهدويت مي رسد، مي گويد:

أمر المهدي معلوم و الأحاديث فيه مستفيضة، بل متواترة، تدل علي أن هذا الشخص الموعود به أمره ثابت و خروجه حق.

أمر مهدويت قطعي است و روايات در اين زمينه مستفيض است، بلكه متواتر است و اين روايات دلالت مي كند كه قضيه مهدي موعود ثابت است و قيامش هم به حق است.

مجله دانشگاه اسلامي مدينه منوره، شماره 3، سال اول، 1388 هجري

جالب اين است كه آقاي بن باز اين را در جواب كسي مي گويد كه منكر مهدويت بود.

* * * * * * *

سؤال 3 :

در مورد مسجد جمكران و آن چاه و نامه هايي كه مردم در آن چاه مي ريزند توضيح بفرماييد.

جواب 3 :

مسجد جمكران، حق است و به أمر آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) ساخته شده و همه مراجع عظام تقليد هم به آن اعتراف دارند و بنده هم خودم شاهد بودم كه حضرت آيت الله العظمي نجفي مرعشي (ره)، حضرت آيت الله العظمي اراكي (ره)، حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني (ره) و حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) و ساير مراجع عظام تقليدي كه بنده در اين 40 سال اخير در قم درك كرده ام، همه شان به مسجد جمكران مشرف مي شدند و به آنجا احترام مي گذاشتند. الآن هم مراجع عظام تقليد معاصر ما مانند حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي، حضرت آيت الله العظمي صافي گلپايگاني و حضرت آيت الله العظمي وحيد خراساني و ديگران نسبت به مسجد جمكران با نظر قداست نگاه مي كنند و صحبت هاي مفصلي دارند و در آن هيچ شك و شبهه اي نيست.

در رابطه با قضيه چاه جمكران، زماني كه حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) دستور به ساختن اين مسجد دادند، أمر به ساخت هم چنين چاهي ندادند و ما روايات صحيحي در اين زمينه نداريم. اينها معمولاً بعضي از خرافاتي است كه به بعضي از مقدسات آميخته مي شود و بهانه به دست مخالفين و دشمنان أهل بيت (عليهم السلام) مي دهد. برخي هم مانند ملازاده، هر روز عربده مي كشند كه امام زمان (عليه السلام) در آن چاه انداختند و مي خواهد از چاه در بيايد و مانند اينها را مطرح مي كنند.

اين چاه به هيچ وجه سنديت ندارد و روايتي ضعيف هم در اين زمينه نداريم و اين چاه، ساخته و پرداخته سال هاي بعد از آن است و الآن هم چاه را كلاً بسته اند و هيچ چاهي در جمكران وجود ندارد.

در بعضي از روايات آمده است:

كساني كه در زمان غيبت مي خواهند به آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مرتبط شوند، نامه اي را بنويسند و آن را در چاهي كه آب دارد يا در رودخانه اي كه آب دارد بياندازند و يكي از نواب خاص آن حضرت را صدا كند و ايشان هم به إذن الله تبارك و تعالي نامه را به محضر حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مي رساند.

ولي اين چاه، چاه جمكران نيست و اين چاه، از خرافات است و ساخته و پرداخته بعضي از افرادي است كه به مباحث شرعي هيچ گونه آگاهي ندارند.

* * * * * * *

سؤال 4 :

مباني فكري رافضي ها را چه چيزي تشكيل مي دهد و تفاوت شان با تشيع چقدر است و مركز اينها كجاست و چقدر پيروان دارند؟

جواب 4 :

ما اصلاً و ابداً مذهبي به نام مذهب رافضي نداريم و نه رافضي داريم و نه كسي گفته است من رافضي هستم و نه بنيان گزار دارند و نه مباني فكري دارند. آنچه كه مطرح است اين است كه وهابيت براي اين كه بتوانند شيعه را تخريب كنند، از شيعه به عنوان رافضي تعبير مي كنند و اين تعبيري است كه وهابيت از شيعيان دارند. بنيان گزار شيعه هم نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و تشيع و نبوت با هم روئيده شدند و با هم رشد كردند و بيش از 42 روايت از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در رابطه با شيعه در منابع أهل سنت داريم:

يا علي! أنت و شيعتك هم الفائزون.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 42، ص 333 ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص 111

يا علي! أنت و شيعتك تأتي يوم القيامة راضين مرضيين.

الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج 6، ص 379 ـ فتح القدير للشوكاني، ج 5، ص 477 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج 2، ص 461 و 465 ـ تفسير الآلوسي، ج 30، ص 207 ـ مناقب علي بن أبي طالب لإبن مردويه الأصفهاني، ص 346 ـ نظم درر السمطين - الزرندي الحنفي - ص 92

يا علي! أنت و شيعتك في الجنة.

المعجم الأوسط للطبراني، ج 6، ص 354 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج 7، ص 213 ـ تاريخ البغداد للخطيب البغدادي، ج 12، ص 284 و 353 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج 42، ص 332 ـ المناقب للموفق الخوارزمي، ص 113

* * * * * * *

سؤال 5 :

1. با توجه به اين كه امامت يك اصل عقلي در شيعه است، مولود كعبه خواندن أمير المؤمنين (عليه السلام) يك تعبير كنايي است يا واقعي؟

2. ظاهراً امام زمان (عليه السلام) يك كودك 5 ساله بودند كه پدر بزرگوارشان فوت كردند. امامت يك كودك 5 ساله از نظر عقلي چگونه است؟

جواب 5 :

1. امامت هم دليل عقلي دارد و هم دليل قرآني دارد و هم دليل از سنت دارد؛ هر 3 به كمك هم آمده اند براي اثبات امامت.

اين كه أمير المؤمنين (عليه السلام) مولود كعبه است، واقعي است يا كنابي؟ ما در سايت مان مقاله مفصلي داريم و آقاي حاكم نيشابوري مي فرمايد:

فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب (كرم الله وجهه) في جوفه الكعبة.

تحقيقاً و قطعاً أخبار متواتري وجود دارد كه فاطمه بنت أسد، أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه را در درون كعبه به دنيا آورده است.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج 3، ص 483

و ده ها عالم ديگر اين قضيه را نقل كرده اند و هيچ شك و شبهه اي در آن نيست.

2. به همان دليلي كه خداوند به حضرت عيسي (عليه السلام) كه چند ساعتي بيشتر نبود كه به دنيا آمده بود، نبوت را إعطاء كرد و حضرت عيسي (عليه السلام) هم فرمود:

إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آَتَانِيَ الْكِتَابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا / وَ جَعَلَنِي مُبَارَكًا

سوره مريم / آيه 30 و 31

و قرآن نسبت به حضرت يحيي (عليه السلام) مي فرمايد:

يَا يَحْيَي خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَ آَتَيْنَاهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا

سوره مريم / آيه 12

خدايي كه قادر است به حضرت عيسي (عليه السلام) كه چند ساعت نبود كه به دنيا آمده بود، نبوت دهد و قدرت تكلم به او دهد و حضرت يحيي (عليه السلام) را هم در دوران طفوليت نبوت مي دهد، آيا آن خداوند قادر نيست كه امام زمان (عليه السلام) را كه 5 سال دارد، امام قرار دهد؟

جالب اين است امام جواد (عليه السلام) 5 يا 6 ساله بود كه پدر بزرگوارش از دنيا رفت و اين براي أهل سنت يك حربه اي شد براي كوباندن شيعه. از مأمون خواستند كه علماء را جمع كنند و امام جواد (عليه السلام) را مفتضح كنند. تمام شخصيت هاي بزرگ أهل سنت مانند يحيي بن أكثم و ديگران را جمع كردند و امام جواد (عليه السلام) كه 5 سال داشت، همه شان را از نظر علمي متقاعد و زمين گير كرد.

* * * * * * *

سؤال 6 :

در مورد آيه بيعت رضوان و آيه مهاجرين اولين كه خداوند وعده بهشت داده است، مفصل توضيح بفرماييد. چون در آنجا اسمي از خليفه اول و خليفه دوم نيست. اين آيات در شبكه ظلمت بسيار مطرح مي شود. اگر خداوند به اينها وعده بهشت داده است، چرا اينها در اسلام خود شك كردند؟ بنابر نقل ذهبي در جلد 3، چرا عمر بن خطاب مكرراً از حذيفه سؤال مي كرد كه آيا ما جزء منافقين هستيم يا خير؟ اگر كسي كه خداوند آنها را وعده به بهشت داده است، وعده خداوند را نپذيرند و در اسلام خود شك كنند، آيا واقعاً جزء آيه مهاجرين اولين و آيه بيعت رضوان هستند؟ در اين مورد توضيح بفرماييد. چون يك اسلحه اي شده است براي عوام فريبي أهل سنت.

جواب 6 :

ما اين را قبلاً مفصل مطرح كرده ايم و به نظر من نيايد خيلي روي اين مسئله مانور بدهيم.

همان طور كه حضرت عالي اشاره فرموديد، اين مباحث واضح و روشن است و آقايان أهل سنت هم گمان نمي كنم با اين توضيحاتي كه ما در جلسات قبلي داديم، بتوانند روي اين قضيه مانور بدهند. مثلاً در آيه 100 سوره توبه كه مي فرمايد:

وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ وَ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي تَحْتَهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ

كلمه «مِنْ» در «مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ» تبعيضيه است.

در مورد آيه بيعت رضوان قرآن مي فرمايد:

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا

سوره فتح / آيه 18

حتي همان 1400 نفري كه در بيعت رضوان بودند را هم شامل نمي شود. يعني خداوند در زماني در زير شجره رضوان بيعت مي كردند، از آنها راضي شده است.

ما موارد متعددي داريم كه اين حضرات مرتدّ شدند؛ مانند همين حديث حوض كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

تعدادي از صحابه مرا در كنار حوض، به طرف آتش جهنم مي كشند و:

فلا أراه يخلص منهم إلا مثل همل النعم.

صحيح البخاري لمحمد بن اسماعيل البخاري، ج 7، ص 208

* * * * * * *

سؤال 7 :

آيا دانشمندان و مفسرين أهل سنت ايران و افغانستان و پاكستان درباره امام زمان (عليه السلام) كتاب هايي نوشته اند يا خير؟

جواب 7 :

بسيار زياد است و كتاب هاي متعددي نوشته شده است. آقاي گنجي و حاكم نيشابوري در اين زمينه مطلب نوشته اند. إن شاء الله اگر فرصت شود، در جلسه آينده درباره ليست كتاب هايي كه آقايان أهل سنت درباره حضرت مهدي (عليه السلام) نوشته اند، مفصل مطرح خواهم كرد. كتاب فتن آقاي أبو حماد كتابي مفصل است در رابطه با قضيه حضرت مهدي (عليه السلام).

* * * * * * *

سؤال 8 :

وقتي امام زمان (عليه السلام) ظهور مي كند، قبلش حضرت عيسي (عليه السلام) ظهور مي كند و پشت سر امام زمان (عليه السلام) نماز مي خواند و اين موضوع باعث مي شود كه بسياري از مسيحيان ايمان بياورند و حقانيت امام زمان (عليه السلام) را قبول كنند. اما در جامعه اسلامي بر عكس است و امام زمان (عليه السلام) مجبور است كلي مبارزه كند با كساني كه داعيه دين دارند، ولي در عمل بي دين هستند. سؤال من اين است كه چرا امام زمان (عليه السلام) پس از ظهور، اين قدر كه با ما مسلمانان درگير است و مبارزه مي كند، با مسيحيان مبارزه نمي كند؟ دليلش چيست؟

جواب 8 :

اين واضح و روشن است كه وقتي حضرت مهدي (عليه السلام) مي آيد:

يأتي بدين جديد.

يا:

بقرآن جديد.

و اين قرآني كه امروز در ميان أكثريت مسلمانان هست و اين رواياتي كه أكثريت مسلمانان مطرح مي كنند را به شكل جديدي ارائه مي دهد و آن قرآني كه بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نازل شده است و آن تفسيري كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أمير المؤمنين (عليه السلام) از قرآن كرده اند را به مردم عرضه مي كند و مي فرمايد كه اين روايات صحيح بخاري و صحيح مسلم از اسرائيليات است و اين مسلمان هم حاضر نيست بپذيرد، لذا به مخالفت با امام زمان (عليه السلام) برمي خيزند. وقتي حضرت مهدي (عليه السلام) مي فرمايد كه اين أبو بكر و عمر خليفه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبودند و غاصب حق حضرت علي (عليه السلام) بودند، اين مسلمانان به مخالفت برمي خيزند. شما تصور مي كنيد حدود 70٪ مسلمانان كه معتقد به حقانيت أبو بكر هستند، آيا با اين سخن حضرت مهدي (عليه السلام)، بَه بَه و چَه چَه مي كنند و مي گويند كه دست شما درد نكند؟ خير، بلكه در برابر آن حضرت مي ايستند. يعني حضرت مهدي (أرواحنا فداه) با اعتقادات اينها بازي مي كند و بر تمام آنچه كه اينها به عنوان عقيده تصور كرده بودند، خط بطلان مي كشد. وقتي يك عزيز سني مي بيند كه بر 99٪ معتقداتش قلم قرمز كشيده شد، معلوم است كه در برابر حضرت مهدي (عليه السلام) مي ايستد. لذا تحريفاتي كه در دين اسلام صورت گرفته و تغييراتي كه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) انجام شده و امروز هم شاهد آن هستيم، مسلّم و واضح و روشن است كه حضرت مهدي (عليه السلام) آنها را تغيير مي دهد.

* * * * * * *

سؤال 9 :

در مورد مسح سر و پا كه در قرآن آمده است، توضيح بفرماييد.

جواب 9 :

ما در برنامه خارج فقه مقارن كه از شبكه جهاني ولايت پخش مي شود، مفصل بحث كرده ايم. قرآن مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَي الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَي الْمَرَافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَي الْكَعْبَيْنِ

سوره مائده / آيه 6

أولاً: قرائت آيه

حدود 6 ، 7 نفر از قرّاء، حرف «لام» در كلمه «أَرْجُلَكُمْ» را به كسره خوانده اند و بعضي هم به فتحه خوانده اند.

ثانياً: وضوي صحابه

در كتاب صحيح بخاري، جلد 1، صفحه 21 و 32 و صحيح مسلم، جلد 1، صفحه 148 از صحابه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، عبد الله بن عمرو نقل مي كند:

با پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در يكي از سفرها بوديم (ظاهراً سفر حجة الودع است) و:

و نحن نتوضأ، فجعلنا نمسح علي أرجلنا.

ما صحابه وضو مي گرفتيم و بر روي پاهاي خود مسح مي كشيديم.

ما از آقايان أهل سنت سؤال مي كنيم اين صحابه اي كه مسح مي كشيدند، اين مسح كشيدن را از كجا ياد گرفته بودند؟ آيا اين را از قرآن استفاده كرده بودند؟ از كدام آيه؟ آيا از سنت استفاده كرده بودند؟ از كدام سنت؟ يا نه، آيا صحابه بر خلاف قرآن و سنت عمل مي كردند؟ اگر شما مي گوييد «فجعلنا نمسح علي أرجلنا» خلاف قرآن و سنت بوده، تمام تار و پود فكري شما أهل سنت بر باد مي رود! يعني صحابه اي كه بر خلاف قرآن و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، به جاي شستن پا، مسح مي كشيد، آيا اين صحابه صلاحيت مرجعيت علمي را دارند؟

ثالثاً: وضوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

در روايات صحيح از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل كرده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله):

يمسح برأسه و رجليه إلي الكعبين.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) سر و پاهاي مباركش را مسح مي كشيد.

سنن الدارمي، ج 1، ص 305 ـ سنن إبن ماجة، ج 1، ص 156 ـ سنن أبي داود، ج 1، ص 197 ـ سنن النسائي، ج 2، ص 226 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج 2، ص 345 ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج 2، ص 240 ـ السنن الكبري للنسائي، ج 1، ص 241 ـ شرح معاني الآثار لأحمد بن محمد بن سلمة، ج 1، ص 35 ـ تفسير القرطبي، ج 1، ص 348 ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج 2، ص 262 ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج 1، ص 18

وقتي حاكم نيشابوري اين روايت را نقل مي كند در المستدرك علي الصحيحين، جلد 1، صفحه 242 مي گويد:

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين.

اين روايت طبق شرايط صحيح بخاري و صحيح مسلم صحيح است.

آقاي ذهبي هم مي گويد اين روايت صحيح است.

هم چنين در مسند احمد، جلد 1، صفحه 114 راوي مي گويد:

رأيت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) يمسح ظاهرهما.

ديدم رسول الله (صلي الله عليه و سلم) را كه بر روي پاهايش مسح مي كشيد.

آقاي إبن حجر عسقلاني اين روايت را در تلخيص الحبير، جلد 2، صفحه 392 مي آورد و مي گويد:

و إسناده صحيح.

آقاي عثمان بن عفان، خليفه سوم مي گويد:

رأيت رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و مسح برأسه و ظهر قدميه.

ديدم كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) سر و پايش را مسح كشيد.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج 1، ص 58

آقاي هيثمي در مجمع الزوائد و منبع الفوائد، جلد 1، صفحه 224 مي گويد:

و رجاله ثقات.

ثالثاً: وضوي أمير المؤمنين (عليه السلام)

در مسند احمد، جلد 1، صفحه 114 روايتي نقل شده كه إبن حجر عسقلاني در تلخيص الحبير، جلد 2، صفحه 392 مي گويد:

إسناده صحيح.

در اين روايت، أمير المؤمنين (عليه السلام) در هنگام وضو گرفتن، مسح مي كشيد.

در مسند احمد، جلد 1، صفحه 158 نقل شده است:

و مسح رأسه ... و رجليه إلي الكعبين.

آقاي حاكم نيشابوري در المستدرك علي الصحيحين، جلد 4، صفحه 219 مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد.

إبن حجر عسقلاني در لسان الميزان، جلد 7، صفحه 483 مي گويد:

وثقه إبن حبان.

هم چنين مسند أبو داود الطيالسي، صفحه 22 آمده است.

در تفسير جامع البيان طبري، جلد 6، صفحه 152 نقل شده است:

مسح برأسه و رجليه.

فقط يك روايت نيست، دو روايت نيست، سه روايت نيست؛ ده ها روايت است.

خامساً: إبن عباس: در قرآن، أمر به مسح شده است

اين إبن عباس كه شما او را بيشتر از ما قبولش داريد، مي گويد:

أبي الناس إلا الغسل و لا أجد في كتاب الله إلا المسح.

مردم زير بار وضوي مسحي نمي روند و مقيد هستند كه حتما پاي خود را بشويند. در حالي كه در كتاب خدا چيزي جز مسح نيافتم.

مسند احمد للإمام احمد بن حنبل، ج 6، ص 358 ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج 2، ص 238 ـ المصنف لعبد الرزاق الصنعاني، ج 1، ص 22 ـ المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج 1، ص 32 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج 9، ص 432 و 433 ـ الدر المنثور لجلال الدين السيوطي، ج 2، ص 262 ـ سنن إبن ماجة، ج 1، ص 156

سادساً: إبن عباس: در قرآن، 2 غسل و 2 مسح آمده است

آقاي إبن قدامه مقدسي كه از فقهاء بزرگ حنابله است، در كتاب المغني، جلد 1، صفحه 120 به نقل از إبن عباس مي گويد:

ما أجد في كتاب الله إلا غسلتين و مسحتين.

من در كتاب خدا، جز 2 شستشو (صورت و دست) و 2 مسح (سر و پا) نيافتم.

السنن الكبري للبيهقي، ج 1، ص 72 ـ سنن الدارقطني، ج 1، ص 101

يعني مي گويد كتاب خدا دستور به مسح پا داده، ولي مردم بر خلاف كتاب خدا، پاي خود را مي شويند.

آقاي سرخسي كه از فقهاء بزرگ احناف است، در كتاب المبسوط، جلد 1، صفحه 8 به نقل از إبن عباس مي گويد:

نزل القرآن بغسلين و مسحين.

المبسوط للسرخسي، ج 1، ص 8

آقاي عبد الرزاق صنعاني در المصنف، جلد 1، صفحه 19 به نقل از إبن عباس مي گويد:

إفترض الله غسلتين و مسحتين.

اين آقايان بارها اين شبهه را مطرح كرده اند. يك نفر مي آيد در ماهواره و چرنديات مي بافد كه:

علي بن أبي طالب (عليه السلام) پايش را مي شست و من خودم اين را به چشم خودم، هزار بار در كتاب من لا يحضره الفقيه ديدم.

اين مسخره بازي ها گذشت. يك زماني إبن تيميه در كنار كرسي خود مي نشست و حرف هايي را مي نوشت و كسي هم سؤال و جواب نمي كرد. حالا هم اين استاد دانشگاه آمريكا (كه ما دانشگاهي به نام آمريكا نداريم) مي گويد:

علي بن أبي طالب (عليه السلام) پايش را مي شست و من خودم اين را به چشم خودم، هزار بار در كتاب من لا يحضره الفقيه ديدم.

به قول يكي از آقايان:

شما هزار بار ديده اي، هزار بار ديگر هم ببين، هزار بار ديگر هم ببين، هزار بار هم براي بار چهارم ببين و در پنجمين بار، ما اين آيه را مي خوانيم:

وَ الْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ

سوره نور / آيه 7

چرا اين دروغ ها را مي بافيد؟ مي گويد:

هر اعتباري كه صحيح مسلم در نزد ما دارد، كتاب من لا يحضره الفقيه در نزد شيعه هم چنين اعتباري دارد!

اگر تو راست مي گويي، بر پدر دروغ گو لعنت! اگر در يك جا آمده باشد يا يك روحاني عادي و يا يك روضه خوان هم چنين اعتقادي داشته باشد، نشان بدهيد. كتاب من لا يحضره الفقيه از حدود 5 هزار اندي روايت، حدود 2 هزار روايتش مرسل است و شيعه مرسلات را قبول ندارد.

با اين كه ما بارها اين شبهه وضو را جواب داده ايم، ولي اين آقايان تصور مي كنند كه مي توانند ادعا كنند كه اين شبهه وجود دارد.

* * * * * * *

سؤال 10 :

آيا هيچ حديث و روايتي از معصومين (عليهم السلام) در رابطه با ملاقات و ديدن حضرت مهدي (عليه السلام) توسط مردم در عصر غيبت آمده است يا خير؟

جواب 10 :

بحث تشرف به محضر حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) از قطعيات عقيده شيعه است. چه در زمان غيبت صغري و چه در زمان غيبت كبري، افرادي زيادي خدمت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) مشرف شده اند؛ مانند شيخ مفيد (ره)، علامه حلي (ره)، سيد بحر العلوم (ره) و مقدس اردبيلي (ره). اينها از شخصيت هايي هستند كه مشرف به خدمت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) شده اند و هيچ شك و شبهه اي در اين نداريم. ولي اين را هم عزيزان بدانند در آن روايتي كه حضرت به محمد سمري فرمودند:

من إدعي الرؤية فكذبوه.

سرور عزيزمان حضرت آيت الله العظمي شبيري زنجاني مي فرمود:

نظر من بر اين است كه اين روايت يك قاعده كلي براي شيعه بيان كرده است. مثل قاعده إصالة الحلّية است كه مي گويد:

كل شئ لك حلال حتي تعرف الحرام بعينه.

تمام أشياء بر تو حلال است، مگر اين كه حرام را بشناسي كه فلان شئ حرام است.

الكافي للشيخ الكليني، ج 6، ص 339 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج 25، ص 118

و قاعده هاي إصالة الإباحة و إصالة الطهارة هم اين چنين است. إصالة الطهارة يعني همه چيز پاك است و اگر شما به رستوران و هتل مي رويد، موظف هستيد همه چيز را طاهر و پاك بدانيد، مگر اين كه نجس را ببيني و تشخيص بدهي.

ايشان مي فرمود:

قاعده كلي در رابطه با رؤيت حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء)، تكذيب است و عدم صداقت و عدم تحقق است.

يعني هر كسي ادعا كرد من امام زمان (عليه السلام) را ديدم، دروغ است و بايد تكذيبش كنيم؛ مگر اين كه ثابت شود اين تشرف، تشرف واقعي بوده است. هر كسي كه بگويد من امام زمان (عليه السلام) را ديدم، وظيفه ما تكذيب كردن اوست؛ اين اصل اوليه است. مگر مواردي كه قطع داريم حقيقت دارد و اين مدعي صادق است؛ مانند مرحوم مقدس اردبيلي (ره) و سيد بحر العلوم (ره) و سيد بن طاووس (ره). سيد بن طاووس (ره) مي گويد:

من به قدري خدمت امام زمان (عليه السلام) مشرف شده ام كه با تُن صداي ايشان آشنا هستم و اگر از پشت ديواري صدا بيايد، من تشخيص مي دهم كه اين صدا براي حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) است يا صداي كسي ديگر است.

ما بايد مقداري مراقب باشيم و بايد با افرادي كه در اين زمينه دكان و بازار باز مي كنند تا بتوانند پول مردم را به جيب بكشند، مبارزه كنيم. ولي اگر كسي ادعاي رؤيت كرد كه بزرگوار و صالح بود، مانند حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره) و آيت الله مرحوم كشميري (ره) و آيت الله مجتهدي (ره)، شك و شبهه اي وجود ندارد كه اين مسائل حقيقت دارد.

* * * * * * *

سؤال 11 :

در بحث اعتقادي، وقتي به بحث امامت مي رسيم، امامت را از طرق قاعده لطف، قاعده حكمت، قاعده لزوم فيض، و از طريق عقل و شرع ثابت مي كنيم. وقتي به بحث غيبت امام زمان (عليه السلام) مي رسيم، در أحاديث آمده است كه دليل غيبت، ما مردم هستيم. من اين گونه احساس مي كنم كه دلايل وجود امام با دلايل غيبت متناقض است. يعني اگر قرار است امام به دلايل قاعده لطف و ادامه فيض باشد، پس اين امام چرا رفته است؟ اگر قرار باشد كه ما بد باشيم و شيعيان بد باشند و عمده دليلش هم همين است، ما قبول مي كنيم، ولي وجود امام براي اين است كه ما را خوب بكند. آن 11 امام بزرگوار ديگري كه بودند، براي اين بودند كه ما را راهنمايي كنند. اين كه 1200 سال پيش عده اي از مردم در عربستان كارهايي انجام دادند، چوبش را ما مسلمانان در اين دوره مي خوريم كه غيبت امام زمان (عليه السلام) به تأخير مي افتد.

توضيح بفرماييد كه اگر ما وجود امام را به اين دلايل ثابت مي كنيم، وجود امام به همان دلايل، نبايد غيبت داشته باشد و بايد امام حاضر باشد. دليل وجود امام و دليل غيبت امام در تناقض هستند.

جواب 11 :

من در بحث هاي گذشته اين مسئله را در حرم امام رضا (عليه السلام) يا حرم حضرت معصومه (سلام الله عليها) مفصل بحث كرده ام با موضوع فلسفه غيبت امام زمان (عليه السلام) و اين كه آيا با قاعده لطف و اصل نصب امامت تنافي دارد يا خير؟

آقا حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) گرچه الآن در پس پرده غيبت است، ولي طبق رواياتي كه وجود دارد:

من كان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدينه، مخالفا علي هواه، مطيعا لأمر مولاه، فللعوام أن يقلدوه.

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج 27، ص 131 ـ الإحتجاج للشيخ الطبرسي، ج 2، ص 263

به دستور خود ائمه (عليهم السلام) و امام زمان (عليه السلام)، امروز مسئوليت همان امام را فقهاء و مراجع عظام تقليد بر عهده دارند و امام زمان (عليه السلام) هم همانند حضرت خضر (عليه السلام) در ميان ما هست و دست مراجع عظام تقليد را بدون آن كه آنها متوجه شوند، مي گيرد و راهنمايي هاي لازم را انجام مي دهد. خيلي از موارد هست كه آقايان مراجع عظام تقليد ما بنا به دلايلي، خيلي از مسائل را مطرح نمي كنند و برخي هم وصيت مي كنند كه بعد از ما اين قضايا گفته شود. حتي از آقايان مراجع معاصر كه از نزديك با آنها مأنوس بوديم، قطع داريم كه به محضر آقا امام زمان (عليه السلام) مشرف شده اند؛ مانند مرحوم حضرت آيت الله العظمي سيد احمد خوانساري (ره) كه ما شكي در تشرف ايشان نداشتيم و مرحوم حضرت آيت الله العظمي بهجت (ره). اگر اين آقايان براي بعضي از آقايان بيان مي كنند:

هر كه را أسرار حق آموختند مُهر كردند و دهانش دوختند

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»

 




Share
1 | ??? | , ایران | ١٦:٥١ - ٠٤ خرداد ١٣٩٠ |
سلام { نقل شما } آقاي إبن أثير جزري (متوفاي 630 هجري) در كتاب الكامل في التاريخ، جلد 7، صفحه 274 صراحت دارد: أبو محمد العلوي العسكري و هو أحد الأئمة الاثني عشر علي مذهب الامامية و هو والد محمد الذي يعتقدونه المنتظر بسرداب سامرا. امام عسكري يكي از ائمه دوازده‌گانه شيعه است و پدر همان محمد است كه شيعيان معتقد هستند او همان مهدي منتظر است ... . ... { نقل بنده } جملات بالا دليلي بر وجود مهدي نيست . 1 . اولا حرفش از سر تمسخر بوده داره شيعه ها و امامشون رو مسخره ميکنه 2 . ثانيا به قول سايت اسلام تکس اگر واقعا وجودشو قبول داشت اسمشو جدا هم ميورد يعني يه صفحه هم ميزد به اسم محمد مهدي برخي بقيه ي دلايل رو رها کردن به همين چسبيدن که شيعه اين جوري تولد مهدي رو اثبات ميکنه { نقل شما } امام حسن (عليه السلام) مي‌فرمايد: أما علمتم أنه ما منا أحد إلا و يقع في عنقه بيعة لطاغية زمانه إلا القائم الذي يصلي روح الله عيسي بن مريم عليه السلام خلفه؟ آيا نمي‌دانيد كه هيچ‌يك از ما ائمّه نيست جز آن‌كه بيعت سركش زمانش بر گردن اوست، مگر قائمي كه روح اللَّه عيسي بن مريم پشت سر او نماز مي‌خواند؟ كمال الدين و تمام النعمة للشيخ الصدوق، ص 316 { نقل بنده } روايت بالا به صراحت ميگه ائمه عليهم السلام با خلفاي زمانشون بيعت ميکردن

پاسخ:

با سلام


دوست گرامي


1- اشکال ابن اثير به اصل فرزند امام حسن عسگري عليه السلام نيست و اين مطلب بر هر کسي که زبان عربي را بداند واضح است ! اشکال او به اعتقاد شيعه به او است .


2- آيا اين روايت ثابت مي کند که بيعت مشروع و لازم الاجرا داشته اند ؟! بهتر است خود يکبار ديگر متن روايت را بخوانيد !


گروه پاسخ به شبهات

2 | علي زاد | , ایران | ١٧:٤٦ - ١٨ خرداد ١٣٩٠ |
اللهم عجل لويك الفرج . موفق باشيد خيلي مطلب آيت الله شبيري برام جالب بود . خدا حفظتان كند.
3 | حسين عرفاني شيراباد | , ایران | ١٨:٤٩ - ٢١ تير ١٣٩٠ |
با تشکر از زحمات حضرتعالي و همکاران محترمتان . استدعا داشتم مطالبي در مورد شبهه اسمه اسمي ( و اسم ابيه اسم ابي ) و کتيته کنيتي توسط ابوالجحد بيان فرمائيد . همچنين در مورد راوي اين روايت ( زائده ) منابعي متذکر فرمائيد . و همچنين در حورد ابوالجحد منابعي را بيان نمائيد . خيلي ممنون مي شويم چون خيلي نياز دارم .

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

در آدرس ذيل به اين شبهه پاسخ داده شده است :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=12872

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

4 | ابراهيم عباس زاده | , ایران | ١٠:١٠ - ٢٥ تير ١٣٩٠ |
باسمه سبحانه الحمد لله الذي جهلنا من المتمسکين بولايه علي امير المومنين واولاده المعصومين(ع) خداوند انشاءالله ايت الله قزويني وتمامي کساني که براي اهل بيت عصمت وطهارت زحمت ميکشند طول عمر با عزت وسربلندي وصحت وسلامت کامل عنايت فرمايند واقعا اين وهابيها احمق هستند که با اين همه دليل وبرهان باز هم لجاجت از خودشون نشون ميدن(الحمدلله الذي جعل اعدائنا من الحمقاء) ارادتمند شما عباس زاده
5 | احسان محمدي | , ایران | ٠٧:٥٧ - ٢٢ آذر ١٣٩٠ |
اينكه مي گويند امام زمان خودش مي آيد وهمه چيز را درست مي كند وما كاري به اين كارها نداريم ""بينش يهودي "" است...دكتر علي شريعتي ...
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English