2020 February 28 - جمعه 09 اسفند 1398
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)
کد مطلب: ٥٤٥٦ تاریخ انتشار: ٠١ اسفند ١٣٨٩ - ١٣:٠٠ تعداد بازدید: 3341
سخنراني ها » پیامبر اکرم (ص)
ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام)

وقایع هنگام ولادت پیامبر اکرم، نقد و بررسی نظر وهابیت
حبل المتين 89/12/01

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 01 / 12 / 89

آقاي محسني

وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمد، چه اتفاقاتي در عالم افتاد؟

استاد حسيني قزويني

با ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، خاتم پيامبران (عليهم السلام)، پرونده نبوت براي هميشه مختومه شد و سلسله أنبياء (عليهم السلام) براي هميشه بسته شد. تمام أنبياء (عليهم السلام)، از حضرت آدم (عليه السلام) تا حضرت عيسي (عليه السلام)، بشارت آمدن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را به پيروان شان داده بودند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در هم چنين ايامي قدم به عرصه گيتي نهاد.

ما معتقديم كه اين ولادت در 17 ربيع الأول سال 470 ميلادي بود و برادران أهل سنت معتقدند كه در 12 ربيع الأول مي دانند. مرحوم شيخ مفيد (ره) در الإرشاد، جلد 1، صفحه 439 نسبت به روز ميلاد نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) مفصل سخن گفته است. هم چنين آقاي يعقوبي از مورخان نامي اسلام، در تاريخ اليعقوبي، جلد 2، صفحه 7 در اين زمينه مفصل سخن گفته است.

در اتفاقاتي كه به هنگام ولادت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) رخ داد، چه شيعه و چه سني، مطالب زيادي نقل كرده اند و من به نمونه هايي اشاره مي كنم.

اتفاقاتي كه هنگام ولادت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) رخ داد

1. بسته شدن درهاي آسمان بر ابليس

مرحوم إبن شهر آشوب كه از مورخان نامي و استوانه هاي علمي شيعه است، در كتاب مناقب آل أبي طالب، جلد 1، صفحه 31 و علامه مجلسي (ره) در بحار الأنوار، جلد 15، صفحه 257 از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كنند:

ابليس به 7 آسمان مي رفت و أخبار 7 آسمان را شنود مي كرد. وقتي حضرت عيسي (عليه السلام) به دنيا آمد، 3 آسمان از اين 7 آسمان به روي ابليس بسته شد و وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) متولد شد، تمام درهاي آسمان به روي ابليس مسدود شد.

ابليس، به دست اندركارانش دستور داد كه بروند به كره زمين و ببينند كه چه اتفاقي رخ داده كه از ورود به آسمان ها محروم شده است. رفتند و گشتند و آمدند و گفتند خبري نيست. خودش بلند شد آمد و وقتي به مكه رسيد، ديد نوري از مكه به طرف آسمان تلألو مي كند. از جبرئيل سؤال كرد:

چه خبر است؟

جبرئيل هم فرمود:

امشب محمد بن عبد الله (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمده است.

ابليس گفت:

آيا من مي توانم در او هم نفوذ كنم.

جبرئيل فرمود:

حاشا.

ابليس گفت:

آيا به امت او مي توانم نفوذ كنم؟

جبرئيل فرمود:

بله.

ابليس گفت:

همين براي من بس است.

2. فرو ريختن ايوان كسري و خاموش شدن آتشكده فارس و خشك شدن درياچه ساوه

إبن كثير دمشقي سلفي (متوفاي 774 هجري) كه از علماء أهل سنت و شاگرد ذهبي (متوفاي 748 هجري) و معاصر إبن تيميه (متوفاي 728 هجري) است، در كتاب البداية و النهاية، جلد 2، صفحه 327 مفصل بحث مي كند كه وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمد:

ايوان كسري كه بزرگ ترين سلطنت و كاخ پادشاهي كره زمين بود، لرزيد و 14 كنگره اش فرو ريخت و آتشكده فارس كه هزار سال و اندي برافروخته بود، خاموش شد و يكي از علماء بزرگ مجوسي در آن شب خواب ديد كه شتراني بودند كه يك شخص عرب بر آن سوار شد و از دجله گذشت و به طرف بلاد ايران و فارس وارد شد.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، جلد 15، صفحه 257

إبن كثير دمشقي اضافه مي كند:

طاق كسري دو نيم شد و آب دجله شكافته شد و در قصر او جاري شد و نوري از طرف حجاز ظاهر شد و سراسر كره زمين را فرا گرفت و هر بتي كه در سراسر عالم بود، بر رو افتاد و درياچه ساوه براي هميشه خشكيد و وادي سماوه كه سالها به خود آب نديده بود، آب در آن جاري شد.

البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج 2، ص 328 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، جلد 15، صفحه 257

3. گفتن شهادتين توسط پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

إبن هشام كه از مورخان بنام أهل سنت است و تاريخش سرچشمه اي بود براي مورخان بعد از خودش، در السيره النبوية، جلد 1، صفحه 103 تا 107 نقل مي كند كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از مادرش به دنيا آمد، مادرش حضرت آمنه (سلام الله عليها) مي فرمايد:

فرزندم دست به طرف آسمان بلند كرد و شهادتين را بر زبان جاري كرد و به اطرافش نگاه كرد و نوري از او ساطع شد و همه جا را فرا گرفت و ديدم از آن نور صدايي خطاب به من بلند شد و گفت: اي آمنه! فرزندي را به دنيا آوردي كه بهترين انسان است و نام او را محمد بگذار.

4. افتادن بت هاي كعبه

آقاي إبن شهر آشوب در مناقب آل أبي طالب، جلد 1، صفحه 31 از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل مي كند:

وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متولد شد، تمام بت هايي كه در كعبه آويزان بود، بر زمين افتادند و مردم اين صدا را بدون منادي شنيدند:

وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا

سوره إسراء / آيه 81

* * * * * * *

آقاي محسني

نظر وهابيت نسبت به ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چيست؟

استاد حسيني قزويني

الآن مي بينيد كه در سراسر كشورهاي اسلامي مانند ايران و پاكستان و افغانستان كشورهاي خليج فارس و ديگر مسلمانان در كشورهاي اروپايي و آمريكايي، ايام ميلاد نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را به عنوان ايام فرخنده و شادي جشن مي گيرند و سرود مي خوانند و پايكوبي مي كنند و كف مي زنند و اظهار شادماني مي كنند. الحق هم شايد يكي از بهترين روزهاي تاريخ بشريت باشد؛ چون كسي است كه تمام أنبياء (عليهم السلام) بشارت آمدنش را داده بودند. اين خوشحالي و اظهار شادماني مسلمانان، يك أمر فطري است و جداي از مسائل مذهبي است و انسان دوست دارد فردي را كه محبوب و برتر است، از او تجليل كند و به او احترام بگذارد و مي خواهد نام و يادش در تاريخ جاودان بماند. ولي متأسفانه وهابيت كه در حقيقت إحياءگر سنت بني أميه هستند، گفتند كه هرگونه برگزاري مراسم ميلاد براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بدعت و شرك و كفر است. واقعاً آدم نمي داند با اين چرنديات چه كار كند!

در كتاب فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث و الإفتاء ـ كه بزرگ ترين كتاب فقهي وهابيت است و هر كسي از هر كجاي دنيا سؤالات فقهي داشته، اين سؤالات و جواب ها را در 20 جلد جمع كرده اند و چاپ كرده اند، ـ در جلد 3، صفحه 81 صراحتاً مي گويد:

و لا يجوز الإحتفال بمولد الرسول (صلي الله عليه و سلم) و لا غيره، لأن ذلك من البدع المحدثة في الدين ... و لأن الرسول (صلي الله عليه و سلم) لم يفعله و لا خلفاء الراشدين و لا غيرهم من الصحابة.

شادي و سرور براي ميلاد رسول الله (صلي الله عليه و سلم) و ديگران جايز نيست. زيرا اين از بدعت هايي است كه در دين حادث شده است. ... ، زيرا خود رسول الله (صلي الله عليه و سلم) اين كار را انجام نداده است و خلفاء راشدين و ديگر صحابه هم اين كار را انجام نداده اند.

اين فتوايي است كه اين آقايان داده اند. اين كتاب را در سايت هاي مختلف آورده اند.

اين آقايان با احساسات و عواطف يك و نيم ميليارد مسلمان بازي مي كنند. در حالي كه شايد در تمام كره زمين 4 ، 5 ميليون وهابي بيشتر نباشند. إن شاء الله اميدواريم كه اين باطن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و أهل بيت (عليهم السلام) اينها را گرفتار كند و زمينه نابودي اينها را فراهم كند تا مردم از دست اينها خلاص شوند.

البته همين كه قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را نابود نكردند و از بين نبردند، جاي شكرش باقيست. گرچه چندي پيش يكي از مفتيان عربستان سعودي به نام ناصر الدين ألباني اعلام كرد كه اگر دولت عربستان سعودي مدعي توحيد است و مدعي است كه حكومتي توحيدي است، بايد اين گنبد سبزي كه بالاي قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است و اين ضريحي كه روي قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را از بين ببرد. اگر اينها ترس از مسلمانان نداشتند، تا به حال چندين بار اين قبر را ويران كرده بودند، ولي از مسلمانان مي ترسند.

* * * * * * *

آقاي محسني

نظر وهابيون را از منظر قرآن و سنت چگونه ارزيابي مي كنيد؟

استاد حسيني قزويني

در سوره اعراف كه هفتمين سوره قرآن است، در آيه 157 قرآن نسبت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) صراحت دارد:

فَالَّذِينَ آَمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ

كساني كه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ايمان بياورند و او را تكريم كنند و ياريش كنند.

تكريم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چيست؟ «عَزَّرُوهُ» به چه معناست؟ اين آيه كه فقط براي مخاطبين عصر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نبود، بلكه همه مؤمنين را شامل مي شود. يكي از موارد تكريم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، همين جشن و سرور و شادماني در ميلاد آن حضرت است.

در آيه 114 سوره مائده بني اسرائيل از حضرت عيسي (عليه السلام) تقاضا مي كنند كه از خداوند بخواه تا يك مائده آسماني براي ما نازل كند و حضرت عيسي (عليه السلام) به خداوند مي فرمايد:

أللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِأَوَّلِنَا وَ آَخِرِنَا

خداوندا! مائده اي از آسمان بر ما بفرست تا عيدي براي اول و آخر ما باشد.

عزيزان! يك مائده آسماني و يك بلدرچين و يك مرغ از آسمان مي خواهد براي بني اسرائيل بيايد و حضرت عيسي (عليه السلام) مي فرمايد كه ما اين روز را مي خواهيم براي اولين و آخرين مان عيد قرار بدهيم. آيا ولادت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) از يك مائده آسماني كمتر است كه ما اين روز را به عنوان عيد قرار بدهيم؟! ما نمي دانيم قضيه چيست؟ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه آمده بشر را زنده و إحياء كند، اگر حضرت عيسي (عليه السلام) با دعايش يك مرده را زنده مي كرد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بشريت را زنده كرده است. قرآن مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ

اي كساني كه ايمان آورده ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامي كه شما را به سوي چيزي مي خواند كه مايه حيات تان است .

سوره انفال / آيه 24

بشري كه از فرهنگ و تمدن خبري نداشتند و به تعبير مورخين:

تمام باسوادهاي مكه، 11 نفر بودند و كساني كه در مدينه سواد خواندن و نوشتن داشتند، 17 نفر بودند.

به تعبير گوستاو لبون:

ما خجالت مي كشيم بگوييم كه اگر تمدن اسلامي نبود، تمدن ما اروپائيان 800 سال به تأخير مي افتاد.

آن وقت اگر ما بخواهيم ميلاد اين چنين شخصي را جشن بگيريم، اين آقايان بدعت مي دانند!

قرآن در آيه 23 سوره شوري مي فرمايد:

قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فيها حُسْنا

بگو من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي كنم، جز دوست داشتن نزديكانم.

مودّت نزديكان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، قطعاً مودت خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم هست. آيا اين جشن و سرور در ميلاد نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و ميلاد ائمه (عليهم السلام) كه خداوند اين را به عنوان أجر و پاداش رسالت قرار داده، كافي نيست كه ما مقداري اين عقل خود را تكان بدهيم و اين غبارهاي روي عقل مان را بزدائيم و مغزمان را خانه تكاني كنيم؟! اگر همين كتاب فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث و الإفتاء، جلد 3، صفحه 81 كه مي گويد:

هرگونه احتفال و جشن و شادي براي ميلاد پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و ديگران حرام است.

در صفحه 88 هم مي گويد:

اين مراسم عيدي كه به خاطر مصالح ملت عربستان سعودي گرفته مي شود، مانند هفته پليس و آغاز سال تحصيلي و گردهمايي كارمندان دولتي هيچ اشكالي ندارد و شامل نهي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نمي شود.

كسي نيست از اين آقايان سؤال كند:

آيا نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) يا صحابه، جشن هفته پليس داشتند؟ جشن هفته سرباز داشتند؟ جشن آغاز سال تحصيلي داشتند؟ آيا اينها بدعت نيست؟ آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم چنين كاري كرده است؟!

* * * * * * *

آقاي محسني

گويا ارتباط ما با حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي برقرار است.

ضمن عرض سلام و تبريك خدمت حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي؛ ما دوست داريم پيام شما را نسبت به ميلاد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام) بشنويم.

حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي

مي دانيد كه امشب، مطابق روايات مشهور، مصادف است با شب ميلاد پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) و امام صادق (عليه السلام). گرچه درباره ميلاد اين دو بزرگوار، رئيس اسلام و رئيس مذهب جعفري، روايات ديگري هست، اما مشهور همان است كه عرض شد. لذا قبل از هر چيز لازم مي دانم به همه شما دست اندركاران اين شبكه و تمام عزيزان بيننده در اين شب عزيز، صميمانه تبريك عرض كنم؛ تبريكي آميخته با دعا براي موفقيت تان إن شاء الله.

اما پيامي كه خدمت عزيزان بيننده دارم اين است كه هديه اي از كلام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي خواهم خدمت آنها عرض كنم:

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در محيط جاهليت قيام كرد؛ محيطي كه تاريك به تمام معنا بود، مملوّ از خرافات، مملوّ از بي رحمي و جنايت، مملوّ از فساد اخلاق و مملوّ از فقر. كسي باور نمي كرد آن روزي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متولد شد، اين مولود روزي بيايد جهان بشريت را عوض كند. ولي خدا مي خواست چنين كاري به دست چنين مولودي انجام بشود.

يك حديث ناب از كلام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، هديه من براي شما بينندگان عزيز باشد. راوي اين حديث:

عن فاطمه بنت الحسين عن أبيها (عليه السلام) عن جدها رسول الله (صلي الله عليه و آله) قال:

فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام) از پدرش امام حسين (عليه السلام) از جدش رسول الله (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند كه فرمود:

إن صلاح اول هذه الأمة بالزهد و اليقين و إن هلاك آخرها بالشك و الأمل.

وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج 2، ص 438 ـ الخصال للشيخ الصدوق، ص 80

مي دانيم اسلام يك پيشرفت سريعي كرد و به اوج رسيد و بعد عقب نشيني هايي پيدا شد. مورخين شرق و غرب در اين باره بحث كرده اند كه عامل سريع پيشرفت اسلام چه بود و عامل عقب افتادگي جمعي از مسلمين در مراحل بعدي چه بود. به فكر خودشان مطالب زيادي گفتند، بعضي هم گفتند اين معماي تاريخي است و نمي شود عامل پيشرفت مسلمين يا عامل عقب گرد بعدي را فهميد. بنده عرض مي كنم آب را از سرچشمه مي گيريم و از خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) سؤال مي كنيم كه «عامل پيشرفت مسلمين صدر اول چه بود؟ و اگر انحطاطي پيدا شود، عاملش چيست؟». پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در اين حديث مي فرمايد:

آنچه كه باعث پيشرفت مسلمين صدر اول شد، دو چيز بود:

اول زهد بود، يعني زندگي ساده، خالي از تشريفات و زرق و برق؛

دوم هم يقين و ايمان محكم به مباني اسلام.

مسلّما جمعيتي كه يقين دارد، در پاي يقينش ايستادگي مي كند، از جانش هم مي گذرد، به شهادت هم افتخار مي كند، زندگي اش هم ساده است و وابسته به اينجا و آنجا نيست كه غم زندگي داشته باشد، پيشرفت مي كند. زندگي پر زرق و برق و پر از تشريفات، مايه بدبختي است. انسان وقتي نگاه مي كند مثلاً مجلس زفاف امام علي بن أبي طالب (عليه السلام) با بانوي اسلام حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را، مي بيند كه چقدر ساده است! حالا كه نگاه مي كنيم مي بينيم كه چقدر پر تشريفات است! واقعاً بيچاره مي شود اين داماد و عروس و بستگان اين و بستگان آن و پدر و مادر اين و پدر و مادر آن! گاهي تا آخر عمر بايد اقساط مراسم عروسي اش را بپردازد و همين زندگي پر زرق و برق، مايه بدبختي است. فرمود:

آنچه باعث پيشرفت مسلمين صدر اول شد، زندگي ساده و خالي از تشريفات، پاك و پاكيزه و آبرومند و بدون گناه، توأم با ايمان و يقين محكم بود.

و إن هلاك آخرها بالشك و الأمل.

و آنچه كه باعث هلاك آخر مسلمين مي شود و آنها را به عقب گرد مي برد، شك و آرزو است.

شك در مباني پيدا مي شود و آرزوهاي دور و دراز. آرزوهاي دور و دراز، انسان را از خدا دور مي كند، انسان را از فداكاري و شجاعت دور مي كند. وقتي شك هم مانند موريانه در پايه هاي ايمان وارد بشود، متزلزل مي شود و انسان سست مي شود. انساني كه سست باشد و وابسته به زندگي پر زرق و برق باشد، ايمانش هم ضعيف باشد، پيداست كه نمي تواند در مقابل دشمن مقاومت كند.

من اميدوارم اين هديه را از پيشگاه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، همه مان امشب بگيريم و بدانيم اگر بخواهيم مسلمين جهان، در عالم پيشرو و پيشتاز باشند، بايد سراغ زندگي ساده و خالي از تشريفات و تقويت پايه هاي ايمان و يقين بروند؛ اگر بروند، مسلّما پيروز هستند. اين هديه بزرگي بود از پيشگاه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) براي همه شما عزيزان.

من از صميم دل براي همه شما دعا مي كنم. ايام، ايام مباركي باشد براي شما و ايام سعادت و خوشبختي. از همه شما هم انتظار دارم مرا از دعاي خيرتان فراموش نكنيد كه وظائف ما در اين زمان، زياد سنگين است.

و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

* * * * * * *

آقاي محسني

بحث به اينجا كشيده شد كه واقعاً ما مكدّر شديم اين حرف ها را از وهابيت شنيدم در اين شب نوراني كه وهابيت هم چنين نظري دارند نسبت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و نسبت به جشن و ميلاد.

در مورد ساير بي احترامي هاي وهابيت نسبت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) توضيح بفرماييد تا مردم بيشتر آشنا شوند.

استاد حسيني قزويني

همان طور كه قبلاً هم گفته ام، پيدايش وهابيت براي مبارزه با اسلام بود. اين شوخي بردار نيست و ما حاضريم با هر يك از علماء وهابي كه آماده مناظره و گفت وگوي دوستانه باشند، ثابت كنيم كه هدف وهابيت از تأسيس اين فرقه، مبارزه مستقيم يا غير مستقيم با اسلام و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به ويژه با أهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) بوده است.

بي احترامي هاي وهابيت نسبت به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

1. ممنوعيت صلوات فرستادن در اذان

در همين كتاب فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث و الإفتاء، جلد 2، صفحه 501، فتواي شماره 9696 رسماً با إمضاء بن باز و ديگران آورده اند:

اگر كسي قبل از اذان يا بعد از اذان يا در وسط اذان بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) صلوات بفرستد:

من البدع المحدثة في الدين.

اين از بدعت هايي است كه در دين حادث شده است.

و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم فرمود:

من أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو ردّ.

هر كسي كه در دين بدعت بگذارد، مردود است.

با اين كه قرآن نسبت به صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَي النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْليما

خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مي فرستند، اي كساني كه ايمان آورده ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوئيد و تسليم فرمانش باشيد.

سوره أحزاب / آيه 56

قرآن مقيد هم نكرده است كه در كجا بايد صلوات بفرستيد؛ در خانه، مسجد، قبل و بعد و وسط اذان، در ركوع و سجده، در قنوت. در هر جا صلوات فرستادن، يكي از بهترين اذكار است و باعث بخشش گناهان و ترفيع درجات مي شود. من گمان نمي كنم ثواب هيچ عملي در ميان اعمال مستحبي به اندازه ثواب صلوات فرستادن باشد.

اين آقايان صراحتاً مي گويند: «صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در قبل و وسط و بعد از اذان بدعت است». آيا همين كار اينها بدعت نيست؟! آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است كه در قبل و وسط و بعد از اذان بر من صلوات نفرستيد؟ اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نفرموده است، آيا اين بدعت نيست؟ اگر بنا باشد كه در همه چيز بگوييد بايد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گفته باشد، در مسائل مستحدثه چه مي گوييد؟ مثلاً شما كه الآن با قاشق غذا مي خوريد، آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با قاشق غذا مي خورد؟ آيا مثلاً پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با هواپيما پرواز مي كرد و با بلندگو سخن مي گفت و از تلويزيون و اينترنت استفاده مي كرد؟ آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در اين مسائل فرمان داده است؟ در خود مراسم حج كه سوار هواپيما و ماشين مي شويد و وارد جده و مدينه مي شويد، آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است كه كسي مي تواند با هواپيما و ماشين به حج برود؟ حج هم يك أمر عبادي است. شما كه اذان و اقامه و نماز را با بلندگو مي خوانيد، با اين كه نماز بهترين عبادت است، آيا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است كه با بلندگو نماز بخوانيد؟ اينها خلاف قرآن است.

در صحيح مسلم، جلد 2، صفحه 4، حديث 735، باب القول مثل قول المؤذن لمن سمعه صراحت دارد كه عمرو بن عاص از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كند:

إذا سمعتم المؤذن فقولوا مثل ما يقول، ثم صلوا علي، فإنه من صلي علي صلاة صلي الله عليه بها عشرا.

وقتي صداي موذن را شنيديد، آنچه را كه او مي گويد، شما هم بگوييد و بر من صلوات بفرستيد. هر كس بر من يك بار صلوات بفرستد، خداوند 10 مرتبه بر او صلوات مي فرستد.

يعني وقتي مؤذن مي گويد أشهد أن لا إله إلا الله، شما هم بايد بگوييد أشهد أن لا إله إلا الله و اگر مي گويد أشهد أن محمد رسول الله، شما هم بايد بگوييد أشهد أن محمد رسول الله.

اين عين عبارت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است و در صحيح مسلم است، نه در كتاب هاي دست سوم و چهارم.

آقاي زيني دحلان (متوفاي 1305 هجري) كه مفتي مكه مكرمه بود، در كتاب فتنة الوهابية، صفحه 20 مي گويد:

محمد بن عبد الوهاب (كه از مؤسسين سياسي وهابيت است) دستور داده بود كسي حق ندارد بر بالاي منبر و بعد از اذان بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) صلوات بفرستد،

حتي أن رجلا صالحا كان أعمي و كان مؤذنا و صلي علي النبي صلي الله عليه و سلم بعد الأذان بعد أن كان المنع منهم، فأتوا به إلي إبن عبد الوهاب فأمر به أن يقتل فقتل و لو تتبعت لك ما كانوا يفعلونه من أمثال ذلك لملأت الدفاتر و الأوراق.

يك مردي صالح كه نابينا بود، اذان مي گفت و بعد از اين كه دستور داده شد بعد از اذان نبايد بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) صلوات فرستاد، بعد از اذان بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) صلوات فرستاد. او را نزد محمد بن عبد الوهاب آوردند و محمد بن عبد الوهاب هم دستور قتل او را داد و او را كشتند. اگر اين طور كارهاي نادرست و وحشتناك وهابيت را بخواهم بشمارم، مثنوي هفتاد من كاغذ شود و اين دفاتر و اوراق پر مي شود از اين كارها.

اين مرد صالح به چه جرمي كشته شد؟ به جرم صلوات فرستادن بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)! اين يك نمونه اي از كار وهابيت است و جفايي است در حق نبي مكرم (صلي الله عليه و آله).

2. بدعت بودن دعاء كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

آقاي شيخ صالح فوزان كه عضو هيئت كبار عربستان سعودي و عضو لجنه دائمي هم هست، در مجلة الدعوة، شماره 1612، صفحه 37 صراحت دارد:

كساني كه كنار قبر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مي روند و دعا مي كنند به اميد اين كه دعاي شان به اجابت برسد، اين كار بدعت است.

من البدع كذالك الدعا عند قبر الرسول او غيره من القبور ... أن الدعا عنده يستجاب.

آيا ما در كره زمين، بهتر و بالاتر از كنار قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) داريم؟ اين كه اين فتاوا را از كجا آورده اند، ما نمي دانيم!

3. بدعت بودن هديه كردن ثواب قرآن و نماز به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

در كتاب فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث و الإفتاء، جلد 9، صفحه 58، فتواي شماره 3582 صراحت دارد:

كسي كه نماز و قرآن بخواند و بخواهد ثوابش را به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هديه كند، حرام و بدعت است.

يعني مي خواهند ارتباط مسلمانان با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را براي هميشه قطع كنند.!

4. شرك بودن بوسيدن و دست كشيدن قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

هم چنين إبن تيميه مي گويند:

التمسح بالقبر و تقبيله شرك.

دست كشيدن بر روي قبر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و بوسيدن آن قبر شرك است.

الزيارة لإبن تيمية، ص 438، مسئله 7

ما نمي دانيم اينها مي خواهند چه كار بكنند؟ ما نسبت به سران وهابي تأسف نمي خوريم؛ چون مانند اينها در تاريخ بوده اند و بني أميه هم كارهايي كرده اند و مروان و يزيد و معاويه و أبو سفيان هم كارهايي كرده اند و قبل از اينها هم افرادي آمدند و كارهايي را انجام دادند. ولي من تأسف مي خورم نسبت به جوانان تحصيل كرده و دانشجو و اساتيد دانشگاه (كه در اين عصر ارتباطات كه تمام دنيا چشم را به مسلمانان دوخته اند و ما مي خواهيم فرهنگ اسلامي را صادر كنيم و تمدن اسلامي را به دنيا معرفي كنيم) كه فريب اينها را مي خورند و هم چنين مسائلي را مطرح مي كنند. واقعاً در هيچ ديني از اديان گذشته، هم چنين برخوردي با پيامبرشان نكردند كه وهابيت با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) هم چنين برخوردي كرده است. من عزيزان وهابي را دوست دارم و اين جوانان را به والله مانند فرزندان خودم دوست دارم و هميشه هم دعا مي كنم تا ذهن اينها باز شود. من نمي گويم بياييد شيعه بشويد، بلكه مي گويم برويد مطالعه و تحقيق كنيد و اين حرف ها را دربست قبول نكنيد. اينها را براي خودتان بت قرار ندهيد. اين بت ها را بشكنيد و اين پرده ضخيمي كه اين وهابي ها جلوي چشم شما جوانان كشيده اند را كنار بزنيد و اين سدّ محكم را بشكنيد و بياييد مطالعه كنيد. اگر چند كتاب وهابي مطالعه مي كنيد، بياييد چند كتاب را كه در نقد وهابيت است را هم مطالعه كنيد و سپس انتخاب با شماست. ما نمي گوييم كه بياييد كتاب هايي كه در جواب وهابيت نوشته شده است را مطالعه كنيد و دست از وهابيت بكشيد؛ خير، ما اين را نمي گوييم. بياييد مطالعه كنيد تا هر كاري را كه مي خواهيد انجام دهيد، آگاهانه باشد. كتاب هايي كه عليه وهابيت است و توسط أهل سنت نوشته شده است را مطالعه كنيد؛ مانند كتاب الدرر السنية آقاي زيني دحلان و كتاب هاي آقاي ذهبي كه در نقد اينهاست و كتاب هاي آقاي إبن حجر عسقلاني و إبن حجر هيثمي. شما كتاب الدرر الكامنة إبن حجر عسقلاني، جلد 1، صفحه 151 تا 157 را مطالعه كنيد و ببينيد كه خود مسلمانان و أهل سنت چه نظري نسبت به إبن تيميه داشتند. مي گويد نظر مردم نسبت به إبن تيميه اين بود:

عده اي او را كافر و جزء مجسمه مي دانستند.

عده اي او را زنديق و بي دين مي دانستند؛ به خاطر اهانت هايي كه به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) كرده است.

عده اي او را منافق مي دانستند؛ به خاطر حرف هاي نادرست و اهانت هايي كه نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام) كرده است. چون حب علي ايمان است و بغض علي نفاق است.

ما از جوانان عزيز وهابي و از دانشجويان آنها تقاضا داريم كه مطالعه و تحقيق و بررسي كنند. اگر بعد از مطالعه و تحقيق و بررسي به اين نتيجه رسيدند كه تفكر محمد بن عبد الوهاب و إبن تيميه تفكر نابي است، هنيئا لكم! طوبي لكم! ولي اگر احساس كرديد كه اينها درست نيست و باطل است، از آنها پيروي نكنيد. اينها فتوا داده اند:

اگر مي خواهيد براي فرزندتان جشن تولد بگيريد يا جشن سالگرد ازدواج بگيريد، بدعت و حرام و شرك است.

إن شاء الله در رابطه با مسائل مستحدثه و فتاواي اينها در آينده بحث خواهيم كرد. حتي بزرگان اينها هرگونه راديو و تلويزيون را حرام دانسته اند، سوار شدن بر هواپيما را حرام دانسته اند و ياد دادن زبان انگليسي به فرزندان را حرام مي دانند، چون زبان انگليسي زبان كفار است. إن شاء الله نمونه هايي از اينها را در آينده عرض خواهيم كرد.

يك گفت وگويي ميان آقاي مالك (متوفاي 179 هجري) رئيس مالكي ها با منصور دوانيقي حاكم عباسي اتفاق افتاد كه در حدود 50 كتاب از كتاب هاي أهل سنت نقل شده است. منصور دوانيقي در كنار قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با صداي بلند دعا مي خواند و آقاي مالك آمد و گفت:

يا أمير المؤمنين! لا ترفع صوتك! فإن الله أدب قوما فقال: «لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِي ... » ... و إن حرمته ميتا كحرمته حيا، فاستكان لها أبو جعفر و قال: يا أبا عبد الله أستقبل القبلة و أدعوا أم أستقبل رسول الله صلي الله عليه و سلم؟ فقال: و لم تصرف وجهك عنه و هو وسيلتك و وسيلة أبيك آدم عليه السلام إلي الله تعالي يوم القيامة؟ بل استقبله و استشفع به فيشفعك الله تعالي، قال الله تعالي: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ ... ».

اي أمير المؤمنين! صدايت را بلند نكن. خداوند قومي را ادب كرد و فرمود: «صداي خود را فراتر از صداي پيامبر نكنيد»، ... احترام پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بعد از اين كه از دنيا رفت، مانند احترام در زمان حياتش است. منصور دوانيقي اين حرف ها را شنيد و قبول كرد و به مالك گفت: اي أبا عبد الله! آيا رو به قبله و پشت به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) باشم و دعا كنم يا رو به قبر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) و پشت به قبله باشم و دعا كنم؟ مالك گفت: چرا مي خواهي از قبر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) كه وسيله تو و وسيله آدم (عليه السلام) به طرف خداوند است رو برگرداني؟ رو به قبر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) باش و او را شفيع ميان خودت و خداوند قرار بده و خداوند هم شفاعت او را قبول مي كند. خداوند مي فرمايد: «اگر اين مخالفان هنگامي كه به خود ستم مي كردند (و فرمان هاي خدا را زير پا مي گذاردند) به نزد تو مي آمدند و از خدا طلب آمرزش مي كردند و پيامبر هم براي آنها استغفار مي كرد، خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند».

الشفاء بتعريف حقوق المصطفي، جلد 2، صفحه 41 ـ دفع الشبه عن الرسول (ص) للحصني الدمشقي، ص 140 ـ وفاء الوفاء للسمهودي، ج 4، ص 1371 ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج 11، ص 439 ـ شفاء السقام لتقي الدين السبكي، ص 163

كساني كه به مدينه و مسجد النبي مشرف شده اند، در بالاي قبر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم اين آيه را نوشته اند: «لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِي ». چون اگر مقداري صداي تان را بلند كنيد، بلا فاصله شرطه ها مي آيند و شما را مي زنند و از اين كار ممانعت مي كنند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English