2020 August 10 - دوشنبه 20 مرداد 1399
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير
کد مطلب: ٥٣٨٨ تاریخ انتشار: ١٧ مرداد ١٣٩٩ - ٠٨:٠٠ تعداد بازدید: 4376
سخنراني ها » امیرالمؤمنین علیه السلام
استناد امير مؤمنان عليه السلام به حديث غدير

معانی کلمه مولی - موارد و مدارک احتجاج امیرالمؤمنین به حدیث غدیر
حبل المتين 91/01/20

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ :91/01/20

مجري:

سؤال نخست اين است كه علاوه بر اين كه خليفه دوم به حديث غدير و ولايت و امامت اميرالمؤمنين عليه السلام اعتراف كردند آيا از علماي اهل سنت كساني هستند كه با صراحت گفته باشند حديث غدير دلالت بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام دارد يا نه ؟

استاد سيد محمد قزويني:

با توجه به بحثي كه اين آقايان داشتند در رابطه با افسانه غدير؛ يعني همان سنت سيئه و خبيثه بني اميه و شجره ملعونه در قرآن را احيا كردند. بعضي از دوستان كه پيگير قضايا بودند خواستند كه اين مسئله روشن و واضح بشود. اينها شعار مي دادند بر اين كه اصلاً قضيه حديث غدير به خاطر شكايت سپاه يمن بود. ما گفتيم و سؤال طرح كرديم اما آنها جواب ندادند و نمي توانند هم جواب بدهند و جوابي هم ندارد؛ چون مي دانند عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد .

ما با دليل محكم و روايات صحيح نقل كرديم كه اين قضايايي كه آقايان نقل مي كنند مانند قضيه بريدة و خالد، 2 سال قبل از غدير و در مدينه بوده است. اضافه بر آن، اينها همه بغض و عداوت صحابه را با امير المؤمنين عليه السلام را اثبات مي كند و موجب رنجش قلب نبي مكرم شد و رسول گرامي فرمود:

علي وليكم بعدي

ولي كل مؤمن بعدي

مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج 4 ص 438

ما چند تا سؤال طرح كرديم اما جواب ندادند و يقين هم داريم جواب ندارند بدهند چون همان شبهه در حقيقت وبال گردن آنها شد و وزري شد و شبهه اي شد عليه آنها. آمدند گفتند: اصلاً در غدير اتفاقي نيفتاده اصلاً پيغمبر درباره علي و غير علي عليه السلام سخني نگفته است.

ما اين را مفصل بحث كرديم. گفتند فرضاً بوده دلالتي بر ولايت و امامت اميرالمؤمنين عليه السلام نمي كند و ما گفتيم همين جمله نبي مكرم :

أ لست أولي بكم من أنفسهم

أسد الغابة - إبن الأثير - ج 3 ص 147

با آيه 6 سوره مائده خداي متعال همان ولايتي را كه براي نبي مكرم تثبيت كرده پيغمبر همان را براي امير المؤمنين عليه السلام ثابت فرمودند و حديث غدير با عبارات مختلف مطرح شد و تبريك خليفه دوم:

هنيئا لك! أصبحت وأمسيت مولي كل مؤمن ومؤمنة

السيرة النبوية - إبن كثير - ج 4 ص 417

مطرح شد. گفتند علي عليه السلام حرفي از غدير نزده. در جلسه گذشته ما با سندهاي صحيح و غير قابل مناقشه نقل كرديم كه اميرالمؤمنين به حديث غدير احتجاج و مناشده كرده و مردم را سوگند و قسم داده بر اين كه هركس از نبي مكرم شنيده بلند شود و آن را بگويد و مردم زيادي برخاستند و شهادت دادند.

خوب اين آقايان چه مي خواهند آيا بيشتر از اين مي خواهند ؟

حالا سؤال امروز برادر عزيزمان جناب آقاي محسني كه آيا خود علماي اهل سنت در رابطه با دلالت حديث غدير بر ولايت و امامت اميرالمؤمنين عليه السلام سخن گفته اند ؟ يا نگفته اند ؟

اين هم باز يك نمونه و يكي از تأييداتي است بر دلالت حديث غدير بر امامت و ولايت مولايمان امير المؤمنين عليه السلام .

در رابطه با دلالت حديث غدير بر امامت و ولايت (همان طوري كه اشاره كرديم هم نوعي ولايت پيامبر با علي عليه السلام )، دعا و نفرين بر ياران و مخالفان ، حديث غدير با عبارات مختلف ، تبريك خليفه دوم به امير المؤمنين عليه السلام، مناشده و احتجاج حضرت امير به غدير ، علماي اهل سنت و دلالت حديث غدير .

در اينجا من چند مورد را با تحليل هايي آورده ام . دوستان خوب دقت كنند اينها هيچكدام از علماي شيعه نيستند بلكه از شخصيت هاي برجسته اهل سنت هستند.

مدرك اول

ابو حامد غزالي متوفي 505

من خطبته في يوم عيد يزحم باتفاق الجميع وهو يقول:

خطبه اي كه پيامبر (ص) در غدير خم خوانده و همه امت اتفاق دارند بر آن فرمود :

من كنت مولاه فعلي مولاه.

بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولي كل مؤمن و مؤمنة.

خليفه دوم آمد تبريك گفت و گفت امروز مولاي من و مولاي همه مؤمنين و مؤمناتي

ابوحامد غزالي مي گويد :

فهذا تسليم ورضي وتحكيم

اينها در حقيقت سخن خليفه دوم تسليم در برابر حق است و راضي به امامت اميرالمؤمنين عليه السلام و در حقيقت يك نوع قبول به ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام است .

ثم بعد هذا غلب الهوي.

بعد از اين هوا بر خليفه دوم غلبه كرد

تحب الرياسة.

به خاطر رياست طلبي

وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة

به خاطر اينكه مي خواست برنامه هايي كه انجام داده بودند و تصميم داشتند بعد از نبي مكرم پرچم خلافت را به دست بگيرند و آن عهد و پيماني كه بسته بودند بر گرفتن خلافت بعد از پيامبر

وخفقان الهوي في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوي

جناب خليفه در راستاي فتح كشورها شراب هوس را سر كشيد و به همان اختلافات اوليه با اسلام برگشت

اين ها حرف ما نيست بلكه سخن ابو حامد غزالي است

فعادوا إلي الخلاف الأول فنبذوه وراء ظهورهم

تمام آن عهد و پيمان و اين تبريكات و تسليم در برابر اميرالمؤمنين را پشت سر انداختند.

واشتروا به ثمناً قليلا.

اين عهد پيمان الهي را با قيمت اندك فروختند.

مجموع رسائل امام غزالي كتاب سر العالمين و كشف ما في الدارين ج1 ص 18 طبق برنامه نرم افزار جامع الكبير

جالب اينجاست كه سبط إبن جوزي همين عبارت را بدون هيچ ردي نقل مي كند.

آقاي ذهبي در سير اعلام النبلاء جلد 19 صفحه 328 نقل مي كند و مي گويد :

وما أدري ما عذره في هذا.

نمي دانم با چه توجيهي آقاي ابوحامد غزالي همچنين جمله اي را گفته كه عمر قبول كرد خلافت و امامت را بعد به خاطر حب رياست و هوا پرستي همه را به هم زد .

والظاهر أنه رجع عنه وتبع الحق

دارد غيب گويي هم مي كند كه ظاهراً از اين حرف بر گشته است و از حق تبعيت كرده

حالا (و الظاهر) را آقاي ذهبي از كجا در آورده نمي دانيم . بعد مي گويد :

فإن الرجل من بحور العلم

ابوحامد غزالي درياي علم است

سير اعلام النبلاء ج19 ص328

در اينكه سر العالمين براي غزالي هست يا نه؟

ذهبي در سير اعلام النبلاء همين آدرس و صفحه 403

در لسان الميزان جلد 2 ص 215

و إبن جوزي در تزكية الخواص الامة ص 62

اسماعيل پاشا در ايضاح المكنون

همه استناد كردند كه سر العالمين براي امام غزالي است .

اما شخصيت آقاي ابوحامد غزالي از ديدگاه اهل سنت :

جناب يافعي مي گويد:

وفضائل الإمام حجة الإسلام أبي حامد الغزالي - رضي الله تعالي عنه - أكثر من أن تحصي،

فضائل امام و حجّت الاسلام غزالي بزرگتر و بيشتر از آن است كه شمارش شود:

وأشهر من أن تشهر

مشهور تر از آن است كه ما بخواهيم شهرتش بدهيم بعد مي گويد :

وقد روينا عن الشيخ الفقيه الإمام العارف بالله ، رفيع المقام الذي اشتهرت كرامته العظيمة ، وترادفت ، وقال للشمس يوماً

مي گويد بر اينكه در كرامات ابو حامد همين بس كه يك روزي نمازشان در حال قضا شدن بود يا اين كه مي آمد به سمت منزل، ديد احتمال خطر در تاريكي وجود دارد به خورشيد گفت :

قفي

همان جا سر جايت بمان مبادا غروب كني . من بروم برسم به منزلم بعدا غروب كن

فوقفت

خورشيد در آسمان متوقف شد

حتي بلغ المنزل الذي يريد من مكان بعيد

از يك جاي دور كه مي خواست به منزل برود آقاي ابو حامد غزالي رسيد

مرآة الجنان وعبرة اليقظان - عبد الله بن أسعد اليافعي اليمني المكي - ج 3 ص 144

حالا اگر ما در رابطه با قضيه رد شمس از حضرت امير عليه السلام آن هم با دعاي نبي مكرم (ص) نقل مي كنيم اين آقايان دادشان در ميايد و بغض و كينه خودشان را نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام به نمايش مي گذارند. حالا بفرماييد آيا يك نفر آمده اعتراض كند كه آقاي غزالي به خورشيد گفت ؟

آقاي خورشيد سر جايت بايست . 2ساعت ،3 ساعت ،5ساعت تا من بروم به منزل برسم بعد غروب كن.

سيوطي مي گويد در رأس هر قرني يك فرد مجددي است . روايتي نقل مي كنند كه در راس قرن 5 مجدد آقاي ابوحامد غزالي بوده ، بعد مي گويد بعضي ها گفته اند :

لو كان بعد النبي نبي لكان الغزالي

اگر بنا بود بعد از پيغمبر پيغمبري مبعوث شود اون آقاي غزالي بوده است

التنبئة بمن يبعثه الله علي رأس كل مائة للسيوطي ص 12

حالا من نمي دانم ديگر قضاوت را به عهده بينندگان عزيز مي گذاريم.

مدرك دوم

آقاي محمد بن طلحة شافعي است شرح حال اين آقا را هم من مي آورم . ايشان مي گويد:

فيكون معني الحديث من كنت أولي به ، أو ناصره ، أو وارثه ، أو عصبته ، أو حميمه ، أو صديقه فإن عليا منه كذلك.

هر كس را من پيامبر ولايت تامه دارم ، ناصر او هستم ، وارث او هستم ، فاميل او هستم ، حمايت گر او هستم و هر چه كه من هستم هر جايگاهي من براي مؤمنين دارم علي عليه السلام هم تمام اين جايگاه را براي مؤمنين دارد . بعد مي گويد :

و هذا صريح في تخصيصه لعلي بهذه المنقبه العلي و جعله لغيره كنفسه بما لم يجعله لغيره

اين حديث غدير نشان مي دهد اين منقبت عالي را پيغمبر اختصاص به علي عليه السلام داده و علي عليه السلام را همانند خودش قرار داده و كسي را غير از علي عليه السلام اين چنين قرار نداده است . بعد مي گويد :

وليعلم أن هذا الحديث هو من أسرار قوله تعالي

اين حديث از اسرار قول خداي عالم است

فإنه أولي بالمؤمنين ، وناصر المؤمنين ، وسيد المؤمنين ، وكل معني أمكن إثباته مما دل عليه لفظ المولي لرسول الله ( ص ) فقد جعله لعلي عليه السلام

معناي مولا هر آنچه كه ما فضيلت براي رسول الله بتوانيم تصور كنيم تمام اينها براي اميرالمؤمنين عليه السلام ثابت است كه من جمله آنها :

من كنت أولي به بالمؤمنين

ولايت تامه بر مؤمنين است

مطالب السؤول ص 44

اما شخصيت آقاي محمد بن طلحه شافعي . شايد بيايند بگويند اين ها عبارت هاي يك آدم گمنامي است

آقاي ذهبي در رابطه با محمد بن طلحه شافعي مي گويد :

العلامة الاوحد

علامه بي نظير عصر خويش بوده.

كمال الدين أبو سالم محمد بن طلحة بن محمد بن حسن القرشي العدوي النصيبي الشافعي وبرع في المذهب وأصوله

هم در مذهب اسلامي و هم در فروع و اصول و در فنون كاملا يكه تاز ميدان بوده وسال 652 از دنيا رفته

ايشان مي گويد :

العلامة الاوحد

علامه يگانه دهر خودش بوده.

سير اعلام النبلاء ج 23 ص293

آقاي أسنوي در طبقات الشافعيه مي گويد :

كان اماما

پيشواي اهل سنت بوده

بارعا في الفقه

متخصص در فقه بوده و همچنين در مسائل اختلافي

عالما بالأصلين

هم مسائل اعتقادي و كلامي و هم مسائل فقهي

رئيسا كبيرا معظما

طبقات الشافعية للأسنوي ج2 ص 503

برمي گرديم آقاي سبط بن جوزي معاني متعدده اي را براي مولا مي آورد . دهمين معنا مي گويد :

معني الاولي

معناي مولا اولويت است

المراد من الحديث

مراد از حديث غدير

الطاعة المخصوصة

اطاعت مخصوص است . يعني پيروي بي قيد و شرط همان طوري كه نسبت به رسول اكرم بوده كه مسلمانان بايد مطيع بي قيد و شرط باشند اين براي اميرالمؤمنين عليه السلام است .

فتعين العاشر

با توجه به توضيحي كه مي گويد ميگه كه معناي متعين مولي همان معناي دهم است كه اولويت است . معناش چه مي شود؟

ومعناه : من كنت أولي به من نفسه فعلي أولي به

نسبت به هر كسي من ولايت مطلقه دارم علي عليه السلام نيز نسبت به او ولايت مطلقه دارد.

ودل عليه أيضا قوله عليه السلام : ألست أولي بالمؤمنين من أنفسهم ؟

اين جمله ي پيغمبر كه قبل از من كنت مولاه فرمود الست اولي بالمؤمنين اين بهترين دليل است كه مي خواهد اون ولايت تامه خود را براي علي عليه السلام اثبات كند

وهذا نص صريح في إثبات إمامته وقبول طاعته

اين نص صريح است در قبول امامت علي عليه السلام و قبول طاعتش.

التذكرة لسبط بن الجوزي الحنفي ص 20

در خانه اگر كس است يك حرف بس است ، بعد جالب اين است كه سبط بن جوزي ادامه مي دهد شعر حسان بن ثابت را كه شعر مفصلي است و من فقط 2 بيت از آن را آورده ام كه مي گويد :

دليل اينكه مراد از سخن پيامبر امامت است شعر حسان بن ثابت است كه بعد از خطبه غدير حسان بن ثابت برخاست و گفت: يا رسول الله اجازه مي دهي من چند شعري بگويم ؟ فرمود بگو . حسان گفت:

يناديهم يوم الغدير نبيهم * بخم فأسمع بالرسول مناديا

پيغمبر اكرم در روز غدير مسلمانان را ندا داد . سخن دل پذير او را بشنويد و به اين نداي پيغمبر گوش فرا دهيد

فقال له قم يا علي فإنني

فرمود علي جان برخيز

رضيتك من بعدي إماما وهاديا

تو را بعد از خودم امام و هدايت گر قرار دادم.

خوب اگر مولا به معناي امام نبود آقاي حسان بن ثابت از كجا فهميد اين را ؟ بعد از اين كه اين شعر را گفت پيغمبر يك دعا كرد و گفت آقاي حسان :

يا حسان لا تزال مؤيدا بروح القدس ما نصرتنا أو نافحت عنا بلسانك

اي حسان مادامي كه با زبانت از ما دفاع مي كني همواره مشمول عنايات الهي و روح القدس باشي.

بعد إبن جوزي شعر قيس بن سعد بن عباده انصاري را مي خواند :

علي إمامنا وإمام * لسوانا به أتي التنزيل

علي عليه السلام امام ماست و امام غير ما كه قرآن بر او نازل شده

يوم قال النبي من كنت مولاه * فهذا مولاه خطب جليل

خوب اين هم واضح و روشن است كه سعد بن عباده مي گويد : امامت علي عليه السلام را پيغمبر اكرم در خطبه با عظمتي كه در غدير بيان كردند اثبات كردند بعد إبن جوزي مي آيد شعر كميت را نقل مي كند مي گويد :

و يوم الدوح غدير خم

دوح اشاره به آن درخت بزرگ و كهني است كه در غدير بوده ظاهراً هماني است كه سايبان درست كردند براي نبي مكرم كه از شدت گرما حضرت اذيت نشوند .

يوم الدوح دوح غدير خم * أبان له الولاية لو أطيعا

پيامبر اكرم ولايت علي عليه السلام را براي همه آشكار كرد، اي كاش از او اطاعت مي كردند

ولكن الرجال تبايعوها

ولكن صحابه اين ولايت علي عليه السلام را دفع كردند و پيمان شكني كردند

فلم أر مثلها خطرا مبيعا

من نديدم هيچ پيماني به اين بزرگي كه اينها پيمان شكسته باشند

بعد جالب اين است إبن جوزي مي گويد: استاد عمر بن صافي موصلي اين را بينندگان دقت كنند مي گويد: شخصي كه اين اشعار را سروده بود بعضي مي گويند خود كميت بوده ، شب اميرالمؤمنين را در خواب ديد حضرت فرمود: كميت اين شعر را براي من بخوان ، آمد رسيد به اين عبارتي كه گفتيم :

فلم ار مثلها خطرا مبيعا

من پيمان بزرگي همانند پيمان غدير نديدم

اميرالمؤمنين فرمود يك شعري هم من اضافه كنم

فلم ارأ مثل ذلك اليوم يوما

مانند روز غدير در تاريخ بشريت روز بزرگي نبوده

و لم ارأ مثله حقا أضيع

وهمانند روز غدير كه حق بزرگي ضايع كردند و زير پا گذاشتند سابقه نداشته اين را ايشان در تذكرة الخواص الامة ص 30 تا 34 ايشان نقل مي كند .

اما شخصيت إبن جوزي:

يك وقت آقايان نگويند كه اصلا از إبن جوزي نقل نكنيد كه آدم چنين و چنان است بفرماييد: آقا شما راست مي گوييد يا ذهبي راست مي گويد ؟ ذهبي درباره إبن جوزي مي گويد :

الامام

امام به هركس نمي گويند

الواعظ المورخ

تاريخ الإسلام - الذهبي - ج 48 ص 183

تا اونجايي كه ايشان مي گويد

و كان اماما فقيها واعظا وحيدا في الوعظ

آقاي إبن جوزي امام فقيه واعظ و خطيب توانا و يگانه واعظ عصر خويش بوده

علامة في التاريخ و السير

علامه در تاريخ و سيره بزرگان بوده

وافر الحرمة صاحب قبول تام

داراي ارج و احترام ويژه و مورد قبول همه بوده

بفرماييد . آيا دليل و استدلال بهتر از اين مي خواهيد ؟ اين إبن جوزيه با اين دليل محكم . البته شخصيت هاي ديگر درباره إبن جوزي سخن زياد دارند من براي اختصار عبارت ذهبي را آورده ام كه ديگر آقايان نتوانند إن قلتي داشته باشند . بعد گنجي شافعي همين تعبير را دارد ، تقي الدين مقريزي همين تعبير را دارد. مولوي محمد اسماعيل دهلوي كه دارد برادر زاده عبد العزيز دهلوي صاحب كتاب تحفه إثني عشريه اون هم همين تعبير را دارد . اگر بخواهيم اين قضيه را بخواهيم ادامه دهيم من گمان مي كنم به سؤالات ديگري كه شما فراهم كرديد نمي رسيم . و همين اندازه ما إكتفا مي كنيم . در خانه اگر كس است يك حرف بس است ، البته براي كساني كه گوش شنوا و چشم بينا دارد مثل اونهايي كه

يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ

سوره بقره ص 171

مجري:

اميدواريم عزيزاني كه اين مطالب را شنيدند بروند مطالعه كنند و ببينند كه آيا اينها صحت دارد يا ندارد و خودشان قضاوت كنند تا اين مباحث برايشان قابل استفاده باشد . بحث اعترافاتي كه حضرت علي عليه السلام خودشان داشتند و اقراراتي كه نسبت به حديث غدير گرفته شده . اين آقايان هم خيلي مي گويند كه كجا داريم اميرالمؤمنين در 5 سال خلافت چيزي گفته باشد؟ . بحث رحبة كه حياط مسجد بوده و حضرت اعتراف گرفته از صحابه كه كدام شما بوديد ، كجاست ؟ شما را قسم مي دهم ؟ كدام شما بوديد كه پيغمبر روز غدير خم دست من را بلند كرد و اين مباحث را گفت. من مي خواستم اين را سؤال كنم كه در بعضي روايات آمده كه بعضي از صحابه كتمان كردند كه پيامبر در غدير قضيه اي گفته باشد مانند آقاي زيد كه اميرالمؤمنين از او پرسيد شما نبوديد آنجا ؟ گفته من كهولت سن دارم فراموش كردم . آيا در تاريخ آمده است كه افرادي كه كتمان كردند حضرت علي عليه السلام آنها را نفرين كرده باشد؟

استاد قزويني:

سند اول:

آقاي احمد بن حنبل نقل مي كند كه وقتي مردم در رابطه با خلافت علي عليه السلام اعتراض داشتند اميرالمؤمنين نيامد بگويد: در انتخاب من صحابه اجماع كردند ، مهاجرين و انصار اجماع كردند ، شورا بوده؛ بلكه مردم را جمع كرد و آنها را قسم داد گفت: شما را به خدا قسم مي دهم هر كس در غدير آنچه كه از پيغمبر شنيده بلند شود و بگويد. روايت است كه :

ثلاثون من الناس

30 نفر از مردم ، در برخي از روايات دارد كه 12 نفر آنها از بدريون بودند صحابه اي كه در جنگ بدر بودند و در بعضي از جاها دارد كه أبو نعيم دارد :

قال ناس كثير

تعداد زيادي برخاستند گفتند: پيغمبر اكرم در روز غدير فرمود :

أتعلموني أني أولي بالمؤمنين من أنفسهم

كه همان اشاره به ولايت تامه و بعد فرمود :

من كنت مولاه فهذا علي مولاه

مسند احمد ج 4 ص370

مجمع الزوائد هيثمي ج9 ص104

مي گويد اين روايت صحيح است. ألباني هم مي گويد شرط صحيح بخاري را دارد . با توجه به اين قضيه ما مي رويم دنبال سؤالي كه جناب آقاي محسني كردند .

اميرالمؤمنين نسبت به كساني كه كتمان كردند نفرين كرد و نفرين علي عليه السلام هم آنها را گرفت . أحمد بن حنبل مي گويد اميرالمؤمنين در رحبه آمد گفت شما را به خدا قسم مي دهم هركس از شما شنيده در غدير پيغمبر در حق من چه گفته بلند شود و بگويد ، اينجا دارد كه 12 نفر بلند شدند بعد مي گويد :

فقام الا ثلاث

3 نفر از صحابه كه در غدير بودند

لم يقوموا

برنخاستند

فدعا عليهم

علي عليه السلام به آنها نفرين كرد

فأصابتهم دعوته

نفرين علي عليه السلام هم آنها را گرفت

مسند احمد ج 1 ص 119 حديث 964 بر مبناي نرم افزار الجامع الكبير

همين عبارت را آقاي إبن كثير دمشقي در البداية و النهاية ج 5 ص 211 نقل مي كند . جناب مقدسي در احاديث المختارة در ج2 ص274 كه ملتزم به صحت رواياتش است كه إبن تيميه هم تصريح دارد نقل مي كند . اين يك سند

سند دوم

آقاي بلاذري اون 3 نفري را كه آنجا بود نام مي برد . مي گويد كه اميرالمؤمنين بالاي منبر بوده ، يعني مشخص است چندين بار مردم را سوگند داده و احتجاج كرده . در اينجا مي گويد :

علي علي المنبر

در بالاي منبر بوده فرمود :

قسم مي دهم هركسي كه از پيغمبر در غدير خم هر چه شنيده بگويد ، مي گويد مردمي كه آنجا بودند بلند شدند همه شهادت دادند . زير منبر أنس بن مالك ، براء بن عازب و جرير بن عبدالله بوده اند

فأعادها فلم يجبه أحد ( منهم )

علي عليه السلام دوباره سوگند داد ولي اين 3 نفر هيچكدام بلند نشدند . اميرالمؤمنين فرمود:

اللَّهمّ من كتم هذه الشهادة وهو يعرفها فلا تخرجه من الدنيا حتي تجعل به آية يعرف بها

خدايا آنهايي كه در غدير شنيدند سخن پيغمبر را و امروز شهادت ندادند به يك بلايي گرفتار كن كه همه ببينند آن بلا را .

بعد ابو وائل مي گويد :

فبرص أنس

أنس بن مالك به بيماري پيسي گرفتار شد . بيماري پيسي يك سفيدي زشتي است در صورت كه طرف را بي قيافه مي كند و به ميمون شبيه مي كند .

وعمي البراء

هم كور شد

ورجع جرير أعرابيا بعد هجرته

جرير بن عبدالله هم كل حافظه اش را از دست داد و در منزل مادرش جان به جان آفرين تسليم كرد رفت

انساب الاشراف بلاذري جلد 1 ص 289بر مبناي الجامع الكبير

ج 2 ص 156 بر مبناي مكتبة اهلبيت

من اين را آوردم براي اينكه دوستان بعضي مكتبة اهلبيت را دارند و بعضي الجامع الكبير

سند دوم :

إبن قتيبه دينوري مي گويد :

أنس بن مالك كان بوجهه برص

بيماري پيسي داشت

وذكرقوم ان عليا سأله عن قول رسول الله

علت اين پيسي قومي گفتند كه اميرالمؤمنين قسم داد گفت هركس در غدير بوده بلند شود و بگويد كه تعدادي بلند شدند ولي أنس بلند نشد حضرت علي عليه السلام گفت چرا بلند نمي شوي؟

فقالت كبرت سني و نسيت

پير شدم و فراموش كردم .

اميرالمؤمنين هم مي گويد خدايا اگر دروغ مي گويد او را به يك بيماري گرفتار كن كه با عمامه هم نتواند بپوشاند . به خاطر همين مرض پيسي گرفت . مرضي كه خيلي بد است و طرف را بد قيافه مي كند كه حتّي زن و بچه هم رغبت نمي كنند به صورت او نگاه كنند .

المعارف إبن قتيبة ج1 ص 580 بر مبناي الجامع الكبير كه از كتابهاي معتبر اهل سنت است

سند سوم:

زيدبن أرقم كه يكي از شخصيت هاي برجسته صحابه است راوي هم طبراني است ، خلاصه قضيه مناشده و قسم دادن علي عليه السلام را مي آورد و زيد بن أرقم مي گويد :

فكنت فيمن كتم

من جزء كساني بودم كه علي عليه السلام مرا سوگند داد بلند شو و هرچه از پيغمبر شنيدي بگو ولي من بلند نشدم و كتمان كردم

فذهب بصري

چشمم را از دست دادم

و كان علي دعي علي من كتم

نفرين كرد بركسي كه حديث غدير را كتمان كند و شهادت ندهد . خوب اين آقايان بيايند جواب بدهند اگر راست مي گويند و واقعا مريض نيستند گرچه نفاقشان كاملاً براي ما روشن است چرا كه اينها همه از منابع اهل سنت است . معجم كبير طبراني ج5 ص 171 و همچنين در حديث 4985 و هم 4986. هيثمي هم مي گويد كه اين عبارت را در رجال أوسط آوردند كه همه ثقات هستند.

مجمع الزوائد ج 9 ص106

سند چهارم:

إبن اثير جزري در اسد الغابه كه تنها كتاب مورد اعتماد اهل سنت است كه در بحث رجال و از شخصيت هاي صحابه روايت را نقل مي كند كه :

علي عليه السلام نشد الناس في الرحبة

در رحبه مردم را قسم داد كه هركس از پيغمبر حديث غدير را شنيده برخيزد و شهادت دهد .

وكتم قوم

تعدادي از صحابه كتمان كردند و بلند نشدند

فما خرجوا من الدنيا حتّي عمو

اينها از دنيا نرفتند جز اينكه خداي عالم به خاطر نفرين علي عليه السلام آنها را كور كرد

واصابتهم آفة

نفرين علي عليه السلام گرفت و گرفتار شدند از آنها يكي يزيد بن وديعه و عبد الرحمن بن مدلج است .

اسد الغابه ج 3 ص 508 بر مبناي الجامع الكبير كه نرم افزار اهل سنت است .

باز هم ما مي گوييم كه آقايان شيعه ها ، آقايان اهل سنت ، آقايان وهابيون قضاوت را به شما وا مي گذاريم . شما اينها را ببينيد اينها اگر راست مي گويند جواب بدهند . اگر بنا بر فحش است زنان فاحشه بهتر از اينها بلد هستند فحش بدهند . فحش دادن كه هنر نيست اراذل و اوباش هم بلد هستند فحش بدهند گرچه اين فحش دادن را اينها از جدشان و مولايشان معاويه به ارث بردند و ما انتظار غير از اين نداريم و اگر غير از اين بود ما بايد تعجب مي كرديم . از كوزه همان برون تراود كه در اوست. و ما هم خدا را شاكريم كه با همين فحش ها بهترين خدمت را به ما شيعه ها مي كنند . حتّي چندي قبل 3-4 تا از مولوي ها از اهل سنت كه مشرف به مذهب شيعه شده بودند آمدند دفتر شبكه صحبت بود . البته 2هفته قبل همايشي بود كه حدود 30-40 نفر از مولوي هايي كه جديداَ شيعه شدند كه عمدتا هم به بركت همين شبكه هاي وهابي شيعه شدند اينها قبلاَ حرف هاي ما را يك طرفه مي شنيدند و مي گفتند كه علماي ما جواب دارند ولي وقتي اين شبكه هاي وهابي آمدند ميدان ما حرف زديم اينها هم حرف زدند ، ما نسبت به اهل سنت با تجليل و احترام ، ولي اينها شروع به فحاشي كردند. شايد با قاطعيت عرض كنم هفته اي ما از استان هاي مختلف و از كشورهاي مختلف مي آيند و مشرف به مذهب شيعه مي شوند و تعدادي از اينها مي گويند علت تشيع ما همين شبكه هاي وهابي است.

تعرف الاشياء بأضدادها

ما واقعا ممنون هستيم . پريشب حضرت آية الله مكارم تلفن كردند و كاري با بنده داشتند صحبت شد گفتم: اين آقايان مدتي است كه برنامه گذاشتند در رابطه با خمس كه آي مردم خمس ندهيد خمس خلاف است در كتاب هاي شيعه روايتي درباره خمس نداريم . حضرت آية الله مكارم شيرازي گفتند: از قول من به اينها بگوييد از روزي كه اينها عليه خمس برنامه گذاشتند مردم وجوهات بيشتري مي دهند به اينها بگوييد به برنامه هايتان ادامه دهيد اين به نفع ما است. چون مردم تصور مي كردند فقط در گذشته خمس دادن به عنوان وجوهات يك وظيفه شرعي است ولي امروز احساس مي كنند وجوهات و خمس دادن واقعا اينها را عصباني مي كند .

مجري:

چرا بعضي از علماي اهل سنت هراس داشتند فضائل حضرت امير (ع) را بگويند آيا همين خفقاني كه وجود داشته كه حتّي جلوي حضرت امير هم نمي گفتند يا اين كه بغضي داشتند نسبت به ايشان كه نمي توانستند فضائل را بگويند ؟

استاد قزويني:

اين را من يك اشاره اي مي كنم و در جلسه بعد مفصل بيان مي كنيم اين كه تعدادي از صحابه و تعدادي از محدثين وحشت داشتند از نقل حديث فضائل اميرالمؤمنين من از عزيزان اهل سنت تقاضا دارم به اين بخش از عرايض من گوش كنند و ببينند مظلوميت اميرالمؤمنين در چه حد بوده . وقتي ما در زيارتنامه علي عليه السلام مي خوانيم :

السلام عليك يا اول مظلوم ظلم حقه

يا اميرالمؤمنين مي گويد: حسن جان از روزي كه پيامبر (ص) از دنيا رفته مظلوميت از من جدا نشده است. يا آن عربي كه مي گويد: يا علي در حق من ظلم شده . حضرت مي فرمايد بيا نزديك منبر و مي فرمايد : اگر در حق تو يك ظلم شده در حق من به تعداد ريگ هاي بيابان ظلم شده است بيا با هم نفرين كنيم نسبت به كسي كه در حق ما ظلم كرده است .

ما معتقديم اهل سنت نسبت به اميرالمؤمنين و أهل بيت علاقمند هستند.

مدرك اول :

مغيره هست متوفي 50 ، صعصعة بن صوحان متوفي56 است كه تقريبا اوائل قرن اول زندگي مي كردند كه مغيره به صعصعة بن صوحان مي گويد :

وإياك أن يبلغني عنك أنك تظهر شيئا من فضل علي علانية

مبادا به گوش من برسد كه چيزي در فضل علي بن ابيطالب بيان كردي

أنا أعلم بذلك منك

من در رابطه با فضائل حضرت از تو اطلاعاتم بيشتر است

ولكن هذه السلطان قد ظهر

ولي اين معاويه ، اين شاهنشاه خالي از مهر بني اميه آمده و سلطنت را به دست گرفته

قد أخذنا بإظهار عيبه للناس

شروع كرد عيوباتي از علي عليه السلام براي مردم بيان مي كند بعد مي گويد:

فإن كنت ذاكرا فضله فاذكره بينك وبين أصحابك وفي منازلكم سرا

خيلي جالبه مي گويد: اگر بناست فضيلت علي عليه السلام را بيان كنيد برويد در پشت درهاي بسته منزلتان به صورت سرّي و مخفيانه در ميان فقط دوستان نزديك خود فضائل علي عليه السلام را مطرح كنيد

أما علانية في المسجد فان هذا لا يحتمله الخليفة لنا

اين آقاي معاويه به ما اجازه نمي دهد فضايل علي عليه السلام در مسجد بيان شود .

تاريخ طبري ج 4 ص 144

كامل إبن اثير ج 3 ص 403

دوستان شما بيايد قضاوت كنيد ما هيچ حرفي نمي زنيم .

مدرك دوم :

سعيد بن جبير متوفي 95 حاكم نيشابوري با سند صحيح نقل مي كند مي گويد: مالك بن دينار از سعيد بن جبير سؤال كردم كه آن كسي كه پرچم دار پيغمبر بوده كي بوده؟

فنظر إلي وقال كأنك رخي البال

مثل اين كه تو سرت درد مي كند و دنبال دردسر مي گردي .

فغضبت

از اين حرف إبن جبير خيلي عصباني شدم

وشكوته إلي إخوانه

رفتم پيش بردرانش شكايت كردم

الا تعجبون من سعيد اني سألته من كان حامل راية رسول الله صلي الله عليه وآله فنظر إلي وقال إنك

لرخي البال قالوا انك سألته وهو خائف من الحجاج قالو انك سالته و هو خائف من الحجاج

گفتند كه او وحشت دارد از حجاج بن يوسف ثقفي .

خوب چه كرده مگرعلي بن ابي طالب ؟ سعيد بن جبير چي مي خواهد بگويد ؟ آقا پرچمدار پيغمبر چه كسي بوده ؟

بعد مي گويد الان برو از او سؤال كن كه حجاج به درك واصل شده ، رفتم سؤال كردم گفت :

كان حاملها علي رضي الله عنه

پرچمدار پيغمبر در جنگها علي بن ابيطالب بوده . حاكم نيشابوري هم مي گويد :

هذا صحيح الاسناد

مستدرك ج 3 ص 137

مدرك سوم:

حسن بصري است، ديگر من گمان مي كنم و اين فراتر از تعريف است ، راوي يونس بن عبيد است مي گويد :

سألت الحسن قلت يا أبا سعيد أنك تقول قال رسول الله قال رسول الله وأنك لم تدركه

هميشه از پيامبر نقل مي كني و قال رسول الله مي گويي، در حالي كه تو پيامبر را درك نكردي ، بعد حسن بصري مي گويد: بله من پيامبر را درك نكردم و هر روايتي از علي عليه السلام مي شنوم اين را از زبان پيامبر نقل مي كنم . چرا ؟

إني في زمان لا استطيع عن أذكر عليا

ما در يك عصري زندگي مي كنيم كه جرأت اين كه نام علي عليه السلام را به زبان بياوريم را نداريم آقايان اهل سنت شما بياييد و قضاوت كنيد .

تهذيب الكمال ج 6 ص 124

اين مطلب در بحار الانوار و مستدرك الوسائل نيست. تهذيب الكمال مزي از كتابهاي معتبر تراز اول رجال آقايان اهل سنت است حسن بصري هم از شخصيت هاي برجسته است و از اين افراد گمنام نيست مي گويد:

في زمان لا استطيع عن اذكر عليا

حتّي روايت از علي نمي توانم نقل كنم تمام رواياتي كه از علي عليه السلام شنيدم از زبان پيغمبر نقل مي كنم

آيا اين ها را براي شما گفتند ؟ آقايان مولوي ها ، آقايان ماموستاها ، آيا اين آقايان وهابي ها جرأت مي كنند اينها را بگويند ؟ اگر اينها را بگويند آبرو و حيثيتشان مي رود

مدرك چهارم :

آقاي اوزاعي است و زهري از شخصيت هاي برجسته و از كساني كه اينها همه علماي سلطنتي هستند إبن اثير روايتي را از اوزاعي در رابطه با حديث كسا نقل مي كند مي گويد كه :

ان الاوزاعي لم يرو في فضائل حديثا غير هذا

مي گويد كه اوزاعي غير از يك روايت هيچ روايتي در فضائل علي عليه السلام نقل نكرده

وكذلك زهري

و همچنين شهاب الدين زهري متوفي 124 يك روايت بيشتر در فضيلت علي عليه السلام نقل نكرده است . چرا ؟

كانا يخافان بني أميه

اينها از بني اميه لعنهم الله شجره ملعونه در قرآن وحشت داشتند

اسد الغابه إبن اثير جزري ج 2 ص 20

دوستان عزيز اهل سنت شما بياييد قضاوت كنيد يك مقداري و به اندازه يك سر سوزن در اين مطالبي كه از منابع اهل سنت كه 1 مورد و 2 مورد و 3 مورد نيست، صدها مورد از اين ها هست و جالب اين است كه خطيب بغدادي يك داستاني نقل مي كند كه خيلي جالب است

مي گويد: فتح بن شخرف مي گويد كه من دو تن را در خواب ديدم به نفر اولي گفتم شخص پشت سر توست كيست ؟ گفت اين علي بن ابيطالب است . بعد خواستم سؤال از او كنم گفت : چرا از خود علي عليه السلام سؤال نمي كني؟ از خود علي عليه السلام سؤال بپرس . ميگويد :

أخشي ان يقول الناس أني رافضي

مي ترسم تو خواب از علي عليه السلام سؤال كنم فردا مردم به من رافضي بگويند.

ببينيد تو خواب هم مردم وحشت دارند از علي عليه السلام سؤال كنند جنايات بني اميه به كجا رسيده وحشت به كجا رسيده خفقان به كجا رسيده اين با كدام منطق عقلي شرعي ،ديني ،انساني تطابق دارد ؟ آيا در وحشيگري هاي جنگل آمازون هم همچنين وحشتي بوده ؟ بعد در رابطه با ابوحنيفه صحبت شد مي گويد كه حسن بصري هركجا از علي بن ابيطالب مي خواست مطلبي نقل كند مي گفت :

أبو زينب

از پدر زينب همچنين روايتي است . بفرماييد آيا اين قضايا چه هست؟ . أبان بن أبي عياش مي گويد : به حسن بصري گفتم كه اين برنامه ها چيست ؟ مي گويد كه اگر همچنين كاري نكنم حكومت گردن من را مي زند و اگر به اين شكل نباشم بالاي چوبه دار هستم .

اينها يك نمونه بود و انشا الله در جلسه بعدي اگر همين سؤال را ادامه دهيد توضيح مي دهم . آنچه ظلم هايي را كه بر علماي اهل سنت شده هر كدام خواستند يك شهامت به خرج بدهند يك كوچكترين جرأتي به خرج بدهند بدترين شكنجه ها و بدترين آزار ها را داده اند ، حتّي بعضي ها جرأت كردند رفتند بالاي منبر يك حديث در فضيلت اميرالمؤمنين گفتند كشاندنشان پايين كتك زدند و منبر را آب كشيدند . منبري كه فضائل حضرت علي عليه السلام در آنجا گفته شود نجس است . آقا اين ها را هم براي مردم بگوييد . حضرات مولوي ها ، حضرات ماموستاها ، آقايان مفتي ها آيا اين ها را نمي دانيد يا مي دانيد ؟ اگر واقعا مي دانيد و براي مردم نمي گوييد مصداق

يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا

سوره بقره آيه 159

است. و اگر نمي دانيد عذر بدتر است

ان كنت تدري فتلك مصيبة

اگر واقعا مي دانيد و نمي گوييد اين واقعا مصيبتي است

وإن كنت لا تدري فمصيبة أعظم

اگر نمي دانيد مصيبت بزرگتر است كه اين مطالب را نمي دانيد حد اقل اگر امشب اين مطالب را شنيديد اين قضايا را برادران عزيز سروران من عزيزان من براي مردم بيان كنيد . آقايان اهل سنت از مولوي ها سؤال كنيد . اين آقاياني كه مي آيند در اين شبكه هاي نفاق صحبت مي كنند و فحش مي دهند به جاي اينها سؤال كنيد كه اينها در كتاب هاي ما است چرا اينها را بيان نمي كنيد ؟ آيا اين مصداق همان جمله اميرالمؤمنين نيست ؟

ما زلت مظلوما مذ ولدتني امي

از روزي كه مادر مرا زاييده مظلوميت از من جدا نشده

كار علي عليه السلام به كجا رسيد؟ مي گويد :

فصبرت وفي العين قذي . وفي الحلق شجا

نهج البلاغة - خطب الإمام علي ( ع ) - ج 1 ص 31

در برابراين ظلم ها تحمل كردم در حالي كه خار در چشمم بود و استخوان در گلويم بود .

تمام مردم از ظلم حاكمان مي ترسيدند و لي من علي عليه السلام از ظلم ملت مي ترسم. اينها چيه ؟ كار علي عليه السلام به كجا رسيد كه مي گويد : خدايا مرگ علي عليه السلام را برسان از دست اين ملت راحت شوم . خدايا مرا به بهتر از اين ها نصيب كن و اين ها را به بدتر از من مبتلا كن . آيا اين مظلوميت علي عليه السلام گفتني نيست ؟ شنيدني و نقل كردني نيست ؟ امروز هم باز آن خفقان بني اميه مطرح است ؟ نمي دانم قضيه چه است ولي بدانند همه، اولين محكمه اي كه در فرداي قيامت به پا مي شود محكمه رسيدگي به مظلوميت علي عليه السلام است . آنهايي كه در عصر علي عليه السلام در حق علي عليه السلام ظلم كردند و آنهايي كه امروز در حق علي عليه السلام ظلم مي كنند و اين حقايق را بيان نمي كنند همه در محكمه عدل علي عليه السلام آنجا گرفتار و محاكمه خواهند شد بترسيد از روزي كه در محكمه داور خداي عالم قاضي پيامبر اكرم و مدعي امير المئومنين و أهل بيت سلام الله عليهم باشد .

بيننده اول : مشكور از آلمان

به محضر آيت الله عزيز و بزرگوار سيدنا و مولانا قزويني عزيز و خدمت شما آقاي محسني و ساير همكاران سلام و عرض ادب دارم

استاد قزويني:

اول خودتان را معرفي كنيد آقاي مشكور تا ما بيشتر بشناسيم

بيننده:

بنده افتخار دارم كه شاگرد آيت الله قزويني هستم و اين براي من افتخار است

استاد قزويني :

شما همان برادر بزرگواري هستيد كه ما در آلمان بوديم به زحمت افتاديد و در خدمتتان بوديم يا از فاميل هاي آقاي مشكور هستيد ؟

بيننده :

بله خودم هستم حاج آقا

استاد قزويني:

ما بعد از اون چند بار زنگ زديم تلفن حضرت عالي تا تشكر كنيم از اين بزرگواري هاي شما ، ما آلمان بوديم اين بزرگوار زحمت زياد كشيدند در مساجد و شهرهاي مختلف در خدمتشان بوديم براي سخنراني ، شايد بگويم 90 درصد موفقيت هاي ما از حضور در مجامع اسلامي برادر عزيزمان جناب آقاي مشكور بودند من از اينجا رسماً از شما تشكر مي كنم و يقيناً حضرت عالي براي أهل بيت كار كرديد و ذكر خير شما هم در محضر برخي از مراجع عظام تقليد كه ما گزارش آلمان را مي داديم عرض كرديم . در خدمت شما هستيم آقاي مشكور:

بيننده:

اينكه شما محبّت فرموديد تماس گرفتيد و من نتوانستم دوباره عرض ادب كنم به هر صورت از دعاي خير شما و ذكر خيري كه در محضر پيشوايان مذهبي ما داشتيد به خودم مي بالم

نكته اول راجع به بحث امروز كه بعد از 25سال طلبگي و زانو زدن در محضر مراجع تقليد و علماي بزرگ از جمله حضرت عالي خودم امروز به عنوان يك مسلمان فارغ از اين جوِّ جنجالي و پر چالشي كه در رسانه هاي وهابي و بقيه ايجاد شده اين نوري كه شبكه ولايت تحت نظر مرجعيت و ارشاد حضرت عالي است من احساس مي كنم كه در كنار اون فضاي آلوده كه رسانه هاي وهابي و تندروان ديگر ايجاد كردند آرامش را ، علم را ، معنويت را به خانه ها و محيط هاي اسلامي اعم از شيعه و سني دوباره رجعت داده است . من خواستم كه اولاً تشكر كنم از اين فضاي نوراني و معنوي و آرام كه صلح و عدالت رفتن به سوي قرآن و اسلام واقعي و أهل بيت است . واين برنامه را كه من امروز ديدم با خانواده و دوستان شايد براي اولين بار در يك رسانه اي كه ميليون ها انسان مسلمان اين ها را مي بينند حجّت را خداوند از زبان حضرت آية الله قزويني بر همگان تمام كرد و حجّت را بر علماي شيعه تمام كرد كه اينها مي توانند با اين برهان متين و با اين برهان قاطع و فرهنگي كه از أهل بيت صلوات الله عليهم به ارمغان گرفتيم و افتخار داريم در حالي كه شيعه مورد آماج حملات است ما در جامعه شيعه خودمان كسي را داريم مثل آيت الله قزويني كه از همين جا بنده و همه دوستاني كه در اين سمت كره خاكي در آلمان هستيم دست ايشان را مي بوسيم و دعا مي كنيم كه ايشان در زمان ظهور حضرت حجّت انشالله از سربازان خاص اين حضرت باشند و انشاالله كه همين امشب وجود مقدس امام زمان عنايت خاص و ويژه اي به شما بفرمايد . بنده به ياد يكي از شعرهايي افتادم كه اون شاعر عزيز فرموده بود كه :

اي معلم اي نفس در جان من اي معلم خون هر شريان من

اي معلم اي تجلي گاه من اي كه نورت پرتو ايمان من

وجود حضرت علامه قزويني و شاگردان ايشان و اين مكتب فكري و انديشه ايشان براي همه مسلمانان الگوست براي پيدا كردن حقيقت و در عين حال تاكيد بر دوستي و برادري با اهل سنت واقعي و همه دوستان و مسلمان كه براي عزّت و عظمت اسلام مي انديشند .

من ياد اون حديث حضرت امام صادق سلام الله عليه افتادم كه آقا فرمودند به جندب :

يا إبن جندب لو أن شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكة ، ولأظلهم الغمام ، و لأشرقوا نهارا ، ولأكلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم ، ولما سألوا الله شيئا إلا أعطاهم .

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) - ابن شعبة الحراني - ص 302

انشاالله با اين شبكه ولايت من فكر كنم مرزهاي تعصب پاك خواهد شد و عزّت و عظمت براي مسلمين و پيروان أهل بيت باز خواهد گشت و در عين حال اين ياوه گويي هايي كه بعضي از اين شبكه هاي مشكوكي كه هيچ ارتباطي با مرجعيت و حوزه ندارند و مايه ننگي براي حفظات ما هستند متاسفانه از كانال هاي خاصي هم حمايت مي شوند اما ألحمدلله كانال ولايت را داريم و استاد قزويني را داريم و به شما دعاي خير مي كنم و از شما از طرف خودم و همه مؤمنيني كه در آلمان هستند كمال سپاسگذاري را مي كنم . اينجا خانواده همه جمع هستند و التماس دعا دارند خدمت شما .

استاد قزويني:

مويد و موفق باشيد انشاالله اگر ايران تشريف آورديد حتماً ما در ايران زيارتتان بكنيم جناب آقاي مشكور .

بيننده: عبدالله از عراق (اهل سنت)

تشكر مي كنم از استاد قزويني خيلي خوب صحبت مي كند . آقاي قزويني هرگاه مي گويند كه برادر اهل تسنن من خيلي خوشحال مي شوم اما اين اگر فقط حرف باشد به هيچ دردي نمي خورد آقاي عزيز . ما أهل بيت را دوست داريم آخر كي هست كه أهل بيت را دوست نداشته باشد فرداي قيامت اگر علي عليه السلام و حسين عليه السلام را دوست نداشته باشم چگونه جواب پيامبر را بدهم ؟ اما دينمان محبّت أهل بيت است ما هم حقايق را مي خواهيم ...

استاد قزويني:

جناب آقاي ابوزينب ما متشكريم از بزرگواري شما

مجري:

ايشان آقاي ابوزينب است ؟

استاد قزويني:

بله حالا خودشان متوجه شدند. از جناب ابوزينب ما تشكر مي كنيم اگر ما مي گوييم برادران اهل تسنن واقعا داريم مي گوييم برادران اهل تسنن ، بنده خودم با برادران اهل تسنن داخل ايران و خارج ايران ارتباط دارم و با بعضي آنها رفت و آمد دارم و اين عبارتي را كه مي گويم برادران اهل سنت كاملاً عملاً اثبات كردم و رسماً هم گفتم در طول اين 6-7سال اگر يك جمله از من نسبت به مقدسات اهل سنت اهانت شده باشد يك مورد به من بگويند

من اولاً جايزه گذاشته ام برايش و عذر خواهي مي كنم و استدراك هم مي كنيم و قول مي دهيم اگر جسارتي هم باشد هم از خود بنده و هم از ديگر كارشناسان شبكه جهاني ولايت اگر موردي يا جسارتي باشد ما رسماً اين را اعلام كرديم و مي كنيم و اين هم برادري مان را كاملاً ثابت كرديم ولي بحث وهابيت را ما به طور كلي از اهل سنت جدا مي دانيم .

بيننده: خانم اسلامي از كرج

سلام عرض مي كنم خدمت حضرت آية الله

استاد قزويني:

اولاً زيارت شما قبول خواهرم انشاالله حجّكم مقبول سعيكم مشكور . اونجا قطعاً ما را هم دعا كرديد .

بيننده:

ما همه را دعا كرديم آقاي قزويني و نائب الزيارة از همه شما بوديم

استاد قزويني:

حالا نمي دانم سلام ما را به عبدالله حيدري يا شهاب ابراهيمي رسانديد يا نه ؟

بيننده:

بله حالا خدمتتان عرض مي كنم . جناب آقاي قزويني بنده در يكي از برنامه هاي ضبط شده اي كه نگاه مي كردم آقاي حيدري گفته بودند كه اين شبكه را به ما بفروشيد چون ما اون زمان نبوديم اينجا و شما فرموديد كه : بيايند و شما چند تا سؤال از ايشان بپرسيد يا اينكه شاگردان شما يا چند تا از بينندگان را نام برديد كه از شما بيايند سؤال بپرسند مي خواستم خدمت شما عرض كنم كه ايشان جرأت روبرو شدن با هيچكدام از شيعيان را ندارند .

چون ما در مدينه دنبال آقاي حيدري زياد گشتيم و همسرم در مسجد النبي از هركسي كه سؤال كرده بود حتّي از علمايي كه اونجا بودند و به سؤالات مردم پاسخ مي دادند سؤال كردند ولي گفته بودند كه ايشان چهره شناخته شده اي نيستند و ما نمي شناسيمشان . بالاخره همسرم از خرما فروش هايي كه در اون اطراف بودند سؤال كرده بودند و مغازه ايشان را پيدا كردند . و به اتفاق شوهرم رفتيم در مغازه ايشان و يه آقايي بودند كه آنجا كار مي كردند و گفتيم كه مي خواهيم جناب آقاي حيدري را ببينيم گفتند كه بايد شماره تلفن بدهيد باهاتون تماس مي گيرند. از همين جا خدمت آقاي حيدري مي گويم آقاي محمد رضايي كه شماره تلفن داده بودند همسر بنده بودند و قرار هم شد كه با ما تماس بگيرند و ما هرچقدر كه اونجا منتظر شديم ايشان با ما تماسي نگرفتند مي خواهم اين را عرض كنم كه ايشان نه تنها از شما مي ترسند بلكه جرأت روبرو شدن با هيچ شيعه اي را ندارند . آدرسش را هم انشاالله خدمت شما مي دهيم .

مجري:

اين بنده خدا الان اون مغازه را هم مي فروشد و ميره يك جاي ديگر

بيننده:

فقط ايشان از پشت گوشي تلفن زياد مي خواند خدمت شما عرض كنم كه ايشان جرأت روبرو شدن با هيچكس را ندارند . ممنونم از وقتي كه به بنده داديد .

استاد قزويني:

حالا ما مي گوييم چنانچه از مقابله شدن با ما وحشت دارد و مي ترسد و مي گويد كه از عكس فلاني هم مي ترسم بعد مي گويد كه من بدم مي آيد از مارمولك . خوب ما گفتيم كه خود جناب خليفه مارمولك مي خورده شما چرا مي ترسي ؟ براي شما عرض كنم گفتيم حالا اگر از شاگردان ما هم مي ترسيد ما سركار عالي را و خانم صفايي را گفتيم اگر آقاي حيدري جرأت كند كه يقين هم داريم كه جرأت نمي كند ، ولي خوب يك مقداري ما در عقل و فكر و روان ايشان هم شك كرديم يعني يكي از اين دوستان كه روانپزشك هم بود گفت من برنامه هاي ايشان را ديدم كاملاً برنامه ها غير طبيعي و يك آدمي كه از نظر فكري و رواني سالم باشد نيست يكي از اين آقايان اون روز زنگ زده بود كه البته ما نگذاشتيم بياد روي ... البته شايد امشب بيايد و مطرح كند مي گفت : به جاي اين جايزه ها ايشان اگر بروند در يكي از اين بيمارستان هاي رواني 2-3ماه بستري شوند و حالشان جا بيايد و اين طوري ديگه كري نخوانند خوب اين خواهرمان مي گويد ما رفتيم پيدا كرديم و جرأت اينكه تلفن هم بكنند نداشتند . ما گفتيم در يك جلسه اگر ايشان واقعا مي خواهد شبكه را بخرد ما هم فروشنده هستيم بيايند اينجا ما گفتيم سركار عالي با خانم صفايي يك طرف بنشيند و آقاي حيدري هم يك طرف . 5 تا سؤال مطرح كنيد اگر به 3 سؤال شما جواب دادند ما حاضريم شبكه را واگذار كنيم به ايشان الان هم ألحمدلله آمارهايي كه داريم به ايشان از مراكز رصد شناسي تقريبا حدود 50 ميليون بيننده داريم ما حاضريم اين شبكه را با تمام بيننده هامون تقديم كنيم ولي به شرط اينكه به 3 تا سؤال ما جواب بدهند. البته قطعاً از باب :

ولن يدخل الجنة حتّي يلج الجمل في ثم الخياط

ما واقعا تشكر مي كنيم از خواهرمان خانم اسلامي از اينكه رفتند آنجا و دعا گوي ما بودند و مغازه ايشان را هم پيدا كردند البته آدرسشان را به ديگران ندهيد فردا اگر اتفاقي بيفتد مي گويند كه خانم اسلامي آمد و مغازه ما را ياد گرفت و فردا در مجامع بين المللي عليه شما اقامه دعوي مي كنند.

بيننده: محمد از مريوان (اهل سنت)

ما چند باري مزاحم آقاي قزويني شديم و يك مقداري هم سؤال پرسيديم و البته برادران اهل سنت هم يكي1-2 بار بالاي تلويزيون آمدند و گفتند ايشان اهل سنت نيست . ما سؤال زيادي از آقاي قزويني داريم كه دانه دانه از ايشان مي پرسيم ، سؤال در مورد خلافت حضرت علي عليه السلام و ولايت ايشان را بهش بر نخوردم در ذهن خودم يا تحقيق كنم ولي چند تا سؤال كه پيش آمده در ذهن من كه خيلي هم آقاي قزويني كمكم كرده كه روشن شدم و حتّي شبكه هاي وهابي هم روشنم كردند . چند تا سؤال داشتم .

يكي از اين سؤالات اين بود كه داخل قرآن آمده كه صفات صحابه اين است كه در برابر كفر بايد بايستد . آيا جنگ جمل كه حضرت عايشه و حضرت زبير و طلحه شركت كردند اين همه مسلمان كشته شد آيا اينها كافر بودند ؟ اين سؤال را واقعا من از سلفي ها و وهابي ها دارم كه جواب من را بدهند .

سؤال بعد اين است كه در هرشخصي يك پدري كه فوت مي كند يك ارثيه به فرزندانش مي رسد آيا ارثيه خانه اي كه حضرت محمد به حضرت فاطمه مي رسيده 2 وجب قبر نبوده كه او را در آنجا خاك كنند ؟

بعد قضيه باغ فدك را هم توضيح بدهند حاج آقا اگر وقت شد . يك سؤال ديگر هم دارم كه خارج از قضاياي تاريخي است اين را برادران اهل تسنن و شيعه و حتّي وهابيون گوش بكنند من چند بار عرض كردم در مورد اسلامي كه الان پيش آمده كه 2 نوع اسلام داريم واقعا يك چيز ساده اي است كه اين ها دم مي زنند و مي گويند كه يهود و آمريكا و ايران و شيعه و كلاً مسلمانان دارند خلاف شرع مي كنند . يك سؤال دارم چرا پادشاه عربستان سرباز به اسرائيل نمي فرستد براي جنگيدن ؟ چرا اين قدر كشورهاي عربي سازش مي كنند با كشورهاي اسرائيل و آمريكا ؟ آيا دين حضرت محمد اين است ؟ مي گويند كه دين به سياست ربط ندارد والله ربط دارد اگر ربط ندارد اين همه جنگ و خونريزي به خاطر چيست ؟ 2 روز عربستان سعودي نفتش را روي آمريكا ببندد خوب مگر كشور كافر نيست ؟ مگر همجنس بازي و لواط در آنجا قانون و رواج نيست ؟ خوب ما از چه كسي پيروي مي كنيم ؟ عربستان سعودي كه دم مي زند ؟ واقعا اين ها يك سؤالاتي است كه مردم بايد چند دقيقه روي آن فكر بكنند واقعا ما كانال هايي كه داريم از كجا اين هزينه ها مي آيد؟ مگر داخل بحرين جنگ نيست ؟ داخل سوريه هم همان جنگ است . چرا فقط مي نويسند سوريه سوريه ؟ چرا يمن را نمي نويسند ؟ فقط سوريه ؟ انشالله كه از بيانات حاج آقا فيض ببريم و انشاالله كه همه به راه راست هدايت شويم .

مجري:

ممنونيم كه شما اين قدر آزاده بحث مي كنيد و تعصّبي نسبت به مباحث نداريد . ممنونيم انشاالله كه خداوند شما را به آنچه كه خير و صلاح است هدايت كند .

بيننده: قاضي از خلجستان

عرض كنم كه وظيفه خودم مي دانم كه از حضرت استاد قزويني تشكر كنم به خاطر برنامه بسيار بسيار جالب امشب ، وقتي اين آقايان وهابي مي آيند و سؤال از ام كلثوم مي كنند و أهل بيت بودن عايشه مي كنند و امثالهم ، مشخص است كه مي خواهند وقت استاد را اشغال كنند به جواب دادن به آن سؤالات تكراري تا به مطالب از اين دست نپردازند من بعيد مي دانم كه يك سني و يك وهابي اهل سنت منصف پيدا شود و اين مطالب را بشنود و بند دلش تكان نخورد . عرض كنم حضرت استاد محسني اگر اجازه بفرماييد من 2 تا مطلب مي خواهم مطرح كنم :

يك سؤال كوتاه كه حضرت استاد خيلي وقت قبل فرمودند كه يكي از علماي اهل سنت گفتند كه علماي اهل سنت شايسته است دست حضرت آية الله سيستاني را ببوسد و ادعا كردند كه ايشان خدمات زيادي به اهل سنت عراق كردند اگر محبّت بفرمايند مستند اين فرمايشي را كه نقل كردند را ارائه بفرمايند تشكر مي كنيم .

بيننده: فاروق از اهواز (اهل سنت)

يك انتقادي داشتم از آقاي قزويني ، اينكه ايراد مي گيرند و مي گويند شما غير مقلد هستيد من خودم يك زماني درويش بودم ، درويش صوفي ، ما را دستگير كردند با فرقه قادريه و تحقيق كردم ديدم درست نيست داخل دين اسلام صوفي گري . آقاي قزويني كه مي گويد غير مقلديد من تحقيق كردم و به اين نتيجه رسيدم كه نه خدا گفته است و نه پيامبر خدا كه از 4 تا فرقه بايد پيروي كرد ، حنفي و مالكي و شافعي و حنبلي . اين كجايش ايراد دارد كه آقاي قزويني ايراد مي گيرد ؟ و مي گويد غير مقلد هستيد .

استاد قزويني:

به نظرم اين آقا حرف هاي من را متوجه نشدند

مجري:

ما متوجه نشديم صحبت هاي شما را لطفا يك بار ديگر مطرح بفرماييد ؟

استاد قزويني:

يك كم روشن تر مطرح بفرماييد ما در خدمت شما هستيم عزيزم

بيننده:

بله آقاي قزويني مي گويد كه نشانه وهابيت كساني هستند كه غير مقلد هستند

استاد قزويني:

جناب آقاي فاروق بزرگوار الان ما در استان سيستان بلوچستان كلا آقايان اهل سنت چند دسته هستند يك سري از اينها ديو بندي هستند ، ديوبندي ها هم الان 2 دسته شدند يك دسته تمايل به طرف سلفي گري دارند ، يك دسته هم همان روحيه صوفي گري البته نه قادريه بلكه نقش بنديه را دارند ، يك دسته هم آنجا هستند كه واقعا سلفي هستند و مشهور هستند به غير مقلد و اينها تابع إبن تيميه و محمد بن عبدالوهاب هستند كه تقليد را باطل مي داند ، الان در آنجا خود علماي اهل سنت دسته هاي مختلف عليه يكديگر كتاب نوشتند و نقد كردند و ما انشاء الله در هفته هاي آينده از علماي بزرگ اهل سنت كه انشاالله مي آيند اينجا و حضرت عالي زحمت بكشيد و از يكي از كساني كه به اينجا مي آيد اين سؤال را از آنها بپرسيد آنها بايد به شما جواب دهند اين آقاياني كه مي آيند كاملاً فرهنگ غير مقلدين را باطل مي دانند و كتاب نوشتند بر بطلان رأي غير مقلدين . اگر حضرت عالي از خود آقايان اهل سنت سؤال بفرماييد و به شما جواب دهند به نظرم خيلي عالي خواهد بود . متشكريم از آقاي فاروق .

بيننده: مجيد از اسلام شهر

من مي خواستم از محضر استاد اجازه بگيرم و يك مطلبي را عرض كنم ، يك حرف در دل من مانده مي خواستم كه خود استاد پاسخ من را بدهند . اجازه مي فرماييد ؟

استاد قزويني:

در خدمت شما هستيم جناب آقاي مجيد

بيننده:

استاد من معذرت مي خواهم شايد به من مربوط نباشد ولي ديشب در يك برنامه كه شما به زبان عربي صحبت مي كرديد يه آقايي گويا از لندن تماس گرفته بود به اسم ابوعمر بعد ايشان يك توهين و جسارتي به شما كرد البته من اول از تمام مراجع و علما و روحانيون عذر خواهي مي كنم مي خواستم يك چيزي بگويم . استاد اينها ما و علماي ما را به اسم مجوسي خطاب مي كنند مي خواستم حرف دلم را به اينها بگويم البته ولايت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب يك گنج است و خدا را شكر كه اين گنج نصيب ما شده من مي خواستم به اون آقاياني كه اين گونه زنگ مي زنند و اين توهين ها را مي كنند و اين جسارت ها را به علما و خود ما مي كنند بگويم كه 1400 سال قبل پيغمبر خدا در همان حجاز عربستان براي راهنمايي بشر مبعوث شد ما چند هزار سال در ايران يكتا پرست بوديم و الان هم كه اينجا هستيم فقط به عشق أهل بيت نه به چيز ديگر آن وقت شما كارتان به جايي رسيده كه به خود اجازه مي دهيد اين گونه صحبت كنيد . حاج آقا انقدر ناراحت هستم انقدر استرس دارم نمي دانم چه بگويم عذر مي خواهم از همه روحانيون ولي اينها اين گونه هستند . بلند شدند با تاريخي كه اصلا ندارند مي آيند و همچين جسارات و توهين هايي را به ما مي كنند ما ايراني ها ايراني هستيم و به آن افتخار مي كنيم عاشق أهل بيت هستيم و اسلام را با أهل بيت شناختيم . خيلي متشكرم و وقتتان را بيشتر از اين نمي گيرم . از شما عذر خواهي مي كنم خدا حافظ شما .

استاد قزويني:

اگر عزيزان اطاق فرمان مانيتور بنده را نشان دهند به دنبال اين فرمايش برادر عزيزمان كه گفتند اين آقاي ابوعمر ما را مجوسي خوانده ، اين عكس آقاي كلباني است قيافه را خوب آقايان دقت كنند خطيب مكه مكرمه بود و منصوب از طرف ملك عبدالله ، ايشان در يكي از خطبه ها آمد و شيعه ها را مجوسي خواند و اعلام كرد همان گونه كه در واتيكان اجازه نمي دهند كسي مسجد بسازد ما هم اجازه نمي دهيم شيعه ها در عربستان سعودي براي خود مسجد درست كنند و فعاليت مذهبي كنند

تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

من ديشب گفتم اگر اين آقايان هزار تا فحش بدهند به ما و اين انتظار را داشته باشند كه يك فحش هم ما بدهيم ما اين كار را نمي كنيم چون در مكتب ما أهل بيت فحش ندادند و ما هم فحش نمي دهيم ، فحش مي خوريم و اين حداقل چيزي است كه از اميرالمؤمنين به ارث برديم . از علم اميرالمؤمنين از تقوا و عدالت وعبادت ايشان كه ارث نبرديم حداقل اين فحش خوردن را از اميرالمؤمنين ما ارث برده باشيم و خدا را هم شاكر هستيم كه در اين زمينه خداي عالم اگر در ديگر قسمت ها ما را بي نصيب كرد در اين قسمت ما را بي نصيب نكرده است .

مجري:

حاج آقا محمد از مريوان چند سؤال داشتند اگر مي توانيد پاسخ ايشان را هم بدهيد .

استاد قزويني :

من خيلي به اختصار عرض كنم ايشان در رابطه با جنگ جمل صحبت كردند ما انشاالله در بحثي كه خواهيم كرد شايد 3-4 جلسه در رابطه با جنگ جمل صحبت مي كنيم و رواياتي كه نبي مكرم از جنگ جمل خبر داده است ، از قضيه ماء حوأب و عوعو كردن سگ ها به عايشه هشدار داده و عايشه هم آمد آنجا و گفت من برمي گردم ، خلاصه عبدالله زبير رفت و 50 نفر را آورد و قسم دروغ خوردند كه اصلا اينجا حوأب نيست و اينكه قبل از رسيدن اميرالمؤمنين به بصره ريختند و عايشه دستور حمله را صادر كرد و حتّي نماينده اميرالمؤمنين را تمام موي صورتش را كندند ، بيت المال را طلحه و زبير تقسيم كردند قبل ازاينكه اميرالمؤمنين برسند به بصره . حالا اين ها را ما مفصل انشالله خدمت بينندگان عرض خواهيم كرد خيلي حقايق پنهان و مطالب نا گفتني كه حتّي عزيزان اهل سنت هم نشنيده اند عرض خواهيم كرد . بحث كفر و غير كفر را ما كاري نداريم .

در رابطه با قضيه ارث خانه پيامبر هم ما سال گذشته در رابطه با فدك مفصل بحث كرديم حالا شايد يك برنامه اي داشته باشيم در فاطميه دوم و به تلخيص بحث فدك و مطالباتي كه حضرت فاطمه زهرا داشتند كه اول آمد ادعا كرد كه اين ملك من است و پيغمبر بعد از نزول

وَآَتِ ذَا الْقُرْبَي حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ

سوره أسرا آيه 26

به من داده است . منكر شدند بعد فرمود كه ملك شخصي من است و ارث به من رسيده است اون را هم منكر شدند بعد حضرت زهرا آمد به عنوان خمس گفت

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَي وَالْيَتَامَي وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا

سوره انفال آيه 41

حداقل اين ذي القربي من هستم و حق خمس من را بدهيد . اينها را انشالله مطرح مي كنيم البته ما در بحث خارج فقه مقارن الان تقريبا 1-2-3هفته است بحث خمس را شروع كرديم هم از منابع اهل سنت و هم منابع شيعه كه انشالله مفصل پخش خواهد شد .

در رابطه با قضيه سوريه و بحرين هم جديدا مفتي اعظم عربستان سعودي جناب آل شيخ رسماً فتوا داده است كه هرگونه كمك كردن به مخالفين بشار اسد از مصاديق جهاد است يعني كسي كه مي خواهد جهاد كند بايد به مخافين بشار اسد كمك كند البته ما اين را تبريك مي گوييم بايد بگوييم :

آمريكا +اسرائيل+ وهابي = پيوندتان مبارك

اين اتحاد را خدا تا قيام قيامت از شما نگيرد انشاالله ما دعا مي كنيم براين وحدتي كه ايجاد كرديد ولي اين را بدانيد :

ومن احتفر بئرا لأخيه ، أوقعه الله فيه

سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج 6 ص 263

همين قضاياي سوريه باعث شده كه تظاهرات و مخالفت ها در عربستان سعودي اوج گرفته و هم در خود بحرين يعني اگر واقعا بناست در برابر حاكم ظالم قيام كرد خوب فرقي نمي كند چه بشار اسد باشد و چه ملك عبدالله باشد و چه آل خليفه فرقي نمي كند ، واگر در برابر حاكم ظالم قيام حرام هست پس نبايد بر عليه بشار أسد حرفي زده شود و اين را بدانيد اين كار شما خدمت بزرگي دارد به جوان هاي عربستان سعودي و بحرين و كويت و جوانان قطر و اردن و يمن مي كند . پس اين را كه تا به حال به ما مي گفتند در برابر حاكم اسلام بايد ساكت باشيد و روايت مسلم را براي ما نقل مي كردند كه پيغمبر فرمود : خلفايي بعد از من مي آيند كه جسمشان جسم انساني است و روحشان روح شيطاني است و اينها هيچ نشانه اي از دين و سنت من ندارد و وظيفه شما اطاعت كردن است و به شما مربوط نيست آنها چه كار مي كنند يا روايتي كه مي گفتيد كه پيغمبر گفته است :

خداوند عالم قلم تكليف را از حاكم اسلامي برداشته و اصلا ملكي براي اينكه گناهان خليفه را بنويسد در كنار خلفا نيستند و در حقيقت اين برنامه هاي شما خدمت بزرگي است و زمينه ساز خوبي است براي جهانيان و ما هم عرض كرديم چون بحث و شبكه ما سياسي نيست به هيچ وجه حاضرنيستيم وارد شويم ولي ما اين قضايايي كه پيش مي آيد و دوستان سؤال مي كنند مي گوييم اين مسائل شما مربوط به بحث ما نيست چون ما بحث علمي داريم نه بحث سياسي واين روايات شما را انشاالله يك شب مفصل من مي خوانم و حتّي فقهاي اينها فتوا داده اند و ادعاي اجماع كرده اند حاكم اسلامي هرچقدر هم كه فاسد و ظالم باشد ولي قيام در برابر حاكم اسلامي حرام است . نووي ادعاي اجماع مي كند . بحث علمي را ما انجام مي دهيم و اون عملياتش را خود جوان ها مي دانند ولي اين را ما داريم با توجه به اوضاع منطقه احساس مي كنيم ، اين آتشي كه آقايان در سوريه بلند كردند قبل از آنكه دودمان بشار اسد را بسوزاند دودمان خودشان را بيشتر خواهد سوزاند و خود قطر هم منتظر باشد كه همين آتش فردا پس فردا ، خلاصه اين شتر در خانه اين آقايان هم خواهد نشست .

برادر بزرگوارمان جناب آقاي قاضي 2 تا سؤال داشتند در رابطه با اينكه گفته بود كه بايد دست آية الله سيستاني را بوسيد كه اين در همان زمان در سايت هاي مختلف اين قضايا مطرح شد و همه اين مسائل را مطرح كردند از قول يكي از بزرگان عربستان سعودي جمال خاشقچي تئوريسين و تحليل گر مسائل سياسي كشور سعودي و جالب اين است كه معاون سر دبير مجله اخبار العرب است كه به انگليسي پخش مي شود و اين كسي كه اين را گفت نه شيعه بود و نه سني بلكه وهابي بود ايشان رسماً اعلام كرد كه باتوجه به خدمتي كه آية الله سيستاني نسبت به اهل سنت كرده و جلوي قتل آنان را گرفته اين بالاترين خدمت است ، بعد ايشان مي گويد كه آيا شيعه نمي تواند مانند يك سني ماشيني در برابر مسجد سني ها آن هم روز جمعه منفجر كند و آدم بكشد و جز اينكه حضرت آية الله سيستاني جلوي اينها را گرفت هيچ كسي نبود ، بعد مي گويد آيا شايسته نيست رئيس دانشگاه الأزهر مفتي عربستان سعودي و شيخ قرضاوي به نجف بروند و دست آية الله العظمي سيستاني را ببوسند اين عبارتي است كه اين آقا نقل مي كند . اگر دوستان به اينترنت هم دسترسي داشته باشند الان من از طريق گوگيل اين عبارت را مي زنم : ( دست سيستاني ببوسند) شما ببينيد در چندين سايت شايد 200 سايت آمده براينكه شيخ الأزهر و مفتي عربستان بايد دست آية الله سيستاني را ببوسند . حالا اينها مي آيند و يك جساراتي مي كنند و مطالب سايت را انكار مي كند و مي گويند كه آية الله سيستاني 200 ميليارد دلار پول گرفته است . اينها براي شما و مفتيان شما كه جيره خوار حكومت هستيد ارزش دارد ألحمدلله مرجعيت شيعه از روز اول مستقل بودند بلكه دولت ها از مرجعيت استفاده مي كردند .


اللهم عجل لوليك الفرج

 




Share
1 | سحر | , ایران | ١٨:٥٢ - ٢٢ مرداد ١٣٩١ |
باعرض سلام استادقزويني خداسايتون راازبالاي سرماشيعيان كم نكند و چشم دشمناتون كور
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده