2019 July 17 - چهار شنبه 26 تير 1398
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه.
کد مطلب: ٥٣٨٣ تاریخ انتشار: ٢٨ ارديبهشت ١٣٩١ تعداد بازدید: 6575
سخنراني ها » عمومي
تحليل روايت افتراق امت اسلام بر 72 فرقه.

حبل المتين 91/02/28

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 91/02/28 

 مجري :

حضرت عالي پيرامون حديث افتراق (كه 73 فرقه را حضرت فرموده است) لطف كنيد بفرماييد كه فرقه ناجيه و هالكه كدام هستند؟

استاد قزويني :

ما در جلساتي كه تقريبا يك ماه قبل بود، گفتيم براي ورود به بحث امامت و ولايت، يا كلاً مباحث اعتقادي، يك پيش درآمدي داشته باشيم كه اصلاً چرا ما بايد از اين مباحث را بحث كنيم. گفتيم يكي از انگيزه هايي كه ما را وادار مي كند و مجبور مي سازد از مباحث اعتقادي به ويژه مسأله مذهب و مسأله امامت و ولايت بحث كنيم ، حديث افتراق امت به 73 فرقه است ، اين را ما از منابع معتبر اهل سنّت با سند هاي صحيح نقل كرديم و اشاره شد كه آقايان اهل سنّت هر يك خود را فرقه ناجيه مي دانند ، اشاعره مي گويند ما هستيم ، معتزله مي گو يند ما ناجيه هستيم ، اهل حديث مي گويد ما ناجيه هستيم و وهّابيت مي گويد ما ناجيه هستيم و مجموعا فرقه اهل سنّت مي گويند ما ناجيه هستيم ما اين مباحث را آورديم .

اهل سنّت و تكفير منكرين خلافت أبوبكر :

هركس خلافت و امامت أبوبكر را هركس انكار كند كافر است، و حتي اهل سنّت يكديگر را تكفير مي كردند ، حنبلي ها مي گويند :

من لم يكن حنبليا فليس بمسلم

هركس حنبلي نباشد اصلاً مسلمان نيست

سير أعلام النبلاءج 17ص 625

تذكرة الحفاظج 3ص 1187

فرقه هاي ديگر هم مي گويند حنبلي ها كافر هستند و تشبيه مي كنند به :

وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا

سوره بقرهآيه 102

احمدبن حنبل كافر نبود ولي تابعين او همه كافر هستند.

و همچنين كشت و كشتاري را كه بين اهل سنّت و بين شافعي ها و مالكي ها و حنفي ها و حنبلي ها، در تاريخ اتفاق افتاده است، ما مفصل در جلسات قبل عرض كرديم؛ اما در رابطه با آنچه كه امشب مي خواهيم روي آن كار كنيم و شايد سؤالات اقاي محسني در اين مورد باشد كه اشاره كردند اين بود كه ما گفتيم كه هر فرقه اي خود را ناجيه مي دانند، اشاعره مي گويند: ما فرقه ناجيه ايم ، حنابله مي گويند ما فرقه ناجيه هستيم ، اهل حديث مي گويد ما فرقه ناجيه هستيم ، ما تريديه مي گويند ما فرقه ناجيه هستيم و وهّابي ها هم مي گويند مسلمان فقط ما هستيم ، اين ها را ما گفته بوديم ولي يك نكته اي كه هست بعضي از بزرگان اهل سنّت مي گويند اصلاً امكان اينكه ما بتوانيم تشخيص بدهيم كه فرقه ناجيه چه كسي است، امكانش نيست ، جناب شاطبي كه از علماي بزرگ اهل سنّت است مي گويد :

و الحاصل أن تعيين هذه الفرقة الناجية في مثل زماننا صعب

اصلاً ما بياييم و بگوييم فرقه ناجيه كي هست اين سخت است.

الاعتصامج 2ص 255

و آقاي محمد عبده مي گويد :

وأما تعيين أي فرقة هي الناجية، أي التي تكون علي ما كان النبي عليه وأصحابه ، فلم يتعين لي إلي الان.

خوب ديگر اين آقا تقريباً از معاصرين است. مي گويد: تا الان مشخص نشده كه اونهايي كه فرقه ناجيه هستند و بر راه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و صحابي رفتند چه كساني هستند:

فإن كل طائفة ممن يذعن لنبينا بالرسالة، تجعل نفسها علي ما كان عليه النبي وأصحابه

تفسير المنار - ج 8 - ص 221 - 222 الطبعة الثانيه

لمحات - الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني - ص 31

هر كدام از ما مدعي هستيم كه رسالت را قبول داريم و مي گوييم آنچه را كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و اصحاب رفتند ما هم در همان راه هستيم حنفي ها مي گويند ما هستيم، حنبلي مي گويد آنها اشتباه مي كنند ما راه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و صحابه را مي رويم وهّابي ها هم كه مي گويند همه باطل فقط اوني كه مسلمان هست و راه سلف صالح را مي رود، ما هستيم و غير از ما همه فرق اسلامي چه شيعه و چه سني همه كافر اند ، خوب اين را الحق و الانصاف آدم نمي داند چكار كند يعني مسأله مسأله اي است كه محمد عبده كه اين عبارتش يك عبارت نابي است كه تشخيصش خيلي مشكل است ، وقتي كه پيامبر اكرم اون همه تاكيدي كه داشتند نه يك روايت و دو روايت؛ بلكه صدها روايت در رابطه با خلافت و امامت مطرح كردند ولي بعد از رحلت ايشان جامعه دچار انحراف و اختلاف و چند دستگي مي شود و نتيجه هم همين خواهد بود .

مجري :

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به عنوان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و فصل الخطاب اين حديث را فرمود كه :

بعد از من امت من 73 فرقه مي شوند

آيا در كلام اين بزرگوار هم هست كه فرقه ناجيه را با خصوصياتش مشخص كرده باشد و فرقه هاي هالكه را نيز با خصوصياتش. اين را لطف كنيد براي ما از كلام پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بفرماييد.

استاد قزويني:

در اين جا يك مقداري براي بينندگان عزيز و عزيزان اهل سنّت فقط نقل قول مي كنم و هيچ اظهار نظري نسبت به اين روايات نمي خواهم بكنم و قضاوت را به عهده عزيزان و بزرگواران اهل سنّت مي گذارم.

در سخنان نبي مكرم تعابيري هست كه اهل قياس و اهل رأي فرقه ناجيه نيستند، عزيزان ملاحظه كنند:

عن عوف بن مالك رضي الله عنه عن النبي e قال تفترق أمتي علي بضع وسبعين فرقة أعظمها فتنة علي أمتي قوم يقيسون الأمور برأيهم

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود امت من به هفتاد و چند فرقه منشعب و متفرق مي شوند و اعظم و اكثريت اين فرقه ها اون فرقه اي است كه امور ديني را با رأي خودشان قياس مي كنند يعني عمل به قياس مي كنند.

فيحلون الحرام ويحرمون الحلال

حلال خدا را با قياس حرام مي كنند و حرام خدا را با قياس حلال مي كنند .

حاكم نيشابوري هم مي گويد :

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين و لم يخرجا

اين روايت شرط اين دو صحيح را دارد ولي اينها اين روايت را نياورده اند

مستدرك حاكمج 4ص 430

حضرت آيت الله العظمي صافي از مراجع عظام و تقليد يك حاشيه دارد و مي گويد آقايان قضاوت كنند آيا شيعه به قياس و راي عمل مي كند ؟ يا آقايان اهل سنّت ؟ من اين را نقل مي كنم از ايشان و و اين حديث را تا به حال به كار نبردم و فقط روايت را ما مي خوانيم ، دوستان عزيز ، برادران اهل سنّت حالا ما با وهّابيت كاري نداريم و اونها حسابشان نشُسته پاك است ولي ببينيد هيثمي نقل مي كند در مجمع الزوائدشان كه فرموده پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم :

تفترق أمتي علي بضع وسبعين فرقة أعظمها فتنة علي أمتي قوم يقيسون الأمور برأيهم

بزرگترين امتي كه فتنه امت من هستند اونهايي هستند كه امر را به قياس مي گذارند و مي آيند حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مي كنند و ايشان هم مي گويد كه رجال اين روايت رجال صحيحي است .

مجمع الزوائدج 1ص 179

معجم كبير طبرانيج 18ص 51

و بعد در بعضي از روايات است عزيزان با توجه به روايت قبل اين عبارت ابن ماجه را هم ببينند كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود :

والذي نفس محمد بيده ! لتفترقن أمتي علي ثلاث وسبعين فرقة وَاحِدَةٌ في الْجَنَّةِ وَثِنْتَانِ وَسَبْعُونَ في النَّارِ

قسم به خدايي كه جان من به قبضه او است امت من به هفتاد و چند فرقه متفرق مي شوند، يك فرقه در بهشت هستند و هفتاد و دو فرقه در آتش

قيل : يا رسول الله ! من هم ؟

اين 72 فرقه اي كه وارد آتش جهنم مي شوند چه كساني هستند ؟

قال الجماعة

سنن إبن ماجة - ج 2 - ص 1322 - حديث 3992

عرض كردم من به هيچ وجهي نه تفسيري دارم و نه غيره و اميدوارم عزيزاني كه تماس مي گيرند در رابطه با اين روايت كه درسنن ابن ماجه است صحبت كنند و نظر دهند عزيزان ملاحظه كنند اين دو روايت را .

روايت سوم كه معمولا دوستان اهل سنّت خيلي نسبت به اين روايت ارادت ويژه اي دارند و نقل كلام مجالس اين عزيزان ما هست كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم وقتي فرمود: امت من بر 73 فرقه متفرق مي شوند همه در آتش جهنم اند مگر يك فرقه

قالوا قال من هي يا رسول الله ؟

اون فرقه ناجيه و ملت واحده كدام اند ؟

نگفتند من هم بلكه من هي

فرمود :

قال : ما أنا عليه وأصحابي

اون راهي كه من و اصحابم بر آن هستم اين فرقه ناجيه است

سنن ترمذي - ج 4 - ص 135 - حديث 2779

و در روايت حاكم نيشابوري دارد كه فرمود :

ما انا عليه اليوم واصحابي

اوني كه من و صحابه ام بر آن اتفاق نظر داريم اين فرقه ناجيه است؛ يعني هركس راه من و راه صحابه امروز نه بعد از مرگ من. حالا من اشاره مي كنم كه اين قيد اليوم چه مي خواهد بگويد چرا كه سخن پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پيام دارد

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

والذي نفس بيده لا يخرج من في الا حقا

قسم به خداي لا شريك له از دهان من جز حق خارج نمي شود

مي فرمايد :

ما انا عليه اليوم و اصحابي

اوني كه امروز من و اصحابم هستيم هركس اين راه را ادامه بدهد او جزء فرقه ناجيه است

مستدرك - ج 1 - ص 122

همين تعبير در معجم اوسط طبراني هست باز در آنجا هست:

قالوا و ما تلك الفرقة؟

سؤال كردند اين فرقه ناجيه كي هست ؟ فرمود : اوني كه من امروز و اصحاب من بر آن تاكيد داريم اين را كسي ادامه بدهد يعني كسي راه من و صحابه امروز را بپيمايد او جزء فرقه ناجيه است اين در حقيقت خلاصه حرفي است كه مي شود در اينجا بيان كرد .

مجري :

اين سه تعبيري كه در رابطه با فرقه هاي ناجيه و هالكه براي ما بيان كرديد مي خواستم اين سؤال آخر را از شما اين طور بپرسم كه اين

ما انا عليه اليوم واصحابي

كه الان فرموديد و با قيد اليوم هم فرموديد اين نشان مي دهد كه راه پيمودن پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و اصحابش را در اين روز، آيا صحابه بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم راه آن حضرت را طي كردند يا تغييري حاصل شد، يا اينها آمدند و دگرگون كردند طبق روايتي كه چند وقت قبل شما فرموديد، غير از نماز، چيزي از سنّت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم باقي نمانده اين را براي ما و بينندگان مطرح بفرماييد .

استاد قزويني :

به نظر ما اين روايت با واقعيت تاريخي نمي سازد اگر شما بياييد رواياتي كه ما فقط در صحاح داريم در رابطه با صحابه در عصر خود پيغمبر صلي الله عليه و آله و چه بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اصلاً اين كه ما بگوييم كسي كه راه صحابه را بپيمايد او جزء فرقه ناجيه است اين با توجه به رواياتي كه آقايان در صحاحشان آوردند هم خواني به هيچ وجه ندارد . حالا اين يك ادعايي است كه ما داريم مي كنيم و مدارك را هم عرض مي كنيم و باز قضاوت را به عهده بينندگان عزيز مي گذاريم البته من تلاش مي كنم اين بخش را به تلخيص بگذرانم چون دوستان ما مرتب مي گفتند ما بيننده برنامه هستيم ولي شما فرصت براي تلفن ها كم مي دهيد ما هرشب مي بينيم 7-8 نفر بيشتر نمي توانند صحبت كنند و بعضي هم گفتند ما 2 ماه 3 ماه هرچه تلاش مي كنيم كه بياييم روي خط نمي شود ، حتي من همين امروز يك جلسه اي بود در مسجد مقدس جمكران تعدادي از اين عزيزان از مناطق مختلف آمده بودند هركس كه بنده را ديد در همان نماز جماعت اولين پيشنهاد و انتقادي كه مي كردند اين بود كه شما به مخاطبين وقت كم مي دهيد و ما درخواست مي كنيم وقت بيشتر بدهيد و اگر بتوانيم امشب بيشتروقت مي دهيم البته ما قول مي دهيم ولي به قولمان كم عمل مي كنيم. انشاءالله دوستان ما را از نيكان مي دانند و همين كه ما را از نيكان بدانند براي ما بس است .

هزار وعده نيكان يكي عمل نشود

من چند مورد را در رابطه با صحابه عرض مي كنم ببينيد الان يكي از اختلافات اساسي كه ما ميان عزيزيان اهل سنّت داريم كه البته بحث اختلاف است و اختلاف هم اختلاف اعتقادي هم هست، مبنايي هم هست ولي اين اختلاف باعث نمي شود نه ما اهل سنّت را تكفير و تفسيق كنيم و نه اونها ما را تكفير و تفسيق كنند اونها معتقد هستند براينكه تابع صحابه هستند ما معتقد هستيم ما تابع اهل بيت هستيم و عمده اختلافات هم از همين جاست و حتي بحث امامت و خلافت و غيره همه اين ها متفرع بر اين است ، من بارها عرض كردم اگر ما بياييم در رابطه با بحث صحابه در قرآن و سنّت و گذر تاريخ صدها جلسه بحث كنيم ولي بحث علمي مودبانه نه تند و تيز و با الفاظ گزنده ، نه ، بلكه بحث هاي دوستانه حتي ما بارها از بعضي از دوستان دعوت كرديم مثل برادر عزيزمان مولوي مراد زهي كه تشريف بياوريد ما 7-8 جلسه نه يك جلسه در رابطه با بحث صحابه جلسه كاملا دوستانه داشته باشيم حالا ما نمي گوييم مناظره نه ، يك گفتگوي دوستانه داشته باشيم، ما يك سري حرف هايي داريم و دوستان ما هم يك سري حرف هايي دارند بايد اينها زده شود چون ما اينجا متكلم وحده هستيم و يك جانبه حرف مي زنيم ، اون عزيزان هم در شبكه هاشون يا در نماز جماعت شان ، در منبرهاشان هم بدون حضور روحاني شيعه دارند حرف مي زنند ، چه جوان شيعه و چه جوان سني احساس مي كنيم وقتي اين حرف ها را به صورت جدا گانه مي شنود سر درگم است و دوست دارد اين قضيه حل شود و من چند نكته اي را عرض مي كنم ، بعضي از عزيزان و بزرگواران اهل سنّت اگر امشب مي توانند بيايند روي خط ما در خدمتشان هستيم يا اگر اين بحث ها را پيگيري كنند و من هم تلاش كردم با اينكه خيلي خسته بودم اينها را به صورت پاور پوينت در آوردم و تا اون دقيقه 90 من مشغول بودم تا دوستان براي نوشتن مشكل نداشته باشند .

مغايرت راه صحابه با راه پيامبر اكرم :

مساله اول

شما ببينيد در قضيه جنگ احد اين را هم ما نقل نكرديم بلكه خود آقايان اهل سنّت نقل كردند كه پيامبر اكرم در روز احد 50 نفر را به فرماندهي عبدالله بن جبير در بالاي كوه احد قرار داد و فرمود : اگر ما را پرنده ها تكه تكه كردند شما از جاي خود تكان نخوريد و اگر ديديد ما شكست خورديم يا شكست داديم به هيچ وجهي حق حركت از جاي خود نداريد ، خوب شما ببينيد تعبير را چون من اگر بخواهم عربي ها را بخوانم و معنا كنم مي ترسم باز وقت بگذرد ، جنگ آغاز شد تا وقتي كه اينها احساس كردند مسلمان ها پيروز شدند، اين 50 نفر حرف فرمانده خود را گوش نكردند و سرازير شدند و همين باعث شد كه خالدبن وليد كه جزء فرماندهان لشگر كفر بوده دور زد رفت از همان گردنه و شكاف وارد شد و همين باعث شكست مسلمان ها شد و 70 نفر از بهترين عزيزان شهيد شدند از جمله حمزه سيدالشهدا شهيد شد و وقتي اين جنگ هم مغلوب شد همه اين صحابه فرار كردند غير از 12 نفر با پيغمبر صلي الله عليه و آله نماند و همان 50 نفري هم كه آمده بودند از بالاي گردنه براي غنيمت جمع كردن ديدند كه در جنگ شكست خوردند و كفار آمدند و پيروز شدند همون ها هم فرار كردند

صحيح بخاري - ج 4 - ص 26 - حديث 3039

روايت ديگر دارد كه وقتي كه جنگ احد تمام شد و صحابه با دستور پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مخالفت كردند و آمدند پايين و هم اينكه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را در دست كفار تنها گذاشتند و جز 12 نفر كسي اطراف پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نماند و پيامبراكرم عرضه داشت :

اللهم إني أَعْتَذِرُ إِلَيْكَ مِمَّا صَنَعَ هَؤُلَاءِ

صحيح البخاري - ج 3 - ص 110

خدايا از اين كار نادرست و خلافي كه انجام دادند من از تو معذرت مي خوام ، ببينيد كار به كجا مي رسد ، آيا صحابه با اين شاكله و با اين وضع مي توانيم بگوييم اين صحابه اي كه مخالفت با دستور پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم كردند و از اطراف پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرار كردند و او را تنها گذاشتند بگوييم هركس راهشان را برود راه فرقه ناجيه را رفته است؟

مسأله دوم

در قضيه حديبيه من فقط جمله اي را مي آورم از ابن تيميه كه امام آقايان وهابي ها است ، روايات متعدد است كه پيامبر اكرم بعد از آنكه با كفار قريش مصالحه كرد تصميم گرفت برگردد به مدينه و وارد مكه نشود :

قال لاصحابه انحروا واحلقوا رؤوسكم

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به اصحابش دستور داد كه شما اون قرباني هايي را كه آورديد آنها را بكشيد و سرهايتان را هم بتراشيد

فلم يقم أحد

يك نفر از صحابه به دستور پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم عمل نكرد

فدخل مغضبا علي أم سلمة

اين را ابن تيميه مي گويد به عنوان يك امر مسلم و قطعي كه خيلي عجيب است ، من حدود 50 روايت در اين زمينه داشتم گفتم كه يك عبارتي را بياورم كه مو لاي درزش نرود

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به ام سلمه وارد شد در حال غضبناك و ام سلمه گفت :

من أغضبك أغضبه الله

يا رسول الله چه كسي تو را به غضب آورده ؟ به غضب خدا گرفتار شود

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : چرا غضبناك شوم من دستور مي دهم كسي به دستور من عمل نمي كند

منهاج السنة النبوية - ج 4 - ص 315

مسأله سوم

مخالفت صحابه با پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در قضيه روزه

مسلم بن حجاج نيشابوري از جابر نقل مي كند در سال فتح مكه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از مكه خارج مي شود و در حالي كه روزه بود روزه اش را مي شكند و به مردم مي گويد مردم شما هم روزه خود را بشكنيد و جلوي مردم پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ظرف آب را مي گيرد و مي خورد و تعدادي از صحابه مخالفت مي كنند و مي گويند ما روزه خود را مي گيريم پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي گويد بخوريد ولي آنها مي گويند نمي خوريم . پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود :

أولئك العصاة أولئك العصاة

صحيح مسلم - ج 3 - ص 141

آيا ببنيم اين صحابه با اين شاخصه صلاحيت دارند كه ملاك فرقه ناجيه باشند يا نه ؟

مسأله چهارم

در قضيه عمره تمتع در حجة الوداع اين تعبيري كه بخاري و مسلم و حدودا 14 جا نقل شده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم وقتي مي رسد به مكه مي گويد صحابه هركس با خودش شتر نياورده براي قرباني موظف است از احرام بيرون بيايد، گفتند: از احرام بياييم بيرون يعني چه؟ يعني همه چي حلال مي شود؟ ، گفتند حتي نزديكي با زنها هم حلال شد ؟ پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود : بله سپس شروع كردند به مسخره كردن شما ببينيد عزيزان بيننده برادران من شما ببينيد جابر دارد نقل مي كند :

فقلنا

ما صحابه گفتيم

أَمَرَنَا أَنْ نُفْضِيَ إلي نِسَائِنَا

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به ما دستور مي دهد با زنان خود همبستر شويد

فَنَأْتِيَ عرَفَةَ

بعد از آن هم برويم به عرفه

تَقْطُرُ مَذَاكِيرُنَا الْمَنِيَّ

من اصلاً شرمم مي آيد با توجه به اينكه تعدادي از خواهران عزيز ما پاي گيرنده هستند من اصلاً ترجمه نمي كنم

تعبير، تعبير زشت و قبيحي است و عبارت نادرست است و از يك فرد عادي همچين عبارتي صادر نمي شود ، بعد جالب است :

يقول جَابِرٌ بيده كَأَنِّي أَنْظُرُ إلي قَوْلِهِ بيده يُحَرِّكُهَا

اصلاً خودش هم بر وقاحت اين عبارت مي افزايد

صحيح مسلم - ج 4 - ص 38 - حديث 2832

باز در همين صحيح مسلم است از خود عايشه هم نقل شده است كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از اين عملكرد صحابه غضبناك شد و آمد نزد من

فدخل علي وهو غضبان

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در حالي كه از عملكرد اين برخورد زشت و وقيح صحابه غضبناك بود به منزل من آمد

فقلت من أغضبك يا رسول الله ادخله الله النار

يارسول الله چه كسي تو را به غضب آورده خدا او را وارد آتش جهنم كند

خوب ببينيد آيا اين صحابه با اين ويژگي و اينكه مي گويد

فرقة ناجية ما انا عليه اليوم و اصحابي

آيا با اين رواياتي كه در صحاح آمده همخواني دارد يا ندارد ؟

مسأله پنجم

آيه قرآن است كه :

وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَيْهَا وَتَرَكُوكَ قَائِمًا

سوره جمعه - آيه 11

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم تو داري خطبه مي خواني و اين صحابه تو را بالاي منبر مي گذارند و از مسجد خارج مي شوند براي اينكه يك قافله از طرف شام اموال تجاري آورده ، طبل و دُهُل و شيپور مي زنند

وَإِذَا رَأَوْا تِجَارَةً

تجارت لهوي كه ميبينند صحابه از مسجد بيرون مي روند

بخاري نقل مي كند كه وقتي اين قافله با ساز و دهل و تشكيلات آمد تمام صحابه از مسجد بيرون رفتند و خداي عالم اين آيه از سوره جمعه را نازل كرد ، خوب ببينيد عزيزان بزرگوار من يك دفعه گفتم اگر يك مولوي يك ماموستا و يك مفتي در مسجد خطبه مي خواند ، اين مردم وسط خطبه فرض اينكه تصادفي بيرون مسجد اتفاق افتاده يا دو تا بچه دعوا كردند نمي گوييم لهو و لعب ، مردم بريزند بيرون ، اين مفتي ، اين مولوي ، اين ماموستا اسم اين كار را چه مي گذارد ؟ آيا مي گويد كار اينها خوب بود ؟ كار با ادبي بود ؟ هر اسمي را اين مولوي و اين ماموستا و مفتي براي اين برنامه مي گذارند ما همان را خدمتشان هستيم .

مسأله ششم

در رابطه با قضيه قرطاس كه اين واقعا خيلي واضح و روشن است كه اصلاً من نمي دانم كه چه بگويم براي بينندگان عزيز، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي گويد قلم و كاغذي بياوريد تا من چيزي بنويسم مي گويد :

هَجَرَ رسول اللَّهِ

صحيح بخاري - ج 3 - ص 1111 - حديث 2888

در روايت ديگر از قول خليفه دوم

قال عُمَرُ إِنَّ النبي غَلَبَهُ الْوَجَعُ

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اين حرف هايي كه مي زند در اثر بيماري است

وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا

كتاب خدا نزد ما هست بس است

صحيح البخاري - ج 1 - ص 113

مگر كتاب خدا نمي گويد

مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر- آيه 7

مگر همين قرآن نمي گويد

أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

سوره نحل - آيه 41

مگر همين قرآن نمي گويد

َمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَتَعَدَّ حُدُودَهُ يُدْخِلْهُ نَارًا

سوره نساء - آيه 14

ببينيد كار به جايي مي رسد كه ابن عباس مي گويد :

إن الرزية كل الرزية ما حال بين رسول الله وبين أن يكتب

البداية والنهاية - ج 5 - ص 251

صحيح البخاري - ج 6 - ص 2680

تمام مصيبت جهان اسلام از اينجا شروع شد كه نگذاشتند پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اين وصيت نامه را بنويسد .

در كتاب النهايه مي گويد اين هجَر يهجِر اهجار يك فحش است و هذيان گفتني است و مي گويد :

والقائل كان عمر

و اون كسي كه اين نسبت هذيان را به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم داد خليفه دوم بود

و لا يظن به ذلك

گمان نمي رفت ايشان همچين حرفي زده باشد

النهاية في غريب الحديث والأثر - مجد الدين ابن الأثير - ج 5 - ص 246

آقاي بدرالدين عيني شارح صحيح بخاري مي گويد

هذه العبارات كلها فيها ترك الأدب والذكر بما لا يليق بحق النبي

تمام اين عبارت هايي كه ذكر كردند

أن الرجل ليهجر

أهجَرَ

غلبه الوجع

حسبنا كتاب الله

تمام اين ها بي ادبي و خلاف ادب است و اون ادبي كه بايد در برابر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم اعمال مي شد، نكردند و اين تعابير لايق و شايسته پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نيست .

ولقد أفحش من أتي بهذه العبارة

و اون كسي كه اين عبارت را آورده در حقيقت فحش داده و جسارت كرده به نبي مكرم

عمدة القاري - ج 14- ص 298

روايتي را صحيح بخاري آورده و به ما هيچ مربوط نيست از أبوهريره است كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي گويد فرداي قيامت اصحاب من را مي آورند و نمي گذارند كه طرف حوض بيايند و از حوض طردشان مي كنند

فقال هَلُمَّ

فقلت أَيْنَ

كجا مي بريد صحابه من را

قال إلي النَّارِ والله

اين ها را به طرف آتش جهنم مي بريم به خدا سوگند

قلت وما شَأْنُهُمْ

اينها مگر چه گناهي كردند ؟

قال إِنَّهُمْ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ علي أَدْبَارِهِمْ القهقري

اينها بعد از رحلت تو مرتد شدند و به همان دوران جاهليت بازگشتند، دوباره دسته ديگر مي آورند به همين شكل، دسته ديگر مي آورند به همين شكل، بعد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي گويد :

فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

از صحابه من از جهنم خلاصي نمي يابد مگر يك عده اي اندك

صحيح بخاري - ج 7 - ص 207 - حديث 6587

صحيح البخاري - ج 6 - ص 2629 - بر مبناي جامع الكبير

خوب اين كه ديگر كتاب بحارالانور كه نيست كه بگوييد روايات ضعيف آورده است و كافي هم نيست كه بگوييد جسارت به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم كرديد جسارت به صحابه كرديد اين كتاب خودتان است

حتي اين كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود :

ما انا عليه اليوم و اصحابي

اين تقييد به اينكه راه من و صحابه امروز راه نجات است كه در مستدرك ما نقل كرديم. شايد همه اينها اشاره به همين باشد اين روايت دارد زير و بم تمام قضايا را مي زند و ما به ذهنمان مي رسد كه اين روايت اولاً شايد ساختگي باشد و فرضا هم صحيح باشد با واقعيت تاريخي نمي تواند تطبيق كند ، ما در جلسه گذشته ادله شيعه را هم كه مي گويند راه شيعه راه فرقه ناجيه است بيان كرديم و رواياتش را هم ما مي خوانيم ، باز عزيزان بيننده چه شيعه چه سني و چه وهابي را به قضاوت و داوري فرا مي خوانيم .

بيننده : امير از امارات

قبل از هر چيز من دعا مي كنم به حق پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و ائمه اطهار كه انشاءالله اين مباحث و اين مناظرات مقدمه ظهور آقامون باشد ، در مورد مبحث امشب 2 تا مطلب داشتم . من نكته اي دارم درباره اين تفكري كه اهل سنّت دارند نسبت به صحابه ظاهراً اهل سنّت هر شخصي را كه زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم حضور پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم رسيده باشد او را صحابه مي نامند بدون اينكه بخواهند قيد و شرطي بگذارند من امروز يك برنامه اي را در شبكه كلمه مي ديدم خيلي تعجب كردم خدا شاهد است مو به تن آدم سيخ مي شود وقتي اين مطلب را آدم مي شنود كه مي گويند خداوند براي معاويه در بهشت مقامات و درجات گذاشته و يك قسمتي از بهشت هم براي معاويه شده ظاهرا ، معاويه اي كه خودش و پدرش در مقابل رسول اكرم و حضرت علي ايستادند در مقابل مسلمانان ايستادند ، خودش در مقابل حضرت علي ايستاد در مقابل امام حسن عليه السلام ايستاد، پسرش در مقابل امام حسين عليه السلام ايستاد و عجيب ترين چيزي كه امروز از اين شبكه شنيدم اين بود كه امام حسين عليه السلام بر يزيد خروج كرد و اين حرف واقعا خيلي جالب بود براي من ، امام حسيني كه فرزند پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است و جزو اهل بيت است و آيه برايش نازل شده و سرور جوانان بهشت است، آمده خروج كرده در مقابل صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم يا در مقابل دين اسلام ، و اين دو مطلبي بود كه من مي خواستم بگويم . خيلي وقت شما را نمي گيرم ، درورد بر شما يا حق .

بيننده : اثني عشري از خوزستان

الحمدلله و المنة خداوند منت مي گذارد بر ما و ما دوباره جمال زيبا و ملكوتي و سرحال ايشان را مثل هميشه مي بينيم در مبارزه با شرك زمان و دفاع از اهل بيت .

عرض شود حاج آقا از محضر شما عذر مي خواهم هميشه اهل بيت مظلوم بودند شما هم كه وابسته به آنها هستيد مظلوم واقع مي شويد اخيراً من يك برنامه اي داشتم با اين شبكه اي كه خود را به اسلام و شيعه مي داند من هيچ حرفي نمي زنم كه بي ادبي باشد ، منتهي اخيراً كه جنابعالي تشريف نداشتيد ايران توي اين دو هفته من تماسي گرفتم به خاطر اينكه وظيفه خودم مي دانستم به خاطر مطالبي كه يك مقداري از سهم امام و خمس و يك مقداري هم قرض به ايشان داده بودم كه قابل توجه هم بود اين پول ، ايشان يك مدرك قلابي فرستادند كه در حقيقت اين كارشان اهانت است و به اين دليل من خدمت جنابعالي زنگ زدم چون نمي گذارند ما صحبت كنيم و صداي ما را قطع مي كنند مخصوصا اين هايي كه زنگ مي زنند به اين شبكه و خود را شيعه مي نامند گول اين آقا را نخورند همين طور كه بنده گول ظاهر فريبنده ايشان را خوردم يك مدركي فرستاد دال بر رسيد پول بنده كه از آيت الله العظمي سيستاني بودند كه تقلبي بود من خواستم شما يك داوري بفرماييد بين من و اين شبكه كه بدانند مردم واقعا كه اين شبكه دارد تبر به ريشه اسلام مي زند به نام اسلام و دارد آب به آسياب دشمن مي ريزد در اين دنياي وا نفساي آخر الزمان ، اگر لطف بفرماييد در اين رابطه صحبت كنيد بنده تمام مدارك را هم دارم و تمام مردم دنيا هم بشنوند كه اين آقا خودش را اول كه آمد شبكه را گذاشت وابسته به تمام علماء و مراجع مي دانست ولي متاسفانه ما مي بينيم كه دستش رو شد و چه منافقانه ، متاسف هستم من براي ايشان و اين پول را هم راضي نيستم و خواهش مي كنم اگر صداي من را مي شنود اين پول براي امام زمان است و بقيه هم قرض است اون را برگرداند . خدا خيرتان بدهد . صداي بنده را به گوش دنيا برسانيد .

بيننده : احمد از سنندج (اهل سنّت )

ببخشيد من از منطقه كردستان مزاح مي شوم از زمان بچگي تا به الان از آخوندهاي خودمان اين را شنيديم كه يزيد قاتل امام حسين عليه السلام بوده و نوه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را به شهادت رسانده و حالا اين سلفي و وهابي ها كه آمدند به اين يزيد قاتل امام حسين عليه السلام مي گويند رضي الله عنه و از وقتي اينها را گفتند من كم كم شك كردم كه حضرت علي در مسأله خلافت اول نشد دوم هم نشد سوم هم نشد بايد حتماً آخر باشد اين از اين ، و اين دين من در آوردي اين سلفي و وهابي ها همين جوري هستند . عربستان فكر مي كند اگر انقلاب اسلامي شود در كشور هاي عربي همه شيعه مي شوند ، نه اين انقلاب ها اگر ما را شيعه كردند شما را هم شيعه مي كند . اينها در مقابل يك دين من درآوردي را درست كردند به اسم سلفي و وهابيت كه همه را مورد تهديد و كشت و كشتار كه در افغانستان و جاهاي ديگر مي بينيم و اينها همه توسط همين ها است .

مجري :

ما ممنونيم و واقعا ما به اين خاطر صف برادران اهل سنّت و سلفي ها و وهابي هايي كه واقعا جزء هيچ فرقه اي نيستند را جدا مي دانيم و ما اصلاً جزء اسلام هم شك داريم كه باشند . واقعا همين طوري كه شما مي فرماييد ما اينها را جدا ميدانيم و اينها يك دين من در آوردي دارند و به قول حاج آقاي ما از پيروان همان بني اميه و ملعونه در قرآن هستند كه وقتي از يزيد بحث مي كنند كه در مقابل امام حسين عليه السلام نوه رسول خدا است و سيد اهل جنت است مي آيند و به او رضي الله عنه مي گويند و اينكه امام حسين عليه السلام خروج و قيام كرده بر خليفه و مطالبي كه واقعا هيچ سني هم قبول ندارد خيلي ممنون از اين تفكر شما .

بيننده : بيرامي از تبريز

ببخشيد بنده مزاحم شدم كه يك روايت مهمي را بخوانم البته 2 روايت مهم كه يكي از مسند احمد است و ديگري از انساب الاشراف بلاذري ، يكي گفته حضرت عبدالله بن عباس رضي الله عنهما است كه مي فرمايد اون صفت اصلي اون اقوام و فرق هالكه تبعيت از شيخين است و اين در مسند احمد است كه :

بن عَبَّاسٍ قال تَمَتَّعَ النبي فقال عُرْوَةُ بن الزُّبَيْرِ نهي أبو بَكْرٍ وَعُمَرُ عَنِ الْمُتْعَةِ فقال بن عَبَّاسٍ ما يقول عُرَيَّةُ قال يقول نهي أبو بَكْرٍ وَعُمَرُ عَنِ الْمُتْعَةِ فقال بن عَبَّاسٍ أُرَاهُمْ سَيَهْلِكُونَ

مسند أحمد بن حنبل - ج 1 - ص 3116

من مي بينم اين كساني كه از شيخين تبعيت مي كنند به زودي جزء فرق هالكه مي شوند .

در مورد روايت هم كه مي گويد ضعيف است ولي من در مكتبه شامله كه يك قسمتش مربوط به رجال است گشتم سند مطلقا صحيح است .

در ضمن در انساب الاشراف هست كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم معاويه را به اسناد صحيح كه از أبوسعيد خدري است از إبن مسعود است كه معاويه را مهدور الدم و واجب القتل مي داند. حالا من نمي دانم اين مذهب ناجيه مقدسه الهي كه از 71 فرقه يهود و 72 فرقه نصاري و 73 فرقه اسلام كشيده شده بيرون همان فرقه اي است كه معاويه را رضي الله عنهما مي خواند ؟ آيا اين مذهب مذهب حقي است كه مهدورالدم رسول الله صلي الله عليه و آله را رضي الله عنه مي گويد ؟ اينها سؤالاتي است كه اگر حضرت آقا جواب دهند خيلي ممنون مي شوم . خداحافظ شما

بيننده : عبدالرشيد از زاهدان (اهل سنّت)

من سؤالي دارم از آيت الله قزويني به نظر شما اين فرقه ناجيه اي كه شما مي گوييد ، فرقه اهل سنّت است يا شيعه ؟ جوابش را همين الان بدهيد تا من صحبتم را ادامه دهم

مجري :

قضاوت با شماست

بيننده :

قضاوت با ما اين است كه ما 4 تا مذهب فقهي داريم گوش كن ، ما 4 تا مذهب فقهي داريم كه اينها فقهي است و الان برادران اهل تشيع حضرت آيت الله العظمي مكارم يك مرجع تقليد است و جناب نوري همداني يك مرجع تقليد است و سبحاني و سيستاني يك مرجع است ، اينها مذاهب فقهي است ، رسول الله صلي الله عليه و آلهمي فرمايد از 73 فرقه همان فرقه اي كه بر من و اصحاب من باشد ، من از قرآن الان ثابت مي كنم كه مرتدين بعد از رسول خدا چه كساني هستند :

در سوره مائده آيه 53 قرآن مي گويد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَي الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَي الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

سوره مائده - آيه 54

اگر درست خوانده باشم ، حالا اينجا قرآن مي گويد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ

اي كساني كه ايمان آورديد يك گروهي از شما مرتد مي شوند

فَسَوْفَ

بلافاصله چه كسي با مرتدين جنگ كرد ؟ و اون صديق اكبر رضي الله عنه بود كه با مرتدين جنگيد ، معني سوف در اينجا يعني بلافاصله

استاد قزويني :

آقاي عبدالرشيد شما مي فرماييد

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ

اولاً معني اين اينكه برخي از شما مرتد مي شوند نيست بلكه هركس از شما از دينش برگردد و مرتد شود ، پس اين ثابت مي كند براينكه صحابه همه بر دين خدا نماندند و برخي هم مرتد شدند

بيننده :

اين درست است

استاد قزويني :

پس معلوم شد راه صحابه يعني اينكه ما بخواهيم راه مجموع صحابه را به عنوان راه فرقه ناجيه قرار بدهيم نمي توانيم چون ما كه نمي توانيم بگوييم چه كسي از دين خود مرتد شد و چه كسي در دين خود ماند ، مي توانيد بفرماييد شما ؟ مرتد معنايش چيست ؟ سؤال من را جواب بده ما در خدمت شما هستيم .

بيننده :

مرتد يعني كسي كه از دين بازگردد و اونها هم علامت داشتند

استاد قزويني :

خدا امواتت را بيامرزد آيا اصحاب ردّه ازدين برگشته بودند ؟

بيننده :

منكر زكات بودند

استاد قزويني :

شما اگر يك روايت آورديد كه اينها منكر زكات بودند بنده تمام فرمايش شما را قبول مي كنم يك روايت براي من از كتب اهل سنّت براي من بياور كه اصحاب ردّه منكر زكات بودند .

بيننده :

الان كتابي نيست

استاد قزويني :

من خدمت شما عرض كردم كه آيا اصحاب رده منكر زكات بودند يا نبودند ؟

بيننده :

منكر زكات بودند من خودم حديثش را خواندم ولي الان حضور ذهن ندارم و بعدا پيدا مي كنم و زنگ مي زنم چون در اسلام كسي منكر نماز باشد كافر است

استاد قزويني :

اگر توانستي شما يك روايت ضعيف پيدا كني نه روايت صحيح

بيننده :

پيدا مي كنم

استاد قزويني :

باشه در خدمتيم ولي من يك جمله اي را براي شما بگويم آقاي عبدالرشيد

بيننده:

بيننده حرف استاد قزويني را قطع مي كند

استاد قزويني :

آقاي عبدالرشيد عزيز جان ببينيد ادب گفتار اين است كه شما صحبت مي كنيد ما گوش مي دهيم ما هم حرف مي زنيم شما گوش كن عزيز دل من

بيننده :

بيننده باز حرف استاد را قطع مي كند

استاد قزويني :

شما 50 بار حرف من را قطع كرديد فقط يك جانبه داريد حرف مي زنيد ، آقاي إبن كثير دركتاب البداية والنهاية

كه هم علمش از شما بيشتر بوده و هم نزديك به رسالت بوده و هم كسي است كه از شخصيت هاي برجسته اهل سنّت است ايشان مي گويد بعد خلافت أبي بكر تعدادي از اين افراد آمدند :

وامتنع آخرون من أداء الزكاة إلي الصديق

البداية و النهاية - ج 6 - ص 304

اينها گفتند ما زكات نمي دهيم نه اينكه منكر زكات هستيم ، بعضي هم گفتند كه ما زكات مي دهيم ولي به أبوبكر نمي دهيم ، اين عبارت إبن كثير دمشقي است برادر بزرگوار من ، و شما ببينيد در خود صحيح بخاري و صحيح مسلم چه آمده ، آيا أبوبكر مي گويد اينها منكر زكات هستند يا نه أبوبكر مي گويد اينها نماز مي خوانند حج مي روند ولي اينها اگر به اندازه عقال شتر زكاتي كه به صلي الله عليه و آله و سلم مي دادند به من ندهند با اينها مي جنگم ، شما صحيح بخاري و مسلم را بردار ببين كه اين آقايان خودشان چه دارند .

بيننده : سيد احمد از كانادا

من واقعيتش خيلي وقت است كه دوست دارم با شما تماس بگيرم و گله هايي هم دارم به عنوان يك شيعه كه مي خواستم با شما در ميان بگذارم و از طريق شبكه شما صداي من پخش شود ، ما شيعه هستيم و بيضه اسلام فعلا در دنيا جمهوري اسلامي ايران است و تمام شيعيان دنيا به يك نحوي وابسته هستند نسبت به ايران و نظام جمهوري اسلامي ، متاسفانه در اين اواخر مخصوصا در اين نوروز امسال من بعضي چيزهايي را از نشريه ها شنيدم كه واقعا مايه نا اميدي و چه بسا تنفر شيعيان خارج از ايران نسبت به نظام جمهوري اسلامي ايران باشد و اون هم بر مي گردد به روز 13 فروردين در پاركي در اصفهان كه افغان ها را در آن پارك را نداده اند به عنوان اينكه افغاني هستند و اين واقعا يك سؤالي در ذهن هر كسي به وجود مي آورد كه آيا اين افغانها مسيحي بودند ؟ آيا يهودي بودند ؟ آيا كفر بودند ؟ يا شيعه بودند ؟

مجري :

البته ما از اين مسأله خبر نداريم نمي دانيم مسأله چه بوده و قبلا هم برخي از دوستان تماس گرفتند و اين مسائل را مطرح كردند ولي ما چون خبر نداريم و نمي دانيم قضيه چه بوده ، ممكن است يه جرياناتي بوده و چون ما بحث سياسي هم نداريم و شبكه ما مذهبي هست و ما اصلاً عهده دار اين قضيه نيستيم بايد از مسئولان بپرسيد كه مشكل چه بوده است

بيننده : حميد از زاهدان

مي خواستم در مورد فيلمي كه درباره مناظره آقاي حيدري و مكارم بوده كه فرموديد ما فيلم اين مناظره را داريم و در دفتر تهران است و چنانچه اگر آقاي حيدري زياد تكرار كنند ما اين فيلم را پخش مي كنيم آقاي حيدري چندين بار اين حرف را باز تكرار كردند و جايزه براي فيلم بردار اين مناظره گذاشتند پس چرا پخش نمي كنيد اگر داريد پخش كنيد و اگر نتوانستيد پخش كنيد پس همه حرف هاي شما راست نيست ، اميدوارم جواب بدهيد و پخش كنيد .

استاد قزويني :

ما آقاي حيدري را عقلش را سالم نميدانيم برادر عزيزم كه ما بخواهيم براي ايشان ارزش قائل شويم ايشان واقعا بحث هايي كه در طول اين مدت داشته ثابت كرده كه از اعتدال عقلي و رواني برخوردار نيست ما ابتدا يك مقدار احساس كرديم كه ايشان آدمي است كه فكرش خوب كار مي كند يك روز مناظره يك روز عدم مناظره يك روز آمد به تمام شيعه اهانت كرد و افترا بست ، هروقت ايشان آمد حاضر شد به تعداد اين افترائي كه به شيعه ها بسته به او حد قذف بزنند ما هم چشم آمادگي داريم كه پخش كنيم البته كسي نگفته فيلم داريم حضرت آيت الله العظمي مكارم خودشان هم فرمودند كه بعضي از دوستان ما اين را ضبط كردند و ما اصلاً پيگيري هم نكرديم چون اصلاً ارزش ندارد آقاي حيدري براي ما يعني حيدري براي ما يك مهره كاملا سوخته است نه حرف هايش ارزش دارد و نه عربده هايش و نه جايزه هايش ارزش دارد ، يعني ما احساس مي كنيم كه يك آدم آهني است و يك حرف هاي چرند مي زند و هر چقدر هم بيشتر فحش مي دهد احساس مي كنيم به شيعه خدمت مي كند . همين ديشب بود جناب ماموستا بهمني آمد ما برايش احترام قائل هستيم ، چيزي از ما بخواهد ما قبول مي كنيم ، جناب مولوي مرادزهي جناب ديگر مولوي ها يا افرادي كه از سلامت فكر و سلامت عقل برخوردار هستند ما براي آنها ارزش قائل هستيم و اين فرد را ما اصلاً جزء آدميزاد نمي دانيم و بنده براي من كاملا محرز شد و ما بعد از آن به حرف هايش هم اصلاً اهميت نمي دهيم .

بيننده : برزگر از دزفول

بنده خيلي وقت است كه مي خواهم با شما تماس بگيرم ، چند سؤال داشتم خدمت حاج آقا ، طبق معمول هم شما به اهل سنّت خيلي بيشتر از ما وقت مي دهيد كه البته طبيعي است ، سؤال اول اين است بدون اينكه ما بخواهيم جاي خدا بنشينيم و قضاوت كنيم جاي بندگانش مي دانيم كه درجه ايمان صحابه با هم ديگر متفاوت بوده همان طور كه حديث نبوي هستش كه حضرت رسول فرمودند كه : اگر خدايي را كه أبوذر مي شناسد و مي پرستد همان خدايي را كه سلمان فارسي مي داند و مي شناسد به همديگر معرفي بكنند شايد هر دو كافر شوند به خاطر اينكه سلمان ذهنيتي كه از خدا داشت و درجات ايمانش متفاوت است و أبوذر هم همينطور و گذشته اينها و علم اينها با هم متفاوت است ، در نتيجه مي خواهم بگويم كه ايمان مراتبي دارد و ما نمي خواهيم تعيين كنيم چون ما در جايگاهش نيستيم ولي ما فقط اين را مي دانيم كه ايمان مراتبي دارد . صحابه اي را كه اهل سنّت قائل هستند براينكه يك نفر فقط به اين دليل كه صحابه بوده و در عصر صلي الله عليه و آله و سلم بوده و او را درك كرده پس صحابه است و بنابراين قولي كه مي گويد قابل اعتنا است و قابل استناد ، من مي خواستم اين را بدانم كه آيا شخصي فقط به اين دليل كه رسول اكرم را درك كرده است آيا بايد قائل به اين شويم كه ايمان اين شخص تكميل و قول او قابل استناد است ؟ اين سؤال اول من بود .

سؤال دوم هم اينكه همانطور كه مي دانيم نبوت و امامت دو مقام هستند ما مصداق را كار نداريم و فقط به مقام ها نگاه مي كنيم و شرافت هم به همين صورت يعني امامت يك مقامي است كه ممكن است يك نفر به او برسد و ممكن است نرسد و نبوت هم به همين صورت خلافت هم به همين صورت ، همان طور كه مي دانيم پيامبر اكرم قبل از اينكه يا بعد از اينكه پيامر باشد امام هم بوده يعني هر دو مقام را دارا بود و در قرآن هم هست كه حضرت ابراهيم هر دو مقام را داشت هم امامت و هم نبوت ، حالا خلفاي محترم خليفه اول و دوم و سوم و چهارم كه اميرالمؤمنين عليه السلام باشد البته اهل سنّت امام علي عليه السلام را به عنوان امام قبول ندارند بلكه فقط به عنوان خليفه قبول دارند ، در حالي كه امام شافعي و حنبلي و ابو حنيفه را امام مي دانند سؤال من اين است كه مقام خلافت نسبت به مقام امامت بالاتر است يا پايين تر يا هم سطح است ؟ به خاطر اينكه جناب أبوبكر يا عمربن خطاب يا عثمان را امام ذكر نمي كنند و خليفه مي نامند خواستم بپرسم كه آيا خلفاء مقامشان از امامت بالاتر است يا پايين تر ؟

من در حدود يك سالي است كه برنامه شما را مي بينم سؤالي ذهن من را مشغول كرده و واقعا جوابش براي من مبهم شده اين است كه جناب آيت الله قزويني اين كتابهايي را كه ذكر مي كنند و صفحات اون را هم حفظ هستند چه جوري اينها را حفظ كردند ؟ من خودم رشته فني دارم و مي خوام فوق ليسانس بگيرم چه جوري اين همه كتاب را با صفحه و جلد حفظ كردند واقعا براي من سؤال است .

استاد قزويني :

بنده احساس مي كنم اين مباحثي كه من حفظ كردم به اندازه 10 جزء قرآن نباشد و اون عزيزاني كه 30 جزء قرآن را حفظ كردند كار به مراتب بزرگ تري كرده اند ولي چون در اين زمينه كسي نبوده براي عزيزان تازگي دارد البته بنده هم تلاش و تمرين دارم و هر شب يا صبح كه بلند مي شوم به اون رواياتي كه جلد و صفحه اش را حفظ كردم حساسيت دارم يعني علاقه و حساسيت باعث شده كه انسان سريع حفظ شود من چه بسا متن روايت از ذهنم مي رود ولي جلد و صفحه اش از ذهنم نمي رود چون علاقه دارم به اين قضيه و تمرين هم دارم و چيز جديد و مهمي هم نيست ولي خوب تلاش مي كنيم بنده اولاً خلاصه اين روايات هميشه در جيب من هست حالا انشاءالله يك روزي تلاش مي كنم چون دوستان عزيز و طلبه ها اصرار دارند و مي پرسند كه روش حفظ كردن چگونه است و ما چه كنيم ، حالا انشاءالله اين روش حفظ را يك روزي روي صفحه مانيتور بنده نشان مي دهم و شايد براي بعضي عزيزان و بزرگواران راه گشا باشد و من هم اگر توفيقي داشتم تمام اينها را به بركت توسل به حضرت سلام الله عليها و خلاصه روضه براي حضرت زهرا سلام الله عليها است و من از خدا خواستم عمري را به من ندهد كه 3-4 ساعت از عمر من بگذرد و قطره اشكي در مصائب حضرت زهرا سلام الله عليها نريخته باشم ، يعني هركسي براي يكي از ائمه احترام خاصي قائل است يكي براي امام حسين عليه السلام يكي براي اميرالمؤمنين عليه السلام ، ما هم پابند حضرت سلام الله عليها هستيم من در شب 23 رمضان كه قطعاً شب قدر است اون شب رفتيم جمكران و تنها چيزي كه از خداوند خواستم اينكه خدايا ما را از زير سايه حضرت زهرا سلام الله عليها بيرون مبر و بيش از اين از خدا چيزي نخواستم و اين عنايات خود بزرگواران است و من معتقدم كه حتي خود ائمه هم در مشكلاتشان به حضرت زهرا سلام الله عليها عنايت داشتند و ذكر توسل داشتند و خود حضرت ولي عصر مي فرمايد :

ولي أسوة بأمي فاطمة

دختر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مادرم براي من الگو است

الأسرار الفاطمية - الشيخ محمد فاضل المسعودي - ص 17

حضرت امام حسن عسگري عليه السلام مي فرمايد:

و نحن حجج الله في خلقه

و ما حجت هاي خدا برخلق هستيم

و فاطمة حجة علينا

فاطمه سلام الله عليها حجت بر ما است

تفسير أطيب البيان - ج 13 - ص 235

هركس به كسي نازد ما هم به حضرت زهرا سلام الله عليها مي نازيم ، در مورد سؤالشان هم بحث نبوت و امامت و خلافت همان طور كه عزيزمان عرض كردند انبيا و اونهايي كه بعد از حضرت ابراهيم بودند

و من ذريتي

همه اينهايي كه آمدند هم مقام نبوت داشتند و هم مقام امامت داشتند و اينكه آيا خلافت از امامت بالاتر است يا نه، ما عقيده مان اين است كه جايگاه امامت خيلي بالاتر است از خلافت، امامت شوونات و وظايف متعددي دارد كه يكي از وظايف امام خليفه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بودن است ولي آقايان اهل سنّت هيچ فرقي بين امامت و خلافت نمي دانند ، حالا اگر من بخواهم الان وارد اين مسأله شوم طول مي كشد ، عباراتي از بزرگان اهل سنّت است كه مي گويند خلافت و امامت يكي است .

بيننده : رحماني از زاهدان (اهل سنّت)

من جواب اين آقاي برزگر را مي دهم در اين رابطه كه گفته بود شما چگونه حفظ مي كنيد ، من بيشتر برنامه هاي شما را كه نگاه مي كنم آقاي قزويني 2 تا مانيتور دارد يكي كوچك است روبروي خودش و يكي هم پشت دوربين چون رو به سمت آقاي محسني است و وقتي مي خواند يك مقدار خود را كج مي كند فكر كنم از اونجا روايت را و آدرس آن را در مي آورد

استاد قزويني :

خوب اين هم يك فني است اي كاش كارشناسان شما از اين فن استفاده كنند چرا استفاده نمي كنند ؟

اگر سخنراني هايي كه از من پخش شده را شما نگاه مي كرديد در اينها نه مانيتور است نه هيچي فقط يك دوربين بود و حتي كامپيوتر هم نبود ، حالا عزيز من اينها خيلي مهم نيست ، برادر من اصل اين است كه ما صحبت هاي خود را مستند بيان كنيم ، اصلاً من دفتر مي گيرم جلوي خودم و همين جا از روي دفتر مي خوانم و اينكه من از حفظ بگويم اصلاً فضيلت نيست عزيز من ، ما اين را فضيلت نمي دانيم .

بيننده :

نه آخه ايشان گفتند كه حافظه شما خيلي قوي است

استاد قزويني :

بله شكر خدا بنده در ميان همه هم دوره اي هاي خودم حافظه ام از همه شان قوي تر بوده و تمام هم دوره هاي بنده را شما ازشون سؤال كنيد .

مجري :

من افتخار شاگردي حاج آقا را دارم و الان 10 سالي است كه من در خدمت ايشان هستم و شما چون خبر نداريد و اين مسأله را يك مشكلي براي خود مي دانيد ايشان خدا بهشون يك حافظه قوي دادخ ايشان همه مطالبش را با كامپيوتر دسته بندي مي كند ولي وقتي يك سؤالي مي كنيم سريع ايشان اون مطلب را رديف مي كند اين مهم است .

استاد قزويني :

من عذر مي خوام الان شايد اين صحبت من را خيلي از هم دوره هاي من بشنوند ما كفايه مي خوانديم ، كفايه در حقيقت جزء سطوح عالي حوزه است و سخت ترين كتاب هم كتاب كفايه است و خدمت حضرت آيت الله محمدي گيلاني مي خوانديم اون زمان من 19سالم بود و ريشم در نيامده بود و طلبه هايي كه اونجا بوديم نزديك به 50 -60 نفر و من از همه اونها كوچكتر بودم وقتي كلاس تمام مي شد و استاد گيلاني خارج مي شد طلبه ها مي نشستند من درس را هم خارجاً و هم متناً براي شاگردان تقرير مي كردم ، خوب اين تفضلي است .

إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ

سوره آل عمران - آيه 73

حتي از همين كامپيوتر هم بلافاصله سؤال را در آوردن اين هم فوت و فني است ، در خدمت شما هستيم .

بيننده :

يك چيز ديگر هم براي ما مبهم است و اون هم اين است كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بعد از 23 سال تلاشي كه داشت نتوانست 4 نفر از صحابه را درست تربيت كند ولي امام جعفر صادق 4000 شاگرد داشته كه در حد خيلي بالا بودند يعني پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در حد امام جعفر صادق هم نبوده در تربيت؟

سؤال بعد هم اينكه آيا آقاي قزويني مي تواند يك شبكه اهل سنّت به ما معرفي كند كه آهاي يك ميليارد اهل سنّت اين شبكه را ببينيد ، شما شبكه وصال ، كلمه ، نور همه را مي گوييد وهّابي ، ما مانديم چون هر شبكه اي كه وجود دارد و عالمي در آن صحبت مي كند آقاي قزويني به آن وهّابي مي گويند و تابه حال يك شبكه به ما معرفي نكردند كه اهل سنّت جهان اين شبكه براي اهل سنّت است اين را ببينيد .

مجري :

يعني اگر اهل سنّت شبكه ندارند پس وجود خارجي ندارند ؟

بيننده :

شبكه دارند ، شما يك شبكه به ما معرفي كنيد .

مجري :

نه اينها چون چاه نفت دارند و اومدند روي كار

بيننده :

ما هم چاه نفت داريم

استاد قزويني :

جناب آقاي رحماني بزرگوار ببين عزيز من الان ما تعدادي از علماء ، مولوي ها و ماموستاها را آورديم اينجا اينها هم آمدند گفتند اينها وهّابي هستند

بيننده :

كي گفته ؟

استاد قزويني :

همين آقاي مولوي لاشاري ، جناب مولوي صمداني فر، ديشب جناب ماموستا بهمني و در هفته آينده هم باز از مولوي ها مي آيند مي گويند كه ما اهل سنّت خطمان از اين وهّابي ها و شبكه كلمه و وصال جداست اين را كه ما نمي گوييم .

مجري :

همين احمد آقا كه الان از كردستان زنگ زد گفت تا الان همه علماي ما مي گفتند يزيد قاتل امام حسين عليه السلام ولي اين شبكه ها كه آمدند چرا مي گويند يزيد رضي الله عنه ، و اينكه امام حسين عليه السلام خروج كرده خوب اين يك چيزي است كه خلاف سنّت اهل سنّت است و اگر شما گرايش به وهّابيت داريد باشه نظرتان محترم است براي خودتان ولي نياييد خود را به عنوان اهل سنّت معرفي كنيد اهل سنّت همان هايي هستند كه مي آيند و اين مطالب را مي گويند .

بيننده : بلال از كرج

من از جناب آية الله قزويني يك سؤال دارم ، مي خواستم نظرشان را درباره اين شبكه اهل بيت كه گاهي اوقات هم از الفاظ خيلي ركيك استفاده مي كنند بگويند ، دست شما درد نكند يا علي مدد .

استاد قزويني :

اول نسبت به اين بيننده عزيز كه از زاهدان تماس گرفتند شما هر عقيده اي كه داريد براي خودتان محترم است آقايان اهل سنّت شبكه دارند يا ندارند به ما هيچ ارتباطي ندارد وهّابيت يك شاخصه هايي دارند كه ما الان 2 سال است داريم اين شاخصه ها را بيان مي كنيم و اضافه بر اين چند تا مولوي را هم كه آورديم گفتند وهّابي اين است و اهل سنّت هم اين است ، خود آقاي لاشاري هم كه از استان سيستان و بلوچستان است و پسر دايي يا پسر عموي ما هم كه نبوده ، شيعه هم نبوده ، آمد گفت كه ما 700 مورد مخالفت وهّابيت با فقه حنفي را ثبت كردم ، شما كمي عقل و شعور خود را به كار بيندازيد اين چشم هاي خود را به روي حقايق باز كنيد تا اين وهّابي ها دين شما را از شما نگيرد ، آخرتتان را نگيرند ، والله بالله تالله حرف هاي ابن تيميه جز فتنه گري چيز ديگري نيست، حرف هاي محمدبن عبدالوهاب جز فتنه چيز ديگري نيست اگر راست مي گويند چرا حاضر نيستند براي مناظره ؟ چرا نمي آيند بنشينيم ؟ و ما هم گفتيم همين آقاياني كه از داخل كشور دارند با اينها تماس مي گيرند ما حاضريم بيايند اينجا بنشينند با هم يك بحث كاملا دوستانه و رفاقتي داشته باشيم خوب اين را آقايان بيايند ببينيم قضيه اش چيست .

يا اينكه مي گويند پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نتوانست تربيت كند كسي را ، در خود صحيح بخاري است و ما 50 بار 100بار نقل كرديم برويد ببينيد اين روايت هست يا نيست ، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي گويد : از اصحاب من فرداي قيامت همه را مي برند آتش جهنم

فلا أُرَاهُ يَخْلُصُ منهم إلا مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ

صحيح بخاري - ج 7 - ص 207 - حديث 6587

و جز تعداد اندك از صحابه خلاصي نمي يابد ، آيا اين توهين به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم است ؟ حضرت نوح 950 سال مردم را دعوت كرد

و ما آَمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ

سوره هود - آيه 40

جز تعداد اندك به حضرت نوح ايمان نياوردند آيا اين دليل براين است كه موفق نبوده در اين 950 سال ؟

اصلاً ارتباطي به اين قضايا ندارد

باران كه در لطافت طبعش خلاف نيست در باغ لاله رويد و در شوره زار خس

اما درباره اين برادر عزيزمان كه نظر ما را خواستند نسبت به شبكه اهل بيت و آقاي اثني عشري كه ايشان قبلا پولي را براي اين آقا فرستاد و اين آقا رسيدي از دفتر آيت الله سيستاني فرستادند . و من رسيدم خدمت برادر عزيزم حضرت حجت الا سلام و المسلمين جناب آقاي شهرستاني نشان دادم گفت اين رسيد دروغ است و جعلي است و هركس اين را به افراد مي دهد خيانت كرده ، فرستادند دوباره دفتر قم گفتند كه اين قلم ربطي به ما ندارد ببينيد اين قدر بي ديني اين قدر لا مذهبي كه بيايد از قول يك مرجع تقليد يك رسيدي كلي كه دفتر آيت الله العظمي سيستاني بعضي از مؤمنين 50 هزار دلار از وجوهات داده اند قبول كنيد . و يك چيزي هم نوشته بودند ، حاج آقاي شهرستاني تا اين را ديدند جا خوردند و گفتند همچين قلمي و همچين ادبياتي ما در اين دفتر نداريم خوب يك همچين آقايي كه اين قدر بي دين و بي تقوا است و اون وقت عجيب است كه مي گويد من از تمام علماي تاريخ افضل هستم يعني واقعا يادآور اون حرف شيطان است كه در برابر خدا گفت :

أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ

سوره اعراف - آيه 12

آخه اين آقا حتي بلد نيست اصطلاحات فقهي را درست به كار ببرد، تا جايي كه قذف را قذَف مي گويد ، مي گويد من از تمام فقهاي تاريخ علمم بالاتر است و محبوبيتم بالاتر است آقا تو جرأت نداري حتي در شهر خودت سانتياگو از خانه خارج شوي چون كه مردم لت و پارت مي كنند به خاطر اهانتي كه به مراجع كردي ، جمعيت شيعه يا مقلد آقاي سيستاني هستند يا مقلد آيت الله مكارم هستند يا مقلد آيت الله وحيد خراساني هستند ، شما براي اينها آبرو و حيثيت نگذاشتيد ، مي گويد اين روايتي كه آمده از امام صادق :

الراد عليهم كالراد

مصداقش من هستم ، يعني ياد آور اون حرف فرعون كه مي گفت :

أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَي

سوره نازعات - آيه 24

و مي گفت كه آي مردم حضرت موسي دين شما را فاسد نكند ، عين همان قضايا دارد اتفاق مي افتد ، اين آقا يك مدتي نسبت به آيت الله محقق كابلي مي گفتند : اين فقيه است و عالم است و وقتي آقاي محقق كابلي آمد گفت هرگونه كمك به شبكه ايشان اعانه و كمك به ظلم و دشمن است ، بعد از اون ايشان از مرجعيت افتاد و شد لا مذهب ، بي دين و بي تقوا ، يك زماني مردم را مسخره مي كرد و فريب مي داد و از آيت الله سيستاني برايشان قبض مي داد و بعد از اينكه روشن شد و دفتر آيت الله سيستاني ايشان را طرد كردند و گفتند مورد تاييد ما نيست آقاي سيستاني را توهين كرد ، خودش را به آيت الله وحيد خراساني چسباند ولي وقتي اين دفتر ايشان را طرد كرد در همين بحث چند شب قبل هم توهين وقيحي نسبت به خود آيت الله وحيد خراساني كردند و دوستان ما كليپ اين را فرستادند خدمت حاج محسن آقا ، اگر بنا باشد اين را مردم بدانند امروز پرچم تشيع دست مراجع است و بيانگر عقايد شيعه مراجع ما هستند و هركس در برابر مراجع بايستاد شيطان است ، فرعون است و معاويه و يزيد زمان است و هيچ شبهه اي در اين نداشته باشيد هركسي كه باشد ، اگر روزي بنده قزويني هم آمدم در برابر مراجع قرار گرفتم بدانيد رفتار من رفتار ابليس است چون ما نبايد اين قداست ها را بشكنيم ، شما جرات نمي كني بيايي بيرون در شهر خودت ، بعد از سخنراني در سانتياگو خيلي از آقايان گفتند ايشان مطرود از پدر و ممادرش است و خود آقا سيد مصطفي قزويني به خود من گفت كه پدر ايشان گفته كه من ايشان را عاق كردم گفت پدر و مادرش او را از خانه بيرون كردند و 6 ماه منزل آقاي جبرائيل بود ميكائيل بود اونجا داشت زندگي مي كرد ، شما حداقل يك حد مرزي براي خودت داشته باش ، شيطان با شيطان بودنش يك حد مرزي براي خودش قائل است ، ولي اينكه در برابر مراجع كسي بايستد و اينكه نسبت به مراجع بخواهد كسي توهين بكند ما اين روش را روش شيطاني و اين شبكه را شبكه شيطاني مي دانيم و اون كساني هم كه اگر متوجه نيستند و غافل شدند ما با اونها كاري نداريم ، الان ما در جامعه هستيم 40 روز در آمريكا بودم در هر مركز اسلامي كه رفتم والله تالله بالله اكثريت از ايشان متنفر بودند و ايشان را لعن مي كردند و مي گفتند آبرو حيثيت براي ما نگذاشته و مي گويد من محبوبيتم از همه مراجع بيشتر است اتفاقا منفوريت اين آقا از همه بيشتر است اين برنامه ها چيه ؟ تويي كه قذف رانمي تواني درست بخواني آمدي ادعاي اعلميت مي كني ، وقتي شما به يك نفر نسبت منافي عفت مي دهي و اصلاً خود اين قضيه قذف دارد و بايد به تو شلاق بزنند و اصلاً كاري به محكمه ندارد و اصلاً تو را عددي حساب نمي كنند و تو را به اندازه خاك زير كفش اون فقيه حساب نمي كنند تا بيايند براي تو شكايت بكنند ، مثل يك ديوانه اي كه از ديوانه خانه خارج شود و يك حرفي بزند و بگويد حالا كه من حرف زدم و اگر فلاني از حرف من ناراحت است بيايد و شكايت كند براي ديوانگان اصلاً ارزشي قائل نيستند كه از تو بخواهند شكايت كنند ، تو اصلاً چه عددي هستي ؟ اصلاً ما شما را به اندازه خاك زير نعلين مراجع هم ارزش قائل نيستيم ، و اين نظر مراجع است نه نظر ما ، ما نه پدر كشتگي با ايشان داريم و نه عداوت داريم و نه غيره ، ايشان اون اوائل 10 مرتبه به من زنگ زد براي همكاري گفتم من دين هم نداشته باشم به خاطر دنيا با تو همكاري نمي كنم ، گفت چرا ؟ گفتم تو هركجا مينشيني به مراجع فحش مي دهي ، خوب وقتي به اين شكل هستي ، اون زمان نه شبكه ولايت داشتيم و نه تصميم داشتيم داشته باشيم حدود دو 2 سال قبل از اينكه اين شبكه را تاسيس كنيم خيلي از طلبه ها از من خواستند كه با ايشان همكاري كنم گفتم هرگونه همكاري با ايشان خلاف شرع است و خيانت به تشيع است ما حرفمان براي الان نيست .

مجري :

ظاهر برنامه اين است كه ايشان اجير شده است و جيره خوار كساني هستند كه مي خواهند تفرقه بيندازند .

استاد قزويني :

حالا جناب آقاي اثني عشري بزرگواري كنند همين رسيد قلابي را براي ما ايميل كنند و من هفته آينده مي آورم روي آنتن تا مردم ببينند و قضاوت كنند ، آقا يك نفر اين قدر وقيح و اين قدر بي دين ؟ من واقعا تعجب كردم كه بيايد از قول يك مرجع تقليد يك رسيد بدهد و جالب اين است كه به اثني عشري گفته بايد به خدا قسم بخوري كه اين رسيد را به هيچ كس نشان ندهي ، عجيب است و اين مشخص است اگر ريگي در كفشت نيست چرا قسم مي دهي؟ خوب اين آقا فرستاده و تو رسيد قلابي دادي موظفي كه پولش را برگرداني ، اگر دين و مذهب داري برگردان اگر هم نداري كه هيچ .

بيننده : خانم موسوي از اصفهان

فكر كنم وقت كافي نخواهم داشت تا بتوانم همه مباحثي را كه مي خواستم مطرح كنم من چند تا أحاديث بود كه از خود كتب اهل سنّت بود مي خواستم مطرح كنم ، يكي اينكه حضرت محمد فرمودند كه : بعد از من 12 تا خليفه مي آيد كه در صحيح بخاري است بعد مي خواستم بگويم كه طبق اين روايت تنها فرقه و گروهي كه مي توانند جزء فرقه ناجيه باشند آنهايي هستند كه 12 امامي باشند و 12 تا رهبر را براي خود برگزيده باشند ، سؤال من اين است آيا به غير از شيعه آيا فرقه ديگري است كه به اين گونه باشند ؟

مورد ديگر هم كه از آيات قرآن است كه :

إِنَّ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ

سوره بيّنه - آيه 7

كه در كتب اهل سنّت است كه حضرت محمد وقتي اين آيه نازل مي شود به حضرت علي مي گويد كه مقصود از اين آيه تو وشيعيان تو هستند ، يعني شيعيان حضرت علي چيزي نبوده كه بعد از اينكه خلفا آمده باشند تشكيل شوند و اگر آقايان نسبت به اين مشكل دارند بگويند منظور از خيرالبرية كه در اين آيه گفته شده است منظور چيست ؟ من تشكر مي كنم از شما و از همه بزرگان اهل سنّت كه تشريف آوردند در شبكه شما جا دارد كه خيلي تشكر كنم ، خدا حفظتان كند كه مطالبي مي گوييد كه ما روشن مي شويم . خدانگهدار .

استاد قزويني :

همين حديثي كه ايشان خواندند درباره خلفاي اثني عشر كه بهترينش و صريح ترينش در صحيح مسلم است كه در رابطه با أحاديث اثني عشريه است

سمعت رَسُولَ اللَّهِ يقول لَا يَزَالُ الْإِسْلَامُ عَزِيزًا إلي اثني عَشَرَ خَلِيفَةً ثُمَّ قال كَلِمَةً لم أَفْهَمْهَا فقلت لِأَبِي ما قال فقال كلهم من قُرَيْشٍ

صحيح مسلم - ج 3 - ص 1453

و در رابطه با اولئك خيرالبرية هم كتاب تفسير طبري مي گويد كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود مراد از خيرالبريه علي و شيعيان او هستند :

فقال النبي ( ص ) : أنت يا علي وشيعتك

تفسير طبري - ج 30 - ص 335

مجري :

عجيب اين است كه هيچ كسي غيراز ائمه اطهار ادعاي اين 12 نفر را نكردند و فقط مدعي اينها هستند و كس ديگري از اهل سنّت ادعا نكردند كه ما اون 12 نفر هستيم .

خدايا تورا قسمت مي دهيم به آبروي ي مرضيه سلام الله عليها هرچه سريع تر لباس فرج بر اندام ملكوتي مولايمان بقية الله الاعظم بپوشان .

اللهم عجل لوليك الفرج

 




Share
1 | vwvxhukt | , ایران | ١٧:٥٣ - ٢٤ خرداد ١٣٩١ |
20
2 | دلسوخته | , ایران | ٠٢:١٨ - ٢٥ خرداد ١٣٩١ |
سلام اقا تشکر که مطالب حاج اقا به روز مي شه....فقط کمي بيشتر مطلب گذاشته شود و يکي اينکه برنامه "" قضاوت با شما"که حاج اقا برنامه دارند؛متن ان روي سايت گذاشته شود و اينکه مطالب جديد سخنراني مشخص باشند... با تشکر
3 | عبدالله | , ایران | ٠٤:٣٤ - ٠٥ تير ١٣٩١ |
در سنن ابن ماجه اين روايت که شما فرموديد هست که آمده:والذي نفس محمد بيده ! لتفترقن أمتي على ثلاث وسبعين فرقة وَاحِدَةٌ في الْجَنَّةِ وَثِنْتَانِ وَسَبْعُونَ في النَّارِ قسم به خدايي که جان من به قبضه او است امت من به هفتاد و چند فرقه متفرق مي شوند، يک فرقه در بهشت هستند و هفتاد و دو فرقه در آتش قيل : يا رسول الله ! من هم ؟قال الجماعة . اهل سنت مي گويند: منظور پيامبر از الجماعه اين است که ((جماعت)) آن فرقه نجات يافته هستند.(يعني ما) و باقي اهل جهنم هستند/يعني در واقع مي گويند:شما شيعه ها از کجاي اين روايت فهميده اييد که الجماعه در اين روايت،يعني فرقه جهنمي؟؟شايد منظور الجماعه،فرقه بهشتي باشد. به راستي از کجامتوجه بشويم که منظور از الجماعه در اين روايت،چه هست؟ الجماعه ،فرقه ناجيه يا فرقه هالکه؟ اميدوارم درست منظورم را رسانده باشم

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
با دقت در اين روايات مي فهميم كه در اين روايت در انتها مي فرمايد: «ثِنْتَانِ وَسَبْعُونَ» في النَّارِ بعد از ايشان سؤال مي شود «من هم » به صيغه جمع، يعني اينها كيانند؟ در روايت ديگر انتهاي آن به «الا واحده» ختم مي شود بعد هم سؤال مي شود: «من هي يا رسول الله؟» كه ضمير مفرد است يا در روايت ديگر«قالوا و ما تلک الفرقة؟» كه باز هم ضمير مفرد است يعني آن يك فرقه كه نجات مي يابد كدام است؟ در روايت ديگر هم مي فرمايد: گروهي كه قياس مي كنند(يقيسون الأمور برأيهم) كه بر اهل سنت صدق مي كند چون شيعه قياس در فقه را قبول ندارد بر خلاف اهل سنت.
همه اين روايات بر حقانيت شيعه دلالت دارد بعلاوه رواياتي چون (علي مع الحق و الحق مع علي) و (علي و شيعته هم الفائزون) و حديث (ثقلين) و روايات (اثني عشر خليفه) و ... كه جز بر شيعه اماميه قابل حمل نيستند.
موفق باشيد.
گروه پاسخ به شبهات
(1)
4 | مسلمان | , ایران | ٠٣:٤٥ - ١٩ تير ١٣٩١ |
با سلام خواستم بپرسم پس اين ترجمه صحيح بخاري که استاد ابوالقاسمي در يکي دو ماه قبل،در برنامه کلمه طيبه قولش را دادند که بر روي سايت قرار مي گيرد،پس کي قرار مي دهيد؟ باور کنيد بي صبرانه منتظر ترجمه صحيح بخاري هستيم.دي

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
آقاي ابوالقاسمي ترجمه تعدادي از روايات صحيح بخاري را قول داده اند كه بر روي سايت قرار بگيرد نه همه صحيح بخاري را كه آنهم در حال آماده شدن است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
5 | دلسوخته | | ١٢:٥٥ - ١٨ مرداد ١٣٩١ |
با سلام در برنامه حبل المتين: حضرت آيت الله دكتر حسيني قزويني 07 / 03 / 1391 موضوع: نقد تعبير «كتاب الله وسنتي» از ديدگاه علماي اهل سنت مطلبي با اين موضوع«««««««««و ما انشاء الله در آينده بسيار نزديک، مژده ديگري خواهيم داد که انشاء الله از طريق بعضي از دستگاه‌هايي که بتوانند به تلويزيون خود وصل کنند، بدون آنکه در پشت بام ديش يا رسيور داشته باشند، برنامه شبکه ولايت را به ساده ترين و آسان ترين وجه دريافت کنند. ما انشاء الله اين مژده را هم در آينده بسيار نزديک براي عزيزان خواهيم داد و اين دستگاه ها هم توسط خود شبکه ولايت در داخل و خارج کشور به حول و قوه الهي توزيع خواهد شد. »»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»» ما ماهواره نداريم و به دلايلي از وجود ان بي بهره ايم و متاسفانه دوست داريم برنامه هاي شما را دنبال کنيم.از طريق اينترنت کم سرعت ايران مشکله ،اينترنت پر سرعت که براي ما ممکن نيست .....اما وجود اين دستگاه که حاج اقا مژده دادند،انشاالله به واقعيت پيوسته باشد و مايه ي اميدواري ما شد....فقط انشاالله اين دستگاه نيازي به اينترنت و... نداشته باشد.... اما مي خواستم بدانم اين دستگاه آماده شده يا نه؟؟؟ ما ساکن قم هستيم و براي دريافت ان مشکلي نداريم...اما خواستم بدانم اين دستگاه اماده شده و قيمت و......مشخص کنيد و ممنون مي شم خبري بدهيد. چون متن برنامه هاي حاج اقا که به روز نيست..تازه چند تا از برنامه ها هم حذف شده.....انشالله که درست شود

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اين دستگاه فعلا آماده نشده است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English