2020 July 5 - يکشنبه 15 تير 1399
تحليل تعبيرهاي: كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي
کد مطلب: ٥٣٨٢ تاریخ انتشار: ٢١ خرداد ١٣٩١ تعداد بازدید: 2581
سخنراني ها » امامت و خلافت
تحليل تعبيرهاي: كتاب الله وسني، كتاب الله وعترتي

رعایت ادب در برابر دیگران - تحریف حدیث ثقلین با حدیث جعلی کتاب الله و سنتی و اصحابی
حبل المتين 91/03/21

 
 
بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 21 / 03 / 91

 

استاد قزويني:

بنده خدمت همه بينندگان عزيز و گرامي كه در هر كجاي اين كره خاكي هستند، سلام خودم را تقديم نموده و التماس دعا دارم و از همه عزيزان تقاضايمان اين است، همان طوري كه برادران بزرگوارمان اشاره كردند، بايد دقت شود كه مباحث علمي با مباحث احساسي قاطي نشود و عزيزاني كه روي خط مي آيند (چه عزيزان شيعه و چه اهل سنت) بزرگواري كنند ادب اسلامي و قرآني:

وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا.

سوره بقره آيه 83

را رعايت كنند كه الحمد لله ما الآن مدت هاست دوستانمان رعايت مي كنند (چه دوستان شيعه و چه اهل سنت) و در بعضي شبكه هاي نفاق و معاند كه هم و غم آنان عمدتاً نابودي اسلام و قرآن است؛ ولي به نام اسلام و به نام قرآن متأسفانه همانگونه كه ديروز معاويه قرآن را بالاي نيزه زد و با قرآن مكتوب به جنگ قرآن ناطق آمد. اين ها هم امروز روششان اين است و الحمد لله مردم ما بيدار و روشن هستند و سطح معلومات مردم در يك حدي است كه شكر خداي عالم به خوبي دارند قضايا را پي مي گيرند و قضاوت مي كنند اين يك نعمتي است در عصر ما كه شايد در عصر هاي گذشته يا نبود يا خيلي كم بود.

و اينكه بعضي از اين آقايان شروع مي كنند به فحاشي ، هتاكي و اهانت، البته اين را ما بارها گفتيم كه اين آقايان نسبت به خود بنده آزاد هستند هر چقدر كه مي خواهند فحش و ناسزا بدهند توهين كنند بنده بر اين عقيده هستم كه هر گونه بخواهم دفاع از خودم بكنم اين اول شكست شبكه كلمه است. بنده به هيچ وجهي از خودم دفاع نكردم و نمي كنم و نخواهم كرد ولي ائمه عليهم السلام خط قرمز ما هستند، مراجع عظام تقليد خط قرمز ما هستند و هر كسي چه شيعه و چه سني چه ناصبي باشد چه وهابي باشد براي ما فرقي نمي كند اگر به حريم مراجع ما بخواهند جسارت كنند، ما با تمام توان در برابر آنها مي ايستيم و گذشته از نقد علمي، آنها را مفتضح مي كنيم و آبرو و حيثيتي براي آنان باقي نمي گذاريم و اين را هم براي خودمان تكليف مي دانيم؛ چون مراجع عظام تقليد ما امروز زبان گوياي مذهب ما هستند، استوانه هاي ديني و مذهبي ما هستند و ما اگر اينجا مانند بلبل شيدا حرف مي زنيم و دوستان ما مانند شير مي غرند، به پشتوانه مراجع عظام تقليد ما است .

همه مراجع براي ما عزيز هستند. بنده بارها گفتم من شخصا دست مراجع عظام را مي بوسم و به اين بوسه هم افتخار مي كنم. بعضي از اين بزرگان، مراجع هستند كه در نزد اهل سنت هم محبوبيت دارند مانند:

آيت الله العظمي سيستاني، امام راحل رضوان الله عليه ، حضرت آية الله مكارم شيرازي اينها خار چشم منافقان معاصر هستند، خار چشم خوارج هستند، خار چشم بعضي از اين وهابي هاي هتاك هستند. خوب اگر هتاكي نكنند، چه كنند؟ اگر غير اين باشد، خلاف انتظار است و ما بارها گفتيم كه اين افرادي كه هتاكي مي كنند از نظر علمي كه اصلاً ارزش ندارند و از نظر وجودي هم اين قدر بي ارزش هستند كه يك دستمالي بردارند زير نعلين آية الله سيستاني و آية الله مكارم و امام راحل را بخواهند پاك كنند اين را ما با تمام وجود معتقديم كه همچنين لياقتي را ندارند؛

يعني اگر چه اينها بيايند خاك زير نعلين اين بزرگان را بخواهند پاك كنند، براي اين بزرگان ننگ است و اين را باتمام وجود مي گوييم و من گمان نمي كنم بينندگان عزيز در اين قضيه كوچكترين شك وشبهه اي داشته باشند و اينها عبارت هاي امام راحل را تقطيع مي كنند و يك جمله اي كه اصلاً ارتباطي ندارد، مي گويند: ايها الناس ، آقاي مولوي فلان ، آقاي ماموستا فلان خبر داريد به قول امام خميني نسبت به آيه چه گفته است كه شما به اين شبكه مي رويد؟

اولا شبكه وابسته به احدي نيست و مستقل است و مسئوليت اين شبكه هم به عهده بنده است و حضرت آية الله مكارم شيرازي يك اشرافي دارد و اعتمادي كه به ما دارند هم ايشان و هم ديگر مراجع عظام تقليد ما اعتماد آنان را بالاترين سرمايه براي خود مي دانيم.

ولي اين تعابيري كه اين آقايان مي آورند اگر فرصتي شود يا اگر بينندگان سؤالي خواستند در اين رابطه مطرح كنند، من عبارت امام رضوان الله تعالي عليه را مي آورم و كه اين قضيه :

انجس من الكلاب.

اصلاً ارتباطي به صحابه، عايشه و طلحه ندارد؛ بلكه مربوط به نواصب است ما نواصب و آن كساني را كه به اهل بيت اهانت و جسارت كنند، نجس تر از سگ و خوك و كافر مي دانيم.

نه تنها ما، بلكه خود اهل سنت هم نظرشان در مورد نواصب همين است.

شما مي گوييد: امام در وصيت نامه خود به صحابه توهين كرده است ما سؤال كرديم كه بدترين توهين را ابن تيميه امام شما، پيامبر و خداي شما كرده است، خوب چرا حاضر نيستيد به اين جواب دهيد. من قبل از اينكه برادر عزيزم جناب آقاي محسني سؤالشان را طرح كنند، مطلبي را بيان كنم .

ببينيد اين كتاب منهاج السنه ابن تيميه است كه ايشان به صراحت مي گويد كه :

لم يكن كذلك علي؛

يعني علي بن ابيطالب مانند ابوبكر و عمر و عثمان نبودند.

فان كثيرا من الصحابة و التابعين كانوا يبغضونه

اكثر صحابه و تابعين بغض علي را داشتند و در ادامه ايشان مي گويد :

و يسبونه و يقاتلونه.

يعني اكثر صحابه، به آن حضرت دشنام مي دادند و با ايشان مي جنگيدند.

منهاج السنة النبوية ، ج 7، ص 137

بارها ما گفتيم در صحيح مسلم، ج1، ص86 آمده است كه امير المؤمنين مي گويد:

وَالَّذِي فَلَقَ الْحَبَّةَ وَبَرَأَ النَّسَمَةَ إنه لَعَهْدُ النبي الْأُمِّيِّ إلي أَنْ لَا يُحِبَّنِي إلا مُؤْمِنٌ ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ

خوب اين چيست؟ يعني اكثريت صحابه منافق بودند، اكثريت تابعين منافق بودند؛ چون بغض علي بن ابيطالب را در دل داشتند. ايشان مي گويد كه :

اكثر صحابه و تابعين علي را سب مي كردند.

حاكم نيشابوري در مستدرك با سند صحيح از رسول خدا صلي الله عليه وآله نقل كرده است كه فرمود :

من سب عليا فقد سبني.

هركس علي را سب كند من را سب كرده است.

هذا حديث صحيح الإسناد.

المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 4614

يعني اكثريت صحابه و تابعين پيامبر را سب مي كردند. اينها را شما بياييد جواب بدهيد براي ما اگر شما دم از صحابه مي زنيد، اين عبارت ابن تيميه را كه نسبت به صحابه گفته است را توضيح دهيد و من گمان نمي كنم كسي اين چنين به صحابه جسارت كرده باشد، آقايان، كتاب محمدبن عبد الوهاب را در آنجا قرار دادند و مي گويند: ايها الناس بياييد ببينيم يك دانه در داخل اين كتاب مخالف است يا نه؟

امثال آقاي شريفي و خانم صفايي و اسلامي و ديگران تماس مي گيرند؛ حتي همين غروب آقاي شريفي زنگ زد گفت من زنگ زدم بعد از 40- 50 دقيقه من را پشت خط نگه داشتند، گفتم آقا50 دقيقه است من را پشت خط گذاشتيد، شروع كرد به من توهين و فحش داد و قطع كرد كه اين هم روش جديد آقايان است .

چند شب قبل هم يكي از بينندگان گفتند: براي پشت خط ماندگان شبكه كلمه، برنامه اي بگذاريد. اين دليل بر عجز و افلاس شما است، اين محمد بن عبد الوهاب است شما داريد از آيات قرآن استفاده مي كنيد آيه 100 سوره توبه ، آيه آخر سوره فتح و غيره و اينكه صحابه چنين و چنان هستند.

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ.

خدا از صحابه راضي بوده است.

سوره فتح، آيه 18

الذين قال الله فيهم

صحابه آن كساني هستند كه در حقشان گفته شده است :

يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ.

سوره توبه آيه 74

اين عبارت محمدبن عبد الوهاب است از اين واضح تر مي خواهيد ضد قرآن داشته باشيد؟ از اين روشن تر توهين به صحابه؟

أما سمعت

آيا نمي شنوي ؟

الله كفرهم

خداي عالم صحابه را تكفير كرده است.

بكلمة

يك جمله گفتند بودند.

مع كونهم في زمن رسول الله

با اينكه اين صحابه در زمان پيامبر بودند.

ويجاهدون معه

در ركاب پيامبر مي جنگيدند.

ويصلون ويزكون ويحجون

پشت سر پيامبر نماز مي خواندند و زكات مي دادند و حج مي رفتند.

ويوحدون

موحد بودند.

كشف الشبهات، ج1، ص 174

از اين واضح تر ؟ شما جواب اينها را بده چرا چسبيدي به يك جمله امام و بزرگان ؟ امام آمده در همان عبارتي كه ايشان نقل مي كند، نسبت به طلحه و زيير و عايشه مي گويد: به هيچ وجه ما نمي توانيم اينها را تكفير كنيم؛ چون اينها عذر داشتند و براي آنان عذر مي تراشد و بعد از آن مي گويد:

اما النواصب

آنها كساني هستند كه

كانوا أخبث من الكلاب والخنازير.

كتاب الطهارة ( ط.ج )، السيد الخميني، ج 3، ص 457

آقايان بر مي دارند اين جمله آخر را مي چسبانند به آن و اين نهايت پستي و رذالت و افلاس شما است اجازه هم نمي دهيد كه كسي بيايد جوابتان را بدهد. ما گفتيم شبكه جهاني ولايت آماده است هر كدام از اين كارشناسان تان راست مي گويند، زنگ بزنند ما وقت مي دهيم به آنها شما كه به ما وقت نمي دهيد، تماس بگيريد چه در برنامه بنده احترامشان را هم مي گذاريم ، برنامه آقاي ابو القاسمي برنامه سراب وهابيت به اينها وقت مي دهيم ، حتي از همان شبكه وصال باطل مي گويند كه ما با مراجع تماس گرفتيم و فلان كرديم شما به قدري پست هستيد كه اصلاً ادعا براي شما جسارت است شما اگر راست مي گوييد و سرمايه علمي داريد در شبكه ولايت به روي شما باز است؛ همان طوري كه ماموستاهاي عزيز از كردستان، مولوي هاي عزيز از زاهدان مي آيند، شما هم تشريف بياوريد نمي گويم كه تشريف بياوريد اينجا؛ چون به قدري پرونده تان سياه و خراب است كه جرات آمدن به ايران نداريد؛ ولي حداقل شما زنگ بزنيد، يا تلفن بدهيد ما زنگ بزنيم و اگر مي ترسيد از ما يك شماره اي تهيه كنيد بعد از اينكه صحبت ها را انجام داديم، شماره را نابود كنيد و دور بيندازيد.

بياييد تماس بگيريد (چه كارشناسان شبكه نفاق و وصال باطل) ما آمادگي كامل داريم؛ ولي ما گفتيم چند شرط اساسي داريم اينكه وارد هر بحثي كه مي خواهيد شويد اعلام كنيد و شرط ديگر اينكه وارد سياست نشويد؛ چون شبكه ما شبكه سياسي نيست ما نمي توانيم وارد بحث سياسي شويم و شرط ديگر هم اينكه اهانت به مقدسات مذاهب انجام نگيرد؛ چه مذاهب اهل سنت و چه مذهب شيعه .

در خدمت شما هستيم .

مجري:

انشاء الله اميدواريم اينهايي كه صاحب عقل و هوش هستند، اين مطالب را بپذيرند البته ما هدفمان شما بيننده عزيز است كه دنبال حقيقت هستيد اين آقايان كه انگشت در گوش خود گذاشتند و اصلاً حقيقت را نمي توانند قبول كنند.

استاد قزويني :

نه اين آقا مي گفت يك عبارتي از محمد بن عبد الوهاب بياوريد كه حديث نباشد؛ چون ما دفعه قبل آن حديثي را كه در اول كتاب توحيد بود، آورديم آقايان مستأصل شدند؛ اما اين عبارت را كه آورديم براي محمد بن عبد الوهاب است و حديث هم نيست:

أما سمعت الله كفرهم بكلمة مع كونهم في زمن رسول الله ويجاهدون معه ويصلون ويزكون ويحجون ويوحدون.

كشف الشبهات، ج 1، ص 174

البته خيلي مفصل است و من فقط همين تكه اش را آوردم ، آيا اين مخالف قرآن است يا موافق قرآن؟ اگر موافق قرآن است؛ پس بخشي از صحابه كافر شدند، صحابه اي كه موحد بودند و با گفتن يك كلمه كافر شدند و اگر مخالف قرآن است، محمدبن عبد الوهاب شما هم مخاف قرآن گفته است .

من در خدمت شما هستم .

مجري:

اهل سنت نقل مي كنند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله به كتاب و سنت توصيه نموده و فرموده است: «كتاب الله وسنتي» از طرف ديگر در صحيح مسلم تعبير «كتاب الله وعترتي» آمده است آيا اين دو تعبير با يكديگر تنافي ندارند؟

استاد قزويني:

در رابطه با اين كه آيا واقعاً اين دو تعبير منافات دارد يا ندارد، كاملاً واضح و روشن است و من گمان نمي كنم براي احدي اين قضيه مخفي باشد كه اهل بيت عليهم السلام و خود امير المؤمنين سلام الله عليه، بر خلاف سنت نبي مكرم عمل كرده باشند و اين واضح و روشن است كه ائمه عليهم السلام همواره مدافع سنت نبي مكرم بوده است؛ ولي خوب اين آقايان كه آمده اند «كتاب الله وسنتي» را در كنار «كتاب الله و عترتي» تأسيس كرده اند.

من دفعه گذشته عرض كردم و از كتاب هاي معتبر اهل سنت مانند صحيح مسلم ، البداية و النهاية ابن كثير و ديگر كتاب ها ثابت كرديم كه حديث ثقلين با تعبير «كتاب و عترت» روايت صحيح است. بعضي ها هم ادعاي تواتر كرده اند حداقلش سنت پيامبر است .

پيامبر در يك روايت ديگري هم بر فرض صحت فرموده :

كتاب الله و سنتي.

چرا شما در خطبه هاي نماز جمعه و كتاب هاي تان همواره مي گوييد: كتاب الله وسنتي.

چرا يك دفعه «كتاب الله و عترتي» را نمي گوييد؟ اين يك سؤال است براي ما. حداقلش بفرماييد: تعبير «كتاب الله و عترتي» هم آمده و «كتاب الله وسنتي» هم آمده است ما واقعاً بدانيم كه شما نسبت به عترت عناد و حساسيت نداريد.

البته طرف خطابم عمدتاً شبكه هاي وهابي است كه تا به حال يك جمله نشنيدم از اينها كه «كتاب الله و عترتي» آمده؛ مگر اين كه مي گويند: ضعيف است و معتبر نيست.

در اينجا يك نكته اي را خدمت بينندگان عزيز عرض كنم كه بزرگواري كنند و دقت كنند چون نكته خيلي ظريفي است:

كتاب، سنت هم داخلش بوده است؛ يعني كتاب منهاي سنت، كتاب نيست؛ يعني اگر بيايد و بگويد:

كتاب الله و سنتي.

اين كلمه «سنتي» زائد است به چه دليل؟ دوستان ملاحظه كنند در سوره نحل آيه 44 قرآن مي گويد:

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ.

پيامبر! قرآن را ما بر تو نازل كرديم تا بيان كني براي مردم آنچه را كه براي اينها نازل شده است تا اينها فكر كنند.

سوره نحل آيه 44

تبيين پيغمبر دركنار قرآن است؛ يعني قرآن بدون تبيين پيامبر، قرآن نيست و چيز ديگري است اين را آقايان جواب بدهند به ما ، قرآن به صراحت مي گويد : مبين قرآن، پيامبر است؛ يعني سنت پيامبر در حقيقت مبين و مفسر قرآن است.

در سوره حشر آيه 7 مي گويد :

وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.

دستورات پيامبر بايد مو به مو اجرا شود ، دستورات پيامبر هم سنت است؛ پس قرآن منهاي سنت، قرآن نيست، سنت در درون قرآن خوابيده است.

وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا.

سوره جن آيه 23

هر كس خدا و پيامبر را معصيت كند، در آتش جهنم هميشه خواهد ماند.

پيامبر را معصيت كند يعني چه ؟ يعني سنت پيامبر را ناديده بگيرد در اين قضيه كه شك و شبهه اي نيست؛ پس مشخص است قرآن در كنار سنت مفهموم پيدا مي كند؛ يعني كتاب و سنت ملازم هم هستند.

ابن حجر هيثمي يك جمله قشنگي دارد من تقاضا دارم، بينندگان عزيز خوب دقت كنند كه مي گويد:

وفي رواية كتاب الله وسنتي وهي المراد من الأحاديث المقتصرة علي الكتاب

اصلاً كتاب الله و سنتي آمده احاديثي كه ما را تشويق مي كند به عمل به كتاب؛ يعني در آنجا سنت هم خوابيده است.

لأن السنة مبينة له.

سنت بيانگر قرآن است.

فأغني ذكره عن ذكرها.

اگر چنانچه ما كلمه كتاب را آوريم بي نياز هستيم از ذكر سنت.

والحاصل أن الحث وقع علي التمسك بالكتاب وبالسنة.

تمسك به كتاب و سنت با كلمه كتاب الله وسنتي

وبالعلماء بهما من أهل البيت ويستفاد من مجموع ذلك بقاء الأمور الثلاثة إلي قيام الساعة.

اين نشان مي دهد هم كتاب و هم سنت و هم اهل بيت تا قيام قيامت باقي هستند.

بفرماييد به اين جواب دهيد، آيا اين عبارت ابن حجر هيثمي كه از علماي بزرگ است و يك كتاب هم عليه شيعه نوشته است.

الصواعق المحرقه، ج 2، ص 439

اين قضيه خيلي واضح و روشن است.

نكته ديگري را كه عزيزان دقت كنند اين است كه ما گفتيم: كتاب و سنت ملازم يكديگر هستند، ابن عبد البر از اوزاعي از حسان بن عطيه نقل مي كند مي گويد:

كان الوحي ينزل علي رسول الله صلي الله عليه وسلم ويحضره جبريل بالسنة التي تفسر ذلك.

جبرئيل كه مي آمد، 2 چيز براي پيامبر مي آورد اول قرآن و دوم سنت.

جامع بيان العلم وفضله، ج 2، ص 191

سنت را مي آورد جبرئيل براي اينكه قرآن را تفسير كند؛ پس چه سنت و چه قرآن وحي است.

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم آيه 3-4

هر دو (هم كتاب و هم سنت) وحي بر پيامبر اكرم است؛ پس ديگر كلمه «كتاب الله» كه مي آيد سنت هم داخل آن است.

احمد بن حنبل مي گويد :

ان السنة تفسر الكتاب وتبينه.

اين سنت است كه كتاب را تفسير و تبيين مي كند.

تفسير القرطبي، ج1، ص 39

طبقات الحنابلة، ج 1، ص 252

ابو حنيفه امام اعظم مي گويد :

لولا السنة ما فهم أحد منا القرآن.

اگر چنانچه سنت نبود، هيچ كدام از ما قرآن را نمي فهميديم.

قواعد التحديث جناب قاسمي، ص 52

الباني كه از او بت درست كرديد مي گويد:

فحذار أيها المسلم ! أن تحاول فهم القرآن مستقلا عن السنة.

بر حذر باش اي مسلمان اينكه بخواهي قرآن را مستقل و بدون سنت بخواهي بفهمي.

فإنك لن تستطيع ذلك

تو هرگز قدرت اينكه قرآن را بدون سنت بفهمي، نمي تواني.

ولو كنت في اللغة سيبويه زمانك

و لو اينكه در لغت سيبويه زمان باشيد.

صفة صلاة النبي للشيخ محمد ناصر الدين الألباني ، ص : 172

پس اولين نكته اين است كه در «كتاب الله و سنتي» كلمه سنتي در كتاب خوابيده است، كتاب الله؛ يعني كتاب + سنت ، كتاب است با تبيين سنت ، كتاب است با تفسير سنت.

ابن حجرهيثمي مي گويد : اين اهل بيت است كه مي آيد قرآن و سنت را براي مردم بيان مي كند؛ همان طوريء كه قرآن عام و خاص دارد، سنت هم دارد؛ همان طوري كه قرآن مطلق و مقيد دارد، سنت هم مطلق و مقيد دارد، قرآن ناسخ و منسوخ دارد، سنت هم ناسخ و منسوخ دارد.

الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ

سوره نساء آيه 162

ائمه هستند كه مي توانند قرآن را بيان كنند، اينها هستند كه مي توانند حقايق را بيان كنند. شما ببينيد خلفاي عصر ائمه عليهم السلام از آقا امام سجاد تا امام عسگري براي انزوا، محدودكردن اهل بيت و بدبين كردن جامعه نسبت به اهل بيت ، تمام تلاش شان را كردند. ببينيد آيا اين ها كوچك ترين نقطه ضعف اخلاقي و علمي توانستند از ائمه بگيرند؟ اگر هست براي ما بيان كنيد و بگوييد كه يكي از ائمه يك جا يك اشكال علمي خلاف قرآن و سنت داشته اند؛ بلكه امام جواد 6 ساله بزرگترين عالم عصر خود يحيي بن اكثم را در مناظره علمي آنچنان ذليل كرد كه خودش اعتراف به ذلت و شكست كرد .

اينها ائمه ما هستند، اينها ائمه اهل بيت هستند، شما بياوريد يك مورد از بزرگان به ما نشان دهيد .

من در خدمت شما هستم .

مجري :

فرض مي گيريم كه ما «كتاب الله وسنتي» را قبول داريم و «كتاب الله وعترتي» را كنار مي گذاريم خوب از آن طرف رواياتي داريم كه پيامبراكرم در احاديثي كه در كتب اهل سنت هم هست اهل بيت را وارث سنت پيامبر معرفي كرده است ، خوب اگر اين باشد، سنت ناطق اهل بيت مي شوند شما لطف كنيد براي بينندگان عزيز توضيح دهيد .

استاد قزويني:

اهل بيت سلام الله عليهم كلاً وارث سنت پيامبر هستند و اصلاً غير از اهل بيت در جاي ديگر سنت پيامبر ديده نمي شود ، اگر چيز ديگري است آقايان بفرماييد.

در روايتي كه پيامبر اكرم به علي بن ابي طالب فرمودند :

والذي بعثني بالحق ما اخرتك إلا لنفسي.

قضيه اين است كه پيامبر آمد بين صحابه عقد اخوت بست و امير المؤمنين را با هيچ كدام از صحابه عقد اخوت نبست ، امير المؤمنين ناراحت شد كه چرا اين گونه شد، آيا گناه يا ترك اولي از من سر زده است ؟ و خيلي ناراحت شد حتي به او گفتند كه فرزند ابو طالب از تو چه سر زده كه پيامبر اكرم تو را با هيچ يكي از صحابه عقد اخوت نبست ؟ آمد خدمت نبي مكرم ، پيامبر فرمود : علي جان قسم به خدايي كه مرا به حق به رسالت مبعوث كرده است تو را نگه داشتم براي خودم .

يعني عقد اخوت تو را با خودم مي خواهم ببندم و به جايگاه تو نسبت به من همان جايگاه حضرت هارون نسبت به موسي است و اين هم نشان مي دهد كه قضيه حديث منزلت در غير از تبوك هم بوده است و ارتباطي به تبوك ندارد كه اين آقايان مي گويند مربوط به تبوك است .

وأنت أخي ووارثي.

تو برادر و وارث من هستي.

علي بن ابيطالب شنيد اين سخن را ، من وارث تو هستم ؟ من كه فرزند تو نيستم ، برادر تو نيستم ، پسر عموي شما هستم و با وجود فرزندان و برادر و عمو نوبت به پسر عمو نمي رسد ، علي بن ابيطالب براي توضيح عرض كرد :

قال وما أرث منك يا رسول الله

من از تو چه ارث مي برم ؟

قال ما ورث الأنبياء قبلي

آنچه كه انبيا قبل ازمن ارث گذاشتند .

قال وما ورث الأنبياء قبلك

قبل از تو انبيا چه ارث گذاشتند ؟

قال كتاب الله وسنة نبيهم

كتاب پروردگارشان و سنت پيامبر شان.

بعد از من وارث سنت من تو هستي، خوب بفرماييد اين را خيلي از بزرگان نقل كردند :

احمدبن حنبل در فضائل الصحابه، ج 2، ص 638

حاكم نيشابوري، المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 136

ابن حبان الثقات، ج1، ص 142

سبط ابن جوزي هم مي گويد:

رجاله ثقات.

اين خيلي واضح و روشن است و كاملاً مشخص مي كند كه ائمه عليهم السلام وارث سنت پيامبر اكرم هستند و «كتاب الله وعترتي»؛ يعني اين عترتي كه وارث سنت پيامبر هستند؛ پس «كتاب الله وسنتي» معنا ندارد؛ بلكه «كتاب الله وسنتي» در درون يكديگر هستند.

هم كتاب است و هم خود ائمه عليهم السلام سنت پيامبر را وارث و احيا كننده هستند .

مجري :

حاج آقا! يكي از شبهاتي كه آقايان در شبكه خودشان مطرح مي كنند، اين است كه امامان، مانند امام صادق مي گويند: جدم اين گونه گفته است .

آقايان مي گويند: امام صادق شما در فلان سال بوده است و صحابه و تابعين را نديده، چگونه از پيامبر روايت مي كند ؟ اين روايات مرسل است و براي ما قابل قبول نيست. در صورتي كه خودشان بعد از 150 سال به بعد روايات را ضبط كردند، شما لطف كنيد بفرماييد آيا ائمه عليهم السلام غير از سنت پيامبر، چيز ديگري را نقل كردند يا نه و آيا روايات آنها مرسل است؟

استاد قزويني :

نكته قشنگي است؛ ولي اگر شروع كنم اين قضيه را حداقل10 دقيقه وقت مي برد تا كاملاً توضيح دهم .

مجري :

اتاق فرمان مي گويند اشكالي ندارد بفرماييد .

استاد قزويني :

اهل بيت ناقل سنت پيامبر هستند. مرحوم كليني در كافي با سند صحيح از هشام بن سالم ، حماد بن عثمان و غيره مي گويد :

حديثي حديث أبي ، وحديث أبي حديث جدي ، وحديث جدي حديث الحسين ، وحديث الحسين حديث الحسن ، وحديث الحسن حديث أمير المؤمنين عليه السلام وحديث أمير المؤمنين حديث رسول الله صلي الله عليه وآله وحديث رسول الله قول الله عز وجل.

مردم هر چه من به شما روايت مي كنم اين روايت را از پدرم شنيده ام ، پدرم از پدرش از جدش امام حسين و او از امام حسن تا امير المؤمنين و حديث امير المؤمنين حديث رسول الله است و حديث رسول الله قول خداوند عزوجل است .

اگر راوي يك دفعه يك روايتي نقل كرد و گفت: من هر چه براي شما نقل مي كنم سندم اين است. حال اگر همان رواي روايت ديگري را نقل كرد و سند را بيان نكرد، طرف مقابل بايد عاقل باشد و متوجه شود كه سندش همان است، امام صادق هم وفتي مي گويد: ما هرچه براي شما مي گوييم سند ما اين است : پدرم از پدرش از جدش از امير المؤمنين از نبي مكرم، همه رواياتش اين گونه است.

روايت فوق هم سندش كاملاً صحيح است.

الكافي، الشيخ الكليني، ج1، ص53، حديث 14

در روايت ديگر شخصي از امام صادق عليه السلام سؤال كرد در رابطه با روايات گفت:

مه ما أجبتك فيه من شئ فهو عن رسول الله صلي الله عليه وآله

هر چه كه ما به شما مي گوييم تمامي اينها از پيامبراكرم است.

لسنا من أرأيت في شئ.

روايت ما بر مبناي رأي و قياس و نظر و فتوا نيست؛ بلكه تمام حرف هاي ما مستند به نبي مكرم است.

الكافي، الشيخ الكليني، ج1، ص 58

در روايت بصائر الدرجات فضيل از ابو جعفر نقل مي كند كه :

انا علي بينة من ربنا بينها لنبيه فبينها نبيه لنا.

ما آنچه كه براي شما بيان مي كنيم، بر مبناي يك بينه و دليلي است كه خداي عالم آن را براي پيامبر بيان كرده و پيامبر هم آن را براي ما بيان كرده است از طريق جدمان : امير المؤمنين به امام حسين به امام سجاد به امام باقر و به ما رسيده است.

فلولا ذلك كنا كهؤلاء الناس.

اگر اين گونه نبود، ما هم مانند ديگران بر مبناي آراي خود نظر مي داديم.

بصائر الدرجات، محمد بن الحسن بن فروخ ( الصفار )، ص 321

نه ما به هيچ وجهي بر رأي و قياس و استحسان و امثال اين نظر نمي دهيم و آنچه كه براي شما بيان مي كنيم مرتبط است بر گفتار نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم .

بيننده : محمدي از كردستان

من ضمن عرض پوزش از محضر شما و حاج آقا مي خواستم اولاً يك پيشنهاد بدهم بعد هم 2 مطلب را بيان كنم :

پيشنهاد من اين است كه با توجه به اينكه وهابيت خودشان را پشت اهل سنت پنهان كردند يك سري بحث ها پيش ميايد كه يك سري مطالبي ناچاراً گفته مي شود كه به به مقدسات و عقائد اهل سنت برخورد مي كند من خواهش مي كنم از حاج آقا كه يك سري مطالب را كاملاً دسته بندي با علماي اهل سنت مانند حاج آقا راستي كه تشريف آوردند و صحبت كردند و با اينكه من شيعه هستم ولي از دور، دست آن آقايان را مي بوسم به خاطر شهامت و درستي كارشان ، اين مطالب مشخص شود كه آن جيزهايي كه وهابيت با شيعه و اهل سنت اختلاف دارد و مخالف آنان است دسته بندي شود و عمدتاً راجع به آن مسائل با علماي اهل سنت بحث شود كه آنها نتوانند از پنهان شدن پشت اهل سنت استفاده كنند در جهت تفرقه و ايجاد تفرقه .

مطلب ديگر اين است كه اينها خيلي به عزاداري شيعيان و زيارت خيلي ايراد مي گيرند من برداشت خودم را مي خواستم عرض كنم و آن اين است :

كه هر چه كه از ديده برود از دل هم برود

اگر ما قرار باشد از امام حسين عليه السلام ياد نكنيم، اگر ما اين عزاداري اهل بيت و ائمه را برگزار نكنيم، به مرور مانند بقيه افرادي كه از ذهن رفتند، اهل بيت هم از اذهان مي روند و شيعه در طول تاريخ يك مسلمان پرخاشگر بوده است نسبت به جائر و ظالم وحكومت هاي ظلم، اينها همه زورشان اين است كه عقائد شيعه را متزلزل بكنند تا در برابر آنان پرخاشگر نباشد؛ چون به نفع آنان است و واقعيتش آنها ماموريتي براي تفرقه بين مسلمين دارند، اين همه كافر و زنديق در اين دنيا را رها كرده اند، چسبيدند به شيعيان كه اينها كافر هستند و زنديق هستند.

حالا اگر كافر بودن من را ثابت كرديد، چه مشكلي از بحث اسلام حل مي شود ؟ كدام مشكل جهان اسلام حل مي شود ؟ الان دنياي اسلام و كشورهاي اسلامي با اين همه ثروت هاي خدادادي كه خداوند اين همه نعمت به اين كشورها داده است همه به جان هم افتادند و در ميان آنان تفرقه است در عوض كفار كه سرتاسر قرآن خداوند توصيه مي كند به مؤمنين كه غير مسلم را نبايد به اربابي قبول بگيريد و نبايد سرور غير مسلم داشته باشيد آيا واقعاً اين گونه است ؟

دليل اين همه مشكلاتي كه اين همه دنياي اسلام دارد همين كارهاست .

يك عرض كوچك هم داشتم، از حاج آقا خواهش مي كنم كه مانند آنها صحبت نكند و اسم آنها را هم نبايد بياورد. من ادبياتم خوب نيست ولي حاج آقا از زبان غائب استفاده كنند و اسم آنان را نياورد به خدا قسم من بحث تحقير ندارم ولي آنها در حدي نيستند كه حاج آقا اسمشان را به زبان بياورد .

من خيلي ممنونم و تشكر مي كنم و از خداوند مي خواهم كه عزت به تمام مسلمين در سراسر جهان بدهد .

بيننده : نوري از سنندج

 

 

تقدير و تشكر مي كنم از برنامه خوب تان و تشكري هم مي كنم از ماموستا راستي كه واقعاً پوزه اي اين شبكه هايي را كه حرفي براي گفتن ندارند، به خاك ماليدند.

 

يك گله هم از حاج آقاي قزويني دارم كه در شبكه سلام آقاي ملازاده را مي شناختيد و اگر از تمامي اهل سنت سؤال كنيد آنها آقاي ملازاده را مي شناسند به عنوان يك آدم بي سواد ، چرا شما با ايشان مناظره كرديد ؟ اين گله اي است كه من از شما دارم .

استاد قزويني :

البته ما در آن زمان با آقاي ملا زاده شرط گذاشتيم كه هيچ گونه اهانت و توهين نكند و اين اهانت ها را كنار بگذارد و ايشان در همان جلسه اهانت كرد و نسبت به مؤمن الطاق واژه شيطان الطاق را به كار برد و باز هم با اين حال ما تصميم داشتيم اگر ايشان ادب را رعايت كند، به مناظرات ادامه دهيم؛ ولي امشب كه ما با او مناظره كرديم فردا رفت در يك شبكه مستهجن و ركيك ترين فحش ها را داد. بعد من به دوستان گفتم: ايشان اين طور دهانش آلوده است و حاضر نيست توبه كند و حاضر نيست از اين روش ضد ديني و ضد قرآني دست بر دارد، بعد از آن ايشان هر كاري كرد، گفتم ما حاضر نيستيم يك كلمه هم با شما صحبت كنيم .

بيننده :

مطلب ديگر هم اينكه جناب آقاي قزويني بايد يك بهائي به اين شبكه ها وهابي كه چيزي براي گفتن ندارند ، خدا شاهد است من مي نشينم گوش مي دهم نه اينكه بگويم شبكه ولايت را كلاً و تماماً قبول دارم؛ ولي مي نشينم شبكه هاي وهابي را هم نگاه مي كنم ولي به والله غير از اينكه بگردند در كوچه پس كوچه ها، يك نفر ايراني يا شيعه را پيدا كنند و او را علم كنند كه او حرفي براي گفتن نداشته است و غيره و به نخدا قسم هيچ كلمه علمي در اين شبكه ها بيان نشده است .

استاد قزويني :

حداقل شما نگاه مي كرديد مي ديديد نسبت به اين برادر بزرگوارمان جناب آقاي ماموستا راستي در همين چند روز چقدر اهانت كردند چقدر جسارت كردند به اين بنده خدا .

بيننده :

حاج آقا خيلي از اينها نگران نشويد، حتي اگر شبكه هاي مستهجن هم بر عليه او حرف بزنند بالاخره يك نفر هست كه از او طرفداري كند .

استاد قزويني :

آقاي نوري بنده خودم عرض كردم كه هر چقدر به خود بنده اهانت كنند ، فحش بدهند و ناسزا بدهند بنده به هيچ وجه بناي دفاع از شخص خودم را نداشتم و انشاء الله نخواهم داشت:

إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آَمَنُوا

سوره حج آيه 38

كافيست براي ما ؛ ولي وقتي اين عزيزان اهل سنت با عشق علاقه تشريف مي آورند و همان طوري كه شما مي فرماييد كه همه حرف هاي شبكه ولايت را قبول نداريم اين حق شماست ، شبكه ولايت كلاً شبكه شيعه است و اگر شما بخواهيد همه حرف هاي شبكه ولايت را قبول بكنيد كه ديگر سني نيستيد، همچنين ما هم تمامي حرف هاي مولوي ها و ماموستاها را قبول نداريم ولي اين قدر اين آقايان حريت دارند و ما به آقايان آزادي داديم كه بيايند و بزرگواري كنند عقائد خودشان را در اينجا مطرح كنند و مردم بيايند قضاوت كنند

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

زمر 17- 18

بنده مي آيم مطالب شيعه را مطرح مي كنم، آقاي ماموستا هم مي آيد مطالب اهل سنت را بيان مي كند؛ همان طوري كه آقاي ماموستا همه حرف هاي من را قبول ندارد، بنده هم همه حرف هاي اين بزرگوار را قبول ندارم؛ ولي ببنيد ما دوست داريم در اين شبكه بزرگواران اهل سنت بيايند عقائد خودشان را مطرح كنند. الآن عمدتاً بحث هاي ما روي وهابيت بود؛ ولي شما ديديد ماموستا بهمني خيلي از عقائد اهل سنت را بيان كرد و ما هيچ محدوديتي قرار نداديم، خيلي از بحث هايي كه اينجا مطرح كرده اند، مورد تاييد ما نبود؛ ولي ما افتخارمي كنيم كه يك ماموستا بيايد اينجا و مطالبش را مطرح كند .

شيعه و سني حرف ايشان را بشنوند و همان طوري كه حرفهاي آنان را مي شنوند حرف هاي ما را بشنوند .

ما متشكريم از جناب آقاي نوري بزرگوار .

بيننده :

در حقيقت عقيده اهل تسنن همين است كه آقاي ماموستا راستي مطرح مي كنند ولي كساني هم پيدا مي شوند كه اينها را قبول كنند .

حساب وهابيت با اهل تسنن كاملاً جدا است .

ممنون و تشكر از شما .

بيننده : خانم صفايي از تهران

عرض سلام دارم خدمت علامه بزرگوار جناب آقاي قزويني، مايه فخر شيعه و نواصب شكن و سلام عرض مي كنم خدمت آقاي محسني بزرگوار.

غرض از مزاحمت امشب من اين است كه عقيده خودم را در قالب يك پيام به زبان خيلي ساده بيان كنم اينكه آقاي حيدري مي گفتند كه اينها را بچه هاي كوچك هم متوجه مي شوند اگر بچه هاي كوچك هم پاي تلويزيون نشسته باشند، به آقاي حيدري مي گويم : اينكه ايشان فرمودند ما با خلاف عقيده خودمان به مصلحت ها كار مي كنيم و تماس مي گيريم با شبكه ها و غيره ، البته من در برابر تهمت هايي كه به مراجع بزرگوار ما و امام خميني رحمة الله عليه و آية الله قزويني مي زنند، اين فقط ابراز عقيده من است كه به قولي ايشان تمام قواي خودشان را به بگيرند آيا نديدند كب كبه و دبدبه صدام را ؟ آيا سر انجام آنان را نديدند ؟ عبرت نگرفتند ؟

آقاي حيدري! به الله قسم مي خورم امشب در اين شبكه ولايت با زبان ساده به الله قسم مي خورم از روز اول كه من با شبكه ها آشنا شدم و تماس گرفتم فقط براي تحقيق بوده است كما اينكه عشق ائمه عليهم السلام در دل ما بوده و هست و حريم از دفاع آنان بوده و هست و وظيفه خودم مي دانستم كه تماس بگيرم به خاطر همين عشق، حالا اخلاصي بوده يا چيزي ديگر الطاف خداوند باعث شده است كه طي رؤياي صادقانه كه از رسول الله و امام حسين عليه السلام آية الله قزويني را ديدم كه اين عقيده من ديگر كامل شد نسبت به مذهب شيعه و مطمئن باشيد با اين اهانت ها خداوند قلب شما را هر روز سخت تر خواهد كرد و همين دليل سبب شده كه دل شما پر شده از زنگار و نسبت به همه بد بين شده ايد .

ما را بر خلاف كدام عقيده مي گوييد سخن نگوييم ؟ عقيده شما چيست ؟ اون از تفسير

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ

سوره فاتحه آيه 5

كه مي گوييد صفت مسبب الاسباب بودن خداوند را قبول نداريد و خدا را هم مسقف مي دانيد و هم اسباب ، اگر چنين است اگر بيمار شويد به پزشك مراجعه نمي كنيد ؟ و در روز هزاران بار كمك و ياري از ديگران طلب نمي كنيد ؟

اگر مي گوييد كه رسول الله مرده و آنها زنده اند، پس چرا در نماز سلام خطاب مي كنيد به پيامبر ؟ و آيا آيه 8 سوره فتح :

اإِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا

فقط براي چند نفر در آن زمان نازل شده است ؟ به كدام عقيده ؟ و يا به اسامي پشت خطي كه هر كدام را به 40 دقيقه نگه مي داريد و بعد قطع مي كنيد كه اين فعل حرام است كه مرتكب مي شويد به كدام عقيده اين كارها را مرتكب مي شويد ؟ آدم آه و دم است آقاي حيدري ، امروز شما را به عنوان يك خواهر كوچكتر نصيحت مي كنم كه انسان آه و دم است و به يك چشم به هم زدن بايد در آن دنيا سؤال پس دهيد يك مقدار انديشه كنيد و مردم را اغفال نكنيد .

سلام و درود بر شما بزرگواران و شبكه نوراني شما .

بيننده : حسيني از بوكان (اهل سنت)

حاج آقا قزويني! ما براي اينكه به وحدت برسيم؛ يعني نه اينكه شما و ما اختلافات خود را كنار بگذاريم ، ما بايد آنچه در كتاب ها است هم در كتب شيعه و هم اهل سنت ، مثلا در كتابهاي اهل تسن براي نمونه آقاي شيخ الاسلام ابن تيميه تند روي هايي كرده است اين اجتهادي است كه ايشان كرده است. مجتهد اگر اشتباه نكند، خداي متعال براي او 2 ثواب مي نويسد و اگر اشتباه كند 1 ثواب است ، حسن هم داشته است؛ بعني آقاي ابن تيميه سوء نيت نداشته است؛ ولي بايد اصلاح شود و همچنين در كتب اهل سنت مثلا صاحب بحار الانوار آقاي مجلسي و يا شيخ طوسي در كتابهاي شان خيلي تندي وجود دارد ، نخبگان اهل تسنن و اهل تشيع بايد بيايند و اينها را براي مردم روشن كنند و بگويند اينها تندروي كرده اند و اين اجتهادي كه آقاي مجلسي كرده است در اين اجتهادشان خطا صورت گرفته است و يا ابن تيميه يا امثال او اگر ابن تيميه يك بار يا دو بار اشتباه كرده است دليل نيست كه كلاً نظرات ابن تيميه و كتب او را رد كنيم .

يا امام شافعي در بعضي جاها در اجتهاد خطا كرده است؛ ولي آنچه ربط به اهل تسنن و اهل تشيع دارد اين است كه بايد برادران اهل تشيع اين كتابهاي بحار الانوار كه در آن رواياتي است كه من خواندم مانند :

من احب ابابكر و عمر ؟؟؟

كسي كه حب ابا بكر و عمر را دارد، كافر است و آنها هم خودشان كافر هستند.

اين در بحار الانوار است و محمد باقر مجلسي اجتهاد و خطا كرده است و در آن سوء نيت هم نداشته است؛ ولي ما بايد اجتهاد را كنار بگذاريم تا اين مسأله اي كه باعث تفرقه امت اسلامي شده است و خون هاي زيادي در اين بين هدر رفته است بايد از آن جلوگيري كنيم و اين نياز به تصميم قاطع دارد و با حرف گفتن و شبكه راه انداختن اين اختلاف حل نمي شود تا روز قيامت مگر اينكه نخبگان و بزرگواران اهل سنت و تشيع اين ها را اصلاح و اعلام كنيم ، ما

لا نكفر اهل القبلة

ما اهل قبله كافر نمي دانيم

استاد قزويني :

جناب آقاي حسيني هر وقت فرمايش شما تمام شد، بنده 2 تا سؤال از حضرتعالي دارم نمي خواهم حرف شما را قطع كنم ولي هر وقت تمام شد صحبت تان بگوييد تا من سؤالاتم را بپرسم .

بيننده :

حاج آقا عرض كنم مسأله اين است كه اين اختلافات و اين روايات ضعيفي كه در بحار الانوار است شمايي كه عالم هستيد و تشخيص مي دهيد كه ضعيف است وقتي اين را مي بينيد، قطعاً به آن عمل مي كنيد و مي گوييد كه كسي كه ابو بكر و عمر را دوست دارد، كافر است و از برادران اهل تسنن هم در كتابهاي ابن تيميه زياده روي هايي هست چند موردي ما بايد خطاهاي خود را قبول كنيم چه اهل تسنن و چه اهل تشيع .

استاد قزويني :

جناب آقاي حسيني الآن نزديك 4 دقيقه و نيم حضرتعالي صحبت مي كنيد ، ببينيد عزيز من اگر بناست ما اجتهاد را معذر بدانيم، چه شيعه و چه سني، بايد يكنواخت برخورد كنيم اين گونه درست نيست كه اگر ابن تيميه بيايد بر خلاف آيات قرآن به نظر خود شما بگويد، كه اكثر صحابه عداوت علي را در دل داشتند و اكثر آنان به علي بن ابي طالب فحش مي دادند، ببينيد اين بحث اجتهاد نيست برادر عزيزم. ايشان مي گويد : صحابه اين چنين بودند و يك واقعيتي را بيان مي كند.

اجتهاد اين است كه انسان از آيات و روايات يك مطلبي را استنباط بكند و در اين استنباطش دچار اشتباه شود به گونه اي كه يك روايت ضعيف است و به تصور اينكه اين روايت صحيح است آمده طبق او فتوا داده است اينجا اشتباه كرده است ، يك آيه مطلق است توجه به مقيدش نداشته است و بر طبق اطلاق فتوا داده است. اين را مي گوييم اشتباه كرده است .

بيننده :

حاج آقا

استاد قزويني :

ولي اگر چنانچه

بيننده :

بيننده صحبت استاد را قطع مي كند .

استاد قزويني :

ببين برادر بزرگوار وقتي كه آقاي ابن تيميه مي آيد و مي گويد ....

بيننده :

بيننده صحبت استاد را قطع مي كند .

استاد قزويني :

ببين جناب آقاي حسيني عزيز، بنده تحمل كردم حضرتعالي نزديك به 4 دقيقه و نيم صحبت كرديد .

شما نگاه كنيد ابن تيميه وقتي اين طور مي گويد آقاي محمد بن عبد الوهاب مي گويد: خداي عالم صحابه را تكفير كرده است؛ صحابه اي كه با پيامبر نماز مي خواندند، حج مي كردند و موحد بودند .

يا ابن تيميه مي آيد و مي گويد شيعيان همه زنا زاده هستند .

محمد بن عبد الوهاب مي گويد شيعيان همه زنا زاده هستند .

اين اجتهاد نيست اين در حقيقت حرف ركيك ، نامربوط و ضد قرآن زدن است. خوب ابن تيميه بايد به تعداد تمام شيعيان تاريخ حد قذف بخورد، شلاق بخورد، در دنيا هم اگر شيعيان به او دسترسي نداشته باشند، يقين بدانيد فرداي قيامت در دادگاه عدل الهي شيعيان از ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب شكايت مي كنند همان گونه كه تمام شيعيان معاصر از اين حيدري (نعثل) كه آمد نسبت زنا به تمام نواميس شيعه داد اگر چه در دنيا البته ما در خواست مي كنيم از آقاياني كه واقعاً اهل مطالعه و پيگيري هستند از وكلا و حقوق دانان اين قضيه را پيگيري بكنند كه اين آقا به اين سادگي نبايد خلاص شود كه وقتي مي آيد و مي گويد تمام زنان شيعه اهل زنا هستند. اين ها بايد پيگيري شود و در مجامع بين المللي بايد محاكمه شود؛ حتي در خود عربستان سعودي بايد دادگاه تشكيل شود براي اين بابا ، كسي كه اين حرف را مي زند اين قضيه 100 سال 200 سال قبل نيست، اين آقا بايد يا بيايد ثابت كند يا بايد به تعداد تمام شيعيان تعزير شود.

يا خانم هتاكي كه مي گويد: تمام كساني كه دارند خمس مي دهند، بلانسبت خر و از خر هم بد تر هستند اين خانم بايد پيگيري قضائي بشود يا بايد بيايد اين قضيه را ثابت كند با بايد تعذير شود و شلاق بخورد .

بيننده :

حاج آقا استاد بزرگوار

استاد قزويني :

جان دلم

بيننده :

عرض كنم كه خداي ما يك خداست، قرآن ما يك قرآن است، پيامبرمان يك نفر است قبله مان يك قبله است، ما در فروع دين اختلاف داريم؛ ولي شما كه قضاوت درباره ابن تيميه مي كنيد، بايد درباه صاحب بحار الانوار هم قضاوت كنيد و بگوييد او هم اين خطاها را داشته است كه مثلا روايات ضعيف فراواني را آورده است .

شما كه استاد هستيد شما كه بزرگوار هستيد و از استادان حوزه علميه قم هستيد و مي توانيد روايت ضعيف را از صحيح تشخيص دهيد؛ ولي مردم اكثراً عوام هستند و درك اين را ندارند و ما بايد اين را براي مردم روشن كنيم ، تقاضا مي كنم از همه برادران اهل سنت كه اينها را قبول نكنند و برادران اهل تشيع به اين روايات عمل نكنند .

استاد قزويني :

بله ما هم همين را مي گوييم ما هم با شما در اين جا هم عقيده هستيم من بارها گفتم كه يكي از راه هاي وحدت اين است كه ما نبش قبر نكنيم ، نياييم بگوييم فلان عالم شيعه فلان جا اين گونه گفته است يا ما بگوييم فلان عالم سني اين گونه گفته است ما بايد بياييم با هم بنشينيم بزرگان قوم؛ يعني كساني كه حرفشان در ميان مردم ارزش دارد؛ نه هر كسي بلكه افرادي كه در ميان اهل سنت ، در ميان وهابيت حرفشان مقبول است اينها بيايند از طرف بزرگان شيعه بنشينند با همديگر يك همايشي تشكيل دهند و در آنجا به يك اتفاق قاطع برسند .

بيننده : باقري از يزد

سلام عرض مي كنم خدمت شما مجري محترم و حضرت استاد قزويني

استاد قزويني :

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته

آقاي باقري هم رفتند جزء بلك ليست ها .

بيننده :

بله

حضرت آية الله ما را گهگاهي وصل مي كردند الآن يك سؤال فقهي از جنابعالي دارم :

آيا حق كسي را خوردن حرام است يا نه ؟ حالا چه شيعه باشد چه وهابي .

مجري :

به زعم برادران شبكه هاي وهابي نه

بيننده :

خوب حضرت آية الله ، آقاي محسني ما زنگ مي زنيم آقاي هاشمي اپراتورشان وصل مي كند كه مثلا حدود 40 دقيقه پشت خط مي مانيم بعد حتي چند وقت قبل برنامه شان هم تمام شد با خودم گفتم ببينم كسي ميايد كه بگويد وقت تمام شده است، جلسات ديگر تماس بگير ولي هيچ كس نيامد؛ حتي تا 20 دقيقه بعد هم قطع نكردم . حتي من امروز گفتم آقا اگر آقاي هاشمي گفته است كه وصل نكنيد، من بروم دنبال كار خودم گفت : نه آقا 5 دقيقه ديگر وصل مي كنيم، 5 دقيقه شد 25 دقيقه ولي وصل نكردند .

من آمدم كاري كردم يك تلويزيون ديگر هم خريدم گذاشتم كنار اين تلويزيون شبكه خبر جمهوري اسلامي را زدم كه مثلاً اگر يك وقتي اينها را گذاشتم در اينترنت و براي اينها آبروريزي شد آقاي هاشمي نگويد كه اين براي 4 ماه قبل است چون شبكه خبر در قسمت پايينش مرتب تاريخ روز را مي نويسد و الان حدود يك ماه است كه به هيچ عنوان وصل نمي كنند و بارها نيم ساعت، 40 دقيقه من را پشت خط گذاشتند .

آقاي هاشمي من از همين شبكه ولايت مي گويم، شما مي توانيد بگوييد كه آقا ما شما را وصل نمي كنيم، نه اينكه بعد از اينكه ما زنگ مي زنيم شروع كنند مطالبي را گفتن .

حضرت آية الله من يك سؤال دارم از شما اول :

آيا حضرت رسول هيچ جايي اشاره كردند يا فرمودند كه شما به كشوري حمله كنيد يا نه ؟ جداً براي من و خيلي از دانشجويان حتي دانشجويان اهل سنت كه با ما هستند اين سؤالات مطرح مي شود كه آيا در جايي فرمودند كه پس از من يا در حين حيات من كسي را كه كاري به شما ندارد شما مسلمانان كشور گشايي كنيد يا نه ؟

استاد قزويني :

نه خير ما هيچ روايتي قاطعانه نداريم خود شهيد مطهري هم در چند جاي كتابهايش دارد كه نبي مكرم به هيچ وجهي دستور كشور گشايي ندادند .

بيننده :

خدا انشاء الله خير به شما بدهد ، من همين سؤال را از وهابيون دارم و قبلا اين سؤال را كردم و بعضي از آقايان مانند آقا مسعود همكار ما يك بحث ادبياتي و تاريخي با اينها داشتند اينها گفتند فرض مي كنيم به زور شمشير خليفه دوم ايراني ها مسلمان شدند اگر اين گونه بود چرا بعدش اسلام را پذيرفتند ؟ مي توانستند نپذيرند ، حالا من يك سؤال دارم از آقاي هاشمي مي كنم كه هميشه اين حرف را مي زنند كه مي گويند : شاه اسماعيل صفوي مذهب كل رسمي ايران صددرصد سني بودند با زور شمشير اينها را شيعه كرد و در بازارها مي جنگيد و مي كشت كه شيعه شوند .

من مي گويم آقا چرا بعد از دولت صفويه اينها باز بر نگشتند تا سني شوند ؟ آقا مگر ايراني ها به ضرب شمشير اسماعيل صفوي شيعه نشدند؟ خوب قاعدتا بايد بعد از آن برگردند به مذهب سني و خيلي هم از وهابي ها هم تند تر باشند .

پس اين حرفي كه آقايان مي زنند صد درصد اشتباه است و من مي خواهم بگويم كه آقايان مي گويند كه كشورگشايي خليفه اين همه كار كرد و من با احترام به همه برادران اهل سنت و خلفاي آنها مي گويم كه پيامبر كجا گفته بود ؟ حالا گيريم 2 نفر از ايراني ها رفتند به آنها حمله كردند كه نكردند ، چه كسي گفته است كه كشور گشايي كنيد ؟

من مي گويم حضرت آية الله! من از تاريخ شكايت مي كنم مي گويم خليفه دوم اگر به ايران حمله نكرده بود، شايد خيلي بهتر و زيباتر اسلام گسترش پيدا مي كرد؛ حتي به كشور هاي ديگر ما هيچ جاي قرآن نداريم هيچ جاي سنت نداريم هيچ جا خدا نگفته است امروز هم نگفته است كه كشور گشايي كنيم و شمشير بگذاريم بالاي سر كسي تامسلمان شود؛ بلكه با آن رأفت اسلامي و مردم و كل امت هاي در طول تاريخ 1400ساله و بعد از اين بايد با رفتار مسلمان ها مسلمان شوند نه با شمشير .

امروز هم كه قربونشون برم غير از تروريست و بمب و انتحار چيزي به ما معرفي نكرده اند .

من عذر خواهي مي كنم از اينكه وقت شما را گرفتم .

استاد قزويني :

دست شما درد نكند ولي جناب آقاي باقري ببينيد شما در خود قزوين ما آقاي رافعي متوفي 623 هجري است ، آقاي عبد الجليل قزويني متوفاي 584 يا 585 هجري است كه در آن زمان خود باقوت حموي دارد كه اكثريت مردم قزوين شيعه بودند، اكثريت مردم قم شيعه بودند ، اكثريت مردم نيشابور شيعه بودند؛ يعني اين ارتباطي به قضيه شاه اسماعيل صفوي نداشته است. بله حكومت ها غالبا در اختيار اهل سنت بوده اين چنين نبوده است ، حتي شما ببينيد در خود قزوين طبق عبارتي كه رافعي در التدوين في اخبار قزوين دارد ج 1 ص 18 مي گويد : حاكم قزوين شروع كرد به امير المؤمنين اهانت كردن و ناسزا گفتن و به مردم هم دستور داد كه ناسزا بگوييد كه يكي از همين شيعيان از جا بلند شد و شمشير كشيد و حاكم و خطيب را بالاي منبر گردن زد و مردم هم تاييدش كردند.

شما ببينيد مصر را چه كسي فتح كرده است ؟ الآن در هندوستان 220 ميليون مسلمان است در اندونزي يا كشورهاي آفريقايي اينها را خلفا رفتند فتح كردند ؟ اينها حرف هايي است كه اين آقايان مي گويند كه اصلاً منشا علمي ندارد .

ما يكي از اين دوستانمان وقتي خيلي ديديم كه دارد داد بيداد مي كند كه خليفه اين گونه كرده است، گفتم: بفرماييد در صحيح بخاري است كه :

وَإِنَّ اللَّهَ لَيُؤَيِّدُ هذا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ

صحيح البخاري، ج 3، ص 1177

خداي عالم دين اسلام را با يك رجل فاجر تأييد مي كند.

بفرماييد جواب بدهيد براي ما، كه خشكش زد .

بيننده : حسن از كردستان (اهل سنت)

چند شب قبل كه تماس گرفتم تلفن من قطع شد، صداي شما را نشنيدم؛ يعني نشنيدم چه گفتيد ولي فكر كنم گفتيد: خود پيامبر قرآن را جمع آوري كردند شما اين طوري گفتيد يا نه ؟

استاد قزويني:

بله در زمان خود پيامبر جمع آوري شد.

بيننده:

اولاً: من تعجب مي كنم كه استاد فرق بين كتابت قرآن و جمع آوري قرآن را نمي دانند؛ چون در زمان پيامبر جمع آوري قرآن در هيچ جايي اشاره نشده است؛ منتها اشاره شده است كه قرآن كتابت شده است آن هم بر روي كاغذ يا پوست و چرم و غيره، اين جواب اين گفته شما است .

بعد شما گفتيد احاديث را حضرت عمر دستور دادند كه بسوزانند. من از آقاي قزويني سؤال مي كنم شما كه مي گوييد: تمام صحابه بعد از پيامبر مرتد شدند، حالا بعضي وقت ها مي گوييد به جز 3 نفر از صحابه و يا 5 نفر از صحابه، اين ها مهم نيست؛ مهم اين است كه اگر حضرت عمر احاديث را نمي سوزاندند، همين آقايانِ مرتد نبودند كه احاديث را جمع آوري مي كردند؟ بعد انتظار داريد از همان احاديث كه مرتدين جمع كردند و قبلاً هم خلافت امير المؤمنين را به قول شما غصب كردند، انتظار داريد احاديثي را جمع كنند كه به نفع حضرت علي باشد؟ اين يك سؤالي است براي من و خيلي تناقض دارد .

استاد قزويني:

اولاً: در رابطه با جمع با قرآن و غيره اين در حوزه كار تخصصي برنامه حبل المتين نيست و من از حضرتعالي تقاضا دارم برنامه برادر بزرگوارم جناب آقاي دكتر رضايي اصفهاني كه شنبه ها ساعت 9 شب برنامه دارند با ايشان تماس بگيريد و در رابطه با جمع آوري قرآن از او سؤال كنيد .

ببين آقاي بزرگوار! شما حرفي بزنيد كه با كتاب هاي خودتان همخواني داشته باشد در صحيح بخاري از انس بن مالك كه صحابه پيامبر بوده مي گويد :

عن أَنَسٍ رضي الله عنه جَمَعَ الْقُرْآنَ علي عَهْدِ النبي أَرْبَعَةٌ.

صحيح البخاري، ج 3، ص 147

قرآن را جمع كرد، نه اين كه قرآن را نوشت برادر عزيزم، شما خيلي بي حساب حرف نزنيد ما قصد جسارت به شما نداريم، حداقل من آن دفعه خدمتتان عرض كردم، خواهش كردم كه اين مطالب را مطالعه كنيد، از بزرگان و علماي خودتان سؤال كنيد بعد تشريف بياوريد ولي شما بعد از يك هفته آمديد و مي گوييد كه ما جمع قرآن را با كتابت آن اشتباه گرفته ايم و شروع مي كنيد هر چيزي كه در ذهن تان در ميايد و صغري و كبري مي چينيد .

اين صحيح بخاري شماست برادر عزيزم!

قرآن را چهار تن از انصار مثل اُبَي بن كعب، معاذبن جبل، ابو زيد و زيد بن ثابت در زمان پيامبر جمع كردند. شما براي اين چه جوابي مي فرماييد ؟

بيننده:

آقاي قزويني ببينيد

استاد قزويني:

نه آقا حسن اين مطلبي را كه من گفتم جواب بدهيد تا بعدا برويم به بحث ديگر.

بيننده :

حاج آقا من يك سؤال از شما پرسيدم ولي شما جواب من را نداديد .

استاد قزويني :

نه جواب بده

بيننده :

شما گفتيد آقاي كليني احاديث را جمع كرده است، خدا خيرش بدهد كه 16هزار حديث جمع كرده است شما نگفتيد كه از اين 16 هزار حديث چند روايت صحيح است و چند تاي آن باطل؟

استاد قزويني:

به شما چه ارتباطي دارد كه چند تاي آن صحيح است و يا باطل است ؟ اصلا اين سؤال شما چه ارتباطي به بحث ما دارد ؟ اين مال شيعه است و شيعه خودش قواعد رجالي دارد و هر كدام از اين روايات را هر فقيهي صحيح مي داند، عمل مي كند و هر روايتي را كه ضعيف مي داند، عمل نمي كند مانند مسند احمد ، مانند مسند ابو داود، مانند سنن ترمذي ، شما در سنن ترمذي تمام روايات را عمل مي كنيد ؟ خير

اولين فرمايش حضرتعالي اين بود كه اتهام زديد به بنده كه جمع قرآن را با كتابت آن اشتباهي گرفتيد، بفرماييد اين صحيح بخاري است، يا اعتراف بفرماييد كه من اشتباه كردم و بهتان زدم به شما

بيننده:

نه آقاي قزويني من همچين حرفي نمي زنم ، اولاً من اگر ضعيف تر از صحيح بخاري هم باشم، نمي توانم منكر شوم ولي شما از صحيح بخاري و صحيح مسلم احاديثي را نقل مي كنيد كه به نفع خودتان است .

استاد قزويني :

خوب عزيز من اين را شما به من جواب بده، ببينيد اول روايت :

حدثني محمد بن بَشَّارٍ حدثنا يحيي حدثنا شُعْبَةُ عن قَتَادَةَ عن أَنَسٍ رضي الله عنه

كه از اول حديث تا آخر حديث اين است و اين روايت نه مقدمه دارد نه موخره دارد و مانند كتاب هم نيست كه شما بگوييد اين نسخه از صحيح بخاري را ندارم اين نرم افزار را هم از بازار قم نخريدم؛ بلكه از اينترنت گرفته ايم، حضرتعالي هم مي توانيد وارد اينترنت شويد اين نرم افزار را تهيه كنيد و در كامپيوتر تان باشد.

شما براي اين روايتي كه من خواندم چه جوابي داريد؟

بيننده:

من مي گويم شما از كتب اهل سنت رواياتي را انتخاب مي كنيد كه به نفع خوتان است.

استاد قزويني :

آقاي بزرگوار ، برادر عزيز من ، آقاي حسن آقاي عزيز

مجري :

شما اول صحبتتان يك ادعا و تهمتي زديد كه حاج آقا جواب دادند شما پاسخ خود را بدهيد .

استاد قزويني :

خوب بفرماييد اين حديث را جواب بده به من

جَمَعَ الْقُرْآنَ علي عَهْدِ النبي أَرْبَعَةٌ

اين درست است يا درست نيست ؟ قبول داريد يا قبول نداريد ؟

بيننده :

نه قبول ندارم ، گوش كنيد چرا :

امام شافعي رضي الله عنه مي فرمايد: كسي بدون تحقيق حرف من را قبول نكند و اگر چيزي از من شنيد، ابتدا تحقيق كند ، در ضمن امام غزالي مي گويد من در شرعيات مذهب قرآن و در عقليات مذهب برهان را دارم .

استاد قزويني :

خوب بفرماييد اين روايت با كدام يك از آيات قرآن منافات دارد ؟

بيننده :

در قرآن نيامده است و مخاف قرآن نيست ، ادامه حرف هاي من را گوش كنيد تا كامل متوجه شويد.

استاد قزويني:

نه عزيز من حرف من را جواب ندادي برادر عزيزم.

مجري :

حاج آقا يك كار اتفاقي كه جديدا پيش آمده است اين است كه آقايان ديگر ملتزم به صحيح بخاري هم نمي شوند اينكه شما مي گوييد من حديث صحيح بخاري را قبول ندارم اين يك چيز جديدي است كه شما داريد مي گوييد.

بيننده :

شما گوش كنيد من كلي مي گويم : شما در كل برنامه هايتان كتاب صحيح بخاري و مسلم را باز كرديد كل رواياتي كه شما مي گوييد از صحيح مسلم و بخاري است ، شما اگر مي خواهيد وحدت ايجاد شود اگر از شبكه هاي وهابي مطالبي نادرستي پخش مي شود يك آيه قرآن بياوريد بگوييد كه فلان آقا مثل آنها كه كليپ درست كردند شما هم كليپ درست كنيد .......

استاد قزويني :

عزيز من اين چه ربطي به بحث ما دارد ؟

آقاي حسن آقا شما فقط وقت تلف مي كنيد وقت ديگران را هم مي گيريد. شما بزرگواري كنيد باز يك هفته به شما وقت مي دهيم تشريف ببريد نسبت به اين روايتي كه نشان دادم و اين افترائي كه حضرتعالي بستيد كه فلاني جمع قرآن را با كتابت قرآن اشتباه گرفته است اين را به دقت مطالعه كنيد و اينكه مي گوييد من صحيح بخاري را قبول ندارم من عذر ميخواهم اين اولاً توهين به عموم اهل سنت است؛ چون عموم اهل سنت صحيح بخاري را قبول دارند. در همايش چند سال قبل زاهدان در ختم صحيح بخاري گفتند: اگر كسي بگويد من مي خواهم در صحيح بخاري تحقيق كنم اين بدعت است .

كسي بايد بگويد من صحيح بخاري را قبول ندارم كه فقيه يا بزرگي يا صاحب نظري باشد .

بيننده : محمد امين از تهران

آقا ما مي گوييم اينها وهابي هستند، داريم هندوانه زير بغلشان مي گذاريم، اين ها بهائي هستند باور كنيد اگر بخواهيد تحقيق كنيد اين ها در اسرائيل در شهر حيفا صد درصد ويزا دارند .

يك سؤالي از اين دوستي دارم كه الآن تماسش را قطع كرديد، من مطالعه مي كردم ديدم كه آقاي شافعي در هنگام مرگش گفته بود كه :

و مات الشّافعيّ و ليس يدري عليّ ربّه ام ربّه الله.

الذريعة - آقا بزرگ الطهراني، ج 16، ص 136

درست است اين حرف؟

استاد قزويني:

نقل شده است حالا نمي دانيم درست است يا درست نيست؛ ولي چيزي است كه نقل شده است. ما شنيدم كه شافع اين سخن را گفته است :

و مات الشّافعيّ

من از 5 سالگي شعر شافعي را حفظ شده بودم .

بيننده :

ايشان بايد برود و درباره اين شعر تحقيق كند، خيلي بهتر است تا اينكه بيايد وقت برنامه ارزشمند شما را بگيرد البته جسارت هم به او نمي كنم؛ چون يك چيزي است كه جهاني پخش شده است .

آقاي استاد قزويني در نهج البلاغه ترجمه آقاي فيض الاسلام ص 712 سخن 219 از امير المؤمنين آمده است كه آفرين بر عمر كه كجي را راست كرد و درد را درمان نمود و سنت رسول را بر پا داشت و فتنه را پشت سر گذاشت، پاكدامن رفت اندكي خير خلافت را به چنگ آورد و از شرش پيشي جست، طاعت خداوند را ادا كرد و بر حقش تقوا ورزيد ، رحلت كرد و خلق را در راه هاي شعبه شعبه رها كرد ، آنچنان گمراه در آن راه نمي آورد و انسان در راه استوار نمي ماند .

اين را البته من يك نهج البلاغه جديد دارم ولي هر قدر گشتم پيدا نكردم.

استاد قزويني:

خطبه 228 نهج البلاغه است مراجعه بفرماييد، اولاً به هيچ وجهي اسم عمر در آن نيامده است و اگر بنا بود امير المؤمنين از عمر تجليل كند، اسمش را مي آورد .

بيننده:

نه تجليل نيست، من اصلاً هيچ وقت همچنين كاري نخواهم كرد ، من گفتم كه اندكي در اينجا جاي تعجب دارد بعد يك قسمتش هم گفتم كه خلق را در راههاي شعبه شعبه رها كرد؛ يعني اصلاً خلق را چنان متفرق كرد كه اين گمان كنم كنايه است .

استاد قزويني:

حالا آنها بحث ديگري است ، شما اگر به نهج البلاغه جناب آقاي صبحي صالح مراجعه كنيد مي گويد : در اين خطبه امير المؤمنين يكي از اصحاب خود را مدح كرده است ، بزرگان شيعه هم دارند كه در رابطه با جناب مالك اشتر است.

بيننده:

عرض به حضرتان آقاي قزويني اين دوستان سني ما اكثراً الآن با سواد هستند من والله نظريه علمي مي خواهم به آنان پيشنهاد كنم كه يك مقدار منطقي به آن فكر كنند كه اكثراً هم تحصيل كرده هستند .

پس از 20 سال بزرگترين انقلاب در اروپا در فرانسه بوده است و هنوز هم باز شك دارند كه دموكراسي در آنجا درست برگزار مي شود يا نمي شود؛ يعني چه جوري است كه چندين سال بعد از فوت پيامبر چگونه از قبيله اوس و خزرج مثلاً بيايند پشتيبانه اينها را ببينند از دوزان جاهليت چندين سال آمدند به اين طرف؛ يعني چنين دموكراسي برگزار كردند كه مي خواهد زبانزد باشد اصلاً خودشان بيايند عقلي با تمام دموكراسي هايي كه در كل دنيا برگزار شده و بعدش هزاران حرف و حديث روي آن بوده مقايسه كنند اصلاً براي خودشان جاي شك به وجود نمي آيد ؟

استاد قزويني:

اون بحث ديگري است؛ ولي من در رابطه با امام شافعي شما به جاي اينكه آن عبارت را بخوانيد كه انتسابش به امام شافعي هم خيلي محرز نيست ولي امام شافعي اشعار خيلي خوبي دارد در ديوان خود .

بيننده :

آقاي قزويني فرصت كم است من يك موضوع ديگر را هم بيان كنم :

من در يك كتابي خواندم كه حضرت علي عليه السلام به حضرت محمد صلي الله علي و آله و سلم در صورتي دارند قرينه گفتند :

رشته هاي مهري كه علي و محمد را به هم مي پيوندد هر دو از عبد المطلب سرزده اند، مادر علي محمد را از 8 سالگي مادري مي كرده است و پدرش ابو طالب پدري مي كرده است محمد از 8 سالگي تا 25 سالگي در خانه علي بزرگ شده است و علي از طفوليت تا 25 سالگي در خانه محمد بزرگ شده است خديجه او را مادري مي كرده است و پيامبر هم او را پدري مي كرده است چه پيوند هاي نزديك و متقابلي خويشاوندي هاي متشابهي ، دو انسان قرينه همديگر .

اصلاً اگر بخواهند عقلي از كتاب اروپايي ها نه كتاب شيعيان تحقيق كنند به يك نتيجه هاي خيلي خوبي مي رسند و اصلاً نياز نيست كه اين را ببينند بنده خودم 2 بار با اين شبكه ها تماس گرفتم ديگه غلط بكنم كه اين كار را انجام دهم كه آخر سر بگويد ما دشمن ملت ايران هستيم .

در تاريخ 29/3 مي توانند كليپش را از اينترنت بردارند نگاه كنند كه آقاي هاشمي گفتند ما دشمن ملت ايران هستيم .

مجري :

آقاي محمد امين وقت بسيار كم است اگر اجازه بدهيد با شما خداحافظي كنيم سپاسگذاري مي كنيم كه با ما تماس گرفتيد .

استاد قزويني :

من فقط 2 تا نكته را عرض كنم ما به جاي آن :

و مات الشّافعيّ

عبارتي كه جناب آقاي شافعي دارد در ديوانش ص 25 و آقاي ابن حجر هيثمي هم نقل مي كند در كتاب الصواعق المحرقة كه مي گويد :

آل النبي ذريعتي و هم إليه وسيلتي

أرجو بهم أعطي غدا يبدي اليمين صحيفتي

الصواعق المحرقة علي أهل الرفض والضلال والزندقة، ج 2، ص 524

اين كامل واضح و روشن است كه نيازي به هيچ توضيحي هم ندارد .

و آن برادر عزيزمان هم كه راجع به بدعت عزاداري صحبتي داشتند، اين را آن دوستاني كه زنگ مي زنند به اين شبكه ها اين را اگر بنا باشد، سينه زدن و نوحه سرايي بدعت باشد. يكي از كساني كه بدعت كرده است، عايشه ام المؤمنين است. شما ببينيد احمد بن حنبل در مسندش ج 6 ص 274 از خود عايشه نقل مي كند كه مي گويد بعد از رحلت نبي مكرم :

وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مع النِّسَاءِ واضرب وجهي.

بعد از پيامبر ما به سينه ها مي زديم و به صورتمان مي كوفتيم .

مسند أحمد بن حنبل، ج 6، ص 274

ابن كثير دمشقي در سيره نبوية، ج 4، ص 477

آقاي صالحي شامي در كتاب سبل الهدي و الرشاد ج 12 ص 267 مي گويد :

روايت حسن و معتبر است .

و از اين مهمتر، در صحيح بخاري است كه حضرت زهرا بعد از رحلت نبي مكرم، نوحه سرايي مي كند :

يا أَبَتَاهُ أَجَابَ رَبًّا دَعَاهُ يا أَبَتَاهْ من جَنَّةُ الْفِرْدَوْسِ مَأْوَاهْ يا أَبَتَاهْ إلي جِبْرِيلَ نَنْعَاهْ.

صحيح البخاري، ج 4، ص 4190

خوب اين همان نوحه سرايي است كه شيعه ها دارند. اگر شما مي گوييد: كه بدعت است، اين قضايا در كتابهاي معتبر شما آمده است.

خدايا تو را به آبروي محمد و آل محمد و به اسماء حسني و به عزت و جلالت سوگند مي دهيم هر چه سريعتر لباس فرج بر اندام ملكوتي مولايمان حضرت بقية الله الاعظم بپوشان.

اللهم عجل لوليك الفرج

 




Share
1 | مصطفي | , ایران | ٢١:١٤ - ٢٠ فروردين ١٣٩٢ |
بنام خدا با عرض سلام خدمت شما براي اطلاع رساني خوبتان خسته نباشيد. در طي يک بحثي که با يکي از دوستان اهل سنت داشتم ايشان يک آيه آوردند براي اينکه مچ من رو بگيرد ولي مچ خودش گرفته شد حال آيه چي بود ايشون دقيقا به شکل زير نوشته بودند: سوره بقره آيه 129: رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ پروردگارا در ميان آنان فرستاده‏اى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و كتاب (قرآن) و حكمت (سنت) به آنان بياموزد و پاكيزه‏ شان كند زيرا كه تو خود شكست‏ ناپذير حكيمى حال طبق اين آيه قرآن و سنت با هم بر پيامبر نازل مي شد پس کسي بايد بعد از پيامبر قرآن و سنت را به مردم بفهماند و آنها را پيامبر بارها عترتي اهل بيت معرفي کرده است. البته نکته قابل بحث ديگر در اينجا بعد از کتاب و حکمت پاکيزه شان کند حال چه کسي را پاکيزه کند که از گناهان به دور باشد و معصوم باشند؟ طبق فرموده پيامبر و ائمه اگر حديثي بدستان رسيد به قرآن رجوع کنيد : پس حديث کتاب الله و عترتي اهل بيت با آيات قرآن هم خواني دارد. با تشکر از توضيحات خوب استاد قزويني و همچنين سايت ولي عصر (عج) در پناه حق تعالي
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده