2019 November 13 - چهار شنبه 22 آبان 1398
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت
کد مطلب: ٥٣٦٧ تاریخ انتشار: ١٦ شهریور ١٣٩١ تعداد بازدید: 2394
سخنراني ها » امامت و خلافت
لزوم تحقيق در مذهب از ديدگاه وهابيت

حبل المتين 91/06/16

 


لينک دانلود

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 91/06/16

مجري :

لطفاً خلاصه اي از مباحث برنامه هاي قبل را بيان فرماييد. حضرت عالي مقدمه اي براي ورود به بحث امامت داشتيد اگر محبت كنيد يك خلاصه اي از اين مسائل را مطرح كنيد تا بعد سوالات جزئي تر را بنده خواهم پرسيد.

استاد قزويني :

ما در جلسات گذشته تحت عنوان مقدمه و در آمدي بر مبحث امامت و ولايت از نظر قرآن و سنت نكاتي را براي بينندگان عزيز تقديم كرديم كه از جمله آنها اين بود كه قرآن بدون سنت مفهوم ندارد و هركس بخواهد بدون استفاده از سنت و شأن نزول از قرآن استفاده كند و آن را به رخ مردم بكشاند و بگويدكه ما فقط قرآن را قبول داريم و

حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ

صحيح البخاري، ج 4، ص4168

طبق نظر بزرگان اهل سنت گمراه و گمراه گر است و اين را ما مفصل بحث كرديم .

و اشاره كرديم به آيه 44 سوره نحل كه مي فرمايد :

وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ

نبي مكرم مبين و مفسر قرآن است و بعد از نبي گرامي اميرالمؤمنين و فرزندان گرامش (اهل بيت عصمت و طهارت) عدل قرآن و بيانگر مفاهيم بلند قرآني هستند.

تحقيق از مذهب ضرورت دارد و بررسي از مباني ديني و اعتقادي امر لازمي است و در اين زمينه اشاره كرديم به حديث افتراق امت و 73 فرقه كه آقايان اهل سنت با سند هاي صحيح نقل كردند كه پيامبر گرامي فرمودند :

امت من بعد از من به 73 فرقه تقسيم مي شوند و يك فرقه فقط اهل نجات است و اكثريت اهل آتش هستند.

ناصر الدين الباني در سلسلة الاحاديث الصحيحة، ج1، ص 358

و در صحت آن اعتراف مي كند.

حاكم هم بر صحت آن اعتراف مي كند.

مستدرك الصحيحين،ج 1، ص 129

و نكته ديگري كه ضرورت مذهب را براي ما روشن مي كند اين روايات است :

من مَاتَ بِغَيْرِ إِمَامٍ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً .

من مات و ليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية.

صحيح مسلم ،ج 6، ص 22

مسند احمد بن حنبل، ج 4، ص 96

حتي عبد الله بن عمر مي گويد رهبري و امامي همانند يزيد بن معاويه هم واجب الاطاعة است و بدون بيعت او كسي از دنيا برود مرگش مرگ جاهلي است.

ما اينها را مفصل در جلسات گذشته بحث كرديم.

و بعد در مورد آيه شريفه :

فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

سوره زمر آيه 17-18

كه قرآن خيلي واضح و روشن اعلام مي كند كه بشارت بده به بندگاني كه اقوال و عقائد مختلف و مباني مختلف فكري را مي شنوند و احسنش را انتخاب مي كنند كه در سوره زمر آيه 39 مفصل اين قضايا آمده است.

و از بزرگان اهل سنت هم نقل كرديم مانند جناب راغب اصفهاني كه مي گويد:

مراد اين است كه مطالبي را كه از اقوال مختلف مي بينند و آن قولي كه از شبهه به دور است و پيرامون آن شبهه وارد نيست آن را انتخاب كنند.

مرحوم علامه طبرسي رحمة الله عليه همين شكل مطرح كردند و در جلسه گذشته از آقاي آلوسي با تفكر سلفي و وهابي گري او و قلم تندي كه دارد مي گويد كه اين آيه بشارت مي دهد كه ما بايد بين حسن و احسن و بين فاضل افضل را انتخاب كنيم.

فخر رازي هم همين بحث را دارد كه انسان بايد از ميان مذاهب مختلف و متعدد مذهبي را كه به حق نزديك تر است انتخاب بكند.

اين خلاصه اي از بحث هايي بود كه ما در جلسه گذشته عرض كرديم .

مجري :

نظر بزرگان وهابي و سلفي به طور خاص در لزوم تحقيق از مذهب چيست؟

استاد قزويني :

بله من مي توانم اشاره كنم به جمله اي از ابن تيميه حراني كه بزرگ نظريه پرداز وهابيت است و كتابي دارد به نام «الفتاوي الكبريـ يا فتاوي و آراء ابن تيميه كه در ج 2 ص 459 مطلبي دارد . دوستان عزيز خوب دقت كنند كه اين وهابي ها و اين كارشناسان شبكه هاي شيطاني خوارج، به تعبير آقاي دكتر احمد طيب شيخ الازهر كه گفت :

اين سلفي هاي عصر ما خوارج زمان ما هستند و اخيراً هم دكتر جمعه مفتي اعظم مصر هم رسماً اعلام كرد كه سلفي ها خوارج و سگان جهنم هستند به دليل جناياتي كه در ليبي انجام دادند و مرقد مطهر يكي از نوادگان امام مجتبي را ويران كردند و حتي به جنازه اش هم جسارت كردند و آن ماهيت پليد اموي خودشان را در اين عصر اطلاعات به نمايش گذاشتند .

آقاي ابن تيميه كه سركرده آنهاست در فتاواي كبري مي گويد :

وَانْتِقَالُ الْإِنْسَانِ مِنْ قَوْلٍ إلَي قَوْلٍ لِأَجْلِ مَا تَبَيَّنَ مِنْ الْحَقِّ هُوَ مَحْمُودٌ فِيهِ

اگر كسي از قولي به قول ديگر منتقل شود به خاطر آنكه حقيقت براي او روشن شده است، اين كار خيلي پسنديده اي است

بِخِلَافِ إصْرَارِهِ عَلَي قَوْلٍ لَا حُجَّةَ مَعَهُ عَلَيْهِ

به خلاف اينكه انسان اصرار كند بر قولي كه هيچ دليلي ندارد.

الفتاوي الكبري - ابن تيمية - ج 5 ، ص 125

اين سخن ابن تيميه است كه مي گويد اگر براي كسي روشن شد فلان قضيه حق است بايد برود و اين پسنديده است و اگر اصرار كند بر عقيده اي كه حجتي براي آن ندارد مذموم و ناپسند است.

و در همين فتاواي كبري ج 2 ص 103 مطلب ديگري دارد كه :

فَإِنَّ الْإِنْسَانَ لَا يَزَالُ يَطْلُبُ الْعِلْمَ وَالْإِيمَانَ. فَإِذَا تَبَيَّنَ لَهُ مِنْ الْعِلْمِ مَا كَانَ خَافِياً عَلَيْهِ اتَّبَعَهُ.

انسان همواره دنبال علم و ايمان است و هركجا علم و ايمان را بيابد بايد از او تبعيت كند.

الفتاوي الكبري - ابن تيمية - ج 2، ص 108

و من همين جا به اين كارشناسان وهابي مي گويم كه دليلي براي اعتقادات خودشان ندارند و استدلال و برهاني براي مباني فكري خود ندارند و عجيب است كه الان ما 2 سال است داريم

هل من مبارز

مي طلبيم و مي گوييم كه بياييد تا با هم بنشينيم و مناظره و گفتگو كنيم ، مگر شما نمي گوييد كه شيعه مشرك و كافر است خوب بياييد در يك رسانه جهاني صحبت كنيم امروز عصر رسانه و ارتباطات است و گذشت آن زماني كه آقاي ابن تيميه 4 تا فرد نادان و جاهل را دور خود جمع كند و مطلبي را بگويد و آنها هم به به و چه چه بگويند.

امروز دنيا بدون دليل و برهان مطلبي را نمي پذيرد و الان حتي دانشجويان وهابي كاملاً روشن شده اند ، بنده خودم با تعدادي زيادي از دانشجويان دانشگاه ام القري كه ارتباطات نزديكي داشتم و بعضي از شبها به خوابگاه آنها مي رفتم و با آنها صحبت مي كردم مي ديدم تفكر اين جوان ها غير از تفكر مفتياني است كه تحجر گرا هستند و تعصب مذهبي دارند و همانطور كه خودشان گفتند اگر پيامبر اكرم هم زنده شود و بگويد توسل جائز است ما از پيامبر هم نمي پذيريم.

اين حق نيست و اين در حقيقت

مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ

سوره فرقان آيه 43

است . الان 2 سال است گاهي مي گويند مناظره مي كنيم گاهي مي گويند مناظره نمي كنيم يا اينكه دروغ مي گويند و ما دروغ هاي آنها را آشكار مي كنيم اگر واقعا ما دروغ مي گوييم بياييد دروغ هاي ما را ثابت كنيد.

در هر موضوعي كه شما حاضر هستيد با اصول و روش مناظره با همديگر صحبت كنيم يا به صورت استوديو به استوديو بياييد اگر نمي توانيد بياييد در استوديوي ثالثي در كشور ثالثي آمادگي داريم.

يك شب اعلام كردند كه 30 تا خط گذاشتند براي آيت الله ها تا بيايند و مناظره كنند بي خبر از اينكه ما مرتب زنگ مي زنيم و فيلمبرداري كرديم كه اينها دروغ مي گويند.

بعد از آن گفتند نه، ما مناظره نمي كنيم، گاهي مي گويند كه ما مي خواهيم با آنها مناظره كنيم تا مشهور شويم چون شهرت دارند يا از طرفي مي گويند كه اينها آنقدر از ما صحبت كردند ما مشهور شديم و اگر شما تابع رهبرتان هم باشيد مي گويد كه :

وَانْتِقَالُ الْإِنْسَانِ مِنْ قَوْلٍ إلَي قَوْلٍ لِأَجْلِ مَا تَبَيَّنَ مِنْ الْحَقِّ هُوَ مَحْمُودٌ فِيهِ ، بِخِلَافِ إصْرَارِهِ عَلَي قَوْلٍ لَا حُجَّةَ مَعَهُ عَلَيْهِ ، وَتَرْكُ الْقَوْلِ الَّذِي تَوَضَّحَتْ حُجَّتُهُ ، أَوْ الِانْتِقَالُ عَنْ قَوْلٍ إلَي قَوْلٍ لِمُجَرَّدِ عَادَةٍ وَاتِّبَاعِ هَوًي.

الفتاوي الكبري - ابن تيمية - ج 5، ص 125

البته ما يقين داريم اگر چنانچه نبي مكرم هم زنده شود و اعلام كند حق با شيعه است نستجير بالله مي گويند پيامبر هذيان مي گويد، اگر جبرئيل هم بگويد مي گويند جبرئيل اشتباه كرده است و وحي را وارونه دريافت كرده است.

نه تنها در مسائل مذهبي؛ بلكه بارها در قضاياي ديگر حتي درباره اينكه كشي با فتح است يا كشي با كسر است اختلاف كردند به آنها گفتيم كه اگر فتحه بر كاف ثقيل است پس اينكه كفروا ، كفرتم ، كفرنا و صدها كلمه در قرآن است اشتباه است ؟ مي گويد كه ما اگر گفتيم كه كشي با كسر به اين خاطر بود كه بعد از كاف تشديد است و به اين خاطر گفتيم با كسر خوانديم، ما گفتيم پس اين آيه در قرآن است كه :

كَلَّا لَيُنْبَذَنَّ فِي الْحُطَمَةِ

سوره همزة آيه 4

كَلَّمَ اللَّهُ مُوسَي تَكْلِيمًا

سوره نساء ايه 164

آيا اينها اشتباه است ؟ يا حداقل اسم شبكه خود را كَلمه نگوييد؛ بلكه بگوييد كِلمه و اگر معتقديد فتحه بر كاف ثقيل است كسره اي زير اسم شبكه خود بگذاريد تا مردم بدانند شما به گفتارتان عمل مي كنيد.

يعني اين آقايان طوري عمل مي كنندكه مرغ پخته هم به آنها مي خندد و اين نشان دهنده اين است كه اينها اصلاً تابع حق نيستند و چيزي را در هواي نفس خود به عنوان دين و مذهب گرفته اند و فرعون وار عمل مي كنند همانگونه كه فرعون مي گفت :

أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَي

سوره نازعات آيه 24

و نسبت به حضرت موسي و ديگران.

إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ

سوره غافر آيه 26

مردم حضرت موسي دين واقعي شما را به هم مي زند و دين او دين فاسدي است.

دُلَيمي را آوردند قسم مي خورد كه مذهب شيعه كفر است و از اول تا آخرش كفر است سر و ته آن كفر است اگر واقعاً راست مي گوييد و مرد هستيد و غيرت داريد بياييد با هم صحبت كنيم. ما كه تماس مي گيريم وصل نمي كنيد بياييد اينجا ببينيد تريبون آزاد شبكه جهاني ولايت واقعا تريبون آزاد است يا خير؟ ما كه كاملا نا اميد شديم نسبت به آقايان كه حتي نسبت به حرف اين تيميه هم ارزشي قائل نيستند. جالب اين است كه مي گويد ولايت فقيه استبداد است و نزديك به 2 ساعت صحبت مي كند يا آقايي مي آيد و مي گويد اگر اين چنين است مفتي اعظم عربستان هم مي گويد :

المفتي يقوم مقام النبي

خيلي بالاتر از مقامي است كه شيعه براي ولي فقيه قرار مي دهد.

اين منطق آقايان است كه آقايان براي بزرگان خود تا آن اندازه احترام قائل هستند تا وقتي كه طبق هواي آنان حرف بزنند؛ ولي اگر بر خلاف آنان حرف بزنند، مي گويند غلط كرده است.

جالب اينجاست يكي از علماي بزرگ وهابي آقاي شيخ صفر بن عبد الرحمن الحوالي در مجله اسلامي دانشگاه مدينه منوره شماره 62 يا 63 مقاله اي دارد كه در آن مقاله مطالب زيبايي دارد و وقتي

و خبر الإفتراق لا يمكن معه إختصار الفرق إلي سبعين و لا إلي سبع، فضلا عن واحدة

را مي آورد مي گويد :

فالخير إذن كل الخير أن يبحث الانسان عن الحق و يعتقده و يدعو إليه

پيام حديث افتراق امت اين است كه انسان اين حديث را بخواند و به اين حديث معتقد باشد و به سمت حق مردم را دعوت كند.

و إن خالفته الدنيا كلها

اگر چه تمام دنيا هم با انسان مخالف باشد بايد از ميان اين 73 فرقه به فرقه حق معتقد شود و مردم را دعوت كند .

و إن يجتنب الضلال

واجب است كه انسان از گمراهي اجتناب كند .

و يدعو إلي نبذه

و دعوت كند تا مردم هم از گمراهي خلاص شود و گمراهي را كنار بگذارند

و لو داهنه أصحابه كلهم

حتي اگر تمام يارانش با او مخالفت كنند.

بعد مي گويد راه پيامبران الهي و دستور خدا هم همين بوده است كه انسان بايد از حق تحقيق كند و وقتي حق روشن شد آن را بپذيرد و به آن حق هم مردم را دعوت كند.

مجلة الجامعة الإسلامية، العدد62

اين قضيه كاملاً روشن و واضح است كه حتي بزرگان وهابي هم معتقدند كه بايد از مذهب تحقيق شود و بعد از روشن شدن مذهب حق بايد نسبت به آن مذهب دعوت كنند.

حالا اگر اين آقا مي گويد:

من لم يكن حنبليا فليس بمسلم.

هركس حنبلي نباشد، مسلمان نيست.

تذكرة الحفاظ - الذهبي - ج 3، ص 1187

يا اينكه مي گويد :

من جعل بينه و بين الله وسائط يدعوهم أنه كافر مرتد حلال المال و الدم.

مجموع مؤلفات محمد بن عبد الوهاب، ج6، ص147

هركس بين خود و خدا واسطه قرار بدهد كافر و مشرك و مهدور الدم و مهدور المال است.

در قرآن سوره مائده آيه 35 مي فرمايد:

وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

در آيه 64 سوره نسا مي فرمايد:

وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

در سوره يوسف آيه 97 مي فرمايد:

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا

اين چيزي نيست كه شيعه بخواهد از جيب خود در بياورد و فقط به اين دليل كه اين آيات قرآن مخالف نظر آقايان است حجت نيست و اگر چنانچه بتوانند اين آيات را از قرآن حذف مي كنند.

ما حدود 40 نفر از بزرگان اهل سنت را در جلد دوم نقد شبهات قفاري آورديم كه اينها معتقد به توسل به قبر پيامبر هستند و خودشان عملاً به قبر نبي مكرم متوسل مي شدند.

ائمه اربعه آنها مانند محمد بن ادريس شافعي ، ابوحنيفه ، احمد بن حنبل و مالك همه با صراحت توسل به قبر نبي مكرم را قبول كردند ولي اي كاش گوش شنوا و عقل فهيمي بود :

أَمْ عَلَي قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا

سوره محمد آيه 24

من در خدمت شما هستم.

مجري :

با توجه به اينكه وهابيون در حال حاضر از ابن تيميه تقليد مي كنند و رهبرشان ابن تيميه است و برادران اهل سنت هم از كساني تقليد مي كنند كه شايد صدها سال قبل از دنيا رفتند و وفات يافتند مي خواهم كه لطف كنيد و مبناي قرآني تقليد را بفرماييد كه آيا اين تقليدي كه آقايان وهابي يا برادران اهل سنت مي كنند چه جايگاهي دارد و با تقليدي كه در قرآن است چه مقدار همخواني دارد ؟

استاد قزويني :

اگر ما بخواهيم وارد بحث تقليد شويم بايد حدود 7-8 جلسه روي بحث تقليد كار كنيم حالا شايد ما بعد از اينكه بحث امامت و ولايت را تمام كرديم علت اين افتراق امت به 73 فرقه را ما مطرح مي كنيم و علل پيدايش مذاهب اربعه اهل سنت را دانه دانه بررسي مي كنيم كه چه شد كه بعد از نبي مكرم امت اسلامي چند دسته شدند و يك دسته سراغ اميرالمؤمنين و يك دسته سراغ ابو بكر رفتند بعد علوي شد ، عثماني شد ، اموي شد بعد مذاهب كلامي به وجود آمد ، مرجئه چگونه متولد شد؟ اشاعره چه شد كه به صحنه آمدند ؟ معتزله ، ماتريديه چگونه روي صحنه آمدند ؟

و اينها هم همديگر را قبول ندارند اشاعره معتزله را كافر مي داند ، معتزله اشاعره را كافر مي داند بعد انشاء الله خواهيم رسيد به پيدايش مذاهب چهارگانه عزيزان اهل سنت و انشاء الله آنجا يك بحث صد در صد علمي دور از تعصب فقط از منابع اهل سنت بيان خواهيم كرد كه چه شد از ميان آن همه صحابه و تابعين هيچ كدام واجب التقليد نشدند ولي جناب آقاي ابوحنيفه متوفاي 150 براي عزيزان احناف قداست خاصي پيدا كرد و عمدتاً تقليد از او را بر خود واجب مي دانند.

يا چه شد كه عزيزان مالكي با اينكه مالك متوفاي 179 است و در حقيقت 169 سال بعد از پيامبر بوده است تقليد از او را واجب مي دانند؟ چرا از ابو حنيفه تقليد نكردند ؟ مگر ابو حنيفه چه اشكالي داشت ؟ چه شد كه آقايان شافعي ها هردو را كنار زدند و نه از ابو حنيفه نه از مالك تقليد نكردند و سراغ محمد بن ادريس شافعي رفتند با اينكه او 200 سال بعد از پيامبر بوده است.

بعد آقاي احمد بن حنبل مي آيد 230 سال بعد از پيامبر كه متوفاي 241 است ولي اين آقايان آمدند مي گويند كه ابو حنيفه را قبول نداريم مالك را قبول نداريم محمد بن شافعي را هم قبول نداريم و مي خواهيم كه يك امام جديد داشته باشيم و به قولي :

عيسي به دين خود موسي به دين خود

ما از بزرگان و عزيزان اهل سنت دعوت مي كنيم كه بيايند روي خط يا در جلسات ما تشريف بياورند بدون اينكه جسارت يا اهانتي شود به هيچ وجهي و اگر بعضا كلماتي عرض مي شود من بارها عرض كردم كه اگر از خود بنده يا ديگر كارشناسان مطالبي آگاهانه يا ناخودآگاه مطرح مي شود و عزيزان اهل سنت احساس مي كنند كه بوي اهانت مي آيد بنده از همه عزيزان اهل سنت پوزش طلبيده و عذر مي خواهم و از خداوند مي خواهم كه گناهان ما را ببخشد و ما را در آينده از لغزش ها حفظ كند چون ما مدعي عصمت نيستيم و اشتباه كرديم مي كنيم و خواهيم كرد و در اين هيچ شك و شبهه اي نداريم .

ولي اگر يك جا روشن شود اشتباه كرديم تلاشمان بر اين است كه از اين اشتباهات پوزش طلبيم و از عزيزان اهل سنت بخواهيم ما را مورد بخشش خود قرار دهند.

بنابر اين ما معتقديم اهانت به مقدسات اهل سنت گناه بزرگ است و ذنب لا يغفر است نه تنها به اهانت به اهل سنت حتي به مقدسات مسيحي ها و يهودي ها كه قرآن از آنها به عنوان مقدس تعبير كرده است را ما خلاف منطق قرآن مي دانيم .

ولي اين بحث هايي كه ما داريم همه بحث هاي علمي است حالا انشاء الله از عزيزان هم دعوت مي كنيم كه بيايند در اين زمينه بحث كنيم.

امروز دشمنان اسلام دست به دست هم دادند كه بيايند اسلام را از بين ببرند و متأسفانه و بدبختانه وهابي ها آلت دست دشمنان اسلام شده اند و هر كجا كه مي خواهند تفرقه بيندازند وهابيت وجود دارد هر كجا كه مي خواهند كشت و كشتار را بيندازند وهابيت وجود دارد اگر بخواهند تكفير يكديگر را به رخ هم بكشند وهابيت وجود دارد يعني امروز اينها شده اند بلاي جان امت اسلام و بدبختي هم اين است كه خجالت نمي كشند آدم مي كشند سر مي برند و الله اكبر هم مي گويند.

قبر نوه امام مجتبي را ويران مي كنند و به جنازه او جسارت مي كنند و الله اكبر هم مي گويند به قول يكي از مراجع مي گفت اين الله اكبر به كمرتان بزند.

عين همان كاري كه خوارج مي كردند يعني اصلا سر سوزن با خوارج عصر اميرالمومنين تفاوت ندارند.

در سوره بقره آيه 170 مي فرمايد :

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ

به ياد آور زماني كه گفته شد به مشركين تبعيت كنيد از آنچه خداوند نازل كرده است.

ما به آقايان مي گوييم كه آيه 97 سوره يوسف مي گويد كه توسل مشروع است ، آيه 35 سوره مائده مي گويد توسل مشروع است آيه 57 سوره اسراء مي گويد توسل مشروع است ولي مي گويند :

بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آَبَاءَنَا.

سوره لقمان آيه 21

مي گويد پدران و بزرگان ما گفتند كه توسل باطل است.

بعد قرآن مي گويد :

كَانَ آَبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ.

سوره بقره آيه 170

مشركيني كه شما از پدران خود تقليد مي كنيد اگر پدران شما انسان هاي بي عقلي بودند باز هم از پدران خود تبعيت مي كنيد ؟

يعني واقعا اين آقايان مصداق كامل اين آيه هستند به قدري آنها خبيث هستند كه مي گويند ثابت نيست كه علي بن ابي طالب گفته باشد :

فزت ورب الكعبة

أنساب الأشراف، ج1، ص373

و آن را هم براي علي زياد ديدند ، لعنت بر اين انصاف شما اگر واقعا شما جاهل و مريض نيستيد بگوييد كه ما اشتباه كرديم و اين قضايا بوده است.

يا در سوره بقره آيه 166 و 167 را ببينند كه مي فرمايد:

إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ

آقايان وهابي ها و متعصب آقاياني كه كوركورانه مقلد محمد بن عبد الوهاب و ابن تيميه هستيد آن روزي كه ببينيد ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب را

إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ

كه وقتي كه عذاب شما را مي بينند آنها هم از شما تبري مي جويند .

وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ

آنجا كساني كه پيروي و تقليد كوركورانه كردند مي گويند خدايا اگر ما را برگرداني ديگر از اين ها تقليد نمي كنيم و سراغ آنها نمي رويم.

كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ

سوره بقره آيه 167

خداي عالم اين حسرت را به دل آنها مي گذارد و به دنيا باز نمي گرداند.

در آيه 66 سوره احزاب كه مي فرمايد :

يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ

آن وقتي كه آنها را در آتش جهنم مي اندازند و در قل قل ها و حرارت هاي جهنم بالا و پايين مي شوند.

يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا

اي كاش ما از خدا و پيامبرش اطاعت مي كرديم

خود جناب عمربن خطاب مي گويد :

إِنَّا كنا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا

صحيح البخارية، ج 1، ص1

خدايا ما به توسط پيامبر به تو متوسل مي شديم

اين عبارت هم عبارت عمر بن خطاب است و در صحيح بخاري است ولي آقايان مي گويند :

من جعل بينه و بين الله وسائط يدعوهم أنه كافر مرتد حلال المال و الدم.

مجموع مؤلفات محمد بن عبد الوهاب، ج6، ص147

حداقل شما احترام امام هاي خود را داشته باشيد و همانطوري كه نسبت به مفتي هايي كه بر عليه شما باشند مي گوييد غلط كرده است پس موضع خودتان را با عمر بن خطاب را هم مشخص كنيد تا اهل سنت بدانند شما حتي براي خلفاء هم احترام قائل نيستيد. اگر چنانچه مطلبي از اينها برخلاف نظر شما باشد؛ همانطوري كه ابن تيميه در جاي جاي منهاج السنة، نسبت به خلفاء هم جسارت كرده است.

انشاء الله دوستان ما اهانت هايي را ابن تيميه به خلفاء داشته اند، دانه دانه مي آورند و روي آنتن نشان ميدهند تا آقايان اهل سنت ببينند كه ابن تيميه حتي براي آقاي ابو بكر و عمر هم احترام قائل نيست.

بعد مي گويد وقتي اينها را در آتش مي اندازند مي گويند :

يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ

سوره احزاب آيه 66

اي كاش از خدا اطاعت كرده بوديم .

وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا

خدايا ما از بزرگانمان و ابن تيميه تبعيت كرديم و مردم را كشتيم از فلان مفتي مفتكي تبعيت كرديم و كمربند انتحاري بستيم و منفجر كرديم و 250 نفر را به خاك و خون كشيديم .

فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا

اينها ما را گمراه كردند.

سوره احزاب آيه 67

رَبَّنَا آَتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا

خداي عالم هم به رهبران گمراه گر و دعوت گران جهنم و هم به پيروان دعوت گران به جهنم 2 برابر عذاب مي دهد.

سوره احزاب آيه 68

مرحوم طباطبايي مي گويد: اگر كساني مانند ابن تيميه را بياورند و 2 برابر عذاب دهند اين كساني را كه گول خوردند و تحت تاثير دروغ هاي مفتي ها قرار گرفته است و كمربند انتحاري بسته است به اين خيال كه به بهشت مي رود ولي سر از جهنم در آورده است مرحوم طباطبايي مي گويد اگر يك رهبر گمراهي در جامعه باشد اگر مردم از او تبعيت نكنند از گمراهي دست بر مي دارد.

آن وقتي كه يك فرد گمراه مي آيد و بساط گمراهي را پهن مي كند، افرادي كه اطرافش مي آيند به او دلگرمي مي دهند و ادامه مي دهد و اگر اطرافيان نبودند ادامه نمي داد و دست از كارهاي خود مي كشيد.

ما هدفمان اين است كه آقايان فكرشان باز شود اگر يك كتاب وهابي مي خوانيد يك كتاب شيعه هم در جواب آن بخوان. ما نمي گوييم كه شيعه شويد و دست از فرقه وهابيت و حنبلي و مالكي و حنفي برداريد؛ بلكه مي گوييم اگر شما 4 تا كتاب نسبت به اهل سنت خوانديد يك كتاب هم در كنارش از شيعه بخوان. يك عمر كتابهاي خودتان را خوانديد بياييد 10 ساعت هم كتاب شرف الدين را بخوانيد كه كتابي است كه بسيار مؤدب و منطقي و مستدل مسائل را مطرح كرده است.

ما نمي گوييم الغدير 11 جلدي را بخوان؛ بلكه كتاب 1 جلدي آقاي شرف الدين كه نماينده تفكر شيعه است و با جناب سليم بشري نماينده تفكر اهل سنت، مناظره و مكاتبه دارد.

اين كتاب را بخوانيد هر نتيجه اي كه ديديد ما براي نتيجه گيري شما احترام مي گذاريم.

بيننده : سعيد از كرج

غرض از مزاحمت اينكه من ديشب هم تماس گرفتم و خيلي ممنونم از مباحثي كه در مورد ابن تيميه و عبد الوهاب مطرح كرديد كه واقعاً استفاده كرديم.

ولي غرض اصلي من از تماسي كه خدمت شما گرفتم اين است كه من در شبكه ولايت چيزي ديدم كه خيلي تعجب كردم و خواستم گله اي از شما داشته باشم و مطرح كنم. ديدم در شبكه ولايت به يك شبكه وهابي بسيار توهين كننده پرداختيد كه اصلا براي من جاي تعجب داشت كه اين شبكه وصال فارسي و اشخاصي مانند خالد انصاري را در شبكه خود مطرح كرديد كه اصلاً در شان شبكه ولايت نيستند.

جالب است بعد از اينكه شما در شبكه ولايت در مورد اين شبكه موهن صحبت كرديد، آقايان خيلي ذوق زده شدند و حس شاعرانه اي به آنان دست داد كه شبكه ولايت به ما هم پرداخته است و درخواست مناظره به ما داده است و مي خواستم بگويم كه آنها حق دارند كه خوشحال باشندكه شبكه ولايت به آنها پرداخته است؛ ولي اين شبكه خيلي سخيف تر است كه بخواهيد به اين شبكه بپردازيد.

اگر قرار هم هست كه مناظره اي باشد، با كساني باشد كه اهل منطق باشند، نه كساني كه به مقدسات شيعه اهانت مي كنند و ما اين گونه شبكه ها و اشخاص را در حدي نمي بينيم كه شبكه ولايت بخواهد از اين ها اسم ببرد.

عرض ديگري نيست آرزوي موفقيت براي شما دارم.

استاد قزويني :

بارها اين گلايه را دوستان گفته اند، مدتهاست كه آقايان دنبال اين هستند كه ما اسمي از آنها ببريم ولي ما اين حسرت را در دل آنها گذاشته بوديم ولي بعد از اينكه اين شبكه نفاق كلمه آمد و 30 تا خط دروغين براي علماء و آيت الله ها قرار داد ما رفتيم براي مناظره و با آنان تماس گرفتيم ولي عقب نشيني كردند.

ما از همان اول هم مي دانستيم كه همه اينها دروغ است؛ چون آقايان مرد ميدان نيستند و حرفي براي گفتن ندارند و ما هر شرايطي كه آقايان گذاشتند موافقت كرديم ولي آمدند دم خود را به دم خالد انصاري بستند يه آقايي از كنار آقاي هاشمي به شبكه ولايت زنگ زد و گفت من رئيس دفتر فلاني هستم و مي خواهم وقت بگيرم.

به شما چه مربوط است ؟ اگر هست خودش بايد بيايد و صحبت كند با اينكه ايشان آدم هتاك و فحاش و بي ادب و بي تربيتي است ولي دوستان ما گفتند خود خالد انصاري بيايد و حرف خود را مطرح كند.

من يك شب در پالتاگ روم نداي شيعه از من خواهش كردند كه 2 دقيقه صحبت كنم با اينكه برنامه زنده داشتم و خسته هم بودم 2 دقيقه صحبت كردم و از آنها خداحافظي كردم بعد گفتند كه آقاي قزويني آمد و فرار كرد.

ما در خدمت بيننده بعدي هستيم.

بيننده : عباسي از مشهد

همه مي دانند و مي فهمند كه اين وهابيان ترسيده اند اينها عددي نيستند و فرقه وهابيت و آدم هاي بي سواد اصلاً در برابر حاج آقاي قزويني و شاگردان ايشان عددي نيستند.

خيلي ممنون و متشكرم

j. استاد قزويني :

ما عددي نيستيم و هر چه هستيم شاگردان مراجع عظام تقليد و شاگردان مكتب اهل بيت هستيم و بدانيد كه خود ابن تيميه هم عددي نبوده و سوادي نداشته است كه علامه حلي وقتي منهاج السنة را خواند مي گويد :

اگر مي دانستم ابن تيميه حرف من را مي فهميد جواب مي دادم ولي مي دانم كه نمي فهمد.

اصلا مشخص است كه اين نفهمي و جهالت را از اربابشان جناب ابن تيميه به ارث بردند و كاري هم نمي شود كرد.

بيننده : حسين عبودي از شيراز

بنده مطلبي را در شبكه نور شنيدم كه مي گفت حضرت علي ام كلثوم را به ازدواج عمر در آورده است آيا همچين مطلبي صحت دارد؟

متشكرم خيلي ممنون

استاد قزويني :

اين را ما بارها و بارها جواب داديم اي كاش دوستان ما همان جا از اون آقايان سؤال كنند كه:

از بزرگان و علماي اهل سنت آقاي صالحي شامي متوفاي 942 هجري است كه در كتاب سبل الهدي و الرشاد ج 11 ص 288 مي گويد:

اصلاً حضرت زهرا دختري به نام ام كلثوم نداشته است.

آقايان وهابي جواب اين عالم سني را بدهند ، البته سيوطي و ديگران هم آورده اند ولي براي آقاي صالحي شامي ارزش بيشتري قائل هستند.

آقاي نووي از علماي بزرگ اهل سنت است كه شخصيت برجسته است و در سالي كه مرحوم محقق حلي از دنيا رفتند ايشان هم از دنيا رفته است ايشان كتابي دارد به نام تهذيب الاسماء و اللغات ج 2 ص 630 به صراحت مي گويد:

اين ام كلثوم كه همسر عمر بن خطاب بود دختر ابوبكر بوده است.

آقايان بيايند و جواب اين مطلب را بدهند و اين نظر علما و بزرگان خودشان است.

و اينكه شما يك روايت صحيح از كتب شيعه نشان بدهيد كه اين ام كلثومي كه با عمر ازدواج كرده است دختر فاطمه زهرا بوده است شايد فرض اميرالمؤمنين بعد از اينكه با اسماء بنت عميس ازدواج كرد، شايد دختر ابوبكر در خانه علي بزرگ شده است و عرب هم دختر خوانده را دختر مي خواند و شايد هم از زن هاي ديگر اميرالمؤمنين بوده است.

ولي شما يك روايت صحيح بياوريد بر اينكه ام كلثوم دختر حضرت زهرا سلام الله عليها بوده است و اضافه در كتب شيعه آمده است كه اين ازدواج به زور و تهديد صورت گرفته است و اميرالمؤمنين هم بناي مقابله با آنها را نداشت چون اگر مقابله اي صورت مي گرفت، دشمنان داخلي و خارجي سوء استفاده مي كردند و اسلام ضربه مي ديد و اثرات خيلي وحشتناكي براي جامعه اسلامي داشت.

آقاي ابن سعد در طبقات ج 8 ص 265 مي گويد :

در زماني كه جناب عمر بن خطاب خليفه بوده است مردي پيش عمر آمد و شكايت كرد و گفت كه شوهر دخترم مرده است و هر كاري مي كنم حاضر نيست ازدواج كند و هر خواستگاري هم كه مي آيد رد مي كند.

عمر گفت برو از طرف من از دخترت خواستگاري كن كه بيا زن خليفه شو ، مرد آمد پيش دخترش و گفت جناب خليفه از شما خواستگاري كرده است دختر گفت : قبول نمي كنم، پدر دختر نزد عمر امد و گفت : خواستگاري شما را هم نپذيرفته است و زير بار نمي رود. عمر گفت دخترت را به عقد من در بياور خودم مي دانم چكار كنم.

اين مطلبي است كه نقل شده است مي گويند: متولي خودش بايد احترام امامزاده را داشته باشد.

فقال عمر زوجنيها فزوجه إياها

خلاصه جناب عمر آمد و داخل اتاقي شد كه دختر در آن بود

فأتاها عمر فدخل عليها فعاركها

حتي تسليم عمر هم نمي شد و همان جا جنگي صورت گرفت

حتي غلبها علي نفسها

تا اينكه عمر پيروز شد در اين جنگ و بزن بزن

فنكحها

تمام مسائل صورت گرفت

فلما فرغ قال

هنگامي كه خواست از اتاق بيرون بيايد جناب عمر گفت

أف أف أف

من اين را معنا نمي كنم و اين آقايان وهابي بيايند جواب اين را بدهند كه آيا اين روايت صحيح است يا نيست و اگر صحيح نيست چرا؟ و اگر صحيح است آيا اين كار در شان يك خليفه اسلامي است؟

الطبقات الكبري، ج 8 ، ص 265

جامع الأحاديث، ج 14، ص 421

كنز العمال، ج 13، ص 273

مسأله ديگر هم اينكه آيا دختر دادن به شخصي، نتيجه اش روابط حسنه و تأييد كردن يكديگر است؟ مگر شما خودتان نياورديد كه پيامبر اكرم دخترش زينب را به ابو العاص بن ربيع داده بود دخترش ديگرش رقيه عروس ابولهب بوده است عتبه و عتيبه بعد از نزول سوره شريفه :

تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ

طلاق دادند وبعد از او با عثمان ازدواج كرد.

سوره مسد آيه 1

اين مسائل چيزي نيست كه بخواهند از اين نمد كلاهي بدوزند و از اين گونه مطالبي هم هست كه دوستان ما بارها مفصل جواب داده ايم.

بيننده : يزداني از اصفهان

اولاً: درد و بلاي شما و تمام شيعيان بخورد تو سر اينها مخصوصاً اين ملازاده كه اينقدر خودش را از نعشگي مي خاراند حالا ما خودمان الحمد لله در اين كارها نبوديم ولي ديده ايم كساني كه نعشه مي شوند خودشان را مي خارانند، ايشان هم ظاهراً همين طور است.

و اينكه مي خواستم كه شما كه در محضر آقا علي بن موسي الرضا هستيد براي گرفتاران و مشكل داران و مريض داران شب جمعه است با اون نفس ولايتي خود در حق ما شيعيان و دوست داران اهل بيت دعا كنيد.

خدا انشاء الله سايه امام زمان را بالاي سر ما نگه دارد و بعد هم شما را براي ما شيعيان حفظ كند. همسر من دوست دارند كه صحبت كنند.

همسر آقاي يزداني از اصفهان :

سلام عرض مي كنم خدمت حاج آقاي قزويني و مجري توانمند و واقعاً خيلي خوشحال هستم كه توانستم با شما صحبت كنم. بنده چند بار تماس گرفتم و مطالبي را ميخواستم عرض كنم ولي موفق نشدم و از فرط خوشحالي نمي دانم چگونه صحبت كنم.

آقاي قزويني آقايان وهابي مي گويند كه ما علم غيب را قبول داريم درست است؟

استاد قزويني :

بله.

بيننده :

خود عايشه علم غيب را قبول داشته است؛ چون بز عايشه علم غيب داشته است و مي دانسته كه آيه رضاع كبيره زير تشك عايشه در اتاقش است و هنگامي كه عايشه مشغول بوده است رفته است و تشك را بلند كرده است و آيه رضاع كبير را خورده است و حتماً علم غيب داشته است كه فهميده اين برگه اي كه آيه روي آن است زير تشك است.

و مطلب ديگر هم اينكه عايشه مي گويد اين بز آمده است و اين آيه را خورده است از آن طرفي هم ادعا مي كنند كه در اتاق خودش پيامبر را دفن كردند و اگر در اتاق عايشه پيامبر دفن شده است؛ پس آنهايي كه آنجا قبر مي كندند و مشغول كفن و دفن پيامبر بودند، چطور اين بز را نديدند كه آمده است و اين آيه را خورده است؟ اصلاً چگونه بوده است هنگامي كه براي پيامبر قبر مي كندند تشك عايشه پهن بوده است با اينكه اتاق خيلي كوچكي بوده است؟

مجري :

متشكرم و ممنونم از شما و لطف كنيد همسر محترمتان را دعوا نكنيد اگر زياد تماس مي گيرند.

بيننده :

التماس دعا خدا خافظ شما

استاد قزويني :

سؤال خواهرمان سؤال خيلي قشنگي است با اينكه بايد خيلي ساده باشد؛ چون به صورت طنز گفتند ولي اين آقايان وهابي ها جواب بدهند به عبارتي كه آقاي ابن ماجه قزويني در سنن خود كه از صحاح ستة است و از بزرگان هم آقاي الباني در صحيح سنن ابن ماجه ج1 ص 28 مي گويد اين روايت صحيح است و اينكه عايشه مي گويد :

آيه رضاع كبير

وَلَقَدْ كان في كان في صحيفة تحت سريري

زير رختخواب من بوده است

فلما مات رسول الله

هنگامي كه پيامبر از دنيا رفت

و تشاغلنا بموته

و ما مشغول كفن و دفن پيامبر بوديم

دخل داجن فأكلها

سنن ابن ماجه، ج1، ص 626

شرح فتح القدير، ج3 ، ص 440

به قول آقايان، پيامبر در اتاق عايشه از دنيا رفته است و به مجردي كه پيامبر از دنيا رفته است مردم ريختند به آنجا و رفت و آمد و شلوغي پيش آمده است.

اولاً: بايد ثابت كنند كه عايشه در خانه اش گوسفند و بز داشته است و ثانياً: در ميان اين همه جمعيت چطور از لابه لاي جمعيت اين بز آمده است و رختخواب را بلند كرده است و خورده است؟

حالا اگر مي گفتند روي رختخواب من بوده است و بز آمد و خورد مي شود باهاش كنار آمد ولي اين بز از كجا فهميد؟ و حتماً علم غيب داشته است كه زير اين رختخواب برگه اي است و روي آن برگ هم آيه قرآن نوشته شده است و اين آيه قرآن هم در رابطه با رضاع كبير است و بعداً به درد خيلي ها مي خورد.

بعد از 1400 سال فتوا مي دهند كه اگر يك خانمي اداره مي رود و راننده مرد دارد اگر در ماشين بنشينند، اجنبي هستند و اگر با هم حرف بزنند گناه مي كنند و براي اينكه اين گناه بر طرف شود، اين خانم بايد چند روزي به آقاي راننده شير بدهد، تا با هم محرم شوند.

يا اگر در اداره اي چند تا مرد و زن هستند خانم ها هركدام يك هفته به همه مرد ها شير بدهد تا همه محرم شوند.

ما معتقديم كه اين روايات توسط يهودي ها ساخته شده است و واقعيت ندارد و دروغ است ولو در صحيح بخاري هم آمده باشد ما مي گوييم دروغ است. آقايان اهل سنت شجاعت به خرج دهيد و انصاف داشته باشيد و بياييد از پيامبر و ناموس او دفاع كنيد اينها را يهودي ها ساختند و وارد كتاب ها كردند و اين مسائل را والله بالله و تالله براي بي آبرو كردن پيامبر ساختند بياييد شجاعانه وارد ميدان شويد و بگوييد اين احاديث جعلي است گرچه در صحيح بخاري است.

ما از كتاب هاي خود شما خوانديم كه مردان نامحرم به اتاق عايشه مي رفتند و محتلم مي شدند آيا اينها جسارت نيست ؟ خيلي سنگين است. اگر كسي همچنين تعبيري به مادر شما بكند چه برخوردي مي كنيد؟ آيا به غيرت شما بر مي خورد يا نه ؟

اگر ما احترام نمي گذاريم شما كه براي همسر پيامبر احترام قائل هستيد بياييد اعلام كنيد كه اين روايات دروغ و جعلي است. حدودا 2 ماه قبل از تاجيكستان آمده بودند و گفتند كه ما حنفي بوديم و علت اينكه ما از حنفي دست برداشتيم و شيعه شديم به خاطر همين روايت در صحيح مسلم بوده است كه اين را پدر من مي خواند و ما گفتيم نسبت به همسر پيامبر اين چنين جسارتي مي كنند؟ به پدرم گفتم اگر اين مذهب كتاب صحيحش اين است ما از آن تبعيت نمي كنيم.

و همين باعث مي شود كه تعدادي از مذهب بر مي گردند و اگر از مذهب برگردند مهم نيست ، الان تعدادي از جوانان از دين بر مي گردند. اين روايت را معاندين و امثال سلمان رشدي دستمايه خودشان قرار مي دهند و نسبت به پيامبر و اسلام جسارت مي كنند.

ما دست عزيزان اهل سنت را مي فشاريم و بر پيشاني آنها بوسه مي زنيم بياييد جمع شويد ما تريبون در اختيار شما قرار مي دهيم بياييد اين رواياتي كه ساحت مقدس نبي مكرم و ساحت مقدس حضرت ابراهيم ، حضرت عيسي ، حضرت موسي و حضرت آدم را در صحيح بخاري و مسلم خدشه دار كرده است. نسبت هايي كه به همسران پيامبر داده شده است را بياييد علنا اعلام بكنيد كه دروغ است و ما از اينها كليپ ميسازيم و قول مي دهيم هر روز پخش كنيم.

آقاي مهدي خزعلي مشغول بحث و مناظره درباره امامت با هاشمي وسجودي است و بنده رسماً اعلام مي كنم كه مهدي خزعلي نه حوزه ديده است و نه عالم است و يك آدمي است كه از مسائل ديني به هيچ وجه سر در نمي آورد و ما ايشان را فاسد العقيده مي دانيم و حرف ايشان هم حرف شيعه نيست و پدر بزرگوارشان هم كه بنده بيش از 30 سال است با او ارتباط دارم ايشان را عاق كرده است و طرد كرده است. ما از مسائلي كه ايشان بيان مي كنند چه حق چه ناحق ما خودمان را مبرا مي دانيم و نظر ايشان بيانگر نظر شيعه نيست چرا كه ايشان هم يك آدم منحرفي مانند مصطفي طباطبايي و برقعي و امثال ايشان هستند و سرمايه علمي هم ندارند.

البته اين را خدمت بينندگان عزيز عرض كنم كه اولين باري كه به زيارت علي بن موسي الرضا مشرف شدم ديروز نيابتاً از طرف همه بينندگان مخصوصا بينندگان خارج از كشور هم زيارت كردم و هم دعا كردم و باز هم اين قول را مي دهيم كه اين چند روزي كه توفيق داريم زير سايه علي بن موسي الرضا هستيم همه بينندگان عزيز را دعا كنيم.
خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد به ويژه به آبروي زهراي مرضيه ، به آبروي زهراي مرضيه ، به آبروي زهراي مرضيه هر چه سريع تر فرج مولاي ما ، ولي عصر ما ، تاج سر ما ، اميد قلب ما ، ولي عصر نزديك نموده وما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده .


اللهم عجل لوليك الفرج

 
 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English