2020 February 24 - دوشنبه 05 اسفند 1398
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟
کد مطلب: ٥٣٦٣ تاریخ انتشار: ٠٦ مهر ١٣٩١ تعداد بازدید: 5085
سخنراني ها » امیرالمؤمنین علیه السلام
چرا ولايت علي در غدير بيان شد، چرا رسول خدا از ابلاغ آن مي ترسيد؟

موسوعه امام رضا علیه السلام - علت بیان ولایت در مکانی مانند غدیر و ترس پیامبر از ابلاغ امر الهی
حبل المتين 91/07/06

 

لينک دانلود

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : 06 / 07 / 91

          مجري :

لطف كنيد با توجه به ميلاد آقا امام رضا عليه السلام مقداري درباره ايشان صحبت كنيد و درباره موسوعه اي هم كه نوشتيد توضيحي بفرماييد.

استاد قزويني :

خدا را شاكر هستيم بر تمام نعمت هايش به ويژه نعمت ولايت و همانطوري كه حضرتعالي اشاره كرديد اين توفيقات از خداست:

إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

سوره آل عمران آيه 73

بنده خودم بر اين عقيده هستم و نسبت به اين اسم مقدس ذات اقدس ربوبي:

يا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها

بحار الأنوار - العلامة المجلسي - ج 83 ص 75

توفيقي داد به ما كه هم موسوعة امام جواد را كه اولين اثر موسسه تحقيقاتي ولي عصر ارواحنا فداه بود پس از آن موسوعة امام هادي در 4 جلد و موسوعه امام عسگري در 6 جلد و موسوعه آقا امام رضا در 8 جلد چاپ شد و در حال حاضر موسوعه امام كاظم در 7 جلد است كه فعلا منتظريم خود حضرت عنايتي بكنند و با اين وضع قيمت كاغذ حتي چند روز قبل حضرت آيت الله مكارم به بنده گفتند كه قيمت كاغذ 4 برابر شده است و ظاهرا ايشان زياد از بازار خبر ندارند چون ما قبلا مي خريديم بندي 8 هزار تومان الان شده است 80 هزار تومان كه 10 برابر بالاتر از قيمت گذشته است.

تقريبا 2 سال است كه موسوعه امام كاظم آماده چاپ است و انشاء اللههر وقت خودشان عنايتي كردند و باني پيدا شد چاپ اين كتاب را هم آغاز مي كنيم.

موسوعه امام رضا در 8 جلد چاپ شد كه بركات زيادي براي ما داشت ومن عنايات زيادي به بركت همين موسوعه از آقا علي بن موسي الرضا مشاهده كرديم.

تاكنون ما 33 جلد از تاليفاتي كه خدا توفيق داد چاپ شده است كه 35 جلد آن آماده چاپ است و همه كارهاي آن انجام شده است و حدود 29 جلد آن در شرف اتمام است.

كله من فضل الله

ولي موسوعه امام رضا كه در 8 جلد بود در 52 فصل 3476 روايت از آقا علي بن موسي الرضا سلام الله عيله از كتب شيعه و سني جمع آوري كرديم.

اين آقاياني كه در بعضي از ماهواره ها چرنديات مي بافند كه چرا شيعيان تمام رواياتشان از امام صادق است و چرا از ديگر ائمه روايت ندارند؟ چرا از امام حسن عسگري روايت ندارند؟ از امام هادي روايت ندارند؟

حالا ما انشاء اللهدر بخش عربي اينها را مفصل شنبه شب جواب خواهيم داد.

موسوعه امام عسگري ما 6 جلد شده است و وقتي من به آيت الله العظمي مؤمن مدير شوراي عالي مديريت گفتم گفت فلاني! بهترين مژده اي كه من در عمرم دريافت كردم موسوعه امام عسگري است با اينكه مدت امامت ايشان 5-6 سال بيشتر نبود شما در 6 جلد كه هر جلد 500 صفحه شده است.

گفتم اين هم از بركات خود ائمه است كه با اين امكانات و كامپيوتر و اينترنت ما توانستيم اينها را آماده كنيم.

موسوعه امام رضا هم تقريبا محصول حدود نزديك به 10-11 سال تلاش ما با تعدادي از محققين توانمندمان بوده است كه زندگي حضرت را از ولادت تا شهادت و امامت حضرت و سيره و اقول بزرگان نسبت به حضرت رضا عليه السلام.

روايات حضرت را دسته بندي كرديم احاديث اعتقادي حضرت را در يك فصل آورديم احكام را در فصل ديگر بيان كرديم ، رواياتي كه از امام رضا در رابطه با تفسير قرآن است از سوره حمد تا ناس به ترتيب بيان كرده ايم، اذكار و ادعيه اي كه از امام رضا نقل شده است را بيان كرده ايم.

بعد مواعظي كه از امام رضا بوده را آورديم سپس مباحث طبي و آثار خوراكي ها و يا مداوا كردن بعضي از بيماري ها را از ايشان بيان كرديم و در بخش پاياني مناظرات امام رضا را با بزرگان و علماي اديان مختلف بيان كرديم چون آمدن حضرت به سمت طوس يك فرصتي را براي حضرت فراهم كرد كه حضرت توانست با بزرگان اديان مختلف مناظره كند. و در پايان هم نام 348 نفر از اصحاب حضرت و 564 نفر از كساني كه از حضرت نقل روايت كردند.

اصحاب حضرت را كه ملازم حضرت بودند و در محضر بودند و از ايشان استفاده كردند 348 نفر صحابه و 564 راوي با تمام مشخصاتشان در اين كتاب آورديم.

انشاءالله ما در برنامه اي كه شايد فردا شب خدمت بينندگان عزيز باشم آنجا در اين زمينه مفصل صحبت خواهم كرد.

نكته اي را به عنوان مدخل بحث امشب خدمت بينندگان عزيز عرض كنم:

مأمون با شيطنت هايي كه كرد امام رضا سلام الله عليه را از مدينه به طوس آورد تا او را تحت نظر داشته باشد و جلسات علمي مي گذاشت تا بتواند در اين جلسات امام رضا را تحقير كند حالا كاري با نيات شوم مأمون ندارم ولي آقا علي بن موسي الرضا در هر يك از اين جلسات كه تشكيل مي دادند و پاسخ هايي كه حضرت مي داد در همان جلسه در مخاطبين و در مخالفين انقلاب ايجاد مي شد و تعدادي ا افرادي كه مسيحي يا يهودي بودند در همان جلسه به اسلام مشرف مي شدند يا بعضي از مخالفين از مخالفت و اعتقادات باطل خود بر مي گشتند.

يكي از مناظراتي كه ما در موسوعه مفصل بيان كرديم اين است كه روزي مأمون علي بن موسي الرضا را و تعدادي از علماي بزرگ از اهل سنت را دعوت كرد و موضوع مناظره هم اين بود كه جايگاه اهل بيت در قرآن كجا است ؟ حضرت رضا سلام الله عليه فرمود كه از علما سوال كنيد كه مراد از «يس» در سوره يس كيست؟

همه علما گفتند كه مراد از آن نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم است ، حضرت فرمود كه :

خداي عالم در سوره صافات از آيه 80 به انبياء سلام مي دهد:

سَلَامٌ عَلَي نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ

سوره صافات آيه 79

سَلَامٌ عَلَي إِبْرَاهِيمَ

سوره صافات آيه 109

سَلَامٌ عَلَي مُوسَي وَهَارُونَ

سوره صافات آيه 120

خداي عالم به آل هيچ كدام از اين انبياء سلام نداده است ولي وقتي به نبي مكرم مي رسد مي فرمايد:

سَلَامٌ عَلَي إِلْ يَاسِينَ

سوره صافات آيه 130

من حدود 30 نفر از علما را نقل كردم كه به آل ياسين خوانده اند.

حضرت فرمود: ببينيد كه خداي عالم آمده ياسين را كه آل محمد باشد در رديف پيامبران آورده است و همان گونه كه به پيامبران سلام داده است به آل ياسين هم سلام داده است.

موسوعه امام رضا ج 5 ص 155

البته در صحيح بخاري هم ج 4 ص 138از ابن عباس روايتي را نقل مي كند كه در رابطه با :

إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَي آَدَمَ وَنُوحًا وَآَلَ إِبْرَاهِيمَ وَآَلَ عِمْرَانَ عَلَي الْعَالَمِينَ

سوره آل عمران آيه 33

بعد اين آيه را ابن عباس خواند كه :

إِنَّ أَوْلَي النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ

سوره آل عمران آيه 68

اين قضيه اي است كه من خواستم به عنوان مدخل بيان كنم.

امام رضا آزاد ترين مناظرات را داشته است و ادله علماي اهل سنت در خلافت ابوبكر و عمر را به نقد كشيده است چون بستر خوبي فراهم بود كه اين فرصت براي ديگر ائمه نبوده است.

انشاءالله در جلسات بعدي به بخشي از مناظرات امام رضا سلام الله عليه و نقد كردن و به چالش كشيدن ادله اهل سنت در خلافت شيخين را خيلي مفصل آقا امام هشتم به صورت منطقي ، علمي و مؤدب مطرح كرده است نه مانند بعضي ها با اهانت و فحش و امثال آن .

احتجاج مرحوم طبرسي ص 439

مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ص 351

كه البته ما اينها را به صورت مفصل در مناظرات امام رضا بيان كرديم كه انشاءالله در جلسات بعد اگر توفيق داشتيم عرض خواهم كرد.

مجري :

شبهه اي كه وهابيان مطرح مي كنند اين است كه چرا قضيه معرفي علي عليه السلام در مكه كه جمعيت مردم بيشتر از غدير بود صورت نگرفت و در بياباني به نام غدير پيامبر امير المؤمنين را معرفي كردند؟

استاد قزويني :

در رابطه با بحث غدير كه چرا نبي مكرم اين قضيه را در مكه معرفي نكرد بلكه آمد در يك بياباني در غدير خم انجام شد.

البته حرف خيلي زياد است و من دردهاي زيادي در دل دارم و نمي دانم چه مقدار را مي توانم امشب بيان كنم و از مظلوميت نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم و مظلوميت اميرالمؤمنين سلام الله عليه بگويم.

اولا: خود قضيه غدير در حقيقت از خطبه هاي مكه آغاز شده است و زمينه سازي غدير در خطبه هاي مكه بوده است و آنجا اتفاقي افتاد كه انشاءالله اشاره خواهم كرد كه باعث شد اين قضيه به تاخير بيفتد.

زمينه سازي غدير در خطبه هاي مكه :

ترمذي متوفاي 279 روايتي را از جابر بن عبدالله نقل مي كند كه :

نبي مكرم در روز عرفه خطبه اي را خواندند كه در آن فرمودند :

إني تركت فيكم ما إن أخذتم به لن تضلوا

من چيزي در ميان شما مي گذارم و مي روم كه اگر آن را بگيريد هرگز گمراه نمي شويد

كتاب الله وعترتي أهل بيتي

سبل الهدي والرشاد ج 11 ص 6

كنز العمال ج 1 ص 99

تفسير ابن كثير ج 4 ص 114

المعجم الكبير ج 3 ص 65

اين زمينه سازي بود كه پيامبر براي بحث غدير بيان كردند. جناب ترمذي مي گويد كه در اين باب از ابوذر ، ابوسعيد خدري ، زيد بن ارقم ، حذيفة و ديگران روايتي است كه اين روايت :

حديث غريب حسن من هذا الوجه

سنن الترمذي - الترمذي - ج 5 ص 328

كلمه غريب را هم ما قبلا گفته ايم كه يعني منفرد.

صالحي شامي هم مي گويد كه ترمذي آن را نقل كرده و اين روايت را حسن دانسته است.

حاكم نيشابوري هم گفته است كه اين روايت صحيح است.

و همچنين يعقوبي متوفاي 284 مي گويد كه :

بعد از روز مني يعني روز 11 نبي مكرم خطبه اي خواند كه بسيار مفصل است ولي متاسفانه در بعضي از كتب اهل سنت فقط تكه هايي از اين خطبه آمده است كه حضرت فرمود:

خدا نوراني كند صورت بنده اي را كه سخن مرا بشنود و به آن دقت كند و آن را حفظ كند و به كساني كه نيستند برساند سپس فرمود :

لا ترجعوا بعدي كفارا مضلين يملك بعضكم رقاب بعض

بعد از من به طرف كفر باز نگرديد و ديگران را گمراه نكنيد و نسبت به همديگر شمشير نكشيد و يكديگر را نكشيد.

سپس فرمود : من در ميان شما چيزي را گذاشته ام كه

إن تمسكتم به لن تضلوا

اگر به آن تمسك كنيد گمراه نمي شويد.

يعني تنها چيزي كه شما را از كفر و ارتداد و گمراهي قتل و غارت نجات مي دهد اين 2 چيز است :

كتاب الله وعترتي أهل بيتي

تاريخ اليعقوبي ج 2 ص 111

زمينه سازي غدير از خود مكه مكرمه شروع شده است يعني همين كه بحث ثقلين مطرح شده است و بعدا عرض خواهم كرد كه خلفائي اثنا عشر در مكه انجام شده است و آن اتفاقاتي كه در عرفه افتاد را انشاء الله بعدا توضيح خواهم داد.

مجري :

در بعضي روايات آمده است كه حضرت از طرح ولايت اميرالمؤمنين علي عليه السلام دلهره داشته است حتي ما وقتي آيه تبليغ را هم كه نگاه مي كنيم مي بينيم كه خداوند يك نوع تهديد مي كند رسول الله را كه :

وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

سوره مائده آيه 67

چه بوده كه حضرت تا به اين حد دلهره دارد و به قول ما جرأت نمي كند آن را علي بيان كند.

لطفا توضيح دهيد كه چرا حضرت اين قدر واهمه دارند؟

استاد قزويني :

من از بينندگان عزيز تقاضا دارم بزرگواري كنند به اين بخش عرائض من توجه ويژه داشته باشند چون غرض بازگو كردن تاريخ است و نكاتي كه بنده عرض مي كنم يقين دارم به گوش خيلي از بينندگان ما نرسيده است و قطعا براي عزيزان اهل سنت شايد خيلي از اين مسائل جديد و تازگي داشته باشد.

دلهره پيامبر اكرم از مخالفت مردم با ولايت اميرالمؤمنين سلام الله عليه:

جناب حاكم حسكاني كه از اعيان قرن 5 هجري است كه روايتي را از عثمان اعشي از امام باقر سلام الله عليه نقل مي كند كه مي فرمايد:

جبرئيل بر پيامبر نازل شد و فرمود :

إن الله يأمرك أن تدل أمتك علي صلاتهم . فدلهم عليها

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 ص 254

ما در جلسه گذشته بحثي داشتيم كه چرا نام علي در قرآن نيامده است گفتيم مردم پذيراي اين نبودند چون در بحث ولايت رياست و خلافت و حكومت است و انگيزه دارند. آقايان گفتند همين صحابه روايات مربوط به نماز و روزه را هم آوردند.

اين روايت خيلي واضح است كه مي گويد :

خداي عالم به نبي مكرم دستور داد كه نماز را به مردم معرفي كن حضرت معرفي كرد ، فرمود روزه را به مردم معرفي كن حضرت معرفي كرد ، زكات و حج را هم گفت معرفي كن حضرت معرفي كرد تا آنجايي كه :

ثم هبط فقال : إن الله يأمرك أن تدل أمتك علي وليهم علي مثل ما دللتهم عليه من صلاتهم وزكاتهم وصيامهم وحجهم

پيامبر همان طوري كه نماز و زكات و حج را براي مردم بيان كردي بحث ولايت اولي الامر و خليفه بعد از خودت را به مردم ارائه كن

ليلزمهم الحجة في جميع ذلك

حجت را تمام كرده باشي

فقال رسول الله : يا رب إن قومي قريبوا عهد بالجاهلية

اصحاب من تازه از جاهليت آمده اند

البته قريبوا عهو بالجاهليه در صحيح بخاري و مسلم چندين جا آمده است ، در اين رابطه كه عايشه سوال مي كند كه يا رسول الله چرا حجر اسماعيل را وارد مكه نمي كنيد ؟

حضرت فرمود :

قوم تو به قريب به جاهليت و قريب به كفر هستند و مي ترسم اگر اين كار را انجام دهم از اسلام فرار كنند.

در اينجا هم مي گويد اينها تازه از دوران جاهليت بيرون شده اند

وفيهم تنافس وفخر ، وما منهم رجل إلا وقد وتره وليهم

اينها همه دنبال رياست و مقام و جاه هستند وكمتر كسي از بستگان آنها از ضرب شست علي در امان نبوده است.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 ص 254

آقايان اگر آماري بگيرند افرادي را كه در بدر به شمشير اميرالمؤمنين به درك واصل شدند اينها چه نسبت هايي با قريش و خلفا داشتند يك بحث جدايي است.

در اينجا حضرت عرض كرد كه:

وإني أخاف

خدايا من مي ترسم از اينكه اگر بحث ولايت علي مطرح شود شورش و برخورد كنند تا اينكه خداي عالم دستور داد

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

يعني رسالت تام را اگر علي را معرفي نكني انجام نداده اي

وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ

سوره مائده آيه 67

دلهره نداشته باش خداي عالم تو را از توطئه مردم ايمن مي دارد

فلما ضمن الله [ له ] بالعصمة وخوفه أخذ بيد علي بن أبي طالب

دست علي بن ابيطالب را گرفت و معرفي كرد

و جالب اين است كه عثمان اعشي مي گويد:

فقال عثمان : ما انصرفت إلي بلدي بشئ أحب إلي من هذا الحديث

من بهترين سرمايه و توشه اي كه توانستم به وطنم برگردانم اين روايتي بود كه ديدم

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 ص 255 و 255

جناب حاكم حسكاني نقل مي كند روايت مفصلي را از ابن عباس كه جبرئيل نازل شد و دستور داد به نبي مكرم براي معرفي علي

فكره أن يحدث الناس بشئ منها إذ كانوا حديثي عهد بالجاهلية

به خاطر اينكه هنوز آثار جاهليت در اذهان بود نبي مكرم معرفي نكرد

تا اينكه روز 18 خداي عالم خطاب كرد:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ

تا انجايي كه پيامبر در خطبه خود فرمود :

يا أيها الناس إن الله أرسلني إليكم برسالة وإني ضقت بها ذرعا مخافة أن تتهموني وتكذبوني

خداي عالم به من گفت علي را معرفي كنم ولي من اين دلهره را داشتم كه شما در برابر من موضع بگيريد و من را متهم كنيد كه من پسر عم خود را بعد از خود به عنوان جانشين قرار ميدهم يا اينكه مرا تكذيب كنيد. تا اينكه خداي عالم مرا مورد عتاب قرار داد و گفت:

وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

اگر علي را معرفي نكني رسالت ناتمام است ، تا اينكه رسول اكرم

ثم أخذ بيد علي بن أبي طالب فرفعها حتي رأي الناس بياض إبطيهما ثم قال : أيها الناس الله مولاي وأنا مولاكم فمن كنت مولاه فعلي مولاه. و انزل الله اليوم أكملت لكم دينكم

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 ص 257

باز جناب حاكم حسكاني روايتي نقل مي كند كه :

أمر الله محمدا أن ينصب عليا للناس ليخبرهم بولايته

خدا دستور داد علي را به عنوان امير و ولي نصب كند

فتخوف رسول الله ( صلي الله عليه وآله وسلم )

نبي گرامي دلهره داشت و مي ترسيد

أن يقولوا حابا ابن عمه وأن يطعنوا في ذلك عليه

پيامبر پسر عم خود را براي مردم به عنوان خليفه و جانشين معرفي كرد. خداي عالم وحي فرستاد :

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 ص 256

جناب حاكم حسكاني را هم آقايان ببينند كه ذهبي كه از استوانه هاي علمي و رجالي اهل سنت است مي گويد:

الحسكاني الإمام المحدث البارع القاضي

سير أعلام النبلاء ج 18 ص 268

اين نشان مي دهد حاكم حسكاني در نزد اهل سنت جايگاه عظيمي دارد.

الحسكاني القاضي المحدث...الحافظ شيخ متقن ذو عناية تامة بعلم الحديث

هم حافظ است هم محدث است و عنايت خاصي به حديث دارد

تذكرة الحفاظ ج 3 ص 1200

سيوطي از ابوالشيخ ابن حبان اصفهاني متوفاي 369 از حسن بصري نقل مي كند كه :

پيامبر اكرم فرمود:

ان الله بعثني برسالة فضقت بها ذرعا وعرفت ان الناس مكذبي

خداي عالم به من دستوري داد و اين دستور براي من خيلي دلهره داشت و قلبم تنگ شد و احساس كردم چه بسا مردم من را تكذيب كنند و با من برخورد كنند

فوعدني لأبلغن أو ليعذبني فأنزل

خداي عالم گفت يا بايد برساني يا:

و ان لم تفعل فما بلغت رسالته

الدر المنثور ج 3 ص 116

لباب النقول ج 1 ص 94

فتح القدير ج 2 ص 60

همچنين جناب شوكاني در فتح الغدير خود مي گويد عبد ابن حميد ، ابن جرير طبري ، ابن ابي حاتم و ابو الشيخ اصفهاني از مجاهد نقل مي كنند كه وقتي آيه:

بلغ ما انزل اليك من ربك

آمد حضرت عرض كرد

يا رب إنما أنا واحد كيف أصنع

اين اوج مظلوميت نبي مكرم را مي رساند كه از كتب شيعه هم نقل نشده است بلكه ابن جرير و ابن ابي حاتم نقل مي كنند.

يجتمع علي الناس

آيا مردم اين حرف را بزنم از من قبول مي كنند

و نزلت و ان لم تفعل فما بلغت رسالته

اگر انجام ندهي رسالت ناتمام است

فتح القدير ج 2 ص 60

تفسير الطبري ج 6 ص 307

الدر المنثور ج 3 ص 117

شوكاني مي گويد ابن ابي حاتم و ابن مردويه و ابن عساكر از ابوسعيد خدري نقل كردند كه اين آيه در غدير خم نازل شده است.

و ابن مردويه از عبدالله مسعود نقل مي كند كه :

كنا نقرأ علي عهد رسول الله يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك ان عليا مولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

عبدالله بن مسعود مي گويد اين آيه را اين چنين مي خوانديم.

الدر المنثور ج 3 ص 117

آقاي شوكاني هم از طبري نقل كرد و هم از تفسير ابن ابي حاتم ، خود آقاي ابن تيميه حراني امام و پيامبر وهابيون مي گويد :

تفسير ابن جرير طبري و ابن ابي حاتم از علماي اكابري هستند كه زبان صادق و لسان صدق دارند

تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير

تفسير آقاي ابن جرير طبري و ابن ابي حاتم كه نقل شد از تفاسيري است كه در رابطه با روايات كه آوردند قابل اعتماد است.

منهاج السنة النبوية ج 7 ص 179

باز شوكاني نقل مي كند اين قضيه را در كتاب خود كه پيامبر اكرم فرمودند خداي عالم به من دستور داده است كه علي را به عنوان خليفه معرفي بكنم و اگر معرفي نكردم رسالت ناقص است.

من يك نكته اي را بگويم كه نرم افزارهايي كه آقايان وهابي ساخته اند در كتاب فتح القدير شوكاني ج 2 ص 60 ببينيد عبارتي را كه در كتاب است و همه نقل كردند تكه اي از آن را حذف كردند:

كنا نقرأ علي عهد رسول الله يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

و عبارت

ان عليا مولي المؤمنين

را حذف كردند

وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

عزيزان قشنگ دقت كنند كه چه بازي در مي آورند و چه دست هاي امانت كاري است، خوب

كنا نقرأ علي عهد رسول الله

خوب الان هم همين آيه است و معنا ندارد كه عبدالله بن مسعود بگويد ما در زمان رسول الله اين گونه مي خوانديم.

فتح القدير ج 2 ص 60

شما ببينيد در خود در المنثور

اخرج ابن مردويه عن ابن مسعود كنا نقرأ علي عهد رسول الله يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ان عليا مولي المؤمنين

در اينجا عبارت كامل آمده است ولي در كتاب آقاي شوكاني اين تكه را حذف كردند

الدر المنثور ج 3 ص 117

در روح المعاني از ابن مردويه از ابن مسعود نقل مي كند كه :

كنا نقرأ علي عهد رسول الله ( صلي الله عليه و سلم ) ياأيها الرسول بلغ ماأنزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين وإن لم تفعل فما بلغت رسالته

روح المعاني ج 6 ص 193

ببينيد اين آقايان چكار مي كنند ، آيا با اين حذف كردن ها خدمت مي كنند يا خيانت ؟ و آيا با اين كار خود خودشان را مفتضح و رسوا نمي كنند؟

ابن مردويه در مناقب خود نقل مي كند:

ابن مردويه ، عن ابن مسعود ، قال : كنّا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ - إنّ عليّاً مولي المؤمنين - وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ.

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) وما نزل من القرآن في علي ( ع ) - أحمد بن موسي ابن مردويه الأصفهاني - ص 239

ولي در فتح القدير «ان عليا مولي المؤمنين» را حذف مي كنند.

در رابطه با ابن مردويه هم ذهبي مي گويد:

ابن مردويه الحافظ المجود العلامة محدث أصبهان

بعد مي گويد ابوبكر بن علي گفته است كه :

هو أكبر من أن ندل عليه وعلي فضله وعلمه وسيره

ابن مردويه خيلي بزرگ تر از آن است كه بخواهيم تعريف كنيم و مردم را به او و سيره اش راهنمايي كنيم

وأشهر بالكثرة والثقة من أن يوصف حديثه

مشهور تر است از اينكه بياييم حديث او را بخواهيم توصيف كنيم

سير أعلام النبلاء ج 17 ص 308

همچنين در تذكرة الحفاظ آمده است كه :

بن مردويه الحافظ الثبت العلامة

تذكرة الحفاظ ج 3 ص 1050

وكان قيما بمعرفة هذا الشان بصيرا بالرجال طويل الباع مليح التصانيف

تذكرة الحفاظ ج 3 ص 1051

اين تعابير خيلي زيبا و گران سنگ را آقاي ذهبي درباره ابن مردويه دارد و الحق و الانصاف اين مسائلي كه اين حضرات آوردند واقعا نمي دانيم چه است.

يا نسبت به طبري مي گويد :

كان ثقة صادقا حافظا رأسا في التفسير إماما في الفقه والإجماع والاختلاف علامة في التاريخ

اين آقاياني كه مي گويند طبري فقط تاريخ نويس است ببينند كه ذهبي در رابطه با او چه مي گويد.

سير أعلام النبلاء ج 14 ص 270

اگر بنا باشد كسي كه امام در فقه است و رأس در تفسير و علامه در تاريخ است اين گونه شما تضعيفش كنيد من گمان نمي كنم كسي باقي بماند.

مجري :

در ادامه بحث هاي حضرت عالي واقعا اين دلهره را كه مي بينيم نمي دانم چه رابطه اي است كه هر جا بحثي از ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام مي شود دلهره حضرت مشخص است همين طوري كه حضرت عالي ابتداي بحث فرموديد، بحث :

خلفائي اثنا عشر

وقتي مطرح شد سر و صدا كردند قيام و قعود كردند تكبير گفتند نشستند و بلند شدند كه راوي مي گويد من نشنيدم و از پدرم پرسيدم اين همهمه براي چيست؟ يا وقتي در مورد حديث قرطاس كه باز هم همهمه مي شود واقعا اين براي ما تفسير مي شود كه اين آيه چگونه به پيامبر دلداري مي دهد و مي گويد كه نترس پيامبر ما اين كار را بكن و اگر اين كار را نكني ما رسالتت را ناقص قرار مي دهيم.

حاج آقا دلهره حضرت رسول صلي الله عليه وسلم از چه كساني بوده است و چرا؟ و آيا قرائن و شواهدي داريد كه بخواهيد اين مطلب را براي ما ثابت كنيد؟

استاد قزويني :

در رابطه با اينكه نبي گرامي از چه كساني دلهره داشتند و چرا و شواهد و قرائني هست يا نه ، اگر بينندگان عزيز با ما باشند ما مي رويم و منابع اهل سنت را دوباره ورق مي زنيم و لا به لاي تاريخ را اگر كمي دقت كنيم ناگفته هاي تاريخ قضيه را خيلي قشنگ نمايان مي كند.

دلهره پيامبر از چه كساني بود و چرا؟

مرحوم طبرسي از مفسرين اهل سنت نقل مي كند از حسن بصري كه نبي مكرم ناراحتي و دلهره شان از مخالت با قريش بوده است كه با آيه :

وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ

سوره مائده آيه 67

پيامبر آرام گرفت

جناب عيني هم كه شارح صحيح بخاري است در عمدة القاري از تفسير ثعلبي كه مورد تاييد آقايان است كه ايشان هم از حسن بصري نقل مي كند كه پيامبر اكرم دلهره داشتند از اينكه بعضي از افراد او را تكذيب كنند

وكان يهاب قريشا واليهود والنصاري

هم از قريش وحشت داشت و هم از يهود و نصاري

عمدة القاري ج 18 ص 206

چون آنها هم كم از اميرالمؤمنين ضربه نخورده بودند. اما در رابطه با اينكه قرائن چه است ، ما در رابطه با خلفائي اثنا عشر حرف زديم ولي من مي خواهم امروز نكته اي را براي بينندگان عرض كنم كه اينها نشان مي دهد كه اصلا نبي گرامي بنا داشت كه ولايت و خلافت علي عليه السلام را در مكه مطرح كند و آنجا ببينيد كه چه بازي هايي در آوردند ، دوستان ببينند روايتي را كه در مسند احمد است و حديث صحيح هم است كه مي گويد:

خَطَبَنَا رسول اللَّهِ ...... بِعَرَفَاتٍ يقول لَنْ يَزَالَ هذا الأَمْرُ عَزِيزاً ظَاهِراً حتي يَمْلِكَ اثْنَا عَشَرَ كلهم

دين اسلام عزتش با 12 جانشين من بعد از من است .

ثُمَّ لَغَطَ الْقَوْمُ وَتَكَلَّمُوا

همين كه حضرت فرمود 12 نفر بعد از من مي آيند و مسئوليت، رياست ، و خلافت مردم را به عهده مي گيرند بلافاصله مردم سرو صدا كردند

فلم أَفْهَمْ قَوْلَهُ بَعْدَ كلهم فقلت لأبي يا أَبَتَاهُ بَعْدَ كلهم قال كلهم من قُرَيْشٍ

آنهايي كه به فكر بودند بعد از نبي مكرم به رياست برسند شروع به سر و صدا كردند، بعد حضرت فرمود كه خلاصه مخالفت هايي كه با اين 12 نفر مي شود و جدايي هايي كه مردم مي كنند به هيچ وجهي اثر گذار نيست.

مسند أحمد بن حنبل ج 5 ص 20973

پس معلوم مي شود قضيه خلفائي اثنا عشر در مكه صورت گرفته است و پيامبر چه مي خواست بعد از آن بگويد و مطرح كند اجازه ندادند، پيامبر فرمود 12 نفر هستند و تا آمدند كه اولين آنهارا معرفي كند شروع كردند به سر و صدا و فرصت ندادند كه حتي حضرت كلهم من قريش يا كلهم من بني هاشم را بيان كند.

آقاي مسلم از جابر بن سمره نقل مي كند كه پيامبر فرمود :

اين دين عزتش به 12 خليفه من است

فقال كَلِمَةً صَمَّنِيهَا الناس

يك جمله اي حضرت گفت كه مردم به قدري سر و صدا كردند كه گوشم كر شد و نفهميدم حضرت چه فرمودند ،

فقلت لِأَبِي ما قال

بعد به پدرم گفتم پيامبر چه گفت ؟ پدرم گفت پيامبر فرموده است :

كلهم من قُرَيْشٍ

صحيح مسلم ج 3 ص 1453

و حال اينكه در بعضي روايات دارد كه :

كلهم من بني هاشم

ينابيع المودة لذوي القربي - القندوزي - ج 2 ص 315

المواجهة مع رسول الله ( القصة الكاملة ) - أحمد حسين يعقوب - ص 457

جابر بن سمره مي گويد وقتي پيامبر فرمودند:

اثني عَشَرَ خَلِيفَةً ، فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا

مردم تكبير گفتند و فرياد بر آوردند

مسند أحمد بن حنبل ج 5 ص 98

قضيه چيست ؟ آيا كسي كه اين روايت را بخواند و تعصب را كنار بگذارد آيا احساس نمي كند كه پيامبر همان جا مي خواست قضيه خلافت حضرت امير و امامت ديگر ائمه را مطرح كند؟ فكبر الناس يعني چه ؟ و ضجوا يعني چه ؟ چرا وقتي پيامبر در مورد نماز سخن مي گفت هيچ كس تكبير و ضجه نمي زد؟ چرا هنگامي كه پيامبر در مورد حج و صوم سخن مي گفت هيچ كس عكس العمل نشان نمي دهد؟ يك مورد به ما نشان دهيد.

مجري :

اين كاري كه كردند مخالفت با پيامبر نيست ؟ آيه قرآن است كه :

وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر آيه 7

استاد قزويني:

نه تنها گوش نكردند و قبول نكردند بلكه

فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا

تكبير گفتند و ضجه زدند. در حالي كه در قرآن مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا

سوره حجرات آيه 2

در روايت ديگري است كه :

قال فَجَعَلَ الناس يَقُومُونَ وَيَقْعُدُونَ

بلند مي شدند و مي نشستند تا جلسه سخنراني پيامبر به هم بريزد.

مسند أحمد بن حنبل ج 5 ص 99

آيا اينها نشان نمي دهد كه نبي مكرم همان جا در مني يا عرفات مي خواست هم قضيه خلافت اميرالمؤمنين و هم خلفاي بعد را كه 12 نفر هستند را مطرح كند. يك نفر سوال مي كرد كه اين 12 نفر چه كساني هستند و اولين آنها چه كسي است؟ اصلا فرصت ندادند تا پيامبر اكرم فرمود 12 خليفه بعد از من مي آيد همه شروع كردند به سر و صدا و نگذاشتند پيامبر صحبت كند.

قرينه ديگر بينندگان عزيز دقت كنند، من واقعا قلبم به درد مي آيد وقتي اين تكه هاي تاريخ را مي بينم بعضي وقت ها كامپيوتر يا كتاب را مي بندم و گوشه اي مي نشينم و سير براي مظلوميت اميرالمؤمنين هق هق گريه مي كنم و سپس به كار خود ادامه مي دهم.

جناب ابن مغازلي از جابر بن عبدالله مي گويد:

نزل خم فتاحي الناس عنه

در غدير خم هنگامي كه پيامبر اطراق كردند مردم فهميدند كه حتما قضيه اي است كه پيامبر اينجا ايستاده است و همه مردم از اطراف پيامبر دور شدند.

فأمر عليا فجمعهم فلما اجتمعوا قام فيهم وهو متوسد علي علي بن أبي طالب فحمد الله وأثني عليه ثم قال أيها الناس إني قد كرهت تخلفكم وتنحيكم عني

چرا وقتي من در غدير خم اطراق كردم همه پراكنده شديد؟

حتي خيل إلي أنه ليس شجرة أبغض إلي من شجرة تليني

گويا اين درختي كه من در سايه اش نشسته ام را دشمن مي داريد و مبغوض شما است كه از اطراف اين درخت پراكنده مي شويد.

مناقب علي بن ابيطالب ابن مغازلي ص 42

تاريخ مدينة دمشق ج 42 ص 226

آقاي هيثمي با يك سند صحيح نقل مي كند كه:

ما بال رجال يكون شق الشجرة التي تلي رسول الله أبغض إليهم من الشق الآخر

مردم وحشت دارند و دشمن دارند كه بيايند و در كنار اين درختي كه نشسته ام بنشينند و فرار مي كنند.

فقال رجل

يكي از آقايان گفت كه در بعضي روايات آمده است كه ابوبكر گفت:

إن الذي يستأذن بعد هذا لسفيه

يا رسول الله آنهايي كه از شما اجازه مي گيرند تا از شما دور باشند از ديدگاه من سفيه هستند.

مجمع الزوائد ج 1 ص 20

احمد نقل كرده است ابن ماجه هم نقل كرده است و رجالش هم موثق است.

مسند أحمد بن حنبل ج 4 ص 16

حتي در خود غدير خم كه پيامبر آنجا نشسته و بنا است قضيه خلافت حضرت علي مطرح شود باز همان جا مردم مترصد بودند بر اينكه پيامبر اكرم دنبال فرصتي مي گردد تا بحث ناتمام خلفاي اثنا عشر را بيان كند.

قرينه سوم شما ببينيد در قضيه حديث قرطاس پيامبر با همه آنچه كه بيان كرده بود فرمود كتاب و قلمي بياوريد تا چيزي بنويسم كه گمراه نشويد:

قال عُمَرُ إِنَّ النبي غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ فَحَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ

قرآن براي ما كافي است و نيازي به سخن پيامبر نداريم.

مگر خود قرآن نمي گويد:

وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر آيه 7

وَكَثُرَ اللَّغَطُ

سر و صدا ايجاد شد

عين همان سر و صدايي كه در عرفات و مني ايجاد شد كه وقتي كه پيامبر مي فرمايد خلفاي بعد از من 12 نفر هستند سر و صدا ايجاد مي كنند در اينجا هم مي گويد:

أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تَضِلُّوا بَعْدَهُ

سر و صدا ايجاد مي شود

ابن عباس مي گويد:

بن عَبَّاسٍ يقول إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ

مصيبت و تمام مصيبت ها از روزي آغاز شد كه نگذاشتند پيامبر اسامي را مشخص كند.

صحيح البخاري ج 6 ص 2680

جناب سفيان بن عيينه مي گويد:

اراد

پيامبر اراده كرده بود

أن ينص علي أسامي الخلفاء بعده

مي خواست اسامي خلفاي اثني عشر را معين كند

حالا شما بفرماييد كه آقاي سفيان بن عيينه از كجا فهميده اين قضيه را؟

عمدة القاري ج 2 ص 171

فتح الباري ج 1 ص 209

قسطلاني مي گويد كه پيامبر مي خواست بگويد:

اكتب لكم كتابا فيه النص علي الائمة بعدي

امامان بعد از خودم را مي خواهم معرفي كنم.

ارشاد الساري ج 1 ص 207

اينها همه نشان دهنده اين است قرائن و شواهدي است كه نبي مكرم صلي الله عليه و آله وسلم دلهره داشتند و مردم همانطوري كه خوانديم بعضا دنبال رياست و مقام بودند

وفيهم تنافس وفخر

اينها همه دنبال رياست و مقام و جاه هستند.

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - الحاكم الحسكاني - ج 1 ص 254

چون بحث خلافت و رياست است و بحث نماز و روزه و حج و زكات نيست و از آن طرف هم اميرالمؤمنين سلام الله عليه در طول اين مدت ضربه شستي كه نشان داده است بر قريش و يهود و نصاري براي اين آقايان قابل تحمل نبوده است.

مجري:

آيا نبودن مردم مكه و طائف در غدير ضرري به معرفي حضرت علي عليه السلام براي ولايت نمي رساند؟

استاد قزويني :

با توجه به قرائن و شواهدي كه عرض شد ظاهر قضيه اين است كه نبي مكرم مي خواستندكه همان جا مسأله ولايت اميرالمؤمنين و حتي 12 خليفه را به مردم معرفي كنند گرچه در روايات متعدد ديگر در كتب شيعه وسني نام 12 امام با تمام مشخصات ذكر شده است و حالا اين را ما بازهم ذكر خواهيم كرد.

ولي آنچه كه در اينجا مهم است اين است كه آيا وجود مردم مكه يا طائف كه تنها جايي كه مردم آن در غدير حضور نداشتند اين 2 شهر بودند، بعضي مي گويند كه شامي ها و يمني ها رفتند در حالي كه اين قضايا نبوده است، آن قسمتي كه از يمن آمده بودند آنهايي كه به سمت طائف آمده بودند رفتند و آن كساني كه در مكه بودند ماندند ولي ابن جوزي مي گويد حدود 120-124 هزار نفر از مدينه و اطراف مدينه بودند و عمدتا هم نبي مكرم مدينه را به عنوان پايتخت جهان اسلام معرفي كرده است و اولين حكومت اسلامي هم در مدينه آغاز شده است و اولين بار هم از مدينه اسلام به تمام نقاط جهان معرفي و منتشر مي شود و تمام تصميم گيري ها در مدينه خواهد بود و اين مردم مدينه هستند كه در آينده مي توانند چه كسي را انتخاب كنند و چه كسي را انتخاب نكنند.

اگر چنانچه كارهاي خوب و با ارزش باشد براي مدينه است و اگر بد هم باشد باز هم براي مدينه است و جالب اين است كه در صحاح عزيزان اهل سنت آمده است كه :

بخاري از اسامه نقل مي كند كه نبي مكرم بر يك بلندي قرار گرفت و فرمود :

هل تَرَوْنَ ما أَرَي

آنچه كه من مي بينم مي بينيد؟

إني أَرَي مَوَاقِعَ الْفِتَنِ خِلَالَ بُيُوتِكُمْ كَمَوَاقِعِ الْقَطْرِ

من دارم مي بينم فتنه ها در درون خانه هاي شما نفوذ كرده است همان گونه كه قطرات باران زمين را فرا مي گيرد.

صحيح البخاري ج 2 ص 125

ابن حجر هم مي گويد:

وكان خطابه ذلك لأهل المدينة

خطاب پيامبر كه مي گويد من دارم مي بينم فتنه ها در درون خانه هاي شما نفوذ كرده است براي اهل مدينه است.

فتح الباري ج 13 ص 1

جناب علامه نووي هم مي گويد:

تشبيه به قطرات باران به خاطر اين است كه در آينده فتنه ها و مشكلات براي مدينه است، جنگ هاي جمل و صفين و مقتل عثمان و شهادت امام حسين و ديگران همه مال مدينه است

وفيه معجزة ظاهرة له

اين روايت معجزه اي است از نبي مكرم كه آينده مدينه و فتنه هايي كه از مدينه آغاز مي شود معرفي كرده است.

شرح النووي علي صحيح مسلم ج 18 ص 8

و لذا بحث غدير اگر چنانچه در منطقه اي انجام مي گيرد و مردم مكه و طائف در آن نيستند تصميم گيري ها همه با مردم مدينه است و اتفاقات در مدينه مي افتد و لذا نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم اين خطابش به مردم مدينه است چون اين مردم مدينه هستند كه تعيين و سرنوشت و آينده حكومت اسلامي و جامعه اسلامي به دست مي گيرد.

مجري :

نظر كلي شما نسبت به اين قضايا چيست؟ لطفا اين را جمع بندي بفرماييد كه انشاء الله بحث را تمام كنيم.

استاد قزويني:

ما اين قضايا را مطرح كرديم و گفتيم نبي مكرم در عرفات و مني تصميم داشتند كه اين قضيه را يكسره كنند و در بعضي موارد ما داريم در منابع شيعه كه 2-3 بار اين آيه نازل شد ولي پيامبر اكرم ديدند زمينه فراهم نيست و فرصت نيست براي معرفي حضرت اميرسلام الله عليه تا آمد به غدير و حضرت يك مقداري نگران بودند ولي آنچه كه براي ما محرز است و بايد به عنوان آخرين كلام در رابطه با غدير عرض كنيم اين است كه نبي مكرم تابع وحي است، در روز عيد غدير روز 18 ذي الحجه آيه نازل مي شود كه :

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

سوره مائده آيه 67

اين را آقاي ابن ابي حاتم از مفسران نامي اهل سنت با سند صحيح در ج 4 ص 1142 نقل مي كند كه اين آيه 18 ذي الحجه نازل شد و در آن روز هم پيامبر علي را معرفي كرد.

ابن ابي حاتم هم در ابتداي تفسير خود ص 14 مي گويد من ملتزم هستم كه در تفسير خود صحيح ترين خبر را نقل كنم.

ابن تيميه در ج 7 منهاج السنة ص 178 مي گويد:

ابن ابي حاتم تفسيرش از تفاسيري است كه

تفاسيرهم متضمنة للمنقولات التي يعتمد عليها في التفسير

منهاج السنة النبوية ج 7 ص 179

احاديثي كه آقاي ابن ابي حاتم آورده است قابل اعتماد در تفسير است.

مجري :

امشب خدا توفيق داده است كه در خدمت يكي از مراجع بزرگ شيعه باشيم حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي، امشب هم عيدي ما است اگر معظم له صداي ما را مي شنوند سلام و عرض ادب و تبريك دارم در اين شب ميلاد خدمت حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي.

آيت الله مكارم شيرازي:

عليكم السلام و رحمة الله و بركاته

استاد قزويني:

بنده هم خدمت حضرت عالي سلام عرض مي كنم و اين ميلاد را خدمت حضرت عالي تبريك عرض مي كنم.

آيت الله مكارم شيرازي:

من هم متقابلا به شما و به همه بينندگان شما تبريك مي گويم.

بسم الله الرحمن الرحيم

امشب شب بسيار پر بركت و بزرگي است ، شب ميلاد ثامن الحجج امام علي بن موسي الرضا سلام الله عليه است. ميل دارم سخنم را با حديث كوتاهي از آن حضرت آغاز كنم كه مرحوم علامه مجلسي در جلد 75 بحارالانوار صفحه 334 از آن حضرت نقل كرده است:

أبا الحسن الرضا عليه السلام يقول:

ليس العبادة كثرة الصلاة والصوم ، إنما العبادة التفكر في أمرالله عزوجل

عبادت، زياد روزه گرفتن و زياد نماز خواندن نيست.

مي دانيم نماز در اسلام فوق العاده اهميت دارد ستون و خيمه دين است، روزه سپري است از آتش كه يكي از مهمترين عبادات است ولي در عين حال مي فرمايد عبادت ، زياد نماز و روزه به جا آوردن نيست حقيقت عبادت تفكر در كار خدا است. اين امرالله ممكن است امر تكويني باشد و ممكن است امر تشريعي باشد.

روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه - محمد تقي المجلسي ( الأول ) - ج 2 ص 681

الكافي - الشيخ الكليني - ج 2 ص 55

وسائل الشيعة ( آل البيت ) - الحر العاملي - ج 15 ص 196

امر تكويني؛ يعني جهان آفرينش انسان بنشيند در جهان آفرينش مطالعه كند به راستي روز به روز بر ايمان انسان افزوده مي شود، آفريدگار اين عالم چقدر عظمت دارد.

منظومه شمسي با اين عظمتي كه دارد با اينكه خورشيد يك ميليون و دويست هزار مرتبه از كره زمين ما بزرگ تر است. ما جزئي از اين كهكشان هستيم و اين كهكشان 200 ميليارد ستاره دارد كه خورشيد يكي از ستاره هاي متوسط آن است و چند كهكشان در عالم وجود داردكه اگر آدم فكر كند كه چقدر عالم عظمت دارد و آفريدگار آن چقدر عظمت دارد

وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ

سوره ذاريات آيه 21

نگاه درباره وجود خودمان مي كنيم ، ده ها هزار كتاب درباره انسان نوشته شده است ، روح انسان ، جسم انسان ، چشم ، گوش ، دست ، پا ، مغز ، رگ ها و قلب همه اينها را روي آن يحث كردند ولي هنوز مي بينيم ناگفتني درباره آن زياد است.

وقتي بنشينيم درباره اينها فكر كنيم مهمترين عبادت است.

اين در باب امر تكويني خدا كه عالم دامنه داري دارد، در امر تشريعي دستوراتي كه خدا داده است واقعا چقدر حساب شده است، مسائلي كه مربوط به اخلاقيات است ، مسائلي كه مربوط به معاملات است ، بنابر اين جان مطلب امام علي بن موسي الرضا اين گونه فرموده است كه :

إنما العبادة التفكر في أمرالله عزوجل

هرچه بيشتر انسان فكر كند مقام والا تري در عبادت و بندگي خدا دارد و واقعا زنده باد آن آئيني كه عبادت آن انديشيدن و عقلانيت و فكر كردن و مبارزه با خرافات است و ما به اين افتخار مي كنيم.

و اما امام علي بن موسي الرضا سلام الله عليه در يك دوران حساسي زندگي مي كرد، مي دانيم در عصر عباسي ها دايره كشور هاي اسلامي بسيار گسترش پيدا كرده بود و تقريبا تمام دنياي متمدن آن روز را در بر گرفت و همه جا سخن از قرآن و پيامبر بود خوب وقتي اسلام در اين كشور ها آمد آئين هايي كه در اين كشورها بوده است به زودي خاموش نمي شود ، عده اي سعي كردند افكار خود را به نام اسلام در ميان مسلمين نفوذ بدهند و مرزهاي ارتباطي اسلام مورد حمله از سوي آگاهان و ناآگاهان واقع شد.

كسي كه اسلام را حفظ كرد و حمايت كرد و جلوي نفوذ بيگانگان و افكار وارداتي ناسالم را در آئين اسلام و مخصوصا مذهب اهل بيت گرفت امام علي بن موسي الرضا سلام الله عليه بود. و اگر تلاش هاي امام علي بن موسي الرضا نبود امروز اسلام به اين صورتي كه در دست ما است وجود نداشت.

بنابر اين سزاوار است كه ما از اينكه چنين گوهر تابناكي به وجود آمد و تمام جهان اسلام به نور وجودش روشن شد و قوي ترين دفاع ها را از مكتب اسلام و مكتب اهل بيت در مقابل هجوم افكار بيگانگان انجام دادند و تمام هم از طريق منطق و استدلال بود بدون اينكه كوچكترين اهانتي به كسي بشود پاسخ هاي قوي را همان طوري كه در مناظره ، برادران و خواهران شنيده اند مناظرات امام علي بن موسي الرضا را و من فراموش نمي كنم در اوايلي كه يك كنگره براي امام رضا از طرف آستان قدس در مشهد قرار داده شد بنا شد درباره ابعاد شخصيتي امام رضا مطالعاتي بشود و هركسي چيزي بنويسد.

من مناظرات امام رضا را انتخاب كرد كه مباحثات آن حضرت با ارباب اديان مختلف ، با مسيحي ، با يهودي ها، با زرتشتي ها و غيره كه حضرت مناظراتي دارد كه آنها را در كتب روايي ما آمده است و من اينها را جمع كردم و وقتي روي آنها فكر كردم يعني واقعا غوغا مي كند امام رضا عليه السلام در منطق و استدلال و دفاع عقلاني از آئين اسلام و جلوگيري از انحرافات فكري آن حضرت در حق جهان اسلام كرد.

سلام و صلوات خدا بر وجود مباركش باد.

استاد قزويني:

حاج آقا ما ضمن تشكر از بزرگواري حضرت عالي من مي خواستم از محضر شما درخواست كنم پيام حضرت عالي نسبت به زائرين آستان قدس رضوي كه از داخل و خارج كشور توفيق تشرف پيدا مي كنند چيست و چه بهره برداري هايي مي توانند از اين زيارت داشته باشند؟

آيت الله مكارم شيرازي:

من مي گويم بهترين نشانه براي اينكه زيارت انسان قبول شده است اين است كه وقتي برمي گردد ببيند يك شخص تازه اي شده است يعني رفتن كنار مرقد مبارك آن حضرت توبه كردن انديشه در گذشته و آينده كردن از او يك انسان تازه اي بسازد.

اما اگر به همان صورت بازگردد اين دليل بر اين است كه اين زيارت قبول نشده است و اين نمي شود مگر اينكه انسان وقتي در جوار آن حضرت مشرف مي شود يك مقداري افكارش از زندگي عادي بر چيند و مطالعه كند در زندگي گذشته خودش كه آينده چه خواهد بود چه مشكلاتي داشته است چه گناهاني بوده است چه كمبود هايي بوده است. من گاهي به دوستان سفارش مي كردم زيارت كه مي كنيد بعد از آن يك گوشه حرم برويد و تنها شروع كنيد به فكر كردن درباره اينكه چه صفات بدي داريم و چه صفات خوبي داريم و چگونه بايد اصلاح شويم ، چه كارهايي بدي كرديم كه بايد توبه كنيم و چه كارهاي خوبي داشتيم كه بايد تقويت كنيم.

واقعا اين باعث مي شود انسان دگرگون شود و مخصوصا حضرت يك كتابخانه عظيمي دارد كه انسان وقتي زيارت مي كند گاهي به اين كتابخانه برود بنشيند و كرامات و بيانات آن حضرت را ببيند و مطالعه كند و خلاصه اينكه انسان تازه اي شود و بازگردد.

استاد قزويني :

دست شما درد نكند خدمت شما عرض كنم برنامه پيام حضرت عالي و همچنين برنامه شبكه ولايت مستقيم از پالتاگ توسط بينندگان عزيز شبكه ولايت راه اندازي شده است و اين صحبت هاي شما مستقيما در آنجا هم با تلاش دوستان پخش مي شود.

آيت الله مكارم شيرازي:

اميدوارم موفق و سربلند باشيد، واقعا كار شما كار خوبي است و من از صميم دل به همه شما و به برادرم آقاي قزويني و به همه دست اندركاران دعا مي كنم.

مجري :

دعاي شما بدرقه راه ما باشد و انشاء الله خداوند وجود شما را براي ما و همه مسلمين.

آيت الله مكارم شيرازي:

ايدكم الله خداحافظ

استاد قزويني :

التماس دعا ممنون

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد و به آبروي آقا علي بن موسي الرضا عليه السلام فرج مولاي ما ولي عصر نزديك بگردان و ما را از ياران آن بزرگوار قرار بده.


اللهم عجل لوليك الفرج

 




Share
1 | محمد جواد اصغري | , ایران | ٢١:٤٧ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
بسم الله الرحمن الرحيم
از مطلب بسيار شما متشكرم از اين مطلب بنده در وبلاگ خودم استفاده كردم.
الهم عجل لوليك الفرج http://11011095.blogfa.com/
2 | امير حسين | | ١٦:٣٢ - ٢٨ مهر ١٣٩٢ |
بسيار از رحمات شما متشكرم . آنقدر حجة الاسلام قزويني مباحث را زيبا و مستند بيان مي كنند كه اگر خود جناب ابوبكر و عمر هم از قبر بيرون بيايند جوابي براي گفتن ندارند .اينجانب اين مطلب را به عنوان شخصي مي گويم كه هشت سال در مناطق سني نشين زندگي كرده و با بعضي از بزرگان آنها گفتگوي زيادي داشته ام . حقيقتا عوام آنها كه از تمام اين مطالب بيخبر هستند و فقط به مولويها ارجاع مي دهند . مولويها هم غالبا دنياي امروزشان اجازه نمي دهد حق را بپذيرند . در مجموع اين سايت بسيار مفيد و كاربردي مي باشد . خدا خير به شما بدهد .
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English