2019 August 19 - دوشنبه 28 مرداد 1398
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»
کد مطلب: ٥٣٥١ تاریخ انتشار: ٠٩ آذر ١٣٩١ تعداد بازدید: 4223
سخنراني ها » عمومي
پاسخ به شبهات عزاداري «نوحه خواني و سياه پوشي»

تاریخچه عزاداری در اسلام - عزاداری اهل سنت - وهابیت و عزاداری
حبل المتين 91/09/09

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ: 09 / 09 / 91

مجري:

آيا خلفاء و ديگر صحابه هنگامي كه عزيزان شان را از دست مي دادند،عزاداري كرده اند؟

استاد قزويني:

دشمنان اهل بيت در اين ايام محرم، وقاحت و بي حيائي را از حد گذرانده اند و در رابطه با قيام امام حسين سلام الله عليه و دفاع از يزيد و زير سؤال بردن عزاداري ها و مراسم پرشكوه حسيني، كاري كردند كه روي يزيديان را هم سفيد كردند.

وقتي دهان شان را باز مي كنند، معلوم است كه از تمام وجودشان عداوت اهل بيت مي بارد.

همين ديروز به قول آقاي ملازاده عقيل بي عقل، مي گويد: تمام شدن ايام عزاداري را به شما تبريك عرض مي كنم.

ما هم به شما كه در اين ايام اهانت به اهل بيت كرديد و جسارت به عزاداري ها كرديد، طبق آيه قرآن كه مي فرمايد:

فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ.

به شما هم بشارت عذاب اليم را مي دهيم.

شايد الآن به شوخي بگيريد و براي تان مهم نباشد؛ ولي آن روزي كه گرفتار شديد، يادتان بياوريد كه ما در همين دنيا اين قضايا را براي شما گفتيم؛ ولي پرده تعصب جلوي چشمان شما را گرفته بود به خاطر گناهاني كه شما مي كنيد.

 

خَتَمَ اللَّهُ عَلي قُلُوبِهِمْ وَ عَلي سَمْعِهِمْ وَ عَلي أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ. (بقره/7)

در خيلي از قضايا شما سواد نداريد و كارشناسان تان اهل مطالعه نيستند و از كتب خودتان بي خبر هستيد.

اگر ببينيد هم، ما يقين داريم كه از باب قلوب اقفالها، چيزي از اين مسائل را درك نمي كنيد؛ چون شما بر عقل و قلب تان قفل زده ايد و كليد آن را هم به دست آقاي ابن تيميه داده ايد.

همان كسي كه به تعبير آقاي حصني دمشقي كه مي گويد:

إمامه الشيطان.

دفع شبه من شبه وتمرد، ج 1، ص 95

امام و پيشواي او شيطان و ابليس بوده است.

شما به جاي اين كه اين همه پا پيچ شيعه شويد و عقائد شيعه را زير سؤال ببريد و رسوا شويد، كه در اين 2 سال شما هر بحثي كه دست گذاشتيد، الحمد لله شبكه ولايت با تمام توان وارد شد و علمي و منطقي و مستدل و مستند، جواب شما را داد و شما را مفتضح كرد و كارشناسان تان مي گفتند: ما را خر هم حساب نمي كنند و به خر توهين كردند و در كشي (به فتح كاف) و كشي (به كسر كاف) گير كردند و در زباله داني افتادند.

اين ها به صورت ضرب المثل و جك درآمده است و شما هر روز بر اين رسوايي خودتان مي افزاييد.

به نظر من اگر در اين شبكه تان را ببنديد، يك مقداري محترمانه تر است؛ ولي هرچه جلوتر مي رويم، رسوايي شما بيشتر مي شود.

شايد هم بگوييم:

هذا من فضل ربي

افرادي كه قبلا تصور مي كردند كه وهابي ها شايد يك سخني براي گفتن و دليلي داشته باشند؛ ولي اين حرف هاي كارشناسان شما را وقتي مي بينند كه چقدر بي اساس و بي پايه و از روي هوا و هوس و بخار معده حرف مي زنند، ايمان شان نسبت به مكتب اهل بيت و مذهب شيعه، قوي تر و راسختر مي شود و با اين صحبت ها، شما خيلي از بينندگان تان را از دست داده ايد و اين كاملا مشخص است.

خيلي از افرادي كه تصور مي كردند كه علي آباد هم شهر است (گرچه الان شهر است و نزديك است كه شهرستان شود) ولي اين ها آن عقيده خودشان را از دست داده اند و متزلزل شده اند و دسته دسته طرف مذهب اهل بيت كشيده مي شوند؛ حتي بعضي از اين آقايان وهابي ها و بزرگان شان سر نماز جمعه خودش را مي زند و فرياد مي زند كه اي مردم شيعه دنيا را گرفت.

خود اين آقا گفت: ما حاضر هستيم كه اهانت نكنيم و اين ها از موج شيعه گري در ايران جلوگيري كنند.

قرن21 ميلادي و قرن 15 هجري، قرن تشعشع و گسترش شيعه در اقصي نقاط كره زمين است و ما در طول اين 15 قرن نداشتيم كه اين طور انديشمندان و علماء و اساتيد دانشگاه ها و دانشجوها و بزرگان، اين چنين به طرف مذهب اهل بيت عليهم السلام توجه داشته باشند و قبول كنند و كشيده شوند.

اين آقا ديروز مي گفت: چرا آقاي يزداني به من توهين كرد و بايد از من عذر خواهي كنند و اگر از من عذر خواهي نكنند، من چنين و چنان مي كنم.

شما بي حيائي و وقاحت را از حد گذرانده ايد و حياء را خورديد و شرم را هم قورت داده ايد.

من نمي دانم كه با چه رويي مي گويند، خودشان وقيح ترين توهين و جسارات را به ائمه و حضرت ولي عصر و مراجع مي كنند.

در جلسه ديروزش 200 توهين و فحش و ناسزا به مذهب شيعه و ائمه و حضرت ولي عصر ارواحنا فداه و به مراجع شيعه، از آقاي خوئي گرفته تا ديگر مراجع كردندو با كمال وقاحت و بي حيائي مي گويد: چرا فلان شخص به من توهين كرده است؟

من كان بيته من الزجاج لا يرمي الحجر.

كسي كه خانه اي از شيشه درست كرده، سنگ پراني نمي كند.

شما وقتي به يك روحاني شيعه توهين مي كني، از آن طرف هم جواب كلوخ سنگ است.

شما اگر نفهمي خودت را از يك روايت ملاك قرار مي دهي و جسارت مي كني، قطعا اگر اين طور باشد، اين آقا هم حرف هاي خودتان را به خودتان مي زند.

ايشان گفت: اگر ملاك اين است، شما هم طبق فلان روايت اگر كسي از شما سؤال كند چه جوابي داريد؟

تا آن وقتي كه شما از اين خر شيطان پايين نياييد و اين وقاحت و فحاشي تان را ادامه دهيد، بدانيد كه شبكه ولايت هم در برابر وقاحت هاي شما ساكت نخواهد نشست.

شما بايد مثل بچه آدم بحث علمي كنيد و مثلا بگوييد: آقاي خوئي فلان چيز را گفته است و به نظر ما اين اشكال را دارد.

مي گويند: 12 موتوره و 20 موتوره و از اين حرف ها.

اگر آقاي خوئي 12 موتوره است و ما 4 موتوره هستيم، موتور شما مثل آقاي ابن تيميه از همان روز اول سوخته است و ياتاقان زده و آب روغن قاطي كرده است الحمد لله و در زباله دان ها پرسه مي زنيد.

اين الفاظ، الفاظ زشتي است و عيب است.

وقتي شما اهانت مي كنيد، در برابر اهانت هم منتظر اين سؤالات باشيد.

ما اهانت نكرديم؛ ما گفتيم: شما آن روايت را آورديد، ما هم در جواب آن روايت گفتيم: شما اين روايت و اين روايت و اين روايت را داريد.

اگر كسي از شما همچين سؤالي كند، چه پاسخي داريد؟

چرا پاسخ نمي دهيد؟

در رابطه با سؤالي كه آقاي محسني داشتند كه در رابطه با عزاداري ها بود، اصلا بحث عزاداري يك بحث فطري است.

شما تاريخ ملل و اقوام گذشته را ببينيد؛ حتي يك فردي كه معتقد به خدا و مذهب و ديني نيست، وقتي عزيزش از دنيا مي رود، بي اختيار گريه مي كند؛ حتي خود شما اگر عزيزتان از دست برود، آيا گريه نمي كنيد؟

اگر يك مشكلي براي شما پيش بيايد، گريه نمي كنيد؟

براي اين كه آن آقا در لندن براي عائشه جشني درست كرد، همين آقا شروع كرد به گريه كردن.

وقتي شما براي يك اهانت گريه مي كنيد، انتظار داريد كه براي شهادت سرور آزادگان و اهل بيت بزرگوارش كه مصيبتي ديده اند كه تاريخ مثل آن را سراغ ندارد، گريه نكنند.

نه تنها 15 قرن؛ بلكه 15 هزار قرن گريه شود براي امام حسين سلام الله عليه جا دارد.

آنچه كه ما از كتب شما آورديم را نگاه كنيد، قضيه عزاداري عائشه و عزاداري صديقه طاهره و عزاداري رسول اكرم، اين مطالب را ما از كتب شما آورديم.

دسته گل ديگري كه به آب داديد در رابطه با عائشه، به مقدسات اهل سنت شما توهين كرديد.

چرا جوابي كه ما داديم، براي جواب ما هيچ حرفي براي زدن نداشتيد.

من از عزيزان اهل سنت معذرت مي خواهم.

در رابطه با شخص خليفه دوم، شما به كتاب تاريخ دمشق كه از ابن عساكر است، در جلد 16 صفحه 277 وقتي خالد بن وليد از دنيا مي رود، با اين كه ميانه جناب عمر و خالد خيلي عليه السلام نبوده است و در قضيه به شهادت رساندن مالك بن نويره و زناي با همسر او، عمر گفت:

قتلت امرأ مسلما ثم نزوت علي امرأته والله لأرجمنك بأحجارك.

تاريخ الطبري، ج 2، ص 274

مسلماني را كشتي و بر ناموس آن تجاوز كردي، تو را سنگسارت مي كنم اي دشمن خدا.

به مجرد اين كه خليفه دوم به خلافت رسيد، خالد را عزل كرد.

وقتي خالد بن وليد از دنيا مي رود، شخص عمر بن خطاب گريه و عزاداري مي كند.

عبد الله بن عكرمه مي گويد:

عجبا لقول الناس إن عمر بن الخطاب نهي عن النوح لقد بكي علي خالد بن الوليد بالمدينة ومعه نساء بني المغيرة سبعا يشققن الجيوب ويضربن الوجوه وأطعموا الطعام تلك الأيام.

تاريخ مدينة دمشق، ج 16، ص 277 و بغية الطلب في تاريخ حلب، ج 7، ص 3170

تعجب مي كنم از اين كه شخص خليفه دوم از نوحه كردن نهي مي كرده است و خودش بر خالد بن وليد گريه و نوحه سرايي كرد و تا هفت روز اين ها عزاداري كردند و لباس هايشان را پاره مي كردند و بر صورت هايشان مي كوبيدند و در اين هفت روز احسان و خرجي مي دادند و اطعام مي كردند.

در صحيح بخاري دارد:

وقال عُمَرُ رضي الله عنه دَعْهُنَّ يَبْكِينَ علي أبي سُلَيْمَانَ.

صحيح البخاري، ج 1، ص 434

زن ها را رها كنيد و بگذاريد براي سليمان بن خالد گريه و عزاداري كنند.

جناب آقاي صفدي كه از بزرگان اهل سنت است و از اعيان قرن 8 هجري و متوفاي 864 هجري است، در كتاب الوافي بالوفيات در جلد 13 صفحه 163 نقل مي كند: خالد بن وليد وقتي مرگش فرا رسيد، خيلي ناراحت بود و تأسف مي خورد و مي گفت: من در هر جنگي شركت كردم، در هر قطعه قطعه بدنم اثر شمشير و نيزه است؛ ولي الان در رختخوابم مي ميرم و شهادت نصيب من نشد و تأسف مي خورم.

ما نمي خواهيم زياد در اين زمينه حاشيه برويم.

در جنگ احد قلب نبي مكرم را با شهادت حمزه و ديگر عزيزان، چه كسي شكست؟

اين ها اثر وضعي دارد.

مي گويد: وقتي كه خالد از دنيا رفت، از زنان بني المغيره يك نفر نماند مگر اين كه آمدند بالاي قبر او شروع كردند به عزاداري و به سر و صورت زدن:

حلقت شعر رأسها.

الوافي بالوفيات، ج 13، ص 163

اين ها موهايشان را روي قبر خالد بن وليد مي كندند.

الان هم كه قبر خالد در حمص دمشق است و گنبد و بارگاه و ضريح و تشكيلاتي دارد.

اين آقاياني كه اين همه براي ضريح و گنبد اميرالمؤمنين و امام حسين و زينب كبري سلام الله عليهم قلب شان به درد آمده است و دارند مي سوزند و تحريك مي كنند براي ويران كردنش، آن زماني كه حمص دست اين ها بوده است، چرا قبر خالد بن وليد را ويران نكرده اند؟

اگر قبر و ضريح و گنبد و بارگاه درست كردن عيب است، براي خالد بن وليد هم عيب است.

اگر عيب نيست، براي امام حسين و زينب كبري سلام الله عليهما هم عيب نيست.

نعمان بن مقرن وقتي كه از دنيا مي رود، راوي مي گويد:

أَتَيْت عُمَرَ بِنَعْيِ النُّعْمَانِ بن مُقَرِّنٍ قال فجعل يَدَهُ علي رَأْسِهِ وَجَعَلَ يَبْكِي.

مصنف ابن أبي شيبة، ج 3، ص 45

من درگذشت نعمان بن مقرن را به جناب خليفه دوم خبر دادم، از ناراحتي دستش را به سرش گذاشت و شروع كرد به گريه كردن.

فقط اگر كسي براي امام حسين گريه كند عيب است؟

شما مگر نمي گوييد كه پيغمبر فرموده است:

وَلاَ يَبْكِينَ علي هَالِكٍ بَعْدَ الْيَوْمِ

مصنف ابن أبي شيبة، ج 3، ص 63

چرا جناب عمر به حرف پيغمبر گوش نكرد؟

عبد الله بن مسعود كه يك صحابه بزرگواري است، وقتي خود عمر بن خطاب از دنيا مي رود مي گويد:

ولما دُفِنَ عمرُ بن الخطاب رضي الله عنه أقبلَ عبدُ الله بن مسعود وقد فاتته الصلاة عليه فوقف علي قبره يبكي ويطرح رداءه.

العقد الفريد، ج 3، ص 201

عبد الله مسعود دير رسيد و نماز بر جنازه عمر خوانده بودند، عبايش را كنار پرت كرد و شروع كرد بر قبر عمر بن خطاب گريه كردن.

اين ها چيست در كتب شما؟

ابن حجر عسقلاني در كتاب الدرر الكامنة جلد 1 صفحه 155 تعبيرش اين است كه مي گويد: بعضي از مردم ابن تيميه را مجسم مي دانستند و بعضي زنديق و بعضي منافق مي دانستند.

امام سبكي مي گويد: ابن تيميه از 73 ملت بيرون است و مسلمان نيست.

حصني دمشقي مي گويد: ابن تيميه زنديق و بدعت گزار است و امامش شيطان است.

آقاي ابن كثير دمشقي كه متوفاي 774 است در كتاب البداية والنهاية جلد 14 صفحه 136 در باره ابن تيميه مي گويد: وقتي او را دفن كردند، آن دستمالي كه بسته بود به گردنش كه دمل داشت و آلوده به هزار كثافت بود؛ چون آن دستمال به آن گردن آن چناني ابن تيميه بسته بود، مردم تبرك مي جستند.

مي گويد: آن دستمال به خاطر دمل هايي كه به آن بود، 150 درهم خريد و فروش شد.

اين ها مي خواستند به عنوان تبرك داشته باشند.

آن كلاهي كه روي سرش مي گذاشت، آن سري كه امامش شيطان است، 500 درهم خريدند.

تعبيرش اين است:

وحصل في الجنازة ضجيج وبكاء كثير وتضرع وختمت له ختمات كثيرة بالصالحية وبالبلد وتردد الناس إلي قبره أياما كثيرة ليلا ونهارا يبيتون عنده ويصبحون ورؤيت له منامات صالحة كثيرة ورثاه جماعة بقصائد جمة.

البداية والنهاية، ج 14، ص 136

در جنازه او ضجه ها و گريه هاي بسياري انجام شد و ختم هاي زيادي براي او انجام دادند و چندين مدت مردم رفت آمد داشتند بر قبر او كنار قبر او به عنوان عزاداري مي خوابيدند و عده زيادي در مردن ابن تيميه قصيده و مديحه سرايي كردند.

اكنون مي گوييم: اگر عزاداري براي ابن تيميه باشد اشكالي ندارد؛ ولي اگر براي امام حسين سلام الله عليه باشد، اين عين شرك و بدعت است.

اين آقاي بي عقل هم گذشتن ايام عزاداري امام حسين را تبريك مي گويد.

شهد شاهد من أهلها.

دانشمند معاصر جهان اسلام گفت: عقيل بي عقل.

ما چيزي نمي گوييم.

مجري:

آيا اهل سنت در سوگ و در گذشت علماي خويش عزاداري كرده اند؟

استاد قزويني:

ما سال گذشته يك اشاراتي در اين زمينه داشتيم.

ذهبي در رابطه با عبد المؤمن بن خلف كه از علماي بزرگشان است، در كتاب سير أعلام النبلاء نقل مي كند و از ايشان به عنوان:

الامام الحافظ.

سير أعلام النبلاء، ج 15، ص 480

ايشان مي گويد: وقتي كه عبد المؤمن از دنيا رفت، مردم براي او عزاداري كردند و نوحه سرايي كردند.

در رابطه با آقاي جويني كه از ايشان تعبير مي كنند:

الإمام الكبير شيخ الشافعية إمام الحرمين.

سير أعلام النبلاء، ج 18، ص 468

جويني استاد ذهبي است.

ايشان متوفاي 478 هجري قمري است.

در كتاب سير أعلام النبلاء آمده است كه ايشان وقتي كه از دنيا مي رود، مردم عزاداري كردند و منبرش را شكستند و براي شان قابل تحمل نبود كه بعد از جويني كسي بالاي اين منبر برود و عزاداري كند.

اين آقايان احساس كردند كه بعد از جويني استادي كه بيايد براي اين ها تدريس كند و مطالب او را بنويسند وجود ندارد، براي همين قلم هايشان را شكستند و ظرفي كه در آن مركب مي ريختند، شكستند:

وأقاموا حولا ووضعت المناديل عن الرؤوس عاما بحيث ما اجترأ أحد علي ستر رأسه وكانت الطلبة يطوفون في البلد نائحين عليه مبالغين في الصياح والجزع.

سير أعلام النبلاء، ج 18، ص 476

حتي اين ها سرهايشان را در طول يك سال برهنه كردند و كسي جرأت نداشت كه چيزي برسرش بگذارد و طلاب و شاگردانش در خيابان ها و كوچه ها مي گشتند و براي او عزاداري مي كردند.

همان عزاداري كه امروز مردم براي آقا امام حسين سلام الله عليه در كوچه و بازار انجام مي دهند.

جناب ابن جوزي در كتاب المنتظم (ابن جوزي بزرگ نه سبط ابن جوزي) جلد 9 صفحه 20 مفصل اين قضايا را نقل مي كند.

در رابطه با سبط ابن جوزي كه متوفاي 598 هجري است و در رابطه با ايشان مي گويند:

الإمام العلامة الحافظ المفسر شيخ الإسلام مفخر العراق.

سير أعلام النبلاء، ج 21، ص 365

ذهبي وقتي مي خواهد شرح حال ايشان را بنويسد، ايشان مي گويد: وقتي كه آقاي سبط ابن جوزي را دفن مي كردند، مؤذن وقتي گفت:

وحزن عليه الخلق وباتوا عند قبره طول شهر رمضان يختمون الختمات بالشمع والقناديل... وأصبحنا يوم السبت عملنا العزاء.

سير أعلام النبلاء، ج 21، ص379 و 380

مردم گريه كردند و ناله زدند و عزاداري كردند و بر روي قبر آقاي ابن جوزي لوستر گذاشتند و چراغاني كردند و شمع روشن كردند و مرثيه سرائي كردند.

همان طوري كه در حرم ائمه است.

اين ها كه اشكالي ندارد، اين ها عين عبادت و عين توحيد است.

اين دشمنان اهل بيت و اين خوارج و به تعبير جناب آقاي دكتر احمد طيب، اين خوارج عصر و به تعبير دكتر جمعه اين سگان جهنم، فقط عزاداري امام حسين را مي بينند و حمله مي كنند و نسبت به عزاداران امام حسين اهانت و جسارت مي كنند و پاچه مي گيرند.

براي امثال سبط ابن جوزي و ديگران، اين ها هيچ اشكالي ندارد.

حداقل مراجعه كنيد و بگوييد: اين ها هم كه آقايان انجام داده بودند بدعت بوده است.

حتما آنجا هم در عزاداري سبط ابن جوزي و افرادي كه نقل كرديم مثل جويني و عبد المؤمن، حتما شيعيان آنجا رفته بودند يا يك عبد الله سبأ در قرن 7 و 8 بوده است كه اين شخص سر سني ها كلاه گذاشته است؛ همان طوري كه در جنگ جمل سر اميرالمؤمنين و عائشه كلاه گذاشت و اين ها را به جان هم انداخت.

سر صحابه كلاه گذاشت و اين ها را براي قتل عثمان تحريك كرد، حتما از قبر زنده شده يا از نواده هاي ابن سبأ بوده است كه اهل سنت را تحريك كرد كه براي سبط ابن جوزي و عبد المؤمن و ديگران اين چنين عزاداري كنند.

ان شاء الله روزي كه حضرت ولي عصر آمد، ما خيلي هم از عنايت حضرت حق نا اميد نيستيم.

ما هر روز و شب منتظر ايشان هستيم و هر روز براي فرج او دعا مي كنيم و براي آمدن او از محضر حق تعالي و از مادرش خواهش و استغاثه مي كنيم.

اگر آن آقا بيايد، چون سيه رو شود هر كه در او غش باشد.

مجري:

اين آقايان در شبكه هايشان مي گويند: هر گونه عزاداري و نوحه سرايي براي مردگان حرام و خلاف شرع است و رواياتي از كتب شيعه مطرح و به آنها استناد مي كنند. لطف كنيد در اين زمينه صحبت كنيد.

استاد قزويني:

وقتي ما از كتاب هاي آن ها روايت نقل مي كنيم، مي گويند: از زباله دان هاي اهل سنت است؛ معلوم مي شود كه آقايان زباله دان هم دارند.

رواياتي كه در كتاب هايشان از پيغمبر اكرم نقل مي شود و ما به آن استناد مي كنيم، شده زباله دان.

ما كه از صحيحين نقل مي كنيم، اين ها تعبير به زباله دان مي كنند.

ما در طول اين مدت نديديم كه يك روايت از كتاب هاي شيعه بخوانند و بررسي سندي كنند؛ حتي اگر يك بچه شيعه زنگ مي زند و مي گويد: اين روايتي كه خوانده ايد سندا درست است يا نه؟ مي گويند: شما تحقيق كرديد يا نه، از نظر شما صحيح است يا نه؟

شما داريد استناد مي كنيد.

ما معمولا بررسي سندي مي كنيم و راوي ها را بررسي مي كنيم و اقوال بزرگان شان را در تصحيح سند مي آوريم.

يك مورد ما نديديم كه بيايند از بحار الانوار و از كافي و تهذيب و وسائل روايت بياورند و تصحيح كنند.

وقتي در كار رجالي در زباله دان گير مي كنند، نبايد از اين ها انتظار داشت.

اين آقا هرچه بيشتر جلو ميرود، بيشتر آبروريزي مي كند.

همين آقاي عقيل بي عقل در گفتن نام روات اشتباه مي كند و زراره را هنوز بلد نيست، اين آقا كارشناس شده است.

وقتي يك بچه شيعه زنگ مي زند و مي گويد: ايمان معاويه را ثابت كنيد، شروع مي كنند به اهانت و توهين كردن و مي گويند: معاويه مسلمان است يا كافر به تو چه ربطي دارد؟ ادب داشته باشيد. اين چه تعبيري است كه داريد؟

اگر اين كه معاويه مسلمان است يا كافر به شيعه ربطي ندارد، عزاداري شيعه هم به شما هم ربطي ندارد؛ شيعه به اهل بيت متوسل مي شود، به شما چه ربطي دارد؟

مگر شما را در قبر شيعه مي گذارند؟

اگر به تو ربطي ندارد ملاك است، شما بساط خود را جمع كنيد.

آقاي ملازاده مي گفت: بعضي از اين ها پارچه فروشي داشتند و ورشكست شده اند و آمده اند شبكه باز كردند و ميلياردر شده اند با اين شبكه شان.

به اندازه كافي كه پول جمع كرديد و براي نوه و نتيجه هايتان هم پول جمع كرديد، برويد همان پارچه فروشي تان را باز كنيد و اين بساطتان را جمع كنيد. ما مثل اهل سنت نيستيم كه يك كتاب صحيح داشته باشيم.

اين را هم كه مي گويند:

الكافي كاف لشيعتنا.

اين را يك آدم بي سواد در جايي استدلال كرده است.

مرحوم نوري مي گويد: در هيچ روايتي ضعيف و مرسل هم ما نداريم كه حضرت ولي عصر فرموده باشد:

الكافي كاف لشيعتنا

اين را چهارتا منبري و روضه خوان از كجا گفته است كه در زبان ها افتاده است.

يك انسان بي سوادي در مقدمه كافي اين را ذكر كرده است ؛ نه روايتي و نه دليلي و نه سندي براي او ذكر كرده اند. اين شده پيراهن عثمان براي آقايان.

حداقل روايتش را بيان كنيد كه كجا بوده است و راوي آن چه كسي بوده است و جريانش چه بوده است.

به قول استاد ما حضرت آيت الله العظمي شبيري زنجاني كه من واقعا در مباحث رجالي مديون اين بزرگوار هستم و به تعبير آيت الله العظمي سبحاني، رجال شناس بي نظير تاريخ اسلام است.

ايشان مي گفتند: اگر همچنين قضيه اي بود كه كافي به رؤيت حضرت ولي عصر رسيده بود، اين را مرحوم كليني در جاي جاي كافي با آب و تاب نقل مي كرد.

حضرت ولي عصر كه هيچ، يكي از نواب اربعه اگر ديده بودند و تأييد مي كردند، آقاي كليني قطعا در كتاب خود مي آورد؛ چون اين بالاترين سند براي اعتبار كتابش بوده است؛ ولي هيچ خبري نيست.

كليني در ري بوده است كه كافي را تأليف كرده است و نواب اربعه هم در عراق و بغداد بوده اند.

بعد از اين كه كافي تمام شد، مرحوم كليني يك سفري به بغداد داشتند.

اين را ملاك قرار مي دهند براي اين كه

الكافي كاف لشيعتنا

در رابطه با همين رواياتي كه نقل مي كنند، روايات متعددي آوردند.

يكي رواياتي كه از مستدرك و بحار الانوار نقل كرده اند كه اميرالمؤمنين فرمود: سه چيز است كه از اعمال جاهليت است:

والنياحة علي الموتي.

مستدرك الوسائل، ميرزا حسين النوري الطبرسي، ج2، ص450 و بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 79، ص 101

اين روايت را هركس آورده، مرسل آورده است و سندي براي او ذكر نكرده اند. اين قضاياي جاهليت را مطرح مي كند. نوحه سرايي جاهليت چنين و چنان بوده است.

بزرگان ما گفته اند: نوحه سرايي بر دو قسم است:

يك نوع آن نوحه سرايي باطل است.

النياحة بالباطل

مرحوم علامه حلي مي گويد:

النياحة بالباطل محرمة إجماعا أمّا بالحقّ فجائزة إجماعا.

منتهي المطلب، العلامة الحلي، ج1، ص466 و مجمع الفائدة، المحقق الأردبيلي، ج8، ص75 و الحدائق الناضرة، المحقق البحراني، ج 4، ص 168

به اجماع تمام فقهاي شيعه نوحه سرايي باطل حرام و خلاف شرع است.

اگر كسي نوحه سرايي باطل داشته باشد و اين كه بيايد صورتش را بخراشد و لباس هايش را پاره كند نسبت به مردگان شان، در اين آقايان اشكال دارند.

نه تنها شيعه؛ بلكه خود اهل سنت هم مي گويد: عزاداري ها و نوحه سرايي هايي كه آثار جاهليت در آن باشد؛ مثل اين كه وقتي يك فردي از دنيا رفته بگويند: آي چه شمشيرهايي كشيدي و چه دزدي هايي كردي و چه آدم هايي كشتي و چه زناهايي مرتكب شدي.

اين ها نوحه سرايي باطل است.

زمان سابق، وقتي كه كسي از دنيا مي رفت، كشت و كشتار و تجاوزاتش را مي آوردند به عنوان نوحه سرايي مطرح مي كردند.

الباني در صحيح سنن ابن ماجه جلد 1 صفحه 150 تعبيرش اين است: اين نوحه سرايي هاي باطل است كه منهي بوده است و نبي مكرم از او نهي كرده است.

آقاي الباني كتابي دارد به اسم احكام الجنائز، در صفحه 32 مي گويد: اون نوحه سرايي هايي كه نهي شده ، نوحه سرايي هايي است كه در جاهليت بوده است كه بر گناهان و معصيت هايي كه اين شخص انجام داده بود، نوحه سرايي مي كردند و گريه مي كردند.

بعد مي گويد:

أن النعي ليس ممنوعا كله وإنما نهي عما كان أهل الجاهلية يصنعونه.

احكام الجنائز، ص 32 و فتح الباري، ج 3، ص 116

نوحه سرايي همه جا ممنوع نيست، آن نوحه سرايي كه در زمان جاهليت انجام مي دادند نهي شده است نه هر نوحه سرايي.

نوحه سرايي هايي كه مربوط به رسول اكرم نسبت به حمزه بوده است، آقايان نقل مي كنند و ما هم اين قضايا را قبلا نقل كرديم.

اين رواياتي كه آقايان مي آورند صحيح نيست و اگر هم صحيح باشد، از نظر فقه الحديثي، ما دو نوع نوحه سرايي داريم، يكي نوحه سرايي جائز و يكي نوحه سرايي حرام.

اگر نوحه سرايي همه حرام باشد، شما نسبت به عائشه كه نوحه سرايي مي كرده است، اين نوحه سرايي ها چگونه است.

 

وَقُمْتُ أَلْتَدِمُ مع النِّسَاءِ واضرب وجهي.

مسند أحمد بن حنبل، ج 6، ص 274

اين را با سند صحيح احمد بن حنبل آورده است.

همين نوحه سرايي حضرت زهرا سلام الله عليها كه خيلي واضح است و حضرت زهرا سلام الله عليها فرزند پيغمبر و صحابيهء است.

شما مي گوييد:

أصحابي كالنجوم بأيهم اتقديتم اهتديتم .

منتخب الكلام في تفسير الأحلام، ج 1، ص 619

در صحيح بخاري آمده است كه حضرت زهرا براي پدر بزرگوارشان نوحه و گريه كردند.

قضاياي مفصلي را ما نقل كرديم از نوحه سرايي ها و گريه حضرت بر حمزه و جعفر طيار و عثمان بن مظعون.

اين ها دلالت مي كند كه نوحه سرايي جايز، نوحه سرايي است كه در آن گناه و معصيتي صورت نگيرد و نوحه ها بر طبق زمان جاهليت انجام نشده باشد.

قضيه دعبل خزاعي كه خيلي مشهور است كه حضرت رضا سلام الله عليه وقتي دعبل به آنجا مي آيد، براي او نزديك خودش جا باز مي كند و مي فرمايد: همان دعايي كه پيغمبر براي حسان بن ثابت داشت، براي تو دارم.

مادامي كه با زبان و بدنت ما را ياري مي كني، خدا تو را كمك كند.

بعد حضرت پرده اي در اتاق مي زند و اهل بيت حضرت پشت پرده و خود ايشان و اصحاب حضرت اين طرف پرده قرار مي گيرند و بعد به دعبل مي فرمايد: در مرثيه جدم امام حسين اشعاري بگو.

همان شعري كه مشهوري كه دارد:

أفاطم لو خلت الحسين مجدلا وقد مات عطشانا بشط فرات أفاطم قومي يا ابنة الخير واندبي نجوم سماوات بأرض فلاة

من يادم است كه اولين شعر عربي كه حفظ كردم، اشعار دعبل خزاعي بوده است.

قضيه دعبل از قطعياتي است كه در تاريخ و كتب شيعه آمده است. اين براي ما حجت است.

حجت هر چه كه مي خواهد براي شما باشد به ما ربطي ندارد.

اگر كسي كه امامش شيطان است براي شما حجت است، خدا شما را با ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب و يزيد و معاويه و عمرو عاص و خالد محشور كند و ما را با امام رضا و امام حسين و زينب كبري و با اصحاب امام حسين سلام الله عليه محشور كند.

هر كسي با دوستداران و مواليان خودش فرداي قيامت محشور مي شود.

مجري:

عزيزان لطف كردند و در سايت لينك انگليسي و عربي گذاشته اند كه تصاوير را مي توانيد به صورت زنده با لينك انگليسي و عربي ببينيد و ترجمه ها را ملاحظه كنيد.

استاد قزويني:

اين را خيلي از ما تقاضا مي كردند.

اين دوستان مان آقاي مهندس واعظي كه مسؤليت سايت را به عهده دارند، ديشب با اين ها صحبت مي كردم و مي گفتند: ما تعجب مي كنيم كه اين بيننده هايي كه در سايت شما است، معادل تمام شبكه هاي جمهوري اسلامي است؛ بلكه بيشتر.

ما باور نمي كرديم كه در سايت ولايت اين قدر به صورت زنده مردم پيگيري كنند.

در بعضي از قاره ها مثل استراليا، شبكه ما آنجا آنتن ندارد و مردم در آنجا از اينترنت استفاده مي كنند.

كشور هند هم از طريق اينترنت مي بينند؛ حتي در آمريكا هم مردم از اينترنت بيشتر استفاده مي كنند تا از ماهواره.

اگر خدا به ما توفيق دهد كه به عرب ست بياييم، در آنجا عزيزان مان كه در هند هستند راحت مي شوند.

ما كه پارسال در هند بوديم، عزيزان مان ناراحت بودند و گلايه داشتند؛ چون آنجا وضع اينترنت شبيه ايران و يك مقداري خراب تر از ايران است و معمولا در بعضي از قسمت ها اين شبكه را به سختي مي گرفتند.

خداي عالم ما را كمك كرده است تا الان و بعد از اين هم كمك خواهد كرد و دوستان هم ما را دعا كنند و هم برنامه ولايت ياوران راه بيندازيم؛ چون درخواست زيادي از بينندگان مان داشتيم و آيت الله مكارم شيرازي هم تأكيد داشتند.

ان شاء الله اين طرح ولايت ياوران انجام مي شود كه دوستاني كه مي خواهند در اين برنامه ها سهيم باشند و در نشر فرهنگ اهل بيت سهمي داشته باشند و فرداي قيامت به نبي مكرم مي گويند: شما فرموده ايد:

اللهم انصر من نصره.

ما هم به اندازه وسع و توانايي مان اميرالمؤمنين را ياري كرديم.

مجري:

در اين شبكه هاي وهابي مي گويند: اين عزاداري ها و سياه پوشي ها همه بدعت است و در رحلت رسول اكرم صلي الله عليه وآله، امام علي عليه السلام و امام حسين، به هيچ وجه كسي لباس سياه نپوشيده است. لطف كنيد اين را براي ما بيان كنيد.

استاد قزويني:

اين آقايان از بي سوادي شان است كه مي گويند: اين سياه پوشي ها بدعت است.

اين ها اگر به كتاب هاي خودشان مراجعه كنند، جوابش در آن ها است.

اين ها فرصت ندارند كه به كتب خود مراجعه كنند و اگر فرصت هم داشته باشند، اين ها را چشم شان نمي بينند:

خَتَمَ اللَّهُ عَلَي قُلُوبِهِمْ وَعَلَي سَمْعِهِمْ وَعَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ.

سوره بقره آيه 7

چشم شان هم ببيند، عقل شان كار نمي كند:

عَلَي قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا

سوره محمد آيه 24

قفل كردند عقل شان را و كليد آن را هم به ابن تيميه داده اند و او برده است و با بدنش كه پوسيده است، كليد هم پوسيده است و هيچ كليدي هم به قفل قلب شان نمي خورد.

اين هم نصيب آقايان بوده است در اين دنيا.

ان شاء الله قيامت معلوم مي شود:

فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ

سوره آل عمران آيه 21

آن وقتي كه چشم شان به جناب ملك الموت مي افتد و آن ها را به سخت ترين وجه قبض روح مي كند:

فيضربون علي وجوههم.

با گرزهاي آتشين بر سر و كله شان مي كوبند، قطعا آن وقت يادشان مي آيد كه فلاني با اين كه دشمن ما بود، اين ها را گفت؛ ولي ما باور نكرديم.

آقايان اين را در ذهن خود بسپاريد كه اگر آن روز را نديديد و قضيه خلاف بود، همان جا هر قدر كه خواستيد ما را لعن و نفرين كنيد؛ ولي اگر ديديد كه از هنگام جان كندن به خاطر عداوتي كه با اهل بيت داريد و اين پرده ضخيمي كه روي چشم هايتان گذاشتيد و به سختي جان كندن شما صورت گرفت و عذاب قبر را ديديد و در قيامت شرمندگي و گرفتار آتش جهنم شديد، آنجا يادتان بياوريد كه ما اين ها را به شما گفتيم؛ ولي حاضر نشديد كه از خر شيطان پايين بياييد.

در رابطه با قضيه حمزه كه زمخشري كه اديب و مفسر قرن 5 و 6 است، مي گويد:

بكت بنت أم سلمة علي حمزة رضي الله عنهما ثلاثة أيام وتسلبت.

الفائق، ج 2، ص 192

سه روز گريه كرد و لباس عزا پوشيد.

زبيدي هم در كتاب تاج العروس وقتي كه مي خواهد ماده سلب و تسلب را معنا كند، مي گويد:

خِرْقَةٌ سَوْدَاء تَلْبَسُها الثَّكْلَي

تاج العروس، ج 3، ص 73

تسلب يعني آن لباس سياهي كه عزادار مي پوشد.

در قضيه جناب جعفر طيار سلام الله عليه كه جناب ابن جوزي در كتاب غريب الحديث خود، مفصل قضيه را نقل مي كند:

ولما أصيب جعفر قال رسول الله صلي الله عليه وسلم لأسماء تسلبي ثلاثا.

غريب الحديث لابن الجوزي، ج 1، ص 490

سه روز لباس عزا به تن كن.

اين در كتاب هاي شما آمده است.

ابن منظور صاحب كتاب لسان العرب كه دم دست آقايان است در ماده سلب مي گويد:

وفي حديث أم سلمة أنها بكت علي حمزة ثلاثة أيام وتسلبت.

لسان العرب، ج 1، ص 473

بعد ايشان مي گويد: تسلبت همان لباس عزا پوشيدن است.

در ديوان حسان بن ثابت است كه وقتي پيغمبر از دنيا مي رود، شعري آورده است كه اهل بيت نبي مكرم صلي الله عليه وآله در عزاي پيغمبر لباس عزا به تن كرده اند.

در قضاياي ديگر مثل عزاي حضرت امير سلام الله عليه ذهبي در كتاب سير أعلام النبلاء نقل مي كند كه وقتي اميرالمؤمنين از دنيا مي رود:

خطبنا الحسن بن علي وعليه ثياب سود وعمامة سوداء.

سير أعلام النبلاء، ج 3، ص 267

امام حسن لباس سياه به تن كرده و عمامه سياه به سر گذاشته بود و براي ما سخنراني كرد.

شما ببينيد كه اين روايت در اين كتاب هست يا نه؟

در رابطه با شهادت امام مجتبي سلام الله عليه ابن كثير دمشقي سلفي كه مورد تأييد شما است، در كتاب البداية والنهاية جلد 8 صفحه 47 مي گويد: وقتي امام مجتبي از دنيا رفت، زنان بني هاشم يك سال لباس سياه و لباس عزا به تن كردند.

آيا اين ها در تاريخ است؟ اين مال خير القرون قرني است.

حاكم نيشابوري در كتاب مستدرك خود اين قضيه را نقل مي كند كه وقتي امام مجتبي از دنيا رفت:

أقام نساء بني هاشم النوح عليه شهرا.

المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 189

زنان بني هاشم يك ماه عزاداري كردند

در رابطه با عزاداري امام حسين سلام الله عليه در منابع شيعه مفصل آمده است كه وقتي امام حسين از دنيا رفت:

لبس نساء بني هاشم السواد والمسوح.

بحار الأنوار، العلامة المجلسي، ج 45، ص 188 و وسائل الشيعة (آل البيت)، الحر العاملي، ج3، ص 238

وقتي كه امام حسين از دنيا رفت، زنان بني هاشم لباس سياه و لباس عزا به تن كردند.

اين قضيه از همان سال هاي اول هجري و از عصر نبي مكرم صلي الله عليه وآله مطرح بوده است.

اين چيزي نيست كه امروز شيعه از خودش درآورده باشد يا صفوي ها درآورده باشند.

الحمد لله علي سلامة العقل

روزي شما در اين دنيا عداوت با اهل بيت و مخالفت با هرگونه شعائر مذهبي و ديني است.

لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ

سوره كافرون آيه 6

بيننده آقاي اسد اوقلي از مياندوآب:

ما شما را خيلي دوست داريم و هر وقت چهره نوراني تان را مي بينيم خيلي خوشحال مي شويم. آقاي قزويني افتخار ما ترك ها است.

من دو سال است كه برنامه شما را مي بينم و خدا امروز سعادت داده است كه در خدمت شما باشم.

ما ترك ها بارها به خانم عائشه بي احترامي كرده ايم و نمي گوييم اين كار را نكرده ايم؛ ولي به خدا از وقتي كه آقاي دكتر به ما امر كرده اند كه اين كار را نكنيد؛ چون به اهل سنت برمي خورد، انجام نداديم.

خدا شاهد است كه الان نمي دانم با چه لحني با شما صحبت كنم. دكتر به ما خيلي ظلم مي شود. دين و مذهب و شرف و همه چيز ما فاطمه زهرا سلام الله عليها است.

به خدا به ايشان توهين مي كنند. ما نمي توانيم تحمل كنيم.

مجري:

شما مگر پيروي ائمه اطهار عليهم السلام نيستيد؟

بيننده:

ما نوكر ائمه عليهم السلام هستيم.

مجري:

مگر آن ها مظلومانه كشته نشدند؟ بايد صبر كرد.

بيننده:

از كجا بگويم؟ از مظلوميت فاطمه زهرا بگويم؟ از مظلوميت علي كه در خانه پيامبر هم مظلوم بود، از آنجا بگويم؟ از فدك بگويم؟ از كجا بگويم؟

اين ها خيلي توهين مي كنند. تو را به خدا و تو را به دين و مذهب قسم مي دهيم، ما زجر مي كشيم. شما مي دانيد كه ما در كجا زندگي مي كنيم؟

ما با اهل سنت همسايه هستيم. به فاطمه زهرا به ما خيلي توهين مي كنند، شما بايد جواب دهيد.

آقايان نشسته اند در آن شبكه كلمه، با آن بي وقاحتي صحبت مي كنند.

دكتر شما فتوا مي دهيد و دستور مي دهيد كه اين كار را نكنيد؛ تا كي؟

ديگه تحمل نداريم.

خدا شاهد است كه مادرم داره سكته مي كند. به امام زمان من هر روز بايد اين را دكتر ببرم. ما نوكر شما و ديگر علماء و مراجع هستيم. بياييد ببينيد كه به آقاي يزداني و به شما علماء و مذهب ما چه توهيني مي كنند. تا كي بايد صبر كنيم؟

استاد قزويني:

ما الحمد لله تا خون در رگ ما است و نفس در بدن داريم، جواب مي دهيم و اين ها را رسوا مي كنيم؛ همان طوري كه تا كنون رسوا كرديم.

ما ساكت نخواهيم نشست. كاري كه انجام داديم، اين ها خودشان هم احساس مي كنند كه بين اهل سنت آبرو ندارند؛ حتي ميان خود وهابي ها هم آبرو ندارند.

بحث اهل سنت با بحث وهابيت جدا است.

ما هرگونه اهانت به اهل سنت و اهانت به مقدسات اهل سنت را گناه نابخشودني مي دانيم؛ ولي نسبت به وهابي ها ما بارها گفتيم كه اين ها بيايند به جاي اين كه پا پيچ شيعه شوند، بيايند ثابت كنند كه سگ جهنم نيستند؛ چون مفتي مصر گفته است كه وهابي ها سگان جهنم هستند.

دوستاني كه با اين ها تماس مي گيرند، به جاي اين كه سؤالات متفرقه بپرسند، بگويند: اين آقاي دكتر علي جمعه كه شيعه نيست.

از نواده هاي ابن سبأ هم كه نيست. سني و مفتي عام كشور مصر است. گفت: شما سگ جهنم هستيد. شما بياييد ثابت كنيد كه سگ نيستيد.

شيخ الازهر دكتر احمد طيب گفت: اين ها خوارج هستند. بياييد ثابت كنيد كه خوارج نيستيد. چرا عوضي مي رويد؟

امام سبكي مي گويد: ابن تيميه بدعت گزار بوده است و از 73 ملت بيرون است.

اگر اين ها راست مي گويند و مرد هستند، بيايند جواب سبكي را بدهند.

جواب ابن حجر عسقلاني و ابن حجر مكي را بدهند.

اين ها همه از علماي بزرگ اهل سنت هستند.

شما روي مباحث اهل سنت نرويد، شما هم روي اقوال بزرگان اهل سنت نسبت به ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب تأكيد كنيد؛ چون اين ها ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب را از ائمه و از علي و حتي از عمر و ابابكر و عائشه بيشتر دوست دارند.

بارها بوده است كه در شبكه شان به خلفاء توهين كردند و آن ها چيزي نگفتند؛ ولي يك كسي همان جلسه به ابن تيميه توهين كرد، شروع كردند به او فحاشي و اهانت كردن.

مشخص است كه ابن تيميه براي اين ها از ابو بكر و عمر و عائشه احترامش بالاتر است. شما هم بچسبيد به آنجا.

اين ها وقتي وارد بحث ابن تيميه مي شويد، مي سوزند و آتش مي گيرند.

بيننده:

ببخشيد كه من نتوانستم درست فارسي صحبت كنم. اگر مادرم چيزيش شود، به خدا واگذارشان مي كنم. از آن ها خواهش و التماس مي كنم و به قرآني كه در دست شان است و نشان مي دهند قسم مي دهم كه با اهل بيت كاري نداشته باشند.

به خدا مادرم داره مي ميره.

مجري:

ان شاء الله خدا ايشان را شفا دهد.

بيننده:

خدا دكتر قزويني را براي ما نگه دارد.

بيننده آقاي اميني از سقز از اهل سنت:

خسته نباشيد مي گويم خدمت تمام كاركنان شبكه مقدسه ولايت.

اگر اجازه دهيد مي خواستم يك سؤال در رابطه با نخلستان بني نضير كنم كه جريانش چه بوده است.

اين را براي من و بينندگان توضيح دهيد ممنون مي شوم.

در كتاب صحيح بخاري روايتي است كه عمر بن خطاب او را نزد خود فرا خواند و ناگاه دربان آمد و گفت آيا به عثمان و عبد الرحمن و زبير و سعد اجازه ورود مي دهي؟

گفت: آري.

اندك زماني گذشت و سپس دربان گفت: آيا به عباس و علي كه اجازه ورود مي خواهند، اجازه مي دهي؟

گفت: آري. چون آن دو نفر آمدند، عباس گفت: اي اميرالمؤمنين ميان من و او (يعني حضرت علي رضي الله عنهما) حكم كن.

آن دو نفر در رابطه با اموال بني نضير كه خداوند به پيغمبر خود صلي الله عليه وآله غنيمت فيء داده بود مناقشه مي كردند. مي خواستم آقاي قزويني اين را براي من توضيح دهند.

استاد قزويني:

بله روايت 4033 است.

بيننده:

يك روايت ديگري است كه مي گويد: علي بن حسين به من خبر داد كه حسين بن علي عليهم السلام به او گفت: كه علي رضي الله عنه گفت: من ماده شتري كهن سال داشتم كه از غنائم جنگ بدر سهم من شده بود و پيامبر صلي الله عليه وآله با شتري ديگر كه از خمس غنائم به من داده بود.

اين دو روايت را اگر لطف كنيد جريانش را تعريف كنيد ممنون مي شوم.

من نمي خواهم كه از كسي دفاع كنم يا وكيل مدافع كسي باشم؛ ولي در شبكه مقدسه ولايت خدايي نكرده از يكي از علماي محترم آن برنامه يك بدعتي دارد باز مي شود و حرف هاي زشت و ركيك بزند، به نظر من درست نيست.

به قول آقاي كياني كه مي گفتند: ؟؟

شناختي كه ما از حضرت علي داريم و آن خلق و خوي علوي كه جناب آقاي ابوالقاسمي ما سراغ داريم، فكر نكنم كه صورت خوشي داشته باشد كه حرف هاي ركيك و زشت و زننده در شبكه مقدسه ولايت بزند.

مجري:

دوستان ما حرف هاي ركيكي زده اند؟

بيننده آقاي خالقي از قم:

ان شاء الله عزاداري هايتان قبول باشد. من شيعه هستم و يكي از مهاجرين افغاني هستم. با چند تا برادر سني افغاني بحث مي كنيم كه مي گويند: مردم ايران با زور شمشير عمر مسلمان شدند.

در افغانستان از امامان شما اصلا گذر نكرده اند با وجود اين كه يك زيارت در مزار شريف است و ما آنجا زيارت مي كنيم و اهل سنت هم مي آيند.

بزرگان ما مي گويند كه گذرگاه حضرت علي است. مي خواستم جواب دهيد.

استاد قزويني:

آن دو روايت آقاي اميني را اگر بخواهيم بخوانيم، هر كدام 2 صفحه است.

اين را سر فرصت توضيح مي دهيم.

ما بارها گفتيم كه به زور مسلمان شدن ايرانيان دروغ است.

يمن در آن زمان جزء ايران بوده است و در زمان رسول اكرم مردم مسلمان شدند.

به قول آيت الله كوراني، اگر ايران فتح شد با تدبير اميرالمؤمنين و راهنمايي حضرت امير بوده است.

وقتي خبر دادند به جناب خليفه دوم كه 150 هزار رزمنده ايراني جمع شدند و حركت مي كنند، ايشان از ناراحتي و ترس دندان هايش بهم مي خورد. اين در تمام منابع اهل سنت است.

عمر از تمام صحابه نظر خواهي كرد و هر كدام يك نظري دادند، عثمان يك نظري داد و عمر نپسنديد. رو كرد به اميرالمؤمنين و گفت: يا ابا الحسن چرا تو ساكت هستي؟

اميرالمؤمنين يك نظري داد، همان نظر اجرا شد.

اين نه به عنوان اين است كه وزير خليفه بوده است؛ اين ها همه دروغ ها و افتراهايي است كه به اميرالمؤمنين مي زنند. اميرالمؤمنين مقامش خيلي مافوق اين است كه وزير شخص ديگري باشد.

اميرالمؤمنين براي اسلام كه اگر تدبير نمي كرد، 150 هزار نيرو مي ريختند و كل مسلمان ها را نابود مي كردند و هم مسلمان ها از بين مي رفتند و هم اسلام از بين مي رفت.

اگر اميرالمؤمنين در بعضي از جاها مشورت مي دهد، به خاطر مصالح مسلمان ها و مصلحت حفظ اسلام بوده است.

در رابطه با گذر حضرت امير در افغانستان، يك مقداري ما بايد دقت كنيم كه خرافات را داخل مقدسات نكنيم.

بعضي از مواردي است كه كسي در مكاشفه چيزي مي بيند مثلا اميرالمؤمنين در مكاشفه جايي مي آيد، همان را ملاك قرار مي دهند.

در يك جايي براي حضرت امير عزاداري كنند و تكريم كنند، نه تنها در افغانستان بلكه در جاي جاي كره زمين براي اميرالمؤمنين كسي بخواهد مراسم و بزرگداشت بگيرد، جا دارد و باز هم حق مطلب ادا نمي شود؛ ولي اين كه در بعضي از موارد مثلا قضيه رأس الحسين فلان جا بوده است يا اين كه حضرت علي در فلان جا رفته است يا شهربانو در فلان جا رفته است، اين ها را يك مقداري دقت كنيم تا خرافات وارد بحث مقدسات ما نشود.

مثلا قضيه ابو لؤلؤ كه در كاشان است، ما بارها گفتيم كه ابو لؤلؤ قاتل عمر همانجا در مسجد كشته اند و در قبرستان بقيع دفن كردند و همه بزرگان مخصوصا علامه مجلسي در بحار الانوار جلد 33 صفحه 33 مفصل مطرح مي كند.

در كاشان يك فردي بوده است كه اسمش ابو لؤلؤ بوده است و آدم صالحي بوده است. مردم هم علاقه دارند كه نسبت به بعضي از قضايا از كاه كوه درست كنند.

گفتند: ابو لؤلؤ و بعد گفتند: قاتل عمر و بعد هم دفن شد و يك سري نذورات و زيارات برايش درست كردند.

اين ها را ما بارها گفتيم، چه اين طرف و چه آن طرف.

يك مقداري اگر ما در رابطه با مقدسات ديني مان حواس مان جمع شود؛ مثلا قضاياي خيالي و خرافي وارد نشود، بهتر است و وهابي ها دنبال همين ها مي گردند كه يك مسئله را ملاك قرار دهند و حقايق مذهب شيعه را مورد هجمه قرار دهند.

بيننده آقا احسان از بوشهر از اهل سنت:

من به دو حديث به حديث هاي مورد استناد شما مي خواهم اشاره كنم و احساس مي كنم كه استناد شما در مورد اين دو حديث اشتباه است و از شما خواهش مي كنم كه در مورد آن ها بيشتر توضيح دهيد.

حديث اول حديث 4462 بخاري است كه استاد گفتند: در اين حديث حضرت فاطمه نوحه خواني و عزاداري مي كند.

حديث مي گويد: از انس نقل است كه هنگامي كه بيماري نبي اكرم سلام الله شدت گرفت و درد بر او غلبه كرد، فاطمه عليها سلام گفت: آه پدرم چقدر درد مي كشد.

رسول الله خطاب به او فرمود: پدرت از امروز دردي نخواهد داشت.

من مي خواستم بدونم از اينجايي كه حضرت فاطمه به عنوان يك دختر ناراحت شده است از درد پدر و رسول الله هم در همان موقع اين سخن فاطمه را قطع كرده كه فاطمه ناراحت نشود و فرموده است: من از اين به بعد درد نخواهم داشت.

كجاي اين حديث حكم مرثيه خواني و يا آن چيزي كه استاد گفتند وجود دارد.

استاد قزويني:

آخر حديث را چرا نمي خوانيد؟

بيننده:

حديث كه دارم مي خوانم دقيقا 2 خط و يك كلمه است و آخر حديث به عربي نوشته است:

كَرْبٌ بَعْدَ الْيَوْمِ.

استاد قزويني:

عن أَنَسٍ قال لَمَّا ثَقُلَ النبي صلي الله عليه وسلم جَعَلَ يَتَغَشَّاهُ فقالت فَاطِمَةُ عليها السَّلَام واكرب أَبَاهُ فقال لها ليس علي أَبِيكِ كَرْبٌ بَعْدَ الْيَوْمِ فلما مَاتَ قالت يا أَبَتَاهُ أَجَابَ رَبًّا دَعَاهُ يا أَبَتَاهْ من جَنَّةُ الْفِرْدَوْسِ مَأْوَاهْ يا أَبَتَاهْ إلي جِبْرِيلَ نَنْعَاهْ فلما دُفِنَ قالت فَاطِمَةُ عليها السَّلَام يا أَنَسُ أَطَابَتْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ تَحْثُوا علي رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم التُّرَابَ.

صحيح البخاري، ج 4، ص 1619

اين ها چيست؟

بيننده:

آن نسخه اي كه من در اختيار دارم، تا اين قسمت است.

مجري:

حديث بعدي تان را هم لطف كنيد.

بيننده:

اگر درست در ذهنم مانده باشد در مورد حضرت عمار كه استاد گفتند: پيامبر فرمودند كه عمار گريه كن و عزاداري ندارد.

مجري:

آن حضرت حمزه است.

بيننده:

بله حضرت حمزه است خيلي عذر مي خواهم.

پيامبر براي حمزه عزاداري گرفتند.

من وقتي حديث را نگاه كردم، باز به اين صورت است كه پيامبر بعد از اين كه از خواب بيدار مي شوند مي بينند كه زنان همچنان عزاداري مي كنند.

مجري:

اين را هم بحث كرديم شما مثل اين كه نبوديد.

بيننده:

بعدش پيامبر مي فرمايد: عزاداري را تمام كنيد.

استاد قزويني:

در صحيح بخاري كه در عربستان سعودي چاپ شده است، در حديث 4462 است؛ ولي در نرم افزار الجامع الكبير حديث 4193 است.

از انس است كه مي گويد:

قال لَمَّا ثَقُلَ النبي صلي الله عليه وسلم جَعَلَ يَتَغَشَّاهُ فقالت فَاطِمَةُ عليها السَّلَام واكرب أَبَاهُ فقال لها ليس علي أَبِيكِ كَرْبٌ بَعْدَ الْيَوْمِ فلما مَاتَ قالت يا أَبَتَاهُ أَجَابَ رَبًّا دَعَاهُ يا أَبَتَاهْ من جَنَّةُ الْفِرْدَوْسِ مَأْوَاهْ يا أَبَتَاهْ إلي جِبْرِيلَ نَنْعَاهْ فلما دُفِنَ قالت فَاطِمَةُ عليها السَّلَام يا أَنَسُ أَطَابَتْ أَنْفُسُكُمْ أَنْ تَحْثُوا علي رسول اللَّهِ صلي الله عليه وسلم التُّرَابَ.

صحيح البخاري، ج 4، ص 1619

اين عزاداري است كه در عزاداري ها است.

شما اين چيزي كه ياداشت كرديد، حتما از يك جايي ياداشت كرديد كه حتما قسمت بعدي اش در آنجا نبوده است.

بيننده:

من حديث 4462 را در يك فايل دارم.

استاد قزويني:

فايل تان اشكال دارد. تجديد نظر كنيد.

مجري:

حديثي كه در مورد حضرت حمزه بود، در دو جلسه قبل ما كاملا استاد بيان كردند.

بيننده:

بله. اصلا براي من توجيه نشده كه چون پيامبر آن لحظه؟؟؟

مجري:

اين قسمت كه پيامبر مي فرمايد: از امروز ديگر گريه نكنيد؟

بيننده:

بله. حضرت رسول خبردار نبودند از اين كه زنان دارند اين كار را مي كنند، بيدار مي شوند و با خبر مي شوند و ماجرا را همان جا تمام مي كنند و از اين كار خرسند نمي شوند.

حديث به وضوح مي گويد.

استاد قزويني:

ما عرض كرديم وقتي كه حضرت رسول اكرم مي بينند:

سمع نساء بني عبد الأشهل يبكين علي هلكاهن.

مصنف ابن أبي شيبة، ج 3، ص 63 و المعجم الكبير، ج 3، ص 146 و المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 215

زنان بني عبد الأشهل بر شهداي شان گريه مي كنند، نبي مكرم ناراحت شد فرمود:

لكن حمزة لا بواكي له.

مصنف ابن أبي شيبة، ج 3، ص 63 و المعجم الكبير، ج 3، ص 146 و المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 215

كلمه لكن را معني كنيم اين طور مي شود:

چه كار كنيم عموي من حمزه گريه كن ندارد.

بعد مي گويد:

فَجِئْنَ نساء الْأَنْصَارِ فَبَكَيْنَ علي حَمْزَةَ فَرَقَدَ فَاسْتَيْقَظَ فقال يا وَيْحَهنَّ انهن لها هنا حتي الْآنَ مُرُوهُنَّ فليرجعن وَلاَ يَبْكِينَ علي هَالِكٍ بَعْدَ الْيَوْمِ .

مصنف ابن أبي شيبة، ج 3، ص 63 و المعجم الكبير، ج 3، ص 146 و المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 215

واي بر آنها به اين ها بگوييد بعد از اين براي كسي گريه نكنند.

مستدرك حاكم مي گويد:

صحيح علي شرط مسلم ولم يخرجاه.

المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص 215

اين صحيح است و شرايط صحيح مسلم را دارد.

بزرگان اهل سنت گفته اند: به ظاهر صدر روايت با ذيل روايت با هم منافات دارد.

از آن طرف پيغمبر مي فرمايد: اي كاش براي عمويم گريه مي كردند و بعد كه گريه مي كنند مي فرمايد: اين ها را نهي كنيد و بعد از آن بر هيچ كسي گريه نكنيد.

ظاهر قضيه اين است كه اين ها چون گريه شان بي حد و حساب بوده است و اين ها در حد خودكشي گريه مي كردند و بي تابي مي كردند، پيغمبر آمد نهي كرد و فرمود: بعد از اين به اين شكل گريه نكنيد يا بر شهداي احد كسي بعد از اين گريه نكند؛ ولي اين كه در روايات متعدد آمده است كه زنان انصار و شايد هم زنان مهاجرين، تا سال ها براي حضرت حمزه گريه و عزاداري مي كردند.

وقتي عزيزي از اين ها از دنيا مي رفت، اين ها اول براي حضرت حمزه گريه مي كردند و بعد براي عزيز خودشان گريه مي كردند.

در رابطه با خود رسول اكرم كه براي مادرشان بعد از 50 سال سر قبرشان گريه مي كند و بي تابي مي كند، آن وقت بگوييم كه پيغمبر فرموده است براي كسي گريه نكنيد.

در رابطه با قضيه حضرت جعفر طيار سلام الله عليه، قضيه حضرت جعفر طيار سال 7 هجري است كه 5 سال بعد از قضيه احد و حضرت حمزه است.

حضرت مي فرمايد:

علي مثل جعفر فلتبك البواكي.

أنساب الأشراف، ج 1، ص 262 و الاستيعاب، ج 1، ص 243 و اسد الغابة، ج 1، ص 423

بر مثل جعفر طيار گريه كننده ها گريه كنند.

ابن عبد البر از استوانه هاي رجالي اهل سنت است.

كتاب هاي متعدد ديگري اين قضيه را از رسول اكرم نقل كرده اند.

آقاي واقدي كه متوفاي 207 هجري است؛ يعني 205 سال بعد از شهادت حضرت حمزه مي گويد: هر وقت زنان انصار مي خواستند براي عزيزشان كه از دست مي رفت گريه كنند، اول براي حمزه گريه مي كردند و بعد براي عزيزان خودشان گريه مي كردند.

اگر پيغمبر نهي كرده بود، آيا اين طور مي شد؟

به نظر ما مي رسد كه بني اميه آمده اند در ذيل روايت يك چيزي اضافه كردند؛ ولي بي خبر از اين كه اين اضافه كردن ريش و ريشه خودشان را مي سوزاند و اين همه ادله ما داريم كه زنان انصار در قرن اول و قرن دوم كه خير القرون قرني والذي يليه بر حضرت حمزه گريه مي كردند.

ابن كثير دمشقي وقتي اين روايت را از مسند احمد نقل مي كند، مي گويد:

هذا علي شرط مسلم.

البداية والنهاية، ج4، ص55

اين روايت صحيح است و شرايط صحيح مسلم را دارد.

ما يك شب مفصل اين را جواب داديم.

بيننده علي آقا از همدان:

بالاخره سعادتي شد كه بعد از مدت ها صداي شما را بشنويم.

من مي خواستم از اينجا به آقاي عقيل هاشمي بگويم: من كه سواد آنچناني ندارم، چندتا از اين بچه هاي شيعه ما را زنگ مي زنند و مسائل سياسي مملكت را با مسائل ديني قاطي مي كنند و تند تند سرشان را تكان مي دهند و چهار تا الله اكبر مي گويند.

اين ها مي گويند: شيعيان بدعت كردند براي عزاداري.

من مي خواهم به آقاي عقيل خان بگويم كه در كتب خودشان نوشته است كه عزاداري كرده اند براي عثمان خليفه سوم شان. خود اهل شام يك سال عزاداري كردند.

در كتاب تاريخ طبري جلد 3 صفحه 70 نوشته است و در كتاب تاريخ مدينة دمشق جلد 39 صفحه 379 و تاريخ اسلام ذهبي جلد 3 صفحه 452 نوشته است.

در كتاب الامامة والسياسة جلد 1 صفحه 73 نوشته است: خود شامي ها به مدت يك سال براي عثمان عزاداري كردند و معاويه به منبر رفته و انگشتان قطع شده عثمان و پيراهنش را گذاشته و زن هاي خودشان را بر خودشان حرام كردند تا قاتلين عثمان را به سزاي عمل شان برسانند و يك سال هم عزاداري كردند.

خود عائشه هم براي پيغمبر عزاداري كرده است و خودش هم مي گويد: زماني كه رسول خدا صلي الله عليه وآله از دنيا رفتند، من با زن ها نوحه سرايي كردم و به سر و سينه خودم زدم

در مسند احمد بن حنبل جلد 7 صفحه 390 اين حديث را آورده است.

چاپ آن هم براي العربي بيروت لبنان است كه نگويند چاپ ايران است كه صفحه اش را عوض كردند. من مي خواستم اين ها را به اين ها بگويم.

وقتي كسي از ايران زنگ مي زند، آقاي حسيني مي گويد: آن علي نبوده است كه جاي پيغمبر خوابيده است.

من مي خواستم به اين آقا بگويم لا بد شخص ديگري از صحابه بوده است كه ما خبر نداريم.

اين ها كم كم اين احاديثي كه در مورد حضرت علي است، از بين مي برند و چهار تا از بچه شيعه زنگ مي زنند و كار آن ها را تصديق مي كنند.

تنها شبكه اي كه جلوي اين ها در مي آيند شبكه ولايت و يكي دوتا شبكه ديگر است.

من مي خواستم به اين بچه شيعه هاي خودمان بگويم: اين ها موقعي كه برادر پادشاه عربستان مرد، سه شب و سه روز تمام شبكه هايشان قطع بود و عزاداري مي كردند.

اگر عزاداري بدعت است، چرا شما در عربستان انجام مي دهيد؟

آن سرزميني كه به قول شما مهد اسلام است.

اين ها مي گفتند: در تهران مسجد براي اهل سنت نيست به همان دليلي كه در رياض مسجد براي شيعيان نيست؛ حتي آن ها اجازه نمي دهند؟؟؟

بيننده آقا احمد از فارس از اهل سنت:

آقاي عبد الله حيدري چند وقت پيش سؤالي در مورد امامت مطرح كرده بود.

مي گفت: وقتي ثابت شود من فلان كار را مي كنم.

چرا وقتي ثابت شود اين كارها را مي كند مگر قرار نيست كه حق برايش ثابت شود؟

مجري:

مي گفتند: جنيستش را عوض مي كند.

بيننده:

من متوجه نشدم كه چرا مي خواهد اين كار را كند. ما اين طور نيستيم. ما هر زمان كه حق براي مان واضح شود با افتخار مي گوييم كه حق براي ما روشن است.

مجري:

شما داراي عقل هستيد و انتظار مباحث معقول را كه خداوند بهره اي از عقل به آنها نداده است، نبايد داشته باشيم.

استاد قزويني:

قضيه به قدري روشن و واضح است كه اين آقا وقتي مي خواهد جواب دهد، مرغ پخته هم به اين جواب مي خندد. من گمان كنم كه خودش وقتي تكرار برنامه اش را ببيند، به اين نحوه حرف هايي كه مي زند مي خندد.

هر روز هم يك گند كاري براي خودش درست مي كند. نه رجال بلد است و نه حديث بلد است. كَشي و كِشي را نتوانست درست كند.

مجري:

اين خنده دار است كه مي گويد: اگر اين قضيه درست شد من سرخاب مي زنم و زن مي شوم. زن مقامش خيلي بالاست.

وقتي آدم كتاب مقام زن را كه آقاي آيت الله جوادي آملي نوشته نگاه مي كند، آدم مي گويد: اي كاش زن بوديم؛ چون مقامش نزد خدا اين قدر بالاست.

زن جايگاه رفيعي در اسلام دارد. اين كار شما خيلي زشت و ناپسند است.

اگر واقعا شما تابع عقل هستيد، براساس عقل تان بايد عمل كنيد و اگر عقل نداشته باشيد، چه فايده اي دارد كه چه گفته مي شود.

استاد قزويني:

من از بينندگان عزيز عذر مي خواهم، شايد ايشان كه گفته است سرخاب و سفيد آب شايد هدف شان تغيير جنسيت نيست، ايشان ديده است كه در غرب اين قضيه ازدواج همجنس بازان با يكديگر رايج شده است.

يك آقايي از دانمارك زنگ زده بود و مي گفت: اگر اين طور است، بعضي از سياه ها هستند و حاضر هستند كه خواستگاري كنند.

ما نمي گوييم.

اين آقايان ابن كثير دمشقي را حتما قبول دارند كه در كتاب البداية والنهاية جلد 9 صفحه 162 آورده است. من از آقايان اهل سنت عذر مي خواهم.

اين مال وهابي ها است و ارتباطي به اهل سنت ندارد.

ايشان در آنجا مي گويد:

فاحشة اللواط التي قد ابتلي بها غالب الملوك والأمراء والتجار والعوام والكتاب والفقهاء والقضاة.

البداية والنهاية، ج 9، ص 162

غالب پادشاهان ما گرفتار همجنس بازي بودند؛ حتي تاجرها و عوام ما وهابي ها گرفتار اين بودند؛ حتي فقهاء و قضات ما گرفتار بودند.

حتما ايشان اين برنامه را ديده است و هوس كرده است كه در اين زمينه نصيب و بهره اي داشته باشد.

بيننده آقا عبد الله از اهواز:

السلام علي فاطمة وأبيها وبعلها وبنيها والسر المستودع فيها بعدد ما احاط به علمك.

در مورد ايام عاشورا حديثي از امام صادق نقل است كه مي فرمايد: در شهادت امام حسين جوشش و خروشي در قلب مؤمنان است كه تا قيامت خاموش نخواهد شد.

اين شبكه هاي اموي هستند.

اين ها من را مي شناسند و چند بار هم با اين ها صحبت كردم و موقعي كه از حرف هاي خودشان با سند جواب شان را مي دهم يا از قرآن كريم مي آورم، تماسم را قطع مي كنند.

ديشب به اين ها گفتم همان موقع كه به آقا عبد الله 5 دقيقه وقت داديد، براي شان آيه قرآن خوندم:

وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآَنُ قَوْمٍ عَلَي أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَي.

سوره مائده آيه 8

عدالت پايه و اساس انسان مسلمان است.

من آن موقع كه مي خواستم كفر معاويه را از قرآن و از كتاب شان ثابت كنم كه معاويه حجر بن عدي و پسرش را كشت كه الان مزارشان در اردن است كه روي قبرشان نوشته است:

هذا قبر سيدنا حجر بن عدي قتله سيدنا معاوية.

مجري:

حجر بن عدي قبرش در سوريه است.

بيننده:

اجازه صحبت كردن به من را نمي دهند و گاهي اوقات 30 دقيقه پشت خط نگه مي داشتند. كسي كه پيروي خط بني اميه باشد، كارش همين است.

در خطبه 93 نهج البلاغه يا خطبه 98، اميرالمؤمنين به آن ها اشاره كرد.

در حديث پيامبر است كه در مسند أبي يعلي موصلي جلد 13 صفحه 417 آمده است كه بني اميه اشد غضب به خاندان پيامبر بوده اند.

متأسفانه كساني مثل بخاري هستند كه من از آن ها پرسيدم كه همه روات آن ها ثقات هستند و آن ها گفتند: بله. به آن ها گفتم بخاري از منافقين روايت كرده است.

حجر بن عثمان يا عمران بن عفوان كه قرآن كريم آن ها را منافق و دروغگو خطاب مي كند. در پايين ترين جاي جهنم هستند؛ ولي از آن ها را ثقات قلم داد مي كند.

چه جوري اين كتاب را صحيح بخاري مي نامند.

قرآن مي فرمايد: منافقين دروغگو هستند.

اهل سنت حقيقتا ؟؟ ابن ابي قحافه كه معروف به ابوبكر است و اسم واقعي آن عتيق است. ....

مجري:

از پيامك هايي كه دوستان مي دهند سپاس گزاري مي كنم؛ ما آن ها را مي بينيم.

بيننده آقاي داوري از افغانستان از اهل سنت:

من يك خواهش دارم و يك سؤال.

سؤال من اين است كه انس و جن را خداوند در قرآن گفته است.

بر حال آقا امام حسين جنيان هم گريه كرده اند يا نه؟

خواهش ما اين است كه آن شعري كه در مورد علي كرم الله وجهه است، همان شعري كه آن مداح خوانده است در شبكه تان پخش كنيد تا ما ضبط كنيم.

ما عاشق خواندم اين مداح هستيم. همين شعري كه مي گويد: زينب دخترش است و فاطمه مادرش است و در كعبه ايشان را به دنيا آورده است.

استاد قزويني:

اين عزيزمان اشاره كردند و ديشب هم من بيننده تلفن اين عزيزمان آقا عبد الله بودم كه در رابطه با معاويه اين آقايان خيلي استناد مي كردند به خطبه 122 نهج البلاغه كه ايشان از معاويه و يارانش به اخواننا تعبير مي كند و معاويه را مسلمان مي دانسته است.

اين ها ظاهرا قرآن را نخوانده اند يا نفهميده اند. در رابطه با حضرت هود نسبت به كفار مي فرمايد:

إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ.

سوره شعراء آيه 124

در آنجا به برادر تعبير مي كند.

اين ها يك مقداري مطالعه كنند كه در خود قرآن به كفار تعبير برادر مي كند.

اين آقايان فقط آن قسمت اول خطبه را مي خواندند كه مي فرمايد:

إنما أصبحنا نقاتل إخواننا في الاسلام.

نهج البلاغة، خطب الإمام علي، (ع)، ج 1، ص 236

در ذيل همان خطبه حضرت امير را اگر مي خواندند مي فرمايد:

علي ما دخل فيه من الزيغ والاعوجاج والشبهة والتأويل

نهج البلاغة، خطب الإمام علي، (ع)، ج 1، ص 236

اين هايي كه ما مي كشيم، برادران ما هستند؛ ولي زيغ و گمراهي نصيب اين ها شده است.

اگر زيغ را در قرآن مطالعه كنند مي فرمايد:

فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ.

سوره آل عمران آيه 7

همان تعبيري كه حضرت امير دارد.

نمي دانم كه اين ها در اثر بي سوادي است يا نه من متوجه نمي شوم.

اگر بخواهند كفر معاويه را از زبان اميرالمؤمنين بشنوند، خطبه 16 نهج البلاغه را چرا نمي خوانند؟

اميرالمؤمنين قسم مي خورد:

فوالذي فلق الحبة وبرأ النسمة ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه.

نهج البلاغة، خطب الإمام علي، (ع)، ج 3، ص 16

قسم به خدايي كه هستي و بشر را آفريد، معاويه و دار و دسته اش مسلمان نشده اند؛ بلكه تظاهر به اسلام كردند و كفر واقعي خودشان را مخفي كردند و امروز در جنگ صفين كمك هايي براي كفرشان پيدا كردند و عليه ما قيام كردند.

صراحت دارد در كفر معاويه و مي گويد از اول مسلمان نشده است.

در خود مجمع الزوائد هيثمي جلد اول صفحه 113 از قول عمار ياسر كه تعابيري در مورد ايشان است كه عمار آدم صادقي است و همراه حق است و حق همراه عمار است مي گويد:

والله ما أسلموا ولكن استسلموا وأسروا الكفر فلما رأو عليه أعوانا أظهروه.

مجمع الزوائد، ج 1، ص 113

اي مردم اين معاويه و دار و دسته اش به خدا قسم مسلمان نشده اند؛ بلكه تظاهر به اسلام كردند و كفر واقعي را پنهان كردند.

يكي از ادله كفر معاويه همان حديث صحيح بخاري است كه مي گويد:

عَمَّارٍ تَقْتُلُهُ الْفِئَةُ الْبَاغِيَةُ يَدْعُوهُمْ إلي الْجَنَّةِ وَيَدْعُونَهُ إلي النَّارِ.

صحيح البخاري، ج 1، ص 172

عمار را را فئه باغيه مي كشد، آن فئه باغيه اي كه عمار آن ها را به بهشت دعوت مي كند؛ ولي آن ها عمار را به آتش دعوت مي كنند.

خود صحيح بخاري از قول پيغمبر نقل مي كند كه معاويه و لشكرش دعوتگر به آتش جهنم هستند.

يدعونه الي النار در قرآن آيه 41 سوره قصص در رابطه با فرعون آمده است كه مي فرمايد:

وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَي النَّارِ.

اين خيلي واضح و روشن است.

آقايان در مورد آيه 9 سوره حجرات كه مي فرمايد:

وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا

خداي عالم از هر دو به مؤمن تعبير كرده است.

اين آيه ارتباطي به جنگ صفين ندارد.

شما از كجا مي گوييد: مراد از اين آيه جنگ صفين است؟

اگر شما يك ذره تدبر كنيد و يك ذره قلوب اقفالها را باز كنيد، قرآن بلا فاصله مي فرمايد:

فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَي الْأُخْرَي فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّي تَفِيءَ إِلَي أَمْرِ اللَّهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ.

سوره حجرات آيه 9

اگر يكي از آن ها جزء فئه باغيه شدند، بكشيد آن هايي كه باغي هستند.

مگر مي شود كه مؤمن را كشت؟

ابتدا شايد مؤمن بوده است؛ ولي به خاطر بغي از ايمان بيرون مي رود و مستحق قتل مي شود.

اگر مؤمن باشند و خدا امر كند كه بكشيد پس اين آيه چه مي شود كه مي فرمايد:

وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا

سوره نساء آيه 93

شايد به قول يكي از بزرگان منظور از آيه 9 سوره حجرات اين باشد: اين آقا خودش را مؤمن تصور مي كند؛ همان طوري كه در سوره انفال آيه 5 و 6 در رابطه با منافقين قرآن تعبير مؤمن كرده است:

وَإِنَّ فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكَارِهُونَ يُجَادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَي الْمَوْتِ وَهُمْ يَنْظُرُون.

اينجا همه اتفاق دارند كه كلمه المؤمنين در رابطه با منافقين است.

اين روايات متعددي كه شما داريد كه مي گويد:

من فَارَقَ الْجَمَاعَةَ شِبْرًا فَمَاتَ فَمِيتَةٌ جَاهِلِيَّةٌ.

صحيح مسلم، ج 3، ص 1477

اين واضح است كه مرگ اين ها مرگ جاهلي است كه به معني مرگ كفر است و در آن هيچ شك و شبهه اي نيست.

آقايان كه براي معاويه يك رضي الله درست مي كنند، ان شاء الله خدا اين ها را با معاويه و پسرش يزيد محشور كند.

من فرمايش آقاي اميني را متوجه نشدم كه دنبال چه هستند.

اگر حديث 4033 در صحيح بخاري را كنار 4468 در صحيح مسلم بگذارند جواب شان را مي گيرند.

********

پايان.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English