2020 June 6 - شنبه 17 خرداد 1399
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب
کد مطلب: ٥٣٣٥ تاریخ انتشار: ٠٨ بهمن ١٣٩١ تعداد بازدید: 2930
سخنراني ها » امیرالمؤمنین علیه السلام
حديث منزلت به روايت عمر بن خطاب

ولادت پیامبر و وحدت - حدیث منزلت به نقل عمر بن خطاب و بیست صحابه دیگر
حبل المتين 91/11/08

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : 08 / 11 / 91

استاد قزويني:

به مناسبت فرا رسيدن ميلاد نبي مكرم؛ آن بزرگواري كه قرآن ، يكي از بهترين تعريف و تمجيدي كه از او دارد :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ.

سوره انفال آيه 24

ميلادي كه حيات بشريت بستگي به اين ميلاد نور و رحمت داشت و همچنين ميلاد صادق آل محمد را كه شيعه افتخار دارد مذهبش به نام اين بزرگوار رقم خورده است، به همه مسلمانان و آزاد انديشان به ويژه بينندگان عزيز و گرامي تبريك و تهنيت عرض مي كنم.

خدا را به آبروي نبي رحمت قسم مي دهم كه عيدي و پاداش ما را فرج بقية الله الاعظم مولاي ما قرار بدهد انشاء الله.

من قبل از آنكه برادر عزيزم جناب آقاي محسني بزرگوار سؤالات خود را مطرح كنند، چند نكته اي را خدمت بينندگان عزيز و گرامي عرض كنم.

در رابطه با بحث ولادت انشاءالله ويژه برنامه هايي كه هست فردا شب به حول و قوه الهي كارشناسان بزرگوار مفصل بحث خواهند كرد و ميز گرد وحدتي كه ما داريم با حضور انديشمندان از اهل سنت و شيعه انشاء الله عزيزانمان فرداشب بيننده اين برنامه زيبا خواهند بود.

ولي انچه كه مهم است اين است كه اين هفته به نام هفته وحدت رقم خورده است، البته مراد از وحدت اين نيست كه شيعه سني شود و يا سني شيعه شود ، نه اينها هدف نيست؛ بلكه غرض تقريب بين مذاهب است و تكيه كردن بر مشتركات و قطعياتي كه بين مذاهب اسلامي است و از هرگونه جسارت و اهانت به يكديگر پرهيز كردن ، احساسات و عواطف يكديگر را جريحه دار نكردن تا اينها زمينه اي باشد براي يك بستر پاك و مقدس و با صفا و صميميت جهت گفتگوي علمي.

ما بارها گفتيم اگر كسي بگويد شيعه و سني اختلافي ندارد، دروغ گفته است. اختلاف است ولي اختلاف شيعه و سني مانند اختلاف اعضاي يك خانواده است؛ همانگونه كه اگر اعضاي يك خانواده با هم اختلاف دارند اجازه نمي دهند بيگانگان از بيرون بيايند در امور داخلي يك خانواده دخالت كنند.

امروز انديشمندان شيعه و سني بايد كنار هم جمع شوند و گفتگوي دوستانه در زير سايه رهنمود كتاب و سنت و اهل بيت داشته باشند و اجازه ندهند كه سرنوشت مسلمانان پشت درهاي بسته كاخهاي سفيد و كرملين و تلاويو و ديگران رقم بخورد و اجازه ندهند اين وهابيتي كه امروز مايه ننگ جهان اسلام شده و غير از خود هيچ كسي را مسلمان نمي دانند و به بهانه هاي واهي بر ريختن خون مسلمانان از شيعه و سني اقدام مي كنند ، در امور مسلمانان دخالت كنند.

و اينكه بعضي ها در شبكه هاي كفر و لامذهبي و بي ديني مي روند و يك سري سخنان واهي نشخوار مي فرمايند يك مقداري دقت كنند كه حداقل زن و بچه آنان به او نخندد و فردا يك تعبير ديگري از بي عقل و غيره، همكاران شما براي شما نكنند.

مي گويند شيعه و سني اصلا اختلافي نداشت و از زماني كه جمهوري اسلامي تشكيل شده است شيعه و سني با يكديگر اختلاف پيدا كردند، ما يك مقدار ترديد داشتيم در حرف آقايي كه مي گفت: بي عقل ولي واقعا اين ثابت شد.

اين مباحثي كه در طول 1400 سال بوده ، مشكلات ، درگيري ها ، مناظره ها ، كشت و كشتار و غيره.

در افغانستان عبدالرحمن خان كه خداي عالم آنچه كه مستحقش بود به او بدهد نزديك به 63 درصد شيعيان را قتل عام كرد و زن و بچه آنان را به عنوان اسير و غنائم جنگي به كشورهاي بيگانه فروخت. در آن زمان هم جمهوري اسلامي بود؟

صلاح الدين ايوبي كه شيعه را قتل عام كرد در مصر و ديگر كشورها ، آيا آن زمان جمهوري اسلامي بود؟

مغول ها آمدند با تحريك تعدادي از تندروها تمام كتابخانه هاي شيعه را به آتش كشيد. آيا آن زمان هم جمهوري اسلامي بود؟

در سال 450 ريختند خانه مرحوم شيخ طوسي افتخار شيعه را غارت كردند و كتابخانه او را سوزاندند و مجبور هجرت به نجف شد.

ببينيد، يك حرفايي بزنيدكه حداقل مرغ پخته هم خنده اش نگيرد و اين مباحث در گذشته هم بوده است و بعضي از فرصت طلبان هم از اين اختلافات سوء استفاده كردند ولي در آن زمان رسانه نبود ، اطلاعات به گوش مردم نمي رسيد و حقايق براي مردم روشن نبود ولي امروز كه الحمد لله عصر عصر رسانه است و من از همه عزيزان شيعه و عزيزان اهل سنت عاجزانه تقاضا مي كنم كه يك مقداري نسبت به كاري كه انجام مي دهند و سخني كه مي گويند فكر كنند.

اگر يك شيعه امروز مي آيد با 4 تا فحش و برائت و امثال اين مي خواهد شيعه را معرفي كند والله العلي الاعلي اشتباه مي كند. با بحث برائت و هفته برائت و غيره اگر يك ذره ما عقلمان را به كار بيندازيم و تفكر كنيم كاملا مشهود است و بچه شير خواره هم مي فهمد كه اين كارها به ضرر شيعه است و نه به نفع آن.

اگر چنانچه يك فردي كمربند انفجاري مي بندد و مي آيد 10 نفر 100نفر 200 نفر را به خاك و خون مي كشد ، ولي در يك شبكه جهاني كه ما مي آييم اين گونه فحاشي ها را راه بيندازيم ده ها هزار، ميليون ها شيعه را در معرض ترور و انفجار قرار مي دهيم.

اگر جرم آن نابخشودني است اين قطعا جرمش نابخشودني تر از همه است. و لذا ما بايد يك مقداري دقت كنيم، برادران عزيز و سرواران گرامي ما دست شما را مي بوسيم ولي اين راه معرفي فرهنگ اهل بيت نيست.

فإن الناس لو علموا محاسن كلامنا لاتبعونا

عيون أخبار الرضا (ع) - الشيخ الصدوق - ج 2، ص 275

بر فرض، مي خواهيد به مقدسات آنان فحش بدهيد يا جسارت كنيد از آن طرف هم انتظار داريد كه برنامه بگذاريم كه آقايان بيايند پاي صحبت هاي شما بنشينند و از شما حرف شنوي داشته باشند. خوب اين درست نيست.

همچنين از عزيزان اهل سنت بعضي از افراطيون كه بعضي از مباحثي را در خطبه هاي نماز جمعه يا در كتاب هايشان مطرح مي كنند، يكسري افتراهايي كه تاريخ مصرفش گذشته است ، اينكه مي گويند:

شيعه معتقد به تحريف قرآن است ، شيعه سب صحابه مي كند، شما ببينيد كه مراجع عظام تقليد كه در عصر حاضر هستند انها پرچمدار تشيع هستند.

شما ببينيد آن آقاي بي عقل در لندن كه به عايشه همسر پيامبر اهانت كرد و مراجع ما موضع گرفتند و خود رهبري رسما بيانيه داد.

خوب با اين وضع شما خجالت نمي كشيد؟ حيا نمي كنيد؟ كه هر روز ميگوييد شيعيان به ناموس پيامبر اهانت مي كنند، به صحابه اهانت مي كنند و غيره.

اگر بنا باشد از اهانت به صحابه پرده برداري شود كه چه كسي به صحابه اهانت كرده است من گمان نميكنم كسي به اندازه ابن تيميه حراني به صحابه توهين كرده باشد، اين منهاج السنة ابن تيميه است دوستان ببينيد جلد 7 صفحه 137 كه صراحتا مي گويد:

فإن كثيرا من الصحابة والتابعين كانوا يبغضونه ويسبونه ويقاتلونه.

اكثر صحابه و تابعين بغض علي بن ابي طالب در دل داشتند، به علي ناسزا مي گفتند و با علي جنگيدند.

منهاج السنة النبوية ، ج 7 ، ص 137

مگر خود صحيح مسلم صراحتا ندارد كه :

لَا يُحِبَّنِي إلا مُؤْمِنٌ ولا يُبْغِضَنِي إلا مُنَافِقٌ

صحيح مسلم، ج 1 ، ص 86

خوب اين آقا مي آيد و مي گويد اكثريت صحابه و تابعين منافق هستند. آيا اهانت از اين بزرگتر؟ خوب اين را ما دهها بار گفتيم ، چرا نمي آيند اين را جواب دهند؟

يا وقتي خود محمد بن عبدالوهاب در كشف الشبهات خود جلد 1 صفحه 174 يا مجموعه مولفات محمد بن عبدالوهاب جلد 7 صفحه 127 كه صراحتا در ذيل آيه 74 سوره توبه:

يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ

اين عبارت محمد بن عبدالوهاب است كه مي گويد :

أما سمعت الله كفرهم بكلمة

آيا نمي بيني خدا اين صحابه را تكفير كرد و كافر دانسته آنان را

مع كونهم في زمن رسول الله

اينها در زمان پيامبر بودند

ويجاهدون معه

و با پيامبر جهاد مي كردند

ويصلون ويزكون ويحجون ويوحدون

اينها نماز مي خواندند زكات مي دادند حج مي رفتند و خدا را به يگانگي مي پرستيدند ولي خدا آنها را تكفير كرد و كافر اعلام كرده است.

كشف الشبهات - محمد بن عبد الوهاب، ج ،1 ص 174

آيا توهين از اين بالاتر؟ جسارت از اين بالاتر؟

يا همين تعبيري كه دوستان ما آوردند از منهاج السنة ابن تيميه كه نسبت به عايشه همسر پيامبر مي گويد:

و كان قد ارتاب في أمرها

خود پيامبر اكرم دچار ترديد بود در قضيه همسرش كه آيا دچار فحشاء شده است يا نه.

خوب آيا اين بالاترين توهين نيست؟

پيامبر هم شك داشت كه آيا عايشه پاك است يا پاك نيست.

و بعد گفت :

يا عائشة أن كنت بريئة فسيبرئك الله و أن كنت الممت بذنب فاستغفري الله وتوبي إليه.

اگر كه واقعا دچار فحشا شده اي به من بگو تا براي تو استغفار كنم.

نهاج السنة النبوية - ابن تيمية ، ج 7، ص 81

آيا اين توهين نيست؟ يا همين آقايي كه اين همه دم از صحابه و همسران پيامبر مي زند، خودش همان برنامه اي كه خواهران ما داشتند وقتي مي آيد:

انَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ

تعدادي از شما به ناموس پيامبر اتهام فحشاء زدند.

سوره نور آيه 1

ايشان مي گويد كه «عصبة منكم»؛ يعني خانواده پيامبر و خانواده ابوبكر. بالاتر از اين توهين هم مي توان گفت ؟ جسارتي بالاتر از اين ؟ يعني كساني كه نسبت ناسزا و ناروا دادند به عايشه خانواده پيامبر و ابوبكر بوده اند.

البته دوستان ما هم جواب دادند ، شايد نظر اين آقا اين كه مسطح بن اثاثه از كساني بود كه نسبت فحشاء به عايشه ام المؤمنين داد و خودش در حقيقت پسر خاله آقاي ابوبكر خليفه اول بوده است.

يا حمنة بنت جحش كه خواهر زن پيامبر بوده است يا حسان بن ثابت كساني كه صحيح بخاري آورده است كه به عايشه همسر پيامبر نسبت فحشاء داده است.

عبدالله عمر مي گويد: سر كرده منافقين بود كه پيامبر به او حد نزد وگفت كه آنها حدشان مي ماند براي قيامت.

خوب اين را بارها دوستان ما گفتند و ما هم بارها گفتيم كه آلوسي سلفي العقيدة در تفسيرشان جلد 18 صفحه 122 مي گويد:

ونسب للشيعة قذف عائشة رضي الله تعالي عنها بما برأها الله تعالي منه وهم ينكرون ذلك أشد الإنكار.

بعضي ها نسبت به شيعه مي دهند كه افتراء مي بندند به همسر پيامبر و اينها به شدت اين قضيه را انكار مي كنند.

شيعه منكر اين قضيه است ، بعد جالب اينجاست كه آلوسي مي گويد:

وليس في كتبهم المعول عليها عندهم عين منه ولا أثر أصلاً

در كتب مورد اعتماد شيعه اثري از افتراي به همسر پيامبر ديده نمي شود.

تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج 18، ص 122

حالا شما كه هنوز بلد نيستيد «كَشي» را درست بخوانيد و 7 ، 8 ماه است كه بين مزبله و زباله گير كردي و زباله بين مكه و مدينه را با زباله داني كالكراب روستاي خود عوضي گرفتيد. امروز آمديد مدعي شديد كه شيعه به ناموس پيامبر اهانت مي كند.

به هر حال ما از عزيزان اهل سنت و برادران گرامي و حتي از آقايان وهابي هم مي خواهيم كه يك مقداري سر عقل بيايند ، ما انقدر گفتيم كه زبانمان مو در آورد.

شما معتقديد كه شيعه سب صحابه مي كند و افتراء مي بندد ، شيعه تابع عبدالله سباء است.

بياييد با هم بنشينيم مناظره كنيم تا مردم بفهمند و براي آنان روشن شود، شما آن طرف صحبت مي كنيد و ما مي گوييم كه دروغ مي گوييد، و تابحال دوستان ما دهها دروغ بر خلاف قرآن بر خلاف سنت از شما ثابت كرده اند.

خوب واقعا اگر راست مي گوييد بياييد قشنگ بنشينيم با هم گفتگو كنيم، اگر واقعا اشكالي در ما هست، خوب براي ما اثبات كنيد و بعد از اثباتش مردم اگر ديدند كه يك اشكالي بر شيعه بوده است و دنباله رو عبدالله بن سباء بوده خوب ما قطعا در انظار عمومي اين مردانگي را داريم كه اعتراف كنيم.

ولي شما كه مي گوييد شيعه دنباله رو عبدالله سباء است ، حالا اگر يك شيعه اي مي خواهد از عبدالله بن سباء دست بردار ، ماگفتيم كه يك دليل از كتاب ، سنت ، يك دليل از اجماع براي عقائد خودتان و خلافت جناب خليفه اول ارائه بدهيد ، چرا ارائه نمي دهيد؟ مرد آن است كه وقتي اشكال ميگيرد راه حل را هم بدهد، تنها كه اشكال كردن و تخريب كردن هنر نيست ولي كسي كه پيشنهاد مي دهد و اشكال مي گيرد مي گويد مثلا آقاي محسني اين كار شما اين اشكال را دارد ، اگر آقاي محسني از من سوال كند كه براي بر طرف كردن مشكلم چكار كنم ؟ ولي من جواب ندهم ، خوب اين در حقيقت يك نوع زدن به كاهدان است و مردم الحمدلله روشن هستند و كاملا واضح هستند.

اين مباحث ديگر احساس مي كنيم كه تاريخ مصرف شان گذشته است ، خودتان را بي خود معطل نكنيد. البته تنها سودي كه دارد اين است كه پول هايي كه از عربستان به شما تزريق مي شود در آمد خوبي براي شماست ولي اينكه اينها نقد علمي كنند ما گمان نمي كنيم كه امروز اين حرفهاي شما خريدار داشته باشد.

دشمنان ما نه كاري به شيعه دارند و نه كاري به سني ، دشمنان در كشورها شيعه و سني را به جان هم انداختند، الان در پاكستان در عراق در سوريه در ايران يك نفر مسيحي يك نفر يهودي در اين وسط كشته نمي شود. يك نفر آمريكايي و صهيونيستي كشته نمي شود.

عمدتا اون كساني كه صفحه گيتي به خون او رنگين است مسلمان است ، كاري كردند كه ما را به جان هم انداختند و كشت و كشتار راه انداختند و خودشان از زندگي خود لذت مي برند و از خدا هم همين را مي خواهند، اينها والله به ضرر اسلام است، به ضرر قرآن است ، آنها اصلا نمي خواهند كه قرآن در دست ما باشد، آنها نمي خواهند كه اسلام در كره زمين وجود داشته باشد.

در پايان هفته وحدت را تبريك عرض مي كنم و از همه عزيزان اهل سنت و شيعه اين تقاضا را دارم كه بيايند در كنار ما يك گفتگوي دوستانه داشته باشيم.

و من اين افتخار را دارم كه در اين 2 سال و نيم كه در شبكه ولايت بودم يا قبلا در شبكه هاي ديگر بارها گفتم كه اگر يك جمله آقايان بتوانند اثبات كنند كه به مقدسات اهل سنت جسارت كردم همان لحظه عرض مي خواهم و پوزش مي طلبم ، استغفار مي طلبم و قول مي دهم كه تكرار نكنم.

مجري:

يكي از موارد ديگري كه حديث منزلت در جمع صحابه از پيامبر نقل شده است به نقل خليفه دوم بوده است. لطفا در اين زمينه صحبت بفرماييد.

استاد قزويني:

همانطوري كه عزيزم اشاره فرمودند ما در رابطه با حديث منزلت او را در قضيه جنگ تبوك از زبان جناب محمد بن اسماعيل بخاري و مسلم بن حجاج نيشابوري نقل كرديم و از آنجايي كه بعضي از وهابيون مي گويند: يك جنگ تبوك بود و تمام شد رفت.

ما موارد متعددي را آورده ايم كه حديث منزلت در قضيه مؤاخاة مطرح بود ، بعد از فتح خيبر بوده است ، در منزل ام سلمه بوده است ، هنگام ولادت امام حسن و امام حسين سلام الله عليهم بوده است ، به هنگام خواب صحابه در مسجد بوده است.

يكي از مواردي كه عزيزم سوال كردند و من تقاضا دارم كه بزرگواران مقداري دقت كنند حديث منزلت در جمع صحابه از زبان جناب خليفه دوم است.

سيوطي نقل مي كند از ابن عباس كه عمر بن خطاب گفت:

كُفُّوا عَنْ ذِكْرِ عَلِي بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ

از بدگويي به علي بن ابي طالب دست برداريد.

مشخص است كه نسبت به اميرالمؤمنين حتي در زمان خود خلفا هم بدگويي مي شده است. حالا چه گناهي علي مرتكب شده بود، نمي دانيم، خودشون فرموده بودند كه من جز دستور خدا و پيامبرش در قتل مشركين انجام ندادم.

به هرحال جناب خليفه دوم مي گويد:

كُفُّوا عَنْ ذِكْرِ عَلِي بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ

از اينكه از علي بدگويي كنيد دست برداريد.

فَإِني سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ يَقُولُ : فِي عَلِيَ ثَلاَثُ خِصَالٍ

من از پيامبر شنيدم كه علي 3 تا ويژگي دارد

لأنْ يَكُونَ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ

اگر يكي از اين ويژگي ها در من بود از تمام ثروت روي زمين با ارزش تر بود.

يعني از تمام آنچه كه آفتاب بر او مي تابد با ارزش تر بود.

بعد جناب خليفه دوم شروع مي كند و مي گويد:

كُنْتُ أَنَا وَأَبُو بَكْرٍ وَأَبُو عُبَيْدَةَ بْنُ الْجَرَّاحِ ، وَنَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ

من و ابوبكر و ابو عبيده جراح و تعدادي از صحابه بوديم كه پيامبر اكرم بر علي بن ابي طالب تكيه كرده بود و دستشان را بر شانه حضرت زد و فرمود:

أَنْتَ يَا عَلِيُّ أَوَّلُ المُؤْمِنِينَ إِيمَانَاً

علي! تو اولين كسي هستي كه ايمان آوردي

وَأَوَّلُهُمْ إِسْلاَمَاً

تو اولين كسي هستي كه اسلام پذيرفتي

ثُمَّ قَالَ : أَنْتَ مِني بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسي

فرمود جايگاه و رتبه تو نسبت به من همانند جايگاه حضرت هارون نسبت به موسي است.

بعد جالب اين است كه جناب خليفه دوم مي گويد:

وَكَذَبَ عَلَيَّ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَيُبْغِضُكَ

پيامبر فرمود: دروغ مي بندد بر من، هر كس گمان مي كند من را دوست دارد ولي تو را دشمن مي دارد.

الحافظ جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، جامع الأحاديث، ج 16، ص 244،

جالب اينجاست كه جناب سيوطي اين روايت را از حسن بن بدر و از حاكم و از ابن نجار نقل مي كند.

ولي من اين روايت را كه بررسي مي كردم ديدم بعضي از آقايان ذيل روايت را مثل اينكه گرسنه بودند و ميل فرمودند و اين عبارت:

وَكَذَبَ عَلَيَّ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يُحِبُّنِي وَيُبْغِضُكَ

را نياوردند، از جمله آقاي صالحي شامي در سبل الهدي و الرشاد جلد 11 صفحه 292 و بعضي از ديگر كه صلاح نيست نام ببريم.

ولي جناب سيوطي به اين شكل هم حديث منزلت را مطرح مي كند و هم اين جمله را كه پيامبر فرمود: دروغ مي گويد هركس من را دوست دارد ولي علي را دشمن داشته باشد.

در روايت ديگر كه ابن عساكر از سويد بن غفلة نقل مي كند از عمر بن خطاب كه :

انه راي رجلا يسب عليا

همانطوري كه اميرالمؤمنين به امام مجتبي فرمود فرزندم:

ما زلت مظلوما مذ قبض رسول الله

از روزي كه نبي مكرم از دار دنيا رفت مظلوميت با من عجين شد.

عمر بن خطاب مي گويد:

ديد مردي كه به علي ناسزا مي گويد

فقال اني اظنك منافقا

عمر گفت من نظرم اين است كه تو منافق هستي، چون از پيامبر اكرم شنيدم كه فرمود:

انما علي مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي

پيامبر فرمود: رتبه علي نسبت به من همانند رتبه و جايگاه هارون نسبت به موسي است جز اينكه نبوت ديگر بعد از من نيست.

البته اين روايت بحث هاي ديگري هم دارد ولي حالا چون مقدمه ما از ذي المقدمه بيشتر شد، خدا حفظ كند حضرت آيت الله سبحاني را كه هركس يك مقداري مقدمه چيني مي كرد مي گفتند: شد زيارت نامه طفلان مسلم ، آنهايي كه مشرف شدند مي دانند كه اذن دخول طفلان مسلم 10 دقيقه طول مي كشد ولي زيارتنامه اش 2 سطر بيشتر نيست.

مجري:

آيا در جاهاي ديگري هم اين حديث مطرح شده است ؟ آيا افراد ديگري (غير از اين افرادي كه ذكر كرديد) بوده اند كه از زبان پيامبر اكرم اين حديث را نقل كرده باشند؟

استاد قزويني:

من كتاب تاريخ ابن عساكر را كه مي ديديم حدود 20 صفحه روايات متعددي ايشان آورده است و شمردم ديدم كه غير از آن مواردي كه آوردم از 20 نفر از صحابه روايت را نقل كرده است.

من آمدم از تاريخ دمشق و كتاب هاي ديگر به عنوان «تلك عشرة كاملة» 10 مورد را گزينش كردم و فهرست وار عرض مي كنم كه انشاء الله ما بتوانيم يك مقداري با بينندگان عزيز هم بيشتر ارتباط برقرار كنيم.

حديث منزلت به نقل ابن عباس ، حديث منزلت به نقل ابوسعيد خدري، حديث منزلت به نقل ام سلمه ، حديث منزلت به نقل سعد بن ابي وقاص، حديث منزلت به نقل اسماء بنت عميس، حديث منزلت به نقل جابر بن عبدالله ، حديث منزلت به نقل جابر بن سمرة، حديث منزلت به نقل حضرت امير، حديث منزلت به نقل فاطمة بنت حمزة، حديث منزلت به نقل ابوهريرة، «تلك عشرة كاملة»

حالا من تلاش مي كنم كه اين موارد را خيلي سريع بيان كنم چون مضمونش در ذهن بينندگان عزيز هست و من فقط يك اشاره اي مي كنم كه بلكه بتوانم در 7، 8 دقيقه اين مطلب را ببندم.

حديث منزلت به نقل ابن عباس:

عمر بن ابي عاصم در كتابش به نام كتاب السنة كه از كتاب هاي صحيح در نزد عزيزان اهل سنت است كه از ابن عباس نقل مي كند كه پيامبر اكرم به علي بن ابيطالب فرمودند كه:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي

جايگاه تو نسبت به من همان جايگاه هارون نسبت به موسي است.

إلا أنك لست نبيا

جز اينكه تو پيامبر نيستي

إنه لا ينبغي أن أذهب

من از مدينه شايسته نيست بيرون بروم

إلا وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي

مگر اينكه تو خليفه و جانشين بعد از من در حق تمام مؤمنان هستي

در خانه كس است يك حرف بس است.

آقاي الباني هم مي گويد سند اين روايت حسن و معتبر است.

السنة لابن أبي عاصم، ج 2، ص 565

باز جناب طبراني از مجاهد از ابن عباس همين روايت را نقل مي كند.

سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، المعجم الكبير ، ج 12، ص 98

حديث منزلت به نقل ابوسعيد خدري:

در اينجا باز احمد بن حنبل است از عطية عوفي كه از ابو سعيد خدري نقل مي كند كه پيامبر اكرم فرمود:

أنت مني بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَي الا انه لاَ نبي بعدي

اين هم ارتباطي به قضيه تبوك ندارد.

مسند أحمد بن حنبل، ج 3، ص 32

هيثمي بعد از اينكه روايت را نقل مي كند، مي گويد: عطيه عوفي در سند اين روايت هست، يحيي بن معين او را توثيق كرده است، احمد و جماعتي او را تضعيف كردند و بقيه رجال احمد رجال صحيحين است.

البته ما قبلا در مورد عطيه عوفي مفصل بحث كرديم و من فقط يك اشاره اي مي كنم كه ابن حجر مي گويد:

وكان ثقة إن شاء الله وله أحاديث صالحة.

العسقلاني الشافعي ، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل ، تهذيب التهذيب ، ج 7 ، ص 201

ترمذي بعد از نقل روايتي كه در سند آن عطيه عوفي وجود دارد مي گويد :

هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ .

الترمذي السلمي ، محمد بن عيسي أبو عيسي (متوفاي279هـ) ، الجامع الصحيح سنن الترمذي ، ج 4 ، ص 670 ، ح 2522

ملا علي قاري مي گويد:

عطية بن سعد العوفي ، وهو من أجلاء التابعين .

عطيه از بزرگان تابعان است.

ملا علي القاري ، علي بن سلطان محمد (متوفاي1014هـ) ، شرح مسند أبي حنيفة ، ج 1 ، ص 292

جناب ترمذي بعد از نقل حديثي كه عطيه عوفي است مي گويد:

هذا حَدِيثٌ حَسَنٌ صَحِيحٌ .

الترمذي السلمي ، محمد بن عيسي أبو عيسي (متوفاي279هـ) ، الجامع الصحيح سنن الترمذي ، ج 4 ، ص 670 ، ح 2522

و جناب الباني در صحيح سنن ابن ماجه مي گويد: اين روايت صحيح است با اينكه عطيه عوفي در آن است.

باز در سنن ابن ماجه آقاي الباني مي گويد:

روايت صحيح است با اينكه عطيه عوفي در سند روايت است.

نسبت به عطيه عوفي اشكالي وجود ندارد، مضاف بر اينكه آقايان گفتند: اگر يك راوي عده اي او را توثيق كنيد و عده اي او را تضعيف كنند روايت او حسن مي شود؛ يعني روايت معتبر، كه اين را هم ما قبلا عرض كرديم.

حديث منزلت به نقل ام سلمه:

اين حديث مفصل است كه از عامر بن سعد بن ابي وقاص است كه مي گويد:

أما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي

مسند أبي يعلي ج 12، ص 310

حديث منزلت به نقل سعد بن ابي وقاص:

اين روايت خيلي مفصل است و در صحاح هم آمده است كه رواي مي گويد: پيش سعد بن ابي وقاص رفتم و گفتم همچنين روايتي شنيدم آيا صحت دارد يا نه ؟ گفت بله من خودم از پيامبر شنيدم كه فرمود:

أنت مني كهارون من موسي، ما تنكر أن يقول لعلي هذا

آيا برايت تعجب آور است كه علي همچنين فضيلتي داشته باشد ؟

وافضل من هذا

علي افضل از اين هم هست.

محمد بن مكرم بن منظور الأفريقي المصري ، مختصر تاريخ دمشق، ج 5، ص 388

حديث منزلت به نقل اسماء بنت عميس:

اسماء، ابتدا همسر جعفر طيار بود بعد از آن همسر ابوبكر شد و بعد از او همسر اميرالمؤمنين سلام الله عليه شد. كه مي گويد از پيامبر اكرم شنيدم كه فرمود:

يا علي أنت مني بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ بن مُوسَي الا انه ليس بعدي نبي

مسند أحمد بن حنبل، ج 6، ص 438

هيثمي هم مي گويد: روايت صحيح است.

حديث منزلت به نقل جابر بن عبدالله انصاري

روايات زيادي را تاريخ دمشق آورده است كه من يك مورد را آوردم كه جابر مي گويد پيامبر اكرم به علي فرمودند:

أما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي

اينكه پيامبري بعد از من نيست

ولو كان لكنته

اگر پيامبري بعد از من بود يا علي تو همان پيامبر بودي.

تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 176

حالا بعضي از آقايان اهل سنت آمدند و در مورد «و لو كان لكنته» اشكال وارد كردند كه ما كاري با اين نداريم.

حديث منزلت به نقل جابر بن سمرة

باز ابن عساكر از جابر بن سمره نقل مي كند كه پيامبر فرمود:

علي مني بمنزلة هارون من موسي غير أنه وقال خيثمة

خيثمه مي گويد:

إلا أنه لا نبي بعدي

تاريخ مدينة دمشق، ج 42 ، ص 178

حديث منزلت به نقل خود حضرت امير (ع)

شايد حدود 9ـ10 تا روايت از خود حضرت امير در اين زمينه است و جالب اينجاست كه مي گويد در زمان خليفه مهدي عباسي راوي مي گويد:

دخل علي سفيان الثوري فقلت له حدثني بأحسن فضيلة لعلي

از سفيان ثوري سوال كرديم بالاترين حديثي كه در فضيلت علي آمده است براي ما بيان كن اين را آقايان خوب دقت كنند.

سفيان ثوري گفت سلمة بن كهيل از حجية عدي از علي بن ابيطالب نقل كرد كه پيامبر فرمود:

أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي.

تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 168

حديث منزلت به نقل فاطمه بنت حمزة

كريمه بنت عقبه مي گويد از فاطمه بنت حمزه شنيدم كه من نزد پيامبر بودم و پيامبر فرمود:

علي مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي

تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 186

حديث منزلت به نقل ابوهريره

من دو تا روايت انتخاب كردم كه يكي آقاي ابن عساكر با سند خودش از وليد بن رباح از ابوهريره نقل كرده است كه پيامبر فرمود :

أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا النبوة.

تاريخ مدينة دمشق، ج 42، ص 171

يك روايت ديگري هم از سعيد مقبري نقل مي كند از پدرش از ابوهريره كه فرمود:

أما ترضي أن تكون مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي.

تاريخ مدينة دمشق، ج 42 ، ص 172

اين تلك عشرة كاملة ، اما براي اينكه دوستان آمار اون 20 تا صحابه را هم ببينند، ابن عساكر مي گويد: بعد از اينكه از سعد بن ابي وقاص هست اين روايت از غير سعد هم آمده است، از عمر بن خطاب، از علي بن ابي طالب، از ابوهريره، از ابن عباس، از عبدالله جعفر، از خود معاويه.

خيلي جالب است كه ابن عساكر چند تا روايت از خود معاويه مي آورد بر اينكه اين حديث در حق علي نازل شده است.

جابر بن عبدالله انصاري ، ابوسعيد خدري ، براء بن عاذب ، زيد بن ارقم ، جابر بن سمره ، انس بن مالك خادم رسول الله، زيد بن ابي عوفي ، حبيشي بن جنادة ، حبش بن جراده، ابي الطفيل ، اسماء بنت عميس، ام سلمة ، فاطمة بنت حمزة.

اين چند نفر اين روايت را از رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم نقل كردند.

يعني دو تا تلك عشرة كامله اين روايت از نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم مطرح شده است.

مجري:

سوال آخري كه فرصت مان هم رو به پايان است. حاج آقا اگر از نظر سندي بخواهيم بحث كنيم يك قاعده اي هم اهل سنت دارند كه:

الحديث يقوي بعضها بعضا

مي خواستم صحت غالب اسانيدي كه مطرح فرموديد به هر صورت خيلي از اين رواياتي كه شما فرموديد صحيح بود، حالا شايد يكي دوتا مانند اين عطيه عوفي را كه مطرح كرديد اشكال بگيرند ولي واقعا آيا مي شود اين مطالب را اين گونه اثبات كرد كه اينها بعضي شان مي تواند بعضي ديگر را تقويت كند؟

استاد قزويني:

من انشاء الله شايد در جلسه آينده اين را يك مقداري بيشتر توضيح بدهم كه اولا حديث منزلت نياز به بررسي سندي ندارد؛ چون در صيحين آمده است با تعابير و سندهاي مختلف.

آقاياني كه معتقد هستند رواياتي كه در صحيحين آمد، ديگر تمام قنطره ها را رد كرده است و جالب اين است كه جناب مزي كه علماي رجال شاخص اهل سنت است و جزو 4 نفري است كه اهل سنت عيال سفره او هستند.

ايشان وقتي اين روايات حديث منزلت را مي آورد مي گويد:

وهو من أثبت الآثار وأصحها

از ثابت ترين و صحيح ترين روايات اين حديث منزلت است.

تهذيب الكمال - المزي - ج 20 ص 483

ولي حضرت عالي كه اشاره فرموديد خوب ما ديديم كه 20 نفر از صحابه در مناسبت هاي مختلف نقل كردند و اينها غير از آن مواردي بود كه ما عرض كرديم كه در منزل ام سلمه ، بعد از قضيه مواخاة ، بعد از حديث سد ابواب، بعد از خيبر ، خوب شما آنها را هم به اينها اضافه كنيد نزديك به 30 مورد از زبان اصحاب پيامبر اكرم نقل شده است و بعضي ادعاي تواتر را هم كردند كه در جلسه آينده عرض خواهم كرد.

ابن تيميه مي گويد:

تعدد الطرق وكثرتها يقوي بعضها بعضا حتي قد يحصل العلم بها

اگر يك حديثي با سندهاي متعدد آمد همديگر را تقويت مي كند به طوري كه انسان يقين پيدا مي كند.

ولو كان الناقلون فجارا فساقا

اگر چه ناقلين اين سندها فاجر و فاسق هم باشند

فكيف إذا كانوا علماء عدولا

تا چه رسد آنجايي كه علماي عدول باشند.

مجموع الفتاوي، ج 18، ص 26

ما آمديم 20 نفر از صحابه اي كه با اسامي مشخص و سندهاي متعدد ارائه داديم در مناسبات مختلف.

و همچنين جناب آقاي محمد بن اسماعيل كهلاني تعبيرشان در مورد حديث «اقتدوا بالذين من بعدي ابي بكر و عمر» كه بعد از من به ابوبكر و عمر اقتدا كنيد مي گويد:

تمام طرقي كه دارد و سندهايي كه دارد ضعيف است

إلا أنه يقوي بعضها بعضا

همديگر را تقويت مي كند

يعني حديث ضعيف اگر چنانچه 3-4 تا كنار هم گذاشته شد، مي شود مستفيض و همديگر را تقويت مي كند.

محمد بن إسماعيل الصنعاني الأمير الوفاة: 852 ، سبل السلام ج 2 ، ص 11

جناب سيد صابر كه الان كتابهاي او در دانشگاه كشورهاي عربي تدريس مي شود در فقه السنة در جلد 2 صفحه 57 باز نسبت به يك حديث كه بيان شده است مي گويد:

و ان كانت ضعيفة

اين احاديث اگر چه تك تك آنها ضعيف هستند

الا انه يقوي بعضها بعضا

جناب الباني هم همين تعبير را در تمام المنة مي آورد و مي گويد:

در باب آثاري است مرسل و مسند ولي

يقوي بعضها بعضا

تمام المنة - محمد ناصر الألباني - ص 375

پس بنابر اين ديگر راهي براي انكار اين روايت من گمان نمي كنم باشد.

انشاء الله ما بخش بعدي عرائض مان هم يك مقداري توضيح در صحت و دلالت اين حديث منزلت بر خلافت و امامت اميرالمؤمنين و بعضي از شبهاتي كه وهابيون دارند انشاء الله به حول و قوه الهي در جلسه آينده خدمت بينندگان عزيز خواهيم بود.

بيننده: رضا از قزوين

من خيلي وقت ها تماس مي گيرم ولي فرصت به من نمي دهند كه صحبت كنم و متشكرم كه اولين بيننده هستم.

از حضرت استاد يك سوال داشتم و مي خواستم بفرمايند كه دستورات پيامبر اكرم و همچنين اميرالمؤمنين براي حفظ و يا نوشتن احاديث چه بوده است؟ اين را لطف كنند با مدارك نشان بدهند.

سوال دوم هم اين است كه درباره منع و يا تخريب احاديث توسط ابوبكر و عمر هم مدارك صحيحي اگر دارند نشان بدهند.

همين خيلي ممنون و متشكر هستم.

استاد قزويني :

اين هفته نه، انشاءالله هفته بعد در اين مباحث صحبت خواهم كرد. البته ما در بحث خارج فقه مقارن تقريبا اين مباحث را داشتيم و عباراتي كه آقايان اهل سنت آوردند را آورديم.

حالا اين دوستمان اگر خيلي دوست دارند به كتاب تذكرة الحفاظ ذهبي جلد 1 صفحه 2 و صفحه 5 مراجعه كنند آنجا خيلي از مباحث مطرح است.

بيننده: رجايي از كرمانشاه (اهل سنت)

سلام عليكم خسته نباشيد آقاي محسني يك عرضي داشتم خدمت شما و آقاي قزويني.

ولي يك خواهشي دارم كه قطع نكنيد.

آقاي محسني! امروز آقاي يزداني كه ما بارها بهش مي گوييم آقاي اللهياري دوم، امروز برنامه داشت كه در مورد اسم فرزندان اميرالمؤمنين كه عثمان گذاشتند و ابوبكر گذاشتند يا نگذاشتند ، حالا كاري ندارم كه گذاشتند يا نگذاشتند، يك بيننده اي زنگ زد كه آقاي يزداني اين جواب را به او داد شما خودتون هم قضاوت كنيد ولي محض رضاي خدا درست قضاوت كنيد كه در جواب بيننده گفت : كدام دوستي؟ عثمان 3 روز جنازه اش در آشغال داني بود و اگر دوست بود، چرا حضرت علي نرفت در تشييع جنازه شركت كند؟

آيا اين درست است كه آقاي يزداني اين حرف را بزند؟

استادقزويني:

نه، آقاي رجايي من يك سوالي از حضرت عالي دارم ، ببينيد آقاي يزداني از كتابهاي اهل سنت نقل كرد يا از خودش گفت؟

بيننده :

خوب آقاي قزويني! كدام كتاب نوشته است كه در آشغال داني بوده است كه حضرت علي نرفته است؟

استادقزويني:

والله اين را از خود آقاي يزداني بپرسيد؛ چون من امشب بنا ندارم بحث هاي اين چنيني را مطرح كنم و جواب بدهم.

بيننده :

خدا شاهده دروغ نمي گويم خودتان هم مي دانيد برنامه اش دوباره تكرار مي شود.

مجري :

حالا آقاي رجايي شما لطف كنيد فردا ساعت 14 بياييد روي خط و همين مباحث را پيگيري كنيد؛ چون امشب نمي خواهيم خيلي بحث هاي سلبي مطرح شود و به خاطر احترام به هفته وحدت و از بينندگان كه روي خط مي آيند خواهش مي كنيم كه مقداري وحدتي بحث بكنند و مطالب را بگويند يا اثباتي بحث شود كه شائبه اي پيش نيايد.

بيننده:

آقاي محسني من آقاي دكتر قزويني را احترام برايش قائل هستم.

استاد قزويني:

شما لطف داريد.

بيننده:

خداشاهده وقتي ساعت 2 اين مطلب را آقاي يزداني بيان كردند نتوانستم غذا بخورم و واقعا توهين بدي بود براي اهل سنت.

مجري:

از اينكه احساسات شما جريحه دار شد معذرت مي خواهيم ولي خواهش مي كنيم كه باز يك ذره عالمانه تر با بحث برخورد كنيد و ما به عزيزان در اتاق پخش توصيه مي كنيم كه همكاري كنند و شما را روي خط بياورند تا مطالب خود را مطرح كنيد.

استاد قزويني:

اشكالي ندارد اگر الان شماره تلفن خود را به اتاق فرمان بدهيد ما مي گوييم حالا اين هفته نه هفته آينده همين روز كه آقاي يزداني كه خودشان هستند با شما تماس مي گيرند. بنده هم اگر احساسات شما جريحه دار شده است به نوبه خودم پوزش مي طلبم.

ولي يك سري مباحثي در خود كتاب هاي عزيزان اهل سنت آمده است وقتي ما مي گوييم در كتاب هاي اهل سنت آمده، من 2 تا آدرس به شما مي دهم الحمدلله اهل فضل هم هستيد.

تاريخ طبري جلد 3 صفحه 438

العصابه ابن حجر ج 1 ص 214

اينها را ببينيد اتفاقاتي كه بعد از قضاياي قاتلين عثمان چه كساني بودند و چطور او را كشتند و چرا سه شبانه روز دفن نشد و جالب هم اين است كه همين عبارت طبري را هيثمي در مجمع الزوائد جلد 9 صفحه 95 نقل مي كند و مي گويد:

ورجاله ثقاة

راويانش هم ثقه هستند

يك مشكل اساسي كه ما با بينندگان اهل سنت داريم بنده عرض كردم اگر يك كلمه يك حرف اهانت به مقدسات اهل سنت در شبكه ولايت شده باشد، بنده خودم را مسئول مي دانم و كاري به هيچ كس هم ندارم و مسئوليت اول به عهده خود بنده است و پاسخگو هم خودم هستم هم در دنيا و هم آخرت و اگر چنانچه اين قضايا هست و دوستان ما بگويند من معذرت مي خواهم ولي اگر چنانچه در كتابهاي خود شما هم وجود دارم يك مقداري دقت بشود ما يك كمي اگر يك مطلبي در كتب شيعه آمده و با موقعيت ائمه عليهم السلام منافات دارد ما بايد مردانه بياييم بگوييم اين روايت قبول نيست و ضعيف و نادرست است و اين روايت را دشمنان شيعه در كتب ما گذاشتند.

ما انتظار داريم برادران اهل سنت ما هم كه يك سري مطالبي دركتبشان آمده است يك مقداري با سعه صدر نگاه كنند.

خدايي نكرده خدايي نكرده من نمي گويم حضرت عالي با تعصب نگاه مي كنيد ولي يك مقدار گاها حب و بغضي كه انسان نسبت به افراد دارد بعضي وقت ها محبت باعث مي شود كه انسان حقيقت را نبيند به قول آن كسي كه عاشق ليلي بود به مجنون گفتند اين ليلي نه چشم درست حسابي دارد نه وجاهت دارد نه قد و قواره خوب دارد آخه اين چيه كه انقدر عاشق شده اي؟

گفت تو را به خدا بيا از پشت عينك من نگاه كن ببين زيباتر از اين خدا در عالم هستي آفريده است يا نه ؟

كسي كه با چشم محبت به قضيه اي نگاه مي كند عيوبات كار را نمي بيند و من واقعا از حضرت عالي تشكر مي كنم.

مجري:

آقاي رجايي تشكر مي كنيم فردا درخدمت شما هستيم.

بيننده:

من جناب آقاي قزويني را قبول دارم حالا من يك شب برنامه شبكه كلمه را نگاه كردم كه به بچه هاي شيعه توهيني كردند كه خدا را گواه مي گيرم خيلي ناراحت شدم و زنگ زدم و تلفن من را قطع كردند ولي امروز خدا را گواه امروز

مجري :

اين هم نشانگر اين است كه شيعه و سني با هم برادر هستند

استاد قزويني:

شيعه و سني بايد اين گونه باشند و اگر در يك جايي هستيم نسبت به اهل سنت توهين مي كنند ما بايد دفاع كنيم و اگر جايي هم به شيعه توهين مي كنند اهل سنت بايد دفاع كنند و معنا تقريب و دفاع همين است.

بيننده :

تشكر مي كنم

مجري :

التماس دعا خداحافظ

بيننده: امين از كرج

به آيت الله قزويني عالم بزرگمان واقعا عرض ارادت دارم ، واقعا يكي از مفاخر شيعه اين است كه يك همچين علمايي را دارد.

چند تا مطلب بود در رابطه با اين رجايي كه الان صحبت مي كرد اين برادر بزرگ ما كل جريان و بحثي را كه با آقاي يزداني داشت مطرح كند و فقط آن يك تكه را نگيرد و همين طور كه آقاي قزويني مطرح كردند من امروز اتفاقا داشتم گوش مي دادم اين بحث را و جناب يزداني از كتاب خود اهل سنت اين مطلب را مطرح كردند و آوردند و آن هم در رابطه با اسمائي بود كه مدعي بودند ائمه روي فرزندان خود گذاشتند و بحث به اينجا كشيد و ايشان از بابت عناد اين مطلب را مطرح كردند.

بعد يك مطلبي هم در رابطه با اين اخوي بود يك مطلب ديگري كه است در رابطه با اين قضيه بگويم درباره اين شبكه كلمه و وصال اينها بيش از آنكه شبكه هاي ديني باشند شبكه هاي سياسي هستند و شما اگر دقت كنيد شبكه كلمه راه افتاده است مثلا تو شبكه هاي صداي آمريكا بحث سياسي مي كند در رابطه با بحث ديني در جمهوري اسلامي خيلي جالب است و آدم وقتي مي آيد در اينها اين حلقه هاي زنجير را با هم متحد مي كند بعد مشخص مي شود كه سر منشا آنها كجاست و از كجا آب مي خورند.

يكي هم هست كه اين آقاي ملازاده است كه عذر خواهي مي كنم كه واقعا يك ابن شيطان و بچه شيطان واقعي است.

استاد قزويني:

آقا توهين نفرماييد

بيننده:

چند وقت پيش در شبكه مطلبي را نشان مي داد من اين يك تكه را فقط خارج از عرف اجازه بدهيد مطرح كنم من خيلي كوتاه مي گويم يك مطلبي را مي گفت در رابطه با اينكه يك صحنه اي را نشان داد كه 4 تا مرزبان ما 2 تا قاچاقچي را گرفته بودند و مي زدند.

بحث اين بود كه مرزبان ما در تمام كل كره خاكي كه شما بگرديد مرزباني تكليفش روشن است و حدود مرز را حفظ مي كند و همين دار و دسته شما كه بچه هاي شما بودند امثال ريگي سر اين مرزبان ها را بريدند و در چاله انداختند و آتش زدند و فيلمش را با سي دي پخش كردند.

آن را شما نمي بينيد ولي 2 تا قاچاقچي را كه گرفتند پخش ميكنيد اصلا تو اگر بحث ديني داري به اين مباحث چكار داريد؟

اين را مي خواستم بهش بگويم ولي ايشان وقتي آنجا مي نشينيد فقط تو نخ لب تاب و تشكيلاتش مي رود.

يك بحثي را هم داشتم در رابطه با امامت و مي خواستم آقاي قزويني بزرگوار و فخر دين ما اگر احساس مي كند كه اين نوع نگرش من در بحث ديني مشكل دارد اين را بيان كند.

بحث من اين است كه خداوند انسان را به عنوان جانشين و خليفه در روي زمين خلق كرده است حالا به اين معنا كه من انسان را به قول معروف جانشين و خليفه خودم در زمين قرار دادم.

منظور خدا از جانشين و خليفه اين نيست كه من و امثال من بايد باشيم بحث اين است كه به هر حال كساني جانشين مي شوند كه تنها يك خط مستقيم با خدا داشته باشند. ما هم به عنوان پيروان انان هستيم. از جايي هم كه قانون خدا قانون ثابتي است ببخشيد مثلا اگر كفته است زنا حرام است همان موقع هم حرام بوده است شراب حرام بوده همان موقع هم حرام بوده است

اين نبوده كه يك زماني حلال باشد بعد حرام بشود و همه اين خط را كه شما بخواهيد بگيريد و بيايد قانون خدا يك قانون ثابت است. با آدم و حوا هم شروع شده است در طول تاريخ را كه نگاه مي كنيم 124هزاره پيامبر آمدند يعني هيچ موقع زمين خدا از اولياي خدا خالي نبوده است و هميشه اين خط ادامه داشته است.

سوال من اين بود كه مي شود بيايد در يك نقطه اي اين همه انسان را كه روي كره خاكي به عنوان بندگان او زندگي مي كنند بياورد در يك نقطه اي به عنواني كه خاتم رسل بيايد و بعد از ايشان بگويد من تا اينجا آوردم از اينجا به بعد شما مثل گله آزاد باشيد و هيچ صاحبي نداريد.

قطعا اين رشته بايد از اينجا دوباره ادامه داشته باشد و هيچ موقع صاحب او گله را بي صاحب رها نمي كند و قطعا اين رشته بايد ادامه داشته باشد چون رسالت در حضرت خاتم تمام مي شود قطعا از اينجا رشته امامت شروع مي شود.

بعد اين امامت مي گيرد مگر مي شود بدون اتصال به همان نقطه وحي و به همان نقطه نور ادامه پيدا بكند اين بحثي را كه مي خواستم بكنم اين بود كه اصلا محال است كره زمين لحظه اي بدون وجود پاك نبايد خالي بماند.

بعد من مي خواستم از اين آقايان علماي اهل سنت اين سوال را بكنم آيا كسي كه واقعا اين بزرگي و اين منش را دارد مانند آقا اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب ، كسي كه در خانه خدا به دنيا آمده است ، كسي كه پيامبر اين طور او را به عنوان برادر خودش ، كسي كه به قول آقاي قزويني بزرگوارمان يك مطلبي را يك روز فرمودند كه واقعا من لذت بردم كه برگشتند گفتند غدير را يك خرده شل گرفتند اين آقايان كلا حذفش كردند و اگر عاشورا را هم مي خواستيم اين طور نكنيم فكر كنم كه مي گفتند حضرت امام حسين ببخشيد سرما خورده بود در كربلا.

ببينيد يك همچين چيزهايي را مي خواستم بيان كنم.

استاد قزويني :

من ضمن تشكر از اين نحوه بيان شما كه فرموديد براي شما عرض كنم من حضرت عالي و بينندگان عزيز به دو تا نكته اي كه در قرآن است ولي اينها را خوب تحويل بگيريم شايد من خيلي اين را كم به اين شكل اشاره كردم و شايد به تناسب بياد.

خداي عالم نسبت به پيامبران گذشته مثلا نسبت به حضرت نوح عليه السلام مي رسد مي گويد:

وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَي رَبِّ الْعَالَمِينَ

من درباره رسالت هيچ اجري از شما نمي خواهم اجر من با خداست.

سوره شعراء آيه 109

درباره حضرت هود همين تعبير را مي آورد

إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَي رَبِّ الْعَالَمِينَ

درباره حضرت قوم عاد همين را دارد ، درباره حضرت صالح همين را دارد حضرت لوط همين را دارد، در رابطه با حضرت شعيب همين را دارد.

عبارت ها هم يك نواخت است

وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَي رَبِّ الْعَالَمِينَ

ولي نسبت به نبي مكرم مي آيد كلا تعبير عوض مي شود و مي گويد:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

سوره شوري آيه 23

بعضي ها مي گويند آيا نستجير بالله پيامبر اكرم مقامش از حضرت لوط و عاد و شعيب و امثال اين پايين تر بوده كه آنها مي گويند اجر ما با خداست ولي پيامبر اكرم مي گويد

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

ولي اگر يك مقداري خوب دقت كنيم ما در سوره سباء آيه 47 باز بحث اجر پيامبر را خداي عالم مطرح كرده مي گويد:

قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ

آنچه كه من اجر از شما مي خواهيم؛ يعني مودة نزديكانم، اين به من بر نمي گردد اين نتيجه اش به خدا شما بر مي گردد ببينيد.

قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ

آنچه كه من اجر از شما مي خواهم تصور نكنيد كه قربي و اهل بيت من اگر اينها احترام كرديد و حرفشان را گوش كرديد چيزي به جيب من مي رود ، به جيب شما مي رود.

در سوره فرقان آيه 57 مي گويد:

قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَي رَبِّهِ سَبِيلًا

آنچه كه من اجر از شما مي خواهم به خاطر اين است كه شما به طرف خداي عالم برسيد و راه براي خدا باز كنند .

براي شما اين 3 تا آيه را كنار هم بگذاريد.

قُلْ مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ

اجري كه من مي خوام به شما بر مي گردد

أَنْ يَتَّخِذَ إِلَي رَبِّهِ سَبِيلًا

اجري كه من مي خواهم اين براي اينكه مردم به طرف خداي عالم بروند.

در آنجا مي گويد :

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَي

اين مودت در قربي كه در حقيقت امتداد رسالت است در غالب ولايت و اينها نتيجه اش به خود مردم برمي گردد، نتيجه تبعيت از قربي هم مردم را به خدا مي رساند.

اين فرمايش حضرت عالي خيلي فرمايش زيبايي بود ولي اگر مزين به اين آيات قرآني شود خيلي عالي و زيبا مي شود.

مجري:

ممنونيم ، سابقه ندارد كه ما 12 دقيقه به دوست شيعه مان وقت بدهيم ولي اين بار از دستمان در رفت.

بيننده : نوري از سنندج

سلام عليكم

مجري :

آقاي نوري چند وقتي است كه صداي گرم شما را نشنيديم

بيننده :

من هم خدايي دلتنگ شما بودم، ببخشيد دندان هايم را در آوردم اصلا نمي توانم صحبت كنم حالا نمي دانم

استاد قزويني:

عيب نداره همونش هم صفا دارد

بيننده :

آقاي قزويني بگذاريد خنده را بيشتر روي لبهاي شما بيارم، من هميشه اخلاقم اين است.

يك عده اي از دانشمندان تحقيق مي كردند 10 سال روي يك نوع مار تا بفهمند اين چه نوع ماري است بعد از 10 سال تازه فهميدند شلنگ است. اين شد حكايت همين شبكه هاي كلمه و غيره

استاد قزويني :

مي خندد

بيننده :

امشب نيامدم كه سوال بپرسم امشب ناله دارم ، امشب گريه دارم از دست اينها خدا وكيلي، آقاي سجودي آمده بود مي گفت اگر مرقد و بارگاه قداست داشت يك سوره براي آن نازل مي شد همچنان كه درباره حجرات زنان پيامبر يك سوره نازل شده است.

من اصلا خيلي ناراحت شدم و نتوانستم هم زنگ بزنم و نميتوانم هم به آنها زنگ بزنم چون خب اگر قداست داشت جناب آقاي سجودي پس چرا خرابش كرديد؟ اگر هر چيزي كه در قرآن بيايد نشانگر قداست است، پس سوره منافقون هم در قرآن است پس حتما قداست دارد.

يا اينكه اينها اظهار مي كنند ما البته ببخشيد اين شبكه خيلي گرانبهاست كه من بخواهم در شبكه ولايت اين مسائل را نقد كنم ولي قرآن مي فرمايد:

أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ

سوره بقره آيه 67

من بگذاريد كاذبين بگويم ، بنده قرآن درس مي دادم در ماه هاي رمضان بعد يك بنده خدايي يك كتاب كوچكي دستش بود من اين روايت را اگر شما لطف كنيد حاضر داريد من اين روايت را خواندم كه نوشته بود زماني كه حضرت زينب عليها السلام حضرت علي شمع هاي مسجد را خاموش مي كردند مي خواستند كه مردم قد و قامت حضرت زينب را نبينند.

اين من يك خرده تقريبا برام سنگيني مي كرد ، خدا تو را گواه مي گيرم در روز قيامت اين را جواب مي دهم گرچه خوابم حجت نيست وقتي كه من خوابيدم ديدم تو بيابان هاي منطقه خودمان يك بنده خدايي آنجا بود به من گفت اينجا چكار مي كني؟ گفتم مگر اينجا كجاست ؟ ما اينجا زمين كشاورزي داريم.

گفت اينجا كربلاست ، گفتم اينجا كربلاست؟ يك چيز سياه كوچكي هم بود يك چادري هم روي آن كشيده بود گفتم اين چيه ؟ گفت اين حضرت زينب است.

گفتم اين حضرت زينب است كه من درباره اش مي خواندم ؟ گفت : آره از وقتي كه برادراش رو نگفت شهيد كردند گفت كشتند، حالا چهره اش هم همچين تو دل برو نبود كه بگويم به هر حال.

گفت اين را از موقعي كه برادراش رو كشتند اين طوري شد. من ناراحت شدم و يك خرده تب مرا گرفت در عالم رويا خواستم بروم پيش حضرت زينب كه از نزديك تر از ايشان سوال كنم خداتو را گواه مي گيرم بر اين صحبتم بعد ديدم حضرت زينب بلند شدند رفتند.

البته من نه دست ديدم نه پا ديدم نه چهره هيچ چيزي فقط يك چادر سياه كه آنجا راه مي رفت.

بعد نشستم ناراحت بودم گفت: براي حسين من گريه مي كني؟ چرا براي بابام گريه نمي كني؟ اون شب خدا شاهده برام تحقق يافت.

چون زماني كه وقتي مي آيند مي گويند:

انت بمنزلة هارون من موسي

آقاي ترشابي كه مي گفت اينكه فضيلت نيست حضرت علي انقدر فضيلت دارد كه به اين نياز ندارد.

بابا خب فردا پرچم را به دست كسي مي دهم كه خدا او را دوست دارد ، رسول و خدا او را دوست دارد و او خدا و رسول را دوست دارد اينكه فضيلت نيست حضرت علي بيشتر فضيلت دارد.

صحبت ليلة المبيت مي شود مي گويند اينكه فضيلت ندارد ، پس فضيلتش كدام است شما كه منكر تمام فضيلت هاي حضرت شديد پس فضيلت حضرت علي من نمي دانم كجاست؟ خداشاهده اينها مي خواهند با نفاق و بدبختي گرچه دستشان براي مردم رو شده است و تمام اهل سنت مي دانند منتها من تعجبم اين است كه چرا از اهل سنت همه اهل سنت خودشان تو خونه هاشون هستيم بالاخره ما با هم هستيم و هم ديگر را مي بينيم و همگي از اين ها بدگويي مي كنند.

من از علما از اين بزرگان متاسفم كه چرا بر عليه اين شبكه ها كاري نمي كنند.

مجري :

حالا حاج آقا قول دادند كه بروند و صحبت كنند.

بيننده :

ببخشيد من اينها را گفتم چون دلم براي شما تنگ شده بود.

استاد قزويني:

در قرآن براي زن ها يك سوره نازل شده است پس مردها هيچ ارزشي پيش خدا ندارند چون سوره اي به نام الرجال نيامده است و ما بايد از خدا گلايه كنيم.

بيننده : رحمان از قم

ببخشيد كه مزاحم شما شدم من براي اولين بار است كه تماس گرفتم در مورد اولين شخصي كه روي خط آمدند ويك مقدار از آقاي يزداني گله كردند والله خيلي به من بر خورد.

آقاي يزداني از كتب خودشان همه حرف هاي خودشان زدند من برنامه شان هم نگاه كردم بعد خود اهل سنت كه مي آيند روي خط يك حالت طلبكاري دارند نمي دانم بنده خدا خيلي منصافه جواب مي داد.

مجري :

حالا اجازه بدهيد خود آقاي رجايي روي خط بيايند و نيازي نيست كه اين رو انقدر كش بدهيم اجازه بدهيد به خود آقاي رجايي كه اگر فرصت كردند روي خط بيايند و مباحث را خودشان سوال كنند.

بيننده :

يك برنامه شده است كه هر چند وقت يك بار يك سري را مي خواهند به نوعي تعضيفش كنند و مي آيند مي گويند كه اخلاقش خوب نيست ، حرف هاي تند و ركيك مي زند والله ما چيزي نديديم در اين 2 ساله كه من برنامه شما پيگيري مي كنم.

مي خواستم ببينم آقاي قزويني آيا حضرت علي كه درباره سد الابواب و حضرت علي از اين امتيازي كه حضرت محمد برايشان قائل شده بودند از اين استفاده مي كردند و رفت و آمد داشتند؟

استاد قزويني :

اصلا غير از آن در ديگري علي نداشت ، خانه علي بن ابي طالب در قسمت شرقي مسجد پيامبر و در قسمت شمالي حجره نبي مكرم بوده است؛ يعني قسمت غرب منزل علي مسجد بوده است و قسمت جنوبش هم حجره مخصوص پيامبر بوده است و به قول امروزي ها اندروني پيامبر.

پيامبر دو نوع حجره داشته يك حجره هايي كه مال زن هاش بوده كه 8-9 تا خانمش در حجرات بودند و يك حجره اي هم بوده كه مخصوص ملاقات هاي رسول اكرم با صحابه بوده.

اين حجره رسول مكرم چسپيده به خانه اميرالمؤمنين بوده و اون هم درش به مسجد باز مي شد و در خانه علي هم به مسجد باز مي شد و غير از اون در هم در ديگري نداشت و تا آخر عمر هم در ديگري را باز نكردند.

بيننده : مجيد از كردستان (اهل سنت)

از چه زمان يا تاريخي «اشهد ان عليا ولي الله» تو بانگ اذان به صدا آمده است ؟

مجري :

سوال ديگري نداريد؟

بيننده :

نه ممنونم

مجري :

لطف كنيد از گيرنده بگيريد.

بيننده : شاهين از كرمانشاه

در مسجد حضرت علي را در مدينه بستند و چه جوري ادعاي سنتشان مي آيد ؟ سنت هركسي بيشتر تو خانواده خودش حفظ مي شود و حضرت علي و اهل بيتش هم از خانواده پيامبر هستند.

حالا اين اهل سنت كه مي آيند در خانه حضرت علي و حضرت زهرا رو ديوار مي كشند روبروي فدك نبايد ادعاي اهل سنت كنند.

الان دختر كوچك من به حاج آقا سلام مي سانند خيلي شما رو دوست دارد و برنامه هاي شما را نگاه مي كند و مي گويد بگو كه علي اصغر و امام حسين و حضرت علي را خيلي دوست دارم.

استاد قزويني:

الحمدلله

بيننده :

بعد حاج آقا! وحدت با اين مسائلي كه پيش مي آورند فكر نمي كنم كه چيز درستي باشد و هيچ وقت هم وحدت ايجاد نمي شود و اين نظر شخصي من است.

kkk. مجري :

نه ديگه حاج آقا اول بحث مطرح كردند و اگر منظورتان اين است كه شيعه سني شود و سني شيعه شود اين شدني نيست ولي اينكه من فرض بگيرم من اهل سنت شما شيعه ما در كنار هم ديگر نمي توانيم باشيم؟

بيننده :

چرا

مجري :

پس با هم ديگر هستيم در بازار از هم خريد مي كنيم و با هم غذا مي خوريم و تشييع جنازه يكديگر مي رويم اين مي شود وحدت ولي اختلاف سليقه و اختلاف نظر هم در مباحث اعتقادي داريم.

بيننده :

صد درصد

مجري :

اين وحدت است

بيننده :

بعد دوستان مان هم كه زنگ مي زنند شبكه هاي كلمه و شبكه ملازاده را مي گويند اصلا نگاه كردنش هم به نظر من درست نيست.

استاد قزويني :

كفاره دارد

بيننده :

دست شما درد نكند خداحافظ

بيننده : موسوي از سنندج

واقعا اين كانال شما براي ما مقدس است.

الان آقاي قزويني فرمودند كه حضرت علي كه در حياط مسجد مي نشست فقط يك در داشت و حياط شان هم همان حياط مسجد بوده است.

الان من مي خواهم بپرسم كه آيا اين روايت كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم فرموده است كه تمام درها را ببنديد غير در علي يا غير از در ابوبكر.

بعد من مطمئنم كه به دوتا دليل در حضرت ابوبكر بوده است، چون اولا به اين دليل كه در آن زمان اصحاب در اطراف خانه هايي داشتند كه در آنجا نشيمن داشت و اين اتاق به عنوان اتاق كار يا اتاق خلوت شان بوده و اين اتاق ها يك خوخه به مسجد داشتند و ديگر به خاطر اينكه بيرون نروند و دور نزنند از همان خوخه داخل مسجد مي شدند.

ttt. استاد قزويني:

خوخه را مي شود معنا كنيد ؟

بيننده :

يك پنجره كوچك به نام خوخه

استاد قزويني:

احسنت

بيننده :

بعد اولا حضرت علي فقط يك در داشته اگر حضرت محمد گفته باشد در حضرت علي را ببنديد در خانه شان بسته مي شد و ديگر دري نداشتند.

مجري :

به نظر شما اين استدلال درستي است ؟ نگاه كن اين همه بيننده داره نگاه مي كند اگر قياس هاي خودتون رو مي خواهيد مطرح كنيد كه حتي شايد علماي ديگر اين مباحث را اين جور مطرح نكرده باشند اين را از شما قبول مي كنيم و مي گوييم شما نظرتان اين است و براي شما احترام دارد ما هم مي گوييم باشه .

ولي اگر واقعا مي خواهيد يك بحث علمي كه استناد به يك مطلب علمي باشد نه اينكه در خانه حضرت علي را اگر مي بست ديگه در نداشت.

خب اينكه اصلا فضيلتي نمي شود براي خانه حضرت علي.

استاد قزويني :

آقاي موسوي بزرگوار شما فرموديد خوخه به عنوان پنجره است ، باب معنايش چيست؟

بيننده :

باب يعني در

استاد قزويني :

حداقل ما 50 روايت داريم با سندهاي صحيح كه ابن حجر عسقلاني هم دانه دانه اينها را تصحيح مي كند كه پيامبر اكرم فرمود:

سدوا هذه الأبواب الا باب علي

تمام اين درها را ببنديد غير از در علي بن ابي طالب

و بعدا هم اعتراض كردند صحابه و گفتند كه چرا درهاي ما را بست ولي در علي را نبست؟ پيامبر فرمود :

اني والله ما سددت شيئا ولا فتحته

من از طرف خودم به خدا سوگند نه در كسي را بستم و نه در كسي را گشودم

ولكن أمرت بشئ فاتبعته

من از طرف خدا دستور آمد كه تمام درها را ببندم غير از در علي بن ابي طالب

و اين را شما مراجعه كنيد در كتاب هاي معتبر اهل سنت مانند:

فضائل الصحابه، ج 2، ص 581

خصائص أمير المؤمنين ( ع ) - النسائي - ص 73

ابن حجر مي گويد اين روايت سندش صحيح است

فتح الباري - ابن حجر - ج 7 ص 13

و جالب اينجاست كه آقاي حاكم نيشابوري روايتي را مي آورد و مي گويد صحيح است و همچينن آقاي ذهبي هم مي گويد صحيح است.

المستدرك - الحاكم النيسابوري - ج 3 ص 125

بر مبناي آقايان اهل سنت مي گويند اگر يك روايتي را هم ذهبي هم حاكم تصحيح كرد به منزله ورود در صحيح بخاري يا مسلم است.

در آنجا دارد كه پيامبر اكرم به علي بن ابي طالب فرمود :

أنت ولي في كل مؤمن بعدي

تو ولي امر بعد از من در حق تمام مؤمنان هستي

و فرمود:

سدوا أبواب المسجد غير باب علي

تمام درها را ببنديد غير از دار علي بن ابي طالب

فقال فيدخل المسجد جنبا

اميرالمؤمنين در حال جنابت از مسجد رفت و آمد مي كرد

وهو طريقه ليس له طريق غيره

غير از اين دري كه علي بن ابي طالب به مسجد گشوده مي شد هيچ دري نداشت.

مسند أحمد - الإمام أحمد بن حنبل - ج 1 ص 331

تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 42 ص 102

فرض اگر واقعا ورود علي به مسجد هم مثل ديگران بود مي فرمود:

علي تو برو يك دري از آن طرف بيرون باز كن و ديگر وارد مسجد نشو و يك در جدا باز كردن كه زحمت نداره آقاي موسوي بزرگوار.

خانه اميرالمؤمنين هم آنطوري كه آمده يك خانه اي حدود 240 متر ، 250 متر بوده است يعني اينطوري هم نيست كه بگوييم يك خانه 5 متر در 4 متر بوده يا به قول آقايان يك متر در 2 متر بوده كه اين كارشناسان در مورد بعضي از ازواج نبي مكرم آوردند.

و لذا اين را شما اگر مراجعه بفرماييد كتاب حاكم نيشابوري مستدرك الصحيحين كه جديدا چاپ شده است و زير آن هم تلخيص ذهبي است جلد 3 صفحه 134 را مراجعه بفرماييد كاملا اين قضايا هست كه هم حاكم و هم ذهبي مي گويند كه صحيح است.

ما نبايد اجتهاد از پيش خودمان بدون اينكه هيچ دليلي و مدركي داشته باشيم بخواهيم اجتهاد بكنيم.

بيننده :

دليل دوم اينكه چون پيامبر مريض بود و در خانه عايشه بوده به خاطر اينكه ابوبكر به عايشه محرم بوده و به خاطر اينكه كسان نامحرم نيايند سر زده شايد به خاطر اين باشد كه در فقط ابوبكر باز بوده است.

استاد قزويني:

آخه ما كه گفتيم اصلا جناب ابوبكر خود آقايان هم مي گويند كه تا 6 ماه بعد از اينكه ايشان خليفه بود اصلا ابوبكر خانه اي در مدينه نداشت و صبح از سنح از يك مايلي مدينه مي آمدند به مدينه نماز مي خواند تا مغرب و عشاء و وقتي مغرب و عشاء را مي خواندند دوباره به سنح مي رفتند.

و اضافه در مورد ابوبكر هم خوخه تعبير مي شود نه به عنوان در ، از خوخه كه انسان نمي تواند داخل شود. از پنجره شما مي توانيد وارد شويد؟

معمولا پنجره هاي سابق هم 1 يا 2 متر بالاتر از زمين بوده است.

ببينيد اينها يك مقداري دقت بيشتري مي خواهد ، يك مقداري تامل بيشتري مي خواهد يك مقداري خدايي نكرده خدايي نكرده ما نمي خواهيم بگوييم تعصب داريد ولي يك مقداري اين حب و بغض ها بيش تر ما را گرفتارمان نكند.

مجري:

خيلي ممنون خداحافظ شما

حاج آقا! آقا مجيد يك سوال پرسيدند لطفا اين را مطرح كنيد.

استاد قزويني:

حالا من به آقاي موسوي يك توصيه مي كنم برادر بزگوارم! شما كتابي اهل سنت داريد به نام «اسد الغابة في معرفة الصحابه» كه از كتب معتبر و تراز اول اهل سنت است كه براي ابن اثير جزري است جلد سوم صفحه 334 را شما مراجعه بفرماييد كه ايشان مي گويد:

بعد از 6 - 7 ماه كه به ابوبكر بيعت شد ايشان

وربما ركب علي فرس له وعليه إزار ورداء ممشق فيوافي المدينة فيصلي الصلوات بالناس فإذا صلي العشاء رجع إلي أهله بالسنح.

تا نماز عشا را كه مي خواندند سوار مركب شان مي شدند و بر مي گشتند به سنح همان يك مايلي مدينه.

همچنين در كتاب:

الطبقات الكبري ج 3، ص 186

يا بعضي وقت ها هم پياده مي رفتند و اين چيزي است كه در كتب شما آمده است.

در مورد آقا مجيد بزرگوار در رابطه با شهادت ثالثه ما مفصل صحبت كرديم در كتاب هاي خود عزيزان اهل سنت ، «كتاب السلافه في امر الخلافة» را اگر شما مراجعه بفرماييد نقل مي كند يكي از علماي بزرگ اهل سنت هم هست كه مي گويد كه در زمان پيامبر اكرم افرادي آمدند خدمت پيامبر گفتند يا رسول الله ماديديم كه ابوذر اذان مي گويد ولي بعد از اشهد ان محمدا رسول الله، مي گويد: اشهد ان عليا ولي الله ، حضرت فرمود:

أو نسيتم قولي في غدير خم : من كنت مولاه فعلي مولاه

همچنين همين تعبير را از سلمان نقل مي كنند كه مي گويند ما اين طوري از سلمان شنيديم بعد نبي مكرم مي فرمايد: خوش شنيديد و درست هم همين است.

ما روايات متعددي در رابطه با قضاياي شهادت ثالثه داريم كه در روايات خودمان هست كه خود امام صادق فرمود:

فإذا قال أحدكم لا إله إلا الله ، محمد رسول الله فليقل علي أمير المؤمنين عليه السلام

هر كس گفت لا اله الا الله محمد رسول الله، حتما بگويد علي هم اميرالمؤمنين است.

در كتاب هاي ما با سند معتبر آمده است، كتاب احتجاج طبرسي صفحه 158 چاپ نجف ، بحار الانوار ج 81 صفحه 112و دهها روايات ما در منابع خودمان يا به صورت كلي يا به صورت شخصي در اين زمينه ما داريم.

خدايا تو را قسمت مي دهيم به آبروي نبي مكرم پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله وسلم فرج مولاي ما بقية الله الاعظم نزديك نموده و ما را از ياران ويژه آن بزرگوار قرار بده.

************
اللهم عجل لوليك الفرج

 

 




Share
1 | مهدي علي قاسمي | , آمریکا | ٢٠:٠٩ - ١٣ دي ١٣٩٢ |
شما فرمودي در مورد عطيه که ابن حجر گفته است : و کان ثقه ان شاء الله
کجا ابن حجر چنين حرفي زده؟؟؟
من متن تهذيب رو بيارم:
وقال ابن سعد خرج عطية مع ابن الاشعث فكتب الحجاج إلى محمد بن القاسم ان يعرضه على سب علي فإن لم يفعل فاضربه أربعمائة سوط واحلق لحيته فاستدعاه فأبى أن يسب فأمضى حكم الحجاج فيه ثم خرج إلى خراسان فلم يزل بها حتى ولي عمر بن هبيرة العراق فقدمها فلم يزل بها إلى أن توفي سنة ( 11 ) وكان ثقة إن شاء الله وله أحاديث صالحة ومن الناس من لا يحتج به وقال أبو داود ليس بالذي يعتمد عليه .
قال أبو بكر البزار كان يعده في التشيع روى عنه جلة الناس وقال الساجي ليس بحجة وكان يقدم عليا على الكل .
سوال من اينه که الان اون قسمت مگر قول ابن سعد نيست؟؟؟؟
چرا به ابن حجر نسبت دادين؟؟؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

هر چند ابن حجر از ابن سعد وثاقت عطيه را نقل کرده است ولي خود او در جاي ديگر او را چنين توثيق کرده است. عطية بن سعد بن جناده ... صدوق يخطىء كثيرا وكان شيعيا مدلسا من الثالثة مات سنة إحدى عشرة بخ د ت ق. عطية بن سعد بن جناده... بسيار راست گو است و خطاى فراوان دارد. او شيعه و مدلّس است و از طبقه سوم مى باشد كه در سال صد و يازده رحلت كرده است.تقريب التهذيب .ج 1 ص 393 أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي الوفاة: 852 ، دار النشر : دار الرشيد - سوريا - 1406 - 1986 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : محمد عوامة

ملا علي قاري وي را از بزرگان تابعي مي داند:ذكر إسناده عن عطية بن سعد العوفي ، وهو من أجلاء التابعين.

شرح مسند أبي حنيفة ، اسم المؤلف: الملا علي القاري ، علي بن سلطان محمد (المتوفى : 1014هـ) الوفاة: 1014

عطيه علاوه بر اينكه از تابعين و رجال بخاري، ابو داوود، ابن ماجه، ترمذي و احمد بن حنبل است، عده زيادي از علمان اهل سنت همچنين الباني نيز وي را توثيق كرده اند

بنابراين علماي اهل سنت عطيه را توثيق كرده اند اما تضعيف او از سوي برخي بخاطر تشيع او بوده است

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English