2019 April 25 - پنج شنبه 05 ارديبهشت 1398
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)
کد مطلب: ٥٢٨٥ تاریخ انتشار: ٣١ مرداد ١٣٩٢ تعداد بازدید: 1241
سخنراني ها » شبکه ولايت
ولايت علي عليه السلام به استناد قرآن و سنت (3)

برنامه امامت و ولایت 92/05/31

 
 
بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : 92/05/31

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم. بينندگان عزيز سلام و رحمت الهي بر شما. با برنامه اي ديگر از سلسله برنامه هاي امامت و خلافت در خدمت شما هستيم. ما بحثي را مطرح كرديم به عنوان امامت و خلافت اميرالمومنين علي عليه السلام . سبك برنامه اين است كه ابتدا كارشناس محترم برنامه توضيحاتي را خدمت شما مي فرمايند. بعد شما روي خط مي آييد. عزيزان شيعه ادله خودشان بر خلافت اميرالمومنين را مطرح مي كنند و عزيزان اهل سنت ادله خود را در مورد خلافت و مشروعيت خلفا بيان مي كنند.

بنده به نمايندگي از همه شما بينندگان عزيز و دوستداران شبكه جهاني ولايت عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت حضرت استاد دكتر حسيني قزويني. استاد! سلام عليكم و رحمة الله.

استاد حسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم.

سلام عليكم و رحمه الله و بركاته.

بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز و گرامي خالصانه ترين سلامم را تقديم مي كنم. موفقيت همه عزيزان را از خداي منان خواهان هستم.

ما هفت يا هشت ماهي است كه در رابطه با امامت و ولايت امير المومنين در قرآن و سنت مطالبي را مطرح كرده ايم كه اين شبكه هاي وهابي بيايند نسبت به بحثهاي ما اظهار نظر يا نقد و مناقشه اي داشته باشند ولي نه تنها اظهار نظري نكردند بلكه خودشان را عاجزتر از اين ديدند كه اصلا وارد اين مباحث بشوند.

چند شب قبل در رابطه با

يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك

سوره مائده، آيه 67

يكي از بينندگان عزيز شيعه زنگ زده بود و مي گفت اين آيه در حق علي و امامت و ولايت اميرالمومنين است و مطالبي هم از كتب اهل سنت نقل كرد.

ولي كارشناس شبكه گفت: آيا پيغمبر ابلاغ كرده يا نكرده؟

ما انزل اليك من ربك.

در كجاي قرآن است؟! من از بينندگان عزيز تقاضا دارم كه اگر زنگ زدند و يك چنين مطلبي مطرح شد كه آيا

ما انزل اليك من ربك.

در كجاي قرآن آمده است؟ به آنها چنين پاسخ دهند:

پاسخ اول: در كجاي قرآن آمده است كه نماز صبح يا نماز ظهر و عصر و مغرب چند ركعت است؟ هرجا تعداد ركعات نماز آمده است، ابلاغ پيغمبر براي ولايت حضرت علي هم آمده است! -اين خيلي ساده و راحت است- شما اينها را به ما نشان بدهيد ما هم

ما انزل اليك من ربك

را نشان مي دهيم .

پاسخ دوم: آيه 40 سوره برائت كه شما مطمئن هستيد در حق ابوبكر نازل شده است به ما نشان بدهيد در كجاي قرآن اسم ابوبكر آمده است؟!

آيه 11 سوره نور در حق عايشه نازل شده در كجاي قرآن آمده است كه در حق عائشه است؟ هر جاي قرآن اسم عايشه را به ما نشان داديد ما هم همانجا

ما انزل اليك من ربك

كه دليل خلافت اميرالمومنين سلام الله عليه است را نشان مي دهيم .

پاسخ سوم: شما كه از جناب خليفه دوم و عايشه ام المومنين نقل مي كنيد كه نزديك دويست آيه از سوره احزاب حذف شده كه خود حذيفه صاحب سرّ نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم از عمر بن الخطاب نقل مي كند كه گفت:

كم تعدون سورة الأحزاب؟ قلت: ثنتين او ثلاثا و سبعين. قال ان كانت لتقارب السورة البقرة.

شما سوره احزاب را چند آيه مي دانيد؟ گفتم: هفتاد و دو و يا هفتاد و سه آيه. عمر گفت: به درستي كه سوره احزاب همسنگ سوره بقره بود!

-اين «إن» (در عبارت عمر) مخفّفه از مثقّله است به دليل «لتقارب».

يعني 280 و اندي آيه داشته است ولي 200 آيه اش حذف شده است! شما بفرماييد اين دويست آيه در كجاي قرآن است؟! در كجا رفته است؟! چه كار كردند با اين دويست آيه؟! اين دويست آيه را بياوريد به ما نشان بدهيد تا ما هم

ما انزل اليك

را به شما نشان دهيم و هم نام اميرالمومنين و هم نام ائمه را. همه اينها در همان دويست آيه اي كه حذف كرده اند بوده است!

كتاب درّ المنثور سيوطي ج5 ص 180 و فتح القدير آقاي شوكاني ج 4 ص259 و كتب ديگري اين قضيه را نقل كرده اند.

از عايشه هم نقل مي كنند كه در سوره احزاب آيه اي بوده در رابطه با اين كه رضعات ده تا بوده و نسخ شده به پنج تا!

فتوفي رسول الله و هنّ فيما يقرأ من القرآن.

صحيح مسلم، ج4، ص167

اينكه رضاعه يعني سرايت شير در محرميت و حرمت پنج مرتبه بوده اين در قرآن بوده و پيغمبر هم كه از دنيا رفت ما مي خوانديم اين را. ولي بعد از پيغمبر از بين رفت! يعني هنگام وفات پيغمبر اين آيه در قرآن بوده و نسخ هم ديگر نيست. و جالب اين است كه اين آقايان مي گويند قرائت آن نسخ شده و حكمش مانده است! بفرماييد اين دويست آيه كه از سوره احزاب حذف شده است بفرماييد احكام اين دويست آيه كجاست؟! اين را به ما نشان بدهيد.

از عزيزان اهل سنت من تقاضا مي كنم از علماي بزرگوارشان سوال كنند كه آيا اين آياتي كه جناب خليفه دوم مي گويد :

الشيخ و الشيخه إذا زنيا فارجموهما

درّالمنثور، ج5، ص179، 180

حذف شده قرآن مي فرمايد:

ما ننسخ من آية أو ننسها نأت بخير منها.

سوره بقره، آيه 106

هر آيه اي را ما نسخ كنيم يا مثل آن و يا بهتر از آن را مي آوريم.

اگر اين دويست آيه يا به قول خليفه دوم آيه رجم و يا آيه رضاعه كه پنج مورد بوده و نسخ شده اگر بهتر از آن يا مثل آن آمده كجا است؟! اگر اينها را به ما نشان داديد مخصوصا اين دويست آيه را، خود دويست آيه و يا مثل دويست آيه و يا بهتر از دويست آيه. يقين داشته باشيد ما هم نام اميرالمومنين و خلافت اميرالمومنين و امامت اميرالمومنين ، امامت ائمه، عصمت ائمه تمام عقائد شيعه را ما به شما نشان مي دهيم!

شما اين دويست آيه را به ما نشان دهيد ما هم (تصريح به) امامت اميرالمومنين را به شما نشان مي دهيم.

نكته چهارم اين

ما انزل اليك.

بوده ولي به قول عائشه ام المومنين بزش رفته و آن آيات را خورده است. شما اين بز را زنده كنيد يا روحش را احضار كنيد و از او سوال كنيد كه اين آياتي را كه خورده و رفته در شكمش چه بوده؟!

عائشه مي گويد: پيغمبر اكرم از دنيا رفته

و تشاغلنا بموته دخل داجن و أكلها.

سنن ابن ماجه ج 1 ص 626

يك بزي وارد شد و اين آيات را خورد! جناب الباني هم مي گويد روايت صحيح است. شما بفرماييد آنچه را كه جناب بز يا گوسفند ام المؤمنين عايشه خورده است را از شكمش دربياوريد ببينيد فقط آيه رجم و رضاعه را خورده و يا آيات ديگري را هم خورده است! اگر محبت كنيد اينها را بيرون بياوريد ما هم قطعا آنچه كه الآن شيعه معتقد است را از كنار اين آيه به صراحت براي شما اثبات خواهيم كرد.

نكته ديگر اينكه ما گفتيم نزول آيه 55 سوره مائده در مصادر معتبر اهل سنت آمده است.

ابن ابي حاتم در تفسيرش ج 4 ص 1162 روايت نقل مي كند:

تصدق علي بخاتمه و هو راكع فنزلت إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا

الي آخر و بررسي سندي هم ما كرديم و ابن ابي حاتم مي گويد : من در اين كتابم صحيحترين اخبار را آورده ام. يكي از راويان اين روايت أبوسعيد الأشج است كه ابن ابي حاتم مي گويد:

ثقة امام اهل زمانه.

الكاشف في معرفة من له رواية في كتب الستة، ج1، ص558

فضل بن دكين ، موسي بن قيس و سلمه بن كهيل همه ثقه هستند. همه اينها را ما يكي يكي بررسي كرده ايم. روايت ابن جرير طبري را هم بررسي سندي كرده ايم. تمام رواتش را بررسي كرده ايم .

و ابن تيميه هم مي گويد كتاب تفسير ابن ابي حاتم و تفسير طبري از تفاسيري است كه متضمن منقولاتي است كه

يعتمد عليها في التفسير.

منهاج السنه، ج7، ص179

پس اگر ما مي گوييم اين آيه در حق اميرالمومنين نازل شده است. همه روايات مربوط به آن با سندهاي صحيح و غير قابل مناقشه بوده است. همچنين اگر گفتيم آيه ابلاغ در حق اميرالمومنين نازل شده بررسي سندي هم كرده ايم نزول آيه را به روايت واحدي آورديم كه خود واحدي مي گويد من كتابم را از احاديث صحيح انتخاب كرده ام و از نقل احاديث ضعيف اجتناب كرده ام و در شرح حال واحدي هم گفته اند:

الإمام العلامة

سير اعلام النبلاء، ج18، ص339

و همچنين ابن مسعود به قرائت آيه در عصر رسالت قائل بود. از درّالمنثور سيوطي ج2، ص298 ، فتح القدير الشوكاني، ج2، ص60 ، المنار رشيد رضا ج6، ص463 و نيز روايت آلوسي را آورده ايم:

يا أيها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك إن عليا ولي المؤمنين.

روح المعاني، ج6، ص193

ذهبي در مورد ابن مردويه :

الحافظ الثبت... الثبت العلامه بصيرا بالرجال.

تذكرة الحفاظ، ج3، ص1050 و 1051

آقاي ابن مردويه از شخصيتهاي آگاه به رجال است. يعني روايتي كه مي خواهد بياورد قطعا اگر از نظرش ضعيف باشد نمي آورد.

بنا به نقل آقاي ابن عساكر هم يكي يكي سند آقاي ابن عساكر را بررسي كرده ايم و اين سند كاملا صحيح و بدون مشكل سندي است.

بنابراين آنچه را كه ما در رابطه با مباحث امامت مطرح كرديم با كمال شهامت بر مبناي رجالي اهل سنت بطور كامل بررسي سندي هم انجام داده ايم.

حالا اگر بعضي از عزيزان اهل سنت نسبت به بررسي سندي و يا بررسي دلالي باز هم فرمايشي دارند ما در خدمتشان هستيم. من ديروز در برنامه اي عرض كردم برادر بزرگوار ما جناب آقاي دكتر نيكنام كه حدود صد و ده روز در ايالتهاي مختلف آمريكا ، در مراكز اسلامي متعدد سخنراني داشته است مي گفت در مركز اسلامي اهل البيت در ورجينيا يك آقايي آمد و گفت ما شيعه بوديم ولي شيعه شناسنامه اي! و به هيچ وجهي خبر نداشتيم شيعه يعني چه! ولي اين مدت كه برنامه هاي شبكه ولايت را مي بينيم داريم به شيعه بودن خودمان افتخار مي كنيم و خود من الآن آماده ام كه با قويترين علماي وهابيت مناظره كنم.

الحمدلله رب العالمين كه خدا اين توفيق را به ما داد كه ما توانسته ايم سطح معلومات عزيزان شيعه مان را به اين حد بالا ببريم كه از خودشان به حدي خاطر جمع هستند كه اعلام مي كنند ما با علماي بزرگ وهابي هم حاضر به مناظره هستيم.

مجري:

ممنون هستيم از حضرتعالي. شايد اين سوال، سؤال مهمي باشد كه در ذهن هر مسلماني كه معتقد است قرآن كتاب وحي است بوجود بيايد اصلا اگر بحث مطابقت آيه ولايت را كه طبق تفاسير اهل سنت در مورد اميرالمومنين است كنار بگذاريم آيا براي مسلمانهايي كه اين مطابقت را قبول ندارند سؤال پيش نمي آيد كه اين آيه اي كه به صراحت دارد ولايت شخصي را مطرح مي كند غير از اميرالمومنين چه مصداقي دارد؟ چه كسي ولايتي دارد كه ولايتش با واو عطف به ولايت خداوند و ولايت پيامبر معطوف شده است؟

تماس بينندگان:

اولين تماسي كه روي خط خواهند آمد آقاي بهرامي از قم از شيعيان عزيز و گرامي. سلام عليكم و رحمه الله.

بيننده:

بسم الله الرحمن الرحيم من هم سلام عرض مي كنم.

استاد حسيني قزويني:

دليل شما بر خلافت بلافصل حضرت علي از قرآن چيست. اين سوال اول ما.

بيننده:

حاج آقا من دليلي كه بر شيعه بودن خودم دارم بيشتر دلايل نفيي است چون كه اثبات فضائل آقا اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليهم السلام اين قدر زياد است كه اصلا كسي نمي تواند اين را اثبات كند.

لذا وقتي كه من وجدان خودم را قاضي قرار دادم گفتم بين اين چهار نفري كه نام برده مي شود، أبوبكر، عمر، عثمان و علي بن ابيطالب كدام يكي از آنها بر حق هستند. من دلايلي را بر نفي خليفه اول و دوم و سوم و معاويه و عايشه پيدا كردم و از اينجا فهميدم كه مكتب و مذهب حق شيعه است. چون كه از آن طرف كتابي است با عنوان فضائل الخمسه در اين كتاب بيش از دويست باب در فضائل اميرالمومنين نقل شده است كه اصلا بعضي از اين فضائل عجيب است. مثلا در خلقت نوراني آقا اميرالمومنين علي بن ابيطالب قبل از خلفت عالم؛ پس ما در بحث اثباتي و اثبات فضائل آقا اميرالمومنين هيچ حرفي نداريم من دلايل نفيي دارم اگر بخواهيد نام مي برم.

استاد حسيني قزويني:

نه. حالا به همين اندازه اكتفا مي كنيم . اگر سوالي داريد مطرح بفرماييد.

بيننده:

چند روز پيش شما در يكي از برنامه هاي خودتان روايتي را مطرح كرديد كه اگر اين صحبتها به برخي اهل سنت نرسيده باشد اهل بهشت هستند. شما مي دانيد كه در بحث تفكرات شيعه هم نظر مخالفي وجود دارد البته ما نمي گوييم هر كسي كه شناسنامه اي شيعه بود اين دربست به بهشت مي رود. شيعه مقام خيلي بالايي دارد ما اگر از شيعيان باشيم از شيعيان سطح پايين هستيم. اما اين دليل كه شما جناب استاد آورديد با بعضي از دلايل ديگر مخدوش است. خداوند متعال بندگان را خلق كرده است

و ما خلفت الجن و الانس الا ليعبدون.

سوره ذاريات، آيه 56

خداوند تمام انسآنها را براي عبادت خلق كرده است.

اگر خدا نتواند اين دين را به كسي برساند كه خلق كرده است، شايد در امر خلقت آنطوري كه بايد و شايد نتوانسته است عمل كند.

اگر قرار باشد كساني كه اين مكتب به آنها نرسيد مثل برخي اهل سنت به بهشت بروند شما به همان دليلي كه فرموديد اهل سنت هم بهشتي هستند چه بسا يك وهابي كه از اول بين وهابيت بزرگ شده و به سن بلوغ رسيده و طبق تفكرات آنها عمل كرده و بعد هم از دنيا رفته است، او هم اهل بهشت شود!

مجري:

آقاي بهرامي عزيز! شما اگر توجه كرده باشيد حضرت استاد شرطي را كه در روايت آمده بود مطرح فرمودند كه بخاطر محبت اميرالمومنين وارد بهشت مي شوند.

بيننده:

آقاي حسيني! شرط ورود به بهشت فقط محبت آقا اميرالمومنين علي بن ابيطالب نيست. آقاي شافعي كه يكي از بزرگان و ائمه اهل سنت است اشعاري در محبت آقا اميرالمومنين دارد كه اشعار بلندي است. بنده صحبتم به جناب استاد اين است كه شرط ورود به بهشت محبت تنها به اميرالمومنين علي بن ابيطالب نيست بلكه برائت از دشمنان ايشان هم هست. لذا ما بايد قائل بشويم در قيامت سه مقطع وجود دارد. بهشت، جهنم، اصحاب اعراف اگر كسي شرط عذاب را نداشته باشد يعني اگر

و ما كنّا معذبين حتي نبعث رسولا

سوره اسراء، آيه15

به او ابلاغ نشده باشد شما نمي توانيد بگوييد كه به صرف اين به بهشت مي رود. نهايتا آنجا مقطعي است به نام اعراف در آنجا امتحان مي شود و اگر شرايط را كسب كرد به بهشت مي رود.

استاد حسيني قزويني:

برادر بزرگوار من! اين ديگر آيه قرآن است با آيه قرآن كه ما نمي توانيم شوخي كنيم.

إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَأُولَئِكَ عَسَي اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ

سوره نساء، آيات 97 تا 99

آنهايي كه مستضعف هستند يعني حق به گوششان نرسيده است اين منطق قرآن است. قبل از اينكه سخن امام صادق سلام الله عليه باشد. خود قرآن مي فرمايد. مستضعفين كساني هستند كه حق به گوششان نرسيده است. در تفسير عياشي رضوان الله تعالي عليه ج 1 ص 268 نيز آقا امام صادق عليه السلام همين مطلب را بيان مي كند.

حضرت مي فرمايد:

إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا قال : لا يستطيعون سبيل أهل الحق فيدخلون فيه ولا يستطيعون حيلة أهل النصب فينصبون ، قال : هؤلاء يدخلون الجنة بأعمال حسنة وباجتناب المحارم التي نهي الله عنها ولا ينالون منازل الأبرار.

اينها نتوانستند راه حق را تشخيص بدهند تا داخل بشوند. از آن طرف هم وارد نواصب شدند. يعني دشمني هم با اهل بيت نداشتند. حضرت فرمود: خداي عالم اينها را وارد بهشت مي كند با اعمال حسنه اي كه خودشان دارند.

مثلا اگر يك كمونيستي از روز اول اصلا توحيد به گوشش نرسيده است. ولي ذاتا مي داند كه دروغ و ظلم و حق ديگران را از بين بردن بد است و اينها را هم انجام نداده است. مي داند كه كمك به ايتام و مستضعفين و ديگران خوب است و اينها را انجام داده است. يعني آنچه را كه عقل او حكم كرده و به او دستور داده، -آن مستحسنات عقلي- را هم عمل كرده است. ما نمي توانيم بگوييم خدا اين شحص را بخاطر اينكه حق به گوشش نرسيده است امامت و اصلا توحيد به گوشش نرسيده است به جهنم مي برد.

بيننده:

ما نگفتيم مي برد به جهنم. ما گفتيم

ما كان معذبين حتي نبعث رسولا.

اگر حق به گوششان نرسيده اينها لياقت جهنم رفتن را ندارند اما دليل نمي شود كه بروند به بهشت.

استاد حسيني قزويني:

پس كجا مي خواهند بروند؟

بيننده:

من فرض مي كنم يك نفر بين نواصب بزرگ شد و آن خصلت اوليه اش طبق تربيت خودش طوري تربيت شد -مثلا - همين الآن در سوريه شمشير دادند به بچه آمده سر شيعه را قطع كرد. اين بچه وقتي از اول آن طوري تربيت شود حالا شما فرض كنيد پانزده ساله شد از دنيا هم رفت شما با همين استدلال راجع به اين بچه آيا اينكه اينطور آمده انسان كشته يا كسي كه تحت تربيتهايي است اگر اين شخص فرضا نتواند برود جهنم. يعني لياقت جهنم را نداشته باشد و آمده باشد تحت تأثير تربيت قرار گرفته باشد، اما نمي توانيم بگوييم صرف اينكه جهنمي نشد، پس بهشتي مي شود. بهشتي شدن شرايط خاص خودش را دارد.

استاد حسيني قزويني:

شما بگوييد فرداي قيامت با اينها چه كار مي كنند؟

بيننده:

ما بحثي داريم به نام اصحاب اعراف.

استاد حسيني قزويني:

اعراف چيست؟ جهنم است يا بهشت است؟

بيننده:

حاج آقا! آن فردي كه مثلا جاهل به دنيا آمد و عقلش كم بود و عقب افتاده بود و از اين دنيا رفت ، اين لياقت جهنم رفتن را ندارد چون خدا حجت را بر اين تمام نكرده است. اما شرايط ورود به بهشت را هم ندارد. خداوند متعال طبق آن چيزي كه در روايات است مرحوم شبّر در اعتقادات خودش آورده است. در آنجا عرصه اي مي آيد خداوند عرضه مي كند حق و باطل را اگر قبول كرد تكليفش در آنجا معلوم مي شود.

استاد حسيني قزويني:

اين رواياتي است كه مرحوم علامه شبّر در همان جلد اول احقاق الحق مي آورد - يكي از توفيقات خداوند به من اين است كه هنگام حضور در حوزه علميه قزوين اين كتاب احقاق الحق علامه شبّر كتاب درسي ما بود و من سطر به سطر و كلمه به كلمه اين كتاب را خواندم و مباحثه هم كردم- و همانجا هم اقوالي نقل مي كند و يكي از اقوال اين است كه شما گفتيد و حال آنكه قيامت خانه امتحان و تكليف نيست. تكليف مال دنيا است در آنجا ما ديگر تكليفي نداريم. آيات و روايات متعدد در اين زمينه داريم اگر بنا بر اين باشد شما همان عالم ذر را ملاك قرار بدهيد بهتر است.

الست بربكم قالوا بلي

سوره اعراف، آيه 172

همانجا بياييد مسئله را درست كنيد، اصلا بحث تكليف را بياوريد تنظيم كنيد.

الشقي شقيّ في بطن امّه و السعيد سعيد في بطن امّه.

تفسير نورالثقلين، ج2، ص18

و بعد آن شعرخيام كه

مي خوردن من حق ز ازل مي دانست گر مي نخورم علم خدا جهل بود!

همه چيز را ببريم در سايه جبر و امثال اين! و ديگر همه چيز را تمام كنيم!

بيننده:

پس شما خودتان اين مطلب را قبول كرديد كه يكي از اقوال علماي شيعه است.

استاد حسيني قزويني:

بله! طبق روايات همين است. ولي بنده شخصا اين قول را قبول ندارم. چون آنجا دار، دار تكليف نيست، دار رحمت است.

سبقت رحمته غضبه

مصباح المتهجد، ص442

بيننده:

بله حاج آقا! اينجا دار تكليف نيست. اما اين قولي كه شما مي فرماييد نتيجه اش اين مي شود كه به دليل اينكه مطلب حق به اهل سنت نرسيده است، به بهشت مي روند، به همان دليل، كمونيستها و ناصبيها هم به بهشت مي روند.

استاد حسيني قزويني:

بله! دليل شامل همه مي شود، اهل سنت، يهودي ها، مسيحيها و كمونيستها.

و ما كنا معذبين حتي نبعث رسولا

سوره اسراء، آيه15

رسلا مبشّرين و منذرين لئلا يكون للناس علي الله حجه بعد الرسل.

سوره نساء، آيه 165

اگر بنا بر اين باشد اگر خداي عالم همان كمونيست را ببرد به جهنم اصلا بر خلاف آيه 165 سوره نساء و آيه 15 سوره الإسراء است. ما خودمان هم عقيده مان اين است كه فرداي قيامت دار رحمت است. رحمت خداي عالم به قدري گسترده است كه در روايات داريم كه حتي ابليس هم طمع مي كند .

سبقت رحمته غضبه.

عقيده بنده اين است كه در آنجا خداي عالم دنبال بهانه مي گردد كه به نوعي بنده هايش را به بهشت ببرد. حتي مرحوم علامه شبر روايتي آورده است كه -من دقيقا نمي دانم صحيح است يا صحيح نيست- بنده اي را محاكمه مي كنند و مستحق رفتن به جهنم مي شود و تكليفش معلوم مي شود كه بخاطر گناهانش بايد به جهنم برود. به طرف جهنم مي رود نزديك در جهنم كه مي رسد مي گويد خدايا انتظار من از تو غير اين بود.

خداي عالم مي گويد او را برگردانيد گرچه دروغ مي گويد و چنين انتظاري از من نداشت.

ولي همين كه گفت خدايا من انتظارم از تو اين بود كه من را ببخشي و مرا ببري به بهشت همانجا هم از خدا انتظار دارد.

سبقت رحمته غضبه.

آنجا ديگر دار رحمت است. مگر بعضي افراد كه واقعا عناد داشته باشند و اگر به دنيا برگردند باز هم همان راه باطل را پيش گيرند.

به هرحال اگر بنا باشد هركس ولو اينكه حجت بر او تمام نشده باشد، به جهنم برود، امام صادق مي فرمايد:

قال : إذن والله يقلّ داخلها

غيبت طوسي، ص247

بخدا سوگند اگر اين باشد آنها كه به بهشت مي روند خيلي كم خواهند بود.

اگر اينطور كه شما مي گوييد فقط شيعه بايد برود به بهشت و آنهايي كه حجت تمام نشده نبايد به بهشت بروند. اكثر قسمتهاي بهشت خالي مي ماند خداي عالم هم از حكمتش خيلي بالاتر از اينست كه بهشت را بيافريند و خالي بگذارد.

آقاي بهرامي عزيز! اگر فرمايش حضرتعالي را هم صحيح بدانيم، آيا همين اهل سنتي كه حجت بر آنها تمام نشده است و در قيامت از آنها امتحان مي گيرند، اگر از اين امتحان خوب درآمدند آيا به بهشت مي روند يا نه؟ آنها كه واقعا حرف خدا را قبول كردند در قيامت به بهشت مي روند. ولي با اين مبناي شما كه اهل سنت يا وهابيها يا يهوديها، مسيحيها و كمونيستها حق رفتن به بهشت را ندارند درست درنمي آيد.

نهايتش اين است كه شما مي فرماييد آنجا مي آيند امتحان مي دهند وقتي كه امتحان دادند ديگر امتحان آنجا غير از امتحان دنياست. در آنجا ديگر همه چيز روشن است. آنجا آن اوضاع را كه مي بينند از ترس هم كه باشد از ترس جهنم و آتش آن همه از دم مي گويند خدايا هر چه كه خودت مي گويي درست است. اصلا ورقه امتحان را خالي امضاء مي كنند مي گويند ملائكه هر چه بنويسيد ما قبول داريم خود ما هيچ نمي نويسيم!

مجري:

خيلي ممنون، آقاي محمد رضا از شهر مقدس مشهد سلام بر شما.

بيننده:

سلام عليكم. اجازه بفرماييد من ابتدا روي صحبتم با (فردي به نام) آقا رضا باشد. آقا رضا! شما فكر مي كنيد كه ما صداي شما را فراموش مي كنيم شما روي خط شبكه كلمه آمديد و به اميرمومنان توهين كرديد و در آنجا با افتخار به آقاي كياني مجري شبكه كلمه گفتيد كه شما اگر من را ناصبي بدانيد اشكالي ندارد و آن توهينها را به اميرمومنان كرديد و براي اينكه بدانيد مي گويم: شما همين ديروز يا پريروز مجددا با اسم ديگر به شبكه كلمه زنگ زدي و سعي كردي كه صدايت را عوض كني! ما شيعيان فراموش نمي كنيم كسي را كه به اميرمومنان توهين كند. البته اگر قصد شما اين است كه ما را هم وادار كني كه بي ادبي كنيم و مثل كلام خودت بكار ببريم به شما بگويم كه كار بيهوده اي را داري انجام مي دهي. چون ما مقيد به اميرمومنان هستيم و در مذهب خودمان طبق آموزه هايي كه از اميرمومنان داريم مطمئن باشيد با آن ادبيات شما مقابله به مثل نخواهيم كرد. ما اصلا با شما بحث نداريم آقا رضا شما كه در بحث شهادت حضرت زهرا به اقرار خودت مي گويي فقط دال بر تهديد وجود دارد ما اصلا با شما بحث نداريم. اگر تهديد دختر پيامبر خدا براي شما كافي نيست كه از تهديد كننده ايشان روي بگردانيد، ما اصلا با شما بحث نداريم. چون حتي اگر اسناد ديگري را هم مبني بر اينكه اصلا ضرب و شتم صورت گرفته بياوريم، مي گويي كه نه! اينطور نيست. بايد يك سندي به من نشان بدهيد كه من ببينم كه با دست راست بوده يا با دست چپ؟! چون عمر راست دست بوده!!

استاد حسيني قزويني:

آقا محمد رضا ! نهايت اگر ما ثابت كنيم ضرب و شتم و بلكه شهادت هم صورت گرفته است، مي گويند آقاي عمر كه معصوم نبوده است! اين نهايت حرف آنهاست. ما معتقد به عصمت آقايان نيستيم. در قضاياي ديگر آمده است كه صحيح مسلم نقل مي كند ابيّ بن كعب به خليفه دوم مي گويد:

يابن الخطاب فلا تكونن عذابا علي اصحاب رسول الله!

صحيح مسلم، ج6، ص180

بر اصحاب پيغمبر عذاب نباش.

اين آقايان بيايند اين را به ما جواب بدهند! در صحيح مسلم است مگر اين كه امثال اين آقا رضا بگويد كه مسلم هم اشتباه كرده است! ابيّ بن كعب هم معصوم نبود! اگر اين باشد ما ديگر بحثي نداريم!

خود آقا رضا كه صحبت مي كند معصوم است! يا اينكه ايشان معصوم نيستند حرفهايشان

الخبر يحتمل الصدق والكذب!

بيننده:

حضرت استاد! اين آقا مي گويد كه من از توهيني كه به شما كرده ام عذرخواهي مي كنم ولي نسبت به توهيني كه به اميرمومنان كرد اصلا بي توجهي مي كند. در برنامه اي به مجري گري آقاي كياني و آقاي ترشابي ايشان زنگ زد عنوان كرد كه تمام شجاعتهايي كه از حضرت علي عليه السلام عنوان مي كنند مال دوره حيات حضرت رسول است و بعد از وفات حضرت رسول ايشان يك ترسو بودند و هيچ خيري نداشتند.

استاد حسيني قزويني:

اگر اين است ، فايلش را من دارم.

مجري:

متشكر هستيم. آقاي رضايي از خاش. آقاي رضايي سلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

بيننده:

من هم سلام عرض مي كنم.

اولا اين ده تا سوالي كه مي خواهيد بپرسيد همان لحظه كه نمي شود بيننده اي بتواند به همه آنها جواب بدهد.

استاد حسيني قزويني:

نه آقاي رضايي عزيز! اينطور نيست ما از وسط ماه رمضان چند كليپ پخش كرديم و پنج شب هم اين سوالها را مطرح كرديم و بحثها را مفصل طرح كرديم از شب بيستم تا شب بيست و چهارم ماه رمضان براي شما مفصل اين سوالها را طرح كرديم و كليپش هم مرتب پخش مي شود.

بيننده:

من از شما يك تشكري بكنم چون شما خيلي به اهل سنت عزت و احترام مي گذاريد و اين حسن نيت شما را مي رساند.

استاد حسيني قزويني:

نه عزيز من! ما منتي به اهل سنت نداريم. ائمه ما به ما دستور داده اند كه برخورد دوستانه داشته باشيم. مراجع ما همين را توصيه كرده اند. اصلا هم نمي خواهيم تملّق كنيم. رواياتش را هم ما بيان كرده ايم. اصول كافي ج 2 ص 636 ح 4 ح 5 ، اعتقادات شيخ صدوق هم روايات را نقل مي كند . مرحوم علامه مجلسي نيز در بحار ج 71 ص 217 اين روايات را نقل مي كند.

بيننده:

يك گله كه من از آقاي قزويني داشتم اين بود كه دو سه ماه جلوتر در يك برنامه اي آقا رحيم از سراوان زنگ زد پس از بحثي كه با ايشان داشتند آقاي قزويني گفت من مي خواهم براي شما بيان كنم و شما را از آتش جهنم نجات بدهم.

آيا آقاي قزويني اهل سنت را جهنمي مي دانند؟ حاج آقا قزويني چطور مي تواند حكمي بدهد كه اهل سنت جهنمي هستند و از آن طرف درباره آنها بگويد برادر ، نور چشم و عزيز هستند؟

استاد حسيني قزويني:

ببينيد برادر بزرگوار من! آيا وقتي قرآن به مؤمنين مي فرمايد من مي خواهم شما را از آتش جهنم نجات بدهم، يعني خداي عالم همه مؤمنين را اهل جهنم مي داند؟!

بيننده:

نه! من نظر شما را نسبت به اهل سنت گفتم.

استاد حسيني قزويني:

نه! فرقي نمي كند! حتي اگر شيعه اي اعتقاداتش تقليدي باشد، درست نيست. من آن روايت را از امام صادق خوانده ام كه اگر در قبر از شيعه اي سوال كنند اعتقاداتت را از كجا آورده اي؟ در پاسخ بگويد: پدر و مادرم يا ديگران اينطوري گفته اند، ملائكه با گرز آتشين قبرش را مملو از آتش مي كنند تا قيام قيامت. ما شيعه را هم از آتش جهنم مي ترسانيم ولي به اين معنا نيست كه ما همه شيعيان را جهنمي مي دانيم.

خداي عالم در سوره زمر آيه 16 در رابطه با جهنميها مي گويد :

لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ

در بالاي جهنم مي آيند سايه هايي از دود و آتش است و همينطور زير پاهايشان ظلمت است.

خدا دارد بنده هايش را مي ترساند. بنده هاي من بترسيد. آيا اين كلام خداوند به اين معناست كه او بنده هايش را جهنمي مي داند؟! من انتظارم از جناب آقاي رضايي عزيز خيلي فراتر از اين است!

مجري:

حضرت استاد از كتب اهل سنت اين حديث را مطرح فرموده اند كه امت من به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي شود و هفتاد و دو فرقه از اينها گمراه هستند و فقط يك فرقه اهل نجات است. جاي گمراه كجاست؟ حالا ما اصلا كار نداريم كه شما گمراه هستيد يا ما گمراه هستيم. الآن شما خودتان بفرماييد آيا اگر شما خودتان را فرقه ناجيه بدانيد ما را در آتش جهنم نمي دانيد؟ شما با اين روايت صحيح السند كه در كتب خودتان آمده است، چگونه برخورد مي كنيد؟

بيننده:

ما اصلا استدلالي نداريم و قرآن هم به ما نگفته است و ما علم و غيب هم نداريم كه بگوييم آقا شما جهنمي هستيد.

مجري:

آقا رضايي عزيز ! ما هم عرض نمي كنيم كه شما علم غيب داريد يا نداريد حديث هفتاد و سه فرقه از جانب نبي مكرم اسلام است. بارها هم مطرح شده است. سند روايت هم صحيح است. امت وقتي هفتاد و سه فرقه مي شوند هفتاد و دو فرقه در آتش جهنم و يك فرقه، فرقه ناجيه است.

بيننده:

شما كه بالاخره يك فرزند شيعه هستيد لابد پدر و مادر شما شيعه بوده كه شما شيعه شديد. آيا غير از اين است؟

مجري:

لابد پدر و مادر شما هم سني بودند كه شما سني شده ايد درست است؟

بيننده:

صددرصد! آيا شما تحقيقي كرده ايد؟ اين استدلالي كه حاج آقا قزويني كرده اند آيا پسرانشان مي توانند بكنند؟ نه نمي توانند!

اما استدلالي كه من دارم.

مجري:

استدلالتان را در اثبات مذهبتان بگوييد.

بيننده:

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم رحمة للعالمين است. درست است؟

مجري:

بله.

بيننده:

پيامبر فقط براي منطقه خودش و قوم و فاميل و اهل بيت خودش نيامده است. خداوند در قرآن به پيامبر لقب رحمةللعالمين داده است. براي تمام عالم رحمت است و چيزي كه رحمت باشد از آن حرف خوب در مي آيد من مذهبي را كه انتخاب كرده ام بالاخره از پدر و مادرم به من ارث رسيده است و من هم در حدي كه مي دانم اسلام مي گويد به كسي توهين نكن. توهين نمي كنم. هر كسي كه خوب است يا بد است من كاره اي نيستم خدا خودش مي داند چطور عذاب كند. مذهبم به من مي گويد كه من حق ندارم به كسي توهين كنم و بگويم اين خوب بوده يا آن بد بوده اينها همه ياران پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم هستند. پيامبر يك نفر بود با يك ملت. بالاخره دينش را ابلاغ كرد توسط چه كسي بوده؟ توسط همان يارانش بوده و يارانش چه كساني بودند؟

همانهايي كه خودش انتخاب كرده. -حالا مثلا ما مثال مي زنيم- آيا مي شود كسي در يك كشور بگويد من مي خواهم حكومت را به دست بگيرم. نفر دومي كه مي خواهد بلند شود آيا اميدواري دارد كه اين پيامبر و يا اين شخصي كه بلند شده اين رئيس جمهور مي شود و دولت را مي گيرد و بعد من مي خواهم معاون او بشوم و يا جانشين او بشوم و يا يك طوري او را از دنيا محو كنم و من جانشين بشوم؟ عقل اين را قبول نمي كند.

ياراني كه به پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ايمان داشتند و پيامبر آنها را قبول كرد يك چنين عقيده اي داشتند و دين اسلام با يك نفر با دو نفر با سه نفر به اينجا نرسيده است.

جناب عالي يا هر كس ديگري كه باشد و يا من باشم اگر به او سيلي بزنيم او هم يكي مي زند و اگر ما را ببيند اصلا جواب سلام ما را نمي دهد.

مجري:

آقاي رضايي عزيز همه فرمايش شما اين است كه ياران پيامبر از پيامبر تبعيت مي كردند و با ايشان مخالفت نداشتند. درست است؟

بيننده:

شما شايد با آقاي قزويني در بعضي از مسائل اختلاف داشته باشيد.

مجري:

اختلاف نه ؛ مخالفت. اختلاف نظر با مخالفت فرق دارد آن هم با پيامبر كه معصوم و متصل به وحي است. پيامبر بفرمايند به اين عمل كنيد ولي صحابه بگويند نه! ما دوست داريم يك كار ديگر انجام بدهيم. آيا اگر يك چنين چيزي اثبات بشود شما مي پذيريد كه ممكن است بحث خلافت هم يكي از اين موارد باشد؟!

بيننده:

اگر در وحي پيامبر خللي ايجاد كرده باشند و وحي از جانب خداوند به پيامبر رسيده باشد و پيامبر ابلاغ كرده باشد و مخالفت با آن داشته باشند آن حرف شما درست است.

استاد حسيني قزويني:

آقاي رضايي عزيز! الآن نزديك دوازده دقيقه است كه حضرتعالي صحبت كرديد و سوالي را هم كه ما طرح كرده بوديم يك سوال هفت تايي و يك سوال پنج تايي هيچ كدام را حاضر نشديد كه جواب بدهيد.

خلاصه صحبت شما اين است كه صحابه تابع پيغمبر بوده اند و اين شريعت از صحابه به ما رسيده است. حالا به اين مطالب دقت كنيد.

مخالفت صحابه با پيامبر اكرم از كتب اهل سنت -از صحاح هم آورده ايم-

مخالفت در قضيه جنگ احد:

صحيح بخاري در ج4، ص26 نقل مي كند: پيامبر اكرم پنجاه نفر را در بالاي كوه احد گذاشت دستور داد اگر ما را پرنده ها خوردند،

فلا تبرحوا مكانكم هذا.

حق نداريد از جايتان تكان بخوريد.

ولي اينها به مجرد اينكه احساس كردند پيروزي با مسلمانان است. ترك كردند هرچه كه فرمانده شان عبدالله بن جبير به آنها گفت كه (با فرمايش پيامبر مخالفت نكنيد) به هيچ وجهي گوش ندادند و آنجا را ترك كردند.

فاقبلوا منهزمين.

همينكه كوه احد را ترك كردند باعث شد مسلمانها شكست خوردند هفتاد نفر از عزيزان پيغمبر و صحابه به شهادت رسيدند وقتي هم كه دشمن حمله كرد

فلم يبق مع النبي صلي الله عليه و سلم غير اثني عشر رجلا.

غير از دوازده نفر هم با پيامبر نبود حتي اينها از پيامبر هم محافظت نكردند.

همه فرار كردند البته ما اين را نمي گوييم اين كارشناسهاي شبكه هاي كذايي مي گويند آنهايي كه رفتند و فرار كردند عارفانه از كوه بالا رفتند تا دعا كنند كه حضرت امير پيروز بشود!!

بايد گفت عاقلان دانند!

و پيغمبر اكرم هم گفت:

خدايا از اين كاري كه صحابه كرده اند معذرت مي خواهم .

مخالفت صحابه با نبي مكرم در حديبيه :

ابن تيميه در منهاج السنه، ج4، ص315 مي گويد وقتي كه پيغمبر اكرم مصالحه كرد دستور داد كه قربانيها را بكشند و هيچ كس از پيغمبر تبعيت نكرد و نزد ام سلمه آمد. ام سلمه گفت:

من اغبضك اغضبه الله

پيغمبر! چه كسي تو را به غضب آورده است. خدا او را به غضب بياورد.

مخالفت صحابه در قضيه روزه:

صحيح مسلم ج3، ص142 نقل مي كند پيغمبر در مسافرت به صحابه گفت روزه تان را بشكنيد. هيچ كسي نشكست فرمود:

اولئك العصاة اولئك العصاة.

اينها عصيانگر هستند اينها عصيانگر هستند.

مخالفت صحابه در حج تمتع:

صحيح مسلم ج4، ص37 نقل مي كند پيغمبر فرمود شما از احرام بيرون بياييد. -جابر مي گويد:- همه صحابه گفتند كه پيغمبر به ما دستور مي دهد با همسرانمان همبستر بشويم و برويم عرفه -من ديگر اين را ترجمه نمي كنم-

تقطر مذاكيرنا المني!

عجيب است جابر مي گويد با دستشان هم اشاره و مسخره مي كردند!

صحيح مسلم ج4، ص33 از عايشه ام المؤمنين نقل مي كند كه گفت يا رسول الله چه كسي تو را به غضب آورده است خدا اينها را وارد آتش جهنم كند.

آيا در حجةالوداع يهوديها بودند؟ منافقين و مسيحيها بودند؟! چه كساني بودند؟

غير از صحابه اي كه افتخار مصاحبت نبي مكرم داشتند چه كساني بوده اند؟

شما ببينيد برادر عزيز من! اين ديگر آيه قرآن است و شوخي هم ندارد. قرآن مي گويد پيغمبر اكرم مشغول خواندن خطبه نماز جمعه بوده است.

و إذا رأوا تجارة أو لهوا انفضوا إليها.

سوره جمعه، آيه11

تفسيرش را هم شما نگاه كن آقاي رضايي بزرگوار! يك قافله تجاري از شام رسيد. رسم بود وقتي كه قافله تجاري مي رسيد شروع مي كردند به ساز و دهل زدن و رقص و لهو كه اعلام كنند ما اموال التجاره آورده ايم. قرآن مي گويد: اين صحابه پيغمبر وقتي شنيدند تجارت و لهوي را

انفضوا إليها و تركوك قائما.

همه به سوي لهو و تجارت رفتند و تو را بالاي منبر در حال خطبه خواندن تنها گذاشتند.

خود بخاري هم مي گويد:

فثار الناس إلّا اثنا عشر رجلا.

صحيح بخاري، ج6، ص63

تمام جمعيتي كه در مسجد بودند از مسجد بيرون رفتند غير از دوازده نفر.

حالا من نمي خواهم هيچ اسمي برايش بگذارم. اگر حضرتعالي در يك مسجدي خطبه نماز جمعه مي خواني يا يك مولوي بزرگوار دارد خطبه مي خواند وسط خطبه يك اتفاقي در بيرون مسجد بيفتد همه بلند شوند بروند بيرون، شما بفرماييد اسم اين را چه مي گذاريد هر اسمي را براي اين گذاشتيد همان اسم را براي اين مخالتها و مخالفت با پيغمبر در حديث قرطاس يا بحث ارتداد صحابه بعد از پيغمبر، بگذاريد.

دعوتگران به جهنم از صحابه؛

اين هم از صحيح بخاري و مسلم است كه مي گويد:

عمار يدعوهم إلي الله و يدعونه إلي النار.

صحيح بخاري، ج3، ص207

آن كساني كه در برابر عمار بودند مانند معاويه، عمار و وليد آنهايي كه از صحابه در صف مقابل بودند صحيح بخاري مي گويد:

يدعونه إلي النار.

اينها دعوتگران به آتش جهنم بودند.

اينها در حقيقت نمونه هايي است از موارد متعدد مخالفت صحابه با نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم. اينها همه به بعد از هجرت مربوط است و نه قبل از هجرت.

آيا با اين همه مخالفتها شما احتمال نمي دهيد كه در رابطه با امامت اميرالمومنين و خلافت اميرالمومنين پيغمبر به صراحت فرموده باشد ولي صحابه -مثل همين مخالفتها- در امر امامت و خلافت هم با نبي مكرم مخالفت كرده باشند؟

حالا ما در محضر حضرتعالي هستيم آقاي رضايي عزيز.

بيننده:

شما روايتي گفتيد كه چند نفر تاجر آمدند و همه حضرت محمد را تنها گذاشتند پس حضرت علي عليه السلام در آنجا كجا بوده؟ حتما او هم رفته بيرون با آنها!

استاد حسيني قزويني:

حضرت علي در آنجا جزء دوازده نفر بود .

مجري:

دوازده نفر ماندند در آنجا و اميرالمومنين جزء آن دوازده نفر بودند.

بيننده:

اسم هم آورده اند؟

استاد حسيني قزويني:

بله. بله. هم در جنگ حنين و هم در جنگ اُحد اميرالمومنين علي بن ابيطالب جزء آن ده نفر بودند و حتي در اُحد همه فرار كردند اميرالمؤمنين ماند و نزديك هفتاد و يا هشتاد زخم بر بدن مباركش وارد شده بود. در همانجا بود كه حديث

لا فتي الا علي لا سيف إلا ذوالفقار.

البدايه و النهايه ج 4 ص 47

هم وارد شده آقاي رضايي عزيز.

ببينيد! اين نرم افزاري است كه مال آقايان اهل سنت است. نرم افزار شيعه هم نيست. نرم افزار الجامع الكبير است. در رابطه با قضيه جنگ احد است. كه البته در روايت مفصل آمده است:

أبصر النبي جماعة من المشركين فقال لعلي احمل عليهم. ففرقهم.

تعدادي از مشركين مي خواهند حمله كنند به پيغمبر اكرم. پيغمبر فرمود: يا علي به اينها حمله كن. علي بن ابيطالب حمله كرد و اينها را متفرق كرد و كشت.

ثم أبصر جماعة أخري فقال له إحمل عليهم فحمل عليهم و فرقهم و قتل فيهم.

نسبت به افراد ديگر هم گفت يا علي به اينها حمله كن! علي حمله كرد و اينها را كشت و نابود كرد.

وقتي كه چنين شد جبرئيل گفت:

يا رسول الله هذه المواساة.

به اين مي گويند مردانگي! به اين مي گويند شجاعت و ايثار !

بعد پيغمبر فرمود:

إنه مني و أنا منه.

علي از من است و من هم از علي هستم.

جبريئل گفت:

من هم از شما هستم.

در اين زمان صوتي شنيده شد كه گفت:

لا سيف إلا ذوالفقار و لا فتي إلا علي.

اين از كتاب كامل في التاريخ جلد 2 ص 49 و جالب اين است كه الآن من از كتاب البدايه و النهايه ابن كثير دمشقي سلفي در اينجا هم مفصل روايات را مي آورد كه

جاء علي بسيفه يوم أحد.

تا اينكه مي گويد :

نادي مناد يوم أحد لا سيف إلا ذوالفقار.

البته جناب آقاي ابن كثير دمشقي بخاطر آن ارادت ويژه اي كه به اميرالمومنين داشته بخش دوم روايت را يعني

لا فتي إلا علي.

را -حتما گرسته بوده و بقيه اش را ساندويچ كرده و ميل كرده!- و حذف كرده است! و حال آن كه در تمام رواياتي كه آمده:

لا فتي إلا علي لا سيف إلا ذوالفقار.

اين را هم اگر حضرتعالي مراجعه كنيد به البدايه و النهايه ج 4 ص 47 ج 6 ص 5 سيره ابن كثير ج 3 ص 94 ج 4 ص770 و همچنين كتابهاي متعدد ديگر حدود 91 كتاب اهل سنت

لا فتي إلا علي لا سيف إلا ذوالفقار.

را آورده اند و مربوط به جنگ احد كه اميرالمومنين -البته ما اين را هم ما از قول اين آقايان مي گوييم بعضيها كه فرار كردند و رفتند بالاي كوه احد دعا مي كردند به بركت دعاي آنها بود كه اميرالمومنين پيروز شد!!- حتما به بركت دعاي آنها بود! كه جبريئل آمد و پيغمبر فرمود:

أنا منك و هو مني.

جبرئيل هم گفت:

أنا منكما.

به بركت دعاي آنها بود كه خلاصه اين ندا شنيده شد!

لا فتي إلا علي لا سيف إلا ذوالفقار

مجري:

وقتي كه در زمان پيامبر در روبروي پيامبر اينگونه مخالفت مي شود و اينگونه جسارت مي شود، ديگر بعد از پيامبر خيلي طبيعي است. در زمان حيات پيامبر در حضور پيامبر وقتي مي گويند تو داري هذيان مي گويي! -تماس ايشان هم قطع شد از طرف خودشان- وقتي درحضور پيامبر مي گويند شما هذيان مي گوييد بجاي اينكه آن حضرت را با عبارتي مثل رسول الله، مورد خطاب قرار دهد، با لفظ «رجل» (اين مرد) خطاب مي كند ، بعد از پيامبر پشت سر پيامبر ديگر طبيعي است كه چه كارهايي انجام بشود.

تماس بعدي آقا اميد رضا از اصفهان. سلام عليكم و رحمه الله.

بيننده:

سلام عليكم و رحمة الله.

مجري:

آقا اميد رضا ظاهر چهار ساله هستند.

بيننده:

بسم الله الرحمن الرحيم.

آيه 3،55،67 از سوره مائده دليل خلافت امام علي عليه السلام از قرآن.

قال رسول الله

من كنت مولاه فهذا علي مولاه.

حديث غدير. يا علي! يا علي! يا علي! ادركني.

استاد حسيني قزويني:

احسنت! احسنت! بارك الله اميد رضاي عزيز.

مجري:

حاج آقا ميانگين سني ظاهرا دارد كم مي شود براي بينندگان عزيز!

انشاءالله اين آقا اميد رضا در سن 14 و 15 سالگي فكر مي كنم ديگر آماده مناظره با اين بزرگان وهابي باشد.

خيلي متشكر هستم از حضرت استاد. تماس بعدي خانم مظفر زاده هستند از آمريكا. عرض سلام و ادب دارم

بيننده:

با سلام خدمت شما مجري محترم و توانا آقاي حسيني و با سلام مخصوص و ويژه خدمت حجت الاسلام دانشمند استاد دكتر حسيني قزويني كه خار چشم وهابيها و نور چشم شيعيان همه دنيا هستند.

آيه ولايت كه آيه 55 سوره مائده است.

إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يؤتون الزكوة و هم راكعون.

اين در منابع اهل سنت تفسير كشاف زمخشري ج 1 ص 649 ،تفسير طبري ج 6 ص 165 ، زاد المسير في علم التفسير ابن الجوزي ج 2 ص 383 ،تفسير قرطبي ج 6 ص 219، تفسير فخر رازي ج 12 ص 26، تفسير ابن كثير ج 2 ص 71 ، تفسير نسفي ج1، ص289، شواهد التنزيل حسكاني حنفي ج 1 ص 161، درّالمنثور سيوطي ج 1 ص 293، اسباب النزول واحدي ص 148، احكام القرآن جصّاص ج 4 ص 102

استاد حسيني قزويني:

سركار عالي با توجه به اينكه ما فقط از سه كتاب آدرس داده بوديم همان كتاب تفسير طبري - البته من نمي دانم از كدام چاپ يا نرم افزار استفاده كرده ايد- چاپي كه مكتبه اهل بيت دارد ج 6 ص 268 دارد و در نرم افزار الجامع الكبير ج 6 ص 390 سركار عالي مطالب ديگري هم فرموديد.

جزاكم الله عن الولايه خير الجزاء

اين فرمايشهاي سركار عالي ثابت كرد كه اين آيه در حق علي نازل شده است و عمده هم ما تقاضا داريم از همه بينندگان عزيز كه وقتي آقاي آلوسي كه يك مذهب سلفي دارد سلفي العقيده است و در تفسيرش صراحتا ادعاي اجماع مي كند و مي گويد:

غالب الأخباريين و معظم المحدثين.

عقيده شان اين است كه اين آيه در حق اميرالمومنين سلام الله عليه نازل شده است. ولي اگر كسي از شما سوال كند كه از اين آيه چگونه بر ولايت تامه اميرالمومنين استدلال مي كنيد مي توانيد به او پاسخ دهيد؟

بيننده:

بله. وقتي مي فرمايد:

إنما وليكم الله و رسوله و الذين

در ادامه نمي فرمايد:

إنما وليكم الله و رسوله و ولي الذين

بلكه مي فرمايد:

إنما وليكم الله و رسوله و الذين.

يعني ولايت خداوند همان ولايت مطلق است و ولايت حضرت رسول دقيقا مثل خداوند

و الذين آمنوا.

و آن مؤمني كه موقع ركوع زكات داده ولايتش دقيقا مثل ولايت حضرت رسول و خداوند است. اينها را در يك رديف عنوان كرده است.

استاد حسيني قزويني:

احسنت! كاملا درست است.

بيننده:

آيه ابلاغ سوره مائده آيه 67 اين آيه هفتاد روز قبل از رحلت رسول اكرم در 18 ذي الحجه ابلاغ شده است. -آيا خواهران و برادران اهل سنت هيچ وقت از خودشان سوال كرده اند كه پيامبر بيست و سه سال خون جگر خورد سيزده سال در مكه و ده سال در مدينه جنگها كرد و لب و دندانش شكسته شد و تمام قرآن را كه براي مردم نازل شده بود براي مردم توضيح داد و در هيچ آيه و سوره اي تهديد نشده بود از طرف خداوند چطور شد كه در اين آيه از طرف خداوند تهديد مي شود كه اگر اين كار را نكني رسالتت را عملي نكرده اي؟

ببينيد اين چقدر مهم است. كه با ابلاغ اين دين كامل مي شود.

اكملت لكم دينكم. و اتممت عليكم نعمتي.

و تازه اينجاست كه با وجود ولايت حضرت علي عليه السلم دين اسلام از مردم پذيرفته مي شود. چقدر مهم بوده! و اگر تمام قرآن را در بيست و سه سال پيامبر ابلاغ كرده و اعلام كرده آنچه را كه لازمه رستگاري بشر از واجبات و مستحبات است هر چه لازم بوده گفته حالا هفتاد روز قبل از رحلتش اين را مي فرمايد. اين چه چيز مهمي است؟! آيا اين را تا حالا از خودشان سوال كرده اند؟!- اين در مورد ولايت حضرت علي عليه السلام است كه در اين منابع آمده است: حافظ ابو نعيم در كتاب نزول القرآن، امام واحدي در كتاب اسباب النزول ص 150 ، امام ابو اسحاق ثعلبي در تفسير كبيرش ، حاكم حسكاني در كتاب شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ج 1 ص 187، جلال الدين سيوطي در كتاب درّ المنثور ج 1 ص 187، فخر رازي در تفسير كبيرش ج 12 ص 50 ، محمد عبده در تفسير المنار ج 2 ص 86 و ج 6 ص 463، ابن عساكر شافعي در تاريخ دمشق ج 2 ص 86 ،شوكاني در فتح القدير ج 2 ص 30، ابن طلحه شافعي در مطالب السئول ج 1 ص 44، ابن صباغ مالكي در الفصول المهمه ص 25، قندوزي حنفي در ينابيع الموده ص 120، شهرستاني در الملل و النحل ج 1 ص 163 ، ابن جرير طبري در كتاب الولايه، ابن سعيد سجستاني در كتاب الولايه، بدرالدين حنفي در عمده القاري في شرح بخاري ج 8 ص 584. عبد الوهاب بخاري در تفسير القرآن، آلوسي در روح المعاني ج 2 ص 384 ، علامه سيد صديق حسنخان در فتح البيان في المقاصد القرآن ج 3 ص 63، در محل غدير خم اينها همه گفته اند كه اين آيه در مورد ولايت حضرت علي عليه السلام نازل شده است. تازه اين يك مقداري از منابع است.

من مي خواستم يك مطلب ديگر هم بگويم.

مجري:

بفرماييد.

بيننده:

در مورد آيه

اكملت لكم دينكم.

ابن عساكر در تاريخ دمشق ج 2 ص 75 ،ابن مغازلي شافعي در مناقب علي بن ابيطالب ص 19، خطيب بغدادي در تاريخ بغداد ج 8 ص 92 ،سيوطي در اتقان ج 1 ص 300، خوارزمي حنفي در مناقب ص 80 ، سبط ابن الجوزي در تذكرة الخواص ص 30، ابن كثير در تفسيرش ج 2 ص 14، آلوسي در روح المعاني ج 6 ص 55 و ابن كثير دمشقي در البدايه و النهايه ج 2 ص 213، سيوطي در تفسير درّالمنثور ج 3 ص 19، قندوزي حنفي در ينابيع الموده ص 115، حسكاني در شواهد التنزيل ج 1 ص 157 . اينها همه متفق القول هستند كه اين آيه در مورد حضرت علي عليه السلام نازل شده است.

استاد حسيني قزويني:

خدا شما را جزاي خير بدهد. در حقيقت اين بيان شما دو پيام دارد. يك پيام براي عزيزان شيعه كه همانطور كه شما مي فرماييد من سه روز يا چهار روز كارهايم را تعطيل كرده ام و به اين برنامه پرداخته ام، ديگر عزيزان شيعه ما هم اينچنين بيايند روي خط و نفس بعضي از اين وهابيها را ببرند و به اينها در مرتبه دوم درس و پيام بدهند و بگويند كه شما در يك روز هفت ساعت يا هشت ساعت برنامه زنده داريد ولي يك حرف حسابي نمي زنيد هر حرفي كه مي زنيد وقتي مخاطب به شما مي گويد دليلي بياوريد. مي گوييد پيدا مي كنم! ولي هركار مي كنيد نمي توانيد پيدا كنيد و در برنامه زنده رسوا مي شويد.

به والله اگر براي ما يك روز يك چنين اتفاقي بيفتد ديگر روي ما نمي شود برويم روي آنتن. ولي اين آقايان در پررويي از سنگ پاي قزوين هم جلوتر رفته اند!

مجري:

ممنون هستيم . و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English