2019 March 27 - چهار شنبه 07 فروردين 1398
امامت و ولايت - حديث غدير (1)
کد مطلب: ٥٢٨٤ تاریخ انتشار: ٢٨ شهریور ١٣٩٢ - ١٨:٢٠ تعداد بازدید: 1818
سخنراني ها » شبکه ولايت
امامت و ولايت - حديث غدير (1)

برنامه امامت و ولايت 92/06/28

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : 92/06/28

مجري:

بسم الله الرحمن الرحيم

عرض سلام و ادب دارم خدمت شما بينندگان عزيز و ارجمند شبكه جهاني ولايت.

در خدمت استاد عزيز، دكتر آية الله حسيني قزويني هستيم. استاد بزرگوار! سلام عليكم.

 

استادحسيني قزويني:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

من قبل از آنكه وارد بحث امشب بشوم چند نكته خدمت بينندگان عزيز و گرامي تقديم مي كنم .

در رابطه با شبكه هاي وهابي و شبكه هاي شيطاني كه اين ها همسو با يهود مزدور بيگانگان هستند و از روزي كه تأسيس شده اند جز دروغ، اهانت، فحاشي و نشر اكاذيب چيز ديگري نداشته اند. البته ما خوشحاليم كه خداي عالم دشمنان ما را و دشمنان اهل بيت را از احمق ترين انسان ها قرار داده است. اگر اين ها مؤدب ، و متين حرف مي زدند، جاي نگراني بود ولي اين ها با اين فحاشي ها و اهانت ها آبروي خودشان را مي برند و ماهيت پليد خودشان را به دنيا نشان مي دهند.

اين ها اين همه توهين كه به شيعه و علماي شيعه كردند آيا يك هزارمش را به يهود داشتند؟ كه قرآن سوره مائده آيه 82 مي فرمايد: لتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ .

أشد الناس عداوة.

اين يهود هستند، اين هايي كه در شبكه هايشان از تروريست هاي القاعده و وهابي كه در سوريه جنايت آفريدند حمايت كردند آيا عليه صهيونيست كه بيش از 40 سال است فلسطينيان را آورده كرده اند، كاري انجام دادند؟ به قول يكي از مفتيان فلسطيني و يكي از ائمه جمعه مسجدالاقصي چندي قبل در سخنراني اش و خطبه نمازجمعه خطاب به قرضاوي كه او را مورد حمله قرار داده بود و سخنان او را سخن ياوه و يهودي و صهيونيستي اعلام كرده بود گفت شما كه فتواي جهاد در سوريه صادر كرديد آيا اين مردانگي را داشتيد در دفاع از فلسطين هم فتواي جهاد صادر كنيد؟!

تعجب و تأسف ما از برخي علماي اهل سنت در داخل كشور جمهوري اسلامي است كه نسنجيده و بدون تحقيق تحت تأثير اين شبكه هاي شيطاني و صهيونيستي قرار مي گيرند و بعضي از مطالب را در سايت هايشان و يا خطبه هاي نمازجمعه مطرح مي كنند كه نشر اكاذيب و تحت تأثير شبكه هاي صهيونيستي است. جاي تأسف دارد كه اين مردانگي را هم نداشته باشند كه بعد از روشن شدن مسئله سخن خودشان را تكذيب كنند و بگويند كه ما اشتباه كرديم و حقايق را به ما خلاف واقع رسانده بودند.

من در اينجا رسما اعلام مي كنم كه ما در رابطه با عزيزان سيستان و بلوچستاني 3 مطلب را در 17/06/92 بيان كرديم:

1) در سايت هاي خبري آمده: افرادي از دختران ايراني از سيستان و بلوچستان براي جهاد نكاح به سوريه رفته اند.

2) ما تكذيب كرديم .گفتيم ان شاءالله دروغ است.

3) گفتيم اهل سنت كه هيچ بلكه 99 درصد وهابي ها را هم ما آدم غيور مي دانيم. علمايي كه تحت تأثير اين جو شيطاني قرار گرفته اند و نوشته بودند فلاني بايد عذرخواهي بكند؛ از چه عذرخواهي كنم؟ از اينكه گفته ام اين خبر دروغ است عذرخواهي كنم؟ بگويم دروغ نبود راست بود؟ از اينكه گفته ام حتي 99 در صد وهابي ها را هم غيور مي دانم از اين عذرخواهي بكنم؟ بگويم نه؛ غيور نيستند؟! من نمي دانم اين آقايان دنبال چه مي گردند؟ البته وهابي ها و تروريست ها اين نوكران بي مزد صهيونيست و دشمنان قسم خورده اسلام معمولا اگر دنبال يك عملياتي و يك جنايات گسترده اي هستند يك موجي اول ايجاد مي كنند بعد آن ترور انتحاري يا آن جنايات بزرگ خودشان را عملي مي كنند.

ما دوست نداريم عزيزان اهل سنت ناخواسته در اين كيد شيطاني شبكه هاي شيطاني قرار بگيرند و با نشر اكاذيب تشويش اذهان عمومي كنند و در اين عمليات شيطاني آن ها سهيم باشند. با توجه به تهديدهايي كه به دنبال اين قضايا بوده اگر در هر كجاي اين كشور اسلامي يا براي شبكه ولايت يا براي عزيزان شبكه ولايت كوچك ترين اتفاقي بيفتد ما اولين كسي كه نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي كرد را مسبب اصلي مي دانيم. لذا اگر از نظر قانوني مورد پيگرد قرار گرفتند گلايه نكنند. اشك تمساح در اين شبكه هاي شيطاني نريزند كه چنين و چنان شد. ما در جلسه هاي گذشته گفته ايم و اين جلسه هم مي گوييم ما از اين آقايان دوستانه مي خواهيم همان طوري كه خبر دروغي را مطرح كرده و بر مبناي خبر دروغ جوسازي كردند در نمازجمعه رسما اعلام كنند اين اطلاعاتي كه به ما داده بودند اشتباه بوده حتي عذرخواهي هم نكردند عيب ندارد ما دنبال اين قضايا نيستيم گر چه حضرت آيت الله مكارم شيرازي مصرند كه بايد رسما عذرخواهي كنند از اين افترايي كه بستند.

آيا تعبيري كه 2 يا 3 روز روي سايت سني آنلاين بود - و البته ما تشكر مي كنيم كه آن را برداشتند- اگر ما نسبت به خود اين ها همين تعابير را به كار مي برديم يا يكي از مسئولين نظام به كار مي برد چه كار مي كردند؟ البته من نمي خواهم اين تعابير را مجدد مطرح كنم.

اگر اين شبكه هاي شيطاني مزدور انگليس و همسو با يهود دنبال اين هستند كه با اين جوسازي ها ما از افشاگري هاي خود نسبت به جنايات وهابيت تكفيري و معرفي ماهيت پليد ابن تيميه و محمدبن عبدالوهاب از ديدگاه علماي بزرگ اهل سنت دست برداريم بدانند كه كور خوانده اند و ما نه تنها دست برنمي داريم بلكه در اين مسير محكم تر و مصمم تر خواهيم بود. اگر اين شبكه هاي شيطاني صهيونيستي در نظر دارند با اين جوسازي ها ما از دفاع از مظلوميت اميرالمومنين سلام الله عليه و مظلوميت و شهادت صديقه طاهره، فاطمه زهرا، دست برداريم همان طوري كه در سخنان چندي قبل آقاي مولوي گرگيج مطرح كرده بود. اين ها بدانند ما از حقانيت اهل بيت و امامت الهي اميرالمومنين و خلافت بلا فصل علي عليه السلام تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خون و با تمام توان دفاع خواهيم كرد و فقط ما شرمنده ايم از آقا اميرالمومنين و حضرت زهرا كه خداي عالم يك جان بيشتر به ما نداده است كه آن را تقديم اهل بيت عصمت و طهارت كنيم.به قول آن شاعر:

جان چه باشد كه نثار قدم دوست كنم اين متاعي است كه هر بي سر و پايي دارد.

يا به قول شاعر ديگر:

هر چه مي خواهم غمت را در دلم پنهان كنم سينه مي گويد كه من تنگ آمدم فرياد كن.

اين پيروان ابن تيميه منافق به تعبير علماي بزرگ اهل سنت و اين دشمنان قسم خورده اهل بيت و شيطان هاي آدم نما بدانند آن زماني كه علي بن ابيطالب سلام الله عليه فرياد خود را در سينه حبس كند و ناله هاي جان سوز خود را با چاه زمزمه كند گذشت و آن تاريخي كه حضرت زهرا در كنار قبر نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم از ترس اعتراض مخالفان آهسته آهسته گريه كند و حتي بسياري از مصائب جانكاه خود را از همسر خود حضرت علي مخفي بدارد سپري شد. به قول شاعر معاصر جناب سازگار، از قول صديقه طاهره مي گويد:

طرفدار علي بودم كه بين آن همه دشمن / نشد جز شعله آتش در آن جا كس طرفدارم.

گهي در خانه گه بين در و ديوار گه كوچه / خدا داند چه آمد بر سرم كشتند صد بارم.

دلم بهر علي مي سوخت دلم بهر علي مي سوخت / چون قنفذ مرا ميزد دلم بهر علي مي سوخت.

چون قنفذ مرا مي زد نگاه غربت او / بيشتر مي داد آزارم نگفتم راز خود با هيچكس.

اما خدا داند نمي آيد به هم از درد / يك شب چشم بيمارم.

و اين ها بدانند گذشت آن زمانيكه جنازه فرزند رسول خدا امام مجتبي را تيرباران كنند و امام حسين سرور آزادگان و اهل بيت گراميش را مظلومانه شهيد و قطعه قطعه كنند و سپس مفتيان مزدور اموي شجره ملعونه در قرآن جنايات آنان را با قلم اجتهاد توجيه كنند. به خداوندي خدا سوگند به مقام والاي حبيب خدا رسول مصطفي سوگند و به عصمت زهراي مرضيه سوگند ما هر چه توان داريم بر سر منافقان عصر نسل بني اميه به تعبير ذهبي پيروان سبك عقل و نافهم ابن تيميه فرياد خواهيم زد و اين هارا مفتضح تر از گذشته خواهيم نمود و فرصت نفس كشيدن را از آن ها خواهيم گرفت. و مظلوميت اهل بيت عصمت و طهارت سلام الله عليهم اجمعين را به گوش تمام جهانيان خواهيم رساند و در اين راستا از هيچ كوشش و تلاشي فروگذار نخواهيم كرد اين را در گوش خود داشته باشند و بدانند ما در اين مسير و در اين راستا مصمم، راسخ و بدون كوچك ترين سستي جلو خواهيم رفت.

مجري:

خيلي متشكرم استاد بزرگوار .اين آقايان وهابي از اين بحث هاي علمي خيلي ناراحت هستند به جاي اين كه به دنبال پاسخ هاي علمي باشند. شروع مي كنند به جوسازي پوچ.

ان شاءالله توضيحاتي را حضرت استاد خواهند فرمود در مورد بحث غدير و از هفته آينده وارد بحث غدير خواهيم شد اگر دوست داشتند آقايان وهابي، شبكه هاي وهابي و حتي علماي بزگوار عزيز اهل سنت براي بحث علمي حتما تماس بگيرند و ما براي مولوي هاي بزرگوار اولويت قرار خواهيم داد بيايند با همديگر بحث علمي و دوستانه داشته باشيم ببينيم كه حق به چه صورت است.

استادحسيني قزويني:

در رابطه با غدير در برنامه هاي حبل المتين مفصل صحبت كرديم در اين جا بد نيست اولا شبهه ابن تيميه را مطرح كنيم تا معلوم بشود كه چرا امثال سبكي، ابن حجر، ذهبي و ديگران او را به عنوان منافق مطرح مي كنند؟

ايشان در منهاج السنة النبويه جلد 7 صفحه 319، مي گويد حديث غدير:

من كنت مولاه فعلي مولاه.

در صحاح نيامده است. خيلي عجيب است خود آقاي ابن تيميه در منهاج السنه در مواردي از عشره مبشره حرف زده و الان خود عشره مبشره هم از اصول لاينفك اهل سنت است. آيا در صحاح آمده؟ در صحيح بخاري و مسلم قضيه عشره مبشره آمده؟ و يا عبارت

اقتدوا باللذين من بعدي أبي بكر و عمر

سنن ترمذي، ج5، ص271

آمده كه اين همه مانور مي دهد؟ بعد مي گويد:

و تنازع الناس في صحته.

بعضي از مردم از اين كه حديث غدير صحيح است يا نه با هم اختلاف دارند

آيا بعضي از اهل علم و امثال او هم تضعيف كرده اند؟ و مي گويد ابن حزم آندلسي گفته اين حديث

من كنت مولاه فعلي مولاه.

صحيح نيست .از طريق ثقات اصلا نرسيده! ابن تيميه حتي به ابن حزم آندولسي هم رحم نمي كند دروغ و افترا مي بندد. ابن تيميه در الفصل جلد 4 صفحه166 مي گويد:

و الذي يقع في نفوسنا دون أن نقطع به

آنچه كه ما به ذهنمان مي رسد و قطع هم نداريم و مخالفين را هم تخطئه نمي كنيم و بعد هم اين مطلب را مطرح مي كند. شياطين عصر ما كه كليپ هاي ما و ديگر بزرگان را تقطيع مي كنند از اولش و وسطش و آخرش، حذف مي كنند و نشر اكاذيب مي كنند و اذهان مردم را هم مشوش مي كنند اين كار را از ابن تيميه به ارث برده اند! بالاخره بايد با ابن تيميه حداقل يك شباهت داشته باشند كه به تعبير حصني دمشقي از بزرگان اهل سنت

امامه الشيطان.

دفع الشبه عن الرسول، ص168

امام و پيشواي او شيطان بود.

ابن تيميه مي گويد:

لا يصح من طريق الثقات.

ولي ترمذي مي گويد:

هذا حديث حسن صحيح.

سنن ترمذي، ج2، ص298

حديث حسن و صحيح است.

ابوجعفرطحاوي از علماي بزرگ اهل سنت كه كتاب هايش از كتاب هاي درسي اهل سنت است مي گويد:

صحيح الاسناد

مشكل الآثار، ج2، ص308

است. و هيچ اشكالي در شبهاتش نيست. ابن عبدالبرقرطبي در استيعاب جلد 3، ص1100مي گويد اين احاديث (از جمله حديث غدير) آثار ثابت است. حاكم نيشابوري و ذهبي، ابن كثير مي گويد:

قال شيخنا أبوعبدالله الذهبي: هذا حديث صحيح.

البدايه و النهايه، ج5، ص228

ذهبي مي گويد اين حديث صحيح است. ضياءالدين مقبلي مي گويد :

إن لم يكن معلوما فما في الدين معلوم.

هداية العقول، ج2، ص30

اگر حديث غدير قطعي نباشد در دين اسلام هيچ موضوع قطعي نخواهيم داشت.

آقاي بدخشي هم مي گويد:

لم يتكلم في صحته إلا متعصب جاحد.

نزل الابرار، ص54

در صحت حديث غدير جز افراد متعصب و جز افرادي كه مطالب يقيني را انكار مي كنند حرفي نزده اند.

قضاوت با شما بينندگان عزيز! قضاوت با شما عزيزان اهل سنت!

در مورد تواتر حديث غدير از نظر بزرگان اهل سنت: ابوحامد غزالي مي گويد متواتر است. علاء الدين سمناني مي گويد متواتر است. ابن كثير مي گويد:

قال شيخنا الحافظ أبو عبدالله الذهبي: الحديث متواتر، أتيقن أن رسول الله قاله.

البدايه و النهايه، ج5، ص233

حديث غدير حديث متواتر است و من يقين دارم كه پيغمبر گفته است. منكرحديث متواتر كافر است. طبق همين عبارت، ابن تيميه كه حديث متواتري مانند غدير را انكار مي كند، كافر است. همچنين از شخصيت هاي ديگر از معاصرين و غيره همه شهادت دادند كه اين حديث متواتر است. ان شاءالله در جلسه بعدي كل سوالاتي كه در رابطه با غدير داريم هم از شيعيان و هم از عزيزان اهل سنت مطرح مي كنيم تا هر كس بخواهد بيايد و در 5 دقيقه با حديث غدير در اثبات ولايت اميرالمومنين استدلال كند و شبهات بعضي از ياوه سراهاي وهابيت و نسل بني اميه را هم جواب بدهد.

آنچه عمده است براي ما، دلالت حديث غدير بر امامت اميرالمومنين سلام الله عليه است كه قبلا مفصل آورده ايم. پيامبر فرمود:

ألست أولي بكم من أنفسكم.

بعد حديث غدير را فرمود. دعاي پيغمبر بر ياران علي و نفرين آن حضرت بر مخالفين علي، حديث غدير با عبارت هاي مختلف مانند

من كنت وليه فعلي وليه.

مسند احمد، ج5، ص361

من كنت مولاه فعلي مولاه.

سنن ترمذي، ج5، ص297

من كنت أولي به من نفسه فعلي وليّه.

مجمع الزوائد، ج9، ص164

تبريك خليفه دوم به علي و مناقشه اميرالمومنين به حديث غدير، همين نعثل ها زماني مي گفتند اگر راست است چرا علي استدلال نكرد؟ ما پاسخ به آنها را با سندهاي صحيح آورده ايم . مي گويند چرا در زمان ابوبكر استدلال نكرده است؟ اين ها واقعا دست مشركين مكه را از پشت بسته اند!

يعني همان بهانه هايي كه مشركين مكه در برابر نبي مكرم داشتند اين ها در برابر ما دارند. آن روز همين آقاي شريفي زنگ زدند مي گويد من دليل دارم كه علي بن ابيطالب در زمان خود رسول اكرم استدلال و اعلام كرده ولايت خودش را، بلا فاصله صدايش را قطع مي كنند.

شما خودتان را داريد رسوا مي كنيد. حضرت زهرا در واپسين روز رحلت نبي مكرم فرمود:

أنسيتم قول رسول الله يوم غديرخم، من كنت مولاه فعلي مولاه.

الغدير، ج1، ص197

استدلال كرد به حديث غدير، با حضرت زهرا چه كار كردند؟ وقتي ابي بن كعب به خليفه دوم مي گويد:

فلا تكوننّ عذابا علي أصحاب رسول الله.

صحيح مسلم، ج6، ص180

آقاي عمر عذاب بر اصحاب پيغمبر نباش.

آن وقت شما انتظار داريد علي بن ابيطالب در آن جو ، امامت خودش، خلافت خودش يا حديث غدير را مطرح بكند؟!

پاسخ اين شبكه هاي وهابي و شبهه هايشان با همين بچه هاي 8- 9 ساله است كه مانند چند روز پيش كارشناسان شبكه هاي وهابي را رسوا كنند.

با اين اهانت ها آبروي خودشان را مي برند ، با اين فحاشي ها اثبات مي كنند چيزي ندارند بگويند. كسي فحش مي دهد كه حرفي براي زدن ندارد. كسي توهين مي كند كه حرف براي زدن ندارد. ما 3 سال است مي گوييم بياييد با هم صحبت بكنيم حرف بزنيم. 10 دقيقه شما صحبت كنيد و 10 دقيقه هم ما صحبت كنيم.

شما اگر شيعه را مشرك و كافر مي دانيد و خودتان را پيرو پيغمبر مي دانيد بياييد براي نجات شيعه ها رو در رو بنشينيم حرف بزنيم! چرا وحشت مي كنيد؟! چرا فرار مي كنيد؟ آيا همين فرار شما دليل بر بطلان شما نيست؟ ان شاءالله مناقشه حضرت امير به غدير ، نفرين اميرالمومنين بر كتمان كنند گان غدير و علماي اهل سنت و دلالت بر حديث غدير را بطور مفصل براي عزيزان مطرح مي كنيم.

جناب سبط ابن جوزي صراحتا بعد از نقل حديث غدير مي گويد:

و هذا نص صريح في إثبات إمامته و قبول طاعته.

اين حديث غدير نص صريح در امامت علي و در قبول طاعت علي است.

تذكره الخواص صفحه 30 تا صفحه 34، ترجمه و شخصيت ابن جوزي، ذهبي درباره ابن جوزي دارد:

الإمام الواعظ المورخ.

تاريخ اسلام، ج48، ص183

تا آنجا كه مي گويد: آقاي ابن جوزي كسي نيست كه شما بخواهيد براي حرفش ارزش قائل نشويد.

و كان اماما فقيها واعظا وحيدا في الوعظ علامة في التاريخ.

تاريخ اسلام، ج48، ص184

هم امام است. هم فقيه است. و هم علامه در تاريخ است.

همين آقا به صراحت مي گويد اين حديث غدير نص صحيحي است در اثبات امامت علي و قبول طاعت اميرالمومنين سلام الله عليه، ما اين بحث ها را مفصل از امام ابوحامدغزالي، محمدبن طلحه شافعي، گنجي شافعي، مولوي محمداسماعيل دهلوي، براي بينندگان عزيزمان مطرح خواهيم كرد و ترس محدثان از نقل حديث غدير و فضائل علي، اينجاست كه آبرو و حيثيت شان به باد خواهد رفت.

شما ببينيد بعد از گذشت سال ها كسي جرأت نمي كند حديث غدير را در آن جامعه خفقان مطرح كند. در مسند احمد ج4، ص368 آمده است كه وقتي زيدبن ارقم صحابه پيغمبر متوفي سال 66 درباره حديث غدير صحبت مي كند بدنش مي لرزد. مي گويد مي ترسم حديث غدير را بگويم و فردا گرفتار شوم. همچنين سعيدبن مسيب متوفي 94 از نقل حديث غدير وحشت دارد و مي گويد:

إني أتقيك.

كفاية الطالب، ص62

من مي ترسم.

زهري آخوند دربار است. وقتي حديث غدير را مطرح مي كند عبدالله بن علا مي گويد:

لا تحدث بهذا بالشام و أنت تسمع ملء أذنيك سبّ علي.

اسد الغابه، ج1، ص208

حديث غدير را در شام مطرح نكن تو با تمام توان مي بيني ومي شنوي كه علي را بالاي منبر سب مي كنند. سب علي گوش مردم را پر كرده است.

زهري مي گويد به خدا سوگند به قدري از فضائل علي دارم اگر از آن ها سخن بگويم قطعا مرا خواهند كشت. آقاي ابن اثيرجزري متوفي 630 در اسدالغابه كه از كتاب هاي معتبر اهل سنت است، مي گويد وقتي احمدبن حنبل حديث غدير را مطرح مي كند مي گويد:

دع الحديث كما جاء.

السنه، ج2، ص348

درباره حديث حرف نزن.

همان طوري كه بوده بگويد پيغمبر گفته است

من كنت مولاه فعلي مولاه.

ديگر اينكه دلالتش چيست برنامه اش چيست؟ آيا دلالت بر امامت علي مي كند يا نمي كند؟ دنبال اين نباش!

دع الحديث لا تكلم في هذا.

اصلا در اين زمينه سخن نگويد.

احمدبن حنبل متوفي 241 است يعني بعد از 2 قرن از رحلت نبي مكرم درگذشته است. هنوز جرأت نمي كند حديث غدير را مطرح كند. حتي پشت اتاق هاي دربسته، پشت درهاي بسته جرأت نمي كنند حديث غدير را مطرح كنند. اگر حديث غدير دلالت بر امامت علي نداشت چرا وحشت مي كردند؟ چرا مي ترسيدند؟ حديث غدير هم مثل ساير روايات و ساير فضائل حضرت علي بود. اگر همه مي دانستند حديث غدير چه مفادي و چه پيامي دارد و چه تأثيراتي در جامعه دارد؟ اگر تمامي اين ها را مردم مي دانستند حديث غدير پايه هاي حكومتي را متزلزل مي كرد اعتقادات باطل مردم و جامعه را متزلزل مي كرد. و لذا حكومت از نقل حديث غدير وحشت داشت و با تمام توان در برابر حديث غدير مي ايستاد و مقاومت مي كرد. هر كس نقل مي كرد زبانش را از پشت گردنش بيرون مي كشيدند.

اين كاملا مشخص است كه حديث غدير يك پيام بزرگ و جاودانه اي دارد و اولين پيامش هم اين است كه ولايت علي استمرار رسالت نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم است. آن ولايت مطلقه اي كه خدا براي نبي مكرم در سوره احزاب آيه6 قرار داده است.

ألنبي أولي بالمؤمنين من أنفسهم.

خداي عالم دستور داده است به نبي مكرم در غدير آن ولايت مطلقه خودش را براي علي بن ابيطالب تثبيت كند.

مجري:

خيلي ممنون هستم. يكي از ثمرات شبكه جهاني ولايت پرورش جوانان و حتي كودكاني است كه در زمينه دفاع از اميرالمومنين با مدرك و استدلال، آن هم نه با هر مدرك و استدلالي بلكه با مدارك و استدلالات مخالفين ولايت و امامت اميرالمومنين و حق بودن مذهب شيعه را اثبات خواهند كرد. در هفته گذشته در برنامه طلسم شكنان دختر 9 ساله شيعه مي خواست در مورد امامت مناظره كند.

دختر 9 ساله شيعه مي خواست با آقاي هاشمي در مورد امامت مناظره بكند. آقاي هاشمي رفتاري را انجام دادند كه شايد براي شما بينندگان عزيز هم عجيب باشد. ببينيد چه اتفاقي افتاد؟! كليپ را با هم ببينيم.

كليپ:

هاشمي:

اولين بيننده سركار خانم محمدي از ايران سلام بر شما.

خانم محمدي:

سلام آقاي هاشمي.

هاشمي:

سلام و رحمةالله . بفرماييد. خانم محمدي لطفا وقت نگيريد.

خانم محمدي:

من 1 آيه از قرآن و 1 حديث از كتب اهل سنت در مورد امامت حضرت علي عليه السلام دارم.

هاشمي:

خانم محمدي ببخشيد موضوع ما امامت نيست. خداوند در اين آيه مي فرمايد: چه كسي است گمراه تر از كسي كه به غير از خدا كسي را به فرياد مي خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمي دهند و آن ها از دعايشان بي خبر هستند. آيا كسي كه يا علي مي گويد وارد اين آيه مي شود يا خير؟

خانم محمدي:

اجازه بدهيد اين صحبت را بكنم و بعدش به شما جواب مي دهم. خواهش مي كنم فقط بين صحبت من حرف نزنيد.

هاشمي:

خانم محمدي ما موضوع برنامه مان توحيد الله است و بحث امامت ديشب بود و ان شاءالله فردا هم تماس بگيريد الان در اين آيه، تصوير لب تاپ را بدهيد و به خانم محمدي وقت بيش تر بدهيد. خداوند در اين آيه مي فرمايد چه كسي است گمراه تر از كسي كه به جاي خدا كسي را مي خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمي دهد. و آن ها از دعايشان بي خبرند؟ آيا حضرت علي

من دون الله

است؟ يا خود الله است؟

خانم محمدي:

ببخشيد آقاي هاشمي مي گويم ما كسي را پرستش به غير از خدا نمي كنيم.

آقاي هاشمي:

دعا است اين جا مي گويد كسي به فرياد خواندن است. آن كسي كه مي گويد يا علي، يا پيامبر خدا حتي يا عمر يا ابوبكر، اين آيه اين را مي گويد. پرستش اين جا نمي گويد. نمي گويد:

ممن يعبد.

مي گويد:

ممن يدعو.

دعا كردن فريادخواندن و صدا زدن.

خانم محمدي:

گفتم ما كسي را به غير از خدا پرستش نمي كنيم ولي ائمه

هاشمي:

خانم محترم اين آيه نمي گويد پرستش. مي گويد دعا، فرياد، صدا زدن، ندا زدن.

من دون الله.

آيا حضرت علي.

دون الله.

است يا خود الله است؟ خانم محمدي؟

خانم محمدي:

ما مي گوييم يا علي شما واسطه شويد.

هاشمي:

اين آيه هم همين را مي گويد. مي گويد چه كسي گمراه تر از كسي كه ندا بزند غير از الله را مگر اين كه بگوييم علي خود الله است.

خانم محمدي:

نه شما اشتباه مي كنيد اصلا اين حرف نيست.

آقاي هاشمي:

يعني خداوند اشتباه مي كند نعوذ بالله؟ خانم محمدي؟

خانم محمدي:

نخير.

هاشمي:

من ترجمه فولادوند را برايتان مي خوانم: و كيست گمراه تر از آن كس كه به جاي خدا كسي را مي خواند كه تا روز قيامت او را پاسخ نمي دهد. و آن ها از دعايشان بي خبرند. آيا حضرت علي خود خدا است؟ يا غير از خدا است؟

خانم محمدي:

آقاي هاشمي اجازه بدهيد من بحث خودم را بكنم به اين بحث من هنوز آماده نيستم.

هاشمي:

متشكرم خانم محمدي بحث امامت را ان شاءالله فردا تماس بگيريد براي آن كه موضوعيت برنامه حفظ بشود. متشكرم خانم محمدي از تماس شما.

مجري:

آقاي هاشمي، آقاي هاشم زهي واقعا شما خجالت نمي كشيد؟ انصافا حيا نمي كنيد؟ دختر 9 ساله اي تماس گرفته كه در مورد امامت مناظره كند. مي گويد يا ديشب بايد زنگ مي زديد و يا فردا . مي گوييد علي.

من دون الله.

است يا نيست؟ آقاي هاشمي پاسخي كه اين كودك 9 ساله همان جا به شما داد واقعا بايد برويد بميريد. يعني حقيقتا وقتي يك شيعه 9 ساله اين گونه جواب مي دهد اين آيه را به شما خود شما كه داريد فاطمه خانم را صدا مي زنيد فاطمه خانم.

من دون الله.

است يا نيست؟ مي گوييد فاطمه خانم جواب بده. اين.

من دون الله.

است يا نيست؟ اين چه استدلالي است كه شما داريد مي كنيد؟ حضرت استاد توضيح بفرماييد.

استادحسيني قزويني:

دختر عزيزم فاطمه خانم 2 تا نكته بگويم اين ها را ان شاءالله يادداشت كنند. و بعيد مي دانم كه ديگر بگذارند آن جا حرف بزند. چون اين ها را منكوب كرد كه ما علي را نمي پرستيم.

مجري:

اصلا تماسشان را حضرت استاد قطع كردند .

استادحسيني قزويني:

بله اولا خداي عالم در سوره نوح آيه 5 از قول حضرت نوح مي گويد:

رب إني دعوت قومي.

خدايا من خواندم قوم خودم را(نوح را).

دعا.

اگر واقعا.

يدعو.

خواندن.

شرك باشد آيا حضرت نوح خودش را مي پرستيد؟

رب إني دعوت قومي ليلا و نهارا.

در آيه 153 سوره آل عمران هم مي فرمايد:

و الرسول يدعوكم في أخراكم.

در رابطه با نبي مكرم است آن آقاياني كه به قول آقاي هاشمي عارفانه از كوه احد بالا مي رفتند. پيغمبر را در دست دشمنان تنها گذاشته بودند و مي رفتند آن بالا دعا كنند تا حضرت علي پيروز بشود. همان ها را پيغمبر

يدعوكم، و الرسول يدعوكم.

پيغمبر شما را مي خواند.

آيا پيغمبر اين ها را مي پرستيد؟ عقل شما كجا رفته است؟ شما را آقاي ملازاده خوب شناخته و خوب تعبيري به كار برد. يا در رابطه با صحابه كه اين همه سنگ او را به سينه مي زنيد سوره نور آيه 63، مي گويد:

لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا.

شما كه پيغمبر را مي خوانيد مثل خواندن بعضي هايتان نباشد.

آيا صحابه پيغمبر را مي پرستيدند؟ هم ديگر را مي پرستيدند؟ پس هر كجا كلمه

يدعو.

دعا.

و امثال آن آمد؟ آنجا مي گويد:

و من اضل ممن يدعو.

آنجا هم دارد.

و الرسول يدعوكم.

اين صحابه اي كه پيغمبر را صدا مي كرد اين الله بود يا

من دون الله.

بود؟ اين يك جواب كه فاطمه خانم عزيز ما حتما در ذهنش باشد. ببينيم اين آقاي بي عقل چه جوابي مي دهد؟

نكته دوم : ابن كثير شاگرد ابن تيميه است. و هر چه آن ريخته است ابن كثير هم همان را در حرف هايش مطرح مي كند. همين آيه شريفه كه اين آقا خواندند. اعراف آيه 194، و اين مباحث را مطرح كردند در رابطه با همين سوره احقاف آيه 5،

و من يدعو من دون الله من لا يستجيب له.

حالا آنكه ذيل آيه چيست؟ ما كار نداريم.

و من اضل ممن يدعو من دون الله.

خيلي جالب است اين ها در يك ترجمه تحريف شده از حضرت آيت الله مكارم شيرازي آورده بودند. ببينيد آقاي مكارم هم دارد مي گويد كه، چه كسي گمراه تر از كسي است كه غير از خدا را مي خواند؟

اين اندازه اين ها بي حيا هستند كه ترجمه يك مرجع را جابجا و تحريف مي كنند و مي خواهند به مردم قالب بكنند. خيلي عجيب است! ببينيد ابن تيميه ارباب شما، خداي شما، پيغمبر شما آن زمان امكانات نبود، رسانه و غيره نبود هر چه نشخار مي فرمودند افاضه مي كردند مردم هم قبول مي كردند! گر چه خيلي از علماي بزرگ مشت ابن تيميه را باز كردند از علماي بزرگ قاضي شافعي، قاضي مالكي، قاضي حنبلي، قاضي حنفي، 4 تا فتوا داده اند و حكم به مجرميت او كرده اند و اورا به زندان انداختد كه در سال 728 پرونده اش در زندان قلعه دمشق مختومه شد.

شيعه ها كه نبودند. 4 قاضي گفته اند ابن تيميه حرفهاي باطل مي بافد. آقاي هاشمي آن زمان ديگر گذشت الان عصر رسانه است حرفي كه مي زنيد اگر از دين بهره نبرده ايد و دين نداريد و از آخرت هم نمي ترسيد حداقل از آبرويتان بترسيد . در اين سوره احقاف آيه 5، آقاي ابن كثير دمشقي سلفي متوفي 774 است.

جلد 4 صفحه 166، ايشان مي گويد.

اي لا اضل ممن يدعو من دون الله اصناما.

چه كسي گمراه تر از كسي است كه بتها را مي خواند؟

آن وقت اين بي حياها مي آيند اين

يدعو من دون الله اصناما.

را بر پيغمبراكرم و ائمه عليهم السلام تطبيق مي دهند. واقعا مايه شرمندگي است. ابن كثير دمشقي مي گويد اين آيه درباره بت پرستان است. اصلا ارتباطي به توسل ندارد. و يك سوالي هم فاطمه خانم اگر رفتيد يا هر كس ديگري رفت. شما حديث 1010 صحيح بخاري را هم به شبكه آنها بگوييد. خليفه دوم مي گويد:

اللهم إنا كنا نتوسل اليك بنبينا.

خدايا ما صحابه همگي به پيغمبر متوسل مي شديم.

اين آقايان بگويند پيغمبر الله است يا

من دون الله.

است؟ همين.

كنا نتوسل اليك بنبينا.

اصلا كاري با صدر و ذيلش هم نداريم. عمر مي گويد ما نمي گويد من، ما صحابه همگي به پيغمبر متوسل مي شديم. آيا پيغمبر

من دون الله

هست؟ يا الله هست؟ اگر

من دون الله

هست؟ پس اين آيه 5 سوره اعراف

و من اضل ممن يدعو من دون الله.

شامل عمر و ديگر صحابه مي شود يا نمي شود؟

مجري:

خيلي ممنون هستيم از شما استاد محترم. بينندگان عزيز ديدند كه طرز برخورد با يك دختر 9 ساله به چه صورت بود. دائم وسط صحبت مي آمدند.

تماس بينندگان:

اولين تماس آقاي افشار از لواسان از شيعيان عزيز و گرامي، سلام عليكم و رحمةالله .

بيننده:

سلام عليكم، شب بخير.

استادحسيني قزويني:

سلام عليكم. جناب آقاي افشار بزرگوار! حضرت عالي با توجه به سوالاتي كه مطرح كرده بودم : ادله شيعه بر امامت اميرالمومنين از كتاب و سنت از آنها 3 آيه يا 3 روايت انتخاب كنيد ما در خدمت هستيم.

بيننده:

آيه 55 از سوره مائده را توضيحي برايم بدهيد.

مجري:

شما سوال را بايد پاسخ بدهيد.

بيننده:

آيه 55 سوره مائده :

إنما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.

كه اين آيه بنا به اقوالي كه در روايت آمده منسوب به حضرت علي شده .سوال اين كه آيه به لفظ جمع آمده است را توضيح بدهيد.

استادحسيني قزويني:

چشم آن را من عرض مي كنم. شما استدلال بر آيه را بيان كنيد .

بيننده:

در مورد انفاق حضرت علي عليه السلام در ركوع در نماز بوده .

استادحسيني قزويني:

حالا شما مي توانيد مدركي هم از كتب اهل سنت بيان فرماييد كه اين آيه در حق علي نازل شده است؟

بيننده:

در تفسير طبري جلد 8 صفحه 531، امام باقر فرموده اند كه حضرت علي بن ابيطالب از مومنان هستند. آيه شريفه از مومنان سخن مي گويد و حضرت علي عليه السلام هم از مومنان شمرده مي شود. اين در تفسير طبري آمده است. در تفسير الميزان جلد 6 صفحه 22، اين البته تفسير اماميه مي شود .

استادحسيني قزويني:

از تفسير اهل سنت الان حضور ذهن داريد ؟

بيننده:

حاج آقا تفسير عياشي تفسير اهل سنت حساب مي شود؟

استادحسيني قزويني:

نخير تفسير شيعه است.

بيننده:

بله ايشان هم آورده كه حضرت علي عليه السلام نماز نافله مي خواندند و انگشتري خودشان را به سائل بخشيدند. تفسير عياشي جلد 1 صفحه 327.

استادحسيني قزويني:

تقريبا نزديك 2 ماه است اين بحث را آورده ايم كه ابن جريرطبري متوفي 310، با سند صحيح نقل مي كند كه اين آيه در حق اميرالمومنين نازل شده است. تفسير طبري در چاپ دارالفكر للطباعه و النشر، كه سال 1415، چاپ شده است. ايشان در جلد 6 صفحه 390، سند را هم ما كاملا بررسي كرديم صحيح است و همچنين ابن ابي حاتم هم در صفحه 1162 مي گويد اين آيه در حق اميرالمومنين سلام الله عليه نازل شده است.

اما اينكه چرا در اين آيه الفاظ مربوط به اميرالمومنين به صيغه جمع آمده است؟ ابن تيميه مي گويد اين به صيغه جمع آمده است نه به صيغه مفرد، علي فرد بوده است و نه جمع.

زمخشري از بزرگان اهل سنت و از مفسران به نام است مي گويد چگونه صحيح باشد كه اين آيه در حق علي باشد كه مفرد است و حال آنكه لفظ، لفظ جمع است. بعد خود زمخشري اين اشكال را پاسخ مي دهد.

جئ به علي لفظ الجمع و إن كان السبب فيه رجلا واحدا.

الكشاف، ج1، ص649

اين آيه شريفه

الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.

به صيغه جمع آمده است گرچه علي مفرد است. اين صيغه جمع آمده است براي چه؟

ليرغب الناس في مثل فعله.

تا مردم به مثل اين كار رغبت نشان بدهند.

يعني براي اهميت دادن به رسيدگي به فقرا به محتاجين به سائلان. اين طوري نشود كه من مشغول نماز يا طواف هستم و اگر به اين فقير يا مستمند جواب بدهم نمازم دير مي شود. نه! همان طوري كه اميرالمومنين در وسط نماز صداي يك محتاج را شنيد و به او انگشتر، بايد ديگران هم اهتمام بورزند.

فينالوا مثل نواله.

همان طوري كه علي بن ابيطالب سلام الله عليه را به خاطر اين كار خداي عالم تفضل كرد مقام ويژه داد. مسلمان ها هم با رسيدگي به فقرا به مقامات و ثواب بالا برسند. اين حرفي است كه آقاي زمخشري مطرح مي كند. و همچنين صيغه جمع و ارزش عامل و عمل، آلوسي سلفي مي گويد علماي عربي براي اين آيه كه جمع آمده است 2 فايده ذكر كردند. يكي:

تعظيم الفاعل.

روح المعاني، ج6، ص168

خواسته است علي بن ابيطالب اين كار را انجام بدهد علي را در اينجا گرامي بدارد. گرامي داشتن و بالا بردن منزلت علي بن ابيطالب است. همان طور كه درباره ابراهيم داريم:

إن ابراهيم كان أمة واحده.

ابراهيم به تنهايي امت بوده.

چون ابراهيم كارهاي بزرگي كرد و كار او به منزله كار امت است. خداي عالم از كار علي اينجا تقدير كرده است تا

ليرغب الناس في الاتيان بمثل فعله.

همان طور كه زمخشري هم گفت. خداي عالم خواست با تقدير از كار علي ديگر مسلمان ها را هم ترغيب بكند و يكي هم تعظيم فعل است. اين عملي كه از علي صادر شده در نزد خداي عالم گرامي است. خداي عالم مي خواهد بگويد اين كار علي رسيدگي به فقرا ولو در حال نماز بايد سجيه و صفت هر مومن باشد.

جواب سوم؛ تعبيري است كه مرحوم شرف الدين دارد ما اين را نمي خواهيم مطرح بكنيم. اصلا اين آقاياني كه مي گويند صيغه جمع آمده و فرد اراده شده خلاف است. حداقل ما 50 تا 60 تا آيه ذكر مي كنيم كه صيغه جمع آمده ولي در صحاح بزرگان شما فرد اراده شده است.

آيه 8 سوره ممتحنه، مي گويند: الذين در

لاينهاكم الله عن الذين.

جمع است.

يقاتلوكم.

جمع است.

لم يخرجوكم.

جمع است.

دياركم تبروهم و تقسطوا.

تمام اين ها جمع است. بخاري در صحيح بخاري، ج7، ص71 و ديگران همه گفته اند مراد از

الذين، يقاتلوكم، يخرجوكم، تبروهم، تقسطوا إليهم.

مراد همسر ابوبكر بوده كه در مكه ازدواج كرده بوده و اسماءبنت ابي بكر مادر عبدالله بن زبير از آن زن بوده كه طلاق داده بوده -يك سري كادوهايي آورده بوده براي دخترش، دخترش قبول نكرد و عايشه را فرستاد پيش پيغمبر و اين آيه نازل شد. آيا جمع آمده و فرد اراده شده يا نشده؟

يستفتونك قل الله يفتيكم في الكلالة. يستفتونك، يفتيكم.

اين جا صيغه جمع است در صحيح مسلم ج5، ص60 است كه درباره عبدالله جابر نازل شده است. و ما ده ها آيه داريم در قرآن صيغه جمع استعمال شده است و فرد اراده شده است. چطور اگر جابر اراده بشود اشكالي ندارد! مادر اسماء همسر ابوبكر يا عمربن جموح اراده شود هيچ اشكالي ندارد! ولي اگر حضرت علي اراده شود آسمان به زمين مي آيد و زمين دچار زلزله مي شود!

بيننده:

ممنون هستم . ايراد دوم: مي گويند اگر اين طور كه شيعه مي گويد تفسير بكنيم نماز فرع بر ركوع مي شود. در صورتي كه مي دانيم ركوع فرع بر نماز است و دليلشان هم اين است كه مي گويند.

و هم راكعون

جمله حاليه براي

يؤتون الزكاة

است. نه

يقيمون الصلاة.

به دليل اينكه مي گويند.

الاقرب يمنعه الأبعد.

اين را مي خواهم كمي توضيح بفرماييد .

استادحسيني قزويني:

الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.

نماز مي خوانند و زكات مي دهند.

بله و هم راكعون مبتدا و خبر، حال است براي زكات، زكات را در حال ركوع مي دهد. اين چه اشكالي دارد؟ من اشكال را متوجه نشدم.

بيننده:

مي گويند:

و هم راكعون.

جمله حاليه براي.

يؤتون الزكاة.

است يعني با خشوع مي دهند و دليلشان هم اين است كه در ذكر ركوع براي زكات يعني با خضوع و خشوع.

استادحسيني قزويني:

از كجا دارند مي گويند؟

از كجا گفتند ركوع به معناي خضوع است؟ اگر اين طوري است.

يقيمون الصلاة

هم يعني دعا مي خوانده است. صلاة هم به معناي دعا است.

بييننده:

درست است به نام دعا هم آمده است.

استادحسيني قزويني:

بنابراين شما آيه را بايد برداريد ديگر! بيش از 20 نفر از مفسران اهل سنت با سند صحيح آورده اند كه علي بن ابيطالب مشغول نماز بوده نمازش هم نماز مستحبي بوده، اين ديگر شأن و نزول آيه است كه آقايان مطرح كرده اند .

بيننده:

پس جواب اين ها را بايد چطوري بدهيم؟

مجري:

اصلا ايرادي وارد نيست. آيه چند مفهوم را در كنار هم ديگر مي آورد. يك قاعده منطقي و عقلي است كه هر چه بر مفاهيم افزوده بشود از مصاديق كم مي شود. مصداق اول كساني كه نماز بپا مي دارند نمازگزاران زياد هستند.

استادحسيني قزويني:

اين آيه 55 سوره مائده است.

 

قرطبي متوفي 671، مي گويد:

يدل أن صدقة التطوع تسمي زكاة. فإن عليا عليه السلام تصدق بخاتمه في الركوع.

اين صدقه مستحبي زكات شمرده شده است. چون اميرالمومنين انگشتر خودش را در حال ركوع داد.

ملاحظه مي فرماييد كه اين ها صدقه مستحبي بوده و نماز هم نماز مستحبي بوده اين ها همه آورده اند. من گمان نمي كنم كسي بجز ابن تيميه و امثال او بگويد اصلا اين قضيه از بيخ دروغ است ! اينكه ركوع فرع است؛ نه! اينچنين نيست .همان طوري كه وقتي كسي كلمه ركوع مي شنود يعني همان ركوع در نماز. بله اين ها حقيقت متشرعه است.

نه معناي لغوي صلاه به معناي نماز است و نه معناي لغوي زكات آن مالي است كه مردم مي دهند. و نه معناي لغوي حج به معناي رفتن به زيارت خانه خدا است. حج به معناي قصد است. زكات به معناي نمو است. صلاه به معناي دعا است. ولي اين الفاظي كه در لغت معناي خاصي داشت با استعمال قرآني، استعمال نبي مكرم و متشرعين در يك معناي جديدي مصطلح شد. پيغمبر فرمود:

صلّوا كما رايتموني اصلي.

شما صلاة به جا بياوريد همان طور كه من بجا مي آورم.

شروع كرد.

الله اكبر. بسم الله، الحمد لله، السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.

و لذا اين الفاظ هيچ كدامش اگر بناست معناي لغوي بگيريم نه حجش نه زكاتش و نه صلاتش هيچ كدام به معناي مصطلح كه الان امروز ما داريم نيست. متشكريم از شما.

بيننده:

اصطلاحا ركوع در نماز همان خم شدن به شمار مي آيد. ركوع در زكات انفاق كردن به همراه خضوع است ؟

استادحسيني قزويني:

نه عزيز من، در حال ركوع انفاق كرد يعني در ركوع بود انگشترش را به فقير داد.

بيننده:

ركوع به معناي خضوع آمده.

در لسان العرب ركوع به معناي خضوع آمده است.

استادحسيني قزويني:

عزيز من، مثل اين كه حرف من را دقت نفرموديد. گفتم هم ركوع و هم صلاه و هم حج معناي لغويش غير از معناي اصطلاحي است. شما بعد از اين مي فرماييد كه در لسان العرب به چه معنا آمده است؟ در لسان العرب صلاه به چه معنا آمده است؟ در لسان العرب حج به چه معنا آمده است؟

بيننده:

اين را از آيات بايد متوجه بشويم.

استادحسيني قزويني:

نه عزيز من شما بيشتر دقت كنيد ما يك سري اصطلاحاتي داريم كه اصطلاحات متشرعه است. اين الفاظ معناي لغويش چيزي است و معناي اصطلاحيش چيز ديگر. در اثر تكرار شارع مقدس و تكرار متشرعين اين الفاظ از معناي لغوي هجرت و در معناي شرعي مصطلح شده است.

مجري:

كتاب صحاح جناب جوهري جلد 3 صفحه 1222، در معناي ركوع هر دو را آورده منتهي مصطلح نماز را جلوتر آورده است. تاج العروس جلد 11 صفحه 176 و صفحه 177، معناي ركوع را ركوع در نماز آورده است و بعد گفته است كه معناي خشوع هم دارد. مثل تعريفي كه در مورد صلاه دارند. ممنون هستيم از شما بيننده عزيز و ارجمند.

تماس بعدي خانم فاطمه رضازاده از بابل 10 ساله هستند ايشان. سلام عليكم و رحمةالله .

بيننده:

سلام عليكم. اگر اجازه بدهيد گوشي را بدهم به دخترم كه صحبت بكند.

استادحسيني قزويني:

بله موفق باشيد.

مجري:

سلام فاطمه خانم.

بيننده:

بسم الله الرحمن الرحيم.

با سلام

من مي خواهم سوالات شما را جواب بدهم با اجازه.

آيه اول آيه 55 سوره مائده.

إنما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون.

وليّ شما خداست و رسولش و آن آقايي كه در حال ركوع زكات مي دهد.

ابن جريرطبري از ابوالحكيم نقل كرد كه اين آيه در حق حضرت علي عليه السلام نازل شده است. تفسيرطبري جلد 6 صفحه 288، و در بعضي چاپها صفحه 390است.

و آيه ابلاغ :

67 سوره مائده : خداوند مي فرمايند: اي پيامبر ابلاغ كن آن چه بر تو نازل شده كه اگر ابلاغ نكني رسالت تو انجام نشده،

ابن ابي حاتم در تفسيرش جلد 4 صفحه 1172 گفت كه اين آيه در حق حضرت علي عليه السلام نازل شده است.

آيه اكمال:

آيه 3 سوره مائده كه مثل آقاي خطيب بغدادي با سند صحيح از تاريخ بغداد جلد 8 صفحه 284 مي گويد كه اين آيه در حق حضرت علي عليه السلام و در روز عيد غدير خم نازل شد كه پيامبراسلام حضرت علي عليه السلام را براي ولايت نصب كرد و خليفه دوم تبريك گفت. خليفه دوم به حضرت علي عليه السلام گفت تو مولاي من و مولاي تمام مسلمين هستي .

حالا 3 روايت حديث خلافت :

پيامبر به حضرت علي عليه السلام فرمودند:

أنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي.

علي تو خليفه برحق من بر هر مومن هستي.

الباني مي گويد صحيح است. كتاب السنه صفحه 551،

حديث ولايت : پيامبر مي فرمايند حضرت علي بن ابيطالب بعد از من ولي تمام مومنين است. حاكم نيشابوري، مستدرك، جلد 3 صفحه 110، كلمه ولي به معني خليفه است .خليفه دوم مي گويد وقتي پيامبر از دنيا رفت ابوبكر گفت من ولي پيامبر هستم. صحيح مسلم، جلد 5 صفحه 152، حديث 4468،

حديث امامت: آقاي حاكم نيشابوري با سند صحيح نقل مي كند كه اين آيه در حق حضرت علي عليه السلام است و پيامبر مي فرمايد كه علي امام مسلمين است. آقاي هيثمي مي گويد صحيح است. مستدرك جلد 3 صفحه 148.

يك سوال از عزيزان اهل سنت، چرا خلفاي اهل سنت احاديث پيامبر را آتش زدند؟ من از عزيزان اهل سنت مي خواهم درباره دين خود تحقيق كنند. از آيت الله حسيني قزويني و مجري خوبشان و همكارانشان تشكر مي كنم كه به من وقت دادند. و از كارشناس شبكه كلمه مي خواهم با لحن ناصافشان اسم شريف امام زمان ما را ديگر نياورند. و اگر هم دلشان خواست 10 مرتبه يا 100 مرتبه دجال دجال بگويند و با امام ما كاري نداشته باشد.

استادحسيني قزويني:

دست شما درد نكند دخترم، بارك الله. اين بيانات شما و اين صحبت شما خستگي هاي ما را مي برد. از شما و پدر و مادر شما كه اين طور نازدانه امام زمان پسند، حضرت زهرا پسند، زينب پسند تربيت كرده اند تشكر مي كنم.

مجري:

واي به حال وهابي ها با نسل بعدي كه در پيش است براي اين ها . با اين وضعيتي كه پيش مي رود تك تك بينندگان شبكه ولايت مي توانند خودشان يك شبكه بزنند براي دفاع از اميرالمومنين.

استادحسيني قزويني:

به خانواده ها و كوچكترها تبريك مي گويم. ان شاءالله ولايت و عشق علي و ولايت استدلالي با گوشت و خون و پوست اين نونهالان عجين مي شود.

بيننده:

با تشكر از حضرت آقا. اگر وقت هست من هم شركت كنم.

استادحسيني قزويني:

بله بفرماييد ما در خدمت شما هستيم خواهر عزيز.

بيننده:

من دلالت آيه براي امامت امام علي عليه السلام را توضيح مي دهم.

با توسل به حضرت صديقه شهيده حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مطلبم را شروع مي كنم. خداي عالم روي كلمه ولي گفته است به عنوان مبتدا و موضوع كه ولي شما خداست .ولي شما رسولش است. و ولي شما آن آقايي است كه در حال ركوع انگشتر به سائل داد. ثابت شده است كسي كه در ركوع انگشتر داده حضرت اميرالمومنين امام علي عليه السلام بوده. اگر ولايت الله و ولايت پيامبر و ولايت اميرالمومنين امام علي عليه السلام تفاوت داشت حتما كلمه ولي را تكرار مي كرد. مثل آيه 61 سوره توبه آيه اذن، ايمان بالله و ايمان بالمومنين تفاوت داشت.

از اين جا معلوم مي شود كه ولايت الله با ولايت پيامبراسلام و ولايت اميرالمومنين علي عليه السلام در تكوين و تشريع يكسان است.

استادحسيني قزويني:

دست شما درد نكند خواهر عزيزم من هم از سركارعالي و همچنين از اين كوچك عزيزم تشكر مي كنم و ان شاءالله حتما يك جايزه خوبي هم براي اين فاطمه خانم عزيز از ديار بابل تقديم مي كنيم.

مجري:

تماس بعدي از عزيزان اهل سنت هستند آقاي موسوي از سنندج سلام عليكم و رحمةالله .

بيننده:

بنده هم سلام عرض مي كنم خدمت جناب آقاي دكتر قزويني و جناب آقاي حسيني بزرگوار.

استادحسيني قزويني:

سلام عليكم و رحمةالله .

بيننده:

اگر اجازه بدهيد 2 تا مطلب كوتاه در 30 ثانيه خدمت دكتر قزويني عرض كنم.

آقاي دكتر قزويني در مورد ابن تيميه صحبت كردند فكر كنم اين نكته هم قابل ذكر باشد كه ابن تيميه حراني در سال 728 با رهبر ما شافعي ها آقاي كمال الدين زملكاني مناظره كرد و شكست خورد. و بعد حاكم وقت از آن خواست يا كوچ كند يا به زندان برود. ايشان زندان را انتخاب كردند و به همين جهت در زندان وفات كردند.

مجري:

بسيار عالي، بله درست است شما مذهب تان را مي شود بفرماييد؟

بيننده:

من سني شافعي هستم.

جناب آقاي دكتر قزويني بزرگوار به نظر من هيچ دليل صريحي كه پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم علي را به عنوان خليفه برگزيده باشد وجود ندارد.

استادحسيني قزويني:

پيغمبر اكرم مي فرمايد:

و أنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي.

يا علي تو خليفه من در حق تمام مومنين بعد از من هستي.

ابن ابي حاتم مي گويد اين روايت صحيح است. حاكم نيشابوري هم مي گويد روايت صحيح است. آيا از اين روشن تر باشد؟ آقاي موسوي عزيز پاسخ شما از اين روايت چيست؟

بيننده:

جناب آقاي دكتر قزويني بنده در مورد اين روايت مطالب زيادي نوشته ام . داخل لب تاپ است و اگر بخواهم روشن كنم وقت گير است.

استادحسيني قزويني:

ببينيد ما 3 روايت آورده ايم. شما ديديد اين دختر 10 ساله هم آمد و گفت:

عليّ ولي كل مومن من بعدي.

علي ولي همه مومنين بعد از من است.

مستدرك حاكم مي گويد روايت صحيح است و ذهبي هم مي گويد روايت صحيح است. و كلمه ولي هم همين دختر 10 ساله گفت در صحيح مسلم جلد 5 صفحه 152 حديث 4468 از قول خليفه دوم مي گويد:

لما توفّي رسول الله قال ابوبكر أنا ولي رسول الله.

وقتي پيغمبر از دنيا رفت جناب ابوبكر گفت من ولي پيامبر هستم

نگفت

أنا الخليفه، أنا الإمام، أنا الحاكم.

مي گويد:

أنا ولي رسول الله.

در آنجا جناب موسوي عزيز كلمه ولي به چه معنا است؟ برادر من در اين جا هم همين معنا است . اگر حضرت عالي در اين زمينه جوابي نداريد ما شما را در مخمصه و در فشار قرار نمي دهيم. مثل شبكه هاي ديگر نيستيم كه آقا همين را بگو اگر نمي داني قطع مي كنيم.

سوال بعدي :آيا براي جناب آقاي ابوبكر دليلي از كتاب و سنت شما داريد؟ حداقل اين را بيان كنيد .

بيننده:

شما فرموديد در موقع مرگ پيامبر اين حديث را گفته است؟

استادحسيني قزويني:

نه عزيز من !اين حديث

و أنت خليفتي في كل مؤمن بعدي.

در جنگ تبوك سال 6 بوده يعني 2 سال يا 3 سال قبل از رحلت شان فرمودند.

مجري:

از سال سوم هم داريم اگر مشكلتان زمان است سال سوم هم داريم.

استادحسيني قزويني:

بله سال سومش هم است. قبل از اين كه پيغمبر به مدينه هم هجرت كند باز حديث هست. حديث منزلت و غيره مشابه اين زياد است. اگر دنبال اين هستيد كه بگوييد در هنگام رحلت بوده پيغمبر نستجير بالله هذيان مي فرمودند اين اشكال بر اين حديث وارد نيست آقاي موسوي.

بيننده:

نه، گفتم اگر پيامبر در موقع مرگش اين را فرموده پس چرا وقتي كه حضرت عباس به حضرت علي گفت از پيامبر در مورد آينده خلافت سوال كن پس چرا حضرت علي به اين حديث استدلال نكرد؟

استادحسيني قزويني:

اين را ما بارها جواب داده ايم. ببينيد وقتي كه ما 10 تا آيه 10 تا روايت صريح داريم كه پيغمبر مي گويد:

أنت خليفتي في كل مومن بعدي. علي ولي كل مومن بعدي. علي امام المتقين.

10 تا روايت در يك طرف است و يك روايت آن طرف آن هم مشخص است اين روايت برادر بزرگوار جعلي است و جعلي بودن روايت ساخته و پرداخته دودمان بني اميه است اين ها كاملا روشن و واضح است. شما ده ها روايتي كه نقل كرده ايم با صراحت پيغمبراكرم مي گويد:

أنت خليفتي. أنت امام المتقين. أنت ولي كل مومن بعدي.

در حديث غدير مي گويد:

من كنت وليه فعلي وليه.

يعني ابن عباس اين همه حديث را نشنيده؟ يا اميرالمومنين نشنيده اين هارا؟ اگر اينطور است چرا بعد از رحلت نبي مكرم اميرالمومنين اعتراض مي كند؟ در صحيح بخاري جلد 5 صفحه 82، حديث 4240، علي بن ابيطالب به ابابكر مي گويد:

استبددت علينا بالأمر.

در امر امامت و خلافت در حق ما استبداد كرده اي شما.

اين اسبتداد معنايش چيست ؟

شما آيا از كتاب و سنت دليلي بر خلافت جناب ابوبكر داريد؟

بيننده:

من آقاي قزويني 6 دليل عرض مي كنم خدمت شما.

استادحسيني قزويني:

بفرماييد.

مجري:

خيلي منطقي مي خواهم خدمت تان عرض كنم مثل آقاي هاشمي نيستم بگويم فرصت نداريم و اين ها فقط هر 6 تاي آن را اگر رسيدم كه هيچ علاوه بر آن هم در خدمت تان خواهيم بود. فقط لطف كنيد همه را با هم مطرح نكنيد. يك دانه يك دانه با هم پيش برويم. الان شما ادله اولتان را هر چقدر هم زمان مي برد مطرح بفرماييد ما هم استفاده مي كنيم.

بيننده:

چشم فقط يك نكته كوتاه بگويم. بنده دنبال تحقيق هستم. مي خواهم ببينم آيا اهل تسنن بر حق است و يا شيعه؟

مجري:

آفرين بر شما.

استادحسيني قزويني:

اصلا من معتقد هستم آقاي موسوي واژه حق را به كار نبريد. شيعه حق است و يا اهل سنت حق است؟ مي گويم آقا حق كجاست؟ آيا پيغمبراكرم علي را براي خلافت نصب كرده است؟ يا جناب ابوبكر را نصب كرده است؟ ما مي خواهيم ببينيم حق اين است و يا آن است. شايد بعضي مي گويند اين جسارت باشد ولو از زبان شما اهل سنت هم باشد اين تعبير را ما دوست داريم حضرت عالي به كار نبريد. ما در خدمت شما هستيم.

بيننده:

جناب آقاي قزويني عزيز نامم را پدرم انتخاب كرد. نام خانوادگي ام را يكي از اجدادم .ديگر بس است. مذهبم را خودم انتخاب مي كنم.

ماجراي غدير تا سقيفه 3 ماه يا 2 ماه و اندكي طول كشيد چرا حضرت علي در اين جا به مسئله غدير استناد نكرد ؟

استادحسيني قزويني:

يعني علي بن ابيطالب چه كار كند؟ هنوز كه پيغمبر در قيد حيات است بيايد بگويد من خليفه پيغمبر هستم هر وقت پيغمبر از دنيا رفت من خليفه هستم؟

بيننده:

نه، در سقيفه اگر كسي يا حضرت علي ماجراي غدير را شنيده باشد چرا كسي در سقيفه به آن استناد نكرد؟

استادحسيني قزويني:

مگر علي در سقيفه بود؟

بيننده:

نه كسان ديگري كه بودند.

مجري:

از جناح اميرالمومنين كسي در سقيفه نبود. سقيفه حالتي داشت كه اصلا جناح اميرالمومنين آن جلسه را مشروع نمي دانست.

استادحسيني قزويني:

از حضرت زهرا زمانيكه خانه مهاجرين و انصار ميرفت سوال كردند چرا علي بن ابيطالب زودتر از ابوبكر نيامد اين مطالب را مطرح بكند؟ حضرت زهرا جواب داد: چقدر آدم بي انصافي هستيد. علي بن ابيطالب جنازه پيغمبر را فرو بگذارد و بيايد با شما به محاجه برخيزد؟ اميرالمومنين سلام الله عليه مشغول تجهيز نبي مكرم بود . ابن اثير مي نويسد آقاي زبير كه شخصيتي شناخته شده است مي گويد:

لا أغمد سيفي حتي يبايع علي.

الكامل في التاريخ، ج2، ص325

من شمشيرم را در غلاف نميگذارم مگر اينكه مردم با علي بن ابيطالب بيعت كنند.

و زبيربن بكار مي گويد:

كان عامة المهاجرين و جل الأنصار لا يشكون أن عليا هو صاحب الأمر بعد رسول الله.

موفقيات، ص580

تمام مهاجرين و بيشتر انصار شك نداشتند كه بعد از رسول خدا علي صاحب الامر است.

ابن اثير و طبري مي گويند انصار يا بعضي از انصار گفتند:

لا نبايع إلا عليا.

الكامل، ج2، ص325؛ تاريخ طبري، ج2، ص443

ما جز علي با كسي بيعت نمي كنيم.

ولي در سقيفه بني ساعده چه كساني بودند ؟ صحيح بخاري از قول عمر مي گويد:

أنّ الأنصار خالفونا ... و خالف عنا علي و الزبير و من معهما.

صحيح بخاري، ج8، ص26، ح6830

انصار با ما مخالفت كردند... علي و زبير هم با ما مخالفت كردند.

و در سقيفه بني ساعده جمع شدند از ميان خودشان خليفه انتخاب كنند.

جناب آقاي عمر در حديث 6830، كل وقايع سقيفه را مطرح مي كند.

در سقيفه علي نبود ولي افراد ديگري بودند. شما ببينيد با آنهايي كه مخالفت كردند با آن ها چه كار كردند؟ سعد مخالفت كرد و عمر گفت:

اقتلوا سعدا فإنه منافق.

مسند احمد، ج1، ص56

سعد را بكشيد او منافق است.

اگر علي بن ابيطالب هم آنجا بود مي گفتند مثل سعد او را بكشيد! سعد تا آخر نه با ابوبكر و عمر بيعت كرد و نه در نماز جماعت اين ها شركت كرد و نه در حج اين ها شركت كرد .عاقبت هم او را كشتند و گفتند اجنه سعد را كشتند! بفرماييد ما با اين توضيحي كه داديم فرمايش حضرت عالي را مي شنويم.

بيننده:

جناب آقاي دكتر قزويني دعواي سقيفه مربوط به حضرت علي نبود آن ها مي گفتند يك نفر از شما و يك نفر از ما، اين دعوا به خاطر آن بود. يعني در آن جماعت يك نفر ماجراي غدير را نشنيده بود كه بگويد پيامبر حضرت علي را به عنوان خليفه انتخاب كرده است؟

استادحسيني قزويني:

ببينيد تنها فقط ادله غدير كه نبود. غدير يكي از ادله بود. پيغمبر در سال سوم بعد از نزول

و انذر عشيرتك الاقربين

از قول خود علي بن ابيطالب است. فرمود:

هذا أخي و وصي و خليفتي من بعدي.

تفسير طبري، ج19، ص149

و انت خليفتي من بعدي و أنت ولي كل مومن من بعدي. أنت مني بمنزلة هارون من موسي.

ده ها مورد بوده. چرا شما فقط روي حديث غدير زوم مي فرماييد؟ شما بگوييد چرا در آنجا از آنچه كه پيغمبراكرم در رابطه با امامت و خلافت علي مطرح كرده بود كسي حرف نزند؟ اين را بايد شما به ما جواب بدهيد. اگر اين روايت صحيح است بزرگان شما هم گفته اند صحيح است؟ پيغمبر با صراحت مي گويد:

أنت خليفتي في كل مومن من بعدي.

شما بايد جواب بدهيد چرا با علي بيعت نكردند؟ چرا انصار و مهاجرين گفتند:

منا أمير و منكم أمير .

البته اين را هم بگويم دعوا سر

منا أمير و منكم أمير

نبود. انصار خواستند با سعد بيعت كنند و سعد را به عنوان خليفه معين كنند. ابوبكر، عمر و ابوعبيده جراح گفتند: نه! بايد با ما بيعت كنيد. با انصار نبايد بيعت كنيد ما مهاجر هستيم و چنين هستم .آن ها گفتند :ما انصار هستيم ما شرافت داريم .بعد يكي گفت:

منا أمير و منكم أمير.

آقا دعوا نكنيد يكي از شما و يكي از ما.

بعد ابوبكر گفت نه ما بايد خليفه باشيم چون ما از قبيله پيغمبر هستيم.

ان شاءالله آقاي موسوي عزيز من تمام آنچه را كه در سقيفه گذشته است و استدلالي كه خليفه اول ، خليفه دوم و ابوعبيده جراح كرده است و از آن طرف استدلال انصار بر حقانيت خودشان اين ها را ما قول مي دهيم مفصل مطرح كنيم براي شما.

اتفاقاتي كه در سقيفه بني ساعده گذشته است خيلي از علما و بزرگواران اهل سنت اين حقايق را بيان نكرده اند.

صحيح بخاري كه كتاب معتبري از شماست حديث 6830، از قول خليفه دوم در سال 23 هجري حقايقي را كه در سقيفه گذشته مطرح كرده است.

يعني 13 سال بعد از رحلت پيغمبر 13 سال بعد از قضيه سقيفه بني ساعده آمده حقايقي را كه در سقيفه گذشته مطرح كرده است.

من از شما سوال ميكنم اين قضاياي سقيفه بني ساعده را چرا آقاي عمر در زمان خود ابوبكر يا اوائل خلافت خودش مطرح نكرد؟چرا اواخر خلافتش مطرح مي كند؟ ما در خدمت حضرت عالي هستيم.

مجري:

زماني كه پيامبر در بستر بود امر فرمود: قلم و دوات بياوريد تقريبا تركيبي از افراد سقيفه آن جا بودند مگر مخالفت نكردند؟ در حضور پيامبر مخالفت كردند. حالا شما انتظار داريد آن چند وقت قبل را بيايند به آن استناد بكنند بر عليه خودشان در سقيفه ؟

بيننده:

حديثي كه فرموديد آينده نگري عمر را مي رساند چون عمر مي دانست خلافت بين ابوبكر و علي نمي شود و اگر پيامبر حضرت علي را به عنوان جانشين انتخاب مي كرد كه ديگر ايشان شانسي براي خلافت ندارد. تشكر مي كنم از شما.

استادحسيني قزويني:

متشكريم از شما آقاي موسوي عزيز ان شاءالله مقداري در اين صحبت ها كه امشب داشتيم مطالعه كنيد در جلسات بعدي بياييد روي خط .

مجري:

بله خيلي متشكريم آن پنج دليل ديگري هم كه داشتيد ان شاءالله مطرح بفرماييد. تماس بعدي كوثر خانم هستند 10 ساله از شهر اصفهان . سلام عليكم و رحمةالله.

بيننده:

سلام مي كنم به حضرت آيةالله قزويني و همچنين مجري گرامي جناب آقاي حسيني.

مي خواستم دليل خودم را براي اينكه حضرت علي را به عنوان امام قبول كردم بگويم. چرا پيامبر خدا جانشين بعد از خودشان را معلوم كردند؟ من ديدم وقتي مدير مدرسه 300 نفره ما مي خواهد از مدرسه برود بيرون يكي از ناظم ها را به عنوان جانشينش مي گذارد. حالا مگر ممكن است پيامبرخدا يك امت را رها كنند و كسي را به عنوان جانشين براي خودشان تعيين نكنند؟ حالا آن جانشين بايد حضرت علي باشد باز هم من در كلاس خودم ديدم وقتي معلممان مي خواهد كسي را انتخاب كند و به آن جايزه بدهد كسي را انتخاب مي كند كه نمره اش 20 باشد. كسي را انتخاب نمي كند كه نمره اش 14 باشد. حالا از هر آدم عاقلي شيعه باشد و يا سني بپرسيم كه نمره چه كسي از اصحاب پيامبر از همه نظر 20 بوده همه مي گويند حضرت علي، حالا فرض كنيم نمره جناب ابوبكر و عمر 13 يا 14 بوده حالا نه بگوييم 15 يا 16 بوده به نظر شما پيامبر 20 را كنار مي گذارند و 15 و يا 16 را انتخاب ميكنند؟

پس من نتيجه گرفتم جانشين پيامبر حضرت علي بودند.

استادحسيني قزويني:

به به! دست شما درد نكند كوثر خانم .خدا جزاي خيرتان بدهد .ان شاءالله موفق و مؤيد باشيد ، انتظار داريم اين استدلال عقلي، زيبا و خيلي قشنگ را بتوانيد روي خط شبكه كلمه سوال كنيد و از آن ها جواب بگيريد. آن ها بايد جواب بدهند.

مجري:

خداوند ان شاءالله هم شما را حفظ بكند و هم خانواده محترمتان را كه اينگونه شما را پرورش دادند . به صورت مباني عقلي ولايت و خلافت اميرالمومنين را اثبات كرديد. قاعده تقدم افضل بر مفضول را ايشان به زبان خيلي ساده مطرح فرمودند. براي تعجيل در فرج آقا بقيه الله الاعظم صلواتي مي فرستيم و برنامه را به اتمام مي رسانيم.

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم.






Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English