2024 July 13 - شنبه 23 تير 1403
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟
کد مطلب: ٥٢٣٠ تاریخ انتشار: ٢٢ آبان ١٣٨٦ تعداد بازدید: 50140
پرسش و پاسخ » عقائد شيعه
چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟

سؤال كننده : تاري وردي

توضيح سؤال :

1- بحث خمس بعنوان20% از درآمد ؛ اعم از هر نوع درآمد تجارت ، زراعت ،... از چه تاريخي در شيعه جاري شد؟

2- چرا اهل تسنن خمس را فقط موكول به زمان جنگ و غنائم آن ميدانند ؟

3- چرا روحايت محترم مردم ايران را به اداي نماز در وقت پنج گانه كه در توصيه هاي شخصي مراجع نيز موجود است, تشويق نمي نمايند ؟ مطمئنا روحانيت نقش بسيار مهمي در احياي اين سنت پسنديده و فرهنگ سازي آن خواهند داشت .

پاسخ :

همه فقهاي اسلام معتقدند كه خمس و پرداخت يك پنجم از اموال در غنيمت هاي جنگي ، گنج و معادن طلا و نقره واجب است . ابن زهره حلبي مي گويد :

واعلم ان مما يجب في الاموال الخمس و الذي يجب فيه الغنائم الحربيّة و الكنوز و معادن الذهب و الفضة بلاخلاف .

سلسلة الينابيع الفقهيه (غنية النزوع) ، ج 5 ، ص 224 .

ولي در دو مورد ميان شيعه و سني اختلاف نظر وجود دارد : يكي در وجوب خمس در سود كسب و تجارت و ديگري در مصرف آن . البته بايد توجه داشت كه شيعه وجوب خمس در ارباح مكاسب را مشروط بر مازاد بودن بر هزينه و مؤنه يك سال مي داند و معيار در فهم مؤنه عرف است .

وجوب خمس در سود كسب و تجارت

ديدگاه شيعه

فقهاي شيعه معتقدند يكي از موارد وجوب خمس، مالي است كه از مخارج و هزينه هاي زندگي انسان در يك سال اضافه مانده است، خواه اين مال از راه تجارت يا زراعت و كشاورزي و يا حقوق ماهيانه كه دريافت مي شود ، در ذيل به بعضي از كلمات فقهاي شيعه اشاره مي شود :

شيخ مفيد رضوان الله عليه مي فرمايد :

والخمس واجب في كل مغنم قال الله عزوجل ( واعلموا انما غنمتم من شي فان لله خمسه وللرسول )والغنائم كل ما استفيد بالحرب من الاموال والسلاح و الثياب و الرقيق وما استفيد من المعادن والغوص والكنوز وكل ما فضل من ارباح التجارات و الزراعات والصناعات من المؤنة والكفاية في طول السنة علي الاقتصاد .

المقنعة ، ص 276.

خمس واجب است در هر سودي . خداوند در قرآن مي فرمايد (بدانيد هر چه غنيمت برديد از هر چيزي پس يك پنجم آن براي خدا و رسول است ) وغنيمت هرچيزي است كه در حرب مورد استفاده قرار گيرد مثل مال وسلاح و لباس و آنچه كه بدست مي آيد از معدن وغواصي و گنج و هرچه كه از سود تجارت و زراعت وصناعت زياد تر از هزينه متوسط سال باشد .

دلايل قول شيعه

فقهاي شيعه براي اثبات وجوب خمس در سود كسب و تجارت به كتاب و سنّت استناد كرده اند كه در ذيل به توضيح و شرح بعضي از آن ها مي پردازيم .

الف . قرآن

خداوند متعال مي فرمايد :

وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَي وَالْيَتَامَي وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَي عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَي الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَي كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ .

انفال / 41 .

و بدانيد هر گونه غنيمتي كه به شما رسد ، خمس آن براي خدا و براي پيامبر و براي نزديكان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه است ، اگر شما به خدا و آن چه بر بنده خود در روز جدايي حق از باطل ، روز درگيري دو گروه (با ايمان و بي ايمان يعني روز جنگ بدر) نازل كرديم ، ايمان آورده ايد و خداوند بر هر چيزي قادر است .

نحوه استدلال: درآيه شريفه برموضوع «غنيمت» حكم وجوب خمس را مترتب ساخته است، در اين جا بايد ديد كه مقصود از غنيمت چيست؟ آيا مقصود غنيمت جنگي است يا هر فائده اي است كه انسان به دست مي آورد؟ ترديدي نيست كه براي فهم اين واژه مي بايست به لغت شناسان مراجعه كرد تا از آن راه علم به معناي لغات قرآن و سنّت حاصل گردد.

غنميت در لغت

با مراجعه به لغت معلوم مي شود كه غنيمت به معناي مطلق فائده اي است كه انسان به دست مي آورد و اختصاصي به غنيمت جنگي ندارد و در ذيل به ذكر كلمات برخي از لغت شناسان مي پردازيم :

خليل فراهيدي مي گويد :

الغنم الفوز بالشي في غير مشقة و الاغتنام انتهاز الغنم.

العين: ماده غنم.

غنيمت بدست آوردن چيزي است بدون سختي واغتنام به معني استفاده از غنيمت است .

ازهري مي گويد :

قال الليث : الغنم ، الفوز بالشي و الاغتنام انتهاز الغنم .

تهذيب اللغة: ماده غنم .

ليث گفته است كه : غنم يعني بدست آوردن چيزي واغتنام استفاده از غنيمت است .

ابن فارس مي گويد:

غنم اصل صحيح واحد يدل علي افادة شي لم يملك من قبل ثم يختص بما اخذ من المشركين.

مقاييس اللغة ، ماده غنم.

غنم مصدري است كه حروف اصلي آن صحيح است ( اصطلاح علم صرف) معناي آن فايده بردن از چيزي است كه قبل از آن مالكش نبوده است .سپس مخصوص شد به آنچه از مشركين گرفته مي شود .

ابن منظور مي نويسد :

الغنم الفوز بالشيء من غير مشقة.

لسان العرب ، ماده غنم.

بدست آوردن چيزي است بدون مشقت

و...

همان گونه كه از گفتار و تصريح لغت شناسان به دست آمد اين كه غنم در لغت معناي وسيع تري از غنيمت جنگي دارد و به معناي مطلق فائده اي است كه انسان بدون مشقت و سختي به دست آورده باشد ولي بعدها پس از نزول قرآن به خاطر جنگ هايي كه پيش آمد غنيمت بيشتر در معناي اموالي استعمال شد كه از مشركان گرفته مي شد. بنابراين لفظ غنيمت در آيه بر همان معناي لغوي آن حمل مي شود مگر اين كه قرينه قطعي وجود داشته باشد كه مقصود از آن غنيمت جنگي باشد.

غنيمت در تفاسير اهل سنت

رشيدرضا در تفسير المنار غنيمت به كار رفته در آيه را به معناي وسيع ذكر كرده و آن را به غنائم جنگي اختصاص نداده است ولي معتقد است بايد معناي وسيع آيه فوق را به خاطر قيد شرعي مقيّد به غنائم جنگي كرد .

تفسيرالمنار ، ج 10 ، ص 3.

آلوسي نيز در تفسير روح المعاني غنم را در اصل لغت به معناي هر گونه سود و منفعت دانسته است .

وغنم في الأصل من الغنم بمعني الربح

روح المعاني ، ج 10 ، ص 2.

غنم در اصل به معناي سود به كار برده مي شده است .

همان گونه كه از اظهارات اين مفسران معلوم شد غنيمت به كار رفته در آيه عموميت داشته و شامل مطلق فائده و منفعتي كه انسان در زندگي از هر راهي به دست آورده باشد، مي شود و غنيمت در آيه اختصاصي به غنيمت جنگي ندارد؛ اما برخي از آن ها معتقد بودند كه چون طبق روايات اهل سنّت غنيمت در عرف شرع در غنيمت جنگي انحصار پيدا كرده است، لازم است آن غنيمت را بر غنيمت جنگي منحصر نماييم ؛ ولي ما معتقديم مي بايست دلالت آيه بر مطلب را مستقلاً فهميد و در نهايت اگر با روايات ديگر تعارضي داشت، تعارض را علاج كرد و بر فرض اين كه روايات ديگري از اهل سنّت بر انحصار خمس در غنيمت جنگي وجود داشته باشد به حد تواتر نمي رسند و طبق مبناي مشهور اهل سنّت در اصول فقه، خبر واحد نمي تواند عموم آيه را تخصيص بزند .

خمس غنيمت در روايات اهل سنّت

روايات بسياري از پيامبر اكرم نقل شده كه به اصحاب خويش دستور به گرفتن خمس داده اند و يا هنگامي كه افرادي به ايشان مراجعه مي كردند در ضمن دستورات ديني، وجوب پرداخت خمس را يادآور مي شدند در حالي كه هيچ جنگ و نبردي هم در كار نبود . تا غنيمت جنگي از آن برداشت شود، در ذيل به برخي از آن روايات اشاره مي شود :

1. لما و قد عبدالقيس لرسول الله فقالوا: ان بيننا و بينك المشركين و انا لا نصل اليك الاّ في اشهر الحرم خمرنا بجمل الامره ان عملنا به دخلنا الجنة و ندعو اليه من ورائنا. قال: آمركم باربع و انهاكم عن اربع، آمركم بالايمان بالله و هل تدرون ما الايمان؟ شهادة ان لااله الاّالله و اقام الصلاة و ايتاء الزكاة و تعطوا الخمس من المغنم .

صحيح البخاري ، ج 4 ، ص 250 و صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 35 .

در اين حديث پيامبر از اهالي عبدالقيس نخواسته است كه غنيمت هاي جنگي را پرداخت نمايند زيرا آنان از خوف مشركين نمي توانستند نزد پيامبر بيايند بنابر اين جنگي در كار نبوده تا مقصود از غنيمت در حديث غنيمت جنگي باشد.

2. بسم الله الرحمن الرحيم هذا عهد من النبي رسول الله لعمرو بن حزم حين بعثه الي اليمن، امره بتقوي الله في أمره كله و ان يأخذ من المغانم خمس الله و ما كتب علي المؤمنين من الصدقه من العقار عشر ما سقي البعل و سقت السماء و نصف العُشر مما سقي الغرب (اي الدلوا العظيمة) .

سيرة ابن هشام ، ج 4 ، ص 256 و فتوح البلدان ، ج 1 ، ص 81 .

3. من محمد النبيّ للفجيع و من تبعه و اسلم و اقام الصلاة و آتي الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطي من المغانم خمس الله .

الطبقات الكبري ، ابن سعد ، ج 1 ، ص 270.

4. كتب لخبادة الازدي وقومه ومن تبعه: ما اقاموا الصلاة وآتوا الزكاة واطاعوا الله ورسوله واعطوا من المغانم الخمس الله و سهم النبي وفارقوا المشركين فانّ لهم ذمة الله وذمة محمدبن عبدالله .

همان، ص 305 و 304.

5 . كتب لملوك حمير : و آتيتم الزكاة و اعطيتم من الغنائم خمس الله و سهم النبي و صفيّه و ما كتب الله علي الؤمنين من الصدقة .

سيره ابن هشام ، ج 4 ، ص 258.

6. كتب لنبي ثعلبة بن عامر : من اسلم منهم و اقام الصلوة و آتي الزكاة و اعطي خمس المغنم و سهم النبي و الصّفي .

اُسدالغابة، ج 3، ص 34.

7 . كتب الي بعض أفخاذ جهينه: من اسلم منهم و اقام الصلاة و آتي الزكاة و اطاع الله و رسوله و اعطي من الغنائم الخمس .

الطبقات الكبري ، ج 1 ، ص 271 .

در اين نامه هايي كه پيامبر به قبائل مختلف عرب فرستاده است سه احتمال وجود دارد :

1. مقصود از غنيمت اموالي بوده كه آنان از طريق غارت و تاراج به دست آورده اند. اين احتمال درست نيست؛ زيرا حضرت به طور صريح از غارت گري نهي فرموده است .

قال رسول الله(صلي الله عليه وآله): «ان النهبة ليست باحلّ من الميتة» .

سنن ابو داود، ج 2، ص 12.

2. ممكن است مقصود غنائم جنگي باشد كه مسلمانان از طريق جنگ و جهاد به دست آورده اند اين احتمال نيز باطل است ؛ زيرا اولاً، جنگ و جهاد بدون اذن پيامبر جايز نبوده است و معلوم هم نيست كه از حضرت اذن گرفته باشند ، خصوصاً اهالي عبدالقيس كه امكان ارتباط با پيامبر را جز در ماه هاي حرام نداشتند ، علاوه بر اين كه پيامبر خودش غنائم جنگي را تقسيم مي كرد و معنا نداشته كه پيامبر از آنان بخواهد كه اين تقسيم را انجام دهند .

3. احتمال سوم اين كه مقصود از غنيمت ، كسب و تجارت باشد ؛ يعني در همه موارد فوق پيامبر دستور داده كه مردم از مازاد بر كسب و تجارت خود خمس پرداخت نمايند .

الاعتصام بالكتاب و السنة ، ص 104.

جالب تر از همه اينها آنچه كه در بخاري است كه در آن آمده در عنبر و مرواريد خمس است !!! عنبر ماده ايست خوشبو كه با غواصي يا شكار بعضي ماهي ها بدست مي آمد وموافق قول شيعه است . حال اهل تسنن كه خمس را مربوط به غنائم جنگي مي دانند در كدام جنگ به مقابله با ماهي عنبر وبا قلاب ماهي گيري رفته اند خدا مي داند!!!

موارد خمس در كتب اهل تسنن :

همانطور كه از مبسوط سرخسي ج 2ص211 باب المعادن بدست مي آيد اهل تسنن خمس را تنها مربوط به چيزي مي دانند كه از جنگ بدست آيد و لذا خمس در معدن را منوط به معدني مي كند كه در زمين گرفته شده از كفار بدست آيد مانند گنج و لذا در وجوب خمس در لؤلؤ و عنبر اشكال مي كند . چون آن دو هيچ ربطي به جنگ ندارند اما ما در صحيح بخاري مي بينيم كه در لولو وعنبر خمس است واين نمي تواند باشد مگر طبق نظر شيعه :

وهذا لأن المعني الذي لأجله وجب الخمس في الكنز موجود في المعدن فإن الذهب والفضة تحدث في المعدن من عروق كانت موجودة حين كانت هذه الأرض في يد أهل الحرب ثم وقعت في يد المسلمين بإيجاف الخيل فتعلق حق مصارف الخمس بتلك العروق فيثبت فيما يحدث منها فكان هذا والكنز سواء من هذا الوجه

المبسوط للسرخسي ج2/ص211

اين (وجوب خمس در معدن) از آن جهت است كه علتي كه سبب وجوب خمس در گنج شد سبب وجود آن در معدن هم مي شود پس به درستيكه طلا و نقره در زمين درست مي شود از رگه هايي كه در زمين به هنگام تسلط كفار حربي بر آن موجود بوده است سپس با جنگ به دست مسلمانان افتاده است پس حق خمس به آن رگه ها تعلق گرفته است پس هرچه كه از ان رگه ها هم بدست آيد همان حكم را داردپس گنج ومعدن از اين جهت يكي هستند

اين كلام وي صريح است در اينكه اگر معدن در زمين مسلمانان باشد وبا جنگ از كفار بدست نيايد خمس ندارد.

ثم وجوب الخمس فيما يوجد في الركاز لمعني لا يوجد ذلك المعني في الموجود في البحر وهو أنه كان في يد أهل الحرب وقع في يد المسلمين بإيجاف الخيل والركاب وما في البحر ليس في يد أحد قط لأن قهر الماء يمنع قهر غيره ولهذا قال مشايخنا لو وجد الذهب والفضة في قعر البحر لم يجب فيهما شيء

المبسوط للسرخسي ، ج2 ، ص213 .

وجوب خمس در آنچه كه از گنج بدست مي آيد به خاطر علتي است كه در آنچه در درياست يافت نمي شود . وآن علت بودن گنج است در دست كفار حربي وسپس به دست مسلمانان افتاده است با جنگ . اما آنچه كه در درياست در دست هيچ كس نبوده است چون آب مانع تسلط هيچ كس بر آن نبوده است (يعني مورد سلطه كفار نبوده) وبه همين دليل بزرگان ما گفته اند اگر چيزي از طلا يا نقره را در كف دريا پيدا كرد چيزي در آن نيست

اين كلام نيز صريح است در اين كه طبق موازين عادي اهل تسنن به عنبر ولولو كه از دريا مي آيد خمس تعلق نمي گيرد اما در صحيح بخاري مي بينيم :

صحيح البخاري ج2/ص544 باب ما يستخرج من البحر

وَقَالَ الْحَسَنُ فِي الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ

تاريخ خمس در بين شيعه :

روايات خمس در نزد شيعيان از امير مومنان علي عليه السلام شروع مي شود :

عن علي (ع):

عن علي ( عليه السلام ) قال : وأما ما جاء في القرآن من ذكر معايش الخلق وأسبابها فقد أعلمنا سبحانه ذلك من خمسة أوجه : وجه الإمارة ، ووجه العمارة ، ووجه الإجارة ، ووجه التجارة ، ووجه الصدقات ، فأما وجه الإمارة ، فقوله : ( واعلموا أنما غنمتم من شئ فأن لله خمسه وللرسول ولذي القربي واليتامي والمساكين ) فجعل لله خمس الغنائم ، والخمس يخرج من أربعة وجوه : من الغنائم التي يصيبها المسلمون من المشركين ، ومن المعادن ، ومن الكنوز ، ومن الغوص. وسائل الشيعة (آل البيت)، ج 9، ص 490، المحكم والمتشابه، للسيّد المرتضي، ص 57.

خمس از چهار وجه بدست مي آيد از غنايمي كه از مشركين گرفته مي شود . از معدن از گنج واز غواصي .

[ 12591 ] 1 - محمد بن الحسن بإسناده عن سعد ، عن يعقوب بن يزيد ، عن علي بن جعفر عن الحكم بن بهلول ، عن أبي همام ، عن الحسن بن زياد ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : إن رجلا أتي أمير المؤمنين عليه السلام فقال ، يا أمير المؤمنين إني أصبت مالا لا أعرف حلاله من حرامه ، فقال له : أخرج الخمس من ذلك المال ، فان الله عز وجل قد رضي من المال بالخمس ، واجتنب ما كان صاحبه يعلم .

شخصي نزد امير مومنان آمد وگفت من مالب بدست آورده ام كه حلال آن را از حرامش نمي دانم .پس حضرت فرمودند خمس آن مال را بده پس بدرستيكه خداوند از اين مال به خمسش راضي است اما مقداري را كه صاحب آن را مي داني از آن پرهيز كن ( وبه صاحبش برگردان)

[ 12593 ] 3 - محمد بن علي بن الحسين قال : جاء رجل إلي أمير المؤمنين عليه السلام فقال : يا أمير المؤمنين أصبت مالا أغمضت فيه ، أفلي توبة ؟ قال : ائتني بخمسه فأتاه بخمسه ، فقال : هو لك إن الرجل إذا تاب تاب ماله معه .

وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 9 - ص 505 - 506

شخصي نزد امير مومنان آمد وگفت مالي بدست آورده ام كه چشمم را بر روي آن بسته بودم (يعني توجه به حلال وحرام آن نداشتم) آيا راهي براي توبه دارم حضرت فرمودند خمس آن را به من بده پس شخص خمس را آورد . پس گفت آن براي تو باشد ( خمس را به خود وي بخشيدند) .پس بدرستيكه شخص وقتي توبه كند مالش هم پاك مي شود

پس مي بينيم كه حتي امير مومنان هم خمس را مخالف با نظر اهل تسنن تفسير كرده اند .

خلاصه مطالب :

خمس حتي از زمان امير مومنان طبق نظر شيعه ترجمه مي شده است .

علت اختلاف اهل تسنن وجود رواياتي است كه ادعا دارند خمس را فقط در جنگ واجب كرده است اما آن روايات دلالت بر مقصودشان نداشته وحتي در بعضي مخالف مقصودشان است .

جمع بين نماز ظهر و عصر وبين مغرب وعشاء

جواب سوال آخر : سه وقت نماز خواندن جزو مطالبي است كه خود رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بدان عمل نموده اند . وآن را جزو راحتي هايي مي دانند كه خداوند براي امت ايشان قرار داده است .

حَدَّثَنَا يَحْيَي بْنُ يَحْيَي قَالَ قَرَأْتُ عَلَي مَالِكٍ عَنْ أَبِي الزُّبَيْرِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ صَلَّي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جَمِيعًا وَالْمَغْرِبَ وَالْعِشَاءَ جَمِيعًا فِي غَيْرِ خَوْفٍ وَلَا سَفَرٍ

صحيح مسلم ، ج1 ، ص489 ، باب الجمع بين الصلاتين في الحضر

رسول خدا نماز ظهر وعصر را باهم خواندند ومغرب وعشاء را باهم ونه ترسي بود ( جنگي) ونه سفري

و حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ يُونُسَ وَعَوْنُ بْنُ سَلَّامٍ جَمِيعًا عَنْ زُهَيْرٍ قَالَ ابْنُ يُونُسَ حَدَّثَنَا زُهَيْرٌ حَدَّثَنَا أَبُو الزُّبَيْرِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ عَنْ ابْنِ عَبَّاسٍ

قَالَ صَلَّي رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ جَمِيعًا بِالْمَدِينَةِ فِي غَيْرِ خَوْفٍ وَلَا سَفَرٍ

قَالَ أَبُو الزُّبَيْرِ فَسَأَلْتُ سَعِيدًا لِمَ فَعَلَ ذَلِكَ فَقَالَ سَأَلْتُ ابْنَ عَبَّاسٍ كَمَا سَأَلْتَنِي فَقَالَ أَرَادَ أَنْ لَا يُحْرِجَ أَحَدًا مِنْ أُمَّتِهِ .

همان .

رسول خدا نماز ظهر و عصر را در مدينه باهم خواندند كه نه ترسي بود و نه سفري پس ابو الزبير مي گويد پرسيدم از سعيد كه چر ا اينطور فرمودند . او گفت از ابن عباس همين را سوال كردم پس او گفت : مي خواست كه بر كسي از امتش سخت نگيرد . و...

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)



Share
1 | م- د | | ١٢:٠٠ - ٢٥ بهمن ١٣٨٧ |
سلام عليكم. 1-اسندلالهاي شمااگرفقط شرح فوق الذكرميباشدفقط عقايداهل تسنن رااثبات مينمايدلطفادرجواب قانع كننده ومستدل فرمائيد. 2-آنچه ازسنت پيامبر(ص) وائمه معصومين (ع )فهميده ميشودخواندن نمازدرپنج وقت است جزدرموارداتفاقي ونادر. وچنانچه مستحضرهستيدموارداتفاقي ونادرجزوسيره وسنت نميباشد. لطفابه آدرس ايميل بنده پاسخ راارسال فرمائيد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- بهتر بود مشخص فرماييد كدام قسمت پاسخ قانع كننده نبوده است تا در صورت نياز توضيحي براي آن اضافه نماييم .
2- فرموده ايد كه موارد نادر جزو سيره و سنت نمي باشد !!! طبق نظر شيعه و سني هر كاري پيامبر (ص)‌ انجام داده باشند ، جزو سنت است ؛ و در آن قيد يكبار و يا چند بار نيامده است !!! (بهتر بود قبل از مطرح كردن تعريف سنت ، سري به كتب برادران اهل سنت و شيعه مي زديد) به عنوان مثال پيامبر (ص) تنها يكبار حج به جا آورده اند و ساير موارد انجام شده توسط ايشان عمره بوده است . ؛ آيا حج به جا آوردن جزو سنت رسول خدا (ص) نيست ؟
3- به گفته ابن عباس در صحيح بخاري و مسلم (همانطور كه در روايات مطرح شده ذكر شد)، پيامبر در سه وقت نماز خوانده اند (و مي خواستند با اين كار ،‌ سختي پنج وقت نماز خواندن را از امت خويش بردارند) ؛ بنا بر اين، اين كار جايز است و بر فرض اگر اينكه پيامبر (ص)‌ پنج بار نماز خوانده اند ، دلالت بر چيزي نمايد ، دلالت بر استحباب پنج وقت است و نه وجوب آن ؛ و اين مخالف نظر اهل سنت است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
2 | رضا س. | | ١٢:٠٠ - ٢٨ بهمن ١٣٨٧ |
براي اثبات خمس اولين مسئله عدم تعلق صدقه به سادات است در حالي که اشکالي که وجود دارد اين است که در حال حاضر خمس فقط به روحانياني داده مي شود که متاسفانه اغلب از چندين محل (نماز خواندن!، روضه خواني!، شغل هاي متفاوت و ...) درآمد دارند و حتي ممکن است نماينده مجلس هم باشند. ولي اگر شما سيدي را ديديد که از طرف مراجع به وي خمس داده شده باشد. سلام مار ا هم به او برسانيد.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اولا: اين چنين سخن گفتن دليل سادگي و نا آگاهي و بد گماني است .
ثانيا: از نطر شرعي مردم بايد خمس اموال خود را يا به مرجع تقليد خودشان تحويل دهند و يا به كسي كه از طرف مرجع تقليد مجاز به اخذ خمس مي باشند تحويل دهند و قبض آن را دريافت و به آنان تحويل دهد و خود صاحب مال با اجازه مرجع تقليد خودش به فقراي سادات تحويل دهد .
و طبق فتواي مراجع دادن خمس به كسي كه به دست كسي كه به او شك داريد ، جايز نيست و ذمه شما را بري نمي نمايد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
3 | م-د | | ١٢:٠٠ - ٢٦ اسفند ١٣٨٧ |
باسمه تعالي سلام عليكم احتراما 1- درموردقانع كننده نبودن اين مقاله درخصوص خمس جواب مشروح ارائه خواهدشد. 2-منظورمااين است كه اين مواردجزواصول وروشهاي تكراري ودائم حضرت نبي اكرم(ص) نبوده كه دراينصورت بصورت سنت وعرف دربين مردم مدينه ومكه وپس ازآن درسايربلاداسلامي عموميت پيدامي كردولي متاسفانه شمااين فروع رابصورت وبعنوان اصول معرفي مي نمائيد!.. وامادرخصوص حج گفتني است كه نبي اكرم(ص)هميشه ودرمواردمكررومتعددآمرومشوق افرادمستطيع به انجام اين فريضه بوده اند(وبه اين دليل اين فريضه, سنت ميباشدناآنچه كه شمااستنباط فرموده ايد).. حاصل اصراربراين رويه اين است كه اموري(مثل برخي موارديكه مثلادرمفاتيح آمده است)درجامعه وفرهنگ مردم نشرپيداكرده به اين اموربسياربيشترازمثلا عمل صالح وتوبه وجبران خسارات و... اهميت ميدهند. 3-عجيب است كه همه احاديثي كه درخصوص (جمع نماز)بعنوان سندذكرگرده ايدمنحصرا عن ابن عباس ميباشد اگرچنانچه دراينخصوص ازصحابه ديگرحديثهائي داريدازخواندن آنهابسياراستفاده خواهيم نمود. ومن الله توفيق

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- هر وقت جواب مشروح داديد ، ما نيز پاسخ مشروح مي دهيم !!!
2- بهتر بود دوباره با دقت متن روايات را مي خوانديد ، اگر پيامبر خمس را به صورت يك واجب كه مسلمان بايد از آن آگاهي داشته باشد ، مطرح مي كردند ، كلام شما صحيح بود ، اما پيامبر دستور داده اند كه خمس بدهيد !!!
3- بهتر بود دوباره متن را با دقت بخوانيد و ببينيد كه تمامي ادله منحصر در ماجراي وفد و دعوت آنها به دادن خمس نمي شود و ادله در اين زمينه بسيار است ، كه ما در اين مقاله تنها به بعضي از آنها كه در صحاح آمده بود اشاره كرديم .
4- آيا رسيدن سند روايت جمع بين الصلاتين به ابن عباس اشكالي ايجاد مي كند ؟ اگر اشكالي هست مطرح كنيد و اگر اشكالي نيست ، با استبعادهاي بي جا ، ذهن خود را مشغول نداريد . زيرا به هر صورت اين روايات با سند صحيح و نزد اهل سنت مطرح شده است .
5- ابن عباس شاگرد امير مومنان و كسي بود كه به مخالفت با بدعت هاي خلفا مشهور بود ، و به همين سبب اين روايات عموما از او نقل شده است (حتي در بعضي از روايات اهل سنت آمده است كه گفت ابوبكر و عمر به همراه اتباعشان به خاطر بدعت ها هلاك مي شوند !!!)
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
4 | م-د | | ١٢:٠٠ - ١٢ فروردين ١٣٨٨ |
باسمه تعالي سلام عليكم احتراما 1-و2-و3- درست است كه نبي اكرم(ص)دستوربه پرداخت خمس ازغنائم فرموده اندولي اشكال دربيان معني مستخرج شمااز " غنائم " است كه باآنچه درلسان عرب وجودداردبعيدميباشد.بهتراست دراينخصوص حداقل به بحث الفاظ ودلالت الفاظ برمعاني موجوددراصول فقه اماميه نظري مي انداختيد. 4-و5- رسيدن همه روايات منقول "شما" به جناب "ابن عباس" فقط اين اشكال راايجادميكندكه اعتباراين روايات رابه خبرواحد تبديل ميكندوهمچنانكه مستحضرميباشيدعلما بزرگ شيعه ازجمله محمدبن ادريس حلي دركتاب "السرائر" حتي اخبار آحاد راازعوامل هدم اسلام بيان فرموده اند. ومن الله توفيق

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- چون مي خواهيم اين بحث با شما ، مانند بحث هاي قبلي بي جهت به طول نيانجامد ، بهتر است سوال اول خود را به صورت واضح و علمي بيان كنيد .
2- در مورد اينكه ادعا كرده ايد تمامي روايات به جناب ابن عباس مي رسد ، پس خبر واحد است و علماي بزرگ شيعه از جمله ابن ادريس حلي ، خبر واحد را از عوامل هدم اسلام بيان كرده است !!!
الف) جداي از ابن عباس ، صحابه ديگري نيز اين ماجرا را نقل كرده اند ، از جمله جناب جابر بن عبد الله الانصاري ؛ مي توانيد روايت او را در مسند احمد ببنيد .
ب) فرموده ايد علماي بزرگ شيعه ؛‌ بهتر است غير از مرحوم ابن ادريس حلي دو تن ديگر را نيز نام ببريد ، تا لفظ جمعي كه به كار برده ايد دروغ نباشد (البته با سابقه اي كه از شما در مورد به كار بردن اصطلاحات و دادن آدرس هاي اشتباه و دروغ داريم ، بر ما خورده نگيريد)
ج) فرموده ايد مرحوم ابن ادريس حلي خبر واحد را حجت نمي داند ؛ بهتر بود اين را نيز مي فرموديد كه خبر واحد ظني و نه قطعي ؛ زيرا خود ايشان در بسياري از موارد به خبر واحد قطعي (يعني خبر قطعي الصدور) استدلال كرده و آن را حجت مي داند .
د) آنچه مرحوم ابن ادريس از آن نهي كرده اند ، استفاده از خبر واحد در باب مسائل شرعي و اصول اعتقادي است و نه در باب اثبات مطالب تاريخي .
در صورت مخالفت با موارد فوق بهتر است پاسخ خود را با دليل و مدرك صحيح براي ما بفرستيد (و نه با آدرس هاي اشتباه)
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
5 | الهام بهرامي | | ١٢:٠٠ - ١٥ فروردين ١٣٨٨ |
از زمانهاي گذشته ايرانيان ماليات پرداخت ميکردند .در اعراب بعد از اسلام خمس و زکات تعيين شد . وقتي کسي ماليات بر درامد ميپردازد لزومي به پرداخت خمس و زکات نيست

پاسخ:
با سلام
خواهر گرامي
خمس و زكات پولي است كه براي مخارج خاص تعيين شده است (از جمله فقرا ،‌ مولفة قلوبهم ،‌آزادي بردگان ، ابن السبيل و در كل بسياري از امور عام المنفعة) ؛ حتي در زمان رسول خدا (ص)‌و امير مومنان علي عليه السلام ، ماليات براي تامين هزينه اداره حكومت و مملكت ، امري مرسوم بوده و در نامه امير مومنان علي عليه السلام به مالك اشتر نيز بدان اشاره شده است .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
6 | عبدالله | | ١٢:٠٠ - ٢٠ شهریور ١٣٨٨ |
سلام لطفا آيه هاي قبل از آيه خمس را هم نوشته و ترجمه فرماييد. دستور به خمس دادن هم هيچ نشان دهنده اين نيست که خمس در اموال هم وجود دارد. غنم يغنم به هرمعنا باشد در آنجا معناي غنيمت جنگي مي دهد. لطفا از خدا بترسيد.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- نگاه به ساير آيات زماني است كه همه آيات در يكجا با هم نازل شده باشند ، و نه زماني كه شان نزول آيات با يكديگر اختلاف داشته باشد ؛ چرا كه بسياري از آياتي كه در مكان‌هاي مختلف نازل شده‌اند ، در قرآن به دستور رسول خدا (ص) در كنار يكديگر قرار داده شدند .
همچنين تفسير آيه بدون توجه به روايات ، امكان ندارد !
البته از اهل سنت كه مي‌گويند آيات مربوط به توبيخ زنان رسول خدا (ص) كه در سوره تحريم آمده است ، با تمثيل به زن نوح و زن لوط كه در همان سوره آمده و به صورت يكجا با يكديگر نازل شده است ، بي ارتباط است ، چنين اشكالي عجيب است !
2- آيا فتاواي علماي اهل سنت و ساير ادله‌اي كه در اين مقاله امده است نيز مربوط به جنگ است ؟
بهتر است به صورت كامل ادله را ملاحظه كنيد . و سپس اشكال خود را مطرح نماييد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
7 | رضوان رضوي | | ١٢:٠٠ - ١٣ دي ١٣٨٨ |
با سلام طبق روايت جناب عالي از وسائل الشيعهف امير المومنين فرموده اند:((خمس از چهار وجه بدست مي آيد از غنايمي که از مشرکين گرفته مي شود . از معدن از گنج واز غواصي )) يعني امير المونين خمس كسب و تجارت را فراموش كرده بودند يا عدم اشاره ايشان دليل بر سقم خمس بر مازاد درآمد ساليانه است؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- بسياري از احكام ، در لسان ائمه به تدريج مطرح شده‌اند و در بعضي روايات مقداري و در بعضي ديگر ، مقداري ديگر از آن گفته شده است .
2- در ابتداي اين روايت جنبه اماره را مطرح كرده است ، يعني خمسي كه حكومت آن را از مردم مي‌گيرد (نه اينكه مردم خود آن را پرداخت كنند) ؛ به عنوان مثال در باب غنيمت ، قبل از اينكه مسلمانان خود غنيمت را برداشته و خمس آن را بدهند ، شرع تمام غنميت را جمع آوري كرده يك پنجم آن را برداشته و باقي را به مردم مي‌دهد (يعني اين روايت ناظر به ساير موارد خمس نيست !)
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
8 | شريعت | | ١٢:٠٠ - ٢٠ بهمن ١٣٨٨ |
باسلام در جايي خواندم مقدس اردبيلي گرفتن خمس از مکاسب را منع نموده در خصوص محل هزينه خمس وماليات با عنايت به اينکه حکومت اسلامي است ودولت اسلام متکفل جامعه است ايا بازهم گرفتن خمس از مکاسب يا افراد مزدبگير توجيه دارد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
مقدس اردبيلي، چندين قرن پيش از اين مي زيسته است، تقليد از مراجع گذشته باطل است و بايد از مراجع فعلي تقليد كرد . خمس ارتباطي به ماليات ندارد . براي اطلاع بيشتر ، سؤالات شرعي خود را فقط با سايت و يا دفتر مرجع تقليد مورد نظر خود در ميان بگذاريد . موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات
9 | شريعت | | ١٢:٠٠ - ٢٠ بهمن ١٣٨٨ |
باسلام درجايي خواندم مقدس اردبيلي گرفتن خمس از مکاسب را منع نموده در خصوص محل هزينه خمس وماليات با عنايت به اينکه حکومت اسلامي است ودولت اسلام متکفل جامعه است ايا بازهم گرفتن خمس از مکاسب يا افراد مزدبگير توجيه دارد
10 | علي آذري | | ١٢:٠٠ - ١٣ ارديبهشت ١٣٨٩ |
خمس طبق آيه 41 سوره انفال متعلق به غنايم است و غنايم هم به چيزي مي گويند كه بدون زحمت و بدون قصد و تصميم بدست بياوري ولي درامد و منفت كسب حاصل زحمت و رنج و تلاش است و نمي دانم فقهاي شيعه عليرغم اينكه خودشان مي گويند خمس مال غنايم( جنگي ) است باز خمس از درامد مي گيرند. البته من طبق مطالعه كه در قران و تفاسير اهل سنت و شيعه مي كنم به اين نتيجه رسيدم ما بايد به زكات اهميت بدهيم چون 360 بار در قرآن امد ه و اكثرا" همرديف نماز آمده است اقم الصلوه و آتو زكوه . و قرآن كلي گفته و لذا از هر درآمدي مي شود زكات داد نه فقط از كشمش و كندم و جو . از طرفي خمس به تنهايي يعني يك پنجم كه به تنهايي مفهومي ندارد بلكه قران گفته خمس غنايم را به رسول و فقراو .. پرداخت كنيد . لذا ميشود گفت خمس زكاتي است كه بر غنايم (جنگي) تعلق مي گيرد يا زكات غنايم (جنگي ) خمس آن است همانطوري كه زكات گندم با شرايطي يك دهم(عشر) است. لذا خمس از غنايم در اصل زكات غنايم است نه اينكه بنده زكات بايد بدهم و دوباره خمس هم جداگانه بدهم . مورد ديگري كه بنده اصلا" قانع نشدم موارد مصرف خمس است 50 درصد مال سادات و 50 درصد مال فقيه از كي و چگونه در فقه شيعه وارد شده است به پاسخ توام با منبع نياز دارم.

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
1- فرموده‌ايد «غنايم هم به چيزي مي گويند كه بدون زحمت و بدون قصد و تصميم بدست بياوري ولي درامد و منفت كسب حاصل زحمت و رنج و تلاش است»! آيا گمان كرده‌ايد كه غنيمت در جنگ به راحتي و بدون سختي به دست مي‌آيد ؟ آنهم جهاد اسلامي با شروط بسيار زياد و خطر بسيار زيادش ؟ ظاهرا شما بين معني لغوي و اصطلاحي خلط كرده‌ايد !
2- فرموده‌ايد «از طرفي خمس به تنهايي يعني يك پنجم كه به تنهايي مفهومي ندارد بلكه قران گفته خمس غنايم را به رسول و فقراو .. پرداخت كنيد»!
زكات هم به تنهايي معني ندارد ! چون زكات يعني فزوني ! و معني ان با مضاف اليه آن مشخص مي‌شود ؛ مانند خمس ! و مضاف اليه آن غنيمت است ! و معني غنيمت ، هر سودي است كه به انسان برسد !
3- فرموده‌ايد «مورد ديگري كه بنده اصلا" قانع نشدم موارد مصرف خمس است 50 درصد مال سادات و 50 درصد مال فقيه از كي و چگونه در فقه شيعه وارد شده است»! هيچ كس نمي‌گويد كه 50 درصد خمس مال فقيه است ! بلكه مصارف خمس ، طبق آيه قرآن مشخص است :
فصل في قسمة الخمس وبيان مستحقه
يقسم الخمس ستة أقسام : 1 - 3 - سهم لله ، وسهم لرسوله ، وسهم لذي القربى ، فهذه الثلاثةكلها للإمام . 4 - 6 - وسهم ليتامى آل محمد عليهم السلام ، وسهم لمساكينهم ، وسهم لأبناء سبيلهم .
فصلي در مورد طريقه قسمت خمس و مستحقين آن :
خمس به شش قسمت تقسيم مي‌شود :
1-3 سهم خدا و رسول و ذوي القربي ، كه اين سه بخش ، در اختيار امام است .
4-6 سهم ايتام آل محمد ، و سهم مساكين آل محمد ، و سهم در راه ماندگان آل محمد !

الرسائل العشر - الشيخ الطوسي - ص 207
سه سهم اول را مجتهد ، به نيابت از طرف امام ، در امور عام المنفعة مصرف مي‌كند ؛ و سه سهم دوم را به سادات معظم مي‌دهد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

11 | صوفي | | ١٢:٠٠ - ١٣ ارديبهشت ١٣٨٩ |
سلام به محضر علماي زحمت كش و دين مدار.
بنده در اين مقوله قصد شبهه افكني ندارم اما بنا بر احساس تكليف وجوهي را بيان ميكنم.
در مورد خمس اگر چنانچه با آن بصورت ريشه اي برخورد شود شايد كمي بهتر بتوان بحث تحليل خمس بر شيعيان رو بررسي كرد.
خب همانطور كه شما و ما ميدانيم اساس خمس بر پايه ملكيت كره زمين بنا شده خداوند كره زمين را به حضرت آدم ع بخشيد در اين مطلب كسي دردنيا شبه اي ندارد اما ازين به بعد هست كه عقيده ما شيعيان چنين است كه از آن حضرت به وصي بعد از او يعني حضرت شيث ع و از ايشان به ترتيب تا حضرت محمد ص به ارث رسيده است و اين قانون خداوند است و پس از ايشان به وصي بعدي تا اكنون به حضرت حجه عج خب بر اين مبنا كساني كه بر روي زمين زندگي ميكنند چه كافر و چه مسلمان و هر دين ديگري بايد بخاطر اينكه روي زميني كه مالكش نيست كار ميكند خمس درآمدش را بدهد انفال هم كه ملك طلق امام است حال اگر امام ما اين خمس را بر شيعيانش حلال كند چه باك؟
در برخي از احاديثي كه شما هم ميدانيد و ما هم ديديم كه امام زمان عج و امام صادق ع خمس را بر شيعيان حلال كردند هيچگونه قيدي بر اين حليت وارد نشده و اگر امثال مقدش اردبيلي بر اين فتوا بوده اند از خوف و تقواي بسيار بوده نه از روي هوا.
در بحار الانوار هم در حديثي كه الان آدرس رو دقيقا نميدانم و حتما شما واقفيد وقتي پس از شروع غيبت كبري به يكي از وكلاي حضرت حجه براي پرداخت خمس مراجعه ميكنند و اين واقعه پس از فوت سفير چهارم حضرت بوده است ايشان فرموده اند اكنون غيبت كبري شروع شده و دريافت اين مال براي ما حرام است قطعا چنين شخصيتي از تمام علماي دوران غيبت كبري افضل بوده به بيان اين مطلب چون بقول ما خودش اينكاره بوده و قبلا وكيل حضرت بوده و دقيقا حرف ايشان راجع به غيبت كبري هست و نه غيبت صغري و حضور با واسطه امام كه در آن زمان خودشان هر صلاحي ميدانستند عمل ميكردند.
اين شبهه حرام بودن دريافت خمس در زمان غيبت كبري است كه بايد بحث شود نه شبهه عدم وجوب پرداخت.
با بازي با كلمات و لغات عربي نميتوان بر روي خورشيد خاك پاشيد.
اتفاقا اين حلال شدن خمس بر شيعيان دقيقا در همان نامه ايست كه ميفرمايد واما الحوادث الواقعه فالرجعو الي رواه احاديثنا
بلا فاصله هم متذكر ميشود كه و اما الخمس احل لشيعتنا
امام بي دليل اينگونه نامه انشا نفرموده است چون ميدانسته و ميديده كه فقهايي كه روات احاديث هستند اقدام به اخذ خمس خواهند كرد اين مطلب را روشن و واضح بيان فرمودند كه حجت تمام باشد چرا كه فرمودند اينان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ايشان آنكه ميداند ميداند كه حجت تمام است اما عده اي خودشان را راحت كرده و روش علماي قبلي رh برهم نزده اند و اينگونه به اجماع عمل كرده و گردن خود را از زير بار تقيير در فتوا خلاص.
من به كساني كه خمس پرداخت ميكنند احترام ميكذارم و همچنين به علمايي كه به يقين خودشان عمل ميكنند اما قطعا علمايي هستند كه بر خلاف يقين خودشان خمس ميگيرند و اساسا براي همين لباس مرجعيت به تن كرده اند خدا ما را از ابتلائات آخر زمان مصون بدارد ان شاء الله.
12 | علي آذري | | ١٥:٣٥ - ٢٨ ارديبهشت ١٣٨٩ |
سلام
توضيحات شما در بالا و در جواب سئوال من و همچنين تفسير سوره انفال ايه 1 و 41 در راستاي نظر اهل سنت است و نشان مي دهد كه خمس از كسب وجود ندارد و ولي زكات بايد داد. خود ابن عباس قمي فرموده كه خمس به غنايم ( جنگي) تعلق دارد.
13 | ع-ت | | ١١:٠٧ - ٠٦ خرداد ١٣٨٩ |
سلام
طبق نظر علامه فضل الله مرجع تقليد شيعيان که در سايت ايشان موجود است وبرخي مراجع گذشته تقليد از مرجع ميت صحيح است.
14 | عقيل العزيز | | ١٤:١٤ - ٠٦ خرداد ١٣٨٩ |
سلام عليکم. جناب ((ع-ت)) اين به اصطلاح علامه فضل الله که نام ??? را برديد همان ??? است که منکر شهادت بي بي دو عالم است. همان که عزاداري عاشورا را بدعت ميداند و ايشان از ??? ترين مردمان عالم است. ان شا الله که توبه کند.... اما اگر قابل هدايت نيست نيست و نابودش کند..... شما هم کور کورانه و بي تحقيق مقل و مريد نشو... لعن الله ع-م-ر
15 | شريفي | | ٢٤:٣١ - ٢٠ خرداد ١٣٨٩ |
با سلام چرا جواب نظر آقاي صوفي را نداد ايد در هيچ کدام از جواب نظرات فوق ريشه روايي نحوه تقسيم خمس و اينکه حتما خرج کردش بايد زير نظر مرجع باشد را نفرموده ايد با تشکر

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- جواب نداديم ،‌چون تناقض در آن آشكار بود ! و دروغگويي نيز در آن صورت گرفته بود ! و هر كسي به دنبال حقيقت بود ، با مراجعه به مصدر ، به كذب او پي مي‌برد ؛ زيرا گفته است «اتفاقا اين حلال شدن خمس بر شيعيان دقيقا در همان نامه ايست كه ميفرمايد واما الحوادث الواقعه فالرجعو الي رواه احاديثنا
بلا فاصله هم متذكر ميشود كه و اما الخمس احل لشيعتنا
امام بي دليل اينگونه نامه انشا نفرموده است چون ميدانسته و ميديده كه فقهايي كه روات احاديث هستند اقدام به اخذ خمس خواهند كرد اين مطلب را روشن و واضح بيان فرمودند كه حجت تمام باشد چرا كه فرمودند اينان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا بر ايشان آنكه ميداند ميداند كه حجت تمام است اما عده اي خودشان را راحت كرده و روش علماي قبلي را برهم نزده اند و اينگونه به اجماع عمل كرده و گردن خود را از زير بار تقيير در فتوا خلاص.»

ا. متن روايت چنين است و در آن اشاره‌اي به تحليل خمس و معنايي كه آقاي صوفي ادعا كرده‌اند ، نشده است !

4 - حدثنا محمد بن محمد بن عصام الكليني رضي الله عنه قال : حدثنا محمد بن يعقوب الكليني ، عن إسحاق بن يعقوب ( 3 ) قال : سألت محمد بن عثمان العمري رضي الله عنه أن يوصل لي كتابا قد سألت فيه عن مسائل أشكلت علي فورد [ ت في ] التوقيع بخط مولانا صاحب الزمان عليه السلام : أما سألت عنه أرشدك الله وثبتك من أمر المنكرين لي من أهل بيتنا وبني عمنا ، فاعلم أنه ليس بين الله عز وجل وبين أحد قرابة ، ومن أنكرني فليس مني وسبيله سبيل ابن نوح عليه السلام . أما سبيل عمي جعفر وولده فسبيل إخوة يوسف عليه السلام . أما الفقاع فشربه حرام ، ولا بأس بالشلماب ، وأما أموالكم فلا نقبلها إلا لتطهروا ، فمن شاء فليصل ومن شاء فليقطع فما آتاني الله خير مما آتاكم . وأما ظهور الفرج فإنه إلى الله تعالى ذكره ، وكذب الوقاتون . وأما قول من زعم أن الحسين عليه السلام لم يقتل فكفر وتكذيب وضلال . وأما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فإنهم حجتي عليكم وأنا حجة الله عليهم .

كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص 483

ب. بر فرض كه چنين چيزي بود ، اما روايت ،‌در جواب چند سوال مختلف است ، كه هيچ كدام به يكديگر ارتباط ندارند !

ج . حضرت صريحا فرموده است به روات حديث ما مراجعه كنيد ، خوب اينها چه كساني هستند ؟ آيا غير از علماي شيعه ؟! نظر بزرگان علماي شيعه در مورد خمس در زمان غيبت چيست ؟!(واضح است!)

2- علت اينكه خمس بايد زير نظر مرجع باشد ، همان ولايت علما و مراجع است ! كه كسي در اصل آن شكي ندارد ،‌اما در محدوده آن اختلاف دارند !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

16 | علي آذري | | ١١:٠٧ - ٠٧ تير ١٣٨٩ |
در تكميل سئوال 11
در قرآن خمس دقيقا به غنايم نسبت داده و زكات را به اموال. و ديگر اينكه زكات از نقدين كه در قديم از طلاو نقره بود و امروز مي شود از پول نقد هم داد. چون نقد رايج امروز در كنار طلا پول است كه مي شود يك چهلم آن را به شرطي كه به حد نصاب رسيد زكات به فقرا و در راه خدا داد
زكات در قرآن هست و به اموال تعلق دارد و در هر زماني مصداق فرق مي كند امروز پول نقد به جاي طلاو نقره است و يا سيب و سيب زميني به جاي كشمش ... قرآن كلي گفته ولي خمس فقط مال غنايم و چيز بدون زحمت و چيز مازاد كه غير هدف بود به عنوان مثال در جهاد هدف اصلي جنگيدن با كفر بود ولي غنايم جنگي چيز مازاد بر هدف اصلي بود.

در هر جا حديثي از پيامبر در خصوص خمس خواندم با غنايم همراه بود.
لذا مي شود گفت خمس زكاتي است كه بر غنايم تعلق دارد يا زكات غنايم خمس آن است نه اينكه از اموال هم زكات بدهيد و هم خمس .
17 | هادي | | ١٨:١٤ - ٠٨ شهریور ١٣٨٩ |
با توج به روشن بودن معني ايه 41 سوره انفال در خصوص خمس فقهاي شيعه اصرار دارندكه منظور ايه اين است كه خمس نه تنها به غنايم جنگي تعلق ميگيرد بلكه به بيشتر فعا ليتهاي اقتصادي در بر ميگيرد دليلش اين است بيش از هزار سال است كه فقهاي شيعه براي امر ومعاششان خمس گرفته اند حا لا نمي توانند انطور كه از معني تحت لفظي ايه بر ميايد انرا تفسير كنند 0 سهمي هم براي سادات تعيين نموده اند كه شامل بني عباس وبني اميه نيز مي شو د در صورتيكه در هيچ حاي قران خداوند فرقي در خلقت انسانها ذكر نكرده فقط تنها ملاك برتري انسانها را تقواي انها قيد نموده است0

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

مشخص است كه شما اصلا مقاله را نخوانده‌ايد ، تا ببينيد كه اهل سنت نيز رواياتي مانند شيعه در زمينه خمس دارند ، اما به آن عمل نمي‌كنند ! اما در مورد سهم سادات ،‌ ظاهرا لفظ «ذوي القربي» را در آيه كريمه نديده‌ايد !

در مورد ملاك برتري ، يك ملاك مربوط به برتري در روز قيامت است كه تقوا است ، و يك ملاك در مورد برتري در خلقت است ، كه بسياري از مردم از ديگران برتري داده شده است ؛ مانند بني اسرائيل كه بر ساير مردم زمان خويش برتري داده شدند ، يا ذريه حضرت ابراهيم و...

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

18 | مملوكِ الله | | ١٦:٢٤ - ٢٨ شهریور ١٣٨٩ |
بسم الله الرحمن الرحيم الله تعالي عزيز و حکيم است و هرچه در قرآن کريم فرموده حق است خداوند تعالي مي‌فرمايد سوره آل عمران «7» او كسى است كه اين كتاب [آسمانى] را بر تو نازل كرد، كه قسمتى از آن، آيات (محكم) [= صريح و روشن] است؛ كه اساس اين كتاب مى‏باشد؛ [و هرگونه پيچيدگى در آيات ديگر، با مراجعه به اينها، برطرف مى‏گردد.] و قسمتى از آن، (متشابه) است [= آياتى كه به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات ديگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود؛ ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها آشكار مى‏گردد.] اما آنها كه در قلوب‌شان انحراف است، به دنبال متشابهات‌اند، تا فتنه‏انگيزى كنند [و مردم را گمراه سازند]؛ و تفسير [نادرستى] براى آن مى‏طلبند؛ در حالى كه تفسير آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. [آنها كه به دنبال فهم و دركِ اسرارِ همه آيات قرآن در پرتو علم و دانش الهى] مى‏گويند: (ما به همه آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.) و جز صاحبان عقل، متذكر نمى‏شوند [و اين حقيقت را درك نمى‏كنند].--«8» [راسخانِ در علم، مى‏گويند:] (پروردگارا! دل‌هاي‌مان را، بعد از آن‌كه ما را هدايت كردى، [از راه حق] منحرف مگردان! و از سوى خود، رحمتى بر ما ببخش، زيرا تو بخشنده‏اى پس ما بايد تابع خدا و راسخان در علم که راسخ واقعي در علم در اين زمان که حضرت حجت ابن حسن عسگري (ع) است باشيم بايد اين را بدانيم که مجتهدين ما وقتي يک حکم شرعي را مي‌دهند همين جوري که نيست آنها آن‌قدر تحقيق و بررسي مي‌کنند و خون دل‌ها مي‌خورند مخصوصا مجتهدين شيعه که با توسل به ائمه معصومين و امام زمان و احاديث معتبر حکم مي‌کنند که بعضي از مجتهدين که خودشان خدمت آقا امام زمان عليه السلام رسيده‌اند و مي‌رسند امکان ندارد از روي کم دقتي حکمي را بکنند که دين و دنياي خود را تباه سازند ما خودمان را مالک همه چيز مي‌دانيم در حالي که اينطور نيست ما که قبلا چيزي نبوديم او ما را آفريد و باز هم بسوي او باز مي‌گرديم همه ثروت‌ها مال‌ها در اينجا خواهد ماند و ما تنها در پيشگاه او حاضر خواهيم شد سوره مريم «9» فرمود: (پروردگارت اين گونه گفته [و اراده كرده]! اين بر من آسان است؛ و قبلاً تو را آفريدم در حالى كه چيزى نبودى!) پس ما هيچ چيز نداريم همه چيزمان را خداوند تعالي به ما بخشيده اما بيشتر اوقات اين را فراموش مي‌کنيم و خود را مالک همه چيز مي‌دانيم که حکم خمس اين را به ما ياداوري مي‌کند تا خود را مالک بدون چون و چرا ندانيم اين فکر ما اين گوش چشم پا دست همه چيز از اوست اين کار کردن و جمع‌آوري مال و غيره همه از اوست خمس فقط يک پنجم مالي است که اضافه مانده از مخارج سال نه بيشتر براي اشنايي با مسائل خمس به رساله‌هاي مجتهدين بايد مراجعه کنيم اگر واقعا همه مؤمنان و مسلمانان خمس و زکات را همان‌طور که خدا فرموده بدهند واقعا در جامعه عدالت خواهد شد نه مسلماني شب گرسنه خواهد خوابيد نه بيماري به خاطر بي‌پولي درد خواهد کشيد نه بي‌خانماني خواهد ماند امکانات جامعه مسلمين خوب خواهد شد و همه کشورهاي غير مسلمان به حالا مسلمانان غبطه خواهند خورد و مسلمانان را الگوي خود قرار خواهند داد بالاتر از اينها خوشنودي خداست که از همه چيز ارزشش بالاتر است و پاداش بي‌پايان الهي، نبايد از آزمايشات خداوند تعالي غافل بود. تمام اين احکام دين مبين اسلام براي پاک سازي و تزکيه خود ماست اگر مي‌دانستيم. و اين حکم خمس خيلي چيزها را مي‌شناساند مؤمن واقعي را از مسلمان اسمي خداوند در سوره محمد مي‌فرمايد «36» زندگى دنيا تنها بازى و سرگرمى است؛ و اگر ايمان آوريد و تقوا پيشه كنيد، پاداش‌هاى شما را مى‏دهد و اموال شما را نمى‏طلبد، «37» چرا كه هر گاه اموال شما را مطالبه كند و حتّى اصرار نمايد، بخل مى‏ورزيد؛ و كينه و خشم شما را آشكار مى‏سازد!
19 | Sanative Shine | | ١٣:٢١ - ٠٥ مهر ١٣٨٩ |
جالب است، زکات که به قشر محدودي از جامعه تعلق مي‌گيرد، به کرات در قرآن با آياتي محکم و در کنار دستور به نماز آمده است. به گونه‌اي که براي هيچ‌کس جاي شک و شبهه‌اي باقي نگذارد. ولي مسئله خمس که تقريبا همه افراد جامعه را ولو به اندازه يک قرقره نخ شامل مي‌شود(البته به گونه‌اي که فعلا متداول است) ، تنها در يک آيه پيدا شده آن هم آيه‌اي که در خصوص مسائل جنگ بوده آمده است با لفظ "بدانيد" که غير آمرانه است و به ذهن هر شنونده‌اي اين‌گونه القاء مي‌کند که: بدانيد اگر پيامبر يک پنجم غنائم را به شما نمي‌دهد علتش چيست و اينجاست که مي‌گويند بايد به روايات رجوع کنيم تا ببينيم منظور چه بوده است! پس چرا در اصل بحث نماز و روزه و زکات خداوند اين اراده را نکرده است که اصل حکمش را از طريق احاديث ثابت کند و فقط جنبه‌هاي فرعي آن را به احاديث واگذاشته است؟ آيا اين منطق قرآن است که از هرچه پر کاربردتر و مبتلا به است، کمتر سخن بگويد؟! رويه مفسران اين‌گونه است که هر لغت در قرآن را با توجه به معني‌اش در ديگر آيات قرآن مقايسه مي‌کنند پس چرا يک آيه‌اي پيدا نمي‌کنند که خداوند با لفظ "اعْلَمُوا" يک واجب شرعي را تبيين کرده باشد؟ و يا آيه‌اي که مغانم و هم خانواده‌هايش به آن معني که مد نظرشان است در قرآن آمده باشد. وقتي تفحص تا آن حد است که به عبارت «اغتنم المهل» در نهج البلاغه رجوع مي‌کنند و يا سراغ کتاب‌هاي لغت مي‌روند (البته آنهايي که معني موافق نظر آنها دارند) چطور از اين همه عبارت مغانم در خود قرآن صرف نظر کردند و حاضر نيستند نيم نگاهي به آنچه وفق مرادشان نيست بياندازند ؟!
20 | محقق | | ١٣:٤٤ - ١٢ مهر ١٣٨٩ |
بنام خداي علي(ع) بنده هم همين سوال دارم اگر چه توضيحات بسيار خوبي ارائه فرموديد ولي اگر ميشود در مورد اينكه چرا بحث خمس فقط يكبار در قرآن آمده است توضيح دهيد بسيار ممنونم!چرا كه بنده هم در برابر سولات از اين دست قرار دارم وسعي دارم در اين خصوص بصورت مكتوب و حالت جزوه مطالب را در اختيارشان قرار دهم!بسيار ممنون از پاسخگويي شما!

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

در مورد تيمم چند آيه در قرآن آمده است ؟ آيا چون تنها يك آيه در قرآن راجع به تيمم است يعني اين حكم صحيح نيست ؟

در خانه اگر كس است يك حرف بس است .

در واقع بسياري از مطالب ، درقرآن تنها به آنها اشاره‌ شده است و تفصيل آنها در كلام رسول خدا (ص) و سپس در كلام ائمه به نقل از رسول خدا (ص) آمده است !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

21 | علي | | ١٠:٣٢ - ٢٨ فروردين ١٣٩٠ |
خمس در سوره انفال آمده ومراد همان غنايم جنگي است آيات قبل از آنرا هم مطالعه فرماييد

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

زماني نوبت به بررسي آيات قبل يا بعد مي رسد که شان نزول اين آيه ، به صورت مستقل ذکر نشده باشد ، جداي از اينکه دليل تنها اين آيه نيست ، روايات اهل سنت و تصريح علماي آنان بر حکم خمس طبق نظر شيعه است !

بنا بر اين لطفا قبل از گرفتن اشکال ، پاسخ را به صورت کامل ملاحظه فرماييد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

22 | mohammad hossain | | ٠٧:٢٥ - ٢٣ ارديبهشت ١٣٩٠ |
با سلام توصيه اي برادرانه! شبهات موجود در باب مسائل ديني در بين جوانان فرراگير است و بعضا ژاسخ دهي به آنها بسيار مشكل. اقدام شما در راه اندازي اين سايت قطعا ارائه خدمت و ارشاد مردم است. اولين شرط در برخورد با جوانان و شبهات آنها حفظ احترام و رعايت شان آنها بعنوان كساني كه گرفتار شبهه شده اند ميباشد. انتساب دروغگويي و نفهميدن - مجادله بجاي مباحثه - توهين به طرف مقابل و متهم نمودن به موارد مختلف نه تنها به رفع شبهه كمكي نميكند بلكه باعث جبهه گيري فرد سئوال كننده و اصرار وي بر فهم خود ميشود. به جملات زير كه در متن بالا بكار برده ايد دقت فرماييد: دوست گرامي 1- هر وقت جواب مشروح داديد ، ما نيز پاسخ مشروح مي دهيم !!! جواب نداديم ،‌چون تناقض در آن آشكار بود ! و دروغگويي نيز در آن صورت گرفته بود ! و هر كسي به دنبال حقيقت بود ، با مراجعه به مصدر ، به كذب او پي مي‌برد فرموده ايد علماي بزرگ شيعه ؛‌ بهتر است غير از مرحوم ابن ادريس حلي دو تن ديگر را نيز نام ببريد ، تا لفظ جمعي كه به كار برده ايد دروغ نباشد (البته با سابقه اي كه از شما در مورد به كار بردن اصطلاحات و دادن آدرس هاي اشتباه و دروغ داريم ، بر ما خورده نگيريد) - دوست گرامي اولا: اين چنين سخن گفتن دليل سادگي و نا آگاهي و بد گماني است در خانه اگر كس است يك حرف بس است مشخص است كه شما اصلا مقاله را نخوانده‌ايد

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

با تشکر از تذکر شما

ولي

1- وقتي پاسخ به سوالي که چند بار براي ما ارسال کرده است ، در متن همان مقاله آمده است ، آيا مي تواند معني جز نخواندن مقاله داشته باشد ؟

2- گاهي اوقات عده اي براي مناظره به اين سايت مي آيند و وقتي مي بينند که پاسخي ندارند ، شروع به اجمال گويي و فرار مي کنند و ما را متهم به عدم پاسخگويي مي نمايند ؛ که قاعده علمي مناظره اين است که در چنين مواقعي ، تا طرف مقابل ، پاسخ صريح و تفصيلي نداده است ، با او بحث ادامه پيدا نکند

3- برخي از افراد ، سابقه اي طولاني در نظر دادن دارند ، و در بسياري از نظرات خود (با قرائن بسيار واضحي از جمله تقطيع و يا ذکر کردن مطلبي از محلي با اينکه خود مصدر آن را رد کرده است) قصد در مغالطه دارند که از جمله متني است که شما به آن اشاره کرديد ؛ اهل بيت عليهم السلام نيز بسياري از اوقات در پاسخ به افرادي که چنين شيوه اي را در پيش مي گرفتند ، با مطرح کردن حقيقت آنها را رسوا کرده اند ؛ و در واقع رسوا کردن چنين افرادي نه فقط اشکال ندارد ، و بلکه جزو وظايف است .

اما باز از توجه شما ممنونيم و در صورتي که در جايي مطلبي به خطا يا تندي مطرح شده است ، از شما پوزش مي طلبيم

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

23 | محمدرضا | | ١٩:٤٠ - ٢٩ تير ١٣٩٠ |
سلام.
کاملا آيه قران شفاف است و ديگر جدل نميخواهد .علم لغت هم که صراحت دارد.حال من و شما از اين و آن نقل قول کنيم و به مراجع مراجعت و هر کسي چيزي بگويد واقعا خودمان را گول زده ايم.به اندازه کافي روشني درباره خمس وجود دارد.حال خواهي پند گير خواه ملال.25درصد به ملاي محل و مرجع دادن به ديدگاه شما بستگي دارد.خواستي بده نخواستي نده.
24 | خودم | | ٢٣:٠٦ - ١٧ مرداد ١٣٩٠ |
سلام
من بار اول است ازسايت شما ديدن مي كنم وآخرين بارهم هست.
با نظر محمدحسين موافقم پاسخ هايتان بي ادبانه است. شما چه كار داريد كه چه كسي وبا چه نيتي نوشته به اين نگاه كنيد كه چه كساني مي خوانند وچه قضاوتي مي كنند. وقتي شما هم مثل مثلاَ آن ها با تندي جواب مي دهيد.
به هرحال متاسفم براتون.
25 | ابولولو | | ٢٢:١٧ - ١٨ مرداد ١٣٩٠ |
کامنت 24 جناب خودت
از تاسف شما ممنونيم به سلامت خوش اومديد
26 | مجتبي | | ٠٤:١١ - ١٩ شهریور ١٣٩٠ |
در جواب دوستاني که ميگن چرا فقط يک ايه قران درباره خمس امده اينو بگم که اگر يکبار در مورد خمس در قران امده ولي مکرر نسبت به ضرورت و وجوب اطاعت از رسول و اولي‌الامر دستور داده شده است و فرموده‌اند که دين و احکام را از ايشان بگيريم.حالا شما چطور سخن پيامبر و امان را نمي پذيريد.نشان ميدهد که ...................
27 | عارف | | ١٨:٠٤ - ١٩ شهریور ١٣٩٠ |
با سلام،
گذشته از تعابيري که بر موارد غنيمت است در خصوص نحوه مصرف آن با توجه به تصريح آيه شريفه قران مبني بر تعلق خمس به خدا و رسول و نيازمندان ذي القربي و در راه ماندگان، آيا سندي از آيات يا روايات مبني بر الزام پرداخت آن صرفاً به مراجع تقليد وجود دارد؟ بنظر ميرسد هر فردي بتواند در پيرامون خود جستجو و با اطمينان خاطر آنرا پرداخت نمايد
براي کسي که خود مجتهد يا به احتياط عمل ميکند نحوه پرداخت خمس چگونه است؟
لطفاً پاسخ را به ايميل بنده ارسال فرماييد.
28 | هادي | | ٠٥:٤١ - ١٥ آذر ١٣٩٠ |
سلام نميخوام از ادبياته خودتون استفاده کنم (نظر 10) حرف آقاي صوفي کذب نيست لطفا اطلاعاتتون رو کامل کنيد بعد تهمت بزنيد بريد توقيع اسحاق بن يعقوب رو بخونيد چند خط بعد از رواه احاديثنا امام زمان مي فرمايند: «و اما الخمس فقد ابيح لشيعتنا و جعلوا منه في حل الي وقت ظهورامرنا لتطيب ولادتهم و لاتخبث» لطفا صريح و روشن جواب بديد چرا امام زمان خمس را براي شيعيان حلال کرده ولي مراجع حکم به وجوب مي دهند؟؟ و لطفا از احاديث قبل از امام زمان استفاده نکنيد چون احاديث امام صادق امام رضا و ... مربوط به دوران خودشان است و امام زمان تکليف ما را روشن کرده به قول دوستمان آقاي صوفي هيچ قيدي هم در جمله امام زمان نيست که بگوييم فقط براي غنايم جنگي اين حديث گفته شده لطفا زود پاسخ دهيد و پيشاپيش ممنون.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

اگر مهريه از مال حرام داده شود ، فرزند شخص حرامزاده نيست و تنها مهريه بر گردن مرد باقي مي‌ماند . بنا بر اين ، اين روايت ربطي به مهريه زنان و پرداخت آن از مال خمس نداده نيست . پس مقصود روايت چيست ؟
يكي از موارد خمس ، خمس در غنايم جنگي است كه سهم اهل بيت است ؛ و يكي از غنايم رايج جنگي ، كنيز بوده است . حضرت در اين روايت ، با اينكه گرفتن كنيز و... تنها در جنگ با اذن امام بعد از پرداخت خمس آن به امام جايز است ، امام فرموده‌اند ما كنيزهاي حاصل از اين جنگ ها را براي شيعيانمان حلال كرديم و نيازي به دادن خمس آنها نيست ، تا فرزندان آنها حلال زاده شوند . و اين روايتبا قرينه داخلي ربطي به خمس كل

اموال ندارد !
موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

29 | هادي | | ١٥:٤١ - ١٦ آذر ١٣٩٠ |
دوباره سلام ممنون از پاسختون . ميشه قرينه داخليشو بگيد به چي بوده؟ بعد منبعي که اين نامه رو توضيح داده باشه و همچنين از کجا ميشه خود نامه اسحاق بن يعقوب رو به امام زمان گير اورد؟ ممنون.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

در ابتداي نظر مربوطه قرينه داخليه به خوبي بيان شده است ؛ تعليل موجود در روايت كه اشاره به «حلال‌زاده شدن شيعيان» شده است . البته ظاهرا متن اين نامه به صورت كامل موجود نيست اما با جستجوي متن روايت ذكر شده مي‌توانيد مصادر آن را پيدا كنيد .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

30 | مردد | | ١٣:٢٦ - ٠٤ دي ١٣٩٠ |
با سلام من تا حالا به خاطر همين شبهات خمس ندادم وديگر اينکه چرا در مورد زکات اينهمه که در مورد خمس موشکافي شده و به همه جا از جمله حديث ولغت براي اثبات اون پرداخته شده نپرداختند در حاليکه در مورد زکات هم ميشه گفت که شامل دارايها هم ميشه ولي اونو محدود کردن لطفا به جاي خمس بيشتر در مورد شبه زکات راهنمايي کنييد خيلي متشکر اگه زود و دقيق راهنمايي کنيد چون ميخوام زکات مالم وبجاي خمس بدم

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

خمس در سود اموال است و زكات در گندم و جو و موارد خاص ؛ بنابر اين دادن خمس به جاي زكات مثل اين است كه بگوييد من مي خواهم به جاي نماز روزه بگيرم ؛ در قرآن هر كدام از آنها مورد خاصي دارد و به صورت جدا در قرآن آمده است .

بنابر اين شبهه داشتن در اصل اتحاد خمس و زكات امري غير صحيح است .(حتي اهل سنت نيز اين ادعا را ندارند)

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

31 | سيد محمد | | ١٢:٠٥ - ١١ بهمن ١٣٩٠ |
با سلام نظرات دوستان وجواب گروه پاسخ به شبهات بسيار عالي بود ولي به نظر مي رسد گروه پاسخ دهنده نياز به مطالعه و صبر وحوصله بيشتر در پاسخ به شبهات دارند وهميشه جواب نظرات ارسالي بايد با ادبياتي لطيف تر باشد وجادلهم بالتي هي احسن خيلي از دوستان به خاطر عناد با روحانيت با يکي از فروع دين مجادله مي کنند اگر خمس براي سادات است پس امام عصر نمي تواند به کل تمام آن را حلال کند پس بحث انتفاي کليت خمس به کل مگرح نمي باشد دوست عزيزي که بيان داشته ايد ميخواهيد زکات بجاي خمس بدهيد اگر شما واقعا زکات مال وانفاق به مستمندان را انجام دهيد ودر معاملات خود انصاف داشته باشيد با اين وضعيت مديريت اقصادي نابسامان کشورمان پولي ذخيره نمي ماند (من خود پزشک هستم ودر جامعه آنقدر نياز مند اطرافم هست که گاهي شرمنده خانواده خودم مي شوم)اگر واقعا به دنبال کمک هستيد سري در شهر بزنيد و صدها خانواده که ماهيانه با 150 الي 200 تومان تمام مخارج خود را مي پردازند وکاسه گدايي به دست ندارند را خواهيد يافت.واما گردانندگان تارنما با آرزوي موفقيت براي شما مناسب است بحثهاي فقهي که علما در آن مباحثه مي کنند براي عموم مردم که اطلاعات اندک وسطحي دارند وارد نشويد چون نتيجه اي جز مبادله لفظي نخواهد داشت شما اصول کلي ومنابع موافق و مخالف را بيان کنيد و اظهار نظر نداشته باشيد چون روحيه جوانان هم حقيقت جو است وهم ستيزه جو واين نفس دروني هر فرد وخداوند حکيم است هرکه رابخواهد هدايت کند و شما تذکر دهندهاي بيش نباشيد (چون پيامبران) در پايان متطکر مي شوم اين مظالب نظرات بنده بوده وجهت تذکر انفاس دروني تمام خوانندگان عزيز واصراري بر صحت وسقم آن ندارم
32 | علي آذري | | ١٤:٥٩ - ١٥ بهمن ١٣٩٠ |
سلام خداوند در قرآن نگفته كه از گندم و جو و... زكات دهيد بلكه اينها را پيامبر وائمه با توجه به زمان مطرح كرده اند و بايد با توجه به زمان فرق كند مثلا يك گندم كار آذربايچجاني و خرما كار خوزستاني زكات از خرما و گندم مي دهد ولي شمالي از چاي و برنج زكات نمي دهد. چر؟ چون آن زمان عربستان برنج كار و چايكار نبوده اگر بود شايد پيامبر زكات آنها را هم معين ميكرد. پس قرآن كلي گفته زكات از اموال . يك سوال از شما ميپرسم آيا پيامبر ما خمس از درآمد گرفته است يا نه؟ آيا قبول داريد امام زمان خمس را بر شيعيان بخشيده است يا نه؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1. با وجود اينكه در آن زمان ميوه‌هاي فراوان از جمله انار و سيب و انجير و... وجود داشت ، ولي زكات فقط براي موارد خاص واجب شد !!! بهتر است از خود بدعتي ننهيد (البته شخص مي‌تواند از كل محصولات زراعي خويش زكات مستحبي بدهد)

2. در روايات شيعه آمده است كه ائمه عليهم السلام از در آمد خمس گرفته اند و به شيعيان خود دستور داده‌اند كه آن را پرداخت كنند .

3. امام زمان عليه السلام خمس را تنها در كنيز غنيمت گرفته شده در جنگ بر شيعيان حلال كرده‌اند !! بهتر است كمي در متون روايات دقت كنيد !

گروه پاسخ به شبهات

33 | فاطمه حسيني | | ١٨:٢٣ - ٢٩ بهمن ١٣٩٠ |
باعرض سلام سوالي که از شما داشتم ميخواستم بدونم که چرا ما شيعيان خمس اموالمان را بايد به مراجع تقليد بدهيم؟ممنون ميشم به سوالم پاسخ بدهيد.

پاسخ:

با سلام

خواهر گرامي

1. در زمان ائمه عليهم السلام ، خمس به نمايندگان حضرات ائمه عليهم السلام داده مي‌شد ؛ و نمايندگان ائمه طبق دستور حضرت ، بين فقرا و يا در نيازهاي مورد امر ائمه خرج كرده و يا به خود ائمه تحويل مي‌دادند .

2. ائمه عليهم السلام دستور داده‌اند كه بعد از ايشان و در زمان غيبت ، علما نائبان آن حضرات هستند ، و وظائف اجرايي ايشان را بر عهده بگيرند .

3. مراجع خمس را براي خود نمي‌گيرند و بلكه آن را در همان امور شرعيه‌اي كه ائمه جايز مي‌دانستند خرج مي‌كنند .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

34 | عليرضا ن | | ٢٣:٢٦ - ٢٤ مهر ١٣٩١ |
با سلام گروه پاسخ به شبهات، در آيه خمس که خداوند فرموده است: وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ . آيا در اين ايه منظور از ذي القربي ، خويشاوندان رسول خدا هست ؟ لطف کنيد از نظر قواعدي مقداري توضيح دهيد؟ و همچنين به چه دليل( وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ )، مراد خويشاوندان رسول خدا هستند؟ و اگر در اين ايه منظور يتيمان و مسکينان و در راه ماندگان ،خويشاوندان رسول خدا هستند، آيا در ايه 7سوره حشر نيز مراد از وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ، مثل ايه خمس، خويشاوندان رسول خدا هستند يا عموم مسلمين؟ همچنين آيا آيه اي در قرآن براي حرمت صدقه براي پيامبر و اولاد ايشان هست يا نه؟ با تشکر

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
بله منظور خويشاوندان رسول خداست. اين مطلب بين سني و شيعه اجماعي است.
منظور شما از «از نظر قواعدي» چيست؟ اگر قواعد لغت است، لغت تاب چنين برداشتي را ندارد و از روايات مفسران حقيقي قرآن كه همان معصومين عليهم السلام باشند اين استفاده مي شود. به تفاسير مربوطه ذيل آيه خمس مراجعه كنيد.
اما ذوي القربي در آيه 7 سوره حشر نيز همان خويشان پيامبر ص مي باشند زيرا اصولًا معنى ندارد كه منظور، خويشاوندان عموم مردم باشد؛ چرا كه در اين صورت همه مسلمانان را بدون استثناء شامل مى ‏شود، زيرا همه مردم خويشاوندان يكديگرند.(تفسير نمونه، ج‏23، ص: 515)
همين كه خداوند موارد مصرف صدقات را غير از رسول الله و خويشاوندان آنها دانسته است ملهم اين معني مي باشد مي فرمايد: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكينِ وَ الْعامِلينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمينَ وَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبيلِ فَريضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ » توبه/60
زكاتها مخصوص فقرا و مساكين و كاركنانى است كه براى (جمع آورى) آن زحمت مى‏كشند، و كسانى كه براى جلب محبّتشان اقدام مى‏شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دين) بدهكاران، و در راه (تقويت آيين) خدا، و واماندگان در راه؛ اين، يك فريضه (مهم) الهى است؛ و خداوند دانا و حكيم است‏.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
35 | عليرضا ن | | ٢٣:٣٢ - ٢٥ مهر ١٣٩١ |
با سلام گروه پاسخ به شبهات، از قسمت دوم جواب شما متشکرم. اما در مورد قسمت اول سوال من اين بود که در آيه خمس مفسرين عبارت وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ را گفته اند که مراد از يتيمان و مسکينان و در راه ماندگان خويشاوندان رسول خدا هستند. آيا در آيه 7سوره حشر نيز منظور از وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ، يتيمان و مسکينان و در راه ماندگان خويشاوندان رسول خدا هستند يا عموم مسلمين؟ منظور من در آيه 7سوره حشر مربوط به اين قسمت است؟ با تشکر

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
منظور از يتامى، مساكين و ابن سبيل، يتيمان و مسكينان و ابن سبيل‌هاى اهل بيت است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
36 | عليرضا ن | | ١٧:٢٢ - ٢٦ مهر ١٣٩١ |
با سلام
گروه پاسخ به شبهات حضرت علامه طباطبائي در ذيل ايه 7سوره حشر فرمودند که : از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) روايت شده فرموده اند: منظور از ذى القربى ، اهل بيت ، و مراد از يتامى و مساكين و ابن السبيل هم يتيمان و مساكين و ابن السبيل آنها است .
و در تفسير نمونه، حضرت آيت الله مکارم شيرازي نيز فرمودند که : 4 و 5 و 6 - سهم يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است ، در اينكه اين سه گروه تنها از بنى هاشم بايد باشند، يا عموم يتيمان و مستمندان و ابن السبيل ها را شامل مى شود؟ در ميان مفسران گفتگو است .
عموم فقهاى اهل سنت و مفسران آنها معتقدند كه اين مساءله تعميم دارد در حالى كه رواياتى كه از طريق اهل بيت (عليهم السلام ) رسيده است در اين زمينه مختلف مى باشد، از بعضى استفاده مى شود كه اين سه سهم نيز مخصوص يتيمان و مستمندان و ابن السبيل بنى هاشم است ، در حالى كه در بعضى از روايات تصريح شده كه اين حكم عموميت دارد از امام باقر (عليه السلام ) چنين نقل شده كه فرمود: كان ابى يقول لنا سهم رسول الله و سهم ذى القربى ، و نحن شركاء الناس ‍ فيما بقى : ((سهم رسول خدا و ذى القربى از آن ما است ، و ما در باقيمانده اين سهام با مردم شريكيم )).
آيه 8 و 9 همين سوره كه توضيحى است براى اين آيه نيز گواهى مى دهد كه اين سهم مخصوص بنى هاشم نيست ، زيرا در آن سخن از عموم فقراى مهاجرين و انصار است .
گروه پاسخ به شبهات، جواب شما ، نطر مرحوم علامه مي باشد، ولي آيت الله مکارم آن را مخصوص بني هاشم نمي داند؟
37 | رضا | | ٠٨:٤٩ - ١٠ فروردين ١٣٩٢ |
با سلام در مورد آيه 6 سوره مائده در مورد وضو خواهشا کامل توضيح فرماييد يکي " الي المرافق " و ديگري ... و ... ...

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
توضيح كامل درباره اين آيه در اين آدرس موجود است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
38 | علي | | ١٢:٤٠ - ٣١ فروردين ١٣٩٢ |
باسلام چرا جناب مقدس اردبيلي که به قول شما آخوندها بارها خدمت امام زمان تشرف داشتند از امام درباره ي خمس سوال نکرده تا اين همه گرفتاري واجتهاد از روي هوي و هوس پيش نياد ويا اينکه چرا امام زمان به او يادآوري نکرده که اشتباه ميکند وآقاي مکارم درستش را اجتهاد خواهد کرد ؟؟؟به هر حال هيچ جا نگفتند اگه خمس ندي نمازت قبول نميشه وجهنمي هستي !!!!!!!!!!!!!!2
39 | سيدعلي | | ١٩:٢٦ - ٠٥ مرداد ١٣٩٢ |
جناب کامنت شماره 38

قال الله تبارک و تعالي :

لکم دينکم و لي دين
6-کافرون
40 | مرتضي | | ١٢:٥٨ - ٢٢ مرداد ١٣٩٢ |
با سلام بنده فقط يک سوال دارم که البته در بالا هم بهش اشاره شده اما پاسخ قانع کننده اي نديدم. ابتدا چند تا مقدمه: 1- خمس مساله اي هست که تقريبا با تمام آحاد جامعه سروکار داره. و يک آيه در قرآن در موردش صحبت شده. 2- زکات فقط براي قشري خاص با دارايي هايي خاص هست و در آيات زيادي همراه نماز آمده است. 3- ما به اين اعتقاد داريم که قرآن کتابي کامله که هيچ نقصي توش نيست. حالا سوال من اينه که چي مي شه که خمس با اين فراگيريش چرا يک آيه داره و انقدر اين آيه از نظر ما نعوذ بالله ناقصه (تاکيد دارم از نظر ما چون نقصي رو متوجه قرآن نمي دونم) که نياز به اينهمه تفسير داره؟ دو تا حالت وجود داره: 1- يا قرآن نعوذبالله با توجه به نيازهاي ما و فراگيري اون صحبت نمي کنه که اين نقصشه که کاملا با اين حالت مخالفم 2- يا خمس فقط به غنايم تعلق مي گيره و اين آيه شريفه اصلا نيازي به تفسيراي اينجوري نداره. من خودم فکر مي کنم حالت 2 درسته. از شما دوستان مي خوام که لطفا منو راهنمايي بفرماييد که به نظر شما کجا استدلالم غلطه؟ البته چون جواباي اين سوال و قبلا ديدم بايد بگم من اصلا با اين صبت ها که مثلا نماز آياتم توي قرآن نيومده پس چرا اجرا مي کنيم موافق نيستم چون نماز کاريه که صرفا 3-4 دقيقه وقته آدمو مي گيره و يک عبادت فرديه اما خمس يک عمليه که اگه جدي تو قرآن ازش بحث مي شد و جدي تر گرفته مي شد مي تونست اقتصاد مسلمونا رو دگرگون کنه. لطفا ترو به خدا احکامي که مثل ايني که گفتم و زياد تاثير ندارندو با خمس قياس نکنيد در جواب. البته براي دوستاني که نظر بنده رو مي خونند انشاالله که باعث گمراهي دوستان نشده باشم و بايد بگم که بنده انشاالله طبق احتياط عمل خواهم کرد و خمسم را خواهم داد. (فعلا دانشجو هستم!) پيشاپيش تشکر بابت پاسختان والسلام عليکم.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
هر چند در قرآن، زکات بيشتر مطرح شده و در 32 آيه از زکات نام برده شده، ولى بايد توجه داشت:
1- وجوب زکات فقط در يک آيه آن هم در آيه 103 سوره توبه به اين صورت آمده است: «خذْ مِنْ أَمْوَالهِِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِم بهَِا وَ صَلّ‏ِ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوتَكَ سَكَنٌ لهَُّمْ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيم» آمده است و بقيه آيات زکات يا درباره صدقات مستحبى است يا پرداخت زکات به عنوان صفتى از صفات مؤمنان و مردان خدا ذکر شده، يا در مورد زکات در اديان گذشته است. در برخى آيات "زکات" به معنى پاکى به کار رفته نه به معناى زکات واجب؛ بنابراين معناى زکات گسترده بوده و شامل انواع مختلف کمک مالى و غير مالى، واجب يا مستحب مى‏ شود، در حالى که معناى خمس يک چيز بيشتر نيست.
2-احتمال ديگري که در اين خصوص مي رود اين است که چون موارد مصرف زکات بيشتر بوده، تأکيد بيشترى بر زکات و پرداخت آن شده است. مصرف خمس فقط براى پيامبر صلي الله عليه و آله و ذوى القرباى بوده و اينان بخش کوچک از جامعه بودند، ولى مصرف زکات بسيار وسيع‏تر بود، زيرا تمامى فقرا و مساکين و ابن السبيل و فى سبيل اللَّه و غارمين (بدهکارن) مشمول گرفتن زکات مى شدند
3- احتمال ديگر اين است که چون بيشتر ثروت و درآمد مردم آن زمان، چيزهايى بود که زکات در آن‏ها واجب است، مثل جو و گندم و خرما و گاو و گوسفند و شتر. غالباً مردم غير از اين‏ها چيزى نداشتند تا در قرآن گفته شود.
4- چون مصرف خمس، مخصوص پيامبر و خويشان حضرت بود، کمتر به آن گوشزد شد، تا کسى توهم نکند پيامبر براى خود و خويشان حقي زيادي را اختصاص داده اند، ولى چون زکات براى عموم مردم بود، بسيار در قرآن و روايات نسبت به پرداخت آن تأکيد شده است.
اما در خصوص اينکه خمس به چه چيزي تعلق مي گيرد، در مقاله بالا توضيح داده شده است
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
  بعدی [1] [2]  
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها