2020 May 27 - چهار شنبه 07 خرداد 1399
آيت الله العظمي وحيد خراساني علماي اهل سنت را به مناظره فراخواند
کد مطلب: ٤٧١٦ تاریخ انتشار: ٠٩ ارديبهشت ١٣٨٧ تعداد بازدید: 8118
اخبار » عمومي
آيت الله العظمي وحيد خراساني علماي اهل سنت را به مناظره فراخواند

به گزارش اخبار حوزه، آيت‌الله‌ شيخ "وحيد خراساني" در درس خارج اصول فقه در مسجد اعظم قم، علماي اهل سنت را جهت مناظره علمي فقهي و اصولي و اثبات جامعيت فقهي و اصولي شيعه فراخواند.

آيت الله العظمي "خراساني" در ادامه افزود: آماده‌ايم اعلم علماي آنها در اين مسجد بيايند تا اين مدعا را در فقه و اصول به آنها ثابت كنيم.

ايشان در مقايسه كتب فقه و اصول شيعه با كتب اهل سنت بيان كردند: وقتي نسبت كتابي مثل كتاب شيخ انصاري(ره) با بالاترين كتابي كه در آن فرقه نوشته شده را مي‌سنجيم، متوجه مي‌شويم كه تفاوتشان از كف اين مسجد تا سقف آن است.

اين استاد خارج فقه و اصول حوزه تصريح كردند: همه عامه، در فقه و اصولشان در كلاس ابتدايي فقه و اصول مذهب شيعه هستند.

اين مرجع تقليد به مظلوميت مذهب شيعه در طول تاريخ اشاره كرده و گفتند: مذهب شيعه در اثر جهل ما مظلوم است و وقتي كسي به كنه فقه و اصول برسد اين مطلب را به دست خواهد آورد.

آيت‌الله‌ العظمي "وحيد خراساني" با استناد به فرمايش اميرالمومنين(ع) تصريح كردند: شخصي به اميرالمومنين(ع) گفت: "وامظلمتا" و حضرت در پاسخ فرمودند، اگر به تو يك ظلم شده، اما به من به اندازه سنگ و كلوخ روي كره زمين ظلم و تعدي شده است.

اين مرجع تقليد ضمن در خواست از طلاب براي رفع مظلوميت از چهره ائمه اطهار(ع) بيان داشتند: هم شهادت ائمه اطهار(ع) و هم فقه‌شان و هم معارفشان و هم رواياتشان مظلوم است.

ايشان در ادامه افزودند: وظيفه شما در اين زمان اين است كه در اين مذهب و اصول و فروع آن قوي شويد تا بتوانيد با قدرت علمي اين مظلوميت را رفع كنيد.

منبع: شيعه آنلاين




Share
41 | mohamad | , ایران | ١٠:١١ - ٠٢ آذر ١٣٩١ |
باعرض سلام وخسته نباشيد اZنقدر همدZگر را محکوم ميZکنيد من از شما يک سوال ساده دارم . چرا در اذان اشهدان عليZ وليZ الله حجة الله مي گوييد؟

پاسخ:
با سلام دوست عزيز به سؤال شما در اين باره به صورت کامل پاسخ داده شده است : http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=652 موفق باشيد گروه پاسخ به شبهات
42 | مرتضي باقري | , ایران | ٢٠:٠٣ - ٢٨ دي ١٣٩١ |
غدير ده سال ازهجرت مي گذشت که رسول مکرم اسلام(ص) عزم سفرحج نموده وهمگان رامطلع مي سازدگروه زيادي به مدينه آمدندتادرمناسک حج بااوبوده وازاوپيروي کنند(اميني9:1386) «حجه الوداع»«حجه الاسلام»«حجه البلاغ»«حجه الکمال»و«حجه التمام» نام هايي است که براين تنهاحج رسول خداپس ازهجرت نهاده اند.(اميني،35:1380) درميانه ي راه منطقه اي به نام«جحفه»قرارداردکه راههاي مدينه،مصروعراق ازآنجامنشعب گشته وبرکه اي به نام«غديرخم»درنزديکي آن واقع است.پنج شنبه هجدهم ذي الحجه الحرام،زماني که به اين برکه مي رسندجبرييل اين آيه راازجانب پروردگارمتعال برپيامبرنازل مي کند:«ياأيُّهاالرَسولِ بَلِّغ مااُنزِلَ إليکَ مِن ربِّک» [اي پيامبرآنچه ازطرف پروردگارت برتونازل شدده است راکاملابه(مردم)برسان فرمان مي دهدکه بايدعلي بن ابي طالب(ع)رابه عنوان عَلَم هدايت وپرچم دين برافراشته،بايداطاعت وولايت اوبرهمگان وابلاغ پيامبراکرم(ص)دست اميرراگرفته ومي فرمايد:«إنَّ اللهَ مولايَ،وأنامَولي المؤمنين وأناأولي بِهِم مِن أنفُسِهِم فَمَن کُنتُ مولاه فَعَليٌ مَولاهُ» (خداوند مولاي من ومن مولاي مؤمنين هستم وبراينانازخودشان سزاوارترم؛پس هرکه رامن مولاي اويم،علي هم مولاي اوست) واين جمله راسه بارتکرار مي کند هنوزجمعيت پراکنده نشده بودکه امين وحي الهي اين آيه رافرودآورد: «اليومَ اکملتُ لَکُم دينکم واتممتُ عَلَيکُم نِعمَتي» (امروزدينتان رابرايتان کامل گردانيده ونعمتم رابرايتان به اتمام رسانيدم) اينجاست که خاتم الانبيامي فرمايد:«الله اکبرعلي إکمال الدين وإتمام النعمه ورضائ الرب برسالتي والولايه لعليِّ من بعدي»(الله اکبربراکمال دين واتمام نعمت ورضاي پروردگاربررسالت من وولايت علي بعدازمن) آن گاه مردم شروع به تبريک وتهنيت گويي به أميرالمؤمنين(ع)مي نمايند.ابوبکروعمرزودترازصحابه به آن حضرت تبريک مي گويند:«بخّ بخ لَکَ ياابّي طالب،أصبحتَ وأمسَيتَ مولايَ ومولي کَلُّ مرمنٍ ومؤمنهٍ»(زهي وآفرين برتواي پسرابوطالب براي هميشه مولاي من ومولاي هرمردوزن مؤمن شدي) اين خلاصه اي ازواقعه ي غديراست که امت اسلامي برآن اتفاق نظردارند(اميني15:1386) امامت ورهبري «وجَعَلناهم أئمهً يَهدونَ باَمرناوأوحيناإليهم فعلَ الخيرات» (ماآنان رااماماني قرارداديم که به سوي هدايت امرمي کنندورفتارهاي نيکورابرايشان وحي کرديم) ازضروريات دين مقدس اسلام ويکي ازارکان اعتقادي اسلام وجودامام ورهبردربين جامعه مي باشدکه وجود امام درجامعه آفتاب درخشان فيض ورحمت الهي است(هزار،132:1387)بايددرجامعه نقش هدايت ورهبري باشد«الحجه قبل الخلق ومع الخلق وبعدالخلق»محمدبن يحيي دراصول کافي ازامام صادق(ع)نقل مي کندکه حضرت فرمود:اين کره ي زمين ازوجودمردان الهي وحجت خدادرهيچ آن وزماني نبوده است ونيست واول کسي راکه خداقبل ازانسان هاي ديگرخلق کرده است رهبرمعصوم بوده است وتاآخرهم سرنوشت جامعه به دست رهبرمعصوم ونائب معصوم است(موحدي:35:1359) رواياتي است که عامه وخاصه ازپيغمبراسلام نقل کرده اندازجمله اين روايت مي باشد:«من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميته الجاهليه»اگرامامت ازفروع دين است ومانندنمازيک مسئله ي فرعي باشدآياصحيح است کسي که يک مسئله ي فرعي رانداندوبميردمرده ي اومرده ي جاهلي باشد؟خيرهيچ فقيه وعاملي درباره ي انسان جاهل فروع اين فتوارانداده است لذامعلوم مي شودکه امامت ازاصول دين است زيراکسي که جاهل به اصول دين باشدوبميردمرده ي اومرده ي جاهليت است.(همان:52) اگرامامت ازفروع دين باشديااجتهاددراين مسئله صحيح باشدکه انسان عادي ازطريق رياضت ويااجتهاد،به مرتبه ي امامت برسدواجتهاددرمسئله ي امامت صحيح نيست وبه عبارت ديگراجتهاددرمقابل نص باطل است زيراطبق نصوص اسلامي امامت يک مسئله ي اجتهادي وياانتخابي مردم نيست که دست نشاندگان قلابي پيش آهنگ جامعه وحاکم برمردم قراربگيرندوامامت يک امرانتصابي وجعلي ازطرف خداست وبايدخدامنصب پرافتخاررادراختيارانسان کامل وجامع شرايط بگذارد(همان:52) همانگونه که واقعه ي غديرووصي وجانشين بودن حضرت علي وپيشواي مؤمنان ومسلمانان درقرآن کريم اشاره شده است.درسوره ي مائده آيه ي 68خداوندمي فرمايد:«ياايهاالرسول بلّغ ماانزل اليک ربک وان لم تفعل فمابلغت رسالته والله يعصمک من الناس ان الله لايهدي قوم الکافرين»وآيه ي 55«انماوليکم الله ورسوله والذين آمنواالذين يقيمون الصلوه ويؤتون الزکاه وهم راکعون»درحديثي ازامام کاظم(ع)که مي فرمايد:بني الاسلام علي خمسه الصلوه والزکاه والحج والصوم والولايه ولم ينادي احدبشي کمانؤدي بالولايه فأخذالناس بأربع وترکواهذه يعني الولايه. حضرت موسي بن جعفر(ع)دراين روايت ارکان وستون هاي اسلام رابيان مي کندکه اسلام روي پنج پايه(نماز،زکات،حج،روزه، امامت)استواراست(همان:49) امامت ازاصول دين است زيرامعرفت امام براي مردم لزوم اقتصادي داردواگرکسي بگويددليل برمعرفت امام رانداشته ايم مورداتفاق عامه وخاصه امت براي اثبات امامت ائمه معصومين اين فرموده ي پيامبرکافي است.«اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله وعترتي لن يفتقرقاحتي يرداعلي الحوض»پيغمبرفرمود:دربين شماملت اسلام دوامانت وصحبت بزرگ مي گذارم که بعدازمن دوامربزرگ يعني قرآن واهل بيت من براي شماحجت خداومتابعت ازآن براي شمالازم ومخالفت باخداوپيغمبراست.(همان63) بنابراين بايددرجامعه امام ورهبري باشدتاجامعه رابرسرمنزل مقصودهدايت کندوچاه راازراه تشخيص دهدومردم رابه زندگي پاک واسلامي هدايت کند.بايدبه يک اصل بسيارمهم،درشرايع واديان الهي توجه کردوآن،اصل وصايت است که انبياء گذشته همه،جانشين(وصي)داشته اندوبه دستوروحي،به اصل وصايت(تعيين وصي)عمل کرده اند.اين موضوع درقرآن کريم پيامبران،بارهايادشده است.ازطرف ديگردرقرآن تصريح شده است که سنت خدايي«تبديل»و «تحويل»ودگرگوني بردارنيست.بنابراين،پيامبران مانيزبايدمانندآن پيامبران به دستوروحي به اصل وصايت عمل کندووصي خويش رادرامت معرفي نمايدتابه سنت غيرقابل تبديل الهي عمل شده باشد.پيامبراکرم(ص)به اقتضاي پيامبري وبه امرخدايي چنين کرد،وجزاينهم نمي توانست باشد(حکيمي،32:1382) بدين ترتيب ازهرمنظري که به اين مسئله(امامت ورهبري)مي نگريم ضرورت وجودامام ورهبري رادرجامعه بيش از پيش مي يابيم. به همين دليل پيامبراکرم (ص) در اواخرحيات خويش حضور يک امام و رهبر را درجامعه ضروري ميدانست وبااين جانشين مي خواست دلواپسي هاي خويش راازاسلام برهاند. امت اسلامي بديهي است که دنياي غيراسلامي امروزه موقعيت هاي شگرفي رابه نام واعتبارخودبه ثبت رسانده است.اين بخش ازجهان درمقايسه باجهان اسلام درسطح بسياربالاتري ازانرژي وکفايت است وتوانسته است نيروهاي عظيم طبيعي رابه نحوي که درگذشته حتي غيرقابل تصوربود،مهاروتاحدزيادي نکبت فقروفاقه وامراض گوناگون وبي سوادي راازاجتماعات خودزدوده ودرحداعجاب آوري سطح زندگي راارتقادهد.تمام اين موفقيت هادرواقع تحسين آميزند اما ازطرف ديگرسؤالات زيادي رابراي مردم انديشمندبرمي انگيزند.ازجمله آنکه آياتمدن جديدواقعاتوانسته است انسان رابه راهي رهنمون کندکه به رشدنهايي بيانجامد؟آيااين موفقيت توانسته است انسان رابه هدف نهايي وجودخويش نائل کندوعطش سعادت ورستگاري راکه روح انسان هميشه درطول قرون واعصارتشنه ي ان بوده است فرونشاند؟ وآيا اين پيروزيهاتوانسته اندانسان راازسطح نيازمنديهاي حيواني ارتقاداده ورهايي بخشند؟وبالاخره آيااين پيشرفت ها توانسته اندزندگي انسان راغناي شرف وتزکيه بخشند؟(باواني،5:1361) اين امت اسلامي است که روح تزکيه ي نفس وغناي معنويت رادرجامعه رونق مي بخشدوانسان رادرراستاي دين وسنن پيامبرراهنمايي مي کنددرامت اسلامي که انسان هاباتکيه بررهبروامام خويش به سمت هويت ودرستي خويش رهنمون مي شوند. درداخله ي اجتماعات اسلامي،اکثريت مردم مسلمان هنوزاسلام راعبارت ازتشريفات ومراسمي بي ارتباط به زندگي مي دانندوازمباني اساسي آن که قسمت اعظم اين مکتب زندگيسازراتشکيل ميدهدغافلند (سيدقطب،8:1345) برنامه اي که درامت اسلامي چيده مي شودبرنامه اي ابدي ومتعلق به انسانيت است وهدف آن عبارتست ازبرقرار نمودن تشکيلات يک زندگي آباد،آزاد،درخورمقام انسان(اشرف مخلوقات)وموردپسندخداي بزرگ. اسلام باقاطعيت وصراحت ويژه ي خود،مرزميان اجتماع امت اسلامي واجتماع جاهلي رامشخص مي کند.پذيرفتن وبکاربستن ازاين برنامه موجب هماهنگي انسان باقوانين طبيعت وباسرشت جهان هستي وسرشت خودانسان است. همچنانکه سرباززدن وتخلف ازآن موجب بيکاروناهماهنگي جامعه باناموس خلقت وباميرآفرينش وحتي بافطرت انساني خودآن مي باشد،وهمين ناهماهنگي است که نتايج مرگبارآن،ديريازودگريبانگيرآن جامعه خواهدشد (همان:12) غدير؛يک شخصيت ويک برنامه انسان برحسب طبيعت وسرشت داراي شخصيتي يگانه وبه هم پيوسته است واين يگانگي مستلزم آنست که حرکات واعمال وي،يکنواخت وهماهنگ باشدواين هماهنگي،تنهادرسايه ي«وحدت برنامه»ووحدت عقيده ممکن است تأمين شود،يعني بايد فقط يک برنامه که ازيک عقيده وطرزفکرالهام مي گيرددرزندگي اوحکمفرماباشد (همان:22) تنهامکتبي که مي تواندبابرنامه اي واحد،روح وجسم انسان رااراده کند،يعني همراهباپيشنهاد عقيده اي متقن و صحيح زندگي افرادجامعه رانيزبانظامي خلل ناپذير،به سامان برساند مکتب اسلام است.(همان:24) درسخني که قرآن ازحضرت صالح،حکايت مي کندنيزاين حقيقت هويداست. «فَاتقوااللهَ واَطيعونِ ولاتطيعوا اَمرَالمسرفينَ» (پس ازخدابترسيدوراه طاعت پيش گيريد وازرفتاررؤساي مسرف و ستمگرپيروي نکنيد) اين برنامه ي اسلامي است که امت اسلامي رابه پيروي ازبرنامه اي واجتناب ازدستوراسرافکاران سوق مي دهدو بلاخره درجاي ديگر،قرآن وظيفه ي تمامي پيغمبران ورسالت همه ي کتب آسماني راعبارت مي داندازحکومت ميان مردم درهرچيزي که مورداختلاف واقع مي شود.خداپيغمبران رانويدآوروبيم سان فرستادوکتاب هابحق باآن نازل کردتاميان مردم درباره ي آن چيزهاکه درآن اختلاف کرده اندداوري کند آيادراسلام واقعه ي عظيم غديروجانشيني علي(ع)بااين استدلال هامخالف است؟ بنابراين هرگونه بحث وجدالي پيرامون وظيفه ي کتب آسماني ووظيفه ي رسولان پروردگار،پايان مي پذيردومقصود صحيح دين خداومرادف بودن آن با«اداره ي زندگي بروفق اراده ي پروردگار»آشکارمي گردد. بنابراين آن کس که بايدزمام اموراجتماع رابه دست گيردوشؤون اجتماعي مردم رااداره کندولي امرمسلمين است پيغمبراکرم درزمان حيات خودشان ولي امرمسلمين بودندواين مقام راخداوندبه ايشان عطافرموده بودوپس ازايشان طبق دلائل زيادي که غيرقابل انکاراست به اهل بيت رسيده است.مانندآيه ي کريمه:«اطيعواالله واطيعواالرسول واولي الأمرمنکم»وهمچنين آيات اول سوره ي مائده وحديث شريف غديروعموم آيه«انماوليکم الله»وعموم آيه«النبي اولي بالمؤمنين من انفسهم»ناظربه چنين ولايتي است.اين مقامي است که پيغمبراکرم(ص)چنين شأني راازجانب پروردگارداشته است،نه اينکه ازجانب مردم به آن حضرت تفويض شده باشد.سخن دراين است که پس ازپيغمبراکرم تکليف«ولايت»چيست؟افرادمردم براي اينکه اجتماع متزلزل نشودوهرج ومرج به وجودنيايدبايدازکسي ومقامي به عنوان حاکم ولي امراطاعت کنند.تکليف چنين مقامي چيست؟آيااسلام دراين باره تکليفي معين کرده است يابکلي سکوت اختيارکرده است؟واگرتکليف معين کرده چگونه؟آيابه مردم اختيارداده که بعدازپيغمبرهرکه رامي خواهند خودانتخاب کنندوبرديگران اطاعت اوواجب است ويااينکه پيغمبراکرم قبل ازرحلت شخص معيني رابراي جانشيني خوددراين مقام بزرگ وبااهميت تعيين کرد؟(رکني،30:1360) بنابراين بااين ادله هاپيام غديرکه بروحدت جامعه وهمسان بودن آحادملت است وآشکارمي شودودراين روندکه وصيت پيامبرناديده گرفته شده غديرپيش ازپيش پراهميت ترمي شودومشعل بيداري اسلامي رادرجهان شعله ورمي سازدوجامعه ي اسلامي راازمغلطه کاران وفريبکاران آزادمي سازد. بيداري اسلامي واژه ي بيداري اسلامي،ترکيبي آشناست که ازنظرلفظي نيازي به شرح وبسط نداردودراصطلاح قرآني،بيداري امت اسلامي رادرآيينش همان دعوت قرآن کريم به«قيام»و«قوام»مي توان ديد(خوش منش:21:1388) قرآن کريم،فراترازچنين دعوتي،قيام ناس رافلسفه¬ي بعثت پيامبران برشمرده است:«لقدارسلنارُسُلَنابالبيّناتِ واَنزلنا مَعَهُم الکتابَ والميزانَ ليقومَ الناسُ بالقسطِ» «جَعَلَ اللهُ العبهُ البيت الحرامَ قياما للناسِ والشهرَالحرامَ والهديَ والقلائد» انسانيت وروابط انساني زماني دريک جامعه حکم فرماخواهدبودکه امت برخورداراز«قيام»ومناسبات آن،مطابق دعوت پيامبران باشد.مراداز«ميزان»درآيه ي معروف سوره ي حديدميزان دين است که پيامبران براي سنجش اعمال انسان آورده اندوبدان است که قوام جيات سعيددرمقياس فردواجتماعي محقق مي-گردد.(طباطبايي،171:1402) [ازبيداري اسلامي درزبان عربي،الحصوة الاسلاميه،اليقضه الاسلاميه] [ويادرانگليسي ISLAMICREVIVAL تعبيرمي شود](همان:24) داستان بيداري اسلامي بابين الملل انساني واسلامي نيزگره خورده است که ريشه درآموزه هاي قرآن کريم دارد (همان:25)يک بين الملل انساني که مدارآن همان اسلام وتسليم دربرابرخداوندمتعال است وشريعت خاتم،آيينه ي تمام نمابراي آن وآرمان هاي بزرگ آن است.اين بين الملل راازآنجاکه قرآن کريم،دين پذيرفتني را«اسلام»مي داند «بين الملل اسلامي»نيزمي توان خواند. مفهوم بين الملل انساني واسلامي رادرشورقرآني به صورت گوناگون مي توان ديد.وباتوجه به اينکه يکي ازارکان اسلام امامت ورهبري است به اين سوره(حجرات وحج)که تأکيدي اساسي رادرملل اسلامي بيان مي کند،مي پردازيم: سوره ي حجرات سوره ي حجرات ازپيدايش فردوجامعه به نحوي بارز وشاخص سخن مي گويد.اين سوره مراحل تشکيل جامعه¬ي بشري وامت اسلامي رابراساس برابري وبرادري اسلامي تبيين مي کند.اين سوره ازتشکيل اجتماع وازحقوق و مناسبت هاي اجتماعي متقابل سخن مي گويد و منشورجهاني حقوق،اخلاق وديانت بشررابرابرديدگان مي نهد. درجامعه اي که اين سوره راتصويرمي کند،جايگاه رهبرالهي ممتازاست وهيچ تقدمي براي اوروانيست(همان:30) آنجاکه پيامبرحضوردارد،مرکزيت امرجامعه¬ي اسلامي مي باشد(آيه هاي 1-5).سوره¬ي حجرات ازشخصيت حقوقي رسول الله درجامعه سخن مي گويدوحضورش رادرجامعه دائمي مي شمارد(آيه6)اين سوره ازضرورت تبعيت مطلق ازآن رهبرالهي وامامت وازاصلاح به عدل وقسط درجامعه سخن مي گويد(آيه9و13) سوره¬ي حج مفهوم بين الملل انساني واسلامي رادرقرآن همچون آينه اي به تصويرمي کشاند.اززدودن انواع شرک وآلودگي از سطح فردي واجتماعي وجهاني سخن مي گويد.وجامعه¬ي جهاني رابامناداي قراردادن«ياأيهاالناس»که پسامد چشمگيري داردموردخطاب قرارمي دهد(همان31) شکي نيست که پديده¬ي بيداري اسلامي،پديده¬اي گسترده ورايج وداراي مظاهروظواهرمتعدداست ونقطه مشترک آنها رادرهويت وتمايزگرايي مي توان مشاهده کرد(السيدرضوان87:1382) نمونه¬ي بارزبيداري اسلامي که درجهان به عنوان الگوي بيداري کشورهاي ديگرقرارگرفته،انقلاب عظيم اسلامي ايران بوده است که درقياس باجريان احياگري اسلام،ضرورت رهبر،امامت وولي فقيه درآن بوضوح ديده شده است وباتوجه به سيره ي ناب محمدي(ص)،رهبريت وولايت فقيه درآن پديدارشده است(افتخاري،21:1391)
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English