2024 July 24 - چهار شنبه 03 مرداد 1403
اهانت به حضرت علي (ع) و فاطمه زهرا(س) در نماز جمعه اهل سنت زاهدان
کد مطلب: ٤٦٩٩ تاریخ انتشار: ٢٨ ارديبهشت ١٣٨٧ تعداد بازدید: 206531
اخبار » عمومي
اهانت به حضرت علي (ع) و فاطمه زهرا(س) در نماز جمعه اهل سنت زاهدان

نماز جمعه مورخه 27 ارديبهشت سال 1387 اهل سنت مسجد مكي و سخنراني پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)

مولوي عبدالمجيد اسماعيل زهي (شه بخش) برادر خانم مولوي عبدالحميد ، طي سخناني درخصوص شهادت حضرت زهرا (س) اظهار داشت: پيامبر اكرم چهار دختر داشتند به نام هاي زينب، رقيه، ام كلثوم و فاطمه كه به ترتيب زينب را به خواهر زاده خديجه (ابوالعاص) و رقيه و ام كلثوم را به حضرت عثمان و فاطمه را به علي كه يك فقير به تمام معنا بود داد.
اين صحبتهايي كه در مورد شهادت حضرت زهرا (س) مطرح است دروغ محض و هدف آنها تخريب ابوبكر و عمر نيست، بلكه مي خواهند شخصيت علي را تخريب كنند، علي كه شيرخدا و اسدالله الغالب بود و درب خيبر را به يك دست بلند كرد چگونه حاضر مي شود ببيند فاطمه را جلوي چشمش مضروب كنند و بعد دخترش را هم به عقد ضارب عمر دربياورد، يا اينكه مي گويد قبر فاطمه نامشخص است مگر قبر حضرت عايشه و سه دختر ديگر پيامبر مشخص است، تازه بين اينها، قبر فاطمه حدودش معلوم است، مي گويند فاطمه را شبانه دفن كرده اند، خوب اين بخاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبكر بود كه نمي خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند، علت مرگ و وفات زهرا غصه از دست دادن پيامبر بود، بطوريكه حضرت فاطمه چون خيلي وابسته بود به رسول خدا، همان روز وفات بايد مي مرد اما چند ماه دوام آورد و به گفته صحابه و راويان هر روز در غم پيامبر ذوب مي شد تا اينكه وفات نمود.



Share
441 | مجتبي خدادوست | Iran - Tabriz | ١١:١٤ - ٢٣ دي ١٣٩١ |
خطاب به بند 438 «جانم فداي ...» تو اگه واقعا ادعايت در مورد سيد بودن درسته چه نواده بدي هستي در آيه زير منظور از اولو الامر چه کساني هستند؟ اطيعوا الله و اطيعوالرسول و اولوالامر منکم از ----خدا---- و از -----رسول و اولوا الامر---- اطاعت کنيد دقت کن که اطاعت اولو الامر مثل اطاعت از رسول هست چون براي خدا و اين دو «اطيعوا» مجزا آمده اگر خدا به اطاعت فردي دستور بده پس بايد بدون بحث اطاعتش کنيم و اين دليل براي وجوب عصمت ولي امر هست اگر ابوبکرجان تو ولي امر بود پس در هنگام غصب فدک حضرت زهرا سلام الله عليها چرا اعتراض کرد؟مگر خدا دستور به اطاعت از ولي امر نداده؟يا بايد عصمت حضرت زهرا سلام الله عليها را انکار کني يعني آيه قرآن را که فرمود انما يريدالله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا را انکار کني و به اين ترتيب کفرت بر همه ما روشن شود و يا بايد بگي ابوبکر ولي امر نبوده و غاصب حکومتي بود که بغير از يک معصوم هيچ کس نمي تواند درست هدايت کند منتظر جواب با سند و منطقي تو هستم البته اگر جواب منطقي براي اين وجود داشته باشه! البته اين جواب فقط يکي از جوابها از بين هزاران جواب به طرز فکر سطحي تو هست سعي كن شيعيان را كه تنها مذهب حق را در دنيا دارند اذيت نكني خدا عذاب مي كنه اول كامل صفحات را بخوان اگر موردي داشتي بگو خدا بحق ائمه مطهر نجاتت بدهد
442 | ايمان نصيري | Iran - Isfahan | ٢٠:٤٣ - ٢٣ دي ١٣٩١ |
سلام / اي سني ها/اگر فقهاي شما حکم مي کنند که توهين بر اصحاب رسول خدا گناه و حرام است و اهانت به ساحت مقدس پيامبر اسلام هم گناه و حرام است پس چرا هنگامي که پيامبر در لحظات اخر عمر شريفشان فرمودند قلم بياوريد تا وصيت کنم خليفه دومي يعني عمر از اينکار امتناع کرد و گفت (ان الرجل ليهجر) اين مرد يعني پيامبر هزيان مي گويد ( ديوانه است ) و علماي شما هم اين موضوع را در کتاب صحيح بخاري نقل کرده اند . يعني عمر به پيامبر عزيز اهانت کرده است . شما پيرو آنهايي هستيد که فحش و سب به علي را اغاز کردند و مگر علي از صحابه پيامبر نبود مگر پسر عمو و شوهر دختر رسول خدا نبود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ در مورد عايشه////1**همسران پيامبران الهي همگي مومن بنودند همانگونه که در قران همسر نوح و لوط کافر بودند 2**خداوند در قران مي فرمايد کساني که از خدا و رسولش پيروي نکنند کافر هستند3**خداوند در قران مي فرمايد که اي همسران پيامبر در خانه هايسان بمانيد. در صورتي که عايشه از خانه خارج شد و جنگ جمل را راه انداخت و 20 هزار تن از مونين در ان جنگ شهيد شدند ايا واقعا او ام المومنين است که 20 هزار تن از فرزندان خود را به قتل رسانيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟پس او از امر خدا و رسولش پيروي نکرد و کافر است .
443 | هادي | Iran - Qom | ١٥:٥٥ - ٣٠ دي ١٣٩١ |
جناب سعيد مسلمي ، کامنت 442 برادر گرامي گمان ميکنيد اگر ابوبکر و عمر ( رضي الله عنهما ) را سب و لعن کنيد ، اهل سنت همگي شيعه مي شوند ؟؟؟ دوست عزيز مذهب تشيع آنقدر حرف منطقي براي گفتن دارد که نيازي به فحش دادن نيست . آيا ميدانيد که بسياري از جوانان اهل سنت که جوياي حقيقت اند و به دنبال تحقيق ، با شنيدن اين فحش ها بي خيال تحقيق مي شوند ؟؟؟؟ چون برايشان تداعي مي شود که شيعه منطق ندارد ! برادر گرامي بنده به عنوان يک طلبه مبلغ شيعه ي دوازده امامي رسماً از گفتار شما ابراز بيزاري ميکنم و معتقدم شما ناخواسته خدمت به صهيونيسم مي کنيد چه اينکه آنان نيز دقيقاً همين را ميخواهند که شيعه و سني به هم توهين کنند و به جان هم بيفتند .
444 | سعيد مسلمي | Iran - Arak | ٢٤:٤٠ - ٣٠ دي ١٣٩١ |
روزي عمر زنازاده،ابوبکر زنازاده را در مرض ديد.او را گفت:تو را چه شده است؟شما را در مرض مي بينم.
ابوبکر گفت:در فکر اينم که چگونه دشمن علي را زياد کنم.
عمر گفت:از من حرامزاده بپرس.مگر يادت نمي آيد که پيامبر در حج فرمود:هر کس طواف نساء را به جا نياورد زنش بر او حرام مي شود.يادت نمي آيد پيامبر به علي فرمود اي علي؛حب تو ميزان حلال زادگي امت من خواهدبود.پس ما طواف نساء را بر مردان حرام ميکنيم.
همانطور که ديديد انسان حلال زاده(شيعه) از انسان حرام زاده(سني)هيچ انتظاري ندارد.
445 | مجتبي خدادوست | Iran - Tabriz | ٠٩:٢٣ - ٠١ بهمن ١٣٩١ |
جناب «هادي»
فرمودي مبلغ شيعه هستي و به عمر و ابوبکر رضي الله مي گويي
بهتره خودت اول راه را پيدا کني بعد ديگران را تبليغ کني. البته اگه واقعا شيعه باشي!!
و اما فرمايش صديق اکبر در نهج البلاغه حکمت 295 و اثبات راه و روش نادرست شما
دوستان تو سه گروهند ، و دشمنان تو نيز سه دسته اند ؛ اما دوستانت ، دوست تو ، و دوست دوست تو ، و دشمنِ دشمن تو است ، و امّا دشمنانت ، پس دشمن تو، و دشمن دوست تو ، و دوست دشمن تو است.
عمر و ابوبکر دشمن امام علي عليه السلام هستند و تو آنها را دوست داري، پس بنابه فرمايش امام، تو دشمن امام هستي، چون دوست دشمن امام هستي
کسي که به اسم وحدت عقايد شيعيان را در دوستي ائمه و دشمني منافقين سست کنند چيزي بدست نمي آورند بجز عذاب سخت الهي
يا اميرالمومنين يا علي
446 | هادي | Iran - Qom | ١٨:٤٥ - ٠١ بهمن ١٣٩١ |
سلام برادر مجتبي خدادوست ( کامنت 444 )
بنده عرض کردم : مذهب تشيع آنقدر حرف منطقي براي گفتن دارد که نيازي به فحش دادن نيست ...
من با تمام وجود به حقانيت شيعه آگاهم و مبلغ مذهب هستم . شما اگر نپذيريد بر من عيبي نيست برادر عزيزم .
اما رضي الله عنه ...
بنده از اينکه به امام خامنه اي اقتدا کنم باکي ندارم . ايشان در جمع اهل سنت کردستان و ... براي آوردن نام عمر از عبارت رضي الله عنه استفاده کرده است .
اين سايت نيز مراجعين اهل سنت زيادي دارد . بنده هم به محضر شما عرض کردم که از اقتدا به رهبرم و احترام به عقائد اهل سنت ابايي ندارم ( هرچند عقيده ي من نباشد )
خداوند به ما و شما جزاي خير عطا فرمايد ( آمين )
يا علي
447 | مجتبي خدادوست | Iran - Tabriz | ١٤:٢٤ - ٠٢ بهمن ١٣٩١ |
سلام جناب هادي
اکثر عباراتي که شيعيان محترم براي اين منافقين بکار مي برند از کتابهاي خودشان هست و اين ابدا فحش محسوب نمي شود
مگر کسي که در تولد مشکل نداشته باشد مي تواند با اميرالمومنين دشمن شود؟
امام عليه السلام مي فرمايد
أنا عبد الله وأخو رسوله صلى الله عليه و سلم . وأنا الصديق الأكبر . لا يقولها بعدي إلا كذاب...
من بنده خدا و برادر رسول اويم، منم صديق اکبر، پس از من جز کذاب، ديگر کس آنرا نميگويد...
حال اگر مومني طبق فرمايش اميرش بگويد ابوبکر کذاب و دروغگوست، در منطق شما فحش داده؟
و اين هم صفات عمر از زبان اميرالمومنين عليه السلام
كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا=دروغگو، گناهکار، خائن، حيله گر، خائن
ببين به چه کسي رضي الله مي گويي؟ اما امام تو عبارات بالا را در مورد اين موجود بکار برده است
مي دانيد وقتي شما در اين سايت عبارت رضي الله را براي اينان بکار مي بري، ديگر بحث براي چيست؟ اهل سنت چرا بايد با شيعه اي که براي عمر از خدا رضايت مي خواهد بحث کنند؟ چه بحث مسخره اي؟
هر شيعه براي حفظ وحدت ظاهري در جامعه در ميان اهل سنت لعنهايش را ظاهر نمي کند اما اگر در وجودش تنفر از اين موجودات نداشته باشد ايمانش کامل نيست چون تبري ندارد
خدا عاقبت بخيرمان کند
يا زهرا لعنت بر قاتلين تو، لعنت بر کسي که با علم به اين حوادث قاتلينت را از ته دل دوست دارد
448 | هادي | Iran - Qom | ١٨:٢٣ - ٠٣ بهمن ١٣٩١ |
سلام بر مجتبي خدا دوست ( کامنت 446 )
برار عزيزم ، بنده خواهان مناقشه نيستم ليکن تنها و تنها جهت رفع شبهه سخن ميگويم .
پاسخ اوليه من به کامنت 442 بود که بارها خلفا را با لفظ حرام زاده خطاب کرد . و اين فحش است . اگر هم فحش نباشد ، چه لزومي دارد که مقدسات ديگران را چنين بناميم ؟
و در مورد رضي الله عنه هم عرض کردم گرچه عقيده من اين نيست . ليکن از اقتدا به بزرگان شيعه ابايي ندارم . ( همان بزرگاني که ما ر عصر غيبت کبري موظف به پيروي از آنان هستيم )
در مورد كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا هم اين امر صحت دارد ( همانگونه که فرموديد ) اما نيازي نيست که دوستان داد و فرياد راه بياندازند و موجب تحريک احساسات اهل سنت بشوند . چون با تحريک احساس باب بحث منطقي بسته مي شود .
امروز ما به آرامش نياز داريم . به بحث و گفتگوي منطقي . نه به جار و جنجال .
با ناسزا گفتن هم هيچ مشکلي حل نمي شود . نه با ناسزا ، حتي با عبارات احساسي ( و ليکن صحيح ) هم مسئله بيشتر گره ميخورد .
در مورد تبري هم نيازي نيست که ما داد بزنيم . تبري مراتبي دارد .
از تبري قلبي گرفته ، تبري با قول ليّن ، تبري با عمل ، تبري با قول سديد و ديگر انواع ...
پروردگار ما و شما را از سربازان قيام مهدي موعود ( عج ) قرار دهد ( آمين )
449 | بچه ي مسجد امام صادق راور | United Arab Emirates - Abu Dhabi | ١٣:٥٨ - ٠٤ بهمن ١٣٩١ |
يا علييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييييي يا زهراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا اره هرچي مي خواهيد بگيد ولي اون روزي مياد اقا ميايد اول قبر مادر غريب رو نشان مي ده... هرکي به اهل بيت پشت کرد در شب قبر و قيامت دريغ يک نگاه حضرت مادر
450 | محمد محمد | Iran - Zahedan | ١٧:٥١ - ٠٤ بهمن ١٣٩١ |
لعنت خدا بر اونايي باد که.............!!!
451 | علي ميرزايي از روستاي قره چال | Iran - Tehran | ١٣:٥٠ - ٠٥ بهمن ١٣٩١ |
هر كاري هم بكنند نميتوانند وحدت را از بين ببرند
452 | محمد كاكايي | Iran - Tehran | ٢٣:٠٢ - ٠٥ بهمن ١٣٩١ |
من واقعا براي آقاي هادي که مثلا مبلغ شيعه است متاسفم.خدا لعنتت کند.توبه کسي رضي الله ميگي که پهلوي خانم حضرت زهرا س را دشکست.
453 | علي حيدرزاده | Iran - Tehran | ١٨:١٦ - ٠٧ بهمن ١٣٩١ |
اقاي هادي مگر تو جاي رهبري که رضي الله ميگويي مگر تقيه را بايد کجا به کار برد 2تا کتاب خوندي فکر کردي عالمي
454 | هادي | Iran - Qom | ١٨:٤٥ - ٠٧ بهمن ١٣٩١ |
سلام بر محمد کاکايي ( کامنت 451 ) برادر گرامي مسلمان عزيز شما اگر هزار بار ديگر مرا لعنت کنيد من بازهم براي شما دعاي خير ميگويم که انشاء الله هميشه در راه قرآن و عترت باشيد . آيت الله سيستاني فرمودند : اهل سنت برادران ما نيستند . بلکه جان ما هستند . مقام معظم رهبري هم براي عمر از عبارت رضي الله عنه استفاده کردند . اهل بيت نيز هيچ گاه در منظر اهل سنت خلفا را لعن نکردند . شما فقط يک مورد بياوريد که امامان معصومين خلفا ( ابوبکر و عمر و عثمان رضي الله عنهم ) را در حضور پيروانشان لعن کرده باشند ! برادر ! آنان غصب خلافت کردند ، درست ! حق را ناحق کردند ، بله ! به اهل بيت پيامبر ستم کردند ، بله ! اينها را علماي اهل سنت بهتر از هر کسي ميدانند . اما شما و هم فکرانتان در حضور اهل سنت به بزرگان آنان لعن مي فرستيد . خوب اين کار چه فايده اي دارد ؟؟؟ جز اينکه فضا را احساسي مي کنيد ؟ جز اينکه باب بحث منطقي را مي بنديد ؟ کدام سنّي با شنيدن لعن شيعه شده است ؟؟؟ اين را بدانيد که هر وقت فضا آرام و منطقي بود ، شيعه پيش رفت و هر وقت فضا چنان نبود ، شيعه ضربه خورد . من از احترام به عقائد برادران اهل سنتم ابايي ندارم . از اقتدا به امامان معصومين و فقهاي شيعه ابايي ندارم . حال شما مرا لعنت کنيد . فقط بدانيد که من براي شما دعاي خير ميگويم .
455 | عليرضاموسوي تبريزي | Iran - Yazd | ٢٣:٥٦ - ٠٧ بهمن ١٣٩١ |
سلام عليکم.
برادرهادي عزيزسلام خداوندبرشماوسلام به منطق قرآني،نبوي وعلوي شماآفرين به حسن خلق و درايت جنابعالي،شمابحق پيرو قرآن کريم واهلبيت عصمت وطهارت هستيدنظرات خوب ومتين تان به دل مي نشيندچراکه ازدل برخواسته وصبغه الهي داردمنِ حقير نيز،عيناًمشرب شماراازخداوندمسئلت کرده وازفهم عالي تان دربرخوردبامخالف وتحمل اواينچنين شيوه راکه مبنتي برقرآن وعقل سليم است تحسين نموده ومي پسندم.
خداوندمارابه راه راست هدايت کرده وازضلالت وگمراهي برهاند.
وصلي الله علي سيدنامحمدواله وسلم.
456 | علي | United States - Atlanta | ٠٨:٢٩ - ١٠ بهمن ١٣٩١ |
با سلام خدمت تمامي برادران عزيز چه شيعه و چه سني -
تمامي سخنان شما عزيزان رو خوندم -
من يک تهل سنت هستم يعني در واقع يک مسلمان هستم تا اينکه بگم سني هستم يا شيعه - اسلام مهمتر از سني بودن و شيعه بودن است .
8سال هست دارم در اين مورد تحقيق ميکنم و براي من اهانت هاي دو رف خيلي مهم بود چون در اسلام اهانت کردن به بقيه جايگاهي ندارد و ميتوان اين رو يک جور نقطه ضعف بشمار آورد و يک نکته براي مشخص کردن اسلام ناب محمدي - در اسلام ناب محمدي وحدت رعايت مي شود و به کسي توهين نميشود طي تحقيقاتي که داشتم حدود 90 درصد از تشعع که آگاه به مسائل ديني شان بودند براي پيشبرد اهدافشون اهانت رو مد نظر قرار گرفتند چون جز اهانت هرف منطقي ديگري نداشتند چون تمام وقايع در تاريخ ثبت هست و واقعيت نميتواند پنهان بماند .
خوب فرض رو بر اين مي گيريم که تمامي سخنان تشيع درست باشد . پس خود به خود اسلام رد مي شود - چطور ؟ اينطوري
1- اگر عمر و عثمان - ابوبکر و بقيه اصحاب درج يک پيامبر(ص) که همگي از اهل بيتش بودند گمراه بودند پس خود پيامبر زير سوال ميره چون افراد و اهل بيت نزديکش بجز چند نفر از وي پيروي نکردند و سخناني که در مورد اهل بيت و اصحابش گفته همش درغ ميشه - اين پيامبر آخر است و قابل مقايسه با بقيه پيامبران نيست و اينکه خداوند هيچ وقت جنس خراب به پيامبر خودش نميده پس شما مي فرمائيد آيشه(رض) اينجوري و آن جوري بود پس خدا زير سوال ميره چون جنس خراب به آخرين پيامبرش داده که از همه براش ارزشمند تر بود - پس اينجوري و با اين حرفا نه مي شود به اين پيامبر و اصحاب و اهل بيتش ايمان آورد و نه به خدايي که به مهمترين بنده خود چنين اشخاصي داده است - پس کار پيامبر هم در مدت زندگيشان بي فايده بوده چون نزديک ترين کسانش بجز چند نفر پيرو واقعي وي نبودند !

از خدا بترسيد اين چه سخناني هست که شما ميزنيد - اگر واقعه مسلمان هستيد و در جهت تخريب اسلام فعاليت نمي کنيد هيچ وقت از دورغ هايي که در حق اهل بيت پيامبر(ص) و اصحاب نزديکش ميزنند پيروي نميکرديد .
اصلا ميدانيد اين حرفاتون باعث تخريب اسلام هست ؟
در طول زندگي خودم نديدم يک اهل سنت بياد به حضرت علي(ع) توهين بکنه چون شيعه هرچي داره از کتب اهل سنت داره - خيلي چيزا بجز اون دروغ هايي که سهيونيست ها در کتب شما آوردند با کتب اهل سنت مشترک هست يعني نصف خطش از کتب اهل سنت هست و ادامه خط چون برضد تشيع ميشه در کتب شما نياوردند ولي اگر تحقيق کنيد ادامه احاديث خودتون رو ميتونيد در کتب اهل سنت ببينيد .
ما و شما و همه انسان هستيم و ميخوايم راه درست رو انتخاب کنيد نه راه غلط -
اهانت از اسلام خارج هست و کساني که خط اهانت رو در پيش بگيرند طبق عقل و منطق دروغ گو هستند و کاسه اي زير نيم کاسه شان هست .
457 | اگرقران وعترت قبول كنند نوكرشونم | Taiwan - Taipei | ١٤:٤١ - ١١ بهمن ١٣٩١ |
اعوذبالله من الشيطان الرجيم واما بعد سلام عليکم خدمت تمامي کاربران محترم خطاب به هادي:حرف هاي شما همه درست است و وحدت چيز خوبي است اما به قول ايت الله اميني صاحب الميزان وحدت به اين معني نيست که ما از حق خودمون بگذريم و حقايق رو مخفي کنيم بلکه يعني در نهايت احترام روشنگري کنيم وشما هم نبايد براي اون دو ملعون صفت رضي الله به کار ببريد مثل احاديث اهل سنت که مثلا ابوهريره ميگه يکي از اون هايي که مرکب پيغمبر رو رم داد عثمان بود که خدا ازش راضي باشه به نظر شما ايا خدا راضي ميشه واز طرفي لعن که مشکلي نداره دو تا سوال از گروه پاسخ به شبهات:ايا روايتي مبني بر اين که پيغمبر وتمامي صحابه ومردم قبل از خالفه دوم ويا در زمان ابوبکر دست باز نماز ميخوندند وجود داره (2) ايا اين روايت که پيامبر گفتنداصحاب من مانند ستاره اند وبه هرکدام اقتدا کنيد هدايت مي شويد درست است(ازنظر سند وراوي) ممنون اللهم عجل لوليک الفرج

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي؛ سؤالات شما قبلاً پاسخ داده شده است به دو آدرس ذيل مراجعه كنيد:
دست باز نماز خواندن: www.valiasr-aj.com/fa/page.php
اصحاب من همانند ستارگانند!: www.valiasr-aj.com/fa/page.php
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات (1)
458 | هادي | Iran - Qom | ١٧:٥٦ - ١١ بهمن ١٣٩١ |
سلام بر مجتبي خدادوست کامنت 456
برادر گرامي ، مورد دوم از موارد چهارگانه دايره اش بسيار وسيع تر از آن چيزي است که شما فرمودي ...
اکثر فقهاي شيعه نمازخواندن و اقتدا به اهل سنت در غيرحالت « ترس از جان » را نيز جايز مي شمارند .
اميدورم از امناء اهل بيت ( فقهاي واجد شرايط ) جلوتر و عقب تر نيفتيم .
در مورد اهل سنتي که برا تحقيق مي آيند ...
من عرض کرده بودم هرچقدر که منطق ما قوي باشد ولي اگر نتوانيم بر احساسات غلبه کنيم بازهم به نتيجه نمي رسيم .
شما هرچه سخن منطقي بزيند اما در اثناي اين سخن منطقي اگر چند ناسزا بگوييد براي هر عاقلي چنين تداعي مي شود که شما ضعف داريد ! ( شما يا من فرقي ندارد )
حال ما استدلال منطقي بياوريم ! اما چند فحش و تبري علني هم در اين ميان باشد . نتيجه ... ؟

برادر يا خواهر گرامي کامنت 455
اينکه ما ميگوييم در حضور اهل سنت خلفا و بزرگانشان را لعن نکنيم به معني کوتاه آمدن ما از حق نيست . اتفاقاً راهکاري منطقي براي گرفتن حق است . احساسات و عواطف در وجود هر انساني هست . اگر اين احساسات طغيان کند ( به اصطلاح خون به جوش آيد ) باب منطق بسته مي شود .
ما نبايد خون کسي را به جوش آوريم . بايد در منطق را باز نگه داشت .
با تشکر از شما برادر گرامي
459 | مجتبي خدادوست | Iran - Āz̄arshahr | ١٨:٣٤ - ١١ بهمن ١٣٩١ |
بسمه تعالي سلام به همه فحاشي از نظر ما شيعيان مذموم هست عبارت رضي الله را براي اهل طاغوت، چهار نفر بکار مي برد: اول-شخص جاهل به مساله يا همان اهل سنت، اين گروه به دو قسمت تقسيم مي شود: 1-جاهل قاصر که نميداند و شرايط فهميدن را نداشته و ندارد. 2- جاهل مقصر که مي داند يا شرايط فهميدن را داشته و تحقيق نکرده يا اهميت نداده و اين گروه بخشيدني نيست.(هم فيها خالدون) دوم- در شرايط تقيه يعني شخصي که جانش در خطر هست؛ بر زبان جاري مي کند اما در قلبش قضيه چنين نيست برعکس تنفرش بعلت اين شرايط زيادتر مي شود و لعنشان مي کند ج- منافق و کسي بعلت عدم تشخيص درست از وي تبعيت مي کند، اين گونه فرد در شرايط تقيه نيست اما بين افراد قسمت الف يعني جاهلان، اين عبارت را بکار مي برد. اين گروه بدبخت ترين نوع رضي الله گويان به اهل طاغوت يعني ابوبکر و عمر هستند و نتيجه اي هم بدست نمي آورند و اگر اين کار مناسب بود ائمه بجز تقيه اين را هم توصيه مي فرمودند. ضمنا اگر اهل سنتي اهل حقيقت باشد با مطالب ارزنده اين مؤسسه به نتيجه مي رسد و کسي که با خواندن نظر شخصي نظردهنده اي خاص، قرار است حق را نپذيرد بهتر است زود فاصله گيرد و مزاحم افراد ديگر نشود. د- کسي که از منبع گروه الف روايتي را براي بيان کردن به گروه مخالف بکار مي برد و اين را به رسم امانتداري مي گويد يا مي نويسد. اين بقية الله التي لا تخلوا من العترة الهاديه، اين السبب المتصل بين الارض و السماء سلام بر تو يا صاحب الزمان، سلام بر تو اي ولي امر ما
460 | ali | Iran - Zarrīn Shahr | ١١:٣٠ - ١٢ بهمن ١٣٩١ |
اگر علي با ابوبکر و عمر کنار امد اصل اسلام امکان داشت از بين برود زيرا در خارج از مرزهاي اسلام ان روز امپراطوري ايران و رم وجود داشت و امکان حمله به سرزمينهاي اسلامي وجود داشت و با اين وجود درگيريهاي داخلي به سلاح اسلام ومسلمين نبودو نبايد درگيري داخلي بوجود مي امد
461 | هادي | Iran - Qom | ١٦:٥٠ - ١٢ بهمن ١٣٩١ |
سلام عليکم . دتست عزيزان گروه پاسخ به شبهات درد نکند . برادران ! کامنت ها چرا جابه جا شده ؟؟؟ لطفاً دقت کنيد تا اين طوري نشود . کامنت 457 مربوط من به من است که در پاسخ به کامنت 458 !!! و کامنت 456 ( اگر قرآن و عترت ... ) است . اما پاسخ به کامنت 455 ( جناب علي ) شما از دست يک عده اي که گمان ميکنند پهلوي شکسته فاطمة الزهرا با لعن و جار و جنجال خوب مي شود ناراحت نباشيد . بايد تحمل کرد . اما مي خواهم بحثي با شما دوست عزيز داشته باشم . فرموديد : « اسلام مهمتر از سني بودن و شيعه بودن است . » بله . اما مسلمين با يکديگر اختلاف نظر دارند . اين بحثها لازمه ي جامعه است تا حق و بال روشن گردد . به هرحال يکي از اين دو مذهب به اسلام واقعي نزديک تر بلکه عين ان است و ديگر دور تر از اسلام واقعي . فرموديد : « طي تحقيقاتي که داشتم حدود 90 درصد از تشعع که آگاه به مسائل ديني شان بودند براي پيشبرد اهدافشون اهانت رو مد نظر قرار گرفتند چون جز اهانت هرف منطقي ديگري نداشتند چون تمام وقايع در تاريخ ثبت هست و واقعيت نميتواند پنهان بماند . » به راستي که نمي توان حقيقت را پنهان داشت و سخن شما درست است . اما کدام يک از علما و فقهاي شيعه توهين به اهل سنت کردند ؟ اگر ممکن است نام ببريد . اما ما مي بينيم که علماي اهل سنت بسيار به شيعه توهين ميکنند . مثلاً علي بن نايف الشحود بسيار به علماي شيعه ناسزا گفته است . و حتي اشخاصي مثل دکتر تيجاني سماوي به شدت مورد هجمه و توهين علماي اهل سنت ( برخي از علما ... ) هستند . اگر نياز است اسناد ايها را ارائه کنم . گذشته از اينکه علما و فقهاي شيعه کشتن اهل سنت را جايز نمي دانند اما بسي از فقهاي اهل سنت شيعه را کافر و مهدور الدم مي دانند ! بر اساس تحقيات من اين اهل سنت هستند که به توهين و کشتار و ... روي مي آورند . ( البته نه همه ) فرموديد : « خوب فرض رو بر اين مي گيريم که تمامي سخنان تشيع درست باشد . پس خود به خود اسلام رد مي شود - چطور ؟ اينطوري 1- اگر عمر و عثمان - ابوبکر و بقيه اصحاب درج يک پيامبر(ص) که همگي از اهل بيتش بودند گمراه بودند پس خود پيامبر زير سوال ميره چون افراد و اهل بيت نزديکش بجز چند نفر از وي پيروي نکردند و سخناني که در مورد اهل بيت و اصحابش گفته همش درغ ميشه - اين پيامبر آخر است و قابل مقايسه با بقيه پيامبران نيست و اينکه خداوند هيچ وقت جنس خراب به پيامبر خودش نميده پس شما مي فرمائيد آيشه(رض) اينجوري و آن جوري بود پس خدا زير سوال ميره چون جنس خراب به آخرين پيامبرش داده که از همه براش ارزشمند تر بود - پس اينجوري و با اين حرفا نه مي شود به اين پيامبر و اصحاب و اهل بيتش ايمان آورد و نه به خدايي که به مهمترين بنده خود چنين اشخاصي داده است - پس کار پيامبر هم در مدت زندگيشان بي فايده بوده چون نزديک ترين کسانش بجز چند نفر پيرو واقعي وي نبودند ! » از ديد شيعه و سني صحابه رضي الله عنهم جزو اهل بيت نبودند . ببينيد امام بخاري رحمه الله ميگويند هر کس آني پيامبر را ببيند جزو صحابه است . اين در حالي است که قرآن ميگويد بسياري از کساني که اطراف تو هستند منافق هستند ! برخي فاسق اند ! برخي کاهل نمازند ! برخي پول را بر خدا ترجيح ميدهند ! برخي ترسو هستند ! برخي ضعيف الايمان اند و ... برخي هم واقعاً مسلمان اند . در مورد همسران پيامبر هم اهل سنت معتقدند عايشه و حفصه رضي الله عنهما همان زن لوط و نوح هستند ... بنا بر قرآن هم برخي از همسران پيامبر قلبهايشان منحرف بود . و برخي دنيا طلب بودند . و پيامبر را آزار ميدادند . خدا هم جنس خراب به کسي نداده . خداوند بهترينها را به پيامبر داده ( انا اعطيناک الکوثر ) اما جنس بد هم در جامعه هست . خودشان بدي کردند . فرموديد : « در طول زندگي خودم نديدم يک اهل سنت بياد به حضرت علي(ع) توهين بکنه ... » برخي از تکفيري ها و نواصب ( که برخي از علماي اهل سنت حاضر به تبري از آنان نيستند و در عمل هم پيرو آنان اند ) به امام علي عليه السلام توهين ميکنند . حتي از سال 41 تا 99 هجري به دستور معاويه ، امام علي را بر منابر لعن و سب مي کردند . اين مسئله يک لکه ننگ بر پيشاني بني اميه است . و خلفاي بني اميه هم از ديد اهل سنت حجج الله و خلفاء الله في الارض محسوب ميگردند . فرموديد : «شيعه هرچي داره از کتب اهل سنت داره » خير . شيعه اصلاً کتب اهل سنت را قبول نداره . ما منابع روايي حديثي خودمان را داريم . گرچه به منابع شما احترام ميگذاريم . اما آنان را حجت نمي دانيم . فرموديد : «خيلي چيزا بجز اون دروغ هايي که صهيونيست ها در کتب شما آوردند با کتب اهل سنت مشترک هست يعني نصف خطش از کتب اهل سنت هست و ادامه خط چون برضد تشيع ميشه در کتب شما نياوردند ولي اگر تحقيق کنيد ادامه احاديث خودتون رو ميتونيد در کتب اهل سنت ببينيد . » مثلاً چي ؟؟ چند تا نمونه بياوريد . ضمن اينکه اگر حرف شما دوست عزيز درست باشد ميتوان چنين پنداشت که روايات ما درست است . اما در کتب شما به انتاي روايات ما يک سري چيزها اضافه شده است . ( به فرض صحت گفته ي شما ) فرموديد : «اهانت از اسلام خارج هست و کساني که خط اهانت رو در پيش بگيرند طبق عقل و منطق دروغ گو هستند و کاسه اي زير نيم کاسه شان هست .» دقيقاً با شما موافقم . اميدوارم شيعه و سني همواره برادرانه گفتگو کنند . يا علي

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي؛ با عرض معذرت خدمت جنابعالي، دليل اين جابجايي اين است كه كاربر(اگر قرآن و...) نظري كه قبل از شما داده بودند را با نظري كه بعد از شما الان درج شده است، تصحيح كردند لذا نظر قبلي ايشان حذف شد و نظر تصحيح شده علني شد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات (1)
462 | اگرقران وعترت قبول كنند نوكرشونم | Taiwan - Taipei | ١٨:٥٧ - ١٢ بهمن ١٣٩١ |
بسم رب الحسين

واما بعد سلام عليکم خدمت همه دوستان

وسلام به شما دوست گرامي جناب اقاي هادي
اولا تمامي حرف هاي شما متين است

ثانيا من که نه گنده تر از من هم به خودمون جرات نمي ديم به خالفه اهل سنت در حضور ايشان توهين کنيم اما درخفا فکر نمي کنم مشکل داشته باشد

ثالثا من گفتم حرف هاي شما واقعا زيباست ودرست چون وقتي شيعه اين همه مدرک داره چرا توهين وفحاشي(من در اين سايت راه گروه پاسخ به شبهات رو خيلي پسنديدم همه چيو جواب ميدن حتي در مقابل فحاشي توهين نمي کنند)واز طرفي ماکه ميگيم شيعه شيعه دو معني داره يکي به معني شيوع دهنده است حال اگرماهتاکي کنيم داريم فحاشي رو جلوه ميديم واين وهن مذهب ويه معنيش هم يعني پيرو بازم اگه هتاکي کنيم ديگران فکرميکنند(نعوذبالله)امامان ما هم اينگونه بوده اند درصورتي که اين چنين نيست همه اهل بيت وامامان درمقابل فحاشي يا سکوت ميکردند يا به نيکويي حرف ميزدند اما من نميدونم اصرار شما براي به کار بردن عبارت رضي الله عنه چيه؟به نظر من نه فحش بديم نه اين کلمه رو براشون به کار ميبريم.

رابعا شما ميگيد اگه ما چهره اصحاب پيامبر رو خراب کنيم شان پيامبر پايين مياد ونبايد از اون ها بدگويي کنيم اما اين حرف شما با تاريخ حتي از روز خلقت منافات داره براي مثال:مگه خدا پ(نعوذ بالله) نميدونست که شيطان گناهکاره و روزي سرپيچي ميکنه پس چرا تو درگاهش راهش داد واز طرفي هم اين ابليس که الان بني ادم رو اغوا ميکنه و به گمراهي ميکشونه شان خدا ميره زير سوال نه چون کسي که خدا بيرونش کرده ديگه از مقربين خدا نيست. يا مثلا فرزند ادم و فرزند نوح(عليها السلام)مگه گنه کار نبودند ايا اين باعث کسر شان ان بزرگواران ميشه خوب فرزند از صحابه نزديکتره ولي کسرشان نيست يا اون حواري خاين که جاي حضرت عيسي رو نشون داد ايا باعث کسر شان اون حضرت شده و...

خامسا کي گفته تمامي اون هايي که اسمشونو برديد از اصحاب درجه يکند تا چه برسه به اهل بيت ايشون

وخيلي چيزهاي ديگه ومن از شما تقاضا دارم قياس نکنيد چرا که قياس در تشيع حرام است

الله عجل لوليک الفرج
463 | هادي | Iran - Qom | ٢٠:٣٩ - ١٣ بهمن ١٣٩١ |
سلام برادران ممنونم که در گفتگو حاضر مي شويد . من هم بارها گفتم که شيعه مذهب هستم و معتقدم علي بن ابي طالب برتر از همه صحابه هستند . بلکه اصلاً قابل قياس نيستند و خودم هم يک وبلاگ در نقد وهابيت دارم . http://aletrah.mihanblog.com/ 1. بحث من هم همين است که در حضور برادران به مقدسات آنان حمله نکنيم . 2. من اصراري بر به کار بردن عبارت رضي الله عنه ندارم . 3. در مورد رابعاً : من نگفتم با تخريب چهره ي صحابه شأن پيامبر پايين مي ايد . بلکه من پاسخي به يکي از عزيزان دادم و گفتم : امام بخاري رحمه الله ميگويند هر کس آني پيامبر را ببيند جزو صحابه است . اين در حالي است که قرآن ميگويد بسياري از کساني که اطراف تو هستند منافق هستند ! برخي فاسق اند ! برخي کاهل نمازند ! برخي پول را بر خدا ترجيح ميدهند ! برخي ترسو هستند ! برخي ضعيف الايمان اند و ... برخي هم واقعاً مسلمان اند . در اينجا من به صحابه نقد هم وارد کردم . ( صحابه به تعريف اهل سنت ) شما فرموديد : « خامسا کي گفته تمامي اون هايي که اسمشونو برديد از اصحاب درجه يکند تا چه برسه به اهل بيت ايشون » پاسخ من : من هيچ وقت آنان را نه صحابه و نه اهل بيت نمي دانم . اين کلام يکي از عزيزان بود و من هم به سخن ايشان نقد وارد کردم . من هم هيچ گاه ذره اي از نور مولايم علي را با همه دنيا عوض نمي کنم . پروردگار ، ما و شما را مشمول شفاعت محمد و آل محمد قرار دهد ( آمين ) با تشکر از شما برادر گرامي يا علي
464 | حسين محمدي | Iran - Zahedan | ٢٤:٤٧ - ١٥ بهمن ١٣٩١ |
سلام.من از اهل سنت ميخواهم كه ناراحت نباشند چون كساني كه به صحابه رسول الله وازواج مطهرات توهين ميكنند اهل تشيع نيستند بلكه منافق هستند چون شيعه واقعي هرگز به ازواج پيامبر توهين نمي كند وبه اصحاب پيامبر ناسزا نمي گويد علامه طباطبايي يكي از بزرگان ومفسران شيعه است اودر كتابهايش هز اصحاب وازواج پيامبر به نيكي ياد كرده وعمر فاروق را داماد علي مرتضي دانسته وكساني مانند كليني وشهيد مطهري همين يقين را داشته اندحضرت آيت الله خامنه اي در يكي از سخنراني هايش عايشه را ام المومنين ناميد وتفسير ميزان وتفسير نور دو تا از كتب از تشيع آيات پاكي درمورد حضرت عايشه دارنداهل تشيع امت پيامبر هستند وهرگز دشمن صحابه نيستند اينها كه توهين ميكنند به گفته امام خميني دشمن اسلام وايران هستند كه وحدت را به هم مي زنند اهل سنت هرگز اين توهين كنندگان را شيعه به حساب نياورندچون شيعه يعني پيرو پيامبر واهل بيت.پس هرگز به همسر پيامبر توهين نمي كند اهل تشيع واهل سنت باهم يك امت واحد هستند
465 | مجتبي خدادوست | Iran - Tabriz | ١٠:٤٠ - ١٦ بهمن ١٣٩١ |
سلام جناب حسين محمدي شما از اهل سنت مي خواهيد ناراحت نشوند اما در عوض شيعيان را ناراحت مي کنيد! اولا لعن کردن توهين محسوب نمي شود چرا که خدا در قرآن گروه زيادي را لعن فرموده، علاوه بر آن از عباراتي مانند قتل الانسان يا تبت يدا ابي لهب استفاده نموده است. اما اگر ما همان عبارات را به مصداق آنها بکار ببريم توهين مي شود؟ آيه 159 سوره بقره رو بخون؛ خدا هم خودش گروهي را لعن مي کند و هم مي فرمايد لعنت کنندگان هم لعن مي کنند. ثانيا با کدام استدلال مي گويي ازواج پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مطهر هستند؟ اتفاقا شيعه آيه تطهير را در مورد زنان پيامبر قبول ندارد. پس مطابق شيعه باش و هيچ وقت قاتل شهداي جنگ جمل را مطهر نخوان. ضمنا زيارت جامعه را که از امام هادي عليه السلام هست بخوان: مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْوَاهُ وَ مَنْ خَالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْوَاهُ وَ مَنْ جَحَدَكُمْ كَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَكُمْ مُشْرِكٌ كسى‏ كه از شما پيروي كرد،بهشت جاى اوست،و هركه با شما مخالفت ورزيد،آتش جايگاه اوست، هركه منكر شما شد كافر است،و هر كه با شما جنگيد مشرك است، اگه خوب دقت کني به فرمايش امام معصوم، مي بيني ابوبکر و عمر و عثمان و معاويه و يزيد و عايشه و امثالهم و تاييد کنندگانشان اهل جهنم و کافر و مشرکند. پس از خدا بترس و طبق فرمايش پيامبر فقط به قرآن و اهل بيت متمسک شو. ثالثا اگر ما بپذيريم عمر داماد امام علي عليه السلام بوده چه فضيلتي به عمر دارد اتفاقا اين خباثت عمر را ثابت مي کند چون اجباري بوده (در صورت قبول اين نقل)، ضمنا کنعان پسر حضرت نوح بود و اهل جهنمه، پسر يا داماد کسي بودن فضيلتي براي فرد اثبات نمي کند رابعا عمر، فاروق نبود و اين لقب مخصوص اميرالمومنين عليه السلام هست. لعنت بر لقب دزد بنابراين آقاي محمدي در بکار بردن عبارت منافق دقت زيادي کنيد اکثر اهل به اصطلاح سنت اهل جهنم هستند چون دشمن خدا را دوست دارند و اين در حالي هست که حقيقت را هم در کتابهاي خود و هم در بين شيعيان مي توانند ببينند. سعي کن به اسم وحدت پايت را روي حقيقت نگذاري، از خشم خدا بترس، اين وحدت که تو از آن صحبت مي کني يعني آزردن قلب حضرت زهرا سلام الله عليها. لعنت بر قاتل مادرمان فاطمه زهرا، لعنت بر کساني که محبتي از عمر شرور در قلبشان هست با اينکه کثافتکاريهاي اين ملعون را مي دانند اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علي ذلک امام باقر عليه السلام هم به اين ملعونها و هم به تابعانشان لعن کرده و يقينا لعن معصوم بمحض درخواست از خدا مستجاب مي شود. يا حبيب قلوب الصادقين
466 | احمد236 | Germany - Nuremberg | ٠١:٢٠ - ٢١ بهمن ١٣٩١ |
خاك بر سرتان با اين اراجيفي كه مي بافيد.مذهب شيعه را داريد تبديل به يك مذهب خرافي ميكنيد.خود زني با قمه.توسل به امامان به جاي توسل به خدا.لا الله الا زهرا.تبيل كردن علي به خدا.
467 | حسين محمدي | Iran - Zahedan | ١٣:٠٢ - ٢١ بهمن ١٣٩١ |
جناب مجتبي خدا دوست
سلام:
شما ميگوييد كه اهل تشيع همسران پيامبر را جز اهل بيت حساب نميكند يك كم به عقلت رجوع كن چطور نوه وداماد جز اهل بيت (خانواده)حساب ميشونداما زن جز خانواده حساب نمي شود آيا مادر شمايا همسر شماجزجز خانواده شما محسوب نمي شوندآيا خانواده با ازدواج مرد وزن شروع نمي شود پس چطور همسر جز خانواده نيست اگر زن نباشد فرزند ونوه وداماد از كجا مي آيند.در قرآن كريم زماني كه موسي به اهليه(همسرش9ميگويد شما همين جا بنشين كه من بدنبال آتش مي روم(شبي به نبوت رسيدن موسي)اينجا قران همسر موسي را اهل بيت او حساب ميكند در صورتي كه موسي فرزند ودامادي نداشت.ما حرفمان اين است كه چطور حضرت علي دختر فاطمه را به قاتل او مي دهدشما ميگوييد اجباري بوده در صورتي كه حضرت علي هرگز در مقابل ظلم سرخم نكرده.اواسدالله شير ميدان بدر چطور حضرت عمر بزور دخترش را به عقد خود در مي آوردحضرت علي ميفرمايد كساني كه در مقابل ظلم سكوت كنند با ظالمان محشور ميگردند.خداوند ميفرمايد ولا تكتمواالحق وبالباطل:حق را در برابر باطل كتمان نكنيد.چطور حضرت علي زنش را بزنند واو تماشاگر باشد آيا ما وشما كه ذره اي از غيرت وشجاعت علي در وجودمان نيست به زنمان حمله كنند ساكت مي نشينيم شما داريد شجاعت وغيرت حضرت علي را زير سوال مي بريد شايد اين علي شما علي ديگري باشد.برو به تقويم نگاه كن از سال1380به بعد شما بحث شهادت را مطرح كرده اي در صورتي كه در كتب مفسرين شيعه مانند علامه طباطبايي و...وفات ذكر شده.حالا شما راه را گم كرده اي وسربه بي راهه كشيده اي خدا هدايتت كند كه داريد علاوه بر ازواج مطهرات وصحابه به حضرت علي هم داريد توهين ميكنيد ونعوذ بالله اورا بزدل جلوه ميدهيد كه بزور ازدختر اوخواستگاري كرده اندوبه زنش حمله كرده اند واو سكوت كرده در صورتي كه حديث منقول است كه هركس بايد براي حفظ خانه وميهن خويش بجنگد.شما چطور در روز قيامت با حضرت علي روبرو ميشويد با شنيدن نام علي هنوز هم لرزه بر اندام مشركين وكافران مي افتد حالا چطور عمر به خانه او حمله كرد واو ساكت ماند.با اين بهتانهايي كه به علي مي زنيد با روز قيامت جوابگو باشيداگر امروز حضرت علي زنده ميبود با ذوالفقارش گردنت را ميزد كه اينطوري داريد به اهل بيت بهتان مي زنيد.خدا شما را هدايت كند با ايمان از اين دنيا بروييدودست از بهتان علي برداريد.التماس دعا
468 | محب معصومين | Taiwan - Taipei | ١٩:٣٢ - ٢١ بهمن ١٣٩١ |
اعوذبالله من الشيطان الرجيم وامابعد سلام عليکم خدمت همه دوستان خطاب به اقاي حسين محمدي: اولا)اگه تشيع زنان پيغمبر رو جز اهل بيت نميدانند به دليل سخن خود رسول خداست دقت کن:ام سلمه زماني که حديث کسا را نقل ميکنه ميگه پيغمبر فرمود خدايا اينان اهل بيت من هستند ان هارا از هرگونه رجس والودگي مطهر گردان.ام سلمه ميگه در اين وقت من هم رفتم جلو تا شامل دعاي پيغمبر شم اما اون حضرت گفت((اي ام سلمه تو همسر من هستي وعاقبت نيکويي داري اما اينان اهل بيت من اند)) غايه المرام ص281 ثانيا)شما که از حضرت موسي سخن ميگيد چرا از حضرت نوح و لوط نميگيد مگر زنان ان ها طبق تعريف شما نبايد جز اهل بيت باشند اماخداوند ان هارا جز خيانتکاران ميداند و جز اهل بيت نميداند حال ما به حرف شما گوش کنيم يا خداوند.ميبينيم خداوند استثنا هم دارد ثالثا)اين شبهه غيرت شما در همين سايت پاسخ دادند بپرسيد جواب ميدند. يه نمونه اش اينه زماني که ريختند تو خونه عثمان و زنشو زدند عثمان فقط قران ميخوند هيچ کاري نکرد اما روايت ها ميگه امام علي(عليه السلام)اون ملعون رو گرفت وبه زمين زد وگفت اگه وصيت پيغمبر نبود ميدونستي باهات چه کار ميکردم ميبينيم که در زماني که ميتونستند انجام دادند اما حوادث داخل کوچه دستاي امام رو بسته بودند و ديگه اختياري نداشتند. خدا لعنتشون کنه اونايي که اختيار داشتند ولي فقط نگاه ميکردند. رابعا)در مورد ازدواج هم توي همين سايت هست. من يکم ميگم برات خدا کنه بدون تعصب قبول کني: اولا تمامي مورخين گفتند حضرت زهرا فقط يک دختر داشتند که اون حضرت هم با عبدالله ابن جعفر ازدواج کرده.بعضي ميگند اسمش زينب بوده بعضي ميگند ام کلثوم(صحيح بخاري جلد5 ص1963،سنن سعيد بن منصور ج1 ص286 ح1011،سنن بيهقي کبري ج7 ص167 و....)ابن حجرعسقلاني مينويسد حتما دو دختر بوده اند اما عبدالله ابن جعفر با هردو يکي پس از ديگري ازدواج کرده است اول زينب بعد ام کلثوم يا اول ام کلثوم بعد زينب. اولين قول باطل است چون حضرت زينب تا اخر عمر شريفشان زن عبدالله بوده اند قول دوم هم باطل است چون بايد عبدالله بعداز وفات ام کلثوم با حضرت زينب ازدواج کند اما طبق روايات اهل سنت ام کلثوم در زمان امام حسن(ع)از دنيا رفته اند واز طرفي عبدالله در زمان اميرالمومنين علي (ع)با حضرت زينب ازدواج کرده!!!! واين رشته سر دراز دارد اما نظزپريه هاي اهل سنت درباره فرزندان حضرت فاطمه(س): 1)صالحي شامي:فرزندان علي وفاطمه،حسن وحسين ومحسن و زينب کبري (عليهم السلام)بودند واز ديگر زنانش فرزندان زيادي داشت(سبل الهدي والرشاد في سيره خيرالعباد ج11 ص288) 2)جلال الدين سيوطي و جلال الدين محلي :رسول خدا فرزندي به غير از فاطمه نداشت وفاطمه پس از ازدواج با علي فرزنداني به نام حسن وحسين وزينب به دنيا اورد وزينب با پسر عمويش عبدالله ازدواج کرد(منهاج الطالبين ج3 ص236) و... اما محي الدين نووي مهمترين شارح صحيح مسلم در کتاب تهذيب الاسما مي گويدعمر با ام کلثوم دختر ابوبکر ازدواج کرده(ج2 ص630 رقم1224) اما در مورد بحث شهادت نيز در همين سايت مقاله هاي زيادي هست وشما نميتونيد تقويم رو ملاک قرار بديد واما هيچکدوم از علماي تشيع نگفته اند وفات کاشکي ادرس ميداديد من هم مطمينم که شما هم بايد روز قيامت جوابگو باشيد که چرا به حضرت علي ميگيد که (نعوذبالله)شرابخوار بوده اند يا بت پرست بودند يا امام نبوده اند يا يا يا يا يا ..... اره کاش امام علي زنده بودند راستي واسه شما کسر شان به علي بگيد امام يا به حسن و حسين(عليهما سلام) اما اگه به روساي چهار مذهبتون بگيد افتخار اميزه مثلا امام شافعي امام احمدبن حنبل امام مالکي امام بخاري امام حنفي امام فلان امام پشمدان ..... خداماوشمارو هدايت کنه اللهم عجل لوليک الفرج
469 | مجتبي خدادوست | Iran - Tabriz | ١٤:٥٧ - ٢٣ بهمن ١٣٩١ |
سلام خطاب به کامنت 465 «احمد 236» بنظر ميرسد شما بجز سخنراني بدون سند، منظور ديگه اي نداشته باشيد. به همين خاطر دلايل توسل را از قرآن عظيم برايت نمي آورم (چرا که در همين سايت آورده شده، اگر طالب تحقيق بي تعصب بوديد) فقط يه سوال براي من از فرمايش شما ايجاد شده، لطفا پاسخ دهيد: توسل به خدا يعني چه؟!
470 | حسين محمدي | Iran - Zahedan | ١٨:٢٣ - ٢٣ بهمن ١٣٩١ |
سلام:برادر عزيزم مجتبي خدا دوست.
فقط خداوند غني ودانا وبي نياز است اما بغير از خداوند همه مخلوقات نياز مند هستند.خداوند متعال در قرآن كريم درچندين آيه فرموده است جز مرا نخوانيدوفقط از من كمك بخواهيد مگر در سوره حمد نخوانده اي اياك نعبد واياك نستعين.من از شما چند تا سوال دارم:1-زماني كه شما از يك امام كمك ميخواهي آن امام به شما نزديكتر است يا خداوند؟2-آيا آن امام شنوا تر است يا خداوند؟3-آيا ان امام بي نياز تر است ياخداوند؟4-آيا آن امام مجيب الدعوات هست يا خداوند؟خداوند را ما بي واسطه صدا ميزنيم.مثلا در قران:فااذاسئلك عبادي عني فاعني قريب:زماني كه (اي پيامبر)بندگان من در باره من از شما سوال ميكنن پس من نزديكم.خداوند چرا نگفت پيامبربگو من نزديكم.توحيد را بايد از قران ياد گرفت.نحن واقرب واليه من حبل الوريد:من از رگ گردن به شما نزديكترم.پيامبران وامامان بسيار بزرگوار ومقدسند اما ياري رسان خداوند است.خطاب به محب معصومين:سلام برادر:شما چرا سخن خداوند راكه ميفرمايد:الرسول اولي بالمومنين وازواجه امهاتكم:زنان پيامبر(ص) مادران شماهستند توجه نمي كند شايد حضرت عايشه را جدا از اين آيه ميداني؟چه دليلي داري كه به همسر پيامبر توهين ميكني.اما شما ميگوييد كه ام گلثوم دختر ابوبكر بوده.لطفايك سري به كتاب كافي باب عده بزن كه امام حسين ميفرمايد پس از درگذشت عمر حضرت علي به خانه عمر آمد ودست ام گلثوم را گرفت وبه خانه خودش بردبه همراه دوتا بچه.كتب علامه طباطبايي را چطور تكذيب ميكني؟كتب كليني راچطور تكذيب ميكني؟حالا يك سوال دارم حضرت فاطمه 1400سال است كه به ديدار پروردگار رفته.تا شما از سال1380متوجه شهادت او شده اي.قبلا در هيچ كتابي ودر هيچ جايي بحث شهادت نبوده.حالا اين بحث شهدت را سال1380كي براي شما نقل كرد؟امام حسين(ع)1400سال پيش به شهادت رسيد بحث شهادتش همان زمان تا الان تا قيامت جاودانه است.اما شما قبلا چرا چنين روايتي نداشته اي؟درباره وفات فاطمه الزهرا(س)بروبه كتابهاي اصول كافي وفروع از اساتيد علامه طباطبايي وكليني سري بزن.
471 | مرتضي تلاتف | Iran - Zahedan | ١٨:٣٦ - ٢٣ بهمن ١٣٩١ |
سلام:چه شده مسلمانان را كه فقط به جان هم افتاده اند وبه يكديگر توهين ميكنندبه گفته قران يهود ونصري طوري به هم دشمن بوده اند كه قالت يهود ليست نصري علي شي.قالت نصري ليست اليهود علي شي.دين همديگر را تكذيب ميكردند اما امروز برعليه اسلام باهم متحدشده اندودارند از هر طرف به دين اسلام ضربه مي زنند اما ما مسلمانان از توطئه آنان غافليم به جان هم افتاده ايم به همديگر توهين ميكنيمومگر قران نفرموده امه الواحده:اين امت يك امت است.جدايي ناپذير است قران ما يكي.پيامبر(ص)يكي.قبله يكي.خداي ما يكي.پس ما مسلمانان بايد متحد باشيم.با اين تفرقه ها روز قيامت چه جوابي داريم در بارگاه خداوند.الله اكبر
472 | علي مرتضايي | Iran - Zahedan | ١٨:٥٠ - ٢٣ بهمن ١٣٩١ |
سلام:شما كه خود را محب معصومين ميدانيد حالا به اين سوال من پاسخ بده:رسول الله(ص)براي پاكي حضرت فاطمه وحضرت علي ودو پسرش دعا كردچطور همسرانش را شامل نگردانيد مگر همسران پيامبر برايش مهم نبودنددرصورتي كه پيامبر(ص)خيرخواه ودعاگوي تمام انسانهابود حتي صدهابار براي هدايت ابوجهل دعا ميكرد.اين حديث را از كجا ساخته ايد كه همسرپيامبرجز اهل بيت نيست.حالا معني اهل بيت چيست؟آيا اهل خانه ياهمان خانواده نيست پس چطور همسر جز خانواده نيست.آيا در منزل مادر جز خانواده محسوب نميشود پس فرزندان از كجا جز خانواده هستند؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
براي پاسخ اين پرسش كه آيا همسران پيامبر صلي الله عليه واله جزء اهل بيت حضرت هستند يا نه، لازم است ابتدا به معناي «اهل بيت» اشاره شود و سپس كاربردهاي قرآني و روائي اين اصطلاح بيان گردد تا مصاديق اهل بيت پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مشخص گردد.
كلمه «اهل» در لغت به معناي بستگان و اقاريب نزديك است. زبيدي مي گويد: اهل الرجل عشيرته و ذووقرباه. تاج العروس، ج14، ص35. و كلمه «بيت» به معناي خانه است. تركيب اين دو كلمه به مفهوم بستگان نزديك از خاندان يك شخص است.
در آيات قران كلمه «اهل بيت» به همين معنا در سه مورد به كار رفته است:
يكي در مورد خانواده حضرت موسي ـ عليه السلام ـ هل ادلکم علي اهل بيت يکفلونه لکم» قصص : 12 ـ 13.
دوم در مورد خانواده حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ.رحمة الله و برکاته عليکم اهل البيت...» هود : 73..(2)
سوم درمورد بستگان نزديك پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا .احزاب : 32 ـ 33. تحقيقا خداوند اراده كرده است هر گونه پليدي را از شما خاندان دور نمايد و شما را پاكيزه گرداند.
در احاديث و نيز آن چه از خاندان عصمت و طهارت به عنوان «اهل بيت» ياد شده است، بر گرفته شده از اين آيه شريفه است. احاديث نظير: «اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي اهل بيتي»( «انما مثل اهل بيتي فيكم مثل سفينة نوح...» «اذكركم الله في اهل بيتي..»و... اين كه مراد از «اهل بيت» در قرآن و احاديث چيست و مصاديق آن چه كساني اند؟
از آيه شريفه ياد شده و احاديث مربوط به شأن نزول اين آيه، به روشني استفاده مي شود كه مراد از «اهل بيت» تعداد خاصي از نزديكان و اقاريب پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ كه اندك و داراي ويژگي عصمت مي باشند هست چون ذيل آيه،آنان را به عنوان معصوم و مطهر از هر گونه عيب و خطائي، توصيف نموده است. بنابراين با توجه به ذيل آيه و نيز با توجه به الف و لام «البيت» معلوم مي شود كه آنان افرادي اند كه اولا داراي عصمت اند و ثانيا افراد معيني هستند كه الف و لام ناظر به آن بيت معهود مي باشد و شامل همه افراد خانواده پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نمي گردد.
همسران پيامبر صلي الله عليه واله هر چند جزء اهل حضرت هستند ولي جزء آن اهل بيتي كه در آيه تظهير ذكر شده است، نيستند
براي اطلاع بيشتر به اين آدرس رجوع كنيد
اما درباره اينكه گفتيد پيامبر صلي الله عليه واله چرا براي همسران خود دعا نكردند، لازم است بدانيد دعاي حضرت در راستاي همان آيه تطهير بوده است كه در حقيقت مقصود بيان عصمت و معرفي اهل بيت بوده است و همسران جزء آيه نبودند تا انها را هم شامل دعاي اختصاصي خود كند.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
473 | محب معصومين | Taiwan - Taipei | ٢١:٢٣ - ٢٣ بهمن ١٣٩١ |
بسم رب الحسين اشف صدرالحسين بظهور الحجه وامابعد سلام بر همه عزيزان خطاب برادر محترم جناب حسين محمدي: برادر عزيزم شما که به خوبي از ايات خبر داريد در مورد اين ايات چي ميگيد:((قالو يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا کنا خاطيين. قال سوف استغفرلکم ربي انه هو الغفورالرحيم)).گفتند اي پدربراي گناهان ماامرزش خواه که ما خطاکار بوديم.گفت:به زودي از پروردگارم براي شما امرزش ميخواهم که او همانا امرزنده مهربان است.))ميبينيد فرزندان به حضرت يعقوب گفتند براي ما امرزش بطلب وحضرت يعقوب گفت من براي شما امرزش ميطلبم.حال سه راه داريد يا بگيد حضرت يعقوب(نعوذبالله)گناه کرده چرا که فرزندانش رو نهي نکرد يا بگيد اين کار درسته يا بگيد ايات قران مشکل داره. کدامين را انتخاب خواهيد کرد؟ دوست داشتي يه سري هم به سوره نسا ايه63بزن ببين چي نوشته؟!!! يا اينکه به سوره مايده ايه37. وامامورد بعد: اولا من هيچ توهيني نسبت به زنان پيامبر نکردم ودر مورد اون ايه شريفه که گفتيد بله درست است زنان پيامبر مادران ما هستند ولي اين ايه براي اين است که کسي حق ندارد با ان ها ازدواج کند واين براي ان ها فضيلت نيست.اگر فضيلت بود زنان نوح ولوط را خداون خيانتکار نميشمرد ونميگفت ضرب متلا...وا ان دو زن پيامبر را که راز حضرت را گفتند مورد سرزنش قرار نمي داد. راستي شما که اين همه دم از عايشه ميزني ميشه بگي عايشه چرا به دستور خداوند که گفته بود در خانه هايتان بشينيد...عمل نکرد بر شتر سوار شد ودر مقابل مردان نامحرم جولان ميداد؟؟؟؟؟ ثانيا)ما شيعيان هيچ کدام از کتاب هاي روايي مان را صد در صد صحيح نميدانيم واين حديثي که نقل نموديد اولا بايد از نظر راوي وسند درست باشد در مورد ازدواج و روايتش: اين حديث در هيچ کدام از صحاح سته وبلاخص در صحيح مسلم وبخاري نيامده است وطبق نظريه اهل سنت حديثي که در صحيحين نباشد از اعتبار ساقط است. سند حديث که در طبقات الکبري نقل شده به شدت ضعيف است:احمدبن عبدالجبار،عمروبن دينار،وکيع بن جراح،هشام بن سعد،ابن ابي مليکه وعطا الخراساني همگي غير موثق هستند. در روايت ابن سعد امده است که:ام کلثوم بعد از عمر با عون و بعد با محمدفرزندان جعفربن ابيطالب ازدواج کرده در حالي که در تمام تواريخ امده است که عون در جنگ تستر در زمان عمرکشته شده. ابن سعد در طبقات ميگويد اول عون با او ازدواج کرد وبعد برادرش محمد ودر نزد محمد ام کلثوم از دنيا رفت در حالي که ابن قتيبه دقيقا برعکس ميگويد:اول محمد بعد از وي عون وبعد از او عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زينب با او ازدواج کرد!!!!! اين قول را من در بالا گفتم اشتباه است .جمع بين الاختين حرام است دوم اينکه ام کلثوم در زما امام حسن از دنيا رفته ولي حضرت زينب در کربلا بوده اند. از طرفي در اين حديث اختلافات زيادي است:در جايي ميگويند حضرت علي ميگويندتمام دخترانم را براي فرزندان برادرم جعفر گذاشته ام در جايي ديگر حضرت به خاطر سن کم ام کلثوم مانع ازدواج ميشوند در يک جا ميگويند،حضرت ام کلثوم را زينت کرده به خانه ي عمر ميفرستد،گاهي هم ميگويند عمر تهديد کرده است. اما در مورد دختر ابوبکر جايي هم نوشته اند دختر جرول الخزاعيه بوده است.دربين علماي شيعه افرادي چون شيخ مفيد،شيخ سلمان ماحوزي،شيخ جواد بلاغي و...مقالات مفصلي نوشته اندکه اين ازدواج درست نبوده. بر فرض اينکه تمامي حرفهاي بالا اشتباه و ازدواج صورت گرفته هيچ فضيلتي براي عمر نيست چرا که زوري وبا تهديد بوده است؟؟؟!!! نمونه اي از قران:ايا ان روزي که حضرت لوط به ان جماعت فاسد گفت تمام دخترانم را به ازدواج شما در مي اورم انس وصميميتي بين ان حضرت و ان گروه فاسد بود؟؟؟ دامن پيامبران پاک است. ايا ميشود گفت اين ازدواج دليلي بر انس و صميميت است!!!!!! در مورد شهادت گفتم برو يه سر به مقالات سايت بزن اما در مورد روايات هجوم چي ميگي که در صحيح بخاري هست در اکثر کتاب هاي ديگرتان هم هست ايا ان ها هم از سال1380وارد جامعه شده است؟ ايا عثمان به قول شما شهيد نشده،پس چرا خيلي از مورخين نوشته اند که عثمان وفات کرده ميدوني چرا چون وفات،رحلت،درگذشت همه به معني مرگ عادي نيستند بلکه به اين معني هستند که از دنيا خارج شده اند حال چگونه يا شهيد يا طبيعي؟ اللهم عجل لوليک الفرج
474 | مجتبي خدادوست | Iran - Tabriz | ١٣:٥٧ - ٢٤ بهمن ١٣٩١ |
سلام عليکم
جناب «حسين محمدي»
در مورد توسل آياتي که شما از قرآن نقل فرموديد با عقايد شيعه در تعارض نيست. اتفاقا مذهب شيعه با داشتن عترت پيامبر، بهتر از هر کسي با قرآن و آياتش مانوس هست. چون ما تمسک به حبل خدا يعني ائمه اطهار کرده ايم و خدا در قرآن مي فرمايد: لا يمسه الا المطهرون
اما لازمه به مفهوم علل عرضي و علل طولي توجه کنيم:
علل عرضي آن است که بايد عوامل جزء، کنار هم باشند تا مجموعه اي کامل گردد. مانند قطعات ساعت. اگر يکي از قطعات نباشد ساعت ناقص هست.
علل طولي آن هست که اراده کننده اصلي، کننده اصلي کار مي باشد و عوامل پايينتر نقش وسيله را دارند. مثلا وقتي شما با خودکار مي نويسيد، با اينکه نوشتن روي کاغذ توسط خودکار انجام ميگيرد اما صاحب اراده و حرکت خودکار، شماييد. در واقع نويسنده اصلي شماييد.
ائمه اطهار به اذن خدا مي توانند شفا دهند. مي توانند چيزي را بهتر از ما، از خدا بخواهند، چون صاحب آبرو در پيشگاه خدا هستند. خدا خودش اراده کرده ما با ائمه اطهار به طرفش برويم:
آيه 35 سوره مائده: يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و ابتغوا اليه الوسيلة و جاهدوا في سبيله لعلّكم تفلحون(اي كساني كه در زمره مؤمنين در آمده‏ايد ، از خدا پروا داشته باشيد، و در جستجوي وسيله‏اي براي نزديك شدن به ساحتش - كه همان عبوديت و به دنبالش علم و عمل است برآئيد و در راه او جهاد كنيد ، باشد كه رستگار گرديد)
علاوه بر اين، گناه مانع درگيري و استجابت دعا مي شود. از اين رو از افراد پاک و مطهر مي خواهيم تا نزد خدا واسطه شوند تا خواسته ما توسط خدا مستجاب شود. خدا در آيه 64 سوره نساء مي فرمايد: وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا
و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مى‏آمدند و از خدا آمرزش مى‏خواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش مى‏كرد قطعا خدا را توبه‏پذير مهربان مى‏يافتند.
يا در اين مورد متوسل شدن برادران حضزت يوسف به پدرشان حضرت يعقوب. مي بيني که در قرآن توسل به صراحت تاييد شده. ضمنا در اينگونه موارد بجز متوسل شدن به افراد با آبرو نزد خدا، اصلا چاره اي هم وجود ندارد.
به موارد زير نيز دقت نموده و جواب دهيد:
چرا خدا فرمود مي خواهم در زمين خليفه اي قرار دهم: «اني جاعل في الارض خليفة». آيا خدا نياز به جانشين دارد؟ مگر نمي گوييم فقط خدا؟
حضرت عيسي عليه السلام مريضها را شفا مي داد يا خدا؟ حضرت عيسي مردگان را زنده مي کرد يا خدا؟
چرا خدا به بني اسرائيل فرمود گاوي را بکشيد و به مرده بزنيد تا زنده شود؟ مگر خدا نمي توانست مستقيما زنده کند؟
چرا شما وقتي بيمار مي شويد به دکتر مي رويد؟ مگر فقط خدا شفا نمي دهد؟
شما اين آيه را بيان فرموديد: فااذاسئلك عبادي عني فاعني قريب، خوب از خدا بخواه جواب سوالات ديني تو را بدهد. چرا به منابع يا علماء متوسل مي شوي؟ آيا مرتکب شرک مي شوي؟
اين بحث شما و کل سنيها که از دين واقعي يعني اسلام يا شيعه دور افتاده ايد خيلي پيش پا افتاده و مضحک هست. خدا حتي باران را هم با وسيله نزول مي کند، آياتش را جبرئيل مي آورد. يا جانها را عزرائيلش مي گيرد و اينها ابدا ارتباطي با شرک ندارد. همه اينها را در واقع خود خدا انجام مي دهد.
پس بگو يا علي، دست مرا نيز بگير و به خدا برسان.
و اما در مورد شهادت ولية الله:
اين فقط يکي از منابع اثبات شهادت حضرت صديقه کبري سلام الله عليها مي باشد:
مقاتل بن عطيه مي‏گويد: ابابکر بعد از آن که با تهديد و ترس و شمشير از مردم بيعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتي را به درب خانه علي و زهراعليهماالسلام فرستاد. عمر هيزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشيد، هنگامي که فاطمه زهرا عليهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آنچنان حضرت فاطمه عليهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و ميخ دربه سينه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بيماري افتاد تا آن که ازدنيا رفت.» الامامة والخلافة، مقاتل بن عطية، ص160 ـ 161.
بکار بردن عبارت وفات خدشه اي به شهادت حضرت وارد نميکند و اگر هم شما تصور مي کنيد اين عبارت تناقضي با شهادت دارد، نوشتن عبازت «وفات» در تقويمها اعتبار ندارد و ملاک اصلي منابع درست مي باشند
براي ديدن منابع بيشتر به سايت زير مراجعه فرماييد:
http://www.aviny.com/occasion/ahlebeit/fatemeh/shahadat/87/Shahadat/Hamle_KhaneVahi/Be_Revaiat_ShieevaSonni/04.aspx
و در آخر توصيه اي به شما و ديگر اهل سنت: سعي کنيد مسائل کليدي را براي خودتون حل کنيد و بعد مسائل پيچيده را بررسي کنيد.
مثلا: حضرت علي عليه السلام مطهر از هر رجس هست طبق آيات قرآن و سنت، اما ابوبکر نيست. آيا کسي که از هر رجسي پاک شده سزاوار خلافت هست يا کسي که هم در معرض گناه هست و هم در معرض اشتباه؟ اگر جواب اين را با قلب پاک بدهي حق را در ميابي.
سوال ديگر: بنظر شما کسي که داراي مغز الکلي هست و چهل سال شرب خمر کرده، خلافتش چگونه مي شود؟ چه خليفه خطرناکي!
يا زهراي اطهر
475 | حسين محمدي | Iran - Zahedan | ١٣:٠٣ - ٢٥ بهمن ١٣٩١ |
سلام:ببين پسران حضرت يعقوب(ع)پيش پدر رفتندوگفتند كه پدر از خداوند براي ما طلب آمرزش كن پدر فرمود انشاالله طلب آمرزش ميكنم كه اوبسيار بخشنده است.اما حالا كسي كه به رحمت خدا رفته وتا روز قيامت نمي تواند جوابت را بدهد چطور شما اورا صدا مي زنيد ومستقيما ميگوييد يا فلاني مدد.اگر واقعا سخنان برادران يوسف را ملاك قرار ميدهي پس اين است خدايا بحق ودوستي حضرت علي (ع)مرا دركارهايم موفق گردان.شما مستقيما شخص را صدا ميزنيدوپسران يعقوب نگفتند پدر تومار بيامرز گفتند از خداوند براي ما طلب آمرزش كن.درسته زماني كه بيمار ميشويم پيش طبيب ميرويم اما يقين داريم كه شفا دهنده خداوند است دارو وسيله شفا است نه خود شفا چرا بسياري از افراد دارو ميخورند اما شفا نمي يابند اينها از حكمت هاي خداوند است البته ما هرگز به خودمان اجازه توهين به مقدسات يكديگر را نمي دهيم ما داريم فقط دلايل قراني ومنطقي را بيان ميكنيم.طبق آيه قران چه كسي گمراهتر از آنكه فرياد بزند وبخواند غير خدا را. ابوجهل خدا را قبول داشت اما براي خدا شريك قرار داده بوديهوديان موسي كليم الله را صدا ميزدند درصورتي كه او هم پيامبر بود مشركان مكه ابراهيم خليل الله را ميخوانند پس چرا مشرك بودند البته عزيزان من من منظورم توهين به كسي نيست چون فردا در محضرخدا بايد جواب پس بدهم.آقاي مجتبي خدا دوست اگر در مورد خلافت حرف ميزني بهتر است برو كتاب راز دلبران(نامه اي از چابهار به قم)را كه علماي اهل سنت با علماي اهل تشيع در مورد خلافت بحث كرده اند را بخوان اميدوارم خودت به نتيجه مي رسي.شما ميگوييد كه ما به همه احاديث اطمينان نداريم بحث كردن وآوردن احاديث كاري از پيش نمي برد پس بهتر است درباره روايات واحاديث حرف نزنيم چون اهل تشيع احاديث اهل سنت راقبول ندارند واهل سنت احاديث اهل تشيع را.اگر حرفي داريد از قران بزنيد ودلايل منطقي وعقلي.قران ميگويد كه ما اهل بيت را از ناپاكي دور كرده ايم اما شما دليل بياوريد كه چطور خداوند همسران را را جز اهل بيت حساب نكرده.مگر فرزندان تربيت شده مادران نيستند درصورتي كه پيامبر(ص)فرموده سلمان از اهل بيت من است.حضرت علي(ع) فرموده زن اصلاح شود جامعه اصلاح ميشود.پس با چه دليلي شما حتي حضرت خديجه كه مادر حضرت فاطمه است را جز خانواده پيامبر حساب نمي كني.شماچطور وبا چه دليلي اهل بيت را براي حضرت ابراهيم وحضرت موسي خانواده تعبير ميكني اما براي پيامبر(ص) بستگان نزديك.قبول آيا زن جز نزديكترين فرد براي خود اونيست.اهل بيت يعني اهل خانه حالا خانواده از چه كساني تشكيل شده است؟
476 | علي مرتضايي | Iran - Zahedan | ١٣:١٧ - ٢٥ بهمن ١٣٩١ |
سلام.درست است پيامبران وامامان(ع)داراي بالاتريت درجه بوده اند وبالاترين ايمان را داشته اندولي اينها خودشان هم در زندگي وهم در آخرت محتاج خداوند هستندكسي كه نتواند مشكلات خودش را خودش از سرخود دور كند چطور انتظار داريد مشكلات كسي ديگر را برآورده كندطبيب بودم سرخود را درست ميكردم اما اين دليل بر اين نيست كه حاجتي كه خداوند فقط ميتواند براورده كند از امامان بخواهيد امامان داراي كرامت ومشمول رحمت خاص هستند اما چطور ميتوانند مشكلات را حل كنند پس امام در كنار خداوند شريك اوست ومشكلات ما را حل ميكند.چطور اثبات ميكنيد كه اين آيه فقط وسيله را امامان ميداند قبل زندگي پيامبران وامامان مانندچراغي راه را به ما نشان ميدهد يك وسيله قران است يك وسيله عقل خود انسان است

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي؛ طبق حديث متواتر و اجماعي بين سني و شيعه، رسول الله صلي الله و عليه و آله مي فرمايد: من دو چيز بعد از خود بيادگار مي گذارم، كتاب خدا و عترتم كه تا قيامت از همديگر جدا نمي شوند، اگر به اين دو تمسك بورزيد گمراه نمي شويد ما هم در زندگي آن دو را اسوه خود و طبق دستورات آنها عمل مي كنيم و در دعاها اين دو را واسطه قرار مي دهيم و خداوند را به اين دو سوگند مي دهيم تا دعاي ما را مستجاب كند.
آيا اين غير از تمسك است؟
آيا اين سيره در زندگي عادي ما جريان ندارد؟
آيا ما در نيازهاي مادي خود به افرادي كه خود نيازمندند مراجعه نمي كنيم؟
آيا صراط مستقيم الهي كه بسوي كمال و سعادت قرار دارد اگر توسط افرادي با تلاش و توفيق و عنايت الهي واضح و مكشوف شود نمي توان از او در اين راه كمك خواست؟
دوست عزيز واسطه طولي غير از واسطه عرضي است آنچه كه اشكال دارد واسطه عرضي است و الا واسطه طولي اشكالي ندارد ائمه عليهم السلام در طول اراده الهي توانايي هايي توسط خود خداوند به آنها داده شده است گويا آنها در گره گشايي ها دست خدايند و در اجابت دعوات گوش خدايند و...
مگر خداوند در قرآن نمي فرمايد: «ان الذين يبايعونك إنما يبايعون الله يد الله فوق أيديهم»؟ همانطور كه بيعت با رسول الله بيعت با خدا به حساب مي آيد خواستن از رسول هم خواستن از خدا به حساب مي آيد.
مگر خداوند در قرآن نمي فرمايد: «من يطع الرسول فقد اطاع الله»؟ همان گونه كه اطاعت از رسول اطاعت از خدا به حساب مي آيد خواندن او هم خواندن خداست و شركي در كار نيست.
مگر خداوند در قرآن به رسول خود نمي فرمايد: «و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمي»؟ وقتي تو تير مي انداختي اين تو نبودي كه تير مي انداختي بلكه من بودم كه تير مي انداختم.
اين آيات و آيات ديگري كه شبيه اين آيه است مي خواهند يك چيز را بفهمانند و آن اينكه اگر كسي در راه خدا باشد عمل او خدايي مي شود. تنها در صورت قبول اين سخن است كه احاديثي همچون من اغضبني فقد اغضب الله و من احب عليا فقد احب الله من اغضبها فقد اغضب الله و ... معني پيدا مي كند.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
477 | مرتضي تلاتف | Iran - Zahedan | ١٣:٢٥ - ٢٥ بهمن ١٣٩١ |
سلام آقاي خدادوست.خداوند انسانها را در دنيا خليفه قرار داده كه اورا ستايش كنند واحكام ودين خدا را در دنيا زنده نگه دارند نه اينكه براي بقيه شريك خدا بر روي زمين باشند بجاي خداوند شفا بدهند بجاي خداوند رزق بدهند چرا معني خليفه را با توسل قاطي ميكني.خليفه يعني جانشين.كسي كه فرمان خداوند را اجرا ميكند وبه ديگران دستور اجرا ميدهد نه اينكه بجاي خدا خليفه را بخوانيد.از او طلب ياري كنيد.اصلا معني توحيد را توجه كنيد.
478 | حسين محمدي | Iran - Zahedan | ١٣:٣٩ - ٢٥ بهمن ١٣٩١ |
برادران من به نظر من شما فقط يا علي ياعلي ميكنيد وهنوز حضرت علي را بخوبي نمي شناسيد وبا شخصيت او آگاهي نداريد وگرنه هرگز اين بحث شهادت همسرش را مطرح نمي كرديدحضرت علي(ع)كسي بود كه يمن را به تنهايي فتح نمود ودروازه خيبر را به تنهايي از جا كند وكاخ هاي بت پرستان را به لرزه در اوردكسي بود كه رسول خد(ص)فرمود شاه مردان شير يزدان قوت پروردگار/لافتي الاعلي لاسيف الا ذوالفقار.در مهرباني و وفاداري وبردباري وعدالت زبانزد عالميان بود وهست.حالا چطور حضرت عمر به خودش اجاز ميدهد كه به خانه حضرت علي حمله كند درسته حضرت علي بسيار صابر بود اما اين حديث خود مولا است كه گفته كسي كه حيا ندارد هيچ خيري در او نيست چطور از خانه وناموس خودش دفاع نمي كند چطور اجازه ميدهد كه همسرش را بزنند.بحث شهادت تناقض دارد با شخصيت اسدالله.زماني كه صدام جنايتكار به ميهن عزيزمان حمله كرد تمام جوانان وپيران وزنان وكودكان بخاطر دفاع از ميهن وناموس جان خود را فدا كردند حالا حضرت علي چطور ساكت مي نشيند وتمام صحابه نظاره گر ميشوند آيا همه صحابه بي ايمان شدند آيا زحمت23سال پيامبر همه بي نتيجه ماند آيا حضرت علي بي تفاوت شده.بنازم به غيرتت علي جان كه مدافع ناموس مسلمانان بوديد اما امروز كساني هستند كه غيرتت را زير سوال ميبرند
479 | عليرضا ن | Iran - Tehran | ١٦:٥٣ - ٢٥ بهمن ١٣٩١ |
با سلام خدمت جناب حسين محمدي جناب محمدي شما بايد ابتدا مبناي خود را در مورد اصل توسل را روشن کنيد. قرآن كريم نه تنها بر جواز توسل دلالت دارد، بلكه همگان را به رفتن به حضور پيامبر و طلب عفو از خدا و مشمول استغفار پيامبر قرار گرفتن ترغيب مي‏كند: ﴿ولو أنّهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّاباً رحيماً) و اگر آنان هنگامي كه بر خود ستم كردند پيش تو مي‏آمدند و از خدا آمرزش مي‏خواستند و پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم براي آنان آمرزش مي‏خواست قطعاً خدا را توبه ‏پذير مهربان مي‏يافتند. جناب حسين محمدي،منكران توسل مي‏گويند اين آيه توسل را تجويز مي‏كند ولي با قيود خاصي، اولاً توسل به شخص پيامبرصلي الله عليه و آله و سلم ، نه ديگران. ثانياً، فقط توسل در زمان حيات آن حضرت را، نه پس از رحلت وي را. ثالثاً، توسل در حضور آن حضرت و از نزديك را، نه از راه دور. رابعاً، فقط توسل در طلب استغفار، نه امور ديگر را. ولي هيچ يك از اين استثناها صحيح نيست. زيرا، با پذيرفتن جواز اصل توسل بنيان ادعاي آنان كه توسل را ذاتاً شرك و منافي توحيد مي‏دانند، فرو مي‏ريزد؛ چون اگر توسل از جهت عقلي شرك باشد امر عقلي، تخصيص ‏بردار نيست، نمي‏توان گفت توسل حقيقتاً شرك است ولي در مواردي جايز است. توحيد و شرك از مسائل نقلي و فرعي نيست تا بتوان عموم يا اطلاق آنها را تخصيص يا تقييد زد بلكه از مسائل عقلي است و اصلي غيرقابل تخصيص است، و اگر توسل، به معناي درخواست دعا و طلب استغفار جايز باشد، ساير مصاديق آن نيز كه در اصل جامع توسل مشترك است بايد جايز باشد و نمي‏توان برخي از مصاديق آن اصل جامع را روا و برخي را ناروا دانست. علاوه بر اين، اگر توسل به شخص پيامبر اكرم ‏صلي الله عليه و آله و سلم جايز است، چرا توسل به ديگر اولياي الهي جايز نباشد؟ در حالي كه ادله نقلي ديگر، مؤيد عموميت جواز توسل است. و اگر در زمان حيات رسول خدا توسل به او جايز باشد پس از رحلت وي نيز جايز است، زيرا انبيا و اوليا، و در رأس آنان رسول خداصلي الله عليه و آله و سلم براي هميشه زنده ‏اند. وقتي براساس نص قرآن كريم شهدا زنده باشند ، حضرت خاتم الانبيا ‏صلي الله عليه و آله و سلم كه شهيد شهداست (طبق ايه41سوره نسا)، به طور مسلم زنده است و به همين دليل ناظر اعمال مردم است. افزون بر عرضه مستمر اعمال بر آن حضرت در دنيا، در آخرت نيز شاهد محكمه اعمال همگان خواهد بود، پس وي همواره زنده است و از اعمال همه آگاه و آمدن حضور آن حضرت معناي خاص خود را دارد و حضور فيزيكي او لازم نيست، اظهار پشيماني از راه دور و درخواست طلب مغفرت از او نيز به معناي ادراك حضور اوست؛ مهم آن است كه رسول خداصلي الله عليه و آله و سلم از درستي استغاثه نادم باخبر شود. متاسفانه فرقه وهابيون، مفهوم اله و معبود را يكي مي‏دانند و مي‏گويند جز خدا را نبايد خواند و جز به او نبايد اميدوار بود و جز از او نبايد طلب ياري كرد، و در تعريف توحيد مي‏گويند: توحيد انحصار عبادت در خداي سبحان است و دين انبيا همين است خلاصه آنچه از كلمات اين گروه استفاده مي‏شود اين است كه مطلق خضوع و تذلل عبادت است و توسل به غير خدا و اميد شفاعت از غير او شرك است. ولي حق آن است كه عبادت، مطلق خضوع نيست، بلكه خضوع خاص، همراه با اعتقاد به الوهيت و استقلال است و اگر قيد الوهيت و استقلال معبود نباشد، صرف خضوع شرك نيست. جناب محمدي، نظر شماره 496از شما نشان مي دهد که شما اصل توسل را قبول نداريد، و در کامنت 474در قسمتي گفتيد که : اگر واقعا سخنان برادران يوسف را ملاك قرار ميدهي پس اين است خدايا بحق ودوستي حضرت علي (ع)مرا دركارهايم موفق گردان. ايا خود شما اين جمله را قبول داريد يا نه؟ اگر قبول داريد با نظر شماره 496از شما در تضاد است؟
480 | محب معصومين | Taiwan - Taipei | ١٧:٤٠ - ٢٥ بهمن ١٣٩١ |
اعوذبالله من الشيطان الرجيم

وامابعد سلام عليکم

خطاب به برادر گرامي جناب اقاي حسين محمدي:ببين شما به ايه توجه نکردي فرزندان به حضرتن يعقوب گفتند براي ما امرزش بطلب چرا حضرت يعقوب به فرزندانش نگفت که خدا از همه به شما نزديکتره حتي ازمن ونگفت خودتون بريد از خدا بخواهيد؟؟؟؟شما ميگيد کساني که به رحمت خدا رفته اند را چگونه مورد خطاب قرار ميدهيد وياري ميخواهيد جوابتون اينه((ولا تحسبن الذين قتلو في سبيل الله اموت بل احيا عند ربهم يرزقون))ال عمران169 و((ولا تقولو لمن يقتل في سبيل الله اموت بل احيا ولکن لا تشعرون))بقره154.معني به عهده خودت!!!!! اگرهم خيلي مشتاقي ميتوني يه سر به اين ادرس ها بزني و ببيني چه کسايي توسل دارند:
1)معجم الکبيرطبراني ج9ص30و31 2)سنن ترمذي،ابواب الادعيه 3)مسند احمدبن حنبل ج4 ص138 4)مستدرک حاکم ج1 ص313 5)مجموعه الرسايل والمسايل ابن تيميه ج1 ص813

خداوند شما را خير بدهد ماکه نگفتيم خود افراد شفا ميدهند بلکه ميگوييم ان ها به اذن خداوند قادر به اين کار هستند وهر کار ديگري. ما هم نميخواهيم جزو ان گمراهان باشيم وغير خدارا نميخوانيم بلکه توسط امامان معصوم به خداوند ميرسيم مثلا شما از يه ديوار ميخواي بري بالا بايد يه نردبون باشه يا نه يا مثلا شما با پدرت دعوات ميشه يا ناراحتش ميکني ايا اشکال داره که مادرتو واسطه قرار بدي يا خواهرتو يا يک فرد.

من و ديگر عزيزان گفتيم زنان پيغمبر جزو اهل بيت هستند وهيچ کس حق توهين ندارد اما مصداق اهل بيتي که خداوند در ايه تطهير گفته زنان پيغمبر نيستند بلکه همان نفراتي هستند که در زير کسا بوده اند((جبرييل پيغمبر علي فاطمه حسن حسين))عليهم السلام. ما هيچ وقت نميتوانيم بگوييم خديجه سلام الله عليها،عايشه ام سلمه ميمونه ماريه و...جزو اهل بيت نيستند اما ان اهل بيتي که خداوند گفته اين ها نيستند.

حال که شما دنبال اهل بيت را گرفتي به ما بگو اگر عايشه جزو اهل بيت بود امام حسن نيز جزو اهل بيت بود پس عايشه چطور به خودش جرات داد وبر استر سوار شد وجنازه مبارک امام حسن را به تير بست ومانع دفن ان حضرت در کنار پيامبر شد ايا نوه نزديکتر است يا دو خليفه که غاصب هم بوده اند!!! اصلا به چه اجازه اي بايد ان دوخالفه در خانه پيغمبر دفن شوند؟؟؟؟ اصلا چرا عايشه گفته بود اين اتاق من است واجازه نميدهم؟؟؟ مگر اتاق را از کجا اورده بود؟؟ ارث پدري که نبوده از شوهر هم ارث نبرده پس از کجا اورده!!!!!
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17] [18] [19] [20]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها