2020 May 27 - چهار شنبه 07 خرداد 1399
مولوي عبدالحميد ممنوع الخروج شد
کد مطلب: ٣١٣٢ تاریخ انتشار: ١١ مرداد ١٣٨٩ تعداد بازدید: 6521
اخبار » عمومي
مولوي عبدالحميد ممنوع الخروج شد

پيش بيني مي شود دليل اين اقدام مشاركت وي با گروه هاي معاند نظام جمهوري اسلامي ايران و نا امني هاي اخير در استان سيستان و بلوچستان باشد.


به گزارش قائم نيوز، مولوي عبدالحميد رهبر اهل سنت استان سيستان و بلوچستان كه در طول چند سال اخير با حمايت هاي علني خود از گروهك تروريستي ريگي باعث شهادت جمع زيادي از شيعيان اين استان شده بود در برگشت از كشور تركيه ممنوع الخروج و گذرنامه وي با حكم قضائي توقيف گرديد.

گفتني است امام جمعه اهل سنت زاهدان به تركيه سفر و در كنفرانس بين المللي اتحاديه جهاني علماي مسلمين شركت كرد و بعد از بازگشت، در فرودگاه بين المللي امام خميني تهران گذرنامه وي توقيف شد.

بر اساس اين گزارش، حكم قضائي از طرف دادگاه ويژه روحانيت صادر شده است.

پيش بيني مي شود دليل اين اقدام مشاركت وي با گروه هاي معاند نظام جمهوري اسلامي ايران و نا امني هاي اخير در استان سيستان و بلوچستان باشد.





Share
41 | عبدالكريم | , آلمان | ١٨:٥٣ - ١٣ خرداد ١٣٩١ |
مي خوام بگم
42 | جواد اكرمي | | ٢٠:٥٦ - ١٨ آبان ١٣٩١ |
اين هم از بي ظرفيتي مسئولين و عدم تحمل نظرات و انتقادهاست.
43 | غضنفري | , ایران | ١٤:٢٦ - ٢٠ آبان ١٣٩١ |
جناب 42مين يار ريگي: احسنت به اين هوش و ذکاوت!!!!!! اگه جنابعالي کاره اي بودي حتماً عبدالابليس ريگي را به خاطر سر بريدن بيگناهان مورد تقدير و تشويق قرار ميدادي تا بهت نگن بي ظرفيت! آيا کار ريگي و حمايت اين مولوي عبدالحميد از جنايتهاي او انتقاد است؟! خب از همين حرفها و اعتقادات است که فرق ميان شيعه مولا علي عليه السلام و پيروان عمربن خطاب که در کشورگشائيهايش روزي صد هزار نفر را به کام مرگ ميفرستاد معلوم ميشود.
44 | تسنن | , ایران | ١١:٤٤ - ٢٧ آبان ١٣٩١ |
سعيد به اصطلاح اقا و همه اوناي كه به اهل تسنن و روحانيتش توهين ميكنيد اگر اهل تسنن نبود اسلامي هم نبود تا ادماي حقيري مثل شما بخوان اظهار نظر كنن بريد تاريخو ورق بزنيد تا ببينيد جاي ادماي حقيري مثل شما كجاست.بيچارها
45 | ساراني | , ایران | ٢٢:٠٧ - ١٣ آذر ١٣٩١ |
من در تعجبم وقتي شما هيچ اطلاعاتي ندارين چرا نظر ميدين.
از خدا بترسين.اگر مولانا عبدالحميد چنين قصدي داشته نيازي به ريگي ها نداشت.
46 | محمد عمر | , ایران | ١١:٠٩ - ٠٧ دي ١٣٩١ |
اي مشرکان از خدا بيخبر کسي درمورد خداوند سخن ميگويد بايد مجرم باشد شما با شخص طرف نيستي با خدا دشمن هستي خداوند شما را زک وزوال کند مولانا يک شخصيت شريف هست شما اون را به دادگاه روحانيت ميکشيد يا جناب مولانا خيرشاهي در مورد خداوند سخن مي گويد آيا مجرم است توي ايران چه کار کنيم
47 | مهدي رستمي | , ایران | ١٨:٢٤ - ٠٧ دي ١٣٩١ |
سلام عليکم . برادر محمدعمر ؛ شماره 46 ما مشرک نيستيم . موحّدان يکتارست هستيم . از ديد شما جرم ما اين است که پس از پيامبر ، ولايت غاصبين خلافت را نپذيرفتيم لذا ما را مشرک مي ناميد . آيا مشرک ناميدن يک مسلمان درست است ؟ در مقابل الله تعالي بايد پاسخ گو باشيد . ما اگر مشرک هم باشيم اين نشانه ضعف شماست . يعني شما مسلمانان موحّد در جنگ غزه نتوانستيد کاري کنيد و اين جامعه شيعي ( به قول شما مشرک !!! ) بود که در مقابل اسرائيل ايستاد و صهيونيسم را به زانو در آورد . ( منظورم نظام جمهوري اسلامي و حزب الله لبنان است که با اسلحه و موشک و روحيه دادن غزه و بلکه اسلام را نجات دادند : البته همه اش کار خداست اما شيعيان مجراي اراده الهي شده اند ) اگر ما را مشرک بدانيد يعني آبرو و ناموس شما درگرو جهاد شيعيان مشرک است !!! ضمناً اين افراد شريف همان هايي هستند که همديگر را لاشخور و خرمگس خطاب کردند ! ( پوزش مي طلبم ) يا علي
48 | مهران شيعه | , ایران | ٢٢:٤٢ - ٠٧ دي ١٣٩١ |
باسلام متاسفانه تا يک سوژه ايجاد مي شود برادران به جان هم مي افتند وبدون مسئوليت به همديگرتهمت وافترامي زنند.حداقل به جاي صادر کردن حکم دشمني باخدا وشرک وارتداد دلايل آن رابيان بفرماييد وپاداش وجزا رابه خداواگذاريد.به شما که نعوذ باالله وحي نمي شودکه اينقدر زودمتهم مي کنيد .بهتر است زود قضاوت نکنيد وفعلا تحقيق کنيد.درمورد شيعه وسني هم ميشود همين کار راکرد.مادراصول دين مشترک هستيم ودرفروع نيز مشترکات زيادي داريم .وبالاترين اصل همه ي اديان توحيد است که شيعه نيز ازموحدين واقعي است.همه ي ما بايد ازخدا بترسيم وچند روز عمر راصرف بيهوده گويي نکنيم.
49 | غضنفري | , ایران | ٢٤:١٥ - ٠٨ دي ١٣٩١ |
سلام بر محبين اهلبيت عليهم السلام جناب مهمت عمر:منظورت را از خدا نفهميدم!؟!؟**^%ؤإژ$]ؤ#ث3ق8 کلاً قاطي کردم*&%*%*%&خداي خر سوار$&^$###خداي جوان*%$**84^$خداي مو فرفري&ؤ%&()*^*)%^ خداي شکموي چاقو چله*^)*\ّأ ^&ؤِ«^&ٍ&%ٌ؛ُِ،؛ثي خداي لنگ دراز که پاشو تو جهنم ميذاره تا جاي ما فقير بيچاره ها نشه ؟%^&$%^##^%#^% خداي تخت نشين%^%$^%#@##[email protected] خداي سه دسته ؟^*)%*%^&$،ريالِِـۀُّريال،ٌُّۀٌٌُ،ِآۀِِّآۀّ,<؛ِ،,،آ«<ُِ،ُُِريالَُُ،ِ،؛؛«ُُُريال؛فغي واييييييييييي هاييييييي مااااااا اززززز دسسسستتتت ششمممماااااا گيج شديم باااااا اينقد خدا هاي شما اصلاً زک زک وزوال
50 | غفورميربلوچزهي | , ایران | ١٠:٥٥ - ٢٥ دي ١٣٩١ |
بيچارهاشمادرخواب هستيداين عمربودکه عدل رابرقرارکردنه علي وامثالش مااگرامروزپشت منابع لااله الاالله ايستاده ايم مديون احسانات حضرت عمرهستيم بايدسم اسب عمرراببوسيم من افتخارمي کنم يکي ازسربازان عمردراين مرزوبوم هستم

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اگر منظورتان از مرزو بوم ايران است خوب است بدانيد، اسلام در مرحله اول توسط شخص پيامبر صلي الله عليه وآله به ايران آمد
پيامبر اكرم(ص) چند سال پس از هجرت، نامه ‏هايي به سران كشورهاي جهان - از جمله خسرو پرويز، پادشاه ايران - نوشتند و پيامبري خود را اعلام و آنان را به دين اسلام دعوت كردند/ خسرو پرويز تنها كسي بود كه به نامه حضرت اهانت كرد و آن را پاره كرد،
قالوا وبعث رسول الله (ص) عبد الله بن حذافة السهمي وهو أحد الستة إلى كسرى يدعوه إلى الإسلام وكتب معه كتاباقال عبد الله فدفعت إليه كتاب رسول الله (ص) فقريء عليه ثم أخذه فمزقه فلما بلغ ذلك رسول الله (ص)قال اللهم مزق ملكه وكتب كسرى إلى باذان عامله على اليمن أن ابعث من عندك رجلين جلدين إلى هذا الرجل الذي بالحجاز فليأتياني بخبره فبعث باذان قهرمانه ورجلا آخر وكتب معهما كتابا فقدما المدينة فدفعا كتاب باذان إلى النبي (ص) فتبسم رسول الله (ص) ودعاهما إلى الإسلام وفرائصهما ترعد وقال ارجعا عني يومكما هذا حتى تأتياني الغد فأخبركما بما أريد فجاءاه من الغد فقال لهما أبلغا صاحبكما أن ربي قد قتل ربه كسرى في هذه الليلة لسبع ساعات مضت منها وهي ليلة الثلاثاء لعشر ليال مضين من جمادى الأولى سنة سبع وأن الله تبارك وتعالى سلط عليه ابنه شيرويه فقتله فرجعا إلى باذان بذلك فأسلم هو والأبناء الذين باليمن
گويند، رسول خدا (ص)، عبد الله بن حذاقة سهمى را هم كه يكى ديگر از آن شش نفر بود با نامه‏ اى پيش خسرو فرستاد و او را به اسلام دعوت فرمود. عبد الله مى‏گويد: نامه پيامبر را دادم و همينكه آن را برايش خواندند، نامه را گرفت و پاره پاره ساخت. و چون اين خبر به رسول خدا رسيد، گفت: پروردگارا پادشاهى او را برانداز. خسرو نامه‏يى به باذان فرماندار خود در يمن نوشت و گفت دو مرد چابك را به حجاز فرستاد تا خبرى از اين مرد براى من بياورند. باذان فرمانده لشكر خود و مرد ديگرى را با نامه ‏اى به مدينه فرستاد آن دو آمدند و نامه باذان را به پيامبر (ص) دادند. رسول خدا تبسم كرد و آن دو را در حالى كه مى‏ لرزيدند به اسلام دعوت كرد و فرمود: برويد فردا پيش من بياييد تا آنچه بايد به شما بگويم. فردا كه آمدند، پيامبر فرمود: به سالار خود بگوييد كه پروردگار من خدايگان او را ديشب هفت ساعت از شب گذشته از ميان برد و كشت. و آن شب، شب سه شنبه هشتم جمادى الاولى سال هفتم هجرت بود. پيامبر (ص) اضافه فرمود كه خداى تعالى پسر خسرو شيرويه را بر او چيره گردانيد و او خسرو را كشت. آن دو پيش باذان برگشتند و باذان و تمام ايرانيانى كه در يمن بودند، مسلمان شدند.
الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاى230هـ)، الطبقات الكبرى،ج 1 ص259 -260 ناشر: دار صادر - بيروت.
نكته اي كه بايد دقت كرد اينكه عده زيادى از ايرانيان در يمن زندگى مى‏ كردند و حكومت يمن يك حكومت صددرصد دست نشانده ايرانى بود. همچنين در زمان حيات پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله، در اثر تبليغات اسلامى عده زيادى از مردم بحرين- كه در آن روز محل سكونت ايرانيان مجوس و غيرمجوس بود- به آيين مسلمانى درآمدند، و حتى حاكم آنجا كه از طرف پادشاه ايران تعيين شده بود مسلمان شد. علي هذا اولين اسلام گروهىِ ايرانيان در يمن و بحرين بوده است.
اما اينكه درباره عدالت عمر سخن گفتيد خوب است بدانيد تاريخ 25 ساله حكومت خلفاى سه گانه، كشتارهايى در كشورهاى همسايه انجام شده است كه در طول تاريخ بشريت سابقه نداشته است.آيا مسي مي شود اسم اين را عدالت گذاشت؟
آيا اين از عدالت عمر است كه خواهر خود را بخاطر اسلام آوردن كتك مي زد؟! شمس الدين ذهبى در تاريخ الإسلام، محمد بن سعد در الطبقات الكبرى و... نقل كرده‌اند كه پس از اطلاع عمر بن خطاب از اسلام آوردن داماد و خواهرش، به خانه آن‌ها آمد و شوهر خواهرش را مورد ضرب و شتم قرار داد، خواهرش براى دفاع از شوهرش مداخله كرد، عمر چنان با مشت به صورت او كوبيد كه خون از تمام صورتش جارى شد.
فمشى عمر فأتاهما وعندهما خباب فلما سمع بحس عمر توارى في البيت فدخل فقال: ما هذه الهينمة؟ وكانوا يقرءون طه قالا: ما عدا حديثا تحدثناه بيننا قال: فلعلكما قد صبأتما؟ فقال له ختنه: يا عمر إن كان الحق في غير دينك؟ فوثب عليه فوطئه وطئا شديدا فجاءت أخته لتدفعه عن زوجها فنفحها نفحة بيده فدمي وجهها.
عمر نزد آن دو (خواهر و همسر خواهرش) رفت؛ خباب نيز آنجا بود و هنگامي که احساس کرد عمر به آن جا مى‌آيد، در خانه پنهان شد؛ عمر گفت: اين سر و صداها چيست؟ ـ آنان سوره طه را تلاوت مى‌کردند ـ پاسخ دادند: چيزى جز سخنانى که به هم مى‌گفتيم نبود؛ عمر گفت: شايد شما از دين بيرون رفته‌ايد؟
شوهر خواهرش پاسخ داد: اى عمر؛ اگر حق در غير دين تو باشد چه خواهى کرد؟عمر به او حمله كرد و او را لگد کوب نمود، خواهرش آمد تا از شوهرش دفاع کند؛ اما عمر با دست بر صورت او کوبيد که صورتش خونين شد.
النميري البصري، أبو زيد عمر بن شبة (متوفاي262هـ)، تاريخ المدينة المنورة، ج 1، ص 348، تحقيق علي محمد دندل وياسين سعد الدين بيان، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1417هـ-1996م؛البلاذري، أحمد بن يحيى بن جابر (متوفاي279هـ)، أنساب الأشراف، ج 3، ص 386؛
المقدسي الحنبلي، أبو عبد الله محمد بن عبد الواحد بن أحمد (متوفاي643هـ)، الأحاديث المختارة، ج 7، ص 141، تحقيق عبد الملك بن عبد الله بن دهيش، ناشر: مكتبة النهضة الحديثة - مكة المكرمة، الطبعة: الأولى، 1410هـ؛
الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 1، ص 174، تحقيق د. عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م؛
العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية، ج 17، ص 259، تحقيق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري، ناشر: دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية، الطبعة: الأولى، 1419هـ .
ابن كثير دمشقى نيز اين گونه نقل مى‌كند:
فقامت إليه أخته فاطمة بنت الخطاب لتكفه عن زوجها فضربها فشجها.
فاطمه دختر خطاب آمد تا از شوهرش دفاع كند، عمر آن چنان او را زد كه سرش شكست!!!.
القرشي الدمشقي، إسماعيل بن عمر بن كثير أبو الفداء (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 3، ص 80، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
51 | رضاگركيچ | , ایران | ٢٠:٢٣ - ٠٧ ارديبهشت ١٣٩٢ |
سلام.مگه ما بهشت وجهنم را قبول نداريم مگه ما خدارا قبول نداريم-چرا ما خدا را فراموش کرده ايم-خداوند انها فرستاد تا ما به وسيله انها هدايت بيابيم تا کي مي خواهيد به يکديگر تهمت وناروا گوييد.انها رفته اند ما باقي مانده ايم خدا را بپرستيد وبه عبادت او مشغول شويد
52 | محمد | , ایران | ١٤:١٣ - ٢٥ ارديبهشت ١٣٩٢ |
بسم الله الرحمن الرحيم بهتراست کساني که دم ازعدالت عمر ميزنند جوابي به مستندات گروه محترم پاسخ به شبهات ارائه دهند تا طفره رفتن ياهتاکيهاي بي مورد-يا علي عليه السلام
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English