باسمه تعالی
1. تقریر شبهه:
اجماع صریح بر اینکه قبر امام حسین علیهالسلام در این مکان است وجود ندارد؛ هیچ نص صریح و صحیحی نداریم که مکان فعلی در کربلا قبر امام حسین علیهالسلام است.
2. چکیده پاسخ:
برای اثبات محل دفن امام حسین علیهالسلام، معیار را نباید صرفاً وجود یک «حدیث صحیحِ منفرد» قرار داد؛ زیرا تعیین قبور و اماکن تاریخی از موضوعات خارجی است و از راه تواتر تاریخی، استمرار عملی، شهرت مستفیض و تراکم گزارشهای تاریخی نیز قابل اثبات است. شواهد موجود نشان میدهد که انتساب قبر امام حسین علیهالسلام به کربلا از قرنهای نخست اسلامی شناختهشده و استمرار داشته است: گزارش ابناثیر از زیارت قبر حضرت توسط توابین در سال ۶۵ق، گزارش طبری از شناخته بودن قبر و تلاش متوکل برای تخریب و محو آن در سال ۲۳۶ق، تصریح یاقوت حموی به اینکه «حائر» نام موضع قبر امام حسین علیهالسلام است، و گزارش ابنبطوطه در قرن هشتم از «مشهد الحسین» در کربلا، همگی حلقههای یک زنجیره تاریخی پیوسته را تشکیل میدهند. افزون بر این، ابنکثیر از «اشتهار» محل قبر نزد بسیاری از متأخران سخن میگوید و ابنتیمیه صریحاً مینویسد: «وأما بدن الحسین فبکربلاء بالاتفاق»؛ یعنی بدن امام حسین علیهالسلام به اتفاق در کربلاست. بنابراین، سخن از یک ادعای متأخر یا یک روایت منفرد نیست، بلکه مجموعهای از شهرت، نقل تاریخی، استمرار زیارت و تصریحات عالمان اهلسنت در دورههای مختلف است که اصل دفن بدن امام حسین علیهالسلام در کربلا را بهصورت بسیار نیرومند تاریخی ثابت میکند؛ و در نتیجه، صرفِ نبودن یک حدیث واحد با سند صحیح و عبارت صریح، نمیتواند این مجموعه شواهد متراکم و مستمر را نفی کند.
3. سابقه شبهه
اين شبهه ممكن است ريشه ریشه در ماجراهای مرتبط با هدم قبر امام حسین علیه السلام در زمان متوکل عباسی داشته باشد. چنانچه ابن کثیر روایت از طبری روایت می کند:
«وقد ذكر ابن جرير وغيره أن موضع مقتله عفا أثره، حتى لم يطلع أحد على تعيينه بخبر. وقد كان أبو نعيم الفضل بن دكين ينكر على من يزعم أنه يعرف قبر الحسين رضي الله عنه.»
«ابن جریر و دیگران نقل کردهاند که محل کشتهشدن حسین(رضیاللهعنه) بهمرور زمان از بین رفت و آثار و نشانههای آن محو شد؛ بهگونهای که دیگر کسی از روی یک گزارش و نقل معتبر، نتوانست محل دقیق آن را تعیین کند. همچنین ابونعیم فضل بن دکین، کسانی را که ادعا میکردند قبر حسین را میشناسند، مورد انکار و اعتراض قرار میداد.»
ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی البصری الدمشقی (متوفای ۷۷۴ق)، البدایة والنهایة، ج 11، ص 580، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
این در حالی است که در آثار ابن جریر چنین مستندی یافت نشد. همچنین در ادامه همین گزارش از قول کلبی که ائمه مسلم تاریخ و سیره است ذکر شده است که مکان قبر امام حسین علیه السلام به اعجاز الهی معلوم شد :
«وذكر هشام بن الكلبي أن الماء لما أجري على قبر الحسين ليمحى أثره نضب الماء بعد أربعين يوما، فجاء أعرابي من بني أسد، فجعل يأخذ قبضة قبضة، ويشمها حتى وقع على قبر الحسين، فبكى وقال: بأبي أنت وأمي، ما كان أطيبك وأطيب تربتك! ثم أنشأ يقول:
أرادوا ليخفوا قبره عن عدوه … فطيب تراب القبر دل على القبر»
«هشام بن کلبی نقل کرده است که هنگامی که آب را بر روی قبر حسین جاری کردند تا آثار و نشانههای آن را از بین ببرند، آب پس از چهل روز فروکش کرد. در این هنگام، مردی بادیهنشین از قبیله بنیاسد آمد و مشتی از خاک را برمیداشت و میبویید تا سرانجام به قبر حسین رسید. آنگاه گریست و گفت: پدر و مادرم فدای تو باد! چه خوشبویی و چه خوشبوست خاک قبرت! سپس این اشعار را سرود:
آنان میخواستند قبر او را از دشمنانش پنهان کنند؛
اما عطر و بوی خوش خاک قبر، خود نشان قبر را آشکار کرد.»
ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی البصری الدمشقی (متوفای ۷۷۴ق)، البدایة والنهایة، ج 11، ص 580، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
4. اهداف شبهه
عمده هدف این شبهه تشکیک در اعتقاد شیعه به زیارت امام حسین علیه السلام و خرافی جلو دادن عقاید و مناسک شیعه دانست
5. پاسخ شبهه:
شبهه فوق در محورهای اثبات از طریق تواتر تاریخی، اتفاق، شهر قطعی و گزارش های متعدد علمای تاریخی پاسخ می دهیم:
5/1. اثبات از طریق تواتر تاریخی و استمرار عملیِ متصل به عصر شهادت:
میتوان استدلال کرد که اگر شیعیان و پیروان اهلبیت علیهمالسلام در نسلهای متوالی، از نزدیکترین نسل به واقعه کربلا تا نسلهای پس از آن، قبری معین در موضعی معین را بهعنوان مدفن امام حسین علیهالسلام شناخته، زیارت کرده و این معرفت را به نسل بعد منتقل کرده باشند، این نقل صرفاً «شهرت تاریخی» به معنای اصطلاحیِ ضعیف نیست؛ بلکه با تحقق کثرت ناقلان و استمرار آن در طبقات مختلف، میتواند از سنخ تواتر و نقل موجب علم قطعی باشد. در تواتر، حجیت ناشی از وثاقت یک راوی منفرد نیست، بلکه از کثرت طرق و استمرار نقل بهگونهای است که تبانی بر جعل یا خطای همگانی قطعا محال است؛ بنابراین برای اثبات محل قبر، الزاماً نیازی به یک روایت واحد با سند صحیح و نصّ صریح نداریم. اگر اصلِ وجود قبر در این موضع، از نسلهای نزدیک به شهادت حضرت تا نسلهای بعدی بهصورت مستمر و عمومی میان پیروان اهلبیت علیهمالسلام منتقل شده باشد، این استمرار معرفت و سیره زیارتیِ متصل به مبدأ واقعه میتواند منشأ قطع یا دستکم اطمینان عقلایی معتبر باشد؛ و در نتیجه، انکار آن صرفاً به دلیل فقدان «خبر واحد صحیحِ صریح» از نظر مبنای معرفتشناختی و اصولی، کافی نخواهد بود.
این اشکال که «برای اثبات محل فعلی قبر امام حسین علیهالسلام نصّ صریح و صحیحی نداریم» اگر به معنای نفی هرگونه حجیتِ نقل تاریخیِ متواتر باشد، لازمهاش انکار بسیاری از امور قطعی و مسلّم دینی و تاریخی است. برای نمونه، مکان فعلی کعبه را چگونه میتوان اثبات کرد؟ آیا در منابع، نصّی با سند صحیح و صریح وجود دارد که تمام جزئیات مکان امروزی کعبه را مستقیماً تعیین کرده باشد؟ آنچه موجب قطع و اطمینان است، تواتر عملی و تاریخی مسلمانان در نسلهای پیدرپی است؛ یعنی مسلمانان از نسلی به نسل دیگر، این مکان معین را بهعنوان بیتالله شناخته و بر اساس آن عمل کردهاند. در اصطلاح اصول فقه، حجیت منحصر در «خبر واحد صحیح» نیست؛ بلکه تواتر و گاه سیره و استمرار عملیِ قطعی نیز میتواند موجب علم و یقین شود. بنابراین، برای اثبات یک مکان تاریخی، لازم نیست حتماً یک روایت منفرد با سند صحیح و عبارت صریح وجود داشته باشد؛ بلکه اگر نقل و عمل نسلهای متوالی به حدی برسد که تبانی بر خطا یا جعل عرفاً و عقلاً منتفی باشد، چنین تواتری مفید قطع است.
همین قاعده درباره قرآن نیز روشن است: قطعیتِ وجود و انتساب آیات قرآن به عصر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله صرفاً از راه یک روایت منفرد با سند صحیح به دست نیامده است؛ بلکه قرآن از طریق تواتر و نقل قطعیِ نسلهای مسلمانان از عصر نزول تا امروز منتقل شده است. ما برای اثبات اینکه فلان آیه قرآن است، معمولاً نمیگوییم «یک راوی ثقه این آیه را نقل کرده، پس قطعی است»؛ بلکه مجموعهای از نقل عمومی و مستمر مسلمانان، قرائت، حفظ، کتابت و تعلیم قرآن در طول قرون، موجب یقین میشود. بنابراین، اگر کسی صرفاً به دلیل نبودن «نص صریحِ صحیحِ منفرد» در مورد مکان قبر امام حسین علیهالسلام، اصل انتساب این مکان به آن حضرت را نفی کند، باید همین معیار را در بسیاری از مسائل تاریخی و دینی دیگر نیز جاری کند. مدعا این نیست که هر شهرتی حجت است؛ بلکه سخن در این است که اگر شهرت و استمرار نقل و عمل تاریخی به حدّ تواتر یا موجب اطمینان عقلاییِ بسیار قوی برسد، از نظر معرفتشناختی و اصولی قابل استناد است. شایان ذکر است که این تواتر ممکن است به اجماع نیز تعبیر شود.
5/2. نادرستی معیار صرف وجود «حدیث صحیح» در اثبات محل قبور
یکی از لوازم مهم پاسخ به شبهه تبیین نادرستی معیار صرف وجود حدیث صحیح در اثبات محل قبور است در این باره می گوییم:
اولاً، از نظر اصولی و روششناختی، قیاسِ اثبات محل یک قبر تاریخی با اثبات یک حکم شرعی از طریق «حدیث صحیح» قیاسی نادرست است؛ زیرا موضوعاتی مانند محل قبور، خانهها، شهرها، میدانهای جنگ و سایر اماکن تاریخی، غالباً از سنخ موضوعات خارجی و تاریخی هستند و طریق اثبات آنها منحصر در خبر واحد صحیحالسند نیست. در اینگونه امور، معیار معرفت میتواند مجموعهای از قرائن تاریخی، استفاضه، شهرت مستفیضه، تواتر عملی، استمرار سیره و گزارش متقدمین و جغرافیدانان باشد. بنابراین، نبودن حدیث مرفوعِ صحیح با عبارت صریح، بهخودیخود مساوی با عدم ثبوت تاریخیِ یک مکان نیست؛ همانگونه که در بسیاری از موارد، حتی در میان اهلسنت، محل قبور صحابه، تابعین و عالمان بر اساس شهرت و نقل مستمر تاریخی شناخته شده و لزوماً مستند به یک حدیث صحیحِ مرفوع نیست. پس از نظر منطقی باید میان «دلیل اثبات حکم شرعی» و «راه احراز یک موضوع خارجی و تاریخی» تفکیک کرد. وهابی در این شبهه میان این دو بحث خلط کرده است.
ثانیاً، درباره مزار امام حسین علیهالسلام نیز سؤال علمی این نیست که آیا در صحیح بخاری یا صحیح مسلم حدیثی با این عبارت وجود دارد که «قبر حسین در مکان فعلی کربلاست»؛ بلکه سؤال این است که آیا مجموعه شواهد تاریخیِ متقدم و استمرار نقل، محل دفن آن حضرت را در کربلا تثبیت میکند یا خیر. در اینجا سخن از یک گزارش منفرد نیست، بلکه از نقل تاریخی مستمر و شهرتی است که در طول نسلها استمرار یافته و با گزارشهای تاریخی متقدم تأیید میشود؛ ازاینرو، فقدان یک حدیث صحیح بر اساس اصطلاحات علم رجال برای اثبات حکم شرعی فقهی، نافی اصل ثبوت تاریخی نیست. بنابراین، اگر کسی بخواهد صرفاً با این استدلال که «برای محل قبر حدیث صحیح نداریم»، این واقعیت تاریخی را نفی کند، در حقیقتدلیل لازم برای اثبات موضوع را با معیار نادرست و غیرمنحصرِ خبر واحد صحیح میسنجد؛ درحالیکه در مسائل تاریخی، ملاک، مجموع طرق و قرائن و میزان افاده آنها برای علم یا اطمینان عقلایی است.
5/3. وجود شهرت قطعی میان علمای سیره و تاریخ برای مدعا:
ابن کثیر دمشقی از علمای بزرگ اهل سنت و متخصص در علم تاریخ در کتب البدایة و النهایة تصریح می کند:
«وأما قبر الحسين رضي الله عنه فقد اشتهر عند كثير من المتأخرين أنه في مشهد علي (علیه السلام) بمكان من الطف عند نهر كربلاء، فيقال إن ذلك المشهد مبني على قبره فالله أعلم.»
«اما درباره قبر حسین رضیاللهعنه، نزد بسیاری از متأخران مشهور شده است که قبر ایشان در مشهدِ علی، در ناحیهای از طف، در کنار نهر کربلا قرار دارد؛ بنابراین گفته میشود این مشهد بر قبر او بنا شده است؛ و خداوند داناتر است.»
ابن کثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی البصری الدمشقی (متوفای ۷۷۴ق)، البدایة والنهایة، ج ۸، ص ۲۰۳، بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۷ق/۱۹۸۶م.
این عبارت از جهت استدلالی حائز اهمیت است؛ زیرا نویسنده به شهرت مستفیض و تاریخیِ محل قبر امام حسین علیهالسلام تصریح میکند و میگوید این محل نزد «کثیر من المتأخرین» مشهور بوده است. بنابراین، حتی اگر کسی برای اثبات مکان قبر، خبر واحد صحیحِ صریح را شرط بداند، این معیار در برابر چنین نقل تاریخیای کافی نیست؛ زیرا موضوع محل قبر از امور خارجی و تاریخی است و میتواند با شهرت مستفیض، استمرار نقل و تراکم شواهد تاریخی احراز شود. تعبیر «اشتهر» نیز نشان میدهد که سخن از یک گزارش منفرد نیست، بلکه از شهرتی تاریخی در میان گروه قابل توجهی از اهل علم است؛ در نتیجه، این عبارت دستکم مؤید روشنی بر قدمت و رواج انتساب موضع کربلا به قبر امام حسین علیهالسلام است.
5/4. گزارش ابن تیمیه مبنی بر وجود اتفاق بر محل نزاع:
ابن تیمیه حرانی در مباحث مرتبط با مکان قبر امام حسین علیه السلام می نویسد:
«وَأَمَّا " بَدَنُ الْحُسَيْنِ " فَبِكَرْبَلَاءَ بِالِاتِّفَاقِ.»
«اما بدن حسین، به اتفاق، در کربلا است.»
مجموع الفتاوى، شیخالإسلام احمد بن تیمیه، جمع و ترتیب: عبدالرحمن بن محمد بن قاسم، با همکاری محمد بن عبدالرحمن بن قاسم، ج ۲۷، ص ۴۹۳، مجمع ملک فهد لطباعة المصحف الشریف، مدینه منوره، ۱۴۲۵ق/۲۰۰۴م.
اهمیت این عبارت در تعبیر «بالاتفاق» است؛ زیرا ابنتیمیه صرفاً یک روایت یا خبر منفرد درباره محل دفن امام حسین علیهالسلام نقل نمیکند، بلکه اصل وجود بدن آن حضرت در کربلا را مورد اتفاق معرفی میکند. از منظر استدلال تاریخی، «اتفاق» در اینجا نشاندهنده وجود یک معرفت تاریخی فراگیر و غیرمتکی بر خبر واحد است و از این جهت، صغرای تحقق یک دلیل قطعی یا دستکم علمآور در موضوع تاریخی را تشکیل میدهد؛ یعنی وقتی یک عالم ناقد و سختگیر در ارزیابی اخبار، محل بدن امام حسین علیهالسلام را «بالاتفاق» کربلا میداند، ادعای اینکه هیچ مبنای تاریخی قابل اعتنایی برای انتساب قبر آن حضرت به کربلا وجود ندارد، قابل دفاع نیست. البته برای اثبات موضع دقیق بنای فعلی حرم باید استمرار تاریخیِ تعیین همان موضع نیز جداگانه بررسی شود؛ اما عبارت ابنتیمیه بهصراحت، اصلِ کربلا بودن محل بدن امام حسین علیهالسلام را تأیید میکند و همین امر بخش اساسی مدعا را اثبات مینماید. بر این اساس هیچ گزارش ظن آور دیگری که ابن تیمیه در ادامه مطرح کرده نمی تواند در تعارض با قطع ناشی از این اتفاق قرار گیرد.
همچنین ابن تیمیه در کتاب مرتبط با سر مقدس امام حسین علیه السلام می نویسد:
«وقد دفن بدن الحسين في مصرعة بكربلاء»
«اما بدن حسین علیه السلام در محل شهادتش در کربلا دفن شد»
راس الحسین، تقي الدين أبو العباس أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني (المتوفى: 728هـ)، ص 209، تحقيق ودراسة: الدكتور السيد الجميلي
5/5. اعتراف منابع سلفی معاصر به دفن حضرت در کربلا
حتی پایگاههای فتوایی اهلسنت و سلفی نیز امروز همین تفکیک را دارند: درباره محل سر امام حسین علیهالسلام اختلاف نقل وجود دارد، اما درباره بدن میگویند همانجا که شهید شد، یعنی کربلا، دفن شد.
«فأما الحسين السبط رضي الله عنه فإنه دفن حيث استشهد بكربلاء، واختلف في موضع الرأس.»
«اما حسین، فرزند علی، که سبط پیامبر صلیاللهعلیهوآله است، رضیاللهعنه، در همان جایی که در کربلا به شهادت رسید دفن شد؛ و درباره محل دفن سرِ ایشان اختلاف نظر وجود دارد.»
اسلاموب، فتوی شماره ۳۹۸۷۲۸.
پس حتی در روش اهلسنت نیز محل نزاع، کربلا بودن قبر بدن امام حسین علیهالسلام نیست؛ محل بحث، سر مطهر است، نه بدن.
5/6. مشخص بودن قبر مطهر امام حسین علیهالسلام از قرن اول
قبر امام حسین علیهالسلام از همان دهههای نخست محل زیارت بوده؛ وجود ساختمانی دارای در و گنبد دستکم در نیمه نخست قرن دوم از روایات قابل استنباط است؛ و بر پایه برخی منابع تاریخی، نخستین گنبد را مختار ثقفی حدود سال ۶۶ هجری ساخته است چنانچه توابين در سال 65 در کنار قبر آمدند:
«ثُمَّ سَارُوا فَانْتَهَوْا إِلَى قَبْرِ الْحُسَيْنِ، فَلَمَّا وَصَلُوا صَاحُوا صَيْحَةً وَاحِدَةً، فَمَا رُئِيَ أَكْثَرَ بَاكِيًا مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ، فَتَرَحَّمُوا عَلَيْهِ وَتَابُوا عِنْدَهُ مِنْ خِذْلَانِهِ، وَتَرْكِ الْقِتَالِ مَعَهُ وَأَقَامُوا عِنْدَهُ يَوْمًا وَلَيْلَةً يَبْكُونَ وَيَتَضَرَّعُونَ وَيَتَرَحَّمُونَ عَلَيْهِ وَعَلَى أَصْحَابِهِ، (وَكَانَ مِنْ قَوْلِهِمْ عِنْدَ ضَرِيحِهِ: اللَّهُمَّ ارْحَمْ حُسَيْنًا الشَّهِيدَ ابْنَ الشَّهِيدِ، الْمَهْدِيَّ ابْنَ الْمَهْدِيِّ، الصِّدِّيقَ ابْنَ الصِّدِّيقِ، اللَّهُمَّ إِنَّا نُشْهِدُكَ أَنَّا عَلَى دِينِهِمْ وَسَبِيلِهِمْ وَأَعْدَاءُ قَاتِلِيهِمْ وَأَوْلِيَاءُ مُحِبِّيهِمُ، اللَّهُمَّ إِنَّا خَذَلْنَا ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّنَا صلى الله عليه وسلم فَاغْفِرْ لَنَا مَا مَضَى مِنَّا وَتُبْ عَلَيْنَا وَارْحَمْ حُسَيْنًا وَأَصْحَابَهُ الشُّهَدَاءَ الصِّدِّيقِينَ، وَإِنَّا نُشْهِدُكَ أَنَّا عَلَى دِينِهِمْ وَعَلَى مَا قُتِلُوا عَلَيْهِ، وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ! وَزَادَهُمُ النَّظَرُ إِلَيْهِ حَنَقًا) .»
«سپس به راه افتادند و به قبر حسین علیه السلام رسیدند. هنگامی که به آنجا رسیدند، همگی یکباره فریاد و شیون سر دادند. هیچ روزی دیده نشده بود که شمار گریهکنندگان در آن به این اندازه باشد. آنان برای حسین طلب رحمت کردند و در کنار قبر او، به سبب کوتاهیای که در یاری او کرده و از جنگیدن در کنار او خودداری کرده بودند، توبه کردند. یک شبانهروز در کنار قبرش ماندند؛ گریه و زاری میکردند و برای او و یارانش طلب رحمت مینمودند.
از جمله سخنان آنان در کنار ضریح او این بود: «خدایا، حسینِ شهید، فرزندِ شهید، هدایتیافته فرزند هدایتیافته و راستگو فرزند راستگو را مورد رحمت خویش قرار ده. خدایا، تو را گواه میگیریم که ما بر دین و راه آنان هستیم و از دشمنان قاتلان آنان و دوستدار محبان آنان هستیم. خدایا، ما در یاری فرزند دختر پیامبرمان صلیاللهعلیهوسلم کوتاهی کردیم؛ پس از گذشته ما درگذر، توبه ما را بپذیر و حسین و یاران شهید و راستگوی او را مورد رحمت قرار ده. تو را گواه میگیریم که ما بر دین آنان و بر همان راهی هستیم که آنان بر آن کشته شدند؛ و اگر ما را نیامرزی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!» و دیدن آن صحنه، خشم و نفرت آنان را نسبت به قاتلان حسین علیه السلام بیشتر کرد.»
ابناثیر، عزالدین ابوالحسن علی بن ابیالکرم محمد بن محمد بن عبدالکریم بن عبدالواحد الشیبانی الجزری (م. ۶۳۰ق)، *الکامل فی التاریخ*، ج ۳، ص ۲۶۴، تحقیق: عمر عبدالسلام تدمری، بیروت: دارالکتاب العربی، چاپ اول، ۱۴۱۷ق/۱۹۹۷م.
همچنین در منابع شیعه به تفصیل بیان شده است که این قبر مطهر از زمان شهادت امام حسین (علیه السلام) به زیارتگاه عاشقان و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) تبدیل شد و مردم برای عزاداری و دعا و زیارت به آنجا میآمدند. حضور جابر بن عبدالله انصاری در اربعین شهادت امام حسین (علیه السلام) در آنجا، از اولین گزارشهایی است که بر آشکار بودن قبر سید الشهدا (علیه السلام) و زیارت آنجا توسط مردم دلالت دارد (مفید، محمد بن محمد، مسار الشیعه، ص ۴۶، نجف، دار المفید، بیتا). البته گزارشات دیگری نیز وجود دارد که بر این نکته تأکید میکنند: علی بن اسباط (زنده در ۲۳۰ ق)، از راویان موثق شیعه و از اصحاب امام رضا و امام جواد (علیهما السلام) نقل میکند که وقتی خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) به مناطق اطراف رسید، زنان قبایل برای زیارت قبر حضرت و برآوردن شدن حاجت خود (فرزند خواستن) به آنجا میآمدند و حاجت روا میشدند (عدهای از علما، اصول ستة عشر، ص ۳۴۰، قم، دار الحدیث، ۱۴۲۳ ق).
5/7. گزارش طبری از هدم قبر امام حسین علیهالسلام توسط متوکل
طبری در حوادث سال ۲۳۶ هجری گزارش میکند که متوکل عباسی دستور داد قبر امام حسین علیهالسلام و بناهای اطراف آن ویران شود، زمین آن شخم زده و کشت شود و مردم از زیارت آن منع شوند.
«وفيها أمر المتوكل بهدم قبر الحسين بن علي، وهدم ما حوله من المنازل والدور، وأن يحرث ويبذر ويسقى موضع قبره، وأن يمنع الناس من إتيانه، فذكر أن عامل صاحب الشرطة نادى في الناحية: من وجدناه عند قبره بعد ثلاثة بعثنا به إلى المطبق، فهرب الناس، وامتنعوا من المصير إليه، وحرث ذلك الموضع، وزرع ما حواليه.»
در این سال، متوکل دستور داد قبر حسین بن علی و خانهها و بناهای اطراف آن را ویران کنند، و جای قبر او را شخم بزنند، بذر بپاشند و آب بدهند، و مردم را از آمدن به آنجا منع کنند. گفته شده عامل صاحب شرطه در آن ناحیه ندا داد: هر کس را پس از سه روز نزد قبر او بیابیم، به مطبق میفرستیم. پس مردم گریختند و از رفتن به آنجا خودداری کردند، و آن موضع شخم زده شد و اطرافش کشت گردید.
محمد بن جریر الطبری (م. ۳۱۰ق)، تاریخ الرسل والملوک (تاریخ الطبری)، ج۹، ص۱۸۵، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم (م. ۱۴۰۱ق)، چاپ دوم، قاهره: دارالمعارف، ۱۳۸۷ق/۱۹۶۷م.
این گزارش بسیار مهم است؛ زیرا در قرن سوم هجری، یعنی حدود ۱۷۵ سال پس از عاشورا، در منبع تاریخی بزرگ اهلسنت، از قبر شناختهشده امام حسین علیهالسلام سخن گفته شده است؛ قبری که مردم به زیارتش میرفتند و حکومت برای نابود کردن اثر آن اقدام کرد. اگر قبر معلوم نبود، دستور «هدم قبر»، «منع زیارت قبر» و «حرث موضع قبر» معنا نداشت.
5/8. تعبیر یاقوت حموی درباره حائر و قبر امام حسین علیهالسلام
یاقوت حموی، جغرافیدان بزرگ اهلسنت، در معجم البلدان، ذیل «الحائر» تصریح میکند که حائر همان موضع قبر امام حسین علیهالسلام است.
«والحائر: قبر الحسين بن علي، رضي الله عنه... لأنه اسم لموضع قبر الحسين بن علي، رضي الله عنه... فإنهم يقولون الحير بلا إضافة إذا عنوا كربلاء.»
حائر، قبر حسین بن علی رضیاللهعنه است... زیرا این نام، اسم موضع قبر حسین بن علی رضیاللهعنه است... و مردم وقتی بدون اضافه میگویند «حیر»، مقصودشان کربلاست.
یاقوت حموی، شهابالدین ابوعبدالله یاقوت بن عبدالله الرومی الحموی (م. ۶۲۶ق)، معجم البلدان، ج ۲، ص ۲۰۸، بیروت: دار صادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.
همین یاقوت ذیل کربلا نیز آن را محل شهادت امام حسین علیهالسلام معرفی میکند:
«كربلاء: بالمد، وهو الموضع الذي قتل فيه الحسين بن علي، رضي الله عنه، في طرف البرية عند الكوفة.»
کربلا، با مد، همان موضعی است که حسین بن علی رضیاللهعنه در آن کشته شد؛ در کناره بیابان، نزدیکی کوفه.
یاقوت حموی، شهابالدین ابوعبدالله یاقوت بن عبدالله الرومی الحموی (م. ۶۲۶ق)، معجم البلدان، ج 4، ص 445، بیروت: دار صادر، چاپ دوم، ۱۹۹۵م.
پس در آثار جغرافیایی اهلسنت، هم «کربلا» به عنوان محل شهادت و هم «حائر» به عنوان موضع قبر امام حسین علیهالسلام شناخته شده است.
5/9. استمرار تاریخی زیارت و شناخت قبر از قرنهای نخست
اگر کسی بگوید «ممکن است اصل دفن در کربلا درست باشد، اما این مکان فعلی معلوم نیست»، پاسخ این است که گزارشهای تاریخی نشان میدهد محل قبر از همان قرون نخست شناختهشده و مورد زیارت بوده است. گزارش طبری درباره متوکل دقیقاً بر همین نکته دلالت دارد: مردم نزد قبر میرفتند، حکومت همان موضع را شخم زد و از آمدن مردم جلوگیری کرد.
بعدها نیز جهانگردان اهلسنت، شهر کربلا را با مشهد امام حسین علیهالسلام معرفی کردهاند. ابنبطوطه در قرن هشتم هجری میگوید:
«ثم سافرنا منها إلى مدينة كربلاء، مشهد الحسين بن علي عليهما السلام، وهي مدينة صغيرة تحفها حدائق النخل ويسقيها ماء الفرات، والروضة المقدسة داخلها، وعليها مدرسة عظيمة وزاوية كريمة...»
سپس از آنجا به شهر کربلا، مشهد حسین بن علی علیهماالسلام، سفر کردیم. شهری کوچک است که باغهای خرما آن را فرا گرفته و آب فرات آن را سیراب میکند. روضه مقدسه در داخل آن است و بر آن مدرسهای بزرگ و زاویهای کریمانه قرار دارد.
ابن بطوطه، محمد بن عبدالله بن محمد بن ابراهیم اللواتی الطنجی، ابوعبدالله (م. ۷۷۹ق)، رحلة ابن بطوطة (تحفة النظار في غرائب الأمصار وعجائب الأسفار)، ج ۲، ص ۵۷، رباط: أکادیمیة المملکة المغربیة، ۱۴۱۷ق.
این گزارشها نشان میدهد که با یک ادعای دیرهنگام و بیریشه روبهرو نیستیم؛ بلکه با یک شهرت تاریخی مستمر روبهرو هستیم.
6. جمع بندی:
با توجه به ادله قطعی همانند استدلال به تواتر عملی میان نسل های شیعه، وجود اتفاق و شهرت و گزارش های فراوان تاریخی هیچ شکی در اینکه مکان قبر فعلی امام حسین علیه السلام همان مکان شهادت و دفن آن حضرت است نمی باشد.

















فرد عمری کامنت کرده بود علی چی کار میتونه بکنه؟
پاسخش چیست؟ مخصوصا از قرآن؟ مخصوصا جوری که عمری نتونه اشکال کنه؟
پاسخ:
با سلام
همان کاری که حضرت عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام می تواند انجام دهد که در قرآن آمده است که ایشان خلق پرنده می کنند و کور مادرزاد شفا می دهند و بیماری برص را مداوا می کنند و از امورات غیبی آگاهی می دهند و ....
موفق و موید باشید