-->
2026 September 12 - شنبه 21 شهرويور 1405
رمزگشایی از یک حقیقت در حدیث دوات و قلم ( قرطاس )
کد مطلب: ١٦٦٨٨ تاریخ انتشار: ٠٥ مرداد ١٤٠٥ - ١٨:٢٦ تعداد بازدید: 382
يادداشت » عمومي
جدید
رمزگشایی از یک حقیقت در حدیث دوات و قلم ( قرطاس )

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آنچه در تاریخ اسلام در آستانه شهادت نبیّ اکرم صلی الله علیه و آله رخ داده است و ابن عباس از آن به مصیبت بزرگ تعبیر می کرد و برآن روز فاجعه بار، بسیار می گریست، ماجرای روز پنجشنبه ( یوم الخمیس) قبل از شهادت رسول اکرم صلی الله علیه و آله است که روایتِ آن روز، معروف به حدیث دوات و قلم یا حدیث قرطاس(کاغذ) است. در آن روز رسول خدا صلی الله علیه و آله که نگران امّت بعد از خود بود و مخالفت های پنهان و آشکارِ اصحاب را پیرامون محور حق به خصوص در امر خلافت و امامت امیرالمومنین علی علیه السلام، به صورت گسترده مشاهده می فرمود، با در خواست قلم و کاغذ خواستند مطلبی بفرمایند یا بنویسند تا امّت بعد از حضرتش، به گمراهی کشانده نشوند و تاکیدی پی در پی باشد بر آنچه در طول 23 سال، و در روز غدیرخم، مسلمانان را بر آن آگاه نموده بودند،ولی در آن مجلس، برخی از اصحاب با محوریت خلیفه دوم، با مخالفت خود مانع از آن شدند تا آنچه رسول اکرم صلی الله علیه و آله قصد داشتند، مکتوب نمایند. در آنجا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: می خواهم مطلبی بگویم که بعد از من گمراه نشوید، آنچه در این هزار و چهارصد سال بین علما و دانشمندان اهل سنت محل بحث قرار گرفته است این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله قصد نوشتن چه مطلبی داشتند تا امّتشان گمراه نشوند؟

این یادداشت به کمک شواهد و قرائن سعی نموده است از آنچه رسول الله صلی الله علیه و آله تلاش در مکتوب شدنش را داشتند رمز گشایی نماید، البته این مطلب در نزد شیعه واضح و مشخص است و رمز گشایی ما تنها برای کسانی است که هنوز بعد از قرن ها، این ماجرا را نوعی معما و امری مجهول میدانند!

حدیث دوات و قلم در منابع مهم اهل سنت

اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن روز می خواستند چه مطلب مهمی را بفرمایند که امّتش از گمراهی ابدی نجات یابند، بین عالمان اهل سنت اختلاف است و اشاره واضحی به آن ننموده اند و تنها با برشمردن احتمالات گوناگون، سعی کرده اند از آنچه پیغمبر صلی الله علیه و آله قصد مکتوب داشتنش را داشتند پرده برداری کنند، مثلا نووی از فقهای مطرح اهل سنت شارح صحیح مسلم در این باره می گوید: گفته شده است که رسول خدا در آن روز می خواستند بر یک شخص معین در قضیه خلافت چیزی بنویسند و تاکید کنند، تا درگیری و فتنه ایجاد نشود و برخی گفته اند که حضرت میخواست مهمات احکام را بیان بفرمایند تا درگیری پیش نیاید و اتفاق امت حاصل شود(1) ابن حجر عسقلانی از استوانه های علمی اهل سنت هم میگوید: گفته شده است که رسول الله میخواست تعیین خلیفه نماید برای بعد از خود.( 2) تعداد زیادی از علمای اهل سنت نیز در این باره سکوت کرده اند و سخنی نگفتند.

بخاری و مسلم در چند جای کتاب خود حادثه روز پنجشنبه (رزیّه یوم الخمیس) قبل از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله را ذکر نمودند.

روایت اول: ابن عباس می گوید: وقتی حال رسول خدا صلی الله علیه و آله در بیماری شدت گرفت، فرمود: کتابی (کاغذ) به من دهید تا برایتان مطلبی بنویسم که بعد از آن گمراه نشوید، عُمَر گفت: درد بر رسول خدا غلبه کرده است، نزد ما قرآن است و همین بس است، سپس اصحاب اختلاف و سرو صدا کردند و رسول خدا فرمود: از نزد من برخیزید و بروید زیرا در کنار من سرو صدا و اختلاف شایسته نیست. ابن عباس در این حال از مجلس خارج شد و می گفت: مصیبت، تمامِ مصیبت از آن جایی بود که بین رسول خدا و مطلبی که خواست بفرماید مانع شدند (3)

روایت دوم:

سعید بن جُبَیر از تابعین معروف و مورد اعتماد فریقین از ابن عباس از ماجرای آن روز دردناک نقل می کند: ابن عباس گفت: روز پنجشنبه ؟ چه میدانی چه روز پنجشنبه ای بود؟ سپس ابن عباس گریه کرد، طوری که شن هایِ زمینِ روبرویش، از اشک او خیس شد و گفت: روز پنجشنبه حال رسول خدا بدتر شد، فرمود: کاغذی برایم بیاورید تا مطلبی برایتان بنویسم که هرگز گمراه نشوید، سپس اصحاب درگیر شدند در حالی که در محضر هیچ پیغمبری سرو صدا و درگیری جایز نیست. عده ای در آن جلسه گفتند رسول خدا هذیان می گوید.....(4)

روایت سوم:

ابن عباس گفت: وقتی هنگامه احتضار رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید، در حالی که در خانه افرادی بودند، فرمود: کاغذی برایم بیاورید تا مطلبی برایتان بنویسم که گمراه نشوید بعد از آن. برخی از آن افراد گفتند: درد بر رسول خدا غلبه کرده است ( و این سخنان را از سر درد می گوید)، قرآن نزد شما هست و ما را کفایت می کند، همین که این سخن گفته شد، افراد حاضر درگیر شدند و سرو صدا کردند، برخی از آنان می گفتند: کاغذی بیاورید تا رسول الله برایتان مطلبی بنویسد که گمراه نشوید، وقتی اختلاف و سرو صدا زیاد شد، رسول خدا فرمود: از کنار من برخیزید و بروید، ابن عباس همیشه بعد از این ماجرا می گفت: هرچه مصیبت بود از آن جا بود که نگذاشتند رسول خدا صلی الله علیه و آله مطلبش را مکتوب بفرماید.(5)

حدیث ثقلین و شباهت آن به حدیث دوات و قلم

یکی از روایاتی که در نزد شیعه و سنی از درجه اعتبار بسیار بالایی برخوردار است، حدیث شریف ثقلین است، در این حدیث شریف، رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: من چیزی بین شما بر جای می نهم که اگر بدان چنگ زنید، بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد. یکی از آن دو از دیگری عظیم تر است: کتاب خدا رشته ای است که از آسمان به زمین کشیده شده است. و دیگری عترت که اهل بیت منند. این دو هرگز از هم جدا نمی گردند، تا بر سر حوض (کوثر) نزد من وارد شوند. پس بنگرید بعد از من با ایشان چگونه رفتار می کنید(6)

محتوای این حدیث شریف بیان می کند که مسلمانان بعد از رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای نجات از گمراهی ابدی باید به قران و اهل بیت علیهم السلام تمسک کنند، از این دو اطاعت کنند و مرجع علمی و عملی خود قرار دهند، این دو از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر بر رسول خدا وارد شوند.

قرینه اول در رمزگشایی از حدیث قرطاس : عبارت عدم گمراهی (لن تضلّوا ابدا)در بیان رسول خدا صلی الله علیه و آله

نکته ای لطیف در حدیث دوات و قلم و حدیث ثقلین وجود دارد و آن عبارت" لن تضلوا ابدا (هرگز گمراه نمی شوید)" است. با جستجو در روایات رسول اکرم صلی الله علیه و آله، به نظر می رسد این عبارت مهم و کلیدی، تنها در حدیث ثقلین با این نوع بیان به کار رفته است و نسبت به موضوعات دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله، این عبارت را به کار نبرده اند. به همین سبب وقتی در جایی مثل حدیث دوات و قلم، کلام رسول خدا نیمه کار گذاشتند و مانع از آن شدند که حضرت بفرمایند عدمِ گمراهیِ ابدی در عمل به چه دستوراتی است، حدیث ثقلین ما را یاری می رساند تا بدانیم در آن روز نبی اکرم صلی الله علیه و آله، تصمیم بر بیان چه مطلب مهمی داشتند و آن مطلب این بود که اگر بعد از من میخواهید از گمراهی ابدی دور باشید، باید به قرآن و اهل بیت من تمسک کنید و امر خلافت و امامت نیز از امور مهمی است که می بایست بعد از ارتحال رسول اکرم صلی الله علیه و آله آن را در نزد اهل بیت ایشان به خصوص امیر المومنین علیه السلام یافت و کسی غیر از ایشان شایستگی زمامداری مسلمانان را ندارد.

قرینه دوم در رمز گشایی از حدیث قرطاس: کلام خلیفه دوم در قبول یکی از دو عاملِ عدم ِگمراهی و کنار گذاشتن دیگری

از قرینه هایی که به ما کمک می رساند تا عبارتی که مدّ نظر حضرت محمد صلی الله علیه و آله بود و نگذاشتند حضرت بیان بفرماید را بهتر متوجه شویم، کلام خلیفه دوم در آن روز است که منابع دسته اول و مهم اهل سنت هم ذکر کرده اند. با توجه به عباراتی که در بالا بیان شد، تنها چیزی که می تواند توسط حضرت رسول صلی الله علیه و آله بیان شده باشد، سفارش به اهل بیت علیهم السلام است که همیشه در کنار قرآن بدان سفارش می نمودند ولی عمر بن خطاب به سبب آنکه اساساً با خلافت اهل بیت علیهم السلام مخالف بودند، وقتی این مطلب را شنیدند،مانع از انعقاد کلام رسول الله صلی الله علیه و آله شدند، به همین خاطرمدیریت جلسه را به دست گرفتند و با عبارت حسبنا کتاب الله ( قرآن ما را بس است ) نگذاشتند در کنار قرآن کریم بر تبعیت و اطاعت از اهل بیت علیهم السلام هم تاکید شود و این مطلب مهّم مکتوب شود.

با توجه به شواهد و قرائن بیان شده، به این نتیجه می رسیم که آنچه که رسول خدا صلی الله علیه و آله قصد ذکر آن را در حدیث قرطاس (دوات و قلم) داشتند، تاکید بر پیروی از اهل بیت علیهم السلام در کنار قرآن، بعد از خود بوده است و به طور ویژه می خواستند بر خلافت امیرالمومنین علی علیه السلام برای آخرین بار تاکید بفرمایند، به دلیل این که، کلید واژه نجات از گمراهی ابدی در لسان مبارک رسول اکرم صلی الله علیه و آله در طول23 تمسک و تبعیت از قرآن و اهل بیت علیهم السلام در هر شرایطی بوده است. و حدیث دوات و قلم نیز عطف به آنچه می شود که حضرت همواره بدان تاکید و سفارش داشتند و منابع شیعه نیز به صورت واضح بیان داشته اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن روز چه سفارش مهمی می خواستند مکتوب نمایند.

در کتاب غیبت نعمانی این مطلب این گونه بیان شده است:

سلیم بن قیس روایت کرده است که علی (علیه‌السلام) در جریان گفتگویی مفصل — که در آن زمان مهاجران و انصار به بیان فضایل و برتری‌های خود می‌پرداختند — به طلحه فرمود: ای طلحه! آیا شاهد نبودی که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) درخواستِ استخوانِ شانه‌ای کرد تا پیامی را بر آن بنگارد که امت پس از او هرگز گمراه نشوند و دچار اختلاف نگردند؟ اما آن همراهِ تو سخنی گفت — مبنی بر اینکه رسول خدا هذیان می‌گوید — و این امر موجب خشم پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) شد و ایشان از آن کار منصرف گشتند. طلحه پاسخ داد: آری، شاهد آن بودم. سپس علی فرمود: پس از آنکه شما رفتید، رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) مرا از آنچه قصد نگارش و گواه گرفتنِ مردم بر آن را داشت، آگاه ساخت؛ چرا که جبرئیل به ایشان خبر داده بود که خدای متعال او می‌دانست که امت دچار اختلاف و تفرقه خواهد شد؛ پس طوماری خواست و آنچه را که می‌خواست بر روی استخوان کتف [شتر] نوشته شود، بر من املا کرد و سه تن را برای گواهی دادن بر آن فراخواند: سلمان فارسی، ابوذر و مقداد. او نام کسانی را که امامانِ هدایت بودند — و مؤمنان را فرمان داده بود تا روز قیامت از آنان اطاعت کنند — برشمرد: نخست مرا، سپس این فرزندم حسن را، آن‌گاه این فرزندم حسین را، و سپس نُه تن [امام] از نسل فرزندم حسین را،ای ابوذر و ای مقداد، همین حکم درباره شما نیز صدق می‌کند. آن دو پاسخ دادند: ما در این باره نسبت به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) گواهی می‌دهیم. سپس طلحه گفت: به خدا سوگند، شنیدم که رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ابوذر می‌فرمود: "زمین کسی را بر خود حمل نکرده و آسمان بر کسی سایه نیفکنده است که در گفتار، راستگوتر یا در کردار، درستکارتر از ابوذر باشد." من گواهی می‌دهم که آنان جز به حق شهادت ندادند و به باور من، تو حتی از آنان نیز راستگوتر و درستکارتر هستی. (7)

 

پی نوشت ها:

(1)    شرح نووی بر صحیح مسلم ج 11ص 90

(2) فتح الباری فی شرح صحیح بخاری ابن حجر عسقلانی ج8 ص 133

 (3) صحیح بخاری ، ج 1، ص34، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ

حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ سُلَيْمَانَ، قَالَ: حَدَّثَنِي ابْنُ وَهْبٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي يُونُسُ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: لَمَّا اشْتَدَّ بِالنَّبِيِّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ قَالَ: ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ» قَالَ عُمَرُ إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ غَلَبَهُ الوَجَعُ، وَعِنْدَنَا كِتَابُ اللَّهِ حَسْبُنَا. فَاخْتَلَفُوا وَكَثُرَ اللَّغَطُ، قَالَ: «قُومُوا عَنِّي، وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدِي التَّنَازُعُ» فَخَرَجَ ابْنُ عَبَّاسٍ يَقُولُ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ، مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ كِتَابِهِ

(4) صحیح بخاری ، ج 4،ص69، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ

 حَدَّثَنَا قَبِيصَةُ، حَدَّثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ سُلَيْمَانَ الأَحْوَلِ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ جُبَيْرٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا: أَنَّهُ قَالَ: يَوْمُ الخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الخَمِيسِ؟ ثُمَّ بَكَى حَتَّى خَضَبَ دَمْعُهُ الحَصْبَاءَ، فَقَالَ: اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ يَوْمَ الخَمِيسِ، فَقَالَ: ائْتُونِي بِكِتَابٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»، فَتَنَازَعُوا، وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: هَجَرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، قَالَ: «دَعُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونِي إِلَيْهِ»، وَأَوْصَى عِنْدَ مَوْتِهِ بِثَلاَثٍ: «أَخْرِجُوا المُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ، وَأَجِيزُوا الوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ»، وَنَسِيتُ الثَّالِثَةَ، وَقَالَ يَعْقُوبُ بْنُ مُحَمَّدٍ، سَأَلْتُ المُغِيرَةَ بْنَ عَبْدِ الرَّحْمَنِ، عَنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ: فَقَالَ مَكَّةُ، وَالمَدِينَةُ، وَاليَمَامَةُ، وَاليَمَنُ، وَقَالَ يَعْقُوبُ وَالعَرْجُ أَوَّلُ تِهَامَةَ

- صحیح بخاری ، ج4،ص99، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ

حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ، حَدَّثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ أَبِي مُسْلِمٍ الأَحْوَلِ، سَمِعَ سَعِيدَ بْنَ جُبَيْرٍ، سَمِعَ ابْنَ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، يَقُولُ: يَوْمُ الخَمِيسِ وَمَا يَوْمُ الخَمِيسِ، ثُمَّ بَكَى حَتَّى بَلَّ دَمْعُهُ الحَصَى، قُلْتُ يَا أَبَا عَبَّاسٍ: مَا يَوْمُ الخَمِيسِ؟ قَالَ: اشْتَدَّ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَجَعُهُ، فَقَالَ: ائْتُونِي بِكَتِفٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَدًا»، فَتَنَازَعُوا، وَلاَ يَنْبَغِي عِنْدَ نَبِيٍّ تَنَازُعٌ، فَقَالُوا: مَا لَهُ أَهَجَرَ اسْتَفْهِمُوهُ؟ فَقَالَ: «ذَرُونِي، فَالَّذِي أَنَا فِيهِ خَيْرٌ مِمَّا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ»، فَأَمَرَهُمْ بِثَلاَثٍ، قَالَ: «أَخْرِجُوا المُشْرِكِينَ مِنْ جَزِيرَةِ العَرَبِ، وَأَجِيزُوا الوَفْدَ بِنَحْوِ مَا كُنْتُ أُجِيزُهُمْ» وَالثَّالِثَةُ خَيْرٌ، إِمَّا أَنْ سَكَتَ عَنْهَا، وَإِمَّا أَنْ قَالَهَا فَنَسِيتُهَا، قَالَ سُفْيَانُ: هَذَا مِنْ قَوْلِ سُلَيْمَانَ

(5) صحیح مسلم،ج3،ص1259، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ، أَخْبَرَنَا مَعْمَرٌ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا، قَالَ: لَمَّا حُضِرَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَفِي البَيْتِ رِجَالٌ، فَقَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «§هَلُمُّوا أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ»، فَقَالَ بَعْضُهُمْ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ غَلَبَهُ الوَجَعُ، وَعِنْدَكُمُ القُرْآنُ حَسْبُنَا، كِتَابُ اللَّهِ فَاخْتَلَفَ أَهْلُ البَيْتِ وَاخْتَصَمُوا، فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ قَرِّبُوا يَكْتُبُ لَكُمْ كِتَابًا لاَ تَضِلُّوا بَعْدَهُ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ غَيْرَ ذَلِكَ، فَلَمَّا أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلاَفَ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «قُومُوا» قَالَ عُبَيْدُ اللَّهِ، فَكَانَ يَقُولُ ابْنُ عَبَّاسٍ: «إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ، مَا حَالَ بَيْنَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُمْ ذَلِكَ الكِتَابَ، لِاخْتِلاَفِهِمْ وَلَغَطِهِمْ

(6) سنن ترمذی ج5 ص 663 : تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر، ومحمد فؤاد عبد الباقي، وإبراهيم عطوة عوض المدرس في الأزهر الشريف، الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي – مصر، الطبعة: الثانية، 1395 هـ - 1975 م

حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ المُنْذِرِ الكُوفِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ فُضَيْلٍ قَالَ: حَدَّثَنَا الأَعْمَشُ، عَنْ عَطِيَّةَ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ، وَالأَعْمَشُ، عَنْ حَبِيبِ بْنِ أَبِي ثَابِتٍ، عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَا: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِي أَحَدُهُمَا أَعْظَمُ مِنَ الآخَرِ: كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأَرْضِ. وَعِتْرَتِي أَهْلُ بَيْتِي، وَلَنْ يَتَفَرَّقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الحَوْضَ فَانْظُرُوا كَيْفَ تَخْلُفُونِي فِيهِمَا

(7) کتاب غیبت نعمانی، ج1،ص81، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: نشر صدوق‌، تهرآن، 1397ق

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّزَّاقِ قَالَ حَدَّثَنَا مَعْمَرُ بْنُ رَاشِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِي عَيَّاشٍ عَنْ سُلَيْمِ بْنِ قَيْسٍ‌ إِنَّ عَلِيّاً ع قَالَ لِطَلْحَةَ فِي حَدِيثٍ طَوِيلٍ عِنْدَ ذِكْرِ تَفَاخُرِ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ بِمَنَاقِبِهِمْ وَ فَضَائِلِهِمْ يَا طَلْحَةُ أَ لَيْسَ قَدْ شَهِدْتَ رَسُولَ اللَّهِ ص حِينَ دَعَانَا بِالْكَتِفِ لِيَكْتُبَ فِيهَا مَا لَا تَضِلُّ الْأُمَّةُ بَعْدَهُ وَ لَا تَخْتَلِفُ فَقَالَ صَاحِبُكَ مَا قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ يَهْجُرُ فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ تَرَكَهَا قَالَ‌ بَلَى قَدْ شَهِدْتُهُ قَالَ فَإِنَّكُمْ لَمَّا خَرَجْتُمْ أَخْبَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ ص بِالَّذِي أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَ فِيهَا وَ يُشْهِدَ عَلَيْهِ الْعَامَّةَ وَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَخْبَرَهُ بِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ عَلِمَ أَنَّ الْأُمَّةَ سَتَخْتَلِفُ وَ تَفْتَرِقُ ثُمَّ دَعَا بِصَحِيفَةٍ فَأَمْلَى عَلَيَّ مَا أَرَادَ أَنْ يَكْتُبَ فِي الْكَتِفِ وَ أَشْهَدَ عَلَى ذَلِكَ ثَلَاثَةَ رَهْطٍ سَلْمَانَ الْفَارِسِيَّ وَ أَبَا ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادَ وَ سَمَّى مَنْ يَكُونُ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى الَّذِينَ أَمَرَ الْمُؤْمِنِينَ بِطَاعَتِهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَسَمَّانِي أَوَّلَهُمْ ثُمَّ ابْنِي هَذَا حَسَنٌ ثُمَّ ابْنِي هَذَا حُسَيْنٌ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ ابْنِي هَذَا حُسَيْنٍ كَذَلِكَ يَا أَبَا ذَرٍّ وَ أَنْتَ يَا مِقْدَادُ قَالا نَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ طَلْحَةُ وَ اللَّهِ لَقَدْ سَمِعْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ ص يَقُولُ لِأَبِي ذَرٍّ مَا أَقَلَّتِ الْغَبْرَاءُ وَ لَا أَظَلَّتِ الْخَضْرَاءُ ذَا لَهْجَةٍ أَصْدَقَ وَ لَا أَبَرَّ مِنْ أَبِي ذَرٍّوَ أَنَا أَشْهَدُ أَنَّهُمَا لَمْ يَشْهَدَا إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ أَصْدَقُ وَ أَبَرُّ عِنْدِي مِنْهُمَا.



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها