-->
2026 September 5 - شنبه 14 شهرويور 1405
ریشه های تاریخی عاشورا
کد مطلب: ١٦٦٦٥ تاریخ انتشار: ٢٥ تير ١٤٠٤ - ١٦:٥٤ تعداد بازدید: 132
سخنراني ها » شبکه جهانی حضرت ولی عصر عج
ریشه های تاریخی عاشورا

برنامه مع امام منصور 13 04 1404

  
 
لينک دانلود  
 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه مع امام منصور 13 04 1404 (قسمت نهم)

عنوان: ریشه های تاریخی عاشورا

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علیرضا لطفی پور

کلیدواژها:

مع امام منصور؛ منع حدیث؛ ریشه های عاشورا؛ جامعه اسلامی؛ عاشورا؛ امام حسین(سلام الله علیه)؛ جنگ احد؛ حدیث؛ صحابه!

فهرست عناوین بحث:

1-     طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛

2-     نتیجه احراق، منع و نقل حدیث پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)؛

3-     تحریف و تغییر سنت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)؛

4-     بعد از سال‌ها منع و نقل حدیث دیگر کسی جرأت نداشت دوباره حدیث بنویسد؛

5-     بعد از عادی شدن وضعیت، مردم در نقل حدیث مسابقه گذاشتند؛

6-     میدان داری منافقین در امت اسلام بعد از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)؛

7-     حذیفه اسامی منافقینی که می‌خواستند پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) را ترور کنند می‌دانست؛

8-     روضه حضرت عباس(سلام الله علیه) به مناسبت شب تاسوعا!

مجری:

ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین * وی تا ابد لوای عزایت به پا حسین

هر ماه در عزای تو ماه محرم است * هر جا بوَد به یاد غمت کربلا حسین

حسرت بردم به محتضری کاخرین نفس * روی تو دید و ناله زد و گفت یا حسین

امواج اشک از سر هفت آسمان گذشت * آن دم که کرد جسم تو در خون شنا حسین

من کیستم که گریه کنم در عزای تو * گریند روز و شب به غمت انبیاء حسین

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُه‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، بینندگان عزیز، فهیم و فرهیخته شبکه جهانی حضرت ولی عصر، عزاداران حسینی عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما، عَظَّمَ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ(سلام الله علیه) وَ جَعَلَنَا وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَأْرِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الْإِمَامِ الْمَهْدِيِّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه واله وسلم)

تسلیت های خودمان را هدیه می کنم محضر صاحب عزای واقعی این ایام حضرت بقیة‌ الله الاعظم منتقم آل الله بعد خدمت همه شما محبین اهل بیت، شیعیان کسانی که دل تان پر از محبت سید الشهداء و اهل بیت (علیهم السلام) هست و این ایام خودتان را آماده کردید برای عزاداری و ابراز ارادت های خالصانه محضر اهل بیت و سید الشهداء (علیهم السلام)

با قسمت دیگری از ویژه برنامه مع امام منصور در خدمت شما هستیم امشب هم استفاده خواهیم کرد از بیانات کارشناس محترم برنامه حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی سلام علیکم خدمت شما عرض تسلیت دارم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان طلب می کنم، ایام شهادت سرور آزادگان سید الشهداء و یارانش را خدمت مولای مان بقیة ‌الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه بینندگان عزیز و علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت تعزیت و تسلیت عرض می کنم.

خدا را قسم می دهم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما بقیة الله الاعظم را نزدیک نموده و ما را از یاران خاص آن بزرگوار ان شاء الله قرار بدهد!

مجری:

در جلسه گذشته بحث ما خدمت آیت الله حسینی قزوینی بحث ریشه های تاریخی عاشوراء و وقایع و اتفاقاتی که قبل از واقعه عاشوراء در صدر اسلام اتفاق افتاد و باعث شد که پنجاه سال بعد از رحلت و شهادت پیامبر گرامی اسلام سبط عزیزشان با این وضع به شهادت برسند. اهل بیت عصمت و طهارت این گونه به اسارت بروند و فجایع و وقایعی که در «کربلاء» اتفاق افتاد به این گونه رقم بخورد.

حضرت استاد به چهار عامل اصلی اشاره کردند یکی از این عوامل بحث مخالفت و عادی سازی مخالفت با رسول گرامی اسلام در عصر نبوت بود. دومین عامل عادی سازی مخالفت با پیامبر گرامی اسلام در بحث خلافت و ولایت امیر المؤمنین (علیه السلام) بود. سومین عامل کمرنگ کردن آیات و احادیث امامت و ولایت در جامعه اسلامی بود و چهارمین عامل که به عنوان مهم ترین عامل از آن یاد شد جایگزینی صحابه به جای اهل بیت (علیهم السلام) بود.

حضرت استاد عامل چهارم را توضیح می دادند اتفاقاتی که ذیل این عامل اتفاق افتاد برایش برنامه ریزی و طرح ریزی شده بود در جامعه اسلامی اتفاق افتاد اولین مورد بحث احراق و سوزاندن احادیث نبوی بعد از پیامبر گرامی اسلام و منع حدیثی که اتفاق افتاد.

منابعی را حضرت استاد مرور کردند به بینندگان گرامی نمایاندند بحث هایی را حول این محور داشتیم اما فکر می کنم یک تکلمه ای داشته باشیم برسیم به این که، این اتفاقات چه نتیجه ای داشت؟ از این جا بحث را شروع بکنیم فکر می کنم بهتر است.

حضرت استاد همان طور خدمت شما عرض کردم عواملی که ذیل جایگزینی صحابه به جای اهل بیت (علیهم السلام) فرمودید یازده کار انجام شد اولیش بحث احراق احادیث نبوی بود توضیحاتی را فرمودید اگر نکته ای باقی مانده و این که مهم تر از آن اتفاقی که افتاد به چه نتایجی در جامعه اسلامی منجر شد؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

قبل از پاسخ به سوال حضرتعالی یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) داشته باشیم ان شاء‌ الله این بی بی دو عالم نظر لطف و عنایتی به همه ما داشته باشند.

ü       طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

دلم از خون شده دریا و چشمم چشمه جویی * خدا را تا بگریم بیشتر ای اشک نیروئی

چنان در شهر خود گشتم غریب و بی کس و تنها * که غیر از اشک چشمانم ندارم یار دلجوئی

فتادم زیر ضرب تازیانه بارها از پا * ولی نگذاشتم کم گردد از مولا سر مویی

به خون دیده بنویسید بر دیوار این کوچه * که این جا کشته راه ولایت گشته بانویی

گرفتم در میان کوچه پاداش رسالت را * چه پاداشی گرانقدری چه بازوبند نیکویی

مدینه ثبت کن این را که در امواج دشمن ها * حمایت کرد از دست خدا بشکسته بازویی

(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

ü       نتیجه احراق، منع و نقل حدیث پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)

اما در رابطه با سوال حضرتعالی باید به دو مسئله آن هم از منابع معتبر اهل سنت اشاره کنم. آتش زدن احادیث نبوی، ممانعت از نقل حدیث نبوی بلافاصله بعد از رحلت پیغمبر آغاز شد خلیفه دوم همان مسیر را رفت. عثمان بخشنامه کرد اگر روایتی در زمان شیخین نقل شده می توانید نقل کنید اگر روایتی نقل نشده نباید نقل بشود.

ü       تحریف و تغییر سنت پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)

این ها باعث شد که در جامعه اسلامی مخصوصاً‌ در دوران خلیفه دوم یک دگرگونی عجیبی ایجاد بشود. تعبیراتی که آقایان اهل سنت دارند کتاب «تذکرة‌ الحفاظ ذهبی»، جلد 2، صفحه 7 از «ابو هریره» دارد:

«عن أبي هريرة وقلت له أكنت تحدث في زمان عمر هكذا فقال لو كنت أحدث في زمان عمر مثل ما أحدثكم لضربني بمخفقته معن بن عيسى أنا مالك عن عبد الله بن إدريس عن شعبة عن سعد بن إبراهيم عن أبيه أن عمر حبس ثلاثة بن مسعود وأبا الدرداء وأبا مسعود الأنصاري فقال قد أكثرتم الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم»

تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي الوفاة: 748، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، ج1، ص7

«لو كنت أحدث في زمان عمر مثل ما أحدثكم» اگر چنان چه در زمان عمر ابن الخطاب روایت می کردم «لضربني بمخفقته» با تازیانه اش من را می زد در ادامه دارد که «أن عمر حبس ثلاثة بن مسعود وأبا الدرداء وأبا مسعود الأنصاري» سه نفر از صحابه را زندانی کرد «عبد الله ابن مسعود، ابو درداء و ابو مسعود انصاری»، «فقال قد أكثرتم الحديث عن رسول الله صلى الله عليه وسلم»، چرا این همه روایت از پیغمبر دارید نقل می کنید؟

امثال این روایت ها خیلی داریم، کتاب «صحیح بخاری» که صحیح ترین کتاب بعد از قرآن نزد آقایان اهل سنت است. «ام درداء»‌ صحابیه هست می گوید:

«دخل عَلَيَّ أبو الدَّرْدَاءِ وهو مُغْضَبٌ فقلت ما أَغْضَبَكَ فقال والله ما أَعْرِفُ من أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صلى الله عليه وسلم) شيئا إلا أَنَّهُمْ يُصَلُّونَ جميعا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص232، ح 620

همسرم «ابو درداء» آمد دیدم خیلی غضبناک است گفتم چرا غضبناک هستی؟ گفت قسم به خدا «ما أَعْرِفُ من أُمَّةِ مُحَمَّدٍ (صلى الله عليه وسلم) شيئا إلا أَنَّهُمْ يُصَلُّونَ جميعا»، از سنت پیغمبر جز دسته جمعی نماز خواندن در صحابه هیچ آثاری نمانده است. یعنی همه آثار پیغمبر از بین رفته است، خیلی درد است.

 باز «صحیح بخاری»، حدیث 506 «انس» خادم پیغمبر می گوید:

«ما أَعْرِفُ شيئا مِمَّا كان على عَهْدِ النبي صلى الله عليه وسلم قِيلَ الصَّلَاةُ قال أَلَيْسَ ضَيَّعْتُمْ ما ضَيَّعْتُمْ فيها»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص197، بَاب تَضْيِيعِ الصَّلَاةِ عن وَقْتِهَا، ح506

آن چه که در زمان پیغمبر با سنت مأنوس بودیم دیگر چیزی از سنت پیغمبر نمانده است «قیل الصلاة» نماز هست. همان نمازی که زمان پیغمبر می خواندید الان دارید می خوانید گفت «أَلَيْسَ ضَيَّعْتُمْ ما ضَيَّعْتُمْ فيها»، در همین نماز چقدر سنت پیغمبر تضییع شد؟

در اذان و اعلان شان «الصلاةُ خیرٌ من النوم» در وضو بر خلاف قرآن به جای مسح، غَسل در حمد و سوره بدون «بسم الله الرحمن الرحیم»، آمین گفتن، مقدم کردن سلام بر تشهد این ها چیزهایی است که در زمان پیغمبر نبود. در سیره ائمه (علیهم السلام) و اهل بیت هم از این چیزها نداریم.

«اهل البيت ادرى بما في البيت‏»

آیا ائمه (علیهم السلام) از امیر المؤمنین تا حضرت امام عسکری موقع وضو گرفتن پای شان را غسل می دادند و آمین می گفتند؟ تکتف داشتند؟ سلام را مقدم بر تشهد می کردند؟ این عبارت: «أَلَيْسَ ضَيَّعْتُمْ ما ضَيَّعْتُمْ فيها» عبارت «صحیح بخاری» است عبارت «کافی و تهذیب» نیست. آیا در همین نمازی چیزی گذاشتید ضایع نکرده باشید؟

«شهاب الدین زُهری - متوفای 124» آخوند درباری «بنی امیه» است.

«سمعت الزُّهْرِيَّ يقول دَخَلْتُ على أَنَسِ بن مَالِكٍ بِدِمَشْقَ وهو يَبْكِي فقلت ما يُبْكِيكَ فقال لَا أَعْرِفُ شيئا مِمَّا أَدْرَكْتُ إلا هذه الصَّلَاةَ وَهَذِهِ الصَّلَاةُ قد ضُيِّعَتْ وقال بَكْرُ حدثنا محمد بن بَكْرٍ الْبُرْسَانِيُّ أخبرنا عُثْمَانُ بن أبي رَوَّادٍ نَحْوَهُ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص198 بَاب تَضْيِيعِ الصَّلَاةِ عن وَقْتِهَا، ح507

...از «زهری» شنیدم می‌گفت «انس ابن مالک» در «دمشق» پیشم آمد در حالی که گریه می کرد گفتم چرا گریه می کنی؟ گفت از سنت پیغمبر دیگر چیزی غیر از نماز نمانده بود «لَا أَعْرِفُ شيئا مِمَّا أَدْرَكْتُ إلا هذه الصَّلَاةَ وَهَذِهِ الصَّلَاةُ قد ضُيِّعَتْ‏»، همین نماز را هم ضایع کردند. خیلی درد است آدم نمی تواند از کنارش به راحتی رد بشود.

یا جناب «شافعی» کتابی به نام «الأم» دارد رئیس آقایان «شافعی»ها؛ کتاب «الأم» مال بیت الأفکار الدولیة مال «عربستان سعودی»، حدیث 475 از «وهب ابن کیسان» دارد:

«أخبرنا الرَّبِيعُ قال أخبرنا الشَّافِعِيُّ قال أخبرنا إبْرَاهِيمُ عن وَهْبِ بن كَيْسَانَ قال رأيت بن الزُّبَيْرِ يَبْدَأُ بِالصَّلَاةِ قبل الْخُطْبَةِ ثُمَّ قال كُلُّ سُنَنِ رسول اللَّهِ صلى اللَّهُ عليه وسلم قد غُيِّرَتْ حتى الصَّلَاةِ»

الأم؛ اسم المؤلف: محمد بن إدريس الشافعي أبو عبد الله الوفاة: 204، دار النشر: دار المعرفة - بيروت - 1393، الطبعة: الثانية، ج1، ص235

تمام سنت پیغمبر دستخوش تحریف شد حتی نماز این ها را چه کار کنیم؟

«حسن بصری – متوفای 110» اسمش برای همه آشنا است. «ابن عبد البر» در «جامع بین العلم»، جلد 2، صفحه 199 از «سهیل ابن مالک» از «مالک» نقل می کند:

«عن مالك عن عمه أبي سهيل بن مالك عن أبيه أنه قال ما أعرف شيئا مما أدركت عليه الناس إلا النداء بالصلاة»

جامع بيان العلم وفضله؛ اسم المؤلف: يوسف بن عبد البر النمري الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت – 1398، ج2، ص199

«ما أَعْرِفُ شيئا مِمَّا أَدْرَكْتُ عليه الناس إِلاَّ النِّدَاءَ بِالصَّلاَةِ»

موطأ الإمام مالك؛ اسم المؤلف: مالك بن أنس أبو عبدالله الأصبحي الوفاة: 179، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - مصر، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص72

همه سنت پیغمبر از بین رفت فقط «الصلاة الصلاة» می گویند ندای به نماز مانده است. یا به عبارتی مقداری تخفیف بدهیم مردم اذان و اقامه می گویند بیایید نماز بخوانید «حی علی الصلاة» می گویند.

«عن معاوية بن قرة: أدركت سبعين من أصحاب النبى - صلى الله عليه وسلم - لو خرجوا فيكم اليوم ما عرفوا شيئًا مما أنتم فيه إلا الأذان»

مغانى الأخيار؛ اسم المؤلف: أبو محمد محمود بن أحمد بن موسى بن أحمد بن حسين الغيتابى الحنفى بدر الدين العينى (المتوفى: 855هـ) الوفاة: 855، دار النشر:، ج5، ص61

«معاویة ابن قرّة» می گوید «لو خرجوا فيكم اليوم» اصحاب پیغمبر اگر بیایند «ما عرفوا شيئًا مما أنتم فيه إلا الأذان»، غیر از اذان هیچ آثاری از سنت پیغمبر در میان شما نمانده است.

مطلبی در کتاب «صحیح بخاری» است که خیلی جالب و از طرفی هم درد آور است. کتاب «صحیح بخاری» چاپ «عربستان سعودی» بین الأفکار الدولیة، حدیث 784:

«عن عِمْرَانَ بن حُصَيْنٍ قال صلى مع عَلِيٍّ رضي الله عنه بِالْبَصْرَةِ فقال ذَكَّرَنَا هذا الرَّجُلُ صَلَاةً كنا نُصَلِّيهَا مع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فذكر أَنَّهُ كان يُكَبِّرُ كُلَّمَا رَفَعَ وَكُلَّمَا وَضَعَ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص130، ح751

«عمران ابن حصین» می گوید امیر المؤمنین در «بصره» در قضیه «جنگ جمل» نماز خواند. «ذَكَّرَنَا هذا الرَّجُلُ صَلَاةً كنا نُصَلِّيهَا مع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم»، پشت سر علی نماز خواندیم دیدیم که نماز علی یادآور نماز عصر پیغمبر بود یعنی در این بیست و پنج سال چه گذشته است؟ دو، سه قرن نیست!

مجری:

به قدری این سنت پیغمبر دگرگون شد فقط یک ظاهری از نماز مانده آن هم نمازی که چقدر تغییر دادند که نماز امیر المؤمنین یادآور نماز پیغمبر می شود.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله خیلی درد است. این یک مصیبتی بود سخت گیری ها نسبت به حدیث انجام شد و این کارها یک نتیجه خیلی شوم دیگری داشت خیلی درد آور بود.

ü       بعد از سال‌ها منع و نقل حدیث دیگر کسی جرأت نداشت دوباره حدیث بنویسد

 منع نقل حدیث تا سال 125- 150 ادامه داشت البته آقای «سیوطی» در کتاب «تدریب الراوی سیوطی»، جلد 1 می گوید بعد از منع حدیث کسی جرأت نمی کرد احادیث پیغمبر را بنویسد

«فأول من جمع ذلك ابن جريج بمكة وابن إسحاق أو مالك بالمدينة والربيع بن صبيح أو سعيد بن أبي عروبة أو حماد بن سلمة بالبصرة وسفيان الثوري بالكوفة والأوزاعي بالشام وهشيم بواسط ومعمر باليمن وجرير بن عبد الحميد بالري وابن المبارك بخراسان قال العراقي وابن حجر وكان هؤلاء في عصر واحد فلا ندري أيهم أسبق وقد صنف ابن أبي ذئب بالمدينة موطأ أكبر من موطأ مالك حتى قيل لمالك ما الفائدة في تصنيفك قال ما كان لله بقى قال شيخ الإسلام وهذا بالنسبة إلى الجمع للأبواب أما جمع الحديث إلى مثله في باب واحد فقد سبق إليه الشعبي فإنه روى عنه أنه قال هذا باب من الطلاق جسيم وساق فيه أحاديث ثم تلا المذكورين كثير من أهل عصرهم إلى أن رأى بعض الأئمة أن تفرد أحاديث النبي صلى الله عليه وسلم خاصة وذلك على رأس المائتين فصنف عبيد الله بن موسى العبسي الكوفي مسندا وصنف مسدد البصري مسندا وصنف أسد بن موسى الأموي مسندا وصنف نعيم بن حماد الخزاعي المصري مسندا ثم اقتفى الأئمة آثارهم فقل إمام من الحفاظ إلا وصنف حديثه على المسانيد كأحمد بن حنبل وإسحاق بن راهويه وعثمان بن أبي شيبة وغيرهم»

تدريب الراوي في شرح تقريب النواوي؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي الوفاة: 911، دار النشر: مكتبة الرياض الحديثة - الرياض، تحقيق: عبد الوهاب عبد اللطيف، ج1، ص89

اول کسی که حدیث را جمع کرد کتابی در رابطه با سنت پیغمبر نوشت «ابن جریج – متوفای 150» بود. یعنی یک قرن و نیم بعد از رحلت پیغمبر؛ «ابن اسحاق» یا «مالک» در «مدینه»؛ «مالک – متوفای 179»،‌ «ربیع ابن صبیح، حمّاد، سفیان ثوری» در «کوفه»؛ «سفیان ثوری – متوفای 61»؛ «اوضاعی – متوفای 157»‌در «شام»؛ «هُشیم- متوفای 186» در «واسط»؛ «معمر – متوفای 153» در «یمن»

این ها کاملاً نشان می دهد بر این که سنت پیغمبر نگذاشتند تدوین بشود یعنی صد سال، صد و بیست سال مردم سینه به سینه احادیث را نقل می کردند. سینه به سینه نقل کردن ها چقدر می تواند آدم اعتماد داشته باشد؟ ماها یک مطلبی را نقل می کنیم بعد از دو سال می خواهیم نقل کنیم صدر، وسط و پایینش از ذهن مان می رود.

مسئله به این شکل نیست بگوییم صد سال این قضایا بود مثل کامپیوتر بودند عین آن چه که از پیغمبر شنیده بودند نقل کردند.

ü       بعد از عادی شدن وضعیت، مردم در نقل حدیث مسابقه گذاشتند!

 بعد از صد و خرده ای سال می خواهند روایت بنویسند فَنر را هر چه بیشتر فشار بدهید دست بر دارید بیشتر می پرد. صد و خرده ای سال حدیث نوشته نشد می خواهیم حدیث بنویسیم. هر کس به قولی مادرش خانه راهش نمی دهد می خواهد بگوید من هم حدیث شنیدم کار به کجا رسید؟

 آقای «یحیی ابن معین» از استوانه های علم رجال اهل سنت است «خطیب بغدادی» در «تاریخ بغداد»، جلد 1، صفحه 43 از «یحیی ابن معین» نقل می کند می گوید:

«وأي صاحب حديث لا يكتب عن كذاب ألف حديث»

تاريخ بغداد؛ اسم المؤلف: أحمد بن علي أبو بكر الخطيب البغدادي الوفاة: 463، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج1، ص43

یک محدث به من نشان بدهید که کمتر از هزار روایت دروغ ثبت نکرده باشد؟ باید بگوییم (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ)

(إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ)

ما از آن خدائيم؛ و به سوي او باز مي‌ گرديم!

سوره بقره (2): آیه 156

کدام حدیث نگاری هست کمتر از هزار روایت جعلی و دروغ از پیغمبر نقل نکرده باشد؟ از آقای «شعبة ابن حجاج» از ایشان تعبیر «امیر المؤمنین فی الحدیث» می کنند، یعنی مقام خیلی بالایی دارد. در کتاب «سیر اعلام النبلاء ذهبی»،‌ جلد 7، صفحه 226 می گوید «شعبه» می گفت:

«ما أعلم أحد فتش الحديث كتفتيشي وقفت على أن ثلاثة أرباعه كذب »

سير أعلام النبلاء؛ اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج7، ص226

«ما أعلم أحد فتش الحديث كتفتيشي» ندیدم کسی مثل من احادیث را بررسی کرده باشد «وقفت على أن ثلاثة أرباعه كذب»، به این نتیجه رسیدم هفتاد و پنج درصد احادیثی که دست ما هست همه دروغ است به این می شود اعتماد کرد؟ «ابن حجر» وقتی به آقای «شعبة ابن حجاج» می رسد در «صحاح سته» روایت دارد می گوید «شعبة امیر المؤمنین فی الحدیث» یعنی مقامش از وثاقت و ... بالا رفت امیر المؤمنین می گوید.

این شخص می گوید به این نتیجه رسیدم هفتاد و پنج درصد، یعنی سه چهارم احادیث ما همه ضعیف و دروغ است. ضعیف نه، بلکه می گوید دروغ است ضعیف باشد می شود کنار هم چید و چسب زد درست کرد می گوید. این ها را چه کار کنیم؟

 از «دار قطنی» آقای «محمد حسین هیکل» نقل می کند این خیلی عجیب است. کتاب «حیات محمد» مال «محمد حسین هیکل» از «دار قطنی» نقل می کند می گوید احادیث صحیح را نسبت به احادیث دروغ مقایسه کنیم مثل این که در پوست یک گاو سیاه مو دنبال موی سفید بگردیم. اگر بخواهیم حدیث صحیح را پیدا کنیم ناگزیر هستیم در این حد عمل کنیم این مصیبت است!

«تاریخ دمشق» در شرح حال «محمد ابن اسماعیل بخاری – متوفای 256» می گوید:

«سمعت عبد الرحمن بن رساين البخاري يقول سمعت محمد بن إسماعيل البخاري يقول صنفت كتابي الصحاح في ستة عشر سنة خرجته من ستمائة ألف حديث وجعلته حجة فيما بيني وبين الله تعالى»

تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل؛ اسم المؤلف: أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعي الوفاة: 571، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1995، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ج52، ص72

این روایتم را از میان ششصد هزار روایت انتخاب کردم یعنی کمتر از سه هزار روایت یعنی از این ششصد هزار روایت، پانصد و نود هفت هزار روایت را دور ریختند سه هزار را انتخاب کردند. در طول شانزده سال «وجعلته حجة فيما بيني وبين الله تعالى» «صحیح بخاری» را حجت بین خودم و خدا قرار دادم.

 در این «صحیح بخاری» به قدری روایات خلاف عقل و خلاف قرآن دارد آدم نمی داند چه کار کند؟ به عنوان نمونه یک مورد را بیان می کنم وحی دیر شده رسول اکرم بالای کوه رفت می خواست خودکشی کند. جبرئیل آمد ریش گرفت گفت یا رسول الله این دفعه را تخفیف بدهید، وحی آمد دوباره وحی دیر شد بالای کوه رفت می خواهد خودش را پایین بیاندازد!

 امروز آقایان روی شان می شود این روایت ها را امروز برای جوان ها بگویند؟ یا کسی در زد نبی مکرم لخت مادر زاد دم در آمد، آدم خجالت می کشد.

 یا می گوید رسول الله:

«أتى النبي صلى الله عليه وسلم سُبَاطَةَ قَوْمٍ فَبَالَ قَائِمًا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة ، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج 1، ص 90، 222

«كنت عند رسول الله صلى الله عليه وسلم فبال قائما على سباطة قوم»

المصنف؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : حبيب الرحمن الأعظمي، ج1، ص193

«کان النبی یبول قائما سباط القوم»، «کانَ» یعنی استمراراً (نستجیر بالله) ایستاده ادرار می کرد!

 آقایان در رابطه با بعضی از روات می گویند چون ایشان ایستاده ادرار می کرد ضعیف است به رویاتش عمل نمی کنیم. «صحیح بخاری» با این وضعش می گوید هر روایتی نوشتم قبلاً دو رکعت نماز خواندم، استخاره کردم و نوشتم.

در هر صورت...

 ممانعت از نقل حدیث این فاجعه را به بار آورد که روایات ضعیف منتشر بشود.

در سی، چهل سال اخیر علمای اهل سنت مثل «البانی» و ... موسوعه نوشت «موسوعه صحاح روایت»، «موسوعه ضعاف» چهارده جلد احادیث ضعیف را نوشت. هشت، نُه جلد هم احادیث صحیح را نوشته است. «صحیح سنن نسائی، ضعیف سنن نسائی»، «صحیح سنن ابی داود، ضعیف سنن ابی داود»

البته «صحاح سته»شان را هم به «صحیحین» نتوانستند دست بزنند الباقی به این شکل است. آتش زدن، ممانعت از نقل حدیث کار را به این جا کشیده است.

مجری:

نتیجه جدا شدن از اهل بیت (علیهم السلام) و این که دست امت اسلامی را از اهل بیت جدا بکنند به این جا می رسد که سنت پیغمبر به این گونه دگرگون می شود حتی نماز هم دستخوش تغییر می شود.

 نکته جالبی که به ذهن حقیر می رسد این که در زیارات ائمه (علیهم السلام) عبارات:

«أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اتَّبَعْتَ الرَّسُولَ وَ نَصَحْتَ لِلْأُمَّةِ وَ تَلَوْتَ الْكِتَابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ وَ جَاهَدْتَ فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ وَ دَعَوْتَ إِلَى سَبِيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِين‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج4، ص570،

یعنی قِوام نماز با شما بوده آن نمازی که رسول الله می خواند را شما حفظ کردید و قائم به آن بودید وگرنه اگر شخص امام نبود اصلاً هیچ اثری از نماز و احکام دین نبود!

حضرت استاد یک فاصله بگیریم و بر گردیم و ادامه بحث را در خدمت شما باشیم، بینندگان گرامی از این که با ویژه برنامه مع امام منصور همراه ما هستید از شما تشکر می‌کنیم.

(میان برنامه)

مجری:

یا الهی بالحسین بالحسین بالحسین * گریه کن های حسینِ سر جدایت را ببخش

بینندگان گرامی همچنان با ویژه برنامه مع امامٍ منصور در خدمت شما هستیم و در محضر حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی و بحث را حول این محور که ریشه های تاریخی واقعه عاشوراء چه بود داریم ادامه می دهیم مباحثی حضرت استاد مطرح کردند ذیل این موضوع که یکی از ریشه های بوجود آمدن واقعه عاشوراء جایگزینی صحابه به جای اهل بیت (علیهم السلام) بود.

یکی از اقداماتی که ذیل این عنوان انجام شد بحث احراق و سوزاندن روایات نبوی و منع حدیثی بود که در دوران پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام اتفاق افتاد. اما حضرت استاد دومین عامل و کاری که فرمودید ذیل مقوله جایگزینی صحابه به جای اهل بیت (علیهم السلام) انجام گرفت بحث میدان داری منافقین در امت اسلام بود اگر در این زمینه توضیح بفرمایید ممنون می شوم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

در رابطه با قضیه منافقین جلسه گذشته عرض کردیم یکی از اساتید «دانشگاه الأزهر» کتابی دارد «النفاق و المنافقین» ایشان در آن جا ثابت کرد بر این که ده جزء قرآن در رابطه با نفاق است. این ها در عصر نبوت ظهور و بروزی داشتند و علناً با پیغمبر درگیر بودند در «جنگ احد» هزار نفر رزمنده ای که برای جنگ با «قریش» می رفتند سیصد نفرشان با تحریک «عبد الله أبی» برگشتند.

خدای عالم یک سوره مستقل در رابطه با منافقین آورده است

(وَاللَّهُ يشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ)

اما خداوند گواهي مي‌ دهد که آنها دروغگو هستند!

سوره توبه (9): آیه 107

امثال این ها زیاد داریم.

ü       میدان داری منافقین در امت اسلام بعد از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم)

بعد از رسول اکرم می بینیم آن درگیری های که در عصر نبوت منافقین با رسول اکرم داشتند این ها با خلفاء نداشتند گویا که مانع ایمان این ها وجود پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. به قول آیت الله العظمی «سبحانی» پیغمبر از دنیا رفت مانع بر طرف شد همه شان مؤمن شدند.

حال آن که در منابع اهل سنت مثل «صحیح بخاری»، حدیث 6696، 6697 «حذیفه» بعد از رحلت پیغمبر می گوید:

«إِنَّ الْمُنَافِقِينَ الْيَوْمَ شَرٌّ منهم على عَهْدِ النبي صلى الله عليه وسلم كَانُوا يَوْمَئِذٍ يُسِرُّونَ وَالْيَوْمَ يَجْهَرُونَ»

منافقین بعد از رحلت رسول اکرم بدتر از منافقین عصر نبوت بودند. آن زمان نفاق شان را پنهان می کردند ولی امروز علناً دم از نفاق می زنند. در حدیث بعدی «حذیفه» می گوید:

«إنما كان النِّفَاقُ على عَهْدِ النبي صلى الله عليه وسلم فَأَمَّا الْيَوْمَ فَإِنَّمَا هو الْكُفْرُ بَعْدَ الْإِيمَانِ»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير, اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج6، ص2604، ح6696، 6697

«إنما كان النِّفَاقُ على عَهْدِ النبي صلى الله عليه وسلم» نفاق در عصر نبوت بود «فَأَمَّا الْيَوْمَ فَإِنَّمَا هو الْكُفْرُ بَعْدَ الْإِيمَانِ» امروز بحث نفاق نیست بحث کفر است.

این را داشته باشید از آن طرف می بینیم «مصنف ابن ابی شیبه – متوفای 235» استاد «بخاری» است کتاب «مصنف ابن ابی شیبه» از کتاب های معتبر اهل سنت ایشان در جلد 16، صفحه 114، حدیث 31295 از قول خلیفه دوم نقل می کند:

«قال عمر نستعين بقوة المنافق وإثمه عليه»

ما از نیروی منافقین استفاده می کنیم گناهش مال خودشان!

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار؛ اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي الوفاة: 235، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج6، ص200، ح30653

مثل این که «جمهوری اسلامی» بگوید یک نفر «صهیونیست» تخصص خوبی دارد از تخصصش استفاده می کنیم گناهش هم مال خودش! این شخص بیاید همه اسرار شما را پی می‌برد. همین «گروسی» مِن الله ما یستحق آمد مشخص شد هر چه در قسمت های انرژی هسته ای می دید همه را به آن جا گزارش می داد.

همین باعث شد الحمد لله الحمد لله مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان و دولت محترم تعلیق همکاری با «آژانس انرژی هسته ای» را اجرا کردند. دیروز هم دولت ابلاغ کرد جِلز و ولزشان در آمد. حالا بگویند مسئله ای نیست آقای «گروسی» درست است وابسته به «اسرائیل و صهیونیست» هست استفاده می کنیم گناهش مال خودش.

خیلی عجیب است عمر ابن خطاب می‌گوید: «نستعين بقوة المنافق وإثمه عليه»

مجری:

در حالی که هدف منافق ضربه زدن به اسلام است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، اصلاً به هیچ وجه نمی شود به او نزدیک شد هدف منافق نابودی اسلام است.

کتاب «کنزل العمال متقی هندی» عبارتی دارد بد نیست امیدوارم عزیزان اهل سنت این ها را بشنوند مقداری روی خط بیایند با همدیگر بحث کنیم، اگر ما اشتباه می کنیم تذکر بدهند با همه عیوبی که داریم این مردانگی را داریم اگر کسی ثابت کند برداشت ما اشتباه است از اشتباه مان بر می گردیم هیچ حرفی نداریم.

 از «حذیفه» است:

«أن حذيفة قال لعمر: إنك تستعين بالرجل الفاجر فقال عمر: إني لأستعمله لأستعين بقوته ثم أكون على قفائه (قفائه: القفا مقصور مؤخر العنق)»

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج5، ص307، ح14338

«حذیفه» می گوید گفتم به افراد فاجر در حکومتت مسئولیت دادی عمر گفت «إني لأستعمله لأستعين بقوته» من این ها را به کار گرفتم به این ها پست دادم از تخصص شان استفاده کنم خیانت شان هم مال خودشان «ثم أكون على قفائه» پشت سرشان هم هستم و حواسم هست. این منافق و فاجر همان طور که در فاجر بالاترین قله را فتح کرد کاری می کند هیچ رد پایی نگذارد.

 این همه جاسوس حتی در موارد خیلی حساس گرفتند این ها وقتی کار می کنند صورت مسئله را بلافاصله پاک می کنند هیچ رد پایی هم از خودشان باقی نمی گذارند. این ها دردهایی است با این که از یک طرف جناب خلیفه می گوید: «إني لأستعمله لأستعين بقوته ثم أكون على قفائه»

باز هم در «کنز العمال متقی هندی»، جلد 5 ایشان گفت:

«عن عمر قال: من استعمل فاجرا وهو يعلم أنه فاجر فهو مثله»

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال؛ اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولى، تحقيق: محمود عمر الدمياطي، ج 5، ص 303

هر کس یک منافق و فاجری را به کار بگیرد مسئولیت بدهد با این که می داند این منافق است خودش هم منافق است. فاجری را در یک پستی بگذارد و می داند که این شخص فاجر است «فَهوَ مِثلُه»

 این ها مسائلی هست که در منابع دسته اول عزیزان اهل سنت ما آمده است. آیه 74 سوره توبه خیلی درد است (وَهَمُّوا بِمَا لَمْ ينَالُوا)

(يحْلِفُونَ بِاللَّهِ مَا قَالُوا وَلَقَدْ قَالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ وَهَمُّوا بِمَا لَمْ ينَالُوا وَمَا نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْنَاهُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يتُوبُوا يكُ خَيرًا لَهُمْ وَإِنْ يتَوَلَّوْا يعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِي وَلَا نَصِيرٍ)

به خدا سوگند مي‌خورند که (در غياب پيامبر، سخنان نادرست) نگفته‌اند؛ در حالي که قطعا سخنان کفرآميز گفته‌اند؛ و پس از اسلام‌آوردنشان، کافر شده‌اند؛ و تصميم (به کار خطرناکي) گرفتند، که به آن نرسيدند. آنها فقط از اين انتقام مي‌گيرند که خداوند و رسولش، آنان را به فضل (و کرم) خود، بي‌نياز ساختند! (با اين حال،) اگر توبه کنند، براي آنها بهتر است؛ و اگر روي گردانند، خداوند آنها را در دنيا و آخرت، به مجازات دردناکي کيفر خواهد داد؛ و در سراسر زمين، نه ولي و حامي دارند، و نه ياوري!

سوره توبه (9): آیه 74

این های که می خواستند پیغمبر اکرم را به هنگام برگشت از «جنگ تبوک» از بلندی پرت کنند و شهید کنند و به آن مقاصدی که دارند برسند خیلی واضح و روشن است که این ها دنبال چه مسئله ای بودند!

 مثلاً «قرطبی» در تفسیرش، جلد 10 دارد:

«وهموا بما لم ينالوا يعني المنافقين من قتل النبي صلى الله عليه وسلم ليلة العقبة في غزوة تبوك وكانوا اثني عشر رجلا قال حذيفة: سماهم رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى عدهم كلهم فقلت: ألا تبعث إليهم فتقتلهم فقال: أكره أن تقول العرب لما ظفر بأصحابه أقبل يقتلهم بل يكفيهم الله بالدبيلة قيل: يا رسول الله وما الدبيلة قال : شهاب من جهنم يجعله على نياط فؤاد أحدهم حتى تزهق نفسه»

الجامع لأحكام القرآن؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاري القرطبي الوفاة: 671، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج8، ص207

«وهموا بما لم ينالوا يعني المنافقين من قتل النبي صلى الله عليه وسلم ليلة العقبة في غزوة تبوك» در برگشت از «جنگ تبوک» در «لیلة العقبة» راه از بالای کوهی بود داشتند به «مدینه» بر می گشتند تصمیم گرفتند پیغمبر را بکشند «وَ کانوا إثنی عَشر رجلاً» دوازده نفر بودند.

ü       حذیفه اسامی منافقینی که می‌خواستند پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) را ترور کنند می‌دانست.

«حذیفه» گفت رسول اکرم اسامی این ها را برای مان بیان کرد ولی ما اسامی این ها را افشاء نمی کنیم. جناب خلیفه دوم اگر یکی از صحابه از دنیا می رفت منتظر می ماند «حذیفه» می آید برایش نماز بخواند یا نه؟ اگر می آمد برایش نماز می خواند اگر نمی آمد نماز نمی خواند می گفت این جزء همان منافقینی هست که می خواستند رسول اکرم را ترور کنند.

دوستان تفاسیر متعدد اهل سنت را ببینند «تفسیر مقاتل»، جلد 2، صفحه 183؛ «مسند احمد»، تجلد 39، صفحه 210؛ «صالحه شامی»، «سبل الهدی و الرشاد»، جلد 10، صفحه 262 همه آقایان قضیه «لیلة عقبة» را آورده اند.

منافقین با پیامبر بودند در قضیه جنگ تبوک هم بودند بر گشتنی در میان اصحاب مثلا نفوذی بود، خواستند پیامبر را ترور کنند. من خیلی گشتم تا ببینیم این‌ها چه کسانی بودند؟ نه «علامه امینی» در کتاب «الغدیر» آورده و نه آقای «میرحامد حسین» در کتاب «عبقات» و نه «قاضی نور الله شوشتری» هیچ کدام نیاورده اند. من ندیدم هرچه گشتم الان که با کامپیوتر سرچ کردن خیلی راحت است. دیگر مثل سابق ورق زدن کتاب نیست.

یک توسلی هم به صدیقه طاهره (سلام الله علیها) داشتیم دیدیم که آقای «ابن حزم اندلسی – متوفای 456» در کتاب «المحلی» چاپ مصرشان جلد 11 صفحه 224 کتاب الحدود، باب حد المرتد یک روایت از «ولید ابن جمیع» می‌آورد اسامی این‌ها را آورده است دوستان مراجعه کنند.

«وأما حَدِيثُ حُذَيْفَةَ فَسَاقِطٌ لأَنَّهُ من طَرِيقِ الْوَلِيدِ بن جُمَيْعٍ وهو هَالِكٌ وَلاَ نَرَاهُ يَعْلَمُ من وَضَعَ الحديث فإنه قد رَوَى أَخْبَارًا فيها أَنَّ أَبَا بَكْرٍ وَعُمَرَ وَعُثْمَانَ وَطَلْحَةَ وَسَعْدَ بن أبي وَقَّاصٍ رضي الله عنهم أَرَادُوا قَتْلَ النبي صلى الله عليه وسلم وَإِلْقَاءَهُ من الْعَقَبَةِ في تَبُوكَ وَهَذَا هو الْكَذِبُ الْمَوْضُوعُ الذي يَطْعَنُ اللَّهُ تَعَالَى وَاضِعَهُ فَسَقَطَ التَّعَلُّقُ بِهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»

 المحلى؛ اسم المؤلف: علي بن أحمد بن سعيد بن حزم الظاهري أبو محمد الوفاة: 456، دار النشر: دار الآفاق الجديدة - بيروت، تحقيق: لجنة إحياء التراث العربي، ج11، ص224

بعد می‌گوید «ولید ابن جمیع»: «وهو هالک» حدیث جعل کرده است. «ولید ابن جمیع» از روات «صحیح مسلم» است، خودتان گفتید تمام روات «صحیح بخاری و مسلم» همه ثقه هستند کسی حق ندارد به این‌ها بگوید بالای چشم تان ابرو است.

اضافه بر این اقای «عجلی» در کتاب «تاریخ الثقات»، جلد 2، صفحه 342 می‌گوید:

«وليد بن عبد الله بن جميع الزهري مكي ثقة»

معرفة الثقات؛ العجلي وفات: 261، چاپ: الأولي، سال چاپ: 1405، ناشر: مكتبة الدار، المدينة المنورة، ج 2، ص 342

«ابن سعد» در «کتاب طبقات» می‌گوید:

«الوليد بن عبد الله بن جميع الخزاعي من أنفسهم وكان ثقة وله أحاديث»

الطبقات الكبرى؛ اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري الوفاة: 230، دار النشر: دار صادر – بيروت، ج6، ص354

«ابن حبان» در کتاب «ثقات» خودش اورده، «ذهبی» در کتاب «تهذیب التهذی» آورده نزدیک ده، دوازده نفر از بزرگان شان «ولید ابن جمیع» را توثیق کردند. آقای «ابن حزم» از کجا داری می‌گویی «هو هالک» و جعل حدیث کرده است. اگر یک چیزی بر خلاف اعتقادات شما بود این «هو هالک ویضع الحدیث» شد.

در هر صورت...

می‌بینیم میدان داری منافقین همان‌های که تصمیم بر ترور نبی مکرم گرفتند، بعد از نبی مکرم چه مسئولیت‌های داشتند دیگر ما هیچی نمی‌گوییم خود دوستان به کتاب «المحلی ابن حزم» جلد 11 صفحه 224 مراجعه و مطالعه کنند تا متوجه شوند قضیه چه بوده است.

این ممانعت از نقل حدیث یکی از آثارش این است که منافقین دارند میدان داری می‌کنند، روایاتی که از نبی مکرم در مذمت منافقین بوده یا در تفسیر سوره منافقین احادیثی بوده است را بررسی می‌کردند قضیه خیلی واضح و روشن می‌شد. دیگر نیاز به این همه مسائل نبود.

همین‌ها باعث می‌شود تا قضیه عاشورا شکل بگیرد، آن کسی که می‌خواهد پیامبر را بکشد، قتل امام حسین برایش هزینه دارد؟ نه!

این تفکری که تصمیم بر ترور نبی مکرم دارند این تفکر نسبت به امام حسن و نسبت به امام حسین چه فاجعه ای می‌خواهد به بار بیاورد لذا احتیاج این که بخواهیم توضیح بدهیم نیست.

لذا دوستان اگر بخواهند ریشه‌های عاشورا بررسی کنند واضح و روشن است که باید به قبل از عاشورا و در عصر نبوت بگردند، در همان ده، بیست و سی چهل سال بعد از رحلت نبی مکرم ببینند چه اتفاقاتی در جامعه اسلامی افتاد که نتیجه اش به قتل رساندن سرور آزادگان سیدا شباب اهل الجنه شد؟

مجری:

استاد این که فرمودید خلیفه دوم گفت من از تخصص و کارهای منافقین استفاده می‌کنم کاری به اعمال و نیات شان ندارم دقیقا مخالف قرآن است در سوره منافقین همان طور که فرمودید خداوند می‌گوید اگر این‌ها حرف حق هم زدند نپذیرید

(إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَاللَّهُ يعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ)

هنگامي که منافقان نزد تو آيند مي‌گويند: «ما شهادت مي‌دهيم که يقينا تو رسول خدايي!» خداوند مي‌داند که تو رسول او هستي، ولي خداوند شهادت مي‌دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ايمان ندارند).

سوره منافقون (63):‌ آیه 1

این‌ها می‌آمدند به پیامبر می‌گفتند شهادت می‌دهیم تو رسول خدا هستی، خدا می‌گوید (وَاللَّهُ يعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ)، ولی این‌ها دروغ می‌گویند همین حرف حق را هم نمی‌شود از آن‌ها پذیرفت.

اما حضرت وقت مان رو به پایان است و چند دقیقه ای تا پایان برنامه فرصت داریم نمی‌رسیم سوال جدیدی مطرح کنیم دوست داشتم زمان بیشتر بود و می‌توانستیم بحث را ادامه بدهیم اما در این دو سه دقیقه ای که فرصت است در این شب‌های عزیز دعا بفرمایید تا بینندگان گرامی آمین بگویند.

ü       روضه حضرت عباس(سلام الله علیه)

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

امشب شب تاسوعا و متعلق به قمر بنی هاشم(سلام الله علیه) است، تعبیری که است:

 و اللَّه ان قطعتموا يمينى * انى احامى ابدا عن دينى‏

اگر دست راستم قطع شد، با دست چپم و اگر دست چپم هم قطع شد دست از امام حسین(سلام الله علیه) بر نمی‌دارم ولایت مداری آقا قمر بنی هاشم خیلی مهم است که باید از آقا قمر بنی هاشم درس بگیریم با این که برایش امان نامه می‌آورند ایشان به شمر می‌گوید خدا هم تو را لعنت کند و هم این امان نامه ای که آوردی لعنت کند.

ولی من یک نکته ای در رابطه با قمر هاشم عرض کنم که اوج جوانمردی حضرت ابو الفضل العباس را نشان می‌دهد، شما ملاحظه کنید دست راست قطع شده، دست چپ قطع شده است تیر به چشم مقدسش خورده است، همین طور خون از بدن مطهرش جاری است آخرین لحظات زندگی اش است آقا امام حسین(سلام الله علیه) آمده سر مطهرش را بالای زانویش گرفته و با دست مبارکش خون از چشم‌مان حضرت ابو الفضل پاک می‌کند.

آقا قمر بنی هاشم در همان لحظه که بدن قطعه قطعه شده، شما حساب کنید یک چوب کوچک به چشم مان بی افتد برود چه حالی پیدا می‌کنیم وقتی تیر به چشم بخورد چه می‌شود! حضرت عباس (سلام الله علیه) همه مصیبت‌های خودش را فراموش کرد، نگفت یا حسین تیر به چشمم خورده است، دستهایم قطع شده عمود آهنین به سرم خورده است.

حضرت عباس(سلام الله علیه) شروع به گریه کردن کرد، امام حسین(سلام الله علیه) فرمود برادر چرا گریه می‌کنی؟ عرض کرد آقا جان شما آمدید سر من را روی زانو گرفتید با دست مبارک خون از سر و صورت من پاک کردید برای این گریه می‌کنم چند لحظه دیگر در همین سرزمین کربلا به زمین خواهی افتاد ولی کسی نیست بیاید سر مطهرت را به زانو بگیرد!

در آن ساعت نه ابو الفضلت و نه قاسمت و نه علی اکبرت، نه عون و جعفرت هیچ کدام نیستند، من برای غریبی تو دارم گریه می‌کنم. می‌خواهیم عرض کنیم یا قمر بنی هاشم فرزند علی نه تنها کسی پیدا نشد سر مطهر امام حسین(سلام الله علیه) را به زانو بگیرد بلکه ریختند فرقة بالرماح، فرقة بالاشجار، یک عده ای داشتند با شمشیر می‌زدند و یک عده ای داشتند با نیزه می‌زدند، یک عده ای با چوب می زدند و یک عده ای با سنگ می‌زدند.

من نمی‌دانم فقط می‌خواهم از اقا قمر بنی هاشم یک سوال بپرسم آقا جان ما نمی‌دانیم آن‌جا نبودیم یا فاطمة الزهرا(سلام الله علیها) ما نمی‌دانیم آن شمشیرهای که بر بدن‌ بی رمق امام حسین می‌زدند، با نیزه می‌زدند، با چوب و سنگ می‌زدند این‌ها قلب امام حسین(سلام الله علیه) را بیشتر به درد آورد یا آن چیزی که بیشتر قلب امام حسین(سلام الله علیه) را به درد آورد صدای یا محمدا و یا علیای بچه‌های مظلوم و صدای اهل بیت بی پناهش بود.

من بر این عقیده هستم، قلب امام حسین بیش از آن‌که با آن شمشیر، نیزه، سنگ و چوب به درد بیاید ناله‌های که می‌شنید، می‌دید زینب کبرا بالای تل زینبیه هَی دوان دوان به طرف خیمه می‌رود و دوان دوان به طرف گودی قتلگاه می‌آید و به عمر سعد اشاره کرد یا بن سعد انت تنظر یقتلون ابن رسول الله، تو داری داری نگاه می‌کنی فرزند پیامبر را دارند می‌کشند.

دارد حال زینب به قدری دگرگون بود که عمر سعد شروع به گریه کردن کرد، سرش را پایین انداخت. (أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمين‏؛ وَ سَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون‏)!

مجری:

خیلی ممنون و متشکر از محضرتان استفاده کردیم. در این شب عزیز دست به دعا برداریم از خدای منان بخواهیم به حق ابا الفضل العباس عجل لولیک الفرج، از این که تا پایان این برنامه همراه ما بودید تشکر می‌کنم ان شاء الله ما را از دعای خیر خودتان در عزاداری‌ها محروم نفرمایید و برای همه شیعیان، مسلمین و مظلومین جهان دعا بفرمایید در رأس همه دعاهای ما تعجیل بر فرج منتقیم آل الله باشد اللهم عجل لولیک الفرج یا علی مدد خدا نگهدار!

 

 
 


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها