-->
2026 September 10 - پنج شنبه 19 شهرويور 1405
یاد مرگ و منازل آخرت در نگاه امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)
کد مطلب: ١٦٦٠٠ تاریخ انتشار: ٠٤ خرداد ١٤٠٥ - ١٧:١٧ تعداد بازدید: 296
سخنراني ها » اخلاق علوی
یاد مرگ و منازل آخرت در نگاه امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی 24 02 1405 (قسمت 149)

  
 
لينک دانلود  
 
 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی 24 02 1405 (قسمت 149)

عنوان برنامه: یاد مرگ و منازل آخرت در نگاه امام حسن مجتبی (علیه‌السلام)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای سید محمد صفایی

کلیدواژها:

اخلاق علوی و سیره مهدوی؛ یاد مرگ؛ معرفت؛ احوالات قیامت؛ امام مجتبی(سلام الله علیه)؛ خیانت مورخین؛ عبادت؛ عرفان؛ دعای حزین؛ منازل آخرت؛ سیره امام حسن(سلام الله علیه)؛ شیخ عباس قمی؛ استجابت دعا!

فهرست عناوین بحث:

  1. طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
  2. تماس بینندگان برنامه

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم وَاحْشُرْنَا مَعَهُمْ والْعَنْ اَعْدائَهُمْ اَلسَّلاَمُ عَلَي الْمَهْدِيِّ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الأْمَمَ وَعَلیٰ آبَائِهِ الطَاهِرینَ المَعْصُومِینْ، سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّار

بهترین سلام‌ها و درودها به محضر مولایمان حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحنا فداه) و همچنین خدمت شما بزرگواران منتظران آن یار غائب!

مانند هر پنجشنبه شب و شب‌های جمعه از شهر کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) و از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» در خدمت شما هستیم.

«برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی» از سلسله برنامه‌هایی در رابطه با موضوعات اخلاقی، عرفانی است و مانند همیشه در محضر استاد معظم و کارشناسی نام آشنا آیت الله دکتر حسینی قزوینی خواهیم بود.

 در این برنامه حضرت استاد ان شاء الله در مورد موضوع مرگ و یاد مرگ از لسان آقا امام حسن مجتبی، حالات امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) و از دیگر روایات برای ما توضیحاتی را ارائه خواهند فرمود. ان شاء الله که ما را همراهی خواهید فرمود. عرض سلام و احترام خدمت استاد گرانقدر!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل.

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت همه عزیزان را از خدای منان خواهانم!

ü      طلیعه برنامه، عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

ما طبق برنامه همیشگی‌مان عرایض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می‌کنیم، باشد که آن بی‌بی دو عالم سیدة نساء العالمین، نظر لطف، عنایت و گوشه چشمی به ما، بینندگان عزیز، کشور، به ملت و به نظام و انقلاب ما داشته باشد.

در گلشن رسالت آتش زبانه می زد* گل گشته بود خاموش بلبل ترانه می زد

 وقتی که باغ می سوخت صیّاد بی مروّت * مرغ شکسته پر را در آشیانه می زد

من ایستاده بودم دیدم که مادرم را *دشمن گهی به کوچه گاهی به خانه می زد

 با چشم خویش دیدم مظلومی پدر را* از ناله ای که مادر در آستانه می زد

گردیده بود قنفذ همدست با مغیره او با غلاف شمشیر این تازیانه می زد 

 (وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)

مجری:

احسنتم، طیب الله انفاسکم، «السلام علی الصدیقة الشهیدة فاطمة الزهراء (سلام الله علیها)»؛ حضرت استاد در روزهای پایانی ماه ذی‌القعده و در آستانه ماه ذی‌الحجه الحرام هستیم، این ایامی که به اصطلاح عرفا، این چهله موسویه، نمی‌دانم در برنامه‌ها اشاره فرمودید، یا خیر و چه خوب و نیکو است که در این ایام از منظر اهل بیت(علیهم السلام) موضوع یاد مرگ و سکرات موت را بررسی کنیم، بشنویم و متذکر بشویم.

 حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) مناجات و حالاتی دارند، آنگاه که یاد مرگ را می‌کنند و حالاتی که بر ایشان آمده است، از دیدگاه اخلاقی و عرفانی می‌خواهیم که از لسان حضرت عالی در این باره بشنویم و استفاده کنیم!

ü      اقا امام مجتبی(سلام الله علیه) یکی از مظلوم‌ترین ائمه بود

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

آقا امام مجتبی(سلام الله علیه) را در حقیقت باید گفت یکی از مظلوم‌ترین ائمه بودند، که بعد از شهادت آقا امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) سپاهیانش به او خیانت کردند معاویه آن بساط را درآورد، بنی امیه و بنی مروان به حضرت ظلم کردند.

 یکی از بزرگان «نجف» می‌گفت به نظرم مظلومیت امام مجتبی از مظلومیت امام حسین خیلی بیشتر بود، چون امام حسین (سلام الله علیه) جنگ و شهادتش یک روز بود، به تعبیر امام حسن(سلام الله علیه):

«لَا يَوْمَ كَيَوْمِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّه‏»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص115

 

ولی امام حسن (سلام الله علیه) هر روز یک عاشورایی داشت و عاقبت هم در خانه خود به دست همسرش که لعنت خدا بر او و امثال او باد، به درجه رفیع شهادت رسید.

 ما از امام مجتبی(سلام الله علیه) روایت هم خیلی کم داریم، همانطوری که از آقا امام حسین (سلام الله علیه) روایت کم داریم. باز روایت امام حسین (سلام الله علیه) تا حدودی بیشتر از امام مجتبی (سلام الله علیه) است.

«علامه مجلسی» در کتاب «بحار الانوار» جلد 67 صفحه 400 روایتی را از آقا امام صادق(سلام الله علیه)، او از پدر بزرگوارشان امام باقر(سلام الله علیه)، او از پدر بزرگوارشان امام سجاد(سلام الله علیه) نقل کرده است.

«وَ رَوَى الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ عَنِ الصَّادِقِ ع قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ(سلام الله علیه) أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(سلام الله علیه) كَانَ أَعْبَدَ النَّاسِ فِي زَمَانِهِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ وَ كَانَ إِذَا حَجَّ حَجَّ مَاشِياً وَ رَمَى مَاشِياً وَ رُبَّمَا مَشَى حَافِياً وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِيمِ وَ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص400

 

«أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ(سلام الله علیه) كَانَ أَعْبَدَ النَّاسِ فِي زَمَانِهِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ»؛ عابدترین انسان‌ها در عصر خودش بود.

این که در این روایت دارد «اعبد الناس فی زمانه»، چهار تا از مناجات امام مجتبی (سلام الله علیه) را بگویند کجا است؟ بگوییم این‌ها ثبت نشده؛ یعنی مورخین واقعاً خیلی خیانت کردند!

 شما ملاحظه بفرمایید از لحظه ولادت امام مجتبی(سلام الله علیها) تا لحظه رحلت جانگداز نبی مکرم(صلی الله علیه واله وسلم)، تمام حرکت‌های امام مجتبی(سلام الله علیه) این‌که خانه می‌آید، خارج می‌شود، در مسجد می‌رود رو گردن پیغمبر سوار می‌شود، روی زانوی پیغمبر می‌شنید.

حتی پیامبر در سجده رود امام مجتبی روی دوش پیغمبر سوار می‌شود، پیغمبر روی منبر می‌رود او در آغوش پیامبر است. ملاحظه کنید تمام این کارها را ریز به ریز مورخین نقل کرده‌اند در حالی که این قدر کارهای ریز را نقل نمی‌کنند؛ ولی از روزی که نبی مکرم از دنیا رفت، گویا دیگر اصلاً امام حسن وجود ندارد!

چیزی که وجود دارد یک تعداد اندک مطلب در مورد غزوات است که ایشان حضور داشتن و وصیت‌نامه آقا امیرالمومنین(سلام الله علیه) به امام مجتبی که در «نهج البلاغه» آمده چیز دیگری نمی‌بینیم.

در این روایت امام سجاد(سلام الله علیه) می‌فرماید امام مجتبی عابدترین، زاهدترین و با فضیلت‌ترین مردم زمان خودش بوده است.

«وَ كَانَ إِذَا حَجَّ حَجَّ مَاشِياً»، وقتی که به حج تشریف می‌بردند، با پای پیاده می‌رفتند، «وَ رَمَى مَاشِياً وَ رُبَّمَا مَشَى حَافِياً»، حتی در بعضی از سفرها با پای برهنه مسیر «مدینه تا مکه» را طی می‌کردند.

 به عنوان نمونه اگر بخواهیم یک مورد از حج حضرت را در تاریخ «تاریخ طبری، ابن اثیر، ابن هشام و ...» نگاه کنیم چیزی نمی‌بینیم!

بعد حضرت امام سجاد(سلام الله علیه) در رابطه با عبادت حضرت امام مجتبی(سلام الله علیه) چند تا فراز را ذکر می‌کند و این فرازها احتیاج به یک دقت بیشتری دارد، ما باید این‌ها را دقت کنیم فقط نقل کردن و شنیدن نباشد.

اولا این شش، هفت تا فرازی که نسبت به حضرت امام مجتبی (سلام الله علیه) آورده یک تحلیل خوب عالی و عرفانی داشته باشیم و ثانیاً روایات را در مورد تک تک این فرازها از زبان ائمه(سلام الله علیهم) نقل کنیم و ببینیم چطور می‌توانیم خودمان را تطبیق بدهیم.

 پیام این فرمایشات امام مجتبی برای چه است می‌گوید: «وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى» به یاد مرگ می‌افتاد اشک حضرت جاری می‌شد. در این‌جا حرف خیلی زیاد است، ان شاء الله توفیق داشته باشیم، مسئله یاد مرگ را عرض خواهم کرد که چقدر روایت در منابع روایی مان داریم به ما توصیه کردند به یاد مرگ باشید.

 سکرات مرگ آن حالت جان کندن روح که دیگر سخت‌ترین دوران دنیایی است، در بعضی از جاها دارد یک حیوانی را زنده زنده پوست بکنند، چطور است! یک همچنین حالتی دارد.

بعد ما چه کار کنیم سکرات مرگ برای مان آسان باشد؟ چه عواملی باعث می‌شود سکرات مرگ سخت‌تر می‌شود؟ این‌ها چیزهایی است که پیش رو داریم.

 به تعبیر حضرت امیر که می‌فرماید: «تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ»

«و من كلام له (علیه السلام) كان كثيرا ما ينادي به أصحابه‏ تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ [الْعَرْجَةَ] عَلَى الدُّنْيَا وَ انْقَلِبُوا بِصَالِحِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ فَإِنَّ أَمَامَكُمْ عَقَبَةً كَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً لَا بُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَيْهَا وَ الْوُقُوفِ عِنْدَهَا. وَ اعْلَمُوا أَنَّ مَلَاحِظَ الْمَنِيَّةِ نَحْوَكُمْ [دَائِبَةٌ] دَانِيَةٌ وَ كَأَنَّكُمْ بِمَخَالِبِهَا وَ قَدْ نَشِبَتْ فِيكُمْ وَ قَدْ دَهَمَتْكُمْ فِيهَا مُفْظِعَاتُ الْأُمُورِ وَ [مُضْلِعَاتُ‏] مُعْضِلَاتُ الْمَحْذُورِ. فَقَطِّعُوا عَلَائِقَ الدُّنْيَا وَ اسْتَظْهِرُوا بِزَادِ التَّقْوَى‏»

نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص321

صدای الرحیل و صدای کوچیدن از در دیوار شنیده شد پدربزرگ، مادربزرگ، پدر، مادر رفت و عمو همه رفتند همه این‌ها تلنگر است. یک بزرگواری در مدرسه فیضیه بود کنار حجره‌ها می‌نشست ما هم گوش می‌دادیم این شعر را زیاد می‌خواند:

گرگ اجل یکایک از این گله می‌برد * این گله را بنه که چه آسوده می‌چرد

«تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ وَ أَقِلُّوا الْعُرْجَةَ [الْعَرْجَةَ] عَلَى الدُّنْيَا وَ انْقَلِبُوا بِصَالِحِ مَا بِحَضْرَتِكُمْ مِنَ الزَّادِ فَإِنَّ أَمَامَكُمْ عَقَبَةً كَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً لَا بُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَيْهَا وَ الْوُقُوفِ عِنْدَهَا»؛ یادم است این خطبه‌ها را آن زمان که جوان بودم در شانزده – هفده سالگی بخشی از خطبه‌ها را حفظ کردم از همان زمان در ذهن مان مانده است.

این خطبه در «نهج البلاغه» است دارد که امیرالمؤمنین این عبارت را در منبر بسیار تکرار می‌کرد. «تَجَهَّزُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ فَقَدْ نُودِيَ فِيكُمْ بِالرَّحِيلِ» وابستگی‌تان را به دنیا کم کنید. فَإِنَّ أَمَامَكُمْ عَقَبَةً كَئُوداً وَ مَنَازِلَ مَخُوفَةً مَهُولَةً لَا بُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَيْهَا وَ الْوُقُوفِ عِنْدَهَا»؛ پیش روی شما فراز و نشیب‌هایی است، پستی بلندی های است. گردنه‌ها و دره‌هایی است.

«لَا بُدَّ مِنَ الْوُرُودِ عَلَيْهَا وَ الْوُقُوفِ عِنْدَهَا»؛ باید تمام اون‌ها را وارد بشوید راه گریز ندارید، سکرات مرگ داشته باشید، قضیه شب اول قبر سوال نکیر منکر را داشته باشید، قضیه عالم برزخ را داشته باشید، حشر و نشر را داشته باشید، قضیه کنار حوض رفتن را داشته باشید، پل صراط را داشته باشید.

 حساب تطایر الکتب یمینا و شمالا داشته باشید، ببینید خیلی منازل زیادی است. باز یادم است آن زمان که جوان بودم هجده، نوزده سالم بود، در یک ماه رمضان در زادگاهم یک جای منبر می‌رفتم، یک ماه رمضان جلد 6 و 7 و 8 کتاب «بحار الانوار» را که مربوط به معاد است از جان دادن شروع می‌شود تا دم در بهشت و جهنم ادامه دارد این چند جلد را مطالعه کردم.

ماه رمضان خیلی خوبی، برای من بود، هم مردم خوب استفاده می‌کردند، مطالبی که مردم نشنیده بودند برای شان گفتم، برای خودم هم خیلی عالی بود، این مراحل را که همه گرفتار هستیم، همه بخواهیم نخواهیم این پیشامدها برای مان است. جان کندن است، شب اول قبر است، حشر و نشر است. عبور از پل صراط است.

(وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيا)

و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مي‌شويد؛ اين امري است حتمي و قطعي بر پروردگارت!

سوره مریم (19): آیه 71

تمام شما باید از پل صراط عبور کنید، آن‌جا بعضی‌ها مثل برق رد می‌شوند، می‌روند، وقتی وارد بهشت می‌شوند می‌گویند خدایا پل صراط که می‌گفتند کجاست ما ندیدیم، خطاب می‌آید دیدید ولی به قدری با سرعت رد شده متوجه نشدید.

 بعضی‌ها وقتی می‌‌خواهند رد بشوند یک پا می‌رود، یک پا می‌لرزد، با زحمت و با جان کندن خودش را به ساحل نجات می‌رساند. بعضی‌ها هم هستند پایشان را می‌گذارند زمین می‌خورند، مثل جماعتی از پرندگان وقتی پر می‌کشند چقدر صدا می‌کند، وقتی این‌ها داخل آتش می‌افتند، این شکلی صدای ریزش این‌ها به جهنم شنیده می‌شود.

دوستان! تمام این‌ها را بخواهیم یا نخواهیم!

 حالا فرمایش امام مجتبی(سلام الله علیه) را ملاک قرار بدهیم می‌فرماید: «وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى»، به یاد مرگ می‌افتاد گریه می‌کرد، ما چرا گریه نمی‌کنیم؟ ما هم بارها می‌گوییم باید بمیریم خواهیم مرد هیچ راهی هم نداریم، ولی اصلاً عین خیالمان نیست گویا داریم داستان لیلی مجنون برای خودمان می‌گوییم.

«وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى»، به یاد نشر و دمیدن صور و از قبرها زنده بیرون آمدن و به عرصات محشر می‌آمد، گریه می‌کرد. «وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى»، عبور از پل صراط به یادش می‌آمد امام مجتبی گریه می‌کرد.

 «وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا» وقتی سخن از حضور در پیشگاه عدل الهی می‌شد، انجایی که باید در محضر حق بیرویم و حساب کتاب پس بدهیم. می‌گوید آنچنان فریاد در می‌آورد که از هوش می‌رفت و غش می‌کرد.

ü      دعای حزین امام سجاد(سلام الله علیه) سرنوشت ساز و در درون انسان انقلاب ایجاد می‌کند.

 دوستان! خیلی سخت است، من بارها گفتم یکی از دعاهایی که خیلی سرنوشت ساز است، انسان بخواهد نخواهد در درون انسان انقلاب ایجاد می‌کند دعای حزین امام سجاد (سلام الله علیه) بعد از نماز شب است. خیلی دعای جان سوز است.

آقای صفایی! (هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي‏)، بنده از شانزده، هفده سالگی خدا توفیق مان داده این دعا را می‌خواهم، هر وقت می‌خوانم امکان‌پذیر نیست منقلب نشوم، عبارت‌ها یک عبارت‌های عجیب است، (گویا سخن از زبان ما می‌گوی).

«مَوْلَايَ يَا مَوْلَايَ إِنْ كُنْتَ رَحِمْتَ مِثْلِي فَارْحَمْنِي وَ إِنْ كُنْتَ قَبِلْتَ مِثْلِي فَاقْبَلْنِي يَا قَابِلَ السَّحَرَةِ اقْبَلْنِي يَا مَنْ لَمْ أَزَلْ أَتَعَرَّفُ مِنْهُ الْحُسْنَى يَا مَنْ يُغَدِّينِي بِالنِّعَمِ صَبَاحاً وَ مَسَاء»

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج1، ص164

«مَوْلَايَ يَا مَوْلَايَ إِنْ كُنْتَ رَحِمْتَ مِثْلِي فَارْحَمْنِي»؛ خدایا اگر مثل را من را مورد رحمت قرار دادی من را هم ببخش.

«إِلَهِي مَا أَنَا بِأَوَّلِ مَنْ عَصَاك‏»

اول کسی نیستم تو را معصیت کردیم!

نام كتاب: زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نويسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدين‏، ناشر: موسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بيروت‏ 1423 ق، ص407

یا به تعبیر دیگر:

 «یَا مَنْ غَفَرَ لِمَنْ هُوَ أسْوَءُ حَالا مِنّي»

 خدایا آن‌های که بدتر از من بودند بخشیدی پس من را هم ببخش!

 بعد این جمله امام سجاد(سلام الله علیه) خیلی زیبا است:

«يَا قَابِلَ السَّحَرَةِ اقْبَلْنِي‏»

ای خدایی که سحره فرعون را بخشیدی و قبول شان کردی من را هم قبول کن.

یعنی شما حساب کنید سحره فرعونی که با پیغمبر خدا داشتند می‌جنگیدند و به جنگ حضرت موسی می‌آمدند می‌گفتند: (بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ)

(فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ)

آنها طنابها و عصاهاي خود را افکندند و گفتند: «به عزت فرعون، ما قطعا پيروزيم!»

سوره شعراء (26): آیه 44

قسم به عزت فرعون ما پیروزیم و چنین و چنان می‌کنیم؛ ولی خدایا آنچنان کردی که وقتی در برابر موسی قرار گرفتند رحمتت شامل حال ساحران فرعون شد، و ان‌ها یک دفعه منقلب شدند.

(وَإِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ)

و ما به سوي پروردگارمان بازمي‌گرديم!»

سوره زخرف (43): آیه 14

امام سجاد(سلام الله علیه) بدتر از آن‌ها را دیگر پیدا نکرده است. می‌گوید خدایا در میان گناهکارها بدترین گناهکار، بی‌حیاترین گناهکار، وقیح‌ترین گناهکار ساحرین دستگاه فرعون بودند؛ ولی خدایا با یک نظر لطف آن‌ها را بخشیدی، قبول شان کردی، خدایا من را هم قبول کن! «يَا قَابِلَ السَّحَرَةِ اقْبَلْنِي‏»

یا می‌گوید:

«فَإِنْ لَمْ تَرْحَمْنِي فَمَنْ يَرْحَمُنِي‏»

خدایا اگر تو من را مورد رحمت قرار ندهی دَرْ خانه چه کسی بیروم!

«وَ مَنْ يُونِسُ فِي الْقَبْرِ وَحْشَتِي‏»

خدایا در شب اول قبر، آن وحشت فشار قبر، عذاب قبر نکیر و منکر چه کسی به دادم می‌رسد اگر تو به دادم نرسی!

«وَ مَنْ يُنْطِقُ لِسَانِي إِذَا خَلَوْتُ بِعَمَلِي وَ سَاءَلَتْنِي عَمَّا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي‏»

اگر از اعمال و گناهانم سوال کنی چه بگویم!

«فَإِنْ قُلْتُ نَعَمْ فَأَيْنَ الْمَهْرَبُ مِنْ عَدْلِكَ»

می‌گویم خدایا این گناهها را من کردم، این معصیت‌ها را من مرتکب شدم، از عدالتت کجا فرار کنم خدایا چه کار کنم؟

«وَ إِنْ قُلْتُ لَمْ أَفْعَلْ»

اگر بگویم این گناهها را من نکردم

«قُلْتَ أَ لَمْ أَكُنِ الشَّاهِدَ عَلَيْكَ»

خواهی فرمود مگر من خودم شاهد نبودم!

خیلی جان سوز است؛ یعنی انسان یک مقداری آخر شب بلند بشود، بعد از نافله شب و با خدای عالم یک انس عاشقانه بگیرد، بعد بگوید:

«فَعَفْوَكَ عَفْوَكَ يَا مَوْلَايَ قَبْلَ سَرَابِيلِ الْقَطِرَانِ»

خدایا من را مورد عفو قرار بده، قبل از آنکه لباس‌های آتشین به تن من کنند.

«عَفْوَكَ عَفْوَكَ يَا مَوْلَايَ قَبْلَ جَهَنَّمَ وَ النِّيرَانِ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يَا مَوْلَايَ قَبْلَ أَنْ تُغَلَّ الْأَيْدِي إِلَى الْأَعْنَاقِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ خَيْرَ الْغَافِرِينَ.»

مصباح المتهجد و سلاح المتعبد؛ طوسى، محمد بن الحسن‏؛ ناشر: مؤسسة فقه الشيعة ، ج‏1، ص 164

خدایا عفوت را شامل حالم کن، قبل از آن‌که دستانم را با زنجیر آتشین به گردنم ببندند، لباس آتشین بپوشانند، وارد آتش جهنم کنند.

به تعبیر حضرت «امام (رضوان الله تعالی علیه)» ائمه(سلام الله علیهم) بعضی از معارف را نتوانستند در قالب حدیث بیان کنند، در قالب دعا، زیارت و یا مناجات بیان کردند.

من از دوستان تقاضا دارم «دعای حزین» را کتاب «مفاتیح الجنان» دارد، آخر «مفاتیح» را دوستان نگاه کنند این دعا را در موبایل شان داشته باشند، اگر توفیق نماز شب هم ندارند بعد از نماز صبح شان یا بعد از نماز مغرب عشای شان یا هر وقتی حال پیدا می‌کنند، حرم حضرت معصومه می‌روند یک گوشه‌ای بنشینند «دعای حزین» را بخوانند.

وقتی حرم امام رضا(سلام الله علیه) مشرف می‌شوند، یا حرم امیرالمؤمنین(سلام الله علیه)، یا امام حسین(سلام الله علیه) مشرف می‌شوند یا دیگر جاهای پاک می‌روند این دعا را زمزمه کنند خیلی دعای عجیب است.

 در این جا دارد:

«وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ‏ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا»

وقتی امام مجتبی به یاد می‌آورد آن لحظه‌ای که در محضر خدا برای حساب کتاب قرار می‌گیردع آنچنان فریاد برمی‌آورد که بیهوش می‌شد.

«وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ»

الأمالي (للصدوق)؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق/ مصحح: ندارد. ناشر: كتابچى، ص179

آن وقتی که امام حسن مجتبی به نماز می ایستاد، در مقابل پروردگار تمام اندام هایش می‌لرزید.

 دوستان عزیز! این‌ را شاید بارها گفته باشم، رسول اکرم وقتی نماز می‌خواند:

«كَانَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ يَرْبَدُّ وَجْهُهُ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى وَ كَانَ لِصَدْرِهِ أَوْ لِجَوْفِهِ أَزِيزٌ كَأَزِيزِ الْمِرْجَلِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج81، ص248

رنگ حضرت تغییر پیدا می‌کرد، رنگش زرد، سفید و قرمز می‌شد. «وَ كَانَ لِصَدْرِهِ أَوْ لِجَوْفِهِ أَزِيزٌ كَأَزِيزِ الْمِرْجَلِ»، همانطوری که آب در دیگ می‌جوشد صدا می‌دهد، سینه حضرت از ترس خدا اینطور تالاب تالاب می‌کرد. چرا ما این حالت را نداریم؟

امیرالمومنین (سلام الله علیه) وقتی می‌خواست وارد نماز شود

«کان یتزلزل»

بدنش مثل این‌که زلزله بیفتد این حالت را پیدا می‌کرد، چطور زلزله زمین را تکان می‌دهد، این‌طور تکان می‌خورد.

«وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) إِذَا أَخَذَ فِي الْوُضُوءِ يَتَغَيَّرُ وَجْهُهُ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ(سلام الله علیها) تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ كَانَ الْحَسَنُ(سلام الله علیه) إِذَا فَرَغَ مِنْ وُضُوئِهِ يَتَغَيَّرُ لَوْنُهُ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ حَقٌّ عَلَى مَنْ أَرَادَ أَنْ يَدْخُلَ عَلَى ذِي الْعَرْشِ أَنْ يَتَغَيَّرَ لَوْنُهُ وَ يُرْوَى مِثْلُ هَذَا عَنْ زَيْنِ الْعَابِدِينَ(سلام الله علیه)»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص400

«وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ(سلام الله علیها) تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى»، صدیقه طاهره از ترس خدای عالم نفسش به شمارش می‌افتاد.

«كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(سلام الله علیهما) إِذَا قَامَا إِلَى الصَّلَاةِ تَغَيَّرَتْ أَلْوَانُهُمَا حُمْرَةً وَ مَرَّةً صُفْرَةً كَأَنَّمَا يُنَاجِيَانِ شَيْئاً يَرَيَانِهِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج81، ص248

امام باقر و امام صادق (سلام الله علیهما) وقتی نماز می‌خواندند از ترس خدا گاهی رنگ صورت شان زرد و گاهی قرمز می‌شد. خدایا به آن‌ها چه نشان دادی که به نشان ندادی! خدایا آن‌ها چه می‌دیدند که ما نمی‌بینیم؟ به آن‌ها خدایا چه حال دادی به ندادی؟

 دوستان این فرازهایی که عرض کردم «كَانَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) إِذَا قَامَ إِلَى الصَّلَاةِ يَرْبَدُّ وَجْهُهُ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ تَعَالَى» صدیقه طاهره «وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ(سلام الله علیها) تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى» امیرالمومنین (سلام الله علیه) بدنش بلرزه می‌افتاد، می‌گفتند علی چه شده، چرا بدنت بلرزه افتاده است؟

 می‌فرمود الان دارم آن امانتی که:

(إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَينَ أَنْ يحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا)

ما امانت (تعهد، تکليف، و ولايت الهيه) را بر آسمانها و زمين و کوه‌ها عرضه داشتيم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسيدند؛ اما انسان آن را بر دوش کشيد؛ او بسيار ظالم و جاهل بود، (چون قدر اين مقام عظيم را نشناخت و به خود ستم کرد)!

سوره احزاب (33): آیه 72

آن امانتی را که خدا بر زمین و آسمان عرضه داشت، زمین و آسمان طاق تحملش را نداشتند، (وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ) می‌خواهم آن امانت الهی را که نماز و مناجات با خدا است می‌خواهم انجام بدهم، نمی‌دانم آیا آن‌طوری که شایسته او است انجام بدهم یا نمی‌توانم، و لذا بدنم می‌لرزد.

 این‌ها را دوستان بتوانیم در گوشه موبایل مان بنویسیم، قبل از نماز به اندازه نیم دقیقه نه بیشتر، اگر حوصله کردید یک دقیقه این‌ها را مقداری مرور کنیم، بگوییم خدایا به این‌ها چه نشان دادی که به ندادی، این‌ها چه می‌دیدند که ما نمی‌بینیم و کور هستیم.

خدایا این‌ها چه مراحلی طی کردند که ما بدبخت‌ها اسیر نفس اماره و دنیا شدیم، به آن‌جا نمی‌رسیم. روایتی را قبلاً خواندیم خدای عالم می‌فرماید:

«من طلبني وجدني»

هر کس به دنبال من خدا بگردد پیدا می‌کند.

«ومن وجدني عرفني»

هرکس من را پیدا کند می‌شناسد!

«ومن عرفني احبني ومن احبني، ومن عشقني عشقته ومن عشقته قتلته ومن قتلته فأنا دیته»

در جلسات گذشته دو، سه شب در رابطه با این حدیث قدسی برای دوستان صحبت کردیم. دوستان می‌توانند بحث را در سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر و شبکه جهانی حضرت ولی عصر ببیند.

این‌ها است که ما را از خواب بیدار می‌کند شاید یک دفعه، شاید یک دفعه یکی از این روایت‌ها، احادیث و حالات ائمه (سلام الله علیهم اجمعین) باعث بشود تا مقداری منقلب بشویم، بیدار بشویم. ما تا مادامی که بیدار نشدیم، راه توحید و معرفت را نمی‌توانیم بپیماییم.

شما ملاحظه بفرمایید تمام کتاب‌هایی که در سیر سلوک نوشته‌اند «سیر و سلوک سید بحرالعلوم»، «سیر و سلوک علامه طباطبایی»، «لب اللباب» و کتاب «منازل السائرین - خواجه عبدالله انصاری»، همه این‌ها اولین منزل از هزار منزل یا اولین میدان از صد میدان یقضه و بیدار شدن است.

 اگر بیدار نشویم آیات و روایات کاری برای ما نمی‌کند مثل کسی خوابیده، شما دارید ده تا ختم قرآن بالای سرش انجام می‌دهید، چه فایده‌ای دارد؟ هیچ! ولذا بیدار شدن شرط اول سیر و سلوک است. شرط اول قدم گذاشتن به میدان معرفت و رسیدن به الله است.

هدف از آفریدن این نیست که فقط بخوریم و بخوابیم و تشکیل خانواده بدهیم، خانه و زندگی درست کنیم هدف از آفریدن این‌ها نیست. ما برای کار خیلی مهم‌تری آفریده شدیم.

(إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً)

«من در روي زمين، جانشيني [= نماينده‌اي‌] قرار خواهم داد.»

سوره بقره (2): آیه 30

بنا است خلیفة الله بشویم، بنا است خودمان را به اخلاق الهی مزین کنیم، به صفات الهی مزین کنیم، به انجایی برسیم که ملائکه نمی‌توانند به آن‌جا برسند.

 رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند * بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت

 یا:

 بار دیگر از ملک پران شوم * آنچه در وهم تو ناید آن شوم

انسان با تقرب به نوافل به جایی می‌رسد:

«كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ وَ يَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ مَا تَرَدَّدْتُ عَنْ شَيْ‏ءٍ أَنَا فَاعِلُهُ كَتَرَدُّدِي عَنْ مَوْتِ الْمُؤْمِنِ يَكْرَهُ الْمَوْتَ وَ أَكْرَهُ مَسَاءَتَه‏»

كافي( ط- دارالحديث)؛ نويسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏ (تاريخ وفات مؤلف: 329 ق‏)، محقق / مصحح: دارالحديث‏، ناشر: دار الحديث‏، قم‏، ق 1429، ج2، ص352، بَابُ مَنْ آذَى الْمُسْلِمِينَ وَ احْتَقَرَهُم‏، ح8

«وما يَزَالُ عَبْدِي يَتَقَرَّبُ إلي بِالنَّوَافِلِ حتى أُحِبَّهُ فإذا أَحْبَبْتُهُ كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج5، ص2384، 6137

جناب آقای صفایی و بینندگان عزیز! این روایت از روایت های خیلی ناب است، هم اهل سنت آوردند، در کتاب «صحیح بخاری» آمده هم در کتاب «کافی شریف» با سند صحیح آمده است.

اگر بنده به طرف من با انجام دادن واجبات و مستحبات بیاید «كنت سَمْعَهُ الذي يَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها»، من گوش او می‌شوم، با می‌شنود، یعنی گوش برای ایشان نیست، گوش الهی است.

«وَبَصَرَهُ الذي يُبْصِرُ بِهِ وَيَدَهُ التي يَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التي يَمْشِي بها»، من چشم او می‌شوم، زبان او میشوم دست او می‌شوم پای او می‌شوم، یعنی تمام اعضای بدن رنگ خدا می‌گیرد.

من خیلی این جمله را می‌گویم شاید از من خیلی شنیده باشند قرآن می‌گوید:

(صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ)

رنگ خدايي (بپذيريد! رنگ ايمان و توحيد و اسلام؛) و چه رنگي از رنگ خدايي بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت مي‌کنيم.

سوره بقره (2): آیه 138

(صِبْغَةَ اللَّهِ)؛ رنگ خدایی به خود بگیرید، (وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً)، آیا بهتر از رنگ خدا رنگ دیگری هم دارید؟ این‌که بیاییم به مسائل دنیا و این‌ها، نفس اماره توجه کنیم یک دفعه چشم باز کنیم، ببینیم تمام شد رفت، هرچه التماس کنیم:

(حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ؛ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يوْمِ يبْعَثُونَ)

(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مي‌دهند) تا زماني که مرگ يکي از آنان فرارسد، مي‌گويد: «پروردگار من! مرا بازگردانيد! شايد در آنچه ترک کردم (و کوتاهي نمودم) عمل صالحي انجام دهم!» (ولي به او مي‌گويند:) چنين نيست! اين سخني است که او به زبان مي‌گويد (و اگر بازگردد، کارش همچون گذشته است)! و پشت سر آنان برزخي است تا روزي که برانگيخته شوند!

سوره مؤمنون (23): آیات 99 و 100

(رَبِّ ارْجِعُونِ؛ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ) خدایا من را برگردان متوجه نشدم کارهای خوب می‌کنم. (كَلَّا)، اصلا امکان پذیر نیست. (إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا وَمِنْ وَرَائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلَى يوْمِ يبْعَثُونَ) ان‌جا است که دارد:

(يا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ)

افسوس بر من از کوتاهيهايي که در اطاعت فرمان خدا کردم.

سوره زمر (39): آیه 56

این آیه خیلی تکان دهنده است. ان شاء الله سکرات مرگ را اگر برسیم عرض می‌کنیم، بعید می‌دانم این جلسه برسیم.

 وقتی سکرات مرگ و آن حالت جان کندن می‌آید، در آن‌ وقت هر انسان تمام اعمال خوب و بدش جلوی چشمش مجسم می‌شود می‌بیند هفتاد، هشتاد، نود، صد سال زحمت کشیده، هیچ شده است. هرچه التماس می‌کند و می‌گوید من را بر گردانید خدایا متوجه شدم قبول نمی‌شود.

(فَلَا يسْتَطِيعُونَ تَوْصِيةً وَلَا إِلَى أَهْلِهِمْ يرْجِعُونَ)

(چنان غافلگير مي‌شوند که حتي) نمي‌توانند وصيتي کنند يا به سوي خانواده خود بازگردند!

سوره یس (36):‌ آیه 50

حتی توان وصیت کردن را هم به او نمی‌دهند!

(چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی) لذا دارد وقتی امام مجتبی(سلام الله علیه) وقتی به نماز می‌ایستاد «وَ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُه‏» تمام اندام بدنش به لرزه می‌افتاد، از ترس خدا می‌لرزید.

«وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِيمِ» وقتی به یاد بهشت و جهنم می‌افتاد همانند مار گزیده و خودش می‌پیچید. «وَ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذَ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ» از خدا بهشت می‌خواست از آتش جهنم به خدای عالم پناه می‌برد!

در این‌جا در حقیقت پنج تا نکته در فرمایش امام مجتبی است، ان شاء الله این‌ها را یکی پس از دیگری در خدمت بینندگان عزیزمان داشته باشیم، فقط خیلی خلاصه این پنج مرحله را عرض می‌کنم ان شاء الله اگر عزیزان سوال دیگری دارند مطرح کنند.

ü      نکات مطرح در فرمایش امام مجتبی (سلام الله علیه)

1. مورد اول بحث خروج نفس و حالت جان دادن بود. اولین گریه برای لحظه جدایی است، جدایی از آنچه که انسان به او خو گرفته است، وداع با جهانی که با تمام هویت ظاهری اش در او شکل گرفته این در حقیقت گریه دل کندن و ورود به یک عالم ناشناخته است. این یک مسئله است.

 در این‌جا مراحل زیاد داریم، بحث سکرات مرگ، سختی‌های جان کندن را داریم، بحث حضور ائمه (سلام الله علیهم) را داریم. دارد بر این‌که چه مؤمن و چه منافق ائمه (علیهم السلام) بالای سرشان می‌آیند. مؤمن وقتی ائمه را می‌بینند خوشحال می‌شوند؛ غیر مؤمن وقتی ائمه را می‌بینند از شرمندگی سرش شان را پایین می‌اندازند، دنیا در نظر ان‌ها تاریک می‌شود.

از طرفی شیطان می‌آید می‌خواهد ایمان را بگیرد. عزرائیل از آن طرف آمده می‌خواهد جان بگیرد!

2. نکته دوم حضرت فرمود وقتی به یاد قبر می‌افتاد از ظلمت قبر گریه می‌کرد. دومین مرحله که با تنهایی مطلق مواجه هستیم، یک عمری زندگی کردیم پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، فرزند، دوست، وقتی آن‌جا می‌رویم هیچ کسی نیست، خودمان تنهای تنها هستیم.

 باز امام سجاد(سلام الله علیه) در دعای ابوحمزه ثمالی می‌فرماید:

«مَالي لَا أَبْكِي‏»

چه شده گریه نمی‌کنم، کمکم کن!

«وَأَعِنّي بِالْبُكاءِ عَلى نَفْسي، فَمَا لِي لَا أَبْكِي أَبْكِي لِخُرُوجِ نَفْسِي أَبْكِي لِظُلْمَةِ قَبْرِي أَبْكِي لِضِيقِ لَحْدِي أَبْكِي لِسُؤَالِ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرٍ إِيَّايَ أَبْكِي لِخُرُوجِي مِنْ قَبْرِي عُرْيَاناً ذَلِيلا حَامِلًا ثِقْلِي عَلَى ظَهْرِي أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَمِينِي وَ أُخْرَى عَنْ شِمَالِي إِذِ الْخَلَائِقُ فِي شَأْنٍ غَيْرِ شَأْنِي‏»

مصباح المتهجّد و سلاح المتعبّد؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، محقق/ مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة فقه الشيعة، ج2، ص591

 

خدایا برای ظلمت قبرم چرا گریه نمی‌کنم، «أَبْكِي لِخُرُوجِي مِنْ قَبْرِي عُرْيَاناً ذَلِيلا حَامِلًا ثِقْلِي عَلَى ظَهْرِي أَنْظُرُ مَرَّةً عَنْ يَمِينِي وَ أُخْرَى عَنْ شِمَالِي إِذِ الْخَلَائِقُ فِي شَأْنٍ غَيْرِ شَأْنِي‏» این هم یک بحثی است، امام سجاد(سلام الله علیه) می‌فرماید «خُرُوجِي مِنْ قَبْرِي عُرْيَاناً»

ان شاء الله به این‌جا رسیدیم، این عبارت امام سجاد(سلام الله علیه) هم خواندن و هم تأمل دارد، در آن‌جا تعدادی از مردم لخت و عریان محشور می‌شوند، چقدر سخت و درد است، جلوی همه مردم، همه خلائق، ملائکه و...

در هر صورت...

بحث ظلمت، ضیق قبر و تنهایی در آن‌جا یک بحث است.

3. نکته دیگر بحث سوال نکیر و منکر است یکی از سخت ترین حالات قبر است، ان شاء الله به این هم خواهیم رسید. این فرمایش امام مجتبی(سلام الله علیه) باعث می‌شود که این‌ها یک مقدار موشکافی بشود و ببینیم که اصلاً این قضیه نکیر و منکر چه است و خودمان را برای آن روز آماده کنیم، قبل از این‌که به آن‌جا برسیم، یک دفعه وحشت زده بشویم از الان به فکر باشیم.

4. نکته چهارم خروج از قبر است، در آن‌جا همه پرده‌ها کنار می‌رود.

این نکته را عرض کنم شاید مراد از «عریانا بدني» جسم مادی نیست، می‌خواهد بگوید عریان تمام گناهانم همه چه بیرون ریخته می‌شود. یعنی همه می‌بینند، چند هزار غیبت کردم، دروغ گفتم، آدم کشتم، حرام خوردم، و کارهای مختلفی که انجام دادم.

 یکی از بدترین مراحل قیامت رسوا شدن در میان همه خلایق، از اول خلقت تا آخر خلقت است. این واژه را ائمه زیاد به کار بردند.

«فَلَا تَفْضَحْنِي فَإِنَّ الْخَلَائِقَ يَنْظُرُون»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج8، ص211

‏ خدایا مرا پیش چشم خلایق مفتضح و بی آبرویم نکن، خیلی سخت است، شاید از عذاب جهنم سخت‌تر است.

 به قول شاعر که یک شعری دارد من این شعر را خیلی زمزمه می‌کنم:

 در دوزخم بیفکن نام گنه مبر * آتش به گرمی عرق انفعال نیست!

 خدایا اگر می‌خواهی عذاب کنی یواشکی گوشه ای جهنم ببر، جلوی مردم مفتضح مان نکن، بی آبرومان نکن، خدایا قسم به عزتت بی آبروی از آتش جهنم سخت تر است واقعاً سخت است.

در دوزخم بیفکن نام گنه مبر * آتش به گرمی عرق انفعال نیست!

این شعر را در قنوت نماز، در سجده‌های نماز، مخصوصاً نمازهای مستحبی بخوانیم.

در شرح حال یکی از بزرگان دیدم در قنوت نمازش این شعر بابا طاهر را همیشه می‌خواند:

خداوندا از آن روزی که ما را آفریدی * به غیر از معصیت چیزی ندیدی

 خداوندا به حق هشت و چارت * ز ما بگذر شتر دیدی ندیدی!

 یکی از اولیاء الله که از دوستان نزدیک آیت الله العظمی «بهجت» که ایشان می‌گوید دوستی دارم که خدمت حضرت می‌رسد، شنیدم ایشان در نافله‌های مستحبش دستش را به ریشش می‌گیرد، همش این جمله را تکرار می‌کند خدایا شتر دیدی ندیدی، این را می‌گوید و اشک می‌ریزد.

دوستان! خیلی سخت است، گفتنش راحت است و شنیدنش هم راحت است، من نسبت به خودم دارم عرض می‌کنم!

5. پنجمین نکته حیرت و پشیمانی و بی‌پناهی در قیامت است.

(يوْمَ يفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ)

در آن روز که انسان از برادر خود مي‌گريزد، و از مادر و پدرش، و زن و فرزندانش!

سوره عبس (80): آیه 34 تا 36

فرزند پدرش را می‌بیند فرار می‌کند، پدر پسرش را می‌بیند فرار می‌کند، برادر برادر را می‌بیند فرار می‌کند، زن شوهر را می‌بیند فرار می‌کند، شوهر زن را می‌بیند فرار می‌کند، همه می‌ترسند که آن‌جا بیایند حقی مطالبه کنند. چقدر سخت و دشوار است!!

باز دارم عرض می‌کنم شنیدن و گفتنش راحت است؛ ولی باور کردن و تصورش خیلی سخت است. در خدمت شما هستیم، بنا نداشتیم این قدر طولانی بشود ولی الکلام یجر الکلام شد.

مجری:

ممنون بسیار عالی، استفاده کردیم، شب جمعه است و این حالات عرفانی و اخلاقی که از کلام معصومین الحمدلله بر زبان حضرت استاد صادر می‌شود، ان شاءالله به دل‌ها هم می‌نشیند و اثرگذار خواهد بود.

این مطلب را متذکر بشوم حضرت استاد اشاره به «دعای حزین» کردند که در کتاب لمفاتیح الجنان» است، عزیزان می‌توانند عبارت حزین را سرچ و جستجو کنند، دعای کوتاهی هم است که مرحوم «محدث قمی» آورده است.

همچنین اشاره به سه جلد کتاب «بحار الانوار» کردید که در مورد «معاد» به صورت تخصصی پرداخته است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله از جلد شش شروع می‌شود به صورت تخصصی فقط بحث معاد را ایشان آورده است.

مجری:

خود مرحوم «شیخ عباس قمی» یک کتاب به اسم «منازل الاخره» دارد

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله آن هم کتاب خیلی خوبی است.

مجری:

چون کوچک و مختصر است.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

کتاب در اینترنت هم است، البته ما هم با یک سری توضیحاتی در سایت گذاشتیم، کتاب «منازل الاخره» خیلی کتاب خوبی است، شاید بتوانم بگویم در عمرم سیصد بار بار این کتاب را مطالعه کردم مبالغه نباشد، هر وقت می‌خوانم از خواندش سِر نمی‌شوم. خدا روح ایشان را شاد کند با چه اخلاصی این کتاب‌ را نوشته است.

 دارد یک روز پدرش خانه می‌آید می‌گوید «شیخ عباس» مسجد امام رفته بودم، یک آقا بالای منبر رفته بود، یک کتابی به نام منازل الاخره دستش گرفته بود می‌گفت و از روی این کتاب می‌خواند مردم گریه می‌کردند ای کاش تو هم مثل ایشان بالای منبر می‌رفتی از روی همچنین کتاب بالای منبر می‌خواندی و مردم گریه می‌کردند.

«شیخ عباس قمی» گفت بابا دعا کن ان شاءالله به این‌جا برسم، نگفت این کتاب مال من است، اگر این روحانی دارد از روی این کتاب می‌خواند و مردم گریه می‌کنند کتاب را من نوشته ام این را نگفت، ایشان این‌طور اخلاص داشت.

 یک سفری در حج بودم این سفر از سفرهای خیلی ناب من بود، داستان خیلی مفصلی هم دارد، در آن زمان نه ثبت نام کرده بودم، نه در کاروانی بودم خلاصه این که سرگردان بودم، در «جد» هم که از هواپیما پایین شدم سرگردان بودم، دست غیب در کار بود واقعا عجیب بود.

بعد دیدم یک بزرگواری گفت پدرم از «ایران» زنگ زده و گفت فلانی «عربستان» آمده ایشان را به بعثه ببر، وقتی به بعثه رفتم با محدث زاده پسر صاحب «مفاتیح الجنان – شیخ عباس قمی» هم حجره شدیم.

در آن‌جا من از ایشان یک سوال کردم، گفتم آقای محدث زاده کتاب دعا زیاد نوشتند، «شیخ طوسی - مصباح المتهجد» نوشته است «سید ابن طاووس – جمال الاسبوع» نوشته، «کفعمی» کتاب دعا نوشته و مراجع فعلی چقدر نوشتند، از جمله آقای «مشکینی» و دیگران ولی هیچ کدام «مفاتیح الجنان» نشده است. خیلی‌ها قرآن در خانه شان نیست ولی «مفاتیح الجنان» را دارند رمزش چه است؟

 ایشان گفت پدرم روزی که خواست کتاب «مفاتیح الجنان» را بنویسد قریب به این مضمون خدایا اگر گناهی دارد استغفرالله، اگر این نوشته من ثوابی دارد این را به روح صدیقه طاهره(سلام الله علیها) هدیه می‌کنم، لذا این عنایت حضرت زهرا است که کتاب «مفاتیح الجنان» این طور در خانه مسلمان‌ها جا پیدا کرده است.

سفر خیلی خوبی داشتم، می‌رفتم طواف می‌کردم بعد مقدار جنگ جدال با وهابی‌ها داشتم بعد به حجره بر می‌گشتم

مجری:

حالت خوشی داشتید!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

 

بله سفر خیلی خوبی بود. اللهم ارزقنا و به جمیع آرزومنداش همچنین سفری عنایت بشود. از این ده پانزده مورد سفری که داشتم، آن سفر یک سفر عجیب و خاص بود.

مجری:

خداوند ان شاء الله به زودی زود روزی و قسمت کند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ان شاءالله موانع بر طرف بشود و بتوانیم در کنار زائرین بیت الله الحرام با هم برویم یک زیارتی کنیم!

مجری:

خیلی عالی، حضرت استاد اجازه بفرمایید ببینیم دوستان چه آماده کرده اند رفت و برگشتی داشته باشیم و بعد دقایق پایانی و بخش دوم را در خدمت بینندگان عزیز و در محضر شما خواهیم بود.

(میان برنامه)

«يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين،‏ يَا رَبَّ الْعَالَمِين،‏ یَا إله العَاصِینْ» عرض خیر مقدم مجدد خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند دارم شما بیننده برنامه «اخلاق علوی و سیره مهدوی» از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) هستید.

تشکر می‌کنیم از دوستانمان، این میان برنامه‌ که بسیار با مضامین در حقیقت موضوع برنامه هماهنگی داشت، فرازهایی از مناجات امام سجاد (علیه السلام) را پخش کردند و لذت بردیم.

 دقایقی که تا پایان برنامه باقی مانده جناب استاد اگر اجازه بفرمایید به تماس‌ها اختصاص بدهیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، تماس دوستان در اولویت است.

مجری:

 دوستان عزیز تماس گرفتند، گفتگو را با جناب آقای «دانیال از تهران» آغاز کنیم سلام شب شما بخیر بفرمایید.

تماس بینندگان برنامه

بیننده: (آقای دانیال از تهران – شیعه)

 سلام حاج آقای قزوینی، ان شاءالله حال تان خوب باشد. حاج آقا من یک سوال از محضرتان داشتم. حاج آقا راستش و واقعاً الان دو سال و خورده‌ای و شاید هم بیشتر هرچه دعا که می‌کنم دعایم مستجاب نمی‌شود.

دعای سریع الاجابه را که شما در برنامه تان معرفی کردید، آن را همیشه بعد نمازهایم می‌خوانم قبل از نمازهایم هم دعاهایی را می‌خوانم، اما واقعاً هر کاری می‌کنم دعایم مستجاب نمی‌شود، واقعا دیگر نمی‌دانم باید چه کار کنم؟ طبق آیات و روایات هم که دعا قاعدتاً باید مستجاب بشود چون وعده الهی است. اگر شما از علم خودتان چیزی می‌دانید به ما هم یاد بدهید استفاده کنیم شاید بهره بردیم و حاجت مان بالاخره مورد اجابت قرار بگیرد!

ü      همین که خدا توفیق دعا داده خود نشانه اجابت است

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ببینید آقای «دانیال» همین که شما دارید دعا می‌کنید، خدا توفیق دعا داده این خودش نشانه اجابت است، هر کس توفیق دعا ندارد. خدا یک مشکلی پیش می‌آورد یک حاجتی در دلت می‌ اندازد که با خدا راز و نیاز کنی.

 در روایت داریم فردای قیامت بنده در دنیا از خدا حاجت خواسته و به اجابت نرسیده، خدای عالم می‌فرماید بنده من فلان روز فلان حاجت از من خواستی ندادم، این نتیجه اش است. بنده آرزو می‌کند خدایا ای کاش در دنیا هیچ دعایی از من به اجابت نرسیده بود، این‌جا نتیجه اش را می‌دیدم.

 شما بفرض از خدای عالم «ملک سلیمان» بخواهید بالاتر از «ملک سلیمان» می‌خواهید چه شد؟ «سلیمان» رفت تمام شد. تمام آن سلطنت این‌جا ماند؛ ولی در آن‌جا به تعبیر «علامه طباطبایی» صاحب « تفسیر المیزان» ابدیت در پیش داریم.

اقای «دانیال» عزیز! یقین داشته باشید همین که خدا توفیق داده دعا کنید این خودش نشانه اجابت است، اگر خدا شما را دوست نداشت، توفیق دعا به شما نمی‌داد.

 در این‌که دعا به اجابت می‌رسد شک نکنید، اگر کسی شک کند دعایش به اجابت نمی‌رسد به نظر من کفر است؛ چون خود قرآن می‌گوید:

(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ(

مرا بخوانيد تا (دعاي) شما را بپذيرم!

سوره غافر (40): آیه 60

دعا کنید شما را اجابت کنم.

(وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا)

و کيست که از خداوند، راستگوتر باشد؟

سوره نساء (4): آیه 87

 (وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا)

وعده حق خداوند است و کيست که در گفتار و وعده‌هايش، از خدا صادقتر باشد؟!

سوره نساء (4): آیه 122

از خدا راستگوتر کسی سراغ دارید؟ هیچ شک شبهه‌ای نیست یک دفعه یک چیزی می‌خواهیم صلاح ما نیست، خدای عالم به جای آن یک بلای سختی از برطرف می‌کند. اگر چنانچه پرده کنار برود می‌فهمیم که خدا چه کرم و عنایتی به ما کرده است.

آن گنجشکی که بالای درخت، لانه درست کرده بود تازه بچه‌هایش یواش یواش داشتند حالت پریدن یاد می‌گرفتند، یک دفعه یک باد تندی آمد، زد کل آشیانه این گنجشک را داغون کرد، این گنجشک بچه‌‌هایش را در یک گوشه ای برد و گفت خدایا آخر این لانه من کجای درگاهت را تنگ کرده بود، سنگینیش چقدر بود، دستور دادی باد آمد، لانه من را داغون کرد، الان هم خودم و هم بچه‌هایم بی پناه شدیم.

خدای عالم به او الهام کرد دارد و گفت به درخت نگاه کن، نگاه کرد دید یک مار افعی دارد بالا می‌رود، خدا گفت این مار افعی می‌رفت که هم خودت و هم بچه‌هات را بخورد. من آمدم لانه ات را بهم زدم، تو و بچه‌هایت را نجات دادم. این گنجشک از شرمندگی سرش را پایین انداخت.

 فلذا آقای امام حسین (سلام الله علیه) در دعای عرفه اش نعمت‌های خدا را می‌شمار، یکی از نعمت‌های که می‌شمارد می‌گوید خدایا چه بلاهایی از من برطرف کردی، بعضی‌ها را دانستم و بعضی‌ها ندانستم.

آقای «دانیال» عزیز! چه بسا یک دعای می‌کنیم، خدا یک بلای سختی از زندگی ما برطرف می‌کند، اگر ما را مخیر کنند این حاجت را می‌خواهی بر آورده بشود یا این بلا برطرف بشود خودمان می‌گوییم خدایا قطعاً این بلا از من بر طرف بشود.

شما هیچ نگران نباش قطعاً دعا به اجابت می‌رسد، بعضی وقت‌ تأخیر دارد، بعضی وقت‌ مصلحت نیست، بعضی وقت‌ به قیامت می‌ماند.

ان شاء الله چند جلسه در رابطه با شرایط دعا بحث کنیم؛ چون بعضی وقت‌ها که دعا می‌کنیم شرایط دعا را نداریم. مثلاً در روایت است:

«مَنِ اغْتَابَ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَةً لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ تَعَالَى صَلَاتَهُ وَ لَا صِيَامَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً إِلَّا أَنْ يَغْفِرَ لَهُ صَاحِبُه‏»

جامع الأخبار( للشعيري)؛ نويسنده: شعيري، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مطبعة حيدرية نجف، بی تا، ص146

هرکس یک غیبتی از برادر مؤمن کرده باشد تا 40 روز دعایش به اجابت نمی‌رسد. این خیلی مانع بزرگی است.

 می‌گویند شخصی نزد «ملا حسنقلی همدانی» از عرفای بزرگ نشسته بود یک دفعه یک غیبتی کرد، دیدند مرحوم «ملا حسینقلی همدانی» که از علما و عرفای بزرگ بود ناراحت شد و اشکش جاری شد گفت خدا خانه ات را ویران کند چهل روز خانه‌مان را ویران کردی؛ یعنی با این غیبتت چهل روز دعاهایمان را بی اثر کردی!

آقای «دانیال» عزیز این مسائل هم است باید حواس مان جمع باشد.

مجری:

در حقیقت اشاره‌ای به خواسته خاص دارند، ایشان دعا می‌کنند؛ ولی آن خواسته خاص شان که از خدا می‌خواهند به اجابت نمی‌رسد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ان شاء الله دعاهای سریع الاجابه را بخوانند خداوند اگر صلاح بداند به اجابت می‌رسد دو سه تا دعای سریع الاجابه داریم

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَطَعْتُكَ فِي أَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ وَ هُوَ التَّوْحِيدُ وَ لَمْ أَعْصِكَ فِي أَبْغَضِ الْأَشْيَاءِ إِلَيْكَ وَ هُوَ الْكُفْرُ فَاغْفِرْ لِي مَا بَيْنَهُمَا»

المصباح للكفعمي (جنة الأمان الواقية و جنة الإيمان الباقية)؛ كفعمى، ابراهيم بن على عاملى، محقق/ مصحح: ندارد: ناشر: دار الرضي (زاهدي) ص291

این از دعاهایی سریع الاجابه است. و آن دعایی هم که دو سه هفته قبل از حضرت امیر(سلام الله علیه) عرض کردم

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ ... يَا نُورَ النُّورِ يَا مُنَوِّرَ النُّورِ يَا خَالِقَ النُّورِ يَا مُدَبِّرَ النُّورِ يَا مُقَدِّرَ النُّورِ يَا نُورَ كُلِّ نُورٍ يَا نُوراً قَبْلَ كُلِّ نُورٍ يَا نُوراً بَعْدَ كُلِّ نُورٍ يَا نُوراً فَوْقَ كُلِّ نُورٍ يَا نُوراً لَيْسَ كَمِثْلِهِ نُور...»

البلد الأمين و الدرع الحصين‏؛ نويسنده: كفعمى، ابراهيم بن على عاملى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 905 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات‏، بیروت: 1418ق، ص406

این هم دعای خیلی خوب و سریع الاجابه است.

مجری:

ان شاء الله اثراتش را در زندگی مادی و معنوی خواهند دید. تماس بعدی آقای «احمدی از یاسوج» است، سلام علیکم شب تان بخیر بفرمایید.

بیننده: (آقای احمدی از یاسوج – شیعه)

خدمت حضرتعالی جناب آقای صفایی و استاد ارزشمند و همچنین عوامل محترم شبکه حضرت ولی عصر عرض سلام دارم.

یکی از شبهاتی که شبکه‌های هتاک، شیطانی، خبیث و ناصبی وهابی مطرح می‌کنند این است که می‌گویند شما شیعیان که می‌گویید حضرت علی (علیه السلام) وقتی به نماز می ایستاد غرق در عالم آخرت بود، تا جایی که تیر را از پایش خارج کردند، بعد می‌گویند چطور دوباره شما شیعیان می‌گویید که در آیه رکوع، معروف به رکوع در حین انجام ذکر رکوع به سائل انگشتر می‌بخشد؟

البته برداشت من این است کاری که مولی امام علی(علیه السلام) در رابطه با بخشیدن انگشتر انجام داد، خودش عبادت بوده که در راه رضای خدا این کار را انجام داده است، خواستم حضرت استاد در این باره توضیح بفرمایند و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین، خداوند یار و نگهدارتان.

مجری:

 خیلی ممنون و متشکرم خدانگهدار شما آقای احمدی عزیز! جناب استاد پاسخ جناب آقای احمدی را بفرمایید.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم آقای احمدی! در رابطه با حضرت امیر(سلام الله علیه) اولاً این‌که تیری به ران مبارک شان خورده بود، و پزشکان نمی‌توانستند در بیاورند آمدند از امام مجتبی(سلام الله علیه) نظرخواهی کردند. حضرت فرمود در حال نماز این کار را انجام بدهید.

این مطلب را ما در هیچ روایتی ندیدیم، این را مولوی در مثنوی خودش به صورت شعر درآورده است، بنده ندیدم حتی اساتید هم گفتند ندیدیم آن چه در ذهنم است آیت الله العظمی «سبحانی» سر درس اصول شان ‌فرمود این مطلب در منابع روایی وجود ندارد.

اما علی این‌طوری بود، باشد یا نباشد این زبان حال امیرالمومنین و واقعیت هم دارد. ائمه وقتی مشغول نماز می‌شدند از هیچی خبری نداشتند، در عبادت غرق بودند.

 ولی بحث سر این است وقتی امیرالمومنین مشغول نماز و در سر نماز است، در این‌جا سائل می‌آید صدا می‌کند و هیچکس جواب نمی‌دهد، آیا شنیدن صدای سائل خلاف حضور قلب است، یا صدقه دادن خلاف است؟

آیه شریفه است می‌فرماید:

(أَلَمْ يعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ)

آيا نمي‌دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش مي‌پذيرد، و صدقات را مي‌گيرد، و خداوند توبه‌پذير و مهربان است؟!

سوره توبه (9): آیه 104

آن کسی که صدقه را اخذ می‌کندع خدا است!

 در روایت داریم وقتی شما به فقیر صدقه می‌دهید، دست تان را ببوسید؛ چون این صدقه اول در دست خدا قرار می‌گیرد، بعد در دست فقیر قرار می‌گیرد. امیرالمؤمنین در این‌جا دو تا عبادت کرد، یک عبادت نماز است و عبادت دیگر صدقه دادن دست خدا است نه به دست فقیر؛ پس (وَيأْخُذُ الصَّدَقَاتِ) خدا دارد صدقه را اخذ می‌کند.

در کتاب‌های اهل سنت از جمله در کتاب «مجمع الزوائد – هیثمی» جلد 3 صفحه 111، از «عبدالله بن مسعود» است:

«وعن عبد الله بن مسعود إن الصدقة تقع في يد الله قبل أن تقع في يد السائل ثم قرأ عبد الله (وهو الذي يقبل التوبة عن عباده)»

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد؛ اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي الوفاة: 807، دار النشر: دار الريان للتراث/‏دار الكتاب العربي - القاهرة , بيروت – 1407، ج3، ص111

صدقه در دست خدا قرار می‌گیرد، قبل از این که در دست سائل قرار بگیرد. بعد این آیه را خواند: (وهو الذي يقبل التوبة عن عباده)

حالا این آقایان که این‌طور شبهه مطرح می‌کنند، در رابطه با آنچه که خودشان نسبت به رسول اکرم آوردند، این‌ها را جواب بدهند، ما اشکالی که در مورد حضرت امیر می‌کنند را جواب می‌دهیم.

«ابن بطال متوفی 449» است یعنی قدیمی‌ترین «شرح صحیح بخاری» را ایشان دارد، ایشان در جلد 10 صفحه 346 می‌گوید رسول اکرم سر نماز انگشترش را درآورد «فخلعوا خواتمهم» صحابه متوجه شدند همه انگشترشان را درآوردند!

«أن النبى - صلى الله عليه وسلم - خلع خاتمه، فخلعوا خواتيمهم وأنه خلع نعليه فى الصلاة، فخلعوا نعالهم، وأنه أمرهم عام الحديبية بالتحلل فوقفوا، فشكا ذلك إلى أم سلمة فقالت له: اخرج إليهم واذبح واحلق. ففعل ذلك، فذبحوا وحلقوا اتباعًا لفعله، فعلم أن الفعل أكد عندهم من القول»

شرح صحيح البخاري؛ اسم المؤلف: أبو الحسن علي بن خلف بن عبد الملك بن بطال البكري القرطبي الوفاة: 449هـ، دار النشر: مكتبة الرشد - السعودية / الرياض - 1423هـ - 2003م، الطبعة: الثانية، تحقيق: أبو تميم ياسر بن إبراهيم، ج10، ص446

 

رسول اکرم داشت نماز می‌خواند، نماز مستحبی بود نعلین پایش بود، سر نماز نعلین را کنار گذاشت، صحابه هم همه با نعلین بودند نعلین را کنار گذاشتند. رسول اکرم که سر نماز نعلین را کنار می‌گذارد، خلاف خضوع و خشوع نیست؟ آیا صحابه حواس شان با خدا بوده یا حواس شان با آقا رسول الله بوده است؟

حتی کار به جایی رسیده که «ابن تیمیه» در کتاب «رسائل و فتاوا» جلد 21 صفحه 477 می‌گوید:

«إن النبي (صلی الله علیه وسلم) خلع نعلیه في الصلاة للاذ الذي کان»

نعلینی که حضرت پوشیده بود تنگ بود، پایش را فشار می‌داد، حضرت سر نماز نعلینش را درآورد. آیا این خلاف حضور قلب نیست؟

مطلب دیگر از عایشه در کتاب «صحیح بخاری» نمی‌توانند حرف بزنند. این‌ مطالب در تماس‌هایتان به این شبکه‌ها بگویید.

«حدثنا إِسْمَاعِيلُ قال حدثني مَالِكٌ عن أبي النَّضْرِ مولى عُمَرَ بن عُبَيْدِ اللَّهِ عن أبي سَلَمَةَ بن عبد الرحمن عن عَائِشَةَ زَوْجِ النبي صلى الله عليه وسلم أنها قالت كنت أَنَامُ بين يَدَيْ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَرِجْلَايَ في قِبْلَتِهِ فإذا سَجَدَ غَمَزَنِي فَقَبَضْتُ رِجْلَيَّ فإذا قام بَسَطْتُهُمَا قالت وَالْبُيُوتُ يَوْمَئِذٍ ليس فيها مَصَابِيحُ»

 الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص150، ح375

«حدثنا عبد اللَّهِ بن يُوسُفَ قال أخبرنا مَالِكٌ عن أبي النَّضْرِ مولى عُمَرَ بن عُبَيْدِ اللَّهِ عن أبي سَلَمَةَ بن عبد الرحمن عن عَائِشَةَ زَوْجِ النبي صلى الله عليه وسلم أنها قالت كنت أَنَامُ بين يَدَيْ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَرِجْلَايَ في قِبْلَتِهِ فإذا سَجَدَ غَمَزَنِي فَقَبَضْتُ رِجْلَيَّ فإذا قام بَسَطْتُهُمَا قالت وَالْبُيُوتُ يَوْمَئِذٍ ليس فيها مَصَابِيحُ»

 الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص192، ح491

«عن عَائِشَةَ زَوْجِ النبي صلى الله عليه وسلم أنها قالت كنت أَنَامُ بين يَدَيْ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَرِجْلَايَ في قِبْلَتِهِ»، عایشه می‌گوید پیغمبر نماز می‌خواند من دراز کشیده بودم پاهایم روبرو و طرف قبله حضرت بود.

«فإذا سَجَدَ غَمَزَنِي»، وقتی حضرت به سجده می‌رفت من را بشکون می‌گرفت. «فَقَبَضْتُ رِجْلَيَّ» پایم را می کشیدم «فإذا قام بَسَطْتُهُمَا»

مجری:

شیطنت می کرده است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

دوباره که پیغمبر می‌ایستاد پایم را دراز می‌کردم. آیا این که پیغمبر سر نماز عایشه را بشکون می‌گرفته خلاف حضور قلب نیست؟ «صحیح بخاری» حدیث 375

 جالب است یکی از فقهای اهل سنت «ابن رجب بغدادی - متوفی 795» می‌گوید انسان اگر سر نماز زنش را بدون شهوت مثلاً یک فشار بدهد، اگر بدون شهوت باشد نمازش باطل نیست.

مجری:

باز خوب است نگفته مستحب و سنت است!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همچنین کتاب «صحیح مسلم» حدیث شماره 1100

«حدثنا محمد بن أبي عُمَرَ حدثنا سُفْيَانُ عن عُثْمَانَ بن أبي سُلَيْمَانَ وبن عَجْلَانَ سَمِعَا عَامِرَ بن عبد اللَّهِ بن الزُّبَيْرِ يحدث عن عَمْرِو بن سُلَيْمٍ الزُّرَقِيِّ عن أبي قَتَادَةَ الْأَنْصَارِيِّ قال رأيت النبي صلى الله عليه وسلم يَؤُمُّ الناس وَأُمَامَةُ بِنْتُ أبي الْعَاصِ وهى ابْنَةُ زَيْنَبَ بِنْتِ النبي صلى الله عليه وسلم على عَاتِقِهِ فإذا رَكَعَ وَضَعَهَا وإذا رَفَعَ من السُّجُودِ أَعَادَهَا»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ج1، ص385، ح54، (آدرس دهی بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

«ابی قتاده انصاری» می‌گوید دیدم «يَؤُمُّ الناس وَأُمَامَةُ بِنْتُ أبي الْعَاصِ وهى ابْنَةُ زَيْنَبَ بِنْتِ النبي صلى الله عليه وسلم على عَاتِقِهِ» رسول اکرم نوه‌اش دختر زینب و ابی العاص را روی گردنش سوار می‌کرد.

 «فإذا رَكَعَ وَضَعَهَا وإذا رَفَعَ من السُّجُودِ أَعَادَهَا» وقتی حضرت به سجده می‌رفت «امامه» دختر ابی العاص» را زمین می‌گذاشت سجده می‌کرد، وقتی از سجده بلند می‌شد دوباره نوه اش روی دوشش می گذاشت!

یک جمله‌ای خدمت دوستان بگویم «امامه بنت ابی العاص» دختر زینب است، صدیقه طاهره (سلام الله علیه) یکی از وصیت‌هایش این بود علی جان بعد از من با دختر خواهرم «امامه» ازدواج کن، ایشان را به این خانه بیاور. «امامه» برای بچه‌هایم مثل خودم مهربان است.

 «امامه» را که رسول اکرم روی دوشش سوار می‌کرد عاشق زهرا و عاشق بچه های زهرا بود، وصیت زهرا (سلام الله علیها) است علی جان دختر با دختر خواهرم ازدواج کن؛ چون «امامه» برای بچه‌هایم مثل خودم مهربان است!

 یا کتاب «مسند احمد» حدیث 10669 دارد:

«حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا أَسْوَدُ بن عَامِرٍ ثنا كَامِلٌ وأبو الْمُنْذِرِ ثنا كامل أبو كَامِلٌ قال أَسْوَدُ قال أنا المعني عن أبي صَالِحٍ عن أبي هُرَيْرَةَ قال كنا نصلي مع رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم الْعِشَاءَ فإذا سَجَدَ وَثَبَ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ على ظَهْرِهِ فإذا رَفَعَ رَأْسَهُ أَخَذَهُمَا بيده من خَلْفِهِ أَخْذاً رَفِيقاً وَيَضَعُهُمَا على الأَرْضِ فإذا عَادَ عَادَا حتى قَضَى صَلاَتَهُ أَقْعَدَهُمَا على فَخِذَيْهِ قال فَقُمْتُ إليه فقلت يا رَسُولَ اللَّهِ أَرُدُّهُمَا فَبَرَقَتْ بَرْقَةٌ فقال لَهُمَا الْحَقَا بِأُمِّكُمَا قال فَمَكَثَ ضَوْءُهَا حتى دَخَلاَ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل؛ اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني الوفاة: 241، دار النشر : مؤسسة قرطبة – مصر، ج2، ص513، ح10669

 

رسول اکرم وقتی نماز می‌خواندن «وَثَبَ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ على ظَهْرِهِ» امام حسن و امام حسین پشت پیغمبر سوار می‌شدند، بعد حضرت «فإذا رَفَعَ رَأْسَهُ أَخَذَهُمَا بيده من خَلْفِهِ أَخْذاً رَفِيقاً وَيَضَعُهُمَا على الأَرْضِ»، حسن و حسین را می‌گرفت و زمین می‌گذاشت...

 این‌کارها با حضور قلب در نماز اشکال پیدا نمی‌کند؛ ولی این‌که امیرالمؤمنین اگر به سائل انگشتر داد آن‌جا با حضور قلب منافات دارد؟ از این طور قضایا آقای «احمدی» عزیز زیاد داریم.

مجری:

این‌ها سعی می‌کنند هر نکته ای را در مورد فضائل امیرالمؤمنین دست‌اندازی کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

نمی‌دانند جواب چه است اگر جواب را می‌دانستند همچنین اشکالی نمی‌کردند.

مجری:

تماس بعدی آقای «امیر از تهران» پشت خط ارتباطی هستن، سلام شب تان بخیر بفرمایید.

بیننده: (آقای امیر از تهران – شیعه)

با سلام خدمت شما و استاد بزرگمان آیت الله قزوینی که ارادت خاصی به ایشان دارم. در رابطه به این‌که ما حضرت علی را خیلی دوست داریم، عاشقش هستیم، ما را مشرک می‌دانند ما که حضرت را نمی‌پرستیم، رو به قبله‌مان نیست عاشقش هستیم و دوستش داریم، جان و نفس پیغمبر بوده، پیغمبر خیلی دوستش داشته است.

حالا خاک به دهانم استغفر الله اولین مشرک خود پیغمبر می‌شود چون گفت حضرت علی جان و نفس من است، این‌قدر دوستش داشت که می‌گفت مولا است، هرکس که من مولایش هستم ایشان هم مولایش است. اگر قرار باشد به خاطر دوست داشتن حضرت علی ما را به عنوان مشرک جهنم ببرند، هرچند من جهنم برو نیستم ولی به زور را ما می‌برند، اگر به این خاطر می‌خواهند ببرند بگذار ببرند.

بچه که مادرش را دوست دارد و عاشق مادرش است، یا مادر بچه اش را دوست دارد و عاشق بچه اش است آن دنیا مواخذه اش کردند تو چرا بچه ات را اینقدر دوست داشتی!

مجری:

تماس آقای «امیر» قطع شد، مداخله شان و پاسخی که داشتند ان شاء الله اگر

 تماس مجدداً وصل شد و سوالی هم اضافه داشتند در خدمت شان هستیم، ایشان به دوست داشتن و محبت به حضرت امیر(سلام الله علیه) را اشاره کردند، محبت و شیفتگی که ما نسبت حضرت امیر و اهل بیت (علیهم السلام) داریم خود آقا رسول الله این محبت را داشتند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

ما نسبت به حضرت علی(سلام الله علیه) شرمنده هستیم، آن گونه‌ای که زیبنده او است به اندازه قطره‌ای از اقیانوس‌ها محبتی که بر ما واجب است نمی‌توانیم انجام وظیفه کنیم ما از حضرت امیر شرمنده‌هستیم، به آن گونه ای که شایسته علی است، شایسته خود علی نه، شایسته نعلین علی است نتوانستیم انجام وظیفه کنیم.

 بنده خودم را دارم عرض می‌کنم دیگر این هفتاد و خورده‌ای سال عمرم را در بحث‌های ولایت گذراندم ولی با همه این حال حتی حق محبت به نعلین حضرت علی را بنده نمی‌توانم به جا بیاروم! آی مردم همه شاهد باشید فردای قیامت هم شهادت بدهید.

 یک روز یکی از شعرا، که از شعرای معاصر است یک شعری گفته بود بعضی‌ها به ایشان هجمه کرده بودند، گفته بود (کعبه بر دور علی می‌چرخد) خیلی ناراحت بود، به ایشان خیلی حمله کرده بودند، به ایشان گفتم شعر شما خیلی اشتباه و توهین به حضرت امیر است.

این که کعبه دور حضرت علی بچرخد یعنی چه؟ کعبه باید به دور قنبر علی بچرخد نه به خود علی، کعبه دور یاران علی می‌چرخد، نه به دور علی، کعبه اصلاً وجودش از امیرالمؤمنین است، بالاتر از کعبه، انبیاء قطعاً از کعبه بالاتر هستند، وجودشان از حضرت امیر (سلام الله علیه) این حرف‌ها چه است که به شما می‌گویند.

به ایشان گفتم بگذار بگویند شما چه کار دارید، شما وظیفه ات را انجام دادی، ملاحظه کن آنچه که می‌گویی با احادیثی که به ما رسیده تطبیق می‌کند یا نمی‌کند، اگر تطبیق نمی‌کند نگویید، اگر تطبیق می‌کند بگویید، باکی نداشته باشید!

به تعبیر «زمخشری» علی را بالای هفتاد هزار منبر هشتاد سال لعن و سب کردند آخرش چه شد؟ لعن کننده‌ها کجا رفتند، آیا نامی از ان‌ها هست؟

مجری:

ظاهرا تماس آقای «امیر» مجدداً برقرار شده است اگر نکته‌ای دارند میشنویم

اقای امیر:

 آقا خیلی ممنون و خیلی هم عذر می‌خواهم تلفن یک دفعه قطع شد تمام گفتنی‌ها را حاج آقا گفت، فقط خواستم بگویم آن طرف‌ آبی‌ها و وهابی‌ها هیچ بهانه‌ای ندارند از 1400 سال پیش، از زمان معاویه، بعد از فوت حضرت آقا رسول الله همین طور که به حضرت علی فحش می‌دادند تا سیصد، چهار صد سال که شیعیان مخفیانه به حضرت محبت و عرض ارادت می‌کردند.

 بعد همین روند ماند علمای خودشان «ابن تیمیه، آلبانی» تا آن‌جا که می‌توانستند حدیث و روایات حضرت را نیاوردند و مخفی کردند حتی در کتاب «صحیح بخاری» بگردی پنجاه تا روایت از حضرت علی نیست، در حالی که دو سه هزار تا روایت از یک نفر دیگر است که مثلاً شش ماه با پیغمبر بوده است.

خودتان ملاحظه کنید و ببینید که چقدر با حضرت و اهل بیت(سلام الله علیهم) لج هستند، خدا ان شاء الله آخر و عاقبت مان را بخیر کند، خیلی هم عذر می‌خواهم مزاحم تان شدم ممنون خداحافظ تان.

مجری:

زنده باشید ممنون و متشکرم آقای «امیر» به قول آقا «سید حمید رضا برقعی»

 عشق او بر دل سنگی حرم قالب شد * قبله مایل به علی بن ابی طالب شد!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله در آن هیچ شک و شبهه‌ای نیست قبله به خودش می‌بالد که علی در داخلش به به دنیا آمده است.

در هر صورت...

 آقا امیر عزیز! سوره هود آیه 38 جلسه قبل در برنامه لحبل المتین» خواندیم:

(وَيصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ)

او مشغول ساختن کشتي بود، و هر زمان گروهي از اشراف قومش بر او مي‌گذشتند، او را مسخره مي‌کردند؛ (ولي نوح) گفت: «اگر ما را مسخره مي‌کنيد، ما نيز شما را همين‌گونه مسخره خواهيم کرد!

سوره هود (11): آیه 38

(وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ) وقتی حضرت نوح(سلام الله علیه) مشغول کشتی سازی بود، هر کس رد می‌شد و می‌دید مسخره می‌کرد، حضرت نوح گفت: (إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ)، یک روزی هم می‌آید ما شما را مسخره می‌کنیم!

 آقا امیر جان! بگذار این وهابی‌ها بگویند یک روزی هم می‌آید این‌ها که گرفتار آتش جهنم هستند آن‌جا به ایشان می‌گوییم ما را مشرک می‌دانستید؛ ولی ما به برکت علی(سلام الله علیه) وارد بهشت شدیم و شما داخل آتش جهنم دارید می‌سوزید بسوزید که حق تان است.

مجری:

آن‌جا ببینیم که مشرک حقیقی و واقعی چه کسی است. دوستان اشاره می‌کنند با توجه به فرصتی که داریم آقای «علیرضا» را پشت خط ارتباطی داریم، خدمت شما سلام عرض می‌کنیم بفرمایید.

بیننده: (آقای علیرضا از تهران – شیعه)

سلام علیکم مجری محترم و حضرت آیت الله قزوینی خسته نباشید، حاج آقا حق و باطل را چه طوری باید تشخیص بدهیم، مثلاً آن طرف می‌گوید این جوری است الان شبکه‌هایی که برای اهل سنت است یک طور دیگر می‌گویند و این طرف هم بر خلاف آن‌ها طور دیگر می‌گویند ما چطور تشخیص بدهیم که کدام درست می‌گوید؟

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

برادر بزرگوارم! بهترین ملاک قرآن و روایات اهل بیت است. رسول اکرم در جای جای دوران رسالت شان «حدیث ثقلین» را مطرح کردند فرمودند:

«إني تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ من بَعْدِي كِتَابَ اللَّهِ عز وجل وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»

المعجم الكبير؛ اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني الوفاة: 360، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ج5، ص154، ح4922

حتی در کتاب «صحیح مسلم» هم به صورت متواتر آمده است.

«وأنا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فيه الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ على كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فيه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ في أَهْلِ بَيْتِي»

صحيح مسلم؛ اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت ، تحقيق : محمد فؤاد عبد الباقي، ج4، ص1873، ح2408

قرآن و اهل بیت ملاک حقانیت است، ببینیم آنچه اهل بیت گفتند ما شیعه‌ها به آن عمل می‌کنیم یا آن‌ها عمل می‌کنند؟ هر کس به قرآن و اهل بیت عمل کرد برنده است، هرکس هم به قرآن و اهل بیت عمل نکرد برنده نیست.

برادر بزرگوار! مثلا شما دارید وضو می‌گیرید آیه وضو را نگاه کنید، ببینید آیه وضو با عقیده اهل بیت می‌سازد یا با عقیده آقایان اهل سنت می‌سازد؟

کار نداریم توهین و اهانت نمی‌کنیم، ولی شما ببینید در کتاب «صحیح بخاری» در سه جا از قول صحابه دارد می‌گوید:

«وَنَحْنُ نَتَوَضَّأُ فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ على أَرْجُلِنَا فَنَادَى بِأَعْلَى صَوْتِهِ وَيْلٌ لِلْأَعْقَابِ من النَّارِ مَرَّتَيْنِ أو ثَلَاثًا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص33، ح23

«وَنَحْنُ نَتَوَضَّأُ فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ على أَرْجُلِنَا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص33، ح60

«وَنَحْنُ نَتَوَضَّأُ فَجَعَلْنَا نَمْسَحُ على أَرْجُلِنَا»

الجامع الصحيح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا، ج1، ص33، ح60، همچنین جلد 1 صفحه 48، ح96

ما وضو می‌گرفتیم پاهایمان را مسح می‌کشیدیم، نغسل نمی‌گوید. از «ابن عباس» شاید بیست تا روایت است ایشان می‌گوید قرآن گفته مسح کنید، ولی آقایان می‌گویند آقا مسح نکنید پاهایتان را بشویید.

پسر گلم، عزیز دلم اقای علیرضای بزرگوار این یکی از دلیل‌ها است. یک نمونه برایتان آوردم از این‌ها هزار تا مورد داریم، ملاک قرآن و اهل بیت است.

مجری:

ان شاء الله دوست مان آقای علیرضا بیشتر برنامه‌ها را پیگیری کنندع برنامه‌های شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برنامه‌های پاسخ به شبهات، برنامه‌های خود حضرت استاد یکشنبه‌ها و پنجشنبه‌ها و دیگر اساتید را پیگیری کنند.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

یک جمله دیگر هم برای شما بگویم و خیال شما آقا علیرضا، و علیرضاهای دیگر راحت کنم. رسول اکرم حق است، می‌آید اعلان مناظره می‌کند می‌گوید بیایید با هم بحث و مناظره کنیم یا ما حق هستیم و شما باطل، یا شما حق هستید و ما باطل هستیم.

(وَإِنَّا أَوْ إِياكُمْ لَعَلَى هُدًى أَوْ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ)

ما يا شما بر (طريق) هدايت يا در ضلالت آشکاري هستيم!

سوره سبأ (34): آیه 24

 اگر ما باطل هستیم شما ما را هدایت کنید، اگر شما باطل هستید ما هدایت تان کنیم.

 مراجع ما حضرت آیت‌ الله ‌العظمی «مکارم شیرازی»، آیت الله العظمی «سبحانی»، آیت الله العظمی «صافی گلپایگانی» بارها گفتند حاضریم با این‌ها مناظره کنیم چرا نیامدند؟

 بنده حقیر که در خدمت شما هستم، تا به حال در «شبکه سلام» چهار سال و خوره‌ای آن‌جا بودم نه سال در شبکه ولایت بودم، پنج سال است در شبکه ولی عصر هستم، داریم التماس می‌کنیم بیاید با هم مناظره کنیم مردم ببینند ما حق می‌گوییم یا شما حق می‌گویید!

آقای «حیدری» از شبکه وهابی کلمه اول گفت حاضرم مناظره کنم، آخر پشیمان شد و گفت من از عکس آقای قزوینی هم می‌ترسم!! مگر آقای قزوینی لولو خور خوره است که شما می‌ترسید، بیاید با هم بحث کنیم بگذاریم مردم تشخیص بدهند.

قرآن می‌گوید:

(فَبَشِّرْ عِبَادِ، الَّذِينَ يسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ)

پس بندگان مرا بشارت ده! همان کساني که سخنان را مي‌شنوند و از نيکوترين آنها پيروي مي‌کنند؛ آنان کساني هستند که خدا هدايتشان کرده، و آنها خردمندانند.

سوره زمر (39): آیات 17 و 18

به مردم بشارت بده که حرف‌های مختلف را می‌شنوند، بهترینش را انتخاب می‌کنند (سوره زمر آیه 17 و 18)

یکی از این دوستان در «اهواز» گفت من حاضر هستم پانصد میلیون به آقای «خدمتی» بدهم بیاید با آقای قزوینی مناظره کند. الان هم حاضر است این عزیزمان وضع مالی اش خوب است در این شرایط پانصد میلیون نه بلکه پنج میلیارد تومان به آقای خدمتی بدهد و ایشان بیاید پنج جلسه باهم شبکه به شبکه مناظره کنیم.

چرا این‌ها نمی‌آیند؟ مگر نمی‌گویند ما حق هستیم و شیعه باطل است، بیایند شبکه به شبکه مناظره کنیم، الان که زمان سابق نیست که من در آشپزخانه خانه ام حقانیت شیعه را اثبات کنم، امروزه رسانه‌ها بین‌المللی است، الان که داریم حرف می‌زنیم، حرف های ما را در «آمریکا، کانادا، اروپا، استرالیا، روسیه و...» کسانی که پای دستگاه گیرنده هستند می‌شنوند و حرف‌های آن‌ها را هم می‌شنوند.

حاضر بشوند باهم بحث کنیم ببینیم واقعاً حق با چه کسی است قصد دعوا و توهین نداریم. آقا علیرضا من بارها گفتم اهانت به مقدسات اهل سنت را از گناهان کبیره و از گناهان نابخشودنی می‌دانیم؛ ولی بیان حق را هم از واجبات می‌دانیم این بهترین دلیل دیگر از این بهتر چه می‌خواهید!

مجری:

باب گفتگو همیشه باز است و شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این آمادگی را اعلام کرده است حضرت استاد حسینی قزوینی ممنون و متشکرم خیلی استفاده کردیم همچنین ممنون و سپاسگزارم از شما بینندگان که ما را تا پایان برنامه همراهی کردید زیاد عرضی نیست التماس دعای فرج و دعای خیر یا علی مدد خدانگهدار!

 

 


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها