درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و دوم
(جلسه پنجاه و سوم 06 . 10 . 1404)
موضوع: نکات مهم بخش دوم روایت مناشده غدیر
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل نِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصير
شهادت به ولایت، مرز میان ایمان و نفاق است. اعتقاد به ولایت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) صرفاً یک ادعای زبانی نیست؛ بلکه پیوندی میان ظاهر و باطن فرد است. اگر کسی در قلب و زبان به ولایت ایشان شهادت ندهد، هنوز از چهارچوب فکری پیشین خود خارج نشده و به حقیقت تشیع نرسیده است. البته باید توجه داشت که هدایت در اصل به دست خداوند است و تا اراده الهی نباشد، کسی در مسیر حق قرار نمیگیرد؛ چرا که طبق صریح قرآن، خداوند هر که را بخواهد هدایت میکند.
جایگاه اختیار انسان در فرآیند هدایت و توحید
برای مؤمن شدن یک انسان، هزاران سبب دست به دست هم میدهند. به تعبیر شهید مطهری، اگر ۱۰۰ سبب برای هدایت لازم باشد، ۹۹ مورد آن در اختیار خدا و اهلبیت (علیهم السلام) است و آخرین مرحله، اختیار و اراده خود بنده است. اگر انسان با اختیار خود مسیر را انتخاب نکند، آن ۹۹ سبب ناتمام میماند. خداوند این قدرت انتخاب را به انسان داده است، اما هر لحظه میتواند آن را سلب کند. گاهی خداوند از روی مصلحت و عنایت، مانع از رفتن بنده به مسیر خطا میشود و گاهی در اثر گناه، راه خیر را بر او میبندد. این حقیقت معنای «لا حول ولا قوة إلا بالله» است؛ یعنی ما در عین داشتن اختیار، در اصلِ وجود و قدرت خود، عین ربط به پروردگار هستیم.
موضوع جبر و اختیار از پیچیدهترین مباحث کلامی است. برای درک صحیح این مطلب، مطالعه کتاب «انسان و سرنوشت» اثر شهید مطهری مفید است. ایشان توانستهاند مباحث عمیقی را که در آثار بزرگان چون امام خمینی (ره) و آیتالله خویی برای خواص بیان شده، با بیانی ساده و قابل فهم برای عموم مردم تبیین کنند.
اخلاق تبلیغ و حساسیت پاسخگویی به شبهات در مناطق تلفیقی
در مناطقی که شیعیان و اهلسنت در کنار هم زندگی میکنند، رعایت اخلاق و هوشمندی در سخن گفتن الزامی است. بر اساس رهنمودهای مراجع عظام، اگر هزاران نفر با سخنان ما مستبصر شوند، اما در مقابل، شبههای در ذهن یک جوان شیعه ایجاد کنیم که نتوانیم به آن پاسخ دهیم، گناه آن از پاداش هدایت آن هزار نفر سنگینتر است. بنابراین، باید فضائل را در قالبهایی بیان کرد که نه تنها حساسیتزا نباشد، بلکه باعث جذب و خوشحالی مخاطب گردد.
واکاوی پرسش هوشمندانه سلمان در واقعه غدیر
فَقَامَ سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَلَاؤُهُ كَمَا ذَا فَقَالَ ع وَلَاؤُهُ كَوَلَائِي مَنْ كُنْتُ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَعَلِيٌّ أَوْلَى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى- الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً فَكَبَّرَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ قَالَ اللَّهُ أَكْبَرُ بِتَمَامِ النِّعْمَةِ وَ كَمَالِ نُبُوَّتِي وَ دِينِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَلَايَةِ عَلِيٍّ بَعْدِي
کمال الدین و تمام النعمة ج1ص276و277 ناشر: اسلاميه چاپ: تهران
سپس سلمان فارسی، رضی الله عنه، برخاست و گفت: «ای رسول خدا، بیعت او چگونه است؟» پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «بیعت او مانند بیعت من است. هر کس که من به او از خودش سزاوارترم، حضرت علی نیز به او از خودش سزاوارتر است.» سپس خداوند تبارک و تعالی این آیه را نازل فرمود: «امروز دین شما را برای شما کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم.» سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «الله اکبر!» خداوند بزرگتر است، به خاطر تکمیل نعمتش، به خاطر کامل شدن نبوت من، به خاطر دین خداوند متعال و به خاطر ولایت حضرت علی پس از من.
در روز غدیر، پس از اعلام ولایت توسط پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)، سلمان فارسی پرسید: «ولایت او چگونه ولایتی است؟». این پرسش نشان میدهد که ولایت در ذهن اصحاب صرفاً به معنای یک دوستی ساده نبود، بلکه پرسش از کیفیت و حدود این اختیار و سرپرستی بود. پیامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ فرمودند: «ولایت او مانند ولایت من است». این پاسخ صریح، تساوی در تمام شئون حکومتی، تشریعی و معنوی را میان پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امام علی (علیه السلام) اثبات میکند.
در غدیر پس از ابلاغ ولایت، آیه اکمال دین (اکملت لکم دینکم) نازل شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله) تکبیر گفتند. تکبیر در جایی گفته میشود که فتحی بزرگ صورت گرفته باشد. این تکبیر نشاندهنده به ثمر نشستن پروژه نبوت است؛ زیرا نبوت بدون امامت، پروژهای ناتمام است که با ابلاغ ولایت به سرانجام میرسد و تمام نعمتهای الهی و فلسفه احکام با نصب امام تکمیل میشود.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در غدیر سه شبانهروز مردم را در گرمای سوزان نگاه داشتند تا از تمامی مردان و زنان بیعت بگیرند. ایشان حتی تمامی همسران خود را در این سفر همراه آورده بودند تا شاهد واقعه باشند. مجموعا در کتب شیعه و اهل سنت حدود 12 روایت وجود دارد که بیعت در غدیر هم به صورت زبانی و هم با دست دادن (مصافحه) برای بزرگان و خواص صورت گرفت تا راه هرگونه عذر و بهانه در آینده بسته شود . لذا خواص صحابه با زبان و دست مصافحه کرده و بیعت کردند اما عوام مردم با زبان اقرار به بیعت کردند. حضرت زهرا (سلام الله علیها) نیز تأکید داشتند که واقعه غدیر هیچ عذری برای کسی باقی نگذاشته است.
در جامعه اسلامی دین، بدون رهبری الهی در برابر استکبار و انحراف آسیبپذیر است. جامعه اسلامی منهای ولایت، طبق روایات صحیح، به «حزب ابلیس» مبدل شده و در اردوگاه شیطان گردش میکند. حاکم نیشابوری با سند صحیح روایتی از ابن عباس از پیامبر اسلام نقل می کند که پیامبرفرمودند:
عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ مِنَ الْغَرَقِ، وَأَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ الِاخْتِلَافِ، فَإِذَا خَالَفَتْهَا قَبِيلَةٌ مِنَ الْعَرَبِ اخْتَلَفُوا فَصَارُوا حِزْبَ إِبْلِيسَ» هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ
مستدرک علی الصحیحین ج3ص162 الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت
از ابن عباس (رضی الله عنهما) روایت است که گفت: رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «ستارگان، امان اهل زمین از غرق شدن هستند و خاندان من امان امت من از اختلاف هستند. اگر قومی از اعراب با آنها مخالفت کنند، دچار تفرقه میشوند و حزب ابلیس میشوند.» این حدیثی با سند صحیح است، اما در دو کتاب صحیح (بخاری و مسلم) نیامده است.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) چنین جامعهای را به «الاغ کمرشکستهای» تشبیه کردهاند که نه توان حمل بار دارد و نه قدرت حرکت.
ابن حجر هیتمی متوفای 974 هجری که شافعی مذهب است، در کتاب «الصواعق المحرقه» می نویسد که «ابن عساکر» گفته است:
«وفی روایة قیل له فما بقاء الناس بعدهم»
در روایت بعد آمده است که اگر مردم از اهلبیت جدا شدند حالتشان چطور خواهد بود؟
«قال: بقاء الحمار إذا کسر صلبه»
حضرت فرمود: همانند الاغی که کمرش شکسته باشد.
الصواعق المحرقة ، اسم المؤلف: أحمد بن محمد الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 2، ص 685
در واقع، وحدت اسلامی باید بر محور ولایت حق شکل گیرد تا منجر به تمدنسازی شود. بنابراین در قسمت دوم روایت کمال الدین نکات کلیدی و مهمی وجود دارد از جمله:
یک: «ولائه کولائی»: تطابق کامل دو ولایت؛ یعنی حضرت امیرالمومنین علیه السلام در تمام شئون جز شدن نبوت جانشین مطلق پیامبراسلام است.
دو: «اولی به من نفسه»: اولویت و حق تصرف ولی خدا بر تصرف شخصی و فردی مردم مقدم است .
سه: «تمام النعمة»: پایان یافتگی مطلق نعمت اعم از هدایت و غیره و الا بدون ولایت حتی توحید نیز ابتر می ماند به دلیل اینکه در روایات متعددی آمده است که اهل بیت علیهم السلام فرمودند:
بنا عرف الله ، وبنا عبد الله ، نحن الأدلاء على الله ، ولولانا ما عبد الله
صدوق، محمد بن علی، (متوفای 381 هـ)، التوحيد، ص 152، باب صفات الذات، تحقیق: حسینی تهرانی، سید هاشم، مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين، قم، 1398 هـ.
و الا اگر توحید بدون ولایت معرفی بشود می شود توحید اهل سنت و وهابیت که خدای الاغ سوار و مو فرفری و شاب امرد است!
بر اساس آموزههای امام خمینی (ره)، ولایت باطنِ توحید و تمامی عقاید است. اگر عقاید، احکام و اخلاقیات را به منزله «جسم» و «ماده اولیه» (هیولا) در نظر بگیریم، ولایت به منزله «روح» و «صورت» آنهاست. نماز، روزه و حتی توحید بدون ولایت، کالبدی بیروح هستند و معنای حقیقی پیدا نمیکنند. توحید منهای ولایت، منجر به شناخت خدایی میشود که دارای صفات انسانی و مادی است، نه خدای حقیقی و منزه. ولایت تنها یک پیوند عاطفی نیست، بلکه الگویی برای حکمرانی عادلانه و هویتبخش به امت اسلامی است.














