-->
2026 September 12 - شنبه 21 شهرويور 1405
ولایت ائمه اطهار علیهم السلام شرط قبولی اعمال
کد مطلب: ١٦٤٨٦ تاریخ انتشار: ٢٦ بهمن ١٤٠٤ - ١٥:٣٧ تعداد بازدید: 266
خارج فقه الحکومه » فقه
ولایت ائمه اطهار علیهم السلام شرط قبولی اعمال

(جلسه چهل و نهم 29 . 09 . 1404)

  
 
لينک دانلود  
 
 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال بیست و سوم

 (جلسه چهل و نهم 29 . 09 . 1404)

‏ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه‏ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه. وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصير

 

موضوع: ولایت ائمه اطهار علیهم السلام شرط قبولی اعمال

نقد و بررسی دیدگاه‌های ابن‌تیمیه درباره شیعه

ابن‌تیمیه با استناد به روایتی از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) که می‌فرماید در آخرالزمان گروهی از دین خدا خارج می‌شوند («یخرجون من دین الله»)، ادعای تندی را مطرح می‌کند. او معتقد است مصداق اصلی این روایت، شیعیان و تمامی کسانی هستند که به اولیای الهی توسل می‌جویند! ابن‌تیمیه و پیروانش مدعی هستند که توسل‌جویان، غیر خدا را می‌خوانند («یدعون من دون الله») و به همین دلیل آن‌ها را خارج‌شدگان از دین می‌نامند. و حال آنکه بر خلاف نظر ابن تیمیه قرآن کریم توسل را تأیید نموده و می فرماید:

و ابتغوا اليه الوسيلة

سوره مائده آيه 35

وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ

سوره بقره،‌ آيه45

 

تقسیم بندی غضب

در مباحث اخلاقی، غضب به سه نوع تقسیم می‌شود:

• غضب مذموم (ناپسند): غضبی است که بر اساس هوای نفس و برخلاف رضایت خدا و پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد. بدترین نوع این خشم، غضب بر زن و فرزند در محیط خانواده است. در روایات آمده است که برخی افراد به دلیل ظلم و بدرفتاری با خانواده، در قیامت در ردیف جبارانی چون فرعون و نمرود محشور می‌شوند. وقتی اعتراض می کنند خداوند به آن‌ها می‌گوید: « من تو را بر خانواده‌ات مسلط کردم و تو در خانه رفتار فرعونی داشتی، اگر در جامعه هم قدرت داشتی، همانند فرعون عمل می‌کردی».

• غضب ممدوح (پسندیده): این غضب در برابر دشمنان و کفار است

{أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ} [الفتح: 29]

 نمونه بارز آن زمانی بود که لشکریان یمن از قاطعیت حضرت علی (عليه السلام) در اجرای حکم خدا شکایت کردند. پیامبر (صلي الله عليه و آله) با حالتی غضبناک فرمودند: «از علی چه می‌خواهید؟ علی از من است و من از او هستم».

... فلما قدمت السرية سلموا على النبي صلى الله عليه وسلم ، فقام أحد الأربعة فقال يا رسول الله : ألم تر إلى علي بن أبي طالب صنع كذا وكذا فأعرض عنه رسول الله صلى الله عليه وسلم ، ثم قام الثاني فقال مثل مقالته فأعرض عنه ، ثم قام إليه الثالث فقال مثل مقالته فأعرض عنه ، ثم قام الرابع فقال مثل ما قالوا فأقبل إليه رسول الله صلى الله عليه وسلم والغضب يعرف في وجهه فقال ما تريدون من على ، ما تريدون من على ، ما تريدون من على ، إن عليا منى وأنا منه ، وهو ولى كل مؤمن من بعدي " .

الترمذی ، محمد بن عيسی (متوفاى 279هـ)، سنن الترمذي، ج5، ص296، تحقيق: عبد الرحمن محمد عثمان، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع – بيروت ، چاپ دوم، 1403ق.

 

النسائي، أحمد بن شعيب (متوفاى303 هـ)، السنن الكبرى، ج3، ص111، تحقيق: د.عبد الغفار سليمان البنداري، سيد كسروی حسن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 - 1991.

• غضب از باب «ترک اولیٰ»: مانند خشم حضرت یونس که وقتی دید قومش نصیحت او را نمی‌پذیرند، با ناراحتی از میان آن‌ها رفت و برایشان طلب بلا کرد.

{ وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ} [الأنبياء: 87]

خداوند در قرآن به پیامبر (صلی الله علیه و آله) توصیه می‌کند که مانند «صاحب حوت» (حضرت یونس) نباشد که با خشم قومش را رها کرد.

{فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَلَا تَكُنْ كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَى وَهُوَ مَكْظُومٌ } [القلم: 48]

 

 حضرت ابراهیم (علیه السلام)؛ الگوی صبر و پایداری

در مقابل سیره حضرت یونس، خداوند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را به پیروی از «آیین ابراهیم حنیف» فرا می‌خواند. حضرت ابراهیم (علیه السلام) با وجود سخت‌ترین طعنه‌ها، تهدیدهای عمویش و حتی پرتاب شدن در آتش، هرگز از هدایت مردم ناامید نشد و صبوری کرد. ایشان با امتحان‌های کمرشکنی روبرو شد که حتی تصورش دشوار است؛ از رها کردن همسرش هاجر و نوزاد کوچک در بیابانی بی‌آب و علف تا فرمان الهی به ذبح فرزندش اسماعیل ؛ ایشان از تمام این مراحل سربلند بیرون آمد و پس از مقام نبوت و رسالت، به مقام والای «امامت» رسید؛ مقامی که عهدی الهی است و به ستمکاران نمی‌رسد.

در سال ۱۳۵۴، زمانی که برای آموزش قرآن در شهر رامسر بودم، توسط ساواک دستگیر شدم. در آن زمان تازه ازدواج کرده بودم و خانواده‌ام در آن شهر غریب، کسی را نداشت. مأموران حتی اجازه خواندن نماز ظهر و عصر را ندادند و مرا به نوشهر منتقل کردند. سخت‌ترین بخش آن دوران برای من شکنجه‌ها نبود، بلکه نگرانی شدید از وضعیت همسرم در یک شهر غریب بود. در آنجا رئیس ساواک منطقه حدود دو ساعت برای من درباره نظریه «مارکسیسم اسلامی» صحبت کرد تا به خیال خود ما را نصیحت کند. در نهایت با تأسی به فرموده امام خمینی (ره) که می‌فرمودند برای خروج از زندان و ادامه فعالیت‌ها هر تعهدی خواستند بدهید، تعهد دادیم و خارج شدیم. متأسفانه مأموران در آن دوران نسبت به ساحت امام (ره) فحاشی‌های بسیار رکیک می‌کردند که تحمل آن بسیار دردناک بود.

مبانی ولایت فقیه و نقد دیدگاه اهل سنت

بر اساس مبانی شیعه، تمامی مقاماتی که برای ائمه (علیهم السلام) در مدیریت جامعه، اجرای حدود و قصاص و دفاع از مظلوم ثابت شده است، برای فقیه جامع‌الشرایط نیز (در مرتبه‌ای پایین‌تر از معصوم) در نظر گرفته می‌شود.

فقهای شیعه اتفاق‌نظر دارند که اگر فقیهی حتی یک گناه صغیره عمدی انجام دهد، از دایره ولایت خارج شده و تقلید از او باطل است. این دقت در شروط، نشان‌دهنده اهمیت عدالت در حاکمیت است.

تفسیر اهل سنت از اولی‌الامر: علمای اهل سنت، از قاضی عبدالجبار معتزلی تا معاصرین، مصادیق متعددی برای «أولی‌الأمر» ذکر کرده‌اند؛ از خلفای سه‌گانه و فقها گرفته تا فرماندهان نظامی. آن‌ها برای مشروعیت حاکمان خود به همین آیه استناد می‌کنند، اما در عین حال ولایت فقیه در شیعه را به غلط، ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی می‌دانند!

 ولایت؛ شرط بنیادین قبولی اعمال

طبق روایات فراوان در منابع شیعه و حتی اهل سنت، ولایت اهل‌بیت (علیهم السلام) شرط قبولی تمام عبادات است. در روایات آمده است که اگر کسی به اندازه عمر حضرت نوح عبادت کند، هم‌وزن کوه صفا طلا در راه خدا انفاق کند و هزار بار پیاده به حج برود، اما ولایت حضرت علی (علیه السلام) را نداشته باشد، بوی بهشت به مشامش نخواهد رسید.

عن علي بن أبي طالب عليه السلام ، عن النبي صلى الله عليه وآله أنه قال لعلي : يا علي لو أن عبدا " عبد الله عز وجل مثل ما قام نوح في قومه وكان له مثل أحد ذهبا " فأنفقه في سبيل الله ومد في عمره حتى حج الف عام على قدميه ثم قتل بين الصفا والمروة مظلوما " ثم لم يوالك يا علي لم يشم رائحة الجنة ولم يدخلها

الخوارزمی، الموفق ابن احمد (متوفای 568هـ)، المناقب، ص68، تحقيق: الشيخ مالك المحمودی - ناشر : مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، چاپ : الثانية 1414

ما بين الركن والمقام روضة من رياض الجنة والله لو أن عبدا عمره الله فيما بين الركن والمقام ألف عام وفيما بين القبر والمنبر يعبده ألف عام ثم ذبح على فراشه مظلوما كما يذبح الكبش الأملح ثم لقى الله عز وجل بغير ولايتنا لكان حقيقا على الله عز وجل أن يكبه على منخريه في نار جهنم .

الصدوق، محمد بن علی، (م381)، ثواب الاعمال، ص210، تحقيق : تقديم : السيد محمد مهدي السيد حسن الخرسان، ناشر : منشورات الشريف الرضي – قم، چاپ : الثانية، 1368 ش

 امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند حتی اگر کسی از کثرت عبادت پیر و فرتوت شود، اما نسبت به حق ما جاهل (مقصر) باشد، پاداشی نخواهد داشت. البته «جاهل قاصر» که حق به گوشش نرسیده، بر اساس عدالت الهی معذور است.

قال أبو عبد الله عليه السلام يا معلى ، لو أن عبدا عبد الله منه عام بين الركن والمقام يصوم نهارا ويقوم ليلا حتى يسقط حاجباه على عينيه وتلتقي تراقيه هوما ، جاهلا بحقنا لم يكن له ثواب .

الصدوق، محمد بن علی، (م381)، ثواب الاعمال، ص204، تحقيق : تقديم : السيد محمد مهدي السيد حسن الخرسان، ناشر : منشورات الشريف الرضي – قم، چاپ : الثانية، 1368 ش

ضرورت تبیین علمی ولایت و دوری از افراط

بحث خلافت و ولایت، اساس شریعت است و نباید به بهانه وحدت، آن را مسکوت گذاشت. در این زمینه داستانی از یکی از علما نقل شده که در مکه به یک عالم سعودی قول داده بود در کتابش بحث خلافت را مطرح نکند تا وحدت حفظ شود؛ اما پس از آن در خواب دید که اجازه ورود به حرم حضرت علی (علیه السلام) را ندارد. او متوجه شد که این کوتاهی در تبیین حق، باعث رنجش اهل‌بیت علیهم السلام شده است. بخاطر همین از تصمیم نادرست خود برگشت. بنابراین، بحث ولایت باید در مجالس علمی، با منطق و بدون توهین و فحاشی مطرح شود. خود امیرالمؤمنین (علیه السلام) نیز از دشنام دادن به معاویه نهی می‌فرمودند و تأکید داشتند که به جای فحاشی، باید ماهیت کار و جنایت‌های ظالمان تبیین شود.

پیشینه ولایت در عالم ذر و حقیقت هدایت

ولایت امیرالمؤمنین (علیه السلام) حقیقتی است که پیش از خلقت این عالم و در «عالم ذر» مطرح بوده است. بر اساس روایات معتبر، تمامی پیامبران گذشته بر اساس ولایت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و وصی ایشان حضرت علی (علیه السلام) مبعوث شده‌اند.

«عن عبد الله بن مسعود، قال: قال رسول الله: صلّى الله عليه وسلم «أتاني ملك فقال: يا محمد وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا على ما بعثوا، قال: قلت: على ما بعثوا، قال: على ولايتك و ولاية علي بن أبي طالب»

عبدالله بن مسعود می گوید که پیامبر فرمود: در معراج که بودم، فرشته ای نزد من آمد و به من گفت: ای محمد! سؤال کن از انبیاء، که قبل از تو فرستاده شدند، به چه چیزی فرستاده شدند؟ پیامبر فرمود: من پرسیدم به چه چیزی مبعوث گشته اند؟ گفت: بر ولایت تو و ولایت علی بن ابی طالب.

تفسیر ثعلبی( الکشف و البیان)، ج8، ص 337؛ تاریخ مدینه دمشق، ج42، ص 241؛ تفسیر غرائب القرآن نظام الدین نیشابوری، ج6، ص 93؛ تفسیر ثعالبی، ج8، ص 338؛ شواهد التنزیل حاکم حسکانی، ج2، ص 223؛ مناقب خوارزمی، ص 221

 این ولایت نعمتی بزرگ است که باید قدردان آن باشیم. بنده یک سال در دزفول بودم. آیت الله نبوی یکی از علمای طراز اول دزفول قضیه‌ای برای من نقل کردند و گفتند: من زمان آیت الله بروجردی به مدینه رفته بودم. در آن زمان بعثه نبود و از طرف آیت الله بروجردی نماینده ایشان در مدینه آیت الله لواسانی برای حل و فصل مسائل حضور داشتند. ایشان قضیه‌ای را برای من نقل کردند و گفتند: من با خطیب جمعه و امام جماعت مسجد النبی دوست بودم. او روزی در ماه مبارک رمضان به منزل ما آمد و به من گفت که سید برایم قهوه بیاور!

من گفتم: شیخ! مگر روزه نیستی؟ او گفت: چکار داری؟! من مهمان تو هستم و از تو می‌خواهم برای من قهوه بیاوری. من گفتم: آیا معذور هستی و نمی‌توانی روزه بگیری؟

او گفت: من به دیدن شما آمدم و گمان نمی‌کردم منزل شما شب اول قبرم باشد و سؤال نکیر و منکر را از من بپرسی! من مهمان تو هستم و برایم قهوه بیاور!

من گفتم: من می‌خواستم ببینم که معذور هستی یا خیر. من برای او قهوه آوردم و سپس ایشان شروع به حرف زدن کرد به طوری که این خطیب جمعه و امام جماعت حرف می‌زد و گریه می‌کرد. به من گفت: آقای لواسانی! من با مطالعاتی که داشتم به این نتیجه رسیدم که اگر کسی ولایت علی بن أبی طالب را نداشته باشد، فردای قیامت با صورت در آتش جهنم است و هیچ راه نجاتی ندارد. اگر تمام پیامبران در حق چنین شخصی شفاعت کنند هم فایده‌ای نخواهد بخشید. من گفتم: شما که به این نتیجه رسیدی که بدون ولایت حضرت علی راه نجاتی نیست، چرا ولایت ایشان را قبول نمی‌کنی؟ او باز هم گریه کرد و گفت: آقای لواسانی! خیلی تلاش کردم ولایت امیرالمؤمنین را در قلبم جای دهم، اما هرکاری کردم دیدم قلب من پذیرای ولایت حضرت علی نیست! یقین دارم فردای قیامت جایگاه من جز آتش نیست. مگر دیوانه‌ام که اینجا گرسنگی و زجر و تشنگی بکشم و فردای قیامت هم عذاب بکشم. حداقل در این دنیا سیر بخورم!

این نشان می‌دهد که هدایت و چشیدن حلاوت ولایت، نعمتی الهی است که به پاکی نطفه و لقمه نیز بستگی دارد. ما باید هر روز برای نعمت ولایت شکرگزار باشیم، چرا که بدون آن هیچ عملی مستحق پاداش نخواهد بود.

روایت دیگری در این باره هست که من عرض می کنم و توضیح آن را به جلسه بعد موکول می کنم.

وروي عن أبي حمزة الثمالي قال : " قال لنا علي بن الحسين عليهما السلام : أي البقاع أفضل؟ فقلنا : الله ورسوله وابن رسوله أعلم ، فقال : أما أفضل البقاع ما بين الركن والمقام ، ولو أن رجلا عمر ما عمر نوح عليه السلام في قومه - ألف سنة إلا خمسين عاما - يصوم النهار ويقوم الليل في ذلك المكان ثم لقي الله عز وجل بغير ولايتنا لم ينفعه ذلك شيئا "

الصدوق، محمد بن علی _متوفاى381ق_، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص245، تحقيق: علی اكبر الغفاري، ناشر: جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

 

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها