2024 July 13 - شنبه 23 تير 1403
علم الهی ائمه اطهار علیهم السلام
کد مطلب: ١٥٥١٢ تاریخ انتشار: ٢٩ خرداد ١٤٠٢ - ١٥:٢٩ تعداد بازدید: 1048
خارج فقه الحکومه » فقه
علم الهی ائمه اطهار علیهم السلام

(جلسه هفتاد و سوم - 13 12 1401)

 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه هفتاد و سوم - 13 12 1401)

موضوع:  علم الهی ائمه اطهار علیهم السلام  

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

...خدای عالم در سوره فلق می فرماید:

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ* مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ* وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ)

بگو: پناه می‌برم به پروردگار سپیده صبح، از شر تمام آنچه آفریده است؛ و از شر هر موجود شرور هنگامی که شبانه وارد می‌شود

سوره فلق (113): آیه 1-2-3

ولی درباره وسوسه نفس می فرماید:

(قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ* مَلِکِ النَّاسِ* إِلَهِ النَّاسِ)

بگو: پناه می‌برم به پروردگار مردم، به مالک و حاکم مردم، به (خدا و) معبود مردم

سوره ناس (114): آیه 1-2-3

سه تا از اسماء خدا را می آورد بعد می گوید:

(مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ* الَّذِی یوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ* مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ)

از شر وسوسه‌گر پنهانکار، که در درون سینه انسانها وسوسه می‌کند، خواه از جن باشد یا از انسان!

سوره ناس (114): آیه 4-5-6

در هر صورت...

وسوسه های نفسی:

(وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ)

من هرگز خودم را تبرئه نمی‌کنم، که نفس (سرکش) بسیار به بدیها امر می‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند! پروردگارم آمرزنده و مهربان است.

سوره یوسف (12):‌ آیه 53

البته نفس هم یکی از ابزارهای در دست شیطان است، شیطان هم که نباشد، این نفس به خودی خود کار خودش را انجام می دهد، احتیاجی به شیطان ندارد.

پرسش:

استاد! مردم می پرسند چرا خدا شیطان را خلق کرده است و قدرت می دهد، و ما زورمان به شیطان نمی رسد، اکثر مردم نمی توانند مقابله بکنند.

پاسخ:

(أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ)

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‌شوند و آزمایش نخواهند شد؟!

سوره عنکبوت (29): آیه 2

تصور می کنند همین که آمنّا گفتند این ها امتحان نمی شوند؟!

(وَاللَّهُ یهْدِی مَنْ یشَاءُ)

خدا هر که را بخواهد هدایت می‌کند!

سوره نور (24): آیه 46

(إِنَّ اللَّهَ یضِلُّ مَنْ یشَاءُ)

بگو: «خداوند هر کس را بخواهد گمراه می کند.

سوره رعد (13): آیه 27

مظهر یضلّ من یشاء هم شیطان است.

(إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا)

ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا ناسپاس!

سوره انسان (76): آیه 3

ولی از آن طرف هم:

(وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ)

و آنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند، قطعا به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است.

سوره عنکبوت (29): آیه 69

ابتدای کار خدای عالم یک اختیاری به ما داده است، از این اختیارمان اگر سوء استفاده کردیم می شود

(خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ)

خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهایشان پرده‌ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.

سوره بقره (2): آیه 7

اگر حسن استفاده کردیم آن جا (وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ) در آن مسیر دیگر خدای عالم خودش کمک می کند. لذا ما باید تلاش کنیم، جزء افرادی باشیم که شیطان به آنها تسلط ندارد. شیطان بر کسانی که بر خدا توکل می کنند تسلط ندارد.

(إِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یتَوَکَّلُونَ)

چرا که او، بر کسانی که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکل می‌کنند، تسلطی ندارد.

سوره نحل (16): آیه 99

این آیه برای ما خوب است، تا مخلصین خیلی راه است، تصورش هم حتی یک مقداری برای ما دشوار است.

 اگر فرصت بشود من یک وقتی در رابطه با توکل یک مقداری بیشتر صحبت کنم، که اصلا مراد از توکل یعنی چه؟ در روایات هست، یک روز هم دوستان سوال کردند و من یک جواب مختصری دادم: «یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّه‏ بتفویض الامر الیه» در فرق بین توکل و تفویض خلاصه توکل این است که خودمان را صاحب اثر ندانیم، همه چیز را دست خدا بدانیم

(قُلْ مَنْ بِیدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیءٍ وَهُوَ یجِیرُ وَلَا یجَارُ عَلَیهِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ)

بگو: «اگر می‌دانید، چه کسی حکومت همه موجودات را در دست دارد، و به بی پناهان پناه می‌دهد، و نیاز به پناه‌دادن ندارد؟!»

سوره مؤمنون (23): آیه 88

(ِاللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ)

خدا آفریننده هر چیزی است.

سوره رعد (13): آیه 16

«کلما یطلق علیه شیء فالله خالقه»

اگر ما همین را داشته باشیم، الان که من دارم حرف می زنم این را یقین داشته باشم

«ما شاء الله ولا حول ولا قوة الا بالله»

تمام این ها به حول و قوه الهی است. اگر این روحیه در ما ایجاد بشود که تمام حرکات ما تحت تدبیر خدای عالم هست، خیلی خوب است. ما تصور می کنیم که ما صاحب نفوذ هستیم، صاحب اثر هستیم.

 عزیزان به این مثال خوب دقت کنند، الان من دارم با دستم می نویسم، یک شخصی نگاه می کند و می گوید فلانی با دستش دارد می نویسد، یکی می گوید نه، آقای قزوینی دارد می نویسد، کدام یک از این ها درست است؟ قزوینی می نویسد یا دستش می نویسد؟

(وَمَا رَمَیتَ إِذْ رَمَیتَ وَلَکِنَّ اللَّهَ رَمَى)

و این تو نبودی (ای پیامبر که خاک و سنگ به صورت آنها) انداختی؛ بلکه خدا انداخت!

سوره انفال (8): آیه 17

این دست اگر مستقلا بتواند بنویسد، آن وقتی که روح هم از بدن جدا بشود باید بتواند بنویسد، پس دست صاحب اثر نیست. ما خیال می کنیم این دست دارد می نویسد، آن که می نویسد این روح من و اراده من و فکر من هست.

 بعد در اینکه آیا این روح و فکر من این ها هم مستقل در نوشتن هستند، یا این ها هم تحت تدبیر یک شیء دیگری است؟ من می گویم دست من، چشم من، جسم من، از آن طرف می گویم تمام این ها مربوط به روح است. می گویم روح من، من کجا است، اگر ما این من را توانستیم پیدا بکنیم، که من چه کسی است و این من کجا است، که همه چیز را ما به آن نسبت می دهیم، خوب است. «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏» اگر این شد درست در می آید.

«مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه‏»

مصباح الشریعة؛ نویسنده: منسوب به جعفربن محمد امام ششم (علیه السلام)، ناشر: اعلمی، محقق/ مصحح: ندارد، ص13، الباب الخامس فی العلم

تمام موجودات عالم تحت این «انا» هستند، ما شش رقم موجودات داریم؛ انسان، ملک، جن، حیوانات، نباتات، جمادات تمامی این ها داری یک «انا»  هستند، همه این «انا» ها تحت تدبیر یک «انا» هست که:

(إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ)

منم خداوند پروردگار جهانیان

سوره قصص (28): آیه 30

(لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ)

معبودی جز من نیست؛ پس تنها مرا پرستش کنید.

سوره انبیاء (21): آیه 25

اگر ما به این جا رسیدیم اولین قدم توحید را برداشته ایم، مادامی که ما به آن جا نرسیدیم هنوز

(وَمَا یؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ)

و بیشتر آنها که مدعی ایمان به خدا هستند، مشرکند!

سوره یوسف (12): آیه 106

نتیجه این ها هم چه زمانی پیش می آید وقتی وارد برزخ می شویم، فرشتگان از ما سوال می کنند «مَنْ رَبُّک‏؟» ما دراین جا همه چیز را با همان تصورات ذهنی خودمان درست کرده بودیم، ما خودمان ماندیم و تصورات ذهنی ما هم این جا ماند، آن جا بدون تصورات ذهنی رفتیم.

ما مادامی که این ها را وارد قلب نکرده ایم، یعنی با تمام وجود لمس نکرده ایم، به (لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ) نرسیده ایم.

پرسش:

تصورات که در مغز انسان است؛ یعنی در روح انسان است.

پاسخ:

این روح برای چه کسی است و از کجا است، می گویم روح من، روح شما، این که به روح نسبت می دهید.

پرسش:

این روحی است که خدا به ما داده است، من خودم که نمی توانم

پاسخ:

احسنت!

(وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی)

و در او از روح خود (یک روح شایسته و بزرگ) دمیدم

سوره حجر (15): آیه 29

اگر ما به این مرحله برسیم که هر چه در عالم انجام می گیرد تحت تدبیر الهی است، تحت مشیت الهی است، تحت اراده الهی است، اراده ما تحت ارادة الله است؛ چون تمام کارهای ما با اراده مان انجام می شود، یعنی اراده از ما گرفته بشود دیگر هیچ، سر دسته همه حرکات و سکنات ما، همه چیز ما اراده ما هست، این اراده ما تحت ارادة الله است، ارادة الله هم به ما می رسد تحت ولی امرش می رسد.

«إِرَادَةُ الرَّبِّ فِی مَقَادِیرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُم‏»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج4، ص577، بَابُ زِیَارَةِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ (علیه السلام)، ح2

«فَمَا شَیْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَیْهِ السَّبِیل»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج99، ص93

این را باید خوب بتوانیم در خودمان احیا کنیم.

... اما درباره برخی سخنان نادرست آقای صفری ؛ من در مورد ایشان واقعا مانده ام چه بگویم! می گوید: "علم حد اکثری ائمه مستند قرآنی و روایی ندارد"! همچنین ایشان می گوید: "یک مورخ با پیش فرض عصمت و امامت و معجزه و علم وارد تحلیل نمی شود، تاریخ بماهو تاریخ سکولار هست"! اگر این هست باید بگوییم وعلی الاسلام السلام.

 سکولار هم دو تا معنا دارد یکی لامذهبی و بی دینی، یکی جدایی دین از سیاست، که هر دو هم خلاف عقل است، و هم خلاف قرآن و هم خلاف سنت.

همچنین ایشان چنین عبارتی دارد: " مثلا ما از یکسو بر اساس تاریخ داریم که مسلم (بن عقیل) در هشتم ذی‌ الحجه در کوفه کشته می‌شود و امام حسین(علیه السلام) نهم ذی الحجه به سمت کوفه حرکت می‌کند، یعنی امام (علیه السلام) علم غیب نداشتند"!

من نمی دانم این ها دنبال چه هستند؟ آیا علم غیب پیامبر را قبول دارند یا ندارند؟

 یا حد اقل به اندازه صحیح بخاری و صحیح مسلم این ها غیرت دارند یا ندارند که حذیفه در صحیح مسلم می گوید، رسول اکرم یک روز بعد از نماز صبح تا نماز عشاء فقط نماز خواند و تمام حوادث گذشته، حال، آینده تا قیامت را برای ما گفت.

 اگر این هست، آیا پیامبر که رفته است جنگ احد می دانسته است که شکست می خورد یا نه؟ به قول آقایان در قضیه خیبر، آن گوشت مسموم را می دانست مسموم است، اگر علم غیب داشت چرا خورد؟ بعد ایشان می گوید "آموزه مثل علم حد اکثری و علم بما کان و بما هو کائن که تنه به علم الهی می زند"

به نظر من اصلا الف بای امام شناسی را آقایان بلد نیستند، الف بای امام شناسی را! این همان حرفی است که وهابیت دارند می زنند، می گویند علم غیب در حقیقت نسبت دادن قدرت الهی و علم الهی به غیرش است، این عین همان عبارت وهابی ها است، هیچ تفاوتی ندارد، فقط قالب عوض شده است.

 ما حداقل 40 تا روایت از ائمه (علیهم السلام) داریم که ما عالم بما کان و بما یکون و بما کائن الی یوم القیامة هستیم. عبارت حضرت امام را هم ما آن سری عرض کردیم که ائمه (علیهم السلام) علم به تمام ذرات عالم دارند، علم به ما سوی الله دارند

عبارت آقای خوئی، عبارت مرحوم کمپانی، عبارت مرحوم نائینی، و عبارت خود مرحوم مصباح یزدی و... این طوری است. من نمی دانم امثال آقای صفری کجا درس خواندند؟!

آقای صفری درباره علم غیب ائمه علیهم السلام در جای دیگر می گوید  " نه تأییدی از قرآن و نه تأییدی از روایت و سیره ائمه دارند!" خیلی عجیب است ایشان از یک طرف می گوید مورخ نباید در مسائل علم کلام وارد بشود، خیلی هم مفصّل روی این مانور داده است که علم تاریخ نباید در علم کلام وارد بشود، از یک طرف خودش در تمام مسائل کلامی وارد می شود، می گوید علم تاریخ علم سکولار هست، اگر تاریخ علم سکولار است شما بی جا می کنید در رابطه با علم ائمه حرف می زنید!

متأسفانه این هم در سایت «غدیر نیوز» آمده است، و هم در خود «ایکنا» آمده است، بقیه همه از «ایکنا» نقل کرده اند.

 "امام حسین انسانی که در سال چهارم به دنیا آمد و در سال شصت و یک به شهادت رسید جایی ندارد بلکه امام می گوید در کلام این گونه است از آغاز خلقت، خلقت نوری داشته است"

 بعد می گوید "تاریخ جزء علوم انسانی است، علوم انسانی علوم تدیّن محور و تعبد محور نیست" یعنی بی دین محور است! "... خلقت نوری را تاریخ قبول ندارد، تاریخ بما هو تاریخ سکولار است، متدین و متعبد تربیت نمی کند"

بعد دارد: "به کلامی ها می گویم به تحلیل های تاریخ بها داده و آن را به رسمیت بشناسند، به مسائل تاریخی احترام بگذارند و بپذیرند"!

نه خدا سکولار را پذیرفته است نه پیامبر پذیرفته است و نه مراجع و نه هیچ بچه مسلمانی حتی وهابی ها نمی پذیرند که ما علمی داشته باشیم از علوم اسلامی که سکولار و متعبد پرور و متدین پرور نشود.

 بعد می گوید "ما باید به یک بلوغ معرفتی برسیم تا همدیگر را تحمل کنیم، بنده معتقدم الان به حدی از بلوغ رسیده ‌ایم که بتوانیم مبانی کلامی را داشته باشیم و با توجه به تاریخ، سخنی از تکفیر و تفسیق و .. هم در میان نباشد. مورّخ ابزار قوی برای اعتبارسنجی کلامی در دست ندارد و نمی تواند تأثیر یک انسان بعد از شهادتش را تأیید یا انکار کند. ، بنابراین اگر طبق معیار تاریخی نتوانست چیزی را ثابت کند، نباید آن را زیر سوال برده و رد کند "

 باید به ایشان گفت:شما که در همین صحبت ده تا مسائل کلامی را زیر سوال بردی!

در هر صورت...

ایشان وقتی به عنوان یک استاد حوزه حرف می زند، آن هم در یک مرکزی مثل جامعة المصطفی خیلی مسئله حسّاس می شود.

آقایان به سخنان آقای صفری پاسخ کاملی بدهند، کمتر از 8 صفحه مورد قبول ما نیست، یعنی حد اقل جواب 8 صفحه است. و فحاشی و توهین هم نشود، ما فقط بحث علمی داشته باشیم.

 البته دیروز یکی از اساتید بزرگوار دانشگاه باقر العلوم یک فایل صوتی از ایشان برای ما فرستاده بود که همین هفته گذشته در دانشگاه ادیان بحثی داشته می گفت خیلی آن جا مطالب نادرستی گفته است.

حالا نتیجه آن هم که مشخص شد آن را هم ما در اختیار آقایان می گذاریم و باید یک مقداری دقت بشود، به قول یکی از این اساتید بزرگوار ، هیمنه علمی این ها باید شکسته بشود، طلبه ها احساس کنند که این حرف ها ارتباط به اسلام ندارد، ارتباط به مذهب شیعه ندارد.

شما اگر یک مذهب جدیدی می خواهید داشته باشید، اعلام کنید که ما یک مذهب سکولار جدیدی داریم!

پرسش:

در مطالب اهل سنت هم از این قضایا هست.

پاسخ:

نه آن ها به سکولار قائل نیستند، الان خود وهابیت می گوید دیانت عین سیاست است و سیاست عین دیانت است. جامعه الازهر همین آقای علی عبد الرزاق وقتی کتاب نوشت به نام "اسلام واصول الحکم" الازهر تمام مدارک دانشگاهی ایشان را ابطال کرد و او را از دانشگاه بیرون انداخت.

یعنی خود سنی ها نسبت به بحث سکولار حساس هستند، آن وقت ما در حوزه علمیه قم بیاییم با کمال آزادی بگوییم علم تاریخ علم سکولار است. این خیلی جای تأسف دارد، ولی به نظر من این از تفضلات الهی است که این ها بعضی وقت ها آن مکنونات قلبی و ماهیت خودشان را نشان می دهند.

این از تفضلات الهی است که ما باید این ها را به عنوان مدرک داشته باشیم و نشان دهیم تا مسئولین بزرگوار یک مقداری احساس کنند این جوانانی که از کشور های آفریقایی و اروپایی، هند، پاکستان و... این جا می آیند می خواهند اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه وآله وسلم) را فرا بگیرند و بروند در کشور شان تبلیغ کنند، نه این که یک اسلام سکولار را آموزش ببینند.

اگر بنا باشد سکولار را آموزش ببینند لازم نیست که ایران بیایند، در کشور های خارج مکتب های زیادی است که سکولار را دارد! مثل همین مسیحیت تبشیری که در حقیقت دست راست صهیونیست است، یعنی مسیحیت تبشیری با مسیحیت کاتولیک و پروتستان کاملا متفاوت است. در همین فتنه اخیر هم عمدتا این ها از تلاویو دستور می گرفتند و یکی از گروه هایی هم که اسلحه وارد کشور می کردند همین طرفداران مسیحیت تبشیری بودند. ما باید یک مقداری دقت کنیم که یک وقتی خدای ناکرده دچار انحراف نشویم.

 

پرسش:

استاد جلسه دانشگاه خیلی خوب بود.

پاسخ:

دیگر در آن جا هم رئیس دانشگاه زنگ زده بود با این که این ها را در فشار قرار داده بودند که نگذارید این جلسه برگزار بشود، همین آقای صفری شب با خیلی ها در حد نیم ساعت و یک ساعت صحبت کرده بود که جلسه را لغو بکنند، رئیس داشگاه هم ساعت یازده به معاون پژوهش دستور داد جلسه لغو شود، ما هم گفتیم برای ما هیچ فرقی نمی کند، آقای دکتر جباری هم گفته بود اگر این جلسه لغو بشود من از تمام مسؤلیت هایم استعفا می دهم، این بار دیگر با شمشیر وارد می شویم، این ها دیگر مجبور شدند، حتی آن جلسه که ما بالا رفته بودیم خود رئیس دانشگاه خیلی راضی نبود پایین بیاید، خودش غروب به من زنگ زد، گفت فلانی من واقعا لذت بردم، این بحث ها هم قاطع، هم مؤدب و هم پدرانه بود، خیلی بحث جالب بود.

بحث ها خوب بود، ان شاء الله پیاده کنند، حتی بعد از آن تعدادی از همین طلبه ها که تاریخ می خواندند تحت تأثیر صحبت های بنده قرار گرفته بودند.

بحثی که در دانشگاه باقرالعلوم داشتیم یک بحث اساسی و ریشه ای بود، با توجه به حساسیتی هم که آن جا داشت، خیلی تبلیغ کردند که کسی نیاید حتی خود باقر العلوم کلاس هایش را تعطیل نکرد، همان قسمت آموزش عالی امام رضا تعطیل کرد.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ در رابطه با اسامی ائمه، در حدیث لوح حضرت زهرا، مناظره عبد الله جعفر با معاویه، در سجده شکر امام کاظم، در معراج رسول اکرم، هفت - هشت تا روایت داریم، در غدیر خم مفصل روایت سند صحیح داریم.

 من این دو قسمت آخر را یک مقداری بگویم و دیگر این بحث را ببندیم، تا به یک بحث دیگر قبل از عید بتوانیم برسیم، این روایت را عزیزان دقت کنند، نکته خیلی ظریفی است.

«حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عُبْدُوسٍ النَّیْسَابُورِیُّ الْعَطَّارُ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ بِنَیْسَابُورَ فِی شَعْبَانَ سَنَةَ اثْنَتَیْنِ وَ خَمْسِینَ وَ ثَلَاثِمِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَیْبَةَ النَّیْسَابُورِیُّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ قَالَ: سَأَلَ الْمَأْمُونُ عَلِیَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا (علیه السلام) أَنْ یَکْتُبَ لَهُ مَحْضَ الْإِسْلَامِ»

یعنی اسلام خالص، عصاره اسلام را برای او بنویسد.

«عَلَى سَبِیلِ الْإِیجَازِ وَ الِاخْتِصَارِ فَکَتَبَ (علیه السلام) لَهُ أَنَّ مَحْضَ الْإِسْلَامِ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ إِلَهاً وَاحِداً أَحَداً فَرْداً صَمَداً قَیُّوماً سَمِیعاً بَصِیراً قَدِیراً قَدِیماً قَائِماً بَاقِیاً عَالِماً لَا یَجْهَلُ قَادِراً لَا یَعْجِزُ غَنِیّاً لَا یَحْتَاجُ عَدْلًا لَا یَجُورُ وَ أَنَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ لَا شِبْهَ لَهُ وَ لَا ضِدَّ لَهُ وَ لَا نِدَّ لَهُ وَ لَا کُفْ‏ءَ لَهُ وَ أَنَّهُ الْمَقْصُودُ بِالْعِبَادَة وَ الدُّعَاءِ وَ الرَّغْبَةِ وَ الرَّهْبَةِ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَمِینُهُ وَ صَفِیُّهُ وَ صَفْوَتُهُ مِنْ خَلْقِهِ وَ سَیِّدُ الْمُرْسَلِینَ وَ خَاتَمُ النَّبِیِّینَ وَ أَفْضَلُ الْعَالَمِینَ لَا نَبِیَّ بَعْدَهُ وَ لَا تَبْدِیلَ لِمِلَّتِهِ وَ لَا تَغْیِیرَ لِشَرِیعَتِهِ وَ أَنَّ جَمِیعَ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ وَ التَّصْدِیقُ بِهِ وَ بِجَمِیعِ مَنْ مَضَى قَبْلَهُ مِنْ رُسُلِ اللَّهِ وَ أَنْبِیَائِهِ وَ حُجَجِهِ وَ التَّصْدِیقُ بِکِتَابِهِ الصَّادِقِ الْعَزِیزِ الَّذِی لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ وَ أَنَّهُ الْمُهَیْمِنُ عَلَى الْکُتُبِ کُلِّهَا وَ أَنَّهُ حَقٌّ مِنْ فَاتِحَتِهِ إِلَى خَاتِمَتِهِ نُؤْمِنُ بِمُحْکَمِهِ وَ مُتَشَابِهِهِ وَ خَاصِّهِ وَ عَامِّهِ وَ وَعْدِهِ وَ وَعِیدِهِ وَ نَاسِخِهِ وَ مَنْسُوخِهِ وَ قِصَصِهِ وَ أَخْبَارِهِ لَا یَقْدِرُ أَحَدٌ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ أَنْ یَأْتِیَ بِمِثْلِهِ وَ أَنَّ الدَّلِیلَ بَعْدَهُ وَ الْحُجَّةَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَ الْقَائِمَ بِأَمْرِ الْمُسْلِمِینَ وَ النَّاطِقَ عَنِ الْقُرْآنِ وَ الْعَالِمَ بِأَحْکَامِهِ أَخُوهُ وَ خَلِیفَتُهُ وَ وَصِیُّهُ وَ وَلِیُّه ُ وَ الَّذِی کَانَ مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِمَامُ الْمُتَّقِینَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ وَ أَفْضَلُ الْوَصِیِّینَ وَ وَارِثُ عِلْمِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ سَیِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ زَیْنُ الْعَابِدِینَ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ بَاقِرُ عِلْمِ النَّبِیِّینَ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ وَارِثُ عِلْمِ الْوَصِیِّینَ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ الْکَاظِمُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِین‏‏»

تمام اسامی را می آورد بعد دارد:

«أَشْهَدُ لَهُمْ بِالْوَصِیَّةِ وَ الْإِمَامَةِ وَ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةِ اللَّهِ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ فِی کُلِّ عَصْرٍ وَ أَوَانٍ»

یعنی یک ثانیه، آنیة یعنی یک لحظه، زمین از حجت خالی نمی ماند.

«وَ أَنَّهُمُ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ أَئِمَّةُ الْهُدَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْیَا إِلَى أَنْ یَرِثَ اللَّهُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْها وَ أَنَّ کُلَّ مَنْ خَالَفَهُمْ ضَالٌّ مُضِلٌّ بَاطِلٌ تَارِکٌ لِلْحَقِّ وَ الْهُدَى‏»

عیون أخبار الرضا (علیه السلام)؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان،ج2، ص122، باب ما کتبه الرضا (علیه السلام) للمأمون فی محض الإسلام و شرائع الدین‏، ح1

مرحوم شیخ صدوق هم پس از نقل این روایت می گوید، روایت «عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ مُحَمَّدِ» عندی اصح، صحیح ترین روایاتی است که در این زمینه است. روایت خیلی مفصل است، ما نمی خواهیم خیلی زیاد روی واژه های روایت کار بکنیم، چون فرصت هم گذشته است.

اگر حضرت بخواهد کل اسلام را بگوید، ده جلد خواهد شد، ده جلد را حضرت رضا آورده تقریبا در هفت صفحه مطرح کرده است.

 یعنی خلاصه ای از اسلام است، خیلی نکات زیبایی دارد؛ بحث بدا و علم غیب تمام این ها را حضرت در این جا آورده است، یعنی عصاره اسلام که غیر از این پذیرفتنی نیست، هر کس به غیر از این معتقد باشد مسلمان نیست، از دایره اسلام خارج است، نه از دایره تشیع، از دایره اسلام خارج است این یک نکته ای هست که عزیزان داشته باشند.

بعد مکاتبات دیگری ما از ائمه (علیهم السلام) داریم، چون مکاتبات یک ویژگی دارد که احادیث ندارد، در احادیث امام (علیه السلام) مطلبی را بیان می فرماید و روات این ها را می نویسند، حالا آن هایی که یک مقداری تند نویس هستند، غالب کلمات امام را می نویسند و بعد می روند خانه این را پاک نویس می کنند، بر مبنای حافظه خودشان ولذا می بینیم یک روایتی سه چهار نفر از امام صادق نقل می کند، الفاظش کاملا تفاوت دارد.

 این نشان دهنده این است که حضرت این را بیان کرده است هر کس به اندازه سواد خودش و تند نویسی خودش – ضبط و فیلم برداری که در آن زمان نبوده است- بعضی ها نقل به معنا شده است.

  یک وقت روایتی یک یا دو سطری است این ها را ما می توانیم بگوییم که حضرت آهسته فرموده است و این ها هم نوشتند، ولی روایتی که چند صفحه هست، این ها یک مقداری ضبطش سخت است.

لذا در کتاب رجال کشّی در شرح حال یونس است می گوید من تمام حجاز و عراق را زیر پا گذاشتم، یونس از اصحاب امام رضا (سلام الله علیه) است و زمان امام جواد را هم درک کرده است، متوفی 208هـ است، یعنی شش سال از زمان امام جواد را هم درک کرده است. ایشان غیر از یونس بن یعقوب است که قبل از شهادت امام صادق از دنیا است، یونس بن عبد الرحمن می گوید:

«وافیت الحجاز والعراق»

تمام کسانی که امام باقر و امام صادق را درک کرده بودند، تمام روایات شان را گرفتم در یک مجموعه ای جمع کردم خدمت امام رضا آمدم، (به تعبیر ما) با خود گفتم که امام رضا می فرماید دستت درد نکند، چه کار خوبی کردی، می گوید به امام رضا عرضه کردم، اکثر این روایات را امام رضا تکذیب کرد و فرمود این ها احادیث امام صادق و امام باقر نیست!

 عزیزان اگر یادآوری کنند در جلسه بعد من عین روایت را هم بخوانم، ولذا در بحث، مواردی که حضرت مطرح می کند مردم می نویسند، این اشکالات هست غیر از این که:

«إِنَّا أَهْلُ بَیْتٍ صِدِّیقُونَ لَا نَخْلُو مِنْ کَذَّابٍ یَکْذِبُ عَلَیْنَا»

رجال الکشی إختیار معرفة الرجال؛ کشى، محمد بن عمر ناشر: مؤسسة نشر دانشگاه مشهد محقق/ مصحح: طوسى، محمد بن حسن / مصطفوى، حسن‏، ص108

آن هم که یک چیز دیگری است، ولی مکاتبات در حقیقت دست نویس خود امام است، در مکاتبات اگر سند درست بود، متن عین کلام امام است. یا امام املاء کرده باشد، این املاء یعنی دقیقا مطالب امام روی ورق آمده است.

 یا در بعضی از موارد هست که راوی می گوید من عقایدم را بر امام عرضه کردم ، یعنی مشخص است تمام آن چه را که خودش نوشته بوده است عقاید خودش را به امام عرضه می کند و امام هم تأیید می فرماید.

 لذا املاء و مکاتبات و عرضه عقاید یک سر و گردن از دیگر احادیث بالاتر است، ما این ها را یک مقداری دقت بکنیم، من مخصوصا نام ائمه را روی مکاتبات و روی عرضه عقاید بر امام هفت هشت مورد پیدا کردم تمامش را جمع کردم، که نشان می دهد این ها صدرت عن المعصوم.

«والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها