2024 July 13 - شنبه 23 تير 1403
پاسخ به شبهه «عصمت ائمه علیهم السلام در قرن سوم مطرح شد»
کد مطلب: ١٥٥١٠ تاریخ انتشار: ٢٩ خرداد ١٤٠٢ - ١٥:٢٤ تعداد بازدید: 1063
خارج فقه الحکومه » فقه
پاسخ به شبهه «عصمت ائمه علیهم السلام در قرن سوم مطرح شد»

(جلسه هفتاد و یکم - 08 12 1401)

 درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه هفتاد و یکم - 08 12 1401)

موضوع:  پاسخ به شبهه «عصمت ائمه علیهم السلام در قرن سوم مطرح شد» 

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

...

«...اللَّهُمَّ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ إِنِّی أَوْدَعْتُکَ یَقِینِی هَذَا وَ ثَبَاتَ دِینِی»

... این که الان در دینم ثابت قدم هستم این را به تو ودیعه می گذارم

«وَ أَنْتَ خَیْرُ مُسْتَوْدَعٍ»

بهترین امانتدار هستی

«وَ قَدْ أَمَرْتَنَا بِحِفْظِ الْوَدَائِعِ»

خدایا ما را دستور دادی اگر کسی امانتی به ما سپرد امانتداری کنیم

«فَرُدَّهُ عَلَیَّ وَقْتَ حُضُورِ مَوْتِی وَ فِی الْقَبْرِ عِنْدَ مَسْأَلَةِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ»

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاریخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدین‏، ناشر: موسسة الأعلمی للمطبوعات‏، بیروت‏ 1423 ق، ص424

نکته خیلی ظریفی است این را بعضی از بزرگان در سجده آخر نمازشان ملتزم هستند که بگویند. آخرین لحظه شیطان بیاید، به خدا پناه می بریم، اگر یک ذره ایمان ما را بگیرد.

این روایت را ملاحظه بفرمایید

«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ‏ (علیه السلام) قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) سَیَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَى مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ یُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِیَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى فُقَهَاءُ ذَلِکَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَعُودُ.»

الکافی (ط - الإسلامیة)، نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج8، ص308،

«فُقَهَاءُ ذَلِکَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَعُودُ.»؛ این در مورد عصر غیبت، نزدیک ظهور است.

پرسش:

استاد سند روایت صحیح است؟

پاسخ:

بله روایت صحیحه یا موثقه است.

پرسش:

استاد همه که این طور نیستند!

پاسخ:

همه که قطعاً این طور نیستند(نستجیر بالله). یک کلیپی از من پخش کرده بودند که از آقای بهجت نقل کردم ایشان فرمود وقتی برای فرج حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف دعا می کنید برای خودتان نیز دعا کنید چراکه معلوم نیست وقتی حضرت بیاید ما در کدام جبهه هستیم!

دیدم یکی از آقایان حرف های نادرستی زده بود البته دوستان نیز به خوبی جواب داده بودند. بعضی ها همین که چهار تا قال الباقر و قال الصادق علیهما السلام را یاد می گیرند خودشان را «أقرب الناس إلی الله» و «أعلم الناس وافقه الناس» تصور می کنند.

یک عبارتی را از آقای سیستانی آورده بودند

«...نحن نعیش فی زمن قد رأینا فیه الکثیر من المدعین للفقاهة المتمرجعین من غیر حق کالصرخی و احمد الکاتب و امثالهما کثیر»

بعد ایشان گفته بود آقای سیستانی گفته اند مراد حسن بصری و صرخی است اما آقای قزوینی گفته فقهاء هستند. اولا «اثبات شئ‌ نفی ما عدا» نمی کند. آقای سیستانی بعنوان مثال این دو نفر را در عراق نام می برد. الان در عراق بیش از 200 نفر هستند که مدعی مهدویت هستند.

انتقاد چیز خوبی است. هر کسی می تواند انتقاد کند. حضرت امیرالمومنین(سلام الله علیه) می فرماید هر کسی انتقاد دارد بگوید. من برای آنها بیان کنم. امام که معصوم علی الإطلاق است می گوید اگر در ذهن شما مطالبی هست نسبت به من اگر انتقادی دارید بیایید بیان کنید.

برخی ها به غلط فکر کردند که این کلام امام علیه السلام یعنی عدم عصمت آن حضرت! نه! امام می فرماید اگر کسی انتقادی دارد بگوید من به او جواب بدهم.

اگر شبهه ای در ذهن شما هست بگویید من جواب بدهم، دلیل بر این نیست که نستجیر بالله امام از عصمت برخوردار نیست.

 قبلا گفته ام آقای عبد الله نوری زمانی وزیر کشور بود، ایشان نماز صبح هر روز حرم می آمد و پشت سر آقای زنجانی نماز می خواند، آن جا کنار هم می نشستیم. ایشان در همان ایام مقاله ای نوشته بود خطبه

«فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَ لَا آمَنُ ذَلِکَ مِنْ فِعْلِی إِلَّا أَنْ یَکْفِیَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِی‏»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ شریف الرضى، محمد بن حسین، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق،ص335

من بالاتر از این نیستم که خطا نکنم.

او در این مقاله گفته بود: «امام امیر المؤمنین علیه السلام می گوید من خطا می کنم، وقتی امیر المؤمنین خطا می کند تکلیف ولی امر مکشوف شورای نگهبان روشن است». این انتقاد نیست بلکه تخریب است.

 یک روز با هم بیرون آمدیم در صحن حرم گفتم آقای نوری! این چه حرفی است شما گفتید؟ گفت مگر اشتباه کردم؟ گفتم بله. پیغمبر نیز می فرماید:

(قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یوحَى إِلَی)

بگو: من فقط بشری هستم مثل شما؛ (امتیازم این است که) به من وحی می ‌شود

سوره کهف (18): آیه 110

چه فرقی میان ما و پیغمبر هست؟ اما می گوید (یوحَى إِلَی) امیرالمؤمنین نیز می گوید: «فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَ لَا آمَنُ ذَلِکَ مِنْ فِعْلِی إِلَّا أَنْ یَکْفِیَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِی‏»؛ بله اگر آن کسی که مالک تمام امور دینی، دنیوی و اخروی من هستم اگرخداوند من را حفظ نکند من نیز خطا می کنم. معنای عصمت نیز همین است. یعنی این طور نیست که ائمه برای کار خیر مجبور باشند حضرت می گوید:

«وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیْتُ الطَّرِیقَ إِلَى مُصَفَّى هَذَا الْعَسَلِ وَ لُبَابِ هَذَا الْقَمْحِ وَ نَسَائِجِ هَذَا الْقَزِّ وَ لَکِنْ هَیْهَاتَ أَنْ یَغْلِبَنِی هَوَایَ وَ یَقُودَنِی جَشَعِی إِلَى تَخَیُّرِ الْأَطْعِمَةِ وَ لَعَلَّ بِالْحِجَازِ أَوْ الْیَمَامَةِ مَنْ لَا طَمَعَ لَهُ فِی الْقُرْص‏‏ وَ لَا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ أَوْ أَبِیتَ مِبْطَاناً وَ حَوْلِی بُطُونٌ غَرْثَى وَ أَکْبَادٌ حَرَّى أَوْ أَکُونَ کَمَا قَالَ الْقَائِلُ-

          وَ حَسْبُکَ [عَاراً] دَاءً أَنْ تَبِیتَ بِبِطْنَةٍ             وَ حَوْلَکَ أَکْبَادٌ تَحِنُّ إِلَى الْقِد

أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِی بِأَنْ یُقَالَ هَذَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَا أُشَارِکُهُمْ فِی مَکَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَکُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِی جُشُوبَةِ الْعَیْشِ فَمَا خُلِقْتُ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَاتِ کَالْبَهِیمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا تَکْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا یُرَادُ بِهَا أَوْ أُتْرَکَ سُدًى أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَةِ أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِیقَ الْمَتَاهَةِ وَ کَأَنِّی بِقَائِلِکُمْ یَقُولُ إِذَا کَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَةِ الشُّجْعَانِ أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّیَّةَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً وَ النَّابِتَاتِ الْعِذْیَةَ أَقْوَى وَقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً. وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ کَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ وَ الذِّرَاعِ مِنَ الْعَضُدِ وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتَالِی لَمَا وَلَّیْتُ عَنْهَا وَ لَوْ أَمْکَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقَابِهَا لَسَارَعْتُ إِلَیْهَا وَ سَأَجْهَدُ فِی أَنْ أُطَهِّرَ الْأَرْضَ مِنْ هَذَا الشَّخْصِ الْمَعْکُوسِ وَ الْجِسْمِ الْمَرْکُوسِ حَتَّى تَخْرُجَ الْمَدَرَةُ مِنْ بَیْنِ حَبِّ الْحَصِید»

نهج البلاغة (للصبحی صالح)؛ نویسنده: شریف الرضى، محمد بن حسین، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص418

این که من بخوابم در اطراف من، شکم هایی گرسنه باشند «أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِی بِأَنْ یُقَالَ هَذَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَا أُشَارِکُهُمْ فِی مَکَارِهِ الدَّهْرِ» دلیل بر این است که اگر امام، معصوم است به خاطر آن علم و تسلطی که دارد و می داند خطا و گناه خیلی سنگین هست مرتکب گناه نمی شود؛ نه این که نمی تواند مرتکب گناه شود. اگر بنا باشد امام به هیچ وجه نتواند گناه بکند ارزشی ندارد نمی تواند برای ما الگو باشد.

حضرت یوسف با آن همه عظمت می گوید:

(إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی)

نفس (سرکش) بسیار به بدیها امر می‌کند؛ مگر آنچه را پروردگارم رحم کند!

سوره یوسف (12): آیه 53

در هر صورت ...

روایت در این زمینه زیاد داریم. از آن طرف علمایی هستند که زمینه ساز قیام حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف هستند یا در روایتی حضرت امام هادی (سلام الله علیه) می فرمایند:

«لَوْ لَا مَنْ یَبْقَى بَعْدَ غَیْبَةِ قَائِمِنَا (علیه السلام) مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ إِلَیْهِ وَ الدَّالِّینَ عَلَیْهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ لَکِنَّهُمُ الَّذِینَ یُمْسِکُونَ أَزِمَّةَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّیعَةِ کَمَا یُمْسِکُ صَاحِبُ السَّفِینَةِ سُکَّانَهَا أُولَئِکَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج2، ص6

اگر این علما نبودند «لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللَّهِ»؛ این ها را باید کنار همدیگر بگذاریم.

الان داریم می بینیم آنهایی که واقعاً در مسیر درست قرار گرفتند لغزشی ندارند حتی بعضاً آدم می بیند مکروهی نیز از این ها سر نمی زند، تکلیف شان روشن و مشخص است.

«مَنْ کَان‏ مِنَ الْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِینِهِ، مُخَالِفاً لِهَوَاهُ، مُطِیعاً لِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ یُقَلِّدُوه‏»

تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة؛ شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام،  محقق/ مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج27، ص131

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ اجازه بدهید در پاسخ به این شبهه که می گویند رسول اکرم، نصب ائمه به امامت را مطرح نکرد و این مسئله برای قرن 3 و 4 است، روایات و دلائلی را بیان کنیم.

پاسخی که در جامعة المصطفی هم بیان کردم این بود که اولاً در اهل سنت نویسندگان صحیح بخاری و صحیح مسلم متوفای 256 و 261 هستند اگر بنا بر این باشد باید در نظر داشته باشیم که اینها در قرن اول، حدیث نویسی را ممنوع کرده بودند و نقل حدیث مثل مواد مخدر جرم بود! یعنی هر کسی حدیث می نوشت یا حدیث نقل می کرد شلاق می زدند، زندانی و شکنجه می کردند؛ اما در همان زمان طبق فرمایش صاحب وسائل در خاتمه پنجم می گوید در زمان ائمه بیش از 6600 کتاب تألیف شد.

مرحوم کلینی این اصول اربعه مائة که از زمان حضرت امیر تا امام عسکری علیهم السلام توسط اصحاب نوشته شده بود_اصول اربعه مائة غیر از کتب و تصنیف است_را بصورت کتاب مبوّب در آورد.

آن روز عرض کردم تفاوت اصول و تصنیف این است که اصول، کتابی است که مؤلف، مستقیم از زبان معصوم شنیده است اما تصنیف یعنی کسی که هم شنیده های مستقیم از معصوم و هم روایت های روات را آورده باشد.

کتاب کافی مأخوذ از کتب مؤلفه در عصر معصوم است (این، خیلی جاها به دردتان می خورد) تعبیر مرحوم صاحب وسائل است خاتمه وسائل، جلد 30، صفحه 165

«و أما ما نقلوا منه و لم یصرحوا باسمه فکثیر جدا، مذکور فی کتب الرجال، یزید على ستة آلاف و ستمائة کتاب، على ما ضبطناه.»

تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة؛ شیخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام،  محقق/ مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، ج30، ص165

بیش از 6600 کتاب در عصر معصومین (سلام الله علیهم) نوشته شده بود.

خاتمه مستدرک جلد 1، صفحه 6 نیز تعبیر را دارد:

«ما یزید على ستة آلاف و ستمائة کتاب حفظت بأسمائها و أسماء مؤلفیها»

مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل؛ نورى، حسین بن محمد تقى، محقق/ مصحح و ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام، خاتمه، ص6

در میان این ها 400 کتاب بود که این 400 کتاب، عمدتاً از امامین، امام باقر و امام صادق (سلام الله علیهما) و از سایر ائمه بوده است. لذا این را دقت کنیم احادیثی که الان در اختیار ما هست از این بزرگان رسیده است مخصوصاً مرحوم کلینی (رضوان الله تعالی علیه) که اقدم محدثین ما است که متوفای 329 است و شیخ صدوق متوفای 381 و شیخ طوسی متوفای 460 است.

 تعدادی از اصول که بعد از انقلاب بدست آوردند نسخه خطی مثل اصل زید زرّاد را چاپ کردند. حدودا 16- 17 تا از اصول که در زمان معصومین نوشته شده نسخه خطی آن موجود است که مؤسسه آل البیت این ها را چاپ کرده است.

این ها نشان می دهد که این مسائل برای عصر حضور معصوم است و این جواب خیلی محکمی است علیه کسانی که می گویند مسئله نصب ائمه علیهم السلام مربوط به قرن 3 و 4 است.

شما دو رکعت نماز صبح را برای ما ثابت کنید از کتاب هایی که در قرن اول نوشته شده است، الان من می خواهم نماز بخوانم قرآن می گوید «أقیموا الصلاة» هیچ جا هم ندارد که بفرماید نماز صبح دو رکعت، چهار رکعت، سه رکعت و یا یک رکعت است. می گوییم: از کتاب هایی که در قرن اول نوشته شده است برای ما بیاورید که گفته باشد نماز صبح دو رکعت است!

آن جا آقایان سکوت کرده و حرفی نمی گویند اما وقتی به مقام امامت، نصب امام، اسامی ائمه و عصمت امام می رسند می گویند همه این ها ساخته و پرداخته علمای قرن 3 و 4 بوده است! اگر این هست شما فاتحه اسلام را بخوانید. آیا قرآن را قبول دارید یا ندارید؟ یک روایت برای ما بیاورید در قرن اول که این قرآن بر پیغمبر نازل شده است. از این بهتر و واضح تر پاسخ می خواهید؟!

اصلاً از خیر نماز گذشتیم از اصل قرآن شما بیاورید ما از کجا بدانیم این قرآن منزل بر رسول الله است؟ اگر روایات کافی، تهذیب، کلینی و کتاب های محمدین ثلاثه را کنار بگذاریم می توانید قرآن را برای ما ثابت کنید؟ لااقل به تالی فاسد حرفی که می گویید توجه داشته باشید!

 مخصوصاً‌ آنهایی که به طرف اهل سنت تمایل پیدا کرده اند. آن جا دیگر خانه از پایبست ویران است.

در قرن اول که این ها نقل کتاب، نقل حدیث را ممنوع کرده بودند و احدی جرأت نمی کرد یک ورق کتاب بنویسد.

پرسش:

این ها بعد از عمر بن  عبد العزیز توانستند بنویسند

پاسخ:

 عمر ابن عبد العزیز دستور داد اما کسی به حرف او گوش نکرد.

این مطلب را در ذهنتان داشته باشید که خیلی به دردتان می خورد. آقای سیوطی در تدریب الراوی، جلد 1، صفحه 41 در بعضی از چاپ ها صفحه 89 است، می گوید:

فأول من جمع ذلک: ابن جریج بمکة، وابن إسحاق أو مالک بالمدینة، والربیع بن صبیح أو سعید بن أبی عروبة أو حماد بن سلمة بالبصرة، وسفیان الثوری بالکوفة، والأوزاعی بالشام، وهشیم بواسط، ومعمر بالیمن، وجریر بن عبد الحمید بالری، وابن المبارک بخراسان. قال العراقی وابن حجر: وکان هؤلاء فی عصر واحد فلا ندری أیهم سبق. وقد صنف ابن أبی ذئب بالمدینة موطأ أکبر من موطأ مالک، حتى قیل لمالک: ما الفائدة فی تصنیفک؟ قال: ما کان لله بقی. قال شیخ الإسلام: وهذا بالنسبة إلى الجمع بالأبواب، أما جمع حدیث إلى مثله فی باب واحد فقد سبق إلیه الشعبی، فإنه روی عنه أنه قال: هذا باب من الطلاق جسیم، وساق فیه أحادیث، ثم تلا المذکورین کثیر من أهل عصرهم إلى أن رأى بعض الأئمة أن تفرد أحادیث النبی صلى الله علیه وسلم خاصة، وذلک على رأس المائتین، فصنف عبید الله بن موسى العبسی الکوفی مسندا، وصنف مسدد البصری مسندا، وصنف أسد بن موسى الأموی مسندا. وصنف نعیم بن حماد الخزاعی المصری مسندا، ثم اقتفى الأئمة آثارهم، فقل إمام من الحفاظ إلا وصنف حدیثه على المسانید کأحمد بن حنبل وإسحاق بن راهویه وعثمان بن أبی شیبة وغیرهم. اهـ. قلت: وهؤلاء المذکورون فی أول من جمع، کلهم فی أثناء المائة الثانیة، وأما ابتداء تدوین الحدیث فإنه وقع على رأس المائة فی خلافة عمر بن عبد العزیز بأمره، ففی صحیح البخاری فی أبواب العلم: وکتب عمر بن عبد العزیز إلى أبی بکر بن حزم: انظر ما کان من حدیث رسول الله صلى الله علیه وسلم، فاکتبه فإنی خفت دروس العلم وذهاب العلماء. وأخرجه أبو نعیم فی تاریخ أصبهان بلفظ: کتب عمر بن عبد العزیز إلى الآفاق: انظروا حدیث رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فاجمعوه. قال فی فتح الباری: یستفاد من هذا ابتداء تدوین الحدیث النبوی، ثم أفاد أن أول من دونه بأمر عمر بن عبد العزیز: ابن شهاب الزهری.

تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی الوفاة: 911، دار النشر: مکتبة الریاض الحدیثة - الریاض، تحقیق: عبد الوهاب عبد اللطیف، ج1، ص90

ابن جریج متوفای 150 است، یعنی تا سال 150 این ها یک ورق تألیف نداشتند در مکه ابن جریج بوده است. ابن اسحاق متوفای 151 است سیره دارد. مالک متوفای 179 است حمّاد متوفای 167 است. سفیان متوفای 161 است اوضاعی متوفای 157 است معمر متوفای 153 است عبد الله مبارک متوفای 181 است. ابن حجر نیز می گوید:

«أول من دوّنه بأمر عمر بن عبد العزیز ابن شهاب الزهری»

تدریب الراوی فی شرح تقریب النواوی؛ اسم المؤلف: عبد الرحمن بن أبی بکر السیوطی الوفاة: 911، دار النشر: مکتبة الریاض الحدیثة - الریاض، تحقیق: عبد الوهاب عبد اللطیف، ج1، ص90

شهاب الدین زهری متوفای 124 است با این که شهاب الدین زهری را نیاوردند. می گوید: «أول من جمع ذلک یعنی الآثار بن جریج»؛ ابن جریج کسی بود که 80 تا خانم صیغه ای داشته است. بعضی جاها 90 تا می گوید

پرسش:

سنی نبود؟

پاسخ:

سنی بود. معاویه معتقد به صیغه بود زن صیغه ای داشت. مادر عبد الله زبیر، اسماء می گوید من صیغه زبیر بودم. عبد الله زبیر و برادرش مصعب بچه صیغه ای هستند بزرگانی از اهل سنت بچه صیغه ای هستند همه را جمع کردم 10- 12 تا از بزرگان شان بچه صیغه ای بودند.

 الان آقاین می گویند صیغه، زنا است در کشورهای عربی اگر کسی متعه کند حد زنا به او می زنند چرا؟ چون خلیفه دوم گفت:

«مُتْعَتَانِ کَانَتَا على عَهْدِ رسول اللَّهِ وأنا أنهى عنهما وَأُعَاقِبُ عَلَیْهِمَا مُتْعَةُ النِّسَاء وَمُتْعَةُ الْحَجِّ»

المحلى، اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی؛ ج 7، ص 107

ما می گوییم ولی فقیه می تواند تشریع داشته باشد می گویند شما مشرک هستید اما این آقا می گوید: «أنا احرَمَهُما» من حرام می کنم. آقایان امروزی نیز می گویند این حکم، حکومتی بوده اشکالی ندارد.

پرسش:

اهل سنت در کشورهای عربی صیغه می کنند؟

پاسخ:

صیغه نمی کنند اما 10- 12 تا بدتر از صیغه دارند مثل مسیار و... اسم را عوض کردند به قولی در مورد ناصر الدین شاه می گویند در بیابان گیر کرد از سرما یک جایی رفت گفت پتویی به من بدهید. طرف گفت هیچ نداریم. فقط پالان الاغ هست. گفت اسم آن را نیاورید اما خودش را بیاورید!

 این ها اسم متعه را نمی آ‌ورند اما آقایان 10- 12 نوع ازدواج دارند و در توجیه آن می گویند: جوان هایی که در دانشگاه ها هستند با همدیگر می توانند ازدواج مِسیار داشته باشند. عقد ببندند نه شرط کنند و نه ارث می برند و نه خرجی دارند. این همان متعه است تفاوتی ندارد. می گوید 4 سال در دانشگاه با همدیگر زن و شوهر می شویم.

دوستان خدا را شاکر باشید به اجدادتان و اجدادمان دعا کنید که اولین بار ولایت اهل بیت علیهم السلام را پذیرفتند و در طول تاریخ از مسیر آنها منحرف نشدند. این به ارث به ما رسیده است. یعنی این نعمت خدادادی است که ما برای آن یک کلمه الله نیز نگفتیم و یک حرکتی نکردیم، یک رکعت نماز هم به خاطر این نخواندیم. یعنی بدون این که هیچ عمل صالحی از ما سر بزند خدای عالم

«یَا مُبْتَدِئَ کُلِّ نِعْمَةٍ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج2، ص578، بَابُ دَعَوَاتٍ مُوجَزَاتٍ لِجَمِیعِ الْحَوَائِجِ لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَة، ح4

نعمت ولایت را به ما داده است. مانند ماهی که در داخل آب است و قدر آب را نمی داند. همه ما این طور هستیم. من بارها گفتم به کشورهای دیگر مخصوصاً‌ عربستان می رویم با وهابی ها و ... بحث می کنیم می بینم آن چنان اعتقادات قاطع و جازمی برای خلفا و بزرگان شان و برای بنی امیه و بنی العباس دارند آدم تعجب می کند.

در قنوت نمازشان اشک می ریزند و قطرات اشک شان از صورتشان جاری است. با تمام اعتقاد خدا را به آبروی حضرت ابوبکرشان و حضرت عمرشان قسم می دهند! فرض کنید در لحظه اول مرگ یک موقع می بیند ورق برگشت همه آنچه را که انجام داده بودند باطل بوده و به دردشان نمی خورد.

(وَهُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعًا) ضلَّ اعمالهم

با این حال، می ‌پندارند کار نیک انجام می ‌دهند!

سوره کهف (18): آیه 104

«ضلَّ اعمالهم». حضرت می فرماید شما قدر ولایت را نمی دانید تا آن جایی که اجل تان به حلقوم تان برسد. آن جاست که می بینید رسول اکرم، امیر المؤمنین، ائمه (علیهم السلام) حاضر می شوند و به شما بشارت می دهند. آن وقت قدر ولایت را می فهمید، الان قدر ولایت ما را نمی دانید واقعاً هم همینطور است.

 یعنی اگر کسی بخواهد قدر ولایت را بداند یک مسافرتی به خارج، به حوزه های علمیه یا در داخل به حوزه های علمیه اهل سنت برود با طلبه های سنی، وهابی یک مقدار گفتگویی داشته باشد.

یا حداقل کتاب صحیح بخاری را بردارد یک بار تا آخر مطالعه کند، بعد کتاب کافی را مطالعه کند و بعد ببیند واقعاً خدای عالم چه نعمتی به ما داده است.

 یکی از دوستان نقل کرد در فرانسه یکی از اساتید 7 تا دین عوض کرده یهودی بوده، مسیحی شده، کاتولیک بوده، دین های مختلف عوض کرده بعد وهابی شده آخرین دینی که انتخاب کرد دین اسلام و مذهب شیعه بوده است. می نویسد تنها چیزی که من احساس کردم تعالیم آن با عقل و منطق تطبیق می کند فرامین ائمه علیهم السلام است.

بنا بود ایران بیاید دوستان خیلی تلاش داشتند ایران بیاورند مصاحبه ای هم داشته باشند. مرکز ابحاث عقائدیه آقای فارِس حسّون دنبال قضیه بود که تصادف کرد و به رحمت خدا رفت.

 آنها قدر تشیع را می دانند، آنها می فهمند مذهب چه است؟ یا علمای مستبصر که ما نزدیک به پنجاه نفر داریم و الان نیز در قم هستند و دوره می بینند با این ها بروید صحبت بکنید، ببینید این ها نسبت به مذهب اهل بیت علیهم السلام چه می گویند؟ این ها قدر اهل بیت علیهم السلام را می دانند.

حتی یکی از جوان های مستبصر، پدر و مادرش گفته بودند تو که شیعه شدی مرتد شدی طبق فتوای فلان آقا باید کشته بشوی، خودش و خانمش تمام زندگی اش را داخل ساک گذاشت از زاهدان به چابهار رفتند آن جا دیدند تهدید می کنند از آن جا آمل رفتند از آمل به تهران آمدند یعنی برای حفظ عقیده شان آواره شدند.

آن وقت فردای قیامت پای حساب می خواهد بیاید، بنده نیز پای حساب می خواهم بیام. به خاطر یک دفاع از اهل بیت علیهم السلام چهار تا فحش به من می دهند به من برمی خورد چرا به ما فحش دادند؟! درحالی که اینها (بعضی از مستبصرین) آواره و خانه به دوش هستند.

«والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته»

 



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها