2024 July 14 - يکشنبه 24 تير 1403
معرفت امام معصوم
کد مطلب: ١٥٥٠١ تاریخ انتشار: ٢٧ خرداد ١٤٠٢ - ١٦:٢٩ تعداد بازدید: 854
خارج فقه الحکومه » فقه
معرفت امام معصوم

(جلسه شصت و سوم - 18 11 1401)

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه شصت و سوم - 18 11 1401)

موضوع:  معرفت امام معصوم

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

... ببینید علامه امینی چه می گوید. به نظرم اگر شما این را در الغدیر نبینید باور نمی کنید که علامه امینی همچنین حرفی زده است.

الغدیر جلد 7 صفحه 73:

 «ومن اللازم المحتوم علینا النظرة فی تراجم الشخصیات البارزة من رجال الاسلام سلفا وخلفا بعین الإکبار دون عین رمصة»

«دون عین رمصة»بدون چشم پوشی

«ولا سیما من عرف منهم بالخلافة الراشدة بین الملأ الدینی ولو بالانتخاب الدستوری»

با انتخابات مردمی

 «الذی لیس له أی قیمة وکرامة فی سوق الاعتبار، ومیزان العدل... فصاحب النبی الأعظم فی الغار، والمهاجر الوحید معه فی الرعیل الأول من المهاجرین السابقین یهمّنا إکباره وإعظامه، ویعد من الجنایات الفاحشة بخس حقه، والتقصیر فی تحدید نفسیاته، والخروج عن قضاء العدل فیها، والنزول على حکم العاطفة»

این تعبیر  برای علامه امینی است، اما بعد از این شما ببینید این طور وارد می شود.  

«ونحن لا نحوم حول موضوع الخلافة وإنها کیف تمت؟ کیف صارت؟ کیف قامت؟ کیف دامت؟ وإن الآراء فیها هل کانت حرة؟ ووصایا المشرع الأعظم هل کانت متبعة؟ أو کانت للأهواء والشهوات یوم ذاک حکومة جبارة هی تبطش وتقبض، وهی ترفع وتخفض، وهی ترتق وتفتق»

الغدیر؛ نویسنده: الشیخ الأمینی (وفات : 1392)، ناشر : دار الکتاب العربی - بیروت – لبنان، ج7، ص73

سپس شروع می کند نسبت به کارهای نادرستی که خلیفه اول کرده ، نقد وارد کردن. یعنی (لا رَطْبٍ وَ لا یابِس‏) کل مطاعن را ایشان مطرح کرده و آورده است.

پرسش:

از منابع خودشان آورده است.

پاسخ:

همه را از منابع خودشان آورده یعنی جلد هفت الغدیر جلد مطاعن است. مطالب خیلی تندی نسبت به ابوبکر و عمر اورده است. می گوید جناب عمر این جنایت ها را کرد، جناب ابوبکر این کارها را کرد!

حالا بعضی ها که انصاف را رعایت نمی کنند فقط همین بخش سخنان علامه امینی را مطرح می کنند؛ باید توجه داشته باشیم که (در مسائل حکومتی و دینی کشور) ملاک نظر رهبری است.

 من یک مدتی درس فقه ایشان می رفتم، به نظرم سال 74 یا 75 بود. آیت الله هاشمی شاهرودی به من گفتند فلانی شما که درس همه مراجع را دیدی چند روزی هم بروید درس ایشان را هم ببینید. ما قبل از اذان صبح می رفتیم وسط راه نماز می خواندیم درس ایشان ساعت هفت صبح بود.

ورود و خروج ایشان را در مباحث خیلی زیبا، متین و متقن دیدم. من کاری ندارم هرکسی یک نظر خاصی برای خودش دارد اما این آقایانی که در این پنجاه – شصت سال اخیر بودند همه درس های فقهی آقایان را حد اقل در حد یک ماه دو ماه رفتیم.

آقایان آیات عظام گلپایگانی، مرعشی نجفی، اراکی، شیخ مرتضی حائری، شیخ جواد تبریزی، وحید خراسانی همه را دیدیم اما از میان آنها حاج آقا موسی زنجانی را انتخاب کردیم و چهارده سال در کلاس ایشان حضور داشتیم. بحث ایشان یک مقدار بحث خاصی است هرکسی تمایل پیدا نمی کند معمولا هم درس های ایشان خلوت است. ولی نکات ظریف فقهی را بیان می فرماید. درس حاج آقای شبیری، مجتهد پرور و فقیه پرور است، شاید در هر هفته دو - سه تا مطلب تازه می گفتند اما همان مطالب خیلی مطالب ظریفی بود که قاعده و ضابطه به دست آدم می داد.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ ما روایتی را که مطرح کردیم:

«وَ أَدْنَى مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ أَنَّهُ عِدْلُ النَّبِیِّ إِلَّا دَرَجَةَ النُّبُوَّةِ وَ وَارِثُهُ وَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اللَّهِ وَ طَاعَةُ رَسُولِ اللَّهِ وَ التَّسْلِیمُ لَهُ فِی کُلِّ أَمْرٍ وَ الرَّدُّ إِلَیْهِ وَ الْأَخْذُ بِقَوْلِهِ»

این چند موردی که آمده تقریبا می تواند برای ما یک معیار و ملاک در رابطه با جایگاه امام بدهد. وقتی ما می گوییم

«مَنْ زَارَهَ عَارِفاً بِحَقِّهَ  وَجَبَت لَهُ الْجَنَّة»

این در تمام زیارت نامه ها هست «مَنْ زَارَ عَلِیّا عَارفاً؛ مَنْ زَارَ الامام الرضا عَارفاً بحقه...» این ادنیٰ مرتبه عارفا بحقه است.

«وَ یَعْلَمُ أَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ أَنَا ثُمَّ مِنْ بَعْدِی مُوسَى ابْنِی ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وَلَدُهُ عَلِیٌّ وَ بَعْدَ عَلِیٍّ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِیٌّ ابْنُهُ وَ بَعْدَ عَلِیٍّ الْحَسَنُ ابْنُهُ وَ الْحُجَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ»

کفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسینى کوهکمرى، عبد اللطیف‏، ناشر: بیدار، ص 264

البته روایات دیگر هم داریم می گوید:

«عَارِفاً بِحَقِّهِ یَعْلَمُ أَنَّهُ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ»

عیون أخبار الرضا (علیه السلام)؛ نویسنده: ابن بابویه، محمد بن على، مصحح: لا جوردی، مهدی، ناشر: نشر جهان، ج2، ص258

این دو تا کلمه در خیلی از روایات آمده است. در رابطه با مرحوم خزاز این را عزیزان دقت کنند مرحوم نجاشی (رضوان الله تعالی علیه) مطالبی دارد.

چون ما یکی از کارهایی که باید انجام بدهیم این است که اصلا خود صاحب کتاب مورد اعتماد است یا نه؟ و این کتاب منتسب به ایشان است یا نیست؟ ما یک سری کتاب هایی داریم مثل اختصاص شک داریم که آیا برای شیخ مفید است یا خیر؟ یک عده می گویند برای ایشان است و یک عده می گویند برای ایشان نیست. ‏یا مثلا در مورد فقه الرضا آیا برای امام رضا علیه السلام است یا برای پدر شیخ صدوق است؟ یا مصباح الشریعه برای امام صادق علیه السلام است؟ یا برای کسی دیگر است.

در رابطه با سند روایت؛ مرحوم خزاز است که «ثقة من اصحابنا، فقیها، وجها» در آن هیچ شکی نیست. در مورد کتاب کفایة الاثر مرحوم مجلسی در جلد اول می گوید:

«کتاب الکفایة کتاب شریف لم یؤلف مثله فی الإمامة»

این خیلی تعبیر جالبی است.

«لم یؤلف مثله فی الإمامة... و تألیفه أدل دلیل على فضله و ثقته و دیانته و وثقه العلامة فی الخلاصة قال کان ثقة من أصحابنا فقیها وجها»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج1، ص29

حسین ابن علی ابن موسی ثقه است. نجاشی و دیگران همه آورده اند که «ثقة» است. هارون ابن موسی ثقه است نجاشی می گوید «ثقة». محمد ابن حسن ولید از بزرگان است و خودش رجالی بود. علاوه بر این که از علمای بزرگ است و خودش رجال شناس است.

محمد ابن حسن فروخ صاحب بصائر الدرجات است. یعقوب ابن یزید هم ثقه است. وثاقت ابن ابی عمیر و هشام ابن سالم هم کاملا واضح و روشن است.

پرسش:

استاد! خزاز معاصر نجاشی بوده یا قبلش بوده است؟

پاسخ:

خزاز متوفای 400 است، نجاشی متوفای 450 است. اگر سال وفات ها را حفظ کنید خیلی به دردتان می خورد. پس روایت از نظر سند مشکلی ندارد بلکه به تعبیری سندش صحیحه اعلایی است. یعنی روایانش همه مجمع علیه در وثاقت هستند و کسی در رابطه با روات هیچ نقضی ندارد.

در تحلیل روایت هفت تا نکته آورده ام:

1.      امام همطراز رسول اکرم است به استثناء درجه نبوت؛

2.      امام وارث پیامبر گرامی در تمام فضائل جز نبوت است؛

3.      یکسان بودن اطاعت از امام با اطاعت خدا و پیامبر ؛

این خیلی مهم است.

4.      تسلیم در برابر امام در تمام امور؛

5.      واگذار نمودن تمام امور دینی و دنیوی به امام؛

عبدالله ابن ابی یعفور نزد امام صادق علیه السلام می آید و عرض می کند:

والله لو فلقت رمانة بنصفین ، فقلت هذا حرام وهذا حلال ، لشهدت أن الذی قلت حلال حلال ، وان الذی قلت حرام حرام ، فقال : رحمک الله رحمک الله .

الطوسی، ،‌ محمد بن الحسن (متوفای 460هـ)، اختیار معرفة الرجال المعروف برجال الکشی، ج2، ص518، تصحیح وتعلیق: المعلم الثالث میرداماد الاستربادی، تحقیق: السید مهدی الرجائی، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام ، قم، تاریخ الطبع: 1404 ه‍

 اگر اناری را بشکافید و بفرمائید نصف این انار حلال است و نصف دیگر حرام، شهادت می دهم که آن قسمتی که فرمودید حلال است، حلال و آن قسمتی که فرمودید حرام است، حرام است.

یا امام صادق (سلام الله علیه) با تعدادی از اصحاب نشسته بودند. یک پیر زنی آمد مسئله بپرسد امام صادق علیه السلام به اصحابشان فرمودند: یک مقدار به معرفت و ادب این خانم دقت کنید. عرض کرد: یابن رسول الله من پیش طبیب رفتم یک بیماری دارم به من گفته برو شراب بخور، آمدم از شما سوال کنم بخورم یا نخورم؟

امام علیه السلام فرمود برای چه آمدی از من سوال کنی؟ عرض کرد: یابن رسول الله آمدم از شما سوال بکنم اگر فرمودید بخور من نیز می خورم. اگر شب اول قبر از من سوال کردند چرا شراب خوردی؟ می گویم امام زمانم دستور داد. اگر فرمودید نخور نمی خورم. -چون انسان اگر دارویی که برای نجات بدنش باشد نخورد از بین برود یک نوع خودکشی حساب می شود- این خانم گفت اگر از من سوال کنند چرا نخوردی و با این مرض از دنیا رفتی؟ می گویم امام زمانم فرمود نخور و نخوردم!

حضرت به اصحاب خود رو کردند و فرمودند ایمان یعنی این، اطاعت یعنی این، واگذار نمودن تمام امور دینی و دنیوی به امام، این است.

بعضی از ما یک روایتی می بینیم، بعد نگاه می کنیم با زندگی ما نمی سازد با برخورد ما با زن و بچه هایمان نمی سازد. می گوییم معلوم نیست امام این جا امرش امر وجوبی است؟ یا نهی ایشان نهی تحریمی است یا نهی تنزیهی است این دلیل بر وجوب است یا دلیل بر استحباب است ان شاء الله که حضرت اراده استحباب کرده است ما قربة الی الله انجام می دهیم.

این توجیهات برای ما طلبه ها شب اول قبر، اولین بیچارگی است. ما یک مقداری دقت کنیم چون شیطان هرکسی را از راه خودش فریب می دهد.

خدا آیت الله مظاهری را حفظ کند ایشان می فرمود شیطان برای مجتهد، آیت الله است برای طلبه، خودش طلبه است، شیطان بزّاز، بزاز است، شیطان کارگر خودش کارگر است. شیطان سلطان هم خودش سلطان است. تمام تجربه ها را دارد.

(وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلًّا کَثِیرًا أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ)

و [او] گروهی انبوه از میان شما را سخت گمراه کرد آیا تعقل نمی‏کنید

سوره یس (36): آیه 62

درهرحال هرکسی را از همان مسیر خودش منحرف می کند به من طلبه نمی گوید برو دزدی بکن، چون می داند لباس من مانع این کار است، نمی توانم دزدی بکنم اما به من طلبه می گوید برو غیبت کن، غیبت بازاری و کسبه را هم نه، بلکه غیبت مراجع، غیبت علما، و غیبت مسئولین رده بالا.

ما را از یک راههایی منحرف می کند که:

(یُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ یُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِدٌ.)

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص47

همین است، ما یکی از مشکلاتی که داریم برای گناهمان توجیه درست می کنیم.

عرفا و بزرگان از مرحوم سید بحر العلوم، مرحوم قاضی و مرحوم اقا حسین قلی همدانی، مرحوم بهاری می گویند مادامی که ما محرمات را کنار نگذاشتیم واجبات را عمل نکردیم افتادن به سیر سلوک هیچ فایده ای ندارد ما را از مسیر بیشتر دور می کند.

لذا باید تمام تلاش مان را به کار بگیریم تا محرمات را ترک بکنیم و واجبات را انجام بدهیم. از مرحوم طباطبایی سوال کردند ما چه کار کنیم بنده خوبی باشیم؟ فرمود مراقبه، مراقبه، مراقبه.

یک مقداری احساس کنیم که خدای عالم در هر حال ما را می بیند و از تمام نیت ما هم با خبر است و از تمام اعمال ما اطلاع دارد

(لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ فَیغْفِرُ لِمَنْ یشَاءُ وَیعَذِّبُ مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ)

آنچه در آسمانها و زمین است، از آن خداست. و (از این رو) اگر آنچه را در دل دارید، آشکار سازید یا پنهان، خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می‌ کند. سپس هر کس را بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، می ‌بخشد؛ و هر کس را بخواهد (و مستحق باشد)، مجازات می‌کند. و خداوند به همه چیز قدرت دارد.

سوره بقره (2): آیه 284

(وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یحَاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ)؛ اگر ما واقعا بتوانیم در این مرحله دوام و حضور داشته باشیم، خیلی خوب است.

یعنی بالاترین مرتبه ای که انسان می تواند برسد این است که خودش را همواره در محضر خدا ببیند. اگر این حال برای ما پیش آمد و خودمان را در محضر خدا دیدیم یقین داشته باشیم ما بقی مشکلات حل خواهد شد.

ما حتی در نماز که می خواهیم بخوانیم دو دقیقه سه دقیقه همان جا هم ما فکرمان این طرف و آن طرف است به قدری خطورات به ذهن ما می آید الله اکبر که گفتیم می بینیم که السلام علیکم گفتیم و نماز تمام شد.

به تعبیر مرحوم شهید، نمازی که حضور قلب نداشته باشد دعایی که با حضور قلب نباشد خودش قساوت می آورد. خود نماز بدون حضور قلب تنهی عن الفحشا والمنکر نیست و «قربان کل تقی» و معراج مومن نخواهد بود.

(إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ)

نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه بازمی‌دارد.

سوره عنکبوت (29): آیه 45

«الصَّلَاةُ قُرْبَانُ کُلِّ تَقِیٍّ.»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج3، ص265، بَابُ فَضْلِ الصَّلَاة، ح6

«الصَّلَاةُ مِعْرَاجُ المُؤْمِنِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحیاء التراث العربی، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج79، ص303

بلکه خود نماز بدون حضور، قلب را تاریک می کند. لذا یک مقداری از خدای عالم بخواهیم:

(اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ)

ما را به راه راست هدایت کن

سوره فاتحه (1): آیه 6

یکی از مصادیق اتمّ صراط مستقیم همواره در محضر خدا بودن است و تلاش کنیم از غیر خدا چیز دیگری نخواهیم. در مناجات مریدین از مناجات خمسه عشر خیلی جمله خوبی دارد به قدری زیبا است که حد ندارد.

«فَاسْلُکْ بِنَا سُبُلَ الْوُصُولِ إِلَیْکَ وَ سَیِّرْنَا فِی أَقْرَبِ الطُّرُقِ لِلْوُفُودِ عَلَیْک‏»

وفود یعنی حرکت و مسافرت به طرف تو. تا آن جایی که:

«وَ أَلْحِقْنَا بِعِبَادِکَ الَّذِینَ هُمْ بِالْبِدَارِ إِلَیْکَ یُسَارِعُونَ وَ بَابَکَ عَلَى الدَّوَامِ یَطْرَقُون‏»

یعنی دائماً‌ در حال کوبیدن درِ‌ تو هستند

«وَ إِیَّاکَ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ یَعْبُدُونَ»

تا آن جایی که:

«وَ مَلَأْتَ لَهُمْ ضَمَائِرَهُمْ مِنْ حُبِّکَ، وَ رَوَّیْتَهُمْ مِنْ صَافِی شُرْبِکِ، فَبِکَ إِلَى لَذِیذِ مُنَاجَاتِکَ وَصَلُوا وَ مِنْکَ أَقْصَى مَقَاصِدِهِمْ حَصَّلُوا، فَیَا مَنْ هُوَ عَلَى الْمُقْبِلِینَ عَلَیْهِ مُقْبِلٌ، وَ بِالْعَطْفِ عَلَیْهِمْ عَائِدٌ مُفْضِلٌ، وَ بِالْغَافِلِینَ عَنْ ذِکْرِهِ رَحِیمٌ رَءُوفٌ، وَ بِجَذْبِهِمْ إِلَى بَابِهِ وَدُودٌ عَطُوفٌ، أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِنْ أَوْفَرِهِمْ مِنْکَ حَظّاً وَ أَعْلَاهُمْ عِنْدَکَ مَنْزِلًا، وَ أَجْزَلِهِمْ مِنْ وُدِّکَ قِسْماً، وَ أَفْضَلِهِمْ فِی مَعْرِفَتِکَ نَصِیبا»

بعد دارد:

«فَأَنْتَ لَا غَیْرُکَ مُرَادِی‏»

تعبیر خیلی زیبایی است، ما وقتی یک حالی پیدا می کنیم می گوییم خدایا به ما فرزند، خانه، زندگی و پول عنایت بکن! ولی امام علیه السلام در این مناجات عرض می کند:

 «فَأَنْتَ لَا غَیْرُکَ مُرَادِی»

از تو غیر از خودت چیز دیگر نمی خواهم

« وَ لَکَ لَا لِسِوَاکَ سَهَرِی وَ سُهَادِی»

اصلا تمام شب زنده داری و بی خوابی من به خاطر تو است.

 این جا اوج اش است

«وَ لِقَاؤُکَ قُرَّةُ عَیْنِی»

خدایا دیدار تو نور چشم من است.

«‌وَ وَصْلُکُ مُنَى نَفْسِی»

و وصال تو آرزوی من است.

«وَ إِلَیْکَ شَوْقِی وَ فِی مَحَبَّتِکَ وَلَهِی، وَ إِلَى هَوَاکَ صَبَابَتِی، وَ رِضَاکَ بُغْیَتِی، وَ رُؤْیَتُکَ حَاجَتِی، وَ جِوَارُکَ طَلَبِی، وَ قُرْبُکَ غَایَةُ سُؤْلِی، وَ فِی مُنَاجَاتِکَ رَوْحِی وَ رَاحَتِی، وَ عِنْدَکَ دَوَاءُ عِلَّتِی وَ شِفَاءُ غُلَّتِی، وَ بَرْدُ لَوْعَتِی وَ کَشْفُ کُرْبَتِی، فَکُنْ أَنِیسِی فِی وَحْشَتِی وَ مُقِیلَ عَثْرَتِی، وَ غَافِرَ زَلَّتِی وَ قَابِلَ تَوْبَتِی، وَ مُجِیبَ دَعْوَتِی وَ وَلِیَّ عِصْمَتِی، وَ مُغْنِیَ فَاقَتِی، وَ لَا تَقْطَعْنِی عَنْکَ وَ لَا تُبْعِدْنِی مِنْکَ یَا نَعِیمِی وَ جَنَّتِی یَا دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»

زاد المعاد- مفتاح الجنان‏؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ (تاریخ وفات مؤلف: 1110 ق‏)، محقق / مصحح: اعلمى، علاءالدین‏، ناشر: موسسة الأعلمی للمطبوعات‏، بیروت‏ 1423 ق، ص411

دوستان! تلاش کنید در قنوت نماز شب، هر شب یکی از این مناجات خمس عشر را بخوانید اول معانی ان را مطالعه کنید یا بعضی از فرازهای دعای ابو حمزه ثمالی خیلی خوب است.

ان شاء الله همه موفق هستید چون طلبه ای که موفق به نماز شب نباشد به قول یکی از آقایان می گفت به هیچ مقام نمی رسد.

 من در عمرم ندیدم هیچ مداحی از مخاطبینش مثل آقای قدوسی در درس اخلاق اشک و گریه بگیرد. یک روز ایشان فرمود طلبه ای که در وقت نماز شب بیدار باشد و نماز شب نخواند من او را ظالم می دانم!

 مرحوم آقای بهجت می فرمود ما نجف بودیم بعضاً می دیدیم در یک کوچه بیش از 40 نفر در نماز شب شان تمام دعای ابو حمزه ثمالی را می خواندند. بعضی هایشان در قنوت وتر، بعضی ها تقسیم می کردند.

در هر صورت ...

این عمر برای ما همیشگی نیست بلکه هر لحظه ای که دارد از عمرمان می گذرد یک بخشی از این سرمایه را از دست می دهیم خدای ناکرده در اولین لحظه مرگ مان نگوییم:

(یا حَسْرَتَا عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّهِ)

افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم.

سوره زمر (39): آیه 56

عبارت خیلی سختی است، شما قرآن را نگاه کنید ببینید همه از لحظه مرگ پشیمان هستند و آرزوی برگشتن به دنیا را دارند. این ها را جمع کردم حدود 20- 25 آیه است مؤمنین، فسّاق، فجّار، کفّار، مشرکین همه می گویند (یا لَیتَنَا نُرَدُّ)

(وَلَوْ تَرَى إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا یا لَیتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُکَذِّبَ بِآیاتِ رَبِّنَا وَنَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ)

و ای کاش [منکران را] هنگامی که بر آتش عرضه می‏شوند می‏دیدی که می‏گویند کاش بازگردانده می‏شدیم و [دیگر] آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‏کردیم و از مؤمنان می‏شدیم

سوره انعام (6): آیه 27

(یوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِی النَّارِ یقُولُونَ یا لَیتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا)

روزی که چهره‏هایشان را در آتش زیرورو می‏کنند می‏گویند ای کاش ما خدا را فرمان می‏بردیم و پیامبر را اطاعت می‏کردیم

سوره احزاب (33): آیه 66

(وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاکِسُو رُءُوسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ)

و کاش هنگامی را که مجرمان پیش پروردگارشان سرهاشان را به زیر افکنده‏اند می‏دیدی [که می‏گویند] پروردگارا دیدیم و شنیدیم ما را بازگردان تا کار شایسته کنیم چرا که ما یقین داریم

سوره سجده (32): آیه 12

(وَهُمْ یصْطَرِخُونَ فِیهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَیرَ الَّذِی کُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْکُمْ مَا یتَذَکَّرُ فِیهِ مَنْ تَذَکَّرَ وَجَاءَکُمُ النَّذِیرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ نَصِیرٍ)

و آنان در آنجا فریاد برمی‏آورند پروردگارا ما را بیرون بیاور تا غیر از آنچه می‏کردیم کار شایسته کنیم مگر شما را [آن قدر] عمر دراز ندادیم که هر کس که باید در آن عبرت گیرد عبرت می‏گرفت و [آیا] برای شما هشداردهنده نیامد پس بچشید که برای ستمگران یاوری نیست.

سوره فاطر (35): آیه 37

یا لَیتَنا و یا لیتَ را در قرآن جستجو کنید ببینید چقدر آیه داریم؟ امام (رضوان الله تعالی علیه) دارد ائمه (علیهم السلام) خیلی از معارف سنگین را در لابلای روایت نمی توانستند مطرح کنند در لابلای دعا یا در زیارتنامه ها آورده اند.

لذا از این مناجات خمسه عشر و مناجات ابو حمزه ثمالی که (ان شاء الله ماه رمضان هم نزدیک است) از الان عادت کنیم هر شب یکی دو صفحه از دعای ابو حمزه ثمالی را بخوانیم و یک مقداری هم به خودمان معانیش را تلقین کنیم، این تلقین ها خیلی از مشکلات را حل می کند.

یک نکته ظریفی که وجود دارد ما قسم بخوریم هر شب 5 دقیقه - و نه بیشتر- قلم و کاغذی برداریم بینیم امروز چه کار کردیم؟ از اول صبح کارهایی که انجام دادیم روی کاغذ بنویسیم جلویش بنویسیم برای خدا بوده هیچ نیتی نکردیم، یا گناه بوده.

«عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ الْیَمَانِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْمَاضِی (علیه السلام) قَالَ: لَیْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ فَإِنْ عَمِلَ حَسَناً اسْتَزَادَ اللَّهَ وَ إِنْ عَمِلَ سَیِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تَابَ إِلَیْهِ.»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج2، ص453

امام کاظم علیه السلام فرمود:

 «لَیْسَ مِنَّا»

 شیعه نیست.

«مَنْ لَمْ یُحَاسِبْ نَفْسَهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ»

در هر روز خودش را محاسبه نکند.

 حضرت امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:

«فَحَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا»

خودتان به حساب خودتان برسید قبل از این که حسابگرهای الهی به حساب شما برسند.

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج8، ص143، حَدِیثُ مُحَاسَبَةِ النَّفْس‏‏

لذا یک مقداری ما باید دقت کنیم مخصوصاً ما طلبه ها بیش از دیگران در معرض لغزش هستیم.

این جا هفت تا مسئله را پنج مورد را عرض کردیم ششمین مورد حضرت فرمود.

6.     اخذ معارف دینی از امام در تمام حوزه ها؛

7.      تصریح به اسامی مقدس ائمه از حضرت امیر تا حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه).

این ها نشان می دهد که ائمه (علیهم السلام) با این که در تقیه بودند و خیلی از مسائل را نمی توانستند مطرح کنند اما این ها را می گفتند و تعبیر هم می کند «وَ أَدْنَى مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ»؛ پایین ترین مرتبه امام شناسی این است.

یک فردی شبهه مطرح کرد وگفت: «امیر المؤمنین می فرماید اگر امامی از دنیا برود اگر بنا است انتخاب با مردم باشد وظیفه مردم این است قبل از این که هیچ کاری انجام بدهند، حتی خلیفه را هم دفن کنند باید به فکر خلیفه باشند! چون خلیفه و امام، امری ضروری است!» متأسفانه ادامه فرمایش حضرت امیر علیه السلام را حذف کرده است! حضرت در ادامه می فرمایند: اما اگر بنا است خلافت انتصابی باشد که انتصابی هم هست پیغمبر من را به امر الهی نصب کرده و من خلیفه مسلمین هستم و مردم باید از من تبعیت کنند.

«والسلام علیکم ورحمة الله»



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها