2024 July 14 - يکشنبه 24 تير 1403
محدوده اختیارات ولی فقیه
کد مطلب: ١٥٥٠٠ تاریخ انتشار: ٢٧ خرداد ١٤٠٢ - ١٦:٢٨ تعداد بازدید: 889
خارج فقه الحکومه » فقه
محدوده اختیارات ولی فقیه

(جلسه شصت و دوم - 17 11 1401)

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

درس خارج فقه آیت الله حسینی قزوینی (دام عزه) – سال نوزدهم

 (جلسه شصت و دوم - 17 11 1401)

موضوع:  محدوده اختیارات ولی فقیه

اللهم صل علی محمدٍ وآل محمد وعجل فرجهم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله والصلاة علی رسول الله وعلی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله واللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّه‏، وَ أُفَوِّضُ أَمْری إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصیرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل‏ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعْمَ النَّصیر

پرسش:

خواستگاری حضرت خدیجه از پیامبر اکرم تا چه حدی صحیح است؟

پاسخ:

 آن چه که در تاریخ است مرحوم شیخ مفید و دیگران دارند خود حضرت خدیجه قلبا تمایل خاصی به ازدواج با رسول اکرم داشت. ظاهرا پیامبر ابو طالب را برای خواستگاری فرستادند همین که برای خواستگاری رفت با استقبال خیلی پرشور حضرت خدیجه مواجه شد می گفت من مدت ها بود در انتظار آمدن شما بودم یک همچنین تعبیری دارد.

پرسش:

این که حضرت خدیجه کسی را واسطه کند هم نقل شده است؟

پاسخ:

این که حضرت خدیجه کسی را واسطه کند ندیدم؛ ولی این که حضرت ابو طالب (سلام الله علیه) به خواستگاری رفت و خیلی هم استقبال کرد گفت نور آوردی، صفا آوردی بشارت بود من مدت ها در انتظار این بودم یک همچنین تعابیری در منابع شیعه و ظاهرا در اهل سنت هست.

پرسش:

استاد در رابطه با وکالت فقیه من یک چیزی شنیدم مرحوم آیت الله شیخ مرتضی حائری اوایل انقلاب بحث شان این بوده آیا حضرت امام از جانب ملت ایران وکیل است؟ وکالت هم باید عام باشد و همه ملت به ایشان وکالت ندادند من این حرف ها را شنیدم نمی دانم چقدر صحت دارد؟

پاسخ:

ما مدت ها در درس فقه ایشان بودیم همچنین چیزی من در درس ایشان نشنیدم، درس فقه ایشان در مسجد اعظم بود شرکت می کردم خیلی هم قوی بود از فقهایی که من درک کردم، فقیهی که در مسائل فقهی دقت های ظریف داشته باشد من کم دیدم ولی همچنین تعبیری من از ایشان ندیدم.

ان شاء الله بحثی که ما الان شروع کردیم روایتی که دیروز اشاره کردیم در رابطه با اختیارات امام، خیلی از مسائل را برای ما روشن می کند که ادنی معرفة الامام چه است این تمام مقامی که در این روایت برای امام مطرح می کند تمامی این ها در فقیه جاری است الا یک قرینه خارجی داشته باشیم که از مختصات امام معصوم است.

در غیر این صورت سنگی روی سنگ بند نمی آید، اگر بنا باشد ما ولی فقیه را مبسوط الید ندانیم اصلا اداره کشور به هم می ریزد، یا باید کلا بگوییم اصلا فقیه ولایت ندارد کارش فقط اجرای حدود و احکام و قضاوت است و یا بگوییم حق تشکیل حکومت دارد. این که ما بگوییم حق تشکیل حکومت دارد و دستش را هم ببندیم و بگوییم تو هیچ اختیارات نداری این نمی شود.

لذا بحث ولایت فقیه بحث خیلی مهمی است خیلی از آقایانی که در موضوع ولایت فقیه بحث کرده اند غیر از آقای مؤمن که نشد به شکل خیلی کامل انجام دهد نسبت به ولایت ائمه خوب کار کرده است. یعنی در میان متأخرین حتی شاید چندین برابر و قوی تر از آقای منتظری ایشان کار کرده است.

همان یک جلد کتابی که دارد در بحث ولایت فقیه خیلی عالی است. ما تا ولایت معصوم خوب برایمان جا نیفتد که معصوم چه ولایتی دارد بحث ولایت فقیه هم خوب جا نمی افتد.

آغاز بحث...

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ؛ این روایت را اگر عزیزان خوب دقت کنند باعث می شود که خیلی از مسائل یعنی هم جایگاه امام برای ما روشن می شود و هم جایگاه فقیه روشن می شود.

«وَ أَدْنَى مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ أَنَّهُ عِدْلُ النَّبِیِّ إِلَّا دَرَجَةَ النُّبُوَّةِ»

این یک. دوم:

 «وَ وَارِثُهُ»

وقتی وارث می گوید وارث تمام علوم اولین و آخرین است. در این جا ما اگر بخواهیم این را در فقیه پیاده کنیم علم ظاهری را فقیه وارث است.

«الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ»

الکافی (ط - الإسلامیة)؛ نویسنده: کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اکبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الکتب الاسلامیة، ج1، ص32، بَابُ صِفَةِ الْعِلْمِ وَ فَضْلِهِ وَ فَضْلِ الْعُلَمَاء، ح2 

ولی نسبت به علم لدنی و غیره که از اختصاصات معصوم است این دیگر قابل انتقال نیست الا آن دسته از بزرگانی که به مرحله ای می رسند که:

«...کنت سَمْعَهُ الذی یَسْمَعُ بِهِ وَبَصَرَهُ الذی یُبْصِرُ بِهِ وَیَدَهُ التی یَبْطِشُ بها وَرِجْلَهُ التی یَمْشِی بها ...»

الجامع الصحیح المختصر؛ اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن کثیر , الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفى دیب البغا، ج5، ص2384، 6137

«وَ أَنَّ طَاعَتَهُ طَاعَةُ اللَّهِ وَ طَاعَةُ رَسُولِ اللَّهِ»

طاعت امام طاعت خدا است و طاعت رسول الله است

آیا این را ما می توانیم در رابطه با فقیه هم بیاوریم یا نه؟ اگر برای مان محرز شد که فقیه، قائم مقام امام هست در تمام امور «إلا ما اختصَ للإمام» قطعاً‌ طاعت ولی فقیه هم طاعة الله و طاعة رسول الله است.

 در ادله ولایت فقیه و حجیت قول مجتهد، در روایتی حضرت می فرماید:

«الرادّ علیهم‏ کالرادّ علینا، و الرادّ علینا کالرادّ على اللّه»

حاشیة الوافی( للبهبهانی)؛ نویسنده: وحید بهبهانى، محمد باقر بن محمد اکمل (‏تاریخ وفات مؤلف: 1206 و یا 1205 ق‏)، محقق / مصحح: مؤسسة العلامة المجدد الوحید البهبهانی‏، ناشر: مؤسسة العلامة المجدّد الوحید البهبهانی‏، قم: 1426ق، ص183

 

در حقیقت همین تعبیر را می خواهد برساند طاعت ولی فقیه هم طاعة الله و طاعة رسول الله است ولی با این تفاوت، اطاعت امام در تمام مسائل واجب است. حتی اگر بگوید شما لیوان آب را به من بده این هم واجب است. امام بگوید این جا را جارو کن هیچ شک و شبهه ای در آن نیست چون طبق حدیث شریف

«یا رسول اللّه! انک تداعبنا؟ قال صلّى اللّه علیه و آله: انّی لا أقول الّا حقا»

سوال می کنند یا رسول الله اطاعت شما واجب است می فرماید بله، و عرض می کنند «انک تداعبنا؟» گاهی شما با ما شوخی می کنی. آیا شوخی های شما هم بر گرفته از وحی است؟ فرمود: «انّی لا أقول الّا حقا» از دهان من جز حق چیزی بیرون نمی آید یعنی جز حق من چیزی نمی گویم. ولی این را در رابطه با فقیه نمی توانیم پیاده کنیم فقیه، آن چه که مربوط به مسائل حکومتی و احکام شرعی است اطاعت از او اطاعة الله واطاعة الرسول است.

 ولی در رابطه با کارهای شخصی اگر به من می گوید حاج آقا میهمان داریم برو از سر کوچه میوه بگیر آیا در این جا اطاعت از ولی فقیه واجب است یا نه؟ این را نمی توانیم اثبات کنیم.

یعنی در مسائل شخصی خودش که غیر مرتبط به مسائل حکومتی است یک دفعه این است که یک میهمانی از خارج آمده یا شخصیت هایی هستند در این جا بحث های حکومتی مطرح است. به من می گوید شما از این ها پذیرایی کن حساب آن جدا است یعنی کلما یرتبط بالحکومه طاعتش طاعت واجب می شود. کلما یرتبط بالمسائل الشخصیه این جا دلیلی بر وجوب اطاعت غیر خدا و غیر معصوم نداریم

الا بحث پدر و مادر که آن جا استثناء شده است. آن هم شرط شده اوامرشان، اوامر غیر معاصی الله نباشد.

در هر صورت...

آن چه ما می توانیم عمل کنیم یک سری مختصاتی امام دارد ما این مختصات امام را به هیچ وجه نمی توانیم در فقیه جاری کنیم هر چه باشد مصداقش را باید خودمان معین کنیم ولی «‌کلما یرتبط بالحکومه»؛ آن جا اطاعت فقیه با اطاعت امام و اطاعت پیغمبر هیچ تفاوتی ندارد.

پرسش:

این که اطاعت فقیه مانند اطاعت از امام است از نظر واقع نیست از نظر حجت بودن است چون به هر حال گاهی اوقات ولی فقیه چون معصوم نیست اشتباه می کند.

پاسخ:

اشتباه هم بکند وظیفه ما اطاعت کردن است

پرسش:

همین را عرض می کنم از باب این که او اجتهاد می کند و ما یک وظیفه ای داریم

پاسخ:

نکته زیبایی است ما موظف هستیم از ولی فقیه اطاعت کنیم این که سر منشأ اطاعت چه است آن یک بحث دیگری می شود همان بحثی که جلسه قبل بعضی از دوستان هم اشکال داشتند.

 در صورتی که دستور حکومتی باشد یک فقیهی تشخیص بدهد این دستور حکومتی مقدماتش ناقص است، ولی فقیه حکم کرده الان اول ماه است افرادی که رفتند شهادت دادند می شناسم همه شان فاسق هستند، آیا بر من واجب است در این جا از امر ولی فقیه اطاعت کنم؟ قطعاً خیر.

آن بحث جدایی می شود آن ها مستثنیاتی است البته آن هم برای آن فقیه یا کسی که قطع دارد مقدمات اجتهاد یا حکم حکومتی، قطعاً هیچ ضرری به عدالت فقیه نمی زند.

مرحوم صاحب حدایق (رضوان الله تعالی علیه) در زمان مرحوم سید بحر العلوم بوده است سید بحر العلوم گفته بود پشت سر صاحب حدایق نماز خواندن باطل است. به خاطر مسئله اخباری گری. ولی صاحب حدایق همه را تشویق می کرد به پشت سر ایشان به نماز خواندن گفتند ایشان در مورد شما این طوری می گوید.

گفت اجتهاد ایشان به این رسیده است مسیر من اشتباه است اگر غیر از این فتوا بدهد باید در عدالت سید بحر العلوم شک کرد! نظر فقهی اش این است که من با توجه به مبنایی که دارم، دارم اشتباه می کنم وظیفه اش هم این است آن هایی هم که مقلد ایشان هستند به تکلیف شان عمل کنند.

اما من ایشان را عادل می دانم هیچ دلیلی بر انحراف ایشان نمی دانم و پشت سرش هم نماز می خوانم.

ببینید فقها این قدر دقیق بودند این که گفت صاحب حدایق چنین و چنان است این هم یک عقده ای داشته باشد بگوید بله ایشان اشتباه کرده پس از عدالت خارج شده است پس من هم همچنین فتوایی بدهم همچنین قضایایی نیست.

در ولی فقیه هم هم همینطور است ولی فقیه وقتی یک حکمی را صادر می کند برایش ثابت شده اگر این حکم را صادر نکند باید در عدالتش شک کرد.

حکم صادر کرده ولی برای یک فقیه دیگر مقدمات این حکم اشکال دارد یعنی قطعاً‌ یقین دارد این باطل است دیگر نمی تواند کاری بکند؛ ولی برای حفظ نظام، خود فقیه ملزم هست به این عمل کند.

ما نمی خواهیم خیلی زیاد وارد گود بشویم این که در بعضی از سال ها رهبری یا زمان امام نظر دادند امروز آخر ماه رمضان است. بعضی از آقایان دیدیم در قم سفره پهن کردند چایی می دهند رفت و آمد هست این درست نیست.

 این در حقیقت زیر سوال بردن اقتدار ولی فقیه است ما این را باطل می دانیم هر کس می خواهد باشد عرض کردم نمی خواهیم فسق این آقا را ثابت کنیم شاید نظرش این بوده باشد ولی ما به ادله عقلی رجوع کنیم که قوی ترین دلیل حجیت قول ولی فقیه است بله جناب آیت الله فلان نظرتان بر این است که امروز، اول ماه است ولی فقیه حکم کرده آخر ماه رمضان هست شما موظف هستی امروز روزه ات را افطار کنی.

ولی بارها بود که در این طور مواقع گفتیم ما برای این که مشکلی پیش نیاید به امامزاده عبدالله می رویم و بر می گردیم، هم به فتوای آن ها عمل کردیم هم به فتوای این ها.

مجری:

تکلیف عامه مردم چه می شود؟

پاسخ:

وظیفه عامه مردم این است هر کس از مرجع خودش تقلید کند به نظر من حکم ولی فقیه در عموم جاری است ولی برای خواص این هست.

 آیت الله خزعلی برای من نقل می کرد گفت یک سال امر مشتبه شد آیت الله العظمی گلپایگانی فرمودند برای احتیاط مردم خارج از مسافت بروند و برگردند من خدمت ایشان مشرف شدم گفتم این احتیاط شما خلاف احتیاط است ایشان گفتند: چطور؟

گفتم وقتی شما می گویید همه خارج از مسافت بروند تنها مردم کوچه بازار نیستند آن ها که در ژاندارمری هستند نیروی انتظامی، سپاه و دادگستری و ... هستند بیرون بروند اگر همه مردم مخصوصاً این کسانی که امنیت شهر به دست شان است بیرون بروند در شهر چه اتفاقی خواهد افتاد؟ گفت یک مقداری ایشان تأمل کرد گفت آقای خزعلی حرف تان درست است این جا احتیاط خلاف احتیاط است ما اشتباه کردیم.

بعضی وقت ها آقایان احتیاط می کنند ولی توجه به عواقبش ندارند، اگر بنا شد همه بلند شوند بیرون بروند اولاً جاده ها اصلاً کشش مردم را ندارد حساب کنید حداقل قم 1 میلیون جمعیت دارد و شاید هم بیشتر باشد از این جمعیت 500- 600 هزار نفر مکلف هستند 600 هزار نفر

همه وسیله ندارند با این جاده ها یک مصیبتی خواهد شد؛ یعنی این جا احتیاط بر ترک احتیاط است ایشان گفت من توجه به این نداشتیم این جا احتیاط در ترک احتیاط است.

بعضی وقت ها ما می خواهیم احتیاط کنیم مردم نه روزه حرام بگیرند و نه از روزه واجب بمانند می آییم یک فتوایی می دهیم وقتی این طور شد تنها قم نیست شهرهای دیگر هم هستند چه بساطی ایجاد خواهد شد و میدان برای دزدها و اراذل و اوباش باز خواهد شد.

لذا در این طور قضایا خود فقیه وقتی می بیند مبانی اجتهاد ولی فقیه یا فقیه دیگر اشکال دارد بر خودش لازم است هیچ شک و شبهه ای در آن نیست، ولی این که برای خواص می خواهد اعلام کند که در جامعه تشتت ایجاد نشود. وهابی ها از روز عید فطر علیه شیعه در این چند سال چقدر سوء استفاده کردند؟

آقایان مراجع شیعه اتفاق نظری ندارند یکی می گوید اول ماه است یکی می گوید آخر ماه است؛ یعنی حقیقتاً این به وهن مذهب و مرجعیت بر می گردد خیلی سخت است.

قطعاً آقایان این فکر را کردند ما عقیده خودمان را داریم عرض می کنیم نمی خواهیم عقیده خودمان را بر آقایان مراجع تحمیل بکنیم. هر کسی پاسخگوی فتاوای خودش هست. ولی امروز مثل سابق نیست مثلاً اطراف قم دیواری باشد این جا یک فتوایی صادر کنیم فقط برای مردم قم یا برای محله خودمان باشد الان یک مسئله ای مطرح می شود در کمتر از 10 دقیقه در سراسر جهان منتشر می شود و مسلمان ها هم مسلمان های مربوط به قم و ایران نیستند در سراسر دنیا هستند. این مطالب وقتی منعکس می شود عکس العمل و ضرر و زیانی که به دین و مذهب می زند چقدر است، این ها را یک مقداری دقت کنیم.

ما یک سری مسائلی داریم مسئله شوال عرض کردم قطعاً آقایان مراجع هم توجه دارند شاید ما نمی دانیم ما این ها را حمل بر جهل خودمان می کنیم، مقام مراجع را اجل از این می دانیم.

 این که این قضیه در سطح جهانی منتشر می شود و دشمنان شیعه بر ضرر شیعه از این استفاده می کنند عقیده جوان های ما را متزلزل می کنند یک جوان می گوید آقایان مراجع ما در رابطه با اول شوال با همدیگر اتفاق نظر ندارند ، به طور کلی از مرجعیت و مذهب بر می گردد ذهنش نسبت به خیلی از مسائل متزلزل می شود.

پرسش:

علم به مبانی ندارند

پاسخ:

ما در جهان می دانیم چه خبر است، شاید خیلی از آقایان مراجع اطلاعی نداشته باشند از مسائل رسانه و نقش رسانه که این ها منتشر می شود این مطالب را ندارند.

 حتی قبل از انقلاب هر کس از من سوال می کرد قضیه قمه زنی چه است؟ می گفتم خلاف شرع و حرام است وهن مذهب است. بارها همان زمان با خیلی از افراد بحث می کردیم می گفتند شیعه ها آدم کش هستند وقتی کسی را پیدا نمی کنند بکشند با شمشیر خودشان را می کشند.

این باعث می شود جوان ها نسبت به اصل مذهب متزلزل بشوند سال 90 آمریکا بودم رفتم شهری که اللهیاری خبیث هست شهر سندیاگو تقریباً 100 کیلومتری جنوب لوس آنجلس است بیش از یک ساعت صحبت داشتیم همه اش علیه اللهیاری بود.

بعد جالب است یک خانمی بلند شد گفت برادر زاده یا خواهر زاده ام را وهابی ها بردند، چند تا فیلم قمه زنی را نشان دادند و ایشان کلاً وهابی شده! الان دو - سه سال هست هر کاری می کنیم از وهابیت بر نمی گردد.

(وَمَنْ أَحْیاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیا النَّاسَ جَمِیعًا)

هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است.

از آن طرف هم:

(مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا)

هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته

سوره مائده (5): آیه 32

 

یک نفر هم باشد برای ما کفایت می کند، این مطالب را ما می بینیم.

 یک آقایی از همدان خودمان بود یکی از دوستان می گفت به همدان رفته بودیم یک آقایی به همه مقدسات به امام حسین و ... فحش می داد گفتیم مشکل چه است؟ گفت ایشان ده دوازده سال بود بچه دار نمی شد با دعا، نذر، نیاز و دارو خانمش حامله شده بود به کربلا برای زیارت رفتند.

 عصر تاسوعا دسته عزاداری بیرون آمده بود دیده بودند مردم دارند قمه می زنند همان جا این خانم غش کرده بود فرزندش را سقط کرده بود. از آن جا برگشته بود به تمام زمین و زمان فحش می داد.

 گفتم نتیجه اش این هست، این ها به گوش این آقایان می رسد یا نمی رسد؟ اصلاً کاری به مسائل حکومتی ندارم این که ما یک کاری انجام بدهیم این کار موجب وهن مذهب بشود.

خدا بیامرزد مرحوم صاحب اعیان الشیعه می گفت دل مان خون شد از این افرادی که دارند قمه می زنند، بزرگوارانی که دارند از این قمه زنی ها حمایت می کنند.

 مرحوم شرف الدین می گوید هر چه گفتیم کسی به حرف ما گوش نکرد. از بروجرد زمان آیت الله العظمی بروجردی خدمت آقای بروجردی آمده بودند ظاهراً‌ روز عاشوراء بود بعضی هایشان ظاهراً قمه زده بودند.

از طرف آقا گفتند نظر آقا این هست که قمه زنی اشکال دارد گفتند از تمام 365 روز ما 364 روز مقلد آقا هستیم؛ ولی یک روز مقلد خودمان هستیم! ولذا من معتقد هستم ما هم اطلاع رسانی صحیح نمی کنیم می خواهیم قمه زنی را محکوم کنیم به چهار تا مرجع فحش و ناسزا می گوییم. افراد را جَری می کنیم.

ما به جای فحش دادن و توهین کردن بیاییم مبنا را زیر سوال ببریم بگوییم شما این کاری که دارید انجام می دهید آیا این کار شما درست است؟

مهم تر از آن تمام سایت های اسرائیلی، همه را دارم قمه زنی های شیعه را گذاشتند و منتشر می کنند. در لندن جلسات سخنرانی اشکال دارد ولی روز عاشورا در خیابان ها قمه زنی را آزاد گذاشتند؛ چون می دانند این کار برای وهن مذهب این که مردم به مذهب شیعه بد بین بشوند کمک می کند.

 عرض کردم که مقصر ما هستیم خوب اطلاع رسانی نمی کنیم، حقیقت را برای مردم روشن نمی کنیم، و در این زمینه بخواهیم فعالیت بکنیم می گوییم که فلان مرجع این را گفته است، فلان مرجع هم این را گفته است، من تابع مرجع خودم هستم.

 لذا در عبارت بعدی که هست:

«وَ التَّسْلِیمُ لَهُ فِی کُلِّ أَمْرٍ وَ الرَّدُّ إِلَیْهِ وَ الْأَخْذُ بِقَوْلِهِ وَ یَعْلَمُ أَنَّ الْإِمَامَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ ص عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَیْنُ ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ ثُمَّ أَنَا ثُمَّ مِنْ بَعْدِی مُوسَى ابْنِی ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وَلَدُهُ عَلِیٌّ وَ بَعْدَ عَلِیٍّ مُحَمَّدٌ ابْنُهُ وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِیٌّ ابْنُهُ وَ بَعْدَ عَلِیٍّ الْحَسَنُ ابْنُهُ وَ الْحُجَّةُ مِنْ وُلْدِ الْحَسَنِ ثُمَّ قَالَ یَا مُعَاوِیَةُ جَعَلْتُ لَکَ فِی هَذَا أَصْلًا فَاعْمَلْ عَلَیْهِ فَلَوْ کُنْتَ تَمُوتُ عَلَى مَا کُنْتَ عَلَیْهِ لَکَانَ حَالُکَ أَسْوَأَ الْأَحْوَالِ فَلَا یَغُرَّنَّکَ قَوْلُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُرَى بِالْبَصَرِ قَالَ وَ قَدْ قَالُوا أَعْجَبَ‏ مِنْ هَذَا أَ وَ لَمْ یَنْسُبُوا آدَمَ (علیه السلام) إِلَى الْمَکْرُوهِ أَ وَ لَمْ یَنْسُبُوا إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) إِلَى مَا نَسَبُوهُ أَ وَ لَمْ یَنْسُبُوا دَاوُدَ (علیه السلام) إِلَى مَا نَسَبُوهُ مِنَ الْقَتْلِ مِنْ حَدِیثِ الطَّیْرِ أَ وَ لَمْ یَنْسُبُوا یُوسُفَ الصِّدِّیقَ إِلَى مَا نَسَبُوهُ مِنْ حَدِیثِ زَلِیخَا أَ وَ لَمْ یَنْسُبُوا مُوسَى (علیه السلام)  إِلَى مَا نَسَبُوهُ أَ وَ لَمْ یَنْسُبُوا رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) إِلَى مَا نَسَبُوهُ مِنْ حَدِیثِ زَیْدٍ أَ وَ لَمْ یَنْسُبُوا عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) إِلَى مَا نَسَبُوهُ مِنْ حَدِیثِ الْقَطِیفَةِ إِنَّهُمْ أَرَادُوا بِذَلِکَ تَوْبِیخَ الْإِسْلَامِ لِیَرْجِعُوا عَلَى أَعْقَابِهِمْ أَعْمَى اللَّهُ أَبْصَارَهُمْ کَمَا أَعْمَى قُلُوبَهُمْ تَعَالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِکَ عُلُوّاً کَبِیراً.»

کفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر؛ خزاز رازى، على بن محمد، محقق/ مصحح: حسینى کوهکمرى، عبد اللطیف‏، ناشر: بیدار، ص 264

«والسلام علیکم ورحمة الله»



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها