2020 October 19 - دوشنبه 28 مهر 1399
«حدیث غدیر» در صحاح و سنن اهل سنت!
کد مطلب: ١٣٥٢٨ تاریخ انتشار: ٠٧ مهر ١٣٩٩ - ١٧:٤٧ تعداد بازدید: 137
سخنراني ها » عمومي
«حدیث غدیر» در صحاح و سنن اهل سنت!

سخنرانی عمومی 99/05/11

 

 

 بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 99/05/11

 

 موضوع: «حدیث غدیر» در صحاح و سنن اهل سنت!

فهرست موضوعات این سخنرانی:

سه اقدام لازم و ضروری در نشر معارف دینی و مذهبی

الف) «معرفت افزایی»

ب) «شبهه زدایی»

ج) «روشنگری»

نگاه متفاوت مقام معظم رهبری نسبت به غدیرخم

رساله دکتری، با نوآوری ویژه، پیرامون غدیرخم

«حدیث غدیر» یا «خطبه غدیر» !؟

«حدیث غدیر» در صحاح و سنن اهل سنت!

الف) «صحیح مسلم»

ب) «صحیح ترمذی»

ج) «سلسلة الاحادیث الصحیحه ألبانی»

روایت عجیب «خوارزمی» درباره ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

یک سؤال دوستانه از برادران اهل سنت!

د) «سنن کبری نسائی»

ه) «سنن ابن ماجه»

و) «مسند أحمد بن حنبل»

ن) «السنة ابن أبی عاصم»

یقین همراه با وحشت «ذهبی»، از یک واقعیت تاریخی!

واقعه عظیم غدیرخم، در منابع معتبر شیعه

حدیث غدیر و ولایت امیرالمؤمنین در بیان حضرت زهرا (سلام الله علیهما)

احتجاج شخص امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به حدیث غدیر

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

بنده هم قبل از آغاز سخن دهه ولایت و فرارسیدن ایام عیدالله الأکبر، «عید غدیر خم» را به همه شما عزیزان و گرامیان حاضر در این محفل نورانی و کلیه گرامیانی که از طریق فضای مجازی برنامه را مشاهده می‌کنند تبریک عرض می‌کنم.

خدا را به آبروی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) سوگند می‌دهم عیدی ما را فرج موفور السرور مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم قرار بدهد و گرفتاری‌های ما را به لطف و عنایت و منتش برطرف نموده و حوائج همه ما را برآورده نماید و دعاهای ما را به اجابت مقرون کند.

سه اقدام لازم و ضروری در نشر معارف دینی و مذهبی

در رابطه با مسئله غدیر، ما باید در نشر معارف دینی و مذهبی سه نکته را همواره در نظر داشته باشیم تا بتوانیم نسبت به موضوع مورد بحثمان حق مطلب را ادا کنیم.

الف) «معرفت افزایی»

مسئله اول «معرفت افزایی» است. ما باید تلاش کنیم نسبت به موضوعی که می‌خواهیم مطرح کنیم تمام جوانب کار را بیان کنیم.

به عنوان مثال در بحث غدیر باید تمام آنچه مرتبط به غدیر است از منابع اهل سنت یا منابع شیعه بیان شود و تنها به مجرد نقل حدیث اکتفا نشود. امروز تنها نقالی حدیث کاری را پیش نمی‌برد. به تعبیر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه):

«عَلَیکمْ بِالدِّرَایاتِ لَا بِالرِّوَایات»

حدیث شناسی کنید، حدیث نقلی نکنید.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 2، ص 160، ح 12

ما در بحث‌هایی که با بعضی از علمای فِرَق اسلامی یا وهابی‌ها در عربستان سعودی داشتیم، وقتی غالباً روایتی را نقل می‌کردیم زیر سؤال می‌بردند.

در حال حاضر در فضای مجازی به این گونه است که وقتی ده روایت نقل می‌کنید، شما را با یک جمله خلع سلاح می‌کنند و ادعا می‌کنند که این روایات صحیح نیست و سند ندارد.

اگر روایتی صحیح نباشد و بررسی سندی نشده باشد، فاقد ارزش است. مادامی که سند روایت بررسی نشود، ما نمی‌توانیم این مضمون روایت را به معصوم نسبت دهیم.

بنابراین اگر روایتی را می‌خواهیم نقل کنیم، تلاش کنیم بررسی سندی داشته باشیم یا حداقل اقوال بزرگان آن مذهب را نسبت به صحت روایت بیان کنیم. به عنوان مثال بگوییم که فلان عالم یا دانشمند، اعتراف بر صحت این روایت کرده است. همچنین اقوال مختلف را نسبت به این روایات بیان کنیم.

بحث «حدیث غدیر» همانطور که عزیزمان «حاج آقا کیانی» هم اشاره کردند را همه نقل کرده اند. شیعه، سنی، مستشرقین و وهابی‌ها همگی «حدیث غدیر» را نقل کردند و هرکدام از آنها برداشتی دارند.

ما باید این برداشت‌ها را بدون تعصب دینی و تعصب مذهبی بررسی کنیم و طبق آیه شریفه:

(فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَه)

بنا بر این بندگان مرا بشارت ده، کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند.

سوره زمر (39): آیات 17 و 18

مخاطبین ما بهترین گزینه را انتخاب کنند و قول احسن را برگزینند. بنابراین موضوع اول بحث «معرفت افزایی» در «غدیر خم» است.

ب) «شبهه زدایی»

موضوع دوم «شبهه زدایی» است. شما هر موضوعی را می‌خواهید مطرح کنید، طرف مقابل شما، شبهاتی در آن زمینه دارد.

مخصوصاً امروز وهابیت با بودجه‌های کلان به میدان آمدند و رسانه‌های مختلفی را تأسیس کردند که در فضای مجازی، حداکثر قدرت نمایی را می‌کنند و شبهاتی را علیه شیعه حتی اهل سنت مطرح می‌کنند. امروز وهابیت سرمایه گذاری زیادی دارند تا اینکه بتوانند میان شیعه و سنی تفرقه ایجاد کنند.

بنابراین ما باید در حوزه شبهه زدایی با قدرت تمام ورود پیدا کنیم و این شبهات را قدرتمندانه پاسخ بدهیم تا مخاطبین ما بدانند که در این حوزه اگر شبهاتی مطرح می‌کنند ما برای تک تک این شبهات پاسخی داریم.

اگر کسی از پاسخ ما قانع شد یا نشد، به ما مربوط نیست. نبی گرامی اسلام با آن مقام والایش، مخاطب به خطاب:

(فَإِنَّما عَلَیک الْبَلاغ)

بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است.

سوره آل عمران (3): آیه 20

و:

(وَ ما أَنْتَ عَلَیهِمْ بِوَکیل)

و وظیفه نداری آنها را مجبور (به ایمان) سازی.

سوره انعام (6): آیه 107

و:

(إِنَّک لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکنَّ اللَّهَ یهْدِی مَنْ یشاء)

تو نمی‌توانی کسی را که دوست داری هدایت کنی، ولی خداوند هر کس را بخواهد هدایت می‌کند.

سوره قصص (28): آیه 56

هستند. بنابراین وظیفه ما ابلاغ و تبیین است، اما ابلاغ و تبیین واضح و روشن، نه به صورت ناقص و اجمالی. به طوری که اگر چهار نفر بدون تعصب مطالب و پاسخ‌های ما را دیدند، قضاوت کنند که این پاسخ‌ها قانع کننده است.

ج) «روشنگری»

موضوع سوم «روشنگری» است. ما باید بسیاری از مسائلی که در تاریخ در رابطه با «غدیرخم»، قبل از غدیر و بعد از غدیر و بعد از رحلت رسول اکرم اتفاق افتاده است را با استناد به روایات صحیح و معتبر و اقوال علمای بزرگ و دانشمندان مورد قبول، بررسی کنیم.

همچنین باید حقایق را برای مردم بیان کنیم. باید بیان کنیم چطور شد بعد از اینکه در «غدیر» بنا به نقل بعضی از بزرگان اهل سنت همانند «سبط ابن جوزی» و «دهلوی» و دیگران که بیش از صد و بیست هزار جمعیت بودند، جامعه از حضرت فاصله گرفتند.

اگر «غدیرخم» دلالت بر امامت و ولایت امیرالمؤمنین می‌کرد، چه عواملی دست به دست هم داد که جامعه از امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) فاصله گرفتند و به سراغ دیگران رفتند؟! ما باید این مسائل را تحلیل منصفانه و دور از تعصب دینی و مذهبی بکنیم.

ما الزامی نداریم که کسی تحلیل‌های ما را قبول کند یا نکند، اما اگر چند نفر انسان بی طرف تحلیل‌های ما را دیدند، اعتراف کنند که تحلیل‌های منصفانه و منطبق با حقایق تاریخی است.

نگاه متفاوت مقام معظم رهبری نسبت به غدیرخم

در رابطه با «غدیر» من یکی دو نکته از شخص مقام معظم رهبری نقل کنم. گرچه بعضی از این نکات به صورت فیلم است که در حال حاضر ظاهراً امکان پخش فیلم نیست.

آنچه عزیزان در پرده می‌بینند، بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم در سال روز عید غدیر خم است.

سخنان این بزرگوار و فرزند غیور امیرالمؤمنین طوری است که بنده وقتی صحبت‌های ایشان را مخصوصاً در چند سال اخیر و موضع گیری و خروشی که علیه آمریکا و اسرائیل دارد را می‌شنوم، می گویم صحبت‌هایشان نمایشی از شجاعت امیرالمؤمنین است.

ما وقتی صحبت‌های ایشان را با بعضی افراد دیگر مقایسه می‌کنیم، می‌بینیم واقعاً خون امیرالمؤمنین در رگ‌های این فرزند امیرالمؤمنین در جریان است.

مقام معظم رهبری می‌فرماید: "اگر آن روز امت اسلامی نصب پیغمبر اکرم را درست و با معنای حقیقی خودش درک می‌کرد و تحویل می‌گرفت و به دنبال علی بن أبی طالب راه می‌افتاد و این تربیت نبوی استمرار پیدا می‌کرد و بعد از امیرالمؤمنین هم انسان‌های معصوم و بدون خطا، نسل‌های بشری را همانند خود پیغمبر اکرم پی در پی زیر تربیت الهی خویش قرار می‌دادند، بشریت بسیار زودتر به آن نقطه‌ای می‌رسید که هنوز به آن نقطه نرسیده است. علم و فکر بشری پیشرفت می‌کرد، درجات روحی انسان‌ها بالا می‌رفت، صلح و صفا در بین انسان‌ها برقرار می‌شد، ظلم و جور و ناامنی و تبعیض و بی عدالتی از بین مردم رخت برمی بست.

این که حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که در آن زمان عارف‌ترین انسان‌ها به مقام پیغمبر اکرم و امیرالمؤمنین بود، فرمود: اگر به دنبال علی راه می‌افتادید، شما را به چنین سرمنزلی هدایت می‌کرد و از چنین راهی می‌برد. به همین خاطر است، اما بشر زیاد اشتباه می‌کند."

ایشان در بیان دیگری که شاید یکی از مخاطبین ایشان ما هستیم، فرمایشاتی دارند. البته فرمایشات ایشان مفصل است. می‌فرماید: "عید غدیر عید بسیار بزرگ و خاطره عظیم تاریخی است. در کار غدیر باید هدف را مشخص کرد. بنشینید و واقعاً روی مسائل فکر کنید و برای این کار وقت بگذارید. در کار فرهنگی غدیر باید مانند «علامه امینی» و «مرحوم سید شرف الدین» کار کرد که «الغدیر» و «المراجعات» تحویل دادند!"

مخاطب مقام معظم رهبری ما حوزوی‌ها هستیم. تجار و بازاری‌ها و اطباء و دیگران نیستند. ایشان می گویند: "کسانی به درد کار غدیر می‌خورند که اهل این کار باشند. کار در مورد غدیر باید عمیق و گسترده باشد. کار در مورد غدیر، کاری بزرگ و پر جاذبه است. کار در موضوع غدیر باید پیوسته و دائم باشد."

بنابراین این که ما تنها در دهه غدیر خم چند جلسه بگذاریم و به این اکتفا کنیم، کاملاً خلاف نظر شخص مقام معظم رهبری (حفظه الله) است. مقام معظم رهبری در ادامه می‌فرماید: "در مورد غدیر باید متخصص تربیت کرد."

بنده در اینجا می‌خواهم از سرور عزیزم حضرت آقای «کاویانی» تقاضا کنم که مسئولیت بزرگی که خداوند عالم و حضرت ولی عصر به عهده ایشان واگذار کرده است را به خوبی ایفا کنند.

مسئولیت‌ها چنین نیست که کنار جوی آب گذاشته باشند و اتفاقی به ما برسد. این مسئولیت‌ها اراده و مشیت الهی است که بر قلب مقدس حضرت بقیة الله الأعظم نازل می‌شود و از آنجا به ما حواله می‌شود.

تعبیر یکی از اعاظم که در محضرشان بودیم، این بود که می‌فرمودند: اگر خداوند عالم نعمت و امکانات و مسئولیتی به ما داد، فردای قیامت هم مطابق این امکانات، ما را مورد سؤال قرار خواهد داد.

فرمایش مقام معظم رهبری چنین است که می‌فرماید: "در مورد غدیر باید متخصص تربیت کرد." یعنی کسانی که تمام زوایای غدیر را مورد بحث و بررسی قرار دهند.

رساله دکتری، با نوآوری ویژه، پیرامون غدیرخم

یکی از توفیقاتی که خداوند عالم به حقیر داد و از فضل و نعمت و عنایت حضرت ولی عصر برخوردار شدم، این بود که رساله دکتری بنده در اروپا و در «دانشگاه الحره» در خصوص «غدیر» بوده است.

«دانشگاه الحره» تنها دانشگاه اسلامی اروپاست که مدرک آن در عربستان سعودی مورد قبول است. ما تلاش کردیم جدیدترین مطالبی که امروز باید جوانان ما، در رابطه با غدیر بدانند، در این رساله دکتری بیاوریم.

با توجه به اینکه بنده نود درصد عمرم را در این حوزه سپری کردم، این رساله حدود دو سال، شبانه روز از ما وقت برد. حتی در بعضی از قسمت‌ها به صورت لجنه ای کار کردیم.

عمده شبهاتی که امروزه وهابیت در رسانه‌ها و فضای مجازی کار کرده‌اند، ما در اینجا آوردیم. ما در این رساله دکتری، نوآوری‌های زیادی داشتیم به طوری که تنها موضوع غدیر را از کتب تاریخی یا کلامی بررسی نکردیم، بلکه کتاب‌های فقهی شیعه و سنی را هم بررسی کردیم.

شاید بنده ادعا کنم که برای اولین بار بود که ما کتاب‌های فقهی از زمان «سید مرتضی» تا امام راحل را مطالعه کردیم تا ببینیم فقهای ما در کتاب‌های فقهی خود به «حدیث غدیر» در کجاها استناد کردند. ما از این مطالب هم فروگذار نکردیم.

البته رساله دکتری بنده توسط «بنیاد بین المللی غدیر» چندین مرتبه چاپ شده است. عزیزان می‌توانند درخواست کنند شاید به صورت رایگان به این رساله دسترسی پیدا کنند.

در حال حاضر در رأس این مجموعه «آیت الله صدیقی» است. بنده هم عضو هیئت امنا و هم عضو هیئت مدیره هستم، اما کار دست آقایان است.

در این رساله، ما به اندازه‌ای که توانستیم تلاش کردیم. کتاب «الغدیر» یازده جلد است و مطالعه کردن آن شاید برای افراد زیادی سخت باشد. اما ما تلاش کردیم تمامی حرف خود را در کمتر از چهارصد صفحه بیان کنیم.

اگر دوستان صلاح دیدند، این رساله دکتری را برای مطالعه ملاک قرار بدهند. گرچه حرف خیلی زیاد است، اما به تعبیر مقام معظم رهبری، ما در رابطه با «غدیر» باید متخصص تربیت کنیم.

مقام معظم رهبری در ادامه می‌فرماید: "عید غدیر عید ولایت است، عید سیاست است، عید دخالت مردم در امر حکومت است، عید آحاد ملت و امت اسلامی است و تنها عید شیعه نیست. عید غدیر حقیقتاً روز بزرگ و عید تعیین کننده و عظیم القدر است."

ایشان سپس فرمایشاتی در خصوص آیه شریفه 67 از سوره مبارکه مائده دارند که بنده تنها مضمون فرمایشات ایشان را عرض می‌کنم. ایشان می‌فرماید در آیه شریفه؛

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاس)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

خداوند عالم به نبی گرامی اسلام می‌فرماید این حکم را برای مردم بیان کن که اگر این حکم بیان نشود، رسالت ناقص است.

نبی گرامی اسلام، بیست و سه سال با تمام تلاش زحمت کشیدند و تبلیغ کردند و خون دل خوردند و رنج کشیدند. این چه حکمی است که خداوند عالم می‌فرماید اگر انجام نشود تمام تلاش‌ها و زحمت‌های شما بی اثر و بی نتیجه و هدر است؟!

این حکم قطعاً همسنگ احکامی همانند نماز و روزه نیست. این قابل تأمل است که باید اندیشمندان در این زمینه خوب فکر کنند که (وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ) نکته بسیار ظریف و زیبایی است.

ایشان در جای دیگر می‌فرماید: "تحقق اسلام به احیای امامت است." مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی‌هایشان در رابطه با آیه:

(الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کفَرُوا مِنْ دِینِکم)

امروز کافران از (زوال) آئین شما مأیوس شدند.

سوره مائده (5): آیه 3

می‌فرماید: من از اندیشمندان می‌خواهم روی این آیه فکر کنند که چه اتفاقی افتاده است؟ چه حادثه‌ای رخ داده است که خداوند عالم می‌فرماید: امروز دشمنان از دین شما مأیوس شدند؟

آیا آنچه که در صدر آیه مائده آمده است، اینقدر اهمیت دارد که دشمنان از دین مأیوس شوند؟ شاید حادثه و واقعه بسیار بزرگی در تاریخ اسلام اتفاق افتاده است که باعث شده است کفار از دین شما مأیوس شدند. ایشان سپس به آیه اکمال اشاره می کنند:

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِینا)

امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم.

سوره مائده (5): آیه 3

بنده خواستم در خصوص عرایضم به بعضی از نکاتی که این بزرگوار اشاره دارند، اشاره داشته باشم.

«حدیث غدیر» یا «خطبه غدیر» !؟

در رابطه با غدیر عمدتاً آنچه می‌شود در جلسات علمی مطرح کرد و نقطه آغازی برای متخصص پروری باشد، در دو بخش آوردیم؛ «غدیر و معرفت افزایی»، «غدیر و شبهه زدایی».

بعضی از این قسمت‌ها امروز مورد بحث ماست. "حدیث غدیر و امامت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)"، "کثرت طرق و روات حدیث غدیر"، "حدیث غدیر در صحاح و سنن". یکی از بحث‌های امروز ما همین مورد سوم است.

"دلالت حدیث غدیر بر امامت"، "خطبه غدیر در منابع شیعه و سنی". البته میان «خطبه غدیر» و «حدیث غدیر» تفاوت وجود دارد. «حدیث» شاید از دو کلمه تشکیل شود. به عنوان مثال عبارت:

«السَّلَامُ قَبْلَ الْکلَام»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 73، ص 12، ح 46

یک حدیث است. همچنین ممکن است حدیث، یک جمله یک سطری یا دو سطری باشد، اما «خطبه» به معنای سخنرانی است. رسول اکرم طبق اتفاق فریقین، بین نماز ظهر و عصر که علی الأقل دو ساعت فاصله بود، سخنرانی فرمودند.

اگر کسی دو ساعت سخنرانی کرده باشد و بخواهند پیاده کنند، باید حداقل بیست یا سی صفحه باشد.

برفرض با توجه به نبود امکانات در آن زمان، نبی گرامی اسلام مطالبی را می‌فرمودند و افرادی را گماشته بودند که سخنان حضرت را به افراد مختلف حاضر در منطقه «خم» برسانند. فرض می‌گیریم تمامی صحبت حضرت، نیم ساعت طول کشیده است. آیا نیم ساعت صحبت تنها: «من کنت مَوْلاَهُ فعلی مَوْلاَهُ» می‌شود؟

آیا صحبت نیم ساعته حضرت، تنها همین می‌شود؟ مشاهده کنید غالب کسانی که به «حدیث غدیر» استناد کردند، تنها همین تعبیر را آوردند. «صحیح مسلم» نهایتاً حدیث غدیر را از «زید بن أرقم» نقل کرده است که چهار یا پنج سطر است.

آیا «خطبه غدیر» تنها همین بود یا این فقط «حدیث غدیر» است؟ بنده روی این قضیه زیاد کار کردم تا ببینم خطبه غدیر را چه کسی نقل کرده است. در میان اهل سنت قبل از قرن چهارم بنده نیافتم، اما نمی‌گویم نیست.

«طبرانی» متوفای 360 هجری در کتاب «معجم الکبیر» جلد 6 صفحه 180 حدود دو صفحه خطبه غدیر را نقل کرده است و قبل از او ندیدم کسی خطبه نقل کرده باشد. آنچه عرض می‌کنم براساس روایت:

«وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَی مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْه»

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 1، ص 403، ح 1

است و شاید دوستان بتوانند کسی دیگر را پیدا کنند که خطبه غدیر را مفصل‌تر از «طبرانی» و قبل از او نقل کرده باشند.

بنده با تفحصی که در نرم افزارها داشتم، دیدم کسی که مفصل‌تر از همه خطبه را نقل کرده است، آقای «طبرانی» متوفای 360 هجری است. ایشان در کتاب «معجم الکبیر» جلد 3 صفحه 180 حدیث 3052 خطبه غدیر را در یک صفحه و نیم آورده است.

ایشان مطالبی آورده است که قبل از «طبرانی» کسی این مطالب را نیاورده است. نکاتی که ایشان مطرح کرده، نکات ظریفی است. ان شاءالله اگر فرصت باقی بود، بنده خطبه غدیر را از این کتاب عرض خواهم کرد.

همچنین مرحوم «شیخ صدوق» در کتاب «خصال» جلد اول صفحه 65 قسمت‌هایی از «خطبه غدیر» را در کتاب خود آورده است به طوری که تقریباً نود درصد کلماتش با «طبرانی» تطبیق می‌کند. ایشان هم این خطبه را آورده است.

حال «مرحوم طبرسی» در قرن ششم و هفتم یک خطبه حدود چهل صفحه‌ای نقل کرده که من کاری با ایشان ندارم. ایشان هم در این خطبه مطالبی آورده‌اند.

در زمان «آیت الله خزعلی» که ایشان در رأس «بنیاد بین المللی غدیر» بود و خواست این خطبه را چاپ کند، بنده اعتراض کردم و گفتم: مطالبی در این خطبه ی مفصل است که با وحدت جهان اسلام تطبیق نمی‌کند و با نظرات حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری هم همخوانی ندارد.

بنده چند مورد هم ذکر کردم. لذا «بنیاد بین المللی غدیر» که در همه شهرهای ایران و حدود چهل کشور دنیا نمایندگی دارد، خطبه‌ای را که مرحوم «شیخ صدوق» در کتاب «خصال» نقل کرده است را منتشر کرد.

ما باید در نقل این مطالب تنها فضای شهرهای شیعه نشین یا کشورهایی که اغلب شیعه هستند را ملاک قرار ندهیم، بلکه مطالب را طوری نقل کنیم که اگر یک جوان سنی هم شنید یا مطالب ما را خواند، کتاب را نبندد و کنار بگذارد یا تلویزیون را نبندد.

همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند: "عید آحاد امت و ملت اسلامی است"، ما باید آن را در نظر بگیریم و مورد توجه قرار دهیم.

در رابطه با غدیر اگر بخواهیم کار کنیم، اولین بحث ما، «حدیث غدیر در صحاح و سنن اهل سنت» است. ما تلاش می‌کنیم و معمولاً به دوستان هم توصیه می‌کنیم که وقتی می‌خواهیم مطالب را ارائه دهیم، خیلی شکیل و زیبا ارائه دهیم تا برای مخاطب جاذبه داشته باشد.

«آیت الله خزعلی» (رضوان الله تعالی علیه) می‌فرمود: غالباً شکلات‌هایی که در مغازه‌ها می‌فروشند، هزینه جعبه و بسته بندی شکلات، بیشتر از قیمت خود شکلات است.

همچنین وقتی می‌خواهند یک شیء جذبه داشته باشد، بسته بندی او را از خود شیء ارزشمندتر درست می‌کنند.

بنابراین من به همه عزیزان توصیه می‌کنم که بتوانیم از نوآوری‌هایی که فضای مجازی یا «پاورپوینت» یا نرم افزارهایی که می‌تواند این برنامه‌ها را به صورت زیبا و شکیل مطرح کند، استفاده کنیم.

«حدیث غدیر» در صحاح و سنن اهل سنت!

در اینجا بحث مورد نظر ما "حدیث غدیر در صحاح و سنن" است. ما ابتدا به سراغ کتاب «صحیح مسلم» می‌رویم.

بنده به همه عزیزان توصیه می‌کنم روی قضیه «پاورپوینت» کار کنند و همچنین از بعضی نرم افزارهایی که می‌توان کتاب‌ها را هم نمایش داد، استفاده کنند.

وقتی شما مطلبی از کتابی نقل می‌کنید، طرف مقابل شما، با خود می‌گوید که من کتاب را ندیدم و نمی‌دانم شما راست می گویید یا خیر. ولی وقتی مطلبی از کتاب «صحیح مسلم» نقل می‌کنید و بلافاصله کتاب «صحیح مسلم» و چاپ و محل چاپ و صفحه مورد نظر و شماره حدیث را نمایش می‌دهید، گویا مخاطب را به کتابخانه بردید و اصل کتاب را به او نشان دادید.

بنابراین هرچه مطالب ما بیشتر مستند و مستدل باشد، در قلب و ذهن و روح طرف مقابل ما، تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت و بهانه جویی‌ها را از طرف مقابل خواهد گرفت.

الف) «صحیح مسلم»

در کتاب «صحیح مسلم» حدیث 2408 از قول «زید بن أرقم» نقل شده است که از او می‌پرسند: شما که محضر پیغمبر اکرم را درک کردید، مطالبی برای ما بیان کنید.

او می‌گوید: سن من بالا رفته و فاصله زیادی با زمان عهد پیغمبر اکرم دارم و بعضی از مطالب را فراموش کردم. ایشان چنین می‌گوید و ما هم ضامن صحت و سقم این قضیه نیستیم. او می‌گوید:

«فما حَدَّثْتُکمْ فَاقْبَلُوا وما لَا فلا تُکلِّفُونِیهِ»

آنچه می گویم را قبول کنید و به خاطر آنچه نمی‌گویم برایم زحمت سازی نکنید.

«ثُمَّ قال قام رسول اللَّهِ یوْمًا فِینَا خَطِیبًا بِمَاءٍ یدْعَی خُمًّا بین مَکةَ وَالْمَدِینَةِ»

سپس می‌گوید: پیغمبر اکرم در میان مکه و مدینه در منطقه غدیر خم کنار آبی خطبه خواندند.

مراد از کلمه «خَطِیبًا» این است که پیغمبر اکرم حدیث نگفتند، بلکه سخنرانی کردند.

«فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَی علیه وَ وَعَظَ وَ ذَکرَ»

سپس ابتدا حمد خدا را فرمودند و ما را موعظه و نصیحت کردند.

حال در خصوص اینکه موعظه و تذکر حضرت چه بوده، چیزی نیامده است. آیا ما این حق را نداریم که سؤال کنیم موعظه‌ها و تذکرهای پیغمبر اکرم در طول این دو سه ساعت در چه محورهایی بوده است؟!

جوانی که بعد از هزار و چهارصد سال آمده می‌خواهد ببیند نبی گرامی اسلام که انبوه جمعیت که بعضی از مورخین تا صد و بیست و چهار هزار نفر نقل کردند، چه مطالبی را در آنجا مطرح فرموده است! ما می‌خواهیم بدانیم مراد از «وَذَکرَ» چیست.

موضوع «حدیث غدیر» است، اما نمی‌دانم شما هم می‌بینید یا خیر که در رابطه با حدیث غدیر چیزی نیامده است.

«ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَیهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ یوشِک أَنْ یأْتِی رسول رَبِّی فَأُجِیبَ»

سپس فرمود: ای مردم! من بشر هستم و نزدیک است که از میان شما بروم.

«وأنا تَارِک فِیکمْ ثَقَلَینِ أَوَّلُهُمَا کتَابُ اللَّهِ فیه الْهُدَی وَالنُّورُ فَخُذُوا بِکتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِکوا بِهِ فَحَثَّ علی کتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فیه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَیتِی»

و من در میان شما دو چیز گرانبها به امانت می‌گذارم. اولین آنها کتاب خداست که در آن نور و هدایت است، به آن متمسک شوید و دیگری اهلبیت من است.

سپس حضرت سه مرتبه فرمودند:

«أُذَکرُکمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی أُذَکرُکمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی أُذَکرُکمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 4، ص 1873، ح 2408

اگر همین هم برای ما ملاک باشد، حضرت سه مرتبه فرمودند: «أُذَکرُکمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیتِی» اما در رابطه با قرآن نفرمودند «أذکرکم الله فی القرآن»!!

آیا این نشانگر این نیست که اهلبیت از دیدگاه نبی گرامی اسلام یک جایگاه والا و بالایی دارد؟! آیا این که اهلبیت را عِدل قرآن کریم قرار می‌دهد، عصمت و نقش اهلبیت در تبیین قرآن کریم را بیان نمی‌کند؟!

آیا این که اهلبیت، عِدل قرآن و در ردیف قرآن کریم قرار گرفته‌، نشان نمی‌دهد که اگر ما بخواهیم مفهوم و مراد قرآن کریم را بفهمیم غیر از اهلبیت راه دیگری نداریم؟!

آیا این را نمی‌رساند که اگر امروز بخواهیم وحدت جهان اسلام را به مفهوم واقعی کلمه در جامعه پیاده کنیم، راهی غیر از قرآن و اهلبیت نیست؟!

آیا واقعاً امروز جامعه ما یا جامعه دیروز، کتاب و اهلبیت را ملاک زندگی و حکومت‌ها قرار دادند یا از همان آغازین روزهای رحلت نبی گرامی اسلام، اهلبیت از جامعه حذف شدند و از قرآن کریم کنار گذاشته شدند؟!

بنابراین همین تعبیری که ایشان دارد هم، برای ما کفایت می‌کند و نیازی به بیشتر از این نیست.

ب) «صحیح ترمذی»

حال به سراغ کتاب «سنن ترمذی» یا «صحیح ترمذی» می‌رویم. ایشان هم از «زید بن أرقم» نقل کرده است که این عبارت را آقای «مسلم» در کتاب «صحیح» خود نیاورده است. کتابی که ملاحظه می‌کنید «صحیح سنن ترمذی» است.

بنده عرض کردم وقتی ما می‌خواهیم روایتی را نقل کنیم، همینطور نقالی نکنیم و روایت را پشت سر هم بیاوریم. ما باید روایتی بیاوریم که طرف مخاطب ما صحت روایت را قبول داشته باشد، نه اینکه بگوید معلوم نیست این روایت صحیح است یا خیر.

آقای «ألبانی» متوفای 1420 هجری است و با «بن باز» مفتی اعظم عربستان سعودی در یک سال از دنیا رفته است.

خدمتی که «ألبانی» به وهابیت کرده است شاید در طول این چهارده قرن کسی نکرده باشد. ایشان تمام «صحاح» و «سنن» را به دو بخش تقسیم کرد.

به عنوان مثال «سنن ترمذی» را به «صحیح سنن ترمذی» و «ضعیف سنن ترمذی» تقسیم کرد. همچنین «سنن نسائی» را به «صحیح سنن نسائی» و «ضعیف سنن نسائی» تقسیم کرد. او تمامی اینها را بررسی کرد.

نظر «ألبانی» هم امروز برای بسیاری از آقایان اهل سنت به ویژه وهابیت سندیت و حجیت دارد. به عنوان مثال اگر «ألبانی» روایتی را صحیح بخواند، دیگر کسی نمی‌تواند در صحت آن روایت تشکیک کند.

در کتاب «صحیح سنن ترمذی» صفحه 213 حدیث 3713 روایتی از قول «زید بن أرقم» نقل شده است که حضرت در آنجا فرمود:

« مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ»

ایشان می‌گوید روایت صحیح است. او همچنین در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» حدیث 1750 هم گفته این روایت صحیح است. او همچنین در کتاب «روض النضیر» و «مشکاة» هم گفته این روایت صحیح است. یعنی «ألبانی» در چهار منبع، صحت روایت «ترمذی» را قبول کرده است.

خود «ترمذی» هم می‌گوید:

« هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ غَرِيبٌ»

سنن الترمذي، المؤلف: محمد بن عيسى بن سَوْرة بن موسى بن الضحاك، الترمذي، أبو عيسى (المتوفى: 279هـ)، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر، محمد فؤاد عبد الباقي، إبراهيم عطوة عوض المدرس في الأزهر الشريف، الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي – مصر الطبعة: الثانية، 1395 هـ - 1975 م، ج 5، ص 633، ح 3713

«ألبانی» می‌گوید روایت صحیح است. «ترمذی» گفته است روایت صحیح است. «احمد بن حنبل» همین روایت را از قول «زید بن أرقم» نقل می کند و محقق در پاورقی می‌گوید:

«إسناده صحیح»

در اینجا به این شکل آورده که می‌گوید:

«نَشَدَ عَلِىٌّ أناس فَقَامَ خَمْسَةٌ أو سِتَّةٌ من أَصْحَابِ النبي فَشَهِدُوا ان رَسُولَ اللَّهِ قال من كنت مَوْلاَهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاَهُ »

کسانی که ادعا می‌کنند چرا امیرالمؤمنین به حدیث غدیر استناد نکرده است؛ اگر حدیث غدیر دلالت بر امامت می‌کرد، اولین کسی که باید به حدیث غدیر استناد می‌کرد امیرالمؤمنین بود، به این روایت دقت کنند.

امروز در رسانه‌های وهابی و در فضای مجازی، این مسئله را به عنوان یکی از شبهات اساسی مطرح می‌کنند. آن‌ها ادعا می‌کنند اگر حدیث غدیر واقعاً واقعیت داشت و دلالت بر امامت امیرالمؤمنین می‌کرد، چرا امیرالمؤمنین به آن استناد نکرده است.

« نَشَدَ عَلِىٌّ أناس فَقَامَ خَمْسَةٌ أو سِتَّةٌ من أَصْحَابِ النبي»

این روایت مربوط به مناشده رَحبه یا رُحبه نیست که در زمان خلافت امیرالمؤمنین باشد. بلکه چند روز بعد از آنکه خلیفه اول بر مسند خلافت نشست، امیرالمؤمنین به مسجد آمد و؛

«نَشَدَ عَلِىٌّ أناس»

امیرالمؤمنین مردم را سوگند داد که از پیغمبر اکرم در «غدیرخم» درباره من چه شنیدید. متأسفانه آمده است:

«فَقَامَ خَمْسَةٌ أو سِتَّةٌ من أَصْحَابِ النبي»

پنج یا شش نفر از اصحاب پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بلند شدند.

« فَشَهِدُوا ان رَسُولَ اللَّهِ قال من كنت مَوْلاَهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاَهُ »

و شهادت دادند که پیغمبر فرمود: هرکسی من مولای اویم، علی مولای اوست.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، الناشر: مؤسسة قرطبة – القاهرة، الأحادیث مذیلة بأحکام شعیب الأرنؤوط علیها، ج 5، ص 366، ح 23156

اگر این دلالت بر امامت و حقانیت امیرالمؤمنین نمی‌کرد، مناشده و سوگند دادن چه معنایی داشت؟! این که چند نفر شهادت می‌دهند به چه معناست؟! آیا مولا به معنای محبت است؟!

(وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْض)

مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند.

سوره توبه (9): آیه 71

در قرآن بود و دیگر نیازی به این سوگند نبود. اینکه مؤمن باید مؤمنی دیگر را دوست داشته باشد، اگر قرآن هم نفرموده باشد، عقل بر این حاکم است. این حکم عقلی است که مؤمن باید مؤمنی دیگر را دوست داشته باشد.

مشخص است که وقتی امیرالمؤمنین سوگند می‌دهد و تعدادی بلند می‌شوند شهادت می‌دهند، یک بحث دیگری است.

ج) «سلسلة الاحادیث الصحیحه ألبانی»

کتابی که ملاحظه می‌کنید «سلسلة الأحادیث الصحیحة» است که «ألبانی» در تمامی کتب اهل سنت اعم از صحاح و سنن و مسانید و تفاسیر و کتاب‌های کلامی و تاریخی، هرچه روایت صحیح بوده را در چندین جلد آورده است.

در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» جلد چهارم صفحه 330 همین مسئله را از قول «زید بن أرقم» و «سعد بن أبی وقاص» و «بریدة» و امیرالمؤمنین نقل کرده است.

جالب اینجاست که وقتی آقایان ادعا می‌کنند امیرالمؤمنین به غدیر استناد نفرموده است، یکی از روات «حدیث غدیر»، خود حضرت می‌باشد. اهل سنت با سندهای متعدد از امیرالمؤمنین حدیث غدیر را نقل کردند.

«ابو أیوب انصاری» و «براء بن عازب» و «عبدالله بن عباس» و «أنس بن مالک» و «ابو سعید خدری» و «ابوهریره» همگی این عبارت را نقل کردند و روایت هم صحیح است.

«من کنت مولاه، فعلی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه»

سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقهها وفوائدها، المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، بن الحاج نوح بن نجاتی بن آدم، الأشقودری الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، الناشر: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، الریاض، الطبعة: الأولی، (لمکتبة المعارف)، ج 4، ص 330، ح 1750

حال «ابن تیمیه» بعد از هشتصد سال در کتاب «منهاج السنة» ادعا می‌کند که عبارت «اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» را شیعیان اضافه کردند و دروغ است! او نتوانست اصل روایت را زیر سؤال ببرد، عبارت «اللهم وال من والاه وعاد من عاداه» را زیر سؤال برده است!!

جالب اینجاست که از «ابو طفیل» که مسن‌ترین صحابه و آخرین صحابه‌ای است که از دنیا رفته است، روایتی نقل شده است.

بعضی افراد گفته اند که او در سال 102 یا 103 هجری و بعضی دیگر گفته‌اند که او سال 110 هجری از دنیا رفته است. ایشان قضیه را با یک تعبیر دیگر نقل می‌کند. پیغمبر فرمود:

« إني تارك فيكم الثقلين أحدهما أكبر من الآخر: كتاب الله وعترتي أهل بيتي، فانظروا كيف تخلفوني فيهما، فإنهما لن يتفرقا حتى يردا علي الحوض، ثم قال:  إن الله مولاي وأنا ولي كل مؤمن. ثم أخذ بيد علي رضي الله عنه فقال: من كنت وليه، فهذا وليه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه»

سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقهها وفوائدها، المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، بن الحاج نوح بن نجاتی بن آدم، الأشقودری الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، الناشر: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، الریاض، الطبعة: الأولی، (لمکتبة المعارف)، ج 4، ص 330، ح 1750

حضرت فرمود ببینید بعد از من با کتاب و اهلبیتم چگونه معامله خواهید کرد. قرآن و اهلبیت هرگز از هم جدا نمی‌شوند.

بنابراین امروز اگر در جامعه‌ای از اهلبیت سخن گفته می‌شود و از قرآن سخن گفته نمی‌شود این جامعه، جامعه‌ اسلامی نیست. اگر در جامعه‌ای از قرآن سخن گفته می‌شود و از اهلبیت سخن گفته نمی‌شود، آن هم جامعه‌ای اسلامی نیست.

جوانی که در طول عمرش یک بار پیشانی‌اش به مهر نرفته، یک روز روزه نگرفته یا یک رکعت نماز نخوانده یا یک ریال زکات نداده و در این خیال است که من عاشق اهلبیت هستم، این روایت می‌فرماید که این فرد با شاخصه‌های جامعه اسلامی فاصله دارد.

اهلبیت نیامدند - نستجیر بالله - دکانی در برابر خداوند عالم درست کنند و دستور دهند نمی‌خواهد نماز بخوانید و روزه بگیرید، بلکه همین قدر که در ماه محرم و صفر برای امام حسین قدری گریه کنید همه چیز درست است!!

اهلبیت نفرمودند هرچقدر از حقوق مردم اختلاس کردید، دزدی کردید، خیانت کردید با یک توسل به امام حسین کارتان درست می‌شود و امام حسین واسطه می‌شود. نه، چنین نیست!

قضیه اینکه اهلبیت - نستجیر بالله - در برابر خداوند عالم دکانی درست کنند و عبادت‌ها را کنار بگذارند نیست. «ولن یتفرقا» با «لن» نفی ابد آمده است، به این معنا که این دو هرگز از همدیگر جدا نمی‌شوند.

همچنین جامعه ای که مردم در آن با اهلبیت کاری ندارند، اما شبانه روز نماز می‌خوانند و کاری به امیرالمؤمنین و اهلبیت ندارند هم، جامعه اسلامی نیست.

روایت عجیب «خوارزمی» درباره ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

عموم اهل سنت این روایت را آورده‌اند و «خوارزمی» در کتاب «مناقب» صفحه 67 از قول نبی گرامی اسلام نقل می‌کند که حضرت فرمودند:

«یا علی لو أن عبدا عبد الله عز وجل مثل ما قام نوح فی قومه»

یا علی! هرگاه بنده‌ای خدا را به مدت عمر نوح که در میان قومش قیام کرد عبادت کند.

طبق قرآن کریم تنها دوران نبوت حضرت نوح، نهصد و پنجاه سال بوده است. حال بعضی افراد دوران نبوت حضرت را تا هزار و چهارصد سال هم نوشته‌اند. بعد فرمود:

«وکان له مثل أحد ذهبا فأنفقه فی سبیل الله»

و به مقدار کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق کند.

«ومد فی عمره حتی حج الف عام علی قدمیه ثم قتل بین الصفا والمروة مظلوما "»

و خداوند به او عمر طولانی بدهد به قدری که بتواند با پای پیاده هزار سال حج به جا آورد و بعد بین صفا و مروه به ناحق کشته شود.

«ثم لم یوالک یا علی لم یشم رائحة الجنة ولم یدخلها»

اما ولایت تو را نداشته باشد، بوی بهشت به مشام او نمی‌رسد و داخل آن نمی‌شود.

المناقب، نویسنده: الموفق الخوارزمی، وفات: 568، تحقیق: الشیخ مالک المحمودی - مؤسسة سید الشهداء (ع)، چاپ: الثانیة، سال چاپ: ربیع الثانی 1414، چاپخانه: مؤسسة النشر الإسلامی، ص 67، ح 40

این کتاب «کافی» و «تهذیب الأحکام» و «بحارالانوار» نیست. بنده در مناظره‌ای که در «شبکه المستقله» که متعلق به «عربستان سعودی» است، با چند تن از وهابیت بحث می‌کردم.

در این مناظره «دکتر ابوشوارب» را از دانشگاه «اسکندریه» مصر آورده بودند، آقای «حسینی» یکی از وهابی‌های تندروی بحرین و «دکتر هاشمی» سه نفر در یک طرف بودند و بنده هم یک طرف بودم.

بنده گفتم: این روایت را برای من معنا کنید؟! این روایت چه پیامی دارد؟! فیلم این مناظره موجود است و مرتب هم پخش می‌شود.

این جمله پیغمبر اکرم که می‌فرماید: «لن یتفرقا»، یک دنیا پیام دارد. در ادامه روایت «ابوالطفیل» آمده است که حضرت دست امیرالمؤمنین را گرفت و فرمود:

« من كنت وليه، فهذا وليه»

سلسلة الأحادیث الصحیحة وشیء من فقهها وفوائدها، المؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدین، بن الحاج نوح بن نجاتی بن آدم، الأشقودری الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، الناشر: مکتبة المعارف للنشر والتوزیع، الریاض، الطبعة: الأولی، (لمکتبة المعارف)، ج 4، ص 330، ح 1750

در اینجا واژه «مولا» به کار نرفته است که ما ادعا کنیم «مولا» چند معنا دارد؛ یا از کجا معلوم که «مولا» به معنای «معتِق» یا «معتَق» یا «والی» باشد. در اینجا آمده است:

«من کنت ولیه فهذا ولیه»

هرکسی من ولی امر او هستم، این علی ولی امر اوست.

یک سؤال دوستانه از برادران اهل سنت!

در خصوص کلمه «ولی» به کتاب «صحیح مسلم» جلد سوم صفحه 1378 حدیث 1757 مراجعه کنید. در این روایت از قول خلیفه اول آمده است:

«فلما تُوُفِّی رسول اللَّهِ قال أبو بَکرٍ أنا وَلِی رسول اللَّهِ»

زمانی که پیغمبر اکرم از دنیا رفت، من ولی امر بعد از پیغمبر اکرم بودم.

در اینجا ابوبکر نمی‌گوید: «أنا خلیفة رسول الله» یا «أنا الحاکم بعد رسول الله» یا «أنا الإمام بعد رسول الله». سپس خلیفه دوم می‌گوید:

«ثُمَّ تُوُفِّی أبو بَکرٍ وأنا وَلِی رسول اللَّهِ وَوَلِی أبی بَکرٍ»

بعد از وفات ابوبکر من ولی رسول الله و ولی ابوبکر هستم.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1378، ح 1757

چطور شد در اینجا کلمه «وَلِی» معنای «خلافت» و «امامت» و «حاکمیت» داد، اما در کلام پیغمبر اکرم، کلمه «ولی» به معنای دوست شد؟!

اولین خطبه‌ای که خلیفه اول می‌خواند و نقل شده است که والله تا آخر دوران خلافت خطبه‌ای نخواند، در اولین جمله می‌گوید:

«ولیتکم ولست بخیرکم»

او در اینجا هم از کلمه «ولی» استفاده کرده است. «ابن کثیر» هم در مورد سند روایت می‌گوید:

«وهذا إسناد صحیح»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 5، ص 248، باب قصة سقیفة بنی ساعدة

این‌ها یک سری مسائلی است که ما باید به آن دقت کنیم. حدیث غدیر در «سنن نسائی» هم آمده است. «سنن نسائی» هم یکی از صحاح سته آقایان اهل سنت است.

د) «سنن کبری نسائی»

در کتاب «سنن کبری» جلد پنجم صفحه 131 روایتی از قول «زید بن أرقم» نقل شده است. ما در اینجا هم حق داریم از «مسلم بن حجاج نیشابوری» متوفای 261 هجری گلایه کنیم.

ایشان وقتی خطبه غدیر را نقل می‌کند، تنها به گفتن «وَ وَعَظَ وَ ذَکرَ» اکتفا می‌کند و سپس حدیث «وأنا تَارِک فِیکمْ ثَقَلَینِ» را نقل می‌کند. ایشان هم روایت را از قول «زید بن أرقم» نقل کرده است. این علما همگی در یک قرن و یک عصر بودند.

« أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ؟»

آیا نمی‌دانید که من از تمام مؤمنین بر خودشان اولویت دارم؟

بالاترین مقامی که قرآن کریم برای رسول گرامی اسلام مطرح می‌فرماید، آیه 6 سوره احزاب است. آنجا که می‌فرماید:

(النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِم)

پیامبر نسبت به مؤمنان از خود آنها اولی است.

سوره احزاب (33): آیه 6

پیغمبر اکرم به تمام مؤمنین از خودشان ولایت دارد، یعنی ولایت پیغمبر اکرم بر شما از ولایت خودتان بر شما بیشتر است. این ولایت را هم همه اهل سنت آورده‌اند و می گویند ولایت، هم در امور دنیوی و هم در امور دینی است.

این روایت، ولایت تامه رسول اکرم را بر تمامی جامعه اسلامی نشان می‌دهد. حضرت می‌فرماید:

« أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ؟»

گفتند:

« بَلَى، نَحْنُ نَشْهَدُ لَأَنْتَ أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ»

همه صحابه در غدیر گفتند: ما شهادت می‌دهیم ولایت شما بر ما از ولایت خود ما بر خود ما بیشتر است.

این روایت بهترین دلیل بر ولایت تامه رسول گرامی اسلام بر جامعه اسلامی و مسلمانان است. حضرت سپس فرمودند:

« فَإِنِّي مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ، فَهَذَا مَوْلَاهُ أَخَذَ بِيَدِ عَلِيٍّ»

السنن الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن النسائی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 - 1991، الطبعة: الأولی، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری, سید کسروی حسن، ج 5، ص 131، ح 8469

آیا بعد از اعتراف گرفتن از مردم:

« أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّي أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ؟»

آیا کلمه «مولاه» که در اینجا آمده به معنای دوستی است یا همان ولایت است که برگرفته از آیه (النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِم) است؟!

عبارت دیگر «نسائی» روایت «عَمِيرَةُ بْنُ سَعْد» است که؛

« أَنَّهُ سَمِعَ عَلِيًّا وَهُوَ يُنْشِدُ فِي الرَّحْبَةِ»

داستان مفصلی دارد و از این قرار است که در زمان حکومت امیرالمؤمنین عده‌ای تشکیک داشتند. حضرت صحابه را در «رحبه» جمع کردند.

«رحبه» دو معنا دارد؛ یکی به معنای چند کیلومتری کوفه منطقه‌ای به نام «رحبه» است. البته به نظر بنده «رَحبه» یا «رُحبه» به معنای حیاط مسجد کوفه است. حضرت تعدادی از صحابه را در آنجا جمع کرد و فرمود:

« مَنْ سَمِعَ رَسُولَ اللهِ يَقُولُ: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ، فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ؟ فَقَامَ بِضْعَةَ عَشَرَ فَشَهِدُوا»

بیش از ده نفر شهادت دادند که حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» را از رسول اکرم شنیده‌اند.

السنن الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن النسائی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 - 1991، الطبعة: الأولی، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری, سید کسروی حسن، ج 5، ص 131، ح 8470

ه) «سنن ابن ماجه»

حال به سراغ «ابن ماجه» می‌رویم. «ابن ماجه» از «براء بن عازب» نقل می‌کند، نه «زید بن أرقم». ما در اینجا هم به سراغ «صحیح سنن ابن ماجه» با تحقیق آقای «ألبانی» می رویم که نگویند روایت صحیح نیست یا ضعیف است.

در جلد اول صفحه 188 آمده است که رسول اکرم در حجة الوداع اعلان نماز جماعت کرد و دست علی بن أبی طالب را گرفت و فرمود:

« أَلَسْتُ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ؟ قَالُوا: بَلَى»

سپس فرمود:

« أَلَسْتُ أَوْلَى بِكُلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ نَفْسِهِ؟ قَالُوا: بَلَى»

حضرت در ادامه فرمود:

« فَهَذَا وَلِيُّ مَنْ أَنَا مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، اللَّهُمَّ عَادِ مَنْ عَادَاهُ»

پس این ولی هر کسی که من ولی او هستم. خدایا هرکسی علی را یاری کرد یاریش کن. خدایا هرکسی با او دشمنی کرد دشمنش باش.

صحیح وضعیف سنن ابن ماجة، المؤلف: محمد ناصر الدین الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، مصدر الکتاب: برنامج منظومة التحقیقات الحدیثیة - المجانی - من إنتاج مرکز نور الإسلام لأبحاث القرآن والسنة بالإسکندریة، ج 1، ص 188، ح 116

در اینجا دیگر «من کنت مولاه» نیست که ما تشکیک کنیم، بلکه واژه «فهذا ولی من أنا مولاه» به کار رفته است.

عبارت «اللهم وال من والاه اللهم عاد من عاداه» عصمت مطلق امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را اثبات می‌کند. اگر قرار باشد امیرالمؤمنین معصوم نباشد و کار اشتباهی مرتکب شده باشد، آیا ما در آنجا موظف هستیم طبق «اللهم وال من والاه» علی را در همین کاری که کرده است نصرت دهیم و ولی خود قرار بدهیم؟!

بر فرض امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) اشتباهی با کسی جنگید و او را به قتل رساند. در این صورت «اللهم عاد من عاداه» چه معنایی پیدا می‌کند؟!

این قضیه نشانگر این است که رسول اکرم بعد از تثبیت ولایت امیرالمؤمنین زمینه سازی می‌کند که سخن امیرالمؤمنین سخن من و سخن من سخن خداوند است. مخالفت با امیرالمؤمنین مخالفت با من است و هرکسی با علی دشمنی کند خدایا دشمنش باش!

اگر شما بخواهید همین جمله «اللهم عاد من عاداه» را بررسی کنید، سی تا چهل سخنرانی دو ساعته می‌طلبد که اصلاً ببینیم «اللهم عاد من عاداه» چه پیامی دارد. سخن پیغمبر اکرم هم، سخن عادی نیست. فرمود:

(وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحی)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید. آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است.

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

پیغمبر اکرم جز از طریق وحی سخن نمی‌گویند. به تعبیر بزرگان اهل سنت:

«کان جبریل علیه السلام ینزل بالسنة کما ینزل بالقرآن»

جبرئیل سنت را برای پیغمبر اکرم نازل می‌کرد، همانگونه که قرآن را نازل می‌کرد.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 17، ص 183، باب الحج: (55) ولا یزال الذین... ..

تفاوتی میان سنت و قرآن نیست جز اینکه در قرآن کریم تحدی هست، اما در سنت تحدی نیست. قرآن کریم لفظاً و معناً کلام خداوند است، اما سنت، لفظ پیغمبر اکرم و مفهوم آن متعلق به خداوند عالم است.

در هر صورت در ذیل روایت «سنن ابن ماجه» آقای «ألبانی» می‌نویسد:

« صحيح، الصحيحة»

صحیح وضعیف سنن ابن ماجة، المؤلف: محمد ناصر الدین الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، مصدر الکتاب: برنامج منظومة التحقیقات الحدیثیة - المجانی - من إنتاج مرکز نور الإسلام لأبحاث القرآن والسنة بالإسکندریة، ج 1، ص 188، ح 116

او سپس می‌نویسد در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» حدیث 1750 هم، این روایت را صحیح آورده‌ام.

و) «مسند أحمد بن حنبل»

حدیث غدیر به روایت «مسند أحمد بن حنبل» هم به همین شکل است.

«أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أو لستم تَشْهَدُونَ انی أَوْلَی بِکلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ قالوا بَلَی قال فَمَنْ کنت مَوْلاَهُ فان عَلِیا مَوْلاَهُ اللهم عَادِ من عَادَاهُ وَوَالِ من وَالاَهُ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 4، ص 372، ح 19344

محقق هم می‌نویسد:

«إسناده حسن»

ن) «السنة ابن أبی عاصم»

حال به سراغ «ابن ابی عاصم» می‌رویم که معتقدند تمامی روایات آن صحیح است. در کتاب «السنة لابن أبی عاصم» به قلم تحقیق «ناصرالدین ألبانی» آمده است:

«حديث : من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وهو حديث صحيح غاية»

حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه» نهایتاً صحیح است.

«جاء من طرق جماعة من الصحابة»

سپس می‌نویسد:

«خرجت أحادیث سبعة منهم، ولبعضهم أکثر من طریق واحد، وقد خرجتها کل‌ها وتکلمت علی أسانیدها فی "سلسلة الأحادیث الصحیحة" (1750)»

كتاب السنة؛ للحافظ أبي بكر عمرو بن أبي عاصم الضحاك بن مخلد الشيباني، المتوفى 287 ه‍، ومعه ظلال الجنة في تخريج السنة بقلم: محمد ناصر الدين الألباني، المكتب الإسلامي، حقوق الطبع محفوظة، الطبعة الثالثة، 1413 ه‍ - 1993، ص 552

همچنین آقای «ابن حبان» در کتاب «صحیح» خود، مفصل نقل می‌کند که پیغمبر اکرم قبل از آنکه امیرالمؤمنین را معرفی کند، از همه بر ولایت تامه خودش اعتراف می‌گیرد:

«أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنِّی أَوْلَی النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ؟ " قَالُوا: بَلَی یا رَسُولَ اللَّهِ»

سپس فرمود:

«مَنْ کنْتُ مَوْلَاهُ فَإِنَّ هَذَا مَوْلَاهُ، اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ، وَعَادِ مَنْ عَادَاهُ»

«شعيب الأرنؤوط» هم در پاورقی می‌گوید:

«إسناده حسن، رجاله ثقات رجال الشیخین غیر فطر بن خلیفة وهو صدوق»

سند روایت صحیح است. راویان آن راویان صحیح بخاری و صحیح مسلم است غیر از فطر بن خلیفه که او هم مورد وثوق است.

الإحسان فی تقریب صحیح ابن حبان، المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد، أبو حاتم، الدارمی، البُستی (المتوفی: 354 هـ)، ترتیب: الأمیر علاء الدین علی بن بلبان الفارسی (المتوفی: 739 هـ)، حققه وخرج أحادیثه وعلق علیه: شعیب الأرنؤوط، الناشر: مؤسسة الرسالة، بیروت، الطبعة: الأولی، 1408 هـ - 1988 م، ج 15، ص 376، ح 6931

نکته پایانی در اینجا این است که عزیزان دقت کنند آقای «سبط ابن جوزی» متوفای 654 هجری می‌نویسد:

« اتفق علماء السير على أن قصة الغدير كانت بعد رجوع رسول الله من حجة الوداع في الثامن عشر من ذي الحجة وكان معه من الصحابة ومن الاعراب وممن يسكن حول مكة والمدينة مائة وعشرون ألفا»

طبق این روایت آمار کسانی که در غدیر خم بودند، صد و بیست هزار نفر بودند.

«و هم الذین شهدوا معه حجة الوداع»

این‌ها بودند که در حجة الوداع در رکاب پیغمبر اکرم بودند.

«و سمعوا منه من کنت مولاه فعلی مولاه»

تذكرة الخواص المعروف بتذكرة خواص الأمة في خصائص الأئمة، للعلامة سبط ابن الجوزي الحنفي المتوفى 654ه، ص 18 به نقل: الغدير في الكتاب والسنة والأدب، تأليف: الحبر العلم الحجة المجاهد شيخنا الأكبر الشيخ عبد الحسين احمد الأميني النجفي، دار الكتاب العربي، بيروت - لبنان ج1، ص 296

همچنین آقای «زرقانی» شرحی بر کتاب «موطأ امام مالک» دارد. کتاب «موطأ مالک» هم بنا بر قولی، یکی از صحاح سته است. ایشان می‌نویسد که بعضی افراد گفته‌اند نود هزار نفر و بعضی دیگر صد و چهارده هزار نفر آورده‌اند.

آقای «شاه ولی الله دهلوی» در کتاب «حجة الله البالغة» می‌نویسد: حدود صد و بیست و چهار هزار نفر در حجة الوداع در رکاب نبی گرامی اسلام بودند. آقای «حلبی» در کتاب «سیره» خود این مطلب را آورده است.

این‌ها هرکدام به نوعی این مباحث را مطرح کرده‌اند. «ابن حجر» می‌گوید: هفتاد نفر یا بیشتر از صحابه این روایت را نقل کرده‌اند.

یقین همراه با وحشت «ذهبی»، از یک واقعیت تاریخی!

«ذهبی» می‌گوید: «ابن جریر طبری» صاحب «تفسیر طبری» متوفای 310 هجری این روایت را نقل کرده است. متأسفانه این کتاب از بین رفته و آثاری از این کتاب نیست. «علامه امینی» هم خیلی جستجو کرد تا این کتاب را پیدا کند. این کتاب در کتابخانه‌هایی که ایشان توانستند بگردند پیدا نشد.

امروز هم که نرم افزارهایی آمده است، از کتاب «الولایة» اثر «ابن جریر طبری» خبری نیست. حال کدام دست‌های امانت پیشه یا خیانت پیشه‌ای بوده که این کتاب را از بین برده است، نمی دانیم!

جالب اینجاست که آقای «ذهبی» هم در این زمینه مطلبی آورده است. «سخاوی» خود می‌گوید: استاد ما ریشه‌ای در نصب و عداوت امیرالمؤمنین را در قلب داشت!!

او در بسیاری از منابع وقتی به روایت فضائل امیرالمؤمنین می‌رسد، تلاش می‌کند اشکال سندی یا اشکال دلالی به روایت بگیرد. زمانی که او می‌بیند راهی نیست که اشکال سندی یا دلالی به روایت بگیرد، می‌گوید:

«یشهد القلب أنه باطل»

قلب من شهادت می‌دهد که این روایت باطل است.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود؛ ج1، ص 213

شما به کتاب‌های ایشان مراجعه کنید و ببینید که ایشان در بسیاری از منابع چنین نظر می‌دهد. بنده چند مورد از قضاوت‌های این چنینی آقای «ذهبی» را جمع کردم که الآن فرصت مطرح کردن آن نیست.

همین آقای «ذهبی» در کتاب «تذکرة الحفاظ» جلد دوم صفحه 713 می‌نویسد:

«رأیت مجلدا من طرق الحدیث لابن جریر فاندهشت له»

من یک جلد از مجلدات کتاب ابن جریر طبری را دیدم و وحشت زده شدم.

«ولکثرة تلک الطرق»

به قدری سندهای متعدد آورده بود که مبهوت ماندم.

تذکرة الحفاظ، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدین محمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولی، ج 2، ص 713، ش 728

ما عبارت «فاندهشت له» را در کلمات «ذهبی» تنها در یک جا پیدا کردیم و آن هم در رابطه با کتاب «الولایة» اثر «ابن جریر طبری» است که متأسفانه هیچ آثاری از این در کتابخانه‌ها نیست. در کتاب «سیر أعلام النبلاء» جلد چهاردهم صفحه 277 وارد شده است:

«جمع طرق حدیث غدیر خم فی أربعة أجزاء»

محمد بن جریر طبری سندهای حدیث غدیر را در چهار جلد جمع کرده بود.

«رأیت شطره فبهرنی سعة روایاته»

بخشی از این روایات را مشاهده کردم و مبهوت ماندم.

«وجزمت بوقوع ذلک»

و یقین پیدا کردم چنین اتفاقی افتاده است.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 14، ص 277، باب 5 محمد بن جریر

ایشان می‌نویسد: من قطع پیدا کردم واقعه و حادثه غدیر واقعیت دارد. این روایات نمونه‌هایی بود که من از منابع اهل سنت آوردم.

واقعه عظیم غدیرخم، در منابع معتبر شیعه

حال بعضی مباحث دیگری هم هست، اما اجازه بدهید در این وقت باقیمانده به سراغ منابع شیعه بروم. ما می‌خواهیم ببینیم که آیا شیعه هم این روایت را نقل کرده یا نقل نکرده است.

در شبکه‌های وهابی زیاد مطرح می‌کنند و ادعا می‌کنند اگر حدیث غدیر صحیح بود و دلالت بر امامت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌کرد، چرا حضرت علی خود به حدیث غدیر استناد نکرده است؟!

وهابی‌ها حتی در بعضی از شبکه‌های وهابی جایزه گذاشتند با این مضمون که هرکسی یک روایت صحیح از کتاب‌های شیعه بیاورد که علی بن أبی طالب به حدیث غدیر استناد کرده است، ما چند صد هزار دلار به او جایزه می‌دهیم!!

ما هم گفتیم که به جای یک روایت، پنجاه روایت می‌آوریم. پولتان مال خودتان، زیرا پول شما حرام است ما به هیچ وجه طمع به پول شما نمی‌کنیم.

وهابی‌ها مستقیماً از «محمد بن سلمان» بودجه گرفتند و شبکه سازی کردند و دارند شبانه روز علیه شیعه مطالبی را مطرح می‌کنند.

در رابطه با اینکه در منابع شیعه چه آمده و چه نیامده است، بنده در رساله دکتری که در «دانشگاه الحره هلند» نوشتم، تمامی آنها را به صورت مستند آوردم.

یکی از نوآوری‌های ما در این رساله این بود که استدلال ائمه اطهار به حدیث غدیر را از حضرت رسول اکرم، حضرت فاطمه زهرا، حضرت امیرالمؤمنین تا حضرت مهدی (ارواحنا فداه) را آورده ایم.

حال اینکه نسبت به رسول گرامی اسلام در منابع شیعه چه روایاتی آمده است، خود دنیایی دارد. شما به کتاب «کمال الدین» اثر «مرحوم شیخ صدوق» رجوع کنید که یکی از بهترین و جامع‌ترین کتب در امامت امیرالمؤمنین و ائمه اطهار است.

جالب اینجاست که سند روایت صددرصد صحیح است و تمام راویان آن بدون شک جزو راویان ثقه از دیدگاه شیعه است.

«سلیم بن قیس» می‌گوید: علی بن أبی طالب را در زمان خلافت عثمان در مسجد پیغمبر اکرم دیدم و جماعتی از قریش سخن می‌گفتند.

«وَ فِی الْحَلْقَةِ أَکثَرُ مِنْ مِائَتَی رَجُل»

در جمع مسجد دویست نفر از مهاجرین و انصار بودند.

راوی تعدادی از حاضرین در جلسه را نام می‌برد و می‌نویسد: «سعد بن أبی وقاص» و «عبدالرحمن بن عوف» و «طلحه» و «زبیر» و دیگران در آنجا بودند. امیرالمؤمنین ساکت بود. اطرافیان گفتند:

«یا أَبَا الْحَسَنِ مَا یمْنَعُک أَنْ تَتَکلَّم»

یا أبا الحسن! چرا حرف نمی‌زنید؟

حضرت شروع به سخن گفتن کرد و مطالب بسیار مفصلی فرمود. حضرت مطالبی فرمود تا جایی که آنها را قسم می‌دهد و می‌فرماید:

«فَأَنْشُدُکمُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَ تَعْلَمُونَ حَیثُ نَزَلَتْ یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ وَ حَیثُ نَزَلَتْ إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُونَ وَ حَیثُ نَزَلَتْ وَ لَمْ یتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لا رَسُولِهِ وَ لَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً»

حضرت در ادامه مطالبی بیان می‌کنند تا جایی که می‌فرمایند:

«فَأَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِیهُ ص أَنْ یعَلِّمَهُمْ وُلَاةَ أَمْرِهِمْ وَ أَنْ یفَسِّرَ لَهُمْ مِنَ الْوَلَایةِ مَا فَسَّرَ لَهُمْ مِنْ صَلَاتِهِمْ وَ زَکاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ حَجِّهِمْ»

حضرت می‌فرمایند همانطور که در قرآن کریم آمده است نماز را به پا دارید، اما نفرموده که نماز صبح چند رکعت است یا نماز ظهر و عصر چند رکعت است و به منطق و بیان پیغمبر اکرم محول کرده است، در رابطه با معرفی ولی هم فرموده است:

(إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکعُون)

سرپرست و رهبر شما تنها خدا است، و پیامبر او، و آنها که ایمان آورده‌اند و نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع زکات می‌پردازند.

سوره مائده (5): آیه 55

ولی شما خداست و این ولایت ذاتی است. به اذن خداوند پیغمبر اکرم ولی شماست و بعد آقایی که نماز می‌خواند و در حال رکوع انگشتر به سائل می‌دهد. در تاریخ آمده غیر از «علی بن أبی طالب» برای احدی چنین اتفاقی نیفتاده است.

حتی «آلوسی سلفی» در کتاب «روح المعانی» جلد ششم صفحه 167 می‌نویسد:

«وغالب الأخباریین علی أنها نزلت فی علی کرم الله تعالی»

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 6، ص 167، باب المائدة: (55) إنما ولیکم الله... ..

ایشان بعد از نوزده صفحه می‌نویسد:

«والآیة عند معظم المحدثین نزلت فی علی کرم الله تعالی وجهه»

این آیه نزد معظم محدثین در رابطه با امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آمده است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 6، ص 186، باب المائدة: (66) ولو أنهم أقاموا... ..

همچنین «طبری» در کتاب «تفسیر» خود جلد 6 صفحه 298 می‌نویسد: این آیه در حق امیرالمؤمنین نازل شده است. آقای «ابن ابی حاتم» در کتاب «تفسیر» خود جلد چهارم صفحه 1142 می‌نویسد: این آیه در حق علی بن أبی طالب نازل شده است.

بنده اسامی بیش از بیست و پنج نفر از مفسرین نامی اهل سنت را جمع کردم که همگی معتقدند این آیه در حق امیرالمؤمنین نازل شده است، اما الآن فرصت بیان آن نیست.

امیرالمؤمنین فرمودند: خداوند به پیغمبر اکرم دستور داد همان گونه که نماز و روزه و زکات و حج را برای مردم تفسیر کرده است، ولایت را تفسیر کند.

«فَنَصَبَنِی لِلنَّاسِ بِغَدِیرِ خُم»

پیغمبر اکرم در روز غدیر خم مرا بر مردم نصب کرد.

«فَقَالَ مَنْ کنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِی مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاه»

سپس می‌فرمایند:

«مَنْ کنْتُ أَوْلَی بِهِ مِنْ نَفْسِهِ فَعَلِی أَوْلَی بِهِ مِنْ نَفْسِه»

پیغمبر اکرم فرمودند: همانطور که من طبق آیه (النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِم) بر شما ولایت تامه دارم، همانند همین ولایت تامه را «علی بن أبی طالب» دارد. بعد از آن آیه اکمال نازل شد و پیغمبر اکرم فرمود:

«اللَّهُ أَکبَرُ بِتَمَامِ النِّعْمَةِ وَ کمَالِ نُبُوَّتِی وَ دِینِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَلَایةِ عَلِی بَعْدِی»

حضرت در ادامه می‌فرمایند:

«عَلِی أَخِی وَ وَزِیرِی وَ وَارِثِی وَ وَصِیی وَ خَلِیفَتِی فِی أُمَّتِی وَ وَلِی کلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی»

نبی گرامی اسلام با واژه‌های مختلف خلافت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) را تثبیت کرده و با القابی مانند «برادر من»، «وزیر من»، «وارث من»، «وصی من»، «خلیفه من» و «ولی تمام مؤمنین بعد از من» مورد خطاب قرار داده است.

«ثُمَّ ابْنِی الْحَسَنُ ثُمَّ ابْنِی الْحُسَینُ ثُمَّ تِسْعَةٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَینِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ الْقُرْآنُ مَعَهُمْ وَ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ لَا یفَارِقُونَهُ وَ لَا یفَارِقُهُمْ حَتَّی یرِدُوا عَلَی حَوْضِی»

کمال الدین و تمام النعمة، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 274، ح 25

بنده برای اینکه قضیه روشن شود و ادعا نکنند روایت از دیدگاه ما ضعیف است، تک تک راویان روایت را بررسی می‌کنم. در سند روایت آمده است:

«حَدَّثَنَا أَبِی وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِی اللَّهُ عَنْهُمَا قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا یعْقُوبُ بْنُ یزِیدَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَینَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِی عَیاشٍ عَنْ سُلَیمِ بْنِ قَیسٍ الْهِلَالِی»

مراد از «أَبِی» به عنوان راوی اول «علی بن بابویه» است. «نجاشی» در مورد او می‌نویسد:

«علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی أبو الحسن، شیخ القمیین فی عصره، ومتقدمهم، وفقیههم، و ثقتهم»

فهرست اسماء مصنفی الشیعة (رجال النجاش (، نویسنده: النجاشی، ص 261، ش 684

همچنین «شیخ طوسی» در مورد او می‌نویسد:

«علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی رضی الله عنه، کان فقیها جلیلا، ثقة»

الفهرست، نویسنده: الشیخ الطوسی، ص 157، ش 19

همچنین آیت الله خوئی در کتاب «معجم رجال الحدیث» در مورد او می‌نویسد:

«علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی أبو الحسن. شیخ القمیین فی عصره ومتقدمهم، وفقیههم، وثقتهم»

معجم رجال الحدیث، نویسنده: السید الخوئی، ج 12، ص 398، ش 8076

ما تک تک راویان از قبیل «ابن ولید»، «سعد بن عبدالله»، «یعقوب بن یزید»، «حماد بن عیسی»، «عمر بن محمد بن أذینه»، «أبان بن أبی عیاش» و «سلیم بن قیس» را تک تک بررسی سندی کردیم تا نگویند که این روایت از دیدگاه شیعیان اشکال دارد.

اگر ما بخواهیم یک روایت از کتب اهل سنت نقل کنیم، باید با معیارهای رجالی اهل سنت بررسی کنیم و ببینیم این راویان حدیث را «ذهبی» و «ابن حجر» و «ابن ابی حاتم» و دیگر استوانه‌های رجالی اهل سنت توثیق کرده یا خیر.

همچنین زمانی که کتاب و حدیثی از کتاب‌های شیعه می‌آوریم، باید ببینیم «کشی» و «نجاشی» و «شیخ طوسی» و «علامه حلی» توثیق کرده است یا خیر.

ما در هر قسمتی وارد می‌شویم، در چارچوب آن قسمت باید بررسی کنیم. اگر حدیثی که در کتب اهل سنت است را با میزان رجال شیعه بررسی کنیم، خلاف عقل است.

همچنین اگر بخواهیم روایات کتب شیعه را با منهج رجالی اهل سنت نقل کنیم، خلاف عقل است. هرکدام برای خودشان روش و منهجی دارند. این‌ها بحث‌هایی است که در رابطه با این مسئله بیان کردیم.

در کتاب «خصال» همین تعبیر با سند صحیح از رسول گرامی اسلام آمده است. همچنین این روایت در کتاب «تفسیر قمی» با سند صحیح نقل شده است.

ما نمی‌خواهیم به این مبحث ورود پیدا کنیم که در کتاب‌های شیعه و سنی روایاتی از حضرت صدیقه طاهره نقل شده است که در همان روزهای اول به حدیث غدیر استدلال فرمود.

حدیث غدیر و ولایت امیرالمؤمنین در بیان حضرت زهرا (سلام الله علیهما)

حال کارشناسان وهابی ادعا می‌کنند چرا از میان صحابه کسی حدیث غدیر را بیان نکرده است. اگر حدیث غدیر چنین اهمیت داشت، حضرت فاطمه زهرا نه به عنوان فرزند پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و همسر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و مادر امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) بلکه به عنوان یک صحابه، حدیث غدیر را بیان می‌کرد!

در کتاب «نزهة الحفاظ» اثر «الإمام ابو موسی محمد بن عمر الإصبهانی المدینی» روایتی در این خصوص نقل شده است. «ذهبی» می‌گوید: اگر از میان علما به کسی «الإمام» گفتند، به معنای بالاترین مرتبه وثاقت است. واژه «الإمام» از دیدگاه اهل سنت همانند مرجع عالیقدر جهان تشیع در میان ما شیعیان است.

در حدیث فواطم آمده است:

«حَدَّثتنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ عَلِی بْنِ مُوسَی الرَّضِی حَدَّثَتْنِی فَاطِمَةُ وَزَینَبُ وَأُمُّ کلْثُومٍ بَنَاتُ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ قُلْنَ حَدَّثَتْنَا فَاطِمَةُ بِنْتُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ قَالَتْ حَدَّثَتْنِی فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِی حَدَّثَتْنِی فَاطِمَةُ بِنْتُ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ حَدَّثَتْنِی فَاطِمَةُ وَسُکینَةُ ابْنَتَا الْحُسَینِ بْنِ عَلِی عَنْ أُمِّ کلْثُومٍ بِنْتِ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَلَّمَ عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَسَّلَمَ قَالَتْ»

ببینید ائمه اطهار (علیهم السلام) مقید بودند نام یکی از دخترانشان را فاطمه بگذارند. حدیث فواطم یکی از حدیث‌های زیباست و سندی بهتر از این نمی‌توانید پیدا کنید.

«أَنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ یوْمَ غَدِیرِ خَمٍّ مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ»

آیا سخن پیغمبر اکرم در غدیر خم را فراموش کردید که فرمود: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ؟

نزهة الحفاظ، المؤلف: محمد بن عمر بن أحمد بن عمر بن محمد الأصبهانی المدینی، أبو موسی (المتوفی: 581 هـ)، المحقق: عبد الرضی محمد عبد المحسن، الناشر: مؤسسة الکتب الثقافیة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1406، ص 102، باب کتاب النِّسَاء

آیا حضرت فاطمه زهرا آمدند که بگویند چرا به سخن پیغمبر اکرم که فرمود علی را دوست داشته باشید عمل نمی‌کنید؟! نخیر، حضرت فاطمه زهرا آمدند تا بر مهاجرین و انصار نسبت به امامت امیرالمؤمنین احتجاج کنند.

همچنین در کتاب «مناقب أسد الغالب» اثر «ابن جزری» یکی از علمای اهل سنت همین روایت آمده است:

«أنسیتم قول رسول الله یوم غدیر خم: من کنت مولاه فعلی مولاه وقوله أنت منی بمنزلة هارون من موسی علیهما السلام»

مناقب الأسد الغالب مُمزق الکتائب ومُظهر العجائب لیث بن غالب أمیر المؤمنین أبی الحسن علی بن أبی طالب رضی الله عنه، المؤلف: شمس الدین أبو الخیر ابن الجزری، محمد بن محمد بن یوسف (المتوفی: 833 هـ)، المحقق: طارق الطنطاوی، الناشر: مکتبة القرآن، الطبعة: الأولی 1994، ج 1، ص 14، ح 5

همچنین در میان کتب شیعه «مرحوم شیخ صدوق» به صورت قاطع نقل می‌کند که حضرت صدیقه طاهره فرمودند:

«وَ هَلْ تَرَک أَبِی یوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ لِأَحَدٍ عُذْرا»

آیا پدرم روز غدیر خم برای کسی عذری باقی گذاشت؟

الخصال، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 173، ح 228

این روایت چه معنایی دارد و حضرت صدیقه طاهره می‌خواهند چه امری را بیان کنند؟! همچنین «طبری شیعی» که معاصر «نجاشی» و «کلینی» بود، در کتاب «دلائل الإمامة» می‌نویسد وقتی حضرت فاطمه زهرا شنید که مردم به سراغ ابوبکر رفتند، فرمود:

«فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ بَعْدَ غَدِیرِ خُمٍّ مِنْ حُجَّةٍ وَ لَا عُذْر»

خدای عالم برای احدی بعد از غدیر خم هیچ حجت و راه گریزی قرار نداد.

دلائل الإمامة، نویسنده: طبری آملی صغیر، محمد بن جریر بن رستم، محقق / مصحح: قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة، ص 122، ح 36

ده‌ها روایت دیگر در این زمینه مطرح شده است.

احتجاج شخص امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به حدیث غدیر

حال به امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌رسیم. آقایانی که ادعا می‌کند در منابع شیعه چنین روایتی ندارید، توجه کنند که مرحوم «کلینی» در کتاب «کافی» جلد 8 صفحه 344 نقل می‌کند که امیرالمؤمنین مشغول غسل و کفن پیغمبر اکرم است. «سلمان» می‌آید و به حضرت خبر می‌دهد که مردم در سقیفه مشغول انتخاب امیر هستند. امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید:

«شَهِدُوا نَصْبَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِیای لِلنَّاسِ بِغَدِیرِ خُمٍّ بِأَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»

همه شاهد بودند که پیغمبر به امر خداوند مرا در غدیر خم برای امامت نصب کرد.

«فَأَخْبَرَهُمْ أَنِّی أَوْلَی بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»

و به مردم فرمود که علی به شما از خودتان اولی است.

«قَدْ أُعْلِمُوا إِمَامَهُمْ وَ مَفْزَعَهُمْ بَعْدَ نَبِیهِمْ»

و به همه مردم نشان داد امام و پناهگاهشان کیست.

«حَتَّی تَرَکوا أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ طَاعَتَه»

اما مردم امر خداوند عزوجل و طاعت او را ترک کردند.

الکافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: غفاری علی اکبر و آخوندی، محمد، ج 8، ص 344، ح 541

این احتجاج امیرالمؤمنین به حدیث غدیر است در همان لحظه‌ای که رسول الله از دنیا رفته و مشغول غسل پیغمبر اکرم است!!

اگر به سند روایت مراجعه کنید، می‌بینید که تمام راویان حدیث بلا استثناء ثقه هستند. راوی اول «علی بن ابراهیم» است که «نجاشی» در مورد او می‌نویسد:

«أبو الحسن القمی، ثقة فی الحدیث، ثبت، معتمد، صحیح المذهب»

فهرست اسماء مصنفی الشیعة (رجال النجاشی (، نویسنده: النجاشی، ص 260، ش 680

راوی دوم «ابراهیم بن هاشم» است که آیت الله خوئی بعد از نقل اقوال می‌فرماید:

«لا ینبغی الشک فی وثاقة إبراهیم بن هاشم»

شکی در وثاقت ابراهیم بن هاشم نیست.

معجم رجال الحدیث، نویسنده: السید الخوئی، ج 1، ص 291، ح 332 - إبراهیم بن هاشم أبو إسحاق القمی

بزرگان دیگر هم راویان این روایت را توثیق کردند. «مرحوم طبرسی» نقل می‌کند که بعد از اینکه مردم با ابوبکر بیعت کردند، امیرالمؤمنین آمد و در جمع مهاجرین و انصار فرمود:

«لَا تَنْسَوْا عَهْدَ نَبِیکمْ إِلَیکمْ فِی أَمْرِی»

فراموش نکنید آنچه پیغمبر اکرم در ولایت من فرمودند.

«وَ لَا عَلِمْتُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص تَرَک یوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ لِأَحَدٍ حُجَّةً وَ لَا لِقَائِلٍ مَقَالا»

من گمان نمی‌کردم بعد از غدیر خم کسی این چنین از مسیری که رسول اکرم معین کرده کنار برود.

الإحتجاج علی أهل اللجاج، نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج 1، ص 74، باب ذکر طرف مما جری بعد وفاة رسول الله ص من اللجاج

همچنین استدلال امیرالمؤمنین بر امامت خویش در زمان «ابوبکر» است که حضرت مناظره‌ای با خود ابوبکر داشتند. استدلال امیرالمؤمنین در عصر «عثمان» در جمع دویست نفر که مفصل روایات آن را عرض کردم.

استدلال امیرالمؤمنین به حدیث غدیر در زمانی که به طرف شام برای جنگ با معاویه می‌رفتند.

«أَ مَا سَمِعْتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ ص یوْمَ الْغَدِیرِ فِی وَلَایتِی وَ مُوَالاتِی فَاتَّقُوا اللَّهَ أَیهَا الْمُسْلِمُون»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 32، ص 388، ح 360

استدلال امیرالمؤمنین به حدیث غدیر در «جنگ صفین» که در کتاب «سلیم بن قیس» آمده است:

«فَنَصَبَنِی بِغَدِیرِ خُمٍّ»

حضرت در ادامه می‌فرماید:

«ثُمَّ قَالَ أَیهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ مَوْلَای وَ أَنَا مَوْلَی الْمُؤْمِنِینَ وَ أَوْلَی بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ [أَلَا] مَنْ کنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِی مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه»

کتاب سلیم بن قیس الهلالی، نویسنده: هلالی، سلیم بن قیس، محقق / مصحح: انصاری زنجانی خوئینی، محمد، ج 2، ص 758، باب الحدیث الخامس و العشرون

استدلال امیرالمؤمنین به حدیث غدیر بعد از برگشتن از «جنگ نهروان» در منابع آمده است. حدیثی که امیرالمؤمنین خود آن را آورده و بزرگان همگی روایت را آورده‌اند.

به عنوان مثال در کتاب «المطالب العالیة» اثر «ابن حجر» حدیث غدیر را از خود امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نقل کرده است.

یکی از راویان حدیث غدیر حضرت امیرالمؤمنین است. مناشده و قسم دادن امیرالمؤمنین نسبت به صحابه در رابطه با حدیث غدیر در منابع آمده است. اگر حدیث غدیر واقعیت نداشت یا روایتی ضعیف بود، در منابع نمی‌آمد.

در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» جلد چهارم حدیث 19321 حدیث غدیر آمده است و راوی می‌گوید:

«جَمَعَ علی رضی الله عنه الناس فی الرَّحَبَةِ»

امیرالمؤمنین همه مردم را در رحبه گرد هم آورد.

«ثُمَّ قال لهم أَنْشُدُ اللَّهَ کلَّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ سمع رَسُولَ اللَّهِ یقول یوم غَدِیرِ خُمٍّ ما سمع لَمَّا قام»

سپس فرمود: هرکسی از پیغمبر اکرم در غدیر خم مطلبی درباره من شنیده است، بلند شود و سخن بگوید.

آیا امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) درباره احتجاج به غدیر خم سخن نگفته است؟! این آقایان که هر روز در فضای مجازی و رسانه‌ها رجز می‌خوانند یا بی سواد هستند و یا معاند هستند، می‌دانند و مخفی می‌کنند!! در این صورت طبق فرموده قرآن کریم عذاب دردناکی در انتظار آنهاست.

در ادامه روایت آمده است:

«فَقَامَ ثَلاَثُونَ مِنَ الناس»

سپس سی نفر از مردم بلند شدند.

«وقال أبو نُعَیمٍ فَقَامَ نَاسٌ کثِیرٌ فَشَهِدُوا حین أَخَذَهُ بیده فقال لِلنَّاسِ»

ابو نعیم می‌گوید: عده زیادی از مردم بلند شدند و شهادت دادند که شنیدیم پیغمبر اکرم فرمود:

«أَتَعْلَمُونَ انی أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ قالوا نعم یا رَسُولَ اللَّهِ قال من کنت مَوْلاَهُ فَهَذَا مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من وَالاَهُ وَعَادِ من عَادَاهُ»

راوی می‌گوید:

«فَخَرَجْتُ وَکأَنَّ فی نفسی شَیئاً»

من در «رحبه» بودم که مردم شهادت دادند. چطور می‌شود این جمعیت شهادت دهند که پیغمبر اکرم در غدیر خم امیرالمؤمنین را نصب کرده است. آیا این واقعیت دارد؟ من که «زید بن أرقم» را قبول داشتم؛

«فَلَقِیتُ زَیدَ بن أَرْقَمَ فقلت له انی سمعت عَلِیا رضی الله عنه یقول کذَا وَکذَا»

نزد زید بن ارقم رفتم و گفتم: شنیدم که علی بن أبی طالب در مسجد چنین می‌گفت.

«قال فما تُنْکرُ قد سمعت رَسُولَ اللَّهِ یقول ذلک له»

او گفت: چرا انکار می‌کنی؟ من هم شنیدم پیغمبر اکرم این مطالب را فرمود.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 4، ص 370، ح 19321

راوی روایت، «أبو طفیل» است که می‌گوید: من شک کردم که این چه قضیه و چه اتفاقی است. در طول بیست و هشت سال چرا کسی حرفی از غدیر خم نزده است؟ این جمعیت کجا بودند؟ این سی نفر کجا بودند؟ این مردم کجا بودند و چرا تا به حال نمی‌گفتند؟ شک کردم و لذا به سراغ «زید بن أرقم» رفتم.

در این زمینه سخن به قدری زیاد است که حتی «احمد بن حنبل» می‌گوید:

«فَقَامَ اثْنَا عَشَرَ بَدْرِیا فَشَهِدُوا»

تنها دوازده نفر از صحابه‌ای که در جنگ بدر شرکت کرده بودند به حدیث غدیر شهادت دادند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 88، ح 670

زمانی که «صحابه» را رده بندی می‌کنند، اصحابی که در جنگ بدر بودند یک سر و گردن از دیگر صحابه بالاتر هستند. «احمد بن حنبل» می‌نویسد: تنها دوازده نفر از افرادی که به حدیث غدیر شهادت دادند، صحابه‌ای بودند که در جنگ بدر در رکاب پیغمبر اکرم بودند.

ما در این زمینه سخن زیاد داریم، اما وقت ما به پایان رسیده است. بنده از حضرت حاج آقای «کاویانی» بزرگوار و دیگر مسئولین محترم و گرامی مجموعه «بنت الهدی» و حضور شما گرامیان تشکر می‌کنم.

از همه عزیزانی که از طریق فضای مجازی بیننده و شنونده برنامه‌های امروز ما بودند، تشکر می‌کنم.

امیدوارم عرایض ما اولاً مورد قبول درگاه خداوند عالم و عنایت حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار بگیرد و آن بزرگواران به ما تفضل کنند و منت بگذارند تا حرکات و اعمال و کارها و سخنان ما را امضاء کنند.

امیدواریم اعمال ما مورد قبول حضرت صدیقه طاهره و حضرت امیرالمؤمنین قرار بگیرد و آنها را بهترین ذخیره ما در لحظه جان کندن و شب اول قبر و عالم برزخ و قیامت ما قرار بدهد.

خداوند عالم را به آبروی امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) سوگند می‌دهیم فرج مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم را هرچه سریع‌تر نزدیک کند و ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بدهد.

از خداوند متعال می‌خواهیم انقلاب ما را به انقلاب جهانی حضرت ولی عصر متصل نماید و همه خدمتگزاران به اسلام و قرآن و اهلبیت بالاخص مقام معظم رهبری را موفق و مؤید بدارد.

از خداوند می‌خواهیم مخالفین و دشمنان مقام معظم رهبری را که مخالفین و دشمنان دین هستند، اگر قابل هدایت هستند هدایت وگرنه مفتضح و نابود کند.

خدایا به آبروی امیرالمؤمنین سوگند می‌دهیم حوائج همه ما را برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

هدیه به ارواح پاک انبیاء و اولیاء و شهدا و صدیقین و صالحین بالأخص امام راحل صلواتی ختم بفرمایید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



مطالب مرتبط:
مروری بر پیامهای ماندگار واقعه عظیم غدیرخمچهار آیه از قرآن کریم، پشتوانه محکم غدیرخم!استناد امیرالمؤمنین به حدیث غدیر، بر امامت و خلافت خویش!ترس راويان از بني اميه در نقل روايت غدير


Share
1 | احمد | , آلمان | ٠٨:٤٥ - ١٩ مهر ١٣٩٩ |
باسلام

پایان نامه ایه الله استاد قزوینی رو فرمودند درباره غدیر میباشد رو از کجا میشه تهیه کرد ؟؟

پاسخ:
 با سلام
پایانامه ایشان به صورت کتابی به عنوان واقعه غدیر خم در آمده است که می توانید از فروشگاه سایت و یا روابط عمومی سایت آن را تهیه کنید.
موفق و موید باشید
گروه پاسخ به شبهات
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
1 |احمد||٢١:٤١ - ١٩ مهر ١٣٩٩ |
0
 
0
سلام پایانامه فارسي هست عربي ؟
اسم دقیقش چیه ؟
پاسخ:
 با سلام
پایانامه ایشان که به کتاب تبدیل شده است به زبان عربی است و اسم آن واقعه غدیر خم است.
نسخه pdf این کتاب را می توانید در لینک زیر ملاحظه کنید:
https://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=6874
موفق و موید باشید
گروه پاسخ به شبهات
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
2 | آرش شاهدی | , ایران | ١٦:٠١ - ٢٢ مهر ١٣٩٩ |
سلام.
قندوزی حنفی است یا شافعی؟
در ویکی شیعه نوشته حنفی و در کتاب امامت و ولایت ایت الله قزوینی نوشته شافعی.

پاسخ:
 با سلام
در ابتدای کتاب ینابیع الموده آمده است که قندوزی حنفی است، به نظر رمی آید مطلبی که در این کتاب آمده است اشتباه باشد.
موفق و موید باشید
گروه پاسخ به شبهات
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده