2020 February 24 - دوشنبه 05 اسفند 1398
حضرت زهرا (سلام الله علیها)، ملاک تشخیص حق و باطل بعد از پیغمبر
کد مطلب: ١٣١٤٥ تاریخ انتشار: ٢٦ دي ١٣٩٨ - ١٦:٢١ تعداد بازدید: 256
سخنراني ها » حضرت زهرا (س)
حضرت زهرا (سلام الله علیها)، ملاک تشخیص حق و باطل بعد از پیغمبر

سخنرانی عمومی 98/10/26

 

  

  بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 98/10/26

 

موضوع: حضرت زهرا (سلام الله علیها)، ملاک تشخیص حق و باطل بعد از پیغمبر

فهرست موضوعات این سخنرانی:

مهم‌ترین فضیلت حضرت زهرا در منابع روایی اهل سنت

شمار فرزندان پیامبر اکرم از دیدگاه «بدرالدین عینی»!

حضرت زهرا، میزان تشخیص حق و باطل بعد از پیغمبر

بن بست مهمِ بی جواب، برای اهل سنت!

«آلوسی وهابی» و اظهار نظری فوق العاده درباره حضرت زهرا!

خاطره ای از علامه امینی با علمای اهل سنت

دفاع جانانه حضرت زهرا از امیرالمؤمنین (سلام الله علیها)

چرایی استناد حضرت زهرا (سلام الله علیها) به حدیث غدیر!

«حدیث غدیر» یا «خطبه غدیر»!؟

انکار ولایت امیرالمؤمنین، انکار توحید، نبوت و معاد!

این است پیشینه ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

پشتوانه قرآنی حدیث غدیر

جلوه ای از مظلومیت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

ذکر مصیبت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

خدا را بر تمام نعمت‌هایش به ویژه نعمت ولایت سپاس می گوییم. شهادت مظلومانه حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) را به پیشگاه مقدس مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقه مندان و دلباختگان به اهلبیت عصمت و طهارت و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم.

همچنین شهادت سردار اسلام «سپهبد قاسم سلیمانی» را که به حق، افتخار جهان تشیّع، بلکه جهان اسلام و امید آزاد مردان و علاقه مندان به آزادی و آزادگی بود را به شما عزیزان و گرامیان و همه کسانی که در خط مقاومت، شبانه روز تلاش می‌کنند، تعزیت عرض می‌کنم.

خدا را به آبروی حضرت صدیقه طاهره و خون پاک شهدایمان، سوگند می‌دهم پاداش ما را در این مصائب جانکاه، فرج موفور السرور مولایمان حضرت بقیة الله الأعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) قرار بدهد با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

ایام، ایام فاطمیه است و بهترین سخن، سخن پیرامون حضرت صدیقه طاهره پاره وجود نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

من در جمع عزیزان و بزرگواران که الحمدلله همگی صاحب فضل و علم و شرف هستید، می‌خواهم بحثی را در این جمع آغاز کنم تا شاید نقطه آغازی برای بعضی از پژوهشگران ما، یا کسانی باشد که می‌خواهند در سطح 3 و 4 رساله بنویسند.

بنده همچنین به کسانی که می‌خواهند در حوزه پاسخگویی به شبهات کار کنند یا اینکه معلوم شود حضرت صدیقه طاهره سند حقانیت شیعه است، نکاتی را تقدیم می‌کنم.

مهم‌ترین فضیلت حضرت زهرا در منابع روایی اهل سنت

در رابطه با فضائل حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) روایات زیادی در منابع شیعه و اهل سنت وارد شده است. شاید برای کمتر معصومی به اندازه حضرت صدیقه طاهره روایت در فضائلش آمده باشد.

مهم‌ترین فضیلتی که در منابع روایی به ویژه منابع اهل سنت، آن هم در کتب صحیحین آمده است، حدیث:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی»

فاطمه پاره وجود من است.

است. می فرماید فاطمه پاره وجود من است. نه پاره تن من! علی رغم اینکه «بخاری» حدیث غدیر و حدیث منزلت را مطرح نکرده است و «مسلم» حدیث غدیر را به صورت بسیار ناقص مطرح کرده است، اما حدیث «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی» را مفصل مطرح کرده است.

«بخاری» در پنج یا شش مورد و «مسلم» در چهار مورد از «مسور بن مخرمة» و از نبی گرامی اسلام نقل کرده است که حضرت می‌فرماید:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1361، ح 3510

این روایت در چندین جای کتاب «صحیح بخاری» مطرح شده است. همچنین «مسلم» در کتاب «صحیح» خود جلد 7 صفحه 141 حدیث 6202 این روایت را مطرح کرده است.

این عبارت از نبی گرامی اسلام برای چیست؟ شاید در ذهن افراد بسیاری، چنین خطور کند که فاطمه دختر پیغمبر اکرم و مادر ائمه اطهار و همسر امیرالمؤمنین است. اگر دختر پیغمبر بودن ملاک باشد، پیغمبر اکرم دختران یا فرزندان دیگری هم داشتند.

شمار فرزندان پیامبر اکرم از دیدگاه «بدرالدین عینی»!

«بدرالدین عینی» یکی از علمای بزرگ اهل سنت که شرحی بر کتاب «صحیح بخاری» دارد، در جلد 8 صفحه 109 می‌نویسد: پیغمبر اکرم دارای هشت فرزند بود؛ چهار دختر و چهار پسر.

او نقل می‌کند که اولین پسر رسول گرامی اسلام، «قاسم» نام داشت که به همان مناسبت نبی مکرم «ابوالقاسم» کنیه گرفت. همچپنین پسران دیگر پیغمبر اکرم «طاهر»، «طیب» و نیز «ابراهیم» از ماریه قبطیه بود.

او همچنین برای پیغمبر اکرم چهار دختر ذکر می‌کند. دختر اول «زینب» هست که همسر «ابن ابی العاص» بود که در جنگ بدر اسیر شد و ماجرای او داستان مفصلی دارد.

قرار شد از اسرای بدر فدیه گرفته شود، اما به جهت اینکه «ابن ابی العاص» چیزی نداشت، دختر رسول الله گردنبندی را جلوی رسول گرامی اسلام گذاشت. زمانی که چشم حضرت به گردنبند افتاد، قطرات اشکش جاری شد.

صحابه عرضه داشتند: یا رسول الله! خداوند شما را گریان نکند. چرا گریه می‌کنید؟ حضرت فرمودند: این گردنبند یادگار همسرم «خدیجه» بود که شب عروسی، آن را به «زینب» داد. وقتی من این گردنبند را دیدم، به یاد فداکاری‌ها و ایثار «خدیجه» افتادم.

پیغمبر اکرم دختر دیگری به نام «رقیه» دارد که همسر «عتبه» فرزند «ابولهب» بود. دختر سوم رسول الله «أم کلثوم» نام داشت که بازهم عروس دیگر ابولهب و همسر «عتیبه» بود. بعد از نزول آیه شریفه:

(تَبَّتْ یدا أَبِی لَهَبٍ وَ تَب)

بریده باد هر دو دست ابو لهب (و مرگ بر او باد.)

سوره مسد (111): آیه 1

«ابولهب» به «عتبه و «عتیبه» دستور داد و آنها دختران رسول الله را طلاق دادند. مراد او از این اقدام این بود که آنها بر سر پیغمبر اکرم خراب شوند و رسول الله نتواند از عهده هزینه‌های آنها بر بیاید و دست از ادعای رسالت بردارد!!

همین «رقیه» و «أم کلثوم» بعداً با «عثمان» ازدواج کردند که به همین مناسبت از او به «ذو النورین» تعبیر می‌کنند.

گرچه بعضی از بزرگان ما همانند «ابوالقاسم کوفی» در قرن چهارم و پنجم و همچنین از میان علمای معاصرین ما «مرحوم سید جعفر مرتضی» بر این باور هستند که این سه دختر، ربیبه پیغمبر اکرم بودند، نه دختر رسول الله.

در مقابل، «مرحوم شیخ مفید» و «مرحوم طبرسی» در کتاب «الإحتجاج» و دیگران مفصل نقل کرده‌اند که این دختران، دختران رسول الله بودند، نه ربیبه ایشان. بنابراین پیغمبر اکرم هشت فرزند داشتند و غیر از حضرت صدیقه طاهره این فضیلت که:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»

نصیب فرزند دیگری نشده است. «حاکم نیشابوری» در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» تعبیری دارد که متأسفانه این تعبیر در کتب صحیحین و دیگر صحاح نیامده است. البته ایشان می‌گوید:

«هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحُ الْإِسْنَادِ، وَلَمْ یخَرِّجَاهُ»

در این روایت پیغمبر اکرم به حضرت فاطمه فرمودند:

«إِنَّ اللَّهَ یغْضَبُ لِغَضَبِک وَیرْضَی لِرَضَاک»

خداوند عالم با غضب تو خشمگین می‌شود و با خشنودی تو راضی می‌شود.

المستدرک علی الصحیحین، المؤلف: أبو عبد الله الحاکم محمد بن عبد الله النیسابوری (المتوفی: 405 هـ(، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1411 – 1990، ج 3، ص 167، ح 4730

ما به این نتیجه می‌رسیم که این روایت به خاطر رابطه ابوّت و بنوّت نبود و رابطه پدر و دختری مطرح نیست! برداشت من در این زمینه این است. حالا دوستان می‌توانند در این زمینه تأمل بیشتری داشته باشند.

حضرت زهرا، میزان تشخیص حق و باطل بعد از پیغمبر

در زمان رسول گرامی اسلام، ملاک حق و باطل نبی گرامی اسلام است. در تمام اختلافات، ملاک تشخیص اینکه کدام طرف حق و کدام طرف باطل است، رسول الله است. همچنان که قرآن کریم می‌فرماید:

(فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَی‌ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ ذلِک خَیرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً)

و هر گاه در چیزی نزاع کردید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید اگر ایمان به خدا و روز رستاخیز دارید، این برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است.

سوره نساء (4): آیه 59

بعد از رسول گرامی اسلام، حضرت با توجه به آنچه صحابه در زمان حیات آن بزرگوار، و با خود آن حضرت، نه با دیگران انجام دادند، واقعیات را می‌دانند. در جنگ احد، مخالفت صحابه باعث شهادت هفتاد و سه نفر از یاران رسول الله شد.

زمانی که برای فتح مکه می‌رفتند، رسول الله به اصحاب دستور داد روزه خود را بشکنید، اما صحابه مقاومت کردند. حضرت از این نافرمانی غضبناک شد. تعبیری از «عایشه» در این خصوص نقل شده است که عرضه داشت:

« من أَغْضَبَكَ أَغْضَبَهُ الله»

پیامبر هم در پاسخ فرمودند:

« وما لي لاَ أَغْضَبُ وأنا آمُرُ بِالأَمْرِ فَلاَ اتبع»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ ج 4، ص 286، ح 18546

و یا در قضیه صلح حدیبیه که برخی از آقایان گفتند:

«والله ما شككت منذ أسلمت إلا يومئذ»

المصنف ، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي؛ ج 5، باب غزوه حدیبیه، ص 339

در قضیه غدیر خم روز چهارم که حضرت وارد مکه شد، دستور دادند همگی از احرام بیرون بیایند. «بخاری» در شانزده جای کتاب «صحیح بخاری» آورده است که صحابه در برابر پیغمبر اکرم مقاومت کردند و تعبیری زشت و وقیح به کار بردند.

« أَمَرَنَا أَنْ نَحِلَّ إلى نِسَائِنَا فَنَأْتِي عَرَفَةَ تَقْطُرُ مَذَاكِيرُنَا الْمَذْيَ»

سپس می‌نویسد:

« وَيَقُولُ جَابِرٌ بيده هَكَذَا وَحَرَّكَهَا»

جابر می‌گوید: همه صحابه با دست خود حرکاتی درمی آوردند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 6، ص 2681، ح 6933

در آخرین لحظات عمر نبی گرامی اسلام، وارد شده است که حضرت می‌فرماید:

«هل أکتب لکم کتابا لا تضلوا بعده»

قلم و کاغذی بیاورید تا کتابی بنویسم که هیچگاه گمراه نشوید.

المصنف، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام الصنعانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1403، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، ج 5، ص 439، ح 9757

اما صحابه مخالفت کردند:

« فقال بعض من كان عنده إن نبي الله ليهجر»

الطبقات الكبرى، اسم المؤلف: محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري الزهري، دار النشر: دار صادر – بيروت؛ ج2، باب ذكر الكتاب الذي أراد رسول الله، ص 242

این روایات کاملاً گویای این است که بعد از نبی گرامی اسلام اختلافات اوج خواهد گرفت و صحابه به سخنان و وصایای رسول گرامی اسلام، ارزشی قائل نخواهند شد؛ ولی به جهت اینکه حجت برای همگان تمام شود و در اختلافات مسلمین، ملاکی بین حق و باطل باشد، حضرت خواست مطلبی بنویسد!

علمای اهل سنت از جمله «ترمذی» در کتاب «سنن» خود روایتی آورده که حضرت فرمود: امت حضرت موسی به هفتاد و یک فرقه، امت حضرت عیسی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند و امت من؛

«وَتَفْتَرِقُ أُمَّتِي على ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ مِلَّةً كلهم في النَّارِ إلا مِلَّةً وَاحِدَةً»

الجامع الصحيح سنن الترمذي، اسم المؤلف:  محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ج 5، ص 26، ح 2641

این روایت را حاکم نیشابوری هم در «المستدرک» جلد اول، صفحه 129 با سند صحیح نقل می کند. «البانی» هم در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» این روایت را می آورد. همچنین سندهای متعدد وجود دارد که نبی گرامی اسلام خبر دادند که امت من بعد از من دچار اختلاف خواهند شد و نه به یک فرقه و دو فرقه، بلکه به هفتاد و سه فرقه تقسیم می‌شوند.

البته عزیزان در نظر دارند که «هفتاد و سه فرقه» نشان از کثرت است، همانطور که قرآن کریم می‌فرماید:

(اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُم إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِک بِأَنَّهُمْ کفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِه)

چه برای آنها استغفار کنی و چه نکنی، (حتی) اگر هفتاد بار برای آنها استغفار کنی هرگز خداوند آنها را نمی‌آمرزد، چرا که آنها خدا و پیامبرش را انکار کردند.

سوره توبه (9): آیه 80

معنای این آیه نیست که اگر شما هفتاد و پنج بار استغفار کنید، خداوند شما را خواهد بخشید.

آقای «دکتر جواد مشکور» کتابی در زمینه فرق اسلامی دارد. بنده شمردم، دیدم که ایشان نزدیک به هشتصد فرقه اسلامی را نقل می‌کند.

نبی گرامی اسلام می‌داند که بعد از او امت دچار اختلاف خواهند شد. برای مردم در تشخیص حق و باطل حجتی باید باشد، زیرا در غیر این صورت هرکسی خود را حق می‌داند و همگی خود را صحابه پیغمبر اکرم و تابع سنت رسول الله می‌دانند.

برداشت من این است که مراد رسول گرامی اسلام از اینکه فرمود: «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی»، فاطمه پاره وجود من است؛ شاید یکی از علل آن این باشد که فاطمه بعد از من، ملاک تشخیص حق و باطل است!

بن بست مهمِ بی جواب، برای اهل سنت!

لذا مشاهده کنید حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بعد از رحلت نبی گرامی اسلام تمام قد از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دفاع کرده است و با هیئت حاکمه هم، محاجه کرده است؛ چه محاجه اثباتی چه محاجه سلبی!

در حال حاضر یکی از بن بست هایی که بزرگان اهل سنت در آن گیر می افتند و نمی‌توانند جواب بدهند و از این پارادوکس بیرون بیایند، روایت «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی» است.

همانطور که عرض کردم در کتاب «صحیح بخاری» جلد 3 صفحه 1361 حدیث 3510 وارد شده است:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1361، ح 3510

همین شخص در کتاب «صحیح بخاری» جلد 3 صفحه 1126 حدیث 2926 می‌نویسد:

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ فَهَجَرَتْ أَبَا بَکرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتی تُوُفِّیتْ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1126، ح 2926

این خیلی واضح و روشن است. مرکز ابحاث عقائدیه که زیر نظر آیت الله العظمی سیستانی هست – که خدا به حق حضرت زهرا به ایشان عافیت کامل عنایت کند - چهارده جلد کتاب به نام «موسوعة من حیات المستبصرین» نوشته‌اند. این کتاب شاید کتاب بی نظیر در این حوزه است.

شخصیت‌هایی که از اساتید دانشگاه و علما و بزرگان مستبصر شده‌اند، شرح حالشان را آورده‌اند. شاید مبالغه نباشد که بگویم دلیل اینکه بخش اعظمی از شخصیت‌های علمی اهل سنت و وهابی‌ها به طرف مذهب اهلبیت آمده‌اند، نقطه آغازشان حدیث:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»

و از این طرف:

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ فَهَجَرَتْ أَبَا بَکرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتی تُوُفِّیتْ»

است. در ادامه در جلد پنجم صفحه 139 حدیث 4240 و 4241 وارد شده است که وقتی حضرت فاطمه زهرا از دنیا رفت؛

«فَلَمَّا تُوُفِّیتْ دفنها زَوْجُهَا عَلِی لَیلًا، وَلَمْ یؤْذِنْ بِهَا أَبَا بَکرٍ وَصَلَّی عَلَیهَا»

الجامع الصحیح المختصر، المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، الناشر: دار ابن کثیر، الیمامة – بیروت، الطبعة الثالثة، 1407 – 1987، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، جامعة دمشق، ج 5، ص 139، ح 4240

این دو قضیه قابل حل نیست. روایت هم از نظر سند قابل خدشه و مناقشه نیست و دلالتش هم خیلی واضح و روشن است.

بنابراین برداشت من این است که این همه روایاتی که در فضائل حضرت صدیقه طاهره است، با صرفنظر از تحلیل‌های دیگری که می‌شود در این زمینه ارائه داد، یکی از تحلیل‌ها این است که با تعبیر «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی» حضرت خواست ملاک تشخیص حق و باطل را معین بسازد.

این تعبیر در رابطه با پیغمبر اکرم و حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) و امام حسن و امام حسین وارد نشده است، اما نسبت به حضرت صدیقه طاهره کاملاً واضح و روشن است.

بنابراین این روایت نقطه آغازی برای پژوهش می‌شود. عنوان پژوهش را می‌توان "فاطمه سند حقانیت شیعه" یا "فاطمه زهرا ملاک تشخیص حق و باطل" گذاشت، روایاتی در این زمینه جمع آوری کرد و تحلیل شود.

«آلوسی وهابی» و اظهار نظری فوق العاده درباره حضرت زهرا!

ما باید ببینیم بزرگان ما در گذشته چه تحلیلی روی این روایت داشتند یا بزرگان اهل سنت چه تحلیلی روی این روایت داشتند.

جالب اینجاست که «آلوسی» متوفای 1270، به طوری که «خیرالدین زرکلی» در کتاب «الأعلام» وقتی به او می‌رسد چنین تعبیر می‌کند:

«کان سلفی الاعتقاد»

الأعلام، خیر الدین الزرکلی، وفات: 1410، چاپ: الخامسة، سال چاپ: أیار - مایو 1980، ناشر: دار العلم للملایین - بیروت – لبنان، ج 7، ص 176، باب الآلوسی الکبیر

ایشان در کتاب «روح المعانی» مفصل این روایت را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«أن فاطمة البتول أفضل النساء المتقدمات والمتأخرات»

حضرت فاطمه زهرا بافضیلت ترین زنان گذشته و آینده است،

«من حیث إنها بضعة رسول الله»

تا جایی که می‌نویسد:

«إذ البضعیة من روح الوجود وسید کل موجود لا أراها تقابل بشیء»

پاره وجود پیغمبر اکرم بودن و سرور زنان عالم بودن با هیچ چیزی قابل مقایسه نیست.

بعد ایشان تعبیر بسیار شیرینی دارد و می‌نویسد: در رابطه با عایشه، پیغمبر فرمود:

«خذوا ثلثی دینکم عن الحمیراء» یا «خذوا شطر دينكم من الحميراء»

بعضی افراد می‌خواهند از این روایت بر افضلیت عایشه استناد کنند. ولی من بر این عقیده هستم که نبی گرامی اسلام می‌دانست که حضرت زهرای مرضیه بعد از پیغمبر اکرم در مدت کوتاه از دنیا خواهد رفت.

اگر چنانچه پیغمبر اکرم می‌دانست که حضرت صدیقه طاهره عمر طولانی می کرد، نه تنها می‌فرمود یک سوم دین خود را از فاطمه زهرا بگیرید، بلکه می فرمود؛

«خذوا کل دینکم عن الزهراء»

کل دین خود را از فاطمه زهرا بگیرید.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، المؤلف: شهاب الدین محمود بن عبد الله الحسینی الألوسی (المتوفی: 1270 هـ)، المحقق: علی عبد الباری عطیة، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1415 هـ، ج 2، ص 149، باب سورة آل عمران (3): الآیات 38 إلی 47

این تعبیر شخصی است که سلفی العقیده هم هست. ایشان در کتاب خود چندین صفحه در رابطه با حدیث «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی» بحث کرده است.

خاطره ای از علامه امینی با علمای اهل سنت

نکته دیگر در شرح حال «علامه امینی» - قدس الله نفسه الزکیه - خاطره‌ای نقل شده است. ایشان در «حلب» سوریه جلسه‌ای با علمای بزرگ اهل سنت داشتند. ایشان ابتدا حاضر نمی‌شوند که در جلسه حضور پیدا کنند، اما بعداً اعلام می‌کنند من می‌آیم به شرط آنکه هیچ حرفی نزنم.

قبول می‌کنند و در آن جلسه که حدود شصت یا هفتاد نفر از علمای اهل سنت حتی فارغ التحصیلان دانشگاه الأزهر هم در آن جلسه حضور داشتند.

هرکدام از علما روایتی مطرح می‌کنند و وقتی نوبت به «علامه امینی» می‌رسد، آن‌ها درخواست می‌کنند که شما هم روایتی مطرح کنید. «علامه امینی» روایت «فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی» را مطرح می‌کند و می‌گوید:

"من از شما سؤالی دارم. پیغمبر اکرم فرمود: فاطمه پاره تن من است. آیا حضرت فاطمه زهرا با خلیفه اول بیعت کرد یا نکرد؟ اگر حضرت بیعت نکرد، طبق روایات شما:

«من مات ولم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة»

این روایت متأسفانه بازهم در کتاب «صحیح بخاری» وارد نشده است، اما کتاب «صحیح مسلم» جلد 3 صفحه 1478 حدیث 1851 این روایت را از قول «عبدالله بن عمر» نقل می‌کند:

«وَمَنْ مَاتَ وَلَیسَ فی عُنُقِهِ بَیعَةٌ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1478، ح 1851

«احمد بن حنبل» در کتاب «مسند» خود جلد 4 صفحه 96 می‌نویسد:

«من مَاتَ بِغَیرِ إِمَامٍ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیةً»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 4، ص 96، ح 16922

«علامه امینی» می‌گوید: حضرت زهرای مرضیه بیعت نکرد. آیا فاطمه زهرا نستجیر بالله به مرگ جاهلی از دنیا رفته است؟ اگر این چنین است، چرا علی بن أبی طالب او را وادار به بیعت نکرد؟

یا نه، شاید حضرت فاطمه زهرا خلیفه اول را برای امامت صالح نمی‌داند. لذا از بیعت کردن با او امتناع ورزیده است. هیچکدام از آقایان در جلسه نتوانستند جواب «علامه امینی» را بدهند، زیرا جوابی برای گفتن نداشتند.

دفاع جانانه حضرت زهرا از امیرالمؤمنین (سلام الله علیها)

از طرف دیگر می‌بینیم حضرت صدیقه طاهره با تمام توان از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دفاع می‌کند.

«مرحوم طبرسی» در کتاب «الإحتجاج» می‌نویسد که روز اول یا دوم بعد از رحلت رسول گرامی اسلام عده‌ای به خانه حضرت صدیقه طاهره هجوم می‌آورند.

«وَ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَیهِمْ فَوَقَفَتْ خَلَفَ الْبَاب»

بعضی افراد همانند وهابی‌ها در شبکه‌هایشان هر روز مطرح می‌کنند برخلاف غیرت مردانگی است که علی بن أبی طالب در خانه بنشیند و همسرش در را باز کند.

ما در منابع اهل سنت بیش از بیست روایت داریم که پیغمبر اکرم در مکه بودند. وقتی که در می‌زنند، حضرت می‌فرمایند: خدیجه در را باز کن. همچنین در مدینه بیش از هفت یا هشت روایت داریم که حضرت به عایشه دستور می‌دهند در را باز کند.

اگر قرار باشد این موارد، ملاک - نستجیر بالله - بی غیرتی باشد، شما جواب کار رسول اکرم را بدهید و ما هم جواب برای کار امیرالمؤمنین پیدا می‌کنیم. مضافاً بر اینکه در روایت آمده است:

«وَ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ إِلَیهِمْ فَوَقَفَتْ خَلَفَ الْبَاب»

در همان جا وقتی حضرت را به آتش زدن خانه تهدید کردند، تعبیر «طبرسی» این است که می‌نویسد:

«ِثُمَّ قَالَتْ لَا عَهْدَ لِی بِقَوْمٍ أَسْوَأَ مَحْضَراً مِنْکم»

حضرت فاطمه زهرا فرمود: من قومی بدتر از شما ندیدم.

«تَرَکتُمْ رَسُولَ اللَّهِ جَنَازَةً بَینَ أَیدِینَا وَ قَطَعْتُمْ أَمْرَکمْ فِیمَا بَینَکم»

شما جنازه پیغمبر اکرم را در کنار ما گذاشتید و بدون آنکه فکری برای غسل و کفن و دفن پیغمبر اکرم کنید در سقیفه بحث خلافت را مطرح کردید.

الإحتجاج علی أهل اللجاج، نویسنده: طبرسی، احمد بن علی، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، ج 1، ص 80، باب ذکر طرف مما جری بعد وفاة رسول الله ص من اللجاج و الحجاج فی أمر الخلافة من قبل من استحقها

حضرت فاطمه زهرا می‌فرماید:

«وَ هَلْ تَرَک أَبِی یوْمَ غَدِیرِ خُمٍّ لِأَحَدٍ عُذْراً؟!»

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 30، ص 124، ح 2

بزرگان ما به عنوان یک امر مسلم نقل می‌کنند که حضرت فاطمه زهرا در خطابه آتشینی که در مسجد النبی داشت، بر سر صحابه اعم از مهاجرین و انصار فریاد برآورد:

«أنسیتم قول رسول اللّه یوم غدیر خمّ: من کنت مولاه فعلی مولاه؟!»

آیا سخن رسول الله در غدیر خم را فراموش کردید که فرمود: هرکسی من مولای اویم، علی مولای اوست؟!

عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآیات و الأخبار و الأقوال(مستدرک سیدة النساء إلی الإمام الجواد، نویسنده: بحرانی اصفهانی، عبد الله بن نور الله، محقق / مصحح: موحد ابطحی اصفهانی، محمد باقر، ج 11، ص 877، ح 67

جالب اینجاست که «محمد بن عمر مدینی» یکی از علمای اهل سنت و صاحب کتاب «نزهة الحفاظ» در جلد اول صفحه 101 قضیه احتجاج حضرت صدیقه طاهره به حدیث غدیر را مفصل نقل می‌کند.

«حدیث فواطم» که از فاطمه بنت الرضا (علیه السلام) به نقل از فاطمه بنت رسول الله نقل شده است. در این روایت آمده است که حضرت فاطمه زهرا بر سر مهاجرین و انصار فریاد زد و فرمود:

«أَنَسِیتُمْ قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ یوْمَ غَدِیرِ خَمٍّ مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِی مَوْلاهُ»

نزهة الحفاظ، المؤلف: محمد بن عمر بن أحمد بن عمر بن محمد الأصبهانی المدینی، أبو موسی (المتوفی: 581 هـ)، المحقق: عبد الرضی محمد عبد المحسن، الناشر: مؤسسة الکتب الثقافیة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1406، ج 1، ص 102، باب کتاب النساء

چرایی استناد حضرت زهرا (سلام الله علیها) به حدیث غدیر!

این دفاع جانانه حضرت صدیقه طاهره با توجه به احادیثی که در فضیلت این بزرگوار است، به ویژه حدیث:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِی»

کاملاً فلسفه و حکمت این روایت برای ما روشن است. شاید در ذهن‌ها بیاید که حضرت صدیقه طاهره چرا از میان این همه روایات، تنها حدیث غدیر را مطرح می‌کند، حال آنکه در حدیث خلافت آمده است:

«یا علی أنت أخی و وصیی و خلیفتی من بعدی»

«طبری» با سند صحیح این روایت را در کتاب «تاریخ طبری» جلد 2 صفحه 234 نقل می‌کند. «حاکم نیشابوری» این روایت را در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» جلد 3 صفحه 133 با سند صحیح نقل می‌کند. آقای «ألبانی» در شرح کتاب «السنة لابن ابی عاصم» صفحه 551 این روایت را با سند صحیح نقل می‌کند.

این حدیث خلافت حدیث واضح و روشن است و حجت بر همگان تمام است، اما حضرت صدیقه طاهره آن را مطرح نمی‌کند.

حدیث دیگری که حضرت فاطمه زهرا به آن اشاره نمی‌کند، حدیث ولایت است. من بررسی کردم که در هشتاد و شش مصدر اهل سنت، غالباً با سندهای معتبر حدیث ولایت مطرح شده است.

«أنت ولی کل مؤمن بعدی ومؤمنة»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

یا:

«مَنْ کنْتُ وَلِیهُ فِعْلِی وَلِیهُ»

الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الله بن محمد بن أبي شيبة الكوفي، دار النشر: مكتبة الرشد - الرياض - 1409، الطبعة: الأولى، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ج 6، ص 365، ح 32065

«حاکم نیشابوری» در کتاب «المستدرک علی الصحیحین» جلد 2 صفحه 141 ذیل روایت:

«مَنْ کنْتُ وَلِیهُ فَإِنَّ عَلِیا وَلِیهُ»

می‌نویسد:

«هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحٌ عَلَی شَرْطِ الشَّیخَینِ وَلَمْ یخَرِّجَاهُ بِهَذِهِ السِّیاقَةِ»

المستدرک علی الصحیحین، المؤلف: أبو عبد الله الحاکم محمد بن عبد الله النیسابوری (المتوفی: 405 هـ)، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، الناشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، الطبعة: الأولی، 1411 – 1990، ج 2، ص 141، ح 2589

اما حضرت صدیقه طاهره حدیث ولایت را که به نظر من قوی‌ترین روایت است و حتی از حدیث خلافت و حدیث امامت و حدیث وصایت بالاتر است، مطرح نفرمود. ممکن است وهابیت آن روایات را توجیه کنند، اما حدیث:

 «أنت ولی کل مؤمن بعدی ومؤمنة»

را نمی‌توانند توجیه کنند، زیرا انصراف کلمه «ولی» در عصر نبوت و عصر خلفا، بر حاکم، آن هم حاکمی است که حکومتش بر قلب‌ها باشد.

لذا در کتاب «صحیح مسلم» وارد شده است که در قضیه فدک، حضرت امیرالمؤمنین با «عباس» عموی پیغمبر اکرم در زمان خلافت خلیفه دوم نزد او می‌آیند.

در آن جلسه که بزرگان صحابه اعم از «عثمان» و «عبدالرحمن بن عوف» و «سعد بن أبی وقاص» نشسته‌اند، خلیفه دوم به صراحت به امیرالمؤمنین و عباس می‌گوید:

«فلما توفی رسول الله قال أبو بکر أنا ولی رسول الله»

او نمی‌گوید: «أنا الخلیفة بعد رسول الله» یا «أنا الحاکم بعد رسول الله». سپس می‌نویسد:

«ثم توفی أبو بکر وأنا ولی رسول الله وولی أبا بکر»

صحیح مسلم، المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1378، ح 1757

همچنین منابع معتبر اهل سنت با سند صحیح نقل می‌کنند که در اولین خطبه‌ای که ابوبکر بعد از تصدی خلافت می‌خواند، می‌گوید:

«ولیت علیکم ولست بخیرکم»

ولی شما شدم، اما بهترین شما نیستم.

المصنف ، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ج 11، ص 336، ح 20702

کلمه «ولی» در اصطلاح عصر نبوت و خلافت، انصراف به یک حاکمی دارد، آن هم نه حاکمی که حکومتش فقط ظاهری باشد، بلکه مراد حاکم حکومت بر دلهاست.

حضرت صدیقه طاهره حدیث ولایت را هم مطرح نمی‌فرماید. حدیث امامت هم در کتب اهل سنت الی ماشاءالله آمده است. پیغمبر اکرم فرمودند:

«أنت ولی کل مؤمن بعدی ومؤمنة»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 143، ح 4652

همچنین آقای «خوارزمی» در کتاب «مناقب» صفحه 61 می‌نویسد که پیغمبر اکرم فرمودند:

«أنت امام کل مؤمن ومؤمنة، وولی کل مؤمن ومؤمنة بعدی»

المناقب، نویسنده: الموفق الخوارزمی، وفات: 568، تحقیق: الشیخ مالک المحمودی - مؤسسة سید الشهداء (ع)، چاپ: الثانیة، سال چاپ: ربیع الثانی 1414، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرسین بقم المشرفة، ص 61، ح 31

عزیزان دقت کنند، شاید این مطالب نقطه آغازین کار و پژوهش باشد. حضرت صدیقه طاهره از میان این همه احادیث، تنها حدیث غدیر را مطرح می‌فرماید. بنده در خطبه‌های حضرت زیاد گشتم.

حضرت صدیقه طاهره عمدتاً در دفاع از امیرالمؤمنین در اثبات امامت حضرت، اثبات خلافت حضرت و اثبات عدم صلاحیت دیگران، حدیث غدیر را مطرح می‌فرماید. چرا؟

شاید برداشت شخصی بنده چیزی باشد که عرض می‌کنم و دوستان برداشت‌های بهتری داشته باشند، اما عقیده من بر این است: به دلیل اینکه قضیه غدیر با توجه به نزدیکی آن به زمان رحلت نبی گرامی اسلام، در ذهن‌ها بیش از دیگر روایات است. فاصله بین واقعه غدیر تا رحلت نبی گرامی اسلام حدود هفتاد و دو روز بیشتر نبود.

نکته دوم این است که پیغمبر اکرم حدیث خلافت را در جمع عده اندکی در قضیه جنگ تبوک مطرح می‌کند. و یا حدیث منزلت در محدوده خاصی مطرح شده است. حدیث رایت هم در قضیه جنگ احزاب مطرح می‌شود و تنها عده محدودی در آنجا حضور دارند.

این در حالی است که حدیث غدیر در جمع انبوهی مطرح می‌شود که آقای «سبط ابن جوزی» در کتاب «تذکرة الخواص» صفحه 57 می‌نویسد که صد و بیست هزار نفر در واقعه غدیر خم حضور داشتند. «ولی الله دهلوی» معتقد است که صد و بیست و چهار هزار نفر در غدیر حضور داشتند. لذا در واقعه غدیر خم حجت برای همگان تمام شده است، آن هم با الفاظ مختلفی که دارند.

«حدیث غدیر» یا «خطبه غدیر»!؟

ما از واقعه غدیر خم تنها تعبیر: «من کنت مولاه فعلی مولاه» در ذهنمان هست، با وجود اینکه در مصادر معتبر اهل سنت عبارت‌های مختلفی آمده است. مثل: «مَنْ کنْتُ وَلِیهُ فِعْلِی وَلِیهُ» یا: «من کنت أولی به من نفسه فعلی اولی به من نفسه»! عبارت‌های مختلفی در این زمینه مطرح شده است.

نکته ظریفی که افزون بر اینکه در کتب ما هست در کتب اهل سنت هم مطرح شده است، روایتی است که در کتاب «معجم الکبیر» اثر «طبرانی» نقل شده است.

«طبرانی» متوفای 360 هجری است. ایشان سه کتاب معجم به نام‌های «معجم صغیر»، «معجم أوسط» و «معجم الکبیر» دارد. مشهور بر این است که روایات کتاب «معجم الکبیر» از دیدگاه «طبرانی» همگی صحیح است.

او در جلد ششم صفحه 163 و 155 خطبه غدیر را مطرح می‌کند. البته برای بنده خیلی جای سؤال بود، زیرا اهل سنت همگی معتقدند که رسول گرامی اسلام بین نماز ظهر و عصر خطبه خواندند.

اگر پیغمبر اکرم یک ساعت و نیم یا دو ساعت هم خطبه خوانده باشد، حداقل باید سی یا چهل صفحه باشد. حال در خصوص اینکه پیغمبر اکرم چه فرمودند، تنها وارد شده است که حضرت فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه» یا: «مَنْ کنْتُ وَلِیهُ فِعْلِی وَلِیهُ» این حدیث غدیر است، نه خطبه غدیر!

بنده تمام صحاح سته و مسانید و سنن اهل سنت را زیر و رو کردم و دیدم اولین کسی که خطبه مطرح کرده است، آن هم در حدود یک صفحه، که می‌توان اسم آن را خطبه گذاشت، همین آقای «طبرانی» است که در کتاب «معجم الکبیر» این خطبه را مطرح کرده است.

انکار ولایت امیرالمؤمنین، انکار توحید، نبوت و معاد!

اما نکته ظریفی دارد که شاید همین باعث شد حضرت صدیقه طاهره به حدیث غدیر احتجاج کند. نبی گرامی اسلام قبل از آنکه بحث ولایت امیرالمؤمنین را مطرح کند، سه اعتراف از مردم می‌گیرد. بنده تقاضا دارم سروران عزیز به این اعترافات خوب دقت کنند، زیرا تک تک این اعترافات پیام دارد.

اولین جمله‌ای که نبی گرامی اسلام بعد از حمد و ثنای الهی مطرح می‌کند، این است که می‌فرماید:

«ألیس تشهدون أن لا إله إلا الله»

آیا شهادت به وحدانیت خداوند نمی‌دهید؟

شاید برای عده زیادی سؤال مطرح شود که این چه سؤالی است که نبی گرامی اسلام می‌پرسد؛ آن هم برای مردمی که به تازگی از حج برمی گردند و آنهم در رکاب نبی گرامی اسلام هستند؟ این چه سؤالی است که پیغمبر اکرم از افرادی می‌پرسد که در تلبیه گفتند: «لبیک اللهم لبیک، لا شریک لک لبیک»! این سؤإل چه معنایی دارد؟

سؤال دوم این است که پیغمبر اکرم می‌پرسد:

«وأن محمدا عبده ورسوله»

آیا شهادت به رسالت محمد رسول خدا نمی‌دهید؟

یا رسول الله! این افراد از اوایل بعثت، زمانی که مسلمان شدند، اسلامشان با محوریت نبوت شما بود. این چه سؤالی است؟

سؤال سوم این است که حضرت می‌پرسد:

«وأن جنته حق و ناره حق وأن الموت حق وأن البعث بعد الموت حق وأن الساعة آتیة لا ریب فیها وأن الله یبعث من فی القبور»

المعجم الکبیر – الطبرانی، الکتاب: المعجم الکبیر، المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، الناشر: مکتبة العلوم والحکم – الموصل، الطبعة الثانیة، 1404 – 1983، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 3، ص 180، ح 3052

رسول گرامی اسلام در سومین سؤال بحث معاد را مطرح می‌کنند. اگر این افراد قائل به معاد نبودند، در رکاب شما در حجة الوداع چکار می‌کردند؟ اگر این افراد قائل به حج نبودند، در طول یازده سال جان بر کف در خدمت شما چکار می‌کردند؟

نکته ظریفی در اینجا مطرح است و عزیزان باید به آن دقت کنند. برداشت من این است که نبی گرامی اسلام ابتدا سه اصل اعتقادی توحید، نبوت و رسالت را مطرح می‌کند و بعد از آن ولایت علی بن أبی طالب مطرح می‌شود.

حضرت می‌خواهند پیام بدهند که آنچه من می‌خواهم در رابطه با ولایت علی بن أبی طالب بگویم، هم سطح نماز و روزه و زکات و حج نیست. ولایت حضرت امیرالمؤمنین در ردیف توحید، نبوت و معاد است. و انکار ولایت امیرالمؤمنین انکار توحید، نبوت و معاد است!

«ابن مردویه» متوفای 410 هجری کتابی به نام «المناقب» دارد که من توصیه می‌کنم دوستان این کتاب را نه تنها یک بار، بلکه چندین بار مطالعه کنند. ایشان روایات زیبایی نقل می‌کند.

«ابن مردویه» در صفحه 72 از «ابو سعید خدری» روایت مفصلی را نقل می‌کند. در روایت آمده است که «ابو سعید خدری» گفت: پیغمبر اکرم شما را به پنج چیز دستور داده است. شما به چهار مورد عمل کردید و یک مورد را ترک کردید. سؤال می کنند آن چهار مورد چیست؟ می‌گوید: نماز و حج و روزه و زکات است. راوی از «ابوسعید» سؤال می‌پرسد:

«فما الواحدة الّتی ترکوها؟»

واجبی که مردم آن را ترک کردند کدام است؟

«قال: ولایة علی بن أبی طالب»

او گفت: ولایت علی بن أبی طالب.

«وإنّها مفترضة معهنّ؟»

آیا ولایت علی بن أبی طالب در ردیف سایر فرایض واجب است؟

«قال: نعم»

گفت: بله.

«قال: فقد کفر الناس!!»

پرسید: با رها کردن ولایت مردم کافر شدند!!

«قال: فما ذنبی!»

گفت: گناه من چیست!

مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)، نویسنده: أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، وفات: 410، تحقیق: جمعه ورتبه وقدم له: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین، چاپ: الثانیة، سال چاپ: 1424 - 1382 ش، ناشر: دار الحدیث، ص 72، ح 48

این تعبیر، تعبیر بسیار ظریفی است. حال که دوستان صلوات فرستادند، روایت دیگری هم عرض کنم تا دوستان فیض کامل را ببرند. بنده بارها گفتم که ولایت امیرالمؤمنین بحث حدیث غدیر و حدیث منزلت نیست. ولایت امیرالمؤمنین مربوط به عالم بالاست.

این است پیشینه ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

«ابن عساکر» یکی از محققان نام آور اهل سنت و متوفای 571 هجری است. او در کتاب «تاریخ دمشق» جلد 42 صفحه 241 ذیل آیه شریفه:

(وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رُسُلِنا)

از رسولانی که قبل از تو فرستادیم بپرس.

سوره زخرف (43): آیه 45

روایتی را مطرح می‌کند. حال در اینجا سؤالی مطرح می‌شود. آخرین پیغمبر قبل از رسول گرامی اسلام که حضرت عیسی است، بنا به نقل شیعه با پیغمبر اکرم پانصد سال و بنا به نقل اهل سنت ششصد یا هفتصد سال فاصله دارد.

ایشان می‌گوید: این آیه مربوط به معراج است. زمانی که پیغمبر اکرم پیامبران الهی را در معراج دید، با آنها نماز خواند. سپس خداوند عالم خطاب کرد:

(وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک مِنْ رُسُلِنا)

از رسولانی که قبل از تو فرستادیم بپرس.

پیغمبر اکرم عرضه داشت: چه بپرسم. پیام آمد:

«علی ما بعثوا»

هدف بعثت و غایت نهایی بعثت شما چه بوده است؟

«قال علی ولایتک وولایة علی بن أبی طالب»

تمام پیامبران یک صدا فرمودند: هدف بعثت ما ولایت تو و ولایت علی بن أبی طالب است.

تاریخ مدینة دمشق وذکر فضل‌ها وتسمیة من حل‌ها من الأماثل، اسم المؤلف: أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله الشافعی، دار النشر: دار الفکر - بیروت - 1995، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ج 42، ص 241، ح 9519

لذا حضرت صدیقه طاهره وقتی می‌خواهد از امیرالمؤمنین دفاع کند، تمام قد و با تمام توان دفاع می‌کنند.

حال در مورد اینکه چرا حضرت صدیقه طاهره حدیث غدیر را مطرح فرمودند، مطالب زیادی وارد است. بنده عزیزان را خسته کردم و بیش از این مصدع اوقاع عزیزان نمی‌شوم.

پشتوانه قرآنی حدیث غدیر

حال که دوستان این حقیر را تشویق کردند، نکته دیگری هم عرض می‌کنم. حدیث غدیر پشتوانه قرآنی دارد؛ برخلاف حدیث خلافت و وصایت و امامت. طبق مصادر معتبر اهل سنت، دو آیه مستقل در رابطه با غدیر نازل شده است. آیه شریفه:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاس)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

این آیه در خصوص واقعه غدیر خم مطرح شده است. نکته‌ای عرض می‌کنم که خیلی جالب است و تقاضا دارم عزیزان از من یادگاری داشته باشند، به شرط آنکه آدرسی که عرض می‌کنم را حفظ کنند و به آن مراجعه کنند.

بنده مقید هستم وقتی روایتی از کتب اهل سنت حفظ می‌کنم، ابتدا آدرس آن را حفظ می‌کنم. وقتی که روایتی نقل می‌کنیم، طرف مقابل ادعا می‌کند که شما دروغ می گویید. ولی وقتی آدرس آن را هم نقل کنیم، حرفی ندارند.

بنده در چندین سالی که در مقابل وهابیت از تشیع دفاع می‌کنیم، جایزه گذاشتیم که هر کسی یک مورد از آدرس‌هایی که من می‌دهم را اشتباه بگیرند، به ازای هر مورد پنجاه هزار تومان جایزه می‌دهیم. شبکه‌های وهابی تا به حال نتوانستند حتی یک مورد ایراد بگیرند و از ما جایزه دریافت کنند!

«آلوسی» که سلفی العقیده است، در کتاب «روح المعانی» جلد 6 صفحه 193 از «ابن مردویه» و از قول «عبدالله بن مسعود» مفسر عصر صحابه روایتی را نقل می‌کند. ایشان می‌نویسد:

«کنا نقرأ علی عهد رسول الله یاأیها الرسول بلغ ماأنزل الیک من ربک إن علیا ولی المؤمنین وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

ما همگی در زمان پیغمبر اکرم این آیه را چنین می‌خواندیم: ای پیغمبر! به مردم بگو که علی ولی امر مؤمنین است و اگر ولایت علی معرفی نشود رسالت تو ناتمام است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 6، ص 193، باب المائدة: (67) یا أیها الرسول... ..

ایشان در این روایت کلمه «کان» به کار می‌برد که دلیل بر استمرار است. او همچنین در این روایت، صیغه مع الغیر استعمال می‌کند که دلیل بر استیعاب است.

ببینید چقدر زیباست! مراجعه کنید که وقتی «آلوسی» روایت را نقل می‌کند، هیچ خدشه سندی و دلالی هم مطرح نمی کند.

البته قبل از «آلوسی» آقای «شوکانی» متوفای 1250 هجری که یکی از وهابی‌های سرشناس عصر ماست و کتب او در عربستان مفصل چاپ و منتشر می‌شود، در کتاب «فتح القدیر» جلد اول صفحه 60 همین روایت را از «عبدالله بن مسعود» آورده است.

قبل از او آقای «سیوطی» متوفای 911 هجری در کتاب «الدر المنثور» جلد 2 صفحه 298 همین روایت را می‌آورد. این روایات نشانگر این است که حدیث غدیر پشتوانه قرآنی دارد. همچنین آیه 3 از سوره مبارکه مائده:

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی)

امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم.

(وَ رَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دِینا)

و اسلام را به عنوان آئین (جاودان) شما پذیرفتم.

سوره مائده (5): آیه 3

«خطیب بغدادی» که یکی از استوانه‌های علمی اهل سنت است، در کتاب «تاریخ بغداد» جلد 8 صفحه 284 از «ابوهریره» روایتی را نقل می‌کند.

جلوه ای از مظلومیت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه)

لازم به ذکر است که «ابوهریره» برای اهل سنت و وهابیت حجت است، به طوری که شاید در میان روات و صحابه، اندازه‌ای که برای «ابوهریره» احترام قائل هستند برای دیگر صحابه احترام قائل نیستند. شاید بتوان گفت یک سوم روایات اهل سنت از «ابوهریره» است.

مجموع روایاتی که «ابن حزم أندلسی» نقل می‌کند، پنج هزار و هفتصد روایت از «ابوهریره» نقل می‌کند.

همچنین «ابن اثیر جزری» تمام صحاح سته را جمع کرده و مواردی که مکرر بوده است را حذف کرده و در کتاب «الجامع» آورده که نُه هزار و نهصد روایت شده است. از این میان سهم «ابوهریره» پنج هزار و هفتصد روایت است!!

البته جا دارد نکته‌ای را بگویم که در ایام شهادت حضرت صدیقه طاهره هرگاه این نکته را در ذهنم می‌آورم، جگرم کباب می‌شود. «بخاری» در کتاب «صحیح بخاری» از امیرالمؤمنین تنها بیست و نُه روایت آورده است!!

در «مقدمه فتح الباری» صفحه 370 به بعد طبق حروف الفبا نقل می‌کند که از علی بن أبی طالب بیست و نُه روایت نقل شده است. در مقابل از «ابوهریره» چهارصد و شصت روایت نقل شده است.

حال از حضرت صدیقه طاهره تنها یک روایت نقل شده است، اما از عایشه دویست و چهل روایت نقل شده است. در تمام مسانید اهل سنت از حضرت فاطمه زهرا هجده روایت آوردند، اما از عایشه دو هزار و دویست و ده روایت آوردند!!

از امیرالمؤمنین در تمام کتاب‌های اهل سنت تعداد اندکی روایت نقل شده است. «ابن حزم أندلسی» کتابی به نام «الصحابة و ما ینقل عنهم من الحدیث» دارد که در آنجا مفصل تعداد روایات صحابه را احصاء کرده است.

او می‌نویسد: در تمام منابع ما، از علی تنها 560 یا 570 روایت نقل شده است. «مالک» می‌گوید: از این تعداد تنها 50 روایت صحیح است و مابقی همگی ضعیف است.

«محمود ابو ریه» عالم دانشگاه الأزهر تعبیر زیبایی دارد و می‌نویسد: "«ابوهریره» سال ششم هجری بعد از جنگ خندق مسلمان شد و هجده ماه بیشتر در مدینه نبود. او سپس به بحرین رفت و بعد از رحلت پیغمبر اکرم برگشت.

او هجده ماه در محضر پیغمبر اکرم بود و پنج هزار و هفتصد روایت نقل کرد، اما علی بن أبی طالب که از ابتدای طفولیت در آغوش پیغمبر اکرم بود و در تمام سفرها و حذرها غیر از غزوه تبوک با رسول الله بود، تنها پانصد و شصت روایت نقل کرده است!!

اگر قرار بود علی بن أبی طالب هر روز تنها یک روایت از پیغمبر اکرم شنیده باشد، ما اهل سنت باید از علی بن أبی طالب دوازده هزار روایت داشته باشیم!" این نکته را هم به مظلومیت حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) اضافه کنید.

ذکر مصیبت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

عرایضم را در همین جا خاتمه می‌دهم. شب‌ها، شب‌های مصیبت اهلبیت (علیهم السلام) است.

حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) جان به کف، با تمام توان از علی بن أبی طالب دفاع کرده است.

دوستان کتاب «الإمامة و السیاسة» اثر «ابن قتیبه دینوری» را ملاحظه کنید. او نقل قضایا را شروع می‌کند و می‌نویسد: وقتی امیرالمؤمنین را به مسجد آوردند، بر سر او فریاد کشیدند؛

«بایع»

با ابوبکر بیعت کن.

«فقال إن أنا لم أفعل فمه»

حضرت امیرالمؤمنین می‌فرماید: اگر بیعت نکنم چکار می‌کنی؟

«قالوا إذا والله الذی لا إله إلا هو نضرب عنقک»

خلیفه دوم گفت: قسم به خدایی که جز او خدایی نیست، گردنت را می‌زنم.

الإمامة والسیاسة، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتیبة الدینوری، سنة الولادة / سنة الوفاة 276 هـ.، تحقیق خلیل المنصور، الناشر دار الکتب العلمیة، سنة النشر 1418 هـ - 1997 م.، مکان النشر بیروت، ج 1، ص 16، باب إبایة علی کرم الله وجهه بیعة أبی بکر

حضرت صدیقه طاهره شاهد این منظره است. «سلمان» می‌گوید: من دیدم حضرت صدیقه طاهره می‌خواهد نفرین کند. امیرالمؤمنین فرمود: «سلمان» فاطمه را دریاب!

«سلمان» می‌گوید: من آمدم و گفتم: یا بنت رسول الله! تو دختر رحمة للعالمین هستی. اگر دست به نفرین بلند کنی، جنبنده‌ای بر روی زمین باقی نخواهد ماند.

حضرت فاطمه زهرا فرمود: «سلمان» ببین با علی چکار می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند حسن و حسین مرا یتیم کنند!

«سلمان» می‌گوید: یا فاطمة الزهراء! علی مرا فرستاده است. حضرت فرمود: اگر علی تو را فرستاده است، تسلیم امر او هستم.

حضرت فاطمه زهرا دست امیرالمؤمنین را گرفت و به منزل آمد. در کتاب «الکوکب الدریة» صفحه 196 عبارتی نقل شده است که تقاضا دارم عزیزان آن را خوب دقت کنند.

حضرت زهرای مرضیه در مقابل امیرالمؤمنین نشست و جمله‌ای فرمود که خدا می‌داند من هرگاه این جمله را به ذهن می‌آورم، جگرم آتش می‌گیرد. حضرت عرضه داشت:

«نفسی لنفسک الوقاء، روحی لروحک الفداء»

من پیشمرگ و سپر بلای تو هستم، جان من فدای جان توست.

«ان کنت فی خیر کنت معک و ان کنت فی شر کنت معک»

در تمام خوبی‌ها با تو هستم و در تمام مشکلات کنار تو هستم.

این تعبیر را ایشان بازهم در همان صفحه می‌آورد و می‌نویسد: زمانی که امیرالمؤمنین از اتاق بیرون آمد و دید حضرت فاطمه زهرا پشت در افتاده است، ناله می زند و می‌گوید: فضه! زهرا را دریاب. حضرت می‌فرماید:

«یالیتنی مت قبل هذا»

ای کاش علی مرده بود و این منظره را نمی‌دید.

الا لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 



مطالب مرتبط:
حضرت زهرا (سلام الله علیها) بهترین الگوی زندگی 01 حضرت زهرا (سلام الله علیها) بهترین الگوی زندگی 02جایگاه ممتاز و ویژه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)


Share
1 | اسماعیل | , ایران | ٢١:٥٣ - ١٧ بهمن ١٣٩٨ |
سلام
میزان حق علی (ع)است شاخص است چراغ راه راست است جدا کننده بهشتی از جهنمی است دنیا را به اهلش سپرده بود و هستی خود را فدای اسلام کرد جانشین پیامبر است نفس پیامبر است پدر امامان حسن و حسین (ع)است همسر فاطمه الزهرا است
اوصاف علی (ع):
1-«لَوْلَاک لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاک»

اگر تو نبودی عالم را نمی‌آفریدم.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 16، ص 406، ح
2-در آیه مباهله حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) نفس و جان و روح پیغمبر اکرم به حساب می‌آید3-مراد از «أَهْلَ الْبَیت» در آیه تطهیر فقط پنج تن آل عبا هستند و بس!! رسول گرامی اسلام، امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین اهلبیت هستند.4-در کتاب «فضائل الصحابة» اثر «احمد بن حنبل» جلد دوم صفحه 570 وارد شده است:

«یا علی انه من فارقنی فقد فارق الله ومن فارقک فقد فارقنی»

یا علی هرکسی از من جدا شود از خدا جدا شده است و هرکسی از تو جدا شود از من جدا شده است.
5-در کتاب «معجم الأوسط» اثر «طبرانی» جلد ششم وقتی «بریده» خبر فتح یمن را می‌دهد، نسبت به امیرالمؤمنین بدگویی می‌کند.رسول گرامی اسلام در حال غضب می‌فرمایند:چه خبر است که افرادی از علی بدگویی می‌کنندهرکسی از علی بدگویی کند از من بدگویی کرده است.هرکسی از علی جدا شود از من جدا شده است6-.علی از من است و من از علی هستم.7-رسول اکرم فرمودند: در روز خیبر پرچم را به دست کسی می‌دهم که خدا و رسول او را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند.8-ابن ابی حاتم» متوفای 327 هجری در کتاب «تفسیر» خود جلد چهارم صفحه 1162 می‌نویسد:«إِنَّمَا وَلِيكمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ رَاكعُونَ» 9-در کتاب «تفسیر طبری»، جلد 6 صفحه 289 وارد شده است«إنما ولیکم الله»منظور روایت«نزلت فی علی بن أبی طالب تصدق وهو راکع»10-المستدرک علی الصحیحین پیامبر فرمود:«أنت(علی) ولی کل مؤمن بعدی ومؤمنة»
10-صحيح بخاري، ج 5، ص 129 - صحيح مسلم، ج 7، ص 120 - سنن ابن ماجه، ج 1، ص 43 - سنن ترمذي، ج 5، ص 302 - مستدرك حاكم، ج 2، ص 337 رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: يا علي! أنت مني بمنزلة هارون من موسي إلا أنه لا نبي بعدي.
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English