2019 November 18 - دوشنبه 27 آبان 1398
انکار غدير و حقيقت آن،اشتراک وهابيت،اهلسنت و احمد بصري
کد مطلب: ١٢٨٢٠ تاریخ انتشار: ٢٨ مرداد ١٣٩٨ - ١٨:٣٤ تعداد بازدید: 377
فتنه احمد الحسن » مقالات
انکار غدير و حقيقت آن،اشتراک وهابيت،اهلسنت و احمد بصري

 

بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم جريان هاي بسياري راه اندازي شد و فرقه ها و گروه هاي مختلف قد علم کرده و هر کدام مدعي اسلام حقيقي شدند، به راستي حق و حقيقت چيست؟ و از کجا مي توان اسلام حقيقي و ناب را از بقيه جدا کرد و شناخت.

آيا رسول خدا براي رهبري جامعه اسلامي بعد از رحلت خويش فکري نکرده است؟آيا رسول اکرم بعد از تحمل اين همه سختي و مشقت امت را بدون تعيين تکليف رها کردند؟

براي يک انسان داراي خرد چنين عملي از يک انسان عادي هم دور از حکمت و عقل است،چه برسد به پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم .

به تاريخ رجوع کرديم و در روايت هاي مختلف ديديم که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم اشاراتي به رهبري و خلافت بعد از خويش داشته اند تا اينکه رسيديم به غدير،آري غدير،تاريخ را ورق زديم و خوانديم که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم چگونه در غدير راه بر مدعيان دروغين بست و چگونه آنان را رسوا نمود.

آري غدير خط بطلاني است بر جريان سازي هاي بعد از شهادت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از خليفه تراشي در سقيفه گرفته تا سلطنت طلبي بني اميه و بني عباس و فرقه سازي هاي تا قبل از ظهور آخرين حجت خدا.

از آنجاي که غدير جبهه مخالف هر خليفه تراشي و فرقه سازي مي باشد،پس بايد اين دستگاها و جريان ها دشمني خاصي با غدير داشته باشند و اتفاقا بعد از تحقيقي کوتاه متوجه شديم که يکي از اشتراکات اهلسنت و وهابيت و فرقه هاي دروغين به مانند فرقه احمد بصري دشمني و مقابله با غدير مي باشد.

وهابيت و ابن تيميه اصل غدير را انکار کردند، اما اهلسنت و احمد بصري راه ديگري در پيش گرفتند و به جاي انکار اصل غدير، تحريف غدير را در دستور کار قرار دادند.

اهلسنت مدعي شدند غدير چيزي فراتر از بيان دوستي و محبت حضرت علي علیه السلام نبوده است و احمد بصري هم مدعي شد که آنچه که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غدير مطرح کردند تمام و کمال دين نبوده است و ايشان مسئله اي مهمي که همان امامت احمد بصري بوده است را فراموش کرده و يا به دليلي بيان نکردند و ادعاي اکمال دين در غدير دروغ است.

نزول آيه اکمال بعد از معرفي ائمه اثني عشر و حصر امامت در دوزاده نفر

براي اينکه بدانيم در غدير چه اتفاقي افتاده است و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم چه مواردي را بيان فرمودند به نقل چند روايت اکتفاء مي کنيم.

شيخ صدوق روايتي را از لسان مبارک اميرالمؤمنين علیه السلام نقل مي کند که در اين روايت حضرت فضائل خودش را در بين صحابه مطرح کرد و از جمله اين فضائل نقل جريان غدير مي باشد.

حضرت تصريح مي فرمايد که در روز غدير پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم امامت وي و يازده امام بعد ايشان را مطرح فرمودند و در اين روز بود که آيه اکمال نازل شد و دين تکميل گرديد.

شيخ صدوق چنين نقل مي کند:

...قال : قم يا علي فقمت ، فقال : من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه ، فقام سلمان الفارسي رضي الله عنه فقال : يا رسول الله ولاؤه كما ذا ؟ فقال عليه السلام ولاؤه كولائي ( 6 ) من كنت أولى به من نفسه فعلي أولى به من نفسه ، فأنزل الله تبارك وتعالى " اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا " ( 1 ) فكبر رسول الله صلى الله عليه وآله وقال : الله أكبر بتمام النعمة وكمال نبوتي ودين الله عز وجل وولاية علي بعدي ( 2 ) ، فقام أبو بكر وعمر فقالا : يا رسول الله هذه الآيات خاصة لعلي ؟ قال : بلى فيه وفي أوصيائي إلى يوم القيامة ، قالا : يا رسول الله بينهم لنا ، قال : علي أخي ووزيري ووارثي ووصيي وخليفتي في أمتي وولي كل مؤمن بعدي ، ثم ابني الحسن ، ثم ابني الحسين ، ثم تسعة من ولد الحسين واحد بعد واحد ، القرآن معهم وهم مع القرآن لا يفارقونه ولا يفارقهم حتى يردوا علي حوضي... فقام عمر بن الخطاب وهو شبه المغضب فقال : يا رسول الله أكل أهل بيتك ؟ فقال : " لا ولكن أوصيائي منهم أولهم أخي ووزيري ووارثي وخليفتي في أمتي وولي كل مؤمن من بعدي ، هو أولهم ، ثم ابني الحسن ، ثم ابني الحسين ، ثم تسعة من ولد الحسين واحد بعد واحد حتى يردوا علي الحوض...

پيامبر فرمود:اي علي برخيز و من برخاستم، فرمود هر که من مولاي او هستم علي مولاي اوست، خدايا دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن دار، بعد از آن سلمان فارسي برخاست و گفت: اي رسول خدا‍! ولاي او مانند کيست؟ فرمود: ولاي او مانند ولايت من است، هر که بر او اولي هستم علي نيز بر او اولي است و پس از آن خداي تعالي اين آيه را نازل فرمود: (اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا) و رسول خدا ص تکبير گفت و فرمود: الله اکبر بر تمامت نعمت و کمال نبوتم و دين خداي عزوجل و ولايت علي پس از من ، آنگاه ابوبکر و عمر برخاستند و گفتند اي رسول خدا ! آيا اين آيات خاص علي است؟ فرمود: آري درباره او و اوصياي من تا روز قيامت است، گفتند اي رسول خدا! آنان را براي ما بيان کن ، فرمود: علي برادر و وزير و وارث و وصي و جانشين من در امتم و ولي هر مومني پس از من است، سپس فرزندم حسن، و سپس فرزندم حسين و سپس نه تن از فرزندان حسين که يکي پس از ديگري بيايند....

كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص 276

در روايات ديگر هم اميرالمؤمنين علیه السلام تصريح ميفرمايند که آيه اکمال در غدير خم نازل شد و دين با معرفي ائمه اثني عشر توسط پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم تکميل و کامل گرديد،چنانچه مرحوم نعماني در کتاب الغيبه اين روايت را اينگونه نقل کرده است:

8 - ... أن معاوية لما دعا أبا الدرداء وأبا هريرة ونحن مع أمير المؤمنين علي صلوات الله عليه بصفين فحملهما الرسالة إلى أمير المؤمنين علي ( عليه السلام ) وأدياها إليه ، قال : قد بلغتماني ما أرسلكما به معاوية فاستمعا مني وأبلغاه عني كما بلغتماني . قالا : نعم . فأجابه علي ( عليه السلام ) الجواب بطوله حتى إذا انتهى إلى ذكر نصب رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) إياه بغدير خم بأمر الله تعالى ...فنصبني رسول الله بغدير خم وقال : إن الله عز وجل أرسلني برسالة ضاق بها صدري وظننت أن الناس يكذبوني ، فأوعدني لأبلغنها أو ليعذبني . قم يا علي ، ثم نادى بأعلى صوته بعد أن أمر أن ينادي بالصلاة جامعة ، فصلى بهم الظهر ، ثم قال : أيها الناس ، إن الله مولاي ، وأنا مولى المؤمنين ، وأنا أولى بهم منهم بأنفسهم ، من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهم وال من والاه ، وعاد من عاداه . فقام إليه سلمان الفارسي ، فقال : يا رسول الله ، ولاء ماذا ؟ فقال : من كنت أولى به من نفسه فعلي أولى به من نفسه ، فأنزل الله عز وجل : ( اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الإسلام دينا ) ( ( 2 ) ) فقال له سلمان : يا رسول الله ، أنزلت هذه الآيات في علي ؟ قال : بل فيه وفي أوصيائي ( ( 3 ) ) إلى يوم القيامة . فقال : يا رسول الله ، بينهم لي . قال : علي ا خي ووصيي ، وصهري ، ووارثي ، وخليفتي في أمتي ، وولي كل مؤمن بعدي ، وأحد عشر إماما من ولدي ، أولهم ابني حسن ، ثم ابني حسين ، ثم تسعة من ولد الحسين واحدا بعد واحد...وقام من الاثني عشر أربعة : أبو الهيثم بن التيهان ، وأبو أيوب ، وعمار ، وخزيمة ابن ثابت ذو الشهادتين ، فقالوا : نشهد أنا قد حفظنا قول رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) ، إنه قال يومئذ والله إنه لقائم وعلي ( عليه السلام ) قائم إلى جنبه وهو يقول : يا أيها الناس ، إن الله أمرني أن أنصب لكم إماما يكون وصيي فيكم ، وخليفتي في أهل بيتي وفي أمتي من بعدي ، والذي فرض الله طاعته على المؤمنين في كتابه وأمركم فيه بولايته ،فقلت : يا رب ، خشيت طعن أهل النفاق وتكذيبهم ، فأوعدني لأبلغنها أو ليعاقبني . أيها الناس ، إن الله عز وجل أمركم في كتابه بالصلاة ، وقد بينتها لكم وسننتها لكم ، والزكاة والصوم فبينتهما ، وقد أمركم الله في كتابه بالولاية ، وإني أشهدكم - أيها الناس - أنها خاصة لهذا ولأوصيائي من ولدي وولده ، أولهم ابني الحسن ،ثم الحسين ، ثم تسعة من ولد الحسين ، لا يفارقون الكتاب حتى يردوا علي الحوض . يا أيها الناس ، إني قد أعلمتكم مفزعكم بعدي ، وإمامكم ووليكم وهاديكم بعدي...

8-مصنف بزرگوار از دو طريق سند و روايت را به جناب سليم بن قيس هلالي مي رساند و از ايشان نقل مي کند که در زماني که ما در معرکه صفين در رکاب و محضر اميرمومنان عليه السلام بوديم معاويه ابودرداء و ابوهريره را خواست و توسطشان نامه اي براي امام عليه السلام فرستاد، آن دو نفر نامه را به حضرت عليه السلام تسليم کردند. امام عليه السلام به ايشان فرمودند:نامه و پيام معاويه را به من ابلاغ کن، حالا گوش کنيد (توجه کنيد) و پيام مرا همانگونه که به شما ابلاغ مي کنم به معاويه ابلاغ کنيد.

ابودرداء و ابوهريره عرض کردند: بله. پس امام عليه السلام جوابي طولاني به نامه معاويه دادند تا اينکه رسيد به يادآوري ماجراي غدير خم و اينکه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ايشان را در آن روز به امر خداوند به جانشيني و خلافت پس از خودش منصوب فرمود و فرمودند:امام در ادامه فرمودند: پس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در غدير خم مرا (به امامت و ولايت و سرپرستي) منصوب کرده و فرمودند: همانا خداوند عزوجل رسالت و ماموريتي به من داده است.

و پس از آنکه دستور داد مردم را براي نماز جماعت جمع کردند و با مردم نماز ظهر را اقامه فرمود، با صداي بلند خطاب به مردم فرمودند: اي مردم! خداوند مولا و سرپرست من و من مولاي مومنين هستم و من نسبت به جان ايشان از آنها سزاوارترم، هرکس من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست، خداوندا! دوست بدار کسي را که دوستدار علي است و دشمن بدار کسي را که دشمن علي است.پس (در همين هنگام) سلمان فارسي برخاسته و عرض کرد: يا رسول الله! چگونه ولايتي (يعني محدود و چگونگي اين ولايت چيست؟) پس حضرت فرمودند: هرکس که من نسبت به جان او بر او سزاوارترم (و اختيار جانش در دست من است) علي هم نسبت به جان او بر او سزاوارتر است. پس خداوند اين آيه را نازل فرمود: « امروز دين شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين جاودان شما پذيرفتم.»

باز سلمان فارسي عرضه داشت: يا رسول الله! آيا اين آيه فقط در شان و منزلت علي نازل شده است؟

حضرت فرمودند: بلکه در شان او و اوصيا و جانشينانم تا روز قيامت.عرضه داشت: يا رسول الله اوصيا و جانشينان را برايم بيان بفرماييد.

حضرت فرمودند: علي!برادر وصي، داماد، وارث و جانشينم در ميان امتم و (او) بعد از من ولي هر مومني است و يازده امام از فرزندانم، اولين ايشان فرزندم حسن سپس فرزندم حسين سپس نه نفر از فرزندان حسين، يکي پس از ديگري...عرض کردم: پرودگارا، از طعن و تکذيب اهل نفاق بيمناکم. خداوند مرا تهديد فرمود که يا حتما پيام او را ابلاغ کنم يا (اگر اين کار را انجام ندهم) مرا عقوبت مي فرمايد. اي مردم خداوند عزوجل - در کتابش، شما را به (به پاداشتن) نماز دستور داده است و من آن را براي شما بيان کرده و پايه گذاري کردم (روش به پا داشتن آن را به شما آموزش دادم)، همچنين زکات و روزه را برايتان بيان کردم و به همين ترتيب در کتابش در مورد ولايت به شما دستور داده است. اي مردم! من شما را به گواهي مي گيرم که ولايت مخصوص اين مرد (على علیه السلام ) و جانشينان من از فرزندان من و فرزندان او خواهد بود، اولين ايشان فرزندم حسن، سپس حسين، سپس نه نفر از فرزندان حسين که از کتاب خدا جدا نمي شوند تا اينکه در کنار حوض بر من وارد شوند. اي مردم! من پناهگاه، امام، ولي و هادي شما پس از خودم را معرفي کردم

الغيبة - ابن أبي زينب النعماني - ص 76

نکته قابل توجه در اين دو روايت اين است که اميرالمؤمنين علیه السلام در اثبات امامت خويش و يازده فرزندش و اينکه امامت حصر شده است در دوازده نفر به چند روايت از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم استدلال مي کند و اسامي تک تک ائمه را در همين روايت بيان مي فرمايند و به اين دليل که بيان اين مقاله فقط در باب جريان غدير مي باشد مقاطع ديگر اين روايت را ذکر نکرديم.

ولايت آخرين فريضه نازل شده بر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و منکر آن کافر است

در روايتي ديگر تصريح شده است که اعلام ولايت ائمه اثني عشر آخرين فريضه اي بود که از جانب خداوند بر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است و با اين فريضه دين کامل گرديد.

شيخ کليني در کتاب کافي نقل مي‌کندکه امام باقر علیه السلام فرمودند: پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غدير امامت و ولايت را بيان کردند و اين آخرين فريضه اي بود که از جانب خداوند نازل شد.

... ضَاقَ بِذَلِكَ صَدْرُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم وتَخَوَّفَ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنْ دِينِهِمْ وأَنْ يُكَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ ورَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّ وجَلَّ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ إِلَيْهِ {يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ‏ مِنْ رَبِّكَ وإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ واللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ}‏ فَصَدَعَ بِأَمْرِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ فَقَامَ بِوَلَايَةِ عَلِيٍّ علیه السلام يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ فَنَادَى الصَّلَاةَ جَامِعَةً وأَمَرَ النَّاسَ أَنْ يُبَلِّغَ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ.

... أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وكَانَتِ الْفَرِيضَةُ تَنْزِلُ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ الْأُخْرَى وكَانَتِ الْوَلَايَةُ آخِرَ الْفَرَائِضِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وجَلَ‏ {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ‏ وأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي} قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ لَا أُنْزِلُ عَلَيْكُمْ بَعْدَ هَذِهِ فَرِيضَةً قَدْ أَكْمَلْتُ لَكُمُ الْفَرَائِضَ.

...هنگامي که اين دستور از طرف خدا ابلاغ شد، دل پيامبر تپيد و نگران شده كه مردم از دين خداوند بازگردند و او را تكذيب كنند. ايشان دل تنگ شده و به خداوند عز و جل رجوع كردند، خدا به ايشان وحى كرد: « اى پيامبر ، آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ، ابلاغ كن ; و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى . و خدا تو را از [ گزندِ ] مردم نگاه مى‏دارد . آرى ، خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند». رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم امر خداى تعالى را اعلام كرد و در روز غدير خُم براى ابلاغ ولايت على علیه السلام اقدام كرد. مردم را به نماز جماعت دعوت کرد و ولايت علي عليه السلام را به مردم ابلاغ کرد تا حاضران به غائبان برسانند...

امام باقر علیه السلام فرمودند: فريضه­ها و واجبات يکي پس از ديگري نازل مى‏شدند، اما ولايت آخرين فريضه­اي بود که خداوند عز و جل آن را واجب کرده و در قرآن در باره آن فرموده:

«امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم ، و اسلام را براى شما [ به عنوان ] آيينى برگزيدم » امام فرمودند: خداي عز و جل مى‏فرمايد: پس از ولايت فريضه ديگري براي شما نازل نمي­كنم، من فرائض شما را كامل كردم‏.

الكافي، ج1، ص289

هر چند براي بحث با جريان احمد بصري نيازي به بحث سندي نيست زيرا احمد و اتباع وي مدعي هستند تمام روايات صحيح مي باشد و حتي يک روايت ضعيف هم وجود ندارد، ولي از باب رفع هرگونه ايراد و بهانه بايد بگويم اين روايات با سندهاي کثير و معتبر وارد شده است و بزرگان شيعه هم اين روايت ها را معتبر داسنته و تصحيح سند نمودند، که به طور مثال همين روايت را علامه مجلسي معتبر مي داند و در ذيل اين روايت بيان مي فرمايند:

الحديث الرابع‏: حسن.

مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏3 ؛ ص250.

در روايتي ديگر به همين مضمون امام رضا علیه السلام مي فرمايند دين در غدير کامل شد و بعد از اين جريان که همان اعلام ولايت و امامت ائمه اثني عشر بود ديگر هيچ امر جديدي که مورد احتياج امت باشد باقي نمانده است و منکر اين مطلب و اکمال دين در غدير کافر است،زيرا منکر قرآن شده است،چنانچه مرحوم کليني اين روايت را از امام رضا علیه السلام چنين نقل کرده است:

1 - أبو محمد القاسم بن العلاء - رحمه الله - رفعه ، عن عبد العزيز بن مسلم قال : كنا مع الرضا عليه السلام بمرو فاجتمعنا في الجامع يوم الجمعة في بدء مقدمنا فأداروا أمر الإمامة وذكروا كثرة اختلاف الناس فيها ، فدخلت على سيدي عليه السلام فأعلمته خوض الناس فيه ، فتبسم عليه السلام ثم قال : يا عبد العزيز جهل القوم وخدعوا عن آرائهم ، إن الله عز وجل لم يقبض نبيه صلى الله عليه وآله حتى أكمل له الدين وأنزل عليه القرآن فيه تبيان كل شئ ، بين فيه الحلال والحرام ، والحدود والأحكام ، وجميع ما يحتاج إليه الناس كملا ، فقال عز وجل : " ما فرطنا في الكتاب من شئ ( 1 ) " وأنزل في حجة الوداع وهي آخر عمره صلى الله عليه وآله : " اليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكم نعمتي ورضيت لكم الاسلام دينا ( 2 ) " وأمر الإمامة من تمام الدين ، ولم يمض صلى الله عليه وآله حتى بين لامته معالم دينهم وأوضح لهم سبيلهم وتركهم على قصد سبيل الحق ، وأقام لهم عليا عليه السلام علما وإمام وما ترك [ لهم ] شيئا يحتاج إليه الأمة إلا بينه ، فمن زعم أن الله عز وجل لم يكمل دينه فقد رد كتاب الله ، ومن رد كتاب الله فهو كافر به

1 - عبد العزيز بن مسلم گويد : ما در ايام حضرت رضا در مرو بوديم ، در آغاز ورود ، روز جمعه در مسجد جامع انجمن كرديم ، ( 1 ) حضار مسجد موضوع امامت را مورد بحث قرار داده و اختلاف بسيار مردم را در آن زمينه بازگو ميكردند ، من خدمت آقايم رفتم و گفتگوى مردم را در بحث امامت بعرضش رسانيدم حضرت ( ع ) لبخندى زد و فرمود : اى عبد العزيز اين مردم نفهميدند و از آراء صحيح خود فريب خورده و غافل گشتند . همانا خداى عز و جل پيغمبر خويش را قبض روح نفرمود تا دين را برايش كامل كرد و قرآن را بر او نازل فرمود كه بيان هر چيز در اوست حلال و حرام و حدود و احكام و تمام احتياجات مردم را در قرآن بيان كرده و فرمود ( 38 سورهء 6 ) « چيزى در اين كتاب فرو گذار نكرديم » و در حجة الوداع كه سال آخر عمر پيغمبر ( ص ) بود اين آيه نازل فرمود ( 3 سوره 5 ) « امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تمام نمودم و دين اسلام را براى شما پسنديدم » و موضوع امامت از كمال دين است ( تا پيغمبر ( ص ) جانشين خود را معرفى نكند تبليغش را كامل نساخته است ) و پيغمبر ( ص ) از دنيا نرفت تا آنكه نشانه هاى دين را براى امتش بيان كرد و راه ايشان را روشن ساخت و آنها را بر شاهراه حق واداشت و على ( ع ) را بعنوان پيشوا و امام منصوب كرد و همه احتياجات امت را بيان كرد پس هر كه گمان كند خداى عز و جل دينش را كامل نكرده قرآن را رد كرده و هر كه قرآن را رد كند بآن كافر است .

الكافي - الشيخ الكليني - ج 1 ص 199

معرفي حضرت مهدي(عج) به عنوان آخرين حجت خدا در غدير

يکي ديگر از مطالبي که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غدير به آن اشاره فرمودند و با اين سخن مدعيان دروغين به مانند احمد بصري را رسوا فرمودند اعلام پايان حجت هاي الهي با وجود حضرت مهدي مي باشد،چنانچه مرحوم طبرسي در کتاب احتجاج از لسان مبارک پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم چنين نقل کرده است

معاشر الناس الا واني منذر ، وعلي هاد .معاشر الناس اني نبي ، وعلي وصي ، الا ان خاتم الأئمة منا القائم المهدي ( صلوات الله عليه )...الا انه الباقي حجة ولا حجة بعده...

هان اي مردمان:همانا من نبي هستم و علي وصي من است هشدار باد بر شما که همانا پايان بخش امامان از ما قائم المهدي است ..بدانيد که او حجت باقي مانده اوست و بعد از او حجتي نخواهد بود

الاحتجاج - الشيخ الطبرسي - ج 1 ص 80

نتيجه گيري اين قسمت:

1-آيه اکمال در روز غدير و بعد از معرفي ائمه اثني عشر نازل شد و دين کامل گرديد.

2- بعد از اکمال دين در غدير و معرفي ائمه اثني عشر ديگر هيچ فريضه جديدي نازل نشده و منکر اين مسئله کافر است زيرا منکر قرآن شده است.

3-ائمه و حجت هاي بعد از پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم ائمه اثني عشر هستند و حصر شدند به دوازده نفر. 

با توجه به اين روايات ثابت مي شود که دين با ولايت ائمه اثني عشر در غدير کامل شد و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم تصريح فرمودند که ائمه و حجت هاي خداوند تا روز قيامت در ائمه اثني عشر حصر شده است و با امامت حضرت مهدي(عج) پايان مي پذيرد.

اين روايات در منابع شيعه به حد تواتر مي رسد و امامت در ائمه اثني عشر حصر و خلاصه مي شود و عقيده خلاف اين باطل و انحراف از دين است، تا جاي که امام صادق علیه السلام تصريح مي فرمايند هر کس يکي از ائمه را کم يا زياد کند کافر است چنانچه شيخ مفيد از حضرت اينگونه نقل مي کند:

کم يا زياد کردن ائمه کفر است

قال أبو عبد الله عليه السلام : الأئمة بعد نبينا صلى الله عليه وآله اثنا عشر نجباء مفهمون ، من نقص منهم واحدا " [ أ ] وزاد فيهم واحدا " خرج من دين الله ولم يكن من ولايتنا على شئ.

امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند : پس از پيامبر ( صلی الله علیه و آله وسلم ) دوازده نفر امام وجود دارد که همه از برگزيدگان و دانش عطا شدگان ميباشند هر کس يکي از آنها را کم کند و يا يکي بر آنان اضافه نمايد از دين خدا خارج شده و از ولايت ما بهره اي نبرده است .

الاختصاص - الشيخ المفيد - ص 233...

احمد بصري و انکار اکمال دين در غدير و حصر ائمه

احمد:اکمال دين با معرفي ائمه و دوازده مهدي بعد از آنان به عنوان امام و حجت هاي الهي

مدعي شديم که احمد بصري به مانند وهابيت و اهلسنت غدير را جبهه مخالف خويش مي داند و به مانند اهلسنت غدير را تحريف و حقيقت آن را انکار کرده است.

وي مدعي مي شود که اکمال دين در غدير با معرفي ائمه اثني عشر صحيح نيست و دين کامل نشده است، بلکه اکمال دين با امامت وي و يازده فرزند وي کامل مي شود،چنانچه در چند کتاب وي و اين جريان چنين آمده است

با روايت هاي متواتر و متون غير قابل انکار ثابت مي شود که حجت هاي خدا پس از نبي اکرم’ دوازده امام علیه السلام و پس از آنها دوازده مهدي مي باشند و هيچ حجت معصوم خداوندي غير از آنها وجود ندارد توسط آنها نعمت تمام مي شود دين کامل مي گردد و رسالت هاي آسماني پايان مي يابد

پاسخ هاي روشنگر بر بستر امواج احمد الحسن ج3 ص124...

 و در کتاب ديگرش چنين ادعا مي کند:

يماني از حجت هاي خداوند سبحان در زمان و معصوم به نص امام است و با روايات متعدد و نصوص غير قابل انکار ثابت مي شود که حجج خدا پس از نبي اکرم ص12امام و 12مهدي است حجت معصوم خدا غير از آنان نيست و به وسيله آنان نعمت تمام مي شود و دين کامل مي گردد و ختم رسالت هاي آسمان با آنانست

متشابهات احمد الحسن ج4 ص35...

در اين دو متن احمد مدعي مي شود که اتمام نعمت و اکمال دين با امامت وي و فرزندانش به عنوان مهديين بعد از امام زمان علیه السلام صحيح مي باشد و بدون وي و امامت فرزندانش دين کامل نشده است.

احمد:مهديين وحي جديد در شب رحلت پيامبر

احمد بصري براي ادعاي امامت خويش به روايت جعلي و ضعيفي در کتاب الغيبه شيخ طوسي که در جاي خود ادله هاي فراواني براي جعلي بودن اين روايت که از جمله آنها ضعف سندي اعم از وجود راوي مجهول و سني و کذاب در سند حديث و اضطراب در متن و همچنين تعارض با روايت متواتر حصر ائمه در دوازده نفر و صدها اشکال ديگر ارائه خواهيم کرد، چنين استدلال ميکند که پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در شبي که از دنيا رحلت فرمودند در وصيتي اعلام نمودند که بعد از ائمه اثني عشر دوازده مهدي ديگر مي آيند که احمد مدعي است اولين مهدي وي مي باشد و يازده مهدي ديگر از فرزندان وي هستند که همه آنان مقام امامت را دارا بوده و از حجت هاي الهي مي باشند،لذا عقيده به امامت دوازده امام صحيح نيست بلکه اعتقاد صحيح اين است که ائمه بيست و چهار نفر مي باشند.

در پي همين ادعا، احمد مدعي مي شود که خداوند در آخرين لحظات عمر پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم امر جديدي بر ايشان نازل فرموده است که در غدير مطرح نشده بود و البته منظور احمد از اين امر جديد همين روايت وصيت جعلي مورد ادعاي احمد است

آيا مضمون وصيت از قبل معلوم بوده است؟

برخي از کساني که به ناروا ادعاي علم مي کنند بر اين پندارند که نيازي نبوده حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به هنگام احتضار وصيتي بنمايد و به عنوان مثال حديث ثقلين يا غدير از نوشتن چنين وصيتي کفايت مي کرده است از سوي ديگر چون مضمون اين وصيت از قبل مشخص بوده است لذا نيازي نبوده که آن حضرت خود را با نوشتن آن به سختي بياندازد

پاسخ احمد الحسن به چنين مدعياني مطلب زير است:...

من نميدانم اينها از کجا فهميده اند که وصيت نامه صرفا تکرار يا تاکيدي بر واقعه ي غدير يا ديگر رويدادها و سخنان پيشين پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم مانند حديث ثقلين به صورت اجمالي بوده است، با اين که آن حضرت پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و رسولي از جانب خدا بود و وحي به طور مداوم به حضرتش مي رسيد و رسالت او براي هدايت مردم نيز تا آخرين لحظه از حياتش استمرار داشته است آيا به عنوان مثال خداوند آنها را خبر داده که يک روز يا يک ماه يا دو ماه قبل از احتضار محمد صلی الله علیه و آله و سلم چيز جديد و تفاصيل جديدي مربوط به يکي از ثقلين يعني اوصياي پس از او و نام ها و صفات برخي از آنها که متضمن عدم آگاهي امت تا روز قيامت است به او وحي ننموده است

در محضر عبد صالح احمد بصري ج2 ص44...

در پي همين ادعاهاي خلاف روايات و سخنان ائمه ، احمد مدعي مي شود که اساسا تلاش هاي پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و سخنان ايشان در مورد امامت ائمه اثني عشر در ايام و مکان هاي مختلف و ازجمله غدير موجب نجات امت از گمراهي نبوده و ادعاي اكمال دين در غدير صحيح نيست و آنچه که باعث اکمال دين مي شود اعلام امامت وي و مهديين مي باشد،چنانچه وي در کتاب وصيت مقدس خويش چنين مي نويسد:

دوباره تأکيد مي کنم و مي گويم: سخن رسول الله و در روز رزيه (مصيبت) همان طور که ابن عباس اين روز را به اين نام، ناميده است: «نوشتاري بياوريد تا برايتان نوشته اي بنويسم که بعد از آن هرگز گمراه نشويد»، به اين معني است که: آنچه از رسالتي که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آورده است، مطالب قرآن و آنچه در مورد على علیه السلام بارها، وصيت نموده است، حتي آنچه در مورد حسن و حسين است که با حديث کسا و غير آن شخصيتشان را مشخص نموده است، تا روز قيامت امت را از گمراهي باز نمي دارد، بلکه شناسايي دقيق ثقلين مردم را از گمراهي باز مي دارد، که به رسول الله و وحي شده است و خدا دستور داد آن را در وصيت مبارک، هنگام مرگ و پايان زندگي و رسالت مبارکش، به مردم برساند.

وصيت مقدس احمد بصري ص46

نتيجه گيري پاياني:

طبق حرف احمد بصري اکمال دين به ثمر نرسيده است مگر با معرفي مهديين در شب رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم و اين سخن احمد با روايات فراوان ائمه و شان نزول آيه اکمال در غدير تضاد و تناقض دارد، زيرا طبق روايات آيه اکمال با معرفي ائمه اثني عشر در روز غدير نازل شد و همه ائمه و حجت هاي الهي تا روز قيامت براي مردم معرفي شدند و بعد از آنان هيچ حجتي وجود ندارد و بعد از اين اعلام فريضه اي ديگر نازل نشده است و هر کس که خلاف اين مطلب را ادعا کند کافر مي باشد. 

پس با توجه به اين امور بايد بگويم: 

 يا احمد بصري حق و حقيقت را گفته است که اگر اين ادعا را داشته باشيم، بايد قبول کنيم که خداوند و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه در بحث اکمال دين دروغ گفته اند و در روز غدير دين کامل نشده است.

و يا اينکه بايد قبول کنيم، احمد بصري ادعاي خلاف روايات معصومين داشته و وي براي اثبات ادعاي دروغ خويش به پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اهانت و آنان را دروغگو مي داند و هم انکار سخنان ائمه در مورد اکمال دين در غدير و هم اهانت به آنان طبق روايات کفر مي باشد، و احمد کافر است.

 

به نظر شما چه کسي حق و حقيقت را گفته است؟ خداوند و پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه يا احمد بصري؟ شما تابع چه کسي هستيد؟

 

گروه پاسخ به شبهات: واحد مهدويت





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

بی‌راهه
مستند خواب پریشان
کلیپ
عمومی
برادر ناتنی وهابیت
مستندات تصویری
سخنرانی
مقالات
کتابخانه
سایت های مرتبط
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English