2019 March 20 - چهار شنبه 29 اسفند 1397
بررسی بدعت های صورت گرفته در «اذان»
کد مطلب: ١١٧٩٩ تاریخ انتشار: ١١ مهر ١٣٩١ - ١٦:١١ تعداد بازدید: 181
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
بررسی بدعت های صورت گرفته در «اذان»

91/07/11

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ: 1391/07/11

موضوع: بررسی بدعت های صورت گرفته در «اذان»

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با بدعت‌هایی است که در اذان گذاشته شده است. یکی از مواردی که آقایان در اذان انجام داده‌اند و بدعتی که گذاشته‌اند این است که «حی علی خیر العمل» که در صدر اسلام در اذان بوده است را حذف کرده‌اند.

بررسی دلیل حذف این عبارت از اذان، دنیای دیگری دارد. نقل شده است مردم تصور می‌کردند که نماز بهترین عمل است و حاضر نبودند در جهاد شرکت کنند. جناب خلیفه دستور داد این عبارت را حذف کنید تا مردم به خاطر اهتمام به نماز از جهاد باز نمانند!! این هم یک نوع قرائت از اسلام و اجتهاد است.

آنچه که هست این است که آقایان نقل کردند:

«أَنَّ عَلِی بن حُسَینٍ کان یؤَذِّنُ فإذا بَلَغَ حَی علی الْفَلاَحِ قال حَی علی خَیرِ الْعَمَلِ»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 1، ص 195، ح 2239

یعنی امام سجاد (علیه السلام) به عنوان یک تابعی برای اهل سنت و به عنوان یک ثقه، در اذان خود «حیّ علی خیر العمل» را استعمال می‌کردند.

همچنین در روایت دیگری وارد شده است:

«عَنِ بن عُمَرَ أَنَّهُ کان یقول فی أَذَانِهِ الصَّلاَةُ خَیرٌ من النَّوْمِ وَرُبَّمَا قال حَی علی خَیرِ الْعَمَلِ»

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 1، ص 196، ح 2240

همچنین «نافع» می‌گوید:

«کان بن عُمَرَ زَادَ فی أَذَانِهِ حَی علی خَیرِ الْعَمَلِ»

عبدالله بن عمر در اذان خود حیّ علی خیر العمل را افزوده است.

الکتاب المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 1، ص 196، ح 2241

بنابراین اینجا هم از علی بن الحسین (علیه السلام) و هم از «عبدالله بن عمر» نقل شده است که آن‌ها در اذان خود «حیّ علی خیر العمل» می‌گفتند.

«عبدالرزاق صنعانی» که همانند «ابن أبی شیبة» استاد «بخاری» است، با سند صحیح از «عبدالله بن عمر» نقل می‌کند و می‌گوید:

«أنه کان یقیم الصلاة فی السفر یقولها مرتین أو ثلاثا یقول حی علی الصلاة حی علی الصلاة حی علی خیر العمل»

المصنف، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الرزاق بن همام الصنعانی، دار النشر: المکتب الإسلامی - بیروت - 1403، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حبیب الرحمن الأعظمی، ج 1، ص 464، ح 1797

این روایت هم گویای این است که آن‌ها در اذان خودشان «حی علی خیر العمل» می‌گفتند. همچنین نقل شده است «بلال» مؤذن پیغمبر می‌گفت:

«کان بلال یؤذن بالصبح فیقول: حی علی خیر العمل»

کنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال، اسم المؤلف: علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1419 هـ-1998 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمود عمر الدمیاطی، ج 8، ص 161، ح 23174

«کان بلال» به معنای همیشه است، زیرا کلمه «کان» دلالت بر استمرار دارد.

«ابو محذوره» که مدتی افتخار مؤذنی پیغمبر اکرم را داشت نقل می‌کند و می‌گوید:

«کنتُ غلاما فقال لی النبی اجعل فی آخر أذانک حی علی خیر العمل»

لسان المیزان، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت - 1406 - 1986، الطبعة: الثالثة، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة - الهند -، ج 1، ص 268، ح 824

در اینجا «ابو محذوره» عبارت «حی علی خیر العمل» را به شخص نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) انتساب می‌دهد. آقای «بیهقی» در کتاب «سنن کبری» از «مالک بن أنس» از قول «نافع» نقل می‌کند:

«کان بن عمر یکبر فی النداء ثلاثا ویشهد ثلاثا»

عبدالله بن عمر سه مرتبه تکبیر می‌گفت، سه مرتبه شهادت را جاری می‌کرد.

«وکان أحیانا إذا قال حی علی الفلاح قال علی أثرها حی علی خیر العمل»

زمانی که «حی علی الفلاح» را می‌گفت پشت سر آن هم «حی علی خیر العمل» می‌گفت.

سنن البیهقی الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسی أبو بکر البیهقی، دار النشر: مکتبة دار الباز - مکة المکرمة - 1414 - 1994، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، ج 1، ص 424، ح 1842

همچنین در روایت بعد وارد شده است:

«کان بن عمر لا یؤذن فی سفره»

عبدالله بن عمر معمولاً در سفر اذان نمی‌گفت.

این هم اجتهاد است! نمی‌دانیم چه قضایایی است که او در سفر اذان نمی‌گفت. بعد می گوید:

«وکان یقول حی علی الفلاح وأحیانا یقول حی علی خیر العمل»

و در سفر به جای اذان «حلی علی الفلاح» می‌گفت و بعضاً «حی علی خیر العمل» می‌گفت.

سنن البیهقی الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسی أبو بکر البیهقی، دار النشر: مکتبة دار الباز - مکة المکرمة - 1414 - 1994، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، ج 1، ص 424، ح 1843

در روایت 1844 روایتی از امام جعفر صادق (علیه السلام) از پدر ایشان امام باقر و آن بزرگوار درباره پدر بزرگوارشان نقل فرمودند:

«أن علی بن الحسین کان یقول فی أذانه»

باز هم اینجا «کان» دلیل بر استمرار است، یعنی همیشه عمل حضرت چنین بوده است.

«إذا قال حی علی الفلاح قال حی علی خیر العمل ویقول هو الأذان الأول»

سنن البیهقی الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن الحسین بن علی بن موسی أبو بکر البیهقی، دار النشر: مکتبة دار الباز - مکة المکرمة - 1414 - 1994، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، ج 1، ص 425، ح 1844

جناب آقای «زیلعی» یکی از فقهاء صاحب نام اهل سنت درباره بلال مؤذن پیغمبر اکرم نقل می‌کند:

«أنه کان ینادی بالصبح فیقول حی علی خیر العمل»

او همواره در اذان صبح خود «حی علی خیر العمل» می‌گفت.

«فأمره النبی أن یجعل مکان‌ها الصلاة خیر من النوم وترک حی علی خیر العمل»

پیغمبر اکرم دستور دادند «حی علی خیر العمل» را ترک کنید و به جای آن «الصلاة خیر من النوم» بگویید.

عزیزان عنایت داشته باشند غالباً بدعت‌هایی که توسط خلفا صورت گرفته است، این آقایان برای اینکه بتوانند پوشش سنتی هم به آن بدعتها بدهند، آمدند نسبت به نبی مکرم اسلام مطلبی نقل کردند. به عنوان مثال در رابطه با «متعه»، که دیگر نرخ شاه عباسی است و بین المللی است. همه می‌دانند که خلیفه دوم گفت:

«مُتْعَتَانِ کانَتَا علی عَهْدِ رسول اللَّهِ وأنا أنهی عنهما وَأَضْرِبُ عَلَیهِمَا»

المحلی، اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ج 7، ص 107، باب 833 مَسْأَلَةٌ وأما من أَرَادَ الْحَجَّ فإنه إذَا جاء إلَی الْمِیقَاتِ کما ذَکرْنَا

خلیفه دوم گفت: من آن‌ها را حرام می‌کنم. او نگفت پیغمبر این مطلب را فرموده بود، غیر از من کسی نشنیده بود و تنها من شنیده بودم. آقایان کنار این روایت چندین روایت از زبان پیغمبر اکرم جعل کردند که پیغمبر «نهی عن المتعة»!!

حال چه زمانی «نهی عن المتعة»!؟ آقایان اختلاف دارند!! عده‌ای معتقدند در جنگ خیبر از متعه نهی شده است. از طرف دیگر «ابن حزم» و دیگران معتقدند اصلاً در جنگ خیبر زنی با مسلمانان نبود و ازدواج با زنان یهود هم مشروع نبود.

یا می گویند در جنگ خیبر نبود، بلکه پیغمبر اکرم در فتح مکه نهی کرد و به مردم دستور دادند که بعد از این دیگر متعه نکنید!! آقایان می‌بینند آنجا هم باز مشکل به وجود می‌آید. این که بگویند پیغمبر اکرم در فتح مکه و بعد آن قضایای مشرکین؛ به همین دلیل می گویند زمانی که پیغمبر اکرم برای فتح طائف می‌رفتند آنجا از متعه نهی کردند!!

شما ببینید که در رابطه با «متعه» طبق بیان آقایان، چندین مرتبه پیغمبر اکرم أمر کردند و سپس نهی کردند. امر کردند و سپس نهی کردند. می پرسیم آقا دلیل این امر و نهی‌های رسول گرامی اسلام چه بود؟! می گویند پیغمبر اکرم روزی می‌دیدند که متعه به صلاح است امر می‌کردند و روزی مشاهده می‌کردند به صلاح نیست جواز متعه را نسخ می‌کردند!!

می‌گویند انسان دروغگو کم حافظه است!!

لذا در این قضایا هم با این که به صراحت خواندیم قضیه «الصلاة خیر من النوم» توسط خلیفه دوم اضافه شده است. و «إبن حزم اندلسی» هم می‌گوید: "ما هیچ روایتی از پیغمبر نداریم"؛ ولی آقا می گوید که «بلال» مؤذن پیغمبر اکرم «حی علی خیر العمل» می‌گفت ولی رسول الله فرمودند: بعد از این به جای «حی علی خیر العمل» بگویید: «الصلاة خیر من النوم»!!

شما ببینید که اصلاً تمام فصول اذان حماسی است؛ «الله اکبر»، «اشهد أن لا إله إلا الله»، «حی علی الصلاة»، «حی علی خیر العمل»؛ اما زمانی که به «الصلاة خیر من النوم» می‌رسیم می‌بینیم اصلاً هیچ هم‌خوانی با دیگر فقرات اذان ندارد.

مجانین هم می‌دانند «الصلاة خیر من النوم»!! به قول معروف می‌گویند: آنچه در جوی می‌رود آب است. شاعر می‌گوید: استاد ما خورد حلوا و گفت شیرین است! در حقیقت در اذن هم چنین قضایایی وجود دارد.

«الصلاة خیر من النوم» به معنای این است که نماز بهتر از خوابیدن است. این مطلب شبیه این است که بگوییم سیر شدن بهتر از گرسنگی است!

در هر صورت، آقای زیلعی می‌گوید:

«قال البیهقی لم یثبت هذا اللفظ عن النبی فیما علم بلالا وأبا محذورة ونحن نکره الزیادة فیه»

با توجه به آنچه که تعلیم اذان به ابو محذوره و بلال شده است هیچ عبارتی نداریم که پیغمبر اکرم بر الصلاة خیر من النوم دستور داده باشد.

نصب الرایة لأحادیث الهدایة، اسم المؤلف: عبدالله بن یوسف أبو محمد الحنفی الزیلعی، دار النشر: دار الحدیث - مصر - 1357، تحقیق: محمد یوسف البنوری، ج 1، ص 290

شاید بنده دو سه جلسه‌ای در مورد اذان صحبت کنیم و بیان کنیم که اصلاً مشروعیت اذان چیست؟ زمانی که این مباحث را مطرح کنیم مشاهده خواهید کرد که آقایان واقعاً طوفانی ایجاد کردند و ادعا می‌کنند که اصلاً بنیانگذار اذان، «ابوبکر» و «عمر» بوده است!! و یا می گویند که پیغمبر اکرم اجتهاد کرد و اذان را تأسیس کرد!!

این مطالب به مقدار کافی نادرست، سخیف و بی‌پایه است؛ اما فقهای اهل سنت روی این مطالب بی‌اساس مانور داده‌اند و روایات جعلی بنی امیه را برای فتوا دادن خودشان ملاک قرار داده‌اند. برای اینکه بتوانند کار خلفا را درست کنند و بر عملکرد نادرست بنی امیه پوششی اسلامی و دینی بدهند ادعا می‌کنند که پیغمبر اکرم هم اجتهاد کرده است!!

فقهای اهل سنت می‌گویند: اوایل اسلام زمانی که می‌خواستند مردم را برای نماز خبر کنند شیپور، بوق و دُهُل می‌زدند؛ پیامبر دید که دُهُل زدن و بوق زدن درست نیست و به همین خاطر دستور داد به جای آن اذان بگویند!! این در حالی است که قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحی)

و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید. آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است.

سوره نجم (53): آیات 3 و 4

آیا این آیه با این مطلب که پیغمبر اجتهاد کرد و به جای بوق کشیدن و دهل زدن گفت بهتر است اذان بگوییم؛ سازگاری دارد!؟

حال در فرصتی مناسب در رابطه با اذان مباحثی را بیان خواهیم کرد. البته ما حدوداً چهار سال قبل، یک ماه و نیم در رابطه با «مشروعیت اذان از دیدگاه شیعه و اهل سنت» بحث کردیم. شاید بنده خلاصه آن مباحث را در عرض یک یا دو روز عرض کنم.

در هر صورت «بیهقی» ادعا می‌کند: با توجه به این روایتی که نقل کردم پیغمبر اکرم به «بلال» دستور دادند به جای «حی علی خیر العمل» بگویید:«الصلاة خیر من النوم»!! به قول معروف گاهی اوقات آش به قدری شور است که صدای آشپز هم درآمده است!! «بیهقی» سپس می‌گوید: چنین عبارتی به هیچ وجه از پیغمبر اکرم نقل نشده است.

سؤال:

آیا می شود ایثار امیرالمؤمنین در لیلة المبیت را با همراهی ابوبکر با پیامبر در غار مقایسه کرد؟

پاسخ:

زمانی که حضرت امیرالمؤمنین در جای پیغمبر اکرم خوابیدند آیه شریفه:

(وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ)

بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی ع در"لیلة المبیت" به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر ص)، جان خود را به خاطر خشنودی خدا می‌فروشند.

سوره بقره (2): آیه 207

نازل شد. خوابیدن امیرالمؤمنین در لیلة المبیت، مقام آن حضرت را به قدری بلند و رفیع گردانیده است که واقعاً عقل بشر به آنجا نمی‌رسد. اما آقای ابوبکر کجا نماز می‌خواند؟ آیا او در مسجد یا غار نماز می‌خواند؟!

آقایان که خودشان می گویند او در غار مدام می‌ترسید، می‌لرزید و علی رغم دستور پیغمبر اکرم مبنی بر (لا تَحْزَن) باز بر حزن خود ادامه می‌داد. مشاهده کنید در سوره توبه آیه 26 دارد که:

(ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِین)

سپس خداوند "سکینه" خود را بر رسولش و بر مؤمنان نازل کرد.

سوره توبه (9): آیه 26

در این آیه و در آیه 26 سوره فتح، در کنار مؤمنین نام پیغمبر اکرم هم آمده است و در کنار پیغمبر اکرم مؤمنین هم آمده است. می فرماید: (أَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِین) اما سوره توبه آیه 40؛ آیه غار، آمده است:

(إِذْ هُما فِی الْغار إِذْ یقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ وَ أَیدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها)

در آن هنگام که آن دو در غار بودند و او به همسفر خود می‌گفت غم مخور خدا با ماست! در این موقع خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد و با لشکرهایی که مشاهده نمی‌کردید او را تقویت نمود.

سوره توبه (9): آیه 40

مرحوم «سید مرتضی» (رضوان الله تعالی علیه) و بعضی از بزرگان می‌گویند: اگر در کنار پیغمبر مؤمن و اهل ایمانی بود باید ضمیر تثنیه می‌آمد و می‌فرمود: «و أنزل الله سکینته علیهما»!!

بعضی از آقایان اهل سنت گفتند: ضمیر (فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ) به ابوبکر برمی‌گردد. در حالی که عبارت (وَ أَیدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها) قطعاً و قطعاً مربوط به پیغمبر اکرم است. آیا این خلاف فصاحت و خلاف بلاغت نیست که در یک جمله (فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ) به یک مرجع بگردد و (أَیدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها) به مرجع دیگر برگردد؟! اگر یک فرد عادی چنین عبارتی بیان کند می‌گویند نادرست است تا چه رسد به خداوند حکیم علی الاطلاق!!

اگر آقایان بگویند پیغمبر اکرم نیاز به سکینه نداشته است نادرست است، زیرا در این دو آیه 26 سوره فتح و توبه دارد که : (أَنْزَلَ اللَّهُ سَکینَتَهُ عَلی رَسُولِهِ وَ عَلَی الْمُؤْمِنِین) سکینه اول بر پیغمبر و بعد بر مؤمنین است.

حال این بحث، بحثی است که سر جای خودش باید درست بشود. اما عزیزان دقت کنند آنچه مهم است این است که آقای «قوشچی» که یکی از فارسین میدان کلام اهل سنت و متوفای 879 هجری است، در کتاب «شرح تجرید» می‌نویسد:

«إنّ عمر بن الخطاب خطب الناس و قال أیها الناس»

مغز کلام اینجاست؛ خلیفه دوم خطبه خواندند و گفتند:

«ثلاثٌ کنّ علی عهد رسول الله و أنا أنهی عنهنّ و احرمّهن و اعاقب علیهنّ»

سه مسئله در زمان پیغمبر بود که من آن‌ها را نهی می‌کنم و آن‌ها را حرام می‌کنم.

آقایان بفرمایند که آیا بعد از پیغمبر اکرم جناب عمر قوه مشرعه داشته است؟! آیا او حکم تشریع داشته است که ادعا می‌کند من حرام می‌کنم؟! مگر قرآن کریم نفرموده است:

(الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکم)

امروز دین شما را کامل کردم.

سوره مائده (5): آیه 3

دین کامل شد. آیا «اُحرمّهن» با کمال دین منافات ندارد؟ اگر ما درباره ائمه اطهار(علیهم السلام) که خدای عالم از زبان پیغمبر اکرم آنها را عِدل قرآن قرار داده است، قائل به ولایت تشریعی ایشان باشیم، ولایت تشریعی که با استفاده از نبی مکرم است؛ شما سر و صدا به راه می‌اندازید و هفت آسمان را بر سر شیعه ویران می‌کنید، اما در اینجا برای جناب عمر ولایت تشریعی قائل هستید!؟ او می‌گوید:

«اُحرمّهن»

هر سه را حرام می‌کنم.

«و اعاقب علیهنّ»

و انجام دهنده آن را شکنجه خواهم کرد.

«و هی متعة النساء و متعة الحج و حیّ علی خیر العمل»

شرح تجرید، للقوشجی، ص 484

«متعة النساء» که مشخص است. «متعة الحج» هم به معنای این است که اگر کسی به حج رود قبل از آنکه برای مراسم حج واجب برود از احرام بیرون بیاید و در زمان حج، عمره انجام بدهد. شخصی که احرام بسته است و در میقات وارد مکه شد، بعد از طواف و سعی از احرام بیرون آید و مدتی که در مکه است تمام محرمات احرام بر او حلال شود مرتکب «متعة الحج» شده است و جناب عمر می گوید که من این موارد را حرام کردم!!

آقایان می توانند در این زمینه، «شرح المقاصد» جناب تفتازانی متوفای 791 هجری را هم ببینند. جلد دوم، صفحه 294.

موارد دیگری هم وجود دارد که حضرات همین قضایا را از جناب خلیفه دوم نقل می‌کنند. بنابراین معلوم می‌شود که این قضایا همه در زمان نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است، ثابت هم بوده است و نمونه‌هایی هم آوردیم. مثل «ابو محذوره»، «بلال»، امام سجاد (علیه السلام) و «عبدالله بن عمر» که در اذان خودشان « حی علی خیر العمل» می‌گفتند.

البته عزیزان دقت داشته باشند که فقهای اهل سنت در طول تاریخ تلاششان برای بوده که بسیاری از روایاتی را که بوی مطاعن می‌داد را نابود کنند.

«ذهبی» به صراحت اعلام می‌کند:

وَهَذَا فِيْمَا بِأَيْدِيْنَا وَبَيْنَ عُلُمَائِنَا، فَيَنْبَغِي طَيُّهُ وَإِخْفَاؤُهُ، بَلْ إِعْدَامُهُ، لِتَصْفُوَ القُلُوْبُ، وَتَتَوَفَّرَ عَلَى حُبِّ الصَّحَابَةِ، وَالتَّرَضِّي عَنْهُمُ، وَكُتْمَانُ ذَلِكَ مُتَعَيِّنٌ عَنِ العَامَّةِ، وَآحَادِ العُلَمَاءِ،

این روایات در بین ما و علمای ما موجود است. و لازم است که از کتاب ها برداشته شود و مخفی شود. بلکه از بین برده شود. برای اینکه دلها نسبت به صحابه صاف شود و علاقه مردم به صحابه و رضایتشان از صحابه روز افزون شود و کتمان مطالب مطاعن صحابه بر عموم مردم و تک تک علماء، واجب است.

سير أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي؛ ج10، ص 92

با توجه به این قضایا و تلاش آقایان بر کتمان روایات مطاعن، باز هم می‌بینیم در لابه‌لای کتاب‌ها مطالبی به ما رسیده است.

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English