بسم الله الرحمن الرحیم:
1. مقدمه:
یکی از ادله روایی مورد اتفاق شیعه و اهل سنت برای اثبات عصمت تامه حضرت زهرا سلام الله علیها استدلال به احادیث فراوان و متواتر در موضوع ملازمه رضایت و غضب خداوند تبارک و تعالی و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله با رضایت و غضب حضرت زهرا سلام الله علیها است.
شیخ طوسی در مقام تلخیص کتاب شافی استادش سید مرتضی در این باره می نویسد:
«و يدل أيضا على عصمتها: قول النبي صلّى اللّه عليه و آله: «فاطمة بضعة مني يؤذيني ما يؤذيها فمن آذى فاطمة فقد آذاني و من آذاني فقد آذى اللّه عز و جل» و هذا يدل على عصمتها لأنها لو كانت ممن تقارف الذنوب لم يكن من يؤذيها مؤذيا له صلّى اللّه عليه و آله على كل حال، بل كان متى فعل المستحق من دمها أو إقامة الحد - إن كان الفعل يقتضيه - سارا له و مطيعا.»
«همچنین بر عصمت حضرت فاطمه(علیهاالسلام) دلالت میکند، سخن پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) که فرمود: «فاطمه پارهای از وجود من است؛ آنچه او را آزار دهد، مرا آزار میدهد. پس هر کس فاطمه را بیازارد، مرا آزرده است، و هر کس مرا بیازارد، خداوند عزّوجلّ را آزرده است.» و این سخن بر عصمت او دلالت دارد؛ زیرا اگر حضرت زهرا سلام الله علیها از کسانی بود که مرتکب گناهان میشوند، کسی که او را آزار میداد، در هر حال آزاردهنده پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) محسوب نمیشد؛ بلکه هرگاه آن شخص نسبت به او مرتکب کاری میشد که مستوجب قصاص و گرفتن حقّ خون او، یا برپا داشتن حدّ بود _ اگر آن عمل اقتضای اجرای حدّ داشت _ در آن صورت، آن شخص موجب خشنودی پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) و فرمانبردار او بود.»
طوسی، محمد بن حسن. مقدمه نويس حسین بحر العلوم. ، 1382 ه.ش.، تلخیص الشافي، قم - ایران، محبين، جلد: ۳، صفحه: ۱۲۲
بر این اساس هر کس فاطمه(سلام الله علیها) را بیازارد، پیامبر(صلی الله علیه و آله) را آزرده است؛ بنابراین اگر فاطمه(سلام الله علیها) مرتکب گناهی میشد که مستوجب حد یا مجازات بود، کسی که او را مجازات میکرد نباید آزاردهنده پیامبر(صلی الله علیه و آله) محسوب میشد، بلکه به وظیفه شرعی خود عمل کرده بود. اما پیامبر(صلی الله علیه و آله) بهصورت مطلق فرموده است: «هر کس فاطمه را بیازارد، مرا آزرده است»؛ یعنی آزار فاطمه(سلام الله علیها) در هیچ فرضی نمیتواند کاری مشروع و موجب رضایت پیامبر(صلی الله علیه و آله) باشد. پس فاطمه(سلام الله علیها) مرتکب گناهی نمیشود که دیگران به سبب آن مجاز یا موظف به مجازات و آزار او باشند؛ بنابراین رفتار او همواره مطابق با رضای الهی است و در نتیجه معصوم است.
در قرون بعدی یکی از علمای بزرگ و متکلمین برجسته شیعه به نام حمصی رازی به گونه دیگر و با تفصیل بیشتری استدلال فوق را بیان کرده است:
« و ممّا يدلّ على عصمتها صلوات اللّه عليها ما قاله الرسول عليه السلام في حقّها ممّا هو معروف بين حملة الأخبار و نقلة الأحاديث، مشهور فيما بين الامّة، متلقى بالقبول فيها، من قوله عليه السلام: فاطمة بضعة منّي من آذاها فقد آذاني. و وجه الدلالة من هذا القول أنّه خرج مخرج المنع و النهي من إيذائها، إذ لا يجوز أن يكون القصد به الإخبار عن أنّه يمسّني ما يمسّها من الأذى فحسب من حيث إنّ ذلك معلوم لكلّ أحد بمقتضى البشرية و التحنّن إلى الولد الذي جبلت القلوب عليه، و إذا كان القصد به المنع من أذاها و النهي عنه، و معلوم أن الذمّ و التوبيخ ممّا يؤذي المذموم و الموبّخ وجب أن يكون ذمّها ممنوعا منه، لدخوله تحت أذاها الذي منع عليه السلام منه»
«و از جمله اموری که بر عصمت حضرت فاطمه سلاماللهعلیها دلالت میکند، سخنی است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله درباره ایشان فرموده است؛ سخنی که نزد راویان اخبار و ناقلان احادیث شناختهشده، در میان امت مشهور و مورد پذیرش همگان بوده است. آن حضرت فرمود: «فاطمه پارهای از وجود من است؛ هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است.» وجه دلالت این سخن آن است که این کلام در مقام منع و نهی از آزار حضرت فاطمه سلاماللهعلیها بیان شده است؛ زیرا نمیتوان مقصود پیامبر صلیاللهعلیهوآله را صرفاً خبر دادن از این دانست که هر آزاری که به ایشان برسد، به سبب رابطه طبیعی و محبت و دلبستگی به فرزند که در سرشت و نهاد انسانها قرار داده شده است، به پیامبر نیز آسیب میرساند؛ چراکه این معنا به مقتضای طبیعت بشری و محبت به فرزند، برای همگان امری روشن و بدیهی است. بنابراین، هنگامی که مقصود از این سخن منع از آزار حضرت فاطمه سلاماللهعلیها و نهی از آن باشد، و از سوی دیگر روشن است که سرزنش و توبیخ از جمله اموری است که شخصِ سرزنششده و توبیخشده را میآزارد، لازمهاش این است که سرزنش حضرت فاطمه سلاماللهعلیها نیز ممنوع باشد؛ زیرا سرزنش ایشان داخل در همان «آزاری» است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله از آن نهی فرموده است.»
حمصی رازی، محمود بن علی. ، 1412 ه.ق.، المنقذ من التقلید، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، جلد: ۲، صفحه: ۳۲۹
استدلال فوق به زبان ساده تر این است: پیامبر صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «فاطمه سلاماللهعلیها پارهای از وجود من است؛ هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است.» مقصود از این سخن، صرفاً بیان محبت طبیعی پیامبر صلیاللهعلیهوآله به دخترشان نیست، بلکه منع و نهی از آزار حضرت فاطمه سلاماللهعلیها است؛ زیرا اگر ایشان مرتکب گناه یا خطایی میشد که سزاوار سرزنش و توبیخ بود، سرزنشکننده در واقع کار نادرستی انجام نداده بود و نمیتوانست به سبب این کار، آزاردهنده پیامبر صلیاللهعلیهوآله محسوب شود. بنابراین، وقتی پیامبر صلیاللهعلیهوآله بهطور مطلق آزار حضرت فاطمه سلاماللهعلیها را آزار خود معرفی میکند، لازمهاش این است که ایشان بهگونهای نباشند که مستحق سرزنش و توبیخ باشند؛ پس حضرت فاطمه سلاماللهعلیها از هر گناه و خطایی که موجب استحقاق سرزنش شود، منزّه و معصوم است.
مراجعه به کتب روایی معتبر اهل سنت نشان می دهد که استدلال های علما و متکلمین شیعه بر اساس صحیح ترین روایت های موجود در تراث روایی اهل سنت است چنانچه محمد بن اسماعیل بخاری در صحیح خود روایت می کند:
«3714 - حدثنا أبو الوليد، حدثنا ابن عيينة، عن عمرو بن دينار، عن ابن أبي مليكة، عن المسور بن مخرمة، أن رسول الله صلى الله عليه وسلم، قال: «فاطمة بضعة مني، فمن أغضبها أغضبني»
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است هر کس او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است.
بخاری جعفی، محمد بن اسماعیل، الجامع المسند الصحيح المختصر من أمور رسول الله صلى الله عليه وسلم وسننه وأيامه = صحيح البخاري، ج5، ص: 21، المحقق: محمد زهير بن ناصر الناصر، الناشر: دار طوق النجاة (مصورة عن السلطانية بإضافة ترقيم ترقيم محمد فؤاد عبد الباقي)، الطبعة: الأولى، 1422هـ، عدد الأجزاء: 9
همچنین مسلم نیشابوری در صحیح خود روایت می کند:
«94 - (2449) حدثني أبو معمر إسماعيل بن إبراهيم الهذلي، حدثنا سفيان، عن عمرو، عن ابن أبي مليكة، عن المسور بن مخرمة، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «إنما فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها»
«رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است هر امری او را اذیت کند مرا اذیت می کند.»
مسلم نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم، ج4، ص: 1903، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، عدد الأجزاء: 5
علاوه بر مسور بن مخرمة روایت فوق از طرق دیگر نیز وارد شده است برای مثال ابن ابی شیبه استاد بخاری از امام باقر علیه السلام روایت می کند:
«33- ما ذكر في فضل فاطمة رضي الله عنها ابنة رسول الله صلى الله عليه وسلم: 32935- حدثنا ابن عيينة , عن عمرو , عن محمد بن علي , قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إنما فاطمة بضعة مني , فمن أغضبها أغضبني.»
«باب فضیلت فاطمه سلام الله علیها دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله: امام باقر علیه السلام می فرماید رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود همانا فاطمه پاره تن من است هر کس او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده است.»
ابن ابی شیبه، ابوبکر عبدالله بن محمد، المُصَنَّف، ج 17،ص: 212، الناشر: دار القبلة، المحقق: محمد عوامة.
علاوه بر طرق فوق بزار در مسند خود روایت مورد بحث ما را از طریق عبدالله بن زبیر روایت می کند:
«2193 - حدثنا مؤمل بن هشام، قال: نا إسماعيل بن إبراهيم، عن أيوب، عن ابن أبي مليكة، عن ابن الزبير، عن النبي صلى الله عليه وسلم: «إنما فاطمة رضي الله عنها، بضعة مني، يغيظني ما يغيظها» وقال مرة أخرى: «ويؤذيني ما آذاها.»
«رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: همانا فاطمه سلام الله علیها جگر گوشه من است هر امری او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده است. این روایت در بیان های دیگر آمده است است هر چیزی او را اذیت کند مرا اذیت کرده است.»
بزار، ابوبکر احمد بن عمرو، مسند البزار المنشور باسم البحر الزخار، ج6، ص: 150، المحقق: محفوظ الرحمن زين الله، (حقق الأجزاء من 1 إلى 9)، الناشر: مكتبة العلوم والحكم - المدينة المنورة، الطبعة: الأولى، (بدأت 1988م، وانتهت 2009م)، عدد الأجزاء: 18
علاوه بر موارد فوق حاکم در فضائل مرتبط با حضرت زهرا سلام الله علیها در مستدرک خویش مضمون روایت فوق را از امیرالمومنین علیه السلام در سیاق دیگری روایت می کند:
«4730 - حدثنا أبو العباس محمد بن يعقوب، ثنا الحسن بن علي بن عفان العامري، وأخبرنا محمد بن علي بن دحيم، بالكوفة، ثنا أحمد بن حازم بن أبي غرزة، قالا: ثنا عبد الله بن محمد بن سالم، ثنا حسين بن زيد بن علي، عن عمر بن علي، عن جعفر بن محمد، عن أبيه، عن علي بن الحسين، عن أبيه، عن علي رضي الله عنه قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم لفاطمة: «إن الله يغضب لغضبك ويرضى لرضاك» هذا حديث صحيح الإسناد، ولم يخرجاه "»
«...حضرت علی علیه السلام روایت می کند که رسول خدا صلی الله علیه و آله به حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود: همانا خداوند تبارک و تعالی با غضب تو غضبناک و با رضایت تو راضی می شود.»
حاکم نیشابوری، ابوعبدالله محمد بن عبدالله، المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص: 167، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 – 1990، عدد الأجزاء: 4
علمای بزرگ اهل سنت عواقب غضب و آزار و اذیت حضرت زهرا سلام الله علیها را در منطق قرآنی مشاهده می کردند و در بحث های کلامی با شیعه اعتراف کردند که توجه به این روایات با منطق قرآنی قدرت استدلال شیعه را برای اثبات حقانیت خود و بطلان مذاهب دیگر به رخ می کشد چنانچه امام صرصری طوفی از بزرگان حنابله و شاگرد ابن تیمیه تصریح کرده است:
« إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهينا (57) [الأحزاب: 57] ههنا كلام للشيعة نرغب عن ذكره لصعوبته.»
«همانا کسانی که خدا و پیامبر او را میآزارند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی خوارکننده آماده ساخته است.» (احزاب: ۵۷) «در اینجا سخنی از شیعه وجود دارد که به سبب دشواری و صعوبت(پاسخ به آن)، مایل نیستیم آن را ذکر کنیم.»
الكريم الطوفي الصرصري الحنبلي (ت 716 هـ)، نجم الدين أبو الربيع سليمان بن عبد القوي بن عبد، الإشارات الإلهية إلي المباحث الأصولية ص 513، تحقيق: محمد حسن محمد حسن إسماعيل، الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، 1426 هـ - 2005 م
در تبین وجه صعوبت پاسخ به استدلال شیعه می توان گفت: بر اساس روایات قطعی موجود در منابع روایی اهل سنت در ماجراهای پس از وفات رسول خدا صلی الله علیه وآلع ابوبکر و عمر باعث اذیت و غضب حضرت زهرا سلام الله علیها شدند. از یک سو روایات متواتر و قطعی دلالت روشن بر ملازمه میان غضب و رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها با غضب و رضایت خداوند و پیامبرش صلی الله علیه و آله دارد.
از سوی دیگر بر اساس آیه ۵۷ سوره احزاب که میفرماید: «إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا»؛ یعنی کسانی که خدا و رسول او را میآزارند، خداوند آنان را در دنیا و آخرت لعنت کرده و برایشان عذابی خوارکننده آماده ساخته است. هر کسی که عامل غضب و اذیت رسول الله صلی الله علیه و آله شود، مشمول این لعن و عذاب دنیوی و اخروی خوارکننده خواهد شد. با توجه به این نکات وجه صعوبت پاسخ به استدلال شیعه در عبارت «هٰهنا کلام للشیعة نرغب عن ذکره لصعوبته» امام بزرگ حنابله روشن می شود. زیرا تمام مقدمات فوق دارای پشتوانه نقلی و قرآنی است و از نوع قیاس و استدلال شکل اول منطقی است که رسیدن به نتیجه بدیهی الانتاج و قطعی است.
این فضیلت بی نظیر حضرت زهرا سلام الله علیها با توجه به عمق و استحکام پیام آن از دیرباز توسط جریان های ناصبی و اموی مورد شبهه افکنی قرار گرفته است. در ادمه به مهم ترین محورهای شبهه می پردازیم و آن را مورد نقد قرار می دهیم.
شایان ذکر است که کانون کلیدی شبهات مطرح شده _ به دلیل قطعیت سندی روایات مورد بحث_ غالبا به دلالت روایت های ملازمه رضایت و غضب حضرت زهرا سلام الله علیها با غضب و رضایت خداوند رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده است.
2. شبهه اول: عدم دلالت روایات بر عصمت
جریان های ناصبی یکی از مهم ترین اشکالات آنها تشکیک در دلالت روایات فوق بر عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها است. از آنجا که بین مطابق رضایت و غضب یک شخص با رضایت و غضب الهی از یک سو و عصمت یک شخص از سوی دیگر ملازمه تام برقرار است هر دلیل قرآنی، روایی و عقلی برای هر یک از عناوین مطرح شده دلیل برای دیگری نیز تلقی می شود.
به عبارت دیگر اگر با استناد به یک دلیل قرآنی مثل آیه تطهیر عصمت تامه حضرت زهرا سلام الله علیها ثابت شود لوازم عقلی و عرفی آن مثل مطابقت رضایت و غضب او با رضایت و غضب الهی هم ثابت می شود. بالعکس اثبات مطابقت و رضایت خداوند با رضایت و غضب حضرت زهرا سلام الله علیها، باعث اثبات عصمت تامه آن حضرت هم خواهد شد. چرا که در جای خود ثابت شده است که اراده و رضایت الهی هیچ گاه به فعل حرام و فحشاء و ظلم و عصیان تعلق نمی گیرد.
با توجه به نکته فوق باید گفت که تمام ادله عقلی، قرآنی و روایی عصمت اهل بیت علیهم السلام ثابت کننده مدعای ما یعنی مطابقت تام رضایت و غضب الهی با رضایت و غضب خداوند خواهد بود. نتیجه این نکته آن است که اگر کسی به هر دلیلی دلالت روایات خاص مرتبط با غضب و رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها را قبول نکند، ادله قطعی قرآنی و روایی دیگر اصل این عقیده را به صورت قطعی ثابت کرده است و هیچ خللی به عقاید شیعه _ با تشکیک در دلایت یک دسته از روایات مرتبط با عصمت_ وارد نمی شود.
با توجه به نکات فوق در این قسمت برخی از ادله فراوان قرآنی و روایی مورد قبول اهل سنت در موضوع عصمت تامه حضرت زهرا سلام الله علیها را بحث می نشینیم:
2/1. پاسخ: استدلال به عمومیت و اطلاق ادله قرآنی و روایی عصمت:
این استدلال ها شامل استدلال به اطلاق و عموم آیه تطهیر، حدیث متواتر ثقلین، حدیث سیادت مطلق حضرت زهرا سلام الله علیها بر زنان و احادیث مرتبط با ملازمه حب و بغض حضرت زهرا سلام الله علیها با حب و بغض الهی است.
2/1/1. استدلال به آیه تطهیر:
یکی از ادله قرآنی و قطعی عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها آیه تطهیر است:
«61 - ( 2424 ) حدثنا أبو بكر بن أبي شيبة ومحمد بن عبدالله بن نمير ( واللفظ لأبي بكر ) قالا حدثنا محمد بن بشر عن زكرياء عن مصعب بن شيبة عن صفية بنت شيبة قالت قالت عائشة: خرج النبي صلى الله عليه و سلم غداة وعليه مرط مرحل من شعر أسود فجاء الحسن بن علي فأدخله ثم جاء الحسين فدخل معه ثم جاءت فاطمة فأدخلها ثم جاء علي فأدخله ثم قال إنما يريد الله ليذهب عنكم الرجس أهل البيت ويطهركم تطهيرا [ 33 / الأحزاب / 33 ]»
«عايشه مىگويد: «در صحبگاهى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، درحالىكه بر دوش او عبايى مشكى بود، خارج شد. سپس حسن آمد، پس او را داخل آورد؛ سپس حسين آمد و با او داخل شد؛ سپس فاطمه آمد، او را داخل آورد؛ سپس على آمد، او را داخل آورد؛ آنگاه گفت: خداوند مىخواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر] بزدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند.»
مسلم بن الحجاج أبو الحسين، القشيري النيسابوري، صحيح مسلم، ج 4، ص:1883، ناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، عدد الأجزاء: 5
این حدیث با قرار دادن حضرت زهرا سلاماللهعلیها در شمار اهلبیت علیهم السلام، از دو جهت بر عصمت ایشان دلالت میکند: نخست، تعبیر «وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» است که در آن، خداوند اراده کرده اهلبیت را بهطور ویژه و کامل تطهیر کند؛ و تطهیر مطلق، تنها پاکی از برخی گناهان نیست، بلکه با توجه به اطلاق آن، پاکسازی از هرگونه رجس، گناه و خطا را دربرمیگیرد. دوم، اراده الهی در عبارت «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ»بهصورت مطلق بیان شده است؛ یعنی اراده خداوند به برطرف کردن هر نوع رجس از اهلبیت علیهم السلام، تعلق گرفته و این رجس، بدون هیچ قید و استثنایی نفی شده است. بنابراین، با توجه به اینکه حضرت زهرا سلاماللهعلیها در این حدیث بهصراحت در جمع اهلبیت قرار گرفتهاند، مفاد تطهیر کامل و اذهاب مطلق رجس شامل ایشان نیز میشود و نتیجه آن، مصونیت ایشان از هرگونه گناه، خطا و آلودگی معنوی، یعنی عصمت، خواهد بود.
از علمای اهل سنت ابن عربی صوفی در تقریر دلالت آیه تطهیر بر عصمت اهل بیت علیهم السلام می نویسد:
« ... قال تعالى إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً و هو (الامام الحسن علیه السلام) من أهل البيت بلا شك، و قد أخبر اللّه أنه طهرهم و أذهب عنهم الرجس، و خبره صدق، و هذا يدل على عصمة أهل البيت في حركاتهم، و حفظ اللّه لهم في ذلك، و ليس ذلك لغيرهم...»
«خدای متعال میفرماید: «همانا خداوند اراده کرده است که هرگونه پلیدی را از شما اهلبیت دور کند و شما را بهطور کامل پاک و پاکیزه گرداند.» و امام حسن علیهالسلام بدون تردید از اهلبیت علیهم السلام است. خداوند خبر داده است که اهلبیت علیهم السلام را پاک ساخته و پلیدی را از آنان دور کرده است، و خبر خداوند نیز راست و قطعی است. بنابراین، این آیه بر عصمت اهلبیت در رفتار و اعمالشان و نیز بر حفظ و حمایت الهی از آنان در این امور دلالت دارد؛ در حالی که چنین ویژگیای برای دیگران ثابت نشده است.»
محمود محمود الغراب، الفقه عند الشيخ الأكبر محيى الدين ابن العربى، ص388، 1جلد، دار الكاتب العربى - دمشق، چاپ: دوم، 1414 ق.
همو در جای دیگر در کتاب الفتوحات المکیة تصریح می کند:
«و لما كان رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و سلم عبدا محضا قد طهره اللَّه و أهل بيته تطهيرا و أذهب عنهم الرجس و هو كل ما يشينهم فإن الرجس هو القذر عند العرب هكذا حكي الفراء قال تعالى إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً فلا يضاف إليهم إلا مطهر و لا بد فإن المضاف إليهم هو الذي يشبههم فما يضيفون لأنفسهم إلا من له حكم الطهارة و التقديس ... و شهد اللَّه لهم بالتطهير و ذهاب الرجس عنهم و إذا كان لا ينضاف إليهم إلا مطهر مقدس و حصلت له العناية الإلهية بمجرد الإضافة فما ظنك بأهل البيت في نفوسهم فهم المطهرون بل هم عين الطهارة ...»
«از آنجا که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بندهای خالص و برگزیده بود و خداوند او و اهلبیتش را بهطور کامل پاک و مطهر ساخته و هرگونه پلیدی را از آنان دور کرده است ـ و «رجس» نزد عرب به معنای پلیدی و آلودگی است، چنانکه فرّاء نیز همین معنا را نقل کرده است ـ خداوند میفرماید: «همانا خداوند اراده کرده است که هرگونه پلیدی را از شما اهلبیت دور کند و شما را بهطور کامل پاک و پاکیزه گرداند.» بنابراین، کسی جز فرد پاک و پاکیزه به اهلبیت علیهم السلام نسبت داده نمیشود؛ زیرا هر چیزی که به آنان نسبت داده میشود، باید با مقام و شأن آنان تناسب داشته باشد و آنان نیز جز کسی را که در حکمِ پاکی و قداست باشد، به خود منسوب نمیکنند. خداوند نیز به پاکی آنان و دور شدن هرگونه پلیدی از ایشان گواهی داده است. پس اگر صرفِ انتساب به اهلبیت موجب برخورداری از عنایت الهی و پاکی و قداست میشود، درباره خودِ اهلبیت چه میتوان گفت؟ آنان خود، پاکیزگان و مطهراناند؛ بلکه حقیقتِ پاکی و طهارتاند.»
محيى الدين بن عربى، الفتوحات المكية(اربع مجلدات)، ج1 ؛ ص196، 4جلد، دار الصادر - بيروت، چاپ: اول، _.
2/1./2. استدلال به حدیث ثقلین:
حدیث ثقلین از احادیث متواتر در تراث روایی شیعه و اهل سنت است که دلالت آن بر عصمت اهل بیت علیهم السلام قابل برداشت است:
«3786 - حَدَّثَنَا نَصْرُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الكُوفِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ الحَسَنِ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، قَالَ: رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فِي حَجَّتِهِ يَوْمَ عَرَفَةَ وَهُوَ عَلَى نَاقَتِهِ القَصْوَاءِ يَخْطُبُ، فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: " يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي تَرَكْتُ فِيكُمْ مَا إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: كِتَابَ اللَّهِ، وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي " وَفِي البَابِ عَنْ أَبِي ذَرٍّ، وَأَبِي سَعِيدٍ، وَزَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، وَحُذَيْفَةَ بْنِ أَسِيدٍ وهَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ غَرِيبٌ مِنْ هَذَا الوَجْهِ. وَزَيْدُ بْنُ الحَسَنِ، قَدْ رَوَى عَنْهُ سَعِيدُ بْنُ سُلَيْمَانَ، وَغَيْرُ وَاحِدٍ مِنْ أَهْلِ العِلْمِ. [حكم الألباني] : صحيح»
«۳۷۸۶ نَصْر بن عبدالرحمن کوفی برای ما روایت کرد، گفت: زید بن حسن برای ما روایت کرد، از جعفر بن محمد، از پدرش، از جابر بن عبدالله که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهو آله سلم را در حجّ ایشان، در روز عرفه، در حالی که بر شتر مادهٔ ایشان، «قصواء»، سوار بودند و خطبه میخواندند، دیدم. شنیدم که میفرمودند: «ای مردم! من در میان شما چیزی بر جای گذاشتم که اگر آن را بگیرید و بدان پایبند باشید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترت من، یعنی اهلبیت من.» و در این باب، از ابوذر، ابو سعید، زید بن ارقم و حذیفة بن اسید نیز روایتهایی نقل شده است. و این حدیث، از این طریق، حَسَن و غریب است. و زید بن حسن، کسی است که سعید بن سلیمان و افراد دیگری از اهل علم نیز از او روایت کردهاند. [حکم آلبانی:] صحیح.»
الترمذي، أبو عيسى (ت 279 هـ)، محمد بن عيسى، سنن الترمذي، ج 5، ص 662، تحقيق وتعليق: أحمد محمد شاكر (جـ 1، 2)، الناشر: شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابي الحلبي – مصر، الطبعة: الثانية، 1395 هـ - 1975 م
برای اثبات عصمت حضرت زهرا سلاماللهعلیها میتوان به ملازمت و عدم جدایی عترت از قرآن بر اساس حدیث ثقلین استناد کرد؛ زیرا پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عترت را در کنار قرآن و تا قیامت همراه و جدانشدنی از آن معرفی کرده است. این همراهی صرفاً به معنای همزمانی نیست، بلکه مستلزم آن است که عترت به حقیقت و معارف قرآن آگاه باشد و در هیچ گفتار یا عملی با آن مخالفت نکند. از آنجا که قرآن کریم مصون از خطا و انحراف است، کسی که به صورت دائمی و جداییناپذیر با قرآن همراه قرار داده شده نیز باید از خطا، گناه و مخالفت با حق مصون باشد؛ زیرا در غیر این صورت، میان او و قرآن افتراق و تعارض پدید میآمد. بنابراین، با توجه به اینکه حضرت زهرا سلاماللهعلیها از مصادیق روشن عترت و اهلبیت پیامبر صلی الله علیه و آله است، حکم عدم افتراق عترت از قرآن شامل ایشان نیز میشود و در نتیجه، عصمت ایشان از خطا و گناه اثبات میگردد.
2/1/3. استدلال به حدیث سیادت مطلق حضرت زهرا سلام الله علیها
حاكم نيشابوري در مستدرک خود روایتی از عائشه نقل می کند که دلالت آن بر سروری حضرت زهرا سلام الله علیها مورد قبول همه مسلمین است:
«4740 - زَكَرِيَّا بْنُ أَبِي زَائِدٍ، عَنْ فِرَاسٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ، عَنْ مَسْرُوقٍ، عَنْ عَائِشَةَ، رضي الله عنها أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم، قَالَ: وَهُوَ فِي مَرَضِهِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ: «يَا فَاطِمَةُ، أَلَا تَرْضَيْنَ أَنْ تَكُونِي سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ وَسَيِّدَةَ نِسَاءِ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَسَيِّدَةَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ؟» هَذَا إِسْنَادٌ صَحِيحٌ، وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ هَكَذَا»
«۴۷۴۰ ـ زکریا بن ابیزائده، از فِراس، از شعبی، از مسروق، از عایشه ـ رضیاللهعنها ـ روایت کرده است که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم در بیماریای که در همان بیماری از دنیا رفتند، فرمودند: «ای فاطمه! آیا خشنود نمیشوی که سرور زنان جهانیان، سرور زنان این امت و سرور زنان مؤمنان باشی؟» این سند، صحیح است؛ و بخاری و مسلم این روایت را با این لفظ و به این صورت تخریج نکردهاند.»
الحاكم النيسابوري، أبو عبد الله محمد بن عبد الله، المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص: 170، دراسة وتحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، الناشر: دار الكتب العلمية – بيروت، الطبعة: الأولى، 1411 – 1990، عدد الأجزاء: 4
این روایت با بیان سیادت و برتری مطلق حضرت فاطمه سلاماللهعلیها بر همه زنان مؤمن، دلالتی روشن بر عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها دارد؛ زیرا چنین برتری مطلقی، حتی در مقایسه با بانوانی مانند حضرت مریم علیهاالسلام که قرآن کریم برگزیدگی و طهارت او را تصریح کرده است (آلعمران : 42)، با فرض امکان گناه یا خطای دینی از سوی حضرت زهرا سلاماللهعلیها سازگار نیست. بدین معنا که اگر حضرت فاطمه سلاماللهعلیها در اعتقاد، گفتار یا رفتار خود مرتکب گناه یا خطایی میشد، دیگر نمیتوانست به صورت مطلق سرور و برترینِ زنان مؤمن باشد؛ زیرا وجود خطا و معصیت با مقام برتری مطلق در ایمان و فضیلت منافات دارد. بنابراین، سیادت مطلقی که پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای حضرت زهرا سلاماللهعلیها اثبات کرده است، مستلزم کمال و مصونیت کامل ایشان از گناه و خطاست و از این جهت، میتوان از آن عصمت آن حضرت را نتیجه گرفت.
2/1/4. استدلال به فقره بضعة منی
مسور بن مخرمة روایتی در یکی صحیح ترین منابع اهل سنت دارد که:
«94 - (2449) حدثني أبو معمر إسماعيل بن إبراهيم الهذلي، حدثنا سفيان، عن عمرو، عن ابن أبي مليكة، عن المسور بن مخرمة، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «إنما فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها»
«رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است هر امری او را اذیت کند مرا اذیت می کند.»
مسلم نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم، ج4، ص: 1903، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، عدد الأجزاء: 5
دلیل عصمت حضرت فاطمه سلاماللهعلیها، بر اساس حدیث فوق این است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، حضرت فاطمه سلاماللهعلیها را «بضعة منّي»؛ یعنی پارهای از وجود و جزئی از خویش معرفی کرده است. از آنجا که خود پیامبر صلیاللهعلیهوآله معصوم است، آن جزء و پارهای که به ایشان نسبت داده شده نیز باید از خطا و گناه مصون باشد؛ زیرا اگر حضرت فاطمه سلاماللهعلیها در معرض گناه و خطا بود، تعبیر «پارهای از من» با مقام عصمت و شأن ویژهای که پیامبر برای ایشان بیان کرده، سازگار نبود. بنابراین، فقره «فاطمة بضعة مني» دلالت دارد که حضرت فاطمه سلاماللهعلیها نیز مانند پیامبر، از عصمت برخوردار است.
استدلال فوق یکی از علمای برجسته اهل سنت نیز تایید کرده است:
«وأما دليل العصمة في فاطمة-رضي الله عنها-فكقوله-صلى الله عليه وسلم: «فاطمة بضعة مني يريبني ما رابها ويؤذيني ما آذاها» (2) والنبي صلى الله عليه وسلم-معصوم فبضعته أي جزؤه والقطعة منه يجب أن تكون معصومة.»
«اما دلیل عصمت فاطمه رضیاللهعنها این سخن پیامبر صلیاللهعلیهوسلم است که فرمود: «فاطمه پارهای از وجود من است؛ هر چیزی که او را نگران و ناراحت کند، مرا نیز نگران و ناراحت میکند و هر چیزی که او را بیازارد، مرا میآزارد.» و از آنجا که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم معصوم است، بنابراین پارهای از وجود او، یعنی آن بخشی که از اوست، نیز باید معصوم باشد.»
الكريم الطوفي الصرصري الحنبلي (ت 716 هـ)، نجم الدين أبو الربيع سليمان بن عبد القوي بن عبد، الإشارات الإلهية إلي المباحث الأصولية ص ص506، تحقيق: محمد حسن محمد حسن إسماعيل، الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت – لبنان، الطبعة: الأولى، 1426 هـ - 2005 م
2/1/5. استدلال به احادیث ملازمه غضب و رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها با غضب و روایت خداوند و رسول خدا صلی الله علیه و آله
مسلم نیشابوری در صحیح خود روایت می کند:
«94 - (2449) حدثني أبو معمر إسماعيل بن إبراهيم الهذلي، حدثنا سفيان، عن عمرو، عن ابن أبي مليكة، عن المسور بن مخرمة، قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «إنما فاطمة بضعة مني يؤذيني ما آذاها»
«رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: فاطمه سلام الله علیها پاره تن من است هر امری او را اذیت کند مرا اذیت می کند.»
مسلم نیشابوری، مسلم بن حجاج، المسند الصحيح المختصر بنقل العدل عن العدل إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم، ج4، ص: 1903، المحقق: محمد فؤاد عبد الباقي، الناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، عدد الأجزاء: 5
چنانچه در ابتدای این نوشتار گذشت بر اساس این روایت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله آزار دادن حضرت فاطمه سلام الله علیها را آزار خویش دانسته است. روشن است که پیامبر معصوم، از چیزی که برخلاف حق و رضای الهی باشد متأثر و آزرده نمیشود؛ بنابراین، اگر حضرت فاطمه سلاماللهعلیها در گفتار یا رفتار خود مرتکب گناه یا خطایی میشد، آزار ناشی از آن نمیتوانست بهصورت مطلق آزار پیامبر شمرده شود. پس این سخن نشان میدهد که حضرت زهرا سلاماللهعلیها به گونهای است که رفتار و موضع او با حق و رضای الهی منافات ندارد و ازاینرو، از گناه و خطا مصون است.
حافظ رجب برسی از عرفا و متکلمین شیعه می نویسد:
«لأن النبي صلّى اللّه عليه و آله حصر رضاه في رضاها فقال: «و اللّه يا فاطمة لا يرضى اللّه حتى ترضي، و لا أرضى حتّى ترضي». و معنى هذا الرمز أن فاطمة عليها السّلام ينبوع الأسرار و شمس العصمة، و مقرّ الحكمة، لأنّها بضعة النبي صلّى اللّه عليه و آله و حبيبة الولي، و معدن السرّ الإلهي، فمن غضبت عليه أمّ الأبرار، فقد غضب عليه نبيّه و وليّه، و من غضب عليه النبي و الولي، فهو الشقي كل الشقي.»
«زیرا پیامبر صلیاللهعلیهوآله رضایت خود را در رضایت حضرت فاطمه سلاماللهعلیها منحصر کرده و فرموده است: «به خدا سوگند، ای فاطمه! خداوند راضی نمیشود تا زمانی که تو راضی شوی، و من نیز راضی نمیشوم تا زمانی که تو راضی شوی.» معنای این سخن آن است که حضرت فاطمه سلاماللهعلیها سرچشمه اسرار، خورشید عصمت و جایگاه حکمت است؛ زیرا ایشان پارهای از وجود پیامبر صلیاللهعلیهوآله، محبوب و ولیّ او و معدن اسرار الهی است. بنابراین، هر کس که امّالابرار (مادر نیکان) بر او خشمگین شود، پیامبر و ولیّ او نیز بر وی خشمگین شدهاند، و کسی که پیامبر و ولیّ بر او خشمگین باشند، بدبختترینِ بدبختان خواهد بود.»
حافظ رجب برسى، مشارق أنوار اليقين، ص36، 1جلد، مؤسسة الأعلمى للمطبوعات - بيروت، چاپ: اول، 1422 ق.
جمع بندی: با توجه به استدلال های فوق عصمت حضرت زهرا سلام الله علیها بر اساس متون قرآنی و روایات متعدد موجود در منابع روایی اهل سنت از مسلمات است. باید توجه نمود که این ادله روایی و قرآن باعث تقویت یکدیگر از حیث دلالت نیز می شوند و استحکام استدلال ما می افزایند.
3. شبهه دوم: نقض قانون عصمت بر اساس روایت آزار و اذیت مومن
بر اساس روایات موجود در منابع روایی شیعه خداوند تبارک و تعالی با اذیت کردن هر بنده مومنی به خشم می آید لذا این اختصاصی با حضرت زهرا سلام الله علیها ندارد که خداوند با خشم او به خشم آید و با رضایت او راضی شود. آیا همه مومنین معصوم هستند که خدا با غضب آنها غضب کند؟! چنانچه مرحوم کلینی در کافی روایت می کند:
«1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِيَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّي مَنْ آذَى عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ وَ لْيَأْمَنْ غَضَبِي مَنْ أَكْرَمَ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنَ وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ مِنْ خَلْقِي فِي الْأَرْضِ فِيمَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَاحِدٌ مَعَ إِمَامٍ عَادِلٍ لَاسْتَغْنَيْتُ بِعِبَادَتِهِمَا عَنْ جَمِيعِ مَا خَلَقْتُ فِي أَرْضِي وَ لَقَامَتْ سَبْعُ سَمَاوَاتٍ وَ أَرَضِينَ بِهِمَا وَ لَجَعَلْتُ لَهُمَا مِنْ إِيمَانِهِمَا أُنْساً لَا يَحْتَاجَانِ إِلَى أُنْسِ سِوَاهُمَا.»
« محمد بن یحیی، از احمد بن محمد، از ابن محبوب، از هشام بن سالم نقل میکند که گفت: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود: خدای متعال فرمود: «هر کس بنده مؤمن مرا بیازارد، خود را برای جنگ با من آماده کرده است، و هر کس بنده مؤمن مرا گرامی بدارد، از خشم من در امان خواهد بود. و اگر در سراسر زمین، از مشرق تا مغرب، جز یک مؤمن و یک امام عادل باقی نمانده بود، عبادت آن دو مرا از عبادت همه آفریدگانم بینیاز میکرد. به برکت وجود آن دو، هفت آسمان و زمینها برپا میماندند و از ایمان آن دو چنان آرامش و الفتی برایشان قرار میدادم که دیگر به انس و الفت هیچکس جز یکدیگر نیاز نداشتند.»
كلينى، محمد بن يعقوب، الكافي (ط - الإسلامية)، ؛ ج2 ؛ ص350، تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.
3/1. پاسخ : تفاوت در درجات ایمان و عصمت
برای پاسخ به شبهه فوق باید به نکات زیر دقت کنیم:
نکته اول: روایت غضب کردن خداوند نسبت به هر مومنی با روایت های مورد بحث ما درباره ملازمه غضب و رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها با غضب و رضایت الله تبارک و تعالی هیچ تعارضی ندارند و از حیث حکم کاملا همسو هستند.
قطعا این فضیلت حضرت زهرا سلام الله علیها به دلیل ایمان والای آن حضرت بوده است. بر اساس روایت فوق قانون کلی این است که درجات بالای ایمان یک شخص باعث می شود که تمام اراده او در انجام واجبات و ترک محرمات و مستحبات و مکروهات تابع اراده الهی و دستورات او باشد. معیار و محور حب و بغض یک شخص مومن بر اساس هوای نفس یا وسوسه های شیطانی نیست بلکه شخص مومن رضایت و غضب خود را با رضایت و غضب الهی هماهنگ می کند.چنانچه در روایات اهل سنت نیز آمده است:
«21303 - حَدَّثَنَا حُسَيْنٌ، حَدَّثَنَا يَزِيدُ - يَعْنِي ابْنَ عَطَاءٍ -، عَنْ يَزِيدَ - يَعْنِي ابْنَ أَبِي زِيَادٍ -، عَنْ مُجَاهِدٍ، عَنْ رَجُلٍ، عَنْ أَبِي ذَرٍّ، قَالَ: خَرَجَ إِلَيْنَا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَقَالَ: " أَتَدْرُونَ أَيُّ الْأَعْمَالِ أَحَبُّ إِلَى اللهِ؟ " قَالَ قَائِلٌ: الصَّلَاةُ وَالزَّكَاةُ، وَقَالَ قَائِلٌ: الْجِهَادُ، قَالَ: " إِنَّ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللهِ الْحُبُّ فِي اللهِ، وَالْبُغْضُ فِي اللهِ "»
«۲۱۳۰۳ ـ حسین برای ما روایت کرد، گفت: یزید ـ یعنی ابن عطاء ـ برای ما روایت کرد، از یزید یعنی ابن ابیزیاد ، از مجاهد، از مردی، از ابوذر که گفت: رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم نزد ما آمد و فرمود: «آیا میدانید کدام عمل نزد خدا محبوبتر است؟» شخصی گفت: نماز و زکات. شخص دیگری گفت: جهاد. حضرت فرمود: «محبوبترین اعمال نزد خدا، دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست.»
الإمام أحمد بن حنبل (164 - 241 هـ)، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج35، ص: 229، المحقق: شعيب الأرنؤوط [ت 1438 هـ]- عادل مرشد – وآخرون، إشراف: د عبد الله بن عبد المحسن التركي، الناشر: مؤسسة الرسالة، عدد الأجزاء: 50 (آخر 5 فهارس)، الطبعة: الأولى، 1421 هـ - 2001 م
نکته دوم: جمع عرفی روایت مرتبط با حضرت زهرا سلام الله علیها با قانون کلی مطرح در روایت اصول کافی این است که حضرت زهرا سلام الله علیها یکی از مصادیق تام و بارز مومن است که خداوند تبارک و تعالی به صورت تام و مطلق از رضایت او راضی می شود و از غضب او غضبناک می گردد.
نکته سوم: بر اساس قواعد استظهاری وصف در بسیاری از موارد مشعر به علیت است. در روایت مطرح شده در اصول کافی، جنبه ایمان شخص مومن علت اصلی این مقامات او حساسیت و غیرت خداوند تبارک و تعالی به او بوده است و الا اگر یک شخصی از حقیقت ایمان خود خارج شود و عصیان کند، دیگر این قانون و علت بر او صدق نمی کند. لذا اگر یک مومنی دچار وسوسه شود قطعا خشم و غضب او باعث خشم و غضب الهی نمی شود.
نکته چهارم: اطلاق روایات های مرتبط با حضرت زهرا سلام الله علیها _ چنانکه گذشت_ خصوصا روایت های ملازمه غضب و رضایت آن حضرت با غضب و رضایت خداوند تبارک و تعالی خود کاشف از ایمان تام و حقیقی آن حضرت است. تطهیر تام مبتنی بر آیه تطهیر، وجوب تمسک همه جانبه به ایشان در کنار قرآن در حدیث ثقلین، عینیت تام و همه جانبه حقیقت ایشان با حقیقت نبوی در حدیث فاطمة بضعة منی و اطلاق روایات ملازمه غضب و رضایت نشان می دهد که اراده حضرت زهرا سلام الله علیها در حب و بغض کاملا مندک و هماهنگ و همسو با اراده حق تعالی است و هیچ تخلفی از آن ندارد. و این همان فضیلت اختصاصی حضرت زهرا سلام الله علیها در مقایسه با سایر مومنین است.
جمع بندی: در مقام جمع بندی می توان گفت اشکال مطرحشده با این پاسخ برطرف میشود که روایت کافی یک قاعده کلی درباره مؤمنان بیان میکند؛ یعنی خداوند به مؤمن احترام و حساسیت ویژهای دارد و کسی که او را آزار دهد، مورد خشم الهی قرار میگیرد. اما این به معنای آن نیست که همه مؤمنان در همه کارهای خود معصوماند؛ زیرا ممکن است مؤمنی مرتکب گناه یا خطا شود و در چنین مواردی، رضایت و غضب او لزوماً مطابق رضایت و غضب خداوند نیست. تفاوت حضرت زهرا سلاماللهعلیها در این است که درباره ایشان، پیامبر صلیاللهعلیهوآله بهصورت مطلق فرموده است که آزار او آزار پیامبر و خشم او موجب خشم پیامبر است و در نتیجه، غضب و رضایت ایشان با غضب و رضایت الهی ملازم است. بنابراین، روایت مربوط به همه مؤمنان، اصلِ احترام و حرمت مؤمن را بیان میکند، اما روایات حضرت زهرا سلاماللهعلیها جایگاه ویژه و بالاتری را اثبات میکنند؛ یعنی ایشان به سبب کمال ایمان و طهارت، در محبت، رضایت و غضب خود کاملاً تابع حق و اراده الهی است و هیچگاه برخلاف آن حرکت نمیکند. پس مؤمن بودن بهتنهایی مساوی با عصمت نیست، اما ملازمت مطلق رضایت و غضب حضرت زهرا سلاماللهعلیها با رضایت و غضب الهی خصوصا با توجه به ادله دیگر عصمت، نشاندهنده عصمت اختصاصی تام و مطلق ایشان است.
به عبارت دیگر می توانیم بگوییم: مومن هر کاری را که در جهت حقیقت ایمانی خود و در راستای اراده الهی و حب و بغض خداوند تبارک و تعالی انجام می دهد دارای عصمت موردی خواهد بود و مشمول این خواهد شد که خداوند نسبت به آن فعل ایمانی او غیور باشد و اگر کسی او را نسبت بدان فعل اذیت کند، غضبناک شود. ولی حضرت زهرا سلام الله علیها چون دارای عصمت تام و مطلق است لذا تمام قول و فعل و رفتارهای او در راستای حب و بغض الهی است لذا خداوند تبارک و تعالی نسبت به تمام حب و بغض های آن حضرت غیور است و هر کسی او را آزار دهد قطعا خداوند را آزار داده و غضبناک نموده است.
به بیان سوم می توانیم اینگونه تحلیل کنیم که روایت موجود در اصول کافی خشم و غضب الهی برای عصمت مورد مومن است ولی روایت های مرتبط با حضرت زهرا سلام الله علیها برای عصمت تامه نهایت پاکی آن حضرت است.
4. شبهه سوم: نقض استدلال به عصمت با احادیث ملازمه اذیت پدر و مادر با سخط الهی
بر اساس روایت «مَنْ أَرْضَى وَالِدَيْهِ فَقَدْ أَرْضَى اللَّهَ، وَمَنْ أَسْخَطَهُمَا فَقَدْ أَسْخَطَ اللَّهَ»، (پاينده، ابو القاسم، نهج الفصاحة (مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)، ص760، تهران، چاپ: چهارم، 1382ش.) رضایت و خشنودی والدین با رضایت خداوند و نارضایتی و خشم آنان با خشم خداوند ملازم دانسته شده است. بنابراین، اگر ملازمه رضایت و غضب حضرت زهرا سلاماللهعلیها با رضایت و غضب الهی را دلیل عصمت ایشان بدانیم، این استدلال درباره والدین نیز باید جاری باشد؛ در حالی که همه پدران و مادران معصوم نیستند. پس صرف اینکه خداوند از رضایت کسی راضی و از خشم او خشمگین شود، نمیتواند بهتنهایی دلیل عصمت آن شخص باشد.
4/1. پاسخ: تفاوت در درجات عصمت و ایمان بین عنوان والدین و عنوان حضرت زهرا سلام الله علیها
در پاسخ باید گفت که این روایت، همانند روایت مربوط به مؤمن، یک حکم کلی و ناظر به موارد خاص خشم و غضب را بیان میکند، نه اینکه رضایت و غضب والدین در همه حالات و بدون هیچ قیدی مطابق رضایت و غضب خداوند باشد. رضایت والدین زمانی ارزش و اعتبار دینی دارد که در چارچوب حق و اطاعت از خداوند باشد؛ بنابراین اگر پدر یا مادری به سبب هوای نفس یا در امر حرام خشمگین شوند، خشم آنان ملاک خشم الهی نخواهد بود. پس این روایت به خودی خود عصمت همه والدین را اثبات نمیکند.
اما درباره حضرت زهرا سلاماللهعلیها، سخن از ملازمهای مطلق و ویژه است؛ یعنی پیامبر صلیاللهعلیهوآله آزار حضرت فاطمه سلاماللهعلیها را آزار خود معرفی کرده و در نتیجه، غضب و رضایت ایشان را در جایگاهی قرار داده که با غضب و رضایت الهی هماهنگ است. تفاوت در همین اطلاق و ویژگی است: روایت والدین، فضیلت و حرمت آنان را در چارچوب وظیفه و جایگاه والدین بیان میکند، اما روایات حضرت زهرا سلاماللهعلیها، با توجه به مجموعه ادلهی دیگر مانند آیه تطهیر و حدیث ثقلین، از جایگاه خاص و عصمت تام ایشان حکایت دارد.
بنابراین، ملازمه رضایت و غضب، در همه موارد مساوی با عصمت نیست؛ در مورد والدین، این ملازمه محدود به مواردی است که رضایت و خشم آنان در مسیر حق باشد؛ اما در مورد حضرت زهرا سلاماللهعلیها، ملازمه به صورت مطلق مطرح شده است. ازاینرو، روایت والدین ناقض استدلال به عصمت حضرت زهرا سلاماللهعلیها نیست، بلکه تفاوت میان عصمت موردی در یک رفتار خاص و عصمت تام و مطلق در تمام گفتار و رفتار را نشان میدهد.
عین این اشکال و پاسخ ها درباره روایات دیگر در موضوعات متعدد مثل آزار و اذیت صحابه و آزار و اذیت یتیم و همسر نیز جاری است و نیازی به تکرار شبهه و پاسخ آن نیست.
5. شبهه چهارم: تخصیص مدلول روایت به اطاعت الهی
بر اساس این شبهه ملازمه غضب و رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها جایی است که غضب و رضایت ایشان در اطاعت الهی باشد اگر آن حضرت در غیر اطاعت الهی غضب کند یا راضی شود، این باعث غضب و رضایت خداوند و رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی شود. به عبارت دیگر روایات مرتبط با غضب و رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها که شیعیان بدان استدلال می کنند مطلق و عام نیست بلکه تخصیص و تقیید خورده است.
5/1. پاسخ: تنافی این ادعا ظهور عرفی روایت
اولا: بر اساس قوانین عقلایی فهم هر متن خصوصا فهم روایات، تخصیص و تقیید یک عام یا مطلق خلاف قاعده است و باید با دلیل اثبات شود. در صورت شک و نبود دلیل قطعی نمی توانیم عموم و اطلاق یک روایت را به صرف احتمال و توهم تخصیص یا تقیید کنار بگذاریم.
ثانیا: اگر روایات مرتبط با ملازمه غضب و رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها با غضب و رضایت خداوند و پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مقید به اطاعت الهی کنیم، در این صورت بین حضرت فاطمه سلام الله علیها و دیگر افراد هیچ تفاوتی نخواهد بود چرا که اگر هر مسلمان یا حتی غیر مسلمانی در راستای اطاعت الهی و رعایت دستورات خدا غضبناک شود یا نسبت به رعایت واجبات الهی خشود شود، قطعا این رضایت و غضب او رضایت و غضب خداوند را در پی دارد و بین حضرت زهرا سلام الله علیها و دیگران تفاوتی نیست و این هیچ فضیلتی برای آن حضرت دیگر تلقی نمی شود در حالی که برداشت تمام علمای اسلام از این روایات یک فضیلت و منقبت ویژه برای حضرت زهرا سلام الله علیها است.
ثالثاً: مقید کردن این روایات به مواردی که غضب و رضایت حضرت زهرا سلاماللهعلیها در چارچوب اطاعت الهی باشد، با حکمت و مقام سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآله سازگار نیست؛ زیرا پیامبر در این روایات در مقام تمجید حضرت زهرا و بیان فضیلت و منزلت ویژه ایشان است. اقتضای چنین مقامی آن است که سخن حضرت به گونهای بیان شود که این ویژگی و فضیلت را بهروشنی نشان دهد؛ یعنی رضایت و غضب حضرت زهرا سلاماللهعلیها به عنوان امری دارای جایگاه و اهمیت ویژه معرفی شود. اما اگر روایت را به موارد اطاعت الهی مقید کنیم، این ویژگی به امری اختصاصی در حضرت زهرا تبدیل نمیشود؛ زیرا رضایت و غضب هر مؤمنی که در مسیر اطاعت الهی باشد، از همین جهت ارزشمند است. در نتیجه، چنین تقییدی با هدف پیامبر از این سخن که بیان فضیلت خاص حضرت زهرا سلاماللهعلیها است، تنافی دارد و بدون دلیل نمیتوان روایت را به آن مقید کرد.
رابعا: نکته اصلی در نقد این شبهه، همان ملازمهای است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میان «بضعة و پارهای از وجود من بودن حضرت زهرا سلاماللهعلیها» و «اذیت شدن من در اثر اذیت شدن ایشان» برقرار کرده است. اگر بگوییم غضب و رضایت حضرت زهرا سلاماللهعلیها فقط در صورتی موجب غضب و رضایت پیامبر است که مربوط به اطاعت الهی باشد، دیگر این ملازمه بر «پارهای از وجود پیامبر بودن» ایشان مبتنی نخواهد بود؛ زیرا در این فرض، علت اصلیِ غضب و رضایت پیامبر، الهی بودنِ متعلق غضب و رضایت است، نه اینکه حضرت زهرا سلاماللهعلیها پارهای از وجود پیامبر باشد. در نتیجه، استناد پیامبر به این ویژگی برای بیان اینکه اذیت ایشان، اذیت پیامبر است، بیاثر خواهد شد. به بیان سادهتر، اگر قاعده این باشد که «هرگاه حضرت زهرا سلام الله علیها در مسیر اطاعت الهی غضب کند، غضب او موجب غضب پیامبر صلیاللهعلیهوآله است»، آنچه این ملازمه را ایجاد میکند «اطاعت الهی» است، نه «بضعة بودن»؛ در حالی که روایت، ملازمه را بر اساس رابطه و جایگاه خاص حضرت زهرا علیها السلام نسبت به پیامبر صلیاللهعلیهوآله بیان میکند. بنابراین، محدود کردن مفاد روایت به موارد اطاعت الهی، نیازمند دلیل جداگانه است و بدون چنین دلیلی، با ساختار استدلال خود روایت سازگار نیست.
خامسا: در مقام جدال احسن با مخالفان میتوان گفت که بر اساس برخی روایات اهلسنت در صحیح بخاری و صحیح مسلم، مورد و زمینه صدور این سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآله، تصمیم حضرت علی علیهالسلام برای ازدواج با دختر ابوجهل بوده است؛ ازدواجی که فینفسه بر اساس حکم قرآن، امری حلال بود و منع شرعی عامی نسبت به آن وجود نداشت. با این حال، پیامبر صلیاللهعلیهوآله با این ازدواج مخالفت فرمود و علت این مخالفت را نیز جایگاه ویژه حضرت زهرا سلاماللهعلیها نزد خود بیان کرد؛ یعنی ایشان به عنوان «بضعة» پیامبر، از جایگاهی برخوردار بودند که اذیت و ناراحتی ایشان، اذیت و ناراحتی پیامبر صلیاللهعلیهوآله به شمار میآمد. بنابراین، اگر مخالفت پیامبر صرفاً بر یک سبب عمومی و مشترک میان همه مسلمانان مبتنی بود، باید همین حکم درباره دیگر مسلمانان نیز جاری میشد؛ در حالی که چنین نیست. پس علت این مخالفت، خصوصیت و منزلت ویژه حضرت زهرا سلاماللهعلیها و ارتباط خاص ایشان با پیامبر صلیاللهعلیهوآله بوده است، نه یک حکم عمومی که میان همه مسلمانان مشترک باشد.
به عبارت دیگر تفسیر و تقیید روایت ملازمه غضب و رضایت حضرت زهرا سلام الله علیها با غضب و رضایت خداوند و پیامبر صلی الله علیه و آله به یک امری مثل «اطاعت الهی» که مشترک بین همه مسلمین است، با سبب صدور روایت که یک امر خاص و شخصی برای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و دخترش است در تنافی است. از حیث اصولی تفسیر یک روایت به گونه ای که سبب نزول و صدور آن را انکار کند خطا است.
6. جمع بندی نهایی:
در مجموع، مجموعه ادله قرآنی و روایی که درباره حضرت زهرا سلاماللهعلیها مطرح شد، یک تصویر منسجم از مقام عصمت و حجیت رفتار و رضایت و غضب ایشان ارائه میکند؛ از یک سو، آیه تطهیر با نفی رجس و اثبات طهارت ویژه اهلبیت علیهمالسلام، که حضرت زهرا سلاماللهعلیها بهطور قطعی از آنان است، زمینه اثبات عصمت ایشان را فراهم میسازد و از سوی دیگر، روایات متعدد، بهویژه روایاتی که رضایت و غضب حضرت زهرا سلاماللهعلیها را با رضایت و غضب پیامبر صلیاللهعلیهوآله پیوند میدهند، این جایگاه را بهصورت روشنتر تبیین میکنند. در این میان، نمیتوان این روایات را به مواردی مانند «اطاعت الهی» مقید کرد؛ زیرا چنین تقییدی هم با ساختار استدلال خود روایات و ملازمهای که میان اذیت حضرت زهرا و اذیت پیامبر بیان شده، سازگار نیست و هم با مقام سخن پیامبر صلیاللهعلیهوآله که در مقام بیان فضیلت و منزلت خاص حضرت زهرا سلاماللهعلیها بوده، تنافی دارد. همچنین، ماجرای مخالفت پیامبر با ازدواج حضرت علی علیهالسلام با دختر ابوجهل، با وجود حلال بودن اصل چنین ازدواجی، نشان میدهد که این واکنش ناشی از یک حکم عمومی و مشترک میان همه مسلمانان نبوده، بلکه به جایگاه ویژه حضرت زهرا سلاماللهعلیها و نسبت خاص ایشان با پیامبر صلیاللهعلیهوآله بازمیگشته است. بنابراین، مجموعه این شواهد در کنار یکدیگر دلالت روشنی بر مقام ویژه و عصمت حضرت زهرا سلاماللهعلیها دارد و اشکالاتی که برای نفی دلالت این ادله مطرح شده، ریشه در تعصب و توجیه رفتار برخی خلفا در ظلم و ستم نمودن به اهل بیت علیهم السلام دارد.




ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين