-->
نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
آثار و برکات به یاد مرگ بودن
کد مطلب: 16711 تاریخ انتشار: 25 مرداد 1405 - 19:53 تعداد بازدید: 1765
سخنراني ها » اخلاق علوی
آثار و برکات به یاد مرگ بودن

اخلاق علوی و سیره مهدوی 15 05 1405 (قسمت 153)

  
 
لينک دانلود  
 
 
 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی 15 05 1405 (قسمت 153)

عنوان برنامه: شرح و تحلیل مناجات جانسوز امام مجتبی علیه‌السلام با خداوند متعال «آثار یاد مرگ، یاد مرگ سبب افسردگی؟» (جلسه پنجم)

استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی

مجری: آقای علیرضا لطفی پور

کلیدواژها:

اخلاق علوی و سیره مهدوی؛ مناجات امام حسن؛ یاد مرگ؛ قیامت؛ حالات عبادت اهل بیت؛ نماز؛ یاد مرگ و افسردگی؛ رؤیت ائمه هنگام مرگ؛ عالم برزخ؛ جان دادن؛ شفاعت؛ برترین عبادت؛ برترین تفکر؛ کتاب مردان علم در میدان عمل؛ علامه طباطبایی؛ مذمت دنیا؛ مدح دنیا!

فهرست عناوین بحث:

  1. طلیعه برنامه عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)؛
  2. خلاصه ای از مباحث گذشته؛
  3. اثر یاد مرگ در زندگی دنیوی و اخروی انسان؛
  4. علما و بزرگان برای یاد مرگ و راز و نیاز با خداوند به قبرستان زیاد می‌رفتند؛
  5. آیات مدح و ذم دنیا و تحلیل پیرامون آن؛
  6. تقوا باعث فراوانی نعمت و گناه باعث تنگدستی برای انسان می‌شود؛
  7. در همه کارها نیت خدایی و قربة الی الله داشته باشیم!

مجری:

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه‏ مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم، السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ الْبَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَعْدِنِ الرِّسَالَة

بهترین سلام ها، دروها و تهیّات مان را تقدیم می کنیم به محضر ملکوتی و کبریائی اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) همچنین عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما محبین و شیعیان امیر المؤمنین (علیه السلام) و دوستداران اهل بیت پیغمبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) و همچنین عرض قبولی عزاداری های شما در ایام اربعین حسینی که به تازگی پشت سر گذاشتیم.

عرض قبولی زیارت‌ها و مشایه همه عزیزان که به این پیاده روی مشرف شدند و زیارت اربعین سید الشهداء (علیه السلام) و همه عزیزانی که از راه دور حضرت سید الشهداء (علیه السلام) را در روز اربعین زیارت کردند که فرمود یکی از علامت های مؤمن، زیارت اربعین سید الشهداء است.

ان شاء الله که خدا یک زیارت مقبول عارفانه و با معرفت در کارنامه اعمال همه شیعیان و محبین سید الشهداء (علیه السلام) در این ایام نوشته باشد و ذخیره ای باشد ان شاء الله برای آن روزی بیش از همیشه به این زیارت ها و شفاعت سید الشهداء (علیه السلام) نیاز خواهیم داشت.

خدا را شاکریم که یکبار دیگر در یک شب جمعه ای دیگر و با یکی دیگر از برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی در خدمت شما هستیم. از کلام و بیان کارشناس محترم برنامه جناب آیت الله دکتر حسینی قزوینی استفاده خواهیم کرد.

از طرف خودم و همه شما بینندگان گرامی خدمت جناب استاد عرض سلام و احترام خواهم داشت. طبق روال برنامه های حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی که ابتدا عرض توسلی محضر صدیقه طاهره (سلام الله علیها) دارند و این سنت همیشگی برنامه های ایشان در شبکه حضرت ولی عصر هست.

ان شاء الله عرض توسل امشب مان هم محضر وجود نازنین شان خواهد بود و بحث اصلی این برنامه را با همدیگر در پیش خواهیم گرفت. جناب استاد سلام علیکم و رحمة الله خیلی خوش آمدید!

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه،‏ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه‏، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع‏ فَمَا شَيْ‏ءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُم!

خدمت بینندگان عزیز و گرامی خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان خواهانم، ایام اربعین و غم اهل بیت (علیهم السلام) به پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الاعظم (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت بویژه شما بینندگان گرامی تسلیت و تعزیت عرض می کنم!

خدا را سوگند می دهیم به قافله خسته و داغدیده اهل بیت امام حسین (سلام الله علیه) فرج مولای مان ولی عصر را نزدیک کند و ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکابش ان شاء الله قرار بدهد.

ü      طلیعه برنامه، عرض ارادت به خانم حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

 طبق برنامه ای که همیشه داریم و خدای عالم به ما توفیق عنایت کرده عرائض مان را با یادی از صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آغاز می کنیم.

بی بی سلام با غم حیدر چه می کنی * با گریه های هجر پیمبر چه می کنی

بی بی سلام راهی بستر شدی چرا * بی بی سلام این همه لاغر شدی چرا

چیزی نمانده است اگر از وجود تو * رنگی نمانده است به روی کبود تو

پهلو شکسته درد تو را آب کرده است * خیلی تو را شکسته و بی خواب کرده است

بی بی سلام با غم زینب چه می کنی * با قصه سه تا کفن امشب چه می کنی

انگار سوز آه تو در شور و شین شد * ذکر لبان خشک تو نام حسین شد

تو می روی ولی پسرت بی کفن شود * در قتلگاه کشته صد باره تن شود

پس با زبان پر دل زینب در آن میان * رو بر مدینه کرده و وا می کند زبان

این کشته فتاده به هامون حسین توست * این صید دست و پا زده در خون حسین توست.

این ماهی فتاده به دریای خون که هست * زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

«صلی الله علیک یا مولاتي یا فاطمة‌ الزهرا و علی أبیک و بعدِک و علی اولادک و رحمة الله و برکاته»

مجری:

تشکر از شما

زهرا که عنایتش به دنیا برسد * باشد که به فریاد دل ما برسد

یا رب سببی ساز که در روز جزا * پرونده ما به دست زهرا برسد

ان شاء الله که در راه اهل بیت عصمت و طهارت ثابت قدم باشیم و در راه پیروی از اهل بیت و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و در قیامت مان هم به این «حبل الله المتین» چنگ بزنیم و به دست نورانی و با کفایت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) مورد شفاعت و عنایت قرار بگیریم.

اما عزیزانی که برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی را دنبال می کنند می دانند که در این برنامه مباحث اخلاقی در سیره اهل بیت عصمت و طهارت دنبال می شود. مباحثی در طول این برنامه های که تقدیم نگاه شما توسط آیت الله دکتر حسینی قزوینی انجام شده است. بحث ها به مناجات جانسوز امام مجتبی (علیه السلام) رسیده است.

پیشنهاد می کنم اگر عزیزان برنامه ها را دنبال نکردند می توانند از طریق آرشیو شبکه جهانی حضرت ولی عصر و سایت شبکه برنامه ها را ببینند و دنبال بکنند و از مطالب استفاده بنمایند.

اما در این برنامه می خواهم از جناب استاد خواهش بکنم اگر یک اشاره ای به مباحثی که درجلسه قبل انجام شد پیرامون مناجات حضرت امام مجتبی (علیه السلام) با یاد مرگ و قیامت ان شاء الله داشته باشید تا به مطالب و سوالات جدید هم برسیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم‏، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه ‏وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه‏ وَ الّلعنُ الدّائمُ‏ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ

ü      خلاصه ای از مباحث گذشته

بحث مان در رابطه با مناجات جانسوز و عاشقانه آقا امام مجتبی (سلام الله علیه) بود که از امام صادق (سلام الله علیه) از پدر بزرگوارشان از پدرشان (سلام الله علیهم اجمعین) نقل می شود

«أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(سلام الله علیه) كَانَ أَعْبَدَ النَّاسِ فِي زَمَانِهِ وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ وَ كَانَ إِذَا حَجَّ حَجَّ مَاشِياً وَ رُبَّمَا مَشَى حَافِياً وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْقَبْرَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى‏ وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِيمِ وَ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذَ بِهِ مِنَ النَّارِ»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج70، ص399

«أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ(سلام الله علیه) كَانَ أَعْبَدَ النَّاسِ فِي زَمَانِهِ» عابدترین تنها در آن زمان امام مجتبی بود «وَ أَزْهَدَهُمْ وَ أَفْضَلَهُمْ» زاهدترین و با فضیلت ترین بود «وَ كَانَ إِذَا حَجَّ حَجَّ مَاشِياً» پیاده به حج می رفت «وَ رُبَّمَا مَشَى حَافِياً» چه بسا با پای برهنه مسیر «مدینه» تا «مکه» را طی می کردند.

 «وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْمَوْتَ بَكَى وَ إِذَا ذَكَرَ الْقَبْرَ بَكَى» به یاد مرگ می افتد اشک می ریخت. «وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى» وقتی به یاد زنده شدن و در محضر خدا آماده شدن و قیامت می افتاد گریه می کرد «وَ إِذَا ذَكَرَ الْمَمَرَّ عَلَى الصِّرَاطِ بَكَى‏» وقتی عبور بر صراط یاد می کرد اشک می ریخت.

 «وَ إِذَا ذَكَرَ الْعَرْضَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ شَهَقَ شَهْقَةً يُغْشَى عَلَيْهِ مِنْهَا» سخن از حضور در پیشگاه عدل الهی می افتاد چنان فریاد از سر شوق و بیم می کشید که از هوش می رفت. «وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلَاتِهِ تَرْتَعِدُ فَرَائِصُهُ بَيْنَ يَدَيْ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» وقتی به نماز می ایستاد بند بند وجودش در مقابل پروردگارش می لرزید.

 «وَ كَانَ إِذَا ذَكَرَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ اضْطَرَبَ اضْطِرَابَ السَّلِيمِ» به یاد بهشت و جهنم می افتاد مانند مار گزیده به خود می پیچید. «وَ سَأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذَ بِهِ مِنَ النَّارِ» همواره از خدا بهشت طلب می کرد و از آتش دوزخ به خدای عالم پناه می برد!

این حال امام مجتبی (سلام الله علیه) است. در رابطه با بخشی از فرازهای این مناجات در جلسات گذشته مطالبی را مطرح کردیم عرض کردیم این امام، معصوم است خدای عالم این ها را معصوم آفرید و فردای قیامت هم تکلیف این ها در برابر خدا خیلی واضح و روشن است. این چنین در رابطه با ترس خدای عالم، یاد مرگ و قیامت، حساب و کتاب می لرزیدند.

نه به خاطر گناه خدا این ها را معصوم قرار داد «وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِيرا» اولاً از شوق دیدار خدای عالم مثل عاشقی که معشوق خودش را مدت ها ندیده باشد وقتی می بیند اشک می ریزد.

به یاد دارم زمان سابق افراد برای سربازی می رفتند تلفن و ... نبود وقتی بعد از دو سال و اندی سرباز بر می گشت پدر، مادر و بستگان این سرباز را به آغوش می کشیدند اشک شوق می ریختند. اشک این ها هم اشک شوق است.

 اضافه بر آن:

«حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَيِّئَاتُ الْمُقَرَّبِين‏»

كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم‏، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج‏2؛ ص254

در حقیقت یک لحظه توجه به غیر حق کنند با ما فرق می‌کنند، مثلاً ما نگاه به فرزندان مان می کنیم، می بوسیم و محبت می کنیم خدای عالم این را برای مایه ترفیع درجه و بخشش گناه قرار می دهد. ولی همین چیزی که برای ما حسنه هست برای معصوم یک لحظه ای که از خدا توجهش به غیر خدا بر می گردد در این جا احساس گناه می کند.

در روایت از حضرت امیر (سلام الله علیه) و امام سجاد هم دیدم می گوید خدایا اگر یک لحظه از تو غافل باشم که ما در تمام عمرمان از خدا غافل هستیم. یک لحظه در برابر این یک لحظه به قدری گریه کنم چشمانم نابینا شود به قدری در رکوع بمانم بند کمرم از هم گسسته شود. به قدری در سجده بمانم بندهای انگشتم و زانوهای از هم جدا شود با همه این حال خجالت می کشم سرم را بلند کنم یا الله بگویم!

آن ها چه حالی داشتند و ما چه حالی داریم؟ معمولاً وقتی نماز می خواهم یکی از روایت های که خیلی عجیب هست جلوی چشمم همیشه مجسم هست: «وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ(سلام الله علیها) تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى‏»؛ زهرای مرضیه وقتی نماز می خواند «تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى‏» از ترس خدا نفس نفس می زد و نفسش به شماره می افتاد. چرا ما این طور نیستیم؟

«وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(سلام الله علیه) إِذَا أَخَذَ فِي الْوُضُوءِ يَتَغَيَّرُ وَجْهُهُ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ(سلام الله علیها) تَنْهَجُ فِي الصَّلَاةِ مِنْ خِيفَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ كَانَ الْحَسَنُ(سلام الله علیه) إِذَا فَرَغَ مِنْ وُضُوئِهِ يَتَغَيَّرُ لَوْنُهُ فَقِيلَ لَهُ فِي ذَلِكَ فَقَالَ حَقٌّ عَلَى مَنْ أَرَادَ أَنْ يَدْخُلَ عَلَى ذِي الْعَرْشِ أَنْ يَتَغَيَّرَ لَوْنُهُ وَ يُرْوَى مِثْلُ هَذَا عَنْ زَيْنِ الْعَابِدِينَ(سلام الله علیه)»

بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج67، ص400

«کان النبی (صلی الله علیه واله وسلم) یحدثنا و نحدثه، فإذا حضرت الصلاة، فکأنه لم یعرفنا و لم نعرفه. و کان أمیر المؤمنین(سلام الله علیه) اذا أخذ فی الوضوء، یتغیر وجهه من خیفة اللّه. و کان(سلام الله علیه) اذا حضر وقت الصلاة یتزلزل و یتلون»

«و کان(سلام الله علیه) اذا حضر وقت الصلاة یتزلزل و یتلون»، بدن امیر المؤمنین به لرزه می افتاد

«وکان الصادق والباقر (سلام الله علیهما) یتغیر الوانهما حمرة و صفرة»

امام باقر و امام صادق وقتی به نماز می ایستادند رنگ شان تغییر می کرد گاه رنگ قرمز و سرخ از شدت شرمندگی گاه رنگ زرد!

 یکی از چیزهایی که از خدا باید بخواهیم خیلی خالصانه از خدا بخواهیم معرفت و محبت خودش را به ما کرم کند. اگر معرفت آمد همه چیز درست است.

 بارها به دوستان می گویم سر درس هم بارها گفتم مادامی که نماز می خوانیم توجه مان به خدا مثل توجه من به جناب آقای لطفی (مجری) است. یقین دارم شما من را می بینید اگر حرف زدن با خدا این طوری نباشد این نماز فایده ای ندارد؛ یعنی ما احساس کنیم خدا ما را می بیند ما هم او را می بینیم (فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ)

(وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَينَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)

مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنيد، خدا آنجاست! خداوند بي‌نياز و داناست!

سوره بقره (2): آیه 115

هر طرف نگاه کنید همه جا وجه الله است.

(وَهُوَ مَعَكُمْ أَينَ مَا كُنْتُمْ)

و هر جا باشيد او با شما است.

سوره حدید (57): آیه 4

هر کجا باشید خدا با شماست بلکه بالاتر: (وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ)

(وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ)

ما انسان را آفريديم و وسوسه‌هاي نفس او را مي ‌دانيم، و ما به او از رگ قلبش نزديکتريم!

سوره ق (50): آیه 16

(وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ)، خدای عالم از رگ گردن به شما نزدیک تر است. الان مثلاً من این جا مجری محترم را می بینم هرگز نمی توانم بگویم از رگ گردن به من نزدیک تر است چون خیلی از منویّات و اطلاعات من پوشیده و خدا رویش پرده کشیده است. ایشان خبر ندارد من هم از ایشان خبر ندارم ولی خدایی که (عَالِمُ الْغَيبِ وَالشَّهَادَةِ) هست.

(وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَيرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيبِ وَالشَّهَادَةِ فَينَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ)

بگو: «عمل کنيد! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مي‌بينند! و بزودي، بسوي داناي نهان و آشکار، بازگردانده مي‌شويد؛ و شما را به آنچه عمل مي‌کرديد، خبر مي‌دهد!»

سوره توبه (9): آیه105

 خدایی که:

(يوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لَا تَخْفَى مِنْكُمْ خَافِيةٌ)

در آن روز همگي به پيشگاه خدا عرضه مي ‌شويد و چيزي از کارهاي شما پنهان نمي ‌ماند!

سوره الحاقة (69): آیه 18

آن چه از زاویه ذهن مان می گذرد شاید خودمان هم توجه نداشته باشیم ولی او این ها را می بیند فردای قیامت به تعبیر حضرت امام، دست تان را تکان می دهید این هم پیش خدا حساب دارد به چه نیتی دستت را تکان دادی؟ به چه نیتی داری حرف می زنی؟ به چه نیتی داری گوش می دهی؟ تمام این ها:

(فَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيرًا يرَهُ * وَمَنْ يعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يرَهُ)

پس هر کس هموزن ذره‌اي کار خير انجام دهد آن را مي‌ بيند! و هر کس هموزن ذره‌اي کار بد کرده آن را مي‌ بيند!

سوره الزلزلة (99): آیات 7 و 8

به اندازه ذره و مثقالی کار خوب انجام بدهیم آن جا می بینیم کار بد هم باشد می بینیم. در روایت از امام رضا یا امام صادق (سلام الله علیهما) می فرماید اگر از ذره مثقال کمتر چیزی در عالم وجود داشت خدا مثال می زد. ذرهِ مثقالی مثل مولکول هایی که داخل اتم هست به اندازه او اگر گناه کنیم می بینیم عبادت و ثواب هم بکنیم در آن جا می بینیم.

در حقیقت بحث مان به این جا رسید ائمه (علیهم السلام) و تعبیر امام حسن مجتبی (سلام الله علیه) را آوردیم در کنار آن به روایتی از نبی مکرم رسیدیم:

«قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه واله وسلم) أَفْضَلُ الزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَ أَفْضَلُ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْمَوْتِ فَمَنْ أَثْقَلَهُ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَجَدَ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ.»

جامع الأخبار( للشعيري)؛ نويسنده: شعيري، محمد بن محمد (تاريخ وفات مؤلف: قرن 6)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مطبعة حيدرية نجف، بی تا، ص165

با فضیلت ترین زهد در دنیا یاد مرگ است. با فضیلت ترین عبادت یاد مرگ است. این حدیث از گنج های عرش الهی است. با فضیلت ترین تفکر یاد مرگ است. «فَمَنْ أَثْقَلَهُ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَجَدَ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ.» اگر کسی یاد مرگ مایه سنگینی جانش شود قبر او باغی از باغ های بهشت خواهد بود در این حدیث توقف کردیم اگر سوالی عزیزمان دارند در خدمت شان هستیم.

مجری:

جناب استاد استفاده کردیم خیلی ممنون، عبارت اخیری که فرمودید حداقل تا الان نشنیده بودم با فضیلت ترین عبادت یاد مرگ هست. عبادت انواع و اقسام مختلفی دارد آدم توقع دارد نماز شب، روزه داری و شب زنده داری باشد ولی خود همین که یاد مرگ بالاترین عبادت است و این که افضل تفکر یاد مرگ هست. تفکر بالاترین عبادت است عبارت های خیلی بلندی است که جا دارد انسان ها ساعت ها زانوی تلمذ بزند و استفاده کند.

جناب استاد یک سوالی مطرح می کنیم و یک شبهه ای که در فضای مجازی و این ایام خیلی مطرح می شود. مسلمان ها و شیعیان خیلی یاد مرگ می کنند این ها باعث افسردگی، رکود و در جا زدن است از این شبهاتی که زیاد است به این شبهه هم ضمن این سوال پاسخ بدهیم که یاد مرگ چه اثری در زندگی، آخرت، دین و نحوه نگاه انسان به زندگی و بینشش به زندگی می گذارد که این قدر اهل بیت (علیهم السلام) سفارش کردند به این که یاد مرگ را داشته باشیم آن هم با این عبارت های بی نظیر چه اثراتی در زندگی آدم می تواند داشته باشد؟

ü      اثر یاد مرگ در زندگی دنیوی و اخروی انسان

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بحث یاد مرگ به خاطر این نیست که ما به فکر غصه های مرگ باشیم به فکر این که به نکیر و منکر چطور جواب بدهیم؟ مار و عقرب چطور است؟

من قضیه ای را از یکی از بزرگان داشتم روزی یکی از فضلاء نزد آیت الله العظمی «بهجت» با حالتی مضطرب و نگرانی آمد گفت من هر شب به یاد قبر و سکرات مرگ و جان کندن می افتم به طوری که خواب از چشمم می رود دستور العملی به من بدهید.

آیت الله العظمی «بهجت» با همان چشمان نافذ، لبخند آرام و شیرین همیشگی نگاهی کرد گفت می خواهی پیش خدا و اهل بیت بروی انسان وقتی می خواهد به مهمانی مهربان ترینِ دوستانش برود ترسان و لرزان نمی شود. (چه مثال زیبایی می زند) سپس ایشان ادامه دادند یاد مرگ برای این نیست که زانوهایت بلرزد برای این است که زنگار دلت پاک بشود.

در دنیا گناه نکن، معصیت را کنار بگذار آن وقت شب اول قبر تازه اول خوشی و راحتی توست. مرگ برای مؤمن مثل بیرون آمدن از یک لباس تنگ و کثیف و پوشیدن لباس فاخر است. کسی از تعویض لباس کثیف و پوشیدن لباس تمیز نمی ترسد خوشحال است.

می گفت این عبارت آیت الله العظمی «بهجت» در این بنده خدا آن چنان شوق ایجاد کرد که این بنده خدا از خوشحالی نمی دانست چه کار کند؟

نکته مهم این که ماها معمولاً به قدری غرق در دنیا و گرفتار دنیا هستیم فراموش می کنیم به تعبیر «علامه طباطبایی» ابدیت در پیش داریم.

«إِنَّكُمْ إِنَّمَا خُلِقْتُمْ لِلْآخِرَةِ لَا لِلدُّنْيَا وَ لِلْبَقَاءِ لَا لِلْفَنَاءِ»

غرر الحكم و درر الكلم (مجموعة من كلمات و حكم الإمام علي عليه السلام)؛ نویسنده: تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، محقق/ مصحح: رجائى، سيد مهدى‏، ناشر: دار الكتاب الإسلامي، ص270

به تعبیر حضرت امیر (سلام الله علیه) ما برای دنیا آفریده نشدیم برای آن طرف آفریده شدیم این جا چند ده سال یا صد سال زندگی می کنیم معمولاً سن انسان از صد سال بالاتر می رود زندگی،‌ وبال گردن است.

 این صد سال را مقایسه کنید با یک زندگی که پایان ندارد صد هزار، صد میلیون، صد تریلیون و ... عدد یک بگذار تمام ذرات عالم را جلویش بگذار آیا می تواند تصویر آخرت را برای مان نشان بدهد؟ نه همیشگی است!

وقتی به یاد مرگ می افتیم مقداری تکان می خوریم، در رابطه با آیات قرآن وقتی این آیات قرآن را کنار هم می گذارم مذمت و هم مدح دنیا هست. روایات اهل بیت هم همین طور است وقتی یاد مرگ می کنم به این فکر می افتم آن چه که باعث می شود به تعبیر امام سجاد (سلام الله علیه) وقتی یکی از دوستان شان را دفن می کردند ظاهراً از امام سجاد است فرمود این قبر برایش:

«إِنَّ الْقَبْرَ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّيرَان‏»

تفسير القمي؛ قمى، على بن ابراهيم، محقق/ مصحح: موسوى جزائرى، طيّب‏، ناشر: دار الكتاب، ج2، ص94

این جا یا باغی از باغستان بهشت است، یا چاهی از چاه های جهنم است وقتی به یاد مرگ می افتم به این فکر می افتم کاری کنم قبرم باغی از باغ های بهشت باشد. وقتی اهل بیت را می بینیم هیچ شکی نیست روایات متعدد داریم حضرت امیر هم به «حارث همدانی» گفت

يَا حَارِ هَمْدَانَ مَنْ يَمُتْ يَرَنِي * مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ قُبُلا

هر کس از دنیا برود در کنار بدنش هستیم چه مؤمن و چه منافق باشد به قول شاعر می گوید:

ای که گفتی فَمن یَمُت یَرَنی جان فدای کلام دلجویت

کاش روزی هزار مرتبه مردمی تا بدیدمی رویت

وقتی اهل بیت را آدم می بیند در روایت آمده «مفضل» با چند نفر از اصحاب امام صادق (سلام الله علیه)، «محمد ابن مسلم» و ... از خواص امام صادق (سلام الله علیه) فرمود جان به حلقوم تان می رسد می بینید دیگر حضرت ساکت شد.

 «مفضل» مقداری عجول بود با فاصله ای از امام صادق نشسته بود، یکی از اصحاب «محمد ابن مسلم» به «مفضل» سیخونگ می زند می گفت سوال کن چه می بینید؟ پرسید آقا جان چه می بینیم؟ ظاهراً تعدادی بیگانه در مجلس بودند از مجلس بیرون رفتند حضرت فرمود وقتی شما شیعیان موقع جان کندن روح تان به آخرین لحظه حلقوم تان می رسد می بینید رسول اکرم بالای سر شماست و به شما خوشی ها را بشارت می دهد. امیر المؤمنین قسمت پای شماست می فرماید:

«أَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ الَّذِي كُنْتَ تُحِبُّه‏»

الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق / مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الإسلامية ج‏3، ص129

خیلی جالب است من همان علی ابن ابی طالب هستم که در دنیا دوستم داشتی، نمی گذارم در این جا تنها بمانی با شما در قبر، برزخ و قیامت هستیم.

 از آن طرف می بینیم اگر چنان چه غیبت کردیم و دروغ گفتیم پیش علی شرمنده می شویم. یاد مرگ به آن لذت های که حضرت امیر را می بینیم به قول شاعر (کاش روزی هزار مرتبه مردمی تا بدیدمی رویت)

به یاد مرگ همه اش این نیست که فکر مار، عقرب، عذاب و زنجیر باشیم یاد مرگ به یاد دیدن جمال نورانی امیر المؤمنین، صدیقه طاهره، رسول اکرم و ائمه (علیهم السلام) باشیم.

 ان شاء الله در رابطه با این فرمایش امام مجتبی که «وَ إِذَا ذَكَرَ الْبَعْثَ وَ النُّشُورَ بَكَى‏»، آن جا کل روایات اهل بیت را که در قیامت شیعیان چه حالی دارند و چه عنایاتی از اهل بیت (علیهم السلام) به شیعیان امیر المؤمنین می شود بارها با دوستان شوخی می کنم می گویم فردای قیامت کفار، مشرکین، منافقین و وهابی ها بنا نیست بهشت بروند. اگر بنا باشد ما شیعه ها را خدا بهشت نبرد بهشت خالی می ماند می گویند دستِ شکسته وبال گردن است.

خدا مجبور است برای این که حوری ها آن جا معطل نمانند قصور، طیور و قصرهایی که نهرهایی از شیر می گذرد بی صاحب نماند خدا مجبور است ما شیعیان را آن‌جا ببرد!

 همین که انسان به فکر مرگ بیافتد باعث بشود گناه نکنیم پیش ائمه شرمنده بشویم، باعث بشود اعمال صالح انجام بدهیم ائمه را دیدیم سربلند و خوشحال بشویم ائمه به ما بشارت بدهند.

در شرح حال یکی از علماء بزرگ شیعه قبلاً گفتم نمی خواهم نام ببرم که ما هم در خدمت ایشان بودیم وقتی از دنیا رفت ایشان را خواب دیدند پرسیدند وضع مرگ و قبر چطور شد؟ گفت وقتی وارد قبر شدم نکیر و منکر سوال کردند رفتند دیدم سیاهی دارد از دور می آید و این سیاهی شعله هایی از آتش دارد پخش می کند.

هر چه به من نزدیک می شد وحشتم بیشتر می شد نزدیک می شد شعله آتش بیشتر در بدنم اثر می کرد. نزدیک بود فریاد بزنم یک دفعه دیدم نوری در کنارم آمد به برکت این نور آن جسم تاریک و ظلمانی رفت و محو شد. روشنایی، نعمت ها و باغ و ... دیدم می گفت این ترس آن چنان در من مستولی شده بود نمی توانستم از این نور سوال کنم شما که هستی با آمدن شما سیاهی رفت؟

گفت دیدم این نور در حال خداحافظی و رفتن است به پاهایش افتادم گفتم آقا جان شما که هستید که با آمدن شما ظلمت رفت زندگی را به من بر گرداندید داشتم بیچاره می شدم. با لبخند ملیح و زبان خیلی شیرین گفت من علی ابن موسی الرضا هست (در ذهنم نیست) شما شانزده یا هفده بار به زیارتم آمدی به تعداد این زیارت ها به زیارت شما می آیم اولینش همین جا بود بعد در برزخ، قیامت، صراط و ... به سراغ شما می آیم.

البته اهل سنت هم نقل کردند کسی به زیارت امام رضا برود حضرت در چند جا به دیدن زائرینش می رود. چند بار به زیارت امام رضا رفتیم کمتر کسی در ایران هست به زیارت امام رضا نرفته باشد مخصوصاً‌ بعضی از مؤسسات اخیراً دارند برای زیارت اولی ها اقداماتی می کنند آن هایی که تا بحال نرفتند برای شان مقدمات زیارت امام رضا را فراهم می کنند.

مجری:

کسی نمانده باشد یک بار حداقل به زیارت نرفته باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

وقتی انسان به آن فکر می افتد قضیه گناه و معصیت از زندگی آدم برای همیشه رخت بر می کند. این طور نیست این قضایا برای مان افسردگی بیاورد بلکه خوشحالی می آورد، ولی مقداری یاد نگرفتیم با احادیث اهل بیت مأنوس نیستیم چون مأنوس نیستیم تصور می کنیم مرگ پایان زندگی و آغاز عذاب و گرفتاری ماست. حال آن که با توجه به روایاتی که داریم مخصوصاً نسبت به شیعیان اول خوشبختی ما زمان مرگ است.

 در روایت صحیح در «کافی» می گوید کسانی که در نماز مراقب هستند مخصوصاً نماز اول وقت؛ به قسمت سکرات موت برسیم روایاتش را می خوانم واقعاً تکان دهنده هست که ائمه فرمودند سخت ترین حال یک انسان موقع جان کندنش است. شیطان با تمام توان، تمام سپاهیانش را جمع می کند تا نگذارد یک انسان با ایمان از دنیا برود اگر بدون ایمان خدای نا کرده کسی از دنیا رفت صد و بیست و چهار هزار پیغمبر هم شفاعت کنند شفاعت آن ها هیچ اثری نخواهد کرد.

 ولی با ایمان از دنیا رفت به اندازه گناه جن و انس هم پرونده داشته باشد خدا موقع جان کندن، در قبر، برزخ و قیامت مقداری گوش هایش را می کشد به طوری که پاک می شود.

مجری:

نا خالصی ها بریزد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله در روایتی هست یکی از مخالفین خدمت امام صادق (سلام الله علیه) می آید اعتراضی می کند در مورد شیعیان تان خوب می گویید می بینیم بعضی از شیعیان تان شراب می خورند و بعضی ها رباء می گیرند. حضرت فرمود خدای عالم به شیعیان ما عنایت دارد در دنیا برای شان گرفتاری هایی پیش می آورد پاک می شوند.

این شخص مقداری فضول بود گفت یابن رسول الله اگر گناهش به قدری زیاد بود با این گرفتاری ها پاک نشد حضرت فرمود موقع جان کندن، سختی جان کندن بیشتر می شود دارد بر این که جان کندن برای بعضی ها مثل این است که یک حیوان زنده را پوست بکنند چقدر سخت است؟ گفت شاید گناهش به قدری بود با آن هم پاک نشد.

حضرت فرمود در برزخ خدا گرفتاری پیش می آورد پاک می شود گفت با آن هم پاک نشد. گفت در قیامت و عرسات محشر خدا گرفتارش می کند پاک می شود. این شخص مقداری بی حیاء بود گفت با آن هم پاک نشد گفت ما چه کاره هستیم؟ ما شفاعتش می کنیم این جا «فَبُهِت الذی» شد نتوانست هیچ حرفی بزند.

حضرت گفت شفاعت و مقام محمود مال ماست یکی از معنای مقام محمود

(وَمِنَ اللَّيلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا)

و پاسي از شب را (از خواب برخيز، و) قرآن (و نماز) بخوان! اين يک وظيفه اضافي براي توست؛ اميد است پروردگارت تو را به مقامي در خور ستايش بر انگيزد!

سوره اسراء (17): آیه 79

یعنی مقام شفاعت البته مقام شفاعت یکی از مقامات اهل بیت است. مقام محمود خیلی خیلی بالا هست که همان مقام حقیقت محمدیه و تجلی تمام اسماء و صفات حق است، یکی از آن ها هم شفاعت کبریٰ هست.

 «ادَّخَرْتُ شَفَاعَتِي لِأَهْلِ الْكَبَائِرِ مِنْ أُمَّتِي‏»

شفاعتم را ذخیره کردم برای آن دسته از امتم که گناهان کبیره دارند نه صغیره!

مجموعة ورّام‏؛ نويسنده: ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 605 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مكتبه فقيه‏، قم‏: 1410 ق‏، ج1، ص299

یکی از تعابیری که حضرت می گوید «وَ أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ ذِكْرُ الْمَوْتِ» با فضیلت ترین عبادت یاد مرگ است. تصور می کنیم همان طور که شما اشاره کردید عبادت فقط نماز خواندن، سجده و ... است حال آن که حضرت می فرماید با فضیلت ترینِ‌ عبادت یاد مرگ است یاد مرگ باعث می شود که عبادت ما هم عبادت بشود.

از «محدث قمی – صاحب کتاب مفاتیح الجنان» نقل می‌کنند، یک فردی است که تمام عمرش را صرف نشر احادیث اهل بیت کرده است و حتی در مسافرت هم که می‌رفت کتاب‌هایش را با خودش می‌برد آن‌جا به کارهای علمی مشغول می‌شد.

ü      علما و بزرگان برای یاد مرگ و راز و نیاز با خداوند به قبرستان زیاد می‌رفتند!

دارد در زمانی که ایشان در «نجف» یا در «مشهد مقدس» بود بعضی از شب‌ها ایشان به قبرستان می‌رفت، در «نجف» به «وادی السلام» می‌رفت و در «مشهد» به قبرستان مشهوری که علما خیلی به آن‌جا می‌روند الان اسم قبرستان یادم نیست، به قبرستان می‌رفت همه خواب بودند و ایشان در قبرستان مشغول راز و نیاز، سوز و گداز، گریه و زاری بود.

معتقد بود این یاد مرگ و رفتن به قبرستان و یاد مرگ بودن باعث می‌شود نماز انسان و دعاهای انسان یک روح و صفای دیگری پیدا کند. و مهم‌تر از همه یاد مرگ باعث می‌شود انسان از غرور عبادتش نجات پیدا کند این خیلی مهم است. غرور عبادت خیلی سخت است.

یا از «شیخ مرتضی زاهد» که از بزرگان شیعه بوده است و خیلی چیزهای از ایشان نقل می‌کنند. دوستانش می‌گویند ایشان هر شب پیش از آن که به نماز شب بی ایستد چند لحظه روی خاک می‌نشست و دستش را روی خاک می‌گذاشت این عبارت را تکرار می‌کرد مرتضی این خاک خانه آخر تو است، این خاک خانه آخر تو است.

این حرف را می‌گفت و اشک می‌ریخت و بعد که حال عبادت پیدا می‌کرد شروع به نماز خواندن می‌کرد.

روایتی از امیر المؤمنین(سلام الله علیه) داریم می‌گوید این که خدای عالم در نماز دو تا سجده قرار داده است سجده اول که پیشانی را روی خاک می‌گذاریم اشاره است: (مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ) خدایا ما را از همین خاک آفریدی

(مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى)

ما شما را از آن [= زمين‌] آفريديم؛ و در آن بازمي‌گردانيم؛ و بار ديگر (در قيامت) شما را از آن بيرون مي‌آوريم!

سوره طه (20): آیه 55

وقتی سر از خاک بر می‌داریم به فکر ولادت مان و مدتی که در زندگی بودیم چه کردیم و چه نکردیم در سجده دوم باز سر به خاک می‌گذاریم نشان این که خدایا عاقبت ما هم دوباره به خاک و تبدیل به خاک است. وقتی می‌خواهیم بی ایستیم به فکر آن صور اصرافیل و از قبرها که زنده می‌شویم پیش خدای عالم برای حساب و کتاب می‌آییم می‌گوید نمازمان باید این طوری باشد.

سجده اول به یاد خلقت از خاک است و سجده دوم رفتن ما به خاک، قیام مان از سجده بلند شدن از سجده دوم حضور در محضر حق برای حساب و کتاب است.

یا: «أَفْضَلُ التَّفَكُّرِ ذِكْرُ الْمَوْتِ» با فضیلت‌ترین تفکر یاد مرگ است. مشخص است.

«تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَبْعِينَ سَنَة»

یک ساعت فکر از هفتاد سال عبادت بالاتر است.

«وَكَانَ أَكْثَرَ عِبَادَةِ أَبِي ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ التَّفَكُّرُ وَ الِاعْتِبَار»

اکثر عبادت ابوذر تفکر بوده است!

تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة؛ شيخ حر عاملى، محمد بن حسن، ناشر: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، محقق/ مصحح: مؤسسة آل البيت عليهم السلام، ج15، ص197

خود این تفکر ما را بیدار می‌کند و ما را متوجه هم اعمال و برخوردمان می‌کند و هم این که به کجا برویم، عاقبت مان کجا است؟

«علامه طباطبایی (رضوان الله تعالی علیه)» وقتی در «نجف» شاگرد مرحوم «قاضی بزرگ» بود، مرحوم «قاضی» به ایشان گفته بود سید حسین اگر می‌خواهی فکرت باز بشود و حقیقت دنیا را ببینی قدری در «وادی السلام – قبرستان پشت حرم حضرت امیر(سلام الله علیه)» برو، آن‌جا بنشین و تفکر کن.

علامه می‌گوید من بعضی شب‌ها در وادی السلام می‌رفتم و چند ساعت در آن‌جا مشغول به فکر بودم و می‌گوید همین فکر کردنی که در وادی السلام داشتم خیلی از حکمت‌ها را خدای عالم به برکت همین حضورم در قبرستان وادی السلام به روی من گشود.

و به برکت این حضورم در قبرستان وادی السلام خیلی از گره های علمی و معنوی من باز شد. عنایاتی به من شد و فتوحات علمی به من شد که در کتاب‌ها ندیدم.

مجری:

خود این قبرستان یک کلاس درسی است برای کسی که اهل معرفت باشد

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله هم کلاس درس است و هم محل عبادت است. «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ ذِكْرُ الْمَوْتِ»

یا مرحوم «میرزا ابو الحسن جلوه (رضوان الله تعالی علیه)» از حکما و علمای بزرگ است ایشان در کتاب «مردان علم در میدان عمل»، در جلسه قبل عرض کردم دوستان این کتاب را مطالعه کنند.

بنده پنج جلد این کتاب را دارم، شنیدم رهبر شهید هم به این کتاب خیلی علاقه داشت. «مردان علم در میدان عمل» خیلی کتاب خوبی است. داستان‌های عجیبی از بعضی از بزرگان آورده اند که واقعا آدم به آن‌ها نگاه می‌کند بعد زندگی خودش را می‌بیند حسرت می‌خورد.

ایشان اقای «میرزا ابو الحسن جلوه» عادت داشت در «تهران» به «قبرستان ابن بابویه (رضوان الله تعالی علیه)» می‌رفت، قبر پدر شیخ صدوق هم در آن‌جا است. یکی از شاگردان شان به ایشان گفت اقا شما از فلاسفه و حکما هستید چرا وقت خودتان را در قبرستان می‌گذرانید؟ برای شما این کار زشت است، برای شما کوچک است!

می‌گوید مرحوم «میرزا ابو الحسن جلوه» گفت اقا جان کتاب‌های فلسفه به انسان مفهوم بود و نبود را یاد می‌دهد؛ اما تفکر در قبرستان حقیقت بود و نبود را به انسان یاد می‌دهد. در این جا ما جلوه حق را می‌بینیم. (فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه‏)، این جا است نه در داخل کتاب‌ها.

لذا ایشان می‌گفت من وقتی این‌جا می‌آیم قریب به این مضمون یک سری گشایشی در قلب من ایجاد می‌شود که در لابلای کتاب‌های فلسفه و حکمت از این چیزها خبری نیست.

دارد بعضی از بزرگان در داخل منزل‌شان در یک گوشه ای قبر می‌کندند شب‌ها در داخل قبر می‌رفتند یکی از عبادت‌هایشان داخل قبر بوده است.

یا بعضی‌ها در قبرستان برای خودشان جایی را کنده بودند شب‌ها در آن‌جا می‌رفتند و مشغول عبادت می‌شدند. آدم در روستا وقتی وارد قبرستان می‌شود وحشت می‌کند، سریع دلش می‌خواهد از قبرستان خارج شود تا مرده‌ها به انسان ضرر نرساند؛ ولی این‌ مردان خدا به این شکلی بودند که با یاد مرگ خیلی از مشکلات علمی شان مثل «علامه طباطبایی» در قبرستان حل می‌شده است.

بعضی از حقیقت وجود، تفکر در قبرستان و به فکر مرگ که افضل العبادة ذکر الموت است برای شان حل می‌شد.

در آخرش حضرت فرمود: «فَمَنْ أَثْقَلَهُ ذِكْرُ الْمَوْتِ وَجَدَ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ»؛ هرکس واقعا یاد مرگ این فرد را سنگین کند، یعنی یاد مرگ همواره سایه اش بالای سر انسان باشد «وَجَدَ قَبْرَهُ رَوْضَةً مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ» نه تنها افسردگی نمی‌آورد بلکه خوشحالی هم می‌آورد و در زندگی موفقیت هم می‌آورد.

چون در قرآن دارد: (أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)

(الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ)

آنها کساني هستند که ايمان آورده‌اند، و دلهايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام) است؛ آگاه باشيد، تنها با ياد خدا دلها آرامش مي‌يابد!

سوره رعد (13): آیه28

نه با ثروت می‌توانیم آرامش پیدا کنیم و نه با ماشین‌های آخرین سیستم و نه با خانه‌های آن چنانی این‌ها هرچه بیشتر باشد تشنگی انسان بیشتر می‌شود.

وقتی یاد خدا آمد (أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) دیگر آ‌جا کاری ندارد آن کارگری که می‌رود صبح تا غروب کار می‌کند شب سرش را می‌گذارد راحت می‌خوابد اما تاجر شب که می‌خواهد بخوابد به این فکر می‌کند چند تا از چک‌هایم برگشت خورده است راهکارش چه است وکیل بگیرم دادگاه بروم قاضی را ببینیم، رئیس دادگستری را ببینیم.

یا می‌گوید اموالم آمده در انبار فاسد می‌شود همه اش در فکر اموالش است یک دفعه می‌بینید آفتاب دمید ولی هنوز از درگیری اموالش بیرون نشده است؛ اما کسی که کارگر ساده است راحت خوابیده و خیالش جمع است. دنیا برایش بهشت است، تاجر دنیا را به خاطر اموالی که دارد جهنم درست کرده است.

بحث به نظرم خیلی طولانی شد اگر سوالی است در خدمت تان هستم.

مجری:

تشکر از شما خیلی استفاده کردیم، بحث خیلی لذت بخش و شیرین بود. یک فاصله ای بگیریم باز خدمت تان خواهیم بود. شب جمعه و شب زیارتی حضرت سید الشهداء(سلام الله علیه) است. جناب استاد از یاد مرگ گفتند یاد این روایت حضرت امام زین العابدین(سلام الله علیه) افتادم که حضرت فرمود وقتی کار در روز عاشورا برای امام حسین و اصحاب ایشان شدت گرفت حضرت صدا زدند:

«صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ تَعْبُرُ بِكُمْ عَنِ الْبُؤْسِ وَ الضَّرَّاءِ إِلَى الْجِنَانِ الْوَاسِعَةِ وَ النَّعِيمِ الدَّائِمَةِ فَأَيُّكُمْ يَكْرَهُ أَنْ يَنْتَقِلَ مِنْ سِجْنٍ إِلَى قَصْرٍ وَ مَا هُوَ لِأَعْدَائِكُمْ إِلَّا كَمَنْ يَنْتَقِلُ مِنْ قَصْرٍ إِلَى سِجْنٍ وَ عَذَابٍ- إِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّ الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْكَافِرِ وَ الْمَوْتُ جِسْرُ هَؤُلَاءِ إِلَى جَنَّاتِهِمْ وَ جِسْرُ هَؤُلَاءِ إِلَى جَحِيمِهِمْ مَا كَذَبْتُ وَ لَا كُذِبْتُ.»

معاني الأخبار؛ ابن بابويه، محمد بن على، محقق / مصحح: غفارى، على اكبر، ناشر: دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ص289

«صَبْراً بَنِي الْكِرَامِ» ای فرزندان کرامت صبر کنید «فَمَا الْمَوْتُ إِلَّا قَنْطَرَةٌ» مرگ جز پلی نیست که شما را از سختی‌ها به سمت بهشت، روح و رضوان الهی می‌برد. ان شاء الله که همین طور باشیم و همیشه به یاد مرگ باشیم و به قول بزرگان و به فرموده برخی از بزرگان بدانیم و یقین پیدا کنیم که مرگ ما پوسیدن نیست، مرگ از پوست به در آمدن است. ما یک ابدیتی در پیش رو داریم ان شاء الله در آن ابدیت دست مان به دامان سید الشهداء و اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) باشد و به شفاعت سید الشهداء(سلام الله علیه) مورد توجه خدای متعال قرار بگیریم.

 دل‌هایمان را کربلای کنیم و همه شهدا را یاد کنیم شهدای کربلا و شهدای جنگ‌های اخیر خودمان و شهدای جنگ‌های تحمیلی سه گانه خودمان را نقل قولی که شهید حاج مهدی زین الدین گفتند شب جمعه شهدا را یاد کنید تا کنار سفره سید الشهداء شما را یاد کنند.

(میان برنامه)

مجری:

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است * دیوانه حسین مجنون مجتبی باش

فرمود امام صادق از پشت بام خانه * با یک سلام ساده الساعه کربلا باش

السلام علیک یا ابا عبدالله، السلام علیک ورحمة الله و برکاته؛ ان شاء الله خداوند در این شب زیارتی سید الشهداء با همین سلام ساده ما و با توجه ما محضر سید الشهداء اسم ما را جزء زائرین حضرت سید الشهداء (سلام الله علیه) بنویسد و به ما به هر آن‌چه که به بهترین زائران حضرت امام حسین(سلام الله علیه) در این شب عطا می‌کند به ما هم عطا کند.

از همه شما بینندگان عزیز و گرامی که در این شب جمعه با برنامه اخلاق علوی و سیره مهدوی همراه ما هستید خیلی تقدیر و تشکر می‌کنم و امیدوارم همان طور که برای بنده حقیر مطالبی که پخش شد مورد استفاده و واقعا ذخیره ای برای دنیای ما است اگر عمل کنیم و اهل عمل کردن به احادیث اهل بیت عصمت و طهارت باشیم ان شاء الله مورد استفاده شما هم قرار گرفته باشد.

جناب استاد در رابطه با یاد مرگ از مناجات امام مجتبی(سلام الله علیه) آغاز کردند و اثرات یاد مرگ و قیامت را در زندگی در دنیا و آخرت بیان فرمودند بسیار شیرین و لذت بخش بود می‌خواهیم بحث را ادامه بدهیم و سوال جدید از محضر جناب استاد می‌پرسم ان شاء الله بحث را باهمدیگر دنبال خواهیم کرد.

جناب استاد در لابلای مباحثی که مطرح فرمودید بحث مدح و ذم دنیا را گفتید حالا با یاد مرگ قطعا بحث دنیا گره خورده است همان طور که شما هم اشاره فرمودید در آیات قرآن هم مدح دنیا را داریم و هم ذم دنیا را داریم.

در روایات خیلی ویژه‌تر به مدح و ذم دنیا پرداخته شده است. همان ماجرای که فردی نزد حضرت امیر(سلام الله علیه) آمد شروع به ذم دنیا کرد و حضرت تشر جدی به آن فرد زدند و آن شخص را مورد مواخذه قرار دادند این‌ها چطور باهم جمع می‌شوند و با چه نگاهی به این دنیا نگاه کنیم تا هم آن ذم را درک کنیم و هم آن مدح را درک کنیم؟

ü      آیات مدح و ذم دنیا و تحلیل پیرامون آن

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

عزیزان یک مقدار نسبت به آیات دقت کنند، یک سری آیات در مذمت دنیا داریم

(وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيرٌ لِلَّذِينَ يتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ)

زندگي دنيا، چيزي جز بازي و سرگرمي نيست! و سراي آخرت، براي آنها که پرهيزگارند، بهتر است! آيا نمي‌انديشيد؟!

سوره انعام (6): آیه 32

(وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ) اصلا دنیا چیزی جز بازی و سرگرمی نیست. (وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيرٌ لِلَّذِينَ يتَّقُونَ)؛ آخرت سرای خوبی برای متقین است (أَفَلَا تَعْقِلُونَ)؛ آیا عقل خودتان را به کار نمی‌گیرید؟

(كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ)

هر کسي مرگ را مي‌چشد؛ و شما پاداش خود را بطور کامل در روز قيامت خواهيد گرفت؛ آنها که از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات يافته و رستگار شده‌اند و زندگي دنيا، چيزي جز سرمايه فريب نيست!

سوره آل عمران (3): آیه 185

(وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ)؛ اصلا زندگی دنیا جز سرمایه فریب چیز دیگری نیست، اصلا دنیا فریب است. خیلی عجیب است!

در سوره توبه آیه 85 در رابطه با منافقین می‌فرماید:

(وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ أَنْ يعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الدُّنْيا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ)

مبادا اموال و فرزندانشان، مايه شگفتي تو گردد! (اين براي آنها نعمت نيست؛ بلکه) خدا مي‌خواهد آنها را به اين وسيله در دنيا عذاب کند، و جانشان برآيد در حالي که کافرند!

سوره توبه (9): آیه 85

(وَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَأَوْلَادُهُمْ) این که منافقین این همه اموال و اولاد دارند این‌ها تو را به تعجب وا ندارد. (إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ أَنْ يعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الدُّنْيا) خدا می‌خواهد با این اموال منافقین را در دنیا عذاب کند. یعنی یکی از عذاب خدا در دنیا برای منافقین داشتن ثروت است.

شما اگر ملاحظه کنید الان یهودی‌ها ثروت‌مندترین افراد کره زمین هستند و این‌ها آرام و قرار ندارند. در قضیه «غزه» پول‌های که برای صهیونیست ارسال شد نزدیک هفتاد و چهار هزار مسلمان را به شهادت رساندند.

از یکی از یهودیان آمریکا کسی سوال کرده بود نظرتان نسبت به انتخابات آینده که چند ماه به ان مانده است چه است؟ ایشان یک دستمال کاغذی را برداشت و به دستش گرفت گفت من روی این امضای هفتاد نفر از اعضای کنگره را دارم.

یعنی الان «مجلس کنگره و سنای آمریکا» با پول یهودی‌ها می‌چرخد، این‌ها شبانه روز در اضطراب هستند چه کار کنیم و چه کار نکنیم! الان جمهوری اسلامی برای این‌ها هیولا شده است خواب آرام ندارند.

حتی دیدم یکی از علمای یهود که خیلی بیا بروی دارد می‌گوید من از بعضی از آیات تورات استفاده کردم که نابودی اسرائیل به دست ایران انجام خواهد شد. این مطلب همین چند روز قبل بود که در خبرها آمده بود.

در آیه 85 سوره توبه می‌گوید یکی از عذاب‌های که برای منافقین داریم اموال است. بعد در سوره هود آیه 15 خدای عالم می‌فرماید:

(مَنْ كَانَ يرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لَا يبْخَسُونَ)

کساني که زندگي دنيا و زينت آن را بخواهند، (نتيجه) اعمالشان را در همين دنيا بطور کامل به آنها مي‌دهيم؛ و چيزي کم و کاست از آنها نخواهد شد!

سوره هود (11): ‌آیه 15

هرکس دنبال دنیا می‌گردد ما به او می‌دهیم کامل هم می‌دهیم بدون کم و کاست.

(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ(

مرا بخوانيد تا (دعاي) شما را بپذيرم!

سوره غافر (40): آیه 60

بعد می‌فرماید:

(أُولَئِكَ الَّذِينَ لَيسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا وَبَاطِلٌ مَا كَانُوا يعْمَلُونَ)

(ولي) آنها در آخرت، جز آتش، (سهمي) نخواهند داشت؛ و آنچه را در دنيا (براي غير خدا) انجام دادند، بر باد مي‌رود؛ و آنچه را عمل مي‌کردند، باطل و بي‌اثر مي‌شود!

سوره هود (11): ‌آیه 16

هرچه دنیا بخواهند می‌دهیم، ولی در آخرت غیر از آتش هیچی ندارد. (وَحَبِطَ مَا صَنَعُوا فِيهَا) هرچه در دنیا اعمال انجام دادند چون وابستگی شدید به دنیا داشتند و به فکر آخرت هم نبودند یک دفعه از خدا نخواستند شب اول قبر ما چنین و چنان باشد در قیامت به ما کمک کن، ما را از آتش جهنم محفوظ بدار. فقط گفتند خدا به ما بده!

بعضی از بچه شیعه‌ها شیفته دنیا شدند، در حرم و این طرف و آن طرف می‌روند فقط از خدا ثروت، زندگی، خانه، ماشین و این‌ها را می‌خواهند، من کم می‌بینیم افرادی باشند که از خدا وقتی در حرم امام حسین می‌رود بگوید خدایا شب اول قبر امام حسین را به داد من برسان.

یا موقع رد شدن از پل صراط امام حسین(سلام الله علیه) را به دادم برسان، موقع حسبا و کتاب امام حسین را به داد من برسان. همه اش می‌گوید مادرم مریض است، پدرم مریض است، بچه ام مریض است از این حرف‌ها می زند یعنی همه اش به دنیا چسپیدیم، این خیلی خطرناک است. (مَنْ كَانَ يرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيهِمْ) ما می‌دهیم ولی در آخرت هیچی ندارد.

در سوره رعد آیه 26 دارد:

(اللَّهُ يبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يشَاءُ وَيقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ)

خدا روزي را براي هر کس بخواهد (و شايسته بداند) وسيع، براي هر کس بخواهد (و مصلحت بداند،) تنگ قرارمي‌دهد؛ ولي آنها [= کافران‌] به زندگي دنيا، شاد (و خوشحال) شدند؛ در حالي که زندگي دنيا در برابر آخرت، متاع ناچيزي است!

سوره رعد (13): آیه 16

(اللَّهُ يبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يشَاءُ وَيقْدِرُ) خدا به هرکس بخواهد و مصلحت بداند روزی می‌دهد، و به هرکس بخواهد روزی اش را تنگ می‌کند. (وَفَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا) بعضی‌ها از دیدن زندگی دنیا خوشحال هستند، ماشین می‌خرد خوشحال است، خانه می‌خرد خوشحال است، ازدواج می‌کند خوشحال است. حقوق می‌گیرد خوشحال است. (وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ)؛ در آخرت تمام این مسائل دنیا یک چیز بی ارزش است.

یا در سوره آل عمران آیه 14 دارد:

(زُينَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ)

محبت امور مادي، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهاي ممتاز و چهارپايان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمايش و تربيت شوند؛ ولي) اينها (در صورتي که هدف نهايي آدمي را تشکيل دهند،) سرمايه زندگي پست (مادي) است؛ و سرانجام نيک (و زندگي والا و جاويدان)، نزد خداست.

سوره آل عمران (3): آیه 14

محبت امور مادی از زنان، فرزندان، اموال هنگفت از طلا و نقره و ماشین و امثال این‌ها، همه در نظر مردم جلوه داده شده یعنی دلخوشی شان این است. (ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ) ای مردم این‌ها همه سرمایه زندگی پست دنیوی است و در آخرت از این‌ها هیچ خبری نیست.

یا در قرآن کریم دارد:

(وَاعْلَمُوا أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلَادُكُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ)

و بدانيد اموال و اولاد شما، وسيله آزمايش است؛ و (براي کساني که از عهده امتحان برآيند،) پاداش عظيمي نزد خداست!

سوره انفال (8): آیه 28

خیلی خطرناک است، اموال و اولاد شما فتنه است. مراد از فتنه این فتنه ای که ما می‌گوییم نیست. یعنی خدای عالم با همین اموال و اولاد شما را آزمایش می‌کند.

ولی از آن طرف هم می‌بینیم در سوره کهف آیه 46 می‌فرماید:

(الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَالْبَاقِياتُ الصَّالِحَاتُ خَيرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيرٌ أَمَلًا)

مال و فرزند، زينت زندگي دنياست؛ و باقيات صالحات [= ارزشهاي پايدار و شايسته‌] ثوابش نزد پروردگارت بهتر و اميدبخش‌تر است!

سوره کهف (18): آیه 46

در آن جا فتنه داشت و در این جا دارد زینت زندگی دنیا است. (الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا) در کنارش هم دارد (وَالْبَاقِياتُ الصَّالِحَاتُ خَيرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيرٌ أَمَلًا)

یا در سوره اعراف آیه 32 دارد:

(قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خَالِصَةً يوْمَ الْقِيامَةِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يعْلَمُونَ)

بگو: «چه کسي زينتهاي الهي را که براي بندگان خود آفريده، و روزيهاي پاکيزه را حرام کرده است؟!» بگو: «اينها در زندگي دنيا، براي کساني است که ايمان آورده‌اند؛ (اگر چه ديگران نيز با آنها مشارکت دارند؛ ولي) در قيامت، خالص (براي مؤمنان) خواهد بود.» اين گونه آيات (خود) را براي کساني که آگاهند، شرح مي‌دهيم!

سوره اعراف (7): آیه 32

بگو چه کسی حرام کرده این زینت‌های که خدا در دنیا برای بنده هایش و روزی‌های پاکی که برای بنده هایش قرار داده است. در آن طرف داشت متاع الغرور، و این طرف دارد (قُلْ هِي لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خَالِصَةً يوْمَ الْقِيامَةِ) بگو همین روزی‌های پاک و زینت‌های دنیا، زینت دنیا داشتن ماشین خوب، خانه خوب، همسر خوب، شغل خوب این‌ها زینت‌های دنیا هستند می‌گوید این‌ها را خدا برای بنده هایش آفریده است.

ü      تقوا باعث فراوانی نعمت و گناه باعث تنگدستی برای انسان می‌شود

خداوند آیت الله شیخ «محمد شاه آبادی» را رحمت کند هشت سال خدمت ایشان در بحث عرفان و فلسفه بودیم، ایشان بارها می‌گفت خدای عالم بهترین میوه را برای مؤمنین آفریده، بهترین نوشیدنی مال مؤمنین است، بهترین خانه مال مؤمنین است. مؤمنین باید در این جا استفاده کنند ولی راه استفاده و رسیدن به این‌ها تقوا است.

(وَمَنْ يتَّقِ اللَّهَ يجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا، وَيرْزُقْهُ مِنْ حَيثُ لَا يحْتَسِبُ وَمَنْ يتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيءٍ قَدْرًا)

خداوند راه نجاتي براي او فراهم مي‌کند، و او را از جايي که گمان ندارد روزي مي‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکل کند، کفايت امرش را مي‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام مي‌رساند؛ و خدا براي هر چيزي اندازه‌اي قرار داده است!

سوره طلاق (65): آیه 2 و 3

اگر می‌خواهید در دنیا به نعمت فراوان برسید راهش تقوا است گناه نکنید. از آن طرف هم دارد:

(وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمَى)

و هر کس از ياد من روي گردان شود، زندگي (سخت و) تنگي خواهد داشت؛ و روز قيامت، او را نابينا محشور مي‌کنيم!»

سوره طه (20): آیه 124

گناه نتیجه اش در دنیا فشار است. معصیت در دنیا زندگی سخت است این سنت خدا است.

یا در آیه 62 تا 64 سوره یونس دارد:

(أَلَا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيهِمْ وَلَا هُمْ يحْزَنُونَ)

آگاه باشيد (دوستان و) اولياي خدا، نه ترسي دارند و نه غمگين مي‌شوند!

سوره یونس (10): آیه 62

(الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يتَّقُونَ، لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ)

همانها که ايمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهيز مي‌کردند. در زندگي دنيا و در آخرت، شاد (و مسرور)ند؛ وعده‌هاي الهي تخلف ناپذير است! اين است آن رستگاري بزرگ!

سوره یونس (10): آیه 63 و 64

اولیاء خدا ترس و حزن ندارند، آن کسانی که به خدا ایمان آوردند، متقی هم هستند (لَهُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَفِي الْآخِرَةِ) خدا به این‌ها هم در دنیا و هم در آخرت مژده می‌دهد.

این که یک دسته آیات (أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُم ...‏ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور) گفت. یک دسته آیات می‌گوید خداوند دنیا و نعمت‌های آن را برای مؤمنین آفریده است بهترین وجه جمع آن آیه 37 سوره نور است

(رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)

مرداني که نه تجارت و نه معامله‌اي آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداي زکات غافل نمي‌کند؛ آنها از روزي مي‌ترسند که در آن، دلها و چشمها زير و رو مي‌شود.

سوره نور (24): ‌آیه 37

آن دسته از مؤمنینی که تجارت می‌کند، زندگی می‌کند بهترین ماشین را دارد، بهترین خانه را دارد می‌گوید خدایا این را تو به من دادی، (هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي)، فرق بین حضرت سلیمان و قارون این است. قارون می‌گوید:

(قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِي أَوَلَمْ يعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يسْأَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ)

(قارون) گفت: «اين ثروت را بوسيله دانشي که نزد من است به دست آورده‌ام!» آيا او نمي‌دانست که خداوند اقوامي را پيش از او هلاک کرد که نيرومندتر و ثروتمندتر از او بودند؟! (و هنگامي که عذاب الهي فرا رسد،) مجرمان از گناهانشان سؤال نمي‌شوند.

سوره قصص (28): آیه 78

این همه ثروت من با علم خودم به دست آوردم دسترنج خودم است؛ ولی حضرت سلیمان آن تشکیلات و تسلط بر جن و انس را می‌گوید (هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي)، فرق بین مؤمن، موحد و مشرک همین است.

ü      در همه کارها نیت خدایی و قربة الی الله داشته باشیم

لذا می‌گوید این‌ها رجالی هستند تجارت و بیع این‌ها را از یاد خدا غافل نمی‌کند، وقتی سرکار می‌رود می‌گوید خدایا سرکار می‌روم تا فلان کار را انجام بدهم قربة الیک، این عبادت می‌شود. غذا می‌خورد خدایا غذا می‌خورم نیرو بگیرم تا تکالیفم را انجام بدهم عبادت می‌شود.

می‌خوابد، می‌گوید خدایا می‌خوابم تا تجدید نیرو کنم تکلیفم را انجام بدهم این عبادت می‌شود. تعبیر حضرت رسول اکرم را هم بارها گفتم حضرت به اباذر می‌گوید:

«يَا أَبَا ذَرٍّ لِيَكُنْ لَكَ فِي كُلِّ شَيْ‏ءٍ نِيَّةٌ حَتَّى فِي الْأَكْلِ وَ النَّوْم‏»

در همه چیز خدا را نیت کن حتی خوابیدن و خوردنت را!

نام كتاب: مجموعة ورّام‏؛ نويسنده: ورام بن أبي فراس، مسعود بن عيسى‏ (تاريخ وفات مؤلف: 605 ق‏)، محقق / مصحح: ندارد، ناشر: مكتبه فقيه‏، قم‏: 1410 ق‏، ص58

در همه زندگیت کاری کن که خالص برای خدا باشد. من بارها گفتم تلاش کنیم هرکاری می‌خواهیم بکنیم از اول صبح می‌خواهیم برویم وضو بگیریم، همان طور که نماز می‌خوانیم قربة الی الله بگوییم خدایا می‌خواهم بروم قربة الی الله وضو بگیریم.

می‌خواهیم غذا بخوریم نیت کنیم قربة الی الله، مگر چقدر هزینه دارد؟ هیچ هزینه ای ندارد و به اندازه ای دو ثانیه است. خدایا غذا می‌خورم نیرو بگیرم قربة الی الله، آب می‌خورم، چایی می‌خورم می‌خوابم همه اش نیت قربة الی الله داشته باشیم.

اگر خدا این توفیق را به ما بدهد، البته گفتنش آسان است و شنیدنش آسان‌تر است. ولی عمل کردنش خیلی سخت است همین که ما تصمیم بگیریم تمام کارها برای خدا باشد، شیاطین آن چنان ذهن ما را مشغول می‌کنند بعد از یک ماه دو ماه سه ماه تازه به یادمان می‌افتد فلانی یک چیزی گفته بود بنا بود همه کارها برای خدا باشد. ما فقط کنار سفره نعمت‌ها نشستیم «اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان»

 همان فردی که یکی از آقایان می‌گفت در روایت هم است آقا امام حسین باغی داشت باغبان هم داشت باغبانی می‌کرد. باغبان از همین میوه‌های باغ امام حسین میوه چید و برای امام حسین آورد!

در حقیقت عبادت‌های ما هم همین است چیزی که اهل بیت به ما دادند داریم به آن‌ها تقدیم می‌کنیم.

دارد حضرت از باغبان سوال کرد میوه را برای چه آوردی؟ گفت من خواستم با این کار شما را خوشحال کنم. باغ برای شما است میوه هم برای شما است ولی برای این که شما را خوشحال کنم این را آوردم امام حسین فرمود این باغ را کلا به تو بخشیدم. باغبان گفت اللهم بارک لمولانا حسین ابن علی؛ خدایا برای امام حسین(سلام الله علیه) مبارک گردان. بعد حضرت عنایاتی دیگری به او کرد!

این به یادمان باشد وقتی داریم غذا می‌خوریم، در پایان غذا خوردن بگوییم اللهم بارک لمولانا صاحب الزمان، وارد خانه می‌شویم بگوییم بارک لمولانا صاحب الزمان، ماشین داریم سوار ماشین می‌شویم بارک لمولانا صاحب الزمان، چون هرچه داریم از او داریم.

مجری:

جناب استاد، چند دقیقه ای بیشتر تا پایان برنامه فرصت بیشتر نداریم یکی از بینندگان عزیز پشت خط هستن، اگر اجازه بفرمایید صدای ایشان را بشنویم و بعد برای جمع بندی چند دقیقه ای در خدمت شما باشیم.

جناب اقای احمدی بزرگوار صدای شما را می‌شنویم سلام علیکم ورحمة الله در خدمت شما هستیم بفرمایید. گویا هنوز اقای احمدی وصل نشدند. جناب استاد در این دقایق باقی مانده به عنوان جمع بندی بفرمایید ان شاء الله در برنامه‌های آینده بیشتر به این مبحث بپردازیم.

واقعا من خودم لذت می‌بردم از این تحلیلی که از آیات و روایات فرمودید و جا دارد که به فرموده شما ثانیه به ثانیه زندگی مان را یک طوری برنامه ریزی کنیم که حداقل در بحث نیت خودمان خالصانه لله باشد و برای امام زمان همه توجه مان سمت خدا باشد.

همان آیه ای که هم فرمودید: (رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)؛ چیزی حواس ما را از خدا و اهل بیت پرت نکند آن هم به برکت و کمک خود خدا و اهل بیت(سلام الله علیهم اجمعین) باشد.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

همین که بتوانیم (رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ يخَافُونَ يوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ)؛ خانم است در خانه دارد آشپزی می‌کند، همان جا همه این‌ها را نعمت خدا بداند، بدنش سالم است نعمت خدا است فکرش سالم است نعمت خدا است.

دوست دارد همسرش بیاید غذا را بخورد این نعمت خدا است، خداوند بچه به این‌ها عنایت کرده بچه بیاید سر سفره بنشیند نعمت خدا است تمام این‌ها را برای خدا نیت کند. این آشپزی برای آن خانم عبادت می‌شود. بچه را شیر می‌دهد، بالاترین فضیلت برای زن‌ها دوران بارداری و شیر دهی بچه است. روایاتی که در این زمینه داریم الی ما شاء الله است.

همه این‌ها در صورتی است که (لَا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ)؛ یک مرتبه به همسرش احترام می‌کند همسرش خوشحال بشود یک دفعه به همسرش احترام می‌گذارد چون خدا دستور داده است.

میان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمین تا آسمان است.

مجری:

همان طور که با نیت می‌توانیم درستش کنیم می‌توانیم خرابش هم بکنیم.

حضرت آیت الله حسینی قزوینی:

بله، می‌توانیم خرابش هم بکنیم مثلا مرد برای کار و زندگی می‌رود تا برای زن و بچه اش معاش زندگی را تأمین کند و این بهترین عبادت می‌شود رفتن سرکار بهترین عبادت است.

روایت داریم مردی که برای تأمین زندگیش تلاش می‌کند این خودش افضل العباده و بهترین عبادت است. ولی مشروط بر این که این کار رنگ خدایی بگیرد. قرآن می‌گوید:

(صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ)

رنگ خدايي (بپذيريد! رنگ ايمان و توحيد و اسلام؛) و چه رنگي از رنگ خدايي بهتر است؟! و ما تنها او را عبادت مي‌کنيم.

سوره بقره (2): آیه 138

(صِبْغَةَ اللَّهِ)؛ همه کارهایتان را رنگ خدا بزنید، (وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً) آیا رنگی بهتر از رنگ خدا سراغ دارید؟ خیلی تعبیر قشنگی است. من از خواندن این آیه خیلی لذت می‌برم. (صِبْغَةَ اللَّهِ)؛ در هر کار، در خواب، در خوردن، در کار کردن، در فکر کردن همه را قربة الی الله رنگ خدایی بدهید.

این کار زحمت هم ندارد. (وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً) خوشا به حال آن‌های که واقعا در زندگی تلاش کردند زندگی شان رنگ خدا بگیرد. تلاش کردند غیر از خدا در زندگی شان هیچی وارد نشود. کسی که به فکر رنگ خدا است دیگر گناه نمی‌کند، غیبت نمی‌کند دروغ نمی گوید، همسرش را نمی‌آزارد، به بچه اش سیلی نمی‌زند، به سر کسی داد و فریاد نمی‌زند.

چنین شخصی نسبت به همسایه خوش برخورد است، نسبت به پدر و مادر احترام می‌گذارد، یعنی همه ان صبغة الله در کنارش می‌آید.

 ولی اگر خدای ناکرده صبغة الشیطان شد، دیگر در آن‌جا به خدای عالم پناه می‌بریم، خدا را به کاروان خسته و دلسوخته اهل بیت عصمت و طهارت سوگند می‌دهیم به همه ما و بینندگان ما و شیعیان امیر المؤمنین (سلام الله علیه) و مسلمانان توفیق این را بدهد که زندگی شان رنگ خدایی بگیرد. از هرگونه گناه و معصیت تا ابد ان شاء الله مصون بماند.

مجری:

توفیقی بود ان شاء الله در خدمت شما بودیم استفاده کردیم، خیلی عالی خداوند به شما سلامتی و توفیقات بیشتر عنایت کند. همچنین تشکر از شما بینندگان عزیز و گرامی که همراه ما بودید ان شاء الله که لذت برده باشید و مورد استفاده تان قرار گرفته باشد همه شما را به خداوند منان می‌سپاریم و دعا می‌کنیم که زندگی هایتان به رنگ خدا و به رنگ امام زمان باشد و دست به دعا برداریم و عرضه بداریم اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب العصر والزمان یا علی مدد خدا نگهدارتان!



Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :