برنامه باب المراد – 28 03 1402 (قسمت سوم)
عنوان برنامه: ویژه ویژه برنامه شهادت امام جواد (علیه السلام)
کلیدواژه: شهادت؛ امام جواد (علیه السلام)؛ امام رضا (علیه السلام)؛ موسوعه؛ روایات امام جواد (علیه السلام)؛ روح عبادات؛ اخلاص؛ حضور قلب؛ دین و ازدواج؛ نعمتهای الهی؛ شکر نعمت؛ زندگینامه؛ امامت در کودکی؛ معجزات؛ رزق و روزی!
استاد: حضرت آیت الله حسینی قزوینی
مجری: آقای محمد تقی غضبانی
مجری:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، وَبِه نَسْتَعینْ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه مُحَمَّد وَ عَجِّلْ فَرَجَهُم!
عزیزان بیننده سلام وقت شما بخیر، از شبکه جهانی حضرت ولی عصر (عج الله تعالی فرجه الشریف) مهمان منازل شما عزیزان، در شب شهادت امام جواد (علیه السلام) با ویژه برنامه باب المراد در خدمت شما هستیم.
الحمدلله این توفیق را داریم در خدمت استاد ارجمند حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم، استاد سلام عرض می کنم این مناسبت را هم خدمت شما تسلیت عرض می کنم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، بنده هم خدمت حضرتعای و بینندگان عزیز تسلیت عرض میکنم!
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ فِي أَرْضِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مِيثَاقَ اللَّهِ الَّذِي أَخَذَهُ وَ وَكَّدَهُ- ِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ وَ دَلِيلَ إِرَادَتِه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِي ضَمِنَه، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا صَاحِبَ الْمَرْأَى وَ الْمَسْمَع فَمَا شَيْءٌ مِنَّا إِلَّا وَ أَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَ إِلَيْهِ السَّبِيل. السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا مَنْ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ
خدمت بینندگان عزیز خالصانه ترین سلامم را تقدیم می کنم، موفقیت روز افزون برای همه عزیزان از خدای منان می خواهم.
شهادت مظلومانه و جانسوز آقا جواد الائمه (سلام الله علیه) را پیشگاه مقدس مولای مان بقیة الله الاعظم (اروحنا لتراب مقدمه الفداء) و همه علاقمندان به اهل بیت عصمت و طهارت و شما بینندگان عزیز تسلیت عرض می کنم!
خدا را به مظلومیت آقا امام جواد، به ناله های جانسوز امام جواد قسم می دهیم، در آخرین لحظات زندگی خدای عالم پاداش ما را فرج موفور السرور مولای مان بقیة الله الاعظم ان شاء الله قرار بدهد!
مجری:
ان شاء الله تحت عنایت آقا امام عصر باشیم و بتوانیم ساعات و دقایق خوبی را با حضور شما برای بینندگان عزیز فراهم کنیم.
حضرت استاد اگر اجازه بفرمایید برنامه روتین «حبل المتین» را به هم بزنیم و به مبحث خاص آقا امام جواد (علیه السلام) بپردازیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
اول یادی از حضرت زهرا (سلام الله علیه) کرده باشیم و بعد در خدمت شما و بینندگان عزیز هستیم.
در زندگی آقا امام جواد دارد امام جواد دو، سال بیشتر نداشت امام رضا (علیه السلام) می فرماید دیدم جواد الائمه نشسته است و سرش را وسط زانویش گذاشت و به زمین خیره نگاه می کند تقریباً در فکر و خیال و محزون است.
(قریب به این مضمون) گفتم نور دیده ام برای چه داری فکر می کنی؟ چرا این طور به زمین خیره شدی؟
عرض کرد بر مظلومیت مادرم زهرا (سلام الله علیها) فکر می کردم که مادرم زهرا چه گناهی کرده بود، چه کاری انجام داده بود که مستحق این بود او را سیلی و کتک زدند پهلویش را شکستند فرزندش را شهید کردند؟ حضرت، امام جواد را بغل می گیرد و تسلیٰ می دهد
ظلم اشرار کجا فاطمه زار کجا * ضرب مسمار کجا مخزن اسرار کجا
آتش کینه کجا محسن شش ماهه کجا * در خور سنگ جفا شاخه پر بار کجا
بهر احقاق حقوق طلبِ حق علی * پهلوی زوج علی و در و دیوار کجا
این چه سِری است خدایا بنما آگاهم * یک تن و این همه رنج و غم آزار کجا
عوض مزد رسالت ز ره ظلم و ستم * پیکر فاطمه صدمه بسیار کجا
(وَسَيعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَي مُنْقَلَبٍ ينْقَلِبُونَ)
مجری:
طیب الله انفاسکم، استفاده کردیم، با توجه به مناسبت شهادت آقا امام جواد (علیه السلام) از حیات مبارک آقا امام جواد برای مان بفرمایید از بحث ولادت و امامت ایشان و هم چنین خلفائی که معاصر آقا امام جواد بودند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم، بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ وَبِهِ نَسْتَعين وَهُوَ خَيرُ نَاصِرٍ وَ مُعِينْ الْحَمْدُلِلَّه وَ الصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعلَیٰ آلِهِ آل الله لَا سِيَّمَا علَیٰ مَوْلانَا بَقِيَّةَ اللَّه وَ الّلعنُ الدّائمُ علَیٰ أَعْدائِهِمْ أعداءَ الله إلىٰ يَوم لِقَاءَ اللّه، وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ، حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ
خدا را بر تمام نعمت هایش سپاس می گوییم بویژه نعمت ولایت و توفیق مان داد امسال هم شب شهادت آقا جواد الائمه (سلام الله علیها) را درک کردیم.
آقا امام جواد (سلام الله علیه) سال 195 دهم رجب المرجب به دنیا آمدند، مرحوم «شیخ طوسی» در «مصباح المتهجد»، صفحه 805؛ «مصباح کفعمی»، صفحه 703 مفصل آورده اند.
آقا امام هشتم (سلام الله علیه) سال 202 به شهادت رسیدند امامتِ امام جواد آغاز شد، حضرت در «مدینه» بودند امام رضا (سلام الله علیه) در «طوس» بودند. حضرت در کنار اصحاب بود یک دفعه گفت پدرم به شهادت رسید عرض کردند آقا از کجا؟ حضرت فرمود سنگینی بر قلبم وارد شد احساس کردم پدرم را از دست دادم به شهادت رسیده است.
داستانش مفصل است روایات صحیح و معتبر داریم حضرت با طی الارض از «مدینه» به «طوس» آمدند، «ابا صلت» می گوید من درها را بسته بودم امام هشتم در انتظار بودند امام جواد آن زمان کودکی هفت ساله بود وارد شد بر پدر بزرگوارشان سلام دادند بعد غسل، کفن، نماز و دفن پدر بزرگوارشان را به عهده گرفتند.
روایات متعدد داریم شاید در حد متواتر باشد
«إِنَّ الْإِمَامَ لَا يُغَسِّلُهُ إِلَّا الْإِمَام»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج6، ص384، ح1
یا:
«المعصوم لا يغسله إلا معصوم»
اگر اشتباه نکنم «مجله حوزه» مال «دفتر تبلیغات» شماره 72 آقایی مقاله ای نوشته بود، در مورد این قضایا تقریباً شبهه وارد کرده بود مثلاً امام حسین در «کربلاء» شهید شد و امام سجاد در زندان «کوفه» بود. امام کاظم در «بغداد» شهید شد امام رضا در «مدینه» بود. امام رضا در «طوس» شهید شد امام جواد در «مدینه» بود.
جواب خیلی مفصل و کوبنده ای دادیم بحول و قوه الهی و با عنایت حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) مقاله ایشان در شماره 72 چاپ شد و جواب مقاله ما در شماره 73 چاپ شد. الحمد لله به قدری مقاله کوبنده بود حتی نه توجیهی توانستند بکنند نه جوابی بدهند.
در هر صورت...
آقا امام جواد سال 202 بعد از این که آمدند پدر بزرگوارشان را غسل دادند و کفن کردند نماز خواندند و دفن کردند با طی الارض به «مدینه» بر گشتند و امامت شان آغاز شد.
هجده سال امامت آقا امام جواد ادامه داشت بعد از هجده سال، سال 220 توسط «معتصم» خدا ان شاء الله لعنت کند یا توسط «واثق» زهری را فرستادند به همسر امام جواد (سلام الله علیه) دختر «مأمون»، «ام الفضل» به حضرت دادند در اثر آن سم حضرت به شهادت رسید.
حضرت با چهار تا از خلفای «بنی العباس (علیهم لعائن الله و ملائکتُه و الناس اجمعین) معاصر بود.
«مأمون» حیله گر و خبیث «معتصم عباسی» خبیث تر از او، «واثق عباسی» خبیث تر از آن ها و در زمان «واثق» هم ظاهراً حضرت سال 220 هجری به شهادت رسیدند. عمر شریف حضرت 24 سال بود حضرت در سن جوانی به شهادت رسیدند.
مجری:
خیلی متشکرم، وقتی به آثار و کتاب های حضرتعالی نگاه می کنیم آثار متعددی دارید و بیننده ها الحمد لله با خیلی از این آثار آشنا هستند. یکی از آثار شما مجموعه ای است که در آن احادیث آقا امام جواد (علیه السلام) را جمع آوری فرمودید. موسوعه ای است که به زحمت حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی تألیف شده است.
این مجموعه، مجموعه خیلی خوبی است از همه ائمه دو جلد مخصوص آقا امام جواد (علیه السلام) هست. حضرت استاد شما احایث را زیر و رو کردید بر کسی پوشیده نیست چقدر با این احادیث (به اصطلاح خودتان) با این ها کشتی گرفتید بالا و پایین حدیث، سندها و تمام متونش را بررسی کردید.
اگر برخی از احادیث اخلاقی را برای ما بفرمایید زندگی و قلب مان با رهنمودهای ائمه روشن باشد بخصوص آقا امام جواد (علیه السلام)
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«موسوعه امام جواد» همان طور که حضرتعالی اشاره کردید تقریباً اولین آثار علمی ما در سال 81 بود و کتاب برگزیده سال حوزه هم شد.
حضرت آیت الله العظمی «سبحانی» بزرگواری کردند در همایشی که به این مناسبت بود تقدیری و لوحی دادند البته کلهم (هَذَا مِنْ فَضْلِ رَبِّي) توضیح مختصری اولاً در رابطه با موسوعه خدمت عزیزان عرض کنم.
این موسوعه را در هشت جلد قرار دادیم در هشت فصل، فصل اولش نَسب و ولادت امام جواد (سلام الله علیه) و حالات امام جواد، برخورد امام جواد با خانواده اش، برخورد امام جواد با همسایه ها، برخورد امام جواد با دوستان، برخورد امام جواد با مخالفین و دشمنان مفصل «کُلما یمکن أن یقال و قِیل» از منابع شیعه و سنی در فصل اول آوردیم.
مجری:
به ما کمک کردید بتوانیم با تمسک به حدیث ثقلین که بخشی از بحث اهل بیت و آقا امام جواد هست بتوانیم به زندگی ایشان دست پیدا کنیم و در سبک زندگی مان بتوانیم الگو برداری صحیح کنیم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
«موسوعه امام جواد، موسوعه امام رضا (سلام الله علیه)» در هشت جلد؛ «موسوعه امام کاظم» در هشت جلد؛ «موسوعه امام عسکری (سلام الله علیه)» در شش جلد؛ «موسوعه امام هادی» در چهار جلد مجموعاً چهل و خرده ای جلد بود این ها را با عنایت خدا و تفضلات حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) انجام شد.
در فصل دوم فضیلت های مربوط به امام جواد (سلام الله علیه)، مناقب و فضائل حضرت و آن چه که مربوط به امامت و معجزات آن حضرت بود مفصل آوردیم.
در فصل سوم سیره و روش های اجتماعی امام جواد (سلام الله علیه) را در چهار باب و دوازده عنوان آوردیم. عبادت حضرت، دعاهای حضرت، معاشرت حضرت با همسران، فرزندان و غلامان؛ فصل چهارم بحث عقائد هست روایاتی که از حضرت در رابطه با توحید، نبوت، امامت، معاد هست آوردیم.
فصل پنجم آن چه که از امام جواد در فقه از طهارت تا دیات بود عنوان بندی کردیم آوردیم.
فصل ششم احادیثی که حضرت در تفسیر قرآن آورد یا ادعیه ای که از حضرت جواد بوده است. فصل هفتم موعظه، پند و اندرزهای امام (سلام الله علیه) را مفصل آوردیم.
آخرین فصل، فصل هشتم مناظرات، احتجاجات و نامه های حضرت در پایان هم اصحاب حضرت (سلام الله علیه) چه کسانی بودند، آن های که از حضرت روایت نقل کردند چه کسانی بودند؟
بعضی از احادیث مشکله کلمه «أبی جعفر» در سند روایت می آید مشترک بین امام باقر (سلام الله علیه) و امام جواد (سلام الله علیه) است. باید با شناختن راوی بتوانیم درک کنیم آیا مراد از «ابی جعفر» امام باقر (سلام الله علیه) یا امام جواد (سلام الله علیه) است؟
چون امام باقر (سلام الله علیه) سال 116 به شهادت رسیدند امام جواد سال 220 به شهادت رسیدند نزدیک به صد و خرده ای سال با هم فاصله دارند نمی توانند کسانی که در زمان امام باقر بودند امام جواد (سلام الله علیه) را درک کرده باشند.
یک فصل مخصوصی در رابطه با مشتبهات و سندهای مبهم داریم.
اما سوالی که حضرتعالی در رابطه با احادیث اخلاقی حضرت پرسیدید احادیث زیاد هست یعنی اگر بخواهیم یک ماه رمضان (سی شب) در رابطه با روایات اخلاقی امام جواد (سلام الله علیه) مطلب بگوییم شاید کم بیاوریم.
حضرت در هجده سال در همه حوزه ها، در مباحث اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، احکام، تفسیر قرآن و ... روایات مختلفی وجود دارد. با این که محدود بودند خیلی زیاد آزادی عمل آن چنانی نداشتند؛ ولی با همه این حال در نشر معارف دینی نقش آفرینی داشتند.
اصحاب حضرت در نقل مطالب امام جواد (سلام الله علیه) نهایت کوشا بودند. در روایتی که مرحوم «مجلسی» در «بحار»، جلد 67، صفحه 60 دارد روایت خیلی جالبی است.
تاریخ امام جواد، شهادت امام جواد، حالات امام جواد زیاد گفته می شود ولی ببینیم برداشت مان از شب شهادت که در زندگی مان، در اخلاق مان و در عبادت مان تأثیر گذار باشد چه بهره ای از مکتب آقا امام جواد بتوانیم داشته باشیم؟ حضرت در یک روایتی می فرماید:
«القصد إلى الله بالقلوب أبلغ من إتعاب الجوارح بالأعمال»
مستدرك سفينة البحار؛ نويسنده: الشيخ علي النمازي الشاهرودي (وفات: 1405)، تحقيق: تحقيق وتصحيح: الشيخ حسن بن علي النمازي، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة: 1419ق، ج10، ص390
روایت خیلی عجیبی است اگر همین را ملاک قرار بدهیم گمانم دنیا، دین و آخرت مان آباد است. می گوید توجه قلبی به خدای عالم تأثیر گذارتر هست تا این که خودمان با خواندن دعا، قرآن و نماز به زحمت بیاندازیم ولی بدون روح و توجه قلبی.
تعبیری که از «امام (رضوان الله تعالی علیه)» آوردیم روح عبادت توجه قلبی، تضرع و حضور قلب در عبادت است.
اگر نه روزی ده جزء قرآن بخوانیم هیچ چیز متوجه نشویم فایده ای ندارد خدا اگر تفضل کند به خاطر خستگی زبان مان یا نشستیم پا و کمرمان درد گرفت قرآن خواندیم برای این، خدای عالم یک پاداشی به ما بدهد آن تفضل خدا است.
ولی قرآنی که بدون حضور قلب باشد نمازی که بدون حضور قلب باشد. وقتی روحِ نماز، حضور قلب می شود نماز بدون حضور قلب روح ندارد جسدی است. این نمازی که باید «معراج المؤمن» باشد دیگر از معراج المؤمن بودن سقوط می کند.
ولذا امام جواد (سلام الله علیه) می فرماید در عبادت، نماز، دعا و خواندن قرآن در هر چیزی که می خواهید به خدای عالم نزدیک بشوید تلاش کنید حضور قلب داشته باشید. بدون حضور قلب دست و پای شما درد کند کاری برای شما نمی کند. درهای رحمت را به روی شما باز نمی کند.
به جای ده جز قرآن خواندن، ده آیه قرآن بخوانید ولی با حضور قلب، تدبر و از این ده آیه برای رفع گناهان و رفع گرفتاری های روحی و ... دارد چه استفاده می شود و این آیه چه پیامی برای شما دارد؟
نماز داریم می خوانیم ببینیم این نماز با خدای عالم که مالک آسمان و زمین، دین، دنیا و آخرت ما به دست اوست «لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم» ما از این چه بهره برداری می کنیم!
اگر قبل و بعد از نماز حالت روحی مان تغییر پیدا نکند این نماز به دردمان نمی خورد یعنی برای مان فایده ای نکرده است.
به تعبیر «امام (رضوان الله تعالی علیه)» می گوید باید از یکی از گناهانی که باید توبه کنیم نمازهایمان است. وقتی نماز بی روح و بدون حضور قلب می خوانیم یعنی در حقیقت در محضر حق لقه لقه زبان داریم.
مثلا پیش بزرگی رسیدیم در محضر او داریم حرف های بدون توجه می زنیم این که، این حرف ها چه معنا دارد حواس مان نیست. این یکی از نکاتی است که در روایات امام جواد آمده است.
روایت دیگری است فرمودند:
«أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ الْإِخْلَاص»
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري (عليه السلام)؛ نویسنده: حسن بن على عليه السلام، امام يازدهم، محقق /مصحح: مدرسه امام مهدی علیه السلام، ص329
با فضیلت ترین عبادت آن عبادتی است که خالص برای خدا باشد، یعنی نماز می خوانیم نه به خاطر طمع در بهشت خدا نه به خاطر ترس از آتش جهنم بلکه خالص برای خدا، خدایا تو دستور دادی تو راضی هستی تو خشنودی تو شایسته عبادتی من به خاطر این که تو شایسته عبادت هستی تو را عبادت می کنم.
بهشت ببری تفضل است جهنم ببری عدالت است ولذا اخلاص در عبادات از اساسی ترین مسئله عبادت است.
در روایت داریم:
«الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِي اسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبَادِي»
نام كتاب: منية المريد؛ نويسنده: شهيد ثانى، زين الدين بن على (تاريخ وفات مؤلف: 966 ق)، محقق / مصحح: مختارى، رضا، ناشر: مكتب الإعلام الإسلامي، قم: 1409ق، ص133
«الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ أَسْرَارِي»؛ خدای عالم می فرماید اخلاص یکی از اسرار منِ خداست. «اسْتَوْدَعْتُهُ قَلْبَ مَنْ أَحْبَبْتُ مِنْ عِبَادِي»؛ این اخلاص را در قلب آن بندگانی قرار می دهم که دوستش دارم یعنی این طوری نیست که اخلاص را کنار جوبی گذاشته باشند بر داریم و از او استفاده کنیم.
(تا یار که را خواهد و میلش به کِه باشد)
تا خدای عالم نظر لطف و کرمی کند با تفضل
(يَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، دار الكتب الإسلامية – تهران: 1407 ق، ج2، ص578، بَابُ دَعَوَاتٍ مُوجَزَاتٍ لِجَمِيعِ الْحَوَائِجِ لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَة، ح4
به ما اخلاص عنایت کند.
این هم برای مسائل اجتماعی خوب است در روایت دیگر حضرت می فرماید:
«مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوه»
الكافي (ط - الإسلامية)، نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج5، ص347، بَابٌ آخَرُ مِنْه، ح1
عزیزانی که دختر دارید اگر خواستگار آمد نگو شغل و درآمدت چه است؟ خانه و ماشین داری؟ این بر خلاف سیره ائمه و امام جواد است شما که امشب در کنار سفره عزاداری امام جواد نشسته اید ببینید امام جواد چه می گوید.
کسی از دختر شما خواستگاری کرد «فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ» هم آدم امانتدار و هم آدم متدین است « فَزَوِّجُوه» دختر به او بدهید.
چون اگر یک جوانی دین و وجدان داشته باشد هر کجا باشد زندگیش را تأمین می کند دختر شما را سعادتمند می کند، وقتی دین نداشته باشد می بینیم آمار دادند از هر پنج ازدواجی که صورت می گیرد سه تا به طلاق منجر می شود برای چه؟ برای این که ملاک های ما در ازدواج، ملاک های امام جوادی نیست.
مهریه هفتصد یا هزار تا سکه به بالا می گیرند یا سیصد و سیزده تا سکه چرا پنج سکه به نام پنج تن آل عبا سکه مهر نمی کنید. در روایت دارد خوشبخت ترین دختران امت من آن های هستند که مهریه شان کم است.
مهریه دختر شما را به سعادت نمی رساند دیانت، امانتداری و وجدان آن داماد است که می تواند دختر شما به سعادت برساند.
روایت از حضرت جواد (سلام الله علیه) زیاد داریم می گوید:
«لَوْ سَكَتَ الْجَاهِلُ مَا اخْتَلَفَ النَّاسُ.»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج75، ص 81
تمام اختلافاتی که در جامعه اتفاق می افتد به خاطر فضولی های است که افراد جاهل انجام می دهند. اگر آدم جاهل، لب فرو بندد اختلافی در میان مردم نخواهد افتاد.
روایت خیلی عجیبی در «بحار» از امام جواد است می فرماید:
«نِعْمَةٌ لَا تُشْكَرُ كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَرُ.»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج68، ص 54
این روایت تکان دهنده است عزیزان اگر دقت کنند بهره امشب همه ما است این برای ما الگو باشد. امام جواد می فرماید نعمتی که شکر گزاری نکنی مثل گناهی است که بخشیده نخواهد شد مثل «ذنب لا یُغفَر» است.
خدای عالم نعمت فرزند داد خدا را شاکر باشیم زن صالح و خانه داد خدا را شاکر باشیم. همین اندازه ای که روزی به ما داد به خاطر مسائل دیگر نمی رویم به ظالم رو بیاندازیم خدای نا کرده دست به دزدی و ... بزنیم همه این ها نعمت های خدا است. خدای عالم به ما چشم داده این همه افراد در جامعه از نعمت بینایی محروم هستند. شد یک دفعه به خاطر نعمت چشم سر به سجده بگذاریم بگوییم خدایا شکرت به من چشم دادی.
چه بسا عزیزانی را بعضی وقت ها می بینیم عزیزانی که از نعمت گوش و زبان محروم هستند، آدم اینها را میبیند جگر آدم کباب می شود قلب آدم می سوزد، شد یک دفعه سرمان را بعد از نماز به سجده بگذاریم بگوییم خدایا به من گوش دادی می توانستی ندهی به من زبان دادی می توانستی ندهی. به من سلامتی دادی می توانستی ندهی به من قیافه دادی می توانستی ندهی.
به من نعمت ولایت اهل بیت عصمت و طهارت دادی، نعمت توحید دادی نعمت علاقه به رسول اکرم و ائمه دادی می توانستی ندهی این نعمت های که خدای عالم به ما داد یکی یکی تلاش کنیم بعد از نماز چند تا از این نعمت ها را بشماریم گرچه
(وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ)
و اگر نعمت های خدا را بشماريد، هرگز نمی توانيد آنها را احصا کنيد؛ خداوند بخشنده و مهربان است!
سوره نحل (16): آیه 18
هر چقدر بخواهید نعمت های خدا را بشمارید نعمت های خدا با شمارش پایان پذیر نیست. نعمت های الهی بی حد و حساب است. ولی ماها چون دنبال شکر نعمت نیستیم تصور می کنیم از خدای عالم چیزی طلب داشتیم این طلب را خدا به ما داده است مثل گوش، چشم، دست، پا و سلامتی جسم داده است.
ولذا امام جواد می فرماید «نِعْمَةٌ لَا تُشْكَرُ كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَرُ» نعمتی که شکر او را به جا نیاوردی مثل گناهی در پرونده ات است که هرگز بخشیده نمی شود. مثل «ذنب لا یُغفر» هست «كَسَيِّئَةٍ لَا تُغْفَرُ.»
در قرآن است: (لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ)
(وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ)
و (همچنين به خاطر بياوريد) هنگامی را که پروردگارتان اعلام داشت: اگر شکر گزاری کنيد، (نعمت خود را) بر شما خواهم افزود؛ و اگر ناسپاسی کنيد، مجازاتم شديد است!
سوره ابراهیم (14): آیه 7
(لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ)، اگر شکرانه نعمت را به جا بیاورید خدا نعمتی بیشتری به شما عنایت می کند (وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ) اگر کفران نعمت کردید بدانید که عذاب خدا خیلی شدید است.
شیطان هم از درگاه الهی رانده شد به عزت و جلال خدا قسم خورد می گوید خدایا به طوری بندگانت را غافل می کنم
(وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ)
و بيشتر آنها را شکرگزار نخواهی يافت!
سوره اعراف (7): آیه 17
این ها شاکر نعمت های تو نخواهند بود یعنی شکر نکردن از ترفندهای شیطان است یعنی تمام تلاش شیطان این هست که ما نعمت های الهی را شاکر نباشیم.
البته این ها نمونه ای بود اگر بخواهیم بگوییم سی جلسه در رابطه با احادیث اخلاقی امام جواد لازم است. هر کدام از این احادیث از دیگری شیرین تر است. یعنی
«كَلَامُكُمْ نُور وَ عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَم»
تهذيب الأحكام (تحقيق خرسان)؛ نویسنده: طوسى، محمد بن الحسن، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، محقق/ مصحح: خرسان، حسن الموسوى، ج2، ص616
لذا خودشان نور و کلام شان هم نور است وقتی انسان با کلمات این ها آشنا می شود قلبش نورانی می شود.
بحث به این جا رسید یک روایت دیگر هم به ذهنم رسید بگویم این روایت خیلی تکان دهنده است «کشف الغمة»، جلد 2، صفحه 350 می فرماید:
«مَوْتُ الْإِنْسَانِ بِالذُّنُوبِ أَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأَجَل»
انسان های که در اثر گناه می میرند بیشتر است از آن آدم های که با اجل طبیعی می میرند!
كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)؛ نویسنده: اربلى، على بن عيسى، محقق / مصحح: رسولى محلاتى، هاشم، ناشر: بنى هاشمى - تبريز، ج2، ص350
روزی رسول اکرم کنار قبرستان بود فرمود اکثر این های که در قبر خوابیدند در اثر گناه مردند قطع رَحم کرد، شرابخواری کرد، ربا خورده است تمام این گناهان، گناهانی است که عمر انسان را قطع می کند.
یکی از خواص گناه، روزی و عمر را کم می کند حضرت می فرماید آن های که در اثر گناه از دنیا می روند بیشتر هستند از آن های که با اجل طبیعی است دنیا می روند. دنیا، دنیای بده بستان هست.
(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا)
اگر نيکی کنيد، به خودتان نيکی می کنيد؛ و اگر بدی کنيد باز هم به خود می کنيد.
سوره اسراء (17): آیه 7
اگر خوبی کردی این خوبی به خودت بر می گردد بدی کردی، بدی هم به خودت بر می گردد.
ظلم در حق کسی کردی بدان یک روزی در جواب، خدای عالم یک ظالمی را مأمور می کند در حق تو ظلم کند. مال مردم را خوردی خدای عالم کسی را وادار می کند مال تو را بخورد.
سیلی به صورت بچه کسی زدی خدا کسی را مأمور می کند سیلی به صورت بچه شما بزند.
کلیپی دیدم خیلی برایم عجیب بود یعنی وحشتناک ترین و تکان دهنده ترین کلیپی که بنده در عمرم دیدم.
تقریباً سی، سی و پنج سال در فضای مجازی هستیم پنجاه، شصت کانال خودمان و دوستان مان داریم معمولاً آخر شب تلاش می کنم به تک تک این ها سر بزنم. در این کلیپ بنده خدایی ماشینش را کنار جاده نگه داشته بود بچه چهار، پنج ساله یک دفعه به طرف جاده دوید ماشین محکم زد به طوری که خون بچه به صورت پدر پاشید.
جنازه بچه روی زمین بود، پدر در فکر فرو رفته بود نه حال این که بچه را بلند کند نه حال گریه داشت، کسی آمد گفت چرا در فکر رفتی؟ گفت در همین جاده روزی می رفتم دیدم سگی با چند توله اش می رود گفتم با ماشین یکی از این توله ها را بزنم مقداری دست و پا بزند لذت ببرم با ماشین یکی از توله ها را زدم ماشین وقتی به این توله خورد خون این توله به سر و صورت مادر این سگ خورد.
دیدم این حیوان سرش را به آسمان بلند کرد شروع به عو عو کرد، من دارم تقاص آن را پس می دهم، آن روز بچه آن حیوان را زدم خونش به صورت مادرش پاشید امروز ماشین به بچه ام زد خون بچه روی صورت من پاشید!
دوستان دنیا، دنیای بده بستان هست تلاش کنیم بار کج بر نداریم بار کج به مقصد نمی رسد، «مَوْتُ الْإِنْسَانِ بِالذُّنُوبِ أَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالْأَجَل» این را حفظ کنیم در گوشی موبایل مان داشته باشیم زیر شیشه میزمان داشته باشیم بدهیم این ها را قاب کنند در اتاق های منزل مان نصب کنیم.
امام جواد فرمود انسان های که در اثر گناه از دنیا می روند بیشتر هستند از انسان های که با اجل طبیعی از دنیا می روند مقداری طول کشید ولی احساس می کنم هم برای خود بنده هم برای بینندگان عزیز شاید تأثیر گذاریش از مطالب تاریخی و ... بیشتر باشد.
مجری:
محبت کردید، خیلی استفاده کردیم قلب های ما را به این احادیث نورانی کردید.
(میان برنامه)
مجری:
صلی الله علیک یا مولای یا جواد الائمه، صلی الله علیک یا مولای یا صاحب العصر والزمان؛ در شب آخر ماه ذی القعده در سالروز شهادت آقا امام جواد (علیه السلام) در خدمت شما هستیم و از محضر استاد گرانقدرمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی بهرمند هستیم.
قبل از میان برنامه کتاب حضرتعالی را معرفی کردیم خیلی برایمان توضیح دادید موسوعه ای که در خصوص آقا امام جواد (علیه السلام) احادیث و حیات مبارک ایشان هست.
در این موسوعه و برنامه های شبکه اطلاعات زیادی را برای بینندگان ارائه فرمودید البته ارادت خاص حضرتعالی به آقا امام جواد (علیه السلام) آگاه هستیم کسانی که با شما محشور هستند این قضیه را بهتر می دانند. یکی از مباحث یا اشکالاتی که اکثراً نزد مخالفین مطرح می شود بحث امامت آقا امام جواد (علیه السلام) در سن کودکی شان است.
قطعاً از نا آگاهی شان به دین اسلام و اسلام هست در این خصوص برای مان توضیح بفرمایید فکر می کنم در کتاب هم مطالبی داشتید.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
در این جا مفصل آوردیم یکی از مسائلی که در زندگی آقا امام جواد (سلام الله علیه) هست بحث امامت حضرت در دوران کودکی شان است.
آقا امام رضا (سلام الله علیه) 183 به امامت رسیدند تا سال 195 تقریباً دوران پیری حضرت بود بچه دار نبودند خیلی ها تصور می کردند نسل امامت دارد قطع می شود و ... در سال 195 حضرت بچه دار شدند.
افرادی خدمت حضرت می آمدند سوال می کردند خدای نا کرده اگر اتفاقی برای شما بیافتد امام بعد از شما چه کسی است؟ حضرت اشاره به امام جواد کرد.
من این ها را دسته بندی کردم قبل از این که حضرت به دنیا بیاید ائمه (علیهم السلام) نام ائمه بعد از خودشان را بردند. سیصد روایت در این دانشنامه گردآوری کردیم نام ائمه در کتب شیعه و سنی از حضرت امیر تا حضرت ولی عصر ذکر شده است.
سلسله دوازده امام یا خلفای اثنی عشر است، وقتی امام جواد به دنیا می آید حضرت تعبیری دارد مولودی با برکت تر از فرزندم امام جواد به دنیا نیامده است.
مرحوم «کلینی (رضوان الله تعالی علیه)» در «کافی»، جلد 6، صفحه 225 راوی «یحیی صنعانی» است می گوید خدمت امام رضا رسیدیم حضرت در «مکه» بود دیدم حضرت پوست موز را می کند به دهان آقا امام جواد (سلام الله علیه) می گذارد.
ظاهر قضیه این است که حضرت تقریباً شیر خواره بودند یعنی طوری نبود بتواند با دست خودش میوه بخورد.
«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ يَحْيَى الصَّنْعَانِي قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) وَ هُوَ بِمَكَّةَ وَ هُوَ يُقَشِّرُ مَوْزاً وَ يُطْعِمُهُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا الْمَوْلُودُ الْمُبَارَكُ قَالَ نَعَمْ يَا يَحْيَى هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِي لَمْ يُولَدْ فِي الْإِسْلَامِ مِثْلُهُ مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَكَةً عَلَى شِيعَتِنَا مِنْهُ»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج6، ص 225
«هَذَا الْمَوْلُودُ الْمُبَارَكُ» فرزند مبارکی که شما بشارت داده بودید همین هست؟ حضرت فرمود «قَالَ نَعَمْ يَا يَحْيَى هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِي لَمْ يُولَدْ فِي الْإِسْلَامِ مِثْلُهُ» نوزادی است که در اسلام مثل او به دنیا نیامده است.
«مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَكَةً عَلَى شِيعَتِنَا مِنْهُ.» نوزادی است که بزرگ ترین برکت را برای شیعیان ما دارد. این که چرا حضرت این فرمایش را دارد؟ اگر بشود در بحث های بعدی ان شاء الله عرض می کنم.
حضرت سه ساله است باز در کتاب «کافی»، جلد 1، صفحه 281 تا 283 روایت طولانی است.
«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسى، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيى، قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا عليه السلام: قَدْ كُنَّا نَسْأَلُكَ قَبْلَ أَنْ يَهَبَ اللَّهُ لَكَ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام فَكُنْتَ تَقُولُ: «يَهَبُ اللَّهُ لِي غُلَاماً» فَقَدْ و هَبَ اللَّهُ لَكَ، فَقَرَّ عُيُونُنَا، فَلَا أَرَانَا اللَّهُ يَوْمَكَ، فَإِنْ كَانَ كَوْنٌ فَإِلى مَنْ؟ فَأَشَارَ بِيَدِهِ إِلى أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام و هُوَ قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيْهِ. فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، هذَا ابْنُ ثَلَاثِ سِنِينَ؟! قَالَ: «وَ مَا يَضُرُّهُ مِنْ ذلِكَ شَيْءٌ؛ قَدْ قَامَ عِيسى عليه السلام بِالْحُجَّةِ و هُوَ ابْنُ ثَلَاثِ سِنِينَ»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص 281 تا 283
«صفوان ابن یحیی» می گوید: قبل از این که خدا فرزندی به شما بدهد دلهره داشتیم بعد از شما تکلیف شیعه ها چه خواهد شد؟ فرمود خدا نوزادی به من هبه خواهد کرد.
«فَقَدْ و هَبَ اللَّهُ لَكَ، فَقَرَّ عُيُونُنَا، فَلَا أَرَانَا اللَّهُ يَوْمَكَ، فَإِنْ كَانَ كَوْنٌ فَإِلى مَنْ؟» می دانیم خدا شما را بی نصیب نمی کند اگر امروز و فردا اتفاقی برای شما بیافتد تکلیف ما شیعه چه است؟
دغدغه شان این بود بعد از امام هشتم، امامت به عهده چه کسی است؟ «فَأَشَارَ بِيَدِهِ إِلى أَبِي جَعْفَرٍ عليه السلام و هُوَ قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيْهِ» بچه سه ساله بود جلوی حضرت ایستاده بود اشاره کرد بعد از من، امام شما و حجت خدا این بچه سه ساله است.
«فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ، هذَا ابْنُ ثَلَاثِ سِنِينَ؟! قَالَ: وَ مَا يَضُرُّهُ مِنْ ذلِكَ شَيْءٌ؛» این یک بچه سه ساله است به قولی بچه سه ساله نمی تواند امامت جامعه را به عهده بگیرد حضرت فرمود سه ساله بودن ضرر نمی زند «قَدْ قَامَ عِيسى عليه السلام بِالْحُجَّةِ و هُوَ ابْنُ ثَلَاثِ سِنِينَ» حضرت عیسی اعلام کرد من حجت خدا هستم.
البته در کتاب «شیخ مفید»، «أقَل مِنْ ابْنُ ثَلَاثِ سِنِينَ» آن درست است حضرت عیسی کمتر از سه سال داشت اعلام کرد من حجت خدا هستم. در این مورد توضیحی خدمت عزیزان خواهم داد.
در روایت دیگر در «بحار»، جلد 50، صفحه 34 راوی «ابراهیم ابن ابی محمود» از اصحاب امام رضا (سلام الله علیه) است می گوید بالای سر امام هشتم در «طوس» بودم.
ظاهر قضیه این است که بعد از مسموم شدن حضرت است یا اوائلی که به «طوس» آمده بود.
«نص، كفاية الأثر عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الدَّقَّاقُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي قَتَادَةَ عَنِ الْمَحْمُودِيِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ نَوْبَخْتَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: كُنْتُ وَاقِفاً عِنْدَ رَأْسِ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى (علیه السلام) بِطُوسَ قَالَ لَهُ بَعْضُ مَنْ كَانَ عِنْدَهُ إِنْ حَدَثَ حَدَثٌ فَإِلَى مَنْ قَالَ إِلَى ابْنِي مُحَمَّدٍ وَ كَانَ السَّائِلُ اسْتَصْغَرَ سِنَّ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى (علیه السلام) إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ (علیه السلام) نَبِيّاً ثَابِتاً بِإِقَامَةِ شَرِيعَتِهِ فِي دُونِ السِّنِّ الَّذِي أُقِيمَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ثَابِتاً عَلَى شَرِيعَتِه»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج5، ص34
گفتم آقا جان «إِنْ حَدَثَ حَدَثٌ فَإِلَى مَنْ» اگر اتفاقی برای شما بیافتد تکلیف ما چیست؟ حضرت فرمود «إِلَى ابْنِي مُحَمَّدٍ» فرزندم امام جواد.
«وَ كَانَ السَّائِلُ اسْتَصْغَرَ سِنَّ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام»، «ابراهیم أبی محمود» گفت این بچه ای کوچک است حضرت فرمود «إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ (علیه السلام) نَبِيّاً ثَابِتاً بِإِقَامَةِ شَرِيعَتِهِ فِي دُونِ السِّنِّ الَّذِي أُقِيمَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ ثَابِتاً عَلَى شَرِيعَتِه» خدای عالم حضرت عیسی را نبی قرار و حجت بر شریعت قرار داد سنش کمتر از امام جوادِ من بوده است.
چند مورد داریم حضرت به حضرت عیسی استناد می کند. اولاً روایتی را خدمت عزیزان بیاورم گمانم خیلی از مسائل تاریخی در این جا روشن می شود در «کافی»، جلد 1، صفحه 382
«كا، الكافي عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ يَزِيدَ الْكُنَاسِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) كَانَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ حِينَ تَكَلَّمَ فِي الْمَهْدِ حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى أَهْلِ زَمَانِهِ فَقَالَ كَانَ يَوْمَئِذٍ نَبِيّاً حُجَّةَ اللَّهِ غَيْرَ مُرْسَلٍ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ حِينَ قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا قُلْتُ فَكَانَ يَوْمَئِذٍ حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى زَكَرِيَّا (علیه السلام) فِي تِلْكَ الْحَالِ وَ هُوَ فِي الْمَهْدِ فَقَالَ كَانَ عِيسَى فِي تِلْكَ الْحَالِ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ لِمَرْيَمَ حِينَ تَكَلَّمَ فَعَبَّرَ عَنْهَا وَ كَانَ نَبِيّاً حُجَّةً عَلَى مَنْ سَمِعَ كَلَامَهُ فِي تِلْكَ الْحَالِ ثُمَّ صَمَتَ فَلَمْ يَتَكَلَّم حَتَّى مَضَتْ لَهُ سَنَتَانِ وَ كَانَ زَكَرِيَّا (علیه السلام) الْحُجَّةَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ صَمْتِ عِيسَى (علیه السلام) بِسَنَتَيْنِ ثُمَّ مَاتَ زَكَرِيَّا ع فَوَرِثَهُ ابْنُهُ يَحْيَى الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ هُوَ صَبِيٌّ صَغِيرٌ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا فَلَمَّا بَلَغَ عِيسَى سَبْعَ سِنِينَ تَكَلَّمَ بِالنُّبُوَّةِ وَ الرِّسَالَةِ حِينَ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ فَكَانَ عِيسَى الْحُجَّةَ عَلَى يَحْيَى وَ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ لَيْسَ تَبْقَى الْأَرْضُ يَا بَا خَالِدٍ يَوْماً وَاحِداً بِغَيْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ مُنْذُ يَوْمَ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ (علیه السلام) وَ أَسْكَنَهُ الْأَرْض، فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) حُجَّةً مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) فَقَالَ نَعَمْ يَوْمَ أَقَامَهُ لِلنَّاسِ وَ نَصَبَهُ عَلَماً وَ دَعَاهُمْ إِلَى وَلَايَتِهِ وَ أَمَرَهُمْ بِطَاعَتِهِ قُلْتُ وَ كَانَتْ طَاعَةُ عَلِيٍّ (علیه السلام) وَاجِبَةً عَلَى النَّاسِ فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ فَقَالَ نَعَمْ وَ لَكِنَّهُ صَمَتَ فَلَمْ يَتَكَلَّمْ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ كَانَتِ الطَّاعَةُ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) عَلَى أُمَّتِهِ وَ عَلَى عَلِيٍّ (علیه السلام) فِي حَيَاةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) وَ كَانَتِ الطَّاعَةُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ عَلَى النَّاسِ كُلِّهِمْ لِعَلِيٍّ ع بَعْدَ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) حَكِيماً عَالِماً»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص 382
«یزید کُناسی» می گوید از امام باقر (سلام الله علیه) سوال کردم وقتی که حضرت عیسی در گهواره بود سخن گفت «قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً» آیا حجتِ بر اهل زمانش بود؟ حضرت فرمود «كَانَ يَوْمَئِذٍ نَبِيّاً حُجَّةَ اللَّهِ غَيْرَ مُرْسَلٍ» نبی بود ولی رسول نبود یعنی حجت برای خودش و کسانی که اطرافش بودند و شنیدند.
«أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ حِينَ قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا» سوره مریم آیه 31، حضرت در گهواره بود وقتی «بنی اسرائیل» به حضرت مریم اعتراض کردند پدرت آدم بدی نبود
(يا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيا * فَأَشَارَتْ إِلَيهِ قَالُوا كَيفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيا * قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِي الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيا)
ای خواهر هارون! نه پدرت مرد بدی بود، و نه مادرت زن بد کاره ای!! (مريم) به او اشاره کرد؛ گفتند: چگونه با کودکی که در گاهواره است سخن بگوييم؟! (ناگهان عيسی زبان به سخن گشود و) گفت: من بنده خدايم؛ او کتاب (آسمانی) به من داده؛ و مرا پيامبر قرار داده است!
سوره مریم (19): آیات 28- 29 و 30
گفت از من سوال نکنید از این بچه که ساعاتی پیش به دنیا آمده است سوال کنید (قَالُوا كَيفَ نُكَلِّمُ مَنْ كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيا) کسی که در گهواره است یک دفعه حضرت عیسی به زبان آمد (قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِي الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيا)
بعد می گوید «قُلْتُ فَكَانَ يَوْمَئِذٍ حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى زَكَرِيَّا ع فِي تِلْكَ الْحَالِ وَ هُوَ فِي الْمَهْدِ» آیا حضرت عیسی که در گهواره بود حجت برای حضرت زکریا هم بود؟
حضرت پاسخ داد «فَقَالَ كَانَ عِيسَى فِي تِلْكَ الْحَالِ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَ اللَّهِ لِمَرْيَمَ حِينَ تَكَلَّمَ فَعَبَّرَ عَنْهَا وَ كَانَ نَبِيّاً حُجَّةً عَلَى مَنْ سَمِعَ كَلَامَهُ فِي تِلْكَ الْحَالِ» وقتی که گفت (إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِي الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيا) هر کس سخن حضرت عیسی را شنید سخنان حضرت عیسی برای او حجت بود.
«ثُمَّ صَمَتَ فَلَمْ يَتَكَلَّم» عزیزان به این نکته ظریف دقت کنند. بعد از این که حضرت عیسی ساعاتی بعد از ولادت سخن گفت دم فرو بست تا دو سال، هیچ حرفی نزد.
«وَ كَانَ زَكَرِيَّا (علیه السلام) الْحُجَّةَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى النَّاسِ بَعْدَ صَمْتِ عِيسَى (علیه السلام) بِسَنَتَيْنِ» وقتی حضرت عیسی دم فرو بست حضرت زکریا، حجت خدا بر مردم بود.
«ثُمَّ مَاتَ زَكَرِيَّا علیه السلام» حضرت زکریا از دنیا رفت «فَوَرِثَهُ ابْنُهُ يَحْيَى الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ هُوَ صَبِيٌّ صَغِيرٌ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ» حضرت یحیی کوچک و صغیر بود خدای عالم به او حکمت داد گفت «يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا» کتاب را با قدرت و محکم بگیر حکم و فضیلت را نبوت را به او دادیم آیه 12 سوره مریم.
«فَلَمَّا بَلَغَ عِيسَى سَبْعَ سِنِينَ» حضرت عیسی به هفت سالگی رسید «تَكَلَّمَ بِالنُّبُوَّةِ وَ الرِّسَالَةِ حِينَ أَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ» در هفت سالگی به عنوان نبی و هم رسول سخن گفت. هم برای خودش هم برای اطرافیانش هم برای تمام عالمیان.
حضرت عیسی در هفت سالگی حجت بر تمام مردم بود. «فَكَانَ عِيسَى الْحُجَّةَ عَلَى يَحْيَى وَ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ» حضرت عیسی حجت خدا بر حضرت یحیی و هم بر تمام مردم بود.
خیلی جالب نکته ظریفی است که قضیه حضرت امام جواد را به حضرت عیسی تشبیه می کنند. حضرت عیسی در حقیقت سه مرحله دارد یک مرحله اعلام نبوت در اول نوزادی، بعد دو سال ساکت می شود. بعد از دو سال سخن می گوید ولی سخنی که برای شنوندگانش حتی حضرت زکریا و ... هم حجت است.
دوباره ساکت می شود حضرت زکریا از دنیا می رود حضرت یحیی نبوت را به عهده می گیرد تا حضرت عیسی به سن هفت سالگی می رسد هفت ساله شد دوباره به زبان می آید هم به عنوان نبی و هم به عنوان رسول نکته ظریفی است.
بعد حضرت فرمود یا «ابا خالد» خدای عالم یک روز مردم را بدون حجت نمی گذارد از روزی که حضرت آدم به دنیا آمد. این جا نکته ظریف ولایی هم دارد عرض کردم آقا جان فدایت بشوم
«جعلت فداك أ كان علي حجّة من اللّه و رسوله على هذه الامّة في حياة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله؟» علی ابن ابی طالب هم در زمان پیغمبر که پیغمبر حجت بود علی هم حجت خدا بر مردم بود؟
«فقال: نعم» علی حجت بود آن روزی که «يوم أقامه للناس و نصبه علما و دعاهم إلى ولايته و أمرهم بطاعته» روزی که رسول الله، حضرت علی را به عنوان امام نصب کرد در غدیر خم مردم را به ولایت و اطاعت او دستور داد از آن زمان علی ابن ابی طالب هم در کنار رسول اکرم حجت بود.
«فكانت طاعة علي واجبة على الناس في حياة رسول اللّه و بعد وفاته» اطاعت علی بر تمام مردم واجب بود هم در زمان حیات پیغمبر هم بعد از رحلت پیغمبر بعد فرمود: «فقال: نعم و لكنّه صمت فلم يتكلّم مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله»
امیر المؤمنین در زمان حیات پیغمبر با وجود پیغمبر لب فرو می بست و سخن نمی گفت.«و كانت الطاعة لرسول اللّه على أمّته و على علي في حياة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله» در زمان حیات پیغمبر اطاعت پیغمبر و هم اطاعت امیر المؤمنین بر امت واجب بود.
«و كانت الطاعة من اللّه و من رسوله على الناس كلّهم لعلي بعد وفاة رسول اللّه» پیغمبر از دنیا رفت امیر المؤمنین، حجت برای تمام مردم بود اطاعت امیر المؤمنین برای تمام مردم واجب بود.
این هم نکته ظریفی است که آقا امام باقر در این روایت بعد از این که قضیه حضرت عیسی را مطرح می کند اول طفولیت، دو سالگی و بعد هفت سالگی را مطرح می کند، این ها نشان می دهد بر این که قضیه حضرت جواد اولین حادثه ای نیست که یک بچه هفت ساله امامت و حجت خدا می شود.
قبل از ایشان حضرت یحیی حجت خدا بود. (وَآتَينَاهُ الْحُكْمَ صَبِيا)
(يا يحْيى خُذِ الْكِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَينَاهُ الْحُكْمَ صَبِيا)
اي يحيي! کتاب (خدا) را با قوت بگير! و ما فرمان نبوت (و عقل کافي) در کودکي به او داديم!
سوره مریم (19): آیه 12
به حضرت یحیی کتاب دادیم؛ یعنی غیر از این که پیغمبر است صاحب کتاب و صاحب شریعت است.
بعد حضرت عیسی به هفت سالگی میرسد اعلان رسالت میکند که فراتر از نبوت است. امام جواد هم به همین شکل است. در این زمینه روایت زیاد داریم.
جالب است از خود امام جواد (سلام الله علیه) بعد از این که پدر بزرگوارشان به شهادت رسید سوال میکنند. مرحوم «کلینی» در جلد اول «کافی» در صفحه 384 روایت را آورده است.
«عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ حَسَّانَ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَا سَيِّدِي إِنَّ النَّاسَ يُنْكِرُونَ عَلَيْكَ حَدَاثَةَ سِنِّكَ فَقَالَ وَ مَا يُنْكِرُونَ مِنْ ذَلِكَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي فَوَ اللَّهِ مَا تَبِعَهُ إِلَّا عَلِيٌّ (علیه السلام) وَ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ وَ أَنَا ابْنُ تِسْعِ سِنِينَ.»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص 384، ح8
علی ابن حسان است میگوید به امام جواد عرض کردم مردم میگویند امام جواد هفت سالش است چطور میتواند در این سن حجت خدا و امام باشد؟
«فَقَالَ وَ مَا يُنْكِرُونَ مِنْ ذَلِكَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ (صلی الله علیه واله وسلم) قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي» این آیه قرآن است و شوخی بردار نیست.
(قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ)
بگو: «اين راه من است من و پيروانم، و با بصيرت کامل، همه مردم را به سوي خدا دعوت ميکنيم! منزه است خدا! و من از مشرکان نيستم!»
سوره یوسف (12): آیه 108
خداوند به پیامبر میگوید بگو من دعوت به خدا میکنم با بصیرت، هم من دعوت به خدا میکنم و هم آن کسی که از من تبعیت کرده است آن هم دعوت به خدا میکند.
«فَوَ اللَّهِ مَا تَبِعَهُ إِلَّا عَلِيٌّ (علیه السلام)» قسم به خدا غیر از علی هیچ کس صحابه پیغمبر نبود. «وَ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ» علی همان زمانی که با حضور پیامبر دعوتگر به خدا بود علی نه ساله بود. «وَ أَنَا ابْنُ تِسْعِ سِنِينَ.» الان من نه سالم است!
در رابطه با «أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي» حرف خیلی زیاد است دوستان میتوانند سوره آل عمران آیه 52 را ملاحظه کنند. حضرت عیسی میگوید: (مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ)
(فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَى مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ)
هنگامي که عيسي از آنان احساس کفر (و مخالفت) کرد، گفت: «کيست که ياور من به سوي خدا (براي تبليغ آيين او) گردد؟» حواريان [= شاگردان مخصوص او] گفتند: «ما ياوران خداييم؛ به خدا ايمان آورديم؛ و تو (نيز) گواه باش که ما اسلام آوردهايم.
سوره آل عمران (3): آیه 52
(مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ) چه کسی است با من دعوت به خدا را آغاز کند؟ (قَالَ الْحَوَارِيونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ)؛ یعنی این مربوط به امیرالمؤمنین هم نیست. در زمان حضرت عیسی هم حواریون در کنار حضرت عیسی دعوتگر به خدا بودند.
در سوره صف آیه 14 رسول اکرم میگوید:
(يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيمَ لِلْحَوَارِيينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ قَالَ الْحَوَارِيونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ فَآمَنَتْ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَكَفَرَتْ طَائِفَةٌ فَأَيدْنَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَى عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظَاهِرِينَ)
اي کساني که ايمان آوردهايد! ياوران خدا باشيد همانگونه که عيسي بن مريم به حواريون گفت: «چه کساني در راه خدا ياوران من هستند؟!» حواريون گفتند: «ما ياوران خدائيم» در اين هنگام گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي کافر شدند؛ ما کساني را که ايمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تأييد کرديم و سرانجام بر آنان پيروز شدند!
سوره صف (61): آیه 14
(كُونُوا أَنْصَارَ اللَّهِ) همه تان دعوتگر به خدا باشید (كَمَا قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيمَ لِلْحَوَارِيينَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ) چه کسی است با من دعوتگر به خدا و مدینه فاضله باشد؟
(قَالَ الْحَوَارِيونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ)؛ اینها همه نشانگر این است که رسول اکرم میفرماید «أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي»؛ در حقیقت سابقه هم دارد در مورد حضرت عیسی و حواریون با وجود حضرت عیسی که دعوت به خدا و توحید میکرد، حواریون هم دعوت میکردند.
امیر المؤمنین هم در کنار رسول الله، رسول الله دعوت به توحید میکند امیر المؤمنین هم در عرض رسول الله دعوت به توحید میکند. میگوید من هم نه سالم است علی هم نه ساله بود دعوت به توحید میکرد، من هم دعوت به توحید و شریعت میکنم.
یک روایت خیلی جالب دیگر هم است که امام جواد را به حضرت سلیمان تشبیه میکند.
«مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِنَّهُمْ يَقُولُونَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّكَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى دَاوُدَ أَنْ يَسْتَخْلِفَ سُلَيْمَانَ وَ هُوَ صَبِيٌّ يَرْعَى الْغَنَمَ فَأَنْكَرَ ذَلِكَ عُبَّادُ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ عُلَمَاؤُهُمْ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ ع أَنْ خُذْ عَصَا الْمُتَكَلِّمِينَ وَ عَصَا سُلَيْمَانَ وَ اجْعَلْهَا فِي بَيْتٍ وَ اخْتِمْ عَلَيْهَا بِخَوَاتِيمِ الْقَوْمِ فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ فَمَنْ كَانَتْ عَصَاهُ قَدْ أَوْرَقَتْ وَ أَثْمَرَتْ فَهُوَ الْخَلِيفَةُ فَأَخْبَرَهُمْ دَاوُدُ فَقَالُوا قَدْ رَضِينَا وَ سَلَّمْنَا.»
الكافي (ط - الإسلامية)؛ نویسنده: كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، محقق/ مصحح: غفارى على اكبر و آخوندى، محمد، ناشر: دار الكتب الاسلامیة، ج1، ص 384، ح3
بعضی از اصحاب گفتند «إِنَّهُمْ يَقُولُونَ فِي حَدَاثَةِ سِنِّكَ» آقا جان بعضیها کوچک بودن شما را ایراد میگیرند میگویند امام جواد هفت – هشت سالش است.
حضرت فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى دَاوُدَ أَنْ يَسْتَخْلِفَ سُلَيْمَانَ» چرا اینها همچنین حرفی میزنند خدای عالم به حضرت داود وحی کرد که سلیمان را خلیفه و جانشین خودش قرار بدهد.
«وَ هُوَ صَبِيٌّ يَرْعَى الْغَنَمَ» حضرت بچه ای چهار پنج ساله بود و داشت گوسفندها را میچراند. «فَأَنْكَرَ ذَلِكَ عُبَّادُ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ عُلَمَاؤُهُمْ» عباد بنی اسرائیل آمدند انکار کردند بچه ای که چهار پنج سال دارد گوسفند میچراند این که نمیشود خلیفه باشد.
«فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ (علیه السلام)» خداوند عالم به حضرت داود وحی کرد «أَنْ خُذْ عَصَا الْمُتَكَلِّمِينَ وَ عَصَا سُلَيْمَانَ وَ اجْعَلْهَا فِي بَيْتٍ وَ اخْتِمْ عَلَيْهَا بِخَوَاتِيمِ الْقَوْمِ» عصای عباد و عصای سلیمان را بگیر در یک خانه ای بگذار و در خانه را هم مهر و موم کن.
«فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ فَمَنْ كَانَتْ عَصَاهُ قَدْ أَوْرَقَتْ وَ أَثْمَرَتْ فَهُوَ الْخَلِيفَةُ» فردا در خانه را باز کن، هرکدام از این عصاها را دیدی سبز شده و شاخ و برگ باز کرده و میوه رسیده دارد آن خلیفه است.
«فَأَخْبَرَهُمْ دَاوُدُ فَقَالُوا قَدْ رَضِينَا وَ سَلَّمْنَا.» به عباد گفتند همچنین کاری بکنیم قبول دارید گفت بله. عباد عصا آورد و حضرت سلیمان هم عصای که با آن گوسفندها را در چراندن اداره میکرد آورد. حضرت داود اینها را در داخل اطاق گذاشت و در اطاق را بست و مهر و موم کرد.
در روایت دارد «وَ اخْتِمْ عَلَيْهَا بِخَوَاتِيمِ الْقَوْمِ» یعنی گفت شما خودتان این جا را مهر و موم کنید قفل خودتان بیاورید و کلید هم نزد خودتان باشد. کلید در دست من نباشد.
عصا را گذاشتند، عباد و قوم آمدند چند تا قفل محکم زدند و کلید را هم با خودش بردند. فردا شد در را باز کردند دیدند عصای بنی اسرائیل همان طور که به صورت چوب خشک گذاشته بودند است و عصای حضرت سلیمان به صورت درخت در آمده برگ سبز دارد چاخه و میوه دارد.
وقتی این طور دیدند همه تسلیم شدند گفتند وقتی این طوری است ما قبول داریم حضرت سلیمان با این که بچه ای کوچک است و الان در حال چراندن گوسفندان است و دارد چوپانی میکند ما او را به عنوان خلیفه قبول داریم.
امام جواد (سلام الله علیه) میفرماید وقتی حضرت سلیمان یک بچه و دنبال گوسفندها بود حضرت داود به امر الهی او را خلیفه، جانشین و حجت خدا برای مردم کرد آیا من کمتر از حضرت سلیمان هستم؟
در این زمینه روایت خیلی زیاد داریم، آدم وقتی روایتها را نگاه میکند هرکدام از این روایتها یک نوع بشارت و دلگرمی برای آدم است شبهاتی که میکنند آدم میتواند به این خوبی با این روایات پاسخ بدهد.
الان شبکههای پلید وهابی هم نسبت به حضرت جواد (سلام الله علیه) و هم نسبت به حضرت ولی عصر (سلام الله علیه) شبهاتی را مطرح میکنند.
امام مهدی (سلام الله علیه) پنج ساله بود پدر بزرگوارش از دنیا رفت، امام هادی (سلام الله علیه) هفت یا نه ساله بود پدر بزرگوارش از دنیا رفت.
سه تا از امامان قبل از رسیدن به سن ده سالگی به امامت رسیدند. جالب هم است حتی برای خیلی از اصحاب یک مقدار مسئله روشن نبوده است آنهای که ثابت قدم بودند اسامی ائمه را از ائمه قبلی از زبان امام هشتم، امام کاظم و امام صادق (سلام الله علیهم) شنیده بودند مشکلی نداشتند.
ما انبوهی از روایات داریم، شاید بتوانم بگویم نزدیک یک صد و بیست روایت از امام صادق (سلام الله علیه) داریم که می فرماید ائمه داوزده نفر هستند و از حضرت امیر تا حضرت حجت نام میبرد.
همچنین روایت از آقا امام حسین داریم، از حضرت زهرا (سلام الله علیها) حدیث لوح داریم که اسامی ائمه از حضرت امیر تا حضرت حجت (ارواحنا فداه) نام برده شده است.
اصحابی که با ائمه حشر و نشر داشتند و جزء اصحاب سر ائمه بودند اینها را شاید برای مردم تبیین نکرده بودند.
مجری:
کسانی که بیشتر با ائمه محشور بودند بیشتر در جریان بودند.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
کسانی که در یک شهر و روستای دیگر هستند، نه با اصحاب خاص امام در رابطه بودند و نه با خود امام در رابطه بودند به گوش اینها نرسیده بود به قول شیخ مفید میگوید اگر در میان اصحاب ده نفر، بیست نفر، سی نفر هم باشد روایت الائمة اثنی عشر به گوش شان نرسیده باشد این ضرر به اصل موضوع نمیزند.
مجری:
استاد بیانی که شما داشتید، بخصوص که اینها در قرآن بیان شده است این نشان میدهد که چقدر وهابیها غافل هستند و اصلا نمیدانند قرآن چیست و اصلا قرآن را در عمرشان نرفته باشند بخوانند یا خوانده ولی دقت نکرده اند. مباحثی که شما مطرح کردید همه پشتوانه قرآنی داشت.
جناب اقای دکتر قزوینی خیلی متشکریم در شب شهادت حضرت امام جواد (علیه السلام) این توفیق را داشتیم در خدمت شما بودیم. دقایق و آخر برنامه است اگر دعا بفرمایید ممنون میشویم.
حضرت آیت الله حسینی قزوینی:
بعضی وقتها من میگویم آقا امام جواد (سلام الله علیه) وزیر امور اقتصاد و مسئول ثبت احوال خدای عالم است؛ یعنی کسانی که فرزند دار نمیشوند مشکل دارند با توسل به امام جواد هیچ شبهه ای ندارد خدای عالم دریچه فرزند دار شدن را برای شان باز میکند و به آنها فرزند عنایت میکند.
یا اگر کسی مشکلات مالی دارد، ایشان جواد الائمه است وقتی به ایشان متوسل بشوند مشکل شان را رفع میکند. اگر کسی بتواند دعایی که در مفاتیح و دعای توسل غیر معروفه است این را بخوانند مشکلات شان رفع شود.
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ وَلِيِّكَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ إِلَّا جُدْتَ بِهِ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ تَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَى مَنْ وَسِعَكَ وَ وَسَّعْتَ عَلَيَّ رِزْقَكَ وَ أَغْنَيْتَنِي عَمَّنْ سِوَاكَ وَ جَعَلْتَ حَاجَتِي إِلَيْكَ وَ قَضَاهَا عَلَيْكَ إِنَّكَ لِمَا تَشَاءُ قَدِير»
بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بيروت)؛ نویسنده: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، ناشر: دار إحياء التراث العربي، محقق/ مصحح: جمعی از محققان، ج91، ص34
این یک دعایی است که شاید پانزده تا بیست ثانیه خواندنش بیشتر طول نمیکشد، این دعا را که برای روزی است حفظ کنند و در قنوت نمازشان بخوانند.
همچنین اگر بتوانند بعد از هر نماز صد تا صلوات به نیت آقا امام جواد بفرستند و اگر نمیتوانند پنجاه تا، اگر نمیتوانند چهل تا و اگر باز نمیتوانند حداقل چهارده تا صلوات با حضور قلب بفرستند.
امام جواد (سلام الله علیه) فرمود توجه به خدا با قلب باید باشد با لقلقه زبان نباشد. چهارده تا صلوات با حضور بفرستند حضرت را به مادرش حضرت زهرا (سلام الله علیها) قسم بدهند و بدانند که قطعا نتیجه میگیرند.
خدایا تو را به آبروی آقا امام جواد (سلام الله علیه) قسم میدهیم، فرج مولای ما بقیة الله الاعظم هرچه سریعتر نزدیک بگردان.
ما را از یاران خاص و سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بده. رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بنما، حوائج حاجت مندان روا فرما، به حق امام جواد مشکلات اقتصادی که برای کشورما و یا دیگر کشورهای اسلامی و حتی غیر اسلامی به فرموده حضرت امیر:
«فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْق»
نهج البلاغة (للصبحي صالح)؛ نویسنده: شريف الرضى، محمد بن حسين، ناشر: هجرت، محقق/ مصحح: فیض الاسلام، ص427
آنها هم مثل ما مخلوق خدا هستند به آنها نیز رحم بفرما و مشکلات شان را بر طرف کن.
خدایا رفع مشکلات اقتصادی همه بویژه مشکلات اقتصادی شیعیان را بر طرف کن و رفاه و آسایش اقتصادی برای همه فراهم بگردان. کسانی که از داشتن فرزند محروم هستند امشب که شب شهادت امام جواد (سلام الله علیه) است به آقا امام جواد قسمت میدهیم به آنها هم فرزند صالح، متدین و سرباز حضرت ولی عصر عنایت بفرما و دعاهای ما را به اجابت برسان!
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
مجری:
استاد عزیز متشکرم، خیلی استفاده کردیم و بهره بردیم، ان شاءالله موفق باشید و ما را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید.
همچنین از شما عزیزان بیننده تشکر میکنم برنامه امروز را با دعای تعجیل در ظهور اقا امام زمان به پایان میرسانیم. «اللهم عجل لولیک الفرج» خدا نگهدار!



ارسال خبر به دیگران
ارسال با پيامک
ارسال با واتس آپ
ارسال از طريق لاين