2018 September 24 - دوشنبه 02 مهر 1397
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟
کد مطلب: ٨٧٦٧ تاریخ انتشار: ١٨ اسفند ١٣٩٤ - ١٦:٤٣ تعداد بازدید: 2873
پرسش و پاسخ » حضرت فاطمه زهرا (س)
ديدگاه عالمان امامی درباره مصائب حضرت فاطمه عليها السلام در طول تاريخ چگونه بوده است؟

درآمد

جستجوگري در مستند­هاي روايي و تاريخي،­ حکايت از زندگاني پر آلام  حضرت فاطمه سلام الله عليها در دوران کوتاه پس از شهادت رسول خدا صلي الله عليه و آله، دارد. بر پايه اين مستند­ها، تمامي اين مسائل در راستاي دفاع از امامت اميرمومنان عليه السلام بوده است. نويسند با توجه به اهميت اين موضوع، در نگارش­هايي جداگانه به بررسي مصائب اين بانو، با استناد به ميراث حديثي اماميه پرداخت. حال در اين نوشتار ديدگاه دانشمندان امامي را در اين باره ارائه مي کنيم.

رويکرد عالمان امامي

دانشمندان امامي از دير هنگام، دغدغه ثبت مصائب حضرت فاطمه سلام الله عليها را داشته و در اين راستا قلم فرسايي کردند. البته اصرار اين عالمان دلائلي دارد که در جاي خود قابل بررسي است. کوشش اين انديشمندان را مي توان در ميراث کلامي، حديثي و فقهي­شان به نظاره نشست. در ادامه نمونه­هايي از ديدگاه اين عالمان تقديم مي گردد:

1. نعماني (ره):

نُعماني معروف به ابن أبي زينب، متوفاي حدود 360 ق، مصائبي که بر حضرت فاطمه سلام الله عليها توسط حکومت وقت روا گشته را بسيار درد آور معرفي مي‌کند و مي‌گويد:

فلو لم يكن في الإسلام مصيبة ... إلا ما لحق فاطمة عليها السلام حتى مضت‏ غضبى على أمة أبيها و دعاها ما فعل بها إلى الوصية بأن لا يصلي عليها أحد منهم لكان عظيما.

اگر در اسلام هيچ مصيبتي نبود مگر آنچه که به فاطمه سلام الله عليها (از سوي دستگاه خلافت) رسيد تا به آنجا که از اين دنيا رخت بربست در حالي که بر اُمت پدرش غضبناک بود. همچنين باعث آن شد که وصيت کند تا احدي از آنان بر او نماز نگذارند، هر آينه مسأله­اي بسيار بزرگ و درد آور است.

النعماني، أبي عبد الله محمد بن ابن إبراهيم بن جعفر الكاتب المعروف ب‍ ابن أبي زينب النعماني (متوفاي360ه‍ـ)، ‌الغيبة،‌ ص 55، تحقيق: فارس حسون كريم، ناشر: أنوار الهدى،‌ چاپخانه: مهر – قم، چاپ: الأولى1422

2. شيخ صدوق (ره)

شيخ صدوق متوفاي 381 ق، در يک جا به مناسبتي سخن از سقط محسن به ميان مي آورد و مي‌نويسد:

هو (المحسن) السقط الذي ألقته فاطمة عليها السلام لما ضغطت بين البابين.

محسن همان جنيني است که فاطمه آنگاه که بين دو درب مورد فشار قرار گرفت، او را انداخت.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين،(متوفاى381هـ)، معاني الأخبار، ص 206، ناشر: جامعه مدرسين، قم‏، اول، 1403 ق‏.

و در باب زيارت آن بانو، هم اينگونه مي‌گويد:

السَّلَامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ... السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ ... السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ السَّلَامُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَة.

سلام بر تو اي دختر رسول خدا ... سلام بر تو اي صديقه شهيده ... سلام بر تو که مورد ظلم واقع شدي و حق تو غصب شد. سلام بر تو که مورد ستم واقع شدي.

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 573، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

3. شيخ مفيد (ره):

شيخ مفيد متوفاي 413ق، نيز در باب زيارت اين بانو، به شهادت او تصريح مي‌کند و مي‌نويسد:

فَإِذَا أَرَدْتَ زِيَارَتَهَا فَقِفْ بِالرَّوْضَةِ وَ قُل السَّلَامُ عَلَيْكِ ... يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ أَيَّتُهَا الْبَتُولُ الشَّهِيدَة ...

هر گاه اراده نمودي زيارت کني آن بانو را، در روضه توقف کن و بگو: سلام بر تو اي سرور بانوان عالم. اي بتول شهيده.

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري البغدادي (متوفاى413 هـ)، كتاب المزار مناسك المزار، ص 179، تحقيق آية الله السيد محمد باقر الأبطحي،  ناشر : دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت، الطبعة: الثانية، 1414هـ ـ 1993م

4. سيد مرتضي (ره)

سيد مرتضي، دانشمند معروف امامي در قرن پنجم، مواردي از مصائب حضرت فاطمه سلام الله عليها، از جمله تهديد به آتش کشيدن درب خانه اين بانو توسط برخي سردمداران خلافت را مطرح مي کند و مي‌گويد:

هذا الخبر (فقالت (فاطمة) يا ابن الخطاب أتراك محرقا علي بابي قال: نعم ...) قد روته الشيعة من طرق كثيرة ... وأي اختيار لمن يحرق عليه بابه حتى يبايع؟

اين روايت را (فاطمه گفت اي پسر خطاب آيا مي‌خواهي خانه ام را بر سرم آتش بزني؟!) شيعه از طريق­هاي گوناگوني نقل کرد. حال اين چگونه اختياري است که درب خانه­ي کسي آتش زده شود تا بيعت کند؟

الشريف المرتضى، علي بن الحسين الموسوي (متوفاي436هـ)، الشافي في الإمامة، ج 3 ص 241، تحقيق و تعليق: السيد الحسيني الخطيب، ناشر: مؤسسة إسماعيليان – قم، چاپ: الثانية، سال چاپ1410

5. شيخ طوسي (ره):

شيخ طوسي ديگر دانشمند پرآوازه قرن پنجم، ضرب فاطمه سلام الله عليها توسط خليفه دوم و سقط محسن را مساله‌اي اتفاقي در ميان شيعيان خواند و روايت‌هاي آن را مشهور شمرد. متن کلام او چنين است:

و المشهور الذي لا خلاف فيه بين الشيعة: أن عمر ضرب على بطنها حتى اسقطت فسمي السقط محسنا و الرواية بذلك مشهورة عندهم.

اختلافي بين شيعيان نيست که عمر بن الخطاب بر شکم فاطمه سلام الله عليها زد تا آنکه فرزندش را سقط کرد و آن فرزند محسن ناميده شد. روايت در اين باره نزد شيعيان مشهور است.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى460هـ)، تلخيص الشافي ج 3 ص 156

6 و 7. ابو الصلاح حلبي و قاضي ابن براج (رحمهما الله)

ابو الصلاح حلبي و قاضي ابن براج هم از جمله دانشمندان قرن پنجم­اند که بر اين موضوع تاکيد کردند. مسائلي مانند هجوم به خانه دختر رسول خدا صلي الله عليه  وآله  وسلم و شهادت آن بانو از جمله مسائلي است که در کلمات اين دو نفر به چشم مي خورد. متن هر کدام به ترتيب چنين است:

ومما يقدح في عدالة الثلاثة ... إحضار الحطب لتحريق منزله والهجوم عليه بالرجال من غير إذنه واضطرارهم بذلك زوجته وبناته وغيرهم إلى الخروج عن بيوتهم.

از جمله مسائلي عدالت سه خليفه را مورد خدشه قرار مي دهد... آماده کردن هيزم براي به آتش کشاندن منزل علي عليه السلام (و فاطمه) و هجوم بر آن خانه بدون اجازه او و مضطر کردن همسر و دختران او و ساير افراد در خانه، به خارج شدن از منزلشان، مي باشد.

الحلبي، أبو الصلاح (متوفاي447هـ)، تقريب المعارف،‌ ص 233، تحقيق: فارس تبريزيان الحسون،‌ سال چاپ: 1417 - 1375 ش.

 (زيارة مولاتنا السيدة فاطمة صلوات الله عليها) السلام على البتول الشهيدة ... السلام عليك أيتها المظلومة.

(براي) زيارت دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم، چنين مي‌گويي: سلام بر تو اي بتول شهيده.

القاضي ابن البراج، عبد العزيز بن البراج الطرابلسي(متوفاي481)‌ المهذب، ج 1 ص 277، تحقيق: مؤسسة سيد الشهداء العلمية / إشراف: جعفر السبحاني، ناشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين، قم

8. ابن شهر آشوب (ره):

در قرن ششم هم ابن شهر آشوب مازندراني با تصريح به شهادت اين بانو از او با عنوان " الْمَظْلُومَةُ الشَّهِيدَةُ " ياد کرد.

ابن شهرآشوب، رشيد الدين أبي عبد الله محمد بن علي السروي المازندراني (متوفاى588هـ)، مناقب آل أبي طالب، ج 3 ص 132، تحقيق: لجنة من أساتذة النجف الأشرف، ناشر: المكتبة والمطبعة الحيدرية، 1376هـ ـ 1956م.

9. سيد بن طاووس (ره):

سيد بن طاووس دانشمند نام آشناي قرن هفتم، ظلم بر فاطمه سلام الله عليها توسط خليفه اول و دوم را مورد اتفاق علماء اهل بيت عليهم السلام مي داند. او مي‌گويد:

وعلماء أهل البيت عليهم السلام لا يحصى عددهم وعدد شيعتهم إلا الله تعالى ، وما رأيت ولا سمعت عنهم أنهم يختلفون في أن أبا بكر وعمر ظلما أمهم فاطمة عليها السلام ظلما عظيما.

دانشمندان اهل بيت عليهم السلام، تعدادشان و تعداد شيعيانشان قابل شمارش نيست. از کسي از آنان نديدم و نشنيدم که اختلاف داشته باشند در اينکه ابوبکر و عمر بر مادرشان فاطمه عليها السلام، ظلم بزرگ روا داشتند.

ابن طاووس الحلي، ابي القاسم علي بن موسي (متوفاي664هـ)، الطرائف في معرفة مذاهب الطوائف، ص 252، چاپخانه: الخيام ـ قم، چاپ: الأولى1399

10. خواجه نصير طوسي (ره):

خواجه نصير طوسي انديشمند کم نظير قرن هفتم نيز به برخي مصائب اين بانو اشاره مي کند و مي‌نويسد:

وبعث (ابوبکر) إلى بيت أمير المؤمنين عليه السلام لما امتنع من البيعة فأضرم فيه النار وفيه فاطمة والحسن والحسين وجماعة من بني هاشم.

آنگاه که علي عليه السلام از بيعت با ابوبکر امتناع ورزيد، او به سوي خانه آن حضرت (و فاطمه) فرستاد پس در آنجا آتش روشن کرد در حالي که فاطمه، حسن، حسين  و عده­اي از بني هاشم، در آن بودند.

الحلي، الحسن بن يوسف (متوفاي 726هـ)، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص 511.

11. علامه حلي (ره):

علامه حلي در توضيح گفتار پيشين استادش خواجه نصير، موضوع ضرب فاطمه سلام الله عليها و سقط محسن را بدان اضافه نمود و نوشت:

وضربت فاطمة عليها السلام فألقت جنينا اسمه محسن.

فاطمه سلام الله عليها مورد ضرب واقع شد پس جنيني را که اسمش محسن بود انداخت.

الحلي، الحسن بن يوسف (متوفاي 726هـ)، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص 511.

12. فاضل مقداد (ره):

فاضل مقداد، متکلم مشهور قرن هشتم، بار ديگر موضوع ضرب و سقط را در کنار برخي مسائل ديگر مطرح نمود و اينگونه نگاشت:

بعث (ابوبکر) إليها عمر حتّى ضربها على بطنها و أسقطت سقطا اسمه محسن و أضرم النار ليحرق عليهم البيت و فيه فاطمة عليها السّلام و جماعة من بني هاشم فأخرجوا عليّا عليه السّلام قهرا.

خليفه اول، عمر بن الخطاب را به سوي فاطمه فرستاد تا آنکه بر شکم او ضربه­اي وارد آورد و در اثر آن جنيني که نامش محسن بود سقط شد وآتش روشن کرد تا خانه را بسوزاند در حالي که فاطمه و عده­اي از بني هاشم در آن بودند و علي عليه السلام را به اجبار از منزل بيرون آوردند.

 سيوري، المقداد، اللوامع الالهيه، ص 359.

13. بياضي نباتي (ره):

زين الدين بياضي، عالم قرن نهم، قرار گرفتن حضرت فاطمه سلام الله عليها در ميان درب و سقط محسن در اثر آن را مشهور ميان شيعيان مي داند ومي‌نويسد:

واشتهر في الشيعة أنه حصر فاطمة في الباب حتى أسقطت محسنا.

در ميان شيعيان مشهور است که او فاطمه را در پشت درب فشار داد تا آنکه محسن را سقط کرد.

العاملي النباطي، الشيخ زين الدين أبي محمد علي بن يونس (متوفاى877هـ) الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم، ج 3 ص 12، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: المكتبة المرتضوية لإحياء الآثار الجعفرية، الطبعة الأولى، 1384هـ

14. محقق کرکي (ره):

محقق کرکي، فقيه نامور شيعه در قرن دهم، برخي از اين آلام از جمله تهديد به آتش کشيدن و سقط محسن را مطرح نمود. متن او چنين است:

والطلب إلى البيعة بالإهانة والتهديد بتحريق البيت و جمع الحطب عند الباب وإسقاط فاطمة محسنا.

(آنان بر اهل بيت عليهم السلام غلبه کردند که از جمله­ي آن)طلب بيعت نمودن با اهانت و تهديد به آتش کشيدن منزل و جمع کردن هيزم نزد درب منزل، همچنين سقط کردن فاطمه فرزندش را ...

کرکي، علي بن الحسين، نفحات اللاهوت، ص130.

15. مجلسي اول (ره):

مجلسي اول در قرن يازدهم، سقط محسن در اثر ضربتي که از سوي حکومت وقت متوجه فاطمه سلام الله عليها گشته، همچنين به شهادت رسيدن آن بانو در پي آن ضربت را پذيرفته و مي‌نويسد:

شهادتها صلوات‏ الله‏ عليها كانت من ضرب عمر الباب على بطنها عند إرادة أمير المؤمنين لبيعة أبي بكر و ضرب قنفذ غلام عمر السوط عليها بإذنه و سقط بالضرب غلام كان اسمه محسن.‏

شهادت فاطمه سلام الله عليها به سبب آن بود كه خليفه دوم ( با ضربت خود) درب منزل را به شکم آن بانو زد اين در آن هنگام بود که مي خواستند علي عليه السلام را براي بيعت با ابوبکر ببرند و قنفذ غلام عمر بن الخطاب هم به دستور او، تازيانه بر فاطمه زد و در اثر اين ضربت پسري که نامش محسن بود سقط شد.

مجلسي، محمد تقي، روضه المتقين، ج 5 ص 342.

16. ملا صالح مازندراني (ره):

بعد از او ملا صالح مازندراني متوفاي 1081ق، بر همين موضوع تاکيد کرد  وگفت:

 قتلوها بضرب الباب على بطنها وهي حامل فسقط حملها فماتت لذلك.

فاطمه سلام الله عليها را با زدن (و ضربت) درب بر شکمش به قتل رساندند در حالي که او حامله بود و در اثر آن فرزندش سقط شد و به همان جهت درگذشت.

المازندراني، مولي محمد صالح (متوفاي1081هـ)، شرح أصول الكافي، ج 7 ص 231، تحقيق: مع تعليقات: الميرزا أبو الحسن الشعراني / ضبط وتصحيح: السيد علي عاشور،‌ ناشر: دار إحياء التراث العربي للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت – لبنان، چاپ: الأولى1421 - 2000 م

17. فيض كاشاني (ره):

فيض كاشاني متوفاي 1091ق، روشن کردن آتش توسط خليفه دوم براي سوزاندن منزل علي و فاطمه عليهما السلام را از جمله مطاعن او به شمار مي آورد و مي‌گويد:

منها (المطاعن) ... إضرامه (عمر) النار في بيت عليّ ليحرقه و فيه فاطمة و جماعة من بني هاشم‏.

از جمله­ي مطاعن ... روشن کردن آتش در خانه علي (و فاطمه) توسط خليفه دوم براي آنکه آن را بسوزاند در حالي که فاطمه و عده­اي از بني هاشم در آن بودند.

فيض کاشاني، محسن، علم اليقين في أصول الدين، ج‏2، ص 829

18. صاحب وسائل (ره):

شيخ حر عاملي دانشمند نامدار قرن دوازدهم، موضوع سقط محسن را در ضمن اشعاري اينگونه مي سرايد:

أولادها خمس حسين والحسن * وزينب من أم كلثوم أسن

ومحسن أسقط في يوم عمر * من فتحه الباب كما قد اشتهر

فرزندان فاطمه پنج­تايند که عبارتند از حسن، حسين و زينب از (فرزند چهارم) ام کلثوم  بزرگتر است. (فرزند پنجم) محسن است که مشهور شده که بواسطه گشودن درب (خانه فاطمه) در ايام عمر بن الخطاب، سقط شد.

نگ: العاملي، السيد جعفر مرتضي (معاصر)، مأساة الزهراء عليها السلام، ج2 ص 23، ناشر: دار السيرة بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية، 1418هـ ـ 1997م.

19. علامه مجلسي (ره):

علامه مجلسي متوفاي 1111ق، ذيل روايت " إن فاطمة عليها السلام صديقة شهيدة " شهادت حضرت فاطمه سلام الله عليها را متواتر خوانده و به جزئيات اين جريان پرداخته است. مشروح سخن او چنين است:

إن هذا الخبر " إن فاطمة عليها السلام صديقة شهيدة " يدل على أن فاطمة صلوات الله عليها كانت‏ شهيدة و هو من‏ المتواترات‏ و كان سبب ذلك أنهم لما غصبوا الخلافة و بايعهم أكثر الناس بعثوا إلى أمير المؤمنين عليه السلام ليحضر للبيعة، فأبى فبعث عمر بنار ليحرق على أهل البيت بيتهم و أرادوا الدخول عليه قهرا، فمنعتهم فاطمة عند الباب فضرب قنفذ غلام عمر الباب على بطن فاطمة عليها السلام فكسر جنبيها و أسقطت لذلك جنينا كان سماه رسول الله صلى الله عليه و آله محسنا، فمرضت لذلك و توفيت صلوات الله عليها في ذلك المرض.‏

روايت " إن فاطمة عليها السلام صديقة شهيدة " دلالت مي کند بر اينکه فاطمه سلام الله عليها به شهادت رسيد. اين موضوع از جمله موضوعات متواتر است. سبب آن هم اين بود که زماني که سردمداران حکومت، خلافت را غصب کردند و اکثر مردم با آنان بيعت کردند، به دنبال علي عليه السلام فرستادند تا براي بيعت حاضر شود آن حضرت امتناع ورزيد در اين هنگام عمر بن الخطاب (برخي را) به همراه آتش فرستاد تا آنکه خانه­شان را بسوزاند و مي خواستند با اجبار وارد منزل شوند که فاطمه سلام الله عليها نزد درب خانه، مانع از ورودشان شد. پس قنفذ غلام عمر بن الخطاب، درب منزل را به شکم آن بانو زد که در اثر آن پهلويش شکست و جنينش که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم او را محسن ناميده بود، سقط شد. در اثر آن، مريض گشت و در همان مريضي، درگذشت.

المجلسي، محمد باقر (متوفاى 1111هـ)، مرآة العقول في شرح اخبار آل الرسول، ج 5، ص 318، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ تهران، الطبعة : الثانية،1404هـ ـ 1263ش.

20. صاحب حدائق (ره):

شيخ يوسف بحراني فقيه صاحب نام شيعه در قرن دوازدهم، به مناسبتي برخي از مصائب حضرت فاطمه سلام الله عليها از جمله کتک خوردن او و سقط محسن را در کتاب فقهي خود، مطرح مي کند. او مي‌نويسد:

وضرب الزهراء عليها السلام حتى أسقطها جنينها ولطمها حتى خرت لوجهها وجبينها.

فاطمه سلام الله عليها را کتک زد تا آنکه جنينش را سقط کرد و به صورت او سيلي زد تا آنکه با صورت وپيشاني به زمين خورد.

البحراني، الشيخ يوسف، (متوفاي1186هـ)، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة،‌ ج 5 ص 180، ناشر : مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة،‌ طبق برنامه مكتبه اهل البيت.

21. شهيد صدر (ره):

عده فراواني از دانشمندان معاصر هم پيرامون مصائب حضرت فاطمه سلام الله عليها، قلم زدند. در ادامه از باب نمونه به سخن متفکر شهيد آيت الله سيد محمد باقر صدر، اکتفا مي شود. وي در کتاب "فدک في التاريخ" بدين صورت مي نگارد:

... قد هجم على آل محمد صلى الله عليه وآله وسلم في دارهم وأشعل النار فيها أو كاد ... أن عمر هدد بحرق بيته وإن كانت فاطمة فيه ...

همانا عمر بن الخطاب به تحقيق هجوم آورد بر آل محمد عليهم السلام در خانه­شان و آتش روشن کرد يا نزديک بود آتش بزند ... همانا عمر بن الخطاب به سوزاندن خانه او تهديد کرد اگر چه فاطمه در آن باشد ...

صدر، السيد محمد باقر، فدك في التاريخ، ص 28 الي 92

نتيجه کلي

رهاورد اين نگاشته، اثبات رويکرد همگاني دانشمندان امامي از قرنهاي نخستين تا به امروز، پيرامون مصائب و آلام حضرت فاطمه سلام الله عليها از قبيل هجوم، آتش زدن، ضرب، سقط فرزند، فشار ميان در و ديوار، و شهادت، در دوران اندک پس از رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم توسط سران دستگاه خلافت و پيروان آنان، مي باشد.

*موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)

 



مطالب مرتبط:
مصايب حضرت فاطمه عليها السلام در منابع اماميه و رويکرد عالمان امامي (ويرايش جديد) آيا عمر بن الخطاب ، به حضرت زهرا سلام الله عليها جسارت كرده است ؟چرا حضرت زهرا (سلام الله علیها) شبانه دفن شد؟تهديد عمر بن خطاب به آتش زدن خانه ، شبيه تهديد پيامبر در تارکین نماز جماعتاسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها


Share
1 | حق علی | , روسیه | ١٠:٠٠ - ١٩ اسفند ١٣٩٤ |
سلام علیکم
به چه دلیلی بعضی ها میگویند که به خاطر اینکه در زمان اوائل اسلام،نقطه گذاری مرسوم نبوده است معلوم نیست اینکه 75 روز در زمینه شهادت حضرت زهرا علیعا السلام هست یا 95روز واینجا به خاطر مرسوم نبودن،نقطه،گذاری مشخص نیست،در حالی که این دو ، دو روایت،جداگانه با یند مختلف است پس این جواب اشتباه،است،لطفا پاسخ،دهید.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
بحث درباره لفظ « خمس و سبعین یا خمس و تسعین» است؛ چون روایت با خط كوفی و فاقد نقطه بوده است اشتباه تاريخ دقيق از اينجا شروع شده است
لذا اين ربطي به اصل متن روايت که مختلف باشد ندارد ما روايات فراوان در خصوص شهادت حضرت زهرا عليها السلام داريم که خيلي از آنها متنشان يکي نيست هر چند يک چيز را بيان مي کنند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
2 | حق علی | , ایران | ١٣:٢٦ - ١٩ اسفند ١٣٩٤ |
سلام
نه می دونم که خط کوفی نقطه ندارد اما در روایت طبری شیعی امده 3 جمادی روز شهادت پس میفهمیم که تسعین درست است و اگر روایات نقطه نداشتند پس باب اشتباهات جای بسیار اشتباهات باز می شود! حال شما به چه دلیل فرمایید که چون نقطه نداشته پس بین تسعین و سبعین اشتباه شده در حالی که از زمان عثمان به بعد نقطه گذاری مرسوم شد؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اولا: اين اختلاف در نقل، تنها در مورد حضرت زهرا(س) نيست. در مورد ولادت پيامبر صلي الله عليه و آله نيز وجود دارد . در بين اهل سنت دوازدهم ربِيع الاول به عنوان روز  ولادت رسول خدا صلي الله عليه و اله مشهور است و در بين شيعيان هفدهم ربيع الاول معروف است
ثانيا: نقل حوادث تاريخی در آن عصر همانند امروز نبود، که به صورت نوشته و کتاب درآيد و به نسل‌های بعدی منتقل شود، بلکه انتقال جريانهاي  تاريخی به طور عمده شفاهی بود و از خاطر و ذهن چند نفر به اذهان ديگران منتقل می‌شد و کسی نمی‌تواند ادعا کند، که همه ‌اين ناقلان از اشتباه مصون بودند.
ثالثا: در نوشته‌های عربی قديم از نقطه استفاده نمی‌شده است و حروف دارای نقطه نبودند، به‌همين خاطراعداد «هفتاد»(سبعون) و «نود» (تسعون) در زبان عربی مانند هم نوشته می‌شده است که برای تاريخ نويسان دوره‌های بعد قابل تشخيص از هم نبوده است.
هر چند طبق قرائن همان خمس و تسعين مشهورتر است مخصوصا اينکه در آن اشاره شده است که در جمادي الاخر حضرت به شهادت رسيدند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
3 | امیررضا | , ایران | ١٣:٤٩ - ١٩ اسفند ١٣٩٤ |
سلام علیکم
لظفا میشود چند کتاب در مورد تاریخ صدر اسلام معرفی کنید ومیخواستم بدانم کتاب تاریخ امیر المومنین نوشته ایت الله حاج شیخ عباس صفائی حائری(انتشارات جمکران) مورد اعتماد میباشد..ببخشید سوال طولانی شد ممنون میشوم اگر جواب دهید.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اين خصوص به کتب استاد رسول جعفريان  و استاد پشوايي مانند سيره پيشوايان رجوع کنيد در خصوص کتاب تاريخ امير المومنان نيز بايد بگوييم از نظر شيعه هيچ کتابي غير از قرآن را نمي شود گفت صد درصد رواياتش صحيح است حتي اصول کافي لذا در خصوص اين کتاب نيز بايد بگوييم هر چند اين کتاب توسط محقق توانايي نوشته است و کتاب خوبي هست اما نمي شود گفت تمام مطالبش بي نقص هست
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
4 | کریم | , ایران | ٠١:٠١ - ٢٢ اسفند ١٣٩٤ |
سلام
در سایت قدیم وقتی قسمت « پرسش وپاسخ » را کلیک میکردیم صفحاتی زیادی میامد با مطالب متنوع
اما الان متاسفانه فقط یک صفحه بالا میاید میخواستم بدانم ایا ان صفحات در این سایت جدید حذف شده اند ؟؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
اگر بعد از کليک کردن بر عنوان «پرسش و پاسخ»، قسمت تعداد نمايش را ملاحظه کنيد مي توانيد با انتخاب شماره 100 بيشتر صفحات را ببينيد و از قسمت شماره صفحه به صفحات ديگر برويد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
5 | حق علی | , ایران | ١١:٣٠ - ٢٥ اسفند ١٣٩٤ |
سلام
اینکه پیامبر در مکه نتوانست ولایت حضرت امیر را بیان کنند و منافقین شلوغ کاری کرده بودن در کجای منابع اهل سنت امده است؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
هرگاه پيامبر صلي الله عليه و آله مي خواست درباره معرفي خلفاي خود سخني بگويد اصحاب بلند مي شدند و سر و صدا و فرياد مي کردند تا صدا به ديگران نرسد :«فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا» مسند أحمد بن حنبل، ج 5، ص 99.
 همچنين آمده است «فَجَعَلَ الناس يقُومُونَ وَيقْعُدُونَ» مسند أحمد بن حنبل، ج 5، ص 99. عده اي به هر قيمتي بود از رسيدن سخن پيامبر به گوش مردم جلوگيري مي کردند و اقداماتي از قبيل راه انداختن جار و جنجال، داد و فرياد، سر و صداهاي بيهوده و نشست و برخاست تا پيامبر نتواند سخن بگويد
جهت اطلاع از اينکه چرا پيامبر صلي الله عليه و آله در مکه حضرت علي عليه السلام را معرفي نکردند به اين آدرس رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
6 | حق علی | , ایران | ١٤:٠٢ - ٢٥ اسفند ١٣٩٤ |
سلام
با تشکر از پاسختان اما از کجای روایت فهمیدید که این روایت در مکه گفته شده؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
يکي از جاهاي که اين جريان اتفاق افتاد جايي بود که پيامبر صلي الله عليه و آله مي خواستند خلفاي دوازدگانه خود را در مکه معرفي کنند که مردم بلند شدند و سر و صدا راه انداختند
حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبو الرَّبِيعِ الزهراني سُلَيْمَانُ بن دَاوُدَ وَعُبَيْدُ اللَّهِ بن عُمَرَ القواريري وَمُحَمَّدُ بن أبي بَكْرٍ المقدمي قالوا ثنا حَمَّادُ بن زَيْدٍ ثنا مُجَالِدُ بن سَعِيدٍ عَنِ الشعبي عن جَابِرِ بن سَمُرَةََ قال خَطَبَنَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم بِعَرَفَاتٍ وقال المقدمي في حَدِيثِهِ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَخْطُبُ بِمِنًى وَهَذَا لَفْظُ حديث أبي الرَّبِيعِ فَسَمِعْتُهُ يقول لَنْ يَزَالَ هذا الأَمْرُ عَزِيزاً ظَاهِراً حتى يَمْلِكَ اثْنَا عَشَرَ كلهم ثُمَّ لَغَطَ الْقَوْمُ وَتَكَلَّمُوا فلم أَفْهَمْ قَوْلَهُ بَعْدَ كلهم فقلت لأبي يا أَبَتَاهُ بَعْدَ كلهم قال كلهم من قُرَيْشٍ وقال القواريري في حَدِيثِهِ لاَ يَضُرُّهُ من خَالَفَهُ أو فَارَقَهُ حتى يَمْلِكَ اثْنَا عَشَرَ
مسند أحمد بن حنبل  ج 5   ص 99
حدثنا عبد اللَّهِ حدثني محمد بن أبي بَكْرٍ بن علي المقدمي ثنا زُهَيْرُ بن إِسْحَاقَ ثنا دَاوُدُ بن أبي هِنْدٍ عن عَامِرٍ يَعْنِى الشعبي عن جَابِرِ بن سَمُرَةَ قال سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول لاَ يَزَالُ هذا الأَمْرُ عَزِيزاً إلى اثني عَشَرَ خَلِيفَةً فَكَبَّرَ الناس وَضَجُّوا وقال كَلِمَةً خَفِيَّةً قلت لأبي يا أَبَتِ ما قال قال كلهم من قُرَيْشٍ
مسند أحمد بن حنبل  ج 5   ص 98
با اين وجود اگر پيامبر صلي الله عليه و آله مي خواست خلافت حضرت علي عليه السلام را در مکه اعلام کند، ساکت مي شدند و مي گذاشتند  پيامبر درباره ولايت سخني بگويد؟!!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
7 | حمید | , ایران | ٠٠:٣٥ - ٢٣ فروردين ١٣٩٥ |
ثانيا: نقل حوادث تاريخی در آن عصر همانند امروز نبود، که به صورت نوشته و کتاب درآيد و به نسل‌های بعدی منتقل شود، بلکه انتقال جريانهاي تاريخی به طور عمده شفاهی بود و از خاطر و ذهن چند نفر به اذهان ديگران منتقل می‌شد و کسی نمی‌تواند ادعا کند، که همه ‌اين ناقلان از اشتباه مصون بودند.
×سوال من این بود اگر اینطور بوده که تاریخ اسلام و روایتهای مهم زیر سوال میرود... چرا ژاسخ نمیدهید؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اولا: خيلي از اين نقلها که در اين مقاله ذکر شده است روايت مي باشد و تنها ذکر يک واقعه تاريخي نبوده است که بويژه اينکه آن را معصوم نقل کرده است
ثانيا: کثرت نقل يک واقعه آنهم از چند طريق، باعث اطميمان در نقل مي شود
ثالثا: برخي از روايت شيعه وقتي روايتي را يا کتابي را از معصوم نقل مي کردند بعد از نوشتن به امام عرضه مي کردند و ائمه تاييد مي کردند حتي ائمه برخي از افراد را خودشان تاييد مي کردند و مردم را به آنها ارجاع مي دادند که اين نشان از اين داشت که ائمه به انها  اعتماد داشتند لذا اگر در نقل روايتي مشکلي داشتند ائمه به صورت مطلق مردم را امر به اخذ دين از آنها نمي کردند
رابعا: نقل به معني شدن  و عين مطلب نقل نشدن، خدشه اي به اصل مطلب نمي زند هر چند ممکن است در برخي موارد اشتباه نيز بشود ولي وقتي مطلبي مانند شهادت حضرت فاطمه عليها السلام به صورت وفور و با عبارات مختلف نقل شده است کسي در آن شک نمي کند
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
8 | رضا | , ایران | ١١:٤٧ - ٢٧ تير ١٣٩٥ |
مدتی هست در فضای مجازی مخالفان دین مبین اسلام شبهاتی مطرح میکنن و هنوز ان شبهات برای من بی پاسخ مانده است قبل از پرداختن به شبهه مطرح شده از شما تقاضا دارم که کلیپی ویا سایتی و یا کتابی در این مورد به بنده معرفی کنید•باتشکر
و شبهه مطرح شده این است که در بحارالانوار روایاتی را نقل میکنند مبنی بر اینکه پیامبر(صل الله علیه واله) هنگامیکه میخواستند بوی بهشت را استشمام کنند سر خود را بین سینه های دخترشان میگذاشتند و استشمام میکردند؟ ویا اینکه روایتی در همین موضوع در بحارالانوار نقل میکنند مبنی بر اینکه حضرت فاطمه (علیهاالسلام) (العیاذبالله العیاذبالله) سینه های بسیار درشتی داشته است تا حدی که وقتی به پشت می انداخته تا کمرشان می رسیده؟!
چه پاسخی نسبت به این روایات هست تا ما نیز به این بی دینان بدهیم؟
واساسا علامه مجلسی(ره) و دیگر علما چرا اینگونه روایت ها را نقل کردند؟ روایت هایی که بویی از توهین دارند؟
باتشکر از زحمات شما

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
کسانی که در این خصوص شبهه می کنند یا از مبانی شیعه آشنایی ندارند و یا اینکه آنها هدف خاصی را دنبال می کنند طبق مبانی شیعه صرف نقل یک روایت یا یک مطلب حتما به معنی پذیرش آن روایت نیست لذا در این خصوص علم رجال بوجود آمده است تا روایت صحیح از ضعیف تشخیص داده شده است
در خصوص روایت اولی درباره بوسیدن پیامبر صلی الله علیه و آله باید بگوییم
اولا: اصل روایت در مناقب آل ابی طالب بدون سند ذکر شده است و ضعیف است لذا استناد به روایت کلا زیر سوال می رود
ثانیا: بر فرض صحیح  روایت باید بگوییم
ما شیعیان معتقد به عصمت پیامبر (ص) و حضرت زهرا علیها السلام و سایر ائمه هستیم و قرآن بر طهارت و پاکیزگی آنان شهادت داده لذا تصور این چنینی که این ضد دینها دارند، در خصوص آنها کلا منتفی است
ثالثا: رفتار محبت آمیز  به همراه لطف و مهربانی در میان خانواده ها، یک امر طبیعی است مانند این که انسان مادر یا خواهر یا دخترش را ببوسد. این نوع از ابراز محبت از روی شهوت نیست بلکه جنبه ی انسانی و عاطفی دارد. مخصوصا حضرت زهرا علیها السلام که در نزد پیامبر (ص) جایگاه ویژه داشت و او یک دختر معمولی نبود
رابعا: شاید منشأ اصلی شبهه این است که توهم شده که پیامبر(ص) سینه ی حضرت فاطمه(س) را در حالی که پوششی نداشته می بوسید در حالی که این توهم باطل است حتی در میان انسانهای عادی نگهداشتن این گونه حریمها و پوششها امر عادی است و رعایت نکردن این امور را خلاف آداب اجتماعی و خانوادگی می دانند. چرا باید نسبت به ساحت پیامبر ( ص) و اهل بیت علیهم السلام که معصوم هستند و تصور گناه در باره ی آنان جایگاهی ندارد، چنین تصور و خیال باطلی داشته باشیم .بویژه اینکه حضرت زهرا علیها السلام در زمان پیامبر سن آنچنانی نداشت
در خصوص شبهه دوم نیز به صورت مستقل پاسخ داده شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English