2018 July 23 - دوشنبه 01 مرداد 1397
بدعت از دیدگاه فریقین: «سنّت» در لغت و اصطلاح
کد مطلب: ٧٣٦٦ تاریخ انتشار: ٠٩ دي ١٣٩٣ - ٢٠:١٠ تعداد بازدید: 1983
خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین
بدعت از دیدگاه فریقین: «سنّت» در لغت و اصطلاح

جلسه سی و سوم 09/ 1393/10

 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه سی و سوم  1393/10/09

موضوع درس: بدعت از دیدگاه فریقین:

 «سنّت» در لغت و اصطلاح

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله 

و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله 

و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداءالله الی یوم لقاء الله.

معنای لغوی واژه «سنت»:

در جلسه گذشته که معنی «بدعت» را در لغت و اصطلاح بیان کردیم، قول دادیم که در راستای روشن شدن بیشتر معنای بدعت، معنای «سنت» را هم بررسی کنیم.چرا که آقایان در تعریف بدعت، عبارتهایی را آورده اند که بدون روشن شدن معنای «سنت»، شاید کمی ابهام داشته باشد. لذا معنای «سنّت» را در لغت و اصطلاح بررسی می کنیم.

«طریحی» در «مجمع البحرین»

فخرالدین طریحی، از علمای بزرگ شیعه، در کتاب «مجمع البحرین» خود می نویسد:

«السنة في اللغة: الطريقة و السيرة و الجمع سنن كغرفة و غرف»

«سنت» در لغت یعنی راه و روش و سیره. جمع آن «سُنَن» است. مثل غُرفه که جمعش غُرَف است.

مجمع البحرین ج 6 ص 269

«ابن منظور» در «لسان العرب»

«سُنَّةُ اللَّهِ: أَحكامه وأَمره وَنَهْيُهُ. سَنَّ اللَّهُ سُنَّة أَي بَيَّن طَرِيقًا قَوِيمًا. شَمِرٌ: السُّنَّة فِي الأَصل سُنَّة الطَّرِيقِ، وَهُوَ طَرِيقٌ سَنَّه أَوائل النَّاسِ فصارَ مَسْلَكاً لِمَنْ بَعْدَهُمْ»

سنت خدا یعنی احکام خدا و امر و نهی خدا. خداوند چیزی را سنت کرد یعنی راه روشن و محکمی را بیان کرد. شَمِ گفته است که سنت در اصل راه و روش است. و آن راه و روش پیشینیان است. که مسیر افراد بعد ایشان شد

لسان العرب ج 13 ص 225

«زبیدی» در «تاج العروس»

«السُّنَّةُ: السِّيرَةُ حَسَنَة كانتْ أَو قَبِيحَة»

سنت یعنی سیره، سیره نیکو باشد و یا سیره قبیح باشد.

 تاج العروس ج 18 ص 300


این گونه معنا کردن «زبیدی»، یعنی دخالت مذهب و اعتقاد لغت نگار، در معنا کردن یک لغت. جالب این جاست که آقای «زبیدی»، در ادامه از «أزهری» صاحب «تهذیب اللغه»، که یکی از لغت نگاران مشهور اهل سنت است نقل می کند که:

«السُّنَّةُ : الطَّريقَةُ المَحْمودَةُ المُسْتقيمةُ، ولذلِكَ قيل: فلانٌ مِن أَهْلِ السُّنَّة»

سنت یعنی راه مستقیم و پسندیده. به همین جهت می گویند فلانی از اهل سنت است.

تهذیب اللغه ج 12 ص 210

 

این جاست که آقایان را باید ارجاع بدهیم به کتاب «الشیعه هم اهل السنه» دکتر تیجانی، که می گوید طبق حدیث «ثقلین» و حدیث «سفینه» و دیگر احادیث، اهل سنت واقعی، همان شیعیان هستند.

«محمدتقی حکیم» در«السنة فی الشریعة الإسلامیة»

مرحوم آقای حکیم در معنای لغوی «سنت» می گوید:

السنه: معناها الدوام، فقولنا: سنة، معناها الأمر بالادامة

سنت در لغت به معنای دوام داشتن است. بنابراین وقتی می گوئیم فلان چیز سنت است، عنی دستور داریم به ادامه دادنش.

السنة في الشريعة الاسلامية ج 4 ص1

 

معنای اصطلاحی واژه «سنّت»:

بعد از این که معنای لغوی واژه «سنّت» مشخص شد، باید ببینیم این واژه در «اصطلاح» به چه چیزی اطلاق می شود.

 

«طریحی» در «مجمع البحرین»

«السنة في الصناعة هي طريقة النبي (صلی الله علیه وآله) قولاً و فعلاً و تقريراً، أصالةً أو نيابةً.»

سنت در اصطلاح همان راه و روش پیغمبر است. چه قول پیغمبر باشد، چه فعل پیغمبر و چه تقریر پیغمبر. قول و فعل و تقریر پیغمبر اصالتاً باشد یا نیابتاً [مخصوص اهلبیت پیامبر]


مجمع البحرین ج 6 ص 269

«ابن منظور» در «لسان العرب»

«وَقَدْ تَكَرَّرَ فِي الْحَدِيثِ ذِكْرُ السُّنَّة وَ مَا تَصَرَّفَ مِنْهَا، و الأَصل فِيهِ الطَّرِيقَةُ و السِّيرَة، و إِذا أُطْلِقَت فِي الشَّرْعِ فإِنما يُرَادُ بِهَا مَا أَمَرَ بِهِ النبيُّ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، و نَهى عَنْهُ و نَدَب إِليه قَوْلًا وَ فِعْلًا مِمَّا لَمْ يَنْطق بِهِ الكتابُ الْعَزِيزُ وَ لِهَذَا يُقَالُ فِي أَدلة الشَّرْعِ: الكتابُ و السُّنَّةُ أَي الْقُرْآنُ وَ الْحَدِيثُ»

در احادیث وارده از واژه «سنت» و مشتقات آن، زیاد یاد شده است. اصل لغوی این واژه به معنای راه و روش و سیره است. و در شرع به معنای آنچه که پیغمبر دستور داده و نهی کرده و به آن دعوت کرده، چه با زبان و چه با عمل؛ از مواردی که قرآن به آن اشاره نکرده است؛ اطلاق می شود. به همین خاطر در بیان و شمارش ادله شرعی می گویند: کتاب و سنت یعنی قرآن و حدیث.

 لسان العرب ج 13 ص 225

یک سؤال از آقای «ابن منظور»:

ما اگر از آقای ابن منظور سؤال بکنیم که اگر در تبیین کلام الهی در قرآن، از پیغمبر روایتی داشته باشیم، این تبیین، نه کلام الله صرف است و نه کلام النبی صرف. چه کنیم؟ این تبیین رسول اکرم در زمره «کتاب» است یا «سنت»؟

قرآن کریم می فرماید:

«وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِم»

و بر تو قرآن را نازل کردیم تا آنچه را که به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی

سوره نحل آیه 44

پیغمبر اکرم میاید کلامی از قرآن را تبیین می کند. حاصل این تبیین می شود کلامی تلفیق از کلام الهی و کلام نبوی. این کلام تلفیقی، جزء کتاب است یا جزء سنت؟
پیغمبر اکرم در تبیین آیه تبلیغ می فرماید:

«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ [انّ علیاً ولی المؤمنین] وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه»

مائدة آیه 67

کلامی از نبی مکرم در میان کلام الهی است. این جمله الآن، کتاب است یا سنت؟ اگر بگوئید کتاب است، که باید بگوئیم شما قائل به تحریف شدید. زیرا در هیچ قرآنی این عبارت نیامده. و اگر بگوئید که تبیین است، ما هم همین را معتقد هستیم.

یعنی معتقدیم که اگر در وسط کلام الهی، کلامی از نبی مکرم بیاید، این کلام را کتاب الله نمی دانیم بلکه قول النبی می دانیم در تببین کلام الهی.

لذا قید «مِمَّا لَمْ يَنْطق بِهِ الكتابُ الْعَزِيزُ» که آقای «ابن منظور» در تعریف «سنت» میاورد، قید درستی نیست. و قابل خدشه است.

«ابن حجر» در «فتح الباری»

ابن حجر عسقلانی در معنای اصطلاحی «سنّت» می نویسد:

 «وَ مَعْنَى قَوْلِهِ سُنَّةً أَيْ شَرِيعَةً وَ طَرِيقَةً لَازِمَةً»

سنت یعنی شریعت اسلامی و راه و روش لازم و قطعی دینی.

 فتح الباری ج 3 ص 60

 

«شوکانی» در «ارشاد الفحول»

آقای شوکانی که تفکرات نزدیک به وهابیت دارد و بعضی اوقات صحبتهایی دارد که وهابی ها خوششان می آید، در معنای «سنت» می گوید:

«وَأَمَّا مَعْنَاهَا شَرْعًا: أَيْ: فِي اصْطِلَاحِ أَهْلِ الشَّرْعِ فَهِيَ: قَوْلُ النبي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَ فِعْلُهُ وَ تَقْرِيرُهُ، وَ تُطْلَقُ بِالْمَعْنَى الْعَامِّ عَلَى الْوَاجِبِ وَ غَيْرِهِ فِي عُرْفِ أَهْلِ اللُّغَةِ وَ الْحَدِيثِ، وَ أَمَّا فِي عُرْفِ أَهْلِ الْفِقْهِ فَإِنَّمَا يُطْلِقُونَهَا عَلَى مَا لَيْسَ بِوَاجِبٍ، وَ تُطْلَقُ عَلَى مَا يُقَابِلُ الْبِدْعَةَ كَقَوْلِهِمْ: فُلَانٌ مِنْ أَهْلِ السُّنَّةِ.»

سنت در اصطلاح شرع عبارت است از قول نبی و فعل نبی و تقریر نبی. واژه «سنت» در عرف عمومی اهل لغت و حدیث به امر واجب و غیر واجب اطلاق می شود. ولی در عرف اهل فقه، سنت به آن چیزی که واجب نباشد اطلاق می شود. و همچنین سنت در مقابل بدعت نیز استعمال می شود مثل این که می گویند: فلانی از اهل سنت است.

ارشاد الفحول الی تحقیق الحق ص 33

 

«احمدبن حنبل» در «اصول السنه»

آقای احمد بن حنبل، سه قید به عنوان اصول اساسی «سنت» بیان می کند: تمسک به صحابه، اقتدا به صحابه و ترک بدعت.

«أصول السنة عندنا التمسك بما كان عليه أصحاب رسول الله صلى الله عليه وسلم، و الاقتداء بهم، و ترك البدع؛ - وكل بدعة فهي ضلالة- و ترك الخصومات في الدين»

اصول سنت در نزد ما، تمسک کردن به اعمال صحابه پیامبر است. و اقتدا کردن به ایشان و ترک بدعتهاست - و هر بدعتی گمراهی است - و ترک کردن خصومات در دین است.
شرح اصول السنه احمد بن حنبل، بن فهد بن حمد بن جبرین، ج1 ص 2

سنت پیغمبر یا سنت صحابه !؟

 آنچه در تعریف آقای «احمد بن حنبل» مشهود است، اشاره به تمسک به «سنت صحابه» و عدم ذکر تمسک به سنت نبی مکرم است.

علت این امر، این است که این آقایان، سنت صحابه را در کنار سنت نبی مکرم قبول دارند. یعنی در حقیقت، این دو را قسیم هم می دانند.

 

سنت پیغمبر یا سنت ائمه !؟

بر خلاف نظر «شیعه» که معتقد به سنت نبی مکرم و سنت ائمه(علیهم السلام) هستند ولی سنت ائمه را با سنت پیغمبر قسیم هم قرار نمی دهند. بلکه سنت ائمه را سنت النبی می دانند نیابتاً.

همان تعبیری که آقای «طریحی» در «مجمع البحرین» داشت:

«السنة في الصناعة هي طريقة النبي قولاً و فعلاً و تقريراً، أصالةً أو نيابةً.»

سنت در اصطلاح همان راه و روش پیغمبر است. چه قول پیغمبر باشد، چه فعل پیغمبر و چه تقریر پیغمبر. قول و فعل و تقریر پیغمبر اصالتاً باشد یا نیابتاً [مخصوص اهلبیت پیامبر]

مجمع البحرین ج 6 ص 269

یا تعبیری که مرحوم علامه مظفر(ره) در اصول الفقه دارد:

«السنة في اصطلاح الفقهاء: قول النبی أو فعله أو تقریره. أما فقهاء الإمامیه بالخصوص فلما ثبت لدیهم أن المعصوم من آل البیت یجری قوله مجری قول النبی من کونه حجة علی العباد واجب الإتباع فقد توسعوا فی اصطلاح السنه. فکانت السنة بإصطلاحهم: قول المعصوم أو فعله أو تقریره.»

واژه «سنت» در اصطلاح فقهاء اسلام عبارت است از قول و فعل و تقریر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله). ولی فقهای امامیه از آنجائی که برای ایشان ثابت شده است که قول ائمه اهل بیت(علیهم السلام) مثل قول پیامبر بر بندگان، حجت شرعی است و تبعیت از قولشان واجب است؛ از این رو واژه سنت را توسعه داده و اینگونه تعریف کرده اند که: سنت عبارت است از قول و فعل و تقریر معصوم.

 اصول الفقه ج 3 ص 64

 

گفتار صحابه حجت است یا رفتار صحابه؟

اخیراً کتابی خریدم از شهر مکه، که در نمایشگاه های کتاب، آن را ندیدم. از کتاب هایی است که برای ما قیمتی هست. نویسنده کتاب، آمده تمام مخالفتهای رفتاری صحابه با احادیث و اقوال خودشان را جمع آوری کرده است.

مثلاً «عایشه» ده تا روایت نقل کرده ولی خودش برخلاف آن را عمل کرده. یا «ابوهریره» مثلاً در مورد اعمال حج یک چیزی گفته، ولی عملاً مخالفت کرده.

نویسنده آمده فتاوای علمای اهل سنت و فقها را بررسی کرده که قائده در این جا چیست؟ اگر صحابه ای روایتی نقل کند و خودش بر خلاف آن عمل کند، آیا عمل صحابه حجت است یا گفتار صحابه؟

تعدادی از بزرگان اهل سنت قائل هستند به این که قول صحابه ارزشی ندارد. می گویند عمل صحابه برای ما حجت است. زیرا در احکام شرعی، عمل ملاک است. وقتی صحابه ای خلاف عمل کرده در حقیقت یعنی این روایت از دیدگاه او حجت نبوده است.

 

والسلام علیکم و رحمه الله

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English