2018 November 18 - يکشنبه 27 آبان 1397
بدعت از دیدگاه فریقین: بدعت و شرک در فرهنگ وهابیت (2)
کد مطلب: ٧١٨٢ تاریخ انتشار: ٠٧ مهر ١٣٩٣ - ١٩:٢٨ تعداد بازدید: 1235
خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین
بدعت از دیدگاه فریقین: بدعت و شرک در فرهنگ وهابیت (2)

جلسه پنجم 1393/07/07

 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه پنجم 1393/07/07

موضوع درس: بدعت از دیدگاه فریقین: بدعت و شرک در فرهنگ وهابیت (2) 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با «بدعت» بود. و گفتیم که «بدعت» هم بحث «فقهی» است، و هم بحث «کلامی».

  عرض کردیم، «بدعت» یکی از اموری است که، امروز وهابیت با زدن برچسب آن بر مسلمین، خون مسلمانها را حلال میدانند و تصرف اموال آنها را جایز میشمارند. 

«توسل» و «بدعت» دو بحث اساسی

  دو بحث اساسی وجود دارد که لازم است ما خوب روی آنها کار کنیم:  یکی بحث توسل است

  و دیگری بحث بدعت است.

  اینها از مواردی است که، پایه و اساس وهابیت است در جهان معاصر. یعنی وقتی بخواهند فردی را بکشند، یا برچسب «شرک» میزنند، یا برچسب «بدعت». بحثهای دیگری هم که دارند، همه در حاشیه قرار گرفته است.

حتی در گذشته، بحث «سب صحابه» را مطرح میکردند، که وسیله ای بود برای قتل «شیعه» که البته آنهم جا دارد انسان مواردی را داشته باشد. ولی بحثهایی که در رسانه های شیعه مطرح شد، آنها را در این زمینه، خلع سلاح کرد.

  مواردی از سب صحابه در صحاح سته به صراحت آمده است

  چون بحث «سب صحابه» در صحاح اینها به صراحت آمده است، اینها همه در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» آمده است. مثل: 

سب «ابوبکر» نسبت به فرزندش!

  سب «زینب بنت جحش» نسبت به «عایشه» و سب عایشه نسبت به او:

«فَأَرْسَلْنَ زَيْنَبَ بِنْتَ جَحْشٍ، فَأَتَتْهُ، فَأَغْلَظَتْ، وَقَالَتْ: إِنَّ نِسَاءَكَ يَنْشُدْنَكَ اللَّهَ العَدْلَ فِي بِنْتِ ابْنِ أَبِي قُحَافَةَ، فَرَفَعَتْ صَوْتَهَا حَتَّى تَنَاوَلَتْ عَائِشَةَ وَهِيَ قَاعِدَةٌ فَسَبَّتْهَا، حَتَّى إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ  لَيَنْظُرُ إِلَى عَائِشَةَ، هَلْ تَكَلَّمُ، قَالَ: فَتَكَلَّمَتْ عَائِشَةُ تَرُدُّ عَلَى زَيْنَبَ حَتَّى أَسْكَتَتْهَا، قَالَتْ: فَنَظَرَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِلَى عَائِشَةَ، وَقَالَ: «إِنَّهَا بِنْتُ أَبِي بَكْرٍ» 

زن‌ها زينب بنت جحش (همسر پيامبر) را فرستادند . او به نزد پيامبر آمده و به درشتي سخن گفت! و افزود كه زنان تو از تو مي‌خواهند كه عدالت را بين زنان اجرا كني! و صداي خويش را بالا برد! و سپس سخن خود را به سوي عائشه متوجه كرده در حالي كه او نشسته بود ، به عائشه دشنام داد! و كار را به جايي رساند كه پيامبر(صلی الله علیه وآله) به عائشه نگاه كرده و فرمودند : آيا پاسخ مي‌دهي ؟ عائشه آن‌قدر پاسخ ناسزاهاي  زينب را داد كه او را مجبور به سكوت كرد! پيامبر به عائشه نگاه كرده و فرمودند : او دختر ابوبكر است !!!

 صحیح بخاری ج3 ص156 ح 2581

  سب «عبدالله بن عمر» نسبت به بلال:

«عَبْدَ اللهِ بْنَ عُمَرَ قَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: «لَا تَمْنَعُوا نِسَاءَكُمُ الْمَسَاجِدَ إِذَا اسْتَأْذَنَّكُمْ إِلَيْهَا» قَالَ: فَقَالَ بِلَالُ بْنُ عَبْدِ اللهِ: وَاللهِ لَنَمْنَعُهُنَّ، قَالَ: فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ عَبْدُ اللهِ: فَسَبَّهُ سَبًّا سَيِّئًا مَا سَمِعْتُهُ سَبَّهُ مِثْلَهُ قَطُّ وَقَالَ: " أُخْبِرُكَ عَنْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَتَقُولُ: وَاللهِ لَنَمْنَعُهُنَّ»

عبدالله عمر میگوید: پیغمبر فرمود: اگر زنانتان برای مسجد رفتن از شما اجازه گرفتند، مانع رفتنشان نشوید. ولی بلال بن عبدالله گفت: بخدا قسم مانعشان می شویم! تا عبدالله بن عمر به بلال رسید شروع کرد به او فحشهای بد دادن. فحشی که تا به حال از عبدالله عمر نشنیده بودم. بعد به بلال گفت: من به تو میگویم پیغمبر گفته مانع نشوید، تو میگوئی مانع میشویم.
 صحیح مسلم ج1 ص 327 ح 442 باب خروج النسآء الی المساجد

و سب «حضرت زهرا سلام الله علیها»!!

«وَأَقْبَلَتْ [فَاطِمَةَ عَلَيْهَاالسَّلاَمُ] عَلَيْهِمْ، تَسُبُّهُمْ»

و فاطمه علیها سلام به آنها رسید و فحششان داد!

صحیح بخاری ج1 ص 110 ح 520

و سب «حضرت زهراسلام الله علیها» نسبت به «عایشه»:

و از سب بالاتر، «قتل» یکدیگر است، در جنگ «جمل» و در جنگ «صفین» که دهها هزار کشته داد، که بالاتر از «سب» است.

و لذا اینها، نسبت به قضیه سب؛ این اواخر عقب نشینی کردند. 

ولی روی دو محور، اینها حساس هستند:

یکی بحث «توسل» هست، که وسیله «شرک» قرار گرفته؛ و به مجرد اینکه بخواهند قتل یکی را اثبات بکنند، چهار تا آیاتی را مثل «آیه 5 سوره احقاف»، مطرح میکنند و او را از اسلام خارج میکنند. که من تقاضا دارم از دوستان، پیرامون این دو سه تا آیه خوب کار کنند:  آیه 5 سوره احقاف میگوید:

«وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجيبُ لَهُ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُون»‏

چه کسی گمراهتر است از آن کس که معبودی غیر خدا را میخواند که تا قیامت هم پاسخ او را نمیدهد واز خواندن آنها غافل است.

 

رهبر سلفی های ایران، کفرشیعیان را ثابت کرد!

حتی خود مولوی یا مولانا «عبدالحمید»، که فعلاً رهبری «سلفیهای ایران» را به عهده دارد، علناً در نماز «عید فطر»، با دهها هزار جمعیت، با خواندن این آیه، کفر مسلمانها را اثبات کرد! و اعلام کرد بر اینکه:

در قرآن «توسل» نیامده!  «صحابه» متوسل نشده اند! و در «سنت»، توسل نیامده!

ما به دوستان، بارها گفتیم، یک تعبیری دارد «مقام معظم رهبری»، در دیدار «طلاب سمنان»، که میگوید؛ من از طلبه ها میخواهم که خیلی روی شبهات تاریخ مصرف گذشته کار نکنند، ببینند امروز شبهات وهابیت چیست؛ اینها را کار کنید وپاسخ بدهید.

آیات گزینشی وهابیت

  آیاتی که وهابیها، امروز روی آنها مانور میدهند عبارتند از:

  «وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لا يَسْتَجيبُ لَهُ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ هُمْ عَنْ دُعائِهِمْ غافِلُون»

چه کسی گمراهتر است از آن کس که معبودی غیر خدا را میخواند که تا قیامت هم پاسخ او را نمیدهد و از خواندن آنها غافل است.

 سوره احقاف آیه 5

«إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقين»
کسانی را که غیر از خدا میخوانید بندگانی همچون خود شما هستند آنها را بخوانید و اگر راست میگوئید باید به شما پاسخ دهند.

سوره اعراف آیه 194

«إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ الذُّبابُ شَيْئاً لا يَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ»

کسانی را که غیر از خدا میخوانید هرگز نمی توانند مگسی بیافرینند هرچند برای این کار دست به دست هم دهند و هرگاه مگس چیزی از آنها برباید نمی توانند آن را بازپس گیرند. هم طلب کننده ناتوان است و هم طلب شونده

 سوره حج آیه 73

«وَ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ ما نَعْبُدُهُمْ إِلاَّ لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى‏»

وکسانی که غیر از خدا را اولیاء خود قرار دادند [میگفتند] اینها را نمی پرستیم مگر بخاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند.

سوره زمر آیه 3

«إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعاءَكُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجابُوا لَكُمْ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبيرٍ»

اگر آنها را بخوانید صدای شما را نمی شنوند و اگر بشنوند به شما پاسخ نمی گویند و روز قیامت شرک شما را منکر میشوند و هیچ کس مانند [خداوند]  آگاه از همه چیز، تو را [از حقایق] باخبر نمی سازد.

سوره فاطر آیه 14

«وَ الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَ هُمْ يُخْلَقُونَ أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْياءٍ وَ ما يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ»

معبودهایی که غیر از خدا میخوانند چیزی را نمی آفرینند بلکه خودشان هم آفریده شده اند. آنها مردگانی هستند بی جان ونمی دانند [عبادت کنندگانشان] چه زمانی برانگیخته میشوند. 

سوره نحل آیه 20و 21

«وَ لا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَ لا يَضُرُّكَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِنَ الظَّالِمينَ»
 
و جز خدا چیزی را که نه سودی به تو میرساند ونه زیانی مخوان[وپرستش مکن] که اگر چنین کنی از ستمکاران خواهی بود.

سوره یونس106

و در این قضایا:

آیه 22 سوره فاطر: «وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُور»

و آیه 52 سوره روم: «فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‏ وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرين‏»  اهمیت ویژه دارند. چرا که اینها میگویند که، هرگونه توسل به پیغمبر و ائمه، برخلاف نص صریح این دو آیه هست.

چرا که خداوند به پیغمبرش میگوید: تو به آنهایی که در قبرها هستند، نمیتوانی بشنوانی!  
و بعد تشبیه میکنند که روش مسلمانها و شیعه ها در«توسل»، همان روش کفار و مشرکین است که، میگفتند: 
«مانعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفا»

آیات دیگری هم هست که این سه چهار تا آیه در رأس مسائل است

نظر علمای اهل سنت در مورد آیات فوق

اگر فرصت بشود، من اینها را مفصل عرض میکنم که، تمامی این آیات، مربوط به «بت پرست» هاست. مربوط به «مشرکین» است.

  در تمامی این آیات، حتی در آیه:

«وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُور»،

خود «ابن قیم جوزیه» ودیگران به صراحت دارند که، این آیه ارتباطی به مسلمین ندارد. ابن قیم در ذیل این آیه میگوید:

«بِمُسْمِعِ مَنْ»يعني الكفار، شبههم بالموتى.

زاد المسیر فی علم التفسیر،ابن قیم جوزی ج3 ص 509

«ابن کثیر» دمشقی سلفی، متوفای 774 قمری، در کتاب تفسیر قرآن کریم خود میگوید:
«ما انت بمسمع فی القبور» ای کما لا ینتفع الأموات بعد موتهم وصیرورتهم الی قبورهم وهم کفاربالهدایة والدعوة الیها کذلک هولاء المشرکین.

تفسیر ابن کثیر ج3 ص 553

ولی اینها، این آیه را تشبیه میکنند به توسل به اولیاء الله.

یا در این آیه «وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ»

اینها تعبیرشان اینست که: «الأصنام لا تجیب عابدیها»

تفسیر البغوی ج4 ص 163

یا «تفسیر ابوالسعود» در ذیل آیه می نویسد:

«انه تعالی یحی الأصنام فتتبرأ عن عبادتهم.»

تفسیر أبی السعود ج8 ص 78

یعنی این ها، تمام آیاتی که مربوط به کفار هست را، تطبیق میکنند به مسلمانها، یعنی همان روشی که «خوارج» داشتند.

نظر جالب «عبدالله بن عمر» در مورد خوارج 

در مورد خوارج، جمله زیبائی دارد، در صحیح بخاری:

وَكَانَ ابْنُ عُمَرَ، يَرَاهُمْ شِرَارَ خَلْقِ اللَّهِ، وَقَالَ: «إِنَّهُمُ انْطَلَقُوا إِلَى آيَاتٍ نَزَلَتْ فِي الكُفَّارِ، فَجَعَلُوهَا عَلَى المُؤْمِنِينَ»

«عبدالله بن عمر» میگوید «خوارج» شرار خلق الله هستند. آیاتی که در حق کفار نازل شده حمل میکنند برمومنین.

صحیح بخاری ج9 ص 16 باب قتل الخوارج وملحدین  ح  قبل از حدیث 6930

 

با این روش، سی نفر مخاطب، میشود سیصدنفر!

یکی از روشهایی که امروز، من دوست دارم عزیزان خوب روی آن کار کنند، اینست که مطالبی که نقل میشود، باید کاملاً مستند و چهارمیخه باشد.  ما یک دوره ای داشتیم با دوستانی که از «طلاب هند» بودند، که غالباً هم در مقطع ارشد ودکتری بودند؛ یک چهار ماه، پنچ ماه با اینها کار کردیم، اینها ماه رمضان گذشته رفته بودند هند، لب تاپ خود را بالای منبر بودند و ویدئو پروژکتور و... هر حرفی که میزدند، صفحه کتاب را میآوردند. میگفتند سالهای قبل  میرفتیم، جلساتمان سی نفر، چهل نفر بود، سال گذشته رفتیم با سیصد،چهارصد نفر!
  مردم تعجب میکردند که این شیخ، هر سال میآمد اینجا، این حرفها را بلد نبود، این روش را بلد نبود. لذا خیلی با استقبال ویژه ای مواجه شده بودند. و تشکر های متعددی برای ما ترجمه کرده بودند.

و لذا من از دوستان تقاضا دارم، یا وارد حوزه پاسخ گویی به شبهات، و جنگ و جدال و مناظره نشوند، یا اگر وارد شدند،جانانه وارد بشوند، و زحمت بکشند.  بعضی وقت میشود بنده خودم میخواهم تصویر کتاب یک مطلب را پیدا کنم، نه تنها فقط  از نرم افزار، بلکه همین آیه «ولانعبدهم الا لیقربونا الی الله زلفا»، ببینم چه کسانی در این زمینه حرف زدند، گاهی پنج ساعت، شش ساعت، از من وقت میگیرد تا که مطلب را مستند کنم. ولی وقتی در «شبکه ولایت» مطرح میشود، با بیش از پنجاه میلیون مخاطب؛ حداقل سه چهار میلیون نفر تأثیر گذاری دارد. 

قوی ترین نرم افزار اهل سنت

  لذا تلاش کنیم از نرم افزارهایی که اهل سنت خودشان درست کرده اند، مطالب را برای مخاطب نشان بدهیم. مثل نرم افزار «الجامع الکبیر»، که تقریباً قوی ترین و معتمد ترین نرم افزار اهل سنت است. که آبدیتش هم در «مدینه منوره» انجام شد. که البته اصالتاً در «اردن» نوشته شده است.

یا همین نرم افزار «مکتبه شامله» ای که، روی هم رفته بد نیست، ولی یک مقداری استفاده کردن در اینجا سخت تر است.

ولی این «الجامع الکبیر» یک امکاناتی دارد که هیچکدام از نرم افزارهای علوم اسلامی حتی  نرم افزارهای شیعه هم، اینچنین امکاناتی ندارد.

لذا وقتی مطلب را مستند میآوریم، دیگر تقریباً اوقع فی النفوس خواهد شد.  و لذا دوستان ان شاء الله این روش را که مطالب کاملاً مستدل و مستند باشد، اینها را بزرگواری کنند یک مقداری دقت بیشتری داشته باشند.

اما در رابطه با بحث امروز ما که مربوط به «بدعت» است، در این رابطه ما دیروز هم اشاره ای کردیم به کتاب «الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیه».که از کتابهای مهم وهابی ها هست.  عنوان روی جلدش هم اینست:

«مجموعة رسائل ومسائل علماء نجدالأعلام من عصر الشیخ محمدبن عبدالوهاب الی عصرنا هذا»
که در حقیقت تمام مطالب، تمام نامه ها، مقالات، و سخنرانی هایی که از محمد بن عبدالوهاب بوده و فرزندان ایشان بوده تا عصر حاضر، همه در این کتاب شانزده جلدی آمده است. 
البته این کتاب در بازار موجود نیست، ولی پی دی اف اش در اینترنت موجود است.  ما سال 82 بود رفتیم طائف، با مفتی اعظم یک دیداری، بحثی داشتیم. ایشان یک چند دوره کتابی به ما داد من جمله این کتاب بود.

دوستان اگر بتوانند این کتاب را مطالعه بکنند از همان صفحه اول تا آخر صفحه جلد شانزدهم، نکاتی دارد که در دیگر کتاب وهابی ها،  این نکات نیست. مطالب بکری دارد از جنایات اینها؛ که در جاهای دیگر نیست.

 

این قضیه سر بریدنها، از کجا نشأت گرفته؟

مثلاً من به عنوان نمونه عرض میکنم، این بحث «سربریدن» و... که اینها امروز دارند با وقیحانه ترین صورت، آن را انجام میدهند؛ این قضیه سربریدنها، از کجا نشأت گرفته؟  دیگر تقریباً در این قرون متأخره، کشتن انسان، یا با «شمشیر» بوده، یا اعدام با «تیراندازی» و امثال اینها. ولی اخیراً ما دیدیم این وهابیها در «سوریه» و در «عراق»، عمدتاً با سربریدن ها میایند ایجاد رعب و وحشت میکنند.

ما یک مدرکی را پیدا کردیم در این زمینه، که باید این را دقت کنید. کتاب «جزیرة العرب فی القرن  العشرین»، این کتاب در حقیقت نویسنده اش، «حافظ وهبه» هست، وزیر مفوض و نماینده فوق العاده «عربستان سعودی» در «لندن» در سال 1930 میلادی.

ایشان در این کتاب، در مورد «سعودبن عبدالعزیز»، نوه «محمدبن سعود» که عمدتا جنایات تخریب قبور بقیع و... هم توسط ایشان صورت گرفت در مرحله اول؛ میگوید:

«کان السعود مشهوراً بالقصو علی المجرمین»

این مشهور بود که سعود نسبت به مجرمین خیلی قساوت داشت.

جزیرة العرب فی القرن  العشرین حافظ وهبه ص 249

در ادامه میگوید:

«سمعت مراراً من جلالة الملک أنه حبس مرة بعض شیوخ مطیر، فجاء بعض کبارهم للإستشفاع لهم...فأمر بقطع رؤوس المسجونین وأحضر رؤوسهم علی مائده...ثم امرهم بالأکل من المائده»

من بارها از خود پادشاه شنیدم که ایشان بعضی از شیوخ «مطیر» که یکی از مناطق «ریاض» است، بعضی از بزرگان مطیر را حبس کرده بود.از آنجا بعضی از کبار آن منطقه آمدند برای وساطت، که اینها را آزاد کند.

«سعدبن عبدالعزیز» دستور داد سر زندانی ها را بریدند؛ سفره ای پهن کرد، غذا آماده کرد و دستور داد سرهای بریده را در داخل سفره قرار بدهند.

«ثم امرهم بالأکل من المائده»

دستور داد بر این که، این آقایانی که آمده اند برای وساطت، از این غذا میل کنند!

جزیرة العرب فی القرن  العشرین حافظ وهبه ص 249

ببینید خباثت و رذالت تا کجا؟ آقا شما آمدید برای وساطت برای آزادی زندانیها، من کاری میکنم این زندانیها، برای همیشه آزاد باشند! این روشها همان روشهایی هست که وهابیت امروز آن را به دست گرفته است.

این کتابی را که من عرض کردم، حتماً از دوستان تقاضا داریم خوب و با دقت مطالعه کنند.

ما مخالفینمان را میکشیم و میخوریم

البته یکی از عواملی که باعث شد، این کشت و کشتار در منطقه گسترش پیدا کند؛ سخنرانی های تند علمای وهابی بود که اینها یک سری مطالبی را مطرح کردند و تحریک کردند مردم را. مثل «عرعور» که وقتی میاید اعلام میکند بر اینکه، ما مخالفینمان را میکشیم و میخوریم.

این تعبیر را نگاه کنید شما، که چه تعبیر تندی است. میگوید ما مخالفین خود را میگیریم، میکشیم، گوشتشان را در چرخ گوشت میریزیم، چرخ میکنیم و جلوی سگ ها میاندازیم!  این تعابیر نشان میدهد که برنامه ها از چه قرار هست.

یا در بعضی از تعابیر، دارند که میگویند: ما مخالفین خود را میکشیم؛ چون «ابن تیمیه» گفته، مخالفین ما که - مراد شیعه ها هستند- از «یهود» و «نصارا» بدترند.  خب این تحریکهایی که این ها داشتند، کشت و کشتار را در منطقه افزایش داد.

متأسفانه ما داریم میبینیم در قالب سخنرانی ها و بیانیه هایی که اعاظم ما میدهند فقط  جنایتها محکوم میشود، عقبه کار فراموش شده است که چه عواملی باعث شده که این جنایات صورت میگیرد؟

آن بابائی که میاید افتخار میکند و میگوید:

«من سر سیصد و هفتاد و هشت نفر را بریده ام!»

تروریستی به نام «ابو ولید مسلم»، که کارش سربریدن است میگوید:  «من بعضی وقتها دهها کیلومتر راه میروم تا سر یک شهروند را ببرم.»  به راستی، چه عواملی باعث شده است که این شخص این کار را انجام میدهد و تقرّباً الی الله هم انجام میدهد! جنایت میکند و میگوید «ربنا تقبل منا هذا العمل الخالص لوجهک الکریم»

این ها در جنایاتشان، فریاد میزنند «الله اکبر» و بعد سر میبرند.

باید ببینیم چه عواملی دست به دست هم داده که یک انسان، کارش به اینجا کشیده میشود. اینها که از مادر، جانی متولد نشده اند؛ از مادر، آدم کش متولد نشده اند.  این تربیت ها هست و این تبلیغاتی هست که اینچنین کرده است. 

داستان ساخت مجسمه حضرت مسیح

یکی از این کتابهایی که کشیش های مسیحی نوشته اند و خیلی کتاب خوبی است ، من شاید چندین بار این کتاب را مطالعه کرده ام. کتابی است به نام «اخلاق» نویسنده اش، «سموئیل اسمایلز».

در این کتاب، یک مثال خیلی قشنگی زده است.خیلی جالب است. میگوید: در اسپانیا بود در کجا بود،«کلیسا» تصمیم گرفت براینکه مجمسه ای از «حضرت مسیح» را ترسیم کند که در کلیسا نصب کند. رفتند مجسمه سازی را آوردند. شروع کرد مجسمه تمام اعضای بدن «حضرت مسیح» را ساخت. آمد رسید به چشمش، هر چه فکر کرد یک چشمی ترسیم بکند بیانگر چشم حضرت مسیح باشد، نتوانست.

چون آنچه که میتواند شخصیت یک انسان را به نمایش بگذارد، چشمان او است. رفت در کوچه و بازار، چشمهای مردم را مدام نگاه میکرد، ولی نمی پسندید. تا اینکه رفت دید در یک کوچه ای، دو سه تا بچه دارند بازی میکنند. دید یکی از این بچه ها، چشم ملکوتی مسیحائی دارد، گفت: آقا پسر میشود با هم برویم محل کارم، این مبلغ هم به تو پول میدهم. این بچه را آورد آنجا، از روی چشمانش، چشمان «حضرت مسیح» را ترسیم کرد. یک مبلغی را هم به او داد و رفت.

یک ده بیست سال گذشت، باز «کلیسا» تصمیم گرفت، مجسمه قاتل «حضرت مسیح» را هم ترسیم کرده و در برابر او قرار بدهد. رفتند همان مجسمه ساز را آوردند، شروع کرد پا و بدن و دست و سر و گوش و همه جا را ساخت، آمد در چشمش گیر کرد، که یک چشمی باید من برای این ترسیم بکنم، بسازم، که بیانگر چشم قاتل «حضرت مسیح» باشد.  که انسان وقتی نگاه بکند، قتل و شرارت ازاین چشم ببارد. رفت در کوچه و بازار و... دید دو نفر جوان دارند با هم دعوا میکنند؛ یکی از اینها با لگد و مشت طرف را زد و دربداغونش کرد، نگاه کرد دید چشمان خون آلود وحشتناکی دارد، آدم نگاه میکند به چشمانش، وحشت میکند.

از این خواست که آقا با هم برویم در کلیسا، ده دقیقه آنجا باش. آورد نشانش روی صندلی از روی چشمان این، چشم قاتل «حضرت مسیح» را ترسیم کرد. پولی هم بهش داد.  همین که داشت میرفت بیرون، گفت: آقای مجسمه ساز! یادت هست من یک روزی کودک بودم، مرا آوردی اینجا، از روی چشمان من، چشم «حضرت مسیح» را ترسیم کردی؟  ولی تربیت، من را به جائی رسانده، که امروز من همان بچه ام، آورده ای از روی چشمان من، چشم قاتل «حضرت مسیح» را داری میسازی.

این وهابیهای جانی را که ما داریم میبینیم، چه بسا دوران کودکی و دوران نوجوانی، اهل  عبادت و صلح و صفا بودند! ولی این تربیتها، و این تبلیغات رسانه ها، باعث شده که اینها، به اینجا رسیده اند. که با «دشنه» میزند سر یک انسانی را قطعه قطعه میکند. در حالیکه سر یک حیوان را اینگونه نمی برند.

کسی بخواهد یک سگی را بکشد، اینچنین نمیکشد، که اینها دارند انسان را میکشند. 

شبکه های شیطانی!

آن چه که مهم است، تأثیر گذاری این شبکه هاست. یک سری شبکه های شیطانی وهابیت است؛ یک سری هم ما شبکه هایی داریم، که به نام «شیعه» دارند آب به آسیاب دشمن میریزند. الآن شما ببینید این دو سه تا شبکه ای که از «لندن و آمریکا» پخش میشود، فقط یک هفته شما نگاه کنید، ببینید چه میکنند! مثل «شبکه اهلبیت» و «شبکه فدک»، بعد مقایسه کنید،حرفهایی که اینها میزنند،با «شبکه منافقین خلق».  تعابیری که این «شیخ  اللهیاری»، این شیخ افغانی، نسبت به «امام خمینی»، نسبت به «مقام معظم رهبری» میزند؛ کپی حرفهایی است که در «شبکه منافقین خلق» دارند میزنند. 

مطالبی که نسبت به «اهل سنت» و ... میزنند، همان مطالبی است که عیناً دکتر «مایکل برانت» معاون سابق «سازمان سیا» ترسیم کرده است. میگوید: اگر ما بخواهیم اختلاف «شیعه و سنی» را در منطقه دامن بزنیم، باید بعضی از «آخوندهای متعصب شیعه» را تحریک کنیم، علیه «اهل سنت»، علیه مقدسات اهل سنت، حرف بزنند. «متعصبین اهل سنت» را مخصوصاً این وهابیها را، تحریک کنیم که، بیایند علیه شیعه حرف بزنند. 

نهصد میلیون دلار برای نابودی تشیع!

این بیانیه، در سایتهای مختلف آمده؛ به نام «طرحهای آمریکائی برای براندازی مذهب»، که دکتر «مایکل برانت» کارشناس برجسته دفتر شیعه شناسی سازمان سیا، که میگوید: «سازمان سیا»، نهصد میلیون دلار، نزدیک سه هزار میلیارد تومان، برای سازمان دهی جریان های تخریب و برای نابودی «تشیع» اختصاص داده است  عناوین کلی این بیانیه عبارتست از:
بهره گیری از کسانی که بر ضد شیعه نگرشهای تعصبی دارند.  حمایت و ستودن از افراد فوق به منظور تقویت آنها در جریان سازی بر ضد شیعیان.  استفاده از تبلیغات منفی بر ضد شیعیان
انتشار مطالبی که ترویج کننده خصومت با شیعیان باشد

حمایت از سخنران و نوحه سرایانی که اطلاعات درستی در باره عاشورا و اسلام شیعی ندارند و دست آخر هم چندتا سؤال میپرسد:

با چه شیوه هایی میتوان منازعات داخلی و اختلافات موجود میان شیعیان  را تشدید کرد؟ چگونه میتوان به اختلاف موجود میان دو فرقه اساسی اسلام یعنی تشیع و تسنن دامن زد؟ و آن را تقویت کرد؟

چرا سنی ها از شیعیان میترسند؟


این، نتیجه نزدیک شش سال، هفت سال، کار میدانی در خاورمیانه بوده در «ایران» و «پاکستان» و «افغانستان» و...

در سال اول «دولت اصلاحات» بود که، نظریه «مایکل برانت» مطرح شد. و ما خودمان اولین بار آن را به فارسی ترجمه کردیم و در «سایت ولیعصر  عج» قرار دادیم. بعد از ما «روزنامه کیهان» و «رسالت» و روزنامه های دیگر آمدند نوشتند.

شما اگر در «گوگل» بزنید «مایکل ضد شیعه» یا «ضد تشیع»، خواهید دید که دویست تا سیصدتا سایت، تمام حرفهای این آقا را، در سایتشان گذاشته اند.

به تعبیر «رهبری» شیعه ای که از «لندن و آمریکا» پخش شود، به درد «شیعه» نمی خورد. نه تنها به درد شیعه نمی خورد، بلکه برای تخریب «تشیع» است. و ما باید یک مقداری اطلاع رسانیمان بیشتر باشد. و بصیرت افزایی کنیم وبصیرتمان را تقویت کنیم.

والسلام علیکم ورحمه الله

 

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English