2018 May 25 - جمعه 04 خرداد 1397
بدعت از دیدگاه فریقین : ریشه های تکفیر مسلمین (6)
کد مطلب: ٧٠٢٠ تاریخ انتشار: ١١ آذر ١٣٩٣ - ١٥:٤٧ تعداد بازدید: 1408
خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین
بدعت از دیدگاه فریقین : ریشه های تکفیر مسلمین (6)

جلسه بیست و هفتم 1393/09/11

 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

 جلسه بیست و هفتم 1393/09/11

موضوع درس : بدعت از دیدگاه فریقین : ریشه های تکفیر مسلمین (6)

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

بحث ما در ریشه های تکفیر مسلمین بود و گفتیم که «وهابیت»، تکفیر مسلمین و قتل آنها را، استناد می کنند به عمل «ابوبکر».

بخشی را دیروز اشاره کردیم، با عباراتی از «احکام القرآن جصاص»؛ و «نیل الأوطار شوکانی» و توجیه بلاموجّه ایشان را هم اشاره کردیم.

نمونه ای از برداشت غلط و سلیقه ای از آیات قرآن

امروز به بخشی دیگر از این مسئله مهم جهان اسلام، با عباراتی از کتاب «الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیة» که نامه ها و محاضرات «محمد بن عبد الوهاب» و خاندان او است، اشاره می کنیم. در این کتاب می نویسد:

« قال الله تعالى: {وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ} [سورة النور آية: 56] ، وقال تعالى: {خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا} [سورة التوبة آية: 103]

و الزكاة فرضها الله على عباده في أموالهم، و هي أحد أركان الإسلام التي بني عليها؛ و أمر الله تعالى بقتل من لم يزك حتى يؤديها،

قال الله تعالى: {فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ} [سورة التوبة آية: 5] ، وقال صلى الله عليه وسلم: أُمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا ألا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و يقيموا الصلاة، و يؤتوا الزكاة؛ فإذا فعلوا ذلك، عصموا مني دماءهم و أموالهم، إلا بحق الإسلام، و حسابهم على الله.

و قال أبوبكر الصديق رضي الله عنه: و الله لأقاتلن من فرق بين الصلاة و الزكاة»

خداوند می فرماید: [و نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و پیامبر را اطاعت کنید تا مشمول رحمت شوید]. و همچنین می فرماید: [ای پیامبر از اموال آنها صدقه ای به عنوان زکات بگیر تا بوسیله ی آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی]

و خداوند زکات را در اموال مسلمین واجب کرد چرا که زکات، یکی از ارکان اسلامی است که اسلام بر آن بنا شده است. و خداوند دستور کشتن مانعین زکات را صادر کرد تا اینکه زکات را بپردازند.

و فرمود: [مشرکین اگر توبه کردند و نماز را به پا داشتند و زکات را دادند، رهایشان کنید.]

و پیغمبر هم فرمود که: من مأمور هستم با مردم بجنگم تا اینکه به وحدانیت خداوند، و رسالت پیغمبر، شهادت بدهند، و نماز به پا دارند، و زکات را بپردازند. پس هر گاه چنین کردند، خون و مالشان از ناحیه من محترم است. مگر اینکه اسلام، کشته شدن و تصاحب اموالش را حق دانسته باشد! و حساب این ها با خداست.

ابوبکر هم گفت به خدا قسم هر کسی بین نماز و زکات جدایی بیاندازد من با او خواهم جنگید.

الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیه ج 5 ص 226

ببینید این برداشتهای غلط و نادرست، چه بلائی بر سر اسلام و مسلمین می آورد.

گاهی برداشت غلطی از دین صورت می گیرد و حکم به بطلان مثلاً نماز و زکات و ... می شود. که آقا این «زکات» که دادی مثلاً از گردن شما ساقط نشده، باید دوباره ادا کنی. این «نماز» که خواندی باطل بوده دوباره باید بخوانی.

ولی گاهی اوقات برداشت غلط از شریعت، در همان مرحله اول، سر از «تکفیر» و «قتل» در می آورد. و می شود:

«أمر الله تعالى بقتل من لم يزك حتى يؤديها»

و خداوند دستور کشتن مانعین زکات را صادر کرد تا اینکه زکات را بپردازند.

شما از کجا این برداشت را کردید؟

از این آیه که می گوید:

قال الله تعالى: {فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ}

مشرکین اگر توبه کردند و نماز را به پا داشتند و زکات را دادند، رهایشان کنید                                             

ما قبلاً وعده داده بودیم که راجع به این آیه مفصّل صحبت کنیم. چرا که این آقایان وهابی خیلی روی این آیه مانور می دهند. آیه این است:

«فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيم»

پس چون ماه های حرام، تمام شد؛ مشرکان را هر کجا یافتید، به قتل برسانید. و آنها را دستگیر و محاصره کنید. و هر سو در کمین آنها باشید. چنانچه از شرک توبه کرده، موحد شدند، و نماز به پا داشتند، و زکات دادند، پس از آنها دست بردارید. که خداوند آمرزنده و مهربان است.

سوره توبة، آیه 5

شرح و تفسیر آیه قتل مشرکین

«فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ» یعنی مشرکینی که قصد جنگ با شما را دارند. مشرکینی که تمام توان خود را برای نابودی اسلام گذاشته اند.

ظاهر قضیه این است که این آیه، بعد از جنگ «بدر» و «احد» و «احزاب»؛ نازل شده است.زمانی که مشرکین، تمام توان خود را برای نابودی اسلام، به کار گرفته اند.

مشرکین در جنگ احزاب با تمام قبایل یهود، هم پیمان شدند که بریزند «مدینه» و کار اسلام را برای همیشه تمام کنند. هم یهودی ها راحت بشوند و هم مشرکین.

خداوند می فرماید حال که چنین است و این مشرکین می خواهند اسلام را نابود کنند و مسلمین را برای همیشه از صفحه روزگار محو کنند؛

«فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ...»

مشرکان را هر کجا یافتید، به قتل برسانید. و آنها را دستگیر و محاصره کنید. و هر سو در کمین آنها باشید.

ولی همین مشرکینی که کمر به نابودی اسلام و مسلمین بسته اند، و با تمام قوا به جنگ با اسلام آمده اند، اگر از شرک توبه کردند و مسلمان شدند، رهایشان کنید:

«فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبيلَهُمْ...»

چنانچه از شرک توبه کرده، موحد شدند، و نماز به پا داشتند، و زکات دادند، پس از آنها دست بردارید.

حال سؤال اینجاست که مراد از جمله «فَخَلُّوا سَبيلَهُمْ...» چیست؟ آیا این دستور الهی فقط قید «فَاقْتُلُوا...» است؟ آنچنان که این آقایان وهابی ها می گویند!

ظاهر کلام الهی این است که در این آیه، چهار مجازات برای مشرکین مطرح شده است:

1-     قتل مشرکین: «فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكينَ...»  

2-     دستگیری و زندانی کردن مشرکین: «وَخُذُوهُمْ...»

3-      محاصره مشرکین: «وَاحْصُرُوهُمْ...»

4-     ناامن کردن منطقه سکونت مشرکین: «وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ...»

ولی آقایان وهابی می گویند «فَخَلُّوا سَبيلَهُمْ...»، فقط یک مصداق دارد و آن «فَاقْتُلُوا...» است. اگر نماز خواندند ولی زکات ندادند، باید کشته شوند و سراغ مجازات دیگر نباید رفت!

دیروز عرض کردم، زنی مشرک بوده، توبه کرده و مسلمان شده است، ولی چون عادت ماهیانه دارد، الآن نمی تواند نماز بخواند؛ آقای «محمد بن عبدالوهاب»! با این زن، چه کار کنیم، بکشیم!؟

مرد فقیری است که مسلمان شده است، تا آخر عمرش هم زکات به او تعلق نمی گیرد که بپردازد؛ آیا به خاطر ندادن زکات باید کشته شود!؟

یا مردی کشاورزی دارد، باغ نخل خرما دارد ولی هنوز وقت برداشت محصول نشده که زکاتش را بپردازد، خب بفرمائید با این آقا چه کار کنیم؟

فقهای بزرگ و مفسران نامی اهل سنت، در ذیل این آیه، دارند که مراد از «اقامه نماز» و «ادای زکات» در این آیه شریفه، ملتزم شدن به ادای نماز و زکات است.

و البته ملتزم شدن به انجام تمام آنچه که پیغمبر آورده است. چرا که این «نماز» و «زکات» به عنوان مصداق در این مطرح شده اند.

ما از آقایان سؤال می کنیم: اگر کسی نماز بخواند، زکات هم بدهد، ولی بگوید روزه نمی گیرم! شما چه می کنید؟ آیا می کشید؟

اگر بخواهید بکشید، آیه در این باره ساکت است!

و اگر بخواهید رها کنید، مخالف اجماع مسلمین کردید. چرا که اتفاق مسلمین شیعه و سنی، بر این است که اگر کسی منکر «روزه» باشد که یکی از ارکان اسلام است و انکارش به انکار «نبوت» منجر بشود، قتلش واجب است.

«روزه» هم مثل «زکات» است. و تفاوتی بین این دو نیست. چه بسا اهتمام شارع مقدس، به «روزه»، به مراتب بیشتر از اهتمام به «زکات» باشد.

پس بنابراین: این «أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ» که در این آیه مطرح شده است:

اولاً: به عنوان دو مصداق از مصادیق شرایع دینی، ذکر شده اند.

 ثانیاً: مراد از اقامه نماز و ادای زکات، که در این آیه مطرح شده است، التزام به نماز و زکات است، نه اقامه و اتیان خارجی.

وهابی ها ادامه آیه را ندیدند!

این آقایان، چرا ادامه آیه را نمی بینند که می فرماید:

«وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَه»‏

و اگر کسی از مشرکان از تو پناه بخواهد، به او پناه بده تا سخن خدا را بشنود و درآن بیاندیشد. سپس او را به محل امنش برسان.

سوره توبه  آیه 6

یعنی طرف مشرک است، نه می خواهد «نماز» بخواند، نه «روزه» بگیرد و نه می خواهد «زکات» بدهد؛ آمد به پیغمبر پناهنده شد؛ خداوند به پیامبرش دستور می دهد که او را پناه بده تا کلام الهی را بشنود.                                                                                                                                 

اما این آقایان «وهابی» زاویه چشمشان فقط یک چیز را می بیند؛ «کشتن و غارت اموال»

تعبیر ماندگار استاد دانشگاه الأزهر

عبارتی خیلی ظریفی را جناب آقای کوثری- از علمای بزرگ دانشگاه الازهر- دارد. ایشان وقتی می آید در رابطه با وهابیت میخواهد بحث بکند، میگوید:

«و ليس قصد أول من آثار هذه الفتنة، سوى استباحة أموال المسلمين ليؤسس حكمه بأموالهم على دمائهم باسم أنهم مشركون»

قصد اولیه وهابیون از فتنه وهابیت، مباح کردن اموال مسلمین است. تا حکومت خودشان را با این اموال تقویت کنند. خون مسلمین را مباح می کنند به اسم این که اینها مشرک هستند.

مقالات کوثری ج1 ص326

من قاطعانه عرض می کنم، تمام بزرگواران و اساتید عزیز ما، که در زمینه «وهابیت»، کتاب نوشته اند، این نکته را فراموش کرده اند.

هیچ کسی از این بزرگواران، این عبارت آقای «کوثری» را نیاورده است. این عبارت آقای «کوثری»، از کشفیات ما هست، که دوستان باید خوب در ذهن داشته باشند.

شما جنایت این وهابی ها را در «طائف» بخوانید:

کودک شیرخواره را در آغوش مادر سر بریدند!

پیرمرد و پیرزن را سر بریدند!

قرآن و بسیاری از کتب حدیثی اهل سنت را زیر پای اسب ها و شترها ریختند!

اگر اگر کسی درد دین داشته باشد، این کارها را انجام می دهد!؟

آیا وهابی ها، «یهود» و «نصاری» را مشرک می دانند؟

وهابی ها تا می توانند به «شیعه» برجسب شرک می زنند. و در بسیاری از فتواهای خود شیعیان را بزرگترین مشرک دانسته و حتی ازدواج با آنها را جایز نمی دانند.

در مجموع فتاوای لجنه دائم افتاء، که بالاترین مقام افتای عربستان سعودی است، و در رأس آن هم، مفتی اعظم قرار دارد، سؤال شده است:

«ما حكم الزواج من الرافضة و إن حصل و تم فما الحكم الآن»؟

ازدواج با شیعه چه حکمی دارد؟ و اگر ازدواج صورت گرفته باشد، الآن حکم شرعی چیست؟

لجنه دائم افتاء در جواب می نویسد:

«لا يجوز للسني أن يتزوج من نساء الرافضة و إذا وقع النكاح وجب فسخه؛ لأن المعروف عنهم دعوة أهل البيت و الاستغاثة بهم، و ذلك من الشرك الأكبر»

بر هیچ سنی جایز نیست که با زنان شیعه ازدواج کند. و اگر ازدواجی صورت گرفت فسخ آن واجب است! زیرا معروف است که شیعیان، اهل بیت را می خوانند و به آنها استغاثه می کنند. و این موارد از بزرگترین شرک هاست.

فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء ج 18 ص 217 فتوای شماره 2165

خوردن گوشت قربانی شیعیان جایز نیست!

یا این که سؤال می شود از ذبیحه شیعیان، آیا اکل ذبیحه شیعه جایز است یا نه؟ لجنه دائم افتای عربستان سعودی پاسخ می دهد:

«أن الجماعة الذين لديه من الجعفرية يدعون عليا والحسن والحسين وسادتهم فهم مشركون مرتدون عن الإسلام و العياذ بالله، لا يحل الأكل من ذبائحهم؛ لأنها ميتة و لو ذكروا عليها اسم الله»

جماعتی از شیعیان جعفری، علی و حسن و حسین و دیگر بزرگان خود را صدا می زنند، این ها مشرک هستند، و از اسلام خارج هستند. به خدا پناه می بریم! خوردن گوشت قربانی اینها هم جایز نیست زیرا که میته است اگر چه موقع ذبح، اسم خدا را هم بر زبان بیاورند!                                                       

اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء؛ عبد الله بن قعود (عضو) - عبد الله بن غديان (عضو) - عبد الرزاق عفيفي - (نائب رئيس اللجنة) -  عبد العزيز بن عبد الله بن باز (الرئيس)

فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء ج2 ص 372 فتوای شماره 1661

ازدواج با «یهود» و «نصاری» جایز است!

در چند صفحه، بعد سؤال می شود از ازدواج با «یهود» و «نصاری» که ازدواج با یهود و نصاری از نظر شرعی چگونه است؟

«ما حكم الشرع في الزواج من المسيحيات واليهوديات في هذا العصر؟»

حکم شرعی در رابطه با ازدواج با مسیحی و یهودی چیست؟                                 

لجنه دائم افتاء پاسخ می دهدکه:

«يجوز للمسلم أن ينكح المحصنات من النصرانيات واليهوديات»

ازدواج با زنان پاک دامن یهودی و مسیحی برای مسلمان جایز است.

فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء ج 18 ص 316 فتوای شماره 3081

آقای «محمد بن عبد الوهاب»!، آقای «بن باز»! اگر شما به دنبال «شرک» می گردید، قرآن کریم به صراحت میگوید:

«وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى‏ الْمَسيحُ ابْنُ اللَّه»‏

و یهودیان گفتند عزیر پسر خداست! و نصاری گفتند مسیح پسر خدا است!

سوره توبه آیه 30

شرک از این بالاتر!؟ شرک از این روشن تر!؟

آقای «محمد بن عبدالوهاب»! اگر دنبال شرک می گردی، بفرما، این هم شرک!

در حالی که شما می گوئی ازدواج با یهود و نصاری اشکال ندارد! ذبیحه اینها حلال است و اشکال ندارد!

ولی «شیعه»، چون «یا علی»، و «یا حسین» می گوید؛ و «علی ابن الله» هم نمی گویند!«حسین بن الله» هم نمی گویند؛ فقط می گوید یا علی، یا حسین؛ مشرک هستند! ازدواج با اینها جایز نیست! ذبیحه اینها نجس و خوردنش حرام است!

اینها به خاطر عداوتی که با اهلبیت دارند، دشمنی که با اهلبیت دارند، نصبی که با اهلبیت دارند؛ میگویند شیعه چون «یا علی» می گوید، «یا حسین» می گوید؛ مشرک هستند.

اینجاست که آقای «شیخ محمد زاهد کوثری» استاد دانشگاه الأزهر می گوید:

«و ليس قصد أول من آثار هذه الفتنة، سوى استباحة أموال المسلمين ليؤسس حكمه بأموالهم على دمائهم باسم أنهم مشركون»

قصد اولیه وهابیون از فتنه وهابیت، مباح کردن اموال مسلمین است. تا حکومت خودشان را با این اموال تقویت کنند. خون مسلمین را مباح می کنند به اسم این که اینها مشرک هستند.

مقالات کوثری ج1 ص326 

لذا برداشتی هم که این آقایان وهابی از آیه شریفه 5 سوره توبه : {فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ} می کنند، که توضیح دادیم؛ کاملاً مغرضانه است.

برداشت غلط و مغرضانه وهابی ها، از روایت پیامبر

همچنانی که برداشت اینها از روایت نبوی که «صحیح بخاری» از «عبدالله بن عمر» نقل می کند که پیغمبر فرمود:

«أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لاَ إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ، وَيُقِيمُوا الصَّلاَةَ، وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ، فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الإِسْلاَمِ، وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ»

پیغمبر فرمود: من مأمور هستم با مردم بجنگم تا اینکه به وحدانیت خداوند، و رسالت پیغمبر، شهادت بدهند، و نماز به پا دارند، و زکات را بپردازند. پس هر گاه چنین کردند، خون و مالشان از ناحیه من محترم است. مگر اینکه اسلام، کشته شدن و تصاحب اموالش را حق دانسته باشد! و حساب این ها با خداست.

صحیح بخاری ج1 ص 17 ح 25

این برداشت هم کاملاً اشتباه و نادرست است. چرا که گفتیم اسلام فقط در سه مورد حق قتل قرار داده؛ یکی «زنای محصنه»، دیگری «ارتداد»، و یکی هم «قتل نفس» است.                    

این تفسیری است که خود نبی مکرم از «الّا بحق الأسلام» می کند و «بخاری» هم می گوید راوی قسم خورد، که پیغمبر اکرم جز این سه مورد، کس دیگری را نکشت.

«عن أَبِي قِلاَبَةَ: قَالَ: فَوَاللَّهِ مَا قَتَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ أَحَدًا قَطُّ إِلَّا فِي إِحْدَى ثَلاَثِ خِصَالٍ: رَجُلٌ قَتَلَ بِجَرِيرَةِ نَفْسِهِ فَقُتِلَ، أَوْ رَجُلٌ زَنَى بَعْدَ إِحْصَانٍ، أَوْ رَجُلٌ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ، وَارْتَدَّ عَنِ الإِسْلاَمِ»

ابی قلابه می گوید: به خدا قسم پیغمبر، احدی را نکشت مگر اینکه یکی از این سه خصلت را داشت: فردی که از روی خودخواهی، کسی را کشته بود، یا مردی که زنای محصنه کرده بود، یا کسی که از اسلام برگشته بود و مرتد شده بود و با خدا و رسولش به محاربه بر خواسته بود.

صحیح بخاری ج6 ص 2529 ح 6503

شما یک مورد به ما نشان بدهید که نبی مکرم به خاطر ندادن «زکات»، کسی را کشته باشد! یا به خاطر ندادن «زکات»، کسی را تعزیر کرده باشد!

شما مگر خودتان نمی گوئید کاری که پیغمبر و صحابه انجام نداده باشند، «بدعت» است. خب پیغمبر کسی را به خاطر ندادن «زکات» نکشته است. شما چرا می کشید!؟                   

آقای «ابوبکر» هم که کشت، با مخالفت مسلمانها مواجه شد. حتی خود «عمر» به او اعتراض کرد و گفت:

«كيف تقاتل الناس؟ وقد قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا: لا إله إلا الله فإذا قالوها، عصموا مني دماءهم، و أموالهم» گفت: چگونه مردم را می کشی در حالی که پیغمبر فرمود: «من مأمور هستم که با مردم بجنگم تا اینکه بگویند لا اله الا الله، وقتی گفتند، خون و مالشان از طرف من محفوظ است.

الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیة ج1 ص 292

انگیزه اصلی «ابوبکر» از کشتن مانعین زکات چه بود؟

این جا مهم است که آقای «ابوبکر» می گوید:

«والله لأقاتلنّ من فرق بين الصلاة والزكاة »

به خدا قسم با کسی که بین نماز و زکات جدایی ایجاد کند(نماز بخواند ولی زکات ندهد) خواهم جنگید.

صحیح بخاری ج2 ص 507 ح 1335

بله اگر کسی بگوید «نماز» را قبول دارم ولی «زکات» را قبول ندارم، حق با شماست. و حرف آقای «ابوبکر» درست است.

ولی در اینجا بحث انکار «زکات» نیست. بلکه امتناع از دادن زکات به «ابوبکر» است که این آقا را این گونه آشفته کرده که قسم می خورد:

«و الله لو منعوني عقالاً، كانوا يؤدونه إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم لقاتلتهم عليه»

به خدا قسم اگر کسی عقالی از زکات را که به پیغمبر پرداخت می کرده به من پرداخت نکند، با آنها خواهم جنگید.

الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیة ج1 ص 292

ملاک کشتن مسلمانها، به دست «ابوبکر»، انکار «زکات» نیست. بلکه ملاک، ممانعت از پرداخت زکات است. آن هم نه اینکه بگویند ما اصلاً زکات نمی دهیم، بلکه می گویند ما به «ابوبکر»، زکات نمی دهیم!

«مالک بن نویره» گفت: آقای «ابوبکر»! مگر شما نمی گوئی من زکات را در همان مواردی قرار می دهم که پیغمبر قرار داده؟

خب من زمان پیغمبر وکالت داشتم که زکات دریافتی از مردم را، بین مستحقین توزیع کنم؛ الآن هم همین کار را می کنم.                                                                                                

آقای «ابوبکر»!

«مالک بن نویره» به چه جرمی کشته می شود؟

«خالد بن ولید»، با چه مجوزی به همسر مالک خیانت می کند؟

افراد مسلمان قبیله «مالک»، به چه جرمی توسط نیروی های شما، قتل عام می شوند؟

زن و بچه اینها به چه جرمی به اسارت گرفته می شوند و نزدیک دو سال در زندان می مانند؟

جواب این سؤالات این است که قطعاً آقای «ابوبکر» برای تشکیل حکومت خود، نیاز به سرمایه مالی دارد. و هر کسی که از پرداخت «زکات» استنکاف کند، پایه های حکومت را تهدید میکند. لذا باید کشته شود.

نقش «اقتصاد» در قوام حکومت ها

اصولاً هر حکومتی قوامش به مسائل مالی است. اگر از لحاظ مسائل مالی متزلزل باشد، آن حکومت فرو خواهد ریخت.

الآن تحریم اقتصادی که امریکا برخی کشورها را به آن دچار می کند، در راستای همان متزلزل کردن و فروپاشی آن کشور انجام می شود. اساساً اولین نقشه دیکتاتورها برای فروپاشی یک نظام، فلج کردن برنامه اقتصادی آن کشور است.

مثل «جمهوری اسلامی» که سالهاست، آمریکا تحریمش کرده در حقیقت در راستای فروپاشی نظام است.

لذا آقای «ابوبکر» و همراهان ایشان، دیدند اگر بخواهد حکومتشان پایدار بماند، باید مسائل مالی را تقویت کنند.

«عمر» به چه دلیل قباله «فدک» را پاره کرد؟

به همین خاطر در قضیه «فدک» که «ابوبکر» قباله فدک را نوشت و به حضرت زهرا (سلام الله علیها) تقدیم کرد، ما می بینیم که «عمر» نامه فدک را از دست حضرت زهرا، میگرد و پاره می کند و به «ابوبکر» گوشزد می کند که اگر می خواهی حکومتت پایدار بماند، باید فدک را نگه داری!

آقای «حلبی» از قول «ابن جوزی» در این باره می نویسد:

« أنه رضي الله تعالى عنه كتب لها بفدك، و دخل عليه عمر رضي الله تعالى عنه فقال: ما هذا. فقال: كتاب كتبته لفاطمة بميراثها من أبيها فقال: مماذا تنفق على المسلمين وقد حاربتك العرب كما ترى، ثم أخذ عمر الكتاب فشقّه»

ابوبکر، نامه مالکیت فدک را، برای حضرت زهرا، نوشت. در این حال عمر وارد شد و گفت: این چیست؟ ابوبکر گفت: قباله فدک که میراث پدر فاطمه است را برای فاطمه نوشته ام. عمر گفت: اگر فدک را به فاطمه بدهی، از کجا خراج لشگر مسلمین را تهیه میکنی؟ در حالی که تو می بینی تمام عرب به جنگ تو آمده اند. سپس عمر قباله فدک را گرفت و پاره کرد!

السیرة الحلبیة ج 3 ص 488

باز این جا یاد حرف «محمد زاهد کوثری»، استاد دانشگاه الأزهر افتادم که گفت:

«و ليس قصد أول من آثار هذه الفتنة، سوى استباحة أموال المسلمين ليؤسس حكمه بأموالهم على دمائهم باسم أنهم مشركون»

قصد اولیه وهابیون از فتنه وهابیت، مباح کردن اموال مسلمین است. تا حکومت خودشان را با این اموال تقویت کنند. خون مسلمین را مباح می کنند به اسم این که اینها مشرک هستند.

مقالات کوثری ج1 ص326 

والسلام علیکم و رحمة الله

 

 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English