2018 November 19 - دوشنبه 28 آبان 1397
بدعت از دیدگاه فریقین : ریشه های تکفیر مسلمین (3)
کد مطلب: ٧٠١١ تاریخ انتشار: ٠٥ آذر ١٣٩٣ - ١٧:٢٧ تعداد بازدید: 1678
خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین
بدعت از دیدگاه فریقین : ریشه های تکفیر مسلمین (3)

جلسه بیست وچهارم 1393/09/05

 
 
 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

 جلسه بیست وچهارم  1393/09/05

 

موضوع درس : بدعت از دیدگاه فریقین : ریشه های تکفیر مسلمین (3)

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

گزارشی از کمّ و کیف «کنگره بین المللی تکفیر»

بنده در شب گذشته در «شبکه ولایت عربی»، مفصّل در رابطه با «کنگره بین المللی جریان های تکفیری و افراطی» که در قم برگزار شد، صحبت کردم.

 عرض کردم که، در طول صد سال اخیر، ما کنگره ای به این عظمت نداشتیم. از 83 کشور و حدود 330 نفر از شخصیت های تقریباً طراز اول، در این همایش حضور داشتند. به طوری که از خود «سلفی» ها و «وهابی» بودند! «تکفیری» ها بودند! رهبران «القاعده»، که در گوشه کنار دنیا هستند، هم بودند!

یعنی در حقیقت یک کنگره اجماعی به تمام مفهوم کلمه بود. در اینکه امروز باید در برابر این پدیده تکفیری، که در کشورهای عربی ایجاد شده، باید یک «اجماع جهانی» صورت بگیرد، همه اتفاق نظر داشتند.

حتی بعضی افرادی بودند از «یمن» که از رهبران تکفیری بودند. ولی اخیراً از این عقیده، برگشتند و الآن هم خوب دارند علیه «تکفیر» کار می کنند.

از «فلسطین» هم ما یکی دو نفر داشتیم که به ظاهر علیه «تکفیر» داشتند حرف می زدند، ظاهرشان این جا بود، ولی باطنشان با تکفیری ها بود.

ویژگی های خوبی در این کنگره بود. صحبتهایی هم که صورت گرفت، که معمولاً هر کسی چهار پنج دقیقه بیشتر صحبت نمی کرد. ولی در همین زمان کوتاه، مطالب زیادی را عنوان می کردند. یعنی آن چه را که در دل داشتند، خوب بیان می کردند.                                           

غالب جمعیت حاضر در همایش، «گریه» می کردند

مخصوصاً دو نفری که در این همایش صحبت کردند، می شود گفت که تقریباً گل صحبتهای این کنگره بودند. یکی از اینها را ما دیشب در «شبکه ولایت عربی» پخش کردیم. که امروز هم دو سه مرتبه در شبکه، تکرار دارد. ان شاءالله ما در «شبکه ولایت فارسی» هم پخش خواهیم کرد.

 یکی از این ها، سخنرانی «خالد ملّا» رهبر علمای اهل سنت عراق بود، که الحق خیلی عالی صحبت کرد خیلی عالی. وقتی صحبت می کرد، غالب جمعیت «گریه» می کردند.

ایشان در صحبت های کوتاه خود این چنین گفت:

«ای مردم! من از جایی می آیم که ما را ذبح می کنند. رگ به رگ ما را قطع می کنند. زنان ما را به اسارت می برند. زنان ما را با «پنجاه دلار» خرید و فروش می کنند.

 قضیه کشتار ما مختص زمان حاضر نیست، بلکه از سال 2003 میلادی، کشتار ما را شروع کرده اند. خانه های ما را ویران می کنند.

 ای علمای اسلام!  اسلام کجا رفت؟ قرآن کجا رفت؟  چرا اقدام نمی کنید؟ چرا به پا نمی خیزید؟ جواب خدا را چه خواهید داد؟»

امام جماعت «مسجدالأقصی» آدم خیلی منحرفی است!

یکی دیگر از این سخنرانان برتر، نماینده «فلسطین» بود که از رهبران فلسطینی بود.

البته باید بگویم که در شبکه های وهابی، عمدتاً این مسئله به دروغ تبلیغ می شود که کشت و کشتار در فلسطین، همه بر اثر تحریک «ایران» است!

پشت پرده این کشتارها، «جمهوری اسلامی» است که فلسطینی ها را تحریک می کند و جلوی گلوله های اسرائیلی می فرستد.

در این قضیه جنگ پنجاه روزه، این ها مرتب این مسئله را تبلیغ می کردند. حتی امام جماعت «مسجدالأقصی» را که یک آدم خیلی منحرفی است، تحریک کردند که بگوید، «ایران» اصلاً به ما کمکی نکرده است! این ها همه دروغ است! حرف است! این ها فقط  شعار می دهند! یک سری حرفهای چرت و پرت می گفت.

ولی نماینده «فلسطین» که در این همایش بین المللی تکفیر، صحبت کرد، یک جمله خیلی زیبایی گفت:

«انّ إیران عزّ الإسلام و الإسلام عزّ إیران»: اسلام به ایران عزت داد و ایران به اسلام عزت داد. خیلی تعبیر قشنگ و زیبایی بود.

عزیزان تلاش کنند صحبتهایی که در این همایش دو روزه شد را، تهیه کنند و گوش کنند.

انعکاس ضعیف همایش، در رسانه ملّی

متأسفانه انعکاس این همایش جهانی، در رسانه های ما، بسیار ضعیف بود. رسانه های ما این همایش به این با عظمتی را خوب پوشش ندادند و خیلی بد عمل کردند. از رسانه های بین المللی هم دعوت نکرده بودند.

خبر اول رسانه های ما در این دو روز، یا «ژنو» بود و قضیه هسته ای. و یا «فوتبال» بود. فوتبالی که در طول سال، همیشه هست. ولی این قدر انصاف نداشتند که این همایش که فقط دو روز برگزار شد را پوشش دهند.

 در حقیت رأس خبرها، غیر از کنگره قم بود. فقط «شبکه ولایت» بود که مراسم این دو روز را، به طور زنده و مستقیم پخش کرد.

ما تلاش کردیم که آنچه را که در این دو روز در این همایش گذشت را، عیناً ببریم روی آنتن. حالا یا به خیر بود یا به ضرر. حتی سخنرانی که شهادت «حضرت زهرا» را زیر سؤال برد و گفت که برای جلوگیری از «تکفیر» واژه «شهادت» را بردارید و بگوئید «وفات حضرت زهرا»؛

ما حتی این صحبت را هم قطع نکردیم و مستقیم پخش کردیم.

هر چند در حین سخنرانی این آقا، افراد زیادی در سالن نبودند و اکثراً رفته بودند برای «نماز مغرب». ولی ما خواستیم ثابت کنیم که در اینجا آزادی به تمام معنا وجود دارد. 

رسانه های ما  کنگره ای را  پوشش مناسب خبری ندادند، که در صد سال اخیر بی نظیر بود. یعنی افرادی آمده بودند که در این سی و پنج سال بعد از انقلاب، اصلاً رنگ «ایران» را ندیده بودند. افرادی که حتی در این همایشهای بین المللی «وحدت» و ... هم حاضر نشدند به «ایران» بیایند. حالا یا روی تعصب بود، یا بر اثر تبلیغات بود.                                                             

سه علت عمده حضور گسترده علمای اسلام، در همایش قم

این همایش، چون دولتی و حکومتی نبود و یک مسئله «حوزوی» بود و در رأسش مرجعیت شیعه بود. و اینکه همایش در «قم» بود، به عنوان مرکز فرهنگی تشیع. این ها عواملی بود که دست به دست هم داد، تا از 83 کشور در این کنگره حضور پیدا کنند.                                   

ما با تعدادی از این ها که از برخی کشورهای افریقایی بودند ملاقاتی داشتیم، می گفتند ما که می خواستیم به «ایران» بیاییم، به ما می گفتند، در ایران آدم را می کشند! چنین و چنان می کنند. ولی ما که آمدیم ایران، خبری از آدم کشی و ... ندیدیم.

فقط ما داریم احترام می بینیم.

 یک تبلیغات مسمومی درخارج از کشور نسبت به ایران می شود که این ها، ذاتاً وحشت دارند که وارد ایران بشوند. وقتی می آیند و این فضا را می بینند و احترام و تکریم را مشاهده می کنند، نظرشان صدو هشتاد درجه بر می گردد.

در این همایش، بنا شد که این مبارزه علیه «تکفیر» و جریان های تکفیری، ادامه داشته باشد و دبیرخانه اش به صورت دائمی برقرار باشد. و شش ماه آینده، یا سال آینده، در ایران و یا در جای دیگر، این کنگره ادامه داشته باشد.                                                                        

اولین نتیجه کنگره بین المللی تکفیر قم

یکی از برکات این کنگره این بود که، «الأزهر» مصر هم اعلام کرد، که قصد دارد مشابه این همایش را، در مصر برگزار کند. این اولین نتیجه این کنگره بود.

من گمان می کنم بعد از مصر، نوبت «آل سعود» است که در «ریاض» یک کنگره ای در محکومیت «تکفیر» بگیرند!  مثل آن دزدی که دزدی می کرد و بیشتر از دیگران فریاد می زد آی دزد! بگیرید دزد را.

آقای «خالد ملّا» رهبر علمای اهل سنت عراق در سخنرانی خود گفت:

«اینکه آقای «آل شیخ» مفتی اعظم عربستان آمد و بیانیه داد علیه «داعش» و این ها را خارج از اسلام دانست و این ها را خوارج عصر معرفی کرد، این در حقیقت یک توطئه ای بود که خود این ها صورت داده بودند.»

گفت، از سال 2003 میلادی، کشت و کشتار در «عراق» شروع شده است. آمار هم داد که چند صدتا از روستاهای ما ویران شد. چه قدر از «مساجد» ما را خراب کردند. چقدر «حسینیه» ها را خراب کردند. چقدر «کنیسه» ها را خراب کردند.                                            

آقای «خالد ملا»، «آل شیخ» را نقره داغ کرد

آقای «خالد ملا» ادامه داد:

«این تخریبها و کشت و کشتار و تجاوز به نوامیس مردم، ازسال 2003 شروع شده و از آن زمان هم تنها کسی که هزینه مالی و تسلیحاتی این خوارج را تهیه کرده، همین «عربستان سعودی» و آقای «آل شیخ» بودند و تا به حال همچین فتوایی صادر نکرده بودند. ولی همین که «سامرایی» مشهور به «ابوبکر بغدادی» اعلام خلافت اسلامی! کرد شما فتوا صادر کردید. و آنها را خوارج نامیدید.»

معنای اعلام «خلافت اسلامی» هم یعنی اینکه دولت «عربستان سعودی» باطل!

 چون «عربستان سعودی» داعیه رهبری جهان اسلام را دارد. وقتی احساس کردند که اینها را کنار گذاشتند و احساس خطر کردند برای خودشان، شروع کردند به صدور بیانیه.

در خطبه های نماز «عید قربان» که در صحرای «منی» برگزار شد، تقریباً اهم صحبتهای مفتی اعظم عربستان سعودی، که به طور مستقیم هم پخش شد، در رابطه با «داعش» بود. گفت: این ها خوارج هستند! از اسلام خارج هستند! و ربطی به اسلام ندارند! این ها می خواهند اسلام را بدنام کنند.

طوری حرف می زد که اگر کسی این آقا را نمی شناخت تصور می کرد «مقام معظم رهبری» یا یکی از «مراجع معظم تقلید» است که دارد صحبت می کند. یعنی به این شکل داشت محکوم می کرد «داعش» را. ولی همین حضرات در طول این مدت که داعشی ها در عراق و سوریه، انسان می کشتند، ساکت بودند.

چه شد که وهابیت عربستان،علیه «تکفیر» بیانیه داد؟

 من تابستان سال 80 یا 81 که در مکه بودم، «القاعده» شاخه عربستان سعودی، اعلام کرد دولت عربستان سعودی دولت کفر است!

 چند هتل را که آمریکائی ها در آن مستقر بودند را منفجر کردند و تعدادی از افسران آمریکائی و عربستانی کشته شدند؛ بلافاصله حدود 120 نفر از علمای طراز اول وهابی عربستان در «طائف» جمع شدند، جلسه گرفتند و بیانیه دادند که هر گونه «تکفیر» خلاف شرع است! و کسانی که برای فتوا دادن صلاحیت ندارند، حق تکفیر کردن ندارند!

من برای اولین بار این بیانیه را آوردم به ایران و دادم خدمت آقایان مراجع و ایشان هم در کتبشان آوردند.

بخش جالب بیانیه هیئت کبار علمای عربستان در محکومیت تکفیر، که در تاریخ 2/4/1419 صادر شد این عبارت بود:

«التکفیر حکم شرعی مرده الی الله ورسوله. فکما انّ التحلیل و التحریم و الأیجاب الی الله فکذلک التکفیر و لیس کل ما وصف بالکفر من قول، او فعل، یکون کفراً اکبر، مخرجاً عن الملّة » تکفیر حکم شرعی است که امرش به دست خدا و رسولش است. و همچنانی که حکم به حلال و حرام و واجب به دست خداست، حکم به تکفیر هم به دست خداست. و هر حرفی و یا عملی که متصف به کفر می شود، کفر اکبری که خارج کننده از اسلام باشد، نیست.

هر کس «یا علی» و «یا حسین» بگوید، مرتد و کافر است

ولی همین حضرات، بعد از این بیانیه و قبل از این بیانیه، فتوا داده اند که، هر کس «یا علی» بگوید، «یا حسین» بگوید، این «کفر» است! و گوینده هم از ملت اسلام خارج است!

سؤالی از «لجنه دائم افتاء عربستان سعودی»:

«و هناك جماعة على مذهب الجعفرية، و منهم من امتنع عن أكل ذبائحهم، و منهم من أكل، و نقول: هل يحل لنا أن نأكل منها، علما بأنهم يدعون عليا و الحسن و الحسين و سائر ساداتهم في الشدة والرخاء؟»

در محلی که ما زندگی می کنیم عده ای از شیعیان مذهب جعفری، زندگی می کنند. بعضی از مردم ما، از خوردن گوشت های ذبح شده توسط این ها، خودداری می کنند و بعضی دیگر می خورند. آیا خوردن از این گوشت ها برای ما جایز است؟ با این که می دانیم این ها در سختی ها و گرفتاری های خود، یا علی، و یا حسن، و یا حسین می گویند و یا دیگر ائمه خود را می خوانند؟

لجنه دائم افتاء در جواب سؤال می نویسد:

«إذا كان الأمر كما ذكر السائل من أن الجماعة الذين لديه من الجعفرية يدعون عليا والحسن والحسين وسادتهم فهم مشركون مرتدون عن الإسلام و العياذ بالله، لا يحل الأكل من ذبائحهم؛ لأنها ميتة و لو ذكروا عليها اسم الله»

اگر آنچه سؤال کننده گفت درست باشد که جماعتی از شیعیان جعفری، علی و حسن و حسین و دیگر بزرگان خود را صدا می زنند، این ها مشرک هستند، و از اسلام خارج هستند. به خدا پناه می بریم! خوردن گوشت قربانی اینها هم جایز نیست زیرا که میته است اگر چه موقع ذبح، اسم خدا را هم بر زبان بیاورند!                                                       

اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء؛ عبد الله بن قعود (عضو) - عبد الله بن غديان (عضو) - عبد الرزاق عفيفي - (نائب رئيس اللجنة) -  عبد العزيز بن عبد الله بن باز (الرئيس)

فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء ج2 ص 372 فتوای شماره 1661

این «العياذ بالله» این آقایان، شبیه همان حرف «فرعون» است که گفت:

«وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُوني‏ أَقْتُلْ مُوسى‏ وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَساد»

فرعون گفت بگذارید موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند. زیرا می ترسم که آئین شما را دگرگون سازد و یا در این سرزمین فساد بر پا کند.

سوره غافر، آیه 26

آقایان کبار علما می گویند: «التکفیر حکم شرعی مرده الی الله ورسوله»

خب بفرمائید یک مورد نشان بدهید که در کجای قرآن، در کدام سخن پیغمبر، در کدام اقوال صحابه آمده است که اگر کسی بیاید «یا محمد»، «یا علی»، «یا حسین» بگوید کفر است.

آیا این علمای کبار، حاضرند بگویند این تکفیر شیعه، خلاف شرع است؟

«صحابه» در گرفتاری ها، «یا محمد» می گفتند

ولی ما خلاف این سخن را نشان می دهیم، بفرمائید:

«عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ ابْنِ عُمَرَ فَخَدِرَتْ رِجْلُهُ فَقُلْتُ: يَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ مَا لِرَجْلِكَ؟ قَالَ: اجْتَمَعَ عَصَبُهَا مِنْ هَاهُنَا. قَالَ قُلْتُ: ادْعُ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَيْكَ. قَالَ: يَا محمد فبسطها»

عبدالرحمان می گوید پیش عبدالله بن عمر بودم. به یک باره، پای «ابن عمر» بی حس شد و از کار افتاد. گفتم: پایت چه شد؟ گفت: عصب عضلات پایم گرفت. به او گفتم: محبوب ترین مردم را بخوان. گفت: یا محمد! وقتی گفت، گرفتگی پایش خوب شد.

طبقات کبری، ابن سعد، ج4 ص 154

چگونه است که اگر کسی «یا حسین» بگوید مشرک است! مرتد است! و از اسلام خارج است! ولی اگر «یا محمد» بگوید اشکالی ندارد!؟

حتی عبارت «ابن تیمیه» را هم داریم. کسی که پیغمبر کوچک این وهابی هاست!

«عن الهيثم بن حنش قال: كنا عند عبد الله بن عمر رضي الله عنهما، فخدرت رجله فقال له رجل: اذكر أحب الناس إليك، فقال: يا محمد، فكأنما نشط من عقال»

 هیثم می گوید: پیش عبدالله بن عمر بودم. به یک باره، پای «ابن عمر» بی حس شد و از کار افتاد. مردی به او گفت: محبوب ترین مردم را بخوان. گفت: یا محمد! وقتی گفت، گرفتگی پایش مثل باز شدن افسار یک شتر بسته شده، باز شد و خوب شد.

الکلم الطیب، ابن تیمیه، ص 165

از این مهم تر، «جنگ یمامه» است. همان جنگ «رده»، جنگی که به «مالک بن نویره» نماینده پیامبر، برجسب «کفر» زدند و هزاران مسلمان را به دستور «خلیفه اول» کشتند. همه کشته شدگان هم، «صحابه» بودند! چون سال 11 هجری بود. همان سالی که پیغمبر از دنیا رفت.

 «ثمَّ نَادَى بِشِعَارِ الْمُسْلِمِينَ وَكَانَ شِعَارُهُمْ يَوْمَئِذٍ يَا محمَّداه»

«خالد بن ولید» شعار مسلمین را سر داد و شعار مسلمین، «یا محمداه» بود.

تاریخ طبری ج2 ص 281، البدایه والنهایه ج6 ص 324

آقای «آل شیخ»!، آقای «بن باز»! آیا این صحابی که «یا محمد» می گفتند، کلّهم مرتد!؟ کلّهم مشرک!؟

در زمان «عمر بن خطاب» در مدینه قطی می شود. «بلال بن حارث» صحابی پیغمبر است، می آید کنار قبر پیامبر می گوید: «یارسول الله استسق لأمتک»

«أصاب الناس قحط في زمن عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فَجَاءَ رَجُلٌ إِلَى قَبْرِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ اسْتَسْقِ اللَّهَ لِأُمَّتِكَ فَإِنَّهُمْ قَدْ هَلَكُوا»

در زمان خلافت عمر بن خطاب در مدینه قحطی شد. مردی کنار قبر پیغمبر آمد و گفت یا رسول الله امت خود را سیراب کن که همانا هلاک شدند.

البدایه و النهایه ج7 ص92

وقتی «یا حسین» گفتن، شرک است؛ «یا رسول الله» گفتن هم شرک است دیگر!

استغاثه «عبدالله عمر» هم بعد از رحلت پیغمبر است. «جنگ یمامه» بعد از رحلت پیغمبر است. توسل «بلال بن حارث» بعد از رحلت پیغمبر است!

آیا همه این ها کافر بودند!؟

بیش از ده نفر از بزرگان علمای اهل سنت هم این روایات را تصحیح کرده اند.

«ابن ضیای مکی حنفی» می گوید: وقتی می روید کنار قبر پیغمبر، بگوئید:

«وقد جئناک یا رسول الله ظالمین لأنفسنا مستغفرین لذنوبنا فاشفع لنا الی ربنا یا رسول الله الشفاعة الشفاعة»

ای رسول خدا، ما در حالی پیش شما آمده ایم که بر خود ستم کرده ایم و از گناهان خود استغفار می کنیم. پیش خداوند ما را شفاعت کن. یا رسول الله شفاعت! شفاعت!

تاریخ مکه المشرفة و المدینة الشریفة، ابن ضیاء مکی، ج1 ص 344

آیا برای وهابیت، «یا رسول الله» گفتن، با «یا حسین» گفتن تفاوتی دارد؟

آیا این «یا رسول الله» گفتن، با «یا حسین» گفتن تفاوتی دارد؟ یا نه، اگر کسی «یا رسول الله» بگوید عین توحید است! ولی «یا حسین» گفتن عین شرک است!؟

البته برای این ها «یا رسول الله» گفتن، با «یا حسین» گفتن، فرقی نمی کند. چون خود «محمد بن عبدالوهاب» به صراحت می گوید:

«إجماع المذاهب كلهم، على أن من جعل بينه وبين الله وسائط يدعوهم، أنه كافر مرتد، حلال المال والدم»

اجماع تمام مذاهب بر این است که کسی که بین خود و خدایش واسطه قرار می دهد و آنها را می خواند، کافر و مرتد است و مال و خونش حلال است.

الدررالسنیه فی الأجوبة النجدیه ج 10 ص 100، موسوعة مؤلفات محمد بن عبد الوهاب، قسم سوم، ص 147

این ها وقتی به خودشان می رسند می گویند: «التکفیر حکم شرعی مرده الی الله ورسوله» ولی به دیگران که می رسد می گویند: هر کس «یا علی» بگوید، «یا حسین» بگوید، «کافر» است! و «مرتد» است! و ذبیحه اش میته است! و...

«صراط مستقیم»؛ فقط، راه و روش «آل شیخ» است!

  اگر امثال «القاعده» و «بن لادن» و «ایمن الظواهری» و... بیایند مسلمانها و اهل سنت را بکشند و به نوامیسشان خیانت کنند؛ می گویند این خدمت به اسلام است! و عین توحید است!

ولی اگر اینها سلاحشان را به طرف «عربستان» و دولت «آل سعود» بگیرند، آنجا می شوند «کافر» و خارج از اسلام! ملاک این ها طریقه «آل شیخ» است!

این عبارت است که دل را به درد می آورد، که میگوید:

«ولا ينبغي لأحد من الناس العدول عن طريقتهم و مخالفة ما استمروا عليه في أصول الدين»

هیچ کسی حق ندارد از راه و روش آل شیخ برگردد و عدول کند. و جایز نیست از اصول دینی که آل شیخ برآن استمرار داشتند، مخالفت کنند.

چرا کسی حق مخالفت ندارد؟

چون...

«فإنه الصراط المستقيم الذي من حاد عنه فقد سلك طريق أصحاب الجحيم.»

طریقه «آل شیخ» و «محمدبن عبدالوهاب» صراط مستقیم است. هرکس از این صراط مستقیم (طریقه آل شیخ) منحرف شود، راه اصحاب جهنم را پیموده است!

الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیه ج14 ص 375

این ها نه کاری با «قرآن» دارند، نه کاری با «سنت» دارند، و نه کاری به «صحابه» دارند. بلکه ملاک، رفتار و کردار دودمان «محمد بن عبد الوهاب» و «آل سعود» و «آل شیخ» است.

والسلام علیکم و رحمة الله

  

 





Share
1 | س ع ح | , ایران | ١٣:٥٩ - ١٠ اسفند ١٣٩٣ |
با سلام
و تشکر فراوان از شما عزیزان
2 | طوس | , ایران | ١١:١٦ - ١١ اسفند ١٣٩٣ |
توثیقاتی که از طرف نسایی در مورد رجال نقل میشود از کدام کتاب او است.مثلا توثیق ابی بلج توسط نسایی از کجاست؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامی
توثیقات نسائی معمولا در کتاب «تسمية مشايخ أبي عبد الرحمن أحمد بن شعيب بن علي النسائي وذكر المدلسين (وغير ذلك من الفوائد)» که از آن خودش می باشد،  موجود و یا در منابع رجالی دیگران از وی نقل شده است
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
 
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English