2018 May 20 - يکشنبه 30 ارديبهشت 1397
بدعت از دیدگاه فریقین : برگزاری مراسم میلاد از دیدگاه وهابیت و پاسخ به آن
کد مطلب: ٦٩٩٤ تاریخ انتشار: ٢٠ آبان ١٣٩٣ - ١٦:٤٨ تعداد بازدید: 1099
خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین
بدعت از دیدگاه فریقین : برگزاری مراسم میلاد از دیدگاه وهابیت و پاسخ به آن

جلسه هفدهم 1393/08/20

 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

 جلسه هفدهم 1393/08/20

موضوع درس : بدعت از دیدگاه فریقین : برگزاری مراسم میلاد از دیدگاه وهابیت و پاسخ به آن

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با مسئله «بدعت»، بود که به دنبالش «تکفیر» و «قتل» از ناحیه وهابی ها صادر می شد.

در این جلسه قصد داریم چند نمونه ای را، که اینها اسم «بدعت» روی آن می گذارند و سپس «تکفیر» میکنند و بعد از تکفیر فتوای «قتل» و «مصادر اموال» طرف را صادر میکنند؛ را مطرح کنیم تا ببینیم آیا واقعاً بدعت هستند یا بدعت نیستند.

برگزاری مراسم میلاد پیغمبراکرم بدعت است!

یکی از مواردی که اینها حساسیت دارند برگزاری مراسم بزرگداشت پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) ائمه اطهار و بزرگان است.

«بن باز» مفتی اعظم سابق عربستان سعودی می گوید:

«لا يجوز الاحتفال بمولد الرسول صلى الله عليه وسلم ولا غيره؛ لأن ذلك من البدع المحدثة في الدين»

برگزاری جشن میلاد پیغمبر و دیگران جایز نیست زیرا این از بدعت هایی است که در دین ایجاد شده است.

فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء ج3 ص 18 فتوای شماره 2747

ما همین جا جلوی اینها را می گیریم و می گوئیم که آیا این مطلب که «لا يجوز الاحتفال بمولد الرسول...» این را پیغمبر گفته یا نگفته؟

شما از کجا، این لایجوز... را در آورده اید؟  آیا همین لایجوز...شما، بدعت نیست؟

پیغمبراکرم در «حجة الوداع»، در«منی»، در«عرفه» فرمود که «ما من شیءٍ الّا أبلغتکم...» هیچ چیز نماند مگر اینکه به شما ابلاغ کردم...

شما هم که معتقد هستید «الیوم اکملت لکم دینکم...»

حال سؤال اینجاست که آیا پیغمبر گفت: «لایجوز الاحتفال...» یا نگفت؟

اگر گفته، بفرمائید ثابت کنید. و اگر نگفته؛ همین حکم شما می شود بدعت!

«بن باز» بعد از فتوای به عدم جواز برگزاری مراسم میلاد پیغمبر و دیگران؛ دلیل آورده که:

«لأن الرسول صلى الله عليه وسلم لم يفعله، و لا خلفاؤه الراشدون، و لا غيرهم من الصحابة»

زیرا پیغمبر اکرم و خلفای راشدین و دیگر صحابه این کار را انجام نداده اند.

فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء ج3 ص 18 فتوای شماره 2747

ملاک در شریعت اسلام، گفتار پیغمبر است نه عمل پیغمبر

آیا آن چه که برای ما در شریعت مطرح است گفتار پیغمبر است یا عمل پیغمبر؟

آیا قرآن جایی آمده گفته که ایهاالناس هر عملی را که پیغمبر انجام نداده بدعت است؟

آیا اینچنین آیه ای ما داریم در قرآن؟

آیا پیغمبر فرموده که «ایها المسلمون کل شي لم أعمل به فهو بدعه»؟

همین که شما میگوئید «لأن الرسول لم يفعله...» همین خودش بدعت است! چون پیغمبر نگفته هر کاری که من انجام ندادم بدعت است.

پیغمبر اکرم همسرش را طلاق نداد؛ پس شما که همسرانتان را طلاق می دهید بدعت است!

آقای «عمر» زنش را طلاق نداده، آیا الآن طلاق دادن می شود بدعت!؟

شما الآن از امکانات ماهواره و هواپیما و...استفاده می کنید، در حالی که پیغمبر نه از ماهواره استفاده کرده، نه سوار هواپیما شده، نه سوار ماشین شده؛ پس تمام این کارهای شما بدعت است!

یا مثلاً، نه پیغمبر موبایل داشته نه ابوبکر و نه عمر؛ استفاده شما از موبایل می شود بدعت!

قاعده «اصالة الإباحه» را تمام فرق اسلامی قبول دارند حتی وهابی ها

سؤال: هواپیما و موبایل و ماشین در زمان پیغمبر وجود خارجی نداشته که ببینیم اینها از آنها استفاده می کردند یا نمی کردند؛ ولی برگزاری مراسم میلاد و شهادت و... امکان انجام داشته و انجام ندادند!

جواب: پیغمبر اکرم آمدند مواردی را «حلال» و مواردی را هم «حرام» اعلام کردند، و فرمودند به این که هر چیزی را که من حرام نکردم، امت من در اباحه هستند.

وقتی پیغمبر اکرم «اصالة الإباحه» را تأسیس کرد، معنایش این می شود که تمام چیزها بر شما «حلال» است، مگر مواردی را که من «حرام» اعلام کردم.

این «اصالة الإباحه» قاعده ای است که تمام فرق اسلامی قبول دارند حتی وهابی ها.

یعنی پیغمبر اکرم فرموده، من هر آن چه را که لازم بود حرام کنم، حرام کردم. و هر آن چه را که لازم بود واجب کنم، واجب کردم. اگر در جایی دیدید نه حرامی در مورد آن هست نه حلالی، بدانید شما در آنجا در اباحه هستید. این اولاً.

ثانیاً: یک سری عموماتی را پیغمبراکرم و قرآن فرموده، که این عمومات شاید در زمان پیغمبر اصلاً مصداقی نداشته، ولی امروز مصداق پیدا کرده است. فرض کنید در زمان پیغمبر توپ و تانک و مسلسل و هواپیماهای جنگنده نبود؛ ولی الآن شما دارید از آن استفاده می کنید

قرآن کریم هم می فرماید:

«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة»

در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانائی دارید از نیرو، آماده سازید.

سوره الأنفال آیه60

این آیه، یک قاعده کلی و عمومی را برای ما بیان می کند که، ای مردم! در مواجه با دشمن از تمام امکانات استفاده کنید.

تمام امکانات در عصر پیغمبر منحصر بود به شمشیر و نیزه و کمان، ولی امروز این نیست. امروز دیگر، شمشیر و نیزه و... کارکرد خودش را از دست داده است.

اطلاقاتی ما داریم که چه بسا در زمان پیغمبر هیچ مصداقی نداشت و یا یک مصداق خاصی داشت و این اطلاق می تواند تا قیام قیامت هر جا مصداقی پیدا کرد شامل بشود.

تفکر امروز وهابیت یک نوع جمود فکری است. یک نوع تحجر فکری است. این جمود است که بیائیم بگوئیم: «کلّما لم یفعله النبی والخلفاء فهو بدعه.» چرا که در زمان حیات نبی مکرم که یازده سال در مدینه بودند، به قدری گرفتاری و مشکلات داشتند که اصلاً به این مسائل نمیرسیدند.                                                                                                                   

آیه قرآن می گوید:

«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏»

بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم در خواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم

سوره شورى آیه 23

«مودت قربی» در زمان پیغمبر یک مصداق داشت، در زمان ما هم یک مصداق دیگر دارد.

یا آیه شریفه که می گوید:

«فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوه...»‏

و آنهایی که به او ایمان آوردند و گرامیش داشتند و یاریش نمودند.

سوره أعراف آیه 157

مصادیق مختلف تکریم پیغمبر و اهلبیت(علیهم السلام)

تکریم پیغمبر در زمان پیغمبر یک مصداق داشت، مثل این که ایشان دارند وضو می گیرند مردم قطرات وضوی پیغمبر را به عنوان «شفا» می برند. این یک نوع تکریم پیغمبر است.

و در زمان ما هم مردم جشن می گیرند، شیرینی پخش می کنند، به نام پیغمبر؛ غذا می دهند به نام پیغمبر، و مردم هم به عنوان «شفا» از این غذا استفاده می کنند.

در یکی از این شبها من در «شبکه ولایت» این داستان را گفتم که یکی از دوستان نقل می کرد در «تهران» روز «عاشورا» داشتند غذای نذری می دادند به مردم؛

یک وقت یک آقایی با ماشین مدل بالا آمد کنار بساط غذای نذری پارک کرد.

آمد پایین گفت: آقا یک مقدار غذا به من بدهید.

گفتند: غذا تمام شده است!

گفت: از ته دیگ و... مقداری جمع کنید بدهید.

یک چک ده میلیون تومانی کشید و گفت من آدمی نیستم که محتاج باشم، این پول را بگیرید برای فردا غذا بدهید به مردم. ولی امروز که روز عاشوراست یک بشقاب غذا می خواهم ببرم برای زن و بچه ام به عنوان تبرک.

این هم یک نوع تکریم اهل بیت عصمت و طهارت است. یکی از مصادیق آیه شریفه «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏» است.

حضرت امام باقر(علیه السلام) خودشان به امام صادق(علیه السلام) وصیت میکنند که ده سال برای من در «منی» مراسم عزاداری برپا کنید. خودشان دستور به تکریم می دهند.

امیرالمؤمنین فرموند:

«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اخْتَارَ لَنَا شِيعَةً يَنْصُرُونَنَا وَ يَفْرَحُونَ‏ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا وَ يَبْذُلُونَ أَمْوَالَهُمْ وَ أَنْفُسَهُمْ فِينَا أُولَئِكَ مِنَّا وَ إِلَيْنَا.»

 خداوند تبارک وتعالی برای ما پیروانی برگزیده که ما را یاری می کنند و در خوشحالی ما خوشحالند و در ناراحتی ما محزونند و مال وجانشان را در راه ما نثار می کنند. آنها از ما و در مسیر ما هستند.

بحارالأنوار ج 44 ص287

خیلی از آثار ائمه اطهار و صحابه ایشان از بین رفته است

و این که گفته می شود، این مراسم های میلاد و...در زمان ائمه نبوده و یا خود اهلبیت نگرفتند، این به خاطر این است که ائمه (علیهم السلام) در فشار بودند. زیر نظر ذره بینی دودمان اموی بودند و نمی توانستند چنین مراسماتی بگیرند.

و چه بسا مراسم هایی صورت گرفته ولی به ما نرسیده. چرا که خیلی از آثار ائمه (علیهم السلام) در گذر تاریخ از بین رفته و به ما نرسیده است.

شما ببینید در مورد کتابخانه «شیخ طوسی» که در سال 449 یا 450 قمری در بغداد آتش زدند؛ می گویند بین 18 هزار جلد تا 40 هزار جلد کتاب در کتابخانه ایشان بوده که آتش زدند.

شما حساب کنید که در آن زمان نه چاپخانه بود نه دستگاه چاپ و کامپیوتر و...همه کتاب ها دست نویس و کتابهای خطی بوده و تمام این ها هم آثار عصر اهلبیت بوده، که همه در آتش سوخت.

صاحب «وسائل الشیعه» مرحوم شیخ حر عاملی (رضوان الله تعالی علیه) در خاتمه کتاب «وسائل» فائده چهارم، میگوید:

«و أما ما نقلوا منه و لم يصرحوا باسمه فكثير جدا، مذكور في كتب الرجال، يزيد على ستة آلاف و ستمائة كتاب، على ما ضبطناه»

واما کتاب هایی که از اصحاب نقل شده ولی به اسم کتابها اشاره نشده است بسیار زیاد است که در کتب رجالی ذکر شده است که بالغ بر 6600 کتاب است.

وسائل الشيعة ؛ ج‏30 ؛ ص165

یعنی اصحاب ائمه (علیهم السلام)  بیش از 6600 عنوان کتاب از زبان ائمه اطهار گرفته و تألیف کرده بودند.

که البته از این 6600 جلد کتاب؛ که از زمان «امیرالمؤمنین» تا عصر «امام عسکری» نوشته شده؛ الآن با تمام امکاناتی که ما امروز در اختیار داریم، تمام کتابخانه ها و کتابخانه های خطی را در اختیار داریم، تلاش کردند اصولی که زمان ائمه (علیهم السلام) نوشته شده بوده را چاپ کردند به نظرم به بیست مورد نتوانستند برسانند.

شما اگر شرح حال «ابان بن تغلب» را در «معجم الرجال» مرحوم خوئی مشاهده کنید،خواهید دید که امام صادق(علیه السلام) درباره ایشان می فرماید:

«أن أبان بن تغلب روی عنّی ثلاثین ألف حدیث فأروها عنه»

ابان بن تغلب سی هزار روایت از من نقل کرده است از او روایت نقل کنید.

معجم رجال الحدیث ج1 ص146

شما تمام کتابهای روایی را بررسی کنید، ببینید روایات «ابان بن تغلب» به 2هزار حدیث می رسد!؟ خب این 28هزار روایت کجا رفته!؟

راوی دیگری میگوید من 70هزار روایت از امام باقر وامام صادق(علیهماالسلام) شنیدم؛ این روایات کجا رفته!؟  این روایات در گذر زمان از دست رفته است.

یکی از علمای اهل سنت گفته بود: فشاری که به «شیعه» در طول تاریخ آمده به هر یک از مذاهب اسلامی آمده بود، آن مذهب منقرض و نابود شده بود.                                                        

این معجزه اهلبیت است

این که این همه روایات از اهلبیت مانده و به ما رسیده، این معجزه اهلبیت است.

و من بعضی وقتها که روایات کافی و تهذیب و...را میخوانم، به عنوان یک معجزه بزرگ به این احادیث نگاه می کنم. این همه دست تلاش کردند این نور الهی را خاموش کنند ولی نتوانستند.

«يُريدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون»

سوره توبه آیه 32

گفتیم که این آقا می گوید: هرگونه جشن گرفتن در میلاد پیغمبر و دیگران بدعت است.

ما گفتیم همین که میگوئید بدعت است، خودش بدعت است.                                                       

چون بدعت آن است که آنچه را که پیغمبر نگفته، ما بگوئیم که ایشان گفته است.

یعنی: «ادخال ما لیس من الدین فی الدین». و این لایجوز...شما ادخال شیئی در دین است.

یک حرمتی را دارید بیان می کنید که پیغمبر اکرم این حرمت را بیان نکرده است.

ما آیه ای در قرآن نداریم و روایتی از پیغمبر اکرم نداریم که گفته باشد ایهاالناس هر چیزی را که پیغمبر انجام نداده، هر چیزی را که صحابه انجام نداده، اگر شما انجام بدهید بدعت است! 

اگر آیه و روایتی دارید بفرمائید نشان بدهید.

از طرفی دیگر ما «اصالة الإباحه» داریم؛ «اطلاقات» داریم؛ «عمومات» داریم؛ و امثال اینها.

 بعد می گوید:

«لا يجوز الاحتفال بمن مات من الأنبياء و الصالحين و لا إحياء ذكراهم بالموالد لأن جميع ما ذكر من البدع المحدثة في الدين، و  من وسائل الشرك»

هر گونه جشن میلاد برای انبیاء و برای صالحین و برگزاری مراسم بزرگداشت و میلاد آنها جایز نیست. زیرا همه اینهایی که ذکر شد از بدعت های ایجاد شده در دین هستند و از اسباب شرک می باشند.

فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء ج3 ص54 فتوای شماره 1774

معنی و اقسام «شرک»

«شرک» یعنی چه؟ خوب بود آقایان معنای «شرک» را روشن می کردند تا مطلب واضح شود.

 آیا بنده خدایی که به خاطر پیغمبر یا اهلبیت مراسم جشن می گیرد، مشرک است!؟

شرک این اقدام کجاست؟

معنای «شرک»، یعنی برای خداوند شریک قائل شدن.

حال یا «شرک در ذات» است که یعنی در کنار خداوند عالم خدای دیگری هم عبادت بشود، مثل بت پرستان.

یا «شرک در صفات» است که یعنی ما یک سری صفاتی که برای خدا هست را، به صورت استقلالی برای دیگری قائل باشیم.

و یا «شرک در افعال» است که یعنی فعل الهی را ما نسبت بدهیم به غیر الله.                                                                               

برگزاری مراسم میلاد پیغمبر اکرم، از کدام یک از این اقسام شرک است!؟ آیا این که می گوئید برگزاری مراسم میلاد پیغمبر از وسائل شرک است و بدعت است؛ این گفته شما خودش بدعت نیست!؟ آیا افترا بر خداوند و بر پیغمبر نیست!؟

البته ما در ادامه مباحث، مسئله «بدعت» بیشتر را باز خواهیم کرد:

معنای لغوی و اصطلاحی بدعت را مطرح خواهیم کرد.

 اقوال علمای «شیعه» و«سنی» را بیان خواهیم کرد.

بدعت در قرآن را ان شاءالله مفصل بحث می کنیم.

به عنوان نمونه عرض بکنم که قرآن کریم می گوید:

«قُلْ أَرَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالاً قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ»

ای پیغمبر به مشرکان بگو آیا رزقی که خدا برای شما فرستاده و حلال فرموده شما از پیش خود بعضی را حرام و بعضی را حلال می کنید؟ به من بگوئید آیا این به دستور خداست یا به خدا افترا می بندید؟

سوره یونس آیه 59

این آیه مشرکین مکه را مذمت می کند که از پیش خودشان چیزی را حلال می کنند و چیز دیگر را حرام.

مثل این وهابی ها که می گویند: فلان چیز حلال است، فلان چیز حرام است! فلان چیز سنت است، فلان چیز بدعت است! که باید گفت: «آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ»  خدا به شما اجازه داده که بگوئید این بدعت است یا سنت است!؟ یا نه، دارید به خدا افترا می بندید!؟

این آقایی که آمده گفته احتفال یا سالگرد میلاد بدعت است؛ آیا خدا اجازه داده که بگوید بدعت است یا دارد بر خدا افترا می بندد!؟

اگر خدا اجازه داده، بفرمائید در کدام آیه از آیات قرآن آمده به شما اذن داده؟

اگر پیغمبر اذن داده، بفرمائید در کدام حدیث از احادیث نبوی به شما اذن داده شده است!؟

یا آیه شریفه که می گوید:

«وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُون»

به خاطر دروغی که بر زبانتان جاری می شود، نگوئید این حلال است و آن حرام. تا بر خدا افترا ببندید. به یقین کسانی که به خدا افترا می بندند رستگار نخواهند شد.

سوره نحل آیه 116

این که هر چه به دهنتان می آید مطرح می کنید و می گوئید،این حرام است!  این حلال است! این سنت است! این بدعت است! این واجب است! این حرام است! و...

بزرگداشت موالید، از مصادیق تکریم پیامبر اعظم است

قرآن کریم می فرماید:

«فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوه...»

 و آنهایی که به او ایمان آوردند و گرامیش داشتند و یاریش نمودند.

سوره أعراف آیه 157

شما از یک «سنی مذهب» که ذهنش خالی از این شبهات باشد، بپرسید: آیا جشن میلاد گرفتن برای پیغمبر، مصداق تکریم پیغمبر هست یا نیست؟ ببینید آیا عموم مردم، این را تکریم می دانند یا نمی دانند؟

اگر مصداق تکریم دانستند، برگزاری مراسم میلاد نبی مکرم هم، شامل «و عزروه...» میشود. حال پیغمبر عمل کرده باشد یا عمل نکرده باشد؛ صحابه عمل کرده باشند یا عمل نکرده باشند. چون آیه قرآن ندارد که «کل عمل عمل به رسول الله فهو سنة!»

بله قرآن می فرماید:

«لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»

سوره أحزاب آیه 21

پیغمبر اسوه هست، ولی اثبات شیء نفی ماعدا نمی کند.

خود بزرگان گفته اند ملاک مشروعیت؛ عمل پیغمبر و صحابه نیست! خیلی از احکام را ما داریم که در زمان پیغمبر حتی یک مورد هم عمل نشده است. شما بیائید آیات «ارث» را که به تفصیل هم در قرآن صحبت شده؛ بررسی کنید. ببینید آیا یک دهم آیات ارث در زمان پیغمبر مصداق داشته؟ پیغمبر به اینها عمل کرده یا نکرده؟

یک جواب عالی از یک شبهه زشت!

مثلاً شبهه می کنند که شما که این همه صحبت از «صیغه» می کنید آیا حاضرید زن و بچه خودتان صیغه بشوند یا نه!؟

البته این بی ادبی ها در زمان خود ائمه هم بوده و تازگی ندارد! در زمان امام صادق (علیه السلام) شخصی از متعه سؤال می کند و حضرت جواب می دهد. بعد بر میگردد به امام می گوید: شما خودت حاضری زن و بچه ات هم متعه بشوند!؟ حضرت ناراحت میشوند و با او دیگر حرف نمی زنند.

یکی از دوستان ما جواب خیلی قشنگی به اینها داد. وقتی پرسیدند آیا شما حاضرید زنتان صیغه ما بشود، گفت: بله ما حاضریم! فقط  قبلش، خانم های شما یک «رضاع کبیری» با ما انجام بدهند! ما با شما آشنا بشویم؛ ببینیم شما آدمهای خوبی هستید یا نه!؟ شما اول به رضاع کبیر عمل کنید تا بعد! 

عمل نمودن «عایشه» به رضاع کبیر!

«رضاع کبیر» را هم که می دانید، یعنی این که یک زنی به یک مرد بیست ساله، سی ساله، به قدری شیر بدهد که با هم محرم بشوند!!

 البته خود «عایشه» هم به این عمل می کرده! هر جوانی که می خواست با ایشان دیدار داشته باشد، به خواهرزاده هایش و یا برادر زاده هایش می گفت که به آن جوان شیر بدهند تا به خودش محرم بشود!

«ابی داود» در سنن خودش نقل می کند:

«فبذلك كانتْ عائشةُ تأمُرُ بناتِ أخواتِها و بناتِ إخوتها أن يُرْضِعْنَ مَنْ أحَبَّتْ عائشةُ أن يراها و يدخُلَ عليها، و إن كان كبيراً، خمسَ رضعاتٍ، ثم يدخل عليها»

عایشه به رضاع کبیر عمل می کرد و به خواهر زاده ها و برادر زاده های خود دستور می داد به آن کسی که عایشه دوست دارد او را ببیند و با عایشه ملاقات کند، پنج مرتبه شیر بدهد اگر چه آن شخص، بزرگ سال باشد. سپس بر عایشه وارد شود.

سنن ابی داود، کتاب النکاح ،ج6 ص 302 ح 1799؛ مسند احمد، ج6 ص 270 ح 26373

لذا این بنده خدا هم در جواب بی ادبی آن شخص گفت: شما هر وقت به این رضاع کبیر، عمل کردید، چشم، ما هم بعد از رضاع کبیر با شما، نگاه می کنیم ببینیم اگر آدم های درستی بودید، برای مسئله صیغه هم فکر می کنیم.

وقتی این ها می آیند و روی احساسات و عواطف ما پا می گذارند، تنها راهش این است که شما هم روی احساسات او پا بگذارید.

جواب نقضی - که من بارها عرض کردم- تار و پود فکری طرف را به هم می زند.

«ابو حنیفه» و فتوای جواز «ازدواج با مادر»!

چند وقت پیش که من در شبکه برنامه داشتم، یک آقایی از «زاهدان» زنگ زد و پرسید: شما «صیغه» را جایز می دانید؟ گفتم: بله

گفت: شما خودتان چندتا صیغه دارید؟ گفتم: جایز دانستن غیر از عمل کردن است.

گفت: نه، شما که جایز می دانید باید به آن عمل هم بکنید!

گفتم: شما حنفی هستید؟ گفت: بله.

گفتم: امام اعظم «ابوحنیفه» می گوید:

« ولا حد على من تزوج أمه التي ولدته وابنته، وأخته، و جدته، و عمته، و خالته،و بنت أخيه و بنت أخته عالما بقرابتهن منه عالما بتحريمهن عليه و وطئهن كلهن فالولد لاحق به و المهر واجب لهن عليه»

بر کسی که با مادرش، که او را به دنیا آورده ازدواج کند، یا با دخترش و یا با خواهرش و یا با مادربزرگش و یا با عمه اش و یا با خاله اش و یا با دختر برادرش و یا دختر خواهرش، ازدواج کند، در حالی که می داند این ها محارمش هستند و ازدواج و نزدیکی با این ها حرام است، بر این زناکار،حدی جاری نمی شود و اگر فرزندی هم متولد بشود به این شخص تعلق دارد و مهریه این ها هم بر گردن این شخص واجب است.

محلى ابن حزم ج11ص253

گفتم آیا شما حاضرید به این فتوای «ابوحنیفه» عمل کنید؟ تا این را گفتم، تلفن را قطع کرد! ما هم کتابی که این فتوا را داشت، آوردیم نشان دادیم.

وقتی آدمی بی منطقی میکند، باید یک حرف بی منطق خودش را، به عنوان پوست خربزه جلوی پایش بیاندازیم تا با سر، زمین بخورد و نتواند از زمین بلند شود.

فتوای «ابوحنیفه» بر جواز کرایه یک زن برای زنا

من یک شب در «شبکه جهانی ولایت» در مورد شهر «مکه» و شیوع فساد در این شهر صحبت می کردم، گفتم: در خود شهر مکه و در نزدیکی بیت الله الحرام، در کنار یک پل- اسم آن پل را نگفتم- ساعت 11:30، 12شب، دختران عربستانی می آیند در کنار این پل، با پسرها چانه می زنند و به تفاهم می رسند و این پسرها، دخترها را سوار ماشین می کنند و می برند برای زنا.

یعنی فساد و فحشا حتی تا دو سه کیلومتری بیت الله الحرام رسیده است.

من تا این مسئله را گفتم، یکی آمد روی خط و گفت: حاج آقا شما آنجا چه کار می کردی؟ من جوابی ندادم. یک بیننده ای بلافاصله آمد روی خط، و گفت من این آقا را می شناسم. یک بار با ما همسفر مکه بود. در آن سفر پولش تمام شده بود، خواهر و مادرش هم در کاروان بودند، ایشان طبق فتوای «ابوحنیفه» که گفته:

«لو استأجر امرأة لیزنی بها فلا حد له علیه»

هر کس زنی را اجاره کند برای این که با او زنا کند، حدی بر او جاری نمی شود!

مبسوط سرخسی ج 9 ص 58؛  المغنی ابن قدامه مقدسی ج 9 ص 73؛ ایثارالأنصاف، سبط ابن جوزی ج1 ص 212؛ شرح فتح القدیر سیواسی ج 5 ص 262؛ شرح الکبیر ابن قدامه مقدسی ج 10 ص 188؛ الأختیارتعلیل المختار ابم مودود موصلی ج 4 ص 95؛                                                       

این آقا شبها خواهر و مادرش را می برد آنجا، برای اجاره زنا. حاج آقا هم آمد بود آنجا، شما را نصیحت کند که خواهر و مادرت را برای زنا اجاره ندهی!                                                

این را که گفت، این شبکه های وهابی آتش گرفتند.                                                           

ضرورت دارد ما چندتا از این مطالب پوست خربزه ای را در آستین داشته باشیم که وقتی دیدیم این ها دارند فضولی می کنند و بی ادبی می کنند، یکی دوتا از این مطالب را جلوی پایشان بگذاریم تا با کله بخورد زمین که دیگر نتواند از جایش بلند شود. و دیگر از این بی ادبی ها نکند.

برگردیم به بحث خودمان...

بزرگداشت موالید،از مصادیق تکریم پیامبر است

گفتیم که بزرگداشت موالید،از مصادیق تکریم پیامبر اعظم است. کلمه «و عزروه...» در آیه شریفه:

«فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوه...»‏

و آنهایی که به او ایمان آوردند و گرامیش داشتند و یاریش نمودند.

سوره أعراف آیه 157

بیانگر تکریم نبی مکرم است. آیا این تکریم شامل موالید می شود یا نمی شود؟

قطعاً این موالید هم مصداق آیه می شود.

همانطوری که شما از آیه کریمه:

«وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة»

در برابر آنها (دشمنان) آنچه توانائی دارید از نیرو، آماده سازید.

سوره الأنفال آیه60                                                               

استفاده می کنید برای به کار گرفتن تجهیزات مدرن نظامی روز. در حالی که خودتان هم می گوئید که در زمان پیغمبر هم، این تجهیزات نظامی نبود. پیغمبر نه تفنگ داشت. نه بمب اتم داشت. و نه هواپیماهای بمب افکن داشت

شما از کجا این ها را استفاده می کنید؟ از «اصالة الأباحه».

«ابن حجرعسقلانی» از استوانه های علمی اهل سنت است که می گوید:

« أَنَّ الْأَصْلَ فِي الْأَشْيَاءِ الْإِبَاحَةُ حَتَّى يَرِدَ الشَّرْعُ بِخِلَافِ ذَلِكَ»

اصل در تمام اشیاء اباحه است مگر این که از شرع، خلاف این اباحه ثابت شود.

فتح الباری ج 13 ص 227

حتی خود «ابن تیمیه» که خدای کوچک وهابی هاست، می گوید:

« وَ مِنْ الْمَعْلُومِ أَنَّ الدِّينَ لَهُ " أَصْلَانِ " فَلَا دِينَ إلَّا مَا شَرَعَ اللَّهُ وَلَا حَرَامَ إلَّا مَا حَرَّمَهُ اللَّهُ»

معلوم و مشخص است که دین دو اصل بیشتر ندارد، دین همان است که خداوند تشریع کرده و حرام هم همان است که خداوند حرام کرده.

مجموع الفتاوی ج 11 ص 631

ما از این آقایان سؤال می کنیم این که می گوئید احتفال بدعت است و حرام است، این حرام را از کجا آورده اید؟

«آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُون»

آیا خدا به شما اذن داده است یا بر خدا دارید افترا می بندید؟‏

سوره يونس آیه 59

در رابطه با مسئله میلاد، نکته ظریفی وجود دارد که دوستان باید توجه کامل داشته باشند. و آن درخواست مائده آسمانی«بنی اسرائیل»، از «حضرت عیسی»، است:

«إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماء»

در آن هنگام که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می تواند مائده ای از آسمان بر ما نازل کند؟

سوره مائدة آیه 112

حضرت عیسی هم، این خواسته «بنی اسرائیل» را از خداوند درخواست می کند و می گوید:

« اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا»

خداوندا، ای پروردگار، ما از آسمان مائده ای بر ما نازل کن تا عیدی برای اول و آخر ما باشد.

آیه 114سوره مائده

حال سؤال این جاست که:

آیا مائده آسمانی ارزش بیشتری دارد، یا رسالت پیغمبر اکرم9؟

آیا مائده آسمانی ارزش بیشتری دارد یا روزی که پیغمبر اکرم، و منجی بشریت9، به دنیا آمده؟

وقتی برای نزول یک مائده، می خواهند تا روز قیامت جشن بگیرند و عید بگیرند، برای تولد بهترین مخلوق عالم، عزیزترین پیغمبر هستی، چه باید کرد؟

آیا مقایسه یک شئ خوردنی مثل مائده، با روز تولد آخرین فرستاده الهی و منجی عالم بشریت، و یا روز میلاد صالحین که در جامعه اسلامی تأثیر گذار بودند، یا روز میلاد ائمه معصومین:، آیا این مقایسه صحیح است؟

البته این نظر وهابی هاست که برگزاری جشن میلاد پیغمبر را حرام می دانند. ولی علمای اهل سنت نظر دیگری دارند و شما می بینید که اهل سنت داخل کشور، خصوصاً اهل سنت کردستان، در روز میلاد نبی مکرم9، به مراتب بیشتر از شیعیان، این روز را جشن می گیرند.

 

 

و السلام علیکم و رحمة الله

 


 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English