2018 November 18 - يکشنبه 27 آبان 1397
بدعت از دیدگاه فریقین : زیارت اهل قبور از دیدگاه وهابیت و...
کد مطلب: ٦٩٩٣ تاریخ انتشار: ١٩ آبان ١٣٩٣ - ١٦:٣٦ تعداد بازدید: 2057
خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین
بدعت از دیدگاه فریقین : زیارت اهل قبور از دیدگاه وهابیت و...

جلسه شانزدهم 1393/08/19

 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه شانزدهم 1393/08/19

موضوع درس : بدعت از دیدگاه فریقین : زیارت اهل قبور از دیدگاه وهابیت و ....

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله

امیدواریم تمامی اعمال و عزاداری های عزیزان،در هر کجا که «محرم» امسال بودید، مورد قبول حق قرار گرفته باشد.

بحث ما در رابطه با قضیه «بدعت» بود. که یکی از مواردی است که ما احساس می کنیم کم کار شده است.

شبهات تاریخ مصرف گذشته را رها کنید

تمام کتابهایی که درباره «بدعت» نوشته شده را، ما بررسی کردیم. چه کتابی که «حضرت آیة الله العظمی سبحانی»، مرقوم فرمودند و چه کتابهایی که دیگران نوشته اند. حتی در «کنگره بین المللی تکفیر» مقالاتی که داده بودند چه مقالات «قراردادی» و چه مقالات «فراخوانی»، بررسی تمام این مقالات به عهده ما بود.

سه تا از مقالاتی که بزرگان نوشته بودند را ما رد کردیم و غیر قابل چاپ اعلام کردیم. علتش هم این بود که این آقایان تقریباً مطالب را از یکدیگر گرفته بودند و یک سری بحثهایی که مربوط به زمان گذشته است را مطرح کرده بودند. و به تعبیر «مقام معظم رهبری» بعضی ها شبهات تاریخ مصرف گذشته را مطرح میکنند و از فتاوای جدید اینها خبر ندارند. اگر هم خبر داشته باشند، خیلی زیاد بین آنها تفکیک قائل نمی شوند.

از نظر وهابی ها، «زیارت قبور» مستحب است!

یکی از بزرگواران، که از اعاظم حوزه هم هستند،چند هفته پیش تماسی با بنده گرفته بودند و مطالبی را می خواستند برای سخنرانی در رابطه با «زیارت قبور» که وهابیها خلاف شرع میدانند و «بدعت» میدانند و ...

من خدمت ایشان رسیدم و عرض کردم که این وهابیها، «زیارت قبور» را نه «بدعت» میدانند و نه «حرام»؛ بلکه «مستحب» میدانند. ایشان فرمود که ولی مشهور است که اینها زیارت قبور را بدعت و حرام میدانند و... من فتوای «بن باز» را از کتابش کپی کرده بودم، همان جا «نرم افزار» را باز کردم، فتوای ایشان را از کتابش نشان دادم:

لجنه دائم افتاء در پاسخ سؤالی پیرامون «زیارت قبور اموات» می نویسد:

«زيارة قبور الأموات سنة؛ لحث النبي صلى الله عليه وسلم عليها، ولإكثاره من زيارتها، وذلك للعظة والعبرة، وتذكر الموت والدعاء للأموات المسلمين بالمغفرة والرحمة

مثل: السلام عليكم أهل الديار من المؤمنين والمسلمين، وإنا إن شاء الله بكم لاحقون، نسأل الله لنا ولكم العافية، ونحو ذلك من الأدعية الثابتة عن النبي صلى الله عليه وسلم في زيارة القبور.

وبالله التوفيق. وصلى الله على نبينا محمد، وآله وصحبه وسلم. اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء.  الرئيس ... عبد العزيز بن عبد الله بن با

زیارت قبور اموات مستحب است. بخاطر این که نبی مکرم(صلی الله علیه وآله) به آن ترغیب و تشویق فرمودند. و خودشان هم زیاد به زیارت اموات می رفتند. به علت این که زیارت قبور هم باعث موعظه و عبرت انسان است، هم یادآوری مرگ است، و هم طلب بخشش و رحمت برای اموات مسلمین است. مثل این که بگوئیم: سلام بر شما ای مؤمنین ساکن این دیار! ما هم اگر خدا بخواهد به شما ملحق خواهیم شد. ما برای شما و خودمان طلب عافیت می کنیم و مانند این دعاهایی که از نبی مکرم(صلی الله علیه وآله) در باره زیارت قبور به ما رسیده است.

فتاوی اللجنة الدائمه للبحوث العلمیه والإفتاء ج1 ص507 فتوای شماره 3207

فتوای «لجنه دائم افتاء» که بالاترین مرکز افتای وهابی هاست، که در رأس آن مفتی اعظم قرار دارد را، نشان دادم و گفتم: اینها «زیارت قبور» را حرام نمیدانند، بلکه مستحب میدانند.میگویند: زیارت قبور، اگر برای «اتعاظ» و موعظه برداشتن باشد و... مستحب است.

و حتی آدابی را هم برای زیارت قبور بیان میکنند. مثل اینکه وقتی وارد قبرستان شدید بگوئید: «السلام علیکم أهل الديار من المؤمنين و المسلمين و...»

«ابن تیمیه» می گوید: مرده ها می شنوند!

حتی «ابن تیمیه» حدیثی را نقل می کند و میگوید:

نبی مکرم، وقتی به زیارت قبور می رفت میگفت: «السلام علیکم دار قوم مومنین...»

وروى عن أبي هريرة «أن رسول الله صلى الله عليه وسلم خرج إلى المقبرة فقال: السلام عليكم دار قوم مؤمنين، وإنا إن شاء الله بكم لاحقون»

از ابوهریره روایت شده است که پیغمبر اکرم روزی برای زیارت قبور وارد قبرستان شد و فرمود: سلام بر شما ای مؤمنین ساکن این دیار، همانا اگر خدا بخواهد ما نیز به زودی به شما ملحق خواهیم شد.

اقتضاءالصراط المستقیم ج1ص 325

نکته ای که در این روایت حایز اهمیت است این است که، این روایت دلیل بر این است که مرده ها می شنوند. چرا که کلام خطاب دلیل برشنیدن طرف مخاطب است. و در اینجا نبی مکرم با عبارت «السلام علیکم» مرده ها را صدا می زنند.

ایشان وقتی این روایت را از من شنید، تعجب کرد. چرا که انتظار داشت من بگویم بله «وهابی»ها زیارت قبور را حرام میدانند و... گفت: پس این تخریب حرم ها و... برای چیست؟

گفتم: «زیارت قبور» یک مسئله است و «بنای بر قبور» مسئله ای دیگر.

اهمیت گفتگو و مناظره با طلاب و علمای وهابی

توصیه من به دوستان این است که مقدمات یک گفتگو و مناظره با طلبه ها یا با دانشجویان و یا با علمای «وهابی» را برای خودشان فراهم کنند.

یکی از توفیقاتی که خدای عالم به بنده داده و من از این بابت خدای عالم را شاکر هستم این است که بیش از «دویست جلسه» مناظره در خاک «عربستان» با این وهابیها داشتم.

حتی با «مفتی اعظم» این وهابی ها، من مناظره داشتم.

یک جلسه مناظره با اینها، به اندازه هزار ساعت مطالعه، بلکه حتی بیشتر از آن، به انسان اطلاعات میدهد. یعنی مثل اینکه یک افسر راهنمایی و رانندگی بیاید، پنجاه ساعت قوانین راهنمایی و رانندگی را برای شما توضیح بدهد. این توضیح دادن ها به هیچ وجه شما را «راننده» نمی کند.

ولی وقتی یک ساعت کنار یک «مربی» بنشینید، و او «کلاج» و «ترمز» و ...را به شما نشان دهد و شما از نزدیک لمس کنید و ماشین را حرکت بدهید و چند بار هم به این طرف و آن طرف بزنید؛ رانندگی را یاد خواهید گرفت. بحثهای علمی و مناظره هم به همین شکل است.  

و لذا تا انسان با خود این وهابی ها مواجه نشود،و درگیر مباحث نشود، توفیق چندانی نخواهد داشت. چرا که خیلی از ریزه کاریهایی که اینها دارند با خواندن و مطالعه کردن به دست نمی آید.                                                                                                               

«اینترنت» زمینه ای مناسب برای ورود به مناظرات

یکی از راههای شکوفایی، این است که انسان زمینه بحث با اینها را فراهم کند. این خیلی خوب و مفید است. الآن هم که «اینترنت»، دنیا را به یک «دهکده» تبدیل کرده بلکه از دهکده هم کوچکتر و به یک «مجتمع» تبدیل کرده است.

شما میتوانید وارد سایتهای وهابی بشوید و زیررو کنید و وارد مباحثه بشوید و شبهه وارد بکنید و شبهات آنها را بگیرید و تحقیق و مطالعه کنید و جواب بدهید. و جواب آنها را به جواب شبهه خود را ببینیدکه چگونه پاسخ داده اند.

اگر سی، چهل مورد، به این شکل مناظره داشته باشید و لو اینترنتی باشد؛ خیلی شما را کمک خواهد کرد.

سؤال: فعالیت شبکه های وهابی در «محرّم» امسال چگونه بود؟

چهار شبکه فعال وهابی در محرم امسال، به قول استاد ما که می گفت: ما با دوستانمان مشاعره می کردیم و وقتی که شعر هایمان تمام می شد به «پت پت» می افتادیم؛ اینها هم امسال اینگونه بودند.

البته سال گذشته، اینها خیلی تلاش کردند، خیلی. ولی امسال، این چهار شبکه، در رابطه با «شبهات محرّم» چیزی برای گفتن نداشتند. الحمدلله شکرخدا، «شبکه جهانی ولایت» هم در «نیمه شعبان» امسال، و هم در «غدیر»؛ اینها را ضربه فنی کرد!

اینها «ظهر» برنامه داشتند، ما «شب» جواب می دادیم. شب، برنامه داشتند ما فردا جواب می دادیم. به طوری که دیگر آبروی برای اینها باقی نماند.                                                      

حتی «اهل سنت» هم به جواب ها معترض بودند!

امسال به جای اینکه «شبهه» مطرح کنند؛ بحثها و شبهات ما را جواب میدادند. یعنی در حقیقت ما «توپ» را در زمین آنها انداخته بودیم. آنها بحثهای ما را پخش میکردند و جواب میدادند. و من جوابها را که می شنیدم، از خنده روده بر، می شدم.

یعنی به قدری جوابها مسخره بود؛ به قدری ضعیف بود، که حتی بعضی از سنّی ها روی خط ارتباطی می آمدند و به جواب آنها  اعتراض میکردند. یعنی «ماه محرم» امسال قضیه به عکس شده بود. امسال آنها به انفعال افتاده بودند. و خیلی هم عالی شده بود.

«شبهه» ماه محرّم امسال وهابی ها: «علی اصغر» وجود نداشته!!

شبهه محرم امسال وهابی ها این بود که می گفتند: «علی اصغر» وجود نداشته! دیگر دستشان به هیچ جایی نرسید، گفتند «علی اصغر» وجود خارجی نداشته است!

اعلام کردند: هر کس اثبات کند که قبل از «قرن نهم»، نامی از «علی اصغر» در کتابها بوده ما جایزه می دهیم. و از موضع خودمان بر میگردیم.

همان فردای آن روز آقای «یزدانی»، آمد بیش از «بیست کتاب» از قرن سوم؛ چهارم؛ و پنجم؛ از کتابهای تاریخی معتبر اهل سنت آورد؛ که اسم «علی اصغر» در آنها مطرح شده بود.

و البته از جایزه هم خبری نشد! چون اینها فقط حرف میزنند! و اهل عمل نیستند. مثل آن آقایی که به او گفتند برای «مسجد» کمک کن. یک چک سفید کشید، گفت: هر چقدر می خواهید بنویسید. گفتند: چقدر بنویسیم؟ ده میلیون، بیست میلیون؟ گفت: دویست میلیون بنویسید! وقتی بنا نیست من پولی بدهم، مهم نیست که شما چقدر بنویسید!

این وهابی ها هم فقط قول می دهند و وعده می دهند ولی عمل نمی کنند.

جایزه «دویست میلیونی» برای پیدا کردن یک کلام خلاف قرآن

یک روزی اعلام کردند: هر کس از کتاب «توحید محمدبن عبدالوهاب» یک کلام خلاف قرآن اثبات کند ما «دویست میلیون» جایزه می دهیم. این مسئله را «شب» مطرح کردند و من فردای آن شب، از یک صفحه از کتاب «توحید محمدبن عبدالوهاب»؛ نه مورد خلاف قرآن اثبات کردم. فقط از یک صفحه! همان اوایل کتاب هم بود صفحه هشت بود یا نه.

خیلی از بینندگان زنگ زدند به شبکه های آنها و گفتند فلانی نه مورد خلاف قرآن اثبات کرده یا جواب بدهید یا جایزه را بدهید. که هیچ جوابی را هم به آنها ندادند.

چهار شبکه ماهواره ای، فقط برای مقابله با آقای قزوینی

یکی از برکات شبکه های ماهواره ای این است که اگر ما به تنهایی بودیم، خیلی از این برادران اهل سنت، شاید حرف ما را نمی پذیرفتند. ما سه سال و نیم در شبکه «سلام» بحث داشتم و آن موقع، «شیعه» هیچ شبکه ماهواره ای نداشت. تنها شبکه ماهواره ای شیعی در کره زمین همین شبکه «سلام» بود.

ما که بحث می کردیم خیلی از سنی ها دلخور می شدند و ناراحت می شدند. می گفتند علمای ما هم جواب دارند، ای کاش ما هم یک «شبکه» داشتیم. و چنین و چنان...

بعد از مدتی اینها چهار تا شبکه ماهواره ای فارسی زبان تأسیس کردند: شبکه «کلمه» و «نور» و «وصال» و «وصال حق» و رسماً هم اعلام کردند که ما این شبکه ها را برای مقابله با آقای قزوینی تأسیس کردیم! که کلیپ این مطلب را هم ما داریم.                                                

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

این شبکه ها که روی کار آمد خیلی مفید شد. به عنوان نمونه عرض کنم چندی پیش یکی از علمای «سنندج» برای ما پیامک فرستاد.

متن پیامک ایشان به این صورت بود:

سلام علیکم! بنده رشیدی هستم از سنندج، ماموستای اهل سنت، که بارها با همین شماره از سر لجاجت زنگ زدم و مناقشه کردم. الحمدلله که امشب هفتم مهر است ساعت 11:30 مشغول شنیدن صحبتهای متین آقای «خورشیدی» بودم – آقای خورشیدی از دوستان کلاس ما هستند- در مورد حدیث «أنت خلیفتی من بعدی» از کتاب «السنة ابن ابی عاصم». و پاسخ ناموجه شبکه «وصال حق» که به نحوی اقرار به صحت سند بود را پذیرفتم و به حقانیت جانشینی حضرت علی ایمان قطعی آوردم.

شماره تلفن ایشان هم موجود است.

ببینید وقتی یک شب، یک «ماموستا»، یک «مولوی»، یک عالم اهل سنت، اینچنین ضربه فنی بشود و هیچ راه گریزی هم نداشته باشد؛ آن شب می شود «لیلة القدر خیر من ألف شهر...»

شب عید غدیر همه قبیله ما که پانصد نفر بودند شیعه شدند

این پیامک خیلی جالب است. شب غدیر امسال ارسال شده  25 / 7 /93 :

سلام بر استاد قزوینی! از خدا برای شما و همکارانتان سلامتی آرزو دارم. من چندی پیش شیعه شدم. خانواده ام چون من از همه افراد قبیله ام باسوادترم تحقیقات به من واگذار شد.

در شب عید غدیر همه قبیله که پانصد نفر بودند شیعه شدند.

شماره تلفنش ....0915 است که برای زاهدان است.

این ها از برکات شبکه های وهابی است. و گر نه اگر ما به تنهایی این حرفها را مطرح می کردیم اثر نداشت. اینها می آیند حرفها را مقایسه می کنند. وقتی مقایسه می کنند می روند آدمهای قدر خود را می آورند برای پاسخ دادن.

«حوزه علمیه زاهدان» پشتیبان علمی شبکه های وهابی

الآن شبکه های وهابی فارسی زبان؛ چه شبکه «وصال» باشد چه شبکه «نور» باشد و چه شبکه «کلمه»؛ حوزه علمیه زاهدان پشت قضیه اینهاست. یعنی پشتیبانی علمی این شبکه ها را، «دارالعلوم مکی زاهدان» به عهده دارد. بعضاً هم اساتید حوزه علمیه در آن شبکه ها حضور پیدا میکنند و برنامه زنده دارند. همین آقای «مولوی مرادزهی» چند جلسه از زاهدان رفت به «امارات» و در شبکه «نور» و شبکه «کلمه» حضور پیدا کرده و برنامه زنده اجرا کرد.

حتی یکی از آقایان می گفت در زیر زمین مدرسه علمیه، یک استدیو درست کرده اند، از این مولوی ها برنامه ضبط می کنند و در این شبکه ها پخش می کنند.

البته ما خیلی در این قید نیستیم که چرا این علما با این شبکه ها همکاری میکنند یا چرا همکاری نمی کنند. ما اتفاقاً خوشحال می شویم که اینها با این شبکه ها همکاری بکنند. چرا که وقتی یک حوزه علمیه پشت قضیه باشد و در این شبکه ها بحث کنند دیگه نمی گویند این ها آخوندهای علقه مضغه هستند که آمدند آنجا و نمی توانند جواب بدهند.

من از خدایم هست که حوزه علمیه زاهدان رسماً هم اعلام کند که ما داریم پشتوانه علمی می کنیم.

البته من از نظر سیاست نظام کار ندارم که این اقدام چگونه است خلاف سیاست نظام است یا نیست، این یک بحث دیگری است. ولی این که یک حوزه علمیه ای پشت سر اینها باشد این به نفع ما هست. چرا که وقتی این شبکه ها حرف می زنند به عنوان نماینده یک مرکز حوزه علمیه می آیند و حرف می زنند. و وقتی اینها جواب نمی توانند بدهند یا لجاجت می کنند یا عناد می کنند؛ تأثیرگذاری بیشتری در مخاطب خواهند گذاشت.

فحش های رکیک شبکه وهابی به یک خانم

به عنوان نمونه باید عرض کنم که، در یکی از شبهای ماه محرّم بود، یک خانمی به نام «خانم حکیمی» از «اهواز» زنگ زده بود به یکی از این شبکه های وهابی و بحث برنامه آن شبکه هم این بود که:

«اگر واقعاً پیغمبر برای خودش جانشین انتخاب کرده است چرا آقای خامنه ای برای خودش جانشین انتخاب نمی کند؟»

یعنی دیگر همه شبهات پاسخ داده شده و رفته و فقط همین یک شبهه باقی مانده بود که آقایان به آن نپرداخته بودند! یعنی شبهه امسال آقایان در رابطه با غدیر، عمدتاً همین مسئله بود!

این خانم که طلبه هم نبود و ظاهراً دبیر بود و فرصت خوبی هم به ایشان داده بودند که باعث تعجب بود. چون معمولاً آقایان که تماس می گیرند زود قطع می کنند ولی وقتی خانمها تماس می گیرند فرصت بیشتر میدهند وجرئت نمی کنند قطع کنند. چون می بینند رسواییش بیشتر است.

این خانم حدود سه چهار دقیقه حرف زد. کارشناس برنامه همان جا در برنامه زنده زمین گیر شد و نتوانست جواب بدهد. بلافاصله چندتا «شیعه» آمدند روی خط در تأیید و تقویت این خانم و طوری شد که بساط این ها را به هم ریختند. بعد چند نفر که ظاهراً از اتاق بغلی بودند به عنوان «سنّی» زنگ زدند وشروع کردند به فحاشی کردن.

فحش های رکیکی که آن شب به این «خانم حکیمی» دادند درحقیقت نهایت ذلّت این ها را آن شب نشان می داد. حرف برای گفتن ندارند جز این که بیایند فحش بدهند.                                

خاطره «آیة الله مکارم شیرازی» از دعوای دو روزنامه

البته این فحش دادن ها به قول «حاج آقای مکارم» خیلی هم خوب هست. ایشان تعریف می کرد که زمان شاه روزنامه «کیهان» و «اطلاعات» با هم دعوا داشتند و مشکل دار شده بودند و علیه یکدیگر مطلب می نوشتند. تا اینکه یک روزی روزنامه «اطلاعات»، آمد و یک بحث ناموسی را پیش کشید. «کیهان» در جواب نوشت که ما اینجا دیگر متوقف می شویم و جواب نمی دهیم. همه مردم قضاوت کردند که حق و پیروزی با روزنامه «کیهان» بود.

لذا این شبکه های وهابی وقتی فحش می دهند خودش یک نعمت است برای ما. لذا اگر دوستان بتوانند با این شبکه ها تماس بگیرند و مطالبشان را مطرح بکنند و ببینند چه جوابی اینها می دهند. بعضی از موارد هست که اینها جواب دارند، که ما برای جواب آنها هم باید جواب داشته باشیم. این را دقت کنید.                                                                           

من به «جواب نقضی» بیش از «جواب حلّی» عقیده دارم

اینها یک سری حرفهایی را از «ابن تیمیه» و دیگران یاد گرفته اند و جواب دارند که ما باید یا جواب نقضی به اینها بدهیم و جوابشان را از کار بیاندازیم و یا جواب حلّی بدهیم.

که من بارها گفته ام  بنده به جواب نقضی بیش از جواب حلّی عقیده دارم. چرا که جواب نقضی تار و پود فکری طرف را به هم می ریزد و زمینه را برای پذیرش جواب حلی آماده می کند. جواب نقضی مثل شخم زدن زمین است قبل از بذر پاشی، ابتدا باید زمین را شخم زد تا علفهای هرز از بین بروند، بعد بذر پاشی کرد و گرنه آن علفهای هرز نمی گذارند بذر پاشیده شده رشد کنند.

جواب های نقضی هم به این شکلی عمل می کند. اول می آید این علفهای هرز موجود در ذهن مخاطب را می کند و می ریزد بیرون و سپس قلب طرف را آماده آماده میکند برای شنیدن جواب حلی.

لذا عزیزان روی جوابهای نقضی بیشتر کار کنید. باید هر کدام از شما تلاش کند حداقل پنجاه تا صد تا سؤال قوی و محکم از وهابیها، همیشه در آستین خود داشته باشید و مثل حمد و سوره حفظ کنید.

البته یک فایلی ما داریم به نام «هزاران پرسش بی پاسخ» که برخی را خدمت دوستان تقدیم خواهیم کرد.

سؤالاتی از مخاطبین «شیعه» و «سنّی»

ماه محرم امسال ما در «شبکه جهانی ولایت» چند سؤال برای بینندگانمان مطرح کردیم.

از مخاطب «شیعه» پرسیدیم:

1-     علت و انگیزه قیام امام حسین(علیه السلام) چه بود؟

2-     مدرک شما برای عزاداری امام حسین (علیه السلام) از سنت پیامبر و اهلبیت چیست؟

3-     فلسفه عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) چیست؟

4-     پاسخ شما از شبهه کوردلانی که می گویند قاتلان امام حسین(علیه السلام) شیعیان بودند چیست؟

5-     پاسخ شما به وهابی هایی که مدعی بی گناهی یزید در ماجرای عاشورا هستند چیست؟ آیا مدرکی وجود دارد که خود یزید دستور به کشتن امام حسین(علیه السلام) داده است؟

و از مخاطب «اهل سنت» هم چهار سؤال پرسیدیم:

1-     طبق روایات معتبر شما رسول خدا دستور داده در مناسبتهای مختلف از جمله در شهادت حضرت حمزه و حضرت جعفر عزاداری و گریه کنند و زنان صحابیه نیز بعد از سالها برای حضرت حمزه عزاداری می کردند آیا آن حضرت نمی دانست گریه و  عزاداری بدعت است؟

2-     آیا صحابه آگاهی از بدعت عزاداری نداشتند؟ با توجه به این که با سند معتبر در کتب اهل سنت آمده است که بستگان پیامبر و صحابه برای آن حضرت نوحه خوانی وعزاداری کرده اند آیا آنها را نیز متهم به انجام بدعت می کنید؟

3-     با توجه به این که اهل سنت و حتی وهابیت قبول دارند که عایشه همسر رسول اکرم و دیگر همسران پیامبر و زنان صحابه در عزای آن سینه زنی کردند آیا می توان سینه زنی را عملی جاهلی و بدعت دانست؟

4-     بعد از پنجاه سال از وفات پیامبر(صلی الله علیه وآله) چه اتفاقی افتاد که مسلمانان فرزند پیامبر را شهید کردند و نوامیس آن حضرت را اسیر کردند؟

 

خیلی از اهل سنت می آمدند روی خط و می گفتند آن کسانی که در قتل امام حسین بودند را ما اصلاً مسلمان نمی دانیم.

واجب عینی و فوری امروز، «پاسخگوئی به شبهات وهابیت» است

لذا دوستان توجه داشته باشند که، اگر ما یک واجب عینی و فوری و تعیینی – هر عبارتی که شما تصور کنید- داشته باشیم، آن واجب، امروز، مصداق اتمّ آن، «پاسخگوئی به شبهات وهابیت» است.

امروز وهابیت، با تمام امکاناتی که در اختیار دارد، دارد کار می کند. حتی ما می بینیم بعضاً طلبه های ما، که مدتی به برنامه های این ها گوش می دهند، تحت تأثیر قرار می گیرند! چرا؟ برای این که این ها، از این طرف اطلاعات کافی ندارند.

و البته این وهابی ها هم، از این طرف آن قدر با شیطنت می آیند جلو و شروع می کنند لفاظی کردن، شروع می کنند از «بحارالأنوار» و کتاب های «سید نعمت الله جزایری» هم روایت خواندن که مخاطب باور کند.                                                                                       

آی مردم! قسم این ها قسم شیطانی است، مراقب خودتان باشید!

من یک روزی دیدم، مجری شبکه کلمه، دارد قسم می خورد: والله تالله بالله آی شیعیان، ما دلمان به حال شما می سوزد! و چنین است و چنان است...

بیننده وقتی نگاه می کند، می بیند این آقا با این قسم شدیدی که می خورد، آدم باور نمی کند که یک مسلمان قسم دروغ بخورد، لذا تحت تأثیر قرار می گیرد.

من بلافاصله فردا شب، قضیه «شیطان» با «حضرت آدم» را در «شبکه جهانی ولایت» مطرح کرد. که شیطان هر کاری کرد که حضرت آدم را از راه به در کند، حضرت آدم زیر بار نرفت، تا این که «شیطان» قسم خورد:

  «وَ قاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحين»

و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیر خواهانم

سوره أعراف، آیه21

شیطان قسم خورد که ای آدم! من دارم تو را نصیحت می کنم! وقتی شیطان قسم خورد، چون حضرت آدم تصور نمی کرد که کسی به دروغ «قسم» بخورد، زیر بارش رفت و قبول کرد.

من بعد از نقل این داستان، به بینندها گفتم: آی مردم! قسم این وهابی ها، قسم شیطانی است مراقب خودتان باشید.

 

والسلام علیکم ورحمة الله  


 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English