2018 July 20 - جمعه 29 تير 1397
بدعت از دیدگاه فریقین : وهابیت و تکفیر اهل سنت (2)
کد مطلب: ٦٩٨٤ تاریخ انتشار: ٢٣ مهر ١٣٩٣ - ١٨:٠٣ تعداد بازدید: 1407
خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین
بدعت از دیدگاه فریقین : وهابیت و تکفیر اهل سنت (2)

جلسه یازدهم 1393/07/23

 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

 جلسه یازدهم 1393/07/23

 

موضوع درس : بدعت از دیدگاه فریقین : وهابیت و تکفیر اهل سنت (2)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله

ما امیدواریم در پایان سال تحصیلی،صدتا دویست تا«آیه» و «روایت» که ضرورت دارد ما آنها را حفظ کنیم،خدمت دوستان تقدیم کنیم.تا عزیزان مثل یک «بنّا» که ابزار کارش، همیشه همراهش است، اینها را حفظ کرده و همیشه همراه داشته باشند. و درمواقع لزوم،برای دفاع از ولایت «امیرالمؤمنین» و «تشیع»؛ از آن استفاده کنند.

«غنچه های ولایت»را در منزل پخش کنید تا خانوادها ببینند

روز «غدیر»،ما در «شبکه جهانی ولایت»، 14ساعت برنامه زنده داشتیم. که در تاریخ رسانه سابقه نداشت. با حدود 40 آیتم برنامه ای.و یکی از بهترین برنامه ها؛ برنامه ای بود تحت عنوان «غنچه های ولایت».

بچه های «شش ساله» «هفت ساله» می آمدند،استدلال میکردند بر ولایت «امیرالمؤمنین» و نقد میکردند عقاید«وهابیت» را؛ که من خودم لذت بردم.

کلیپ هایی از این شبکه های وهابی را پخش میکردند و اینها جواب میدادند. گویا یک استاد برجسته حوزه، آنجا نشسته و دارد جواب میدهد. آنهم با شماره جلد و صفحه.

ما انتظار داریم این برنامه را در منزل پخش کنید تا خانوادها ببینند.

ده هزار سرباز کوچک، آماده دفاع از «ولایت»

یکی از بهترین خدمتهایی که «شبکه ولایت» کرد، این بود که، بحث «ولایت استدلالی» را به درون خانه ها برد. آنهم در سینه بچه های کوچک.

ما الآن در کشور بالای 10هزار کودک زیر ده سال داریم که میتواند در مدت 5دقیقه امامت امیرالمؤمنین را از کتاب وسنت، آنهم با سند صحیح ثابت کنند؛ یا ادلّه مشروعیت توسل را بیان کنند. و جواب شبهات «وهابیت» را بدهند آنهم با جلد و صفحه. یا بحث «مهدویت» را با جلد و صفحه منابع، تشریح کنند.

الگوی ما، قرآن کریم است

ما هر مناسبتی که پیش میاید، یک «ویژه برنامه» در «شبکه ولایت» پخش میکنیم.در این ویژه برنامه، یک موضوع را به قدری تکرار میکنیم تا که برای خانواده ها کاملاً جا بیافتد و فرهنگ بشود.

مثل آیه «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبان»‏ سوره الرحمن، که خداوند دریک سوره «33مرتبه» تکرار میکند.

یادم میاید وقتی که در قدیم، به مکتب میرفتیم، تنها آیه ای که همیشه در ذهن داشتیم، همین آیه «فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبان» بود.

البته به غیر از «حمدوسوره» ای که حفظ بودیم و در نماز میخواندیم. و لذا اگر این برنامه ها در داخل منزل پخش شود و بچه ها بینند و آموزش داده شوند،بسیار کارگشا خواهدبود.

و الآن با توجه به اینکه «وهابیت» دارند کارمی کنند.و هر سال یک سری از «معلّمان» را می برند «امارات» و برای آنها دوره آموزشی میگذارند و بعد در محیطهای مدارس و دانشگاهها و خوابگاههای دانشجوئی میفرستند؛ تا شبهات هابیت را القا کنند؛ اگر این «کودکان»ما از همین دوران کودکی، اگر مباحث را یاد بگیرند، وقتی در آینده به محیط مدارس و دانشگاه میرسند، به عنوان مدافع فرهنگ «اهلبیت»، در برابر اینها قرار میگیرند و دفاع میکنند.

درجلسه گذشته بحثی را شروع کردیم تحت عنوان «وهابیت وتکفیر اهل سنت» و گفتیم که اینها میگویند که اصل مذهب را «زنادقه» و«منافقون» ساخته اند:

«وَأَصْلُ الْمَذْهَبِ إِنَّمَا ابْتَدَعَهُ زَنَادِقَةٌ مُنَافِقُونَ، مُرَادُهُمْ إِفْسَادُ دِينِ الْإِسْلَامِ»

اصلا این مذهب؛ مذهب حنفی و حنبلی و مالکی و شافعی؛ اینها را «زندیقها» و «منافقون» تأسیس کرده اند! ومرادشان فاسد کردن دین اسلام است.

منهاج السنه ج6 ص 303

شعار«غیرمقلدین»، شعارجدید «وهابیت»

و لذا یکی از شعارهای وهابیت، مخصوصاً در داخل کشورمان و در شرق کشور، که جدیداً مطرح شده، شعار «غیرمقلدین» است.

شما اگر با جوانان اهل سنت شرق کشور، و یا دانشجویان آن منطقه،صحبت کنید،اینها کاملاً میدانند «دیوبندی»ها چه کسانی هستند. «بریلوی»ها چه کسانی هستند. «اهل حدیث» چه کسانی هستند. و «غیرمقلدین» چه کسانی هستند.

اینها یک سری اصطلاحاتی است که سرفرصت توضیح خواهم داد.و ویژگی های هر کدام را تشریح خواهم کرد.ان شاءالله.

اما «غیرمقلدین» به کسانی میگویند که «سلفی» باشند. و تفکر سلفی داشته باشند و تابع هیچکدام از این مذاهب نباشند. اخیراً هم در خود «عربستان سعودی» بحث «اسلام بلامذهب» در حال رشد است.

آقای دكتر مصطفى الشكعة کتابی نوشته است با حدود هفتصد،هشتصد صفحه. اسمش را هم گذاشته: «اسلام بلامذهب» و ادلّه متعددی هم دارندکه ما نباید تابع هیچ کدام از این مذاهب اسلامی باشیم. ما مسلمان هستیم. نه «حنفی». ما مسلمان هستیم نه «شافعی».

به همین جهت، این آقایان روی این مسئله، میگویند که اصل وریشه مذهب را «زنادقه» بنیان گذاری کرده اند.

تاریخ پیدایش مذاهب اربعه اهل سنت

این چهار مذهب که امروز در جوامع سنی مطرح میشود؛ درحالی است که در ابتدا، و در عصر تابعین، مذاهب متعددی وجود داشته است. شاید بالای «بیست مذهب فقهی» در میان اهل سنت مشهور بود. حتی مثلاً خود «طبری» یک مذهب مخصوصی داشت. «حسن بصری» یک مذهبی بود و تابعینی داشت.

تقریبا در«قرن هفتم» هجری در«مصر» دیدند که در مسئله قضائی با مشکل مواجه میشوند، فرض، یک فردی میاید یک کاری انجام داده،که بر مبنای مثلاً «فقه شافعی» درست است.

ولی برمبنای «فقه حنفی» نادرست است.

مدعی «شافعی» است و مدعی علیه «حنفی» است. هر دو هم کاردرستی انجام داده اند این میگوید من بر مبنای مذهب خودم این کار را انجام داده ام؛ و آن یکی هم میگوید بر اساس مبنای مذهب من، به من ظلم شده است. وضع مسائل قضایی در«مصر» به هم ریخت.

بیست وچهار پنج مذهب در یک کشور؛ دیگه آش شله قلم کاری شده بود.

تا اینکه یکی از سلاطین آمد وخواست تمام مذاهب را بردارد. ولی هیچ کس حاضر نشد. لذا یک قانونی گذراندند مبنی بر اینکه کسانی میتوانند در مسند «قضا» قرار بگیرند، که تابع این چهار مذهب باشند: «شافعی» «مالکی» «حنفی» «حنبلی».

و لذا اینها برای اینکه شغلشان را از دست ندهند و در منصب «قضا» قرار بگیرند این چهار مذهب را انتخاب کردند و به تبع آن به مردم گفتند: «قضاوت» در محاکم قضائی مصر؛ طبق این چهار مذهب خواهد بود. حالا شما مقلد هرکس میخواهید باشید، باشید.

«قاضی» اگر مثلاً «شافعی» است بر مبنای فقه شافعی قضاوت می کند. حالا «مدعی» و «مدعی علیه» تابع «فقه شافعی» باشند یا تابع «فقه حنفی» باشند. یا مثلا اگر قاضی، «حنفی» است؛ بر مبنای «فقه حنفی» قضاوت می کند.

و تلاش می کردند مثلاً «حنفی» ها بروند پیش قاضی «حنفی». «حنبلی» ها پیش قاضی  حنبلی. و بعد از «قرن هفتم» این قضیه «مذاهب اربعه» رشد کرد.

حالا اگر فرصت بشود در رابطه با پیدایش این مذاهب اهل سنت،مفصل صحبت میکنیم.

یک تحقیق گسترده ای ما انجام داده ایم که مذاهب،اصلاً از اول به چه نحوی بوده و کی به صورت مذاهب اربعه درآمد. این را فقط خیلی اجمالی عرض کردم.

در رابطه با کلام «ابن تیمیه» صحبت میکردیم که گفت:

«فَإِنَّهُ مَتَى اعْتَقَدَ أَنَّهُ يَجِبُ عَلَى النَّاسِ اتِّبَاعُ وَاحِدٍ بِعَيْنِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةِ دُونَ الْإِمَامِ الْآخَرِ فَإِنَّهُ يَجِبُ أَنْ يُسْتَتَابَ فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ»

اگرکسی معتقدباشد که فقط تبعیت فلام امام مشخص از ائمه اربعه، بر مردم واجب است،نه امام دیگری، چنین شخصی واجب است که توبه داده شود اگر توبه نکرد باید کشته شود.

مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج 22 ص 249

یعنی اگر کسی مثلاً معتقد باشد که باید از «ابوحنیفه» تقلید کرد، نه از ائمه دیگر؛ گناهش در حدی است که اگر توبه نکند باید کشته شود.

نکته دیگری که وجود دارد و این نکته خیلی ظریف است، این است که در همین کتاب «الدررالسنیه فی الأجوبه النجدیه» که عرض کردم مال دودمان «محمدبن عبدالوهاب» هست از سال1200 قمری تا عصر حاضر؛ نامه ای را مطرح میکند به این مضمون:

«من كافة آل الشيخ: إلى كافة إخواننا من علماء نجد، وإخوانهم المنتسبين، سلمهم الله تعالى وهداهم، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته...»

تاریخچه تشکیل فرقه «وهابیت»

وهابیها، از خاندان «محمدبن عبدالوهاب» تعبیر میکنند به «آل شیخ». و از خاندان «محمدبن سعود» هم تعبیر میکنند به «آل سعود».

عزیزان مستحضر هستند که درسال 1175 هجری قمری،«محمدبن عبدالوهاب» بعد از اینکه شکستهای متعددی خورد، و در «بصره» آن مطالب انحرافی را مطرح کرد، مردم «بصره» ریختند کتکش زدند. خواستند او را بکشند که فرار کرد. تا اینکه رفت با «محمدبن سعود»،جد اعلای همین «ملک عبدالله» پیمان بستندکه:

فتوا دادن از «محمدبن عبدالوهاب»؛ عمل کردن و مسلمانها را کشتن با «محمدبن سعود».

و استعمار انگلیس هم کمک کرد. حتی مستشاران نظامی و...هم با اینها بود. اولین حکومتشان را در منطقه نجد در اطراف ریاض تأسیس کردند و فتواها را «محمدبن عبدالوهاب» میداد و آدم کشی ها را «محمدبن سعود» انجام میداد!

اولین بارگاهی که وهابیها، ویران کردند

اولین بارگاهی و اولین قبری که اینها ویران کردند، قبر «زید» برادر «عمر بن خطاب» بود. که زیارت گاه عموم «اهل سنت» بود. که با خاک یکسان کردند.

اگر یک وقتی فرصت بشود، ما کل «جنایات آل سعود» را از همان سال 1157قمری تا عصر حاضر را، از مدارک خودشان و از مورخین سعودی، همه را با تصاویر جلد وصفحه داریم.

جنایت هولناک وهابیها در «طائف»

یکی از نکاتی که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که:

این جنایاتی که «داعش» و «النصره» الآن دارند مرتکب میشوند؛ دربرابر جنایاتی که «آل سعود» انجام داده اند، شاید خیلی ناچیز باشد.

تمام مورخین آل سعود، ازجمله آقای «زینی دحلان» یا «جمیل صدقی زهاوی» که از علمای بزرگ کردستان عراق است؛ اینها تعبیرشان اینست که:

«ومن اعظم قبائح الوهابية اتباع ابن عبدالوهاب قتلهم الناس حين دخلوا الطائف قتلا عاما...   و صاروا يذبحون على صدر الام طفلها الرضيع...وقتلوا الرجل في المسجد وهو راكع أو ساجد»

ازبزرگترین اعمال زشت و قبیح وهابیت که پیروان محمدبن عبدالوهاب هستند، قتل عام عمومی مردم طائف است. آن زمان که وارد این شهر شدند. کودک شیرخواره را در آغوش مادرش سر می بریدند. مردمی که در مسجد بودند را درحال رکوع وسجده نماز، به قتل رساندند.

الفجرالصادق جمیل زهاوی ج1 ص 19 – الدررالسنیه فی الرد علی الوهابیه زینی دحلان ج1 ص 44

این دیگر نهایت قساوت قلب و پستی یک انسان است. که حداقل «داعش» ها میخواهند بکشند، بچه و مادر را به رگبار میبندند. و دیگر جلوی چشم مادر، بچه شیرخواره را سر نمی برند.

الدررالسنیه نقل می کند:

«من كافة آل الشيخ: إلى كافة إخواننا من علماء نجد، وإخوانهم المنتسبين، سلمهم الله تعالى وهداهم، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.

وبعد، تفهمون ما من الله به على أهل نجد في آخر هذا الزمان...

«نجد» منطقه ای است در اطراف «ریاض» که در حقیقت پایتخت و مرکز حکومت آل سعود بوده است. تا سال 1233 که ابراهیم پاشا، پادشاه «عثمانیه» دستور داد لشگرکشی کردند و تمام «آل سعود» را کشتند. و «نجد» را با خاک یکسان کردند. حتی یک دیوار سالم در نجد نگذاشتند. و همه «آل سعود» پراکنده شدند.

آنهائی که از لب شمشیر سربازان مصری در امان مانده بودند، پناهنده شدند به کشورهای مختلف؛ «عبدالعزیز» پدر «ملک عبدالله» پناهنده شده بود به «کویت» و از سفارت «انگلیس» یک حقوق بخورونمیری میگرفت تا سال 1319 قمری که به فکر افتاد که قیام کند! و «ریاض» را تصرف کند.

سال 1319 از «کویت» حرکت کرد آمد «ریاض». نیرو جمع کرد و با دولت وقت که در اختیار شرفا بود جنگیدند و حدود21 سال جنگیدند تا در سال1340 یا 1339 حکومت «ریاض» را تصرف کردند و تا آن زمان به «عربستان سعودی» میگفتند: «حجاز».

واژه «حجاز» را برداشتند و واژه «السعودیه» را به جایش گذاشتند. عربستان سعودی که سعودش برگرفته از «آل سعود» است.

وهابیها، کشت وکشتار را ادامه دادند تا سال 1344 قمری؛ که اینها «مدینه» را تصرف کردند. و «قبرستان بقیع»،حرم ائمه (علیهم السلام) را که  تا آن زمان باقی بود و زیارتگاه عموم مردم بود؛ را ویران کردند.

ما یک کتابی نوشتیم به نام «وهابیت از منظر عقل وشرع»؛ که کتاب درسی ارگانها بوده مخصوصاً سپاه. تقریباً تا به حال بالای 300000 تیراژ چاپ شده. ما در این کتاب جنایات وهابیها را مفصل مطرح کرده ایم.

حالا اگر یک مناسبتی یک عیدی پیش بیاید آن را ان شاء الله خدمت شما تقدیم می کنیم.

نامه «الدررالسنیه» را داشتیم میخواندیم که نوشته بود:

«من كافة آل الشيخ: إلى كافة إخواننا من علماء نجد، وإخوانهم المنتسبين، سلمهم الله تعالى وهداهم، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.

وبعد، تفهمون ما من الله به على أهل نجد في آخر هذا الزمان مما بين الله على يد الشيخ: محمد بن عبد الوهاب، رحمه الله، من معرفة ما بعث الله به رسوله صلى الله عليه وسلم من دين الإسلام، والعمل به، وإقامة الأدلة على ذلك، والرد على أهل البدع والضلالات، ممن خرج عن دين الإسلام، واستبدل به سواه من الأعمال الردية، والاعتقادات الباطلة الوبية.

ثم ذريته (ذریه محمدبن عبدالوهاب)من بعده، سلكوا على منواله، وأيدهم الله تعالى بولاة الأمر من آل سعود، رحم الله أمواتهم، وأعز بإقامة دينه أحياءهم، قاموا بهذا الدين أتم القيام، حتى دخل الناس في دين الله أفواجا،... 

«صراط مستقیم»؛ راه و روش «آل شیخ» و«محمدبن عبدالوهاب» است!

این عبارت نامه مهم است که می گوید:

«ولا ينبغي لأحد من الناس العدول عن طريقتهم و مخالفة ما استمروا عليه في أصول الدين»

هیچ کسی حق ندارد از راه و روش آل شیخ برگردد و عدول کند. وجایز نیست ازاصول دینی که آل شیخ بر ان استمرار داشتند،مخالفت کنند.

چرا کسی حق مخالفت ندارد؟

چون...

«فإنه الصراط المستقيم الذي من حاد عنه فقد سلك طريق أصحاب الجحيم.»

طریقه «آل شیخ» و «محمدبن عبدالوهاب» صراط مستقیم است.هرکس از این صراط مستقیم منحرف شود یعنی از طریق آل شیخ راه اصحاب جهنم را پیموده است

الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیه ج14 ص 375

ببینید اینها میایند یک همچین برنامه ای را ردیف میکنند.بعد میایند همین را ملاک قرار میدهند برای کشتن مسلمانها.

آقا شما مسلمانید یا وهابی؟ اگر بگویند «سنی» هم هستی، میگویند:یعنی «محمدبن عبدالوهاب» را به عنوان یک رهبر دینی قبول داری یا نداری؟

اگر قبول داشت؛ در «صراط مستقیم» است. قبول نداشت در «صراط اصحاب جحیم» است.

بهانه وهابیها،برای کشتن راننده تریلی!

وهابیها، به دنبال یک بهانه ای هستند که آدم بکشند. حتماً آن فیلم سه چهار تا راننده تریلی را دیده اید که داعشی ها آنها را نگه میدارند. و سؤال میکنند: آقا نماز صبح چند رکعت است؟

خوب این بدبخت بیچاره ها نمی داند اصلاً نماز چی هست!

یکی میگوید: نمازصبح چهار رکعت است!

دیگری میگوید: نماز صبح سه رکعت است!

نفرسوم مگوید: نه آن آقا اشتباه کرد نماز صبح سه رکعت است!

اینها را میخوابانند کنار جاده به رگبار میبندند ومیکشند.

ما از این آقایان سؤال میکنیم؛ آیا نبی مکرم بوده که مثلاً از یک نفر سؤال کند نماز خوانده ای یا نخوانده ای؟ یا بپرسد نماز چند رکعت است؟

«وهابیت»،بزرگترین فرقه آلوده به انواع بدعتهاست

این آقایان میگویند: «صلوات» فرستادن بعد از اذان؛«بدعت» است!

دست زدن به «پرده» کعبه؛ «بدعت» است. فلان چیز بدعت است.فلان چیز بدعت است.

آیا همین که سؤال میکنید «نماز صبح» چند رکعت است؟ این سؤال شما «بدعت» است یا بدعت نیست؟

آیا پیغمبر اکرم از کسی سوال کرده ؟ «ابوبکر» و«عمر» و«عثمان» یا «حضرت امیر» از کسی سوال کرده که نماز صبح چند رکعت است؟ یا اصلاً نماز میخوانی یا نه؟ نماز را قبول داری یا نداری؟ آیا همین بدعت نیست؟

اگر بنا باشد ما بدعتها را معین کنیم در جامعه؛ بزرگترین فرقه ای که آلوده به انواع بدعتها هستند،همین «وهابی»ها و«سلفی» ها هستند.

وهابیها دختران «ایزدی» را برای فروش! به «عربستان» فرستادند

شما ببینید این وهابیها «ایزدی» ها را برداشتند گفتند اینها برده ما هستند؛ و حتی اخیرا در اخبار آمد که اینها نزدیک 400 نفر از دختران و زنهای ایزدی را فرستادند «عربستان» برای فروش

ببینید آیا نبی مکرم با هیچ یک از کفار از «یهود» و«نصارا»ئی که بنای جنگ نداشتند؛

همچنین کاری کرده یا نکرده؟

بلکه به عکس، قرآن کریم میگوید:

«لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِم إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطين‏ %

إِنَّما يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ قاتَلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ وَ ظاهَرُوا عَلى‏ إِخْراجِكُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُون‏

خدا شما را (از نيكى كردن و رعايت عدالت) نسبت به كسانى كه در امر دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‏كند؛ چرا كه خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد. %

شما را تنها از دوستى و رابطه با كسانى نهى مى‏كند كه در امر دين با شما پيكار كردند و شما را از خانه‏هايتان بيرون راندند يا به بيرون راندن شما كمك كردند و هر كس با آنان رابطه دوستى داشته باشد ظالم و ستمگر است

سوره ممتحنه آیات 8 و 9

خداوند متعال میفرماید: با آن کسانی که با شما سر جنگ ندارند و قتال نمی کنند باید به آنها خوبی کنید؛ و حق قتال با آنها را ندارید.

والسلام علیکم ورحمة الله

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English