2018 September 24 - دوشنبه 02 مهر 1397
بدعت از دیدگاه فریقین : فتاوای علمای وهابی عامل اصلی جنایات
کد مطلب: ٦٩٧٢ تاریخ انتشار: ١٤ مهر ١٣٩٣ - ١٠:١٥ تعداد بازدید: 1303
خارج فقه مقارن » بدعت از دیدگاه فریقین
بدعت از دیدگاه فریقین : فتاوای علمای وهابی عامل اصلی جنایات

جلسه هشتم 1393/07/14

 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

 جلسه هشتم 1393/07/14

موضوع درس : بدعت از دیدگاه فریقین : فتاوای علمای وهابی عامل اصلی جنایات                               

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله

بحث ما در رابطه با عقاید وهابیت، در مسئله «بدعت» بود. که مطالبی را عرض کردیم.

من امروز بعد از نماز صبح دنبال یک مطلبی میگشتم، برخوردم به یک بحثی در همین کتاب شانزده جلدی «الدرر السنیه فی الأجوبه النجدیه.»

جدیداً هم در این نرم افزار «المکتبه الشامله»، این کتاب را قرار داده اند. البته قبلاً سه جلدی اش را گذاشته بودند و ناقص بود، ولی جدیداً شانزده جلدی اش را در این نرم افزار قرار داده اند.

انتقاد از نرم افزارهای علوم اسلامی شیعه

از تفاوت های «نرم افزارهای علوم اسلامی» شیعه، با وهابیها این است، ما وقتی نرم افزار درست میکنیم، برای هر نرم افزاری «قفل» میگذاریم! که حداقل دو نفر، سه نفر بیشتر نتواند استفاده کند. و برای هر کدام هم، پول کلانی دریافت میکنند، بیست هزار تومان، سی هزار تومان، پنجاه هزار تومان، که حداقل این تاجرها و کارخانه دارها و... بتوانند خوب استفاده کنند.

ولی آیا طلبه ها هم خواهند توانست از اینها استفاده کنند،در این نرم افزارهای علوم اسلامی ما، مغفول عنه قرار گرفته است.

ولی وهابیها، نرم افزار درست میکنند، مثل همین «مکتبه شامله»، هر هفته پنجاه تا، شصت تا کتاب جدید اضافه میکنند. شما وارد نرم افزار که میشوید،اگر به «اینترنت» وصل باشید؛ پیام میدهد: آقا ما این هفته پنجاه تا کتاب اضافه کردیم، این را دانلود بفرمائید. دوباره میگذرد، یک هفته دیگر، آقا ما دویست تا کتاب اضافه کردیم. این را میگویند خدمت.

همان تعبیر «حضرت امیر (سلام الله علیه)» که فرمود:

«فَيَا عَجَباً عَجَباً وَ اَللَّهِ يُمِيتُ اَلْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ اَلْهَمَّ اِجْتِمَاعُ هَؤُلاَءِ اَلْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ»

آه چه بسيار عجيب و شگفت انگيز است اين امر، بخدا سوگند اين غم و اندوه دل را ميكشد، كه اين قوم تا اين اندازه در باطل خويش استوار، و شما تا اين درجه در حقّ خويش، سست ميباشيد.

نهج البلاغه صبحی صالح ص 70 خطبه 27 معروف به خطبه جهاد - کافی کلینی ج 5 ص 5

 زدوستان دو رنگم همیشه دلتنگم            فدای همت دشمن شوم که یکرنگ است

همانگونه که عرض کردم، این کتاب «الدررالسنیه» شانزده جلدی را چندی قبل روی برنامه شان در نرم افزار «المکتبة الشامله» قرار داده اند. و کلاً نرم افزار بدی نیست.

نکته ای درد آور

ولی من یک چیزی را اینجا عرض کنم؛ خیلی برای من دردآور بود. خیلی. عزیزان حتماً در رسانه ها دیدند «مفتی اعظم عربستان سعودی»،روز «عرفه» که جمعه بود، برای آقایان در «عرفات» «نماز جمعه» خواندند. در خطبه نماز جمعه اش، نکات ظریفی نسبت به «داعش» و تروریستها داشت ، که گفت:

اینها مسلمان نیستند!

اینها خوارج هستند!

اینها شیطان  هستند!

اینها ارتباطی با اسلام ندارند!

واینها آبروی اسلام را بردند!

عبارتهای خیلی شکیل، و قشنگی که، آدم وقتی نگاه میکند میبیند واقعاً حرفها، حرفهای قشنگی است.

ولی یک نفری نبود، از این آقایان سؤال کند که: این «داعش» و «النصره» و همین «خوارج» را شماها درست کردید! شماها تربیت کردید! اینها مگر غیر از آنیست که شما و اجداد شما فتوا دادند، عمل میکنند. شما بیائید ریشه را درست کنید. آن فتاوای ضداسلامی و ضدبشری که دست اینها را باز گذاشته، اینها را اصلاح کنید.

شما ببینید این داستان، در رسانه های ما و در تمام رسانه های دنیا پخش شد که در «موصل» که چند نفر «نمازجمعه» نرفته بودند؛ اینها را آوردند، شلاق زدند. نفری «بیست وپنج» ضربه! شلاق زدند. اعلام هم کردند، اینها به خاطر نرفتن به «نمازجمعه»، بیست وپنج ضربه «شلاق» خورده اند.

این مسئله در تمام دنیا حتی در حوزه های علمیه بیان شد. و آقایان مراجع بزرگوار هم، در بحثهای خارجشان آوردند که این داعشی ها، چنین و چنان میکنند.

ولی اگر کسی به ماهیت اینها برود باید از اینها خیلی تشکر هم بکند! خیلی جای تشکر دارد! که حداقل به «بیست و پنج ضربه شلاق» قانع شدند.

این عبارت را عزیزان دقت کنند در این کتاب «الدررالسنیه» است، همان فتاوای «محمدبن عبدالوهاب» و دودمان او که میگوید:

«صلاة الجماعة وهی واجبة وجوب عين، فيقاتل تاركها»

نماز جماعت، واجب عینی است. هر کس شرکت نکند قتلش واجب است.

الدررالسنیه فی الأجوبة النجدیه ج10 ص 328

با دیدن این عبارت، و این فتاوی، باید خیلی از «داعشی ها» تشکر بکنیم که بجای «قتل» به «شلاق» راضی شدند!

فتوای اینها در رابطه با «اذان» و «نماز عیدین» هم همین است. میگوید:

« كأذان... لكن الأذان إنما يقاتل على تركه، إذا تركه أهل البلد كلهم، بخلاف الجماعة، فإنه يقاتل تاركها وإن أقامها غيره،

مثل اذان که اگر کسی ترک کند باید کشته شود. تارک اذان وقتی کشته میشود که همه اهل شهر اذان را ترک کنند. ولی در نماز جماعت، اگر در یک محلی، یک نفر هم به نماز جماعت نرود و دیگران بروند. واجب است آن یک نفر کشته شود.

«في باب صلاة العيدين: و هي فرض كفاية، إن تركها أهل بلد يبلغون أربعين بلا عذر، قاتلهم الإمام كأذان»

اگر اهل یک شهری که جمعیتش به «چهل نفر» میرسد، نماز «عیدفطر وعیدقربان» را که واجب کفایی است، بدون عذر ترک کنند، بر حاکم شهر واجب است که تمام چهل نفر را بکشد.

چرا باید بکشد؟

«لأنها من شعائر الإسلام الظاهرة، وفي تركها تهاون بالدين.»

برای اینکه نماز عیدین از شعائر آشکار اسلامی است و ترکش باعث وهن دین می شود.

الدررالسنیه فی الأجوبة النجدیه ج10 ص 329

چون اینها نرفتند نماز «عید فطر» بخوانند.نرفتند نماز «عید قربان» بخوانند، باید کشته بشوند.             

ولی اگر کسی برای «میلاد رسول اکرم ص» که از بهترین شعائر اسلامی است که قرآن دارد:

«فَالَّذينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوه...»

و کسانی که به او ایمان آوردند و حمایتش کردند و یاریش نمودند...

سوره اعراف آیه 157

یکی از مصادیق اتم تکریم نبی مکرم همین مراسمات میلاد یا رحلت است. آنجا قضیه به عکس می شود.

در رابطه با مسئله «زکات» هم به همین شکل است.

در مورد زکات و نماز میگوید:

«فتأمل كلامه فيمن ترك الصلاة كسلا، من غير جحود أن يستتاب، فإن تاب وإلا قتل كافرا.»

کسی که نماز را بخاطر کسل بودن نمیخواند بدون اینکه منکر اصل نماز باشد، باید توبه داده شود اگر توبه نکرد کافر شده و باید کشته شود.

الدررالسنیه فی الأجوبة النجدیه ج10 ص 329

شمشیر «آل شیخ» در دستان تروریستها!

این شمشیری است که آقای «آل شیخ»، شما به دست این «تروریستها» داده اید! اینها غیر از فتاوای شما به چیز دیگری عمل نمیکنند.

البته باید از اینها تشکر کرد که به فتوای شما، دقیق عمل نمیکنند. اگر میخواستند دقیق به فتوای شما عمل کنند، باید 99% مردم «موصل» و جاهای دیگر را قتل عام بکنند.                              

شما ببینید همین آقای «ابوبکر بغدادی» که نماز جمعه و یا جماعت میخواند، از مردم منطقه چند نفر شرکت میکنند؟ آیا از پنجاه نفر یک نفر میآید به مسجد؟ مابقی همه واجب القتل اند.

اینها واقعا خیلی دارند احسان میکنند در حق مردم. شمشیری را که شما تیز کرده اید، داده اید دست اینها، اینها از شمشیر شما دارند استفاده نمیکنند.

قانون اساسی وهابیت!

این کتاب «الدرر السنیه فی الأجوبة النجدیه» فتاوای «محمد بن عبدالوهاب» و دودمانش است؛ که روی جلد کتاب نوشته: «مجموعة رسائل ومسائل علماء نجدالأعلام من عصر الشیخ محمدبن عبدالوهاب الی عصرنا هذ

یعنی در حقیقت میشود گفت این کتاب قانون اساسی وهابیت است. عصاره تفکرات وهابیت است. این دردی است که آدم نمی داند این درد را به کجا ببرد.

خیلی عجیب است میگوید:

«وتأمل كلامه في أهل البلد، إذا تركوا الأذان والإقامة، وصلاة العيد: أنهم يقاتلون بمجرد ترك ذلك; فهذا كلام المالكية، وهذا كلام الشافعية، وهذا كلام الحنابلة، الكل منهم قد صرح بما ذكرناه.»

اگر اهل یک شهری اذان واقامه و همچنین نماز عید را ترک کردند، به مجرد ترک اینها قتلشان واجب است. و این فتوای مالکی وشافعی و همچنین حنبلی هاست. همه اینها به این حکم تصریح کرده اند.

الدررالسنیه ج10 ص 329

اگر واقعاً این فتوای «مالکی» و «شافعی» و «حنابله» است؛ باید بگوئیم «علی الأسلام السلام»!

با این حکم 90% مسلمانهای کره زمین واجب القتل هستند. چون تعدادی از اینها که اصلاً «نماز» نمیخوانند. آنهائی هم که نماز میخوانند در «نمازجماعت» حاضر نمیشوند. آنهائی هم که در نماز جماعت حاضر میشوند در «نماز عیدین» حاضر نمی شوند.

یعنی اگر بنا باشد اینها بخواهند با این فتوا مسلمانها را قتل عام بکنند؛ هر روز میلیون ها مسلمان را باید بکشند. یعنی در حقیقت قربة الی الله دارند این کار را انجام میدهند. کار خلافی انجام نمیدهند اینها. کار نادرستی انجام نمیدهند اینها. بلکه طبق فتاوایی که آقای «آل شیخ» شما و پدرت و پدر بزرگت (محمدبن عبدالوهاب) داده اید عمل میکنند.                                                       

شجره نامه «آل شیخ» و «بن باز»

این «آل شیخ» مفتی اعظم عربستان سعودی، از نوادگان خود «محمدبن عبدالوهاب» است.

«بن باز» از دودمان «آل سعود» بود. ولی این «آل شیخ» که بعد از «بن باز» آمد و مفتی اعظم شده، از نواده های «محمدبن عبدالوهاب» است.

این شمشیری است که شما در اختیار این آقایان قرار دادید و این آقایان دارند طبق نظر شما عمل میکنند.

بعد میگوید: اینکه گفتیم کسی که «نمازجماعت» و«نماز عیدین» را ترک کند، واجب القتل است؛ «فكيف بمن ترك الصلاة رأسا؟ كالبوادي الذين لا يصلون، ولا يزكون، ولا يصومون، بل ينكرون الشرائع، وينكرون البعث بعد الموت»

پس حکم آنیکه اصلا نماز نمیخواند چگونه است؟ مثل بادیه نشینانی که اصلا نماز نمیخوانند و زکات نمیدهند و روزه نمیگیرند بلکه تمام شریعت را منکر هستند.

الدررالسنیه ج10 ص 330

به فتوای اینها تمام بادیه نشینها، و عشایر و روستائیان، همه واجب القتل هستنند!

خب باید از اینها سؤال کرد که:

چرا به فتوای «محمدبن عبدالوهاب» عمل نمیکنید؟

چرا این بادیه نشینها وعشایر وسایر مسلمانهای تارک نماز را نمی کشید؟

اینها به خاطر عمل نکردن به فتوا، باید مجازات شوند! بخاطر نکشتن مردم باید مجازات بشوند!

البته نمیدانیم برای اینها که نمیکشند، و از فتوا سرپیچی میکنند، حکمی دارند یا نه؟

البته در چند جا آمده که:

اگر کسی مشرکین را مشرک نداند مشرک است! و واجب القتل است

«الأمر الثاني: مما يوجب الجهاد لمن اتصف به: عدم تكفير المشركين، أو الشك في كفرهم، فإن ذلك من نواقض الإسلام ومبطلاته، فمن اتصف به فقد كفر، وحل دمه وماله، ووجب قتاله حتى يكفر المشركين»

امر دوم از موجبات جهاد تکفیر نکردن مشرکین یا شک در کفرشان است. اگر کسی مشرکین را تکفیر نکند ویا شک در کفرشان داشته باشد جان ومالش حلال است. وکشتن او واجب می شود.

الدررالسنیه فی الأجوبة النجدیه ج9 ص 291

مثلا کسی که در «نمازجماعت» حاضر نمیشود، و یا متوسل میشود، اینها را اگر کسی مشرک نداند، خودش مشرک است! وقتلش واجب است!

یعنی یک آش شله قلم کاری درست کرده اند که اصلا کسی از آن سر در نمی آورد.

شیعه وسنی در صف مشترک مبارزه با وهابیت

نکته دیگری که دوستان باید خوب دقت کنند اینست که اگر ما بتوانیم در مبارزه با وهابیت، «شیعه» با «اهل سنت» در یک صف قرار بگیرد؛ بلکه بالاتر ازاین، ما بتوانیم «اهل سنت» را در صف اول مبارزه قرار بدهیم؛ و خودمان در صف دوم وسوم قرار بگیریم، قطعاً موفقیت بیشتر خواهد بود.

جمله ای را خدمت شما عرض کنم که، یا نشنیده اید، یا کمتر شنیده اید:

«اهل سنت» چهار دسته هستند:

یک دسته «مالکی» هستند، که همگی مقلد «مالک بن انس» هستند. متوفای  179 قمری.

یک سری «حنفی» هستند، مقلد «ابوحنیفه» متوفای 150 قمری.

یک دسته «شافعی» هستند، مقلد «ابن ادریس شافعی» متوفای204 قمری

یک دسته هم مقلد «احمد بن حنبل» هستند متوفای 241قمری.                                                

برادران اهل سنت این جمله «ابن تیمیه» را بخوانند

«ابن تیمیه» چه میگوید. دقت کنید، این از آن جملاتی است که باید حفظ بشود. هم جمله اش باید حفظ بشود و هم آدرسش.

ابن تیمیه میگوید:

«وَأَصْلُ الْمَذْهَبِ إِنَّمَا ابْتَدَعَهُ زَنَادِقَةٌ مُنَافِقُونَ، مُرَادُهُمْ إِفْسَادُ دِينِ الْإِسْلَامِ»

اصلا این مذهب؛ مذهب حنفی و حنبلی و مالکی و شافعی؛ اینها را «زندیقها» و «منافقون» تأسیس کرده اند! ومرادشان فاسد کردن دین اسلام است.

منهاج السنه ج6 ص 303

مؤسس مذهب حنفی کیست؟  آقای «ابوحنیفه». پس «ابوحنیفه» شد زندیق منافق.

مؤسس مذهب حنبلی کیست؟  آقای «احمد بن حنبل». آن هم شد زندیق ومنافق.

میگوید آنهایی که مذهب درست کرده اند، زندیق ومنافق اند. – اینجا دیگر به شیعه که مربوط نمیشود-  اصل المذهب، ریشه مذهب، از «زنادقه» و«منافقین» است. و هدفشان هم افساد دین است.

من معتقدم همین یک جمله اگر در اختیار این «ماموستاها» و«مولویها» قرا بگیرد، کافی است. الآن دیگر پنجاه سال قبل نیست که شما بروید در مناطق اهل سنت بخواهید برای چهار تا اهل سنت حرف بزنید. یا بتوانید چهار تا عالم اهل سنت را پیدا کنید. الآن کافی است شماره این آقایان اهل سنت را داشته باشید و این مطالب اینچنینی«ابن تیمیه» را برایشان بفرستید. تا بدانند سنگ چه کس را به سینه میزنند.

البته شاید کمی هزینه داشته باشد، ولی ارزش این را دارد که ما تمام زندگی خود را فدا کنیم تا یک انسان نجات پیدا کند. آنهم نه یک انسان شیعه، نه یک انسان سنی، یک مسیحی، یک یهودی که در ذمه اسلام است. خون و مال و عرضش برای مسلمانها حفظش واجب است. اگر یک انسانی را ما حفظ کنیم و لو تمام ثروتمان را هم خرج کنیم می ارزد

همین عبارت: «وَأَصْلُ الْمَذْهَبِ إِنَّمَا ابْتَدَعَهُ زَنَادِقَةٌ مُنَافِقُونَ، مُرَادُهُمْ إِفْسَادُ دِينِ الْإِسْلَامِ»

منهاج السنه ج6 ص 303

را بردارید بفرستید برای علمای اهل سنت و بگوئید لطفاً تحقیق کنید. ببینید این کلام «ابن تیمیه» درست است یا نه؟ اگر درست است، آیا امام شما جزء «زنادقه» و«منافقون» است؟ این را بدانید اگر این وهابیها وسلفی ها موفق بشوند؛ قبل از «شیعه»، شما «سنی» ها را از دم شمشیر میگذرانند. چون معتقدند شما منافق وزندیق هستید.

از نظر «ابن تیمیه» کل «شافعی» ها مرتد هستند

فَمَنْ قَالَ: أَنَا شَافِعِيُّ الشَّرْعِ أَشْعَرِيُّ الِاعْتِقَادِ قُلْنَا لَهُ: هَذَا مِنْ الْأَضْدَادِ لَا بَلْ مِنْ الِارْتِدَادِ...وَمَنْ قَالَ: أَنَا حَنْبَلِيٌّ فِي الْفُرُوعِ مُعْتَزِلِيٌّ فِي الْأُصُولِ قُلْنَا: قَدْ ضَلَلْت إذًا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ.

اگر کسی بگوید من در فقه شافعی هستم و در کلام اشعری، ما به او میگوئیم، این از مصادیق ارتداد است. و اگر کسی بگوید من حنبلی هستم و معتزلی، میگوئیم که تو گمراه شده ای.

مجموع الفتاوی ج4 ص 177

«حنفی» ها، عمدتاً ماتریدی هستند. ولی عموم «شافعی» ها، از نظر گرایش کلامی، اشعری هستند. و این کلام «ابن تیمیه» یعنی کل شافعی ها مرتد هستند. این دیگر کلام خود «ابن تیمیه» است.

بیانیه «داعش» در شرک «شافعی» ها

بیانیه ای که «داعش»، تقریبا ده روز قبل داد، رسماً اعلام کرد که تمام «شافعی» های روی زمین، از دیدگاه ما «مشرک» و واجب القتل اند. این فتوا را هم جدیداً دادند.

البته اگر هم اینها فتوا میدهند چیزی افزون بر آنچه را که امثال «ابن تیمیه»، بزرگ تئورسین اینها داده، نیست.

باید این «بت» شکسته شود

یکی از اساتید بزرگوار حوزه میگفت: خدمت «مقام معظم رهبری» بودیم، در یک جلسه یک ساعت ونیمه، هیچ کس هم نبود. ما دوتا تنها بودیم. گفت، آخرین جمله ای که ایشان به من گفت، این بود که، «ابن تیمیه» امروز «بت» شده است. حوزه های علمیه، باید این «بت» را بشکنند.شما اگر این «بت» را شکستید، دیگر اینها هیچ ندارند.

دوستانی که برنامه های ما را در «شبکه ولایت» پیگیری میکنند، حتماً میدانند که الآن ما تقریبا سه چهار هفته است،که اصلاً موضوع بحثمان،نظر علمای بزرگ «اهل سنت» در «کفر» «ابن تیمیه» است. که حتی بعضی ها دارند:

«فصار کفره مجمعاً علیه»

کفر «ابن تیمیه» اجماعی است.

دفع شبه من شبه و تمرد حصنی دمشقی ج1 ص45

و شعارمان هم این است: باید این «بت» شکسته بشود. اگر این «بت» شکسته شد، دیگر چیزی وهابیت ندارد.

الآن متأسفانه، غالب «اهل سنت» وقتی از «ابن تیمیه» نام میبرند، با عبارت «شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله»، یاد میکنند.

ما باید این قداست را بشکنیم که «ابن تیمیه»، نه «شیخ الإسلام» است. نه استحقاق «رحمه الله» دارد. بلکه طبق تعبیر «حصنی دمشقی» باید بگوئیم:

«یذیقه اشد العذاب»

خدا به شدیدترین عذاب ابن تیمیه را گرفتار کند.

دفع شبه من شبه و تمرد حصنی دمشقی ج1 ص107

از نظر «ابن تیمیه»، «حنبلی» ها گمراه هستند

«ابن تیمیه» درمورد «حنبلی» ها میگوید

«وَ مَنْ قَالَ: أَنَا حَنْبَلِيٌّ فِي الْفُرُوعِ مُعْتَزِلِيٌّ فِي الْأُصُولِ قُلْنَا: قَدْ ضَلَلْت إذًا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ»

یک بخشی از حنبلی های ما، گرایش کلامیشان، «اعتزال» است. که «ابن تیمیه» به اینها میگوید «قَدْ ضَلَلْت» :گمراه شدید.

پس «حنبلی ها» گمراه، «شافعی ها» هم مرتد و واجب القتل شدند!

سؤال: آیا خود «ابن تیمیه» گرایش کلامی داشته است؟

جواب: میگویند قبلاً مقلد «احمدبن حنبل» بوده مرتد بوده. از ارتدادش توبه کرده و برگشته.

تعبیر را دقت کنید، این عبارت،دیگر مال تمام مذاهب است:

«فَإِنَّهُ مَتَى اعْتَقَدَ أَنَّهُ يَجِبُ عَلَى النَّاسِ اتِّبَاعُ وَاحِدٍ بِعَيْنِهِ مِنْ هَؤُلَاءِ الْأَئِمَّةِ دُونَ الْإِمَامِ الْآخَرِ فَإِنَّهُ يَجِبُ أَنْ يُسْتَتَابَ، فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ.»

اگرکسی معتقد باشد که از بین این ائمه فقط پیروی ازیکی از آنها واجب است نه دیگران؛ واجب است چنین شخصی توبه داده شود اگر توبه نکرد باید کشته شود.

الفتاوی الکبری ج2 ص 449

طرف «شافعی» است، اگر بگوید واجب است که فقط از امام شافعی تقلید کنید،نه از «مالکی» و «ابوحنیفه» و «احمد بن حنبل»؛ چنین شخصی باید توبه کند و اگر توبه نکرد، باید کشته شود.

طرف «حنبلی» است، میگوید فقط باید از «احمد بن حنبل» تقلید کنیم. اگر کسی این چنین عقید ای داشته باشد «يَجِبُ أَنْ يُسْتَتَابَ، فَإِنْ تَابَ وَإِلَّا قُتِلَ».

این فتاوای اینها، هیچ استناد حدیثی هم لازم ندارد. میگوید «ابن تیمیه» گفته: «توسل» شرک است. «پیغمبر» هم زنده بشود بگوید «توسل» جایز است، ما قبول نمیکنیم!

با این افراد شما چه کار میخواهید بکنید؟

میگوید کسی «نماز جماعت» نرود، واجب القتل است. و لو تمام اهل قریه بروند «نمازجماعت»، اگر یک نفر نرود باید کشته شود.

این فتوا با کدام دلیل؟  کدام آیه قرآن؟  کدام حدیث وروایت؟

پیغمبر اسلام، پیامبری که با «شمشیر» و«نیزه» مبعوث شد!!

در همین کتاب «الدررالسنیه» استناد کرده اند به یک سری روایات ساختگی از«پیغمبر اکرم» که وقتی خواندم، سرگیجه گرفتم. که اینها میآیند «نبی مکرم» را یک انسان آدم کش، یک آدم قاتل، معرفی میکنند:

«قَالَ: بُعِثْت بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَيْ السَّاعَةِ وَجُعِلَ رِزْقِي تَحْتَ ظِلِّ رُمْحِي وَجُعِلَ الذُّلُّ وَالصَّغَارُ عَلَى مَنْ خَالَفَ أَمْرِي»

پیغمبر میگوید: من با «شمشیر» مبعوث شدم تا روز قیامت. خداوند روزی مرا زیر سایه «نیزه» من قرار داده است! ذلت و خواری را برای کسی قرار داده که با امر من مخالفت کند.

مجموع الفتاوی ابن تیمیه ج1 ص 155

یعنی: «إِنَّمَا بُعِثْتُ‏ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاق»‏... نه، غلط است!

بحارالأنوار ج 68 - ص382- سنن کبری بیهقی ج10 ص 191 – مجمع فتاوی ج1 ص 195-  کنزل العمال ج3 ص 9

«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمين»...نه، این آیه در قرآن نیست!

سوره انبیا/ آیه 107

«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِك‏»

سوره آل عمران/ آیه 159‏

...نه این در قرآن نیست!

بلکه فقط ... «بُعِثْت بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَيْ السَّاعَةِ»!!

باید برای مظلومیت پیغمبر، اشک ریخت. اگر کسی بیاید یکسال عزای عمومی اعلام بکند، به خاطر این روایات جعلی، جا دارد.

این عبارات اگر دست «مسیحی» ها بیافتد، میدانید چه بلائی برسر مسلمانها میاورند؟  چه تبلیغی میکنند؟

اف بر این تفکر...

دنیا شاهد باش! اگر «پیغمبر» اینست ما منکر اینچنین پیغمبری هستیم.

چون خدا اینچنین پیغمبری را نفرستاده است. «پیغمبر» هم اینچنین عقیده ای نداشته است. مسلمانها هم چنین عقیده ای نسبت به پیغمبر نداشتند.

اگر واقعاً قضیه این است؛ پس شما خیلی از آیات قرآن را بردارید.

دیگر این همه «آمریکا» و«اسرائیل» و «اسلام ستیزی» و... دیگر نیازی نداریم.

همین ها را ببرند روی آنتن، میدانید چه بلائی سر مسلمانها میاورند!؟  چه کاریکاتورهایی از تصویر نبی مکرم میکشند!؟

روایت جعلی و «اسرائیلیات» از این زمان وارد اسلام شد.

بعد از زمانیکه اهلبیت و قرآن را از یکدیگر جدا کردند. اهلبیت را خانه نشین کردند. از زمانی که خون به دل «علی بن ابیطالب» کردند. که فرمود:

«فَصَبَرْتُ وَ فِي‏ الْعَيْنِ‏ قَذًى‏ وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِي نَهْبا»

پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم واستخوان در گلوی من مانده بود وبا دیدگان خود می نگریستم که میراث مرا به غارت میبرند.

نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه3 معروف به خطبه شقشقیه- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج1 ص 96

معنای این عبارت این نیست که در حق من «علی» تنها ظلم شد. نه! بلکه در حق «اسلام» ظلم شد. در حق «پیغمبر» ظلم شد. این ظلم به قرآن و اسلام است که میگوید:

«صبرت وفی العین قذی وفی الحلق شجی»

صحابه پیغمبر، پای درس «کعب الأحبار» یهودی!

اهلبیت را گذاشتند کنار و دستور دادند هر کس حدیث نقل کند زندان دارد. شلاق دارد.

امثال «عبدالله مسعود»، «ابودرداء» و ... باید در گوشه زندانها باشند. چرا؟

چون آقای خلیفه گفته:

«حسبنا کتاب الله...»

کتاب خدا برای ما کافی است.

صحیح بخاری ج4 ص 1612 ح 4169 باب مرض النبی – و ج 5 ص 2146 ح5345 باب قول المریض قوموا عنی- صحیح مسلم ج3 ص 1259 ح 1637

آقای خلیفه گفته: هر کس روایت نقل کرد قبول نکنید.در تفسیر قرآن کسی سخن گفت باید شلاق بخورد.

«علی» خانه نشین شده!

«ابوذر» تبعید شده!

دست و پای «سلمان و مقداد» را شکستند!

«عبدالله مسعود» در گوشه زندان است!

ولی از آن طرف «کعب الأحبار» یهودی در مسجد پیغمبر در زمان جناب خلیفه، کرسی تدریس دارد!

صحابه آمده اند پای صحبت «کعب الاحبار» یهودی، تتلمذ میکنند.

«تمیم داری» مسیحی، برای صحابه پیغمبر، کرسی تدریس دارد.

پیغمبر اسلام چندبار تصمیم به خودکشی میگیرد!

نتیجه تدریس «کعب الأحبار» یهودی و «تمیم داری» مسیحی چه شد؟ این شد که:

در «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» دارد که پیغمبر اکرم چندین بار تصمیم به خود کشی گرفت!!

پیغمبر رفت بالای کوه که خودش را بیاندازد پایین، جبرئیل آمد وگفت: این دفعه هم ببخشیدخدا را که دیر وحی فرستاده، از سر تقصیرات خدا بگذر. من میروم وساطت میکنم.

آمد ولی وساطت جبرئیل فایده نداشت. دوباره پیغمبر عصبانی رفت بالای کوه، خودش را بیندازد پائین.

«وَفَتَرَ الوَحْيُ فَتْرَةً حَتَّى حَزِنَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فِيمَا بَلَغَنَا، حُزْنًا غَدَا مِنْهُ مِرَارًا كَيْ يَتَرَدَّى مِنْ رُءُوسِ شَوَاهِقِ الجِبَالِ، فَكُلَّمَا أَوْفَى بِذِرْوَةِ جَبَلٍ لِكَيْ يُلْقِيَ مِنْهُ نَفْسَهُ تَبَدَّى لَهُ جِبْرِيلُ، فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ، إِنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ حَقًّا، فَيَسْكُنُ لِذَلِكَ جَأْشُهُ، وَتَقِرُّ نَفْسُهُ، فَيَرْجِعُ، فَإِذَا طَالَتْ عَلَيْهِ فَتْرَةُ الوَحْيِ غَدَا لِمِثْلِ ذَلِكَ، فَإِذَا أَوْفَى بِذِرْوَةِ جَبَلٍ تَبَدَّى لَهُ جِبْرِيلُ فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ»

صحیح بخاری ج 6 ص2561 ح6581

این مسئله در چندجای صحیح بخاری آمده است.

این اوج مظلومیت پیغمبراسلام است. آیا با این وضعیت نباید «علی بن ابیطالب» بگوید:

«صبرت وفی العین قذی وفی الحلق شجی»

پس صبر کردم در حالی که گویا خار در چشم واستخوان درگلوی من مانده بود وبا دیدگان خود می نگریستم که میراث مرا به غارت میبرند.

نهج البلاغه صبحی صالح، خطبه3 معروف به خطبه شقشقیه- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج1 ص 96 

پیغمبر اکرم در یک شب با یازده نفراز همسرانشان همبستر میشدند!!

یا اینکه میگوید:

«كَانَ النَّبِيُّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَدُورُ عَلَى نِسَائِهِ فِي السَّاعَةِ الوَاحِدَةِ، مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ، وَهُنَّ إِحْدَى عَشْرَةَ»

پیغمبر اکرم در یک شب با یازده تا از همسرانشان همبستر میشدند!!

«قُلْتُ لِأَنَسٍ أَوَكَانَ يُطِيقُهُ؟»

گفتیم آقای «انس» مگر میشود انسان در یک شب با یازده تا از همسرانش همبستر بشود؟  میگوید:

«كُنَّا نَتَحَدَّثُ «أَنَّهُ أُعْطِيَ قُوَّةَ ثَلاَثِينَ»

پیغمبر قدرت شهوت 30 نفر جوان را داشته است!

صحیح بخاری ج1 ص 62 ح268   بَابُ إِذَا جَامَعَ ثُمَّ عَادَ

آیا این مسئله را پیغمبر آمده گفته؟ این که منافات دارد با آیه:

«وَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظيم

سوره قلم آیه 4

اگر یک «آخوند» ساده، یک «مولوی»، یک «ماموستا»، یک «حجة الاسلام»،یا «ثقة الاسلام» بیاید بالای منبر بگوید؛ مردم از منبر میکشند پائین، از مسجد بیرونش میکنند.

اگر این را پیغمبر آمده گفته، که نقص بر ایشان است. و باید در صلاحیت نبوت نبی اکرم شک کرد. یک آدم عاقل اینچنین کاری نمیکند.

اگر زنان پیغمبر آمدند گفتند؛ «وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم...»‏ (سوره احزاب آیه 6) زیر سؤال میرود.

یا اینکه «انس بن مالک» دنبال پیغمبر بوده و هر کجا پیغمبر میرفته از لای در و زیر پرده نگاه میکرده...!! ومیآمد نقل میکرد. باید بر حال صحابه گریه کرد.

امثال این روایتهاست که امیر المؤمنین (سلام الله علیه) میفرماید:

«صبرت وفی العین قذی وفی الحلق شجی أَرَى تُرَاثِي نَهْبا »

تراث «علی» خلافت نیست؛ تراث «علی» حفظ اسلام است.

والسلام علیکم ورحمة الله

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English