2018 November 17 - شنبه 26 آبان 1397
آشنايي با فقه مقارن: تعريف فقه مقارن
کد مطلب: ٦٧٥٩ تاریخ انتشار: ١١ مهر ١٣٨٥ تعداد بازدید: 1115
خارج فقه مقارن » آشنايي با فقه مقارن
آشنايي با فقه مقارن: تعريف فقه مقارن

جلسه اول تاریخ1385/07/11

 
 

                                                                    بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 1385/07/11

 

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين وهو خير ناصر ومعين. الحمد لله والصلاة علي رسول الله وعلي آله آل الله لاسيما علي مولانا بقية الله واللعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله. الي يوم لقاء الله.

الحمد لله الذي هدانا لهذا وما كنّا لنهتدي لولا أن هدانا الله.

مقدمه

متن ذيل ، تقريرات درس خارج فقه مقارن استاد حسيني قزويني مدظله العالي است كه در سال تحصيلي 85ـ86 در مدرسه دارالشفاء برگزار شده است .

موضوع اصلي آن «وضو از ديدگاه شيعه و سني» است ؛ ولي از آن جايي كه سال اول تدريس فقه مقارن بوده ، مطالب مقدماتي در باره اين فقه مقارن و تعريف آن ، پيدايش مذاهب اهل سنت ، اسباب اختلاف فقها و ... نيز بحث شده است .

اين مطالب توسط يكي از شاگردان معظم له تقرير ، تلخيص و تحقيق شده است كه اميدواريم براي دوستان عزيز قابل استفاده باشد .

تعريف فقه مقارن 85/07/11

در باره فقه مقارن تعريفات زيادي وجود دارد كه به چند مورد از آن به صورت مختصر اشاره مي كنيم.

يطلق الفقه المقارن ـ اولاـ و يراد بها: جمع آراء المختلفه في المسائل الفقهيه علي صعيد واحد دون اجراء موازنة بينها.

الأصول العامة للفقه المقارن، السيد محمد تقي الحكيم، ص13

فقه مقارن عبارت است از جمع ديدگاه هاي مختلف در مسائل فقهي در يك موضوع بدون آن كه مقايسه اي صورت بگيرد.

ما قطعاً به دنبال اين تعريف از فقه مقارن نيستيم؛ زيرا هدف اصلي ما از كنار هم قرار دادن فروعات فقهي شيعه و سني، موازنة بين اين دو ديدگاه است؛ هم از نظر مصدر و منشأ هر يك از دو ديدگاه و هم از نظر اعتبار و مشروعيت اين دو مصدر.

مصدر فروعات فقهي در مذهب جعفري، يكي از دو ثقل اكبر به جاي مانده از رسول خدا؛ يعني اهل بيت عليه السلام و مصدر و منشأ آن در مذهب اهل سنت صحابه هستند.

در حقيقت وظيفة فقه مقارن اين است كه ثابت كند كداميك از اين دو ديدگاه اعتبار شرعي دارد و با قرآن (كتاب حق) مطابقت دارد و كداميك از اين دو اين ويژگي را ندارد.

پس تعريف اول جناب آقاي حكيم با هدف اصلي فقه مقارن سازگاري ندارد.

درتعريف دوم مي گويد:

ويطلق ثانيا علي: جمع الآراء الفقهية المختلفة وتقييمها والموازنة بينها بالتماس أدلتها وترجيح بعضها علي بعض.

آراء مختلف را كنار هم قرار بدهيم و بين آن ها تقسيم بندي و مقايسه كنيم و همچنين ادلة آن دو را بررسي و از بين آن ها يكي را بر ديگري ترجيح بدهيم.

اين تعريف با هدفي كه ما در فقه مقارن دنبال مي كنيم، سازگاري دارد

تعريف سوم را آقاي حسن احمد الخطيب در كتاب الفقه المقارن، ص 50 اين چنين بيان مي كند:

نوع خاص من دراسة الفقه ويراد بها العلم باحكام الشرعيه في مختلف الابواب من حيث معرفة آراء الفقهاء والعلماء ومذاهبهم المتفقه او المختلفة فيها مع بيان ادلتهم وقواعدهم الاصولية.

فقه مقارن، يعني يك نوع نگرش ويژه در حوزه بررسي هاي فقهي كه هدف از آن آگاهي به احكام شرعي در ابواب مختلف فقهي و شناختن نظريه ائمه و فقهاي مذاهب؛ چه آن جايي كه مورد اتفاق است و چه مورد اختلاف هست.

بعد در آخر مي گويد:

مع سبرها به الادلة وموازنة بعضها ببعض واختيار اقربها الي الحق واوليها بالقبول.

كلمه «سبر» با سين؛ يعني نگرش عميق به اين ادله و مقايسه كردن آن ها با يكديگر

اين تعبير از فقه مقارن، تعبير خيلي قشنگي است. وقتي بررسي و نگرش عميقي به هر دو فقه از نظر ادله بشود، يافتن اقرب الي الحق و اولي بالقبول بسيار آسان خواهد بود.

يكي از بحث هاي مقدماتي كه بايد مطرح كنيم، اين است كه: «ارزش ها و شاخص هاي اقرب الي الحق» چيست؟ اين بحث بسيار مهمي است كه در ابتدا امر روشن شود. وقتي اين بحث روشن شد، يافتن نظر حق به راحتي امكان پذير خواهد بود. آن وقت اگر يك فقيه حنفي نظرات ابوحنيفه را مطرح و و ادعا كرد كه نظر حق همين است ما با اين شاخصه هايي كه در اول بحث تعيين كرده ايم، به راحتي مي توانيم صحت و يا ابطال اين نظريه را ثابت كنيم.

در درجه اول ما بايد سراغ كتاب خدا برويم تا ببنيم كه قرآن براي حق بودن و حق نبودن چه شاخصه هاي را مطرح كرده است. بعد سراغ سنت قطعيه مي رويم و اين شاخصه ها استخراج مي كنيم.

متأسفانه اين شاخصه ها در مذاهب ديگر بر اساس قرآن و سنت قطعيه نيست؛ مثلاً مبناي ابوحنيفه و معيار او در تشخيص حق و باطل مخالفت با امام صادق عليه السلام است.

حنفي ها هم چشم بسته نظر او را مي پذيرند و خيال مي كنند هر آن چه را كه آقاي ابوحنيفه گفته است، وحي منزل است و سنت قطعيه بر اين است كه نظر ابوحنيفه را بپذيريم؛ چون روايت نقل كرده اند كه پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:

مردي خواهد آمد، دين مرا زنده خواهد كرد، به او سلام برسانيد.

حتي مي گويند كه ابوحنيفه گفته است كه:

لوادركني رسول الله لاخذ بكثير من قولي.

تاريخ بغداد، خطيب بغدادي، ج13، ص386

اگر پيغمبر هم زنده بود، سخن مرا قبول مي كرد و به نظر من عمل مي كرد.

اگر ملاك و شاخصة «اقرب الي الحق و اولي بالقبول» را ما در ابتدا مشخص كنيم، در اين گونه موارد به مشكلي برنخواهيم خورد.

آقاي محمد الدثوقي در تعريف چهارم مي گويد:

فالفقه المقارن مصطلح حديث يقصد به الموازنة بين آراء الفقهاء وبيان أسباب الاختلاف فيها و درجة كل منهما من القوة و الصحة.

مقدمة في دراسة فقه الاسلامي، ص 206

فقه مقارن در حقيقت يك اصطلاح حديثي است كه هدف از آن مقايسه ميان ديدگاه هاي فقهاء و بيان ريشة اختلاف ميان آن ها و بيان درجة ضعف و قوت آن ها است.

سؤال ما از جناب آقاي دثوقي اين است كه شما وقتي مي گوييد: «ودرجة كل منها من القوة والصحة » ملاك شما براي تشخيص اين قوت و صحت چيست؟ آيا كتاب و سنت است؟ يا احاديث جعلي و دورغيني كه از پيشوايان شما به جاي مانده است؟

تفتازاني از علماي معاصر در كتاب داراسات في الفلسفة الاسلاميه مي نويسد:

يطلق الفقه المقارن و يراد بها الجمع الإراء الفقهية المختلفه و تقييمها و الموازنة بينها بالتماس ادلتها و ترجيح بعضها علي بعض وهو بهذا المعنا اقرب الي ما كان يسميه الباحثون من القدامي بعلم الخالف او علم الخلافيات.

فقه مقارن،گرد آوري آراء فقهي مختلف، ارزش دادن و موازنة ميان آراء با توجه به ادله هر يك و ترجيح بعضي بر بعضي ديگر است.

يعني ما آراء شيعه و سني را در دو كفّه ترازو بگذاريم و قيمت هر يك را با توجه به ادلة آن ها معين و مشخص كنيم.

بعد مي گويد:

اين تعريفي كه ما مي كنيم، قدما از آن تعبير مي كردند به علم خلاف يا علم الخلافيات.

اين تعريفاتي بود كه از فقه مقارن شده است. تعريف منتخب ما هم اين است كه:

فقه مقارن، عبارت است از ذكر اقوال علماي شيعه و سني همراه با دليل و ترجيح نظريه فقهاي شيعه.

فرق بين فقه مقارن و علم خلافيات:

در حال حاضر در دانشگاه هاي بزرگ دنيا؛ همانند دانشگاه بزرگ ام القري، دانشگاه بين المللي مدينه، دانشگاه بزرگ اسلامي سوريه، كليه شريعه كويت و... در مدخل متون درسي شان بعد از تعريف فقه مقارن، به فقه خلافيات مي پردازند.

آيا فرقي بين فقه مقارن و علم الخلافيات هست يانه؟

در علم خلافيات، عمدتاً فقه درون مذهبي مطرح است، نه برون مذهبي؛ مثل اين كه علامه حلي دركتاب مختلف الشيعه آراء مختلف فقهاي شيعه را از زمان اسكافي و نعماني كه از آن ها در فقه به قديمين تعبير مي كنند، تا سيد مرتضي و شيخ طوسي و استاد بزرگوارشان مرحوم محقق حلي صاحب معتبر مطرح و ادله هر كدام را ذكر كرده است. و بعد از موازنة، مقايسه و مناقشه بين اين آراء نظرية حق را انتخاب كرده است.

همچنين از علماي اهل سنت، ابن حزم اندلسي در كتاب المحلي اين كار را انجام داده است. ابن حزم در اين كتاب قهرمانانه وارد مي شود و نخست نظرات فقهاي حنفي و ادلة آن ها را مي آورد و حسابي مي كوبد، ادله فقهاي شافعي، مالكي و حنبلي را نيز مي آورد و بعد از اين كه تكليف همه را روشن كرد، رأي جديدي ابداع مي كند.

در ميان كتاب هاي فقهي اهل سنت، كتاب المحلي (با آن تصورات باطل خودشان) نوآوري زياد دارد؛ مثل اين كه نبايد تقليد كرد، در اين كتاب ائمه مذاهب اربعه و از همه بيشتر ابوحنيفه را زير سؤال مي برد و تقليد از همه آن ها را باطل اعلام مي كند.

ديدگاه فقهي وهابيت:

وهابي ها هم امروز به دنبال ايده ابن حزم هستند؛ چون تقليد از ابوحنيفه، محمد بن ادريس شافعي، مالك را كه قطعاً بدعت مي دانند. در باره احمد بن حنبل نظر نيمچه موافقي دارند. خود ابن تيميه در كتاب هاي فقهي خودش تلاش مي كند كه زير پرچم احمد بن حنبل سينه بزند و سه فقيه ديگر را زمين بكوبد. بعد از او شاگردش، ابن قيم الجوزيه نظريه استادش را خوب پروراند و ابهاماتي را كه در نظريه ابن تيميه بود را از بين برد و به كرسي نشاند.

بعد اين فقه به بوته فراموشي سپرده مي شود تا قرن يازدهم و دوازدهم كه محمد بن عبد الوهاب مي آيد و نظر ابن تيميه را عمدتاً در مسائل عقيدتي زنده مي كند. در مسائل فقهي خيلي حاضر نيست بها بدهد. هر چه جلوتر آمده اند، فاصله آن ها با فقه حنبلي زياد تر شده است و امروز به دنبال اين هستند كه دانش جو ها و طلبه هاي خودشان را مجتهد بار بياورند و از تقليد ائمه اربعه آن ها را جدا كنند.

هدف ما از مطرح كردن فقه مقارن:

همان طور كه مي دانيد مسائل خلافي ميان شيعه و سني بسيار زياد است. از وضو گرفته تا اذان، اقامه، مسأله تكتف، سجده، خمس، طلاق، متعه و... كه حدود 47 مورد مي شود. هدف ما مطرح كردن تمامي مسائل خلافي نيست؛ بلكه آن مسائلي را مطرح خواهيم كرده كه شيعه در اين چهارده قرن به خاطر آن ها مورد هجمه قرار گرفته و امروز هم مبتلا به جامعه است. اين كه مثلاً اگر يك لباس نجس شد، شيعي مي گويد با آب قليل سه بار و با آب كر يك بار، اهل سنت قبول نمي كنند، اختلاف عميقي ايجاد نكرده است؛ اما بحث وضو، يك بحث ماهوي است و هجمه هاي فراواني عليه شيعه از اين بابت شده است.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English