2018 November 17 - شنبه 26 آبان 1397
آشنايي با فقه مقارن: ويژگيهاي مذاهب اربعه و رؤساي آنها
کد مطلب: ٦٧٥٠ تاریخ انتشار: ٣٠ مهر ١٣٨٥ تعداد بازدید: 2259
خارج فقه مقارن » آشنايي با فقه مقارن
آشنايي با فقه مقارن: ويژگيهاي مذاهب اربعه و رؤساي آنها

جلسه دهم 1385/07/30

 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ : 1385/07/30
 
ويژگي هاي مذاهب اربعه: 

در رابطه با ويژگي هاي فقه حنفي، علماي حنفي مذهب از نظر اعتقادي و كلامي، نه اشاعره را قبول دارند و نه معتزله را؛ بلكه آن ها ماترودي مذهب هستند، تابع ابومنصور ماترودي، متوفاي 332 هجري. و نكته ظريفي كه در مكتب فقهي ابوحنيفه هست كه تقريبا فقه و كلام شان به هم مخلوط شده و قابل تفكيك نيست، آن ها حسن و قبح اشياء را ذاتي مي دانند، همانند معتزله. بر خلاف اشاعره.

اشاعره معتقدند كه صفات خدا بر دوگونه است: صفات فعل كه حادثند؛ مثل، خالقيت و رازقيت. و صفات ذات كه قديم هست؛ مثل حيّ، عليم و قادر. اشاعره خدا را قابل رؤيت مي دانند، ماترودي ها منكر آن هستند. بحث رؤيت امروز هم از مباحث معركه آراي جهان اسلام است؛ به ويژه الآن پرچم رؤيت خدا را وهابي ها علم كرده اند و منكرين رؤيت خدا را نه تنها مشرك كه كافر مي دانند. اشاعره قرآن را قديم مي دانند؛ ولي ماترودي ها معتقدند كه قرآن حادث هست و همين مسأله قدم و حدوث قرآن از مسائل معركه آراي ميان اهل سنت است؛ حتي تعبيري از بعضي از بزرگان كلامي داريم كه مي گويد اگر كسي معتقد باشد قرآن حادث است، كافر است و هركس آن ها را هم كافر نداند كافر است.

از ديگر باور هاي ماترودي ها مي توان به ظلم نكردن خدا، محال عقلي بودن آن نسبت به او، مبتني بودن افعالش بر مصالح، آزادي انسان در كارها اشاره كرد. معتزله و ماتروديه از نظر كلامي به مذهب شيعه خيلي نزديك تر از اشاعره هستند. امروز در دنيا تابعين فقه حنفي حرف اول را مي زند. حتي بعضي از كارشناسان مذهب معتقدند كه تقريبا حدود هفتاد درصد اهل سنت حنفي مذهب هستند و بقيه از ساير مذاهب. و با توجه به اين نكته كه اكثريت اهل سنت در جهان حنفي مذهب هستند، يك مقدار تحقيقات ما در قلمرو كلامي آن ها كه ماترودي هستند بيشتر باشد و هم نسبت به ويژگي هاي فقه حنفي و هم فقهاي مشهور حنفي و كتب فقهي و كلامي آن ها اطلاعات مان بيشتر باشد.

عمدتا در تركيه، آلباني، شبه جزيرة بالكان، عراق، افغانستان، ترك نشين هاي آسياي ميانه، هندوستان و نيمي از مسلمانان سوريه، لبنان و فلسطين، حنفي مذهب هستند. همچنين در ايران، حجاز و يمن اكثريت با حنفي مذهب ها است. در ايران شايد هفتاد تا هشتاد درصد اهل سنت؛ چه آن هايي كه در استان گلستان زندگي مي كنند و چه در قسمت شرقي و جنوبي خراسان و چه آن هاي كه در سه استان فارس، هرمزگان و سسيتان و بلوچستان زندگي مي كنند، عمدتا حنفي مذهب هستند. مالكي مذهب و شافعي مذهب خيلي كم هستند. و كردستان و آذربايجان شافعي مذهب هستند؛ البته اخيرا با تبليغ وهابيت ، تابعين حنبل رو به ازدياد هستند.

اما در رابطه كتب فقهي حنفي ها: آن چه كه مشهور از فقهاي حنفي مذهب هست، محمد بن حسن شيباني، متوفاي 189هجري است كه در حقيقت ناشر افكار ابوحنيفه و احياگر فقه حنفي بوده است. كتاب هاي متعددي دارد؛ مثل الجامع الصغير، الجامع الكبير، الامالي، اللحجه عل اهل المدينه، الاصل، اين ها در ميان حنفي ها جزو كتاب هاي اوليه آن ها است؛ مثل مبسوط شيخ طوسي، ناصريات مرحوم سيد مرتضي و مقنقه شيخ مفيد كه براي ما يك مدارك اوليه فقهي است، اين كتاب ها براي آن ها جزو مصادر اوليه است.

و فقيه ديگرشان كه شهرت جهاني دارد، شمس الائمه، محمد بن احمد سرخسي متوفاي 483 هجري است. تقربيا جواهر حنفي ها، مبسوط است كه تقريبا 30 جزء است.

فقيه سوم شان كه باز شهرت جهاني دارد، فقيهي است به نام كاشاني، متوفاي 581 هجري صاحب كتاب بدايع الصنايع كه 7 جلد است. بعد شيخ نظام صاحب كتاب الفتاوي الهنديه است. همچنين فتاواي بزاريه است و برهان الدين مرقيناني متوفاي 593 هجري است، كتاب الهدايه في شرح هدايه است، و آن چه كه در ايران كتاب فقهي حنفي ها مورد عنايت است، و معمولا فقهاي اهل سنت در شرق كشور به آن ها عنايت دارند، كتاب ابن عابدين متوفي1052 هجري است كه اين كتاب به نام رد المختار كه 7 جلد است و دو جلد هم تكمله دارد.. الآن عمدتا مبسوط سرخسي مورد عنايت آن ها است و بيش از آن به رد المختار ابن عابدين ارزش قائلند. در حقيقت عروه چه طور در حوزه هاي ما مورد بحث و بررسي و عنايت است، همچنين جواهر، در حقيقت مي توان گفت كه عروه شان رد المختار است و جواهرشان مبسوط سرخسي. و كتاب هاي ديگري مثل بحر الرائب ابن نجيم از فقهاي مشهور مصر، و كتاب هاي ديگري هم دارند كه جزو كتب دسته دوم و دسته سوم فقه حنفي ها است.

در رابطه با فقه مالكي بايد عرض كنيم در فقه مالكي اين ها عمدتا در مسائل كلامي عمدتا اشعري مذهب هستند و فاصله شان با شيعه خيلي زياد است همان طور كه فاصله شان با حنفي ها هم زياد است. و مذهب مالكي پيش از ظهور مذهب شافعي بر حجاز و مصر و بخشي از آفريقا و اندلس و سودان غلبه داشت و در بغداد هم حضور چشم گير داشت؛ ولي بعد از ظهور مذهب شافعي در مصر، مذهب مالكي جاي خود را به مذهب شافعي داد به حد اقل طرفداران تقليل يافت.

امروز مذهب مالكي در قسمت هاي شمالي آفريقا، الجزائر، تونس، بخش كوهستاني مصر، سودان، كويت قطر و بحرين غلبه دارد. در عربستان به ويژه در منطقه احساء و قطيف، منطقه شرقيه عربستان، مالكي زياد است و كليه صوفي مذهب هاي عربستان كه ضد وهابي هستند اين ها هم مالكي مذهبند؛ چون در عربستان به همان شكلي كه وهابيت جلو رفت، تعدادي از علماي فرهيختة مالكي مذهب ها كه گرايش صوفي گري دارند، در برابر وهابي ها ايستاند و كتاب هاي متعددي در رد عقايد وهابيت، نقد افكار ابن تيميه، رد افكار محمد بن عبدالوهاب نوشتند كه در رأس آن ها فردي است به نام محمد بن علوي المالكي كه كتابي دارد به نام مسائل يجب أن تصحح يا عقائد يجب أن تصحح كه به خاطر نوشتن اين كتاب بن باز حكم اعدامش را صادر كرد؛ ولي اين بن علوي از نفوذ فوق العاده در عربستان برخوردار بود، و مقلد زياد دارد، يك منزلي دارد كه مثل يك وزارت خانه است، حوزة علميه اش هم در داخل خانه اش است. ايشان سه روز هفته در مكه خارج فقه داشت و دو روز در مدينه. پس از اين كه حكم اعدامش نوشته شد، ايشان خودش را به فهد رساند و قضايا را گفت و گفت كه من مجتهد هستم؛ همان طور كه محمد بن عبدالوهاب مجتهد بود، اگر مجتهدي فتوي دهد و خطا هم بكند، فله اجر واحد و بلا فاصله فهد دستور داد كه حكم اعدامش را لغو كردند و بن باز به خاطر همين قضيه دق مرگ شد.

همچنين فردي ديگري به نام حسن بن سرحان كه هفت تا هشت كتاب در رد وهابيت نوشته است. البته با گرايش فقهي مالكي و گرايش كلامي صوفي گري نوشته اند. اين كتاب هاي هفتاد درصد با عقايد شيعه تطبيق دارد و سي در صد مخالف عقايد شيعه است؛ ولي از آن جايي كه آن ها انگيزه ضد وهابي دارند، براي ما قابل تقدير است.

مالك علاوه بر قرآن، سنت، فتاواي صحابه، اجماع، قياس، استحسان و استصحاب را كه عمل فقهاي مدينه بود قبول داشته، مالك ظاهر قرآن را بر سنت مقدم مي داشت و طعن بر اصحاب رسول خدا را بر خلاف ظاهري ها زشت و گناه بزرگ مي شمارد.

فقهاي مشهور مالكي ها: خود مالك از فقهاي مشهور است و كتاب به نام الموطأ دارد و كتابي به نام المدونة الكبري دارد. بعد ابوالقاسم، معروف به ابن جزي، متوفاي 741 هجري كتابي دارد به نام القوانين الفقهيه في تلخيص مذهب المالكيه. ابراهيم بن محمد ابن فرحون صاحب كتاب تبصرة الاحكام است و ابن رشد قرطبي اندلسي كتاب مفصلي دارد به نام هدايه المجتهد و نهاية المقتصد، متوفاي 595 هجري است.

در رابطه با فقه شافعي ها بايد عرض كنيم؛ خود شافعي هرچه دارد، عمدتا از مالك دارد. در بيست سالگي رفت به مدينه و در شمار شاگردان مالك درآمد و عنايت زيادي به نظرات مالك داشت، بعد به مكه برگشت و آن جا افكار خودش را كه در حقيقت گرفته شده از افكار مالك بود در آن جا شروع كرد به پخش كردن نمود.

مي گويند كه شافعي اولين كسي بود كه در اصول فقه و آيات الاحكام دست با تأليف زد. عنايت ويژه اي به اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام داشت. در ميان مذاهب چهارگانه نزديك ترين مذهب به شيعه مذهب شافعي است كه اين شعر از او معروف است

ان كان رفضا حب آل محمد

فيشهد الثقلان اني رافضي

و كتاب هاي مختلفي دارند. ظهور مذهب شافعي ابتدا در مصر بود، قلمرو اين مذهب در مصر شروع شد و به خاطر بعضي از قضات شافعي مذهب امروز در بخشي از مصر، فلسطين، مناطق كرد نشين ايران، مسلمانان اندونزي، مالزي، فليپين، هند، چين و استراليا تابع مكتب فقهي شافعي هستند. البته نسبت به حنفي ها جمعيت شان كمتر است.

مذهب حنبلي كم ترين تابع و رتبه چهارم را در ميان اهل سنت دارد. ويژگي هاي خاص اين مذهب اين است كه كتاب خدا و سنت پيغمبر و فتاواي صحابه را ملاك عمل قرار مي دهند و احمد بن حنبل كتاب مفصلي نوشت به نام مسند كه مي گويد من يك ميليون روايت را ديديم و از ميان آن ها اين مسند را كه سي هزار روايت دارد گزينش كردم، اگر روايتي را ديديد كه من در مسند نياوده ام، بدانيد كه آن روايت صحيح نيست.

احمد حديث مرسل و ضعيف را معتبر مي داند و بر قياس برتري مي دهد و در مذهب آن ها قياس و استحسان اصلا جايي ندارد، جنابله در مسأله طهارت و نجاست حساسيت ويژه اي دارند، بر خلاف بعضي از مذاهب كه حتي غائط و مني را هم نجس نمي دانند.

اين مذهب توجه ويژه اي به امر به معروف و نهي از منكر دارند، امر به معروف و نهي از منكر را از تمام واجبات الهي حتي از نماز هم مهم تر مي دانند و لذا در مدينه و مكه تعدادي انبوهي از آمرين بالمعروف و ناهين عن المنكر مشغول ارشاد مسلمين يا اضلال آن ها هستند.

آن ها بوسيدن پرده بيت الله الحرام را حرام مي دانند، بوسيدن دست علما را حرام مي دانند؛ ولي خودشان عبا و دست امير عبدالله را مي بوسند. آن ها مراسم جشن ميلاد براي پيغمبر را حرام و بدعت مي دانند، شهادت ائمه يا پيغمبر را بدعت مي دانند؛ و حال آن كه سالروز روي كار آمدن وهابيت را جشن مي گيرند، سالروز ارتش را جشن مي گيرند، سالروز تأسيس آموزش و پرورش را جشن مي گيرند. خلاصه يك بام و دو هوا دارند.

الآن قلمرود مذهب حنبلي عمدا عربستان است و خيلي كم اين مذهب درفلسطين، مصر، عمان و افغانستان تابع دارد. مشهور ترين فقيه آنها ابن تيميه متوفاي 748 هجري است كه به عنوان فقيه برجسته شان مطرح مي كنند،فقهاي ديگرشان ابن قيم الجوزيه، ابن رجب، ابن قدامه متوفاي 620 هجري، پسرش شمس الدين بن قدامه متوفاي 682 هجري است. آن ها يك كتاب مفصلي دارند به نام المغني كه 12 جلد قطور است و عمده استنباط احكام شرعيه شان را از اين كتاب استفاده مي كنند.

آن ها گذشته از اين كه در طول تاريخ با شيعه سر ناسازگاري داشتند، حتي به استناد يك فتواي يك مزدور افندي تركيه اي، فقط در شهر حلب چهل هزار شيعه را قتل عام كردند به اعتقاد اين كه:

من قتل رافضياً وجبت له الجنة.

آن ها در بين خودشان درگيري هاي زيادي دارند، ذهبي در تذكرة الحفاظ نقل مي كند از ابوحاتم بن خاموش حافظ ري كه:

من لم يكن حنبليا فليس بمسلم.

تذكره الحفاظ، ج3، ص 1186

سبكي از علماي بزرگ و پر آوازه اهل سنت و معاصر ابن تيميه است، كتابي دارد به نام طبقات الشافعيه و دو سه كتاب در رد ابن تيميه نوشت. ايشان مفصل در رابطه با فتنه اي كه در نيشابور بين حنفي ها و شافعي ها ايجاد شد مي نويسد كه عده اي انبوهي از دو طرف كشته شدند، حتي مدارس را آتش زند، بازار را آتش زند و اكثريت كشته ها هم از شافيعيه بود، بعد شافعي ها از اين طرف و آن طرف ريختند و حنفي ها را از بين بردند و بعد بين شافعي ها و حنبلي ها و حنفي ها اختلاف افتاد و كشتاري عريض و طويلي اتفاق افتاد.

در اصفهان درگيري شديدي شد و هزاران سني از شافعي، حنفي و مالكي در اصفهان كشته شدند و... اگر به كتاب عبدالحليم جندي مراجعه كنيد كه از نويسندگان معاصر مصر است، ايشان در كتابي به نام الامام الصادق چاپ مجلس اعلاي مصر، در صفحه 255 آمده كليه قضايايي كه اتفاق افتاده را نوشته است. مثلا در 412 در بغداد درگيري شديدي بين اهل سنت اتفاق افتاد، در سال 555 در اصفهان بين حنفي ها و شافعي ها اختلاف شديدي افتاد، بازار اصفهان را به آتش كشيدند و به همين شكل سال به سال پيش مي كشد. در قسمت گيلان چون حنبلي مذهب بودند؛ اگر چنانچه يك حنفي مذهب مي آمد او را مي كشتند و اموالش را به عنوان غنائم جنگي تصرف مي كردند.

و زهير الدين كه از علماي قرن دهم هجري است فقطه به اين خاطر كه ايشان گفت: «ان مدح الصحابه ليس بفرض» دستور دادند كه ايشان را بكشند و سرش را در دروازه بغداد آويزان كردند. و بين مالكيه و شافعيه اختلافاتي افتاد و از دو طرف جمعيت زيادي كشته شد. اين ها را صاحب كتاب الامام الصادق، عبدالحليم جندي، كه خودش هم سني مذهب است آورده است.

اين چهار مذهب گسترشش ابتدا به خاطر اين بود دكان فقاهت امام صادق عليه السلام را ببندند و بعد هم به اين خاطر كه اين فقهاي اهل سنت همواره در اختيار حكومت ها بودند و در اختيار سلطان بودند. يك فقيه سني پيدا نمي شود كه بگويد در برابر حاكم جائر و فاسق مي شود قيام كرد.

نووي از فقهاي برجسته اهل سنت و صاحب كتاب شرح صحيح مسلم، مي گويد:

الخروج علي الحاكم حرام بإجماع المسلمين ولو كانو فسقة ظالمين.

قيام بر ضد حاكم حرام است به اجماع مسلمين، اگر چه فاسق ظالم باشد.

بيهقي روايتي از شخص عمر بن الخطاب نقل مي كند كه:

عليكم ما حملّتم و عليهم ما حملوا ان ضربك فاصبر، ان حرمك فاصبر، ان ظلمك فاصبر، وان امرك بشيء ينقص دينك فقل سمعا و طاعة دمي دون ديني.

حالا اين حرف را بگذاريد كنار سخن امام علي عليه السلام كه مي فرمايد:

كنا للظالم خصما و للمظلوم عونا.

نامه 17 نهج البلاغه

يا فرمايش آقا امام حسين عليه السلام كه فرمود:

اني لا أري الموت الا سعادة ولا الحياة مع الظالمين الا برما.

اصلا زمين تا آسمان با هم تفاوت دارند.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English