2017 December 16 - شنبه 25 آذر 1396
عمر در صحاح سته اهل سنت
کد مطلب: ٦٣٨٤ تاریخ انتشار: ٢٨ فروردين ١٣٨٧ تعداد بازدید: 35910
کتابخانه » عمومي
عمر در صحاح سته اهل سنت

نویسنده: حسین طیبیان


پيشگفتار:

1 - دين عمر

الف - صلح حديبيه

ب - جلوگيري از وصيت رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله

ج - حاطب بن أبي بلتعة

د - تغيير حد شارب الخمر

ه - دستور به پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و زدن فرستاده او

و - نهي از رفع صوت در مسجد

ز - نهي از شعر خواندن در مسجد

ح - بدعت عمر در نماز تراويح

ط - بدعت در سه طلاقه

ي - حكم نماز بعد از عصر

يا - اعتراض به پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در تقسيم

يب - تغيير كنيه مغيره

يج - شرابخواري عمر

يد - كتك زدن همسر

يه - عمر عامل عدم نقل و كتابت حديث

يو - درباره متعه

يز - افزودن به تلبيه

يح - منع حق ذي القربي

2 - علم عمر

الف - جهل او به سه بار اجازه گرفتن

ب - غضب او از شنيدن كلمه: «اللّه أعلم»

ج - عمر ارزش حجر الاسود را نمي‏دانست

د - مقدار ديه جنين را نمي‏دانست

ه - جهل به عدم جواز رجم مجنونة

و - جهل به دستور تيمم

ز - جهل به عدم جواز تقسيم اموال كعبه

ح - عمر معناي كلاله را تا آخر عمر ندانست

ط - عمر مقدار ارث جد را نمي‏دانست

ي - عمر معناي كلمه «ابّ» را نمي‏دانست

يا - عمر نمي‏دانست كه رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در نماز عيد چه سوره‏هائي مي‏خواند

يب - عمر نمي‏دانست كه از مجوس بايد جزيه گرفت

يج - جهل به عدم سكناي مطلقة ثلاثة

يد - جهل به روايتي در مورد حج

يه - جهل به كفايت وضو از مذي

يو - جهل به ارث بردن زن از ديه شوهر

يز - چه كسي دنيا را برايمان زينت داد؟

يح - پسر عمر مطلبي را دانست كه او ندانست

3 - نهي از گريه بر ميت

4 - موافقات عمر

الف - موافقت در مورد مقام إبراهيم

ب - موافقت در مورد حجاب

ج - اسراي بدر

د - نماز بر جنازه منافق

و - موافقت در مورد غيرت زنها

5 - عزت مسلمانان به اسلام عمر

6 - محدث بودن عمر

7 - شيطان از عمر فرار مي‏كند

8 - حق را از زبان عمر بشنويد

9 - رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به عمر گفت: اي اخي!

10 - تعطيل حد بر مغيرة

11 - عمر و آيه رجم

12 - غيرت عمر

13 - عمر و لباس ابريشمي

14 - عمر و پيشنهاد اذان

15 - متفرقه

1 - تبعيد شرابخوار

2 - سعد را بكشيد!

3 - يك ماه بي خبري از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله

4 - زيد بن حارثه محبوبتر از عمر

5 - ترك نهي از منكر

6 - اهميت رعايت امور مردم




Share
201 | احمد محمودلو | , ایران | ١٤:٠٣ - ٠٦ دي ١٣٩١ |
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله مي فرمايند: «... همانا هر فردي روز قيامت با کسي خواهد بود که او را دوست مي داشته است.» (هر کسي با محبوب خود محشور مي شود) « کافي: ج 2، ص 126»
خداوند محبين علي را با علي و محبين عمر را با عمر محشور مي فرمايد، ان شاء الله :)
الهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد و آخر تابع له علي ذلک
202 | نوكرحضرت علي(ع)حيدركرار(ع) | , ایران | ١٢:٤٤ - ٢٢ اسفند ١٣٩١ |
اللهم العن الجبت والطاغوت باسلام خدمت برادران شيعه ،اولين باره که واردسايت ميشم تمام عالم به فداي حضرت فاطمه زهرا(س)که انگيزه افرينش جهان هستي وکاينات،اين بي بي بزرگوار هستند.خدالعنت کند ان حرامزاده اي راکه مسبب شهادت اين بانوي بزرگوار شد که البته به دست جناب ابولولو به درک واصل شد.اي کساني که به تشيع بدبين هستيد ويا توهين ميکنيد بدانيد که حديثي است از يکي از معصومين (عليهم السلام)که مي فرمايند:دشمن مااهل بيت نيست مگرکسي که حرامزاده باشد ومحب مااهل بيت نيست مگر کسي که حلال زاده باشد.اري،بيشعورها بريد کمي تحقيق کنيد در موردنماز طواف النسا.اصلابااين کلمه اشنا هستيد.همين مولوي هاي ؟؟؟ شماهستند که سجده برباسن رادرست ميدانند!!!ما چهارده نور مقدس داريم که هرکدام اين بزرگواران درياي جودوکرم و تقوي هستند.اماماني معصوم داريم اماشما چه ؟!!!سه موجودي که حتي نمي خواهم اسم شان رابياورم خليفه ي شما هستند.....درکلاس درس از يکي از سني هاسوال کرديم باباي عمر کيست؟بدبخت بيچاره چون جوابي نداشت(!!!!!!!)به گريه افتادوازکلاس بيرون رفت!!!بدبخت هاشما که هيچ توجيهي نداريد چراروي اين سنت اشتباهتان اينقدرمصرهستيد؟چراهمش حاشا مي کنيد؟خداکساني را که حق اميرالمومنين حضرت علي (ع)راضايع کردند لعنت کندوهرلحظه برعذابشان بيافزايد. ياحيدرصفدر ياعلي(ع)
203 | محب اهل بيت | , ایران | ٠٩:٤٢ - ٠١ تير ١٣٩٢ |
«لله بلادُ فُلاَن، فَلَقَدْ قَوَّمَ الاْوَدَ، وَدَاوَى الْعَمَدَ، وَأَقَامَ السُّنَّةَ، وَخَلَّفَ الْفِتْنَةَ! ذَهَبَ نَقِي الثَّوْبِ، قَلِيلَ الْعَيبِ، أَصَابَ خَيرَهَا، وَسَبَقَ شَرَّهَا، أَدَّى إِلَى اللهِ طَاعَتَهُ، وَاتَّقَاهُ بِحَقِّهِ، رَحَلَ وَتَرَكَهُمْ فِي طُرُق مَتَشَعِّبَة، لاَ يهْتَدِي بِهَا الضَّالُّ، وَلاَ يسْتَيقِنُ الْمُهْتَدِي». «خداوند شهرهاى فلان را آباد دارد، يا به او خير دهد كه ناهمواريها را هموار و بيماريها را مداوا كرد، سنّت را بر پا داشت و فتنه را پشت سر گذاشت، با جامه پاك و كم عيب از دنيا رخت بر بست، نيكى خلافت را دريافت و پيش از رسيدن شرّ آن از دنيا رفت، وظيفه الهى خود را انجام داد و از نافرمانى او پرهيز كرد او خود رفت ولى مردم را در ميان راههاى مختلف رها ساخت كه گم گشته در آن راهى نمى‏يابد و راه يافته به يقين و باور نمى‏رسد.» (ترجمه از کتاب "ترجمه‏ شرح‏نه ج‏البلاغه(ابن‏ميثم)" ج 4 ص177 ؛ نقل شد) اهل سنت به اين روايت استناد مي کنند و اين را درباره ي عمر مي دانند نظر شما چيست در اين باره ؟ با علي

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
درباره اين موضوع به اين آدرس رجوع كنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
204 | محب اهل بيت | , ایران | ١٢:٠١ - ٠١ تير ١٣٩٢ |
بخاري در صحيحش در باب مناقب عمربن خطاب گويد هنگامي که عمر ضربه خورد از شدت درد ناله مي کرد ابن عباس اورا دلداري داد........عمر گفت ام آنچه که گفتي از هم نشيني با پيامبر و خشنوديش ازمن پس آن از منتهاي خداوند برمن بود و ام آنجه که ياد کردي از هم صحبتي با ابوبکر پس از منت هاي الهي بود و اما نگراني و سرا سيمگي من پس براي تو و يارانت مي باشد بخدا قسم اگر هر جا از زمين که بر آن آفتاب تابيده است طلا ميشد و مال من بود پس همه آنها را فديه ميدادم تا شايد از عذاب الهي من قبل ديدارش رهاييي يابم. صحيح بخاري ج2 ص201 وتاريخ سخن ديگري را نيز از او ثبت کرده است : اي کاش گوسفندي در خانواده ام بودم که هر گاه بخواهند مرا فربه کنند تا پس از فربه شدن و زيارت دوستانشان مرا مي کشتند و قسمتي از گوشتم را کباب کرده و قسمتي را خشک مي کردند و سپس مرا مي خوردند و چون مدفوع خارج مي شدم و بشر نبودم منهاج السنه ابن تيميه ج3 ص131 حليه الوليا ابونعيم ج1 ص25 و مانند چنين سخني تاريخ براي ابوبکر نيز ثبت کرده است هنگامي که ابوبکر که ابوبکر به پرنده اي بر فراز درخت مي نگريست چنين گفت خوشا به حال تو اي پرنده ميوه ميخوري و بر درخت مي نشيني و نه حساب و کتابي داري و نه عقاب و عذاب الهي اي کاش من هم در کنار راه بر درختي بودم و شتري بر من مي گذشت و مرا مي خورد و سپس همراه با سرگين آن خارج مي شدم و هرگز از بشرنبودم و بار ديگر گفت اي کاش مادرم مرا نمي زاييد اي کاش که درلاي خشتي بودم تاريخ طبري ص41 الرياض النظره ج1 ص134 کنزالعمال ص361 منهاج السنه ابن تيميه ج34 ص120 و اين ها برخي از اقوال آنها بود که تنها براي نمونه متذکر شدم و اين است کتاب آسماني خداوند که بندگان مومنش را اينگونه بشارت ميدهد «الا ان اوليا الله لا خوف عليهم و لا يحزنون الذين آمنوا و کانوا يتقون لهم البشري في الحياه الدنيا و في الآخره لا تبديل لکلمات الله ذلک الفوز العظيم » پس چرا ابوبکر و عمر آرزو مي کردند که بشر نباشند و خداوند ميفرمايد «و لو ان لکل نفس ظلمت ما في الارض لا فتدت به واسروا الندامه لما راوا العذاب و قضي بينهم بلقسط و هم لا يظلمون»
205 | اكبر | , ایران | ١٩:٢٩ - ١٧ تير ١٣٩٢ |
سلام عليكم ببخشيد استاد ابوالقاسمي در يكي از برنامه هايشان فرمودند كه عمر شش سال بعد از مولا علي اسلام اورد اگر مي شود متن عربي بهمراه ترجمه و سناد ان را به بنده ارائه دهيد ممنون مي شوم خواهشا پاسخ بديد ممنون مي شوم

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
ابن جوزي در كتاب المنتظم چنين مي نويسد: قال علماء السير أسلم عمر في السنة السادسة من النبوة . علماي سيره گفته اند عمر بعد از اينكه شش سال از بعثت پيامبر صلي الله عليه و اله گذشته بود، اسلام آورد. المنتظم ج 4 ص 135، دار النشر : دار صادر - بيروت - 1358 ، الطبعة : الأولى
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
206 | حميد | , ایران | ١١:٠٧ - ٢٠ مهر ١٣٩٢ |
دوستان گرامي..حواستون به نساله وحت هم باشه.نيازي نيست لين جا کلمه حرام زاده رو بياريد...خاستين لعنت کنيد..اگر داخل دلتون هم بگيد خدا ميشنود.من خود م شيعه ام
1 |سید محمد حسین||١١:٠٩ - ٠٢ شهریور ١٣٩٥ |
0
 
0
با سلام لعن در مجامع عمومی که سبب تشویش و اختلاف میشه صحیح نیست و لی اینکه لعن در دل گفته شود و خدا میشنود از اون حرفایی هست که بدتر از لعن در مجامع عمومی است مکه لعن غاصبین و ظالمین اهل بیت بعد از نماز را ندیده اید مگه امام صادق علیه السلام نمی فهمید که خدا میشنود اگر در دل لعن بگوید مگه امام حسن که لعن مروان می فرمود نمی دانست لعن در دل را هم خدا می شنود؟چرا نعوذ بالله خود را خسته می فرمود؟ مگر جناب عمار که سپاه در جنگ صفین ترغیب به لعن به معاویه میفرمود و از فرماندهان سپاه امیرالمومنین بود و علی علیه السلام هم در سپاه حاضربود، نمی دانست که لعن در دل هم مورد شنود پرودگار است؟
اما لعن معاویه توسط امام حسن علیه السلام:
وخطب معاوية بالكوفة حين دخلها والحسن والحسين رضي الله عنهما جالسان تحت المنبر فذكر عليا عليه السلام فنال منه ثم نال من الحسنفقام الحسين ليرد عليه فأخذه الحسن بيده فأجلسه ثم قام فقال أيها الذاكر عليا أنا الحسن وأبي علي وأنت معاوية وأبوك صخر وأمي فاطمة وأمك هند وجدي رسول الله صلي الله عليه وسلم وجدك عتبة بن ربيعة وجدتي خديجة وجدتك قتيلة ، فلعن الله أخملنا ذكراً ، و ألامنا حسباً ، وشرنا قديماً وحديثاً ، وأقدمنا كفراً ونفاقاً فقال طوائف من أهل المسجد : امين.

معاويه وقتي به كوفه آمد ، در حاليكه حسن و حسين (عليهما السلام) پاي منبر نشسته بودند ، در مورد علي (عليه السلام) سخن گفته و به او دشنام داد ؛ سپس به حسن (عليه السلام) دشنام داد ؛ پس حسين (عليه السلام) ايستاد تا به وي جواب گويد ؛ اما حسن (عليه السلام) دست وي را گرفته و او را نشانيد ؛ پس ايستاده و گفت :

اي كسي كه در مورد علي (عليه السلام) سخن گفتي !!! من حسن (عليه السلام) هستم و پدرم علي (عليه السلام) است و تو معاويه هستي و پدرت صخر ؛ مادر من فاطمه (عليها السلام) است و مادر تو هند ؛ جدّ من رسول خدا (صلي الله عليه وآله) است و جدّ تو ربيعه است ؛ مادر بزرگ من خديجه (عليها السلام) است و مادر بزرگ تو قتيلة ؛ پس خداوند هر كدام از ما دو را كه نسب پست تري دارد و آنكه بدي وي از قديم تا حال باقي است و آنكه پيش گام در كفر و نفاق بوده است را لعنت كند .

پس همه مردم مسجد گفتند : آمين .

جمهرة خطب العرب ج 2 ص 14 باب رد الحسن بن علي علي معاوية حين نال منه ومن أبيه

مقاتل الطالبيين ج 1 ص 19 ، اسم المؤلف: أبو الفرج الاصفهاني ، علي بن الحسين (المتوفي : 356هـ) الوفاة: 356
شرح نهج البلاغة ج 16 ص
27
207 | رحمت اله | , کویت | ٢٤:٤٦ - ٠٤ آذر ١٣٩٢ |
درخصوص بند 2 قسمت « يز » بايد به اين نکته اشاره شود که هرکسي خداي خودرا پرستش ميکند واين خالي از اشکال است
حالا ايشان باخداي خودشان صحبت ميکردند , و اين مهم اتفاقاً کاملاً از روي آگاهي و علم ايشان بوده ست چرا بر روي ناداني و جهل ايشان دراين مورد اصرار مي ورزيد؟
اگر اين علم را تسري بدهيد بر باقي عملکرد عمر بن خطاب کاملا منطقي و مستدل رفتار کرده اند
اين فرد هر آنچه از خدايش بر او وحي ميشده انجام ميداده آيا سزاوار نيست در بهترين جاهاي اين عالم در کنار خداي خود قرار بگيرد تا جايي که حتي از او نيز بالاتر رود. جايي که خدايش را با 1 قلاده از آتش وارد محشر ميکنند و او را با 2 قلاده
آتشي در دلم هست ز نفرت بدان حرام زاده ها که آب کوثر نتواند خموش سازد اين کينه ها را عذاب کن خدا به عذابي که جميع اهل جهنم بلند کرده ز درد و الم صدا ها را
208 | اميد س/ | , آمریکا | ١١:٣٧ - ١٢ فروردين ١٣٩٣ |
سلام.تو كه اسمتو ميذااري معاويه ...توكه ميگي اولياي خدا معاويه توي بدبخت نكبت عوضي....تو نميدوني كه علي قران ناطق بود.تو نميدوني كه علي خليفه برحق بعد بيامبر بود.تو نميدوني كه ابوذر و عمارو خيلي از بزرگان مخالف خليفه اولتون بودن .خدا لعنت كنه .... و معاويه حروم زاده و شماهايي كه به اون ميگين رضي الله.اين بدبختا مقابل علي بودن.همه ادمن ولي علي كجا و اي ??ها كجا
209 | كلب الحير | , ایران | ٠٦:٢٤ - ٠٤ تير ١٣٩٣ |
سلام خواستم ببينم ک ايا روايتى درمورد شان نزول ايه انماوليکم الله در کتب صحاح سته وجود دارد يا خير ک گوياى اين باشه ايه درمورد مولا هس؟

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ ما در اين مورد روايتي در صحاح سته اهل سنت نديديم. ممکن است در نسخه اصلي بوده ولي بعداً حذف شده است.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
210 | سید | , آلمان | ٠٤:٠٩ - ٠٨ ارديبهشت ١٣٩٤ |
سلام علیکم / خدا قوت عزیزان / شرمنده هستم ترجمه دقیق این روایت رو میخوام ولازمش دارم ممنون میشم منت بزارید و ترجمه کنید :
حَدَّثَنَا أَبِي ، ثنا أَبُو سَلَمَةَ ، ثنا حَمَّادٌ ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ السَّائِبِ ، عَنِ الشَّعْبِيِّ ، أَنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ ، قَالَ : لَقَدْ أَصَبْتُ فِي الإِسْلامِ هَفْوَةٌ مَا أَصَبْتُ مِثْلَهَا قَطُّ ، أَرَادَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : أَنْ يُصَلِّي عَلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أُبَيٍّ ، فَأَخَذْتُ بِثَوْبِهِ ، فَقُلْتُ : وَاللَّهِ مَا أَمَرَكَ اللَّهُ بِهَذَا ، لَقَدِ قَالَ اللَّهُ : اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ سورة التوبة آية 80 ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَدْ خَيَّرَنِي رَبِّي ، فَقَالَ : اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سورة التوبة آية 80 فَقَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ عَلَى شَفِيرِ الْقَبْرِ فَجَعَلَ النَّاسُ يَقُولُونَ لابْنِهِ : يَا حُبَابُ ، افْعَلْ كَذَا يَا حُبَابُ افْعَلْ كَذَا ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : الْحُبَابُ اسْمُ الشَّيْطَانِ ، أَنْتَ عَبْدُ اللَّهِ .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
 شعبى روايت کرده است كه عمر بن خطاب گفت: من در اسلام گرفتار لغزشى شدم كه در همه عمرم به مثل آن گرفتار نشدم و آن اين بود كه رسول خدا (ص) خواست بر جنازه عبد اللَّه بن ابى نماز گزارد من لباسش را كشيدم پس از آن گفتم به خدا سوگند كه خدا بتو چنين دستورى نداده است، مگر نفرموده است:" اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ، إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ" رسول خدا (ص) فرمود پروردگارم مرا مخير كرده و فرموده" چه برايشان استغفار كنى و چه نكنى" آن گاه رسول خدا (ص) كنار قبر نشست مردم به پسرش مى‏گفتند: اى حباب چنين كن، اى حباب چنان كن. رسول خدا (ص) فرمود حباب نام شيطان است، نام تو عبد اللَّه است‏
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
211 | فریباخانم | , ایران | ٢٣:٤٤ - ٠٣ شهریور ١٣٩٥ |
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری ؟؟؟!! بیخودی که یهود این همه ازت حمایت نمیکرد.هزار جور قابلیت داشتی براشون.اهل سنت گرامی یکم فکر کنند چرا مولف های صحاح همه از ماورالنهر بودند؟ترمذ.نسا.بخارا.نیشابور...
 [1] [2] [3] [4] [5] [6]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها