2018 May 23 - چهار شنبه 02 خرداد 1397
مناظره دكتر تيجاني با شهيد آيت الله صدر درباره توسل
کد مطلب: ٦٢٧٠ تاریخ انتشار: ١١ دي ١٣٨٦ تعداد بازدید: 4916
مناظره و گفتگو » شیعه و وهابیت
مناظره دكتر تيجاني با شهيد آيت الله صدر درباره توسل

دكتر تيجاني زماني كه به نجف اشرف رفت، توسط دوستش به محضرت آيت الله العظمي سيد محمد باقر صدر[3] رسيد.

در محضر ايشان به پژوهش و مناظره پرداخت، نخست چنين پرسيد :

«علماي سعودي مي گويند:

دست بر قبر كشيدن و توسل به صالحين و تبرك جستن از آنان، شرك به خدا است، نظر شما چيست؟»

آيت الله صدر:

«هرگاه دست كشيدن بر قبر و توسل جستن به اين نيت باشد كه آن ها (بدون اذن خدا) نفع و ضرر مي رسانند، چنين كاري شرك است،

ولي مسلمانان يكتاپرست مي دانند كه: تنها خدا نفع و ضرر مي رساند، و اولياي خدا، وسيله و واسطه هستند،

بنابراين با ا ين نيت كه آن ها واسطه هستند، هرگز شرك نيست.



همه مسلمانان از سني و شيعه، از عصر رسول خدا(صلي الله عليه و آله) تاكنون در اين امر اتفاق نظر دارند،

به استثناي «وهابيت» و «علماي سعودي» كه در همين قرن جديد پيدا شده اند.
[4]


و بر خلاف اجماع مسلمانان، رفتار مي كنند

و خون مسلمانان را مباح مي دانند،

و بين آن ها فتنه انگيزي مي كنند،

و دست بر قبر كشيدن و توسل را شرك مي دانند.



آقاي سيد شرف الدين (صاحب كتاب ارزشمند المراجعات)، در عصر حكومت «ملك عبدالعزيز» براي زيارت خانه خدا به مكه رفت. در عيد قربان در كنار ساير علما به كاخ پادشاه سعودي دعوت شد، تا طبق معمول در عيد قربان به او تبريك بگويند.

او به كاخ رفت، هنگامي كه نوبت به او رسيد، دست شاه را گرفت و هديه اي به او داد، و آن هديه يك قرآن بود كه داراي جلدي پوستين بود.

شاه عربستان آن هديه را گرفت و بوسيد و به عنوان تعظيم و احترام، بر پيشاني خود گذاشت.

سيد شرف الدين (از فرصت استفاده كرد) ناگهان گفت:

«اي پادشاه! چرا اين جلد را مي بوسي و به آن تعظيم مي كني، با اينكه اين جلد چيزي جز پوست بز نيست؟»

شاه گفت: «غرض من از بوسيدن جلد، قرآني است كه در داخل آن قرار دارد، نه خود جلد».

آقاي شرف الدين، بي درنگ فرمود:


«احسنت اي پادشاه! ما شيعيان نيز وقتي كه پنجره يا در اتاق پيامبر(صلي الله عليه و آله) را مي بوسيم، مي دانيم كه آهن هيچ كاري نمي تواند بكند،

ولي غرض ما آن كسي است كه ماوراي اين آهن ها و چوب ها قرار دارد. ما مي خواهيم رسول خدا(صلي الله عليه و آله) را تعظيم و احترام كنيم،

همان گونه كه شما با بوسه زدن بر پوست بز مي خواستي قرآن را تعظيم كني كه در درون آن پوست قرار دارد.»


حاضران تكبير گفتند، و او را تصديق كردند،

در اين هنگام ملك عبدالعزيز ناچار شد تا به حاجيان اجازه دهد كه از آثار رسول خدا(صلي الله عليه و آله) تبرك بجويند

ولي وليعهد او كه بعد از او آمد، از قانون گذشته شان برگشت.

بنابراين شركي در كار نيست،

وهابيان با مطرح كردن اين موضوع، بر اساس سياست خود مي خواهند كشتار شيعيان را مباح عنوان كنند، و حكومتشان بر مسلمانان باقي بماند،

و تاريخ بزرگ ترين گواه است كه وهابيان تا كنون چه بر سر امت محمد(صلي الله عليه و آله) آورده اند.[5]



پي نوشتها :

---------------------------
منبع : موسسه جهاني سبطين

[2] - اين كتاب به فارسي به نام آنگاه ... هدايت شدم ترجمه شده و با استقبال كم نظيري روبرو شده است و در اندك مدتي به چاپ دوازدهم با تيراژهاي بسيار رسيده است.

[3] - آيت الله العظمي شهيد سيد محمد باقر صد(ره) در سال 1353 ه.ق. در كاظمين متولد شد، در سنين جواني به مقام اجتهاد رسيد، و بيش از 24 كتاب در زمينه هاي مختلف از فقه، اصول منطق، فلسفه و مفاهيم گوناگون اسلام نوشت، و پس از بيست سال مبارزه با شمشير قلم و جهاد با رژيم بعث عراق، سرانجام در شب 19 فروردين سال 1359 ش. در سن 47 سالگي با خواهر دانشمندش بنت الهدي، به دست دژخيمان حجاج صفت بعث عراق به شهادت رسيدند.

[4] - مسلك وهابيت منسوب به «شيخ محمد فرزند عبدالوهاب» است، وي در سال 1115 هجري قمري، در شهر «عيينه» از شهر هاي «نجد» متولد شد، پدرش در آن شهر، قاضي بود. وي در سال 1153 عقايد وهابي گري را كه خود مؤسس آن بود، آشكار كرد، جمعي از او پيروي كردند، و در سال 1160 هجري قمري به شهر «درعيه» يكي از شهرهاي معروف نجد رفت و در آن جا با امير شهر به نام محمد بن سعود (جد آل سعود) رابطه برقرار كرد، و با هم توافق كردند كه از عقيده وهابيت ترويج كنند. (آيين وهابيت: ص 26 و 27) به اين ترتيب مي بينيم، اين مسلك انحرافي در قرن 12 پديد آمد، و توسط آل سعود، دنبال و گسترش يافت.
شيخ محمد بن عبدالوهاب در سال 1206 درگذشت، بعد از او، پيروانش روش او را دنبال كردند، و در سال 1216، ا مير سعود وهابي با سپاه بيست هزار نفري به كربلا حمله كرد، پنج هزار نفر يا بيشتر را كشتند و ... (تاريخ كربلا: ص 172).

[5] - اقتباس از آنگاه... هدايت شدم: ص 92 و 93.





Share
1 | امين آغا | | ١٦:٠٣ - ١٩ ارديبهشت ١٣٩٠ |
مثل اينكه وهابيون براي رسيدن به خداهايشان بوسه بر باروت ديناميت را خيلي با ارزش تر از بوسه بر خانه خدا وقبر پيامبر(ص) ميدانند
عجب خداهاي گرسنه وتشنه اي دارند اينان كه جز با ريختن خون امت واقعي پيامبر بزرگ عالم از آنان راضي نمي شوند...
دلم براي لحظه اي ميسوزد كه سرشان در سرازيري قبر....نه پيامبري به استقبال مي آيد نه خدائي...
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English