2018 September 24 - دوشنبه 02 مهر 1397
پروژه تحريف كتب اهل سنت+تصوير (قسمت اول)
کد مطلب: ٦١٦٤ تاریخ انتشار: ١٠ فروردين ١٣٩٢ تعداد بازدید: 8291
فتنه وهابیت » شناخت وهابیت
پروژه تحريف كتب اهل سنت+تصوير (قسمت اول)

آغاز عمليات اجرايي اين پروژه ي بسيار عظيم كه بعد از وفات حضرت رسول(ص) آغاز شد،يكي ديگر از خدمات ارزشمند و اقدامات مهم ايادي شيطان در توسعه و آباداني تفكر ناب سقيفه بود.پيشرفت اين پروژه كه كلنگ آن به دست تواناي كودتاچي هاي سقيفه بر زمين زده شد،همچنان ادامه داشت تا زمان ظهور محمدبن عبدالوهاب،كه سرعت و شتاب باورنكردني به خود گرفت.
اجراي پروژه عظيم تحريف و دروغ و عوام فريبي،نماد ديگري از خلاقيت، اراده و همت والاي متخصصان مكتب سقيفه در جهت رشد فريب عوام، و اعتلاي اين تفكر و عزت و اقتدار اين مكتب ناب بوده و هست.
اين مهم به عنوان يك حركت بزرگ و حماسي در حوزه توسعه فريب مردم، سرآغاز بسيار خوبي براي مكتبي است كه تحت "عنوان ˈقرآن و سنت صحيح رسول الله ص"ˈ نامگذاري شده است.
لازم به ذكر است اين پروژه ي بزرگ با معماري بي نظير و منحصر به فرد وهابيون و با پيشرفت چندين و چندبرابري در يكي از بهترين مناطق خاورميانه در حال ادامه مي باشد كه در حال حاضر چندين هزار نفر در اين پروژه مشغول به كار هستند.عده ايي در ماهواره ها، عده زيادي هم در بين زوار بيت الله الحرام مشغول به كار مي باشند.

 

 همچنين چندين هزار نفر ديگر در چاپ خانه ها و چندين و چند هزارنفر در ديگر كشورها كار مي كنند،كه ازاين تعداد،عده بسيار زيادي با بستن يمب به خود،مشغول انفجار در بين زن ها و كودكان بي گناه شيعيان و اهل سنت هسنتد.

اميد است كه اگر ساخت پروژه تحريف و عوام فريبي به اتمام برسد،ديگر اثري از كتب حديثي اهل سنت و اسلام باقي نماند.

 

 

1-تحريف روايت كمربند خدا در صحيح بخاري!

 در كتاب صحيح بخاري(صحيح ترين كتاب اهل سنت بعد از قرآن)،روايتي وجود دارد كه نشان مي دهد خداوند ايشان، كمربند، بندتمبان يا همان گره بندشلوار دارد:

4830 - حَدَّثَنَا خَالِدُ بْنُ مَخْلَدٍ حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ قَالَ حَدَّثَنِي مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِي مُزَرِّدٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ عَنْ النَّبِيِّ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ خَلَقَ اللَّهُ الْخَلْقَ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْهُ قَامَتْ الرَّحِمُ فَأَخَذَتْ بِحَقْوِ الرَّحْمَنِ فَقَالَ لَهُ مَهْ قَالَتْ هَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِكَ مِنْ الْقَطِيعَةِ قَالَ أَلَا تَرْضَيْنَ أَنْ أَصِلَ مَنْ وَصَلَكِ وَأَقْطَعَ مَنْ قَطَعَكِ قَالَتْ بَلَي يَا رَبِّ قَالَ فَذَاكِ... از پيامبر روايت شده: وقتي خدا همه خلق را آفريد . رحم بلند شد و ايستاد و محكم بند تمبان خدا گرفت! و خدا به او گفت: كه چرا بند تمبان مرا گرفتي!؟ رحم گفت: من از قطع رحم به تو پناه ميبرم.خدا به او ميگويد: آيا راضي نيستي كه هركه قطع رحم كند من با او قطع ميكنم ؟ رحم گفت: راضي شدم و بند تمبان خدا را رها كرد.صحيح بخاري ج3ص292 مكتبه سلفيه كتاب التفسير سوره محمدص آيه (( وتقطعوا ارحامكم))
{الحقو} همان طور كه علماي بزرگ اهل سنت گفته اند،همان گره بند شلوار است.دقت كنيد:قوله : ( فأخذت ) : .... وقال عياض : الحقو معقد الإزار .. {حقو} گره بند شلوار است.
فتح الباري شرح صحيح بخاري ج8ص445 چاپ دار المعرفة للطباعة والنشر ــ پاورقي الموطا امام مالك ج1ص222 دار إحياء التراث العربي ـــ شرح صحيح مسلم نووي ج7ص3 دار الكتاب العربي ـــ عمده القاري ج19ص172 دار إحياء التراث العربي ــــ لسان العرب ابن منظور ج14ص190 ــــ پاورقي كنزالعمال ج6 ص548 مؤسسة الرسالة
اما وهابيون،كه خداوند ايشان،موفرفري،و يك جوان ريش درنياورده ي الاغ سوار هست،از اينكه خدايشان،بندتمبان داشته باشد،خجالت كشيدند و مثل هميشه،قيچي به دست به جان كتب حديثي اهل سنت افتادند و آن جايي كه در روايت نشان مي داد خداوندشان،بندتمبان يا همان گره بندشلوار دارد را حذف كردند!
دقت كنيد به كتاب صحيح بخاري،قبل از تحريف:(چاپ دار ابن كثير)

 



 

 

چاپ طبعه سلفيه

 



 

 طبعة الدكتور مصطفي ديب البغا ( الاشعري )



 

 

 

    چاپ مكتبه الرشد

 

   




 

    

اما چاپ تحريف شده توسط وهابيون و حذف گره بندشلوار خداي وهابيون:

 

 



 

 
 
2- تحريف شراب خواري صحابي جليل القدر وليدبن عقبه

در سنن سعيدبن منصور در باب كراهية إقامة الحدود فِي أرض العدو ( باب كراهت اقامه كردن حدود بر مسلمانان در سرزمين دشمن ) چنين آمده كه:صحابي جليل،وليد بن عقبه،شراب خورده:(همان كه خدا در قرآنش،او را فاسق ناميد و در نماز صبح شراب خورد و دو ركعت را چهار ركعت خواند)
حدثنا سعيد قال: نا عيسي بن يونس، عن الأعمش، عن إبراهيم، عن علقمة، قال: كنا في جيش في أرض الروم، ومعنا حذيفة بن اليمان، وعلينا الوليد بن عقبة ، فشرب الخمر
علقمه مي گويد : در سپاهي در روم بوديم و حذيفه بن يمان همراه ما بود و وليد بن عقبه فرمانده ما بود و شراب نوشيد.سنن سعيد بن منصور ، ج 2 ص 235 رقم 2501

 

  

 



 

 

 

تحريف روايت:
عين همين داستان را أبو بكر بن أبي شيبة در المصنف خودش آورده بود،اما با اين تفاوت كه نام صحابي جليل القدر شراب خوار،وليدبن عقبه را حذف و به جاي آن،"مردي از قريش" نوشتند! تا مبادا بدعت عدالت صحابه،خدشه دار شود
حدثنا أبو بكر قال: حدثنا عيسي بن يونس، عن الأعمش، عن إبراهيم، عن علقمة، قال: غزونا أرض الروم ومعنا حذيفة وعلينا رجل من قريش!! فشرب الخمر

 

 

  

3- تحريف شيخ وهابي ابن غنيمان در مورد حديث ثقلين كه در صحيح مسلم وارد شده است

شيخ وهابي، عبد الله بن محمد الغنيمان در كتابش السبائك الذهبية بشرح العقيدة الواسطية،در روز روشن بر صحيح مسلم دروغ مي بندد و حديث معروف ثقلين را تحريف مي كند
تحريفات انجام شده توسط اين دروغ پرداز وهابي:
1-داخل كردن گريه ابوبكر در متن روايت،در حالي كه در روايت صحيح مسلم، اسمي از ابوبكر نيست!
2- آوردن كتاب الله و سنتي در كتابش،در صورتي در متن روايت صحيح مسلم،اهل بيتي هست و نه سنتي!!
3-مي گويد:در صحيح مسلم امده: أليست أزواجه من أهل بيته؟ قال: بلي، قال: وأهل بيته الذين حرمت عليهم الصدقة.
آيا زن هاي پيامبر(ص)جز اهل بيت هستند؟(زيدبن ارقم)گفت:بله!!اهل بيت آنهايي هستند كه صدقه بر آنان حرام است!! راحت بر صحيح مسلم دروغ مي بندد،اين در حالي است كه در صحيح مسلم چيزي ديگر آمده و گفته: نساؤه من أهل بيته ولكن أهل بيته من حُرِمَ الصدقة بعده.زنان پيامبر از اهل بيت او هستند،اما اهل بيت منظور در اينجا كساني هستند كه صدقه بر آنها حرام است!(و نه زن هاي پيامبر)
و در ادامه و در روايت بعدي،زيدبن ارقم مي گويد:نه قسم به خدا كه زنان پيامبر جز اهل بيت نيسنتد!
لا وأيم الله، إنَّ المرأة تكون مع الرجل العصر من الدهر، ثمَّ يطلِّقها فترجع إلي أبيها وقومها، أهل بيته أصله وعصبته الذين حُرِموا الصدقة بعده،نه قسم به خدا زنان پيامبر جز اهل بيت او نيستند،همسر يك مرد از اهل بيت آن به حساب نمي آيد زيرا چه بسا زني با مردي يك عمر زندگي مي كند ولي در آخر عمر طلاق گرفته و به خانه پدرش رفته و جزء اهل بيت پدر محسوب مي شود.اهل بيت منظور،آنهايي هستند كه صدقه بر آنها حرام است
اين هم تصاوير خدمت شما و خيانت اين شيخ وهابي

 

السبائك الذهبية بشرح العقيدة الواسطية









صحيح مسلم







 
 
4- اين بار تحريف توهين و جسارت معاويه به اميرالمومنين عليه السلام

روايتي را جناب ابن ابي شيبه-استاد بخاري-در المصنف خودش مي آورد كه:معاويه در حضور سعدبن ابي وقاص،به علي جسارت و اهانت كرد و سعد غضبناك شد! اما جناب الحافظ العلاّمة ابن أبي عاصم ، صاحبُ كتاب السنة،همين روايت را مي آورد اما ايشان نيز،مانند ديگر علماي مكتب سقيفه،قيچي معروف را به دست گرفته و آنجايي كه معاويه به برادر رسول الله ص،جسارت و اهانت كرده را از روايت كلا حذف مي كند تا شايد بدعت عدالت صحابه،خدشه دار نشود!
روايت ابن ابي شيبه كه معاويه به اميرالمومنين عليه السلام،جسارت و اهانت مي كند:
32676-حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ، عَنْ مُوسَي بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَابِطٍ، عَنْ سَعْدٍ، قَالَ: قَدِمَ مُعَاوِيَةُ فِي بَعْضِ حَجَّاتِهِ، فَأَتَاهُ سَعْدٌ فَذَكَرُوا عَلِيًّا، فَنَالَ مِنْهُ مُعَاوِيَةُ فَغَضِبَ سَعْدٌ فَقَالَ: تَقُولُ هَذَا الرَّجُلُ، سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: ;لَهُ ثَلَاثُ خِصَالٍ لَأَنْ تَكُونَ لِي خَصْلَةٌ مِنْهَا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا; وَسَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ:;مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ; وَسَمِعْتُ النَّبِيَّ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَي إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِيَّ بَعْدِي وَسَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَه المصنف ابن ابي شيبه ج10 ص482 ح32676
معاويه در بعضي از سفرهاي حجش باز مي گشت ؛ سعد به نزد او آمد ؛ پس سخن از علي پيش آمد و معاويه به علي جسارت كرد،پس سعد غضبناك شد و گفت:در مورد مردي چنين جسارت مي كني كه از رسول خدا درباره او سه چيز شنيدم كه اگر يكي از آنها از من بود،از دنيا و مافيها براي من محبوب تر بود،اينكه پيامبر فرمود:مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ الي آخر...
 


  

 

 

 

 

تحريف روايت به دست جناب علامه ابن ابي عاصم و حذف توهين و جسارت معاويه به اميرالمومنين(عليه السلام):
ثنا أَبُو بَكْرٍ - يعني ابن أبي شيبة - ، وَأَبُو الرَّبِيعِ، قَالَا: ثنا أَبُو مُعَاوِيَةَ، عَنِ الشَّيْبَانِيّ{وهو موسي بن مسلم} ِ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَابِطٍ، قَالَ: قَدِمَ مُعَاوِيَةُ فِي بَعْضِ حَجَّاتِهِ، فَأَتَاهُ سَعْدٌ!!!!!!!!!!!!؟؟؟، فَقَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ فِي عَلِيٍّ ثَلَاثَ خِصَالٍ، لَأَنْ يَكُونُ لِي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَمَا فِيهَا. سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يَقُولُ: ;مَنْ كُنْتُ مَوْلَاه; ، ;وَأَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَي، وَلَأُعْطِيَنَّ الرَّايَة...معاويه در بعضي از سفرهاي حجش باز مي گشت ؛ سعد به نزد او آمد ؛ !؟!؟!!..... و گفت:از رسول خدا درباره او سه چيز شنيدم كه اگر يكي از آنها از من بود،از دنيا و مافيها براي من محبوب تر بود....الي آخر.السنه الامام ابن ابي عاصم ج1ص920 ح1421

 

 



 

وحسبنا الله ونِعــم الوكـيــل...

5- تحريف أبيات فضل بن عباس در فضيلت اميرالمومنين عليه السلام كه در پاسخ به وليد بن عقبة سروده بود

ألا إن خير الناس بعد محمد ... وصي النبي المصطفي عند ذي الذكر
وأول من صلي وصنو نبيه ... وأول من أردي الغواة لدي بدر

نوع تحريف : تغيير قول فضل بن عباس از ( بعد محمد) به ( بعد ثلاثة)!!
تاريخ طبري:ابيات فضل بن عباس در فضيلت اميرالمومنين علي(جان هاي ما به فداي او) كه بهترين مردم بعد از پيامبرص،و وصي او و...علي ع است.


  

 

  تاريخ ابن اثير:همان ابيات فضل بن عباس را از تاريخ طبري نقل مي كند،اماابن اثير زحمت مي كشند و (بعد محمد) را به (بعد ثلاثه) تغيير مي دهند!يعني اينكه علي ع بهترين و برترين فرد بعد از پيامبرص هست،را تغيير مي دهد و به دروغ چنين آورده كه گويا فضل بن عباس گفته:علي ع،بهترين و برترين فرد امت،بعد از سه نفر(ابوبكر و عمر و عثمان) هست.ماشاءالله به اين مكتب،كه تو گويي كاري و هدفي جز فريب عوام و دشمني با اميرالمومنين عليه السلام ندارند.

  اگر دقت كنيد،محقق كتاب تاريخ ابن اثير،در پاورقي چنين آورده كه:طبري گفته:بعد محمد...

  

 

6- حذف نام اميرالمومنين ع در قضيه مباهله!
ابن قيم،شاگرد ابن تيميه،كه در اين شبكه هاي وهابي،بسيار تبليغ كتب او را مي كنند و گاها به آرا و فتاوي او،استناد مي كنند و مي گويند:ابن قيم چنين گفت ابن قيم چنان گفت،در كتاب خود،جلاء الافهام،وقتي قضيه مباهله را نقل مي كند،نام علي عليه السلام را حذف مي كند،كه تو گويي صحابي با نام علي ع اصلا وجود خارجي ندارد!! با اينكه اجماع علماي اسلام،از شيعه و سني، اتفاق دارند كه يكي از كساني كه همراه حضرت رسول(ص) در قضيه مباهله بود،علي عليه السلام بود،همراه حسن و حسين(عليهما السلام) و فاطمه(عليها السلام).
كتاب جلاء الافهام في فضل الصلاه والسلام علي خير الانام
تاليف الامام ابي عبد الله ابن قيم الجوزية
تحقيق زائد بن احمد النشيري
تمويل مؤسسه سليمان بن عبد العزيز الراجحي الخيريه
ص299
ولما انزل الله سبحانه وتعالي ايه المباهله ( فمن حاجك فيه من بعد ماجاءك من العلم فقل تعالواندع ابناءناوابناءكم ) دعا النبي فاطمه وحسنا وحسينا وخرج للمباهله.هنگامي كه خداوند،آيه مباهله را نازل كرد،پيامبرص،حسن و حسين و فاطمه س را با خود براي مباهله برد!!

   

  

 قال الحاكم : وقد تواترت الأخبار في التفاسير ، عن عبد الله بن عباس ، وغيره أن رسول الله صلي الله عليه وسلم أخذ يوم المباهلة بيد علي ، وحسن ، وحسين وجعلوا فاطمة وراءهم ، ثم قال : " هؤلاء أبناؤنا وأنفسنا ونساؤنا ، فهلموا أنفسكم وأبناءكم ونساءكم ( ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علي الكاذبين ) "

الكتاب: معرفة علوم الحديث
المؤلف: أبو عبد الله الحاكم محمد بن عبد الله بن محمد بن حمدويه بن نُعيم بن الحكم الضبي الطهماني النيسابوري المعروف بابن البيع (المتوفي: 405هـ)
المحقق: السيد معظم حسين
الناشر: دار الكتب العلمية - بيروت
الطبعة: الثانية، 1397هـ - 1977م
ص 50

 

 
7-تغيير "واتخذوها قبلة ومسجدا" به " واتخذوها قبة ومسجدا"
كتاب فتح الباري شرح صحيح بخاري حافظ ابن رجب،در دو چاپ متفاوت،با هم فرق دارند!!
روايتي را اهل سنت از پيامبرص نقل كرده اند كه ايشان فرمود:لعن الله اليهود اتخذوا قبور انبيائهم مساجد. لعنت خدا بر يهود باد! قبور پيامبرانشان را مسجد قرار دادند.
در چاپ دار ابن الجوزي،چنين آمده كه:پيامبرص نهي كرد و برحذر داشت صحابه و ساير امت را از اينكه مانند امت هاي قبل،بر قبور انبياء نماز خوانده و قبور انبياء را قبله و مسجد قرار دهند.(به معني:بت قرار دادن يا قبله قرار دادن قبور، زيرا يهود و نصاري چنين مي كردند-هرچند قرآن صراحت دارد كه يهود انبيا را مي كشتند،حال ما نمي دانيم چطور يك دفعه محب انبيا شدند و بارگاه براي آنها درست كردند-. اما نه حرمت ساختن مسجد بر فراز قبرها يا كنار آنها كه وهابيت به اين بهانه،جان و مال و ناموس مسلمانان را هدر دانستند)
...يحذر أصحابه وسائر أمته من سوء صنيع الأمم قبلهم الذين صلوا في قبور أنبيائهم ، واتخذوها قبلة ومسجدا...
اما در چاپ مكتبة الغرباء / المملكة العربية السعودية،اين مطلب را تحريف كردند و (قبله) را به (قبه) تغيير دادند(چون وهابيون،ساخت قبه بر روي قبر را بدون هيچ دليلي،حرام مي دانند،به اين خاطر مثل هميشه،به احاديث رسول الله ص، در منابع اهل سنت،حمله كردند و آنها را تحريف كردند تا به اين وسيله،به هدف پليد و شيطاني خود برسند)
فتح الباري حافظ ابن رجب،چاپ دار ابن جوزي(قبل از تحريف-ما دراينترنت گشتيم و فايل pdf فتح الباري ابن رجب چاپ دارابن جوزي را پيدا نكرديم،لذا از نرم افزار مكتبه شامله كه ساخت خود اهل سنت هم هست، اين متن را نشان داديم)
 

 

فتح الباري حافظ ابن رجب،چاپ مكتبة الغرباء سعودي(بعد از تحريف)

  


(حيله ايي كه وهابيون به كار مي برند اين است كه اول مي آيند خود متن را تحريف مي كنند و در پاورقي مي نويسند كه قبلا چه بود!! مدتي كه گذشت و كسي صدايش در نيامد،خود پاورقي را هم حذف مي كنند -مانند بلايي كه بر سر كتاب جناب صابوني آوردند كه اين عالم اهل سنت به زيارت قبر پيامبرص رفته بود،اما اول آمدند،زيارت قبرنبي را از كتاب حذف و به جاي آن،زيارت مسجد نبي نوشتند و در پاورقي همان كتاب نوشتند كه:بله اشتباه كرده كه به زيارت قبر نبي رفته،چون اين كار شرك است!! بعد از مدتي،همان پاورقي را هم حذف كردند و زيارت قبر نبي توسط يك عالم اهل سنت،كلا حذف شد!)

8- تحريف شراب خواري معاويه
در تاريخ دمشق و مسنداحمدبن حنبل،روايتي هست كه معاويه،خال المومنين آقايان،شراب خورده،اما در المصنف ابن ابي شيبه،همان روايت با همان سند تحريف شده!
روايت مسنداحمدبن حنبل:
22941 - حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ الْحُبَابِ حَدَّثَنِي حُسَيْنٌ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بُرَيْدَةَ قَالَ دَخَلْتُ أَنَا وَأَبِي عَلَي مُعَاوِيَةَ فَأَجْلَسَنَا عَلَي الْفُرُشِ ثُمَّ أُتِينَا بِالطَّعَامِ فَأَكَلْنَا ثُمَّ أُتِينَا بِالشَّرَابِ فَشَرِبَ مُعَاوِيَةُ ثُمَّ نَاوَلَ أَبِي ثُمَّ قَالَ مَا شَرِبْتُهُ مُنْذُ حَرَّمَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ مُعَاوِيَةُ كُنْتُ أَجْمَلَ شَبَابِ قُرَيْشٍ وَأَجْوَدَهُ ثَغْرًا وَمَا شَيْءٌ كُنْتُ أَجِدُ لَهُ لَذَّةً كَمَا كُنْتُ أَجِدُهُ وَأَنَا شَابٌّ غَيْرُ اللَّبَنِ أَوْ إِنْسَانٍ حَسَنِ الْحَدِيثِ يُحَدِّثُنِي
عبدالله بن بريده مي گويد:من و پدرم بر معاويه داخل شديم، او دستور داد طعام آوردند ميل كرديم سپس مشروب آوردند و معاويه تناول كرد و به پدرم نيز تعارف كرد. پدرم گفت: از آن روزي كه پيامبر اكرم(ص) آن را حرام كرده من ان را نياشاميدم! مسنداحمدبن حنبل ح22941 موسسه الرساله



  

 جناب ابن ابي شيبه-استاد بخاري-زحمت كشيدند و بزرگواري كردند روايت را تحريف كردند و آنجايي كه معاويه به پدر عبدالله بن بريده شراب تعارف كرد و گفت:از آن روزي كه پيامبر اكرم(ص) آن را حرام كرده من ان را نياشاميده ام را حذف نمودند.

31201- حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ الْحُبَابِ ، عَنْ حُسَيْنِ بْنِ وَاقِدٍ ، قَالَ : حدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ بُرَيْدَةَ ، قَالَ : دَخَلْت أَنَا وَأَبِي عَلَي مُعَاوِيَةَ فَأَجْلَسَ أَبِي عَلَي السَّرِيرِ وَأُتِيَ بِالطَّعَامِ فَطَعِمنَا وَأَتَي بِشَرَابٍ فَشَرِبَ ،!؟؟!؟!!!؟!؟ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ : مَا شَيْءٌ كُنْت أَسْتَلِذُّهُ وَأَنَا شَابٌّ فَآخُذُهُ الْيَوْمَ إلاَّ اللَّبَنَ ، فَإِنِّي آخُذُهُ كَمَا كُنْت آخُذُهُ قَبْلَ الْيَوْمِ ، وَالْحَدِيثَ الْحَسَنَ.
جناب ابن ابي شيبه،پس اين جمله را چه كار كرديد!؟"ثم ناول أبي ثم قال ما شربته منذ حرمه رسول الله"

   

 

 
9- تحريف روايات آتش زدن بيت فاطمه(س)توسط عمربن الخطاب
در كتاب المصنف ابن ابي شيبه-شيخ و استاد بخاري-چنين آمده:
38200- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بِشْرٍ ، حَدَّثَنَا عُبَيْدُ اللهِ بْنُ عُمَرَ ، حَدَّثَنَا زَيْدُ بْنُ أَسْلَمَ ، عْن أَبِيهِ أَسْلَمَ ؛ أَنَّهُ حِينَ بُويِعَ لأَبِي بَكْرٍ بَعْدَ رَسُولِ اللهِ صلي الله عليه وسلم ، كَانَ عَلِيٌّ وَالزُّبَيْرُ يَدْخُلاَنِ عَلَي فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ صلي الله عليه وسلم ، فَيُشَاوِرُونَهَا وَيَرْتَجِعُونَ فِي أَمْرِهِمْ ، فَلَمَّا بَلَغَ ذَلِكَ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ خَرَجَ حَتَّي دَخَلَ عَلَي فَاطِمَةَ ، فَقَالَ : يَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ صلي الله عليه وسلم ، وَاللهِ مَا مِنْ الْخَلْقِ أَحَدٌ أَحَبَّ إِلَيْنَا مِنْ أَبِيك ، وَمَا مِنْ أَحَدٍ أَحَبَّ إِلَيْنَا بَعْدَ أَبِيك مِنْك ، وَأَيْمُ اللهِ ، مَا ذَاكَ بِمَانِعِيَّ إِنَ اجْتَمَعَ هَؤُلاَءِ النَّفَرُ عِنْدَكِ ، أَنْ آمُرَ بِهِمْ أَنْ يُحَرَّقَ عَلَيْهِمَ الْبَيْتُ.
قَالَ : فَلَمَّا خَرَجَ عُمَرُ جَاؤُوهَا ، فَقَالَتْ : تَعْلَمُونَ أَنَّ عُمَرَ قَدْ جَاءَنِي ، وَقَدْ حَلَفَ بِاللهِ لَئِنْ عُدْتُمْ لَيُحَرِّقَنَّ عَلَيْكُمَ الْبَيْتَ ، وَأَيْمُ اللهِ ، لَيَمْضِيَنَّ لِمَا حَلَفَ عَلَيْهِ ، فَانْصَرِفُوا رَاشِدِينَ ، فَرُوْا رَأْيَكُمْ ، وَلاَ تَرْجِعُوا إِلَيَّ ، فَانْصَرَفُوا عنها ، فَلَمْ يَرْجِعُوا إِلَيْهَا ، حَتَّي بَايَعُوا لأَبِي بَكْرٍ.

هنگامي كه مردم با ابي بكر بيعت كردند، علي و زبير در خانه فاطمه (سلام الله عليها) به گفتگو و مشاوره مي پرداختند و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد. او به خانه فاطمه (سلام الله عليها) آمد و گفت: اي دختر رسول خدا! محبوب ترين فرد براي ما پدر تو است و بعد از پدر تو، خود تو!!! ولي سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند. اين جمله را گفت و بيرون رفت، وقتي علي (عليه السلام) و زبير به خانه بازگشتند، دختر پيامبر به علي (عليهم السلام) و زبير گفت: عمر نزد من آمد و سوگند ياد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود، خانه را بر شما بسوزاند، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مي دهد!المصنف ابن ابي شيبه ج13 ص201 ح38200 ناشر:الفاروق الحديثه


  

 

عين همين روايت در كتاب فضائل الصحابة أحمد حنبل هم هست.سند هم همان سند است.
اما با اين تفاوت كه تهديد به آتش زدن خانه دختر پيامبرص را كامل حذف مي كنند!

532 - حدثنا محمد بن إبراهيم قثنا أبو مسعود قال نا معاوية بن عمرو قثنا محمد بن بشر عن عبيد الله بن عمر عن زيد بن اسلم عن أبيه قال : لما بويع لأبي بكر بعد النبي صلي الله عليه و سلم كان علي والزبير بن العوام يدخلان علي فاطمة فيشاورانها فبلغ عمر فدخل علي فاطمة فقال يا بنت رسول الله ما أحد من الخلق أحب إلينا من أبيك وما أحد من الخلق بعد أبيك أحب إلينا منك وكلمها فدخل علي والزبير علي فاطمة فقالت انصرفا راشدين فما رجعا إليها حتي بايعا
هنگامي كه مردم با ابي بكر بيعت كردند، علي و زبير در خانه فاطمه (سلام الله عليها) به گفتگو و مشاوره مي پرداختند و اين مطلب به عمر بن خطاب رسيد. او به خانه فاطمه (سلام الله عليها) آمد و گفت: اي دختر رسول خدا! محبوب ترين فرد براي ما پدر تو است و بعد از پدر تو، خود تو! و يك چيزي به او گفت!!!! فضائل الصحابة أحمد حنبل ج1 ص364 ح532 مؤسسة الرسالة

  



 

تا اينجا ديديم كه:در مصنف ابن أبي شيبة چنين بود:

  وأيم الله ما ذاك بمانعي إن اجتمع هؤلاء النفرعندك،إنأمرتهم أن يحرق عليهم البيت
ولي سوگند به خدا اين محبت مانع از آن نيست كه اگر اين افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند.
و به كل در كتاب(فضائل الصحابة)احمدبن حنبل،اين مطلب حذف شد و به جاي آن نوشتند:
وكلمها !! و يك چيزي به فاطمه س گفت!!
آيا قضيه به اينجا ختم مي شود!!
نخير
بلكه همين تحريف أيضاً در كتاب الاستيعاب لابن عبد البر تكرار مي شود

حدثنا محمد بن أحمد ، حدثنا محمد بن أيوب ، حدثناأحمد بن عمرو البزار ، حدثنا أحمد بن يحيي ،حدثنامحمد بن نسير [بشر] ، حدثنا عبد الله [عبيدالله] بن عمر ،عن زيد بن أسلم،عن أبيه، أن عليا والزبير كانا حين بويع لأبي بكر يدخلان علي فاطمة فيشاورانها ويتراجعان في أمرهم فبلغ ذلك عمر، فدخل عليها عمر، فقال: يابنت رسول الله والله ما كان من الخلق أحد أحب إلينا من أبيك وما أحد أحب إلينا بعده منك، ولقد بلغني أن هؤلاء النفر يدخلون عليك ولئن بلغني لأفعلن ولأفعلن !!
ثم خرجو جاءوها ، فقالت لهم: إن عمر قد جاءني وحلف لئن عدتم ليفعلن ، وأيم الله ليفينَّ بها.

علي (عليه السلام) و زبير هنگامي كه با ابوبكر بيعت مي شد، به خان? فاطمه (سلام الله عليها) رفت و آمد كرده و با او در اين زمينه به مشورت مي پرداختند. چون خبر رفت و آمد آنان به گوش عمر رسيد، نزد فاطمه (سلام الله عليها) آمد و گفت: اي دختر رسول خدا! كسي محبوبتر از پدر تو براي ما نيست، همچنان كه پس از رسول خدا، تو از ديگران نزد ما محبوبتري. به من خبر رسيده كه آنان به خانه شما وارد مي شوند. اگر بار ديگر چنين خبري به من برسد، چنين و چنان خواهم كرد! سپس خانه را ترك گفت و پس از رفتن او علي و زبير وارد خانه شدند، پس فاطمه (سلام الله عليها) به ايشان گفت: عمر به نزد من آمد و قسم خورد كه اگر دوباره به اينجا آمديد قسم به خداوند كه چنين و چنان مي كنم. و قسم به خدا كه وي چنين و چنان خواهد كرد!!
الاستيعاب ، ج 3 ، ص 975 ، ناشر: دار الجيل، بيروت

  



 

 طبعا سند همان سند است.

 لكن تهديد به آتش زدن كه در مصنف ابن أبي شيبة بود و در فضائل الصحابه احمدحنبل،به جاي آن،نوشتند:وكلمها!

در اينجا تهديد به آتش زدن را تغيير دادند و به جاي آن نوشتند: لأفعلن ولأفعلن.چنين و چنان مي كنم!

    

حسبناالله و نعم الوكيل

 

9- تغيير حديث سفينه نوح،از اهل بيت به السنه!!

رسول خداص و اميرمومنان ع ،بارها فرموده اند:كه مثل ما اهل بيت،به مثل كشتي نوح است،هركس بر آن سوار شود(چنگ بزند) نجات مي يابد و هركس از آن تخلف كند،غرق وهلاك مي شود!به اين روايت از اميرالمومنين در منابع اهل سنت ،دقت كنيد:
32115 حَدَّثَنَا مُعَاوِيَةُ بْنُ هِشَامٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَمَّارٌ، عَنِ الْأَعْمَشِ، عَنِ الْمِنْهَالِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَارِثِ، عَنْ عَلِيٍّ، قَالَ:
إنَّمَا مَثَلُنَا فِي هَذِهِ الْأُمَّةِ كَسَفِينَةِ نُوحٍ وَكَبَابِ حِطَّةٍ فِي بَنِي إسْرَائِيلَ.

از علي عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
مَثَل ما در اين امت، همانند كشتي نوح و همانند دروازه حطه در بني اسرائيل است.

إبن أبي شيبة الكوفي، ابوبكر عبد الله بن محمد (متوفاي235 هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 6، ص372، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولي، 1409هـ.
روايت 100درصد صحيح است.اگر وهابيون جرات دارند بيايند و بر سند اين روايت،اشكالي بگيرند.تمام روات بر مبناي اهل سنت،ثقه هستند

 سبحان الله، ببينيد كه چگونه عبارت "اهل بيت" را از حديث حذف و به جاي آن،"السنه"يعني سنت! مي گذارند!

قول مالك بن انس : السنة سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق
حديث نبي (صلي الله عليه وآله) : انما مثل أهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق

 




سبحان الله.اين قوم،حديث مالك بن انس را گرفتند،اما حديث رسول خداص را ترك كردند!
مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح، من ركبها نجا، و من تخلف عنها غرق
راوي: عبدالله بن عباس وأبو ذر وعبدالله بن الزبير محدث: السيوطي - مصدر: الجامع الصغير - رقم: 8162
خلاصة حكم : حسن
مثل أهل بيتي فيكم كمثل سفينة نوح في قوم نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها هلك ومثل باب حطة في بني إسرائيل
راوي: أبو ذر الغفاري محدث: السخاوي - المصدر: البلدانيات - رقم: 186
خلاصة حكم : حسن

 ما در همين نرم افزار مكتبه شامله سرچ ساده ايي زديم و چيزي حدود 350 جاي مختلف از منابع حديثي اهل سنت،اين روايت را پيدا كرديم.

فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيرَْ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَليَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كاَنُواْ يَفْسُقُونَ.بقره 59
اما افراد ستمگر، اين سخن را كه به آنها گفته شده بود، تغيير دادند (و به جاي آن، جمله استهزا آميزي گفتند) لذا بر ستمگران، در برابر اين نافرماني، عذابي از آسمان فرستاديم.

 
10-تحريف ناسزاگويي به اميرالمومنين عليه السلام!
به اين روايت كه در المصنف ابن ابي شيبه آمده دقت كنيد:
32766- حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُصْعَبٍ , عَنِ الأَوْزَاعِيِّ , عَنْ شَدَّادٍ أَبِي عَمَّارٍ , قَالَ : دَخَلْتُ عَلَي وَاثِلَةَ , وَعِنْدَهُ قَوْمٌ فَذَكَرُوا عليا فَشَتَمُوهُ فَشَتَمَهُ مَعَهُمْ , فَقَالَ : أَلا أُخْبِرُك بِمَا سَمِعْت مِنْ رَسُولِ اللهِ صلي الله عليه وسلم قُلْتُ : بَلَي , قَالَ : أَتَيْتُ فَاطِمَةَ أَسْأَلُهَا عَنْ عَلِيٍّ , فَقَالَتْ : تَوَجَّهَ إِلَي رَسُولِ اللهِ صلي الله عليه وسلم فَجَلَسَ , فَجَاءَ رَسُولُ اللهِ صلي الله عليه وسلم وَمَعَهُ عَلِيٌّ وَحَسَنٌ وَحُسَيْنٌ ...الخ.
شداد ابو عمار گفت: نزد واثله رفتم و نزد او گروهي بودند كه علي را دشنام مي دادند، من نيز دشنام دادم، پس گفت: آيا به تو خبر ندهم آنچه را كه از رسول الله ديدم؟ گفتم: آري . گفت: نزد فاطمه رفتم و از او علي را پرسيدم، گفت: او نزد پيامبر خدا رفته است، پس نشستم و منتظر شدم تا اينكه پيامبر خدا آمد و علي و حسن و حسين با او بودند...مصنف ابن ابي شيبه ج10ص489 ح32766



 

 همين روايت،با همين سند از شدادبن ابي عمار،در مسنداحمدبن حنبل موجود است،اما با اين تفاوت كه جناب احمد حنبل-امام اهل سنت-يا پسرش و شايد هم علماي وهابي،بزرگواري كردند،زحمت كشيدند روايت را قيچي و تحريف نموده و آنجايي كه راوي مي گويد:همه به علي ع فحش مي دادند و من هم شروع كردم به علي ع فحش دادم را حذف نمودند!!

 16988 - حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُصْعَبٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْأَوْزَاعِيُّ عَنْ شَدَّادٍ أَبِي عَمَّارٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَي وَاثِلَةَ بْنِ الْأَسْقَعِ وَعِنْدَهُ قَوْمٌ فَذَكَرُوا عَلِيًّا !!!! فَلَمَّا قَامُوا قَالَ لِي أَلَا أُخْبِرُكَ بِمَا رَأَيْتُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قُلْتُ بَلَي...الخ.

شداد ابو عمار گفت: نزد واثله رفتم و نزد او گروهي بودند كه از علي ع ياد مي كردند!!! پس چون آنان رفتند به من گفت: آيا به تو خبر ندهم آنچه را كه از رسول الله ديدم؟ گفتم: آري..تا آخر.
مسنداحمد ج28ص195 ح16988 موسسه الرساله

 



  

جناب احمدبن حنبل ببخشيد،روايت كه همان روايت است،پس ناسزاگويي آن عده به اميرالمومنين ع را چه كرديد؟!!

 

حسبناالله و نعم الوكيل

 

11- تحريف روايت مهدي عليه السلام

   حافظ أبي عبد الله نعيم بن حمَّاد شيخ و استاد بخاري در كتاب " الفتن" مي گويد :
عن ابن سيرين قيل له المهدي خير أو أبو بكر وعمر رضي الله عنهما ؟ قال هو أخبر منهما ويعدل بنبي .
به ابن سيرين گفته شد : مهدي(عليه السلام) بهتر و برتر است يا ابي بكر و عمر ؟
ابن سيرين پاسخ داد : او (مهدي عليه السلام) از هر دوي آنها بهتر و برتر است و معادل يك پيامبر مي باشد .

كتاب الفتن ، ص 356 ح1027



جناب سيوطي نيز در كتاب " العرف الوري في اخبار المهدي " شبيه همين روايت را چنين آورده و مي گويد:
وأخرج (ك) أيضا من طريق ضمرة [عن ابن شوذب] عن محمد بن سيرين: ((أنه ذكر فتنة تكون , فقال: إذا كان ذلك فاجلسوا في بيوتكم حتي تسمعوا علي الناس بخير من أبي بكر وعمر رضي الله عنهما , قيل: [يا أبا بكر] خير من أبي بكر وعمر؟ ,قال: قد كان يفضل علي بعض [الأنبياء] .
قلت: هذا إسناد صحيح

ضمره نقل مي كند كه ابن سيرين بيان كرد فتنه اي اتفاق مي افتد و گفت : پس هر وفت آن فتنه اتفاق افتاد ، در خانه تان بنشينيد تا اينكه صداي كسي را بشنويد كه از ابي بكر و عمر بهتر و برتر است .
گفته شد : اي ابابكر ! آيا او از ابوبكر و عمر بهتر است ؟
ابن سيرين گفت : او بر بعضي از انبياء نيز برتري دارد .(سيوطي) مي گويم : سند اين روايت صحيح است .

العرف الوردي في أخبار المهدي ، ص 118،دارالكتب العلميه - بيروت - لبنان
اما جناب علامه حسين بن محمد بن الحسن الديار بكري همين روايت را از نعيم حماد نقل مي كند،اما دستان امانت دار ايشان،قسمت آخر روايت را تحريف مي كند و عبارت"مهدي(ع) معادل يك پيامبر مي باشد" را حذف مي كند!!



 12- تحريف كلام ابن تيميه توسط يك عالم وهابي

از قديمي ها يك ضرب المثل شنيده بوديم كه مي گفتند:دزد اگر از دزد، دزدي كنه،شاه دزده!!
حال،ابن تيميه كه خود امام و پرچم دار دروغ گويي و افترا زني هست،شخص ديگري پيدا شده كه دست او را از پشت بسته و حتي كلام ابن تيميه را هم تحريف و قيچي كرده!! دقت كنيد:
ابن تيميه امام ناصبي ها،در كتاب خود،منهاج السنه! چنين آورده:
أن الله قد اخبر انه سيجعل للذين آمنوا و عملوا الصالحات ودا و هذا وعد منه صادق و معلوم أن الله قد جعل للصحابة مودة في قلب كل مسلم لا سيما الخلفاء رضي الله عنهم لا سيما أبو بكر و عمر فان عأمة الصحابة و التابعين كانوا يودونهما و كانوا خير القرون
و لم يكن كذلك علي فان كثيرا من الصحابة و التابعين كانوا يبغضونه و يسبونه و يقاتلونه

خداوند خبر داده است: «مسلّماً كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند، خداوند رحمان محبّتي براي آنان در دلها قرار مي دهد!» و روشن است كه خداوند محبت صحابه را در دل هر مسلماني قرار داده است؛ به ويژه خلفا و به ويژه ابوبكر و عمر؛ چرا كه تمام صحابه و تابعين اين دو نفر را دوست داشتند و (آن زمان) بهترين قرن ها بود. اما در باره علي اين چنين نبود؛ زيرا بسياري از صحابه و تابعين بغض علي را در دل داشتند، او را فحش و ناسزا گفته و با او مي جنگيدند.
منهاج السنة النبوية ،ج 7 ص 137 - 138 (براي ديدن تصوير در اندازه واقعي بر روي آن كليك كنيد)


دكتر ناصر بن علي الشيخ در كتابش عقيدة أهل السنة والجماعة في الصحابة الكرام، مطلبي را از ابن تيمية نقل مي كند،اما چه نقل كردني؟!خيلي راحت به ابن تيميه دروغ مي بندد! دقت كنيد:
أن الله ـ تعالي ـ أخبر أنه سيجعل للذين آمنوا وعملوا الصالحات وداً وهذا وعد منه صادق والله لا يخلف الميعاد فقد جعل للصحابة رضي الله عنهم الود في قلوب جماهير المسلمين ولا سيما الخلفاء رضي الله عنهم ولا سيما أبو بكر وعمر وعلي رضي الله عنه!!!
خداوند خبر داده است: «مسلّماً كساني كه ايمان آورده و كارهاي شايسته انجام داده اند، خداوند رحمان محبّتي براي آنان در دلها قرار مي دهد!»(و خداوند خلف وعده نمي كند) و روشن است كه خداوند محبت صحابه را در دل هر مسلماني قرار داده است؛به ويژه خلفا و به ويژه ابوبكر و عمر و علي رضي الله عنه.!!!
الكتاب : عقيدة أهل السنة والجماعة في الصحابة الكرام رضي الله عنهم ج2ص572 الفصل الأول: خلافة الصديق رضي الله عنه،المبحث الخامس: ذكر بعض شبه الشيعة الإمامية في أن الخليفة بعد وفاة النبي صلي الله عليه وسلم هو علي بن أبي طالب.الناشر : مكتبة الرشد، الرياض، المملكة العربية السعودية
الطبعة : الثالثة، 1421هـ/2000م

اين كتاب را كه چاپ عربستان سعودي هم هست،مي توانيد از اينجا دانلود كنيد:

http://www.arablib.com/harf?view=book&lid=3&rand1=OGVAT3k3eGlFQ25s&rand2=bnJ0MVJCUyZBKWxn

 

ابن تيميه با صراحت مي گويد:بسياري از صحابه و تابعين بغض علي را در دل داشتند، او را فحش و ناسزا گفته و با او مي جنگيدند،اما اين شاه دزد،كلام ابن تيميه را تحريف كرد و نوشت:ابن تيميه گفته:خداوند محبت صحابه را در دل هر مسلماني قرار داده است؛به ويژه خلفا ابوبكر و عمر و علي رضي الله عنه

 
13- حذف پيشگويي رسول الله(ص) از كينه ها،خيانت ها و حيله هاي صحابه نسبت به اميرالمومنين(ع)

ابن عدي در الكامل چنين آورده:
أخبرنا الساجي ثنا محمد بن عبد الرحمن بن صالح حدثني أبي ثنا يحيي بن يعلي عن يونس بن خباب عن أنس بن مالك قال خرجت وعلي مع رسول الله صلي الله عليه وسلم
في حيطان المدينة فمررنا بحديقة فقال علي ما أحسن هذه الحديقة قال النبي صلي الله عليه وسلم حديقتك في الجنة أحسن منها حتي مر من تسع حدائق ويقول مثلها وجعل النبي صلي الله عليه وسلم يبكي فقال علي ما يبكيك قال ضغائن في صدور قوم لا يبدونها حتي يفقدوني

بيرون رفتم (من باعلي همراه رسول الله ص) در كوچه هاي شهر مدينه قدم مي زديم ،و به باغي نگاه مي كرديم،پس به باغي رسيديم،علي ع گفت:چه باغ زيباي ست اين باغ!:پيامبر(ص)فرمود:زيباست!وباغي زيبا تر از اين براي تودربهشت وجود دارد.همين طور تا نه باغ را ديديم و پيامبر هربار مثل همان مطلب را به علي مي گفت،پس پيامبر ص گريه كردند پس علي گفت: اي رسول خدا!چرا گريه مي كنيد؟فرمود: برخي از مردم (صحابه)، نسبت به تو كينه هايي در دل دارندكه پس ازمن آشكارش مي كنند.الكامل ابن عدي ج7ص2630 دارالفكر


 

 اما ابن ابي شيبه -يا شايد هم وهابيون- به خاطر فرط محبتي كه به اهل بيت پيامبرص دارند،بلند شدند و قسمت آخر روايت را(كه همان روايت با همان سند است) لطف كردند قيچي كردند و آن را از روايت حذف كردند!

حَدَّثَنَا يَحْيَي بْنُ يَعْلَي , عَنْ يُونُسَ بْنِ خَبَّابٍ , عَنْ أَنَسٍ , قَالَ : خَرَجْت أَنَا وَعَلِيٌّ مَعَ رَسُولِ اللهِ صلي الله عليه وسلم , فِي حوائط الْمَدِينَةِ , فَمَرَرْنَا بِحَدِيقَةٍ , فَقَالَ عَلِيٌّ : مَا أَحْسَنَ هَذِهِ الْحَدِيقَةَ يَا رَسُولَ اللهِ , قَالَ : فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلي الله عليه وسلم : حَدِيقَتُك فِي الْجَنَّةِ أَحْسَنُ مِنْهَا يَا عَلِي , حَتَّي مَرَّ بِسَبْعِ حَدَائِقَ , كُلُّ ذَلِكَ يَقُولُ عَلِيٌّ : مَا أَحْسَنَ هَذِهِ الْحَدِيقَةَ يَا رَسُولَ اللهِ , فَيَقُولُ : حَدِيقَتُك فِي الْجَنَّةِ أَحْسَنُ مِنْ هَذِهِ.؟!؟!؟!؟!!
بيرون رفتم (من و علي همراه رسول الله ص) در كوچه هاي شهر مدينه قدم مي زديم ،و به باغي نگاه مي كرديم،پس به باغي رسيديم،علي ع گفت:چه باغ زيباي ست اين باغ!:پيامبر(ص)فرمود:زيباست!وباغي زيبا تر از اين براي تودربهشت وجود دارد.همين طور تا نه باغ را ديديم و پيامبر هربار مثل همان مطلب را به علي مي گفت....(اما جايي كه حذف شده اينجاست)پس پيامبر ص گريه كردند پس علي گفت: اي رسول خدا!چرا گريه مي كنيد؟فرمود: برخي از مردم (صحابه)، نسبت به تو كينه هايي در دل دارندكه پس ازمن آشكارش مي كنند!!!!!!؟؟!؟!؟!؟.مصنف ابن ابي شيبه ج10ص492ح32709



 

اينكه روايت،صحيح هست يا حسن هست يا هرچه هست،موضوع بحث ما نيست و اصلا ارتباطي هم ندارد،بلكه هدف آن بود كه شما مخاطب گرامي،با يكي ديگر از خيانت ها،دروغ ها و عوام فريبي هاي مكتب سقيفه آشنا شويد.

14-تحريف راي امام شافعي درباره معاويه در تفسير ابن كثير

آيا همه اهل سنت معاويه را به عنوان «خال المومنين» ( دايي مومنان) قبول دارند؟
اين عنواني است كه ابن كثير در تفسير خود مي گويد:نظرات مختلف هستند و نظر شافعي اين است كه نه،چنين گفته نمي شود
تفسير ابن كثير دمشقي - تفسير سوره احزاب ذيل آيه 6 جلد 3 صفحه 1634 دارالكتب الحديث - الطبقه الاولي
ولي از آنجايي كه وجود حقايق سبب گرويدن حق جويان به سمت حقيقت مي شود ، بازهم ايادي شيطان اين مطلب را تحريف كردند ولذا در اين مورد كلمه «لا» را حذف كرده اند تا نشان دهند كه شافعي موافق بوده است.
قبل از تحريف:« و هل يقال لمعاويه و امثاله خال المومنين؟ فيه قولان و نص الشافعي (رضي الله عنه) علي انه لا يقال ذلك
بعد از تحريف:« و هل يقال لمعاويه و امثاله خال المومنين؟ فيه قولان و نص الشافعي (رضي الله عنه) علي انه !!! يقال ذلك!



 

 

بعد از تحريف:

  

 

15-حذف دو باب از صحيح بخاري!

تعليقات ابن باز بر صحيح البخاري تحت عنوان الحلل الإبريزية من التعليقات البازية علي صحيح البخاري،چاپ دار التدمريةالرياض
همه مي دانند كه دو باب در صحيح بخاري وجود دارد با نام:
(( باب مناقب علي بن أبي طالب القرشي الهاشمي أبي الحسن رضي الله عنه ))
و (( باب مناقب جعفر بن أبي طالب))
 


 

اما در فهرست صحيح البخاري با تعليقات ابن باز،اين دوباب اصلا وجود ندارد كه تو گويي اصلا شخصي در تاريخ با نام علي بن ابيطالب وجود نداشته!!



 
16-حذف يك باب از كتاب كبائر ذهبي
از آنجايي كه اجداد وهابيون-بني اميه-در گذشته،با اوليا خدا مي جنگيدند،و خودشان نيز در اين زمان با اولياءالله در جنگ هستند،لذا نتوانستند يك گناه كبيره ايي را با نام"اذيه اولياءالله" در كتاب كبائر ذهبي تحمل كنند و با وجود اينكه اين مطلب در چاپ هاي قديمي كتاب كبائر(گناهان كبيره)ذهبي وجود داشت،اما كلا آن را در چاپ هاي جديد،حذف كردند!(حتي به امام خود،ذهبي هم رحم نكردند)

چاپ قديم،قبل از تحريف:


 
 
چاپ جديد و تحريف شده:


 
 
 
17-تحريف روايت انا مدينه العلم و علي بابها

 ابن تيميه در چند كتابش بيان نموده است كه ترمذي اين روايت نبوي " انا مدينه العلم و علي بابها " را نقل كرده است.دقت كنيد:و حديث أنا مدينة العلم و علي بابها اضعف و أوهي و لهذا إنما يعد في الموضوعات و أن رواه الترمذي و ذكره ابن الجوزي و بين أن سائر طرقه موضوعة.منهاج السنة النبوية ، ج 7 ص 515 ،اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس ، دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولي ، تحقيق : د. محمد رشاد سالم

 

 

 
فقط ابن تيميه اين حرف را نزده،بلكه بسياري از بزرگان اهل سنت اين را گفته اندكه ترمذي روايت انا مدينه العلم و علي بابها ر ا در سنن خود آورده دقت كنيد:سيوطي در " تاريخ الخلفاء " ص 170 و ابن اثير جزري در ( جامع الاصول ) ج 8 ص 657 و نووي در " تهذيب الاسماء و اللغات " ج 1 ص 319 و باز سيوطي در كتاب " الحاوي للفتاوي " ج 2 ص 51 و ...متاسفانه با اينكه بزرگان اهل سنت گفته اند حديث انا مدينه العلم و علي بابها در ترمذي بوده،اما هم اكنون اين حديث در سنن ترمذي موجود نيست.!!!

 

به وهابيت تبريك عرض مي كنيم چون كه دين ومذهبشان بر تحريف ودروغ و عوام فريبي بنا شده است.

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 




Share
1 | مجتبي خدادوست | , ایران | ١٨:٠٨ - ١٢ فروردين ١٣٩٢ |
سلام خيلي عاليه. واقعا دستتان درد نکند، اين خودش جهاد في سبيل الله هست. خدا شما را با ائمه اطهار عليهم السلام محشور کند ان شاء الله. اين تحريف چقدر شبيه به تحريف روايت نهي عمر(ع. ل.) از ازدواج موقت هست که سندش در اين موسسه موجود مي باشد. کاش اينها بجاي حذف مواردي که عليه افکار پوچشان هست عناد در مقابل حقيقت را ترک مي کردند. اما حيف که عده اي در تولد مشکل دارند و پاکي افکارشان نياز به جهش قوي هست و اينها اهل اين حرفها نيستند. بفرموده خدا اينها در قيامت هم اين راه زشت را ادامه خواهند داد و بدتر از اين هم خواهند شد: وَمَن کَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَي فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَي وَأَضَلُّ سَبِيلاً سوره اسراء آيه 72 و هر که در اين [جهان] کور [دل] باشد، او در آخرت [نيز] کور و گمراه تر [از کور] خواهد بود. خدايا ما طبق فرمايش پيامبر تو تمسک به قرآن و عترت پاکش مي کنيم. ما را در عمل موفق گردان
2 | حامد مقري | , ایران | ٠٥:٥٥ - ١٣ فروردين ١٣٩٢ |
با سلام بعضي ا ز عكس ها از نمي شود درستش كنيد لطفا

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي؛ بنظر مي رسد برخي از عكسها سنگين اند بايد صبر كنيد تا بارگيري شده و قابل نمايش شوند و يا سرعت اينترنت شما پايين است و وقت مضاعفي مي طلبد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
3 | اشكان نوروزي | , ایران | ١٠:٢٧ - ١٥ فروردين ١٣٩٢ |
سلام عليكم حذف كردن حقيقت كار اصلي آنان است مگر ذهبي نگفته بود كه آثاري كه بر مذمت صحابه است بايد حذف كنيم و تنها اگر كسي اهل تحقيق بود بدهيم مطالعه كنند و سپس بعد مطالعه براي انان طلب مغفرت كنند
4 | سيدسعيد حسيني راد | , ایران | ١٥:٠٧ - ١٥ فروردين ١٣٩٢ |
خيلي باحالههههههههههههههههههههههههههه انتشارشون دادم :)):))
5 | نرگس منتظري | , ایران | ٢٤:١٥ - ٢٠ فروردين ١٣٩٢ |
بدنبال فتواي مفتي هاي عربستان درباب قوانين فوتبال و حلال بودن گوشت کفتار و روباه رومي و مجاز بودن گذاشتن دست روي سينه زنان مهماندار هواپيما ودعا کردن براي سلامتيشان الدانشگاه الورزشي رياض آزموني براي انتخاب مفتي جهت رياست قيفا برگزار مي کند از همه شرکت کنندگان (هرکس تو اين کنکور قبول نميشه خودش از حالا بره ) مي خواهيم سوالات را بدون تقلب پاسخ دهند (حالا ميخاي تقلب کني همنه جواب بدي که چي بشه هان که چي بشه ؟ خو نه بگو ديگه که بگي خيلي زرنگي ؟ با سوادي ؟ پاشو بيابرو عامو )نتيجه اين کنکور خفن الگزينش مفتي وهابي که عظمت ايشان درهواي ابري فقط با دمپايي ابري و عينک ري بن قابل مشاهده مي باشد فور قيفا است و مفتي رئيس فعلي قيفا راپس از "زکي " فرمودن عشقولانه بگويد " آه بويه من آمدم تو فقط برو " بگويد.خو حالا لطفا سرجاتون بتمرگيد و شروع کنيد (خاک تو سرتون چقدخرين ما ميدونيم کي قبول شده): 1-- وجدانا به نظرخودت اين مفتي وهابي که ريس فوتبالش کردن برا کدام ورزش اظهارات فرموده قبل از الف) - رالي وسط الف ) رالي رالي بعد الف ) رالي و ديگر هيچ حالا الف )- شناي قورباغه ( قورباغه ي فوق رومي مي باشد .) ب مثل بيب )-شن نوردي بادوستان در عربستان پاکستان قطر امارات و افغانستان ب مثل بيب بيب) - تف پراني ........... 2)راسش بگو ايشان با فتوا ي فوق قصد داشتند کدام ورزش را به جامعه جهاني معرفي نمايند ودر نتيجه ريس فيفا شوند (چقدخرين ما قبلا پولشو نو داديم پس چرا اومدين امتحان بدين ):...... ق مثل ف) پرتاب ديسک کمر ( کمر قر دار قبول نيست ) ب)- پرش ارتفاع ( پرش از برج هاي نيويورک قبول نيست ما خودمون قبلا منفجرشون کرديم ) پ مثه پليکان )- فرود با چتر نجات با بالن برا 80 روز دور دنيا........ گاف ورزشي ) تف پراني......................... 3) راستي به جاي توپ فوتبال سر گرد کدام حيوان باشد فتواي فوق باز لازم الاجرا خواهد بود : الف) - سر کوچه .......... الف الف ) سر قرار ب مثل بيل)- سر پل رومي نزديک خونمون يه کم اونطرفتر ....... س مثل س)- سر قبر پدرش گاف ورزشي) تف پراني ..... 4) ولک تو ميدوني در فتواي فوق اشاره به کدام ورزش شده است : الف با کلاه) کونگ فو م مثل مردک خل و چل) - کينگ کونگ الف بي کلاه) - هنک کنگ گاف عاشقانه ) جومونگ خوشگله ...... 5) اگه گفتي مفتي دوره ي ورزش را مفتي کجا ديده که فتوا ي ورزشي ترکو نده : الف)- سر قبر پدر پدرسگش ( پدر کفتار و پدر روباه رومي هم قبول است ) ب)- تيمارستان ابن تيميه ( اگه جرئت دارين اينه علامت بزنيد ما " چوب " داريم ) غ )- روم بعدازخيابان خوش به حال واتيکان سرکوچه اسراييل جونم گاف امنيتي)- سري است (ما نگفتيم عربستان که تقلب نرسانده باشيم . ) 6) هان ولک خودت ميدوني مفتي وهابي عربستان باترکوندن اين فتواي فوتبالي چه کرده -الف)- او مثلا حرف زده است ت) او بوق زده است ( بوق باماشين مش ممدلي قبول نيست زيرا نه بوق دارد نه صندلي ) ف مثل فريبا فريبا دل ميبري چه زيبا) -چشمک به اساتيد دانشگاه جان هاپکينزوهاروارد ف مثل فريبا فريباهم خوشگلي هم زيبا) پرتاب نيزه تو قلب دشمن جومونگ د مثل دل و قلوه) بازم جومونگ جيگر ( قربو نش ) گاف ورزشي )- تف پراني.................................. ص مثه سندلي ) او چهچه درمايه پر شور برا اسراييل جونم زده است م مثل مندلي ) در فراق جومونگ خوشگله نازش مشکله آه در داده است 7) به زبون خوش بگو اگر اين مفتي اين فتوا را ول نميکرد چه اتفاقي رخ ميداد ج مثل برو جوجه ) سينما در اسراييل جونم و واتيکان تعطيل ميشد ل مثه دسته چتر ) راک بند دو 15+1 ( شما بخوانيد پاپ بنديک16)درمايه پاپ ومتال چهچه ميزند الف)- او مي ترکيد ( با همه ي لاستيک ها وترجيحا ماشين مش ممدلي چون درست است که بوق و صندلي ندارد اما لاستيک که دارد. هان هان)................ ب مثه بن لادن)- وليعهد عربستان جو ان ناکام شد ع ) او باکمربند انفجاري و انتحاري منفجر مي شد ( آدمکش ازخدابي خبر اين جدي بود ) آ مثل آه پدر عاشقي بسوزه )- بازم جومونگ خوشگله تا از حسودي بترکين ق مثل فيفا ) کره زمين از مدار خارج ميشد 8) ها ولک تو چه ميدوني با اين فتواي مفتي وهابي چه کارها ميشود کرد : الف) مرديکه رئيس فعلي فيفا به دانش مفتي هاي عربستان نسبت به فوتبال هرهربخندد ب) - همه ي غربي ها خصوصا در واتيکان غش غش بخندن ج مثه جومونگ ) -همه ي مهمانداران خطوط اير عربستان و اير روم کرکربخندن (ترجبحا بعد از دعاي سلامتي مفتي براي مهمانداران زن) چ) - ورزشکاران دشداشه پوش عربستان آن را روي ديسکي نوشته وبه فضا پرتاب کنند(ترجيحا در حضور مردک رئس فعلي فيفا و فوتباليست هاب برگزيده ي باشگاههاي روم دررئال مادريد که بيش از يک گل به خودي و چلسي و اينتر ميلان و منچستر وپرسپوليس يونايتد زده اند ) ع ته گلويي) -همه ي ورزشکاران غيور عربستان به سبب سواد وشناخت اين مفتي از ورزش خصوصافوتبال باد در غبغب انداخته افتخار کنند و درافتتاحيه المپيک لندن يزله بروند و بگويند "يا مفتي يا فوتبالي يا مفتي يا فوتبالي " ح ته گلويي ) فقط ورزشکاران فويباليست عربستان آن هم در جام جهاني ميتوانند يزله رفته و چرا که فتواي مفتي براي قوانين جديد فوتبال مي باشد و ديگر هيچ ز ) صيهونيستهاازشادي قمبل و بشکن بزنندو ترجيحا اين قمبل وبشکن را سرقبرابن تيميه بزنند گاف علمي) اين آخر فتواي علميست پس اگه قبليانه بفهمين چي ميگين ( نرين فوري فتواي خيار و موز و ازدواج همجنس بازانه تو سايت موسسه تحقيقاتي ولي عصر بخونيناماراضي نيستيم ) ر مثل رنج) ساير مسلمانان آه بکشن واز دست حماقتها وخريت مفتي هاي وهابي خون گريه کنن فعلاديگه سوال بستونه پاشين گم شين برين برگه هاتونه پشت در شبکه ماهواره اي المستقبله العربيه وقنات الجزيره با تف بچسبونين اخطار از نوشتن نامه عاشقانه به جومونگ درنقطه چينها جدا خودداري به عمل آوريد اگر نياز به عشقولانه روي اين نقطه چين هابود ما خودمان ازهمه بهتر بلد بوديم نامه بنويسيم جواب کنکور خفن را خودمون هرموقع دلمون خواست سر کوچه هاتون ميذاريم با آرزوي قبولي در کنکور خفن براي همه ي شرکت کنندگان ( الکي )
6 | زهره مهدوي | , ایران | ٢٤:١٧ - ٢٠ فروردين ١٣٩٢ |
سلام
با اجازه من شما را در وبلاگم لينک کردم
7 | محمد سيلاب افغاني | , افغانستان | ١٦:٤٢ - ١٦ تير ١٣٩٢ |
دوستان محترم ! در صورتيکه مطالب فوق الذکر شما درست باشد ، واقعاً وهابيان نتنها دشمن شيعه استند بلکه آنها دشمن سني ها و در کل دشمن دين مقدس اسلام هستند . شخصاً خودم از وهابي ها نفرت شديد دارم و در گذشته نيز آنها را گمراه ميدانستم . چون آنها معاويه و يزيد را برائت ميدهند ، در حاليکه معاويه بر ضد خلافت اسلامي به رهبري حضرت علي کرم الله وجهه بغاوت کرد و به همين دليل از دائره اسلام خارج شد و بعد از او پسرش يزيد بزرگترين دشمن مسلمانان بود ، که علاوه بر شرابخوري ، سگبازي ، کفتربازي و ديگر عياشيي ها يکي از جنايات بزرگ و تاريخي را مرتکب شد و آن اينکه نواسه مبارک و دوست داشتني و جگرگوشه رسول خدا(ص) را به شهادت رساند . بناً وهابي ها در اين تلاش هستند تا اين جنايت يزيد را به نحوي پنهان کنند.
8 | نازلي | , ایران | ١٦:٠٣ - ١٨ تير ١٣٩٢ |
تحريف که شديده .اما خداوند کساني که حقيقت رو از مردم پنهان ميکنن تو آتش جهنم بسوزونه......... وهابيون دشمن اسلام ومسلمينن ..به خداقسم تيکه ي جدانشدني صهيونيست هاهستن. هردو ازيک قماش هستن.اعتقادات وهابيت برابر اعتقادات يهوديت تحريف شده است.لعنت خدا بر همه ي انها
9 | صديق | , ایران | ١٧:١٩ - ٢١ تير ١٣٩٢ |
اين تحريفات صورت گرفته در کتب اهل سنت را ،به صورت جداگانه،تبديل به کليپ نموده اييم از عزيزاني که مايل هستند،اين کليپ ها را داشته باشند يا انها را مشاهده نمايند،يه اين کانال تشريف بياورند http://www.aparat.com/ahmadem انتقاد يا پيشنهادي اگر عزيزان در مورد کليپ ها داشتند،مي توانند،به وبلاگ اين حقير تشريف بياورند،وآنجا مطرح نمايند تا انجام دهيم. http://14mah.parsiblog.com ياعلي
10 | حسين | , هلند | ٢٢:٢٢ - ١٦ مرداد ١٣٩٢ |
سلام در مورد شلوار يا بند تنبان ، مي گويند استعره است و ما اين چنين اعتقادي نداريم !
11 | مرداك | , ایران | ٠٧:٢٧ - ٠٣ مهر ١٣٩٢ |
ببينيد عالم مسلماني ومركزدين تمام جهان در عربستانه واراونجا نشات گرفته پس شما سخت سخت در گمراهي محض قرار داريد واينها همش واسه اينه كه مردم بيچاره بيسواد رو گمراه كنيد
12 | bisetareh | , ایران | ١١:١٦ - ٠٣ مهر ١٣٩٢ |
مردک درست توجه کن به آيات قرآن پس تو در گمراهي محض هستي اين بشارتي است از طرف خدا که بعد از حضرت محمد دين او رادر عجم بايد جست نه عرب آيا بجز اين است بزرگترين کشور وحکومت شيعي که بر مبناي ولي فقيه است ايران است پس برو يکم سطح معلوماتت رو مثل مفتياتون بالاببر ولي اگر حب علي رانداشته باشي هرچقدر به علمت اضافه شود گمراه تر خواهي شد

- « شماييد(اعراب) که خوانده مي شويد تا در راه خدا انفاق کنيد ولي از شما کس هست که بخل مي ورزد و اگر روي بگردانيد خدا گروهي ديگر جز شما را به جاي شما آرد که همچون شما سست ايمان و بخيل نباشند.» سوره محمد 38
سيوطي در کتاب «درالمنثور» از ابي هريره نقل کرده است، وقتي اين آيه نازل شد از پيامبر پرسيدند که اين قوم چه کساني هستند؟ در آن هنگام سلمان در کنار پيامبر بود. پيامبر بر شانه ي سلمان دست نهاد و گفت: آن قوم، سلمان و مردم او هستند که اگر دين در ثريا هم باشد بدان دست مي يابند.

- «اي کساني که ايمان آورده ايد هرکس از شما که از دين خويش برگردد زودا که خداوند گروهي را بياورد که آن ها را دوست دارد و آن ها نيز او را دوست دارند، با مومنان نرم و خاکسارند و بر کافران سرکش در راه خدا جهاد مي کنند و از سرزنش هيچ سرزنش کننده اي نمي ترسند. » مائده 54
بيضاوي در کتاب خود ذکر کرده است که وقتي عده اي از پيامبر پرسيدند که آن ها کدام گروه هستند، پيامبر گفت: آن گروه، سلمان و مردم فارس هستند .

- «آن ها (اعراب) کساني بودند که ما به آن ها کتاب و فرمان و نبوت عطا کرديم. پس اگر آنان کافر شوند، ما قومي را که هرگز کافر نخواهند شد، بر آنان مي گماريم.» انعام 89
عمر از پيامبر پرسيد: اي رسول خدا اين قوم چه افرادي هستند؟ پيامبر فرمود: به خدا سوگند آنان سلمان و قوم او مي باشند.

آيه اي درباره ي اعراب
« آن ها (اعراب) چون سودي يا سرگرمي اي ببينند، بيدرنگ به دنبال آن مي روند و تو را (پيامبر) تنها مي گذارند.» جمعه 11
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English