2018 September 23 - يکشنبه 01 مهر 1397
توهين شيخ وهابي به عايشه+تصوير
کد مطلب: ٦١٥٦ تاریخ انتشار: ٢٧ فروردين ١٣٩٢ تعداد بازدید: 16071
فتنه وهابیت » شناخت وهابیت
توهين شيخ وهابي به عايشه+تصوير

دكتر موسي شاهين لاشين،نويسنده وهابي در شرحي كه بر صحيح مسلم نوشته با نام -فتح المنعم شرح صحيح مسلم-به عايشه توهين كرده وگفته است ايشان به جواني شير داده است!
او مي گويد:
وكانت عائشه ـ رضي الله عنها ـ تري أن إرضاع الكبير يحرمه، وأرضعت غلاما فعلا، وكان يدخل عليها، وأنكر بقية أمهات المؤمنين ذلك.
عائشه ، اعتقاد داشت كه رضاع كبير سبب محرميت مي شود و قطعا خود او غلامي ( كه نزديك به سن بلوغ بوده) را شير داد و آن غلام بر او وارد مي شد؛ اما ساير مادران مؤمنان، آن را قبول نداشتند
فتح المنعم شرح صحيح مسلم ج5 ص622

شيعيان به عايشه اهانت مي كنند...
شيعيان به مادر ما عايشه جسارت مي كنند...

اينها مطالبي است كه هر روز اين وهابيان در اين شبكه ها بيان مي كنند
آيا اين مطلب شيخ خود را ديده اند؟ آيا اين كه عايشه از سينه خود به جوانان شير مي داده،توهين هست يا نه؟ آيا يك عالم شيعه در كتب خود،چنين مطلبي را به عايشه نسبت داده ؟! خجالت نمي كشيد؟حيا نداريد؟
البته شايد يك عقيلي كه عقل نداشته باشد،پيدا بشود و بگويد:نياز نيست مرد مستقيم از سينه زن بنوشد تا به آن زن محرم شود بلكه زن مي تواند شير خود را بدوشد و در ظرفي بريزد تا مرد از آن بنوشد و بي آن كه تماس بدني حاصل شود مرد به زن محرم مي شود .
در جواب اين گروه بايد گفت : آنچه موجب محرميت از راه شير خوردن است "رضاع" است نه "شرب" و رضاع به معناي خوردن شير به طور مستقيم از سينه زن است.پس با نوشيدن شير به صورت غير مستقيم كسي محرم نمي شود بلكه بايد "رضاع" تحقق يابد. و رضاع يعني اين كه شخص مستقيم از سينه زن شير بخورد.پس اين وهابيان كه مي گويند:شير را در كاسه مي ريخته و بعد مي خورده،يك دروغ و مردم فريبي بيش نيست.





Share
41 | bisetareh | , ایران | ٢٤:٥١ - ١٩ تير ١٣٩٢ |
سلام خيلي از نظرات ما سانسور ميشه اگه جوابهاي مارو توهين ميدونيد وتاييد نميفرماييد کامنت هاي سيلاب وغيره که توهين مستقيم به شيعه هست لطفا درج نفرماييد يا جوابهاي ما هم بزاريد
يادگرفته ايم هروقت سني اين جسارت را به دين پيامبر واهل بيت کرد جمله معروف
عمر بابات کيه وكان سيدنا عمر ابونا را سني ها براي ما تعريف نمايند
ياعلي
42 | امير علي | , انگلستان | ١٩:٥٧ - ٢٠ تير ١٣٩٢ |
مدت مديدي بود که ذهن من نيز مشغول اين اختلاف نظرات بود وحقيقتا دچار سرگرداني شده بودم تا زماني که به ياري خدا شروع به مطالعه ي تاريخ اسلام بدون هيچ گونه تعصبي نمودم.بدون پيش داوري.فقط عقل ومنطق .از تاريخ ويل دورانت وصحيح مسلم وبخاري تا کتب شيعه.و خداوند به فضل خودش حق رابرايم اشکار کرد.از ان زمان نمي توانم لحظه اي از خواندن نهج البلاغه دست بردارم .چرا که وقتي نور را مي يابي تحمل تاريکي وظلمت وگمراهي را نداري حتي شنيدن کلامي از ظلمت.ان شائ الله که بيشتر وبيشتر مولايمان را بشناسيم کسي راکه ويل دورانتکه تمامي منابعش اهل تسنن هستنداينگونه معرفي ميکند :نمونه ي کامل تواضع وتقواونشاط واخلاص در راه دين.خوش محضر ونيکو خصال وپر انديشه ودرست پيمان بود.در حالي که فضائل عمر را درتند خويي وپرهيجاني که همه ي کوشش رواج اسلام به صلح يا جنگ بود .در صورتيکه قران ميفرمايد:لا اکراه في دين.وشما هيچ گونه فضيلتي به جز جنگ وکشور گشايي دراو نخواهيد يافت.-...تمامي سعيمان اين باشد که خود را در محضر مولايمان احساس کنيم وازانوار قدسي او بهره مند شويم.چرا که مولاي ما با رفتارشان ديگران را هدايت ميکردند نه فقط با حرف.شيعه ي عامل به تعليماتمان باشيم ديگران هدايت خواهند شد
43 | مينا | , ایران | ٢٤:٠٠ - ٢٠ تير ١٣٩٢ |
اين خواست دشمن مشترکمونه که ما مسلمانا اين طوري به جون هم بيفتيم ما همه يک خدا يک پيامبر ويک کتاب داريم پس بايد با هم متحد باشيم واختلافاتمان را با آرامش حل کنيم تا دشمن شاد نشويم
44 | ايمان رضايي | , ایران | ١٥:٣٩ - ٢٥ تير ١٣٩٢ |
در جواب امير علي بايد بگم هدف حضرت عمر(رض) از جنگ کشور گشايي نبود مسلمان کردن آن کشور بود دلايل زيادي برا ثابت کردن حرفم دارم اول اينکه ايران اگر الان مسلمان هستند از صدقه سري حضرت عمر (رض) بود و هست و يکي از دليل هاي ديگه اينکه کسي که دنبال کشور گشايي هست بعد از تصاحب آن کشور مثل ايران بر آن حکومت ميکنه نه اينکه بعد از مسلمان کردن مردم آن کشور برگرده به سرزمين خودش.قضاوت کنيد حال اگه اسم اين کار کشور گشايي هست اونم جنگي که فقط براي الله بوده است پس به قضاوت اميرعلي بعد اين همه تحقيق و قضاوت هزاران نفر ديگر جنگ هاي پيامبر (ص) >(مثل جنگي که براي فتح مکه انجام دادند يا جنگي که براي فتح خيبر انجام دادند که حضرت علي(رض) از سرداران مهم اين جنگ بود) براي کشور گشايي بود .حضرت عمر (رض) فقط فقط هدفش ادامه راه پيامبر و گسترش اسلام براي رضايت الله بوده است
45 | شمس الدين جليليان | , ایران | ٢٤:٣٨ - ٠٥ مرداد ١٣٩٢ |
کامنت40 کيان : باسلام خدمت شما بنده حدود ده سال به طور متناوب در محافل دانشگاهي و خوابگاه هاي دانشجويي و تا حدودي در محل کارم با اين جماعت به اصطلاح اهل سنت و در واقع اهل بدعت و پيروان هند و نابغه و مرجانه از نزديک گفتگو کرده ام و گاه بر سر يک سفره نشسته ام و روابط دوستانه هم داشته ام اگر وقت اضافي داريد به جاي صحبت با اينها با عرض معذرت اگر برويد آب در هاون بکوبيد و کلاغ پرورش بدهيد مفيدتر است چون بغض علي يا حداقل حب عمر و يزيد اثر خود را گذاشته و با سخن بنده و شماچيزي تغيير نمي کند مگر اينکه لطف خدا شامل شود که در مورد اين جماعت خيلي کم اتفاق مي افتد .خسته نباشيد.
46 | شبنم | , ایران | ٢٤:١٤ - ٠٨ مرداد ١٣٩٢ |
آقاي رضايي کسي از عمر نخواسته بود که راه پيامبر رو ادامه بده.وظيفه ايشون فقط تبعيت از وصي حقيقيه پيامبر بود که اين کارم انجام نداد.ايران از صدقه سر دوستيه اهل بيت بود که مسلمون شدن وشيعه هستن وگرنه حالا همه بايد عمر دوست بودن پناه بر خدا.اينو تو مخت خوب فرو کن.
47 | زهرانوروزي | , ایران | ١٨:٤٠ - ١٦ مرداد ١٣٩٢ |
اهل سنت عزيز لطفا خوب چشمهايتان را بگشاييد
!!!!!
48 | امير | , ایران | ١٤:٤٢ - ١٩ مرداد ١٣٩٢ |
آقاي ايمان رضايي لطفا بر اساس عقل و منطق و تاريخ سخن بگوييد ... اگر حرف مارا هم قبول نداريد به منابع اروپاييها مراجعه کنيد.... عمر فقط حمله کرد کتابها را سوزاند .... واقعا کدام انساني هزاران جلد کتاب را بسوزاند.... فقط يک آيه از قران بياوريد ...... عمر مردم را از اسلام بيزار و اگر نبود آن 5 سال حکومت حضرت علي هيچ ايراني مسلمان نميشد
49 | فاطمه املشي | , ایران | ٢٢:٠١ - ١٦ شهریور ١٣٩٢ |
بسمه تعالي
اقاي رضايي آيا چنگيز خان مغول بعد از فتح ايران در ايران ماند يا به کشور خودش برگشت کسي که هدفش کشور گشاييه هدفش مهاجرت نيست که بخواد کشور خودش رو ترک کنه
50 | آرن | , ایران | ١٧:٣٤ - ٢٦ شهریور ١٣٩٢ |
اين تناقض ها در تمام احکامشون وجود داره و خاص اين جمله شون نيست
اما دوستان خواهش ميکنم احتراف برادران سني خودتون رو داشته باشيد
گرچه اختلاف نظر بين شيعه و سني وجود داره اما اختلاف يا خدا نکرده توهين لفظي بين شيعه و سني فقط باعث خوشحالي وهابيون و امثالهم ميشه که تنها در يک فکر هستن نابودي اسلام
خدايي نکرده اگر شيعه را از بين ببرن مطمئن باشيد سني هدف بعديه و .... اين لاشخورها با اصل و اساس اسلام مشکل دارن منتها نگاه به علما و فقهاي نادانشان نکنيد ، زيرکي سازندگان اين دين و باهوشي آنها انکار ناپذير است آنها از جنگ نرم براي سوزاندن ريشه هاي اسلام اقدام کرده اند آنها بارها و بارها و شايد بيش از ما در کتب آسماني و کتب شيعه مطالعه و تحقيق کرده اند تا حربه ها و ضربه هاي عميق و کاري بر پيکرهه اسلام وارد کنن اهل سنت دوست ما هستند نه دشمن ما دشمن ما وهابيون از خدا بي خبر هستند که در واقع دشمن اسلام اند چه شيعه چه سني و.... پيروان اينها از اول اينقدر پست و ظالم نبودن آنها خوب شستشوي مغزي شدندو خرافات جزئي از وجودشان شده ! آنها تمام سرمايه شان را الان براي پرورش کودکان معصوم در جهت کشتن و سربريدن شيعيان گذارده اند بعد هم نوبت به سني و... . که البته انشالله و به ياري خدا به اهداف شومشان نميرسن
زيرا دشمنان ما در رسيدن به اهدافشان صبورن و برنامه چند ساله ريخته اند!!! پس خواهش ميکنم با توهين به هم آنها را در رسيدن به اهدافشون ياري نکنيد!
51 | سلمان | , ایران | ٢١:٢٥ - ١٣ آبان ١٣٩٢ |
بررسي منش و رفتار هاي ابن تيميه نشانگر اين است كه وي بر خلاف روش علماى دين و فقها و دانشمندان، كه در مقابل مخالفانشان ادب و احترام را مراعات نموده و از آنها به نيكى و عظمت ياد مى كنند، او در كوبيدن علماى دين جسور و در به كارگيرى الفاظ اهانت آميز و دور از ادب نسبت به مخالفانش سر آمد بوده است. آرى، او در فصول مختلف کتاب منهاج السنه نسبت به علاّمه حلّى و شيعه و گاهى به ساحت مقدّس ائمه هدى (عليهم السلام) جسارت و هتّاكى زيادى نموده است.
البته اين رويه ابن تيميه، بر شيعه و پيشوايانشان منحصر نيست بلكه او درباره بزرگان صحابه و علماى اهل سنّت نيز اين شيوه را در پيش گرفته و اعتراضات تند و جسارت هاى فراوان نسبت به آنان نموده است.
ابن حجر عسقلانى با حمايت و خوشبينى خاصى كه نسبت به ابن تيميه دارد درباره رويه خلاف اخلاق او مى نويسد: تسلّط ابن تيميه بر علوم مختلف از فقه و تفسير و حديث و استعداد و قدرت بى رقيب او در فن خطابه و سخنرانى، موجب پيدايش حالت عُجب و خودپسندى در وى گرديده بود و لذا همه علما را از كوچك و بزرگ و ضعيف و قوى و قديم و جديد، مورد حمله و جسارت قرار مى داد; به طورى كه در يكى از سخنرانى هايش از عمربن خطاب ياد نموده و او را مورد انتقاد تند قرار داد و شديداً تخطئه نمود، چون مطالب اهانت آميز او درباره خليفه به سمع يكى از علماى وقت به نام «شيخ ابراهيم» رسيد به مقام رد و انكار ابن تيميه برآمد به طورى كه او نتوانست مخالفت شيخ ابراهيم را ناديده بگيرد لذا شخصاً به نزد او رفت و از جسارتى كه نسبت به عمربن خطاب كرده بود در محضر او اعتذار و استغفار كرد و اظهار ندامت نمود.
52 | ياوري | , ایران | ١٣:١٩ - ٠٥ آذر ١٣٩٢ |
اين روايت نمي تواند صحيح باشد الان دو دليل به ذهنم مي رسد
1- زني مي تواند شير بدهد که زايمان کرده باشد در حالي که ايشان از پيامبر صل الله عليه واله وسلم صاحب فرزندي نشده و بنا به حکم قران بعد از پيامبر نيز هيچ مسلماني حق ازواج با همسران پيامبر نداشته
2- علامه عسگري رحمه الله عليه اين موضوع را در کتاب نقش عايشه در تاريخ اسلام به اين گونه بيان مي فرمايند:افرادي را که قصد حضور در نزد عايشه داشتند نزد خواهر خود مي فرستاده تا با خوردن شير به عنوان خاله شير خوار محسوب و محرم شوند
×××در خاتمه لازم به ذکر است اين مساله در احکام شيعيان به هيچ وجه موجب محرميت نبوده و خود گناه محسوب مي شود
53 | سيد ذولفقار | , آلمان | ٠٣:٠٢ - ٢٠ آذر ١٣٩٢ |
با سلام، آقاي رضايي بروقدري تاريخ ايران و خلفاي جور حاكم بر ايران و لشكركشي و جنايات آنها را مطالعه نماييد، كي و چه وقت عمر به صورت مسالمت آميز ايران را فتح كرد و برگشت ؟ مامون و هارون الرشيد بقاي لشكركشي عمر هستند كه در خراسان حكومت ظلم برپا كرده بودند، برو و تاريخ را بخوان و درك كن همين اسلام نيمه و ناقص شما از صدقه سر امامام ع شيعه باقي مانده و خون حسين ع و فرزاندان پاكش ع تا مولايمان مهدي عج ، اسلام را نگه داشت وگر نه همگي بايد لات و عزي را ميپرستيديد، وگرنه يزيد اسلام را در دوران خودش دفن كرده بود و يه شراب هم ميخورد رويش و اين نتيجه بي لياقتي و غصب خلافت توسط خلفا بود كه يزيد و معاويه و....... بوجود آمدند، منصب خلافت و جانشيني پيامبر ص كار هر كس نيست، علم كتاب ميخواهد، كسي كه رو ميخواد كه خدا از اون ميثاق گرفته است و كسي كه در قرآن و پيامبر ص ذوب شده است بايد خليفه شود، عمر شاه بود نه خليفه و جانشين پيامبر ص و اين دو با هم فرق دارند از زمين تا قعر كهكشانها، برو و بدون تعصب تاريخ رو بخوان
54 | شهاب | , ایران | ١٩:٥٢ - ١١ دي ١٣٩٢ |
اقايان اهل سنت اگر هارون را موسي وزير است علي هم بعد پيغمبر امير است اقايان اهل سنت جنگ جمل رو چه کسي بر پا کرد عايشه 2عمر چند بار مکرر اعلام کرد لو ما علي کان هلک عمر 3پس بدانيد اگر هارون را موسي وزير است علي هم بعد پيغمبر امير است در روز قيامت شما گرفتاريد لبيک ياعلي
55 | جلالي | , ایران | ١٤:٢٩ - ١٧ دي ١٣٩٢ |
بسم الله عالم الغيب والشهاده
خداوند قادر وخالق جهانيان که بني آدم را اشرف مخلوقات وخليفهء خود در زمين قرار داد وبراي راهنمائي واکمال او يکصدو بيست وچهار هزار پيامبر بسوي
مافرستاد از حضرت آدم س تاپيامبر خاتم حضرت محمد ص همه موردقبول ما ومکمل يکديگرند.
براي ماشيعيان کامل وروشن است که پس ازکامل شدن قرآن با آيه اي پيامبر آنچه را که مامور ابلاغش هستي ابلاغ کن والا رسالتت وماموريت را بپايان
نرسانده اي که پيامبر ص در حجه الوداع در غدير خم حضرت علي را به جانشيني خود وبه امامت امت منصوب فرمودند وآنگاه آخرين آيه اکمال دين به پيامبر ص ناذل شد وهمه درحضور پيامبر ص با حضرت علي ع بيعت کردبد وعمر خطاب با گفتن بخ بخ به حضرت علي تبريک گفت.
کساني که منکر جريان غدير ميشوند جواب بدهند:
1چطور امکان دارددين اسلام که کامل کننده تمام اديان الهي است بعد ازپيامبر ص مسلمانان را بدون جانشين وامام بحال خود راه کند تا به گمراهي بيفتند
وفرقه فرقه شوند.
2چرادر مراحل مختلف پيامبر ص فرمود:من براي شما دو خليفه قرار دادم يکي قرآن و ديگر اهل بيتم را(صحيح بخاري ومسلم)
3چه کسي شايستگي جانشيني پيامبر را دارد؟ کسي که از جانب خدا و پيامبر ص معين شده يا از طرف 6نفر صحابه؟
4آيا صحابه پيامبر ص همان 6 نفر بودند؟
5عمر خطاب که توسط ابوبکر به خلافت منصوب شد نعوذا با لله ابوبکر از خدا ورسولش ص عالم تر بود ؟
6در حديث قرطاس چرا عمر خطاب آيه قرآن (اطيعوالله واطيعوالرسول) رامنکر شد واجازه مکتوب وصيت حضرت رسول را نداد(صحيح بخاري ومسلم) وبه پيامبر توهين کرد در حالي که خداوند اجازه بلند صحبت کردن درحضور ايشان را به امتش نداده است(آيه قرآن)
7آيا وقت آن نرسيده است که بدور از تعصب کورکورانه بينديشيم وبا توجه به مراتب فوق کاوش کنيم و راه حق را از باطل تشخيص دهيم؟ واجازه ندهيم
ملحدي چون وهابيون پيرو ابن تيميه از ناداناني چون تکفيريها به نام دين وبر عليه دين مسلمانان را بر خلاف سيره نبوي(اشداء اللکفار و رحماء بينهم)بخاک وخون بکشانند ودل صهيونيسم جهاني را خنک کنند؟
برادران اهل سنت
وهابيت با اهل سنت اختلاف زياد دارند:
1 اهل سنت دوستار ائمه س هستند ووهابيت پيرو حکومت يزيد ودشمن ائمه س هستند
2عبدالوهاب را (نعوذا بالله) بالا تر از پيامبر ص ميدانندچون پس از فتح مدينه عبدالوهاب در کنار قبر پيامبرودر مسجذ النبي گفت( اليوم اکمت ديني)يعني دين را من کامل کردم نه رسول الله(تاريخ وهابيت)
3وهابيت بر خلاف قرآن وعلم خلقت الهي معتقد به سکون زمين وحرکت خورشيد ميباشد(کتاب سکون زمين وحرکت خورشيد ابن تيميه)
4وهابيت معتقد کفر خواندن اسلام (قبل از قيام عبدالوهاب)وتمام خلفا وعلماي اسلامي اعم از شيعه وسني ميباشدوبراي دخول فريب خوردگان خودبايد
بگويد از کفر بدين وهابيت گرويدم واجدادم کافر بوده اند.
56 | مهدي محلاتي | , آمریکا | ٢٠:٥٧ - ١٤ بهمن ١٣٩٢ |
البته ام المؤمنين عايشه هيچ وقت بچه دار نشد که شيري داشته باشد و اين حديث جعليست. شما نيز بايد شفاف تر توضيح دهيد و بگوييد که مشايخ سنت اين حديث را ضعيف يا صحيح داننسته اند؟
1 |آزاده||١٧:٥٣ - ١٦ فروردين ١٣٩٤ |
0
 
1
البته يادمان باشد چنين فتوايي زاده علماي وهابي است نه اهل سنت . و وهابيت يك مسلك من درآوردي در ميان اهل سنت است مانند بهائيت در بين شيعه و عجيب تر آنه هر دو حدودآ 80 سال است كه پديد آمده اند
57 | bisetareh | , ایران | ٢١:٣٤ - ١٧ بهمن ١٣٩٢ |
مهدي محلاتي چه جور شيعه اي هستي؟
عايشه را ام المومنين ميداني؟
خجالت بکش يه حضرت هم بش اضافه ميکردي!
ياعلي
58 | محمدي | , ایران | ٢٢:٤٠ - ١٨ اسفند ١٣٩٢ |
سلام و رحمت خدا به عزيزان مسلمان....چه شيعه و چه سني..
دوست محترم.کامنت/57/
قران همسران اقا رسول الله(ص) رو مادران مومنين معرفي ميکنه.....که طبق گفته ي جناب عايشه بنت ابي بکر که زني به ايشان گفت :اي مادر! عايشه گفت که من مادر مردان شما هستم...در واقع اين مطلب رسونده ميشه که اين مادر بودن از جهت حرام بودن ازدواج با همسران پيامبر پس از حضرت(ص) است.
و اگر جناب عايشه هم طلاق داده نشده باشند جزء امهات المومنين محسوب ميشن.(چون طبق برخي از روايات ايشان طلاق داده شدند...همچنين خداوند هم در سوره تحريم ميفرمايد=اميد است که اگر پيامبر شما را طلاق دهد خداوند زناني بهتر از شما بجايتان با او همسرکند...)
اما ام المومنين بودن دليل بر اين نيست که ان خانم با وجود گناه کردن بهشتيه....که اين با عدالت خداي عادل منافات داره...
خداوند در سوره احزاب ميفرمايد= اي همسران پيامبر! هر کدام از شما گناه بزرگ و اشکاري را مرتکب شود عذابش دو چندان شود....
59 | بسم رب العقل............. | , ایران | ١٧:٥١ - ٢٧ فروردين ١٣٩٣ |
اميرحسين عمر بن خطاب وقتي ميخواست به ايران حمله کند از علي بن ابي طالب به عنوان مشاور نظر خواست (در آن زمان علي ع فقط براي اسلام به خلفا مشاوره ميدادند تا آنجا که خود آنان بر عالم بودن علي ع اعتراف کرده بودند)علي ع فرمودند به ايران حمله نکن زيرا که از ايران خبر ميرسد به دليل اوضاع بحراني ايران مردم بدون هيچ مقاومتي اسلام مي1ذيرند و نيازي به لشکر کشي و خون ريزي نيست اما عمر قبول نکرد در آن موقع علي فرمود 1س حداقل خودت وارد جنگ نشو و عمر اين را پذيرفت آآآآآآآآٔٔٔٔقاي رضايي چرا پس نميگيد اين همه آدم که در کشور ميگويند اسلام ما اسلام زور شمشير است بله واقعا اسلام ما براي پدرانمان به زور شمشير بود اما بعدها ايرانيان از خوب بودن اسلام مطلع شدند وبه اسلام گرويدند وايرانيان اسلام خود را مديون سلمان فارسي اند لطفا اين مطلب را در کتب تاريخي جستجو کنيد اسلام ايران مديون سلمان فارسي است وبيشتر مطالعه کنيد وبدون اطلاعات نظر ندهيد به اميد معرفت وراه حق محمد.................
60 | موحد | , ایران | ٠٨:٣١ - ٠٣ خرداد ١٣٩٣ |
من چندتا سئوال از دوستان شيعه دارم
1)شما براي اثبات حقانيتتون از کتب اهل سنت دليل مياريد ,اگه علماي اهل سنت خودشون مطالبي را که نوشته بودند قبول داشتند چرا شدند علماي اهل سنت ؟
2)علي رضي الله عنه را محمد(ص)به عنوان وصي انتخاب کرد و يا کساني که به حاکميت اسلامي هم به چشم سلطنت نگاه مي کردند و مي انگاشتند که بعد از پيامبر مي بايستي پسر و يا پسر برادر و يا پسر عموي او جانشين او شود ودر دين رفض کردند و رافضي خوانده شدند(در تاريخ)؟حال آنکه اعراب قبيله اي زندگي کرده و معتقد به حاکميت ريش سفيد مدارانه داشتند و ريش سفيد يعني موجه ترين چهره ي جامعه.

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

در خصوص سوال اولتان بايد عرض کنيم اولا: اين سوال را شما بايد از ابن اثير و ديگر علماي اهل سنت و وهابيت که حقانيت شيعه در کتابهاي آنها ثابت است اما آنها قبول نمي کنند، پرسيد از آنان بايد پرسيد که چرا و به چه دليل با وجود اقرار به اين مطلب باز راه انحراف را در پيش گرفته و حقيقت را کتمان کرده ايد؟ واقعيت اين است که بسياري از اين آقايان و نيز علماي کنوني اهل سنت و وهابيت واقعيت را به خوبي مي دانسته و مي دانند ولي به همان دلايلي که اصحاب پس از رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمايشان آن حضرت را نديده گرفته و آن را کتمان کردند اينان نيز همان عمل را انجام مي دهند. با اينکه وجود مقدس پيامبر اکرم بارها و بارها به امامت و خلافت اميرالمومنين علي عليه السلام تاکيد کرده بود ولي آنان با وجود اينکه اين امر را مکررا و با چشمها وگوشهاي خود از پيامبر ديده و شنيده بودند به فرمايشان آن حضرت پشت کردند حال ديگر چه انتظاري مي توان از پيروان آنها يعني امثال ابن اثير و ديگر علماي اهل سنت داشت.

ثانيا:همه مسلمانان بخوبي مي دانند که خدا ناظر اعمال آنهاست و در قبال اين گناهاني که انجام مي دهند ، مورد عقاب خدا واقع خواهند شد در اين صورت چرا بسياري از مردم با اينکه اين را مي دانند باز گناه مي کنند؟! بنابراين آيا صرف دانستن چيزي کافي است؟ يا بايد تعصب را کنار گذاشت و حقيقت را قبول کرد ثالثا: مگر حقانيت پيامبر (ص) در انجيل و تورات نيامده بود ؟ يهوديان طبق همان وعده اي که در کتاب آنها داده شده بود که پيامبر (ص) آخر الزمان خواهد آمده، مگر منتظر آمدن حضرت نبودند پس چرا بعد از بعث پيامبر (ص) او را قبول نکردند؟ بنابراين صرف آمدن مطلبي در يک جايي دليل بر اين نيست که حتما بايد قبول کنند آمدن ادله حقانيت شيعه در کتب اهل سنت براي علماي اهل سنت در حقيقت اتمام حجتي است براي آنها که بايد در روز قيامت جواب بدهند

اما در خصوص سوال دومتان بايد بگوييم اگر ريش سفيدي ملاک حاکميت است چرا داود نبي در دوران جواني حاکم شد در حالي که ريش سفيداني نيز بودند؟! خود پيامبر (ص) در مکه علي عليه السلام را که نوجواني بيش نبود، به عنوان وزير و جانشين خود انتخاب کرد درحالي که ريش سفيداني مانند ابوطاب و عباس و غييره نيز بودند ! يعني پيامبر اين را نفهميد که بايد ريش سفيد حاکم شود؟! پيامبر (ص) هرگاه فرماندهي را انتحاب مي کرد به دانش و عقل، و مديريت و شجاعت طرف مقابل نگاه مي کرد نه به ريش سفيد همچنانکه در انتخاب اسامه به عنوان فرمانده اين امر مشهود است درحالي که شيخين که سن زيادي نيز داشتند در لشگر اسامه بودند اگر واقعا سن ملاک حکومت است چرا ابوبکر بعد از خود سلمان فارسي را که بيش از دويست سال عمر داشت به عنوان حاکم بعد از خود انتخاب نکرد؟!

همچنين اين حرف شما بر خلاف آيه قرآن است که مي فرمايد :أفمن يهدي إلى الحق أحق أن يتبع أمن لا يهدي» يونس: 35.

خود علماي اهل سنت اقرار کرده اند که ملاک افضليت است نه سن :منها: ما ذكره الباقلاني، قوله صلى اللّه عليه وآله: «من تقدّم على قوم من المسلمين ، وهو يرى أنّ فيهم من هو أفضل منه ، فقد خان اللّه ورسوله والمسلمين». التمهيد للباقلاني: 190.

جهت اطلاع بيشتر در اين خصوص به کتب کلامي اهل سنت رجوع کنيد تا برايتان روش شود که ملاک براي امامت چيست؟

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
1 |آزاده||١٨:٠٤ - ١٦ فروردين ١٣٩٤ |
1
 
0
يعني شما داستان غدير و " من كنت مولاه فهذا علي مولاه " پيامبر را تكذيب مي كنيد ؟ در صورتيكه 180 نفر از اصحاب رسول خدا آن واقعه را ثبت كرده اند؟ يا آيه قران را تكذيب مي كنيد ؟ آن چيست كه اگر پيامبر آن را ابلاغ نكند دينش تكميل نخواهد شد؟ ضمنا روزي كه پيامبر از دنيا مي رفتند دوبار خواستند كه چيزي را مكتوب كنند تا پس از ايشان ميان مسلمانان اختلاف نباشد و هر بار عمر ابن خطاب كفتند پيامبر بيمار است تب دارد هذيان مي گويد و نگذاشتند پيامبر خواسته اش را بنويسند . اين توصيه پيامبر چه بود كه مانع بروز اختلاف ميان مسلمانان مي شد ؟
61 | شمس الدين جليليان | , ایران | ١٤:٣٤ - ٠٣ خرداد ١٣٩٣ |
کامنت 60 آقاي موحد با سلام خدمت شما علاوه بر پاسخ کارشناسان سايت به عرض مي رساند بسياري از علماي بزرگ اهل سنت از جمله نسايي محمدبن جرير طبري ابن کثير دمشقي و ... جزو علمايي هستند که در تاريخ از آنان به عنوان عالمان سني که شيعه شده اند ياد شده است . ولي شما يک عالم برجسته ي شيعه را نام ببريد که سني شده باشد البته غير از شخصيت موهومي به نام رادمهر . و غير از افراد عادي که پول گرفته باشند . يکي از آزادگان دوران دفاع مقدس (اسيران آزاد شده ) خاطره اي تعريف کرد که يک روز در دوران اسارت ما را به زيارت عتبات بردند و در بغداد هم توقف کوتاهي داشتيم و به ما اعلام کردند کساني که اهل سنت هستند مي توانند به زيارت آرامگاه شيخ عبدالقادر گيلاني يا شخصيت ديگري (؟) بروند به صرف غذا و شيريني و ... يکي از اسراي ايراني که شيعه بود خود را اهل سنت معرفي کرد و رفت . بعد از حدود يک ساعت برگشت گفتم يک دست غذا ارزش اين را داشت که ... گفت من هيچ ضرري نکردم نه اقرار به سني بودن آوردم ونه چيز ديگري بعد از سال ها سير خوردم و در پايان هم در کنار آرامگاه شخص مورد نظر قرار گرفتم و دست به دعا برداشتم و گفتم خدايا اگر اين شخص محب اهل بيت بوده م مورد رضايت اهل بيت است بر او رحمت و در غير اين صورت دمادم بر او لعنت !
62 | محمود | , ایران | ٢١:٢٠ - ٢٠ شهریور ١٣٩٣ |
جواب به آنهايي را که عمر را حضرت مي خوانند خلايق هر چه لايق ان شاالله با عمر محشور شويد
63 | بهروز **عشقه عشقه حضرت امام علي عليه السلام رو | , ایران | ١٦:٣٥ - ٠٧ مهر ١٣٩٣ |
شيعيان و محبين حضرت اميرالمؤمنين امام على عليه السلام
به خود بباليد و افتخار کنيد
از فضائل حضرت مولا
الکاشف الکرب عن الوجه الرسول الله
حيدر کرار اسد الله الغالب على بن ابى طالب 
از حضرت رسول اکرم((صلى الله عليه و آله وسلم)) اطاعت از على(ع) اطاعت از من است و نا فرمانى از او نا فرمانى از من است.
تيره روز ترين مردم کسى است که به تو دشنام مى دهد.
على (ع) برادر من در دنيا و آخرت است.
اولين رخنه در اسلام مخالفت با على(ع) است
على (ع) بهترين آدميان است و هر که او را نپذيرد کافر است.
هر کس که من مولا و رهبر اويم بداند که على(ع) هم مولا و رهبر اوست.
على (عليه السلام) و پيروانش حقا پيروز مندند
64 | علی | , ایران | ١٣:٤٩ - ١٥ تير ١٣٩٤ |
سلام یه سوالی برام پیش اومد. مگه زنی که بچه دار نشده شیر هم داره که حالا بخاد بدوشه یا مکیده بشه.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
ما گفتيم که چنين چيزهايي که زنان پيامبر (ص) به مردان غريبه شير بدهند، اين توهين حساب مي شود و کساني که اين مطالب را نوشته اند و معتقدند عايشه شير مي داده است بايد جواب بدهند که چگونه زني که بچه ندارد مي تواند شير بدهد البته برخي از علماي اهل سنت معتقدند حتي دختر مجرد نيز شير دارد و اگر به بچه اي شير بدهد، رضاع حاصل مي شود
در کتب فقهي اهل سنت در اين خصوص چنين امده است:
وَهِيَ ثَلَاثَةٌ الْأَوَّلُ الْمُرْضِعُ فَيُشْتَرَطُ كَوْنُهَا امْرَأَةً حَيَّةً بَلَغَتْ سِنَّ الْحَيْضِ وَإِنْ لم تَلِدْ ولم يُحْكَمْ بِبُلُوغِهَا سَوَاءٌ أَكَانَتْ مُزَوَّجَةً أَمْ بِكْرًا أَمْ غَيْرَهُمَا
. . اركان رضاع سه چيز است: اول: كسى كه شير مى‌دهد، بايد زنى باشد كه زنده است و به سن حيض رسيده؛ حتى اگر بچه‌دار نشده باشد؛ حتى اگر حكم به بلوغ او نشود؛ تفاوتى نمى‌كند كه اين دختر ازدواج كرده باشد، يا باكره باشد يا غير آن
أسنى المطالب في شرح روض الطالب، زكريا الأنصاري الوفاة: 926 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1422 ه - 2000 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : د . محمد محمد تامر ج 3   ص 415
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 [1] [2]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English