2017 November 20 - دوشنبه 29 آبان 1396
مباهله ؛ اثبات حقانيت اهل بيت پيامبر (ص)
کد مطلب: ٥٨٩٠ تاریخ انتشار: ٢٣ شهریور ١٣٩٦ - ١٣:٠٠ تعداد بازدید: 4346
يادداشت » عمومي
مباهله ؛ اثبات حقانيت اهل بيت پيامبر (ص)

معناي لغوي و اصطلاحي مباهله / شرح واقعه مباهله / نامه پيامبر(ص) به اسقف نجران / عكس العمل نجراني ها / آيه مباهله/ ديدگاه بزرگان نجران درباره مباهله / در ميعادگاه چه گذشت؟ / سرانجام مباهله / مباهله، اثبات صدق دعوت پيامبر(ص) / مباهله، سند عظمت اهل بيت(ع) / دو روايت در شأن اهل بيت (ع)/ اعمال روز مباهله / دعاي روز مباهله ...


روز بيست و چهارم ذی الحجه روزي است كه رسول خدا (ص) با مسيحيان نجران كه حرفهاي او را باور نداشتند مباهله كرد؛ و حقانيت اهل بيت(ع) را نيز به اثبات رساند.

 

معناي لغوي و اصطلاحي مباهله

مباهله در اصل از «بَهل» به معني رها كردن و برداشتن قيد و بند از چيزي است. اما مباهله به معناي لعنت كردن يكديگر و نفرين كردن است. كيفيت مباهله به اين گونه است كه افرادي كه درباره مسئله مذهبي مهمي گفتگو دارند در يك جا جمع شوند و به درگاه خدا تضرّع كنند و از او بخواهند كه دروغ گو را رسوا سازد و مجازات كند.

شرح مختصر واقعه مباهله

مباهله پيامبر با مسيحيان نجران، در روز بيست وچهارم ذي الحجّه سال دهم هجري اتفاق افتاد. پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم طي نامه اي ساكنان مسيحي نجران را به آيين اسلام دعوت كرد. مردم نجران كه حاضر به پذيرفتن اسلام نبودند نمايندگان خود را به مدينه فرستادند و پيامبر آنان را به امر خدا به مباهله دعوت كرد. وقتي هيئت نمايندگان نجران، وارستگي پيامبر را مشاهده كردند، از مباهله خودداري كردند. ايشان خواستند تا پيامبر اجازه دهد تحت حكومت اسلامي در آيين خود باقي بمانند.

موقعيت جغرافيايي

بخش با صفاي نجران، با هفتاد دهكده تابع خود، در نقطه مرزي حجاز و يمن قرار گرفته است. در آغاز طلوع اسلام اين نقطه، تنها نقطه مسيحي نشين حجاز بود كه مردم آن به عللي از بت پرستي دست كشيده و به آيين مسيح عليه السلام گرويده بودند.

دعوت به اسلام

پيامبر اكرم، حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله وسلم در ادامه رسالت خويش و ابلاغ پيام الهي، به بسياري از ممالك و كشورها نامه نوشت يا نماينده فرستاد تا نداي حق پرستي و يكتاپرستي را به گوش جهانيان برساند. هم چنين نامه اي به اسقف نجران، «ابوحارثه»، نوشت و طي آن نامه ساكنان نجران را به آيين اسلام دعوت فرمود.

نامه حضرت محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ به اسقف نجران

مشروح نامه پيامبر به اسقف نجران چنين بود: «به نام خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب. [اين نامه ايست] از محمد، پيامبر خدا، به اسقف نجران. خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب را ستايش مي كنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا فرا مي خوانم. شما را دعوت مي كنم كه از ولايت بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند درآييد و اگر دعوت مرا نپذيرفتيد بايد به حكومت اسلامي ماليات (جزيه) بپردازيد [تا در برابر اين مبلغ، از جان و مال شما دفاع كند] و در غير اين صورت به شما اعلام خطر مي شود».

عكس العمل نجراني ها

نمايندگان پيامبر كه حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پيامبر بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نيز شورايي تشكيل داد و با آنان به مشورت پرداخت. يكي از آنان كه به عقل و درايت مشهور بود گفت: «ما بارها از پيشوايان خود شنيده ايم كه روزي منصب نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعيل انتقال خواهد يافت و هيچ بعيد نيست كه محمد ـ كه از اولاد اسماعيل است ـ همان پيامبر موعود باشد». بنابراين شورا نظر داد كه گروهي به عنوان هيئت نمايندگان نجران به مدينه بروند تا از نزديك با محمد صلي الله عليه و آله وسلم تماس گرفته، دلايل نبوت او را بررسي كنند.

گفتگوي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ با هيئت نجراني

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم در مذاكره اي كه با هيئت نجراني در مدينه به انجام رسانيد آنان را به پرستش خداي واحد دعوت كرد. امّا آنان بر ادعاي خود اصرار داشتند و دليل الوهيت مسيح را، تولد عيسي عليه السلام بدون واسطه پدر مي دانستند. در اين هنگام فرشته وحي نازل شد و اين سخن خدا را بر قلب پيامبر جاري ساخت: «به درستي كه مَثَل عيسي نزد خداوند مانند آدم است كه خدا او را از خاك آفريد». در اين آيه، خداوند، با بيان شباهت تولد حضرت عيسي عليه السلام و حضرت آدم عليه السلام ، يادآوري مي كند كه آدم را با قدرت بي پايان خود، بدون اين كه داراي پدر و مادري باشد، از خاك آفريد و اگر نداشتن پدر گواه اين باشد كه مسيح فرزند خداست، پس حضرت آدم براي اين منصب شايسته تر است؛ زيرا او نه پدر داشت و نه مادر. اما با وجود گفتن اين دليل، آنان قانع نشدند و خداوند به پيامبر خود، دستور مباهله داد تا حقيقت آشكار و دروغ گو رسوا شود.

آيه مباهله

خداوند پيش از نازل كردن آيه مباهله، در آياتي چند به چگونگي تولد عيسي عليه السلام مي پردازد و مسيحيان را با منطق عقل و استدلال روبرو مي كند و از آنان مي خواهد كه عاقلانه به موضوع بنگرند. بنابراين پيامبر، در ابتدا سعي كرد با دلايل روشن و قاطع آنان را آگاه كند، اما چون استدلال موجب تنبّه آنان نشد و با لجاجت و ستيز آنان مواجه گشت، به امر الهي به مباهله پرداخت. خداوند در آيه 61 سوره آل عمران مي فرمايد: «هرگاه بعد از دانشي كه به تو رسيده، كساني با تو به محاجّه و ستيز برخيزند، به آنها بگو فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَي الْكَاذِبِينَ.

بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.( سوره آل عمران، آيه 61)

ديدگاه بزرگان نجران درباره مباهله

در روايات اسلامي آمده است كه چون موضوع مباهله مطرح شد، نمايندگان مسيحي نجران از پيامبر مهلت خواستند تا در اين كار بينديشند و با بزرگان خود به شور بپردازند. نتيجه مشاوره آنان كه از ملاحظه اي روان شناسانه سرچشمه مي گرفت اين بود كه به افراد خود دستور دادند اگر مشاهده كرديد محمد با سر و صدا و جمعيت و جار و جنجال به مباهله آمد با او مباهله كنيد و نترسيد؛ زيرا در آن صورت حقيقتي در كار او نيست كه متوسل به جاروجنجال شده است و اگر با نفرات بسيار محدودي از نزديكان و فرزندان خردسالش به ميعادگاه آمد، بدانيد كه او پيامبر خداست و از مباهله با او بپرهيزيد كه خطرناك است.

در ميعادگاه چه گذشت؟

طبق توافق قبلي، پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم و نمايندگان نجران براي مباهله به محل قرار رفتند. ناگاه نمايندگان نجران ديدند كه پيامبر فرزندش حسين عليه السلام را در آغوش دارد، دست حسن عليه السلام را در دست گرفته و علي و زهرا عليهماالسلام همراه اويند و به آنها سفارش مي كند هرگاه من دعا كردم شما آمين بگوييد. مسيحيان، هنگامي كه اين صحنه را مشاهد كردند، سخت به وحشت افتادند و از اين كه پيامبر، عزيزترين و نزديك ترين كسانِ خود را به ميدان مباهله آورده بود، دريافتند كه او نسبت به ادعاي خود ايمان راسخ دارد؛ زيرا در غير اين صورت، عزيزان خود را در معرض خطر آسماني و الهي قرار نمي داد. بنابراين از اقدام به مباهله خودداري كردند و حاضر به مصالحه شدند.

سخنان ابوحارثه درباره مصالحه

هنگامي كه هيئت نجراني پيامبر را در اجراي مباهله مصمّم ديدند، سخت به وحشت افتادند. ابوحارثه كه بزرگ ترين و داناترين آنان و اسقف اعظم نجران بود گفت: «اگر محمد بر حق نمي بود چنين بر مباهله جرئت نمي كرد. اگر با ما مباهله كند، پيش از آن كه سال بر ما بگذرد يك نصراني بر روي زمين باقي نخواهد ماند». و به روايت ديگر گفت: «من چهره هايي را مي بينم كه اگر از خدا درخواست كنند كه كوه ها را از جاي خود بكند، هر آينه خواهد كَند. پس مباهله نكنيد كه در آن صورت هلاك مي شويد و يك نصراني بر روي زمين نخواهد ماند».

سرانجام مباهله

ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «اي ابوالقاسم، از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه كن بر چيزي كه قدرت بر اداي آن داشته باشيم». پس حضرت با ايشان مصالحه نمود كه هرسال دوهزار حُلّه بدهند كه قيمت هر حلّه چهل درهم باشد و بر آنان كه اگر جنگي روي دهد، سي زره و سي نيزه و سي اسب به عاريه بدهند.

مباهله، اثبات صدق دعوت پيامبر(ص)

مباهله پيامبر با نصرانيان نجران، از دو جنبه نشان درستي و صداقت اوست. اوّلاً، محض پيشنهاد مباهله از جانب پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم خود گواه اين مدعاست؛ زيرا تا كسي به صداقت و حقانيّت خود ايمان راسخ نداشته باشد پا در اين ره نمي نهد. نتيجه مباهله، بسيار سخت و هولناك است و چه بسا به از بين رفتن و نابودي دروغ گو بينجامد. از طرف ديگر، پيامبر كساني را با خود به ميدان مباهله آورد كه عزيزترين افراد و جگرگوشه هاي او بودند. اين خود، نشان عمق ايمان و اعتقاد پيامبر به درستي دعوتش مي باشد كه با جرأت تمام، نه تنها خود، بلكه خانواده اش را در معرض خطر قرار مي دهد.

مباهله، سند عظمت اهل بيت(ع)

مفسران و محدثان شيعه و اهل تسنّن تصريح كرده اند كه آيه مباهله در حق اهل بيت پيامبر نازل شده است و پيامبر تنها كساني را كه همراه خود به ميعادگاه برد فرزندانش حسن و حسين و دخترش فاطمه و دامادش علي عليهم السلام بودند. بنابراين منظور از «اَبْنائَنا» در آيه منحصرا حسن و حسين عليهماالسلام هستند، همان طور كه منظور از «نِساءَنا» فاطمه عليهاالسلام و منظور از «اَنْفُسَنا» تنها علي عليه السلام بوده است. اين آيه هم چنين به اين نكته لطيف اشاره دارد كه علي عليه السلام در منزلت جان و نفس پيامبر است.

دو روايت در شأن اهل بيت (ع)

در كتاب عيون اخبار الرّضا درباره مجلس بحثي كه مأمون در دربار خود تشكيل داده بود، چنين آمده است: امام علي بن موسي الرضا عليه السلام فرمودند: «خداوند پاكان بندگان خود را در آيه مباهله مشخص ساخته است و به دنبال نزول اين آيه، پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ، علي و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام را با خود به مباهله برد. اين مزيّتي است كه هيچ كس در آن بر اهل بيت پيشي نگرفته و فضيلتي است كه هيچ انساني به آن نرسيده و شرفي است كه قبل از آن، هيچ كس از آن برخوردار نبوده است».

در كتاب غاية المرام به نقل از صحيح مسلم آمده است: روزي معاويه به سعد بن ابي وقاص گفت: چرا ابوتراب را دشنام نمي گويي؟! گفت: از آن وقت كه به ياد سه چيز افتادم كه پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم درباره علي فرمود، از اين كار صرف نظر كردم. يكي آن بود كه وقتي آيه مباهله نازل شد پيغمبر تنها از فاطمه و حسن و حسين و علي دعوت كرد و سپس فرمود: «اللهم هؤلاء اهلي؛ خدايا، اينها خاصّان منند»...

اعمال روز مباهله

روز بيست و چهارم ذي الحجّه، روز مباهله پيامبر با مسيحيان نجران است كه در نزد مسلمانان، اهميت خاصّي دارد؛ چرا كه گواه حقانيت و درستي دعوت پيامبر و عظمت شأن اهل بيت مكرّم اوست. در كتاب شريف مفاتيح الجنان، اعمال مخصوصي بدين شرح براي اين روز ذكر شده است:

اول: غسل، كه نشان پالايش ظاهر از هر آلودگي و آمادگي براي آرايش جان و صفاي باطن است؛

دوم: روزه، كه سبب شادابي درون است؛

سوم: دو ركعت نماز؛

چهارم: دعاي مخصوص اين روز كه به دعاي مباهله معروف است و شبيه دعاي سحر ماه رمضان مي باشد.

هم چنين در اين روز خواندن زيارت اميرالمؤمنين به ويژه زيارت جامعه روايت شده است. احسان به فقرا و محرومان به تأسّي از مولي الموحدين علي عليه السلام كه در ركوع نمازش به نيازمند احسان فرمود، سفارش شده است.

بخش هايي از دعاي روز مباهله

خداوندا، بر محمد و آل محمد درود فرست و به من شادي و خرّمي، استقامت و گشايش، عافيت و سلامت و كرامت، روزي پاك و فراوان، و هر نعمت و وسعت كه نازل شده يا از آسمان به زمين نازل مي شود، قسمت كن.

 

خداوندا، اگر گناهان چهره مرا نزد تو فرسوده اند و ميان من و تو حايل شده اند و حالم را نزد تو دگرگون كرده اند، از تو درخواست مي كنم به نور آبرويت كه خاموش نشود و به آبروي حبيبت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله وسلم و به آبروي وصيّت علّي مرتضي عليه السلام و به حق اوليائت كه آنها را برگزيدي كه بر محمد و آل محمد درود بفرستي و هر گناه كه كرده ام بيامرزي و مرا در باقي مانده عمرم حفاظت كني.

خداوندا، من مطيع توام، پس از من خشنود باش. عملم را ختم به خير كن و ثواب آن را برايم در بهشت مقرّر دار و آنچه خود سزاوار آني براي من انجام ده، اي سزاوار تقوا و آمرزش. رحمت فرست بر محمد و آل محمد و به رحمت خود به من رحم كن، اي مهربان ترينِ مهربانان.





Share
1 | خادم الحسين | , ایران | ١٤:٤٣ - ١٦ شهریور ١٣٩٢ |
ميشه كمي بيشتر درباره ي آيه مباهله سند آن مصاديق و امامت اميرالمومنين و ارتباط با اين آيه بيشتر توضيح بديد مقاله اي درباره ي آيه مباهله در سايتتون پيدا نكردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي؛ به مقاله زير مراجعه كنيد:


موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
2 | فواد اسدي | , ایران | ٠٢:٠٨ - ١٤ آبان ١٣٩٣ |
ايا در در کتب اهل السنت روايات صحيح که تاکيد کند آيه مباهله فقط پنج تن آل عبا بودند هست؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

روايت نزول آيه مباهله در صحيح مسلم نقل شده است لذا نياز به بررسي سند ندارد :حدثنا قُتَيْبَةُ بن سَعِيدٍ وَمُحَمَّدُ بن عَبَّادٍ وَتَقَارَبَا في اللَّفْظِ قالا حدثنا حَاتِمٌ وهو بن إسماعيل عن بُكَيْرِ بن مِسْمَارٍ عن عَامِرِ بن سَعْدِ بن أبي وَقَّاصٍ عن أبيه قال أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فقال أَمَّا ما ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ له رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَلَنْ اسبه لان تَكُونَ لي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ الي من حُمْرِ النَّعَمِ سمعت رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يقول له خَلَّفَهُ في بَعْضِ مَغَازِيهِ فقال له عَلِيٌّ يا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِي مع النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فقال له رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَمَا تَرْضَى ان تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى الا انه لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي وَسَمِعْتُهُ يقول يوم خَيْبَرَ لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ قال فَتَطَاوَلْنَا لها فقال ادْعُوا لي عَلِيًّا فَأُتِيَ بِهِ ارمد فَبَصَقَ في عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إليه فَفَتَحَ الله عليه وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ ) فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ ( دَعَا رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي

صحيح مسلم ج 4 ص 1871

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
3 | سیدمجید | , ایران | ٠٢:٠٩ - ١٦ مهر ١٣٩٤ |
سلام.وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ یعنی (وجانمان وجانتان)چرا نوشتیدو ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اگر در آيه دقت کنيد مشخص است که مراد خود شخص نيست چون در آيه کلمه «ندع» آمده است يعني خواندن و اين خواندن در خصوص نفس  و خود شخص معنا ندارد لذا مراد اين است که عزيزترن افراد خودتان را فرا بخوانيم
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
1 |سیدمجید||٢١:٣٩ - ١٦ مهر ١٣٩٤ |
0
 
3
سلام مجدد. من هم منظورم این بود خداوند یگانه ویکتا حضرت علی بن ابی ابیطالب(ع) را جان و نفس پیامبر میداند وچه کسی از این به پیامبر خدا نزدیکتر.
4 | مباهله | , ایران | ٢٣:٥٣ - ٠٦ مهر ١٣٩٥ |
با سلام خدمت اساتید محترم
واقعه غدیر و مباهله از دیدگاه این حقیر قطعی است و بدان ایمان کامل دارم اما سوالی ذهن مرا بخود مشغول ساخته و از اساتید محترم درخواست جواب دارم وآن سوال را بدین شکل توضیح میدهم :
واقعه غدیر در هجدهم ذی الحجه اتفاق افتاده وآیه اکمال نازل شده و نبی مکرم اسلام دست امیرالمومنین را بالا بردند و ایشان را ولی و جانشین خود معرفی فرمودند ومردم تا سه روز با مولا علی علیه السلام بیعت کردند .
تاریخ مباهله بیست وچهرم ذی الحجه می باشد و مسیحیان نجران یک روز فرصت فکر کردن خواستند تا تصمیم بگیرند که مباهله را انجام دهند یا نه ، واز قرار معلوم یک روز زمان تصمیم گیری شان بطول انجامید وروز بیست سوم ذی الحجه نناظره صورت گرفته بود
فاصله غدیر تا مدینه هم حدود پنج روز هم در نطر گرفته شود بخاطر اینکه مدت زمان رفتن از مدینه تا مکه ده روز بطول انجامید واز طرفی غدیر به مکه نزدیکتر است تا مدینه ،
مسلمین و پیامبر تا بیست و یکم که در غدیر بودند از طرفی پنج روز هم حداقل راه در نظر گرفته شود تا مدینه ،چطور در روز بیست و سوم ذی الحجه همان سال با مسیحیان نجران روبرو شدند
یا اینکه تاریخ غدیر و مباهله در یک سال نبوده واگر بوده چطور امکان پذیر می باشد
یدا.. فوق ایدیهم

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
ماجرای مباهله از امور مسلم بین شیعه و سنی می باشد. ولی در این که ماجرا، در سال نهم هجری بوده یا سال دهم بین مورخین اختلاف است  شیخ مفید سال نهم را  ذکر کرده است: جریان مباهله پس از فتح مکه (سال هشتم) و قبل از حجة الوداع (سال دهم) رخ داده است. (المفید، الارشاد، ج۱، ص۱۶۶-۱۷۱)
مورّخان مشهور ، ماه و روز مباهله را تعيين نكرده اند ؛ امّا دو محدّث شيعى ، شيخ طوسى و ابن طاووس، بر اساس دو روايت ضعيف السند ، روز مباهله را بيست و چهارم ذى حجّه ذكر كرده و روزهاى بيست و يكم ، بيست و پنجم و بيست و هفتم را نيز محتمل دانسته اند . ۱ بر پايه اصل تسامح در اين گونه امور ، مشكلى در پذيرش اين احتمالات نيست ؛ زيرا با وجود حجّ امام على عليه السلام در سال نهم و دهم و نيز حضور پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در هجدهم ذى حجّه سال دهم در جحفه و غدير خم ، حضور اين دو بزرگوار در مدينه در اواخر ذى حجّه بجز روز بيست و يكم، ممكن است ؛ زيرا فاصله مدينه تا جحفه در حدود پنج روز و تا مكّه حدود هفت روز بوده است
گفتنى است لزومى به در نظر گرفتن مدّت زمان زيادى ميان بازگشت پيامبر صلى الله عليه و آله از حج و حركت نجرانيان به سوى مدينه نيست . مى توان تصوّر كرد كه آنان با آگاهى از عزيمت پيامبر به حج ، حركت كرده و همراه قافله هاى حج ، خود را به مدينه رسانده باشند .
جهت اطلاع بیشتر به کتاب سيّد المرسلين، سبحانى ج ۲ ص ۶۱۰ ـ ۶۲۱  و دانشنامه قرآن و حدیث جلد شانزدهم مراجعه کنید
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها