2018 July 20 - جمعه 29 تير 1397
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
کد مطلب: ٥٧٨٦ تاریخ انتشار: ٢٠ دي ١٣٨٦ تعداد بازدید: 5271
سخنراني ها » شبکه سلام
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)

شبكه سلام 86/10/20

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 86/10/20

آقاي هدايتي

اساسي ترين شبهاتي را كه وهابيت القاء كرده اند درباره قيام آقا امام حسين (عليه السلام)، به طور عموم و خصوصا در مورد سوگواري و عزاداري آقا امام حسين (عليه السلام) را، توضيحاتي بدهيد.

استاد حسيني قزويني

ما سال گذشته مطالبي را در مورد إبن تيميه در اين زمينه مطرح كرديم، ولي باز هم اشاره اي مي كنيم.

آقاي محمد بن عبد الوهاب بنيان گزار وهابيت، كه امروز وهابيت سخنان او را از سخنان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) با ارزش تر مي دانند، كه اين نيز مورد اعتراض بعضي علماي وهابي قرار گرفته، تعبيري دارد در كتاب رسالة في الرد علي الرافضة، صفحه 46 إلي 49:

و من قبائح هؤلاء الرافضة، أنهم يتخذون يوم موت الحسين مأتماً، فأما النياحة فمن أعظم منكرات الجاهلية، يترتب علي ما يفعلون من المنكرات و المحرمات كما لا يحصي و كل ذلك بدعة و منكر. كلهم مشاركون في البدعة، فاللازم علي كل مؤمن منع هؤلاء المبتدعه من هذه البدعة القبيحة.

يكي از كارهاي قبيح شيعيان، اين است كه شهادت حسين را، ايام عزا اعلام مي كنند و اينها با يا حسين گفتن، كارهاي خلافي انجام مي دهند، نو حه كردن و عزاداري كردن از بزرگ ترين منكرات دوران جاهليت است. بر اين عزاداري هاي شيعيان براي حسين هم محرمات و هم منكرات مترتب است. اگر كسي عزاداري كند يا راضي به عزاداري باشد يا كمك به عزاداري كند يا اجيز براي عزاداري شود، همه اينها در بدعت شريك اند و بر همه مؤمنين واجب است كه اين شيعيان را از اين بدعت قبيح، نهي از منكر بكنند.

در اينجا بينندگان عزيز توجه كنند به مطلبي كه از هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي كه در رأسش آقاي بن باز، مفتي أعظم سابق عربستان است، سؤالي كرده اند:

بعضي از شيعيان، يا علي و يا حسين مي گويند؛ اين چه حكمي دارد؟

هيئت عالي إفتاء جواب داد:

يا علي و يا حسين گفتن، شرك است و شرك اكبر هم است.

يخرج من ملة الإسلام و فلا يحل أن يزوجهم المسلمات و لا يحل لنا أن نتزوج من نسائهم.

و كسي كه اين يا علي و يا حسين را بگويد وي از دين اسلام خارج و مرتد مي شود. بر شيعياني كه يا حسين مي گويند، بر ما وهابيت جايز نيست كه به آنان دختر بدهيم و بر ما هم جائز نيست كه با دختران شيعه ازدواج كنيم.

البته اين كمال افتخار براي مردان شيعه است كه دختر از وهابي نگيرد و اين سعادت براي دختران شيعه است كه همسر وهابي نباشند. البته ما تزويج و تزوّج را با برادران أهل سنت هيچ إشكالي نمي دانيم؛ ولي با وهابيت تكفيري و إفراطي را، ما الحق مايه ننگ مي دانيم.

جالب اين كه از همين هيئت عالي افتاء سؤال شد:

آيا ما با يهود و نصاري مي توانيم تزويج و تزوج كنيم يا نه؟

جواب دادند:

يجوز للمسلم أن يتزوج كتابياً، يهودية أو نصرانية.

جائز است براي مسلمان كه از يهودي و نصراني دختر بگيرد.

من توجه عزيزان را به اين نكته جلب مي كنم كه: چطور شد يا حسين گفتن، شركي را ايجاد كرد كه دختر گرفتن و دختر دادن حرام است، ولي يهود و نصاري كه قرآن صراحت دارد:

وَ قَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ إبن اللَّهِ وَ قَالَتِ النَّصَارَي الْمَسِيحُ إبن اللَّهِ

يهود عزير را فرزند خدا مي دانند و نصاري هم مسيح را فرزند خدا مي دانند.

سوره توبه، آيه 30

آنهايي كه عزير و مسيح را فرزند خدا مي دانند، مشرك نيستند و دختر گرفتن از آنها اشكالي ندارد، ولي شيعه يا يك مسلمان، اگر يا حسين بگويد، او مشرك است و شرك او در حدي است كه دختر گرفتن و دختر دادن به او حرام است. اين هم از عجائب روزگار است.

در اين رابطه چند نكته قابل عرض است:

نكته اول:

اينها كه عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) را بدعت مي شمارند يا ظاهرا تاريخ اسلام را نخوانده اند يا وارونه خوانده اند. قضيه شهادت آقا امام حسين (عليه السلام) و قضيه گريه كردن نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) يا ديگر صحابه براي امام حسين (عليه السلام) حتي قبل از ولادت آقا امام حسين (عليه السلام) در تاريخ أهل سنت، حتي در كتاب هاي معتبرشان نيز آمده است. شما ببينيد خود آقاي ذهبي كه از استوانه هاي علمي أهل سنت است كه از او به عنوان إمام الجرح و التعديل ياد مي كنند، در كتاب سير أعلام النبلاء، جلد 3، صفحه 291 آورده كه رأس الجالوت، از بزرگان أهل سنت، ايشان اين قضيه را مطرح مي كند و مي گويد:

وقتي ما از كربلاء عبور مي كرديم، اسب ما رم مي كرد و ما به زمين مي خورديم و احساس ناراحتي مي كرديم و از پدرم سوال كردم كه چرا اين چنين اتفاقي در عبور از كربلاء براي ما مي افتند؟ قال كنا نتحدث أن ولد نبي مقتول في ذلك المكان، پدران و بزرگان ما گفته اند كه فرزند يك پيغمبري در اين مكان كشته خواهد شد. فلما قتل الحسين قلنا هذا الذي نتحدث، وقتي حسين شهيد شد، ما فهميديم خبري كه بزرگان و أنبياء گذشته به ما داده بودند، مراد حسين فرزند رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) بوده است. اين يك نكته.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج3، ص291ـ تاريخ الطبري، ج4، ص296ـ المعجم الكبير للطبراني، ج3، ص111 ـ تاريخ مدينه دمشق لإبن عساكر، ج14، ص200ـ تهذيب الكمال للمزي، ج6، ص410 ـ تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج3، ص301.

نكته دوم:

آقايان خوارزمي در مقتل الحسين و طبري در ذخائر العقبي آورده اند بر اين كه:

وقتي حسين بدنيا آمد، رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) وقتي بر قنداقه حسين آمد، نگاهي كرد و قطرات اشكش جاري شد؛ خواهر أسماء بنت عميس عرض كرد: يا رسول الله چرا گريه مي كني؟ رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) فرمود: اين فرزندم را تقتله الفئة الباغية من أمتي، گروه ستمكار و ياغي از أمتم خواهند كشت او را، و لا أنالهم الله شفاعتي. خداوند شفاعت من را به اينها قسمت نكند.

مقتل الحسين للخوارزمي، ج1، ص88 ـ ذخائر العقبي للطبري، ص119

نكته سوم:

آنچه كه تاريخ براي ما نقل كرده، وقتي امام حسين (عليه السلام) يك ساله بوده، أم الفضل بنت حارث نقل مي كند:

روزي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) وارد شد و امام حسين (عليه السلام) را روي زانوانش نشاند و ديدم از چشمانش قطرات اشك جاري شد و عرض كردم:

يا نبي الله بأبي أنت و أمي ما لك؟ قال أتاني جبرئيل عليه الصلاة و السلام فأخبرني إن أمتي ستقتل إبني هذا، فقلت هذا؟ فقال نعم و أتاني بتربة من تربته حمراء.

پدر و مادرم فداي تو باد، تو را چه شده است؟ فرمود جبرئيل آمد و به من خبر داد: امت تو درآينده اين فرزندت را خواهند كشت و بعد يك تكه از تربت قرمز كربلاء را هم جبرئيل براي من آورد.

اين روايت را آقاي حاكم نيشابوري نقل مي كند و مي گويد: هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين. اين روايت بر مبناي صحيح مسلم و صحيح بخاري، صحيح است.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص176

جالب اين كه خود أم المؤمنين عايشه قضيه اي را مشابه اين نقل مي كند كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) آقا امام حسين (عليه السلام) را بغل كرد و گريه فرمود و مي گويد:

من عرض كردم يا رسول الله چرا گريه مي كنيد؟

عين همين قضيه را مطرح كرد و فرمود:

و إن أمتي ستفتن بعدي.

أمت من بعد از من گرفتار امتحان خواهند شد.

و بعد جبرئيل مي گويد:

إن إبني الحسين يقتل بعدي بأرض الطف.

در سرزمين طف، حسين تو را مي كشند.

مجمع الزوائد هيثمي، ج9، ص188 ـ معجم كبير طبراني، ج3، ص107

* * * * * * *

آقاي هدايتي

سيره صحابه در مورد عزاداري امام حسين (عليه السلام) را براي ما توضيح دهيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با سيره صحابه، همين اندازه كه أم سلمه كه هم همسر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است و هم صحابيه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است، بعد از اين كه اين تربت را آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) به أم سلمه داد، آن را در شيشه اي گذاشته بود و منتظر بود كه اين قضيه چه خواهد شد، تا اين كه يك روزي ديد همين تربت، داخل اين شيشه، مبدل به خون شد و متوجه شد بر اين كه آقا امام حسين (عليه السلام) به شهادت رسيده است و در روايات متعدد آمده كه مردم مدينه، مهاجرين و أنصار، در مصائب آقا امام حسين (عليه السلام) آن چنان گريه و عزاداري كردند كه بعد از رحلت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هم چنين قضيه اي را مدينه به خودش نديده بود.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

ما نمونه هاي متعدد و فراواني در تاريخ داريم كه أهل سنت عزاداري هاي مفصلي داشته اند براي علماء خودشان كه از دار دنيا رفته اند. الآن وهابيت و سلفي ها مي گويند كه عزاداري بدعت است. أخيرا يكي از ائمه جمعه در زاهدان همين حرف را در خطبه تكرار كرد. لطفا اين نمونه ها را براي ما بيان كنيد.

استاد حسيني قزويني

هست كه علماء و بزرگان أهل سنت يا عمده أهل سنت، غير از وهابيت، در طول تاريخ براي امام حسين (عليه السلام) عزاداري كرده اند. شايد اين را بينندگان عزيز ما يا نشنيده اند يا كم شنيده اند كه آقاي إبن كثير دمشقي سلفي كه وهابيت بر سر او قسم مي خورند، ايشان در كتاب البداية و النهاية، جلد 13، صفحه 207، حوادث سال 654 هجري قمري مي گويد:

روز عاشوراء بود، سبط إبن جوزي كه از علماء بزرگ أهل سنت و از محبين أهل بيت بوده (نوه إبن جوزي صاحب المنتظم)، از ايشان خواستند كه در روز عاشوراء برود بالاي منبر و در رابطه با حسين براي مردم سخن بگويد، آقاي إبن جوزي رفت بالاي منبر و پس از يك سكوت طولاني دستمال خويش را بر صورت نهاد و گريه شديدي سر داد و در حالي كه مي گريست اين شعر را مي خواند:

ويل لمن شفعاؤه خصماؤه و الصور في نشر الخلائق ينفخ

لا بد عن ترد القيامة فاطم و قميصها بدم الحسين ملطخ

واي بر حال كساني كه شفيع شان دشمن شان باشد، يعني آنهايي كه اميد شفاعت رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) را داشتند، بخاطر شهادت فرزندش، همان رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) كه بايد شفيع آنها باشد، خصيم آنها خواهد بود. در قيامت، فاطمه وارد محشر خواهد شد، در حالي كه پيراهن به خون آغشته حسين را در بر دارد.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج13، ص227

حالا اگر آقايان إبن جوزي را هم بدعت گذار مي دانند، ما كاري نداريم؛ و خود جد ايشان آقاي إبن جوزي مشهور در كتاب المنتظم، جلد 4، صفحه 208 در حوادث 352 هجري و مشابه اين را آقاي ذهبي در تاريخ الإسلام دارد كه خود إبن جوزي مي گويد:

در بغداد، مردم شيعه و سني در ايام عزاداري حسين دكان ها را مي بستند، پارچه هاي سياه آويزان مي كردند، به خيابان ها مي ريختند، به سر و صورت مي زدند و به برپائي مراسم سوگواري حسين مي پرداختند.

في اليوم العاشر من المحرم أغلقت الأسواق ببغداد، عطل البيع ... و نصبت القباب في الأسواق، علقت عليها المسموح و خرجت النساء منتشرات الشعور يلطمن في الأسواق و أقيمت النائحة علي الحسين عليه السلام ... .

المنتظم لإبن الجوزي، ج4، ص208

اين در رابطه با عزاداري بزرگان أهل سنت و مردم براي آقا امام حسين (عليه السلام).

اما عزاداري أهل سنت براي بزرگان شان

شما ببينيد آقاي ذهبي از استوانه هاي علمي أهل سنت است و من گمان نمي كنم كه شما يك سني در زير آسمان پيدا كنيد كه نسبت به نظريه ذهبي إعتراضي داشته باشد؛ ايشان در كتاب سير أعلام النبلاء، جلد 15، صفحه 480 مي گويد:

آقاي عبدالمؤمن بن خلف از فقهاي أهل سنت، وقتي كه از دنيا رفت، مردم او را تشييع جنازه كردند و عزاداري مفصلي براي او كردند.

هم چنين در جلد 18، صفحه 468 در رابطه با آقاي جويني امام الحرمين، متوفاي 478 مي گويد:

اول او را در منزلش به خاك سپردند، بعد او را به كربلاء معلي انتقال دادند و در ماتم او منبرها را شكستند، بازارها را تعطيل كردند، مرثيه هاي فراواني در مصيبتش خواندند. ايشان 400 شاگرد و طلبه داشت، در عزاي او قلم و قلمدان ها را شكستند، يك سال عزاداري كردند و عمامه هاي خود را به مدت يك سال از سر برداشتند، بدان حدي كه كسي جرأت به سر گذاشتن عمامه را نداشت و در طول اين مدت در سطح شهر به نوحه خواني و مرثيه سرائي پرداختند.

سير أعلام النبلاء للذهبي، ج15، ص480 ـ المنتظم لإبن جوزي، ج9، ص20

در رابطه با خود آقاي سبط إبن جوزي متوفاي 597 هجري، خود آقاي ذهبي مي گويد:

در درگذشت آقاي إبن جوزي مردم بازارها را تعطيل كردند، جمعيت زيادي در مراسم او حضور يافتند و در عزاي او با وجود شدت گرماي زياد شركت كردند و سوگواري كردند.

اين قضايا را خود آقاي ذهبي نقل مي كند. آقاي ذهبي، وقتي عزاداري مردم بغداد را براي امام حسين (عليه السلام) مي نويسد، طعنه مي زند و مي گويد:

أللهم ثبت علينا عقولنا.

خداي عقل هاي ما را ثابت نگهدار.

يعني اينها كه براي امام حسين (عليه السلام) عزاداري مي كنند، عقل ندارند؛ ولي وقتي سبط إبن جوزي و جويني را نقل مي كند، بدون كوچك ترين مسئله و طعنه اي از كنار اين مي گذرد.

من عقيده دارم كساني كه عزاداري براي امام حسين (عليه السلام) را بدعت و حرام مي دانند، مي خواهند همان سنت دودمان بني اميه و شجره ملعونه در قرآن را در جامعه إحياء كنند.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

أهل سنت مي گويند ما شيعه معتقديم كه امام حسين (عليه السلام) شهيد شد، بخاطر اين كه ما بر او گريه كنيم و ثواب ببريم و به بهشت برويم، اين شبهه را جواب بدهيد.

جواب:

مي گويند امام حسين (عليه السلام) را خود شيعيان به شهادت رساندند، همان هايي كه نامه نوشتند به امام حسين (عليه السلام) كه برود به كربلاء. البته اين سؤال را ما جواب داده ايم و روي سايت هم هست و اگر بخواهيم الآن كامل جواب بدهيم، فرصت زيادي مي برد؛ اما خلاصه اين كه يكي از جملاتي كه خود امام حسين (عليه السلام) در روز عاشوراء مطرح كرد و همه آورده اند كه فرمودند:

ويلكم يا شيعة آل أبي سفيان، إن لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون يوم المعاد، فكونوا أحرارا في دنياكم هذه.

واي بر شما يا شيعيان آل أبي سفيان، كه آمده ايد مرا به قتل برسانيد؛ اگر شما دين نداريد و از قيامت نمي ترسيد، حداقل در دنيا، آزادمرد باشيد.

الكامل في التاريخ، ج4، ص76 ـ الفتوح إبن أعثم، ج5، ص117 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج8، ص203 ـ مقتل الحسين للخوارزمي، ص190

در أعيان الشيعة، جلد 1، صفحه 609 مدارك و منابعش كاملا آمده است و اين روشن است كه عبيد الله بن زياد وقتي آمد كوفه را از طرف يزيد تسخير كرد و تمام آنهايي را كه به ظاهر با امام حسين (عليه السلام) بيعت كرده بودند، بيعت شكستند و تمام آنهائي كه با مسلم بيعت كردند كه تا 18 هزار نفر در تاريخ آمده است، شكستند و حتي خود عبيد الله بن زياد، مانع خروج شيعيان به كربلاي معلي براي كمك به آقا امام حسين (عليه السلام) شد. اين در خود تاريخ طبري و الكامل إبن اثير آمده كه حتي حبيب بن مظاهر و بعضي از افراد، از سياهي و تاريكي شب استفاده كردند و خود را به كربلاء و ياري كردن امام حسين (عليه السلام) رساندند.

* * * * * * *

سؤال:

قبل از اسلام چه وقايعي در سرزمين كربلاء رخ داد؟ آيا در تاريخ ذكر شده است كه پيامبراني در اين منطقه زيسته اند يا دفن شده اند؟ يا خون پيامبري يا پيروان پيامبري قبل از اسلام در اين منطقه ريخته شده است؟ و غير از پيامبر اسلام، آيا پيامبران اولو العزم در مورد اين سرزمين مطلبي را گفته اند؟

جواب:

پيامبران گذشته خبر داده بودند كه در اين نقطه فردي از فرزندان يكي از پيامبران كشته مي شود و اينها سينه به سينه دست علماء و بزرگان يهودي كاملا قرار گرفته بود و اينها اين قضيه را خيلي واضح و روشن داشتند.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص193 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج3، ص117 ـ تاريخ مدينه دمشق لإبن عساكر، ج14، ص199

ولي اين قضيه در تاريخ هست كه آقا امير المؤمنين (عليه السلام) هنگامي كه كه از صفين يا جمل بر مي گشتند، آنجا ايشان گريه كردند و و مردم سوال كردند براي چه گريه مي كني؟ فرمودند كه در اينجا فردي از فرزندان من يا به تعبيري، آقا امام حسين (عليه السلام) مظلومانه به شهادت خواهد رسيد و در كنار شريعه فرات با لب عطشان شهيد مي شود. اين قضيه در كتاب هاي أهل سنت هم مفصل آمده است.

مسند احمد، ج2، ص119، ح613 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص187 ـ الصواعق المحرقة لإبن حجر، ص193، فصل سوم الأحاديث الواردة في بعض أهل بيت (عليه السلام) و كفاطمه و ولديها ـ ذخائر العقبي للطبري، ص148 ـ تاريخ مدينه دمشق لإبن عساكر، ج14، ص188

* * * * * * *

سؤال:

شكي در ايران ايجاد كرده اند در مورد اين كه اين غذاهايي كه به عنوان نذر توزيع مي شود، اين هيچ گونه سنديتي ندارد، توضيحي بدهيد.

جواب:

نذورات بر دو قسم است:

يك سري نذوراتي كه صيغه نذر بر آنها خوانده نمي شود و واجب الوفاء نيست؛ يعني اگر كسي مثلا تصميم مي گيرد به مناسبت ميلاد آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) يا ساير ائمه (عليه السلام) خرجي بدهد، اين واجب الوفاء نيست. ولي اگر كسي بيايد نذر كند مثلا: لِله عَلَيَّ كه مثلا روز ميلاد امام حسين (عليه السلام) يا شهادت ايشان بر مردم اطعام كنم، اين نه تنها از نظر شرعي اشكال ندارد، بلكه عمل به نذرش واجب است و اگر بخواهد عمل نكند به نذرش، بايد كفاره هم بدهد؛ يعني بايد سه روز روزه بگيرد يا ده فقير را اطعام بدهد.

مسئله نذر ارتباطي به مسئله أهل بيت (عليه السلام) ندارد؛ اين نذر يك حكم شرعي است. مثلا اگر كسي نذر كند كه براي پدرش يك پارچه پيراهني بگيرد، بايد به نذرش عمل كند؛ و گرنه بايد كفاره نذر بدهد. اگر چنان چه نذر كند كه برود در مسجد نماز جماعت بخواند، واجب است كه برود در مسجد نماز جماعت بخواند؛ چون به خاطر اين نذر، امر مستحبي به واجب تبديل مي شود. اينها تبليغاتي است كه وهابيت پيش كشيده اند؛ يك مسئله اي كه فقهاي شيعه و سني در اين زمينه اتفاق نظر دارند و اينها اين مسائل را آورده و در ميان شيعيان مطرح كرده اند.

* * * * * * *

سؤال:

در مورد منع وهابيت از عزاداري، دستور عزاداري رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) به زنان در مورد حمزه سيد الشهداء كه بر خلاف نظر وهابيت است، توضيحي بدهيد.

جواب:

بله، در آن موقع، مردم بر شهداي خود گريه مي كردند و كسي نبود كه بر حمزه سيد الشهداء بگريد و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمودند:

لكن حمزة لا بواكي له.

حمزه گريه كننده ندارد؛ وقتي زنان أنصار سخن رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را شنيدند، گريه بر شهداي خود را رها كرده و آمدند بر حمزه سيد الشهداء گريه كردند؛ حتي به طوري كه إبن عبد البر در كتاب الإستيعاب، جلد 1، صفحه 275، و احمد بن حنبل در مسندش، جلد 2، صفحه 40 آورده و قضيه طوري شده بود كه بعد از مدت ها كه از اين قضيه گذشته بود، اگر در مدينه، كسي عزيزش از دنيا مي رفت، اول بر حمزه سيد الشهداء گريه مي كردند و بعد براي عزيز از دست رفته خود گريه مي كردند.

* * * * * * *

سؤال:

در مورد اين كه هر كسي كه عليه خليفه وقت، قيام يا خروج كند واجب القتل است، آيا اين را مي شود تعميمش داد به قيام امام حسين (عليه السلام) يا نه؟

جواب:

بعضي از اين آقايان گفته اند كه كشته شدن امام حسين (عليه السلام) به دست جدش رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بوده است:

قتل الحسين بالسيف جده.

امام حسين (عليه السلام) با شمشير جدش كشته شد. روايتي است كه در صحيح مسلم، جلد 6، صفحه 22 و مسند احمد، جلد 4، صفحه 261 و سنن أبي داود، جلد 2، صفحه 427 و المعجم الكبير طبراني، جلد 17، صفحه 144 آورده اند كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

من أراد أن يفرق أمر هذه الأمة و هي جميع، فأضربوه بالسيف، كائنا من كان.

هركس بخواهد ميان اين أمت تفرقه بيندازد، او را با شمشير بكشيد.

بعد جالب است مناوي از علماي أهل سنت نقل مي كند از إبن عربي ابوبكر كه از معاندين شيعه است و به أهل بيت (عليه السلام) جسارت هاي زيادي دارد، مي گويد:

قد غلب علي إبن العربي الغض من أهل البيت، حتي قال قتل بالسيف جده.

إبن عربي ابوبكر دشمني بر او غلبه كرده و به طوري كه گفته است كه و با شمشير جدش كشته شده است.

فيض القدير للمناوي، ج1، ص265

جناب سخاوي شاگرد هيثمي مي گويد:

استاد ما نسبت به إبن خلدون خيلي سخت گير بود و وقتي او را ياد مي كرد، او را ناسزا مي گفت و لعن مي كرد و مي گفت حسين به شمشير جدش كشته شده است.

* * * * * * *

سؤال:

كساني كه شبهه ايجاد مي كنند خصوصا وهابيت در مورد عزاداري، اينها از نسل كساني هستند كه دختران شان را زنده به گور مي كردند، لطفا از سابقه اين گروه منحرف توضيح بدهيد.

جواب:

در رابطه با سابقه وهابيت قبلا هم عرض كرده ام كه برخلاف نظريه بعضي از اساتيد بزرگوار مثل حضرت آيت الله سبحاني و ديگران كه وهابيت را از قرن هفتم و هشتم مي دانند و مي گويند خود إبن تيميه زمينه سازي كرد؛ بنده با توجه به 25 سال سابقه علمي، معتقد هستم كه قضيه وهابيت و مخالفت آنان با توسل به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليه السلام)، زيارت قبور رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليه السلام)، قبل از إبن تيميه، اين مسائل، توسط بعضي از افراد مطرح شده است. خود إبن تيميه متوفاي 728 هجري است، قبل از ايشان حسن بن العلي البربهاري متوفاي 329 هجري يا إبن بطه از فقهاي حنبلي متوفاي 387 هجري است، اينها هم اين قضيه ممانعت از توسل به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليه السلام) و عزاداري را مطرح كردند. جالب اين كه خود آقاي بربهاري كه عالم حنبلي و متوفاي 329 هجري است، ايشان براي اولين بار آمد نوحه گري و مرثيه خواني براي امام حسين (عليه السلام) و زيارت او را قدقن كرد و حتي دستور داد نوحه خوان ها را بايد كشت.

نشوار المحاضرة، ج2، ص134 ـ الكامل إبن الأثير، ج8، ص307

قبل از بربهاري، حجاج بن يوسف ثقفي از كساني بود كه ممانعت مي كرد از زيارت قبر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و قبل از او مروان بود، آن طور كه مسند احمد، جلد 5، صفحه 422 و المستدرك علي الصحيحين، جلد 4، صفحه 515 آورده اند. غرض اين كه اينها بر مي گردد به مروان و معاويه و غير اينها و آنان از بنيان گزاران اصلي تفكر وهابيت بوده اند.

* * * * * * *

سؤال:

آيا اين كه مي گويند ما در آن دنيا از شفاعت ائمه (عليه السلام) بهره مند مي شويم، آيا اين دليل نمي شود بر اين كه خداوند در آن دنيا، بين عده اي تفاوت قائل شود و عدالت زير سؤال برود؟

جواب:

قضيه شفاعت در روز قيامت، اتفاقي (مورد قبول) است ميان همه بزرگان دين؛ حتي خود إبن تيميه هم براي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) شفاعت در قيامت را قائل است و منكر شفاعت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در روز قيامت نيست و در كتاب خود صراحت دارد كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) داراي شفاعت است در روز قيامت.

مجموعة الرسائل الكبري، ج1، ص403

البته سؤال كننده عزيز عدالت خدا را زير سؤال برده است؛ در حالي كه قضيه شفاعت بي در و پيكر نيست و شامل همه نمي شود، بلكه شامل كساني است كه تلاش مي كنند بنده خوبي براي خدا باشند، ولي شيطان آنها را مي لغزاند و دوباره توبه مي كنند و بر مي گردند؛ مثل كسي كه مثلا در مدرسه تلاش مي كند درس بخواند و واقعا درس خوان است، ولي در اثر كمي حافظه يا بعضي از مسائل، نيم نمره يا يك نمره كم مي آورد، معلم مي آيد به او ارفاق مي كند و اين به عنوان شفاعت است. اگر كسي كه مثلا نمره 2 گرفته است او را شفاعت نمي كنند و نمره قبولي به او بدهند.

محمد بن عبد الوهاب متوفاي 1206 مؤسس وهابيت، در كتاب الهدية السنية الرسالة الثانية، صفحه 42 اين قضيه را آورده است و منكر شفاعت نيست.

روايتي از آقا امام صادق (عليه السلام) هست كه عزيزان دقت كنند و به عنوان يادگاري از ما داشته باشند:

يا جابر و الله ما يتقرب إلي الله إلا بالطاعة و ما معنا برائة من النار و لا علي الله لأحد من حجة، من كان لله مطيعا فهو لنا ولي؛ من كان لله عاصيا فهو لنا عدو و ما تنال ولايتنا إلا بالعمل والورع.

به خداي عالم كسي نمي تواند نزديك شود مگر به طاعت، ما برگه برائت از آتش براي كسي نياورده ايم، هر كس مطيع خدا باشد او دوست ما است؛ (اگر كم و كاستي داشته باشد ما جبران مي كنيم)، آنكه كارش در مورد خدا معصيت باشد دشمن ما است؛ (و ما شفيع دشمنمان نخواهيم شد)، ولايت ما أهل بيت (عليه السلام) فقط با عمل و اطاعت خدا و ورع، قابل رسيدگي است.

الكافي للكليني، ج2، ص74 و 75

ولي بعضي تصور باطل از شفاعت دارند و عدالت خداي عالم را زير سؤال مي برند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | رضا نيازي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠١ خرداد ١٣٨٧ |
ضمن سلام و خسته نباشيد اطلاعات بسيار خوب بود .
اگر ممكن است در باره وهابيت بيشتر توضيح داده شود.
2 | سوران | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٥ تير ١٣٨٧ |
جناب آقاي رضا نيازي واقعاً نيازي شما بهتر است به فکر مبارزه با بهائي باشيد نه وهابي اول داخل رو اصلاح بعد برو سراغ خارج البته من وهابي نيستم و خود من هم يکي از آن مبارزان هستم که بتوانم آنان را بهتر بشناسم تا در مقابلشان کم نيارم ويا فريب عقيده کثيف آنان را نخورم چون من اهل سنت و جماعت هستم و وهابي بيشتر به من و امثال من ربط دارد نه به شما ، شما بهتر است بهائي رو بشناسيد تا ببيند چه کساني هستند و چه عقيده اي دارند
3 | حسين | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٠ مرداد ١٣٨٧ |
عالي است لطفا مراتب را به طور مستمر از طريق پست الكترونيكي برايمان بفرستيد. التماس دعا
4 | ميثم عسگري | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٢ خرداد ١٣٨٨ |
سلام اون چيزي كه من تو اين صفحات ديدم تقريباَ توهين به شيعيان بود لطف كنيد واينجور توهين كردنو كم كنيد. امام حسين (ع)را يك سري از كوفيان كشتن كه حضرت علي(ع)اميرالمومنين تو بچگيشون يتيم بودن دهنشون غذا ميذاشت به دستور حاكم برتر امام علي(ع) كه مردم حكم اون حاكمو با حكم امام برابر ميدونستن كشتن. حال نگين نگين شيعيان كشتن چون يزيد(ل)قيمت اون حاكمو پيدا كرده بود و اونو خريد. پس مواظب باشين كسي قيمت شمارو پيدا نكنه كه به هيچ كس رحم نميكنين.
5 | محمد | , آمریکا | ١٢:٠٠ - ١٦ شهریور ١٣٨٨ |
من وهابي نيستم وسخت مخالفشون هستم ومن وهابي هارامشرك ميدانم باآيه وحديث وتلاش من اين است كه بااينهامبارزه كنم وحقايق رانشانشان بدهم من اهل سنت وجماعت هستم
6 | سيما | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٠ ارديبهشت ١٣٨٩ |
با سلام واحترام خيلي از مطالبي كه در اين سايت قرار داده شده استفاده شد واز زحمات شما متشكرم وان شاء مورد رضاي خداوند وامام زمان(عج) قرار گيرد وخداوند يار وياور شما باشد به اميد روزي كه نابودي وهابيون را در ركاب امام زمان(عج) شاهد باشيم
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English