2018 July 16 - دوشنبه 25 تير 1397
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)
کد مطلب: ٥٧٨٥ تاریخ انتشار: ٢٧ دي ١٣٨٦ تعداد بازدید: 7159
سخنراني ها » شبکه سلام
عزاداري براي امام حسين (عليه السلام)

شبكه سلام 86/10/27

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 86/10/27

آقاي هدايتي

آيا واقعه كربلاء، ارتباطي با ماجراي سقيفه داشته يا خير؟

استاد حسيني قزويني

در رابطه با اين سؤال، اگر بخواهيم به تفصيل وارد شويم، احتياج به چندين جلسه بحث و تحليل دارد و نظرات شيعه و سني مطرح بشود و حقائقي كه در فاصله اين 50 سال انجام گرفت، مورد بررسي قرار بگيرد تا ارتباط تنگاتنگ واقعه كربلاء با ماجراي سقيفه روشن بشود؛ ولي آنچه كه مسلّم است و براي هر كسي قابل درك است، اين است كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از همان آغاز بعثت، مسئله خلافت و وصايت آقا امير المؤمنين (عليه السلام) را، تا آخرين روزهاي حيات زندگي شان مطرح كردند؛ چه در غدير، چه در بستر بيماري و چه در آخرين جلسه اي كه آمدند به مسجد و سخن علي مع القرآن و القرآن مع علي را مطرح كردند؛ ولي متأسفانه اين سخنان نبي مكرم (عليه السلام) ناديده گرفته شد و جانشين منصوص و منصوب آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، كنار زده شد و افراد ديگري بر سر قدرت نشستند و حالا اين انگيزه ها چه بود، اينها را قبلا مفصل بحث كرديم؛ ولي آنچه كه مسلّم است، بعد از ماجراي سقيفه، آقا امير المؤمنين (عليه السلام) 25 سال خانه نشين شد و از عرصه عمل و حكومت جدا شد و در طول اين 25 سال، چقدر حقائق اسلامي بهم ريخت و سنت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) دست خوش تغيير شد. إن شاء الله هنگام بحث در مورد علت قيام امام حسين (عليه السلام)، اينها را مفصل مورد بررسي قرار خواهيم داد. آنچه كه مسلّم است اين است كه بعد از 25 سال آقا امير المؤمنين (عليه السلام) زمام امور حكومت را بدست گرفت؛ ولي متأسفانه، آن كينه هاي بدري و احدي و حنيني، شعله ور شد و نگذاشتند آقا امير المؤمنين (عليه السلام) پس از 25 سال كه حكومت را بدست گرفته، بتواند اين كشتي امت اسلامي را به ساحل برساند. اين خيلي روشن و واضح است كه خود آقا امير المؤمنين (عليه السلام) هم كاملا اشاره دارد به اين قضيه و مي فرمايد:

أللهم إني استعديك علي قريش، فإنهم اضمروا لنبيك ضروبا من الشر و الغدر، فعجزوا عنها و حلت بينهم و بينها، فكانت الوجبة بي و الدائرة علي، أللهم إحفظ حسنا و حسينا و لا تمكن فجرة قريش منهما ما دمت حيا.

خدايا از تو استمداد مي كنم مرا در مقابل توطئه قريش ياري فرما؛ اينها نسبت به نبي مكرم (عليه السلام) توطئه هايي را در سر مي پروراندند و عاجز ماندند از پياده كردن آن توطئه ها، خدايا تو بين قريش و توطئه هاي بر ضد نبي مكرم (عليه السلام) مانع شدي وانتقام نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) را از من علي گرفتند.

بعد دستش را براي دعا برمي دارد و مي گويد:

خدايا حسن و حسينم را از شر قريش محافظت فرما.

شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج20، ص298

باز در روايتي امير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

ما لي و لقريش! إنما وترتهم بأمر الله و أمر رسوله، فهذا جزاء من أطاع الله و رسوله إن كانوا مسلمين؟!

قريش با من چه كار دارد، اگر سران قريش را در بدر و احد و يا حنين از بين برده امام حسين (عليه السلام)، به امر خدا و امر رسول خدا بوده؛ اگر مسلمان هستيد، آيا اين چنين است پاداش كسي كه مطيع خدا و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) باشد.

فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم مي گويد:

و ما الذي نقموا من أبي الحسن؟ نقموا والله منه نكير سيفه.

چه انتقامي است كه از ابي الحسن (عليه السلام) مي گيرند؟ قسم به خدا! انتقام شمشير علي را كه در جنگ بدر و حنين وارد ساخت، مي گيرند.

بلاغات النساء لإبن طيفور، ص20 ـ السقيفه و فدك للجوهري، ص120 ـ شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج16، ص233

اينها كاملا روشن و واضح است و من جمله اي را در پايان اين پاسخ عرض كنم كه آقا امير المؤمنين (عليه السلام) در عبارتي ديگر دارد:

كل حقد حقدته قريش علي رسول الله، أظهرته في و ستظهره في ولدي من بعدي.

هر كينه اي كه قريش در دل داشت بر ضد رسول خدا، همه را در من علي آشكار كردند و قريش اين كينه هاي خود را نسبت به فرزندان من هم انجام خواهند داد.

شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج20، ص328

جناب خوارزمي از علماي بزرگ أهل سنت يك عبارتي دارد و مي گويد آقا امام حسين (عليه السلام) كه در كربلاء بر روي زمين افتاد، فرمود:

بسم الله و بالله و علي ملة رسول الله ... إلهي إنك تعلم أنهم يقتلون رجلا ليس علي وجه الأرض إبن نبي غيره، ثم أخذ السهم فأخرجه من قفاه، فأنبعث الدم كالميزاب، فوضع يده علي الجرح فلما إمتلأت رمي به إلي السماء.

خدايا! تو مي داني، اينها مردي را مي كشند كه فرزند رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) غير از من روي زمين نيست؛ بعد تيري را كه بر حضرت زده بودند، از پشت سر بيرون آورد و خون همانند ناودان جريان پيدا كرد و خون را گرفت و به آسمان پرتاب كرد.

و بعد مي گويد وقتي آقا امام حسين (عليه السلام) دستشان را از خون پر كرد و به آسمان پرتاب كرد و دوباره پر كرد و صورت و محاسن بزرگوار را با خون خضاب كرد، فرمود:

إني هكذا أكون حتي ألقي جدي رسول الله و أنا مخضوب بدمي و أقول يا رسول الله قتلني فلان و فلان.

من دوست دارم با همين بدن آغشته به خون، جدم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را ملاقات كنم و به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بگويم كه فلاني و فلاني مرا كشتند.

مقتل الحسين خوارزمي، ج2، ص24

و در زيارت عاشوراء مي خوانيم:

و لعن الله أمة قتلتكم و لعن الله الممهدين لهم بالتمكين من قتالكم.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

حضرت زينب (سلام الله عليها) در يكي از خطابه هاي شان در عصر عاشوراء فرمودند:

بأبي من أضحي عسكره في يوم الإثنين نهبا.

پدرم فداي آن كسي كه سپاهش روز دوشنبه قرباني و غارت شد.

وا حزناه! وا كرباه! اليوم مات جدي رسول الله.

امروز جدم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت.

اللهوف للسيد بن طاووس، ص78

روز دوشنبه روزي است كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) رحلت فرمودند؛ آن روز جانگدازي كه نقطه انحراف امت اسلامي آغاز شد. بايد ارتباط روز دوشنبه رحلت پيامبر (صلي الله عليه و آله) با روز دوشنبه روز عاشوراء حسيني دانسته شود. لطفا در مورد مطالب حضرت زينب (سلام الله عليها) توضيحاتي بدهيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با عبارت حضرت زينب (سلام الله عليها)، هم در رابطه با شب عاشوراء است و هم روز عاشوراء؛ ولي آنچه كه أهل سنت در كتاب هاي معتبر تاريخي آورده اند، اينها تقريبا قضايا را به شب عاشوراء مرتبط كرده اند كه ابو الفرج اصفهاني در كتاب مقاتل الطالبيين از آقا امام سجاد (عليه السلام) نقل مي كند كه شب عاشوراء حضرت زينب (سلام الله عليها) وقتي يقين كردند فردا همان روز موعودي است كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، آقا امير المؤمنين (عليه السلام)، امام حسن (عليه السلام) و أم سلمه از آن خبر داده اند، همه اين قضايا را حضرت زينب (سلام الله عليها) از دوران طفوليت مي دانست و اين كه در روز عاشوراء مصيبت و فجايعي كه بدست دودمان بني اميه انجام مي گيرد همه را مي دانست، وقتي سخنراني آقا امام حسين (عليه السلام) را شنيدند كه به ياران بشارت رفتن به بهشت دادند، حضرت زينب (سلام الله عليها) صدا زد:

وا حزناه! وا كرباه! اليوم مات جدي رسول الله.

امروز جدم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت.

مقاتل الطالبيين، ص75 ـ مقتل الحسين للخوارزمي، ج1، ص238 ـ الكامل لإبن الأثير، ج4، ص24 ـ تاريخ الطبري، ج4، ص319 ـ الفتوح لإبن أعثم، ج5، ص94

يعني ارتباط مي دهد شهادت آقا امام حسين (عليه السلام) را به روز رحلت نبي مكرم (عليه السلام).

ولي بزرگان و مقتل نويسان شيعي در روز عاشوراء هم همين عبارت را آورده اند، وقتي چشم مطهر حضرت زينب (سلام الله عليها) به بدن هاي پاره پاره شهداء افتاد، ندا داد:

بصوت حزين و قلب كئيب، يا محمداه! صلي عليك مليك السماء، هذا حسين مرمل بالدماء مقطع الأعضاء و بنات سبايا ... .

اي جدم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)! بر تو باد درود ملائك آسمان ها، اين حسين توست كه بر روي ريگ هاي بيابان داغ كربلاء بدن پاره پاره اش افتاده، دختران تو را دارند به اسارت مي برند.

تا آنجا كه فرمود:

وا حزناه! وا كرباه! عليك يا ابا عبد الله، اليوم مات جدي رسول الله، يا أصحاب محمداه! هؤلاء ذرية المصطفي يساقون سوق السبايا.

امروز جدم رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت؛ اي اصحاب محمد (صلي الله عليه و آله)! اينها همه ذريه هاي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند، همانند اسيران دارند اينها را به اسيري مي برند.

مثير الأحزان لإبن نماي حلي، ص59 ـ اللهوف للسيد بن طاووس، ص78 ـ بحار الأنوار للمجلسي، ج45، ص58 ـ لواعج الأشجان للسيد محسن امين، ص198.

اما عبارتي كه حضرت زينب (سلام الله عليها) فرمودند:

بأبي من أضحي عسكره في يوم الإثنين نهبا.

بحار الأنوار للمجلسي، ج45، ص59

صاحب عوالم اين تعبير را دارد:

هنگامي كه حضرت زينب (سلام الله عليها) چشمش به بدن قطعه قطعه حسين (عليه السلام) افتاد، فرمود:

هذا حسين محزوز الرأس من القفا، مسلوب العمامة و الرداء، بأبي من عسكره في يوم الاثنين نهبا.

اين حسيني است كه سر او را از پشت كردن جدا كردند؛ عمامه و لباس هاي او را به غارت برده اند؛ پدرم فداي آن حسيني كه در روز دوشنبه خيمه گاه او را به غارت بردند.

العوالم، ص303

عبارتي كه مرحوم سيد بن طاووس در اللهوف و سيد محسن امين در لواعج الأشجان دارند، همان تعبيري است كه شما اشاره كرديد:

بأبي من أضحي عسكره في يوم الاثنين نهبا.

پدرم به فداي آن كسي كه خيمه اش روز دوشنبه به غارت رفت.

اللهوف، ص78 ـ لواعج الأشجان، ص197

البته در اينجا مرحوم محدث قمي (رضوان الله تعالي عليه) كه از محدثان بنام شيعه است، تعبيري دارد در كتاب الأنوار البهية كه از قول مسعودي صاحب مروج الذهب نقل مي كند:

در روز وفات امام هادي در دوران خلافت معتز، ديدند يك كنيزي پشت جنازه امام هادي نوحه مي خواند و ناله مي كند و روز شهادت امام هادي روز دوشنبه بود و 4 روز مانده به آخر جمادي الآخر سال 254 هجري، يعني روز 26 ماه، اين كنيز در نوحه گريش اين را مي خواند:

ماذا لدينا في يوم الاثنين قديما و حديثا.

خدايا! ما در روز دوشنبه، چه مصيبت هايي را تحمل كرديم؛ چه در گذشته و چه امروز؛

الأنوار البهية، ص298 ـ مروج الذهب، ج4، ص84

مرحوم محدث قمي (ره) مي گويد:

أشارت الجارية بهذه الكلمة إلي يوم وفات النبي.

اين كنيز اين تعبير را اشاره دارد به روز دوشنبه اي كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفت و ماجراي بيعت سقيفه آغاز شد.

بعد مرحوم محدث قمي (ره) مي گويد:

أخذت الجارية هذه عن عقيلة الهاشميين زينب بنت امير المؤمنين (عليه السلام).

اين كنيز اين تعبير را از عقيله بني هاشم زينب كبري (سلام الله عليها) ياد گرفته است.

كه در روز عاشوراء به هنگام نوحه سرائي براي امام حسين (عليه السلام) درآنجا فرمودند:

بأبي من أضحي عسكره في يوم الاثنين نهبا.

اينجا هم مرحوم محدث قمي (ره) صراحت دارد كه از اين تعبير روز دوشنبه، اشاره به روز وفات رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) دارد. شايد در ذهن بعضي از بينندگان عزيز اين طور باشد كه روز شهادت امام حسين (عليه السلام) روز دوشنبه بوده كه زينب كبري (سلام الله عليها) مي گويد:

پدرم به فداي آن كسي كه خيمه اش روز دوشنبه (عاشوراء) به غارت رفت.

در اينجا توجه بينندگان عزيز را جلب مي كنم كه بزرگان أهل سنت آورده اند كه روز عاشوراء، با چه روزي از أيام هفته مطابق بود:

إبن عساكر در تاريخ دمشق مي نويسد:

فأجمع أكثر أهل التاريخ، أنه قتل في المحرم سنة أحدي و ستين يوم عاشوراء، يوم سبت و قيل الجمعة.

اكثر تاريخ نويسان بر اين عقيده اند كه حسين در ماه محرم سال 61 كه روز شنبه بوده به شهادت رسيده است، و بعضي گفته اند روز جمعه بوده است.

تاريخ مدينه دمشق لإبن عساكر، ج14، ص249

و هم چنين إبن حجر عسقلاني در كتاب تلخيص الحبير مي نويسد:

إن قتل الحسين كان يوم عاشوراء يوم الجمعة سنة إحدي و ستين.

امام حسين (عليه السلام) در روز عاشوراء سال 61، در روز جمعه كشته شد.

تلخيص الحبير، ج5، ص84

بعضي عاشوراء را در روز جمعه و بعضي روز شنبه نقل كرده اند.

مقاتل الطالبيين، ص51 ـ تهذيب الكمال للمزي، ج6، ص445

حتي يك روايت ضعيف در تاريخ ما نداريم كه روز شهادت امام حسين (عليه السلام) در روز دوشبه بوده باشد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

هنگامي در همان خطبه كه حضرت زينب (سلام الله عليها) مي گويد:

يا أصحاب محمداه! هؤلاء ذريه المصطفي يساقون سوق السبايا.

خطاب به چه كساني است؟ اگر خطاب به لشكريان عمر سعد است كه ظاهر جمله هم همين طور است، آيا در بين لشكريان عمر سعد از اصحاب رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هم بودند؟ چنان چه تاريخ گواهي مي دهد كه از اصحاب رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در ميان ياران امام حسين (عليه السلام) بودند. اين را لطفا توضيح بدهيد به ضميمه اين حديث مشهور كه قبلا فرموده ايد:

رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در روز قيامت مي بينند كه عده زيادي از اصحاب را مگر تعداد كمي، به طرف جهنم مي برند، رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) سؤال مي كند اينها كه هستند؟ خطاب مي رسد: يا رسول الله! اينها بعد از تو به انحراف رفتند.

اين دو مطلب را در كنار هم تحليل بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با اين كه حضرت زينب (سلام الله عليها) اشاره مي كند به اين كه يا اصحاب محمداه! قطعا اشاره به لشكريان عمر سعد نيست و هيچ شك و شبهه اي نيست؛ حتي يك نفر هم ادعا نكرده كه از اصحاب نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) يك نفر هم در ميان لشكريان عمر سعد بوده؛ اينجا خطاب به همان اصحاب رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) است و آنهايي كه اين را زمينه سازي كردند كه معاويه روي كار بيايد و بعد از معاويه، برخلاف عهدنامه اي كه با امام مجتبي (عليه السلام) بسته بود و بر خلاف سنت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله)، يزيدي كه شارب الخمر و ميمون باز و قمارباز بود بر سر كار بيايد و اصلا معتقد به اسلام نبود؛ همان طور كه خودش با ديدن سر مطهر آقا امام حسين (عليه السلام)، شروع كرد به استهزاء كردن رسول اكرم (صلي الله عليه و آله):

لعبت هاشم بالملك، فلا خبر جاء و لا وحي نزل.

حضرت زينب (سلام الله عليها) اشاره دارد به اصحاب رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) كه اين زمينه را ايجاد كردند و ببينند كه: يساقون سوق السبايا، امروز فرزندان و ذريه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را همانند اسراي كفار و مشركين به اسارت مي برند.

آن روايتي را هم كه شما اشاره داشتيد، در صحيح بخاري نقل مي كند از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) كه مي فرمايد:

فقال: هلم، فقلت: أين؟ قال: إلي النار والله، قلت: ما شأنهم؟ قال: إنهم ارتدوا بعدك علي أدبارهم القهقري، فلا أراه يخلص منهم إلا مثل همل النعم.

فرداي قيامت را مي بينم كه بعضي از صحابه مرا مي برند، عرض مي كنم: اينها را كجا مي بريد؟ خطاب مي رسد: به خدا سوگند اينها را به سوي آتش جهنم مي بريم، مي گويم: اينها مگر چه كار كرده اند كه به سمت آتش جهنم مي بريد؟ اينها بعد از تو مرتد شدند و به افكار جاهليت برگشتند. بعد نبي مكرم (صلي الله عليه و سلم) مي فرمايد: و من مي بينم كه از اين صحابه من، جز تعداد اندكي از جهنم خلاصي نمي يابند.

صحيح بخاري، ج7، ص207، ح6587 ـ عمده القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج23، ص142

اين عبارت در صحيح بخاري و صحيح مسلم و ساير كتب معتبر أهل سنت هست؛ حتي من ديدم يكي از بزرگان أهل سنت نوشته:

اي كاش بخاري در صحيحش حديث حوض را نمي آورد.

إن شاء الله سر فرصت راجع به حديث حوض با بينندگان مفصل صحبت خواهيم كرد.

اين كاملا مشخص است بر اين كه اين قضيه: إنهم ارتدوا بعدك علي أدبارهم القهقري، همان طور كه إبن أثير هم از علماي أهل سنت دارد اين ارتداد، ارتداد از ايمان نيست؛ بلكه مراد از اين ارتداد عبارت است از ترك اساسي ترين سخنان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است كه خود إبن أثير در كتاب النهاية في غريب الحديث صراحت دارد:

و في حديث القيامة و الحوض، فيقال إنهم لم يزالوا مرتدين علي أدبارهم القهقري، أي متخلفين عن بعض الواجبات و لم يرد ردة الكفر.

اين صحابه كه مرتد شدند و به دوران جاهليت برگشتند، يعني از بعضي از واجبات تخلف كرده اند و قطعا ارتداد كفري نيست.

النهاية في غريب الحديث، ج2، ص214

ما هم بر اين باور هستيم كه يكي از اساسي ترين واجبي كه صحابه بي توجي كردند و ترك كردند، بحث وصيت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) درباره علي (عليه السلام) و أهل بيتش بود، يعني به تعبير يكي از بزرگان اگر چنان چه خداوند در قرآن نفرموده بود:

قل لا أسئلكم عليه إلا المودة في القربي.

أجر رسالت را مودت في القربي قرار داده.

سوره شوري/آيه 23

اگر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نفرموده بود كه علي (عليه السلام) و حسن و حسين (عليهما السلام) طبق رواياتي كه نقل كرديم:

أنا حرب لمن حاربهم و من حاربهم فقد حاربني.

هر كس با اينها بناي جنگ بگذارد، با من بناي جنگ گذاشته است.

اگر اصلا چيزي نگفته بود، آيا براي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) كه 23 سال تمام، تلاش شبانه روزي خود را به كار بسته براي نجات اين امت از بت پرستي، از شرك، از زير خاك زنده زنده دفن كردن، از فساد و از هرگونه آلودگي ها نجات داده، آيا واقعا نتيجه زحمات نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) همين بوده؟! اگر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده بود: مردم! در حق اهل بيت من، از هرگونه بدي و دشمني و عداوت خودداري نكنيد و هرچه از دست تان بر مي آيد، عداوت در حق آنها انجام دهيد، آيا بيش از اين مي توانستند بكنند؟! آن حادثه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، آن آقا امير المؤمنين (عليه السلام)، آن آقا امام مجتبي (عليه السلام) كه جنازه اش در روز روشن تيرباران شد، اين آقا امام حسين (عليه السلام) و روز عاشوراء، اين بچه هاي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را به اسيري بردن؛ اگر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور داده بود به عداوت أهل بيت (عليهم السلام) ، من گمان نمي كنم بيش از اين دودمان بني اميه و قريش مي توانستند در حق أهل بيت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بدي كنند.

إن شاء الله قيامتي است و در محكمه عدل إلهي، همه شاهد محاكمه اين افرادي كه اين زمينه ها را فراهم كردند، خواهيم بود.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

فلسفه قيام امام حسين (عليه السلام) چه بوده است؟ در چند جمله كوتاه بيان بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با فلسفه قيام امام حسين (عليه السلام) سخن بسيار است؛ همان طور كه بينندگان عزيز چه از شبكه سلام و چه از ساير رسانه ها، اين قضايا را شنيده و ديده اند؛ ولي من در جمله اي كوتاه و مختصر عرض كنم:

بعد از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) كه مسير امت اسلامي به انحراف رفت و آنجائي كه بايد خليفه و جانشين به حق و راهنماي مردم، كه به امر الهي، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) معين كرده بود، او را كنار زدند و افرادي كه آشنايي آن چناني با معارف اسلامي نداشتند، سر كار آمدند و باعث شد آنچه كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در طول 23 سال زحمت كشيده بود و در جامعه إحياء كرده بود، به نام سنت، دست خوش تغيير شد و اينها در اثر گذشت زمان ولو در همان 25 سال (خانه نشيني امير المؤمنين (عليه السلام) ) يا 50 سال (فاصله رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) تا روز عاشوراء) به قدري دست خوش تغيير شد كه آقا امام حسين (عليه السلام) ديد هيچ گونه صبر و تحمل امكان پذير نيست. من يك روايتي را نقل مي كنم از صحيح بخاري و صحيح مسلم و عمدة القاري از عمران بن حصين، نقل مي كنند كه وقتي آقا امير المؤمنين (عليه السلام) در بصره نماز جماعت خواندند، ايشان مي گويد:

قد ذكرني هذا صلاة محمد أو قال: صلي بنا صلاة محمد.

اين نماز علي، ياد آور نماز رسول اكرم است.

صحيح بخاري، ج1، ص200، ح784ـ صحيح مسلم، ج1، ص191، ح393ـ عمده القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج6، ص59

اين جمله خيلي پرمعنا است و خيلي پيام دارد. يعني اين صحابه اي كه با رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نماز خوانده بودند، مي ديدند نمازي كه در جامعه آن روز به پا مي شود با نماز رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) سنخيت ندارد و نماز امير المؤمنين (عليه السلام) است كه با نماز رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) سنخيت دارد. يك تعبيري دارد جناب شافعي، رهبر شافعي ها در كتاب الأم از وههب بن كيسان نقل مي كند:

كل سنن رسول الله (صلي الله عليه و سلم) قد غيرت حتي الصلاة.

تمام سنت رسول اكرم (صلي الله عليه و سلم) در جامعه دست خوش تغيير و تحريف شده؛ حتي نماز واجب.

الأم للشافعي، ج1، ص269

يك تعبيري نقل مي كند از وهب كه اگر اصحاب رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) برخيزند و بيايند اعمال شما را ببينند، جز اين كه شما رو به قبله مي ايستيد، ديگر هيچ اثري از آثار زمان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در ميان شما نخواهند ديد.

از اينجا پي توان بردن كه در دريا چه طوفان است

وقتي كه نماز يا سنت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) اينچنين تغيير مي يابد و جناب وهب بن كيسان صراحت دارد و خود عمران بن حصين نماز امير المؤمنين (عليه السلام) را يادآور نماز رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) مي داند، خوب مشخص است در اين موقعيت و بحران، وظيفه آقا امام حسين (عليه السلام) است كه بي مهابا برخيزد و با إهداء خون خودش و اسارت عزيزانش، پرده از روي چهره نفاق دودمان بني اميه بردارد. دودمان بني اميه اي كه خود را خليفه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و نماينده مردم و بلكه خليفه خدا مي دانستند. خيلي جالب است كه حتي حجاج بن يوسف ثقفي هم به يك مرحله اي رسيده كه مي گويد:

إني لا أعمل إلا بوحي.

من هر كاري مي كنم، از بالا جبرئيل براي من وحي مي فرستد و من طبق وحي كارهايم را انجام مي دهم.

تاريخ مدينه دمشق لإبن عساكر، ج12، ص160

إن خبر السماء لم ينقطع عن الخليفة الأموي.

خبر آسمان از دودمان بني اميه و خلفاي بني اميه قطع نشده است.

تهذيب تاريخ دمشق، ج4، ص72

يعني همان طوري كه در رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بر ايشان وحي مي شد، براي بني اميه هم از بالا وحي مي شود و اينها بدون وحي حركت نمي كنند. آقا امام حسين (عليه السلام) با قيامش، اين لباس قداستي كه بر بدن درندگان بني اميه شده بود، اين لباس را كند و چهره واقعي يزيد و دودمان يزيد را براي مردم كاملا معرفي كرد و مردم متوجه شدند كه قضيه غير از آني است كه دودمان بني اميه در بالاي منبر براي آنها بيان مي كنند.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

اگر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) امروز حضور داشتند، چه كاري را در اولويت قرار مي دادند؟

جواب:

مشخص است كه رسالت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) إحياء شريعت و إحياء مردم است. قرآن صراحت دارد در سوره انفال آيه 24:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ

اي كساني كه ايمان آورديد! دعوت خدا و رسول خدا را اجابت كنيد كه شما را دعوت مي كنند براي چيزي كه حيات شما در آن است.

يعني وقتي كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بيايد و إن شاء الله روزي كه حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيايد، مردم را از مرده دلي و توجه به ماديت و دل مردگي نجات مي دهد، مردم را هم به حيات مادي دنيوي و هم رفاه مي رساند، به طوري كه وقتي ايشان ظهور مي كند، مردم از نظر رفاه به مرحله اي مي رسند كه حتي فقيري پيدا نمي شود كه مردم زكات واجب شان را به او بدهند؛ از نظر امنيت به مرحله اي مي رسد كه اگر يك زن به تنهائي از غرب عالم بخواهد به شرق عالم برود، كسي متعرض او نمي شود؛ يا آن چنان امنيت ايجاد مي شود كه گرگ و ميش با هم در يك آبشخور آب مي خورند و گرگ را جرأت تعرض به ميش و نه ميش ترسي از گرگ دارد؛ اين يك نكته.

نكته ديگر اين كه در سوره جمعه آيه 2 مي فرمايد:

هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آَيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحِكْمَةَ

خدايي كه پيامبري را از خود مردم برگزيد تا اين كه آيات خدا را بر مردم قرائت كند و از هرگونه آلودگي و وابستگي به نفس اماره و گناه و معصيت پاك كند و از نظر مسائل علمي و فرهنگي به مرحله اي برساند كه نمونه اي در تاريخ بشري براي آن نباشد.

پس اگر آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بخواهد بيايد، مردم و جامعه را به مرحله اي مي رساند كه بالاترين مرحله كمال و ايده آل بشري است.

* * * * * * *

سؤال:

از پاكستان تماس مي گيرم، نمي دانم روز دهم ماه محرم فردا است يا پس فردا؟ چون ايام ايران و پاكستان فرق مي كند.

جواب:

آنچه مسلم است، روز عاشوراء شنبه است؛ چون پاكستان با ايران هم افق است و چنان چه روز شنبه را روز عاشوراء بگيرند، قطعا به احتياط نزديك تر است. البته چنان چه حكومت پاكستان رسما اعلام كند كه روز يكشنبه روز عاشوراء است، بر شيعيان هم لازم است از حكومت تبعيت كنند و همان روز را روز عاشوراء بگيرند. اين كه چه روزي باشد مهم نيست. آنچه كه مهم است، نحوه برگزاري مراسم عزاداري ماست و نحوه إظهار عشق و إرادت ماست به سرور آزادگان آقا سيد الشهدا (عليه السلام) و إحياء داشتن اين روز و مرام و اهداف ايشان است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

چون مكرر مي شنويم درباره روزه عاشوراء، شنوندگان عزيز دقت كنند كه به اتفاق فقهاء، روزه اين روز كراهت دارد. بني اميه اين روز را چون پيروز شدند، روزه گرفتند و فقهاء فرمودند كه در اين روز، تا ظهر چيزي نخورند و در عصر، با تربت امام حسين (عليه السلام) افطار كنند و روزهاي ديگر مستحب است. لطفا در اين زمينه آنچه لازم است توضيح بدهيد.

استاد حسيني قزويني

بسياري از أهل سنت روزه روز عاشوراء را مستحب مي دانند و اين هم به خاطر بدعتي است كه دودمان بني اميه گذاشتند، به خاطر پيروزي كه در روز عاشوراء سال 61 هجري داشتند و ما در زيارت عاشوراء مي خوانيم:

أللهم إن هذا يوم تبركت به بنو أمية.

بني اميه اين روز را روز مباركي براي خودشان قرار دادند.

ولي فقهاي شيعه به أجمعهم، روزه اين روز را مكروه مي دانند و حتي بعضي حرام مي دانند و روزه گرفتن در روز عاشوراء صحيح نيست؛ ولو بخاطر تشبه به أعداء عصمت و طهارت (عليهم السلام) باشد. اگر فرصتي باشد، مدارك شيعه و سني را در رابطه با روزه روز عاشوراء در يك جلسه مطرح خواهيم كرد. ادله اي كه برادران أهل سنت در اين رابطه مطرح مي كنند، كاملا ضعيف است يا سندا يا دلالتا و يا آنچه كه جامعه اسلامي آن روز بوده و ائمه و أهل بيت (عليهم السلام) نسبت به اين روز داشتند، روزه اين روز، مرضي خداوند و أهل بيت (عليهم السلام) نيست.

* * * * * * *

سؤال:

عزاداري به سبك فعلي و با پيراهن مشكي، آيا از زمان بعد از شهادت امام حسين (عليه السلام) اتفاق افتاده است يا از چه تاريخ ديگري؟

جواب:

قبلا هم عرض كرده ايم كه اولين گريه كننده و عزادار براي امام حسين (عليه السلام)، خود حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و حضرت امير المؤمنين (عليه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و ام سلمه بودند و اولين عزاداري در كربلاي معلي، روز يازدهم محرم در كنار اجساد مطهر شهداء، توسط جناب حضرت زينب (سلام الله عليها) و امام سجاد (عليه السلام) انجام گرفت و دومين عزاداري بعد از ورود كاروان اسراء به كوفه، آقا امام سجاد (عليه السلام) و حضرت زينب (سلام الله عليها) و ام كلثوم (سلام الله عليها) با خواندن خطبه هاي قراء و كوبنده، كوفه را به عزاخانه مبدل كردند و مردم با دست خود به سر و صورت خود مي زدند و ناله و ضجه تمام خانه ها و كوچه ها و خيابان هاي كوفه را فرا گرفت.

سومين باري كه عزاداري رسمي شد، خطبه امام سجاد (عليه السلام) بود در شام، كه با خطبه خواندن آقا امام سجاد (عليه السلام)، آن چنان ناله و گريه و ضجه در مسجد برخواست كه يزيد وحشت كرد و به مؤذن دستور داد تا اذان بگويد و صداي امام سجاد (عليه السلام) را نگذارند به گوش مردم برسد.

تاريخ الطبري، ج4، ص353

عزاداري چهارمي كه عزاداري رسمي بود، أهل بيت (عليهم السلام) بعد از برگشتن به مدينه منوره، در آنجا مفصل آقا امام سجاد (عليه السلام) و حضرت زينب (سلام الله عليها) تمام قضايا را نقل كردند و مردم مدينه سراپا در گريه و ناله و شيون و ضجه بودند.

صورة الحسين في الوجدان شعبي، ص265

ائمه (عليهم السلام)، آقا امام سجاد (عليه السلام)، امام باقر (عليه السلام)، امام صادق (عليه السلام)، امام كاظم (عليه السلام)، امام رضا (عليه السلام) و هر كدام از ايشان، كه امكان بود در خانه هاي خود يا بعضي در روزهاي عرفه، اين عزاداري را داشتند. در سال 252 هجري توسط معز الدولة، كاملا عزاي عمومي و تعطيل عمومي اعلام شد و مردم به صورت سينه زنان با لباس سياه در خيابان ها آمدند و عزاداري امام حسين (عليه السلام) را به پا كردند. در سال 307 هجري در آفريقا در ماه محرم، معز بن باديس، لشكريان خود را به قتل شيعيان دستور داد و أهل سنت را در اين امر آزاد گذاشت و در آنجا مسائل خيلي مفصلي انجام شد؛ ولي شيعيان به مساجد و حسينيه ها رفتند و عزاداري امام حسين (عليه السلام) را انجام دادند.

الكامل لإبن أثير، ج9، ص 294

اين قضايا كاملا مشخص بوده و بعد از فروپاشي دودمان بني العباس و روي كار آمدن مغول، اينها به كشورهاي اسلامي و شهرهاي شيعه نشين، براي عزاداري امام حسين (عليه السلام) آزادي ويژه اي دادند. البته ما در اينجا گلايه اي داريم كه بعضي تحريفاتي در اين زمان نسبت به قضيه عاشوراء انجام دادند كه إن شاء الله اگر بنا شد آسيب هاي كربلاء و عزاداري را مطرح كنيم، اشاره خواهيم كرد. اين قضيه عزاداري رسمي براي امام حسين (عليه السلام) و ناله و شيون و به سر و سينه زدن به همين شكل از روز يازدهم عاشوراء شروع شده و به همين شكل ادامه يافته است.

* * * * * * *

سؤال:

بنده از آمريكا تماس مي گيرم، ما چطوري مي توانيم اين پيام كربلاء را به جوان هاي مان برسانيم؛ متأسفانه جوان هاي ما اينجا ياد گرفته اند همه دنبال شادي و خوشحالي و اوقات خوش بيهودگي و بطالت داشته باشند و مسائل را مي خواهند سطحي بنگرند. ما چطوري مي توانيم اين پيام عميق الهي و اين پيام حضرت زينب (سلام الله عليها) را به اين جوانان بدهيم، تا بفهمند اين زندگي، آنچه كه آنها احساس مي كنند نيست؛ بلكه يك تحولي در آنها ايجاد بشود و إن شاء الله ببينيم جوان هاي مان قدري رشد مي كنند؟

جواب:

من به اين عزيز و ديگر عزيزان در ساير كشورها كه صداي برنامه يا ضبط برنامه را مي شنوند و مي بينند، تقاضا مي كنم كه ايام عزاداري امام حسين (عليه السلام) را همانگونه كه در ايران بوده و هست، در آنجا هم انجام دهند؛ ولو اين كه دو يا سه خانوده هستيد. يا اگر يك خانواده هم هستيد، شبكه هايي كه عزاداري امام حسين (عليه السلام) را پخش مي كنند، بچه ها را دور خودتان جمع كنيد. دوستان خود را جمع كنيد، يك اطعامي بدهيد براي امام حسين (عليه السلام) و بخاطر خداوند تا اين كه اين قضيه عزاداري را حفظ كنيد و بتوانيد همين 4، 5 نفري گريه كنيد و سينه بزنيد؛ قضايا و اهداف عاشوراء را براي بچه هاي تان بصورت قصه تعريف كنيد؛ تلاش كنيد و نگذاريد اين ها از امام حسين (عليه السلام) جدا بشوند و اگر چنان چه بچه هاي تان با امام حسين (عليه السلام)، ولو پيوند ضعيفي داشته باشند و با يك سينه زدن ارادت شان را نشان بدهند، إن شاء الله آنان با همين ارتباط، با نظر ولائي آقا امام حسين (عليه السلام) از سقوط در منجلاب فساد نجات پيدا مي كنند.

* * * * * * *

سؤال:

در رابطه با قمه زني مي خواستم بپرسم كه آيا از اول حرام بوده يا حلال بوده؟ چرا نظر علماي فعلي با علماي قديم فرق مي كند. اين را توضيح دهيد.

جواب:

هر كسي آنچه كه برايش واجب است، تبعيت از مرجع تقليد عصر خودش است. بر فرض اگر مرحوم شيخ انصاري (ره)، 200 سال قبل، يك نظري مي داد، اين براي شيعيان زمان ما حجت نيست، هر كس از هر مرجعي تقليد مي كند، از دفتر مراجع فعلي سؤال كند و فتوايشان را جويا شود.

من نظر شخصي خودم را مي گويم و كاري با نظر مراجع بزرگوار تقليد و علماء ندارم، الآن حتي اگر قمه زني را يك امر مقدسي بدانيم، ولي وقتي مي بينيم از اين عمل ما، وهابيت سوء استفاده مي كنند و در سايت هاي متعدد وهابيت، قمه زني هاي شيعيان را مي گذارند و به عنوان اين كه اينها عقل ندارند و يا قمه زني يك طفل كوچك را گذاشته اند و تعابير خيلي وقيح و زشت بكار مي برند و اين عمل به يك عمل ضد تبليغي تبديل شده؛ لذا با توجه به اين كه دشمنان شيعه، حداكثر سوء استفاده را از اين قضيه مي كنند و تحريك عواطف بعضي ها را نسبت به شيعه انجام مي دهند، اين امر، امروز در جامعه صحيح نيست و بايد يك جامعه اي باشد كه تالي فاسدي نداشته باشد و واقعا موجب وهن مذهب نشود. قطعاً مادامي كه هيچ ضرري براي بدن نداشته باشد، هيچ اشكالي ندارد؛ همان طوري كه فقهاي قديم ما نظر داشتند.

باز هم مي گويم كه عزيزان از هر كجاي دنيا كه هستند و از هر مرجعي كه تقليد مي كنند، با تماس يا ارتباط با سايت يا دفتر آن مرجع (تلفن، فكس، اينترنت)، نظرشان را جويا شوند و نظر آنان حجت است نه نظر بنده.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | جواد | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٥ بهمن ١٣٨٦ |
سارعوا الي مغفره من ربكم و جنه عرضها السموات...
2 | سوران | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٣ خرداد ١٣٨٧ |
سلام : حضرت حسين(رضي) با خون خود پرچم اسلام را قرمز و به دست ما داد تا به سينه دشمن بکوبيم اما شيعيان آن را سياه کرده اند و به سينه خود مي کوبند چرا؟؟؟؟؟
ما اهل سنت و جماعت در روز عاشور و تاسوعا روزه مي گيريم اما شما در آن روز بهترين غذا را مي خوريد چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
جناب سوران ! اگر به ادعاي شما ، امام حسين پرچم قرمز به دست شما داده است تا آن را به سينه دشمن بكوبيد ، چرا در جنگ سي و سه روزه لبنان به جاي پشتباني از مسلمانان لبنان ، فتوي به تكفير آنان داديد و كمك كردن به آن‌ها را حرام اعلام كرديد ؟
اگر پرچم قرمز به دست شما است ، چرا به جاي كمك كردن به مسلمانان فلسطين كه اتفاقاً هم مذهب شما نيز هستند ، به دشمن آن‌ها يعني اسرائيل كمك مي‌كنيد ؟ چرا همانند حسين بن علي عليه السلام قيام نمي‌كنيد و فلسطينيان را از چنگال يهوديان كه بيش از نيم قرن است گرفتار آن هستند ،‌ نجات نمي‌دهيد .
آيا فقط شيعيان وظيفه دارند كه از فلسطين دفاع و با اسرائيل بجنگند ؟
آيا معناي داشتن پرچم قرمز آن است كه شصت سال در زير چكمه‌هاي اسرائيل ذلت و خواري را تحمل كنيد ؟
آيا مي‌دانيد كه منشأ اين همه ذلت پذيري چيست ؟
بلي ، منشأ اين فكر نيز همانند بسياري از افكار اهل تسنن ، عمر بن الخطاب است . وي در توصيه به يكي از افرادش مي‌گويد :
يا أبا أمية لعلك ان تخلف بعدى فأطع الامام وإن كان عبدا حبشيا ان ضربك فاصبر وان امرك بأمر فاصبر وان حرمك فاصبر وان ظلمك فاصبر وان امرك بأمر ينقص دينك فقل سمع وطاعة دمى دون ديني
سن الكبري، بيهقي، ج8، ص159 .
«اطاعت كن از رهبرت، ولو اين كه بندۀ حبشي باشد، اگر تو را زد، صبر كن، اگر به تو دستوري داد، صبر كن، اگر تو را از چيزي محروم كرد، صبر كن، اگر به تو ظلم كرد صبر كن، و اگر به تو دستوري داد كه دينت را نقص مي‌كرد، بازه بگو به روي چشم... .»
اين سخن عمر آن قدر روي علماي اهل تسنن تأثير گذاشته است كه فتوي داده‌اند :
وأما الخروج عليهم وقتالهم فحرام بإجماع المسلمين وإن كانوا فسقة ظالمين (شرح مسلم، النووي، ج 12، ص 229 و شرح مقاصد تفتازاني، ج2، ص71 و المواقف، قاضي ايجي، ج8، ص349).
«هر گونه خروج بر عليه آن‌ها (امراء ظالم) و جنگ با آن‌ها حرام است به اجماع مسلمين؛ هرچند كه فاسق و ظالم باشند!!!.»
آيا اين است معناي پرچم سرخ به دست گرفتن !
براستي چه قدر تفاوت است ميان اين سخن عمر و بيان گهربار حسين بن علي عليه السلام كه فرمود :
من رأى سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناكثا لعهد الله مخالفا لسنة رسول الله صلى الله عليه وآله يعمل في عباد الله بالاثم والعدوان فلم يغير عليه بفعل ولا قول كان حقا على الله أن يدخله مدخله.
كسي كه حاكم ظالمي را ببيند كه حرام خدا را حلال مي‌كند و حرام خدا را حلال، و با سنت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مخالفت مي‌كند؛ اما با عمل و يا سخنش سعي در تغيير آن نكند، سزاوار است كه خدا او را به جهنم بيندازد.
--------------------------------
اما بحث صوم عاشورا ! اگر كمي در سايت جستجو مي‌كرديد‌ ، جواب اين سؤالتان را نيز مي‌يافتيد ، لطفاً به اين آدرس مراجعه بفرماييد :

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=56

والسلام علي من اتبع الهدي

گروه پاسخ به شبهات
3 | سوران | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٥ تير ١٣٨٧ |
1- جناب شما هر کجا که گير مي کنيد سريع ميري سراغ وهابيون به ما بگوييد کدام يک از عالمان اهل سنت و جماعت همچين فتواي رو دادند که کمک به آنها حرام است
2- شما يک کشور براي ما نام ببر رهبرانشان اهل سنت و جماعت باشد يعني وهابي نباشد تا به مردم فلسطين کمک کند و يا دريغ کرده باشد ولي مثل اينکه فراموش کردي که چه کساني و مرادني از جامعه اهل سنت و جماعت دو بار بيت المقدس را فتح کردند اولين حضرت عمر رضي الله عنه و بار دوم حضرت صلاح الدين ايوبي(رحمه الله عليه) ان را فتح كردند و از چنگ صليبان خارج كردند چرا به فراموشي سپردي در ضمن بيت المقدس نبايد به شيعه و سني ربط بدهيم چون اين يعني......................خوب شما هم يه لطفي بكنيد و براي اولين بار در دنيا يك نفر شيعه بيايد و يه تيكه سرزمين را براي اسلام فتح كند آيا گناه است آيا از شيعيان را كسي مي شناسيد كه يك سرزمين رو فتح كرده باشد
3- در باره حضرت عمر (رضي الله عنه)هم سفسطه است چرا در بعضي از سفسطه هاي ديگرتون حضرت عمر(رضي الله عنه) را در مقابل شير خدا حضرت علي(رضي الله عنه) ضالمي بيرحم كردي و حضرت علي(رضي الله) را ذليل كردي در مورد اينكه به كتاب اشاره كردي بسيار خوب است من كتاب رو در دسترس ندارم ولي هر جا كه باشد سراغش ميرم براي آن هم جوابتان را خواهم داد البته شما بايد بدانيد كه حضرت عمر چه سرزمينهاي را فتح كردند اگر اين گفته شما سفسطه نباشد چطور باور مي كنيد كسي كه اينهمه براي اسلام جنگيده حالا چطور باور كنيم كه همچين حرفي را زده باشد
بشكست عمـــــر پشت هژبران عجــم را
بـــربـــــاد فنــــا داد رگ ريشـــه جـــم را
اين عـربده بر غصب خلافت زعلي نيست
بـــر آل عمـــر كينه قديــم است عجـم را

پاسخ:
جناب سوران عزيز ! ما بارها در اين سايت نظرات شما را نمايش و جواب داده‌ايم و بارها نيز از شما سؤالاتي پرسيده‌ايم كه تا كنون حتي به يكي از آن‌ها نيز جواب نداده‌‌ايد . آيا قرار است كه اين مباحث يك طرفه باشد ؟
1 . شما يك كشور از اهل سنت و جماعت را نشان بده كه به كمك حزب الله رفته باشد ؟
2 . آيا رهبران و مردم تمامي كشورهاي اسلامي وهابي هستند ؟ اگر چنين باشد ، واي به حال اهل سنت و جماعت !!!
بلي عمر بيت المقدس را فتح كرد ؛ ولي از آن جايي كه عمر اصل حكومتش غاصبانه بوده است ، اين كارهاي وي همانند اين مي‌ماند كه شخصي از مال دزدي صدقه بدهد . آيا صدقه وي پذيرفته خواهد شد .
بهترين دليل بر عدم مشروعيت اين جنگ‌ها و فتوحات ، شركت نكردن امير المؤمنين و فرزندان آن حضرت در اين جنگ‌ها است . چرا امير المؤمنيني كه در تمامي جنگ‌هاي زمان رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) شركت فعال داشت و پيشاپيش همه جنگ آوران پرچم اسلام را به دوش مي‌كشيد و پهلوانان دشمني را يكي يكي به زمين مي‌زد ، بعد از آن حضرت در هيچ جنگي شركت نكرد ؟
آيا نعوذ بالله، امير المؤمنين عليه السلام شجاعتش را از دست داده بود يا خلافت شيخين و اين جنگ‌ها را مشروع نمي‌دانست ؟
4 | حميد رضا احيايي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٨ آبان ١٣٨٧ |
باتشكر از سايت شما و پاسخ هاي قانع كننده شما اميدواريم كه هميشه موفق باشيد درود خداوند بر عليابن ابيطالب و فرزندان بزرگوارش
5 | احد دهقان دهنوي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٤ ارديبهشت ١٣٨٨ |
سلام عليكم شبهاي مطرح است درباره اينكه شيعه امام حسين(ع) را به كربلا’ دعوت كرد و به شهادت رساند لطفا درباره اين موضوع توضيح دهيد و همچنين مشروعيت سوگواري و عزاداري براي امم حسين چيست؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- در مورد سوال اول در آدرس ذيل پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=5043
2- سوال دوم نيز در ادرس ذيل پاسخ داده شده است :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=4087
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
6 | ميثم س | , آمریکا | ١٢:٠٠ - ٠١ مهر ١٣٨٨ |
1 _ايا خدا امام حسين عليه السلام را در کربلا ياري کرد . 2 _ چرا امام حسين اهل بيت خود به همراه اورد با انکه ميدانست دراين سفر بازگشتي نيست . 3 _ ايا امام حسين فريب مردم کوفه را خورد .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
1- ياري مومنين ، هميشه به صورت جلوگيري از كشته شدن نيست ؛ بهترين ياري ، رساندن شخص به بالاترين درجات انساني است ؛ و خداوند اين مقام را به حضرت سيد الشهدا عليه السلام با شهادت و از خودگذشتگي و دست‌شستن از جان و مال ، اعطا نمود .
2- امام ، در بسياري از اوقات ، مامور به عمل به ظاهر است (و نه به علم غيب و اين خود يكي از سخت‌ترين امتحانات الهي است) ؛ وقتي اهل كوفه از حضرت براي سكونت در شهرشان دعوت كردند ، آن حضرت ، به صورت طبيعي ، بايد با خانواده خويش به چنين سفري مي‌رفتند .
3- خير ؛ آن حضرت به وظيفه خويش عمل كرده‌اند ؛ وظيفه آن حضرت ، ايجاد زمينه هدايت براي مردم است ؛ و ايجاد زمينه هدايت براي اهل كوفه ، با رفتن به سوي آنان و قبول دعوتشان بود .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
7 | سيد علي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢١ آبان ١٣٨٨ |
يا علي
اجرتون با مولا
ما آماده هر نوع همکاري هستيم
8 | momen abdullah | , مالزی | ١٢:٠٠ - ٢٢ آبان ١٣٨٨ |
برادر عزيز سيد علي
بنده از شما يک استدعا دارم:
ترجمه ترجمه ترجمه.
به هر زباني که بلد هستيد.

يا علي
9 | مهديه آقايي | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٥ فروردين ١٣٨٩ |
با سلام لطفا درباره شبهات و مسائلي که پيرامون حرکات و اعمال حضرت زينب (س) آمده نيز توضيح دهيد.با تشکر

پاسخ:

با سلام

خواهر گرامي

بهتر است شبهات را به صورت دقيق (و نه كلي)‌مطرح كنيد ، تا به آنها پاسخ داده شود.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

10 | منصور سليمي بني | , ایران | ٠٨:٥١ - ٠٩ تير ١٣٨٩ |
با سلام لطفآدرباره شبهات شيعيان در كتابهايشان مي گويند كه رفتن حسين به سوي اهل كوفه وحمايت نكردن كوفي ها از او و كشتن حسين سبب شد تا همه مردم مرتد شوند به جز 3 نفر پس اگر حسين آنگونه كه شيعيان مي گويند غيب مي دانست به سوي آنها نمي رفت. برايم توضيح دهيد. باتشكر.

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

بهتر است در ابتدا سخن شيعه را از يك منبع معتبر نقل كنيد ، تا بعد ما پاسخگو باشيم ! البته اهل سنت شبيه اين سخن را در مورد ابوبكر و عثمان مي‌زنند !

1- مي‌گويند وقتي رسول خدا (ص) از دنيا رفت تمام عرب به خاطر مخالفت با ابوبكر (غير از گروهي اندك)‌كافر شدند !

2- مي‌گويند وقتي به عثمان هجوم بردند ، همه مردم جز چهار نفر دچار فتنه شدند !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English